اشکی بالاتر از نماز شب!

اشکی بالاتر از نماز شب!

71408899903408639316.jpg

آیتالله بهجت: گریه بر سیدالشهدا (علیه السلام) از همه مستحبات بالاتر است حتی از نماز شب!  چون نماز شب حالتی جسمی دارد ولی گریه بر سیدالشهدا (علیهالسلام) رقّت روحی  است؛  و عامل آن، آن را در درون انسان به وجود آورده است.
منبع: پایگاه اطلاع رسانی آیت الله بهجت


ادامه مطلب


[ دوشنبه 8 تیر 1394  ] [ 5:47 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

لقب "مؤذن" مربوط به کدام امام است؟

لقب "مؤذن" مربوط به کدام امام است؟

61686679361493183054.jpeg

یکی از سوالات مطرح در خصوص ائمه اینکه اینکه لقب "مؤذن" مربوط به کدام امام است و به چه علت؟

ازامام کاظم(ع) دربارة لفظ مؤذن در این آیة شریف سؤال شد: "فأذن مؤذن بینهم ان لعنة الله علی الظالمین؛ در این هنگام ندا دهنده ای در میان آن ها ندا می دهد که لعنت خدا بر ستمگران باد"امام فرمودند: "مؤذن امیرالمؤمنین است".
امام باقر(ع) نیز فرمودند: "امیرالمؤمنین در هنگام بازگشت از جنگ نهروان، مطلع شد که معاویه آشکارا او را دشنام می دهد و یارانش را به قتل می رساند.حضرت برخاست و خطبه ای ایراد کرد و در ضمن آن فرمود: ندا دهنده در دنیا و آخرت منم؛ همان گونه که خدا می فرماید: "فاذن مؤذن بینهم ان لعنة الله علی الظالمین". من آن مؤذن رستاخیزم. و نیز می فرماید: "و اذان من الله و رسوله: (به هنگام حج باید از طرف خدا و پیامبر، این صدا به گوش همة مردم برسد...". آن مؤذن من بودم".

پی نوشت:
[1] اعراف/ 44.
بحارالانوار، ج 24، ص 269.
تفسیر نمونه، ج 6. ص 181.

 


ادامه مطلب


[ دوشنبه 8 تیر 1394  ] [ 5:41 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

محتوای خطابه های نماز جمعه در روایات امام رضا (ع)

محتوای خطابه های نماز جمعه در روایات امام رضا (ع)

 57739871829280166315.jpg;

در خطبه جمعه علاوه بر حمد و ثنای الهی و ذکر پیامبر اکرم (ص) و ائمه دین و یک سوره قرآن کریم، لازم است خطیب موعظه کند و عنداللزوم مطالب لازمی را برای مسلمین بگوید. راجع به اینکه آن مطالب لازم چه نوع مطالبی خوب است باشد، از یک روایت استفاده می کنم. در وسائل الشیعه، جلد اول صفحه 457 در ضمن احادیث مربوط به خطبه جمعه، حدیثی از کتاب علل الشرایع و عیون اخبار الرضا نقل کرده. این حدیث را فضل بن شاذان نیشابوری که از اکابر و ثقات رواه ما است از امام رضا (ع) نقل می کند.
در آنجا دارد: «انما جعلت الخطبة یوم الجمعة لان الجمعة مشهد عام»؛ «یعنی علت اینکه خطبه در روز جمعه قرار داده شده این است که روز جمعه از نظر اسلام روز اجتماع عمومی است و همه باید در اجتماع روز جمعه جمع شوند».
«فاراد ان یکون للامیر سبب الی موعظتهم و ترغیبهم فی الطاعة و ترهیبهم من المعصیة»؛ «خداوند با تشریع این دستور خواسته است که این وسیله ای باشد برای رئیس و پیشوای جمعیت که آنها را موعظه کند، به طاعت ترغیب کند و از معصیت و گناه، آنها را بترساند».
«و توقیفهم علی ما اراد من مصلحة دینهم و دنیاهم»؛ «دیگر اینکه مردم را آگاه کند به مصلحتهای دینی و مصلحتهای دنیائیشان، مصالح واقعی مردم را به آنها بگوید».
«و یخبرهم بما یرد علیهم من الافاق من الاحوال التی فیها المضره و المنفعة»؛ «دیگر اینکه آنچه در آفاق دور دست از قضایای خوب و بد به حال مسلمین واقع می شود به آنها بگوید و به اطلاع آنها برساند و آنها را در جریان بگذارد. حوادثی برای عالم اسلام پیش می آید، یک وقت از نوع نوید و بشارت است، پیشرفتی حاصل شده برای اسلام و افتخاری به دست آمده است و خوب است مردم مطلع شوند، و یک وقت است حادثه سوئی برای عالم اسلام پیش آمده باز باید مسلمین از حال یکدیگر آگاه بشوند، مثلا بدانند که در این هفته بر سر برادرانشان در الجزایر یا در نقطه دیگر دنیا چه آمده است».
حالا چرا باید دو خطابه انشاء بشود؟ چرا یک خطبه کافی نیست؟ و آیا فرق است بین آن دو خطبه؟ در همین حدیث ذکر شده «و انما جعلت خطبتین لیکون واحده للثناء علی الله و التحمید و التقدیس لله عزوجل، و الاخری للحوائج و الاعذار و الانذار و الدعاء لما یرید ان یعلمهم من امره و نهیه و ما فیه الصلاح و الفساد»؛ «علت اینکه دو خطبه فرض شده اینست که در یکی به حمد و ثناء و تقدیس الهی پرداخته شود و در یکی دیگر به ذکر حوائج مردم و ارشاد و موعظه آنها پرداخته شود. اما همانطوری که صاحب "وسائل الشیعه" گفته این جهت، همه وقت ضرورت ندارد».

منـابـع

مرتضی مطهری- ده گفتار- صفحه 236-235

 


ادامه مطلب


[ دوشنبه 8 تیر 1394  ] [ 9:52 AM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

نماز جمعه از منظر آیات قرآن

نماز جمعه از منظر آیات قرآن

68387098972081700739.jpg;

  در آیه 9 سوره جمعه آمده: «یا ایها الذین امنوا اذا نودی للصلاة من یوم الجمعة» (جمعه/آیه 9)؛ «در آن وقت از روز جمعه که فریاد برای نماز یعنی صدای موذن بلند می شود، «فاسعوا الی ذکرالله: بشتابید به سوی ذکر حق». مقصود از ذکرالله فقط نماز نیست که استماع خطبه مستحب باشد، به اجماع همه مفسرین و فقها استماع خطبه هم واجب است نه فقط شرکت در آن دو رکعت. «فاسعوا الی ذکرالله» قرآن خود این سخنرانی و خطبه را ذکرالله می نامد. این تعبیرات، تعبیرات کوچکی نیست، حساب دارد. همین جاست که مفسرین اهل سنت می گویند خطبه هایی که امروز در نماز جمعه خوانده می شود ذکرالشیطان است در حالی که قرآن از خطبه های نماز جمعه به ذکرالله تعبیر می کند.

«و ذروا البیع»؛ «خرید و فروش را رها کنید». گفته اند: بیع به عنوان مثل برای کار است یعنی هر کاری را رها کنید. در فقه وقتی می خواهند مثال بزنند به بیع حرام که خود تصدی به این عمل حرام است، می گویند: بیع وقت الندا و مقصود همین است. همین که صدای موذن بلند شد، اشتغال به هرگونه کاری حرام است. همین عربستان، ظاهرها را حفظ می کنند. البته سالهای اول بیشتر ظواهر را رعایت می کردند، حالا آن قدرها هم دقت نمی کنند. کسانی که آن وقتها رفته بودند می گفتند: صدای اذان که بلند می شد حتی آن کسی که جنسش در ترازو و مشغول معامله بود معامله را رها می کرد و می گفت: حرام! حرام!

«ذلکم خیر لکم ان کنتم تعلمون»؛ «این برایتان خیر و مصلحت است اگر بدانید و بفهمید». مراد از «تعلمون» در اینجا (علم به)، شی ء خاصی نیست بلکه چیزی است که ما از آن به رشد تعبیر می کنیم: اگر مردم عالم و رشیدی باشید، اگر فهم داشته باشید. «فاذا قضیت الصلاه فانتشروا فی الارض و ابتغوا من فضل الله و اذکروا الله کثیرا لعلکم تفلحون» (جمعه/آیه 10)؛ «هرگاه که نماز به پایان می رسد در زمین پخش شوید». (این امر به پراکنده شدن را اصطلاحا، امر عقیب حظر می گویند. اگر حظر و منعی باشد و بعد از منع، امری برسد علامت رخصت است، نه دلالت بر وجوب می کند و نه دلالت بر استحباب)، «فانتشروا فی الارض» یعنی مانعی نیست اگر خواستید متفرق شوید، نمازتان که تمام شد اگر می خواهید، همان جا بمانید و مشغول ذکر خدا شوید و یا اگر میلتان بود متفرق شوید. «و ابتغوا من فضل الله؛ و از فضل الهی بجویید (یعنی مشغول کار و کسب شوید). فضل زیاده و منفعت است ولی «و اذکروا الله کثیرا لعلکم تفلحون؛ خدا را زیاد یاد کنید، باشد که رستگار شوید»، در حالی که مشغول کسب و کار هستید، زیاد در یاد خدا باشید و از خدا غافل نشوید.
در یکی از نمازهای جمعه، خطا و لغزشی از مسلمین صادر شد که قرآن کریم از آن لغزش در اینجا یاد می کند و آن را مورد ملامت قرار می دهد. نوشته اند سالی بود که در مدینه مجاعه و قحطی بود، ارزاق کمیاب بود و از خارج وارد می کردند. مردی بود به نام دحیه کلبی که در آن وقت هنوز اسلام اختیار نکرده بود. او معمولا از شام و جاهای دیگر اجناسی از ارزاق و غیر ارزاق می آورد. وقتی همراه اجناس وارد می شد خود او و یا از اهل مدینه طبل و ساز می زدند و کارهای لهوی انجام می دادند تا مردم را بیشتر جمع کنند. روزی پیامبراکرم (ص) ایستاده بودند و مشغول ایراد خطبه های جمعه بودند. صدای ساز و طبل و دهل دحیه کلبی که از یک طرف ساز و دهل بود و از طرف دیگر اجناس آورده بود بلند شد. تا این صدا بلند شد در میان جمعیت ولوله ای افتاد: زود برویم که دیر می شود. عده زیادی بلند شدند و رفتند در حالی که پیامبر اکرم (ص) مشغول خطبه خواندن بودند. عده قلیلی از مردم ایستادگی کردند و نرفتند. اینجاست که قرآن آن گروه اول را به نحو ملایمی ملامت می کند: «و اذا راوا تجارة او لهوا انفضوا الیها»؛ (جمعه/آیه 11) «آنگاه که تجارت و یا لهوی می بینند (که این دو با هم بوده است و لهوش مقدمه تجارت بوده است)، به سوی آن پراکنده می شوند» (و گویا دیگر دست از پا نمی شناسند)، «و ترکوک قائما»؛ و تو را رها می کنند (درحالی که ایستاده ای و مشغول خطبه خواندن هستی)»، «قل ما عندالله خیر من اللهو و من التجارة»؛ بگو آنچه که در نزد خداست از سرگرمی و تجارت بهتر است، (نباید به خاطر چنین چیزی کاری را که مربوط به خداست تحقیر کنید)، «والله خیر الرازقین»؛ «و خدا بهترین روزی دهندگان است، (یعنی اعتماد و توکلتان به خدا باشد)». اینجا آیات سوره جمعه پایان می پذیرد.

منـابـع

مرتضی مطهری- آشنایی با قرآن 7- صفحه 102-100

 


ادامه مطلب


[ دوشنبه 8 تیر 1394  ] [ 9:47 AM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]