دو دام شیطان
دو دام شیطان
![]()
نیکىکردن به برادران دینى، خصوصاً شیعیان، از جمله مواردى است که ائمه اطهار(علیهم السلام) روى آن تأکید فراوان کردهاند و روایات متعددى در این زمنیه وجود دارد.
امام صادق(علیه السلام) نیز در روایت شریفی مىفرمایند:
شیطاندامهایى دارد که به وسیله آنها انسانها را صید مىکند. از بزرگ ترین، عمومىترین و مؤثرترین دامهایى که شیطان براى آدمیزاد مىگستراند، اول ایناست که انسان را از خدمت کردن به دیگران، به ویژه برادران دینى خود باز مىدارد، دوم آن که کارى مىکند تا انسان نمازهایش را به موقع نخواند.»
انسانممکن است با انجام دادن واجبات و فرایض دینى خود فکر کند که به طور کامل به وظیفه اش عمل کرده است، در حالى که رفع نیازهاى مادى و معنوى برادران ایمانى نیز در حد توان از جمله وظایف دینى مسلمانان مىباشد. خصوصاً افرادىکه فعالیت خاصى مثل تحصیل، تدریس، نویسندگى و... را انجام مىدهند، باید بدانند که وظایفى هم نسبت به دیگران، از جمله اقوام، همسایه ها، هم حجره اىها و دوستان دارند، اما متأسفانه این گونه افراد به دلیل تمرکز روى یک فعالیت خاص، کم تر به این نکته توجه دارند و از انجام این وظیفه مهم غافل اند. این غفلتى است که
اولا، مقدمات آن را شیطان فراهم مىکند؛
ثانیاً، به ما القا مىکند که اصلا چیزى ندارى که بخواهى به دیگران کمک کنى؛
ثالثاً، ما را نسبت به نیازهاى دیگران بى تفاوت مىکند؛
یعنىحالتى را در ما ایجاد مىکند که با خود بگوییم به من ربطى ندارد که دیگراننیاز دارند یا ندارند، یا مىگوییم من زحمت کشیدهام و به اندازه رفع نیازخودم چیزى را به دست آورده ام، آنها هم بروند زحمت بکشند تا محتاج دیگران نباشند.
حضرت در ادامه مىفرماید: «هیچ عبادتى بالاتر از این نیست که انسان در راه کمک کردن به برادران دینى خود قدمى بردارد، حتى اگر هم در اینراه موفق به رفع نیاز آنها نگردد. نه تنها احسان و خدمت به برادران دینى بالاترین عبادت است، بلکه دیدار دوستان، البته اگر براى خدا باشد، نیز بالاترین عبادت است.»از دیگر دامهاى شیطانى، بازداشتن انسان از خواندن نماز اول وقت است. آنچه انسان را مستقیماً در مسیر تقرب الى الله به پیش مىبرد، نماز است. نماز رابطه مستقیم بنده با خالق است. از جمله مسایلى که باعث مىشود انسان نتواند به درستى از نمازش استفاده کند، زیاد خوابیدن، دیر خوابیدن و بد خوابیدن است. وقتى انسان دیگر اهتمامى به خواندن نماز اولوقت نداشته باشد، نسبت به مسایل دین نیز بى اعتنا مىشود و کم کم کارش به جایى مىرسد که با دیده تمسخر به مناسک دینى مىنگرد:
ثُمَّ کانَ عاقِبَةَ الَّذِینَ أَساؤُا السُّواى أَنْ کَذَّبُوا بِآیاتِ اللّهِ وَ کانُوا بِها یَسْتَهْزِؤُنَ؛ سرانجام کار آنان که به اعمال زشت و کردار بد پرداختند این شد که کافر شده و آیات خدا را تکذیب و تمسخر کردند.» (1)
اگرخداى ناکرده انسان در این مسیر خطرناک قرار گرفت و نسبت به نماز بى اهمیت شد، در واقع با این کار مقدمات کافر شدن خود را فراهم ساخته است.
ازجمله دلایل بى اعتنایى به دین و تمسخر آن، قرار گرفتن انسان در محیطى است که در آن جا عوامل انحراف و دنیاگرایى زیاد است به گونهاى که آیات الهى کمتر به گوش مىرسد، موعظه کم تر است و دست رسى به استاد و مربى مشکل است. قرآن کریم در مورد کسانى که عهد خدا و سوگند خود را به بهایى اندک مىفروشند، مىفرماید:
اینان را در دار آخرت بهرهاى نیست و خدا از خشم با آنها سخن نگوید و به نظر رحمت در قیامت بدانها ننگرد و از پلیدى گناه پاکیزه نگرداند و آنان را (در جهنم) عذاب دردناک خواهد بود.» (2)
____________________________________________________________
1. روم (30)، 10.
2. آل عمران (3)، (77).
منبع:
مصباح یزدی، محمد تقی، کتاب پندهاى امام صادق(علیه السلام) به رهجویان صادق
ادامه مطلب
آیة الله سبحانی می فرمود
ادامه مطلب
حضرت زهرا سلام (عَلَیْهاالسَّلام) فرمودند
حضرت زهرا سلام (عَلَیْهاالسَّلام) فرمودند:
![]()
یکشب رختخوابم را پهن کرده بودم و می خواستم بخوابم ، حضرت رسول (صَلَّیاللّهُعَلَیْهِوَالِه) بر من وارد شد و فرمودند: ای فاطمه ! نخواب ، مگر چهار عمل را بجا آوری . گفتم : آن چهار عمل چیست ؟! فرمود:
اول : ختم قرآن کن . دوم : پیغبران را شفیع خود گردان . سوم : مؤ منین را از خود خوشنود گردان . چهارم : حج و عمره را بجا آور.
سپسمشغول نماز شدند، من منتظر ماندم تا نماز حضرت تمام شد، گفتم : یا رسول اللّه ، مرا امر فرمودید: به چهار چیز که قدرت انجام آن را دراین وقت ندارم. آن حضرت تبسمی کردند و فرمودند:
[1] هر وقت خواستی بخوابی «قل هو اللّه احد» را سه مرتبه خوان ، مثل این است که قرآن را ختم کردی یعنی ثواب ختم قرآن را برایت می نویسند.
[2] وقتی که بر من و پیغبران قبل از منصلوات بفرستی ، ما در روز قیامت شفیعان تو خواهیم بود. یعنی بگویی : «سَلامٌ عَلَی جَمیعِ الاْ نْبیاء و المُرسَلین»
[3] وقتی برای مؤ منین استغفار بگویی ، یعنی بگویی : «اَللّهُمَّ اغْفِر المُؤ منینَ و المُؤمنات» . پس تمام آنها از تو خوشنود می شوند.
[4] و وقتی بگویی : «سُبْحانَ اللّهِ وَ الْحَمْدُالِلّهِ وَلا اِلهَ اِلا اللّهُ وَاللّهُ اَکْبَرُ». پس حج و عمره بجا آوردی .
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
داستانهایی از اذکار ختوم و ادعیه مجرب / علی میر خلف زاده
ادامه مطلب

راه های رسیدن به حضور قلب:
یکىاز راه هاى کسب حضور قلب، دانستن معناى نماز و در نظر آوردن ترجمه کلماتىاست که انسان در نماز میگوید. و بعد از نماز در اوقاتی که فراغت دارد به معانی نماز فکر کند به ایاتی که نماز خوانده می شود توجه داشته باشد.
راهدیگر این است که به نماز با دید بالا نگاه بکند و به آن اهمیت ویژه ای بدهد و بداند که تمام دنیا فانی و از بین رفتنی است و آخرت است که به نفع انسان است و این فکر باعث می شود که انسان در نماز هم حضور قلب داشته باشد چون در این صورت دنیا در نظر انسان بی اهمیت است و لذا فکرش به ان مشغول نمی شود،
انسان وقتی به نماز می ایستد باید خود را در محضر قدرتمندترین موجود بداند همان گونه که وقتی به دیدار یک ریس می رود که نه قدرت بر رفع تمام مشکلات انسان را دارد و نه قدرت به نابودی انسان، سعی می کند تمام حواسش را جمع کند و با دقت به حرفهایش گوش بدهد و با دقت و توجه با او حرف بزند در نماز نیز این گونه احساس را داشته باشد که با کسی حرف میزند که می تواند تمام نیازهایش را بر طرف کند و اگر غضب ناک شد به کمتر ازچشم بر هم زدنی می تواند زندگی اش را نابود کند..
راه دیگر تعظیم است: ما در مقابل هیچ قدرت و ابرقدرتى خم نمىشویم و سر تسلیم فرود نمى آوریم و راست قامتى خود را نمى شکنیم، ولى در برابر تو، که کمال بى پایانو قدرت بى انتهایى، تعظیم مى کنیم، گردن خم مى سازیم، به خاک مى افتیم، «سجود» مى کنیم، پیشانى بر زمین مى گذاریم، تسبیحگوى توئیم و زبان به ستایش تو مى گشائیم و این فکر به انسان دست نمی دهد مگر این که خدا را از همه موجودات بزرگ تر بداند و خود را خار و ذلیل و حقیر و کوچک بشمارد در این صورت است که نفس نیز در مقابل قدرت الهی تعظیم خواهد کرد و تمام وجودش را به خداوند تقدیم می کند.
راه دیگر، انتخاب مکانى براى نماز است که رفت و آمدها و سر و صداها، صحبتها، عکسها و تابلوها، او را به خود مشغول نسازد.
راهدیگر، انجام مستحباتى است که پیش از نماز و هنگام نماز، رعایت آنها به نمازگزار حالت توجّه بیشترى مى دهد و او را به یاد خدا و بندگى خویش مى اندازد.
خدا برترین موجود است و هستى همه موجودات به او بستگى دارد. ما، بندهاى نیازمند و ناتوان، که از نعمتهاى او برخورداریم، به شکرانه نعمتهایش به عبادت و نماز مى ایستیم.
منابع: معراج السعاده ص 724