نماز فیض دائمی در ارکان هستی

نماز فیض دائمی در ارکان هستی

 23841225559714066447.jpg

اقسام نماز را می‌توان بدین گونه تقسیم بندی کرد.
1.نماز حق تعالی: که همان افاضۀ رحمت بی منتهای اوست که در آیه کریمه زیر جلوه کرده است: «هُوَ الَّذِی یُصَلِّی عَلَیْکُمْ وَمَلَائِکَتُهُ لِیُخْرِجَکُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّورِ وَکَانَ بِالْمُؤْمِنِینَرَحِیمًا (1)؛ یعنی او خدایی است که رحمت خود و فرشتگانش را بر شما افاضه می‌کند تا از تاریکی‌های غفلت، خارج و به عالم نور ذکر، برساند و از گمراهیبه هدایت و از شقاوت به سعادت واصل گردند. و این رحمت همه ما سوی الله را فراگرفته است که به رحمت عام تعبیر می‌شود و در مقابل رحمت رحیمی حق تعالی است که در نتیجه، مؤمنان از آن بهره‌مند می‌شوند و غیر مؤمن را لیافت آن نیست که به رحمت خاص بیان می‌شود.
بنابراین هرچه که خداوند روشنی رحمت خویش را بر عالم هستی بتاباند، خوبی‌ها و پاکی‌ها به آن‌ها واصل شده است کهدر این جا باید سررشته را نگهداشت تا اولاً این فیض نگسلد، و ثانیاً به مقام احسان الهی نائل شود که او هم، همانند خداوند صفت رحمت را گرفته به بندگان رساند.
2.نماز ملائکه: به معنای رحمت و طلب بخشش و دعا برای مؤمنین است «هو الّذی یُصَلّی عَلَیکُم وَ مَلائِکتُهُ»؛ (یعنی فرشتگان خدانیز طلب رحمت و مغفرت برای شما می‌کنند) و در کریمۀ دیگر دربارۀ ملائکه می‌فرماید:
«وَیَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْءٍ رَّحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِینَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِیلَکَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِیمِ»(2)؛یعنی فرشتگان نیز طلب رحمت و مغفرت برای مؤمنان می‌کنند و می‌گویند: پروردگارا، تو که رحمت وعلمت همه چیز را فراگرفته و تو عالِمی که مؤمنان محتاج‌ترین بندگانند، به رحمت واسعۀ تو، پس رحمت و بخشایشت را به مؤمنانی که از کثرات ماسوی گذشتند وراه وحدانیت تو پوییدند. عنایت فرما و ایشان را از عذاب شعله های آتش بازدار و آنان را از دچار شدن به عواقب گناهان، دور فرما.
دلا معاش چنان کن که اگر بلغزد پای
فرشته‌ات به دو دست دعا نگه دارد (3)
3.نماز انسان: به معنای رحمت و نیایش و افعال مخصوصی که از صاحب شریعت به ما رسیده است؛ یعنی همان نماز معروف مسلمین که به لفظ «أقیمُوا الصَلاَةَ» ومشابه آن در قرآن زیاد ذکر شده است.
4. نماز همۀ ماسوا: به معنای تسبیح فطری و سجود ذاتی هر موجود است که از ظهور تجلیّات حق است بر آن‌ها وهمۀ ما سوا فقیر الی الله اند و اظهار فقر ذاتشان، صلات و تسبیح پروردگار خویش است و رحمت حق بر ایشان مستدام. «أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یُسَبِّحُلَهُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالطَّیْرُ صَافَّاتٍ کُلٌّ قَدْعَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِیحَهُ وَاللَّهُ عَلِیمٌ به ما یَفْعَلُونَ» (4)؛ یعنی‌ای محمد(صلی الله علیه و آله)! آیا نمی‌بینی (یعنی شاهدی و می‌بینی) که هرکس در آسمان‌ها و زمین است ستایشگر پروردگار خویش است و پرندگان بالهای خود را در جو آسمان می‌گسترانند و خدای خود را می‌ستایند و به درگاهش نماز می‌برند و همه، گاه ستایش و نیایش خود را می‌دانند و خدا نیز به آن آگاه است و خواسته همه را اجابت می‌کند.(5)

پی نوشت ها:

1. سوره احزاب، آیه 43.
2. سوره غافر، آیه 7.
3. حافظ.
4. سوره نور، آیه 41.
5. معراج عشق، ص 24 به نقل از فتوحات، ج1، ص 386 و تفاسیر دیگر.


ادامه مطلب


[ سه شنبه 16 تیر 1394  ] [ 5:58 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

نماز فیض دائمی در ارکان هستی

نماز فیض دائمی در ارکان هستی

 23841225559714066447.jpg

اقسام نماز را می‌توان بدین گونه تقسیم بندی کرد.
1.نماز حق تعالی: که همان افاضۀ رحمت بی منتهای اوست که در آیه کریمه زیر جلوه کرده است: «هُوَ الَّذِی یُصَلِّی عَلَیْکُمْ وَمَلَائِکَتُهُ لِیُخْرِجَکُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّورِ وَکَانَ بِالْمُؤْمِنِینَرَحِیمًا (1)؛ یعنی او خدایی است که رحمت خود و فرشتگانش را بر شما افاضه می‌کند تا از تاریکی‌های غفلت، خارج و به عالم نور ذکر، برساند و از گمراهیبه هدایت و از شقاوت به سعادت واصل گردند. و این رحمت همه ما سوی الله را فراگرفته است که به رحمت عام تعبیر می‌شود و در مقابل رحمت رحیمی حق تعالی است که در نتیجه، مؤمنان از آن بهره‌مند می‌شوند و غیر مؤمن را لیافت آن نیست که به رحمت خاص بیان می‌شود.
بنابراین هرچه که خداوند روشنی رحمت خویش را بر عالم هستی بتاباند، خوبی‌ها و پاکی‌ها به آن‌ها واصل شده است کهدر این جا باید سررشته را نگهداشت تا اولاً این فیض نگسلد، و ثانیاً به مقام احسان الهی نائل شود که او هم، همانند خداوند صفت رحمت را گرفته به بندگان رساند.
2.نماز ملائکه: به معنای رحمت و طلب بخشش و دعا برای مؤمنین است «هو الّذی یُصَلّی عَلَیکُم وَ مَلائِکتُهُ»؛ (یعنی فرشتگان خدانیز طلب رحمت و مغفرت برای شما می‌کنند) و در کریمۀ دیگر دربارۀ ملائکه می‌فرماید:
«وَیَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْءٍ رَّحْمَةً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِینَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِیلَکَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِیمِ»(2)؛یعنی فرشتگان نیز طلب رحمت و مغفرت برای مؤمنان می‌کنند و می‌گویند: پروردگارا، تو که رحمت وعلمت همه چیز را فراگرفته و تو عالِمی که مؤمنان محتاج‌ترین بندگانند، به رحمت واسعۀ تو، پس رحمت و بخشایشت را به مؤمنانی که از کثرات ماسوی گذشتند وراه وحدانیت تو پوییدند. عنایت فرما و ایشان را از عذاب شعله های آتش بازدار و آنان را از دچار شدن به عواقب گناهان، دور فرما.
دلا معاش چنان کن که اگر بلغزد پای
فرشته‌ات به دو دست دعا نگه دارد (3)
3.نماز انسان: به معنای رحمت و نیایش و افعال مخصوصی که از صاحب شریعت به ما رسیده است؛ یعنی همان نماز معروف مسلمین که به لفظ «أقیمُوا الصَلاَةَ» ومشابه آن در قرآن زیاد ذکر شده است.
4. نماز همۀ ماسوا: به معنای تسبیح فطری و سجود ذاتی هر موجود است که از ظهور تجلیّات حق است بر آن‌ها وهمۀ ما سوا فقیر الی الله اند و اظهار فقر ذاتشان، صلات و تسبیح پروردگار خویش است و رحمت حق بر ایشان مستدام. «أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یُسَبِّحُلَهُ مَن فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالطَّیْرُ صَافَّاتٍ کُلٌّ قَدْعَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِیحَهُ وَاللَّهُ عَلِیمٌ به ما یَفْعَلُونَ» (4)؛ یعنی‌ای محمد(صلی الله علیه و آله)! آیا نمی‌بینی (یعنی شاهدی و می‌بینی) که هرکس در آسمان‌ها و زمین است ستایشگر پروردگار خویش است و پرندگان بالهای خود را در جو آسمان می‌گسترانند و خدای خود را می‌ستایند و به درگاهش نماز می‌برند و همه، گاه ستایش و نیایش خود را می‌دانند و خدا نیز به آن آگاه است و خواسته همه را اجابت می‌کند.(5)

پی نوشت ها:

1. سوره احزاب، آیه 43.
2. سوره غافر، آیه 7.
3. حافظ.
4. سوره نور، آیه 41.
5. معراج عشق، ص 24 به نقل از فتوحات، ج1، ص 386 و تفاسیر دیگر.


ادامه مطلب


[ سه شنبه 16 تیر 1394  ] [ 5:58 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

معرفت الله، انگیزه حقیقی نماز

معرفت الله، انگیزه حقیقی نماز

32499041241698138876.png 

ارتباط،سرّی بین عاشق و معشوق حقیقی است؛ یعنی بین بنده و پروردگارش، که خمیرۀ بنده را با عشق حق سرشتند؛ به دلالت آیه کریمۀ «فِطْرَةَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا»(1)؛یعنی توحید، فطرت خدایی است که انسان را بر آن سرشته‌اند که روحش از روح منفوخِ حق است و صعودش از راه علم و عمل به اصل خویش: «إِلَیْهِ یَصْعَدُ الْکَلِمُ الطَّیِّبُ وَالْعَمَلُ الصَّالِحُیَرْفَعُهُ» (2)؛ یعنی روح انسان با دو بال به سوی پروردگار خود در پرواز است: یکی علم که تقویت روح است؛ دوم عمل صالح که بالابرندۀ اوست. (3)
بنابراین رسیدن به گنج مخفی الهی که همان «معرفة الله» و «حبّ الله» است طبق حدیث قدسی «کُنتُ کَنزاً مَخفِیّاً فَأحببتُ أن أعرف، فَخَلَقتُ الخَلقَ لِکَی أُعرَف» (4)؛ خداوند می‌فرماید: من گنجی پنهان بودم، پژوهندهو شناسایی نبود و دوست داشتم خلقی شناسا بیافرینم، با استعداد علم و عمل، تا به خلقعت معرفت اللّهی مزیّن شود.
و با این اوصاف حضرت حق جلت عظمتهگنجی مخفی بوده و کشف کنندگان این گنج، عارفان بالله و عاشقان واله‌اند. بنابراین پوشیدن خلعت «معرفت الله» و محبوب الهی شدن انگیزه نماز است که انسان از طریق ستایش و حمد بی کران الهی بدان دست می‌یابد و جلوۀ الهی را در وجود خویش روافزون می‌سازد.

پی نوشت ها:

1. سوره روم، آیه 30.
2. سوره فاطر، آیه 10.
3. معراج عشق، ص 15.
4. قاضی سعید، شرح توحید صدوق، ج1، ص 40(حدیث قدسی).


ادامه مطلب


[ سه شنبه 16 تیر 1394  ] [ 5:58 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]

فناناپذیری نماز

فناناپذیری نماز

36819582684339550330.jpg

هرآنچهکه در عالم هستی لباس موجود بودن برخود گرفته و پاره ای از نظام عینی و خارجی شمرده شود، برای او خیئه غیب و نهانی است، که در این باره خداوند فرموده است: «وَلِلّهِ غَیْبُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ وَإِلَیْهِ یُرْجَعُ»(1)؛ یعنی نهان آسمان‌ها و زمین از آن خداست و همۀ کارها به او بازمی گردد. منظور آیه خصوص چیزهایی نیست که از آسمان و زمین نهان است بلکهمقصود، نهان و درون آسمان‌ها نیز هست.
بنابراین نماز نیز جزئی از آسمان‌ها و زمین ـ نظام خارجی موجود ـ شمرده می‌شود. و همانطور که خداوند می‌فرماید: «و للّه خزائن السموات و الأرض» (2) گنجینه های آسمان‌ها و زمیناز آن خداست.پس یکی از گنجینه های نظام خارجی موجود نماز است. و از آنجا که همۀ آن گنیجنه های هستی که در آسمان و زمین است نزد خداوند ماندگار است وآنچه نزد غیر خداوند فانی شدنی است چنان که فرمود: «ما عندکم ینفد و ما عند الله باق» آنچه پیش شماست پایان می‌پذیرد، و آنچه نزد خداست ماندگار است؛ پس اسرار آسمان‌ها و زمین ـ که از جملۀ آن‌ها نماز است ـ موجوداتی خارجی هستند که از هر گونه پایان پذیری و فنا محفوظ اند، و جز با دست کشیدناز چیزی که پایان پذیر و نابودشدنی است، صعود به سوی آن‌ها قابل دستیابی نیست، چون به امر پایدار، جز پس از دوری از امر فانی نمی‌توان رسید؛ زیرا امر فناپذیر حجاب است و چاره ای جز ترک آن نیست.

پی نوشت ها:

1. سوره هود، آیه 123.
2. سوره حجر، آیه 21.


ادامه مطلب


[ سه شنبه 16 تیر 1394  ] [ 5:56 PM ] [ فروزان ]
[ نظرات(0) ]