تعریف اصلی نماز
تعریف اصلی نماز
![]()
نمازیعنی رعایت نوعی از «ادب» در برابر پروردگار عالم، هنگام عبادت. ما عباداتدیگری هم داریم که این آداب را ندارد مانند دعا خواندن و یا انواع ذکر گفتن. اصل نماز همین ادب عبد در برابر مولاست والا در دیگر عبادات هم بسیاری از اذکار نماز وجود دارد. مثلا هریک از اذکار نماز را میتوان در حالت عادی هم گفت و ثواب هم دارد ولی دیگر نماز نیست. اساساً نماز، مودبانهقرآن خواندن است؛ رکوع و سجود پس از قرائت قرآن هم خود نوعی ادب در برابر پروردگار در اثر قرائت قرآن است.
حجت الاسلام علیرضا پناهیان
ادامه مطلب
انگیزۀ نماز ادب باشد یا محبت؟
انگیزۀ نماز ادب باشد یا محبت؟
![]()
حالا هر کسی میخواهد نماز بخواند باید انگیزۀ اولیۀ خود را با این تعریف هماهنگ کند. یعنی انسان به عنوان عبد خدا باید در مواقعی که خداوند متعال دستور داده، در برابر او مودبانه به این عبادت بپردازد. طبیعی است با این انگیزه آداب نماز را هم بیشتر رعایت خواهد کرد. به این ترتیب برخی از آسیبهای تعاریف دیگر برطرف میشوند مثلا اگر نماز خواندن را اظهار محبت به پروردگار بدانیم، وقتی حس وحال محبت نداشته باشیم انگیزه نماز خواندن را از دست میدهیم. ولی انسان معمولا در بیحالترین شرایط روحی نیز میتواند انگیزه رعایت ادب را در خود پیدا کند. اساساً سعی در رعایت ادب در برابر خدا برای انسان بسیار تعالی بخش است و پایه کسب محبت و تقویت اعتقاد است. البته انگیزه ادب برای نماز با دیگر انگیزه های عرفانی و حبی هیچ منافاتی ندارد، و ضمن اینکه رعایت کردن ادب در برابر خدا حداقل ارتباط و اظهار ارادت است، تا آخرین مراحل کمال هم همراه سالک و بندگان کامل وجود دارد.
حجت الاسلام علیرضا پناهیان
ادامه مطلب
کلیدهایی در دعای کمیل و تعقیبات نماز عصر
کلیدهایی در دعای کمیل و تعقیبات نماز عصر
![]()
مادر تعقیبات نماز عصر می خوانیم که: اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنْ نَفْسٍ لا تَشْبَعُ وَ مِنْ قَلْبٍ لا یَخْشَعُ وَ مِنْ عِلْمٍ لا یَنْفَعُ/ خدایا به تو پناه می آورم از نفسى که سیر نمی شود و از دلى که بیم برنمیدارد و از دانشى که سود نمی بخشد. در ادامه این دعا می خوانیم: وَ مِنْ صَلاةٍ لا تُرْفَعُ وَ مِنْ دُعَاءٍ لا یُسْمَعُ / و از نمازى که اوج نمی گیرد و از دعایى که مستجاب نمی شود.
همچنانکه امیر مؤمنان علی علیه السلام هم در دعای کمیل به این مضمون اشاره می کنند که: اللّهُمَّ اغْفِرْ لِی الذُّنُوبَ الَّتی تَهْتِکُ الْعِصَمَ، اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِی الذُّنُوبَ الَّتی تُنْزِلُ النِّقَمَ، اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِی الذُّنُوبَ الَّتی تُغَیِّرُ النِّعَمَ، اَللّهُمَّ اغْفِرْ لیالذُّنُوبَ الَّتی تَحْبِسُ الدُّعاءَ، اَللّهُمَّ اغْفِرْ لِی الذُّنُوبَالَّتی تُنْزِلُ الْبَلاءَ / بارالها آن گناهانی که پرده های اختیار و شرفمرا می درد بیامرز! خداوندا ببخش آن گناهانم را که انتقام را فرود آورد. خدایا! ببخشای آن گناهانم را که نعمت ها را دگرگون سازد. خدایا! ببخشای آنگناهانم را که مانع پذیرش دعا می شود. خدایا ببخشای آن گناهانم را که بلارا فرود می آورد.
منبع: شبستان
ادامه مطلب
دو نشانه شناخت مؤمن حقیقی در کلام پیامبر (ص) و امام صادق (ع)
دو نشانه شناخت مؤمن حقیقی در کلام پیامبر (ص) و امام صادق (ع)
![]()
پس این جا کلید دیگری به روی بحث ما گشوده می شود. آنجا که عبادت، شکل عادت را به خود بگیرد و آدمی را به طراوت و سرزندگی رهنمون نشود در آن صورت معلوم است آدمی به حقیقت نماز نرسیده است. این حدیث عبرت آموز و هشداردهندهاز رسول الله صل الله علیه و آله و سلّم است که فرمودند: "لاتَنظُروا إِلىکَثرَةِ صَلاتِهِم وَ صَومِهِم وَ کَثرَةِ الحَجِّ وَالمَعروفِ وَ طَنطَنَتِهِم بِاللَّیلِ، وَلکِنِ انظُروا إِلى صِدقِ الحَدیثِ وَأَداءِ المانَة / به زیادى نماز و روزه و حج و احسان و مناجات شبانه مردم نگاه نکنید، بلکه به راستگویى و امانتدارى آنها توجه کنید"
همچنانکه روایت مشابهی از امام صادق علیه السلام هم وجود دارد که می فرمایند: "لا تنظروا الی طول رکوع الرجل و سجوده، فان ذلک شی ء اعتاده فلو ترکه استوحش لذلک و لکن انظروا الی صدق حدیثه و اداء امانته / به رکوع و سجده های طولانی افراد نگاه نکنید، زیرا ممکن است به آن عادت کرده باشند و برای او یک امر عادی شده باشد، و اگر آن را ترک کنند وحشت کنند، بلکه راستگویی وامانتداری او را بنگر."
در واقع آنچه در کلام معصومین(ع) ما روی آن انگشت گذاشته می شود این است که اگر صدق درونی و راستی و امانت داری نباشد در آن صورت نماز به یک پوسته و عادت تبدیل خواهد شد همچنان که در عبارت زیبای امام صادق علیه السلام آمده است که: "فان ذلک شی ء اعتاده فلو ترکه استوحش لذلک"، ممکن است این نماز از سر عادت خوانده می شود. پیلهای است که فرد دور خود تنیده است اما وقتی در داخل آن پیله، صدق و راستی نباشد نمی توان انتظار داشت پروانه عروج این پیله را بشکافد و قلب مؤمن را به معراج ببرد.
این است که آن دعای زیبا در قرآن آمده است وخداوند به بندگان خود می آموزد که اگر می خواهند نمازهایشان اوج بگیرد چهکنند؟ رمزی که خداوند در آیه 80 سوره اسراء بیان می کند بسیار زیبا و شگفتاست آنجا که می فرماید وَ قُل رَّبِّ أَدْخِلْنِی مُدْخَلَ صِدْقٍ وَأَخْرِجْنِی مُخْرَجَ صِدْقٍ وَاجْعَل لِّی مِن لَّدُنکَ سُلْطَانًا نَّصِیرًا / و بگو بارالها مرا از دروازه صدق و شرافت به هر کارداخل گردان و به قدم صدق و راستی از هر کار بیرون آور و از جانب خویش مرا بصیرت و حجتی روشن عطا فرما.
جهت گیری این آیه بسیار روشناست. این دعا یکی از مهم ترین و راهبردی ترین خواست های ما از خداوند می تواند باشد. خداوند در این آیه به ما یاد می دهد که بالاترین درخواست ها رااز او داشته باشیم که: "چون که صد آمد نود هم پیش ماست." اگر ما به مقام صدق برسیم و ورود و خروج ما در کارها به قدم صدق و راستی باشد در آن صورت نمازهای ما هم در همان مقام صدق قرار خواهد گرفت. از زاویه ای دیگر هم می توان گفت همین روایات و آیات نشانه پذیرش نمازهای ما را هم در نزد پروردگارمعلوم می سازد. اگر کسی در زندگی خود نگاه می کند و دروغی نمی بیند که به خود و دیگران گفته باشد جستجو می کند و نمی بیند به امانتی – امانت در مفهوم گسترده آن – خیانت کرده باشد باید شادمان باشد که زمینه پذیرش نمازهایش نزد پروردگار را فراهم ساخته است.
منبع: شبستان
ادامه مطلب
