سر سلسله شهیدان نماز
![]()
سر سلسله شهیدان نماز
سعید بن عبدالله، از اصحاب شهید امام حسین علیه السلام که روز عاشورا،پیکر خود را سپر تیرهاى دشمن ساخت تا امام حسین علیه السلام نمازش را بخواند. اضافه بر زخم شمشیرها و نیزههایى که بر بدن داشت، 13 تیر هم بر پیکرش نشسته بود که بر زمین افتاد و شهید شد. [۱]
خود ابا عبدالله علیه السلام را نیزمی توان سر سلسله شهیدان نماز دانست، چرا که براى احیاء دین و نماز و امر بهمعروف و نهى از منکر شهید شد و قیامش، «اقامه نماز» بود.(اشهد انک قد اقمتالصلاة...)[۲]
شب عاشورا را نیز براى نماز و قرائت قرآناز سپاه دشمن مهلت خواست، ظهر عاشورا هم در آن میدان خون و شهادت به نمازاول وقت ایستاد. به ابو ثمامه صائدى نیز که هنگام ظهر عاشورا، اذان وقت را به یاد سیدالشهدا علیه السلام آورد و همراه آن حضرت آخرین نماز را خواند، «شهید نماز» گفتهاند.
پانویس
منابع
جواد محدثی، فرهنگ عاشورا، نشر معروف.
ادامه مطلب
نماز،وسیله رسیدن به باب مَلِک و پروردگار جهانیان است
![]()
نماز،وسیله رسیدن به باب مَلِک و پروردگار جهانیان است
نماز،وسیله رسیدن به باب مَلِک و پروردگار جهانیان است.(1)یعنیهر کسی بخواد به درگاه الهی راه پیدا کند و وارد حریم معنوی پروردگار جهانیان گردد بهترین مرکب و راهوار برای انسان نماز است و هر انسان عارف و ربّانی که پیوند محکم با ربّ العالمین پیدا کرده است از راه نماز،مراقب و مواظب نسبت به اوقات نماز،خضوعو خشوع در نماز بوده است. نماز انسان را به خدا نزدیک می کند لذا در روایات وارد شده که:
منبع:
1- کشف الاسرار-ج1-ص251
2- کتاب نماز کلید بهشت-سید محمدرضا میرحبیباللهی-ص27
ادامه مطلب
خداوند در قرآن کریم می فرماید:
حافِظُوا عَلَی الصَّلَواتِ وَ الصَّلاةِ الْوُسْطی وَ قومُوا لِلّهِ قانِتینَ
در انجام نمازها، (به خصوص) نماز وسطی [نماز ظهر] کوشا باشید و از روی خضوع و اطاعت،برای خدا بپاخیزید.
منبع:سوره مبارکه بقره - آیه ی 238
ادامه مطلب
آرامش در نماز
![]()
آرامش در نماز
در یکی از جنگها که پیامبر همراه لشکر بودند، در شبی که پاسبانی لشکر اسلام بر عهدهی عباد بن بُشر و عمّار یاسر بود، نصف اول شب نصیبِ،عباد گردید و نصف دوم نصیب عمار، پس عمار خوابید و تنها بُشر بیدار بود و مشغول نماز گردید در آن حال یکی از کفار به قصد شبیخون زدن به لشکر اسلام برآمد به خیال اینکه پاسبانی نیست و همه خوابند از دور عباد را دید ایستاده و تشخیص نمیداد که انسانست یا حیوان یا درخت برای اینکه از طرف او نیز مطمئنشود تیری به سویش انداخت تیر بر پیکر عباد نشست و او اَبداً اعتنایی نکرد،تیر دیگری به او زد و او را سخت مجروح و خونین نمود باز حرکت نکرد تیر سومزد پس نماز را کوتاه نمود و تمام کرد و عمار را بیدار نمود عمار دید سه تیر بر بدن عباد نشسته و او را غرق در خون کرده گفت: چرا در تیر اول مرا بیدار نکردی عباد گفت: مشغول خواندن سورهی کهف در نماز بودم و میل نداشتم آن را ناتمام بگذارم و اگر نمیترسیدم که دشمن بر سرم برسد و صدمهای به پیغمبر برساند و کوتاهی در این نگهبانی که به من واگذار شده کرده باشم هرگزنماز را کوتاه نمیکردم اگر چه جانم را از دست میدادم.[1]
[1] . سفینه البحار، ج2، ص145
ادامه مطلب
