کد ِکج شدَنِ تَصآویر

کداهنگ برای وبلاگ

چشمه سلطان ولی کریز
چشمه سلطان ولی کریز
 
نويسندگان

ولادت حضرت امام علی
 

1. از کعبه ی حق بانگ جلی می آید
آواز خوش لم یزلی می آید
بشنو که سروش وحی سرمد گوید
آغوش گشایید که علی می آید
*میلاد مولای متقیان مبارکباد*

2. خوشرویی احسانی است بی هزینه. (امام علی علیه السلام)
...
ولادت خوشروترین و خوشبوترین گل باغ امامت و ولایت ، تبریک و تهنیت.

3. عمری است که دم به دم علی میگویم.
در حال نشاط و غم علی می گویم.
یک عمر علی گفتم و ان شاء الله.
تا آخر عمر هم علی می گویم.
// میلاد مسعود مولای متقیان مبارک //

4. نازد به خودش خدا که حیدر دارد
دریای فضائلی مطهر دارد
همتای علی نخواهد آمد والله
صد بار اگر کعبه ترک بردارد
ولادت باسعادت اولین ستاره آسمان امامت، تبریک و تهنیت

5. به آخرت چنگ بزن، دنیا خود با خواری نزد تو خواهد آمد.   حضرت علی (ع)
...
ولادت امیر کلام، امام همام، حضرت علی علیه السلام، مبارک

6. امروز گلی شگفته در عالم شد
کز مقدم پاک او جنان خرم شد
در پیش علی دم از مسیحا کم زن
عیسی ز دم علی مسیحا دم شد

7. در حدیث است: کسی که برای تامین ما یحتاج خانواده اش کار و تلاش کند همچون مجاهد در راه خداست.
پس ای مجاهد مهربان من، روزت مبارک

8. ای بود من از بود تو، پدر جان
دریاترین دریای جود و احسان
دستان گرم تو همیشه بر سر من
ای مظهر سختکوشی و تلاش و ایمان
*پدر عزیزم روزت مبارک*

ولادت حضرت امام علی


ادامه مطلب



[ سه شنبه 31 فروردین 1395  ] [ 10:00 PM ] [ احمد ]
نظرات 0
[ سه شنبه 31 فروردین 1395  ] [ 9:59 PM ] [ احمد ]
نظرات 0

کارت پستال روز پدر

پوستر ولادت امام علی ع

پوستر میلاد امام علی

پوستر روز مرد

پوستر روز پدر

کارت پستال ولادت امام علی ع 

کارت پستال میلاد امام علی

کارت پستال روز مرد

کارت پستال روز پدر

پوستر ولادت امام علی ع 

پوستر میلاد امام علی

پوستر روز مرد

پوستر روز پدر

کارت پستال ولادت امام علی ع 

کارت پستال میلاد امام علی

کارت پستال روز مرد

کارت پستال روز پدر

پوستر ولادت امام علی ع 

پوستر میلاد امام علی

پوستر روز مرد

پوستر روز پدر

کارت پستال ولادت امام علی ع 

کارت پستال میلاد امام علی

کارت پستال روز مرد

کارت پستال روز پدر

پوستر ولادت امام علی ع 

پوستر میلاد امام علی

پوستر روز مرد

پوستر روز پدر

کارت پستال ولادت امام علی ع 

کارت پستال میلاد امام علی

کارت پستال روز مرد

کارت پستال روز پدر

پوستر ولادت امام علی ع 

پوستر میلاد امام علی

پوستر روز مرد

پوستر روز پدر

کارت پستال ولادت امام علی ع 

کارت پستال میلاد امام علی

کارت پستال روز پدر

پوستر ولادت امام علی ع 

پوستر میلاد امام علی

پوستر روز مرد

پوستر روز پدر

کارت پستال ولادت امام علی ع 

کارت پستال میلاد امام علی

کارت پستال روز مرد

کارت پستال روز پدر

 

پوستر ولادت امام علی ع 

پوستر میلاد امام علی

پوستر روز مرد

پوستر روز پدر

کارت پستال ولادت امام علی ع 

کارت پستال میلاد امام علی

کارت پستال روز مرد

کارت پستال روز پدر

پوستر ولادت امام علی ع 

پوستر میلاد امام علی

پوستر روز مرد

پوستر روز پدر

کارت پستال ولادت امام علی ع 

کارت پستال میلاد امام علی

کارت پستال روز مرد

کارت پستال روز پدر

پوستر ولادت امام علی ع 

پوستر میلاد امام علی

پوستر روز مرد

کارت پستال روز پدر

 


ادامه مطلب



[ سه شنبه 31 فروردین 1395  ] [ 9:57 PM ] [ احمد ]
نظرات 0

عکس میلاد امام علی

عکس ولادت حضرت علی

عکس میلاد امام علی

عکس ولادت حضرت علی

عکس میلاد امام علی

عکس ولادت حضرت علی

عکس میلاد امام علی

عکس ولادت حضرت علی

عکس میلاد امام علی

عکس ولادت حضرت علی

عکس میلاد امام علی

عکس ولادت حضرت علی

عکس میلاد امام علی

عکس ولادت حضرت علی

عکس میلاد امام علی

عکس ولادت حضرت علی

عکس میلاد امام علی

عکس ولادت حضرت علی

عکس میلاد امام علی

عکس ولادت حضرت علی

عکس میلاد امام علی

عکس ولادت حضرت علی

عکس میلاد امام علی

عکس ولادت حضرت علی

عکس میلاد امام علی

عکس ولادت حضرت علی

عکس میلاد امام علی

عکس ولادت حضرت علی

عکس میلاد امام علی

عکس ولادت حضرت علی

عکس میلاد امام علی

عکس ولادت حضرت علی

عکس میلاد امام علی


ادامه مطلب



[ سه شنبه 31 فروردین 1395  ] [ 9:55 PM ] [ احمد ]
نظرات 0

 

علی(ع) در آیینه قرآن

یکی از ویژگی های قرآن کریم آن است که بنابر مصلحت ها و حکمت هایی، برخی مسائل را به صورت اصول کلی بیان می کند و به جزئیات مسائل نمی پردازد. دیگر ویژگی این کتاب آسمانی که از اعجاز آن نیز هست، جامع بودن آن است. در بسیاری از موارد، قرآن از کنایه، مجاز و استعاره نیز استفاده کرده که این شیوه، به اتفاق سخن شناسان، از تصریح کردن، رساتر است. برای مثال، در قرآن کریم از افراد، کمتر نام برده شده است، چنان که نام های تعداد کمی از شمار بسیارِ پیامبران در قرآن آمده است و البته این سخن به آن معنا نیست که تعداد پیامبران محدود به همان چند نفر بوده است؛ زیرا در برخی مواضع دیگرِ قرآن، به کنایه و اشاره از دیگر پیامبران نام برده است، برای نمونه به نام حضرت خضر(ع) در «فَوَجَدَ عَبْداً مِنْ عِبادِنا» (کهف: 65) اشاره کرده است.

قرآن کریم درباره هیچ کس پس از پیامبر خدا(ص)، به اندازه امام علی(ع) سخن به میان نیاورده است.[1] گرچه نام آن حضرت به صراحت نیامده، با عنوان ها و عبارت های گوناگون که از تصریح کردن به نام آن حضرت تأثیر بیشتری دارد، به امام علی(ع) اشاره می کند که برخی از آیات قرآن دراین باره، در پی می آید:

1. آیه 61 سوره آل عمران؛ که بنابر نظر مفسران بزرگ و روایات صحیح، به مسئله خلافت امام علی(ع) و نیز این موضوع که علی(ع) جان پیامبر است، اشاره می کند.

2. آیه 2 سوره نجم؛ که در آن، بزرگ ترین آیت الهی، به وجود علی(ع) تفسیر شده است.

3. آیه 43 سوره رعد؛ که علی(ع)، به عنوان شاهد رسالت تفسیر شده است.

4. آیه 56 سوره مائده؛ که در آن ولایت، به ولایت علی بن ابی طالب(ع) تفسیر شده است.

5. آیه 55 سوره مائده؛ که منظور و شأن نزول آیه، امام علی(ع) است و اینکه ایشان در حال رکوع، انگشتر خود را به سائل بخشید.

6. آیه 15 سوره انفال؛ که در آن به شجاعت و پشت نکردن علی(ع) به دشمنان اشاره شده است.

7. آیه 207 سوره بقره؛ که در آن به ایثار و فداکاری علی(ع) اشاره می شود.

8. آیه 8 سوره بینه؛ که در آن به رضایت خداوند از شیعیان علی(ع) تفسیر شده است.

9. آیه 96 سوره مریم؛ که در آن به محبت علی(ع) در دل های مؤمنان اشاره شده است.

10. آیه 2؛ سوره نبأ؛ که در آن «نبأ عظیم» به ولایت علی(ع) تفسیر شده است.[2]

یک جرعه آفتاب

علی(ع) از چشم پیامبر خدا(ص)

دوستی علی گناهان را فرومی خورد، همچنان که آتش، هیزم را.[3]

سرلوحه کارنامه مؤمن، دوستی علی بن ابی طالب(ع) است.[4]

هر پیامبر، وصیّ و وارثی دارد و علی، وصیّ و وارث من است.[5]

هر که من مولای اویم، علی نیز مولای اوست.[6]

علی با حق است و حق با علی و بر محور او می گردد.[7]

من شهر علم هستم و علی دروازه آن. پس هر که علم خواهد، باید از در بیاید.[8]

هر که می خواهد دانش آدم را ببیند و بینش نوح را و بردباری ابراهیم را و پارسایی، یحیی بن زکریا را و خشم موسی بن عمران را، به علی بن ابی طالب(ع) بنگرد.[9]

تو را جز مؤمن دوست ندارد و جز منافق دشمنت ندارد.[10]

ای علی! خداوند... دوست داشتن مستمندان را به تو بخشیده است. ازاین رو، آنان به پیشوایی تو خرسندند، و تو به داشتن پیروانی چون ایشان.[11]

همانا وصیّ من، رازدار من، بهترین بازماندگانم، کسی که وعده ام را به کار می بندد و دِینم را ادا می کند، علی بن ابی طالب است.[12]

علی(ع) از زبان علی(ع)

همانا من شما را به طاعتی وانمی دارم، مگر آنکه خود، جلوتر از شما آن را انجام می دهم و از گناهی بازنمی دارم، جز آنکه خودم پیش از شما از آن بازمی ایستم.[13]

همانا من روزی خود را به تمامی می ستانم و با نفس خود می جنگم و به قسمت و بهره خود می رسم.[14]

من یار و برادر مهربان پیامبر خدایم و پیشگام در اسلام و شکننده بت ها و ستیزنده با کافران و براندازنده دشمنان دین.[15]

من رهنمایم، رهیافته ام، پدر یتیمان و مستمندانم، سرپرست بیوه زنانم، پشت و پناه هر ناتوانی هستم و مأمن هر وحشت زده ای. من ره نمای مؤمنان به سوی بهشتم، ریسمان استوار خدایم، حلقه و دستاویز محکم خدایم و کلمه تقوا. من چشم خدایم و زبان راستگوی او و دست او.[16]

من نخستین کسی هستم که با پیامبر نماز گزارد.[17]

دانشی در سینه پنهان دارم که اگر آن را آشکار سازم، همچون ریسمان های دلو آویخته در چاهی عمیق، به لرزه درآیید.[18]

اشاره

ماه امت

سهیلا بهشتی

امام علی(ع) در سیزدهم رجب سال سی ام «عام الفیل» دیده بر جهان گشود. مادر او فاطمه بنت اسد و پدرش ابوطالب، از نخستین گروندگان به اسلام بودند. آن حضرت لقب های بسیاری دارد، از جمله: امیرالمؤمنین، ولیّ الله، اسدالله، مرتضی، وصی، حیدر، کرار، یعسوب الدین و... . کنیه های ایشان نیز ابوالحسن، ابوتراب، ابوالحسین، ابوالریحانتین است.

امام علی(ع) از کودکی در مکتب تعلیم و تربیت رسول خدا(ص) قرار گرفت. آن امام هُمام به جز غزوه «تبوک» در تمامی غزوه ها و جنگ های پیامبر حضور داشت و همواره در رنج ها و سختی های صدر اسلام، یاور و مشاور رسول اکرم(ص) بود. تاریخ اسلام سرشار از شجاعت ها و فداکاری های اوست.

امام فضیلت ها

امام علی(ع) در سایه تربیت، همراهی و هم نفسی با رسول خدا(ص) رشد کرد و به کمال رسید. این رشد و بالندگی معنوی و اخلاقی، پس از بعثت پیامبر نیز ادامه داشت. سخن از فضیلت های علی(ع) بسیار است که مورد اتفاق مورخان منصف قرار دارد. در اینجا به برخی از آنها اشاره می کنیم:

1. حدیث یوم الدّار: طبری و ابن اثیر، به نقل از ابن اسحاق آورده اند:

پس از فرمان خداوند به پیامبر مبنی بر آشکار کردن دعوت به اسلام، آن حضرت خویشاوندانش را فراخواند و به آنان طعام داد. رسول خدا(ص) پس از دعوت خویشاوندانش به اسلام به آنان فرمود: «کدام یک از شما یاور و پشتیبان من خواهد بود تا برادر و وصیّ و جانشین من در میان شما باشد.» همه سکوت کردند و تنها علی(ع) که از همه کوچک تر بود، برخاست و پشتیبانی خود از پیامبر را اعلام کرد. این درخواست پیامبر سه بار تکرار شد و در هر بار، علی(ع) از جای برخاست. آنگاه پیامبر دست بر شانه علی گذاشت و فرمود: «این برادر من و وصی من و خلیفه من در میان شماست، سخن او را بشنوید و از او فرمان ببرید».[19]

2. ماجرای لیله المبیت: این ماجرا بیانگر فضیلتی دیگر برای علی(ع) است که در آن، علی(ع) با ایثار جان خویش، در بستر پیامبر خوابید تا قبایلی که قصد قتل پیامبر را داشتند، به هدف خود نرسند.[20]

3. حدیث منزلت: وقتی پیامبر در سال نهم هجرت با سپاه اسلام روانه سرزمین تبوک بود، خطاب به علی(ع) فرمود: «نسبت مقام تو به من، همانند نسبت مقام هارون به موسی(ع) است؛ با این فرق که بعد از من پیامبری نخواهد بود.» این بیان رسول خدا(ص)، نشان از برتری علی به دیگران در وزارت و دوستی و جانشینی آن حضرت است.[21]

4. حدیث غدیر: این حدیث که در ماجرای مشهور «غدیرخُم»، همه امت اسلامی برای شنیدن آن اجتماع کردند، انکارناپذیر است. پیامبر آن روز میان سخنانش فرمود: «هرکس من مولای اویم، پس علی مولای اوست.» پیامبر با این سخن، اطاعت و ولایت علی(ع) را بر امت واجب کرد و این، بزر گ ترین فضیلت برای علی است.[22]

برای علی(ع) فضیلت ها بسیار است، همچون: نخستین مرد ایمان آورنده به پیامبر، انتخاب او به عنوان برادر پیامبر در جریان پیمان برادری، رسیدن به مقام همسری فاطمه(س) و دامادی پیامبر.

فعالیت های ارزشمند امام علی(ع) در عصر خلفا

در طول عمر رسالت، کمتر زمانی را می توان یافت که علی(ع) در کنار پیامبر در صحنه های سرنوشت ساز دوران مکه و مدینه حضور نداشته باشد. برای امام علی(ع) همین افتخار بس که ضربت او بر دشمن، همسنگ عبادت جن و انس و برتر از اعمال همه امت و مظهر کامل رویارویی ایمان و شرک قرار گرفت.

با رحلت رسول گرامی اسلام، پرونده مظلومیت علی(ع) گشوده شد و آن اتفاق هایی که نباید می افتاد، رخ داد. در این میان، آن حضرت راه صبر و تحمل را برای حفظ اساس اسلام پیش گرفت. اگرچه این کار به سختیِ استخوان در گلو و خار در چشم بود.

امام علی(ع) در دوران 25 ساله مصلحت اندیشی و کناره گیری از حکومت، اقدام های مهمی داشت که به آنها اشاره می کنیم:

1. تلاش علمی و پاسخ گویی به شبهه های دینی و تربیت عالمان، به گونه ای که امام علی(ع)، مبدع علوم نحو و علوم قرآن خوانده می شد. همچنین آن حضرت به پرسش های دانشمندان به ویژه دانشمندان اهل کتاب پاسخ می داد.

2. گردآوری قرآن و تفسیر آن و بیان مراد واقعی بسیاری از آیات. علی(ع) نخستین کسی بود که پس از وفات پیامبر به گردآوری قرآن مشغول شد و برحسب روایات، به مدت شش ماه در خانه نشست و این کار را به انجام رساند.[23]

3. پرورش انسان هایی برخوردار از ضمیر پاک و روح آماده و تربیت شاگردانی چون عبدالله بن عباس، ابوذر، اویس قرنی، مقداد، عمار، کمیل، مالک اشتر، میثم تمار، حبیب بن مظاهر و مسلم بن عوسجه؛ تا بتوانند در پرتو رهبری امام، آنچه با دیده ظاهر نمی توان دید، با چشم دل و باطن دریابند.[24]

4. کوشش برای تأمین زندگی بینوایان و درماندگان. امام علی(ع) با دست خود باغ و قنات ایجاد و در راه خدا وقف می کرد. به کشاورزی بسیار اهمیت می داد و دیگران را نیز به این کار تشویق می نمود.[25]

5. شرکت در رایزنی های خلفا و بیان صادقانه راه حل ها. هرگاه دستگاه خلافت در مسائل سیاسی و مشکلات اجتماعی و قضایی با بن بست و بحران روبه رو می شد، از امام که مشاوری مورد اعتماد و واقع بین و صاحب علوم فراوان بود، بهره می برد و آن حضرت مشکلات را از راه برمی داشت و مسیر کار را معیّن می کرد.[26]

6. بیان حکم شرعی رویدادهای نوظهور و قضایای پیچیده ای که قضات، از داوری درباره آن ناتوان بودند.[27]

گفتار مجری

ای قصه بهشت زکویت حکایتی

شرح جمال حور ز رویت روایتی

انفاس عیسی از لب لعلت لطیفه ای

آبِ خِضِر زنوش لبانت کنایتی

با گذشت بیش از چهارده قرن ما هنوز از علی می گوییم، به علی می اندیشیم، یادش رو گرامی می داریم، به او عشق می ورزیم و به خودمون افتخار می :نیم که از پیروان او هستیم. تنها ما به عنوان پیرو و شیعه علی، به او نیاز نداریم، بلکه جهان ما، امروز و همه روز به اون حضرت نیاز دارده. بله! جهان، امروز به اخلاق علی، بندگیِ علی، مدارایِ علی، سخاوت علی، محبت علی، ولایت علی، عدالت علی و الگوی علی نیازمنده.

به ذره گر نظرِ بوتراب فُتد

به آسمان رود و کار آفتاب کند

ولادت باسعادت مولی الموحدین، امام علی بن ابی طالب(ع)، یکی از بزرگ ترین اعیاد اسلامیه. علی(ع) انسان کامل و اَبَرمردی بود که در زندگی اش کوچک ترین نقطه تاریک و ابهام وجود نداشت. به فضائل و خصائل زیبای او، حتی دشمنانش هم اذعان داشتند. به راستی او آیت بزرگ خداوند و حجّت خدا بر مردمه.

صفات علی(ع) چنان شکوهمنده که صاحبان خرد رو به تحسین و اعجاب واداشته. شخصیت علی جامع اضداده و همین ویژگی موجب شد، بعضی افراد درباره او سرگردان بمونند و نتونند عظمت وجودی و شکوه ذاتی آن حضرت رو درک کنند و درباره اش به افراط و تفریط می روند. به گفته شهریار:

نه بشر توانمش گفت، نه خدا توانمش خواند

متحیرم چه گویم شَه مُلک لافتی را

نکته ها

نهج البلاغه، کتابی است که آن را سید رضی، از علمای شیعه در قرن سوم، گردآوری کرده است. نهج البلاغه به معنای راه و روشِ شیوایی گفتار و رسایی کلام است. این کتاب مجموعه خطبه ها، نامه ها و کلمات به یادگار مانده از مولای متقیان، امیرمؤمنان، علی(ع) است. نهج البلاغه به سه بخش تقسیم می شود:

1. خطبه ها: مجموعه سخنرانی ها و خطابه های دل نشین و آتشینی است که امام در منابر، مساجد، میدان های نبرد و یا در مسافرت ها بیان و در آنها مردم را ضمن پند و اندرز، با موضوع های دینی آشنا کرده است و یا به جهاد با منافقان و دشمنان اسلام دعوت می کند.

2. نامه ها یا رسائل: مجموعه نامه هایی است که امام به دوستان، دشمنان، استانداران، فرماندهان نظامی و دیگران می نوشت. همچنین، عهدنامه ها و وصایای آن حضرت در این بخش آمده است.

3. کلمات قصار: جمله های زیبای حکمت آمیز امام علی(ع) است که برخی از آنها را حضرت در پاسخ به پرسش هایی بیان کرده است.

نهج البلاغه مانند گفته های حکیمی نیست که دور از غوغای زندگی و واقعیت ها و مسائل گوناگون مطرح در یک جامعه، معارف اسلامی را بیان می کند، بلکه مجموعه سخنان انسانی است که اداره یک جامعه عظیم و بار امانت الهی را بر دوش خود احساس می کند.

شرح آفتاب: این چنین بود علی

از همه گشاد سینه تر و در مهار نفس، از همه تواناتر بود.

دانشش بی کران، بردباری اش بسیار و دلسوزی اش فراوان بود.

خنده اش تبسم، پرسشش تعلم، پی جویی اش تفهم بود.

پرصلابت بود و در همان حال، معاشرت با او شیرین تر از عسل می نمود.

در داوری، از حق دور نمی افتاد و در بیان دانش، از صواب فاصله نمی گرفت.

باوقار بود و پیوسته ذکر خدا بر لب داشت.

بر بی نیازی خود، شادمان بود.

بخل نمی ورزید، [برای دنیا] تنگدل نمی شد و غم نهان آشکار نمی کرد.

بی هیچ درشتی، پیوسته صله رحم می کرد.

بی آنکه به اسراف گراید، می بخشید.

در پیوستن، نیکوکردار و در گسستن، بزرگ رفتار بود.

به گاه خشم، از مدار عدل بیرون نمی رفت.

در دوستی، خالص، در پیمان، استوار و بر آن وفادار بود.

پایمرد بود و پیونددهنده ، بردبار بود و بی دردسر.

از خدای عَزَّوجل خشنود بود و برخلاف هوای خود گام می نهاد.

بر آزار رساندن خویش، سخت نمی گرفت.

فضلِ فراوان داشت و بیان راست.

در بهره بردن از دنیا، به کمترین میل داشت.

برخلاف اهل دنیا که از بلا هراس دارند، خود را به بلا می افکند.

پیوسته به حق امر می کرد و از سر راستی سخن می راند.

در آنچه به خدا مربوط می شد، شتابان بود.

بالیدن نفس را می شکست و هر خواری و خفتی را بر آن تحمیل می کرد.

دانا بود و دوراندیش.

پاسدار حق بود، یاور ناتوان و فریادرس ستم رسیده.

هدایتش مردمان را به حق راهبر بود.

اگر خوبی می دید، از آن یاد می کرد و اگر با بدی برمی خورد، آن را می پوشاند.

پوزش را می پذیرفت و از لغزش درمی گذشت.

در هر کس ناتوانی می یافت، به یاری اش می شتافت.

از نعمت های خداوند خشنود بود.

در راه خدا مردم را به تذکر بهره مند می کرد.

بر مردم گمان نیک می برد و نفس خود را از گمان بد بردن بر مردم، متهم می کرد.

در دوستی، به خاطر خدا با فهم و علم گام برمی داشت.

در بریدن، به خاطر خدا به حَزم و عذر عمل می کرد.

معاشرتِ با او، جان را به وجد می آورد و دیدار او، حجت را بر موحدان به کمال می برد.

معاشرتش عالِم را تذکر بود و جاهل را آموزش.

هر کوششی را ستوده تر از کوشش خویش می پنداشت و هر نَفْسی را خالص تر از خود می دانست.

از نهان ها خبر داشت و اندوه امت را در سر.

جز برای پروردگار، سرِ کُرنشِ در پیشگاه کسی خم نکرد.

خدا را دوست می داشت و در راه خشنودی او، پیوسته مجاهدت می کرد.

از کسی به خاطر خود انتقام نمی گرفت.

رفیق بیچارگان، پناه پناه جویان در هر ناگواری و امید بزرگان خدا در هر پیشامد سخت بود.

از چشمه زلال علم الهی نوشید و راه هموار هدایت را پویید.

تاریکستانی نبود که به مدد بصیرت او نورانی نشود و ابهامی نبود که بر سر پنجه فهم تیزبینش، به ژرفای آن پی نبرد.

چراغی درخشنده و دلیل گمراهی ها بود و خلق را از بیابان های سرگردانی، راهنمای نجات بود.

هر راهی که در خیر یافت، به سویش شتافت و در آن تاخت.

دانش، میوه دل او بود.[28]

زلال قلم

نامت، هجای روشنی است

سودابه مهیجی

دیوار، آمدنت را دهان گشود به قصد لبخند. دیوار خانه ای که مرکز عالم است و کانون سکون زمین... . کعبه لب باز کرد و تو را همچون کلامی مقدس بر زبان آورد. تو آغاز شدی از خانه ای که صاحبش تو را برای شگفتی تمام کائنات آفرید. گویا صاحب این خانه، بیش از همه با تو نزد عشق می باخت که آغاز ماجرایت را از قلب خانه خویش رقم زد. همه آفریدگان از هر جای زمین سرک کشیدند تا تو را نظاره کنند. تا بدانند این مولود کیست که خداوند زادگاهش را خانه خویش قرار داده است.

سلام بر تو ای هم نام خداوند! سلام بر اسم بی شباهت تو که مظهرالعجائب است و تلفظ معجزه وارش تمام اهریمنان عالم را به ستیز فرامی خواند. نامت هجای مقدس شگفتی و روشنی است. نامت شمشیر وحی آمیزی ا ست که فاتحانه حق را در دل ها حاکم می کند. نامت تمام قیل و قال های عبث را به سکوت وامی دارد تا خود بر تمام صداها و کلام ها فرمانروایی کند. خوش آمدی ای آغاز ولایت! دنیا چقدر از آینده خویش می هراسید، وقتی تو نبودی، خوش آمدی ای مرد روزهای سخت در راه! ای ولایت مهربانی و ای دولت عدالت و عشق! خوش آمدی ای دست کریم گره گشا! ای نطق بلیغ توحید! ای حنجره تفسیر بی وقفه وحی! هارون پشتیبان محمد! نگاه کن که احمد چگونه دلگرمِ آمدن توست. چگونه لبخند شکر بر لبانش نشسته. ذوالفقار، بی تاب رخسار تو به آتیه ای می اندیشد که چون عصای موسی، در دستان قهرمان تو اعجاز کند و اسطوره بیافریند.

دلاوران عرب را خبر کنید که پیش پای این نوزاد، این مرد فردای جهاد زانو به زمین نهند. شمشیرهای خفته در نیام را بگویید که فردایی نه چندان دور باید رشادت را نزد شمشیر این مرد از نو درس بگیرند.

سرشار از دانش

«در سینه ام دانش فراوانی انباشته است. ای کاش کسانی را می یافتم که می توانستند آن را بیاموزند».[29]

دانش، هستی خویش را از تو فراگرفته و با تو خود را شناخته است. تویی که تمام دانش خداوندی را از سینه رسول خاتم(ص) در جان خویش سرازیر کرده ای. تویی که تمام پرسش های بی پاسخ خلقت را به پاسخ ایستاده ای. این دانش فراگیر، این حقایق بی شمار، چون باری در سینه ات سنگینی می کند. کجا ببری این امانت ناگفتنی را؟ با چه کسی در میان بگذاری؟ هیچ کس را یارای بردن این بار بر دوش نیست. پیمانه هیچ فهمی گنجایش این اقیانوس را ندارد. تنها سینه بی کران توست که همه دریای مواج علم را در خویش جا داده است.

از تو هیچ نمی دانند. ای دریای بی کران! جز اندکی... جز به قدر قطره هایی انگشت شمار. تو باورکردنی نیستی و نبوده ای برای مردم غافل. عظمت تو را این چشم ها نمی بینند. تو از ظرف هر ادراکی سرریز می شوی ای جاری نامتناهی! بگو، به مردم بگو: «سَلونی قَبلَ اَنْ تَفْقِدونی» تا مگر بدانند تو گنجینه بی بدیل خلقتی که بی هیچ شایستگی، خدا در دسترسشان قرار داده. شاید هراسناک شوند از اینکه تو را درنیابند. شاید دست از جهل بیهوده خویش بردارند و بشتابند به شاگردی در محضر تو. تو باب مدینه علمی. باید بر تو وارد نشوند و دندان بر جگر خویش بگذارند. باید زبان در کام نگه دارند تا تو رازهای خلقت را برایشان مو به مو شرح دهی.

یاور محمد

موسی(ع) هارون را داشت و باز در غربت بود و همچنان تنها بود. محمد(ص)، اما تو را دارد که بت های کفر را به خاک نابودی می کشاند. محمد(ص) تو را دارد که کعبه را از هرچه لات و عزّی می تکاند و پرچم توحید را بر بامش برمی افرازد. موسی(ع) اگر تو را داشت، سامری، قبیله اش را فریب نمی داد و بنی اسرائیل را گوساله ای زرین از خود بی خود نمی کرد.

تو همانی که رسول خدا(ص) با تو پیمان برادری بست و تمام درها را به روی خانه خویش بست، مگر در خانه تو[30] و دردانه خویش را بانوی خانه تو کرد؛ که تو یگانه کفو زهرایی. تنها تویی که در بستر رسول خدا(ص) به پیشواز مرگ رفته ای. تو اگر نبودی، چه کسی مصداق «یَشْری نَفْسَهُ اِبْتِغاءَ مَرْضاتِ الله»[31] می شد؟ تو اگر نبودی، چه کسی به مردم روزگار می آموخت که در رکوع زکات دهند و در سجود شهید شوند؟ چه کسی به مردم می فهماند که دنیا پست تر از استخوان خوک در دستان جذامی است؟ کدام حنجره در گوش های خواب مانده انسان فریاد می زد: «ای مردم! یاد مرگ از دل های شما رفته و آرزوهای فریبنده جای آن را گرفته ا ست.»[32]چه کسی به آدمیان می آموخت که: «دنیا خانه نابود شدن و رنج بردن و عبرت گرفتن است».[33]

کاش تمام دهان ها بسته شوند. کاش تمام صداها سکوت کنند تا تنها تو سخن بگویی برای ابد، تا سخنان بی بدیل خویش را تا قیامت برای گمراهی مردم تلاوت کنی. کاش بشر کلام تو را بفهمد. کاش این قدر از تو دور نمانیم. کاش شبیه تو بودن را بیاموزیم. کاش تو را گم نکنیم در بیراهه های زمانه.

سخن بگو، «شمع بیت المال روشن مانده است.» سخن بگو، جهان در خواب است و ستم تمام خاک را غرق در خون کرده. کسی بیدار نمانده برای برافروختن شمعی در این ظلمات. کسی صدای ناله های حق را در زنجیر نمی شنود. کسی جرئت خروشیدن برای رهایی از ظلم را ندارد. من اما صدای مردی را می شنوم که از گلوی زخمی تاریخ زبانه می کشد. صدای مردی را می شنوم که قرن هاست کلمات شعله ور خویش را چون هرّای شیر در گوش سنگین زمین می خواند و هنوز کسی از این آیه های آسمانی متنبه نشده است. صدای تو را می شنوم:

خدا را! خدا را! از عقوبتی که نزدیک است، بترسید و از کیفر ستم برحذر باشید و از آ ینده دردناک ظلم بهراسید.[34] خدا دعای ستمدیدگان را می شنود و در کمین ستمکاران است[35] و کسی که شمشیر ستم برکشد، با آن کشته می شود.[36] روزی که ستمدیده از ستمکار انتقام خواهد کشید، سخت تر از روزی است که ستمکار بر او ستم روا داشته.[37] بدترین توشه برای قیامت، ستم بر بندگان خداست.[38]

هر آ ینه ملت های جهان شب را به صبح می رسانند، درحالی که از ستم زمامدارانشان در وحشتند.[39] عدالت را بگسترانید و از ستمکاری پرهیز کنید که ستم، رعیت را به آوارگی می کشاند و بیدادگری، به مبارزه و شمشیر می انجامد.

امیر عادل

او امیر بود نه آن گونه که بر تخت پادشاهی بنشیند و تاج زرین بر سر گذارد، نه آن گونه که رعب در قلب مردمان بیفکند تا سرتسلیم فرود آورند. او ولایت آسمان و زمین را در دست خویش داشت و بر دل ها حکم روا بود. او گماشته خداوند بر زمین بود، نگهبان خاک و حجت پروردگار، اما هرگز برای فرمانروایی خویش، اسباب و بهانه دنیوی نخواست. همواره پا بر جای پای رسول نهاد و هیچ کس در عمل کردن به قرآن از او پیشی نگرفت. اگر او نبود، پس از رسول اکرم(ص) مؤمنان ناشناخته می ماندند.[40] اگر او نبود، قرآن از پراکندگی به یکپارچگی نمی رسید و حق برای چند صباحی نیز مهلت خودنمایی پیدا نمی کرد و هیچ مصداقی برای حکومت عدل پدید نمی آمد.

مرد تنها

«دریا هنوز به جرعه ای که تو از چاه خورده ای حسادت می کند».

تو تنهایی، در میان این همه مردم روی زمین تنها هستی، ازآن رو که به هیچ کس شباهت نداری، ازآن رو که هیچ کس را یارای مانند تو بودن نیست. هیچ کس را یارای پا به پای تو آمدن نیست. تنهایی، همان گونه که خدا تنهاست و بی شریک و بی شبیه و بی همتا.

کاش زخم بر جان تنهایی تو نزنند. کاش این همه معصومی چون تو را نیازارند. کاش جهل و کفر سرکششان را اندکی در جوار مهر و حقیقت تو مهار کنند تا این همه تو را به تأسف و حسرت بر حال خویش واندارند. تا این همه قلبت را به درد نیاورند. تا این همه آه نکشی، اما در این میانه خوشا به حال چاه بی صدایی که بغض های تو را دور از چشمان بخیل روزگار در آغوش می کشد و درد دل های تو را می شنود.

آه، ای راز سر به مهر! چرا پرده از راز خویش برنمی داری؟ بگذار این همه مردمان غافل سردرگم بدانند، مردی که شب ها نان تمام شهر را بر دوش می کشد و سفره هایشان را به بزم رونق می برد، همین مردی است که روزها به طمع بیت المال، عدلش را سرزنش می کنند و در تنگناها و فتنه ها تنهایش می گذارند. بگذار بدانند مردی را که برای جنگ های ناخواسته، بی دلیل نفرینش می کنند، همین سایه معصومی است که شب ها در خانه بیوه زنان و یتیمان را می کوبد و لبخند شادی بر رخسار گرسنه شان می نشاند.

اماما! هنوز که هنوز است، اشک یتیمان را به یاد تو به یاری می شتابیم و سفره های بینوایان را به اقتدای تو نانی انفاق می کنیم. هنوز هم سجده گزاران سحرخیز، خدا را با نام تو سوگند می دهند برای اجابت دعایشان و شب بیداران استغفارگو راه و رسم تو را ادامه می دهند، در تهجد و اشک ریختن نیمه شب.

نام تو را بر مأذنه ها بانگ می زنیم و روزگارمان متبرک می شود. نام تو را در شب های قدر زمزمه می کنیم و پروردگار گناهانمان را می بخشاید. نام تو را بر سردر خانه ها نقش می کنیم و زندگی با تمام مصائبش بر ما شیرین و آسان می گذرد. سلام بر نام تو! این الفبای مختصر که کلید رستگاری و سعادت است.

شعر

تو کیستی

سلمان هراتی

زمین

بی تو تاولی معلق است

بر سینه آسمان

زمین اگر چشم داشت

بزرگواری تو این سان غریب نمی ماند

هیچ جرئتی جز قلب تو نسوخت

ای معنویت نامحدود!

زود است حتی در زمین

نام تو برده شود

زمین فقط

پنج تابستان به عدالت تن داد

و سبزی این سال ها

تتمه آن جویبار بزرگ است

که از سرچشمه ناپیدایی جوشید...

... عشق و شمشیر را

به یک بستر آوردی

دنیا نمی تواند بداند

تو کیستی

ساقی کوثر

حافظ

مردی ز کننده درِ خیبر پرس

اسرار کرم ز خواجه قنبر پرس

گر طالب فیض حق به صدقی حافظ

سرچشمه آن ز ساقی کوثر پرس

راه بهشت

سودابه مهیجی

از کوچه های غربت کوفه یتیم تر

از قرن های تنگ پس از تو عقیم تر

شب های سفره های تهی صبح می شوند

در حسرت سلام دو دست کریم تر

دستی که می گشود گره های کور را

از دست های معجز موسی کلیم تر

شاید تویی که می وزی از پشت سالیان

بر گونه های داغ کویری، نسیم تر

ما را به روزگار رواج خودت ببر

جایی از این تمدن وحشی قدیم تر

راه بهشت از طرف خانة علی است

ای عاشقان! نشانی از این مستقیم تر؟

میزان عشق و عقل

سیده کبری موسوی

مرور کرد به حیرت بهشت مینو را

و در پیاله ای از نور زد قلم مو را

دو برکه در وسط تابلو کشید آنگاه

کشاند بر لب این برکه ها دو آهو را

تو را به هیئت «انسان فرشته» ای زیبا

کشید و دید از این دو ربوده ای گو را

سپس به وسعت تنهایی ات چراغ آورد

چراغ نه! که دل آفتاب بانو را

و رودهای جهان را به خدمت تو گماشت

که پا به پات بگیرند ظهر عاشورا

هم از زبان تو می خواست بشنود خود را

خدا که در دهنت ریخت عطر یاهو را

برای اینکه به شبگردی ات گواه شود

همیشه باز نگه داشت چشم شب بو را

خدا به عشق تو سنجید عقل را و سپس

طراز کرد به دست تو این ترازو را

یا علی

مهدی جهاندار

یک کوچه غیرت ای قلندر تا علی مانده است

شمشیر بر دارد هر آن کس با علی مانده ا ست

دیشب تمام کوچه های کوفه را گشتم

تنها علی، تنها علی، تنها علی مانده ا ست

ای ماهتاب! آهسته تر اینجا قدم بگذار

در جزر و مدّ چاه یک دریا علی مانده ا ست

از خیل مردانی که می گفتند می مانیم

انگار تنها ابن ملجم با علی مانده ا ست

ای مرد! بر تیغت مبادا خاک بنشیند

برخیز! تا برخاستن یک یا علی مانده ا ست

اعتبار جهان

امیر اکبرزاده

خندیدی و نظام جهان برقرار شد

لبخند با تبسم تو ماندگار شد

دستی در آب بردی و دستی در آینه

در خلقت این دقیقه آغاز کار شد

در آینه نگاه بلیغ تو سر کشید

در خود شکفت آینه... نامش بهار شد

هفت آسمان که تکیه به دستان تو زدند

بر پایه های چرخ، فلک استوار شد

بر هر مسیر سبز که تو پا گذاشتی

آن جاده خالی از خفقان غبار شد

بر هرچه سنگ، سایه ات افتاد در زمین

در آسمان ستاره شد و بی شمار شد

تا چنگ زد به گیسوی تو دست بادها

سرتاسر جهان پر از آواز تار شد

دنیا به پشتوانه عشق تو جان گرفت

نامت برای خلق جهان اعتبار شد

کوتاه و گویا

کعبه از شوق آمدنش بر خود لرزید و دهان به لبخند گشود.

علی(ع) آمده است تا از این پس، دنیا پدری دلسوز داشته باشد.

علی(ع) آمده تا محمد(ص) تنها نماند.

تمام رطب ها عطر تو را دارند که کام تلخ یتیمان را شیرین می کنند.

همنام خداوند پا به عالم گذاشته تا خدا بر روی زمین بی شبیه نماند.

از میان کوچه های تاریک و فتنه های زمانه به آغوش ولایت تو می گریزم.

تمام مردمِ غافل زمین آسوده در خوابند و تو بیدار نشسته ای تا گناهانشان را استغفار کنی.

آبروی زمین، اشک ها و دعاهای توست، ای صدای پیچیده در گلوی چاه!

علی میزان سنجش اعمال مؤمنان است.

هزاران سال از تو می گذرد و هنوز جهان از تو عقب تر است.

تو در خانه احمد(ص) بزرگ شده ای، شگفت نیست که یگانه برادر او باشی.

تو را به خاطر عدلت تنها گذاشتند تو، اما برای خاطر ظلم و کفرشان هرگز تنهایشان نگذاشتی.

چشمه های جوشان زمین همه از نسل اشک های تواَند.

«خاک یتیم کوچه ما با او احساس می کند که پدر دارد»

«باران ادای اشک تو را درمی آورد فرقی نمی کند که چه فصلی گریستی»

«تو گریه های خودت را به چاه می بردی که رودهای جهان اتفاق می افتاد»

عدالت، هنوز که هنوز است، خواب شمشیر تو را می بیند.

«علی را قدر، پیغمبر شناسد که هرکس خویش را بهتر شناسد»

بگذار رودهای جهان از تو پر شوند بارانِ بی مضایقه بر دشت ها ببار

آورده اند که...

زهد امام علی(ع) و سفارش به میانه روی

سهیلا بهشتی

امیرالمؤمنین، علی(ع)، در بصره به عیادت یکی از یارانش، علاء ابن زیاد حارثی رفت و چون چشمش به خانه بزرگ او افتاد، فرمود: «این خانه با این وسعت را در این دنیا برای چه می خواهی، با اینکه در آخرت به آن نیازمندتری؟ آری، مگر اینکه بخواهی به این وسیله، به آخرت برسی؛ یعنی مهمان کنی (و مهمان را در آن گرامی داری)، صله رحم نمایی و بدین وسیله حقوق (لازم خود را) اظهار کنی و به سود خود قرار دهی که در این صورت، با این خانه به آخرت، رسیده ای».

علا از دست برادرش به امام علی(ع) گلایه کرد که خودش را به رنج و شکنجه انداخته است؛ عبایی بر دوش گرفته و در گوشه ای نشسته است. نه با کسی معاشرت می کند و نه غذایی می خورد و در حال ریاضت کشیدن است.

حضرت او را خواست و برخوردی به مراتب تندتر از برخورد قبلی که با برادرش داشت، با او نمود. به او که زندگی را رها کرده و به خیال خود، مشغول ریاضت کشیدن شده بود، فرمود: «ای دشمنِ جانِ خود! شیطان در تو راه یافته و هدفِ تیر او قرار گرفته ای. آیا به خانواده و به فرزندانت رحم نمی کنی؟ تو خیال می کنی خداوند (به ظاهر) طیبات را بر تو حلال کرده، اما (در واقع) دوست ندارد که از آنها استفاده کنی؟ تو در پیشگاه خداوند کوچک تر از آنی که بدین گونه با تو رفتار کند». او در پاسخ، به حضرت اعتراض کرد: یا امیرالمؤمنین، شما این حرف ها را به من می زنی، اما زندگی شما به مراتب پایین تر از زندگی من است. حضرت فرمود: «جان من! من مثل تو نیستم، تو خود را با من قیاس نکن. خداوند متعال بر پیشوایان عدل واجب کرده است که زندگی خود را با مردم ضعیف همراه و هماهنگ کنند تا آدم هایی که در جامعه در وضع پایین تری قرار دارند، با مشاهده زمامدارانشان بتوانند بر فقر و نداری تحمل کنند».[41]

درس کارگزار جامعه به مسلمانان

در نقل های تاریخی هست که امیرالمؤمنین، علی(ع)، کسی را می خواست به عنوان فرماندار به شهری اعزام کند، به او فرمود: «فردا بعد از نماز بیا پیش من.»

آن شخص نقل می کند که فردا بعدازظهر، به همان جایی رفتم که علی(ع) فرموده بود. دیدم در مقابل امام، یک کاسه خالی و یک کوزه آب هست. مقداری که گذشت، به خدمتکارش اشاره کرد و فرمود که آن بسته را بیاور. دیدم بسته سر به مُهری را آوردند. این کیسه، مهر و موم شده بود، تا کسی نتواند آن را باز کند. با خودم فکر کردم که حضرت من را امین دانسته و می خواهد گوهر گران بهایی را به من نشان بدهد، یا امانتی را به من بسپارد. حضرت مهر را شکست و در کیسه را باز کرد. دیدم در این کیسه، شِویق (غذایی بود که از آرد سبوس دار گندم و جو تهیه می شد) وجود دارد. بعد حضرت یک مشت از آنها را آورد، داخل کیسه ریخت، مقداری هم آب از کوزه روی آن ریخت و به هم زد و به عنوان ناهار خورد. مقداری را هم به من داد و گفت: بخور. من حیرت زده شدم. عرض کردم: یا امیرالمؤمنین! شما این را می کنید؟! عراق با این همه نعمت در اختیار شماست؟! شما چرا این طور درِ کیسه را می بندید؟ حضرت فرمود: «سوگند به خدا، من که در این کیسه را مهر کردم، به خاطر بخل نیست که حیفم بیاید از این سویق کسی بخورد. من به قدر حاجت شخصی خودم، از این غذا تهیه می کنم. می ترسم کسی این کیسه را باز کند و چیزی داخل کیسه بریزد و من خوش ندارم که در شکم خود، غدایی وارد کنم که طیب و پاکیزه نباشد. می خواهم غذایی پاکیزه بخورم، غذایی که از مال خودم است و مال کسی در آن نیست. مبادا چیزی را که حلال بودن آن را نمی دانی، تناول کنی و تناول، فقط خوردن نیست؛ او را در اختیار نگیر، مگر یقین کنی که حلال است.»[42]

یتیم نوازی علی(ع)

امام علی(ع) در یکی از شب ها به خانه بیوه زن فقیری گذر کرد که فرزندان کوچکش از شدت گرسنگی گریه سر داده بودند و آن زن بیچاره سعی داشت آنها را آرام کند و بخواباند. آن زن آتشی را روشن کرده و ظرفی را که فقط آب خالی در آن بود، بر روی آتش گذاشته بود تا کودکانش خیال کنند، غذایی تهیه می شود و شاید با این خیال به خواب روند.

امام علی(ع) با دیدن چنین صحنه ای، برگشت و مقداری خرما و آرد و روغن و نان تهیه کرد و عازم آن خانه شد. هرچه قنبر اصرار کرد که در برداشتن آذوقه ها یاری اش کند، حضرت نپذیرفت و خود، آن بار را بر دوش کشید تا به در خانه آن بیوه رسید. اجازه خواست و وارد شد. برنج و روغن را در آن دیگی که بر روی آتش بود، پخت و برای هر کدام از کودکان در ظرفی جداگانه برنج کشید و از آنها خواست که بخورند. وقتی بچه ها سیر شدند، حضرت با آنها بازی می کرد و چهره بچه ها را با خنده های خویش، شادمان ساخت. سپس از خانه آنها بیرون آمد.

قنبر به حضرت گفت: مولایم، امشب شاهد صحنه عجیبی بودم. بخشی از آن را که بردن آذوقه برای یک خانواده فقیر بود، فهمیدم، اما بخش دیگر که بازی کردن با بچه ها بود، به گونه ای که خم شُدید و چهار دست و پا در اتاق راه رفتید و کودکان را خنداندید، برایم باورکردنی نبود و دلیل آن را متوجه نشدم. امیرالمؤمنین، امام علی(ع)، در پاسخ قنبر فرمود: «وقتی وارد خانه این کودکان شدم، آنها از شدت گرسنگی گلایه می کردند. دوست داشتم هنگامی که از این منزل خارج می شوم، آنها ضمن سیر شدن، خندان و شادمان نیز باشند و برای این مطلب راهی پیدا نکردم، جز همان کاری که انجام دادم».[43]

نظر شما چیه؟

1. نسب امام علی(ع) چگونه است؟

2. نقش تربیت پیامبر خدا(ص) در رشد شخصیت امام علی(ع) چگونه بود؟

3. پیامبر چه کوشش هایی برای به رهبری رسیدن علی(ع) پس از خود انجام داد؟

4. موضع امام علی(ع) در قبال بی مهری های پس از پیامبر به او چه بود؟

5. ویژگی شخصیتی امام علی(ع) چیست؟

6. نقش امام علی(ع) در پیشرفت اسلام چگونه بود؟

7. چه آیاتی از قرآن درباره امام علی(ع) نازل شده است؟

8. فضائل امام علی(ع) از دوران کودکی تا شهادت چیست؟

9. انحراف های عصر امام علی(ع) چه مصداق هایی داشت؟

10. اصلاحات علوی در عرصه های اداری، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی، قضایی و امنیتی چه بود؟

11. اصحاب و شاگردان امام علی(ع) چه ویژگی هایی داشتند؟

12. موانع و مشکلات حکومت امیرالمؤمنین، علی(ع)، چه بود؟

13. علت نارضایتی برخی افراد از حکومت امام علی(ع) چه بود؟

14. ویژگی های کتاب نهج البلاغه چیست؟

پ

1. ارفع، سیدکاظم، حضرت علی(ع)، تهران، فیض کاشانی، 1379، 144 صفحه.

2. انصاری زنجانی، محمدباقر، بر آستان سپیده: روزهای سرنوشت ساز در زندگانی امیرالمؤمنین علی(ع)، قم، دلیل ما، 1380، 47 صفحه.

3. ایمانی، عباس، زندگانی حضرت علی(ع)، تهران، اقبال، 1378، 514 صفحه.

4. بروجردی، محمدحسین، امام علی(ع) پیشوای زندگی، قم، نورالاصفیاء، 1381، 367 صفحه.

5. پاینده، ابوالقاسم، علی(ع) ابرمرد تاریخ، تهران، اساطیر، 1377، 96 صفحه.

6. پرورش، سیدعلی اکبر، علی(ع) در مدینه، قم، شفق، 1355، 72 صفحه.

7. پیشوایی، مهدی، شرح زندگانی حضرت علی(ع)، تهران، دانشگاه آزاد اسلامی، 1378، 86 صفحه.

8. تلمسانی انصاری، محمدبن ابوبکر، جوهره در نسب و شرح احوال امام علی(ع) و آل او، ترجمه: فیروز حریرچی، تهران، امیرکبیر، 1361، 156 صفحه.

9. جعفری تبریزی، محمدتقی، امام علی(ع) به روایت نهج البلاغه، تدوین: محمدرضا جوادی، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1379، 513 صفحه.

10. جعفری، سیدمحمد مهدی، همای رحمت: مروری بر زندگی سیاسی امام علی بن ابی طالب(ع)، تهران، اهل قلم، 1381، 162 صفحه.

11. جعفریان، رسول، تاریخ و سیره سیاسی امیرمؤمنان، علی بن ابی طالب(ع)، قم، دلیل ما، 1380، 243 صفحه.

12. حاجی وند، علی، امام علی(ع) از طلوع تا غروب، تبریز، فروغ آزادی، 1380، 344 صفحه.

13. حریری، محمد یوسف، علی(ع) مرد حماسه ها، تهران، بعثت، 1351، 196 صفحه.

14. حکیمی، محمود، داستان هایی از زندگی امام علی بن ابی طالب(ع)، تهران، نامک، 1376، 191 صفحه.

15. خلیلی، محمدعلی، زندگانی حضرت علی(ع)، امیرالمؤمنین، تهران، اقبال، 1374، 504 صفحه.

16. دستباز، هادی، حماسه خورشید: 23 فصل از زندگی علی(ع)، قم، دارالفکر، 1343، 233 صفحه.

17. دفتر مشاور رئیس سازمان صداوسیما در امور جوانان، 110 داستان دوران جوانی امیرالمؤمنین، امام علی(ع)، تهران، سروش، 1380، 136 صفحه.

18. دوانی، علی، امیرالمؤمنین خلیفه الله، صدیق اکبر و فاروق اعظم، تهران، مطهر، 1382، 207 صفحه.

19. راشدی، لطیف، فرزند کعبه، تهران، سبحان، 1376، 166 صفحه.

20. معروف حسنی، سید هاشم، زندگی نامه امیرالمؤمنین، علی(ع)، ترجمه: جعفر شیخ الاسلامی، تهران، بنیاد بعثت، 1361، 297 صفحه.

پینوشت ها:

[1]. مؤسسه آموزشی، پژوهشی مذاهب اسلامی، پاسخ به پرسش ها از دیدگاه تشیع و تسنن، قم، مؤسسه مذاهب اسلامی، 1381، صص 165 و 166.

[2]. نک: اکبر دهقان، هزار و یک نکته از قرآن کریم، تهران، مرکز فرهنگی درس هایی از قرآن، 1379، صص 177-184.

[3]. محمد محمدی ری شهری، میزان الحکمه، ترجمه: حمیدرضا شیخی، قم، دارالحدیث، 1377، ج1، ح951.

[4]. همان، ح 952.

[5]. همان، ح 967.

[6]. همان، ح 968.

[7]. همان، ح 975.

[8]. همان، ح 261.

[9]. همان، ح 1012.

[10]. همان، ح 954.

[11]. همان، ح 958.

[12]. همان، ح 966.

[13]. همان، ح 1029.

[14]. همان، ح 1032.

[15]. همان، ح 1040.

[16]. همان، ح 1049.

[17]. همان، ح 1064.

[18]. همان، ح 1069.

[19]. مریم معینی نیا، «بررسی فضایل حضرت علی (ع) و مسئله امامت»، ندای صادق، ش 30، ص 38.

[20]. همان، ص 39.

[21]. نگاهی به زندگی دوازده امام، ترجمه کتاب المستجاد من کتاب الارشاد علامه حلی، ترجمه: محمد محمدی اشتهاردی، قم، جامعه مدرسین، 1373، ص 32.

[22]. همان، ص 34.

[23]. محمدهادی معرفت، تاریخ قرآن، تهران، سمت، 1375، ص 85.

[24]. محمد نصیری، تاریخ تحلیلی صدر اسلام، قم، معارف، 1385، ص 188.

[25]. همان.

[26]. همان.

[27]. همان.

[28]. نک: جمال الدین یوسف بن حاتم شامی، سیره امیرمؤمنان، علی(ع)، ترجمه الدُّرُ النظیم فی مناقب الائمه اللهامیم، قم، معارف، 1382، صص 173 178.

[29]. نهج البلاغه، حکمت 147.

[30]. و سدّ الابواب الّا بابه (ندبه).

[31]. نک: بقره: .

[32] نهج البلاغه، خطبه 113.

[33]. همان، خطبه 114.

[34]. همان، خطبه 192.

[35]. همان، نامه 53.

[36]. همان، حکمت 349.

[37]. همان، حکمت 241.

[38]. همان، حکمت 221.

[39]. همان، خطبه 97.

[40]. دعای ندبه (یحذو حذو الرسول).

وَ لَوْ لا اَنْتَ یا عَلِی لَمْ یعْرَفُ الْمُؤمِنونَ بَعْدِی.

[41] . محمد محمدیان، از علی آموز اخلاص عمل، تهران، همشهری، 1387، صص 18و19، به نقل از: نهج البلاغه، ترجمه: صبحی صالح، خطبه 209، ص 325.

[42]. از علی آموز اخلاص عمل، صص 20 و 21، به نقل از: بحارالانوار، ج 40، ص 335.

[43]. از علی آموز اخلاص عمل، صص 13 و 14، به نقل از: کشف الیقین، ص 115.

حوزه

 


ادامه مطلب



[ سه شنبه 31 فروردین 1395  ] [ 9:52 PM ] [ احمد ]
نظرات 0

اسرار ولادت امام علی(ع) در کعبه

خبرگزاری فارس: اسرار ولادت امام علی(ع) در کعبه

مادر عیسی در بیت المقدس بود، هنگامی که وقت ولادت عیسی فرارسید، مریم ندایی شنید که بیرون شو، اینجا عبادت‌گاه است نه زایشگاه، اما فاطمه بنت اسد هنگامی که زایمانش نزدیک شد در حرم بود، دیوار کعبه شکافته شد.

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، ولادت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب(ع) در سیزدهم رجب سی سال پس از عام‌الفیل در بیت‌الله الحرام و در کعبه به وقوع پیوست، این رخداد که در نوع خود بی‌نظیر بود و هیچ فرد دیگری به جز امام علی(ع) در کعبه به دنیا نیامده است، عموم دانشمندان شیعه و جمعی از علمای منصف عامه نیز به روایت آن پرداخته‌اند، گروه کلام مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم درباره علت به دنیا آمدن امام علی(ع) در کعبه این چنین پاسخ می‌دهد:

*جریان ولادت امیر مؤمنان(ع)

در منابع متعدد آمده است که راوی می‌گوید: من و عباس بن عبدالمطّلب و عده‌ای دیگر در مقابل خانه کعبه در مسجد الحرام نشسته بودیم که ناگهان فاطمه بنت اسد که درد زاییدن فرزند او را ناراحت کرده بود،‌ پدیدار گشت و نزد خانه آمد و گفت: پروردگار من ایمان دارم به تو و به همه پیامبران و کتاب‌هایی که از سوی تو آمده و گفتار جدم ابراهیم خلیل را تصدیق دارم و به او که این خانه کعبه را بنا کرد، پروردگارا به حق همان کسی که این خانه را بنا کرد و به حق این نوزادی که در شکم من است، ولادت او را بر من آسان گردان.

ای فاطمه! نام این مولود را علی بگذار که خدای علیّ اعلی می‌فرماید: من نام او را از نام خود جدا کردم و او کسی است که بت‌ها را در خانه من می‌شکند

ناگهان دیدیم قسمت پشت خانه کعبه شکافته شد و فاطمه به داخل خانه رفت و از دیدگاه ما پنهان شد و دیوار خانه نیز مانند نخست به هم پیوست، ‌ما که  چنین دیدیم خواستیم قفل در را باز کنیم، ولی در باز نشد. این مطلب به سرعت در شهر پیچید، سه روز از این ماجرا گذشت و چون روز چهارم شد فاطمه از همان مکان بیرون آمد و علی(ع) را در دست داشت و به مردم گفت: خدای تعالی مرا به زنان پیش از خود برتری بخشید، و من در خانه خدا رفتم و از روزی و میوه بهشتی خوردم و چون خواستم از خانه بیرون آیم، ‌هاتفی ندا کرد: ای فاطمه! نام این مولود را علی بگذار که خدای علیّ اعلی می‌فرماید: من نام او را از نام خود جدا کردم و او کسی است که بت‌ها را در خانه من می‌شکند.[1]

*جریان ولادت حضرت در منابع اهل سنّت

1. حاکم نیشابوری در مستدرک جلد 3 صفحه 550 حکمت 6044 می‌گوید: در اخبار متواتر آمده (اخباری که یقین آور است) آمده که فاطمه بنت اسد، امیر مؤمنان علی(ع) را در درون کعبه به دنیا آورد.[2]

2. حافظ گنجی شافعی در کفایة المطالب ص 407 آورده است: امیر مؤمنان علی(ع) شب جمعه در 13 ماه رجب در خانه خدا به دنیا آمد،‌ و هیچ کسی قبل از او و بعد از او در خانه خدا به دنیا نیامده است.[3]

3. شهاب الدین السید محمود آلوسی صاحب تفسیر روح المعانی در کتاب: «سرح الخریدة الغیبة فی شرح القصیدة العینیّه، تألیف عبدالباقی افندی عمری، در ذیل یکی از اشعار او می‌گوید: این مسأله که امیرمؤمنان علی(ع) در خانه خدا به دنیا آمد مسأله مشهور و معروف است و در کتاب‌های شیعه و سنی نقل شده است.[4]

بنابراین جریان تولد امیرمؤمنان حقیقتی است که نه تنها شیعه بلکه برادران اهل سنّت نیز به آن اذعان دارند که در الغدیر به تفصیل آورده شده است.

*جلوه‌ای از اسرار ولادت حضرت در کعبه

امّا‌ اسرار این قضیه که چرا حضرت امیرمؤمنان(ع) در خانه خدا به دنیا آمده، ‌در برخی منابع درباره آن مطالبی مطرح شده که در اینجا بیان می‌شود:

1. برخی از بزرگان اهل سنّت پس از بیان جریان تولد حضرت امیر(ع) در کعبه گفته‌اند: این کرامت و بزرگی برای علی(ع) است که در خانه خدا به دنیا آمده و تجلیل برای محل تولد او شمرده می‌شود.[5]

2. آلوسی که قبلاً نیز از او یاد شد (یکی از بزرگان اهل سنّت است) بعد از نقل جریان تولد حضرت در کعبه تعبیر لطیفی دارد که عین عبارت او آورده می‌شود که گفته است: «سبحان من یضع الاشیاء فی مواضعها و هو احکم الحاکمین»؛ یعنی منزه است خداوندی که هرچیزی را در جایگاهش قرار می‌دهد و او بالاترین حکم کنندگان است.[6]

هنگامی که وقت ولادت عیسی فرارسید، مریم ندایی شنید که بیرون شو، اینجا عبادت‌گاه است نه زایشگاه، اما فاطمه بنت اسد هنگامی که زایمانش نزدیک شد در حرم بود، دیوار کعبه شکافته شد

نامبرده (آلوسی) در ادامه گفته است: گویا علی(ع) نیز خواست تا در مورد خانه کعبه که موجب این افتخار برای او شده بود و در دل او متولد گشته بود جبران کند و به همین جهت بت‌ها را از روی خانه به زیر افگند، زیرا در پاره‌ای از اخبار آمده که خانه خدا به درگاه حق تعالی شکایت کرده و گفت: پروردگارا تا چه وقت در اطراف من این بت‌ها را پرستش کنند؟ و خدای تعالی به او وعده داد که آن مکان مقدس را از آن بت‌ها تطهیر کند.[7]

3. شیخ صدوق نیز در این باره گفته است: اینکه حضرت امیر(ع) در کعبه به دنیا آمده، بزرگداشتی بود از جانب خدای متعال و اکرامی بود که نسبت به مقام شامخ و با عظمتش عنایت فرمود.[8]

4. از صعصعه بن صوحان روایت شده که در واپسین لحظات زندگی علی(ع) از حضرتش پرسید: تو برتری یا حضرت عیسی بن مریم؟ علی(ع) فرمود: مادر عیسی در بیت المقدس بود، هنگامی که وقت ولادت عیسی فرارسید، مریم ندایی شنید که بیرون شو، اینجا عبادت‌گاه است نه زایشگاه، اما مادر من فاطمه بنت اسد هنگامی که زایمانش نزدیک شد در حرم بود، دیوار کعبه شکافته شد و من آنجا متولد شدم و هیچ کسی دارای چنین فضیلتی نیست نه پیش از من و نه پس از من.[9]

5.  و برخی دیگر گفته‌اند: ... پیداست که خانه کعبه در داشته که از آن وارد شود. امّا اینجا در خانه باز نشد، ‌بلکه دیوار کعبه شکافته شد تا دلیلی روشن‌تر و آشکار‌تر بر یک اعجاز باشد و برای اینکه بعدها نتوانند جریان را نوعی تصادقی و اتفاقی به حساب بیاورند و جالب این جاست، با اینکه در خلال چندین قرن کعبه تجدید بنا شده است، هنوز هم اثر آن شکاف روی دیوار خانه وجود دارد و موضع شکاف را با نقره پر کرده‌اند و در قسمتی که معروف به مستجار است، ‌این اثر به طور آشکار دیده می‌شود و همیشه جمعیت انبوهی از حاجی‌ها به این قسمت پناه می‌برند و مشغول گریه و زاری و نیاز به درگاه خداونداند و حاجت می‌خواهند.[10]

از مجموعه مطالبی که در این پاسخ اشاره شد، چند نتیجه به طور یقین مشخص می‌شود:

اولاً: مسأله به دنیا آمدن امیرمؤمنان(ع) در خانه خدا و کعبه معظمه جزو ‌مسلمات تاریخ است که نه تنها در منابع شیعه بلکه در منابع معتبر برادران اهل سنّت فراوان نقل شده که علامه امینی در الغدیر همه آن منابع را جمع‌آوری کرده است که قبلاً اشاره شد.

و همچنین نه تنها به گفته علمای شیعه بلکه به گفته بزرگان اهل سنّت جریان تولد امام علی(ع) در میان خانه خدا (کعبه) با روایات متواتر (روایاتی که موجب یقین می‌شود) ثابت شده است.

ثانیاً: گرچه همه اسرار این قضیه به طور کامل برای هیچ کسی معلوم نخواهد بود، ‌امّا از مجموع سخنان بزرگان شیعه و سنی به خوبی معلوم می‌شود که این مسأله (در کعبه به دنیا آمدن) در واقع یک نوع اعجاز و کرامت برای حضرت امیرمؤمنان(ع) است و جزء خصایص و نعمت‌های الهی است که به گفته بزرگان اهل سنّت مانند آلوسی و حاکم نیشابوری و دیگران تنها نصیب حضرت امیرمؤمنان شده است و هیچ کسی نه قبل از علی و نه بعد از آن حضرت در کعبه به دنیا نیامده است.

لذا از کلامی که از آن دو عالم بزرگ (آلوسی و حاکم نیشابوری) قبلاً نقل شد: یکی شان این مسأله را به کرامت علی(ع) و تجلیل محل تولد او یاد کرد و دیگر به این نکته اشاره کرده بود که در کعبه به دنیا آمدن فیضی بزرگ بود که شایسته بود علی(ع) بدان فیض عظمی باریابد و جالب‌تر از همه آنکه- آن گونه که در کلام خود امیرمؤمنان(ع) قبلاً بیان شد- حضرت عیسی(ع) با اینکه یک پیامبر اولوالعزم بود، به هنگام تولدش به مادر او دستور داده شد از مسجد بیت‌المقدس بیرون شود، چون آنجا عبادتگاه است نه زایش‌گاه، امّا به هنگام تولد امیرالمؤمنان، مادرش فاطمه بنت اسد به داخل کعبه و عبادتگاه رهنمون شده و از طریق شکافته شدن دیوار کعبه به صورت اعجازگونه به داخل آن راه داده می‌شود، امّا اینکه در کعبه تولد و در مسجد شهادت نصیب آن حضرت می‌شود، گویای مقام و منزلت بسیار بالای آن حضرت است.

 

*پی‌نوشت‌ها:

[1].محلاتی، سید هاشم، زندگانی حضرت امیر المؤمنان،ج1،ص28، تهران، انتشارات علمیه اسلامیه.

[2].الغدیر، نشر مرکز الغدیر، ج6،ص35 للدراسات الاسلامیه، 1416 ق.

[3].همان.

[4]. همان.

[5].همان، ج 6، ص 36 و 37.

[6].همان.

[7].همان.

[8].الارشاد،باب1،ص2، ترجمه سیدهاشم محلاتی، نشر انتشارات علمیه الاسلامیه.

[9].قزوینی، سیدکاظم، علی از ولادت تا شهادت،ص1، قم، نشر علمیه، 1397 ق.

[10].همان، ص 18.

انتهای پیام/


ادامه مطلب



[ سه شنبه 31 فروردین 1395  ] [ 9:51 PM ] [ احمد ]
نظرات 0
کد خبر: ۲۱۷۷۱۴
تاریخ انتشار: ۰۴ خرداد ۱۳۹۲ - ۱۷:۴۸
 

علت تولد امام علی(ع) در کعبه  

«حجت الاسلام والمسلمین استاد محسن قرائتی» از مفسران معاصر قرآن کریم است که سال ها با بیانی شیرین و جذاب، درس هایی از قرآن داده است وی به استفاده های مبتکرانه از آیات قرآن کریم نیز مشهور است.

به گزارش مشرق، خبرگزاری ابنا در سالروز میلاد مولای متقیان(ع) مصاحبه ای با حجت الاسلام قرائتی انجام داد تا برداشتی نو از قرآن در اثبات حقانیت، امامت و ولایت علی(ع) را به خوانندگان خود عیدی دهد

*کسانی که در تاریخ اسلام تفکر می‏کنند در مورد ماجرای تولد علی(ع) در خانه کعبه حیران هستند. چگونه می‏توان این ماجرای عجیب را فهمید؟

ــ بسم الله الرحمن الرحیم. الهی أنطقنی بالهدی و ألهمنی التقوی.

در ابتدا ولادت با سعادت امیرمؤمنان حضرت علی(ع) را به شیعیان و محبانش تبریک عرض میکنم.

به خاطر دارم که «عبدالفتاح عبدالمقصود» نویسنده مشهور عرب در اواخر دوران طاغوت به ایران آمد و درباره موضوعات مرتبط با حضرت علی(ع) در جلسات و نشست هایی در قم شرکت کرد. از جمله سؤالاتی که وی ـ به عنوان فردی دانشمند و صاحب تألیف بود ـ درجلسه ای پرسید این بود که: تحلیل و برداشت شما شیعیان درباره اینکه علی بن ابی طالب در کعبه متولد شده است چیست؟

از وی پرسیدند: آیا واقعاً این موضوع را قبول نداری؟

پاسخ داد: چرا قبول دارم ولی می خواهم تحلیل شما را بدانم.

همهمانده بودند که چه جوابی به او بدهند در همین حال عبدالفتاح عبدالمقصود گفت: "همه مسلمین جهان رو به کعبه نماز می خوانند. خداوند علی بن ابی طالب را در کعبه متولد کرد تا هرکه رو به کعبه نماز میخواند و به کعبه توجه میکند، به یاد علی نیز بیفتد".

با همین مضمون یکی از علما به نام «شمس اصطهباناتی» شعری دارد که:

این خانه را باید خدا در عرش معماری کند / آدم بنایش بر نهد جبریل هم یاری کند

آید خلیل الله در او یک چند حجاری کند / او را اولو العزمی دگر منقوش و گچکاری کند

اینسان خدا از خانه اش چندی پرستاری کند / تا ساعتی از دوستی یک میهمانداری کند

این شعر به این معنا است: معمار کعبه، خدا است. حضرت آدم(ع) پایه گذار بنا و جبرئیل امین دست اندکار کعبه است. حضرت ابراهیم(ع) سنگ کاری و حضرت اسماعیل(ع) گچ کاری آن را انجام داده است. معمار و بنا و سنگ کار و گچ کار و ... همگی خانه را نگه داشتند و دست به دست هم دادند؛ چرا که خداوند مهمان دارد. حال مهمان او کیست؟ علی بن ابی طالب.

*خبرگزاری ما تلاش دارد اهل بیت(ع) را به جهانیان معرفی کند. حضرت علی(ع) را چگونه بشناسیم و معرفی کنیم؟

ــ شناخت واقعی علی بن ابی طالب(ع) کار ما نیست. یک مثال می‏زنم: حداکثر عمر مفید ما 70 تا 80 سال است. در طول این 70 ـ 80 سال، یک رکعت نماز باتوجه نمیخوانیم؛ بلکه سر همه نمازهایمان حواسمان پرت است. حال علی(ع) شبی هزار رکعت نماز میخواند که در تمام رکعت ها حواسش جمع بود. پس با یک حساب سرانگشتی درمییابیم که 80 سال ما، یک هزارم یک رکعت حضرت علی(ع) نمیشود! پس حتی اگر علم، شجاعت، ایثار، اخلاص، حکمت و تمام کمالات این بزرگمرد تاریخ بشریت را کنار بگذاریم، فقط در برابر نماز مولا علی(ع) میتوان گفت کمتر از نقطه هستیم.

در نتیجه ما نمیتوانیم علی را بشناسیم و او را معرفی کنیم.

*پس چه کسی باید علی(ع) را معرفی کند؟

ــ قرآن کریم و پیغمبر(ص) باید علی(ع) را معرفی کنند.

*قرآن، علی(ع) را چگونه معرفی می کند؟

ــ در جریان مباهله، مسیحیان به پیامبر(ص) گفتند: ما رسالت تو را قبول نداریم پس بیایید دعا کنیم و جانهایمان را بیاوریم و در حق هم نفرین کنیم ببینیم خداوند کدامیک از ما را نابود می‏کند. "فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنْفُسَنَا وَأَنْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الكَاذِبِين".(1)

وقتی حضرت رسول گرامی(ص) آمد همه دیدند که ایشان از بین زنان جز پاره تن خود «فاطمه(س)» و از فرزندان جز دو نوه خود «حسن(ع)» و «حسين(ع)» و از بین كسانى كه به منزله جان او يا در حكم شخص او بودند جز برادرش «على(ع)» را فرا نخواند.(2)

جرا علی جان پیامبر است؟ چون امیرالمؤمنین(ع) کاری کرد که خداوند به خاطر آن کار به وجودش در مقابل ملائکه مباهات کرد. علی(ع) چه کرد که خدا به وجودش مباهات کرد؟ او در شبی که قرار بود کفار قریش حمله کنند و پیامبر را در رختخوابش قطعه قطعه کنند در جای پیغمبر(ص) خوابید. خداوند به فرشتگان گفت: "ببینید چگونه علی(ع) جای پیغمبر(ص) خوابید و پیش مرگ او شد. از شما فرشتگان چه کسی میتواند پیش مرگ دیگری شود؟".

در نتیجه، همانگونه که در جریان خوابیدن حضرت علی(ع) به جای پیغمبر(ص) مولا خواست جانش را فدا کند، پیامبر نیز به جبران آن، در ماجرای مباهله به همه اثبات کرد که جانش علی(ع) است.

*شاعری به ظرافت گفته است: علی را قدر پیغمبر شناسد / که هر کس خویش را بهتر شناسد ...

ــ بله ؛ خداوند قسمت کند به زیارت حرم مولا و پابوس علی(ع) بروید؛ می بینید که اذن دخول حرم حضرت علی(ع) مانند اذن دخول حرم حضرت محمد(ص) است؛ انگار میخواهید وارد مسجد النبی(ص) شوید. تمام زیارت امام علی(ع) به اذن رسول الله(ص) است. در اذن دخول حرم امیرالمومنین(ع) اصلاً اسم از ایشان نیست بلکه به طور مداوم از پیامبر(ص) اذن می‏گیریم.

جالب این است که در زیارت مولا علی(ع) می‏گوییم: "ای کسی که در مدینه دفن هستی اذن بده!". آخر مگر حضرت علی(ع) در مقابل ما دفن نیست؟ پس چرا از پیامبر(ص) برای ورود اذن میگیریم؟! دیگر چگونه اثبات کنیم که این نمونه ها اشاره دارد به این قرب علی(ع) با پیامبر(ص)؟

با این نمونه ها آیا نمی توان فهمید که کلمه «ولی» و «مولا» در حدیث "من کنت مولاه فهذا علی مولاه" ولی به معنای دوست نیست و به معنای «ولی نعمت» است؟!

*شما مفسر قرآن کریم هستید و سال ها درس هایی از قرآن داده اید. از کدام آیات قرآن می توان امامت و ولایت علی(ع) را اثبات کرد؟

ــ درباره اثبات ولایت و امامت امیرالمؤمنین(ع)آیات زیادی وجود دارد ؛ اما من در این مصاحبه به یک نمونه اشاره می‏کنم که شاید کمتر شنیده باشید. اما پیش از آن مقدمه ای عرض کنم:

 

کارهای خداوند حکیمانه و هدف‏مند است. از جمله کارهای هدف‏مند خداوند، بیانات قرآن کریم است. اگر خدا در قرآن قصه حضرت یوسف(ع) را نقل میکند در پایان میگوید: "اینگونه اجر نیکوکاران را می دهیم"(3) یعنی فکر نکنید این قصه، یک داستان شخصی بود بلکه هرکه خود را اینگونه از گناه حفظ کند، ما به آن اینگونه پاداش میدهیم. اینگونه عبارات در قرآن کریم بسیار است و قانون این است که از قرآن باید استفاده عام کرد.

اما آن نمونه: خداوند در سوره بقره ـ که بزرگ‏ترین سوه قرآن است ـ قصه «طالوت» و «جالوت» را نقل می کند. در این واقعه، دو جبهه حق و باطل در مقابل هم قرار گرفتند. در جبهه حق، نوجوانی بود به نام «داود» که با شجاعت تمام، رهبر کفر را کشت. قرآن میفرماید حال که شجاعت به خرج دادی و رهبر کفر را کشتی، من سه چیز به تو میدهم: 1.حکومت 2.حکمت 3. علم وسیع.(4)

داود پس از آن کار بزرگ، ابتدا نامش شد «جناب داود»، سپس شد «حضرت داود» و سرانجام فرزندانش پیغمبر شدند.

حال ما میگوییم: مگر در جنگ احزاب یا همان جنگ خندق، حضرت علی(ع)، «عمرو بن عبدود» را به درک واصل نکرد؟ حال چطور خداوند در آن ماجرا که رهبر کفر توسط یک جوانی به نام داود کشته شد به آن قهرمان الهی، حکومت و حکمت و علم میدهد اما به علی(ع) نمی‏دهد؟ آیا این خلاف سنت و قانون خداوند نیست؟ پس همان الطافی که به داود(ع) کرد باید به علی بن ابی طالب(ع) نیز بکند.

اگر قانون این است که داود، جالوت را که رهبر کفر بود را کشت و حکومت و حکمت و علم را دریافت کند، پس علی بن ابی طالب نیز که قهرمان سپاه کفر عمرو بن عبدود را در جنگ خندق به جهنم فرستاد، باید همان مقدار که داود از الطاف الهی برخوردار شد، از این موهبت ها برخوردار شود.

این خود دلیلی محکم است بر اثبات حقانیت ولایت مولانا امیرالمؤمنین علی علیه السلام. این سندی است محکم و مستند. آیا دلیلی بالاتر از قرآن است؟!

*از شما تشکر می‏کنیم که با وجود فشردگی برنامه هایتان، این فرصت را در اختیار ما قرار دادید.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی نوشت ها :

 

1. سوره آل عمران، آیه 61. یعنی: هر كه در اين [باره] پس از دانشى كه تو را [حاصل] آمده با تو محاجه كند بگو بياييد پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و ما خويشان نزديك و شما خويشان نزديك خود را فرا خوانيم سپس مباهله كنيم و لعنت‏خدا را بر دروغگويان قرار دهيم.

2. سند اینکه ایشان فقط پنج تن آل عبا را در جبهه مقابل مسیحیان بردند در کتب اهل سنت بسیار است؛ از جمله میتوان به «تفسیر طبری» محمد بن جرير طبرى، «مستدرک» حاكم نيشابورى، «دلائل» ابو نعيم و «تفسير كشاف» زمخشری اشاره کرد.

3. و كذَلِكَ مَكَّنِّا لِيُوسُفَ فِي الأَرْضِ يَتَبَوَّأُ مِنْهَا حَيْثُ يَشَاءُ نُصِيبُ برَحْمَتِنَا مَن نَّشَاء وَلاَ نُضيعُ أَجْرَ المُحسنِين (سوره یوسف، آیه ۵۶﴾. یعنی: و بدين گونه يوسف را در سرزمين [مصر] قدرت داديم كه در آن هر جا كه مى خواست‏ سكونت مى‏كرد هر كه را بخواهيم به رحمت‏خود مى‏رسانيم و اجر نيكوكاران را تباه نمى‏سازيم.

4. وَ قتَلَ دَاوُودُ جَالُوتَ وَآتَاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ وَالْحِكْمَةَ وَعَلَّمَهُ مِمَّا يَشَاءُ" (بقره ـ 251). یعنی: و داوود جالوت را كشت و خداوند به او پادشاهى و حكمت ارزانى داشت و از آنچه مى‏خواست به او آموخت.


ادامه مطلب



[ سه شنبه 31 فروردین 1395  ] [ 9:50 PM ] [ احمد ]
نظرات 0
 
 

تولد امام علی علیه السلام در کعبه

 

راوي حديث شخصي است به نام يزيد ابن قعنب كه تمام علماي علم رجال او را فردي كذاب دانسته و معتقدند او مشرك بود و مشرك هم از دنيا رفته! علامه مجلسي از اين شخص روايتي در كتاب بحار نقل نموده به اين مضمون: «او مي گويد روزي در كنار خانه كعبه نشسته بودم كه ديدم فاطمه بنت اسد آمد در كنار كعبه ناگهان ديوار كعبه شكافته شد و او داخل گرديد و سپس ديوار بهم پيوسته شد! من آنجا ماندم تا سه روز و بعد از سه روز ديدم بار ديگر ديوار شكافته شد و فاطمه بنت اسد در حالي كه نوزادي در بغل داشت بيرون آمد! خبر به ابوطالب و محمد(ص) و ديگران دادند و آنها آمدند طفل را كه به آغوش محمد(ص) دادند ناگهان طفل زبان گشود و به او گفت اي محمد بخوانم براي تو تورات! محمد گفت بخوان و طفل شروع به خواندن تورات نمود! آن گاه طفل گفت بخوانم برايت انجيل را! محمد(ص) گفت بخوان علي جان! و او خواند انجيل را! و سپس گفت اي محمد بخوانم قرآني را كه هنوز بر تو نازل نشده! گفت بخوان علي جان! و علي سه روزه شروع به خواندن قرآن كرد!... » اول اينكه خواندن تورات و انجيل روزها طول مي كشيده و سه روز هم كه معطل بوده چگونه راوي در اين مدت تمام وقت آنجا مانده؟ دوم اينكه اين چنين اتفاقي افتاده و طرف به كسي نگفته و منتظر مي مونه كه آخرش چي مي شه؟ شخصا اگر من بود مي رفتم و به همه خبر مي دادم تا ببينيم مادر مولا چه مي كرده اون جا! سوم اينكه چرا مردم عرب اين حادثه بزرگ را هيچگاه به ياد نداشتند و در هيچ كجا شنيده نشده كه پيامبر(ص) و يا علي(ع) از چنين واقعه اي نام ببرند؟ جالب اينجاست كه مجلسي در جاي ديگري از قول ابوطالب پدر علي(ع) روايت نموده كه او فرموده پسرم علي در خانه خودم به دنيا آمده! حال ما حرف پدر علي را قبول كنيم يا يزيد ابن قعنب را؟! در كل آيا اين حديث واقعيت داره.

موضوع تولد امیر المومنین(ع) در خانه کعبه از مسلّمات تاریخی و مورد تایید شیعه و اهل سنت است و از این نظر جای بحث و کلام ندارد. این مطلب در منابع مختلف شیعه و سنی و با سند های مختلف ذکر شده است و ضعیف بودن برخی راویان در برخی روایات، ضرری به این واقعیت نمی رساند. بر خلاف فرمایش شما این حادثه و جزئیات آن به علت عجیب بودن و بی نظیر بودنش از همان زمان مورد توجه و گفتگو بوده و در هنگام وقوع شاهدان و ناظران فراوانی داشته است و این دلیل بر منزلت خاص امیر المومنین و مادر گرامی اش در نزد خداوند است و اگر روایتی بر خلاف این واقعیت مطلبی بگوید در مقابل تعداد زیادی از روایات که بیانگر این حادثه مسلّم تاریخی است قابل اعتنا و توجه نمی باشد. حادثه در نوع خود به حدی شگفت آور بوده که سه روز انتظار کشیدن برای خروج مادر امیر مومنان از کعبه معظمه و روشن شدن وضعیت مادر بارداری که مهمان خاص پروردگار است امری عادی می نماید و حتی اگر مدت اقامت فاطمه بنت اسد در خانه خدا بیش از این هم به طول می کشید باز مردم در انتظار می ماندند. اما قرائت تورات و انجیل و قرآن که در روایت مورد پرسش مطرح شده مراد خواندن تمام این کتاب های آسمانی نیست تا نیاز به زمانی طولانی داشته باشد و علاوه بر این ظهور عجائب و کرامات و امور خارق العاده از امامان معصوم(ع) از همان اوان کودکی امری معمولی است و در تاریخ زندگی همه اولیای الهی این مطلب بیان شده است.

ولادت على عليه السلام در كعبه به اعتراف علماى اسلام
علما و دانشمندان بزرگ شيعه و اهل سنت در اين كه ولادت على عليه السلام در خانه كعبه واقع شده است،اتفاق نظر دارند،حتى مرحوم‏«اردو بادى‏»در اين موضوع كتاب قطورى نگاشته است. (1) در اين قسمت‏به نظر برخى از علماى شيعه و اهل سنت اشاره مى‏كنيم:
نظر برخى از علماى اهل سنت
1-حاكم نيشابورى:
«اخبار در مورد اين كه فاطمه بنت اسد«على بن ابى طالب‏»را در خانه كعبه به دنيا آورد،در حد تواتر است.» (2) -حافظ گنجى شافعى:
«امير المؤمنين على عليه السلام در مكه و در داخل بيت الله الحرام در شب جمعه سيزدهم رجب سال سى‏ام عام الفيل،متولد شد،و جز او مولودى در بيت الله الحرام تولد نيافته است،نه پيش از او و نه پس از او.اين امتياز نشانه بزرگى مقام و موقعيت او بود كه شامل حال او گشت.» (3)
3-ابن صباغ مالكى:
«على بن ابى طالب عليه السلام در شب جمعه سيزدهم رجب سال سى‏ام عام الفيل -23 سال قبل از هجرت-در مكه مشرفه در بيت الله الحرام متولد گشت.اين فضيلت را خداوند به جهت جلال و بزرگى و كرامت على عليه السلام به او اختصاص داده است...» (4)
4-احمد بن عبد الرحيم دهلوى در«ازالة الخفاء»نظير عبارت فوق را نقل كرده است. (5)
5-علامه ابن جوزى حنفى مى‏گويد،در حديث آمده است:
«فاطمه بنت اسد در حال طواف خانه خدا بود كه درد زايمان او را فرا گرفت.در همين حال درب كعبه باز شد و فاطمه داخل كعبه گشت و در آن جا،على عليه السلام را به دنيا آورد.» (6)
6-ابن مغازلى شافعى از زبيده دختر عجلان نقل مى‏كند:
«وقتى فاطمه بنت اسد درد زايمانش شديد شد،ابو طالب بسيار ناراحت گشت.در همين حال حضرت محمد صلى الله عليه و آله و سلم سر رسيد و از او پرسيد:عمو جان چراناراحتى؟گفت:فاطمه در ناراحتى زايمان بسر مى‏برد.حضرت به نزد فاطمه رفت.آن گاه دست ابو طالب را گرفت و فاطمه هم به دنبال آنها،به سوى خانه خدا راه افتادند.حضرت،فاطمه را داخل كعبه برد و به او فرمود:اجلسي على اسم الله،به نام خدا بنشين،سپس او را درد شديدى فرا گرفت و كودك زيبا و پاكيزه‏اى به دنيا آورد كه مثل زيبايى او را نديده بودم و ابو طالب اسم او را على گذاشت و پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم قنداقه على را گرفت و به منزل فاطمه برد.» (7)
7-علامه سكتوارى بسنوى:
«اول كسى كه در كودكى در اسلام ميان اصحاب به نام‏«حيدره‏»-يعنى شير-نامگذارى شد،سيد و مولاى ما«على بن ابى طالب‏»است،زيرا موقعى كه على عليه السلام در داخل كعبه به دنيا آمد،پدرش ابو طالب در سفر بود.مادرش فاطمه با تفال به خير،او را همنام پدرش كه‏«اسد»بود،نام گذاشت.» (8)
8-علامه محمد مبين انصارى حنفى:
«ولادت على عليه السلام در مكه در داخل بيت الله الحرام بوده است و هيچ كس غير از«على‏»در چنين مكان مقدسى به دنيا نيامده است.» (9)
9-صفى الدين حضرمى شافعى،مى‏نويسد:
«ولادت على عليه السلام در كعبه مشرفه بوده است.او نخستين و آخرين كسى است كه در اين مكان مقدس به دنيا آمده است.» (10)
10-عباس محمود عقاد مصرى:
«على عليه السلام در داخل كعبه به دنيا آمد و خداوند به او عنايتى فرمود كه هرگز بر بتهاسجده نكرد....» (11)
11-آلوسى:«اين ماجرا بسيار بجا و شايسته بود كه خداى متعال اراده كرد تا پيشواى امامان در جايى به دنيا آيد كه قبله مؤمنان است.منزه است پروردگارى كه هر چه را در جاى خود مى‏نهد،و او بهترين حاكمان است.»
در ادامه مى‏نويسد:
«چنان كه برخى گفته‏اند،گويا على عليه السلام نيز خواست‏به خانه كعبه كه تولدش در آن افتخارى براى او بود،خدمتى كند.به همين جهت‏بود كه بتهاى خانه كعبه را از فراز به زير افكند،زيرا در پاره‏اى از روايات آمده كه خانه خدا،به درگاه خداوند شكايت كرد و گفت:پروردگارا تا چه وقت در اطراف من،اين بتها را پرستش مى‏كنند؟و خداى تعالى به او وعده داد كه آن مكان مقدس را از بتها پاك خواهد كرد.... » (12)
علامه امينى قدس سره در الغدير بيش از بيست نفر از علماى اهل سنت و كتابهاى آنان را نام مى‏برد كه به صراحت نوشته‏اند على بن ابى‏طالب عليه السلام در داخل كعبه مكرمه به دنيا آمده است. (13)
خانه و زادگاه تو،بيت‏خداست‏يا على چهره دلگشاى تو قبله نماست‏يا على زمزمه ولادتت،سوره مؤمنون بود روز نخست‏بر لبت ذكر خداست‏يا على
نظر علماى شيعه
علماى شيعه به اتفاق آرا معتقدند امير مؤمنان على عليه السلام در داخل كعبه به دنيا آمده و اين فضيلت،فقط منحصر به اوست و كسى جز او اين افتخار نصيبش نخواهد شد.براى‏نمونه،كلام برخى از دانشمندان بزرگ شيعه را به اختصار مى‏آوريم:
1-سيد رضى،گرد آورنده نهج البلاغه، (متوفى 406) :
«ولادت على عليه السلام در مكه و در خانه خدا در سيزده رجب سى سال بعد از عام الفيل بود...و من كسى را كه مانند على بن ابى طالب عليه السلام در خانه خدا به دنيا آمده باشد نمى‏شناسم.» (14)
2-شيخ مفيد (متوفى 413) :
«على عليه السلام در روز جمعه سيزده رجب سى سال بعد از عام الفيل در مكه در داخل بيت الله الحرام به دنيا آمد.نه كسى بعد از او و نه كسى قبل از او به اين مقام مفتخر نشده است.» (15)
3-علامه جليل سيد مرتضى (متوفى 436) :
«على در خانه خدا به دنيا آمد و هيچ كس در اين فضيلت‏شريك و نظير او نيست.» (16)
4-مفسر كبير مرحوم قطب الدين راوندى (متوفى 573) :
«محل ولادت على صلى الله عليه و آله و سلم،خانه خدا و بيت الله الحرام بود و هيچ كس جز او در اين مكان تولد نيافته است.» (17)
5-علامه حلى (متوفى 726) :
«هيچ كس در كعبه مكرمه،جز اين على بن ابى طالب عليه السلام متولد نشده است،نه قبل از او و نه بعد از او.» (18)
6-مفسر بزرگ امين الاسلام مرحوم طبرسى (متوفى 548) صاحب تفسيرمجمع البيان:
«هرگز كسى غير از على عليه السلام در خانه خدا به دنيا نيامده است،نه پيش از او و نه پس از او.» (19)
7-ابن شهر آشوب (متوفى 588) :
«فرزند پاكيزه (على عليه السلام) از نسل پاكيزه در محل پاكيزه‏اى به دنيا آمد.چنين كرامتى براى چه كسى يافت مى‏شود؟زيرا شريفترين بقعه‏ها حرم و مكه است و شريفترين محل حرم،مسجد است،و شريفترين محل مسجد،كعبه مكرمه است،و مولودى جز على عليه السلام در اين مكان مقدس يعنى كعبه به دنيا نيامده است،پس على عليه السلام در بهترين مكانى كه ممكن بوده متولد شده است.» (20)
8-محقق اربلى (متوفى 692) :
«على عليه السلام در مكه مكرمه در داخل خانه خدا در سيزدهم رجب سى سال بعد از عام الفيل به دنيا آمد.هيچ كس قبل از او و بعد از او به اين فضيلت‏بزرگ مفتخر نشد،و اين فضيلت و شرفى است كه خداى سبحان به خاطر جلال و كرامت آن حضرت اختصاص به او داده است.» (21)
9-علامه مجلسى (متوفى 1110) :
«على عليه السلام در مكه مكرمه در خانه خدا در ماه رجب،سى سال بعد از عام الفيل،به دنيا آمد.» (22)
10-مورخ شهير محمد بن خاوند:
«ولادت على عليه السلام در داخل كعبه بود.هيچ كس اين سعادت نصيبش نشد،جز على بن ابى طالب عليه السلام. تولد على عليه السلام در كعبه،از نظر تاريخ و روايت قطعى‏است و هيچ ترديد و شبهه‏اى در آن راه ندارند.» (23)
بيش از پنجاه نفر از بزرگان شيعه در آثار خود به تولد على عليه السلام در كعبه اشاره دارند.براى آگاهى بيشتر در اين زمينه به كتاب ارزشمند«الغدير»مراجعه نماييد. (24)
پى‏نوشتها:
1-الغدير،ج 6،ص 27.
2-مستدرك حاكم نيشابورى،ج 3،ص 550، (در شرح حال حكيم بن حزام).
3-كفاية الطالب،ص 407.
4-الفصول المهمه،ص 30.
5-الغدير،ج 6،ص 22.
6-تذكرة الخواص،ص 20.
7-مناقب ابن مغازلى،ص 6،ح 3،الفصول المهمة،ص 30.
8-محاضرة الاوائل،ص 79 به نقل از:الاحقاق،ج 7،ص 490.
9-وسيلة النجاة،محمد مبين حنفى،ص 60، (چاپ گلشن فيض لكهنو).
10-وسيلة المآل،حضرمى شافعى،ص 282.
11-عبقرية الامام على،ص 23.
12-ر.ك:الغدير،ج 6،ص 22.
13-علاقمندان مى‏توانند براى اطلاع بيشتر به كتاب الغدير،ج 6،ص 21-23،مراجعه نمايند.
14-خصائص الائمه،ص 39.
15-ارشاد مفيد،ج 1،ص 5.
16-ر.ك:الغدير،ج 6،ص 24.
17-خرائج و جرائح راوندى،ج 2،ص 888.
18-ر.ك:الغدير،ج 6،ص 24.
19-ر.ك:الغدير،ج 6،ص 26.
20-مناقب ابن شهرآشوب،ج 2،ص 175.
21-كشف الغمه،باب المناقب،ج 1،ص 81.
22-مرآة العقول،ج 5،ص 275.
23-روضة الصفا،فى آداب زيارت المصطفى،الجزء الثاني.
24-الغدير،ج 6،ص 24-27.
مظهر ولايت ص 22
سيد اصغر ناظم زاده قمى
«ولادت امام علي ـ عليه‎ السلام ـ در كتب اهل سنت»
1. حافظ ابو عبدالله محمد بن عبدالله، معروف به حاكم نيشابوري، كه همه بزرگان اهل سنت او را مورد اعتماد و استناد دانسته اند در كتاب بسيار معروفش، «مستدرك صحيحين» مي گويد: روايات متواتر است كه فاطمه بنت اسد، اميرمؤمنان علي بن ابي طالب ـ كرّم الله ـ وجهه، را در خانه كعبه به دنيا آورده است.
2. شاه ولي الله احمد بن عبدالرحيم دهلوي، محدث متعصب اهل سنت، در كتاب «ازاله الخفا» مي نويسد: «بي گمان روايات متواتر است در اين كه فاطمه بنت اسد، اميرالمومنين علي بن ابي طالب را در درون كعبه به دنيا آورد، بدون ترديد او در روز جمعه سيزدهم رجب، سي سال بعد از عام الفيل، در خانه كعبه به دنيا آمده است، و هرگز پيش از او يا بعد از او كسي در خانه‌كعبه زاده نشده است.»
3. شهاب الدين ابوالثنا، سيد محمود آلوسي، صاحب تفسير آلوسي، در شرح بر قصيده عينيه عبدالباقي افندي عمري مي نويسد: ولادت اميرمؤمنان كرم الله وجهه در درون كعبه، در سراسر دنيا مشهور است و در كتابهاي هر دو فرقه شيعه و سني روايت شده است، و هرگز در مورد غير ايشان چنين فضيلتي ثابت نشده است.
4. نورالدين علي بن محمد بن صباغ مكي، از دانشمندان معروف اهل سنت، مشهور به ابن صباغ مالكي در كتاب «الفصول المهمّه» با سلسله سند از ابن مغازلي، از امام سجاد ـ عليه‎ السلام ـ مبني بر ولادت امام علي ـ عليه‎ السلام ـ در درون خانه كعبه نقل كرده است كه: پيش از او كسي در بيت الله الحرام متولد نشد، و اين برتري ويژه اوست از سوي خداوند براي ابراز كرامت و شرافت و شكوهمندي او»
منابعي از اهل سنت كه به طور صريح به شكافته شدن ديوار كعبه اشاره كرده اند:
1. محمد شريف خان شيرواني در كتاب «چوتهي كتاب» به ولادت امام علي ـ عليه‎ السلام ـ در درون كعبه و شكافته شدن ديوار كعبه و شنيده شدن صداي هاتف غيبي تصريح كرده است.
2. مولوي حافظ حكيم ظهير احمد سهسواني در كتاب «ظهير البشر» در احوال و فضائل ائمه مي نويسد:
«چون خداوند اراده نمود كه شرفي بر شرفهاي كعبه بيفزايد، ديوار كعبه را بشكافت و فاطمه بنت اسد را به درون كعبه فرا خواند و فاطمه فرزندش علي را در درون كعبه به دنيا آورد.»
3. علامه حسن بن امان الله مولوي عظيم آبادي هندي، دركتاب تجهيز الجيش جريان ولادت امام علي ـ عليه‎ السلام ـ را طبق روايت «بشائر المصطفي» از يزيد بن قعنب نقل كرده است.»
4. دكتر محمد شاه قادري، دانشمند و پزشك نامي سرزمين لاهور، در كتاب «مصباح المقربين» تصريح مي كند كه اميرمؤمنان در درون كعبه متولد شد و تصريح مي كند كه ما در آنجناب در حال طواف كعبه بود كه او را درد زايمان گرفت، ديوار كعبه شكافته شد و فاطمه بنت اسد به درون كعبه فرا خوانده شد، سپس تأكيد مي كند كه هرگز چنين شرف و فضيلتي به جز اميرمؤمنان براي احدي نصيب و ميسر نشده است...
نتيجه گيري:
با بررسي متون تاريخي به اين نتيجه مي رسيم كه جريان ولادت امام علي ـ عليه‎ السلام ـ و شكافته شدن ديوار كعبه در منابع متعددي از اهل سنت به آن اشاره شده است كه براي نمونه به شماري از آنها اشاره كرديم.
صابري يزدي،‌عليرضا، هزار حديث در فضائل امام علي ـ عليه‎ السلام ـ ، ترجمه، محمد رضا انصاري محلاتي، قم: دفتر انتشارات اسلامي، 1380، صفحات 32،31، محمد بن فتّال نيشابوي، روضه‌ الواعظين، قم، رضي، 1386ق، ج1، ص 76 و ابي محمد الحسن بن محمد ديلمي،‌مؤسسه اعلمي بيروت، ص 211 و علي بن عيسي اربلي، كشف الغمه ج1، ص 59، و شيخ طوسي، امالي، ص 80، 1313، شيخ صدوق علل الشرايع، ص 56.
قزويني، سيد محمد كاظم، امام علي ـ عليه السلام ـ،از ولادت تا شهادت، ترجمه: علي كرمي، قم

منبع: پرسمان دانشجویی

.

 


ادامه مطلب



[ سه شنبه 31 فروردین 1395  ] [ 9:48 PM ] [ احمد ]
نظرات 0

ولادت در خانه خداوند ونامگذارى

كنيه مشهور او ابو الحسن و لقب‏هايش فراوان است.از آن لقب‏ها آنچه ميان ايرانيان شهرت دارد اسد الله و حيدر است.

لقب اسد الله را رسول خدا(ص)بدو داد (1) و مادرش وى را حيدر خواند چنانكه در بيتى كه به حضرتش منسوب است آمده:

انا الذى سمتنى امى حيدره كليث غابات كريه المنظره (2)

و حيدر در لغت عربى به معنى شير،است.

ولادت او را روز جمعه سيزدهم رجب،يا بيست و سوم آن ماه و بعضى نيمه شعبان نوشته‏اند.چه سالى؟سى سال يا بيست و نه سال پس از عام الفيل.عام الفيل چه سالى بوده است؟سالى كه ابرهه سردار حبشى با پيلهاى خود براى ويران كردن مكه آمد.اما آن چه سالى بود؟در آن روزگار ضبط دقيق روز و ماه و حتى سال را نمى‏توانستند،چرا كه بيشترين مردم خواندن و نوشتن نمى‏دانستند.حادثه‏ها در ذهن اين و آن بود نه در صفحه كاغذ.و چون حادثه‏اى بزرگ پديد مى‏آمد آن را مبدا تاريخ قرار مى‏دادند.آمدن پيلان به مكه و كشته شدن آنها به سنگ‏ريزه‏هايى كه پرندگان مى‏افكندند،واقعه‏اى بزرگ بود،بدين رو تاريخ را با سال آن واقعه در حافظه نگاه مى‏داشتند.

چون رسول خدا در عام الفيل به دنيا آمده است و سن او هنگام رحلت 63 سال بود،ولادت او را بين 569 تا 570 ميلادى ضبط كرده‏اند.و چون ولادت على را در سى سالگى رسول(ص)نوشته‏اند بايستى على(ع)در 599 يا 600 ميلادى تولد يافته باشد.

عالمان شيعه عموما و گروهى از دانشمندان سنت و جماعت نوشته‏اند على(ع)در خانه كعبه به دنيا آمد.اما بعضى از سنيان يا اين مكرمت را براى او ننوشته‏اند و يا آن را نپذيرفته‏اند.مسعودى نويسد:«در كعبه زاده شد.» (3) مفيد نوشته است:«پيش از او و بعد از او كسى در خانه كعبه به دنيا نيامد.» (4)

مؤلف سيرة الحلبيه نوشته است:«على(ع)در سن سى سالگى رسول(ص)در كعبه متولد شد.» (5) در ديوان سيد حميرى كه با تحقيق شاكر هادى شكر در بيروت چاپ شده قطعه‏اى ديده مى‏شود كه مطلع آن اين است:

ولدته في حرم الاله و امنه و البيت‏حيث فناؤه و المسجد (6)

مصحح ديوان اين قطعه را از مناقب ابن شهر آشوب و دلائل صدوق آورده است.در مناقب اين بيت‏ها و نيز بيت‏هاى ديگرى در اين باره از محمد بن منصور سرخسى آمده است. (7) پس شهرت واقعه در آغاز سده چهارم مسلم بوده است و اگر بيت‏ها از سيد حميرى باشد اين داستان در آغاز سده دوم هجرى نيز شهرت داشته است.در اثبات اين فضيلت كتابهايى نوشته‏اند كه از متاخران مرحوم شيخ محمد على اردوبادى را مى‏توان نام برد كه نگارنده را با او دوستى بود.

پى‏نوشتها

1.ذخائر العقبى،محب الدين طبرى ص 92 و بعضى كتابهاى ديگر.

2.طبقات،ج 2،بخش 1،ص 81.و در بعض ماخذها نيم بيت دوم چنين است:«ضرغام آجام و ليث قسورة‏».

3.مروج الذهب،ج 2،ص 2.

4.ارشاد،ج 1،ص 2.

5.السيرة الحلبيه،ج 1،ص 139.

6.ديوان،ص 155.

7.مناقب،ج 2،ص 175-174.

على از زبان على يا زندگانى اميرالمومنين(ع) صفحه 6


ادامه مطلب



[ سه شنبه 31 فروردین 1395  ] [ 9:46 PM ] [ احمد ]
نظرات 0

هوالجمیل
تقدیم به مولایم علی (ع) و تمام پدرهای مهربان دنیا:


برق چشمان تو بر ظلمت میدان تابید

کوه لرزید و به یمن قدمت ویران شد
خوب فهمید خودش تیغ علی یعنی چه
آنکه از دیدن شمشیر دودم عریان شد!

تیغ در مرحله ی آخر تعریف علیست

پدرم گفت از این وصف کمی دلگیر است
همه ی زندگی ات بوی عطوفت دارد
چه کسی گفته علی یکسره با شمشیر است؟!

از علی گفتم ویک بند جسارت کردم

کاش میشد بزنم از بدنم دستم را
کاش قصاب جوانمرد تو باشم آقا
تا به دستم بزنی خوب ترین مرهم را

پدرم گفت خدا را به خدا در عالم

آنکه اول به تو رو کرد فقط میفهمد
شانه ی زخمی ات از عشق حکایت دارد
پینه ی دست تورا مرد فقط میفهمد

پدرم گفت همانند پیمبر هستی

جان خود میدهی و مال امانت را نه
پدرم گفت چه بسیار یلان از دستت
تیغ خوردند ولی زخم زبانت را نه

هرکسی پیش من از وصف خدا میگوید

اصلاً انگار فقط از تو به من میگوید
پدرم گفت نبی در شب معراج شنید
که شبیه تو خداوند سخن میگوید

پدرم گفت پس از مرگ پیمبر دیگر

هرکسی مدعی دین پیمبر شده بود
فصل افراط شد و خانه نشینت کردند
از علی هرکسی انگار علی تر شده بود

پشت هم زخم زبان خوردی و ساکت ماندی

چقدر خوبی ناگفته به مردم کردی
چقدر حرف که پشت سرتو گفتند و
صبر کردی و به یک شهر تبسم کردی

پدرم روز پدر گفت برایم از تو

تا از این پس پسرش هم پی راهش باشد
پدرم زندگیم بوده و من میخواهم
که فقط دست خودت پشت و پناهش باشد...

شاعر : محسن کاویانی



مربوط به موضوع : امام علی(ع)

 

 

اگر ما با علی باشیم در دنیا علی با ماست

نه تنها اندر این دنیا که در عقبا علی با ماست

علی با حق و حق با او گواهم پنح دم یا هو

به ابجد سیر کن تا بنگری معنا، علی با ماست

مسیح از مرتضی پرسید راه آسمان ها را

بگو بر پیروان مکتبِ عیسی علی با ماست

ز لطفش نامهٔ اعمال شیعه می شود اصلاح

علی پرونده ها را می کند امضا، علی با ماست

خروشان موج در پیش و از طوفان چه می ترسی

بگو یک یا علی و بگذر از دریا علی با ماست

تعال الله ولایت بر سر ما سایه گسترده

تو بنشین مدعی در سایۀ طوبا علی با ماست

شهیدان بر در و دیوار این کاشانه بنوشتند

قسم بر همت مردانۀ زهرا علی با ماست

به عالم تا قیامت کشور ما ناز خواهد کرد

و بر این ناز می نازیم چون مولا علی با ماست

دل اهل ولا را گر هزاران بار بشکافی

در او بینی نوشته با خط خوانا علی با ماست

به شیطان بزرگ و کوچک دوران بگو ما را

هراسی نیست از تهدید امریکا علی با ماست

به کعبه زاده شد تا قبلۀ دل ها شود حیدر

قسم بر احترام مسجد الاقصی علی با ماست

دعای اعتکاف مادرش شد مستجاب آن شب

شنید از هاتف غیبی، مکن پروا علی با ماست

شب معراج طاها مرتضی را در فلک می جست

ندا آمد حبیب ما بیا بالا علی با ماست

"کلامی" با علی بودن به محشر عالمی دارد

بگو ای دل مکن اندیشۀ فردا علی با ماست

ولی الله کلامی زنجانی



مربوط به موضوع : امام علی(ع)

 

 

امشب ای کعبه زیارت کن زیارت کن خدا را

همچو جـان برگیر در بر جان ختم‌الانبیا را

چشم شـو سـر تا قدم، بنگر جمال کبریا را

بوسه زن خاک قـدم‌های علـی مرتضی را

رکـن ارکـان الهـی نــور حسـن ابتـدا را

پر کن از نور ولایت وسعت ارض و سما را

کعبـه! امشب آبـرو از مقـدم حیـدر گرفتی

خانۀ حقـی و صاحـب‌خانه را در بـرگرفتی

دل به حیدر دادی امـا دل ز پیغمبر گرفتی

جاودان مانی که امشب زندگی از سر گرفتی

بلکـه آب زندگـی از ساقـی کوثـر گرفتی

ناز کن؛ از خضر هم دیگر مگیر آب بقا را

ایـن محمّـد را روان و روح قرآن است کعبه!

این امیرالمؤمنین ایـن کل ایمان است کعبه

این همان حبل‌المتین این رکن ارکان است کعبه

این بـه جسم پاک کل انبیا جان است کعبه

میهمـانت میزبان مـلک امکـان است کعبه

می‌دهد از امر حق روزی تمام ماسوا را

فاطمه! بنت اسـد! وصـل خداوندت مبارک

بحر عصمت! گوهر بی‌مثل و مانندت مبارک

نقش لبخند علی بـر قلب خورسندت مبارک

عیـد میـلاد یگانـه طفـل دلبندت مبارک

مـادر شیـر خـدا! میـلاد فرزنـدت مبارک

داده ذات حـق بـه تـو آیینـۀ ایزدنما را

غلامرضا سازگار



 
مربوط به موضوع : ولادت امام علی(ع)

 

 

در بیابان طلب یک العطش گوی تو خضر

در حریم قدس یک پروانه ات روح الامین

موجه ای از ریگ صحرایت صراط المستقیم

رشته ای از تار و پود جامه ات حبل المتین

بهترین خلق بعد از بهترین انبیا

 ابن عم مصطفی داماد خیرالمرسلین

نقطه ی بسم اللهی فرقان موجودات را

در سواد توست علم اولین و آخرین

چون لباس کعبه بر اندام بت، زیبنده نیست

جز تو بر شخص دگر نام امیرالمؤمنین

 

 


ادامه مطلب



[ سه شنبه 31 فروردین 1395  ] [ 9:42 PM ] [ احمد ]
نظرات 0

بیتوته


ولادت امام علی ( ع)
 

ولادت امام علی ( ع )

 

ولادت و حسب و نسب

 

 

 

بنا بوشته مورخين ولادت على عليه السلام در روز جمعه 13 رجب در سال سى‏ام عام الفيل (1) بطرز عجيب و بيسابقه‏اى در درون كعبه يعنى خانه خدا بوقوع پيوست،محقق دانشمند حجة الاسلام نير گويد:

 

اى آنكه حريم كعبه كاشانه تست‏
بطحا صدف گوهر يكدانه تست‏
گر مولد تو بكعبه آمد چه عجب‏
اى نجل خليل خانه خود خانه تست

 

پدر آنحضرت ابو طالب فرزند عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف و مادرش هم فاطمه دختر اسد بن هاشم بود بنا بر اين على عليه السلام از هر دو طرف هاشمى نسب است (2)

اما ولادت اين كودك مانند ولادت ساير كودكان بسادگى و بطور عادى نبود بلكه با تحولات عجيب و معنوى توأم بوده است مادر اين طفل خدا پرست بوده و با دين حنيف ابراهيم زندگى ميكرد و پيوسته بدرگاه خدا مناجات كرده و تقاضا مينمود كه وضع اين حمل را بر او آسان گرداند زيرا تا باين كودك حامل بود خود را مستغرق در نور الهى ميديد و گوئى از ملكوت اعلى بوى الهام شده بود كه اين طفل با ساير مواليد فرق بسيار دارد.

شيخ صدوق و فتال نيشابورى از يزيد بن قعنب روايت كرده‏اند كه گفت من با عباس بن عبد المطلب و گروهى از عبد العزى در كنار خانه خدا نشسته بوديم كه فاطمه بنت اسد مادر امير المؤمنين در حاليكه نه ماه باو آبستن بود و درد مخاض داشت آمد و گفت خدايا من بتو و بدانچه از رسولان و كتابها از جانب تو آمده‏اند ايمان دارم و سخن جدم ابراهيم خليل را تصديق ميكنم و اوست كه اين بيت عتيق را بنا نهاده است بحق آنكه اين خانه را ساخته و بحق مولودى كه در شكم من است ولادت او را بر من آسان گردان ، يزيد بن قعنب گويد ما بچشم خودديديم كه خانه كعبه از پشت(مستجار) شكافت و فاطمه بدرون خانه رفت و از چشم ما پنهان گرديد و ديوار بهم بر آمد چون خواستيم قفل درب خانه را باز كنيم گشوده نشد لذا دانستيم كه اين كار از امر خداى عز و جل است و فاطمه پس از چهار روز بيرون آمد و در حاليكه امير المؤمنين عليه السلام را در روى دست داشت گفت من بر همه زنهاى گذشته برترى دارم زيرا آسيه خدا را به پنهانى پرستيد در آنجا كه پرستش خدا جز از روى ناچارى خوب نبود و مريم دختر عمران نخل خشك را بدست خود جنبانيد تا از خرماى تازه چيد و خورد(و هنگاميكه در بيت المقدس او را درد مخاض گرفت ندا رسيد كه از اينجا بيرون شو اينجا عبادتگاه است و زايشگاه نيست) و من داخل خانه خدا شدم و از ميوه‏هاى بهشتى و بار و برگ آنها خوردم و چون خواستم بيرون آيم هاتفى ندا كرد اى فاطمه نام او را على بگذار كه او على است و خداوند على الاعلى فرمايد من نام او را از نام خود گرفتم و بادب خود تأديبش كردم و او را بغامض علم خود آگاه گردانيدم و اوست كه بتها را از خانه من ميشكند و اوست كه در بام خانه‏ام اذان گويد و مرا تقديس و تمجيد نمايد خوشا بر كسيكه او را دوست دارد و فرمانش برد و واى بر كسى كه او را دشمن دارد و نافرمانيش كند. (3)

 

و چنين افتخار منحصر بفردى كه براى على عليه السلام در اثر ولادت در اندرون كعبه حاصل شده است بر احدى از عموم افراد بشر چه در گذشته و چه در آينده بدست نيامده است و اين سخن حقيقتى است كه اهل سنت نيز بدان اقرار و اعتراف دارند چنانكه ابن صباغ مالكى در فصول المهمه گويد:

 

و لم يولد فى البيت الحرام قبله احد سواه و هى فضيلة خصه الله تعالى بها اجلالا له و اعلاء لمرتبته و اظهارا لتكرمته. (4)

 

يعنى پيش از آنحضرت احدى در خانه كعبه ولادت نيافت مگر خود او واين فضيلتى است كه خداى تعالى به على عليه السلام اختصاص داده تا مردم مرتبه بلند او را بشناسند و از او تجليل و تكريم نمايند.

 

در جلد نهم بحار در مورد وجه تسميه آنحضرت بعلى چنين نوشته شده است كه چون ابوطالب طفل را از مادرش گرفت بسينه خود چسباند و دست فاطمه را گرفته و بسوى ابطح آمد و به پيشگاه خداوند تعالى چنين مناجات نمود.

 

يا رب هذا الغسق الدجى‏
و القمر المبتلج المضى‏ء
بين لنا من حكمك المقضى‏
ماذا ترى فى اسم ذا الصبى (5)

 

هاتفى ندا كرد:

خصصتما بالولد الزكى‏
و الطاهر المنتجب الرضى‏
فاسمه من شامخ على‏
على اشتق من العلى (6)

 

علماى بزرگ اهل سنت نيز در كتب خود بهمين مطلب اشاره كرده‏اند و محمد بن يوسف گنجى شافعى با تغيير چند لفظ و كلمه در كفاية الطالب چنين مينويسد كه در پاسخ تقاضاى ابوطالب ندائى برخاست و اين دو بيت را گفت.

 

يا اهل بيت المصطفى النبى‏
خصصتم بالولد الزكى‏
ان اسمه من شامخ العلى‏
على اشتق من العلى (7)

 

و در بعضى روايات آمده است كه فاطمه بنت اسد پس از وضع حمل(پيش از اينكه بوسيله نداى غيبى نام او على گذاشته شود) نام كودك را حيدر نهاد و هنگاميكه او را قنداق كرده بدست شوهر خود ميداد گفت خذه فانه حيدرة و بهمين جهت آنحضرت در غزوه خيبر بمرحب پهلوان معروف يهود فرمود:
انا الذى سمتنى امى حيدرة


ضرغام اجام و ليث قسورة (8)

و چون نام آنحضرت على گذاشته شد نام حيدر جزو ساير القاب بر او اطلاق گرديد و از القاب مشهورش حيدر و اسد الله و مرتضى و امير المؤمنين و اخو رسول الله بوده و كنيه آنجناب ابو الحسن و ابوتراب است.

 

همچنين خدا پرستى و اسلام آوردن فاطمه و ابوطالب نيز از روايات گذشته معلوم ميشود كه آنها در جاهليت موحد بوده و براى تعيين نام فرزند خود بدرگاه خدا استغاثه نموده‏اند،فاطمه بنت اسد براى رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم بمنزله مادر بوده و از اولين گروهى است كه به آنحضرت ايمان آورد و بمدينه مهاجرت نمود و هنگام وفاتش نبى اكرم صلى الله عليه و آله و سلم پيراهن خود را براى كفن او اختصاص داد و بجنازه‏اش نماز خواند و خود در قبر او قرار گرفت تا وى از فشار قبر آسوده گردد و او را تلقين فرمود و دعا نمود. (9)

 

و ابوطالب هم موحد بوده و پس از بعثت رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم بدو ايمان آورده و چون شيخ و رئيس قريش بود لذا ايمان خود را مصلحة مخفى مينمود،در امالى صدوق است مردى بابن عباس گفت اى عمو زاده رسولخدا مرا آگاه گردان كه آيا ابوطالب مسلمان بود؟گفت چگونه مسلمان نبود در حاليكه ميگفت:

 

و قد علموا ان ابننا لا مكذب‏
لدينا و لا يعبأ بقول الا باطل

 

يعنى مشركين مكه دانستند كه فرزند ما(محمد صلى الله عليه و آله و سلم) نزد ما مورد تكذيب نيست و بسخنان بيهوده اعتناء نميكند مثل ابوطالب مثل اصحاب كهف است كه ايمان خود را در دل مخفى نگهميداشتند و ظاهرا مشرك بودند و خداوند دو ثواب بآنها داد،حضرت صادق عليه السلام هم فرمود مثل‏ابوطالب مثل اصحاب كهف است كه در دل ايمان داشتند و ظاهرا مشرك بودند و خداوند دو پاداش (يكى براى ايمان و يكى براى تقيه) بآنها داد. (10)

 

اشعار زيادى از ابوطالب در مدح پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مانده است كه اسلام وى از مضمون آنها كاملا روشن و هويداست چنانكه به آنحضرت خطاب نموده و گويد:

 

و دعوتنى و علمت انك ناصحى‏
و لقد صدقت و كنت قبل امينا
و ذكرت دينا لا محالة انه‏
من خير اديان البرية دينا (11)

 

بحضرت صادق عرض كردند كه(اهل سنت) گمان كنند كه ابوطالب كافر بوده است فرمود دروغ گويند چگونه كافر بود در حاليكه ميگفت:

 

ألم تعلموا انا وجدنا محمدا
نبيا كموسى خط فى اول الكتب (12)

 

شيخ سليمان بلخى صاحب كتاب ينابيع المودة درباره ابوطالب گويد:

و حامى النبى و معينه و محبه اشد حبا و كفيله و مربيه و المقر بنبوته و المعترف برسالته و المنشد فى مناقبه ابياتا كثيرة و شيخ قريش ابوطالب. (13)

 

يعنى ابوطالب كه رئيس و بزرگ قريش بود حامى و كمك پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم بود و او را بسيار دوست داشت و كفيل معيشت و مربى آنحضرت بود و بنبوتش اقرار و برسالتش اعتراف داشت و در مناقب او اشعار زيادى سروده است.(درباره اثبات ايمان ابوطالب مطالب زيادى در كتب دينى‏نوشته شده و كتابهاى مستقلى نيز مانند كتاب ابوطالب مؤمن قريش برشته تأليف در آمده است) .

بارى ولادت على عليه السلام در اندرون كعبه مفاخر بنى هاشم را جلوه تازه‏اى بخشيد و شعراى عرب و عجم در اينمورد اشعار زيادى سروده‏اند كه در خاتمه اين فصل بچند بيت از سيد حميرى ذيلا اشاره ميگردد.

 

ولدته فى حرم الاله امه‏
و البيت حيث فنائه و المسجد
بيضاء طاهرة الثياب كريمة
طابت و طاب وليدها و المولد
فى ليلة غابت نحوس نجومها
و بدت مع القمر المنير الاسعد
ما لف فى خرق القوابل مثله‏
الا ابن امنة النبى محمد (14)

 

مادرش او را در حرم خدا زائيد در حاليكه بيت و مسجد الحرام آستانه او بود.

آن مادر نورانى كه لباسهاى پاكيزه ببر داشت و خود پاكيزه بود و مولود او و محل ولادت نيز پاكيزه بود.

 

در شبى كه ستاره‏هاى منحوسش ناپيدا بوده و سعيدترين ستاره بهمراه ماه پديد آمده بود .

 

قابله‏هاى(دنيا) هيچ مولودى را مانند او لباس نپوشاينده‏اند(يعنى هرگز مولودى مانند او بدنيا نيامده) بجز پسر آمنه محمد پيغمبر صلى الله عليه و آله و سلم.

 

پى‏ نوشتها:

 

(1) حبشى‏هاى فيل سوار كه باصحاب فيل سوار كه باصحاب فيل مشهورند تحت فرماندهى ابرهه براى ويران كردن كعبه بمكه آمده بودند كه خداوند همه آنها را هلاك نمود و خود ابرهه نيز آخرين نفر بود كه بهلاكت رسيد چنانكه در قرآن كريم فرمايد: (ألم تر كيف فعل ربك باصحاب الفيل؟) اعراب حجاز آن سال را مبارك شمرده و نامش را عام الفيل گذاشتند و ولادت نبى اكرم نيز در همانسال بوده است تا 71 سال پس از آنواقعه يعنى تا سال 18 هجرى عام الفيل مبدأ تاريخ مسلمين بود ولى در سال مزبور كه ششمين سال خلافت عمر بود برهنمائى حضرت امير از عام الفيل صرفنظر و سال هجرت نبوى مبدأ تاريخ مسلمانان قرار گرفت.

 

(2) ابوطالب پيش از ولادت على عليه السلام داراى سه پسر ديگر هم بود كه به ترتيب عبارتند از طالب،عقيل،جعفر.

 

(3) امالى صدوق مجلس 27 حديث 9ـروضة الواعظين جلد 1 ص 76ـبحار الانوار جلد 35 ص 8ـكشف الغمه ص .19

 

(4) فصول المهمه ص .14

 

(5) اى پروردگار صاحب شب تاريك و ماه نور دهنده از حكم مقضى خود براى ما آشكار كن كه اسم اين كودك را چه بگذاريم.

 

(6) شما دو نفر (ابوطالب و فاطمه) اختصاص يافتيد بفرزند پاكيزه و برگزيده و پسنديده پس نام او على است و على از نام خداوند على الاعلى مشتق شده است.

 

(7) ينابيع المودة باب 56 ص 255 ـكفاية الطالب ص .406

(8) من آنكسم كه مادرم نام مرا حيدر نهاد،شير بيشه‏ام چنان شيرى كه زورمند و پنجه افكن باشد.

(9) اعلام الورىـاصول كافى جلد 2 ابواب تاريخـامالى صدوق مجلس 51 حديث .14

(10) امالى صدوق مجلس 89 حديث 12 و 13ـروضة الواعظين جلد 1 ص 139

(11) بحار الانوار جلد 35 ص 124ـمرا(بدين خود) دعوت كردى و من دانستم كه يقينا تو خير خواه منى و تو از اين پيش راستگو و امين بودى و دينى را بمردم عرضه داشتى كه آن بهترين اديان است.

(12) اصول كافى جلد 2 باب ابواب التاريخـآيا ندانستيد كه ما محمد(ص) را مانند موسى به پيغمبرى يافتيم كه در كتابهاى گذشته نامش نوشته شده است.

(13) ينابيع المودة باب 52 ص .152

(14) روضة الواعظين جلد 1 ص .81


ادامه مطلب



[ سه شنبه 31 فروردین 1395  ] [ 9:41 PM ] [ احمد ]
نظرات 0

عکس نوشته های ولادت حضرت علی

جدیدترین و زیباترین تصاویر متحرک ولادت حضرت علی و روز پدر

عکس نوشته های 94 ویژه ی میلاد حضرت علی و روز مرد عکس متحرک بمناسبت میلاد حضرت علی

مطالب و تصاویر بسیار زیبا و با کیفیت بمناسبت روز پدر و ولادت حضرت علی (ع)

متن ها وپیامک های زیبا برای تبریک روز پدر و ولادت حضرت علی تصاویر متحرک ولادت حضرت علی

عکس های متن دار تصاویر نوشته شده ولادت حضرت علی مخصوص تبریک روز پدر

ولادت حضرت علی علیه السلام و روز پدر بر تمامی پدران عزیز مبارک باد " با ما همراه باشید ما برای شما بهترین ها را انتخاب کرده ایم

تصاویر متحرک ولادت حضرت علی

میلاد امام علی(ع)آغازگر اشاعه عدالت و مردانگی و معرف

والاترین الگوی شهامت و دیانت، بر عاشقانش مبارک باد . . .

 

 

عکس نوشته میلاد حضرت علی و روز پدر

متن تبریک ولادت حضرت علی:

حجت حق، از حریم حق، به امر حق عیان شد

روشن از نور رخش، ارض و سما، کون و مکان شد

خانه زاد حق ولادت یافت اندر خانه ی حق

حق به مرکز جا گرفت، باطل گریزان از میان شد . . .

عکس نوشته متحرک ولادت حضرت علی

متن درباره ولادت حضرت علی:

زد عشق تو خیمه در دل ما / حل شد زتو جمله مشکل ما

با مهر علی و آل بسرشت /از روز ازل خدا دل ما

عکس نوشته ولادت حضرت علی

متن میلاد حضرت علی و روز پدر:

میلاد مظهر علم و عزت و عدالت و سخاوت و شجاعت، اسد الله الغالب، علی بن ابیطالب،

مبارک باد . . .

عکس نوشته متحرک لادت حضرت علی

متن ولادت با سعادت حضرت علی و تبریک روز مرد:

ولادت باسعادت مولای عاشقان، امیر مؤمنان، علی علیه السلام، مبارک باد . . .

عکس نوشته متحرک میلاد حضرت علی

متن ولادت حضرت علی و تبریک روز پدر:

ای تو کعبه را نگین، یا امیر المؤمنین

ای تو خلقت را پدر، وی خلائق را امین

کن نظر از روی لطف، به تمام پدران

روز سیزده رجب، ای امیر مؤمنان

عکس نوشته متحرک تولد حضرت علی

متن میلاد حضرت علی و روز پدر:

ناگهان یک صبح زیبا آسمان گل کرده بود / خاک تا هفت آسمان، بغض تغزل کرده بود

حتم دارم در شب میلادت، ای غوغاترین / حضرت حق نیز در کارش تأمل کرده بود

هر فرشته، تا بیایی، ای معمایی ترین / بال های خویش را دست توسل کرده بود

عکسهای نوشته شده ولادت حضرت علی

اس ام اس ولادت حضرت علی و روز مرد:

زیباترین ولادت: تنها کسی که در داخل خانه خدا بدنیا آمد، اوست.

زیباترین نام: بنا بر روایات متعدد، نام علی مشتق از نام خداست.

زیباترین معلم: علی تربیت شده دست پیامبر (ص) بود.

زیباترین سخنان: به تعبیر بسیاری از بزرگان، نهج البلاغه برادر قرآن کریم است

عکس نوشته های ولادت حضرت علی

ولادت مولی الموحدین امیرالمومنین حیدر کرار شیر خدا مولود کعبه وفرا رسیدن روز پدر را خدمت شما  تبریک و تهنیت عرض میکنم .

عکس نوشته های ولادت حضرت علی

مکه پر شور و شعف ، کعبه می گیرد شرف

قبله را قبله نما ، آمده میر نجف

میلاد مظهر علم و عزت و عدالت و سخاوت و شجاعت، اسد الله الغالب، علی بن ابیطالب، مبارک باد.

عکس نوشته های ولادت حضرت علی

ولادت باسعادت مولای عاشقان، امیر مؤمنان، علی علیه السلام، مبارک باد.

عکس نوشته های ولادت حضرت علی

هر کس که شود داخل حصن حیدر / ایمن بود از عذاب روز محشر

جز مهر علی و آل چیزی نبود / سرمایه ی طوبا و بهشت و کوثر

عکس نوشته های ولادت حضرت علی

ذکر من، تسبیح من، ورد زبان من علی است

جان من، جانان من، روح و روان من علی است

تا علی (ع) دارم ندارم کار با غیر علی

شکر لله حاصل عمر گران من علی است . . .

عکس نوشته های میلاد حضرت علی

عکس نوشته ولادت حضرت علی

تصاویر متحرک ولادت حضرت علی

عکسهای متحرک میلاد حضرت علی

عکس نوشته میلاد حضرت علی و روز پدر

ولادت حضرت علی علیه السلام و روز پدر بر تمامی پدران عزیز مبارک باد.

علی آن شیر خدا شاه عرب
الفتی داشته با این دل شب

شب ز اسرار علی آگاه است
دل شب محرم سر الله است

شب شنفته ست مناجات علی
جوشش چشمه‌ی عشق ازلی

قلعه بانی که به قصر افلاک
سر دهد ناله‌ی زندانیِ خاک

اشکباری که چو شمع بیدار
می‌فشاند زر و می گرید زار

دردمندی که چو لب بگشاید
در و دیوار به زنهار آید

کلماتی چو دُر آویزه‌ی گوش
مسجد کوفه هنوزش مدهوش

فجر تا سینه‌ی آفاق شکافت
چشم بیدار علی خفته نیافت

ناشناسی که به تاریکی شب
می‌برد شام یتیمان عرب

پادشاهی که به شب برقع پوش
می‌کشد بار گدایان بر دوش

تا نشد پردگی آن سر جلی
نشد افشا که علی بود علی

شاهبازی که به بال و پر راز
می‌کند در ابدیت پرواز

عشقبازی که هم آغوش خطر
خُفت در خوابگه پیغمبر

آن دم صبح قیامت تاثیر
حلقه‌ی در شد از او دامنگیر

دست در دامن مولا زد در
که علی بگذر و از ما مگذر

شال شه وا شد و دامن به گرو
زینب‌اش دست به دامان که مرو

شال می‌بست و ندایی مبهم
که کمربند شهادت محکم

پیشوایی که ز شوق دیدار
می‌کند قاتل خود را بیدار

ماه محراب عبودیت حق
سر به محراب عبادت منشق

می‌زند پس لب او کاسه‌ی شیر
می‌کند چشم اشارت به اسیر

چه اسیری که همان قاتل اوست
تو خدایی مگر ای دشمن دوست

شبروان مست ولای تو علی
جان عالم به فدای تو علی

در جهانی همه شور و همه شر
ها عَلِیٌ بَشَرٌ کَیفَ بَشَر


ادامه مطلب



[ سه شنبه 31 فروردین 1395  ] [ 9:33 PM ] [ احمد ]
نظرات 0

 

عكس متحرك باموضوع تولد حضرت علي(ع) وروز پدر

        

                

 

 

(زیبا سازوبلاگ)--babol2011.blogfa.com

 

 

 

 

(زیبا سازوبلاگ)--babol2011.blogfa.com

 

 

 

(زیبا سازوبلاگ)--babol2011.blogfa.com

 

 


(زیبا سازوبلاگ)--babol2011.blogfa.com

 

(زیبا سازوبلاگ)--babol2011.blogfa.com        

(زیبا سازوبلاگ)--babol2011.blogfa.com

 

 

 

(زیبا سازوبلاگ)--babol2011.blogfa.com

 

 

 

(زیبا سازوبلاگ)--babol2011.blogfa.com

 

 

 

(زیبا سازوبلاگ)--babol2011.blogfa.com

 

 

 

(زیبا سازوبلاگ)--babol2011.blogfa.com

 

 

 

(زیبا سازوبلاگ)--babol2011.blogfa.com

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

  

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

 

 

(زیبا ساز وبلاگ )--babol2011.blogfa.com

 

 

 

 

(زیبا ساز وبلاگ )--babol2011.blogfa.com

 

 

 

 

(زیبا ساز وبلاگ )--babol2011.blogfa.com

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 








     




 





 





 




 





 





 




 




 




     





    




  




 




 




   

 

زيبا ساز وبلاگ

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 





 




 

 

 

 

 

 

 

 

 

 






 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 





 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 





 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 











 


ادامه مطلب



[ سه شنبه 31 فروردین 1395  ] [ 9:31 PM ] [ احمد ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By themzha :.

تعداد کل صفحات : 90 :: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 >

درباره وبلاگ


استان خراسان رضوی:شهرستان مشهدمقدس

آمار سايت
كل بازديدها : 3487307 نفر
تعداد نظرات : 49 عدد
تاريخ ايجاد وبلاگ : پنج شنبه 14 خرداد 1394  عدد
كل مطالب : 13380 عدد
آخرين بروز رساني : یک شنبه 3 فروردین 1399 
کد موزیک آنلاین برای وبگاه
امکانات وب