سال 91( سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی) مبارک

تولید ملی حمایت ایرانی

تولید ملی حمایت ایرانی
 
نويسندگان
دکتر آلبرت بغزیان/چه کسانی باید مطالبات اقتصادی را اجرایی کنند؟!
نقش مردم در تحقق «جهاد اقتصادی»
نقش مردم در تحقق«جهاد اقتصادی» چیست؟ آیا اصولاَ مردم در محقق شدن این شعار که یکی از مطالبات رهبر معظم انقلاب است، نقشی دارند؟ یا فقط این مسؤلان دولتی هستند که باید این شعار را محقق کنند؟... تحلیل این سؤالات موضوع یادداشت دکتر آلبرت بغزیان استاد اقتصاد دانشگاه است.

گروه اقتصادی برهان/ دکتر آلبرت بغزیان؛ مقام معظم رهبری سال 1390، را سال «جهاد اقتصادی» نام نهادند. همانطور که همگان می‏دانند رهبر معظم انقلاب، سال 88 را نیز به عنوان سال «اصلاح الگوی مصرف» و سال 89 را به عنوان سال «همت مضاعف، کار مضاعف» نامگذاری فرموده بودند.

 

امسال نیز توسط ایشان، سال «جهاد اقتصادی» نامگذاری شده است. این امر نشان دهندهی اهمیت تحولات اقتصادی در اندیشهی معظم له بوده و باید توجه داشت تا به این شعارها سطحی و صوری نگریسته نشود. خوشبختانه در سرتاسر سالهای 1388 و 1389، شعارها تحقق عملی پیدا کرده و ملت و دولت در دو سال اخیر، هم به اصلاح الگوی مصرف و هم به همت مضاعف و کار مضاعف به جدیت پرداخته‏اند.

 

در زمینههای اقتصادی، سیاسی، علم و فنآوری نیز کارهای بزرگی انجام شده که ناشی از نهادینه شدن اجرایی این کارها است. از جملهی این کارهای بزرگ و همتهای جدی، اجرای قانون هدفمندسازی یارانهها بوده که می‏توان نقطه‏ی عطف مطلب مذکور باشد. در سال ۹۰ نیز باید ما همت خود را بر مسایل اقتصادی متمرکز کنیم. چرا که طبق بیانات رهبری، هم‏اکنون مهم‏ترین چالش کشور، موضوع اقتصاد است.

 

البته همچنان نباید شعارهای سالهای گذشته را فراموش کنیم و چنانچه امسال حتی میبایست همت و کار مضاعف نمود و بروز بیشتری در کار ما داشته باشد، چراکه «جهاد اقتصادی» میدانی بسیار وسیعتر را برای تلاش و برنامهریزی میطلبد. در حوزههای اقتصادی نیز به دلیل تأثیر مستقیمی که بر حوزههای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی دارد، اگر ما بتوانیم به پیشرفت مد نظر برسیم، در حل بسیاری از مشکلات عمومی کشور هم موفق خواهیم بود.

 

باید به این نکته نیز توجه داشته باشیم که مسایل جاری بیشتر حول مسایل اقتصادی همچون اشتغال، مسکن و سایر موارد مشابه است، که اگر در سال جاری  بتوانیم طبق رهنمود رهبر انقلاب حرکت کنیم و موارد مورد نظر ایشان را در کشور محقق سازیم، نظام اقتصادی ایران الگویی موفق برای سایر کشورهای جهان خواهد شد.

 
شواهد نشان میدهد نامگذاری رهبر معظم انقلاب، بعد اصلاحات اقتصادی را از یک موضوع دانشگاهی وارد فاز مردمی و به عنوان یک وظیفهی عمومی در بین آحاد مردم مطرح میسازد.
 
ارتباط کلمهی «جهاد» با «سال جهاد اقتصادی» چگونه است؟
 
واژهی «جهاد» چندین بعد دارد. یک بعد آن بعد دینی است که وظیفهی هر ایرانی وطن پرستی به شمار میرود. بعد دوم که بسیار نیز دارای اهمیت است، مردمی بودن آن و سهم مردم در این حرکت دینی است.
 
شواهد نشان میدهد نامگذاری رهبر معظم انقلاب، بعد اصلاحات اقتصادی را از یک موضوع دانشگاهی وارد فاز مردمی و به عنوان یک وظیفهی عمومی در بین آحاد مردم مطرح میسازد. این نکته باید در اندیشه‏های اقتصادی صاحب‏نظران مورد توجه قرار گیرد که حوزهی جهاد اقتصادی در واقع تقویت اقتصادی ریشههای یک کشور اسلامی است. گذر از مرزهای جغرافیایی و پایه‏گذاری اقتصاد مستحکمتر، که بتواند موجب سربلندی انقلاب باشد، به نظر می‏رسد رهبر معظم انقلاب، سال جاری را به دلیل رضایت نداشتن از وضعیت کنونی و ساختارهای معیوب کنونی به سال جهاد اقتصادی نامگذاری کردهاند.
 
گر چه اقتصاد ایران بدون شک دارای پتانسیل‏های بسیار زیادی بوده و رهبر نیز بارها به این موضوع پرداخته‏اند، اما آن‏چه مهم است این‏که، ایشان از وضعیت کنونی رضایت کامل ندارند و خواسته‏اند تا تحولی در سال 90، صورت گیرد. بنابراین تحلیل بنده از فرمایشات رهبری در نامگذاری سال 90 این است که ایشان در نام گذاری سال جاری به سه موضوع بیش از موارد دیگر اهتمام دارند و علاقه‏مند هستند تا به سه موضوع ذیل توجه بیشتری صورت گیرد.
 
1- تحریم‏ها: تحریم‏های اقتصادی در سه دهه‏ی اخیر همواره یکی از چالش‏های پیش روی اقتصادی- سیاسی ایران بوده است. شایان ذکر است رهبر انقلاب همواره در سخنرانیهایشان به این موضوع پرداخته و تأکید دارند تا دولتمردان همچون گذشته راه‏های مقابله با تحریم‏ها را بیش از پیش اجرایی کنند.
 
2- اجرای مراحل بعدی قانون یارانه‏ها: اجرای مراحل بعدی قانون هدفمندی یارانه‏ها از دیگر موضوعاتی است که رهبری معظم به آن به صورت جدی اهتمام دارند و تأکید مینمایند تا اجرای مراحل بعدی این قانون با دقت و بدون خطرات احتمالی آینده به پیش رود. دولت هم وظیفه دارد تا اجرای مراحل آیندهی قانون مذکور را با دقت بیشتری انجام داده تا اصلاحات جدید اقتصاد ایران با کم‏ترین صدمات دنبال شود.
 
3- تدوین الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت: همان‏طور که در سخنرانی‏های چند سال اخیر رهبر معظم انقلاب بارها مشاهده شده، ایشان از گذشته تا کنون به طراحی و تدوین یک الگوی بومی-اسلامی تأکید داشته و دارند. این یک واقعیت است که دولت‏های پس از انقلاب در سه دهد‏ی اخیر هنوز نتوانستهاند یک الگوی بومی-ایرانی مستقل با ملیت ایرانی- اسلامی تدوین کنند و این مسأله یکی از مطالبات اقتصادی رهبری است.
 
امید است کارشناسان بیش از پیش در این حوزه با جدیت امور مذکور اهتمام ورزند و دغدغه‏ی چند ساله‏ی حضرت آیت الله خامنه ای را به واقعیت تبدیل کنند.
 
شرط اصلی موفقیت شعارهای مذکور چیست؟
 
حال سؤال اساسی این است: شرط اصلی موفقیت این شعار چیست؟ نقش مردم چیست؟الزامات سال جهاد اقتصادی چگونه باید باشد؟
 
خوشبختانه اجرای موفق قانون هدفمندی یارانهها نشان داد که شرط اصلی موفقیت در هر طرح اقتصادی، همراهی مردم است. مردم نشان دادند که با هر طرح اقتصادی که منجر به بهبود وضعیت اقتصادی شان گردد، همراهی خواهند کرد و آنان نشان دادند: با جهتگیریهای عدالت خواهانهی دولتها موافقاند و حاضراند تا با طرح‏های اقتصادی دولتها اگر چه کمی هم دارای زحمت باشد، همراهی کنند.
 
اگرچه در شرایط کنونی ممکن است سختیهایی را هم متحمل شوند.اعتماد به نفس سیاستگذاران اقتصادی کشور با اجرای این قانون چندین برابر شده و مردم هم نشان دادند که با این نوع طرحها که کل نظام و نخبگان کشور بر اجرای آن توافق دارند، به خوبی همراه خواهند شد. در سال جدید نیز همچون سایر سالهای گذشته سخنان رهبر معظم انقلاب پشتوانهی قاطعی برای همهی مسؤولین است که باید در این سال، برنامهها و جایگاه خودشان را تبیین و مشخص کنند. الزامات در این رابطه عبارتانداز:
 
جهاد اقتصادی نیازمند نقشهی راه است. دستگاههای اجرایی کشور، دستگاههای قانونگذار، نهادهای قضایی، بخشهای مردمی، بخشهای غیر انتفاعی و خصوصی کشور باید با یک راهبردی که از سوی دستگاههای سیاستگذار مشخص میشود، یک آرایش جهادی به خود بگیرند.
 
1- جهاد از کلماتی است که در گفتمان دینی کشورمان معنا پیدا میکند. برای همین هم کار کردن برای مسایل اقتصادی، پیشرفت، آبادانی و عمران کشور با مسألهی مقدسی به اسم جهاد، تلفیق شده است.
 
2- باید در این راستا، موانع اقتصادی کشور را شناسایی کنیم. موانعی که دست و پا گیر هستند. معمولاً در نگاه نهادی برخی از مقررات و آییننامهها و مواد یا تفاسیر قانونی که امروزه در بدنهی اجرایی وجود دارد، به شکل مانع عمل میکنند. ما به یک جهاد فراگیر در تمامی عرصههای اقتصادی جهت آسیبشناسی و مانعشناسی نیاز داریم تا بتوانیم موانع را رفع کنیم. جهاد کردن به رفع موانع پیشرفت ما برمیگردد؛ برخی از این موانع داخلیاند و بخشی از آن هم موانع خارجی هستند که باید در عرصهی اقتصاد بینالملل هم ببینیم که موانع اقتصاد کشور ما چه بوده است.
 
3- جهاد اقتصادی نیازمند نقشهی راه است. دستگاههای اجرایی کشور، دستگاههای قانونگذار، نهادهای قضایی، بخشهای مردمی، بخشهای غیر انتفاعی و خصوصی کشور باید با یک راهبردی که از سوی دستگاههای سیاستگذار مشخص میشود، یک آرایش جهادی به خود بگیرند. این نقشهی راه همان «طرح تحول اقتصادی» است که دولت محترم با اجرای مهمترین بخش آن، یعنی هدفمندسازی یارانهها، آن را طراحی کرده است. البته، بستههای مختلف برای همهی حوزهها از جمله صنعت، خدمات، حمل و نقل و کشاورزی آماده و در این زمینه با مدیران و تشکلها هماهنگی شده است. طرح هدفمند سازی یارانهها گستردهترین طرح اقتصادی است که در کشور اجرا میشود و تقریباً حوزه‏های متعدد را تحت تأثیر قرار می‏دهد. اجرای کامل قانون هدفمندی یارانهها گام بلندی در مسیر جهاد اقتصادی و ایجاد تحول در حوزهی اقتصاد خواهد بود.
 
تحقق تحول اقتصادی در کشور به چند محور نیاز دارد که در این راستا اجرای قانون هدفمندی یارانهها تنها یکی از این محورها محسوب میشود. ایجاد تحول در حوزهی اقتصاد کشور که از سالها قبل آغاز شده بود با اجرای قانون هدفمند سازی یارانهها سرعت بیشتری گرفته اما مسؤولان باید به محورهای دیگر ایجاد این تحول نیز توجه داشته باشند. اصلاح قانون گمرک، اصلاح قانون تجارت، اصلاح نظام بانکی و پولی کشور از جمله محورهای ایجاد تحول بنیادین در حوزه اقتصاد کشور است. در سال جهاد اقتصادی و در دههی 90 امیدواریم که کشور در حوزهی اقتصاد شکوفا شود، البته اجرای کامل قانون هدفمندی یارانهها گام بلندی در مسیر جهاد اقتصادی و ایجاد تحول در حوزهی اقتصاد کشور خواهد بود. اگر هدفمندسازی یارانهها به نحو احسن اجرایی شود، پس از اجرای کامل این طرح مبالغ کلانی به بودجهی کشور اضافه خواهد شد که این مبالغ میتواند باعث شکوفایی اقتصاد کشور گردد.*
 

(*) دکتر آلبرت بغزیان، استاد اقتصاد دانشگاه

منبع: پایگاه تحلیلی برهان




[ چهارشنبه 30 فروردین 1391  ] [ 10:50 PM ] [ رضا کرمی ]
نظرات 0

 

اوراق مشاركت در خدمت دولت! - بخش پاياني

قانون اوراق مشاركت در شهريورماه سال ۱۳۷۶ به عنوان يك ابزار پولي، مالي براي نظام مندكردن اقتصاد كشور تصويب شد.در اين قانون اجازه داده شده است تا براي جذب مشاركت مردم در طرح هاي عمراني و انتفاعي دولت، شركت هاي دولتي ،شهرداري ها و موسسه ها و نهادهاي عمومي غيردولتي و غيره بتوانند بخشي از منابع مالي لازم را براي تهيه مواد اوليه توليد با انتشار اوراق مشاركت تامين كنند.ولي اين روند با حضور نهادهاي دولتي روند ديگري به خود گرفت. بخش نخست اين گزارش درمورد انتشار اوراق مشاركت در كشور در شماره گذشته منتشر شد و بخش پاياني آن ازنظر خوانندگان مي گذرد.
در سال ۷۶مشاركت از منطق اقتصادي تا حد زيادي فاصله گرفت و به الزامات ناشي از اقتدار قانوني دولتي ها و تأييد مجلسيان تن داده و ورود همزمان سرمايه هاي دولتي به ميدان آخرين حلقه محاصره را تكميل كرد. استناد قانوني شركتهاي دولتي بودجه سنواتي كشور بود؛ در سال ۱۳۷۷ نرخ سود علي الحساب ۲۰ درصد، مبلغ مصوب ۳۰۰ ميليارد ريال و ميزان فروش به همان ميزان بود، دو سال بعد نرخ سود ۱۹ درصد و ميزان مصوب براي انتشار اوراق به ترتيب ۱۲۰۰ ميليارد ريال و ۵۰۰ ميليارد ريال اعلام شد كه به ترتيب ۴۰۰ و ۳۰۰ ميليارد ريال آن به فروش رسيد. در سال ۱۳۸۰ نرخ سود اوراق دو درصد نزول كرد و به ۱۷ درصد رسيد و از مجموع ۲۷۰۰ ميليارد ريال اوراق انتشار يافته تمام آن جذب شد تا سال بعد يعني ۱۳۸۱ آزمون ديگر با سود ۱۵ درصدي به اجرا درآيد كه توفيق كامل را به همراه نداشت و فقط ۴۶۷۷ ميليارد ريال از ۵۶۰۰ ميليارد ريال اوراق مصوب به فروش رفت. طي سالهاي ۱۳۸۲ و ۱۳۸۳ سود ۱۷ درصدي ملاك عمل قرار گرفت كه حجم مصوب در اين سالها به ترتيب معادل ۲۶۰۰ و ۳۲۰۰ ميليارد ريال خواهد بود. حجم كل اوراق مشاركت مصوب براي انتشار توسط شركتهاي دولتي از ۱۳۷۴ تا ۱۳۸۳ معادل ۱۶ هزار و ۲۳۰ ميليارد ريال و ميزان اوراق فروش رفته بالغ بر ۱۳ هزار و ۹۰۷ ميليارد ريال برآورد مي شود كه تحقق كامل آن با فرض عملي شدن اوراق مذكور طي سالهاي ۱۳۸۲ و ۱۳۸۳ مي باشد.
امروز _ ابهام؛ فردا_ ترديد
هنوز گزارش عملياتي روشن و دقيق از فرآيند اوراق مشاركت در طول ۱۰ سال گذشته و بازدهي اقتصادي آن ارائه نشده است و مشخص نيست استفاده از اين ابزار براي جذب نقدينگي و سوق دادن آن به عرصه هاي مختلف با چه موفقيتها و ناكامي هاي واقع بينانه مواجه شده است. آيا متولي اصلي دولت است و تأييد مجلس؟
شوراي پول و اعتبار و بانك مركزي چه نقش و جايگاهي دارند؟ مرز واقعي بين دو قواي قانونگذاري و مجري به عنوان اعمال كننده نقش حاكميت با دو نهاد تخصصي و متولي حقيقي بازار پول به حيث ارزش علمي و اقتدار قانوني شان يعني بانك مركزي و شوراي پول و اعتبار كجاست؟ تضمين ها، مشوق ها و حمايت هاي مادي و معنوي دولت از اوراق مشاركت دولتي تا چه اندازه واقع بينانه است و تا چه حد تابع ضرورتهاي مقطعي؟ تا چه ميزان بازدهي اين اوراق در زمينه هاي مختلف اقتصادي نظير آب، برق؛ كشاورزي، فاضلاب شهري، شهرسازي و... به اثبات رسيده و توانسته است نقدينگي را جذب كند و سوددهي داشته باشد و يا اينكه چه ميزان از بازپرداخت سود اوراق از محل ها و منابع ديگر بودجه دولت جبران مي شود؟ آيا اميدي به خارج شدن دولت طي پنج سال آينده از اين وادي و حضور تدريجي و اطمينان بخش، اقتصاد غيردولتي وجود دارد؟
در سال جاري ۷۰۰۰ ميليارد ريال و طي سالهاي ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۷ به ترتيب معادل ،۵۵۰۰ ۴ هزار و ۲۰۰۰ ميليارد ريال اوراق مشاركت از سوي دولت عرضه مي شود و در سال ۱۳۸۸ دست دولت كوتاه خواهد شد اما حضور شركتهاي دولتي در پرده ابهام قرار دارد
دولت كنار مي كشد؛ شايد!
دولت كم كم از ميدان رقابت با استفاده از ابزاري چون اوراق مشاركت كنار مي كشد، در سال جاري ۷۰۰۰ ميليارد ريال و طي سالهاي ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۷ به ترتيب معادل ،۵۵۰۰ ۴ هزار و ۲۰۰۰ ميليارد ريال اوراق مشاركت از سوي دولت عرضه مي شود و پرونده آن بسته مي شود و قرار است در سال ۱۳۸۸ دست دولت كوتاه شود اما حضور شركتهاي دولتي در پرده ابهام قرار دارد.
عرضه اوراق مشاركت تا پنج سال آينده از سوي دولت و دولتي ها ادامه دارد و با تداوم سياست بازپرداختي اصل و سود آن خارج از طرحهاي مصوب و از محل بودجه عمومي دولت در عمل بار مالي دولت را سنگين تر مي سازد چرا كه بسياري از طرحهاي دولت داراي بازدهي كمتر از نرخ سود مصوب است آن هم به دليل ماهيت طرحها و ضرورت اجراي آنها چاره اي جز اين وجود ندارد .از سوي ديگر مشوقهايي چون معافيت مالي و تضمين سود از سوي دولت، سياستهاي هدايت نقدينگي به ساير بخشها را ناكارآمد مي سازد و مهمترين پيامد اقتصادي آن يعني تأثيرگذاري بر نرخ تورم در آينده جدي تر خواهد بود.
چرا كه تداوم روند فعلي از سوي دولت كنترل فيزيكي نقدينگي و تزريق آن در آينده نزديك خواهد بود چرا كه ابزار لازم و بستر مناسب نظير بازار ثانويه، ساز و كار خريد و فروش اوراق و... مهيا نيست.
سنت همچنان پابرجاست و راه كنوني ادامه دارد، اصلاح فرآيند كنوني هم به لحاظ ساختار حقوقي و قانوني، هم به جهت رقابت پذيري دولت و بخش غيردولتي و هم توجيه اقتصادي انتشار اوراق مشاركت ضرورتي است كه آينده الزام آن را به اجبار بدل خواهد كرد.

منبع:http://iran-economic.persianblog.ir/



[ چهارشنبه 30 فروردین 1391  ] [ 10:37 PM ] [ رضا کرمی ]
نظرات 0

فراز آخر مقدمه قانون اساسي در باب شيوه حکومت در اسلام به اين نتيجه مي‌رسد که«با توجه به اين جهت( رشد دادن انسان در حرکت به سوي نظام الهي) قانون اساسي زمينه چنين مشارکتي را در تمام مراحل تصميم‌گيري سياسي و سرنوشت‌ساز براي همه افراد اجتماع فراهم مي‌سازد تا در مسير تکامل انسان هر فردي خود دست‌اندرکار و مسئول رشد و ارتقاء و رهبري گردد که اين همان تحقق حکومت مستضعفين در زمين خواهد بود».
بنابراين تصميم‌گيري، تصميم‌سازي، رفتار و عملکرد اجزاء حاکميت در سطوح مختلف ونماد اجرايي آن يعني دولت بايد معطوف به مشارکت‌پذيري مردم باشد و نه ممانعت از آن. عارضه مشارکت ناقص و ابتر در جامعه ما بيشتر معطوف به انحصارطلبي در نتايج مشارکت مردم، تفسير به راي و نظر خاص کردن پيام مشارکت، انحراف در معيارهاي مشارکت‌پذيري و تحديد و تهديد قواعد مشارکت و خالي کردن آن از عنصر رقابت است. بي‌توجهي به اين عارضه خطرناک باعث برگشت افکار عمومي و کاهش اعتماد عمومي شده و شکست براي عده‌اي حاضر در عرصه قدرت را پديد و پيروزي رقيب را به ارمغان مي‌آورد.
پيش درآمد عدالت‌محوري در نزد حاکميت بايد تعميق مشارکت شهروندان در تصميم‌گيري‌ها و جلوگيري از انحراف در آن باشد. از اين جهت باقي ماندن در شرايط انحصاري بسياري از امور فاقد توجيه و حفظ شرايط انحصاري از سوي ارکان حاکميت پذيرفته نيست و انحصارهايي هم که با الزام اعمال حاکميت مورد قبول قرار مي‌گيرد با اين هدف خواهد بود که نتايج و دستاوردهاي آن به جامعه و بدنه اجتماعي برگردد چرا که انحصارات لازم و ضروري هم به عنوان نماينده مردم نزد حاکميت به امانت گذارده شده و با نظارت و تدبير بايد از خطاها و گزنه‌هاي احتمالي مصون بماند و حاکميت به گونه‌اي رفتار کند که بسترساز مشارکت بيشتر مردم، تقويت منافع ملي و محل بروز استعدادها و توانمندي‌هاي شهروندان باشد. بيان مصاديق به فهم ما از اين ضرورت کمک مي‌کند فرض کنيم بسياري از مواردي که در انحصار حاکميت باقي است همانند نيروهاي نظامي، آموزش، بهداشت، امور زيربنايي و يا بهتر و عيني‌تر مسائل هسته‌اي کشور و... مربوط به بخشي از مردم و يا منتخبي از اقوام و اقشار جامعه نيست و به دليل حساسيت و استراتژيک بودن آن از مسائل نظامي گرفته تا اجتماعي و سلامت جامعه و... نمي‌توان آن را رها کرد و يا آن که مورد مصادره خاص جناحي و منفعت‌جويي گروه‌ها قرار گيرد.
تجلي مشارکت مردم در امور انحصاري با واسطه بدنه حاکميت براي مصون ماندن از مخاطرات داخلي و خارجي صورت مي‌گيرد و تضمين‌بخش مصالح ملي و منافع عمومي جامعه است، فرقي نمي‌کند در امور نظامي و انتظامي باشد يا بهداشت و درمان جامعه و يا امور زيربنايي نظير نظارت بر امور انرژي کشور. مهم امانت بودن آنها از سوي مردم نزد حاکميت است و در نهايت منافع آن بايد براساس اصول و قواعد علمي به خود جامعه و مردم برگردد.
بايد دقت کرد» همانگونه که شانه خالي کردن دولت از بسياري از امور مهم نظير بهداشت و درمان و تامين امنيت جامعه و... مي‌تواند خطرآفرين و بحران‌ساز باشد، تسري دادن حيطه دخالت و وظايف دولت به امور غيرضرور و فقدان نظارت بر عملکرد کارگزاران حاکميت مي‌تواند مانع رسيدن به جامعه مطلوب و اسوه و شکاف در دو سطح بدنه اجتماعي يا بدنه حاکم و نيز افراد دارا و ندار جامعه شده و توازن و تعادل از بين برود.
با اين نگرش مي‌توان بهتر به خلاءها، ابهام‌ها و موانع تحقق عدالت در جامعه پي برد و وجه اشتراک و اجماع بر سر برنامه‌ها و اهداف را جويا شد و در مسير عينيت بخشيدن بيشتر دولت اسلامي و تجلي اقتصاد اسلامي روي آورد و اين مهم با عدالت دستوري و اعمال شده از بالا به پايين و يا اقدامات شکلي و صوري براي اسلامي کردن دولت و... صورت نمي‌گيرد يعني نبايد تصور کرد مسئوليت دولت و ارکان حاکميت به اعمال سياست‌هاي دستوري و قهري بدون مبناي اسلامي و پذيرش مردمي معطوف شود که مردم به آن تمکين کنند بلکه مسئوليت دولت اداره کردن بهتر و مطلوب جامعه با مشارکت و تصميم مردم و ياري خواستن از آنهاست و اين مردم هستند که بايد خود تصميم بگيرند، خود اقدام کنند و در سايه يک منافع ملي و مصالح جامعه با هدايت رهبري نظام و تنظيم و اداره امور از سوي دولت به تعالي و توسعه جامعه روي آورند.
باز هم به مقدمه قانون اساسي برمي‌گرديم که در باب«اقتصاد وسيله است نه هدف» مي‌گويد: برنامه اقتصاد اسلامي فراهم کردن زمينه مناسب براي بروز خلاقيتهاي متفاوت انساني است و بدين جهت تامين امکانات مساوي و متناسب و ايجاد کار براي همه افراد و رفع نيازهاي ضروري جهت استمرار حرکت تکاملي او برعهده حکومت اسلامي است.
دقت کنيم که بحث از «خلاقيت‌هاي متفاوت انساني» است و نه خلاقيتهاي مشابه و يکسان براساس ذائقه و سليقه خاص. اصلا" ماهيت خلاقيت و بروز استعدادها، وجود تفاوت‌هاو اختلاف‌ها را مي‌طلبد و پويايي جامعه و انديشه‌ها و افکار و توانايي‌ها را باعث مي‌شود. پس نمي‌توان دولت را به گونه‌اي تعريف کرد که ضامن بروز پاره‌اي خلاقيتها و نمود تفاوتها در سطح خاص و مانع پيدايش و تجلي خلاقيتها و ظرفيتهاي بالقوه در سطح ديگر باشد. نکته مهم ديگر تاکيد بر «تامين امکانات مساوي و متناسب» و «ايجاد کار براي همه افراد» و «رفع نيازهاي ضروري» است که بر عهده حکومت اسلامي خواهد بود، قانون اساسي تصريح دارد بر «تامين»، «ايجاد» و «رفع» و نه اصطلاح و مفهوم ديگر يعني حکومت اسلامي و دولت اسلامي براي تحقق عدالت اجتماعي در برنامه‌هاي اقتصادي با سه مولفه روشن و بدون ابهام و ايهام مواجه است» تامين، ايجاد و رفع هر سه به معناي الزام دائمي و حتمي مسئوليت دولت و حکومت است و به هيچ بهانه نمي‌توان آنها را به تعليق يا توقف واداشت.
حکومت اسلامي و نماد عيني آن دولت اسلامي با سه مسئوليت الزام‌آور و دائمي و غيرقابل ترک ذکر شده در واقع بايد فراهم کننده و بسترساز جامعه اسوه و مطلوبي باشد که تفاوتها نمود يابد و نخبگان برجسته شوند و به فراخور توانايي‌ها و فعاليتها به تکامل مادي و معنوي برسند.

منبع:http://iran-economic.persianblog.ir/




[ چهارشنبه 30 فروردین 1391  ] [ 9:35 PM ] [ رضا کرمی ]
نظرات 0
ابراهیم صابری/ پاسخی به سایت جرس درباره‏ی کاهش ارزش پول ملی ایران؛
اول مطالعه کنید؛ بعد بنویسید
چندی پیش سایت جرس اعلام کرد که ارزش پول ملی ایران کاهش چشمگیری داشته است. بنابراین سایت برهان برای تنویر افکار عمومی و افزایش اطلاعات اقتصادی جرس، به ارایه‏ی توضیحات کارشناسی در این باره با قلم آقای صابری کارشناس ارشد اقتصاد و مدرس دانشگاه می‏پردازد.

گروه اقتصادی برهان/ابراهیم صابری؛ چندی پیش سایت «جرس» وابسته به عناصر ضد انقلاب در یک تحلیل غیرکارشناسی ادعا کرده بود: «ارزش پول ملی ایران در 3-4 سال اخیر کاهش چشم‌گیری داشته است.» البته نویسنده‌ی مطلب مذکور با بیان این‌که نظریه‌ی کاهش ارزش پول در ایران خیلی جدی است؛ استدلالی را برای موضوع نام برده شده بیان نمی‏کند و تنها به این مسأله به صورت مغلطه آمیزی تأکید می‌کند .....!

 

حال سؤال این است که آیا به واقع ارزش پول ملی ایران کاهش یافته؟ و یا ....
 
برای پاسخ به این سؤال ابتدا لازم است مقدمه‌ای کوتاه بر فرآیند نام برده شده ارایه کرد.
 
با مشکلاتی که حمل و نقل و امنیت پول در گذشته به خصوص مبادله‌ی (طلا و نقره) به عنوان پول در گردش با آن روبه‌رو بوده، در نتیجه پول کاغذی در سال 1656 میلادی اختراع شد. لازم به ذکر است در دوران جنگ‌های ناپلئونی و امپراطوری، دولت بریتانیا برای تأمین مخارج سخت و سنگین خود مقادیر بسیار زیادی اسکناس منتشر کرد.
 
این اقدام دولت نام برده شده باعث گردید تا در آن سال‌ها از ارزش اسکناس به شدت کاسته شود. در آن روزها اقتصاد بریتانیا با مشکلات اقتصادی بسیاری مانند تورم و کاهش ارزش مواجه بود. در آن زمان «دیوید ریکاردو» نظریه پرداز و اقتصاددان مشهور انگلیسی نظریه‌ی مذکور را که بانک مرکزی باید 100 درصد ارزش اسکناس منتشر شده، ذخیره‌ی طلا داشته باشد تا بتواند ارزش پول ملی خود را حفظ کند را ارایه کرد.
 
این نظریه براین اصل استوار بود که اسکناس منتشر شده در یک اقتصاد باید مبتنی بر طلای با پشتوانه باشد. این نوشته تنها مقدمه‌ای است بر پاسخ به تحلیل غیرکارشناسی سایت جرس؛ اما در پاسخ به این ادعا که آیا ارزش پول ملی ایران در چند سال اخیر کاهش داشته است یا نه؟
 
باید عنوان کرد: «این ادعا قابل قبول نبوده و صرفاً یک ادعای واهی است.»
 
 
برآوردهای رسمی نشان می‌دهد با آن که برخی منتقدان ادعا می‌کردند با اجرای قانون هدفمند سازی یارانه‌ها تورم در اقتصاد ایران با ارقام نجومی مواجه می‌شود، اما این گونه نشد.
 
نویسنده‌ی مقاله نام برده شده بدون هیچ استدلال و عقبه‌ی علمی و کارشناسی به این موضوع پرداخته و اصلاً از پیش نیازهای چنین موضوعی نیز اطلاع کافی نداشته است!
 
آمارهای رسمی از بانک مرکزی جمهوری اسلامی نشان می‌دهد در ایران پول منتشر شده، با پشتوانه‌ی آن، رابطه‌ی مستقیم دارد. بنابراین تغییرات ارزش پول ملی دقیقاً رابطه‌ی مستقیمی با حجم پشتوانه‌ی پول دارد.
 
نکته‌ی بعدی در این زمینه این‌که؛ پول ملی هر کشوری با توجه به معیار ارزش و واحد پول آن کشور نباید با پول‌های ملی سایر کشورها مقایسه شود، بنابراین می‌توان اذعان کرد این دو مفهوم را باید با بررسی بیش‌تر از یک‌دیگر تفکیک نمود.
 
1- نویسنده‌ی مقاله‌ی نام برده شده باید به این سؤال پاسخ دهد منظور او از کاهش ارزش پول چیست؟ آیا او می‏تواند به این سؤال پاسخ دهد اگر کاهش ارزش پول ملی ایران مورد قبول بود پس چرا در دیگر کشورهای جهان قابل مبادله و نقل و انتقال است! شواهد نشان می‌دهد در حال حاضر پول ملی ایرانی در اغلب کشورهای جهان دادوستد می‌شود. بنابراین باید مشخص شود که منظور نویسنده از کاهش ارزش چیست؟ آیا منظور ارزش کمی است یا ارزش برابری و یا رقابت تجاری و یا ارزش استهلاکی پول در مقابل روند افزایش قیمت برخی کالاها است که اصلاً عمومیت ندارد! نکته‏ی دیگری که نویسنده‌ی مقاله‌ی نام برده شده باید به آن توجه کند این است که پول ملی ایران طی چند سال اخیر بیش از گذشته مورد مبادله و نقل و انتقال در کشورهای دیگر قرار گرفته است. نگاهی به آمارهای بانک مرکزی و برخی مراکز مطالعاتی در این زمینه این ادعا را تأیید می‏کند.
 
2- یکی از عوامل کاستی ارزش پول ملی کشورها افزایش تورم افسار گسیخته در آن‌ها است اما برآوردهای رسمی نشان می‌دهد با آن که برخی منتقدان ادعا می‌کردند با اجرای قانون هدفمند سازی یارانه‌ها تورم در اقتصاد ایران با ارقام نجومی مواجه می‌شود، اما این گونه نشد. طبق آخرین آمار بانک مرکزی، تورم اخیر 4/12 درصد اعلام شده و این موضوع نیز بیانگر آن است که مطرح شدن موضوعی به نام کاهش ارزش پول ملی ایران بدون استدلال، بیان شده است.
 
شواهد نشان می‌دهد اقتصاد ایران در دو دهه‌ی اخیر با تغییرات ناگهانی مواجه نبوده؛ آمارهای موجود از اوضاع اقتصادی مردم، بیانگر این نکته است که وضعیت معیشتی خانوارهای ایرانی نیز بهبود یافته و علی‌رغم ادعای کاهش ارزش پول ملی تغییرات اساسی در شیوه‌ی زندگی مردم نیز پدید آمده است.
 
3- اندازگیری ارزش پول امروزه علاوه بر ارتباط با پشتوانه، بستگی به مدیریت و اداره‌ی وجوه در مسایل اقتصادی دارد و از ابزار سیاست پولی است. همان طور که اذعان شد پول معیار سنجش ارزش‌های اقتصادی است، یعنی کالاها و خدمات به وسیله‌ی پول قابل اندازه گیری است؛ بنابراین، این سؤال مطرح می‌شود که ارزش پول یک کشور را چگونه باید اندازه‌گیری کرد؟ خود پول چه ارزشی دارد؟ آیا نظریه‌ی نام برده شده به ارزش داخلی پول و یا خارجی آن است؟ به طور قطع این اتفاق نظر وجود داد که ارزش داخلی پول همان قدرت خرید است که صرف خرید کالا و خدمات اقتصادی می‌شود؛ از طرفی در تعریفی می‌توان بیان کرد سطح تولید و درآمد ملی جامعه متعادل با حجم پول در جامعه است.
 
در هر کشوری تغییرات ارزش ملی پول با شاخص قیمت‌های عمومی آن کشور اندازه‌گیری می‌شود. در کشور ما ثبات پولی همواره وجود داشته است. شواهد هم نشان می‌دهد اقتصاد ایران در دو دهه‌ی اخیر با تغییرات ناگهانی مواجه نبوده؛ آمارهای موجود از اوضاع اقتصادی مردم، بیانگر این نکته است که وضعیت معیشتی خانوارهای ایرانی نیز بهبود یافته و علی‌رغم ادعای کاهش ارزش پول ملی تغییرات اساسی در شیوه‌ی زندگی مردم نیز پدید آمده است. بنابراین؛ این گونه می‌توان ادعا کرد: «تغییرات اساسی در شیوه‌ی زندگی مردم در چند سال اخیر به شدت افزایش و وسعت پیدا کرده است.»
 
این مطلب بر واقعیت تحلیل‌های اقتصادی نیز تأکید می‌کند در حالی که وضعیت یک کشور با بهبود اقتصادی مواجه شود، کاهش ارزش پول ملی آن کشور هیچ گاه با کاهش مواجه نخواهد شد. این یک اصل بدیهی از اقتصاد است. به یاد داشته باشیم هرگونه اظهار نظر در این حوزه باید با مصداق و نمونه همراه باشد و صرف یک ادعا نمی‌توان این گونه موارد را به راحتی بیان کرد.*
 

(*) ابراهیم صابری، کارشناس ارشد اقتصاد و عضو هیأت علمی دانشگاه

منبع: پایگاه تحلیلی برهان




[ چهارشنبه 30 فروردین 1391  ] [ 8:48 PM ] [ رضا کرمی ]
نظرات 0

 اقتصاد آمرانه و متکي به اقتدار قواي سه‌گانه اجرايي، مقننه و قضايي و اجزاء حاکميت در ذات خود محکوم به شکست و موجب ايجاد نا‌امني اقتصادي خواهد بود چرا که استفاده از اقتدار حاکميت در قالب قانون صرفا براي جلوگيري از خطاها، سوءاستفاده‌ها، تخلفها و مقابله با انحصار اقتصادي و کسب سود از راه‌هاي نامشروع قابل توجيه است و تمسک جستن به اقتدار قانوني حاکميت به بهانه ساماندهي اقتصاد کشور و نفي قواعد و اصول اقتصادي راه خطا خواهد بود.
حکومتها همواره براي پاسخ دادن به نيازهاي شهروندان و تامين مطالبات و حقوق اقتصادي مردم در شکل و قالب عدالت اجتماعي راه کوتاه‌تر و ساده‌تر و کم‌هزينه‌تر را انتخاب مي‌کنند در حالي که در بلند مدت به دليل تضاد دروني سياستهاي اعمال شده با واقعيتهاي جامعه راه انتخاب شده پرهزينه‌تر و مشکل‌زا و بحران‌آفرين خواهد بود.
بدون ترديد دولت و مجلس و دستگاه قضايي کشور در حال حاضر تلاش دارند تا براي خدمت‌رساني و پاسخ به مطالبات مردم اقدامات شايسته و ماندگاري از خود برجاي گذارند اما آنچه اکنون احساس مي‌شود فقدان استراتژي مشخص و الگوي مدون براي اين مقصود نيک است که در حوزه اقتصاد و عدالت اجتماعي، مقابله با فساد، نهادينه کردن قانون و اجراي آن در حال شکل‌گيري است.
مشکلات و معضلاتي که هم اکنون در حوزه بازار سرمايه و بورس، بازار پول و نظام بانکي، عرصه صنعت به ويژه سيمان و ساير حوزه‌ها با شدت و ضعف به چشم مي‌خورد اگر چه به دليل پيدايش دولت جديد، روي کارآمدن نسل جديدي از مديران طبيعي جلوه مي‌کند اما نگراني اخير بيشتر از آنجا ناشي مي‌شود که نظم منطقي و الگوي مشخصي در تصميم‌گيري‌ها ديده نمي‌شود و بيشتر نوعي اعمال دستورات آمرانه با اتکاي بر اقتدار قانوني براي تحقق شعارها و وعده‌ها در تصميم‌گيري‌ها خود نمايي مي‌کند.
اگر در سالهاي اول وقوع انقلاب اسلامي و شرايط جنگ تحميلي دخالت گسترده و تصدي‌گري‌هاي فزاينده دولت و نگاه آمرانه حاکميت مورد پذيرش افکار عمومي بود و نخبگان هم آن را توجيه مي‌کردند اما اکنون اکثريت جامعه به شک و ترديد نسبت به اين رويکرد وتداوم آن در حال حاضر نگاه مي‌کنند و انتظار اين است که اجزاء حاکميت نگاه واقع‌بينانه توأم با مولفه‌هاي اقتصادي واقعي از جمله حرمت نهادن به کسب سود مشروع، احترام به مالکيت معنوي و مادي شهروندان و حقوق ايشان داشته باشند و رويکرد حاکميت براي فائق آمدن بر کاستي‌ها، تخلف‌ها، فسادها، رانت‌ها و... باعث نفي‌آزادي عمل شهروندان و حقوق اقتصادي ايشان نشود. بهره گرفتن از تجربه دولت اول خاتمي در دو سال اول عمر خود براي رهايي از تصميم‌گيري‌هاي خلق‌الساعه و تعجيل در تحقق اهداف و شعارها و تلاش براي رسيدن به اجماع نسبي تحت عنوان ساماندهي اقتصاد کشور که نهايتا به تدوين برنامه سوم انجاميد به نظر مي‌تواند مفيد باشد. از اين رو دولت جديد مي‌تواند با بهره‌جستن از نظرات کارشناسان و صاحب‌نظران و اساتيد دانشگاه به الگوي نسبي و اجتماعي مورد پذيرش و اعتماد نزد اجزاء دولت اقدام کند چرا که آنچه رئيس‌جمهور به عنوان شعارها و اهداف مطرح کرده است به عنوان نياز اکثريت مردم و مطالبات واقعي آنهاست اما راه‌هاي تامين اين نيازها و تحقق اهداف نه در رسانه‌اي کردن مسائل و پديده‌ها و نه در انتقاد هميشگي از گذشته توسعه ايران و نه در عزل و نصب مديران محقق مي‌شود بلکه راه ديگر بايد رفت و در گذشته و روزمرگي اکنون متوقف و گرفتار نگرديد. اقتصاد ايران از صدور دستور خسته شده و گرفتار آمده است و از اينکه هنوز 80 درصد طناب هدايت و مرگ خويش را در دست دولت مي‌بيند احساس خفگي مي‌کند. بهتر اين است آزادش کنيد اما نه رها، آزادش کنيد به دامن مردم برگردد نه رها که به دست عده‌اي گرفتار آيد و مردم را رنج دهد. الگو چيست؟

منبع:http://iran-economic.persianblog.ir/




[ چهارشنبه 30 فروردین 1391  ] [ 8:34 PM ] [ رضا کرمی ]
نظرات 0
.: Weblog Themes By RASEKHOON :.

تعداد کل صفحات : 37 ::         10   11   12   13   14   15   16   17   18   19   >  

درباره وبلاگ


بنام خدا. سلام و رحمت الهی بر مردم شریف ایران. به حمد الهی و با درایت مقام معظم رهبری امسال ،سال تولید ملی ،حمایت از کار و سرمایه ایرانی نام نهاده شده است لذا بر همه ی ما عاشقان سینه چاک این رهبر فرزانه ملزوم است که تمامی همت خویش را در راستای تحقق این امر ولایی صرف نماییم. امید که مورد رضایت حضرت حق و وجود نازنین امام غایبمان(عج) قرار بگیرد. ان شاء الله

آمار سایت
كل بازديدها : 170431 نفر
كل مطالب : 1049 عدد
تعداد کل نظرات: 56 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: سه شنبه 1 فروردین 1391 
آخرین بروز رسانی : دوشنبه 5 تیر 1391 
امکانات وب

.

ابزار پرش به بالا
Online User تماس با ما

نیت کنید و اشاره فرمایید

.

.

IS
تولید ملی حمایت ایرانی تک راه . حامی تولید کننده داخلی

قالب های وبلاگ اسکین

چاپ این صفحه تولید ملی حمایت ایرانی "هر گاه بهار را ديديد بسيار ياد رستاخيز كنيد"