بابک اسماعیلی/ رویکرد دوگانهی غرب در وضع تحریم های اقتصادی علیه ایران؛
تحریم هایشان ته کشیده است
علیرغم شکست عملی تروریسم مالی غرب علیه جمهوری اسلامی ایران در طول 32 سال اخیر، روز دوشنبه 26 جولای2010 میلادی (4 مرداد 1389)، این بار اتحادیهی اروپا و کانادا، دور دیگری از تحریمها علیه بخش انرژی و کشتیرانی جمهوری اسلامی را آغاز کردند.
گروه اقتصادی برهان؛ اگرچه رسانههای غربی کوشیدند تا تحریمهای وضع شدهی جدید را تهدیدهایی هوشمند معرفی کنند، اما باید گفت که این دسته از تحریمهای اتحادیهی اروپا علیه ملت ایران در بخش نفت، گاز و کالاهای به اصطلاح دارای مصارف دوگانه در حالی وضع و به سوژهی خبری بسیاری از شبکههای خبری جهان تبدیل شده است که به دلایلی چند، موضوع جدیدی محسوب نمیشود:
1 ـ مهمترین بخش تحریمهای اخیر اتحادیهی اروپای علیه ایران از سوی محافل غربی، ممنوعیت انتقال سرمایه، تکنولوژی و تجهیزات از اتحادیهی اروپا برای بخش نفت وگاز ایران است. اما آیا این موضوع تحریمی اتفاق جدیدی محسوب میشود؟
برای پاسخ به این پرسش کافی است نگاهی به موارد تحریمی آمریکا و غرب در 3 دههی اخیر بیندازیم. نشانههای گسترده و آشکار تحریم علیه ملت ایران از ژانویهی 1984 (دی 1362) زمانی که «جرج شولتز» وزیرخارجهی آمریکا بود، آشکار شد. در زمان جنگ تحمیلی 8 ساله، رژیم بعث عراق علیه ایران، آمریکا با حمایت آشکار از صدام و تجهیز نظامی و اقتصادی بغداد، در کنار رژیم بعث قرار گرفت.
در 29 اکتبر 1987میلادی (7 آبان 1366) طبق تصویب کنگرهی آمریکا، ورود کالاها و فرآوردههای آمریکایی به ایران ممنوع شد. این تحریم دامنهی وسیعی از محدودیتها و ممنوعیتهای اقتصادی، فنآوری علمی و راهبردی را در کنار تحریمهای نظامی در برمیگرفت.
پس از پایان جنگ تحمیلی، کاخ سفید دور جدیدی از تحریمها را برای تحقق نظم نوین بینالمللی خود در منطقهی خاورمیانه و با شعار مهار ایران به اجرا درآورد. «بیل کلینتون» رییسجمهوری وقت آمریکا در مارس1995میلادی، تمامی شرکتهای آمریکایی را از سرمایهگذاری در توسعهی منافع نفتی ایران در جزایر سیری منع کرد. وی در6مه1995میلادی (16 اردیبهشت 1374) با امضای دستورالعمل اجرایی12957، تقریباً تمامی معاملات تجاری با ایران و سرمایهگذاری در کشورمان را ممنوع اعلام کرد. در 20 سپتامبر 1995میلادی (29 شهریور 1374) با تصویب طرح داماتو، رییسجمهوری آمریکا اجازه یافت شرکتهای غیرآمریکایی را که فنآوریهای صنعت نفت را در اختیار ایران میگذارند، تحریم کند.
تحلیلگر ارشد مؤسسهی «وود مکنزی» اذعان کرده که صنعت نفت ایران نقاط قوت خاص خود را دارد و بدون شک تحریمها برای ایران فاجعه محسوب نمیشود.
قانون داماتو پس از آمیختگی با طرح «بنیامین گیلمن» رییس صهیونیستی کمیسیون روابط بینالملل مجلس نمایندگان آمریکا که محتوایی مشابه با قانون داماتو داشت، در قالب مجازات ایران و لیبی در 5 اوت 1996 (14 مرداد 1375) در کنگره تصویب و سپس به امضای کلینتون رسید. قانونی که تا به امروز مجدد تصویب و به امضای رؤسای جمهور آمریکا رسیده است.
به لطف این قانون و قانونهای مشابه بعدی و با فشارهای آمریکا، برخی شرکتهای غربی از ایران خارج و لیست متنوعی از سایر کشورها و کمپانیهای داخلی جایگزین غرب در توسعهی میادین نفتی و گازی ایران شدند.
2 ـ باید اذعان داشت که اروپا مدتهاست در بخش نفت و گاز ایران حضور جدی ندارد و جای خود را به کشورهای دیگر داده است. از سوی دیگر سالهاست که غرب به بهانهی مهار ایران، صدور کالاهای دارای مصارف دوگانه به کشورمان را ممنوع ساخته است. در واقع این گونه میتوان گفت گرچه پس از وضع تحریمهای اخیر، مقامات غربی ادعا کردند، اتخاذ این تصمیمها علیه صنایع نفت و گاز ایران از چهارمین دور تحریمهای اعمال شدهی شورای امنیت فراتر میرود و سنگینترین تحریمهای وضع شده از سوی اتحادیهی اروپا علیه ایران به شمار میرود، اما تحریمهای به اصطلاح جدید در بیشتر موارد مشابه با موارد تحریمی سالهای گذشته است و در حوزههای اندک جدید نیز به گونهای است که غرب در آن بخش حضوری در ایران ندارد.
اروپا مدتهاست در بخش نفت و گاز ایران حضور جدی ندارد و جای خود را به کشورهای دیگر داده است و تحریمهای اخیر علیه ایران، موضوع جدیدی محسوب نمیشود.
3 ـ صادرات کالاهای دارای مصارف دوگانهی غیرنظامی و هستهای نیز که ادعا میشود اخیراً به لیست تحریمی ایران اضافه شده است، نیز مورد جدیدی به حساب نمیآید و در چند دههی اخیر و به طور مشخص در قطعنامهی چهارم شورای امنیت علیه ایران تصویب شده است.
همچنین محدودیت در زمینهی معاملات اروپاییها با بانکهای ایرانی و شرکتهای بیمهای نیز اتفاقی جدید محسوب نمیشود. زیرا در روز 25 اکتبر 2007 میلادی، وزارت خزانهداری آمریکا با وارد ساختن اتهاماتی مضحک، لیستی از بانکهای ایرانی و تعدادی از نهادها و شرکتهای وابسته به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در لیست تحریمهای خود قرار داد و با استفاده از قدرت لابیهای صهیونیستی نظیر «آیپاک»، صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی اعلام کردند از ارایهی خدمات به این بانکها و مؤسسات خودداری خواهد کرد. اقدامیکه با پیروی برخی از کشورهای اروپایی نظیر انگلستان همراه شد، اما با انتقال سرمایههای بانکهای ایرانی به مناطق امن، هیچ اتفاق حایز اهمیتی رخ نداد.
4 ـ در کنار شانتاژ خبری محافل غربی برای فاجعه خواندن تحریمها برای ایران، روند موضعگیری برخی کشورها، مقامات و تحلیلگران سیاسی و اقتصادی علیه این تصمیم یک جانبه کماهمیت بودن تحریمهای جدید اروپا علیهایران را روشن میسازد.
«مهمت سیمسک» وزیر دارایی ترکیه با بیاثر خواندن این تحریمها، از مخالفت آنکارا و پیروی نکردن کشورش از تصمیمات اخیر خبر داده و تحلیلگر ارشد مؤسسهی «وود مکنزی» اذعان کرده که صنعت نفت ایران نقاط قوت خاص خود را دارد و بدون شک تحریمها برای ایران فاجعه محسوب نمیشود. بیشک طی هفتههای آینده مخالفت با وضع تحریمهای به اصطلاح جدید اتحادیهی اروپا تریبونهای بیشتری پیدا خواهد کرد که خود مؤید این نکتهی کلیدی است که عصر وضع تحریم و تغییر رفتار دولتها به پایان رسیده است.
تحلیلگر ارشد مؤسسهی «وود مکنزی» اذعان کرده که صنعت نفت ایران نقاط قوت خاص خود را دارد و بدون شک تحریمها برای ایران فاجعه محسوب نمیشود.
رویکرد دوگانهی غرب در وضع تحریمهای اقتصادی و تجاری جدید علیه ایران، در راستای سیاست قدیمی «ارایهی مشوق برای پیش بردن به سوی هدف و ارایهی تنبیه برای رفتار بد» یا همان استراتژی «چماق و هویج» (Carrot and Stick Strategy) قابل ارزیابی است. روزنامهی اقتصادی «لزاکو» چاپ پاریس در سپتامبر سال جاری میلادی، یادداشتی تحت عنوان «صفآرایی غرب علیه ایران» به قلم «ژاک هوبرت» (Jack Hobart) به چاپ رساند. هوبرت در این یادداشت به نکاتی مهم اشاره میکند. این ستوننویس و تحلیلگر فرانسوی، یادداشت خود را با طرح پرسشی آغاز میکند: «در مقابل ایران چه باید کرد؟
این پرسشی است که ایالات متحدهی آمریکا از زمان پیروزی انقلاب اسلامی در سال 1979 میلادی و سرنگونی رژیم شاه، از یافتن پاسخی برای آن عاجز مانده است ... از زمانی که غرب به واسطهی گروههای اپوزیسیون فعالیتهای هستهای ایران را مورد حمله قرار داد، سیاست مواجهه با ایران را به سیاست چماق و هویج تغییر داد. اما علیرغم همهی تلاشهای صورت گرفته از جانب غرب، ایران متقاعد به صرف نظر از فعالیتهای هستهای نشده است.»
از سوی دیگر، پس از آنکه در سال گذشته مجلس سنای آمریکا، با هدف تحت فشار قرار دادن کشورمان در چشم پوشی از حقوق قانونی و صلحآمیز هستهای خود، به تحریم شرکتهای صادرکنندهی بنزین به ایران رأی داد، «هوارد برمن»، رییس کمیتهی روابط خارجی مجلس نمایندگان آمریکا، در جلسهای که به منظور بررسی مسایل مربوط بهایران پیش از رأیگیری تشکیل شده بود،در سخنانی قابل تأمل، هدف از تهیه، تصویب و اجرای این قانون را اینگونه عنوان نمود: «من این لایحه را مثل یک شمشیر داموکلس بالای سر جمهوری اسلامی میدانم که هشداری روشن به ایرانیهاست که میگوید اگر به طور جدی وارد مذاکره با آمریکا نشوید و به سرعت غنیسازی اورانیوم را مطابق قطعنامهی شورای امنیت سازمان ملل متحد متوقف نکنید، چه پیش خواهد آمد. اگر مذاکرهی مستقیم مورد پذیرش ایران قرار نگیرد آن وقت من آمادهی پیشبرد لایحهی تحریم فرآوردههای نفتی علیه ایران در پاییز پیش رو هستم.»
رویکرد دوگانهی غرب در وضع تحریمهای اقتصادی و تجاری جدید علیه ایران، در راستای سیاست قدیمی «ارایهی مشوق برای پیش بردن به سوی هدف و ارایهی تنبیه برای رفتار بد» یا همان استراتژی «چماق و هویج» (Carrot and Stick Strategy) قابل ارزیابی است.
شمشیر «داموکلس» از نظر تاریخی نشاندهندهی وضعیتی است که حدود قرن4 پیش از میلاد در کنار خوشبختی، خطر مرگ و نیستی بالای سر انسانها قرار دارد و هر لحظه آنها را تهدید به مرگ میکند و انسانها در اتمسفری از خوشبختی و بدون اطلاع از مرگ زندگی میکنند.
اما در این میان، شمشیر شکستهی داموکلس آمریکا که سناتور «هوارد برمن» ادعا میکند بالای سر جمهوری اسلامی ایران قرار داده شده تا ایران دست از فعالیتهای صلحآمیز هستهای خود بردارد، شمشیر شکستهای است که درآن از خوشبختی خبری نیست. تنها پیام سیاسی این اقدام یکجانبه و برخلاف تمامی کنوانسیونهای جهانی را باید در این عبارت دانست: «تسلیم بی قید و شرط ملتهای آزادیخواه به خواست استثمارگرانه و ستمگرانهی قدرتهای زورگو.»
هر چند به نظر میرسد هدف کاخ سفید از اتخاذ چنین سیاستهایی در برابر کشورهای مستقل و نوظهور، تحمیل شرایط زندگی همراه با ترس و هراس همیشگی از آمریکا در سراسر جهان است، اما سردمداران کاخ سفید گویا فراموش کردهاند که جهانیان دیگر در عصری به سر نمیبرند که انسانها به راحتی قرنهای پیش، طوق بردگی و اسارات را یا به خاطر اعتقادی و یا از راه زور بر گردن نهند.
امروز، بیش از هر زمان دیگری، مردم کشورهای تحت سلطه و یا پیرامونی برای مقابله با این شمشیر شکستهی داموکلس قدرتهای زورگو به پا خواستهاند و همگام با ملت آزادهی ایران راه مبارزه با سیاستهای یکجانبهی زورگویان را برگزیدهاند.
واقعیت آن است که از بعد سیاسی و اقتصادی، تاریخ 32 سالهی پس از پیروزی انقلاب نشان داده که تحریمها انگیزهای برای انجام اقدامات ضروری در ایران همانند تسریع در توسعهی پالایشگاهها، خودکفایی در تولید بنزین و اجرای طرح هدفمند کردن یارانهها شده است.
ایران امروزه خود به تولید کننده و صادر کنندهی بسیاری از کالاهای مهم تجاری و خدمات فنی و مهندسی تبدیل شده که این موضوع بسیاری از معادلات پیشین را بر هم زده است. در این میان نکتهی ظریفی در ساختار سیاسی پیچیدهی نظام جمهوری اسلامی وجود دارد: «مردم ایران به خوبی ضرورتها را درک میکنند.»(*)
* بابک اسماعیلی؛ عضو انجمن اقتصاددانان ایران
منبع:پایگاه تحلیلی برهان