14 معصوم و گوناگون
بر سينه ي من نوشته بين الحرمين - نصف قلبم با ابالفضل،نصف ديگر با حسين
این اتفاق نامبارک در حالی با برنامه‌ریزی کشورهای استعمارگری همچون آمریکا و انگلستان در شهر کریمه اهل‌بیت (س) رخ می‌دهد که رهبر معظم انقلاب و مراجع عالی‌قدر بارها قمه‌زنی را نهی کرده و آن را اقدامی غیرانسانی و گناه اعلام کرده‌اند
وارث: یک فرقه خاص که سال گذشته با برنامه‌ریزی‌های گسترده و با سوءاستفاده از احساسات عزاداران اقدام به برگزاری مراسم قمه‌زنی دریکی از کارگاه‌های حاشیه‌ای شهر قم کرده بود، امسال قصد دارد این مراسم را در حسینه های قم برگزار کند و آن را به‌صورت زنده در شبکه‌های ماهواره‌ای پخش کند.

این روزها سراسر ایران اسلامی در غم و اندوه سالار شهیدان به سوگ نشسته و چهره شهرها و روستاهای ایران و هر جای این کره خاکی که شیعیان زندگی می‌کنند سیاه‌پوش است.

این سنت حسنه را که حضرت امام صادق علیه‌السلام بنیان‌گذار آن هستند، پیروان اهل‌بیت علیهم‌السلام به‌عنوان میراثی ماندگار، نسل به نسل نگهداری کرده‌اند و از آن بهره‌برداری‌های فراوانی در جهت زنده نگه‌داشتن مکتب اهل‌البیت به عمل‌آورده‌اند و در طول تاریخ همواره با الگو قرار دادن راه امام حسین (ع) توانسته‌اند دل‌های خفته را علیه ظالمان و مستکبران بیدار کنند.

درواقع نمونه بارز الگو گیری از نهضت عاشورا را می‌توان پیروزی انقلاب اسلامی ایران دانست، امام خمینی (ره) بیش از هر کس دیگری در عصر خود با عمق نهضت عاشورا آشنا بود و با تکیه‌بر همین آشنایی بود که توانست مردم را به نام خدا و با شعار الله‌اکبر و اینکه "خون بر شمشیر پیروز است” به صحنه بیاورد و نظام جمهوری اسلامی را تأسیس نماید، اما از همان زمان دشمنان اسلام و شیعه بیکار ننشسته‌اند و همواره در پی ضربه زدن به این نظام بوده‌اند.

هرچند در طول ۳۶ سال گذشته دشمن از تمامی ابزار خود برای ضربه زدن به‌نظام استفاده کرد و هر بار با درایت و رهبری ولایت‌فقیه خنثی شد اما این شکست‌ها هم موجب نشده دشمنان نظام مأیوس شوند و از هر فرصتی برای ضربه زدن به‌نظام استفاده می‌کنند که ضرورت هوشیاری و آگاهی نسبت به اقدامات دشمنان بیش‌ازپیش احساس می‌شود.

در این میان در سال‌های اخیر برنامه‌ریزی‌های معاندان اسلام و شیعه بر روی عزاداری‌ها و هیئت‌های مذهبی معطوف گردیده است، جایی که از همان روزهای نخست شروع نهضت خمینی در سال ۱۳۴۲، به نقطه ثقل مبارزات تبدیل شد و همواره با فرارسیدن عاشورا و شروع عزاداری‌ها، کابوس رژیم شاهنشاهی شروع می‌شد.

حال دشمنان با برنامه‌ریزی‌های گسترده و صرف هزینه‌های میلیاردی عزاداری‌های سالار شهیدان را در تیررس برنامه‌های خوددارند و قصد دارند چهره اسلام و شیعه را نادرست معرفی کنند و درواقع هدفشان همان انحرافی است که در طی دهه‌های گذشته با سرمایه‌گذاری‌های فراوان توانستند در اهل سنت ایجاد کنند و اکنون با گسیل آن‌ها به کشورهای اسلامی همچون سوریه و عراق، آن‌ها را به جان مردم بی‌گناه می‌اندازند.

در این میان هدف‌گذاری برای ایجاد انحراف در عزاداری‌ها به شهر مقدس قم معطوف گردیده است، جایی که پایه‌های نهضت امام خمینی (ره) در آنجا پی‌ریزی شد و به‌درستی خاستگاه انقلاب نامیده شد اما در طی سال‌های اخیر رخنه برخی از افراد و عقاید توسط یک فرقه خاص در برخی از هیئات مذهبی اتفاق زشتی است که باید جلوی آن گرفته شود.

بر اساس اطلاعات به‌دست‌آمده سال گذشته، نفوذ این فرقه خاص در بین عزاداری‌های دهه اول محرم کاملاً آشکار و مشخص بود به‌طوری‌که در راستای ایجاد انحراف و نشان دادن چهره خشن از شیعه، سوله یکی از کارگاه‌ها در شهرک شکوهیه توسط افراد و نوکران این فرقه اجاره گردیده و در روزهای تاسوعا و عاشورا با فریب جوانان و استفاده از احساسات آن‌ها اقدام به قمه‌زنی کرده‌اند.

این اتفاق نامبارک در حالی با برنامه‌ریزی کشورهای استعمارگری همچون آمریکا و انگلستان در شهر کریمه اهل‌بیت (س) رخ می‌دهد که رهبر معظم انقلاب و مراجع عالی‌قدر بارها قمه‌زنی را نهی کرده و آن را اقدامی غیرانسانی و گناه اعلام کرده‌اند، به‌طوری‌که مقام معظم رهبری دراین‌باره می‌فرمایند: «هر کاری که برای انسان ضرر داشته یا باعث وهن دین و مذهب گردد حرام است و مؤمنین باید از آن اجتناب کنند قمه‌زنی علاوه بر این‌که از عرفی از مظاهر حزن و اندوه محسوب نمی‌شود و سابقه‌ای در عصر ائمه، علیهم‌السلام، و زمان‌های بعدازآن ندارد و تأییدی هم به شکل خاص یا عام از معصوم، علیه‌السلام، در مورد آن نرسیده است. در زمان حاضر موجب وهن و بدنام شدن مذهب می‌شود در هیچ حالت جایز نیست»(اجوبة الاستفتائات، ترجمه فارسی، ص ۳۲۶.) اما افزون بر این فتوا، ایشان در بیاناتی دیگر حکم به ممنوعیت قمه زدن علنی و آشکار نموده‌اند. ایشان در قسمتی از جواب نامه امام‌جمعه اردبیل مبنی بر اعلام تبعیت مردم اردبیل از نصایح و رهنمودهای رهبر انقلاب در مسئله عزاداری فرمودند: امروز این ضرر بسیار بزرگ و شکننده است؛ و لذا قمه زدن علنی و همراه با تظاهر، حرام و ممنوع است.

حال به نظر می‌آید این فرقه با تغییر در استراتژی سال گذشته خود سعی دارد، هم‌زمان با برگزاری عزاداری تاسوعا و عاشورا، قمه‌زنی را به درون شهر و برخی حسینیه‌ها بکشاند و البته آن را به‌صورت گسترده از طریق شبکه‌های ماهواره‌ای به‌صورت زنده پخش کند.

هرچند که این اقدام با برخورد قاطع مردم ولایتمدار و انقلابی قم روبرو خواهد شد اما در این میان دستگاه‌های انتظامی و نظارتی نباید اجازه چنین جولانی را به یک فرقه خاص که از آن‌سوی مرزها تغذیه می‌شود، بدهند.

منبع: رجانیوز
 

 



وارث: به مناسبت فرارسیدن محرم الحرام و ایام عزاداری شهادت حضرت اباعبدالله الحسین علیه‌السلام و یاران ایشان، پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR در ادامه مسیر چهار سال گذشته، مجموعه‌ی تصویری «بعثت خون» را منتشر می‌کند.

در بعثت خون امسال، ۱۰ قطعه فیلم از بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در شرح ماجرای عاشورا و روضه‌خوانی ایشان درباره‌ی مصائب حضرت سیدالشهدا علیه‌السلام در اختیار کاربران قرار می‌گیرد. روز هشتم بعثت خون ۹۳، روایتی است از ماجرای شهادت حضرت اباالفضل العباس علیه‌السلام به روایت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در نماز جمعه تهران در تاریخ ۲۶ فروردین ۷۹ بیان کرده‌اند.



متن بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای که در این فیلم می‌بینید:
وفادارى حضرت اباالفضل العباس هم از همه جا بیشتر در همین قضیه‌ى وارد شدن در شریعه‌ى فرات و ننوشیدن آب است. البته نقل معروفى در همه‌ى دهانها است که امام حسین علیه‌السلام حضرت اباالفضل را براى آوردن آب فرستاد. اما آنچه که من در نقلهاى معتبر - مثل «ارشاد» مفید و «لهوف» ابن‌طاووس - دیدم، اندکى با این نقل تفاوت دارد. که شاید اهمیت حادثه را هم بیشتر مى‌کند. در این کتابهاى معتبر این‌طور نقل شده است که در آن لحظات و ساعت آخر، آن‌قدر بر این بچه‌ها و کودکان، بر این دختران صغیر و بر اهل حرم تشنگى فشار آورد که خود امام حسین و اباالفضل با هم به طلب آب رفتند. اباالفضل تنها نرفت؛ خود امام حسین هم با اباالفضل حرکت کرد و به طرف همان شریعه‌ى فرات - شعبه‌اى از نهر فرات که در منطقه بود - رفتند، بلکه بتوانند آبى بیاورند.
این دو برادر شجاع و قوى‌پنجه، پشت به پشت هم در میدان جنگ جنگیدند. یکى امام حسین در سن نزدیک به شصت سالگى است، اما از لحاظ قدرت و شجاعت جزو نام‌آوران بى‌نظیر است. دیگرى هم برادر جوان سى‌وچند ساله‌اش اباالفضل العباس است، با آن خصوصیاتى که همه او را شناخته‌اند. این دو برادر، دوش به دوش هم، گاهى پشت به پشت هم، در وسط دریاى دشمن، صف لشکر را مى‌شکافند. براى این‌که خودشان را به آب فرات برسانند، بلکه بتوانند آبى بیاورند. در اثناى این جنگِ سخت است که ناگهان امام حسین احساس مى‌کند دشمن بین او و برادرش عباس فاصله انداخته است. در همین حیص و بیص است که اباالفضل به آب نزدیکتر شده و خودش را به لب آب مى‌رساند. آن‌طور که نقل مى‌کنند، او مشک آب را پر مى‌کند که براى خیمه‌ها ببرد. در این‌جا هر انسانى به خود حق مى‌دهد که یک مشت آب هم به لبهاى تشنه‌ى خودش برساند؛ اما او در این‌جا وفادارى خویش را نشان داد.

اباالفضل العباس وقتى که آب را برداشت، تا چشمش به آب افتاد، «فذکر عطش الحسین»؛ به یاد لبهاى تشنه‌ى امام حسین، شاید به یاد فریادهاى العطش دختران و کودکان، شاید به یاد گریه‌ى عطشناک على‌اصغر افتاد و دلش نیامد که آب را بنوشد. آب را روى آب ریخت و بیرون آمد. در این بیرون آمدن است که آن حوادث رخ مى‌دهد و امام حسین علیه‌السلام ناگهان صداى برادر را مى‌شنود که از وسط لشکر فریاد زد: «یا اخا ادرک اخاک».

http://vareth.ir



چهارشنبه 14 آبان 1393 
شنیدین می گن فلانی پرچمه ؟ این آقا روی هر چی پرچمه سیاه کرده!!!
شبث بن ربعی از شخصیتهای چندچهره تاریخ اسلام است.شبث در دوران جاهلیت فردی سرشناس به‌شمار می‌رفت.
 
1 وی در زمان پیامبر اسلام مسلمان شد اما از صحابی وی نبود.

2 پس از مرگ پیامبر اسلام ، مرتد گردید و موذنِ سجاح زنی که ادعای پیامبری کرد گردید.

3 پس از آن دوباره جایگاه سابق خود را در مسلمانان یافت.

4 شبث در زمان عثمان و در ایام محاصره خانه ی او ، حامی خلیفه در برابر شورشیان بود.

5 در حکومت علی بن ابیطالب از صحابی امام شد و در جنگها در سپاه امام نقش بسیار داشت ؛

6 اما در جنگ نهروان پا پس کشید و به خوارج پیوست اما در جنگ شرکت نکرد.

7 در زمان خلافت کوتاه حسن بن علی از یاران سست عنصری بود که پس از صلح امام حسن به سمت معاویه رفت.

8 شبث قبل از واقعه عاشورا از کسانی بود که به حسین نامه نوشتند و او را به کوفه دعوت کردند؛

9 اما او با روی کار آمدن عبیدالله زیاد در کوفه به سمت وی رفت و با مسلم بن عقیل دشمنی کرد.

10 شبث تا روز پنجم محرم از رفتن به کربلا طفره می‌رفت و خود را به مریضی زده بود،

11 سرانجام در روز عاشورا فرمانده نیروهای پیاده لشکر یزیدیان بود.

12 وی در معرکه کربلا زیرکانه عمل کرد و از رویارویی مستقیم با حسین و یارانش پرهیز کرد تا جایگاه خود را در آینده به خطر نیندازد. از جمله اینکه پس از قتل مسلم بن عوسجه از شخصیت وی تمجید کرد.

شبث از جمله کسانی هست که نذر کرده بود که قائله کربلا بخوابد و موفق شوند حسین و یارانش را شکست دهند ، شبث نذر کرده بود که مسجد بسازد و بعد از حادثه کربلا ، در کوجه مسجد خود را تجدید بنا کرد.

13 او بعدها اظهار پشیمانی کرده و به همراهی مختار ثقفی به خونخواهی حسین در آمد و رئیس پلیس مختار شد ؛

14 اما پس از اعزام ابراهیم بن مالک به جنگ با شام از کسانی بود که با مختار رودررو شد و تغییر جبهه داد.

15 مختار که به کشتن قاتلین حسین مشغول شد او را نیز تعقیب کرد که شبث به بصره نزد زبیریان فرار کرد و پس از آن در کشته شدن مختار توسط زبیریان حضور داشت.

16 سپس با غلبه حجاج بن یوسف فرمانروای مروانیان بر زبیریان در کوفه ، شبث به مروانیان پیوست.

شبث سرانجام در سن هشتاد قمری با بیش از یک قرن عمر در کوفه به درک واصل شد.
 
منبع: روضه نیوز
   پست ویژه
    


مراسم عزاداری شب نهم محرم با سخنرانی حاج آقا سرخه ای و مداحی حاج محمدرضا طاهریو کربلایی حسین طاهری در هیئت مکتب الزهرا سلام الله علیها برگزار شد.
 

وارث: مراسم عزاداری شب نهم محرم با سخنرانی حاج آقا سرخه ای و مداحی حاج محمدرضا طاهری و کربلایی حسین طاهری در هیئت مکتب الزهرا سلام الله علیها برگزار شد.

در ادامه متن سخنان حاج آقا سرخه ای را می خوانید: 

اکثریت قریب به اتفاقمان، مشکل داریم و گرفتار هستیم. باید با تعصی و یاری حضرت عباس علیه السلام از مشکلاتمان بکاهیم.

 

خداوند در قرآن می فرماید: لعنت یک امر شرعی است، آدم هدفدار هر دو بعد را دارد. هم تولی دارد و هم تبری. فحش دادن به کسی در اسلام جایی ندارد. لعن، امری قرآنی است یعنی رحمت خدا از شخصی دور باد! با صورت و با روی رحمت با شخص برخورد نشود. از رحمت خدا، فلانی دور باشد، این یک امر بدیهی است .

 

روزی که حرفی برای گفتن ندارند. در جایی دیگر در قرآن آمده است: وای بر تکذیب کنندگان. روز فصل است.

 

در سوره تغابن که بعد از سوره مومنون است آمده است: این روز جمع است.

 

جمع اینها چگونه می شود؟ آنجا که بیان می کند روز تغابن است، تغابن یعنی ضرر دیده! فلانی در معامله تغابن دیده است. یعنی ضرر دیده است و کلاه سرش رفته است.

 

فرمودند: وقتی جهنمیان جایگاه بهشتیان را می بینند، در سر زنان و مال باخته و حسرت زده به آنها می نگرند. بحث دیگری که هست این است که این تغابن هم برای بهشتیان است و هم برای جهنمیان! جهنمیان که دلیل حسرتشان مشخص و بارز است ولی چرا مومنین دچار حسرت می شوند؟!

 

مومنین وقتی درجات بهشت را می بینند می گویند: کاش ما بیشتر عمل خیر انجام می دادیم و مرتبه خودمان را بالاتر می بردیم. اگر بیشتر کار می کردیم و به این کار خیر بسنده نمی کردیم. مومن هستند اما حسرت مقامات را می خورند. حالا که جمعشان شد و به حساب رسیدگی شد، نوبت یوم الفصل است.

 

در دنیا خوب و بد و عالم و جاهل کنار هم قرار گرفته اند و جدا کردنی نیستند. در سوره یس می خوانیم: مجرمان زودتر صفتان را مشخص کنید و به کناری بیایید. حالا هم شما را جمع می کنیم هم گذشتگانتان را. کجا جمع می کنیم؟ در زمین. کدام زمین؟ همین زمین؟! خیر ! شکل زمین در قیامت فرق می کند و زمین غیر زمین می شود و این نظام بهم می خورد و خدا بلد است که چگونه عمل کند .

 

اما فصل یعنی چه؟

 

فصل به معنای جدا است. یعنی پدر ممکن است در یک صف باشد و پسر در صف دیگری. اینجا افراد کنار هم نیستند مثل دنیا، که با چهره و جلوه گیری خود را خوب و متقی نشان دهیم و چهره بیرونی زیبا بسازیم. دنیا می شود فیلم بازی کرد. ولی در آخرت نمی شود. باید به خدا پناه برد. قیامت جای بازیگری نیست! آیات معاد و قیامت را بررسی کنید.تمام اجزای بدن شهادت می دهند. ما یک عمری به شما رسیدیم! حال که به قیامت وارد شدید و علیه ما دارید شهادت می دهید؟!

 

در قیامت نه پدر، پسر را می شناسند و از هم فرار می کنند و در گرو اعمالی هستند که به محشر آمدند.

 

در قیامت به افراد می گویند جدا شوید و حالا هر ترفندی می خواهید بزنید.حالا هر نقشه ای که می توانید بزنید و از دست ما فرار کنید. تازه در دنیا سر سفره رحمانیت ما بودید. و نمک می خوردید و نمکدان می شکستید. سفره رحمانیتمان را پهن کرده بودیم ولی در قیامت همه چیز دقیق است. حالا اگر می توانید باز هم نقشه بکشید. قدرت فرار ندارید. باید تسلیم باشیم و باید کنار ایمان تسلیم داشته باشیم.

 

رب، یعنی کسی که خلق کرده ولی مربی خودش را رها نکرده است. در فارسی مربی می شود: پروش دهنده . وصیت کرد ابراهیم علیه السلام به فرزندانش، چه چیزی سفارش کرد؟ خدا برای شما دین را برگزیده است . خدا آدم بی دین را نمی پذیرد. پای قانون خدا چه خونها ریخته شده است. دین مجموعه است از باید ها و نباید ها.

 

باید مراعات دین را بکنید حرف دین وسط است. صاحب دین پیغمبر صل الله علیه و آله  است و امامان علیهم السلام، نگهدارنده دین است. انسان باید فدای حجت خدا شوند. همه نسبت به حجت خدادر  مرحله پایین هستند. نمیرید مگر اینکه در حال تسلیم باشید و مسلمان باشید.

 

برویم وصیت های امام علی علیه السلام  را بخوانیم. وصیت امام حسین علیه السلام  به محمد حنفیه را بخوانیم.

 

حضرت علی علیه السلام می فرماید: خودت، وصی خودت باش. خودت کارهات را مرتب کن. خود به حقوق خود و مردم و خدا بپرداز.

 

چه کسی به این محکمی می گوید: که خدا از حق خودش می گذرد؟ رعایت حقوق نکردن، مظالمی است که به عهده انسان است.

 

امام حسین علیه السلام می فرماید: هر کس دین و بدهی دارد و معلوم نکرده است دین و بدهی اش را، کنار مکن شمشیر نزند.

 

از همین جوانی سعی کنید حقوق کسی بر گردنتان نباشد. نمی ارزد! چه کسی می خواهد صاف کند؟ نماز نخوانده و روزه های نگرفته و تکالیف معلوم نشده و ثبت نشده !

 

زمان مرگ و زمین مرگ دست من و شما نیست! اینکه در کدام زمین می میریم دست خداست. نمی دانیم چگونه می میریم؟ اما زمینه مرگ دست ماست. ایمنکه چگونه بمیرم دست خودم است. مرگ خبر نمی کند. خبر نمی کند پیک پروردگار کی می آید!

 

خدا می فرماید: پدر و پسر هر دو تسلیم شدند. در رویای صادقه گفت: پسرم، ببین نظرت چیست؟ گفت: هر چه بهت امر شده است انجام بده .هر دو تسلیم شدند. بعد از این همه سن ،خدا پسری مثل اسماعیل علیه السلام به او داد. خواست که ذبح کند و ببرد.

 

 حکم آنچه تو فرمایی . خواستی نداریم . بنده را با اراده چه کار در پیشگاه خدا؟

 

در روایت می گویند: تسلیم در برابر خدا را از میت یاد بگیرید. آیا اینگونه تسلیم هستی یا هر کدام اظهار نظر می کنیم در برابر خواست خداوندی؟!

 

روح تسلیم کجاست؟ روح تسلیم عبودیت است.

در ادامه این مراسم؛ ذاکرین اهل بیت علیه السلام حاج محمدرضا طاهری و کربلایی حسین طاهری به روضه خوانی و سینه زنی پرداختند.

کلیک کنید

کلیک کنید

 

http://vareth.ir



شیعیان قطیف در شرق عربستان همزمان با فرارسیدن ماه محرم و ایام عزاداری و سوگواری حضرت اباعبدالله الحسین(ع) پرچم عزای حسینی را بر فراز این شهر شیعه‌نشین به اهتزاز درآوردند.

دریافت


http://vareth.ir


برنامه‌های هیئت میثاق با شهدا دانشگاه امام صادق(ع) بعد از دهه اول محرم اعلام شد

 



مراسم عزاداری شب نهم محرم با سخنرانی حجت الاسلام شیخ مصطفی کرمی و مداحی حاج حسین سیب سرخی و حاج عباس سیب سرخی در هیئت روضه العباس علیه السلام برگزار شد.

وارث: مراسم عزاداری شب نهم محرم با سخنرانی حجت الاسلام شیخ مصطفی کرمی و مداحی حاج حسین سیب سرخی و حاج عباس سیب سرخی در هیئت روضه العباس علیه السلام برگزار شد.

در ادامه متن سخنان حجت الاسلام شیخ مصطفی کرمی را می خوانید:

سوالی که ممکن است در ذهنمان ایجاد شود این است که چطور ممکن است یک انسانی مثل حضرت عباس علیه السلام با این بُعد زمانی که نسبت به ما دارد این تشعشع و تلألو را در زمان ما، چه در بُعد درون مرزی و چه برون مرزی این درجه از تأثیر داشته باشد. شخصیت بین المللی نهضت عاشورا با عباس بن علی علیه السلام است، ببینید این اقلیت های مذهبی چه از حیث مادی و چه از حیث معنوی برای قمر بنی هاشم علیه السلام چقدر خرج می کنند.

خداوند نه بی جهت به کسی جلوه می دهد و نه بی جهت کسی را از اعتبار و ارزش می اندازد. این  تعز من یشاء و تذل من یشاء، در عین اینکه ما یشاء و من یشاء است آن مشییت وصل به یک جهات و شروط و مقدماتی است که باید تأمین بشود. حضرت عباس علیه السلام هم اینگونه نبوده است که خداوند در عالم گشته باشد و حضرت عباس علیه السلام را پیدا کرده باشد و به او عظمت دهد، آنقدر حساب و کتاب این نظام دقیق است و آنقدر مدارج و مراتب به دقت ملاحظه می شود که هیچ دو مرتبه ای به مرتبۀ فوقانی تجاوز نمی کند.

قبل از حادثۀ عاشورا چیز خیلی چشمگیری از حضرت عباس علیه السلام نقل نشده بود. حضرت عباس علیه السلام بسیار مظلومانه و بسیار غریبانه به شهادت رسیدند، پس چطور می شود اینهمه اوراق زرین تاریخ فضایل قمر بنی هاشم علیه السلام را ثبت کنند؟ امام سجاد علیه السلام می فرمایند: همۀ آنهایی که از مادر متولد شدند و نام آنها انسان است به مقام قمر بنی هاشم علیه السلام در روز قیامت غبطه می خورند. همه آرزو می کنند که جای حضرت عباس علیه السلام باشند. همۀ بهشت تحت سیطرۀ حضرت عباس علیه السلام است.

اینکه ما می گوییم ولایت مداری ذوب در ولایت است، یعنی انسان در مقابل ارادۀ مولا یک ارادۀ مستقلی نداشته باشد؟ نه منظور این نیست. به این معنی است که پیش از آنکه مولا امری بدهد ما آن را بفهمیم، قبل از اینکه بگوید در همان جایگاهی بایستم که آقا می خواهد من را در آنجا ببیند. خودم وظیفه ام را پش از اینکه بگوید انجام بدهم. این 313 یار امام زمان علیه السلام که جنبش نهضت را اینها رهبری می کنند مزّیتشان نسبت به دیگران چیست؟ اینها خصوصیاتشان این است که می فهمند الآن حضرت چه اراده ای می کنند؟

این همان خصوصیتی است که انسانی را می کند عباس بن علی بن ابی طالب علیه السلام. حضرت عباس علیه السلام در تمام مسیر  یکبار هم حضرت عباس سوالی از امام حسین علیه السلام نکردند، یعنی سکوت محض! سکوتی که حاکی از آن است که هرچه که لازم باشد من بدانم و بفهمم آقا به من می گویند و من فقط وظیفه ام اطاعت کردن است.

 در ادامه این مراسم؛ ذاکرین اهل بیت علیه السلام حاج حسین سیب سرخی و حاج عیباس سیب سرخی به روضه خوانی و سینه زنی پرداختند.

کلیک کنید

 

http://vareth.ir



امام حسین(ع) نه در مدینه و نه در جای دیگر به صلح و سازش رضایت نداد. همه شعارهای امام(ع) در قیام حکایت از عشق و حماسه و مبارزه با ظلم دارد که در یکی از آن‌ها سازش با ظلم را ننگ و عار می‌داند و مرگ در برابر ظلم را افتخار می‌نامد.
وارث: آیا امام حسین(ع) قبل از روز عاشورا به کسانی که با امام حسین جنگ کردند گفت که بیایید صلح کنیم؟ 

امام حسین(ع) در قیام خود دنبال اهدافی بود که در آغاز قیام آن‌ها را در برخی از فرصت‌ها مثل وصیت به برادرش محمد حنفیه و یا در برخورد با عده‌ای که از حضرت می‌خواستند از حرکت به سوی کوفه چشم‌پوشی کند اعلام کرد و هرگز چه به صورت کنایه و صراحت سخنی از صلح به میان نیاورده است.

اگر بنا بود صلح کند از مدینه خارج نمی‌شد و به بیعت راضی می‌شد یا در مکه حج خود را ناتمام نمی‌گذاشت و به حاکم مکه که از طرف یزید بود اعلام می‌کرد که من حاضر به صلح هستم یا بیعت می‌کنم، آن حضرت به صراحت فرمود: «... من برای اصلاح‌طلبی و مبارزه با مفاسد و امر به معروف و نهی از منکر قیام می‌کنم و به روش جدم و پدرم اقتدا کرده‌ام...»[1]

حضرت(ع) برای اتمام حجت در مقابل سپاه کوفه خود را معرفی می‌کرد و این مسایل از بابت وظیفه الهی امامت بود که می‌خواست آن‌ها را هدایت کند و تا آخرین لحظه به این مسأله اهمیت می‌داد و اگر آن‌ها هدایت می‌شدند، امام دست از جنگ با آن‌ها بر می‌داشت و با کسی که مایه و منشأ مفاسد بود، جنگ می‌کرد و حاکمیت او را از بین می‌برد، در این راستا امام تلاش فراوان کرد، ولی هرگز سر سازش با یزید در مواضع امام دیده نشده، آن حضرت فرمود: «السلام علی الاسلام اذ قد بلیت الامه براع مثل یزید...» از اسلام باید خداحافظی کرد، وقتی امت اسلام گرفتار حکومت فردی چون یزید شدند ...

وقتی مروان با سماجت از حاکم مدینه می‌خواست از امام بیعت بگیرد. خطاب به او گفت: «از جدم رسول خدا شنیدم که فرمود خلافت و حکومت بر آل ابوسفیان حرام است». [2]

امام نه در مدینه و نه در جای دیگر به صلح و سازش رضایت نداد. همه شعارهای امام(ع) در قیام حکایت از عشق و حماسه و مبارزه با ظلم دارد که در یکی از آن‌ها سازش با ظلم را ننگ و عار می‌داند و مرگ در برابر ظلم را افتخار می‌نامد.[3]

*پی‌نوشت‌ها:

[1].ابن شهر آشوب، المناقب، قم، انتشارات علامه 1379 ق، ج4، ص 89.

[2].مجلسی، بحار، چاپ بیروت، دارالوفاء 1403، ج44، ص 326. و ابن طاوس، اللهوف، تهران، انتشارات جهان، 1348ش، ص 24. ابن‌غاطی، مشیرالاحزان، چاپ قم، مدرسه امام مهدی، 1406ق، ص 25.

[3]. مجلسی، پیشین، ج 44، ص 192 و 196 و دیلمی، اعلام الدین، قم، آل البیت، 1408ق، ص 298.

http://vareth.ir



وقایعی که بعد از شهادت امام حسین ـ علیه‌السلام ـ از کربلا تا مدینه برای اهل‌بیت ـ علیهم‌السلام ـ اتفاق افتاد خیلی بیشتر از آنست که بتوان بطور مختصر بیان نمود. همچنین بیشتر وقایع را ثبت نکرده‌اند و یا اگر ثبت شده به تاریخ دقیق آن اشاره نشده و به طور مطلق به محل وقوع آن اشاره رفته است .


امام حسین

سال 61 هـ ق عصر روز دهم محرم لشکر یزید بعد از اینکه امام حسین ـ علیه‌السلام ـ را به شهادت رساند به دستور فرماندهان خود دست به غارت و آتش زدن خیمه‌ها و آزار و اذیت خاندان نبوت زدند، آن نامردمان به سوی خیمه‌های حرم امام حسین ـ علیه‌السلام ـ روی آوردند و اثاث و البسه و شتران را به یغما بردند و گاه بانویی از آن اهل‌بیت پاک با آن بی‌شرمان بر سر جامه‌ای در کشمکش بود و عاقبت آن لئیمان جامه را از او می‌ربودند.[1]

دختران رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله ـ و حریم او از خیمه‌ها بیرون آمده و می‌گریستند و در فراق حامیان و عزیزان خود شیون و زاری می‌نمودند.

بعد از این اهل‌بیت را با سر و پای برهنه و لباس به یغما رفته به اسیری گرفتند و آن بزرگواران به سپاه دشمن می‌گفتند که ما را بر کشته حسین ـ علیه‌السلام ـ بگذرانید. چون اهل‌بیت ـ علیهم‌السلام ـ نگاهشان به کشته‌ها افتاد فریاد کشیدند و بر صورت خود زدند.[2] بعد از این قضایا عمر سعد ملعون در میان یارانش جار کشید: چه کسی است که اسب بر پشت و سینه حسین ـ علیه‌السلام ـ بتازد! ده کس داوطلب شدند و تن حسین ـ علیه‌السلام ـ را با سمّ اسبان لگدکوب کردند

.[3]

شب یازدهم محرم را گویا اسرای اهل‌بیت در یک خیمه نیم‌سوخته سپری نمودند در این رابطه در مقاتل چیزی از احوال اهل‌بیت ـ علیهم‌السلام ـ نقل نشده ولی می‌توان تصور کرد که چه شب سختی را بعد از یک روز پر سوز و از دست دادن عزیزان و غارت اموال و اسارت و سوختن خیمه‌ها و اهانت‌ها و... داشته‌اند

 

و همان عصر عاشورا بود که عمر سعد سر مبارک امام حسین را با خولی بن یزید اصبحی و حمید بن مسلم ازدی نزد عبیداله بن زیاد به کوفه فرستاد و سرهای یاران و خاندان او را جمع کرده و هفتاد دو سر بود و به همراهی شمر بن ذی‌الجوشن و قیس بن اشعث به کوفه فرستاد.[4] سپس کشته‌های خودشان را پیدا کرده دفن نمودند ولی جنازه بی سر و زیر پای اسبان لگدکوب شده امام حسین ـ علیه‌السلام ـ و یارانش تا روز دوازدهم محرم عریان در بیابان کربلا بود تا اینکه توسط قبیله بنی‌اسد و به راهنمائی امام سجاد ـ علیه‌السلام ـ دفن شدند.[5]

شب یازدهم محرم را گویا اسرای اهل‌بیت در یک خیمه نیم‌سوخته سپری نمودند در این رابطه در مقاتل چیزی از احوال اهل‌بیت ـ علیهم‌السلام ـ نقل نشده ولی می‌توان تصور کرد که چه شب سختی را بعد از یک روز پر سوز و از دست دادن عزیزان و غارت اموال و اسارت و سوختن خیمه‌ها و اهانت‌ها و... داشته‌اند.

عمر سعد ملعون در روز 11 محرم دستور کوچ از کربلا به سوی کوفه را می‌دهد و زنان و حرم امام حسین ـ علیه‌السلام ـ را بر شتران بی‌جهاز سوار کرده و این ودایع نبوت را چون اسیران کفّار در سخت‌ترین مصائب و هُموم کوچ می‌دهند.[6] در هنگام حرکت از کربلا عمر سعد دستور داد که اسرا را از قتلگاه عبور دهند. قیس بن قرّه گوید: هرگز فراموش نمی‌کنم لحظه‌ای را که زینب دختر فاطمه ـ سلام‌الله علیها ـ را بر کشته بر خاک افتاده برادرش حسین عبور دادند که از سوز دل می‌نالید... و امام سجاد ـ علیه‌السلام ـ می فرماید: ... من به شهدا نگریستم که روی خاک افتاده و کسی آنها را دفن نکرده، سینه‌ام تنگ شد و به اندازه‌ای بر من سخت گذشت که نزدیک بود جانم بر آید و عمه‌ام زینب وقتی از حالم با خبر شد مرا دلداری داد که بی‌تابی نکنم.[7] (گویا اسرای کربلا را دوبار به قتلگاه می‌آورند، یک دفعه همان عصر روز عاشورا بعد از غارت خیام و به درخواست خود اسرا و یک بار هم در روز یازدهم محرم هنگام کوچ از کربلا و به دستور عمر سعد و این کار عمر سعد شاید به خاطر این بود که می‌خواست اهل‌بیت ـ علیهم‌السلام ـ با دیدن جنازه‌های عریان و زیر آفتاب مانده شکنجه روحی به اسرا داده باشد.)

امام حسین
بعد از اینکه روز یازدهم محرم اسرا را از کربلا حرکت دادند به سوی کوفه به خاطر نزدیکی این دو به هم روز 12 محرم اسرا را وارد شهر کوفه نمودند گویا شب دوازدهم را اسرا در پشت دروازه‌های کوفه و بیرون شهر سپری کرده باشند در اثر تبلیغات عبیدالله بن زیاد لعنت الله علیه امام حسین ـ علیه‌السلام ـ و خارجی معرفی کردن آن حضرت مردم کوفه از این پیروزی خوشحال می‌شوند و جهت دیدن اسرا به کوچه‌ها و محله‌ها روانه می‌شوند و با دیدن اسرا شادی می‌کنند.
ولی با خطابه‌هایی که امام سجاد ـ علیه‌السلام ـ و خانم زینب ـ سلام‌الله علیها ـ و سایرین از اسرا ایراد می‌کند و خودشان را به کوفیان و مردم می‌شناسانند و به حق بودن قیام امام حسین ـ علیه‌السلام ـ اذعان می‌کنند شادی کوفیان را به عزا تبدیل می‌کنند. در طول مدتی که در کوفه و در میان مردم به عنوان اسیر جنگی حرکت می‌کردند سرها بالای نیزه بود و اسرا در کجاوه‌های جا داده شده بودند و آنان که خیال می‌کردند اسرا از خارجیان هستند و بر خلیفه یزید عاصی شده‌اند، جسارت و اهانت می‌کردند، عده‌ای هم از نسب اسرا سؤال می‌کردند با این وضع وارد دارالاماره می‌شوند و در مجلس عبیدالله بن زیاد که حاکم کوفه و باعث اصلی شهادت امام حسین، این ملعون جلوی چشم اسرا و مردم با چوب‌دستی به سر مبارک می‌زد و خود را پیروز میدان قلمداد می‌کرد و کشته شدن امام حسین ـ علیه‌السلام ـ را خواست خدا قلمداد می‌‌نمود.[8] ولی با جواب‌های که از جانب خانم زینب و امام سجاد ـ علیه‌السلام ـ می‌شنید بیشتر رسوا می‌شد.
سجاد ـ علیه‌السلام ـ می فرماید: ... من به شهدا نگریستم که روی خاک افتاده و کسی آنها را دفن نکرده، سینه‌ام تنگ شد و به اندازه‌ای بر من سخت گذشت که نزدیک بود جانم بر آید و عمه‌ام زینب وقتی از حالم با خبر شد مرا دلداری داد که بی‌تابی نکنم

 

در خبرها آمده که ابن زیاد بعد از آنکه یک روز (یا چند روز بنا به روایتی) سرها را در کوچه‌ها و محله‌های کوفه گردانید، آنها را به شام نزد یزید بن معاویه فرستاد[9] و بعد از آن اسرا را به سرپرستی مخضّر بن تعلبه عائذی و شمر بن ذی‌الجوشن به شام روانه کرد. دستور داد که امام سجاد را با غل جامعه دست‌ها را بر گردن بستند و سوار بر شتر بی‌جهاز به سوی شام حرکت دادند. مدتی که اسرا از کوفه و شام در حرکت بودند را منابع ذکر نکردند چه وقایعی اتفاق افتاده و تنها به برخی بی‌ادبی‌های حاملین سرهای مبارک اشاره دارند.

نقل شده که اهل‌بیت ـ علیهم‌السلام ـ را سه روز پشت دروازه‌های دمشق نگه داشتند تا شهر را آذین‌بندی کنند و آماده برای جشن و شادی نمایند. در بیشتر منابع نقل شده که روز اول صفر سر امام حسین ـ علیه‌السلام ـ را همراه کاروان اسرا وارد دشمق کردند.[10]

 واقعه دلخراشی که برای اسرا اتفاق افتاد این بود که علی‌رغم خواست آن بزرگواران مبنی بر ورود به شهر از جای خلوت و بطور جداگانه از سرهای مبارک ولی شمر ملعون دستور داد سرها جلوی کاروان اسرا و از دروازه ساعات که جمعیت انبوهی تجمع کرده بودند وارد کنند، و مردم غافل شام که از حقیقت ماجرا بی‌خبر بودند با مشاهده کاروان شادی و هلهله می‌کردند و بر سرها اهانت می‌نمودند. سفر شام برای اهل‌بیت امام حسین ـ علیه‌السلام ـ بسیار تلخ و مصیبت‌های دوران اسارت در این دیار، برایشان از سخت‌ترین مصیبت‌ها بوده است.

حضرت زینب

 وقتی از امام سجاد ـ علیه‌السلام ـ پرسیدند در سفر کربلا، سخت‌ترین مصیبت‌های شما کجا بود، سه بار فرمودند: «الشام، الشام، الشام» .[11] در شام نیز اسرای آل محمّد ـ صلی الله علیه و آله ـ را در حالی که به ریسمان بسته شده بودند، به مجلس یزید وارد کردند، وقتی بدان حال در پیش روی یزید ایستادند، سر امام را در برابر یزید می‌گذارند و این صحنه از سوزناک‌ترین صحنه‌هایی است که برای امام سجاد و خانم زینب اتفاق می‌افتد. چرا که یزید ملعون بر سر امام توهین کرده و شماتت می‌کند و با قرائت اشعاری خود را پیروز میدان می‌داند و به مردم اجازه حضور می‌دهد و در آن مجلس به لب‌های مقدس امام جلوی چشم اسرا خیزران می‌زند.[12] گویا در این مجلس است که یک مرد شامی به خود اجازه می‌دهد و این جسارت بزرگ را می‌کند. دختر امام حسین به نام فاطمه را از یزید به کنیزی می‌خواهد و با پاسخ تند دختر امام و خانم زینب سلام الله علیهما روبرو می‌شود و بعد از گفتگوئی میان حضرت زینب و یزید خانم زینب خطبه‌ای در مجلس یزید ایراد می‌کنند و شجاعانه به اعمال پلید یزید اشاره می‌کند و یزید را در مجلس خود رسوا و خار می‌کند.

اسرا در مدتی که در شام بودند بنابر روایتی در یک خرابه صورت زندانی نگهداری می‌شدند[13] و در این مدت یزید ملعون چندین مرتبه خواست که امام سجاد ـ علیه‌السلام ـ را شهید کند که خانم زینب مانع می‌شدند.

در مقاتل آمده که یزید خطیبی خواست که در اجتماع مردم صحبت کند و از یزید و معاویه ستاش کند و به امام علی و فرزندان آن حضرت جسارت کند و در رابطه با پیروزی ظاهری یزید به اصطلاح سخنرانی کند و خطیب ایراد سخن کرد و اوامر یزید را اجرا نمود و به ذم امام حسین ـ علیه‌السلام ـ پرداخت در این حین امام سجاد ـ علیه‌السلام ـ فرمود: ای یزید! به من اجازه بده بالای این چوب‌ها روم (منظور میزی بود که خطیب شامی روی آن صحبت می‌کرد) تا چند کلمه‌ای صحبت کنم که موجب خشنودی خداوند و اجر و ثواب حضار باشد. یزید نپذیرفت. ولی مردم اصرار کردند تا امام به منبر رفت امام خطبه‌ای خواند بعد از حمد و ثنای خدا خود را معرفی کردند، که اصل و نسبشان کیست به ماجرای کربلا و اسیری خود اشاره فرمودند. در مجلس غوغائی بر پا شد و همه علیه یزید همهمه می‌کردند یزید از مؤذن خواست که اذان بگوید. ولی امام از این اذان هم علیه یزید استفاده کرده و یزید را رسوا نمود.[14]

از جمله وقایعی که برای اسرای اهل‌بیت در شام اتفاق افتاد بنا به گفته برخی منابع وفات دختر سه ساله امام حسین ـ علیه‌السلام ـ است . از کامل بهائی نقل شده اهل‌بیت ـ علیهم‌السلام ـ شهادت پدران را از کودکان خردسال پنهان می‌داشتند. و به آنها می‌گفتند که پدر شما سفر کرده، تا اینکه شبی دختری از امام حسین ـ علیه‌السلام ـ به نام رقیه از خواب بلند می‌شود و بهانه بابا را می‌گیرد و ضجه و ناله می‌کند و همه اهل خرابه با این کودک همنوا می‌شوند تا اینکه سر امام را در طشتی می‌آورند خانم رقیه سر را به بالین گرفته و با آن سر درد دل می‌کند. پدر بعد از تو محنت‌ها کشیدم بیابان‌ها و صحراها دویدم.

واقعه دلخراشی که برای اسرا اتفاق افتاد این بود که علی‌رغم خواست آن بزرگواران مبنی بر ورود به شهر از جای خلوت و بطور جداگانه از سرهای مبارک ولی شمر ملعون دستور داد سرها جلوی کاروان اسرا و از دروازه ساعات که جمعیت انبوهی تجمع کرده بودند وارد کنند، و مردم غافل شام که از حقیقت ماجرا بی‌خبر بودند با مشاهده کاروان شادی و هلهله می‌کردند و بر سرها اهانت می‌نمودند

 

بعد از مدتی دیدند که سر به یک طرف افتاد و کودک هم طرف دیگر او را حرکت دادند. دیدند که جان به جان آفرین تسلیم کرده[15] بعد از اینکه مردم شام بوسیله خطابه‌های حضرت زینب و امام سجاد ـ علیهما‌السلام ـ شناخت کامل از اسرای اهل‌بیت ـ علیهم‌السلام ـ یافتند یزید تحت فشار افکار عمومی و جهت جلوگیری از رسوائی بیشتر سه پیشنهاد از امام سجاد ـ علیه‌السلام ـ را خواست اینکه سر امام حسین را پس دهد، چیزهائی که غارت شده برگردانند، اسرا را در صورت کشتن امام سجاد با یک فرد امین به مدینه روانه کند ولی یزید سر امام را پس نداد و از کشتن امام منصرف شد و پیراهن کهنه امام حسین ـ علیه‌السلام ـ را با مقداری پول پس داد.[16] و اجازه داد که اسرای اهل‌بیت در شام برای شهدای کربلا عزاداری کنند. بعد از اینکه مدتی اسرا در شام مقیم بودند یزید از قتنه مردم بیمناک شده و از نعمان بن بشیر، که قبلاً امیر کوفه بود، خواست فردی پارسا و امین همراه اسرا آنها را بنا به خواست خودشان روانه مدینه نماید. راوی می‌گوید: هنگامی که اهل و عیال امام حسین ـ علیه‌السلام ـ از شام برگشتند و به عراق رسیدند از راهنمای کاروان خواستند که آنها را از راه کربلا عبور دهد و ایشان قبر امام حسین ـ علیه‌السلام ـ را زیارت کنند و چند روزی بعد از رسیدن به کربلا مشغول عزاداری و سوگواری برای امام و شهدای کربلا بودند.[17] گویا خروج اسرا از شام به طرف مدینه در بیستم صفر 61 بوده یعنی مدت 20 روز از ورود به شام تا خروج از آن طول کشیده، بعد از زیارت قبور شهدای کربلا راهی مدینه شدند و بالاخره زینبی که با برادران و اقوام خویش از مدینه خارج شده بود بدون برادر و خویشان و با رنج سفر و داغ شهداء و مصیبت‌هایی که در طول این مدت دیده بود وارد مدینه شد.

باید در پایان نیز خاطر نشان شد که در این مختصر نمی‌شد همه وقایع اتفاق افتاده از کربلا تا شام و مدینه را توضیح داد و همچنین در اکثر منابع تاریخی به تاریخ دقیق خیلی از وقایع اشاره نشده بود .

 

پی نوشت ها :

 [1] . ابی مخنف، اولین مقتل سالار شهیدان، ترجمه و متن کامل وقعة الطف، سیدعلی محمد موسوی جزایری، انتشارات بنی‌الزهرا، چاپ اول 1380.

[2] . سید بن طاووس، اللهوف علی قتلی الطُّفوف، تحقیق و تقدیم شیخ فارس تبریزیان، چاپ: اسوه نوبت دوم، 1357، ص180.

[3] . شیخ عباس، قمی، ترجمه نفس المهوم (در کربلا چه گذشت)، انتشارات مسجد مقدس جمکران، چاپ پنجم، ـ صلی الله علیه و آله ـ 485، اولین مقتل سالار شهیدان، پیشین، ص349.

[4] . شیخ عباس، پیشین، همان، ص486، و شیخ عباس پیشین، همان، ص 351.

[5] . شیخ عباس، پیشین، همان، ص492، اولین مقتل، پیشین، ص353.

[6] . شیخ عباس قمی، ترجمه نفس المهوم، ترجمه محمدباقر کسره‌ای، انتشارات جمکران، چاپ پنجم، ص 490، ابی محنف، اولین مقتل سالار شهیدان، پیشین، ص 351.

[7] . شیخ عباس، پیشین، ص 492 و حسین نفس مطمئنه، محمدعلی عالمی، انتشارات هاد، چاپ اول، 1372، ص 306.

[8] . ابن مخنف، اولین مقتل سالار شهیدان، ترجمه وقعة الطف، سید علی محمد موسوی جزایری، انتشارات بنی‌الزهرا، چاپ اول، ص 361، و ترجمه نفس‌المهموم، پیشین، ص 519.

[9] . محمدعلی عالمی، حسین نفس مطمئنه، انتشارات هاد، چاپ اول، ص 329، خرداد 1372.

[10] . جواد محدثی، فرهنگ عاشورا، نشر معروف، ص 240، اسفند 1374.

[11] . ابو مخنف، مقتل‌الحسین، ترجمه سیدعلی محمد موسوی جزایری، انتشارات بنی‌الزهرا، چاپ اول، 1380، ص 385.

[12] . ابومخنف، پیشین، ص 387.

[13] . شیخ عباس قمی، نفس‌المهوم، ترجمه آیت‌الله شیخ محمد باقر کسره‌ای، ص 568، انتشارات صاحب‌الزمان جمکران، چاپ پنجم، 1374، ص 568.

[14] . ابومخنف، اولین مقتل سالار شهیدان، ترجمه سیدعلی محمد موسوی جزایری. انتشارات بنی‌الزهرا، چاپ اول 1380، ص 405.

[15] . محمدعلی، عالمی، حسین نفس مطمئنه، انتشارات هادی، چاپ اول، 1372، ص 350.

[16] . ابومخنف، پیشین، ص 408.

[17] . ابومخنف، پیشین، ص 411






( کل صفحات : 61 )       40   41   42   43   44   45   46   47   48   49   >   


پيوندهای دوستان
آمار وبلاگ
  • کل بازديد : 364145
  • تعداد کل نظرات : 79
  • تعداد کل پست ها : 1157
  • تاریخ ایجاد وبلاگ :
    سه شنبه 6 آبان 1393 
  • آخرين بروز رساني :
    پنج شنبه 13 آبان 1395 
امکانات
دانشنامه عاشورا پخش زنده حرم
روزشمار محرم عاشورا