14 معصوم و گوناگون
بر سينه ي من نوشته بين الحرمين - نصف قلبم با ابالفضل،نصف ديگر با حسين
اى نفس! پس از حسین، خوار باشی و پس از آن مباد كه باقى باشى، این حسین است كه جام مرگ مى نوشد ولى تو آب خنك مى نوشى، به خدا این كار خلاف دین من است .
وارث: قمر بنی هاشم حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام پیوسته درصدد به پا داشتن حق بود و از دنائت و پستی و پذیرفتن خواری رویگردان. او از آن هنگام كه از كانون شجاعت شیر نوشید و در خاندان امامت تربیت یافت، اسوه دلاوری و مشتاق شهادت در راه حفظ نوامیس الهی، از طریق پیكار با دشمنان دین گشت؛ حال گو كه در این دلیرمردی و جانبازی به پیروزی نائل آید، یا به خون خود فروغلطد.

 

آری، او برای حیات ارزشی قائل نبود در حالیكه مولایش حسین صلوات الله علیه غمزده و پریشان‌دل بود و اهل حرم حضرتش در سختی و شكنجه به سر می بردند؛ اما از آنجا كه او نزد برادرش سیدالشهداء صلوات الله علیه از بهترین ذخائر باقیمانده و عزیزترین حامیانش محسوب می گشت، و آرامش خاندان حضرتش در كربلا، به وجود او و شمشیر آخته اش و پرچم در اهتزازش بود، امام حسین علیه السلام به این آخرین سرمایه نهضت مقدسش، اجازه پیكار نمی داد.

 

چنین بود حال ابوالفضل علیه السلام، كه از یك سو سرشت آمیخته با شجاعتش او را به نبرد با دشمن فرامی‌خواند و از سوی دیگر بنا به وظیفه شرعی خود كه باید پیرو امامش باشد از حركت خودداری می ورزید تا اینكه امر به نهایت رسید و غیرت علوی در رگهای قمر بنی هاشم سلام الله علیه به جوش آمد؛ و آن هنگامی بود كه فریاد نوباوگان حرم از عطش به آسمان بلند گشت، و بلا از هر طرف روی آور شد و «مركز امامت» در میان دریای دشمن تنها ماند.

 

در اینجا بود كه پرچمدار كربلا دیگر طاقت از كفش رفت و چون شیری ژیان كه كسی یارای متوقف ساختن او را ندارد، به پیش تاخت و در مقابل برادرش امام صلوات الله علیه قرار گرفت و از حضرتش طلب اذن نمود. سیدالشهداء علیه السلام دریافت كه چاره ای جز اذن دادن نیست، چرا كه روحش قبل از جسمش، آهنگ پرواز به كوی شهادت را نموده بود، زیرا تاب ماندن و دیدن آن همه حوادث جانكاه را نداشت جز اینكه انتقام خون خوبان را از آن خصم های نابكار بگیرد.

 

در آنجا سالار شهیدان صلوات الله علیه برایش بیان فرمود كه تا آن هنگام كه به پرچم او می نگرد كه در اهتزاز است، گوئی لشكرش را برقرار می بیند و دشمن از صولتش ترسان بوده و حرم رسالت نیز آرامش می یابند، از این رو به او فرمود:

أنت صاحب لوائی! و لكن اطلب لهۆلاء الأطفال قلیلا من الماء؛

تو پرچمدار من هستی [پس به میدان مرو] لیكن برای این كودكان اندكی آب فراهم آور.

 

او برای حیات ارزشی قائل نبود در حالیكه مولایش حسین صلوات الله علیه غمزده و پریشاندل بود و اهل حرم حضرتش در سختی و شكنجه به سر می بردند؛ اما از آنجا كه او نزد برادرش سیدالشهداء صلوات الله علیه از بهترین ذخائر باقیمانده و عزیزترین حامیانش محسوب می گشت، و آرامش خاندان حضرتش در كربلا، به وجود او و شمشیر آخته اش و پرچم در اهتزازش بود، امام حسین علیه السلام به این آخرین سرمایه نهضت مقدسش، اجازه پیكار نمی داد.

 

در روایتى آمده است: خیمه اى مخصوص مشكهاى آب بود. حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام داخل آن خیمه شد و دید كه اطفال، آن مشكهاى خالى و نمدار را برداشته و شكمهاى خود را بر آنها مى گذارند تا عطش آنها كاسته شود! به آنها فرمود: اى نور دیدگانم، صبر كنید، اكنون مى روم و براى شما آب مى آورم . در همین هنگام سوار بر اسب شد و نیزه و مشك خود را برداشت و به سوى فرات و نهر علقمه رهسپار گردید. حضرت عباس ‍ علیه السلام به سوى دشمن شتافت و آنها را موعظه كرد:

 

اى پسر سعد! این حسین فرزند دختر پیامبر صلّى اللّه علیه و آله است كه اصحاب و اهل بیتش را كشته اید و اینك خانواده و كودكانش تشنه اند، آنان را آب دهید كه تشنگى ، جگرشان را آتش زده است . و این حسین است كه باز مى گوید: مرا واگذارید تا به سوى «روم» یا «هند» بروم و حجاز و عراق را براى شما بگذارم.

 

سكوتى هولناك نیروهاى پسر سعد را فرا گرفت. از این سخن بعضى از آنان گریان ، و پاره اى ساكت ، و برخى به كنارى رفته ، از اسب پیاده شده، خاك بر سر ریخته و بى تابانه اشك از دیده مى باریدند.

 

پس شمر بن ذى الجوشن پلید و ناپاك ، چنین پاسخ داد:

«اى پسر ابوتراب! اگر سطح زمین همه آب بود و در اختیار ما قرار داشت ، قطره اى به شما نمى دادیم تا آنكه تن به بیعت با یزید بدهید».

 

 

آری، بر سیه دل چه سود خواندن وعظ ؟

غیرت هاشمی ابوالفضل علیه السلام به وی مجال درنگ نداد و مشك را برگرفت و عازم فرات گشت و از آن سپاه انبوه هیچ بیمی به دل راه نداد. شیرزاده علی مرتضی سلام الله علیه جمع محافظان آب را از هم گسست و قدم به شریعه نهاد، و همین كه سردی آب را حس نمود عطش امام حسین علیه السلام را در نظر آورد، و گفت:

 

اى نفس! پس از حسین، خوار باشی و پس از آن مباد كه باقى باشى، این حسین است كه جام مرگ مى نوشد ولى تو آب خنك مى نوشى، به خدا این كار خلاف دین من است .

 

مشك را پر از آب نمود و سعی كرد هر چه زودتر، آن را به لبان تشنه اطفال جگرسوخته برساند و جان امام را ولو در اندك لحظه ای از خطر مرگ پاس بدارد. اما دشمن كه چنین دید بر او هجوم برده و راه را بر او بستند، اما وی به آنان اهمیتی نداده و با ضربات حیدروار خود آنان را از مسیر خود به دور می ساخت و رجز می خواند:   

   لا ارهب الموت اذ الموت زقا                              حتى اوارى فى المصالیت لقى

نفسى لسبط المصطفى الطهر وقا                           انى انا العباس اعدو بالسقا

 و لا اخاف الشر یوم الملتقى

در آن میان یزید بن رقاد جهنی به كمك حكیم بن طفیل سنبسی در كمین ابوالفضل علیه السلام نشست و ناگاه حمله نمود و دست راست حضرتش را قطع نمود. ابوالفضل علیه السلام شمشیر به دست چپ داد و با دشمن به نبرد پرداخت و رجز خواند:

واللّه ان قطعتم یمینى                               انى احامى ابدا عن دینى

و عن امام صادق الیقینى                           نجل النبى الطاهر الامینى

 

در اینجا بار دیگر دشمن حیله اندیشید و حكیم بن طفیل در پشت نخله خرمائی به كمین نشست و ناگاه از جا جهید و دست چپ ابوالفضل علیه السلام را هم قطع ساخت، كه در این هنگام عباس سلام الله علیه پرچم را به سینه چسباند. افراد دشمن كه بدین ترتیب از صولت و سطوت قمر بنی هاشم علیه السلام ایمن شده بودند بر او هجوم آوردند و از طرفی تیرها همچون باران بر او فرود می آمدند و پشت مباركش را چون خارپشت نمودند. در آن میان تیری به مشك نشست و آبها به زمین ریخت و تیری هم به سینه اش خورد و تیری نیز به چشم شریفش اصابت نمود.  در این حال و هوا نامردی به حضرتش حمله نمود و با عمود آهن سر مباركش را غرق خون ساخت.  دیگر عباس سلام الله علیه تاب نیاورد و فریاد بلند ساخت: علیك منی السلام یا اباعبدالله!

 

چنین بود حال ابوالفضل علیه السلام، كه از یك سو سرشت آمیخته با شجاعتش او را به نبرد با دشمن فرامی‌خواند و از سوی دیگر بنا به وظیفه شرعی خود كه باید پیرو امامش باشد از حركت خودداری می ورزید تا اینكه امر به نهایت رسید و غیرت علوی در رگهای قمر بنی هاشم سلام الله علیه به جوش آمد؛ و آن هنگامی بود كه فریاد نوباوگان حرم از عطش به آسمان بلند گشت، و بلا از هر طرف روی آور شد و «مركز امامت» در میان دریای دشمن تنها ماند.

 

چون سیدالشهدا علیه السلام كلام برادرش را شنید بسان عقابی تیزتك بر سرش فرود آمد. ای كاش می دانستم حسین صلوات الله علیه با چه حالتی به سوی او شتافت؟! آیا هیچ توانی داشت كه با آن مصیبت عظمی روبرو شود؟ امام از حالت خود با این كلام تعبیر فرمود كه:

 

«الان انكسر ظهری، و قلت حیلتی، و شمت بی عدوی»؛

هم اكنون كمرم شكست، چاره ام رو به كاستی رفت و دشمنم زبان به سرزنشم گشود.

 

امام حسین علیه السلام با دلی شكسته، صورتی غرق اندوه و چشمانی اشكبار به سوی خیمه ها بازگشت، در حالیكه با آستین خود اشكهایش را پاك می كرد تا اهل حرم حضرتش را مشاهده نكنند.

باری، چون سكینه پدرش را دید كه از مقابل می آید، به سوی حضرت شتافت و گفت: عمویم عباس كجاست؟ چرا آب برایمان نیاورد؟

 

امام علیه السلام فرمودند: عمویت كشته شد.

زینب سلام الله علیها چون این خبر را شنید فغان برداشت: وای برادرم! وای عباسم! وای كه بعد از تو دیگر ما بی یاور شدیم.

زنان حرم به گریه پرداختند و حسین علیه السلام هم با آنان به گریه پرداخت و ندا در داد: وای كه بعد از تو ای ابوالفضل بی یاور شدیم و تباهی به ما روی آورد.

 

 

منابع:

سردار كربلا، ترجمه «العباس علیه السلام»، سید عبدالرزاق موسوی مقرم.

زندگانى حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام، ترجمه «العباس علیه السلام»، باقر شریف قرشى.

چهره درخشان قمر بنى هاشم ابوالفضل العباس علیه السلام، جلد اول، على ربانى خلخالى.

منبع: جام نیوز

 



مراسم عزاداری شب نهم محرم با سخنرانی حجت الاسلام سید حسین مومنی و سردار نقدی و مداحی حاج سعید حدادیان و کربلایی محمد حسین حدادیان در هیئت رزمندگان شرق تهران برگزار شد.

وارث: مراسم عزاداری شب نهم محرم با سخنرانی حجت الاسلام سید حسین مومنی و سردار نقدی و مداحی حاج سعید حدادیان و کربلایی محمد حسین حدادیان در هیئت رزمندگان شرق تهران برگزار شد.

در ادامه متن سخنان حجت الاسلام مومنی را می خوانید:

در زیارت نامه حضرت عباس علیه السلام چهار مطلب بیان شده است که این چهار مطلب کاشف از بصیرت بالای حضرت است، که خیال می کنیم به خاطر این چهار مطلب است که در روز قیامت تمام شهدا غبطه به مقام  حضرت عباس علیه السلام می خورند. ویژگی اول تسلیم و اطاعت صد در صد در مقابل امر امام حسین علیه السلام و گذشته از آن تخمین زدن نیاز ولی خدا از دور می باشد.

یکبار حضرت اباالفضل علیه السلام این جمله را فرمودند:اجازه می دهی بروم و جان خود را فدا کنم؟ آن هم زمانی که امام حسین علیه السلام برای بار چهارم پرسید: کسی هست که مرا یاری کند؟

دومین ویژگی ،تسلیم و مطیع بی چون و چرا حضرت عباس علیه السلام است،ماموریتی که مولا به او داده است، عین آن ماموریت را اجرا می کند.امام حسین زمانی که حضرت ابوالفضل علیه السلام پرسیدند: آیا به من اجازه می دهید؟ امام حسین علیه السلام به شدت بلند گریه کرد تا جایی که محاسنشان تر شد. فرمودند:عباسم تو صاحب لشگر من هستی و اگر تو بروی لشکر من از هم می پاشد.

امام حسین علیه السلام فرمودند: عباسم اگر می خواهی بروی برو و آب بیاور. تکلیف و ماموریت عباس علیه السلام آوردن آب است. لذا تمام تلاش عباس علیه السلام آوردن آب بود.

سوم وفا، یعنی دادن تمام سرمایه ها در راه خداوند که حضرت عباس علیه السلام این کار را انجام دادند.

چهارم نصیحت، یعنی فوق تکلیف بار از رو زمین بر داشتن است. وقتی عمود به فرق عباس علیه السلام خورد در ناحیه سر حضرت عباس علیه السلام رگ ها از هم پاشیده شد.

در ادامه این مراسم؛ ذاکرین اهل بیت علیه السلام حاج سعید حدادیان و کربلایی محمد حسین حدادیان به روضه خوانی و سینه زنی پرداختند.

کلیک کنید

http://vareth.ir



مراسم عزاداری شب نهم محرم با سخنرانی حجت الاسلام صفاری، مقتل خوانی حجت الاسلام ناصری پور و مداحی حاج روح الله بهمنی، کربلایی مرتضی عطاران و کربلایی علی عسگری در هیئت عشاق العباس علیه السلام برگزار شد.

وارث: مراسم عزاداری شب نهم محرم با سخنرانی حجت الاسلام صفاری، مقتل خوانی حجت الاسلام ناصری پور و مداحی حاج روح الله بهمنی، کربلایی مرتضی عطاران و کربلایی علی عسگری در هیئت عشاق العباس علیه السلام برگزار شد.

در ادامه متن سخنان حجت الاسلام صفاری را می خوانید: 

در روز عاشورا حضرت عباس علیه السلام خود را فدا کرد. ایشان هیچ چیز برای خود نمیخواستند. ایشان انقدر از خود گذشتی کرد که حتی بچه های خود را به همراه خود نیاورد و حضرت عباس علیه السلام نزد خداوند، دارای مقامی است که تمام شهدا از صدر اسلام تا آخر همه به ایشان غبطه می خورند. 

خداوند در قرآن آیه 69 سوره نساء می فرماید: کسانی که از خدا و فرستاده اش اطاعت نمایند آنان ( در دنیا و آخرت ) همراه کسانی هستند که خدا بر آنها نعمت بخشیده از پیامبران و صدّیقان و شهیدان و گواهان اعمال و شایستگان و آنها نیکو رفیقانی هستند. این آیه را امام صادق علیه درباره حضرت عباس علیه السلام به کار برده است. عباس علیه السلام بدنش را روز عاشورا کشتند اما تیر اصلی را در روز تاسوعا به حضرت عباس علیه السلام زدند به همین خاطر تاسوعا را روز عباس علیه السلام نامیدند. اول اینکه امام حسین علیه السلام به حضرت عباس علیه السلام فرمودند: برو از دشمن یک شب دیگر مهلت بگیر، تا من یک شب دیگر بیشتر نماز بخوانم. حضرت عباس علیه السلام زمانی که به سمت سپاهیان دشمن رفتند تا از آنها مهلت بخواهند، آنها گفتند که شما چه نماز بخوانید چه نخوانید جایتان در جهنم است. حضرت عباس علیه السلام بسیار ناراحت شدند. دوم اینکه شمر به پشت خیمه های امام حسین علیه السلام آمد و فریاد زد، خواهرزاده های من کجا هستند، زیرا می خواستند بچه های حسین علیه السلام را بترسانند،حضرت عباس علیه السلام سرش را از خجالت به زمین انداخت.امام حسین علیه السلام فرمودند عباس برو و جوابش را بده.حضرت عباس نیز جواب شمر را با صدای بلند داد،و فرمود خدا لعنتت کند با من چه کار داری؟(با صدای بلند جواب داد تا بچه ها آرام شوند). شمر گفت: برایت امان نامه آوردم؟ شمر هم گفت خدا تو و امیرت و امان نامه ات را لعنت کند نمی خواهم و زمانی که برگشت سمت خیمه ها حضرت زینب سلام الله به ایشان فرمودند: عباس، حسینم تنهاست، کسی را ندارد. در آن زمان حضرت عباس علیه السلام دلش درد آمد. او هیچگاه حسین علیه السلام را تنها نگذاشت.

در ادامه این مراسم؛ ذاکرین اهل بیت علیه السلام حاج روح الله بهمنی، کربلایی مرتضی عطاران و کربلایی علی عسگری بهه روضه خوانی و سینه زنی پرداختند.

بخش اول

بخش دوم

 

http://vareth.ir



مراسم عزاداری شب نهم محرم با سخنرانی حجت الاسلام موسوی مطلق و مداحی کربلایی محمد حسن پویانفر در مسجد اباذر برگزار شد.

وارث: مراسم عزاداری شب نهم محرم با سخنرانی حجت الاسلام موسوی مطلق و مداحی کربلایی محمد حسن پویانفر در مسجد اباذر برگزار شد.

در ادامه متن سخنان حجت الاسلام موسوی مطلق را می خوانید: 

سنت الهی این است که باید امر اصلاح و اقامۀ توحید از مجرای ظاهری باشد و خداوند هم خلاف سنت عمل نمی کند و بشر باید برای آنچه که خدا در نظر گرفته است و ما اعتماد کرده ایم به سخنان اهل بیت علیه السلامو قرآن امتحانش را پس بدهد.

در زمان امام حسن مجتبی علیه السلام اسلام داشت نفسهای آخر خود را می زد، ظلم هایی که بر امام حسن علیه السلم شده است کم ظلم هایی نیست. در میادین نبرد امام را تنها گذاشتند، بیشترین جسارت به وجود مبارک کریم اهل بیت علیه السلام صورت گرفته بود. اسلام نیاز به یک شوک داشت و این شوک باید می آمد تا اسلامی که مرگ مغزی شده بود احیاء شود. مگر چندسال از رحلت پیامبر اکرم صل الله علیه و آله گذشته بود که باید کسی جایش را می گرفت که شرابخواری می کرد و قمار باز بود؟ و مردم هم همه مطیع بودند؟ و آن شوکی که دوباره اسلام را احیاء کرد تا به امروز حرکت سیدالشهداء علیه السلام بود.

سید الشهداء علیه السلام شاهکار بزرگ خلقت را انجام داد. پیامبر اکرم صل الله علیه و آله موجی را به وجود آورد، تعدادی از کسانی که در این موج بودند شهید شدند اما این موج فروکش کرد و همگی مرتد شدند. عظمت امام حسین علیه السلام به کور شفا کردن و مرده زنده کردن و به رزق و روزی رساندن و اینها نیست، عظمت سیدالشهداء این است که در کربلا توانست هفتاد دو نفر را توانست پای معرکۀ توحید بنشاند. فکر نکنیم که هفتاد و دو نفر کم هستند، برای آن زمان جاهلیت این هفتاد و دو نفر خیلی بودند.

اگر شما به میدان یاری سیدالشهداء علیه السلام بروید و سیدالشهداء علیه السلام شما را قبول بکند مظهر این نام است که تمام گذشتۀ تان را جبران می کند. از همین هفتاد دو نفر در روز عاشورا فقط سی نفر آنها برای لشگر مقابل است. آمده بودند که با امام حسین علیه السلام جنگ بکنند اما امام آنها را برگرداند.

در روز عاشورا شخصی در لشگر مقابل بود به نام سعید که تعلل داشت و فکرش مشغول بود. برادرش از او پرسید چرا پریشان هستی؟ گفت می خواهم یک چیزی بگویم ولی واکنشی نشان نده، برادر می دانی این آقایی که امروز از صبح دارد به میدان می آید کیست؟ او پسر پیامبر صل الله علیه و آله و پسر زهرا سلام الله علیها است. ما داریم با چه کسی می جنگیم؟ ما باید برویم یاری اش بکنیم، ما بهترین یارهایش را از او گرفت ایم، سپهسالار سپاهش را زمین زده ایم، جان جوانش را گرفته ایم. به خاطر اینکه اثبات بکنیم برای یاری اش آماده ایم سوار مرکب هایمان میشویم و به سمتشان می رویم، لشگر ما خیال می کند که ما قصد حمله داریم، تا به خیمه ها رسیدیم برمی گردیم و یک لبیک یا حسین می گوییم.

کار سیدالشهداء علیه السلام یک شاهکار عظیمی بوده است. ائمۀ ما و امام حسین علیه السلام از بی یاری و بی کسی هنوز هم دارند می گویند، هل من ناصرٍ ینصرنی...؟

امام باقر علیه السلام فرمودند: یک روز عده ای نزد امام سجاد علیه السلام آمدند و گفتند: بعد از شهادت پدرتان قیام بکنید، اینهمه بیداری صورت گرفت، همۀ اینها دارند می آیند. بیداری اگر قرار است صورت بگیرد باید تحت حمایت و توجه ولی خدا باشد. اسلام فقط شمشیر برهنه نمی خواهد، امام فقط شمشیر برهنه نمی خواهد، امام معرفت و عقلانیت می خواهد، همراه این معرفت و عقلانیت مردانه به میدان آمدن می خواهد.

در ادامۀ حدیث امام باقر علیه السلام می فرمایند که پدرم گفت ما در عرب و عجم به تعداد گوسفندان یک گله هم یار نداریم که ما را دوست داشته باشند یعنی دوست داشتن حقیقی.

حلقۀ مفقوده ای است بین اینکه عقل، حق و حقانیت در تمام عالم ظهور پیدا نمی کند این است که خداوند یک طرف کار را آورده است و آن هم عبارت از ولی خدا است که باید یاری بشود. مشکل اینجاست که این یاران جمع نمی شوند. این روند تا وجود مقدس ولی اعظم علیه السلام ادامه پیدا کرد و الآن یکی از دلایلی که حضرت تشریف نمی آورند این است که ایشان یار ندارد. 

در ادامه این مراسم کربلایی محمد حسین پویانفر به روضه خوانی و سینه زنی پرداختند.

کلیک کنید

http://vareth.ir



فایل صوتی سخنرانی استاد پناهیان در شب هشتم ونهم محرم


جلسه هشتم: چگونه امتحان می شویم؟


دریافت فایل



جلسه نهم: چگونه امتحان می شویم؟


دریافت فایل

 

http://vareth.ir



مراسم عزاداری شب نهم محرم با سخنرانی حجت الاسلام خلج و مداحی حاج محمودکریمی و حاج ابراهیم رحیمی توسط هیئت ثارالله تهران در مسجد الهادی علیه السلام برگزار شد.

وارث: مراسم عزاداری شب نهم محرم با سخنرانی حجت الاسلام خلج و مداحی حاج محمودکریمی و حاج ابراهیم رحیمی توسط هیئت ثارالله تهران در مسجد الهادی علیه السلام برگزار شد.

در ادامه متن گزیده ای از سخنان حجت الاسلام خلج را می خوانید: 

اگر بخواهیم چکیدۀ کل قرآن را بگوییم می شود، ایمان به تمامی مراتب و تقوا با تمامی مراتب آن. از ویژگی های اصحاب اباعبدالله الحسین علیه السلام که مهم ترین ویژگی آنها هم هست، ایمان است. ایمان بالایی داشتند. در قرآن آمده است که انسان ها زیان کارند و خسران می بینند مگر آنها که اهل ایمان هستند.

فردی پیش امام صادق علیه السلام آمد و پرسید که کدام عمل بالاترین عمل نزد خداوند متعال است؟ امام صادق علیه السلام فرمودند: آن عملی که اگر آن نباشد خداوند هیچ چیز دیگر را قبول نمی کند و آن ایمان به خدا و پیامبر و امامان است.

ایمان به چه معناست؟ ایمان یک نوری است که به قلب تابیده می شود. پیامبر اکرم صل الله علیه و آله به امام علی علیه السلام فرمودند ایمان آن چیزی است که در دل جا می گیرد و اعمال انسان را تصدیق می کند.

امام رضا علیه السلام فرمودند که ایمان یک گرۀ قلبی است. ایمان یعنی دلت را به اهل بیت علیهم السلام گره بزنی. همۀ دشمنان خارجی می خواهند این ایمان را از ما بگیرند.

قرآن دو تعبیر برای ایمان و کفر دارد، خداوند می فرماید: ایمان نور است و کفر ظلمت و تاریکی است. خداوند سرپرست کسانی است که ایمان دارند یعنی دلشان را با اهل بیت علیهم السلام گره زده اند. اما کسانی که کفر بورزند ولی و سرپرست آنها خداوند نیست.

دومین تعبیر قرآن از ایمان و کفر این است که ایمان چیزی است که انسان را زنده و نورانی می کند و به او حیات می بخشد و کفر آن چیزی است که هم آدم را می کشد و هم باعث مرگ آدم می شود. اگر زندۀ نورانی بشوی همین الآن هم یار اباعبدالله علیه السلام هستی.

امام حسین علیه السلام فرمودند: که هر زندۀ نورانی دنبال رو راه من است، چه در زمان من و چه قبل از من و چه بعد از من تا قیامت.

چه کاری انجام بدهیم که ایمانمان زیاد بشود؟ اول یاد محبوب، دوم سخن گفتن با محبوب که همان دعا کردن است و سوم گوش دادن به سخن محبوب. آیۀ قرآن است که مؤمنان فقط کسانی هستند که وقتی نام خداوند متعال را می شنوند دلشان می لرزد، و وقتی آیات الهی برای آنها خوانده می شود ایمانشان زیاد می شود. 

در ادامه این مراسم ذاکرین اهل بیت علیه السلام حاج محمود کریمی و حاج ابراهیم رحیمی به روضه خوانی و سینه زنی پرداختند.

کلیک کنید

کلیک کنید

http://vareth.ir






( کل صفحات : 61 )       40   41   42   43   44   45   46   47   48   49   >   


پيوندهای دوستان
آمار وبلاگ
  • کل بازديد : 364149
  • تعداد کل نظرات : 79
  • تعداد کل پست ها : 1157
  • تاریخ ایجاد وبلاگ :
    سه شنبه 6 آبان 1393 
  • آخرين بروز رساني :
    پنج شنبه 13 آبان 1395 
امکانات
دانشنامه عاشورا پخش زنده حرم
روزشمار محرم عاشورا