1) فرهنگ سازي
فرهنگ سازي يعني تبديل شيوه هاي مصرف به تناسب نياز جامعه و ميزان منابع اقتصادي كشور و همچنين بهره گيري از منابع و كالاها و خدمات براساس سنت و عرف غالب در رفتار، گرايش و باور مردم جامعه و تبلور آنها بمثابه هنجارهاي مثبت اجتماعي و اقتصادي در عملكرد اقتصادي و رفتار مصرفي افراد جامعه مي باشد.
2) تغيير نظام مصرف
نظام مصرف هر جامعه بايد متناسب با فرهنگ بومي و محلي باشد و همانند گرانيگاه تعادل ميان منابع توليد و نيازهاي جامعه را ايفاي نقش بكند. بسياري از شيوه ها و روش هاي مصرفي، كالاها و خدمات به دليل بازدهي نامناسب و عدم تناسب با ميزان و حجم سرمايه ها و همچنين نياز واقعي شهروندان بايد در چهارچوب فرآيند نوآوري اصلاح و يا آلترناتيوهاي صحيح جايگزين آنها شود.
3) ايجاد ساختارهاي جديد و مبتني بر نظام الگوي مصرف با هدف صرفه جويي
تغيير و اصلاح الگوي مصرف بدون تحول در مراحل توليد و بسترهاي اقتصاد كلان اصولا امكان پذير نخواهد بود. بسياري از كارخانه ها و صنايع توليدي ما يا دچار فرسودگي و فقر فن آوري شده يا محصولات و كيفيت آنها متناسب با نياز جامعه و دانش امروزي در حوزه صنعت نيست. لذا بايد ضمن توجه به مقوله استاندارد (نظام ايزو) در فرآيند توليد، مي توان از فن آوري هاي جايگزين و نسل جديد خطوط توليد استفاده كرد. مثلا توليد انرژي بادي و خورشيدي جايگزين نيروگاههاي آبي و حرارتي بويژه سدها شود. (چون سدهاي برق- آبي آسيب هاي جبران ناپذير به كشاورزي و اكوسيستم طبيعي و زيستگاه جانوران وارد مي سازد بطوريكه هم اكنون نهادهاي جهاني به دنبال مبارزه با پديده سدسازي هستند و در اين راستا سازمان هاي
NGO هاي زيادي در حال فعاليت مي باشند.)
4) جهت گيري صحيح نظام اجرايي و سياست گذاري
رسيدن به نظام الگوي مصرف كارآمد بدون قوانين و نظام حقوقي شفاف و نشاط آفرين ممكن نيست. دستورالعملها و مقررات بايد در دو حوزه ذيل براي تهيه نظام الگوي مصرف كشور تدوين و تصويب گردد.
الف) در بخش سياست گذاري كلان (در قالب سياست هاي كلي و چشم اندازهاي بلندمدت با تعاريفي روشن و بدور از ابهام)
ب) تدوين قوانين و مقررات عيني و ميداني در راستاي روان سازي و انعطاف نظام اقتصادي در برابر نوآوري ها و تحولات اساسي و تقويت عنصر تلاش و وجدان كاري و انضباط اجتماعي در ميان عناصر فعال در حوزه توليد و ارائه خدمات
¤ نقش دولت در تهيه نقشه جامع نظام الگوي مصرف
1) تهيه نقشه نظام جامع رشد و الگوي مصرف با بهره گيري از ظرفيت دانشگاه ها و حوزه هاي توليد علم و دانش
اين مهم بدون بهره گيري از تجربه انباشته شده مديران كشور به ويژه مديران سال هاي پس از انقلاب اسلامي و همچنين توان علمي مجامع دانشگاهي و حوزوي در عرصه هاي علوم انساني و پايه امكان پذير نخواهد بود. نگاه جناحي، تنگ نظري و تحجر، دشمن تراشي، توطئه پنداري و خط كشي هاي سياسي بي دليل از جمله موانع دستيابي به نقشه علمي مي باشد.
2) كاهش حجم دولت با هدف ايجاد الگوي ساختاري متناسب با مصرف جامعه
كوچك سازي حجم دولت و كاهش نقش آن در تصدي مستقيم امور اقتصادي از جمله عوامل موثر رشد و توسعه كشورها است. رهآورد مهم كوچك سازي بدنه دولت صرفه جويي در هزينه هاي گزاف و مخارج سنگين است. از محل صرفه جويي در بودجه جاري دولت مي توان عوايد مالي زيادي را به دست آورد و آنها را در مسير اصلاح الگوي مصرف و افزايش كيفيت كالاها و خدمات بكار گرفت. متاسفانه در عرصه سياسي ايران همواره باوري وجود دارد كه به هيچ وجه حاضر به كاهش حجم بدنه دولت نبوده و نيست و اين عمل را خلع سلاح قوه مجريه در برابر نهادهاي مدني- صنفي و مخالفين سياسي تلقي مي كنند. در حالي كه تصويب سياست هاي مربوط به اصل 44 قانون اساسي در مجمع تشخيص مصلحت نظام و ابلاغ آن از سوي مقام معظم رهبري به قواي سه گانه حجت را بر همگان تمام كرده و راهي براي بهانه تراشي و شانه خالي كردن از زيربار مسئوليت مديران كشور نگذاشته است.
3)تغيير شكل نظام خدمات دهي
نابساماني در رفتار مصرفي جامعه معلول ساختار بيمار نظام خدمات دهي نهادها و مراجع اداري و اجرايي كشور است. بوركراسي حاكم بر سيستم اداري به ويژه در بخش هاي متصدي امور توليد و حوزه فعاليت صاحبان صنايع و كارگاه هاي توليدي و بنگاههاي اقتصادي كشور (بخش خصوصي) همواره به عنوان يك مانع در برابر تحول ساختاري سيستم خدمات رساني عمل كرده است.

.

.

.



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در پنج شنبه 29 بهمن 1388  ساعت 10:26 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 




مبارزه با مصرف گرايي در جامعه هم وظيفه مردم است و هم رسالت مسولين. در ارتباط با نقش مردم ذكر مصاديقي چون مصرف بالاي آب، بنزين، لوازم آرايشي و... كافيست تا اهميت ماجرا روشن شود. البته رشد مصرف گرايي در ميان مردم، ريشه هاي تاريخي و اجتماعي دارد كه در ادامه به واكاوي آن مي پردازيم.

پيام نوروزي رهبر معظم انقلاب، امسال رنگ و بوي ديگري داشت. در حالي كه بسياري از نخبگان كشور مشتاقانه به انتظار پيام نوروزي رهبري، در اولين سال از دهه ي پيشرفت و عدالت نشسته بودند، باتحويل سال جديد و پخش پيام رهبري از شبكه هاي سيما و طرح استراتژي اصلاح الگوي مصرف از جانب ايشان، سوالات متعددي در اذهان آنان ايجاد شد. اينكه چرا در آغاز دهه پيشرفت و عدالت، اصلاح الگوي مصرف مطرح شده است. رهبر انقلاب فرداي آن روز در مشهد، شاخص هاي مسيري را تبيين كردند كه به فرموده ي ايشان "يك اقدام اساسي در زمينه ي پيشرفت و عدالت " بود.

1- مردم، مسئولين و اصلاح الگوي مصرف
مبارزه با مصرف گرايي در جامعه هم وظيفه مردم است و هم رسالت مسولين. در ارتباط با نقش مردم ذكر مصاديقي چون مصرف بالاي آب، بنزين، لوازم آرايشي و... كافيست تا اهميت ماجرا روشن شود. البته رشد مصرف گرايي در ميان مردم، ريشه هاي تاريخي و اجتماعي دارد كه در ادامه به واكاوي آن مي پردازيم.
اما رهبري در آغاز بحث خود در مشهد، فرمودند: "بخش مهمي از اسراف در اختيار مردم نيست، در اختيار مسئولين كشور است ".
حقيقت امر اين است كه اين رفتارهاي مسئولين و متوليان حكومت است كه الگو سازي مي كند. طبيعي است زماني كه شيك ترين ساختمان هاي شهر، ساختمانهاي اداري باشند و دفتر كار مسئولين و مديران، مزين به انواع تجملات و تشريفات و سالن هاي سمينار (بخو انيد سميناهار!؟!) باشد و مردم، مسئولين خوش پوش را از پشت شيشه ي تويوتا شاسي بلند و مرسدس بنز ببينند، مصرف گرايي و تجمل پرستي در جامعه رايج مي شود؛ كه البته اين شيوه زندگي ميراث دوران سازندگي است.
با توجه به بحث مطروحه در بالا ساده زيستي مسئولان، خود شاخص و معياري در حركت به سمت اصلاح الگوي مصرف است.

2- تبيين ريشه هاي فكري و تاريخي مصرف گرايي
لازم به ذكر است كه ريشه شناسي مصرف گرايي، خود نيازمند نگاشتن كتابهاي فراوان است. اما نوشته ي پيش رو تنها اشاره اي به اين حجم عظيم مطلب است.

2- 1 مصرف گرايي ميراث تمدن غرب
براي بحث در ارتباط با مصرف گرايي نياز است رجوعي تاريخي داشته باشيم به تحولاتي كه طي قرن 16 تا 19 ميلادي در اروپا اتفاق افتاد؛ تحولاتي كه به دنبال رفتارهاي علم ستيز و عقل ستيز كليسا، موجب شد نگاه بشر غربي از آسمان كنده شده و به زمين دوخته شود.آنجا بود كه بشر غربي با خداوند خداحافظي كرد و با خواندن علوم وحياني به عنوان حوزه اي خارج از دسترس عقل انسان، حوزه ي فعاليت خود را متوجه ماديات نمود و فصلي جديد را در زندگي بشر غربي و بلكه نوع بشرآغاز نمود. پس از آن ديگر آنچه انسان غربي در سر مي پروراند، فكر، انگيزه و تلاش براي تمتع بيشتر مادي بود. نگرشي كه انسان غربي نسبت به خود و جهان يافت اينچنين اقتضا داشت كه او خود و نيازهاي مادي اش را اصل بينگارد و تحت عنوان "توسعه " همه عزم و همت خويش را در جهت برآورده ساختن اين نياز ها متمركز كند. يعني توقف در مرحله حيواني وجود خويشتن.
به دنبال اين رويكرد، منابعي كه ميليون ها سال به تدريج توسط بشر مصرف شده بود، به يكباره و در طي 100 سال تا مرز نابودي پيش رفت و البته كاروان استعمار غرب به سمت سراسر ممالك دنيا سرازير شد. اما به دنبال نياز به منابع، غرب با استعمار و استحمار كشور ها اين روند مصرف را ادامه داد.
بدين ترتيب جهان غرب با توليد روز افزون ثروتمند و ثروتمند تر مي شد و بنا بر اين اصل كه "محصولي كه توليد شود بايد مصرف گردد و هر چه توليد افزايش يابد، بايد مصرف هم افزايش يابد "، با استعمار، استحمار و غرب زده نمودن ممالك دنيا، بازار مصرف محصولات خود را فراهم نمود.
سياستمداران غربي كوشيدند "توسعه يافتگي " را آرمان ممالك به اصطلاح در حال توسعه نمايند و اين در حالي بود كه توسعه يافتگي غربي، چيزي جز تبديل شدن به مستحمره ي غرب و زايل شدن فرهنگ ملت ها نبود.
جاي بسي تاسف است كه ايران انقلابي نيز پس از دهه 60، به يكي از همين بازار هاي مصرف مبدل گشت و از آنجا بود كه مصرف گرايي در جامعه ي ايران نهادينه گشت. اما به هر حال امروز كشور ما يكي از همين بازار هاي مصرف است و مصرف گرايي در جامعه ي ما يعني كمك به قدرتمند تر شدن قلدر هاي جهان و البته فقير شدن كشور خودمان.
همانطور كه در بالا آمد، تنها راه حل غرب براي تبديل كشور ها به بازار مصرف خود، غربي كردن آنهاست.

.

.

.



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در پنج شنبه 29 بهمن 1388  ساعت 10:24 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 



گزيده اي كوتاه از بيانات مقام معظم رهبري حرم رضوي ـ فروردين
بايد خودمان را اصلاح كنيم. بايد الگوي مصرف جامعه و كشور اصلاح شود. ما الگوي مصرف مان غلط است. چه جوري بخوريم؟ چه بخوريم؟ چه بپوشيم؟ تلفن همراه توي جيب مان گذاشته ايم؛ به مجرد اينكه يك مدل بالاتر وارد بازار مي شود، اين را كأنّهُ دور مي اندازيم و آن مدل جديد را بايد بخريم؛ چرا؟ اين چه هوس بازي اي است كه ما به آن دچار هستيم.

...امسال اولين سال دهه ي چهارم انقلاب است كه به نام «دهه ي پيشرفت و عدالت»ناميده شده است.به اين مناسب عرايضي عرض مي كنم؛ هم در زمينه ي برخي از مهم ترين مسائل كشورمان در داخل و هم چنين اشاره اي به بعضي از مسائل مهم بين المللي و خارجي. اين دهه را ده سال پيشرفت و عدالت كشور و نظام جمهوري اسلامي ناميديم؛ درحالي كه از آغاز انقلاب، ملت ايران با حركت عظيم خود و با ايجاد و استقرار نظام جمهوري اسلامي، به سمت پيشرفت وعدالت حركت كرده است.ده سال آينده چه خصوصيتي دارد كه آن را به عنوان دهه ي پيشرفت و عدالت نام گذاري كرده ايم؟ به نظر ما تمايز ده سال آينده با سه دهه ي گذشته، در آمادگي هاي بسيار وسيع و عظيمي است كه دركشور عزيزمان براي پيشرفت و عدالت به وجود آمده است؛ اين آمادگي ها به ملت بزرگ و مصمم ما اجازه مي دهد كه در اين زمينه يك جهش و يك گام بلند نشان بدهد.ملت، آماده ي يك حركت پرشتاب و بزرگي به سمت پيشرفت و عدالت است؛ چيزي كه در دهه هاي قبل، اين امكان با اين گستردگي براي ملت فراهم نبود.
...يك جمله ي كوتاه در مورد مفهوم پيشرفت، يك جمله ي كوتاه هم در مورد مفهوم عدالت عرض مي كنم؛ تفصيل اين اجمال را بايستي مسئولان، گويندگان، كساني كه با افكار مردم سر و كار دارند، باز كنند؛ هم تحقيق كنند، هم به مردم اطلاع رساني كنند. مقصود ما از پيشرفت، پيشرفت همه جانبه است. پيشرفت درتوليد ثروت ملي، پيشرفت در دانش و فناوري، پيشرفت در اقتدار ملي و عزت بين المللي، پيشرفت در اخلاق و در معنويت، پيشرفت در امنيت كشورـ هم امنيت اجتماعي، هم امنيت اخلاقي براي مردم ـ پيشرفت در ارتقاي بهره وري.ارتقاي بهره وري معنايش اين است كه ما بتوانيم از آن چه كه داريم، بهترين استفاده را بكنيم. از نفت موجود، از گاز موجود، از كارخانه ي موجود، از راه موجود و از آن چه كه در اختيار هست، بيشترين و بهترين استفاده را بكنيم.
هم چنين پيشرفت در قانون گرايي و انضباط اجتماعي؛ كه اگر ملتي دچار بي قانوني بشود، قانون شكني بر ذهن و عمل مردم حاكم بشود، هيچ پيشرفت معقول و درستي نصيب آن ملت و كشور نخواهد شد. پيشرفت در وحدت و انسجام ملي؛ چيزي كه دشمنان از اول انقلاب سعي كرده اند آن را به هم بزنند؛ اما خوشبختانه ملت ما اتحاد و انسجام خود را با همه ي زمينه هايي كه ممكن بود براي تفرقه مورد سوءاستفاده قرار بگيرد، حفظ كرده است؛ اين را بايد هر چه بيشتر كنيم و ارتقاء ببخشيم.پيشرفت در رفاه عمومي؛ همه ي طبقات بتوانند از رفاه برخوردار شوند.پيشرفت در رشد سياسي؛ كه درك سياسي، رشد سياسي، قدرت تحليل سياسي براي جمعيت عظيمي مانند جمعيت ملت ما، مثل يك حصار پولادين در مقابل بدخواهي هاي دشمنان است؛ لذا ما بايد رشد سياسي خود را بالا ببريم. مردم ما از لحاظ رشد سياسي، امروز هم از بسياري از ملت ها جلويند؛ اما باز در اين جهت هم بايد پيشرفت كنيم. مسئوليت پذيري، عزم و اراده ي ملي؛ در همه ي اين زمينه ها بايد پيشرفت بشود.البته باحرف نمي شود، با الفاظ نمي توان كاري انجام داد، نوشتن اين چيزها روي كاغذ اثري ندارد؛ تحرك و برنامه ريزي لازم دارد، كه بعد اشاره اي عرض خواهم كرد.
اماعدالت.پيشرفت اگر با عدالت همراه نباشد، پيشرفت مورد نظر اسلام نيست.اين كه ما توليد ناخالص ملي را، درآمد عمومي كشور را به يك رقم بالايي برسانيم، اما در داخل كشور تبعيض باشد، نابرابري باشد، عده اي آلاف و الوف براي خودشان داشته باشد، عده اي در فقر و محروميت زندگي كنند، اين آن چيزي نيست كه اسلام مي خواهد؛ اين آن پيشرفتي نيست كه مورد نظر اسلام باشد.بايد عدالت تأمين بشود. عدالت هم يك واژه ي بسيار عميق و وسيعي است كه بايستي خطوط اصلي آن را جستجو و پيدا كرد.به نظر ما عدالت، كاهش فاصله هاي طبقاتي است، كاهش فاصله هاي جغرافيايي است. اين جور نباشد كه اگر يك مركزي، يك استاني، يك شهري، يك كوره دهي از مركز دور است، در يك نقطه ي دور جغرافيايي كشور قرار گرفته است، دچار محروميت باشد؛ اما آن جايي كه نزديك است، برخوردار باشد؛ اين عدالت نيست.هم فاصله هاي طبقاتي بايد برداشته شود، فاصله هاي جغرافيايي بايد برداشته شود، هم برابري در استفاده ي از امكانات و فرصت ها بايد به وجود بيايد. همه ي آحاد كشور، آن كساني كه استعداد دارند، آن كساني كه امكان دارند، بتوانند از امكانات عمومي كشور استفاده كنند. اين جور نباشد كه نورچشمي ها مقدم باشند و افراد متقلب و خدعه گر جلو بيفتند. كاري كنيم كه افراد گوناگون كشور، همه بتوانند در برابر امكانات كشور، از فرصت برابر استفاده كنند.البته اين ها آرزوهاي بزرگي است، ليكن دست يافتني است؛ دست نيافتني نيست.اگر تلاش كنيم و كار كنيم، مي توانيم به آن برسيم.سخت است، اما شدني است.
يكي از مصداق هاي عدالت، مبارزه ي با فساد مالي و اقتصادي است كه بايستي جدي گرفته شود.من سال ها پيش هم اين را گفته ام، بارها هم تأكيد كرده ام، تلاش هاي خوبي هم انجام گرفته است و دارد انجام مي گيرد؛ اما مبارزه ي با فساد، كار دشواري است؛ كاري است كه انسان، مخالف پيدا مي كند. شايعه درست مي كنند، دروغ مي گويند و آن كسي كه در اين ميدان جلوتر از ديگران حركت كند، بيشتر از همه مورد تهاجم قرار مي گيرد. اين مبارزه هم لازم است و بايد انجام بگيرد.خب، كساني كه بخواهند اين كارهاي بزرگ را چه در زمينه ي پيشرفت، چه در زمينه ي عدالت انجام دهند، بايد مديراني باشند كه به اين چيزها معتقد باشند،حقيقتاً عقيده داشته باشند كه بايد عدالت برقرار شود، بايد با فساد مبارزه شود.مديران معتقد و مؤمن به اين مباني كه داراي شجاعت باشند، داراي اخلاص باشند، داراي تدبير و عزم راسخ باشند، قطعاً مي تواند اين مقاصد و اين اغراض عالي الهي را تحقق ببخشند.اين مطلب اولي كه لازم بود عرض كنم.

.

.

.

 
 


 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در پنج شنبه 29 بهمن 1388  ساعت 10:23 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 


الف) سطح فردي:
- تغيير باورهاي افراد از مصرف متعارف و مورد نياز و چگونگي درست مصرف كردن
- آشنايي با روش‌هاي صرفه جويي در مصرف (بويژه در مورد مصرف انرژي .)
- پرهيز از تجمل گرايي و رفاه‌زدگي.
- پرهيز از چشم و همچشمي در خريد اموال و اقلام مصرفي و تزئيني ( اسباب و اثاثيه منزل .)
- آشنايي با توصيه‌ها و دستورات دين اسلام در مورد قناعت، صرفه جويي و اسراف.
- آشنايي با آسيب‌ها و زيان‌هاي ناشي از مصرف بي‌رويه بر اقتصاد كشور و منابع ملي.
- تعهد و خويشتنداري ( تقوا ) شخصي و مقابله با وسوسه‌هاي نفساني و هوس‌پروري (بويژه در تجمل‌گرايي.)
- خريد مايحتاج منزل به ميزان لازم و متعارف و در حد استفاده معقو ل و متعادل.
- درك اين حقيقت كه مصرف بي‌رويه و نابجاي ثروت‌هاي خدادادي، باعث تباهي نعمت‌هاي الهي و خيانت به آيندگان است.
ب ) سطح ملّي:
- جلو‌گيري از هدر رفتن آب، برق، گاز و ديگر سرمايه‌هاي ملي به علت فرسودگي شبكه انتقال و توزيع و يا عدم ذخيره‌‌‌سازي مناسب آنها.
- ساماندهي توزيع يارانه‌ها به كالاهاي اساسي و انرژي مصرفي براساس استاندارد ميزان مصرف سرانه و پرداخت هزينه مازاد مصرف از سوي خود افراد.
- فرهنگ‌سازي براي مصرف متعادل و منطقي و ايجاد الگوي صحيح مصرف در جامعه از طريق آموزش و پرورش، رسانه‌ها و... بويژه از طريق سينما و تلويزيون در فيلم‌ها و سريال‌ها.
- وضع قوانين و مقررّات لازم براي اجراي الگوي صحيح مصرف در جامعه و پرهيز از مصرف بي‌رويه.
- برخورد قانوني با متخلّفان و تضييع كنندگان منابع و منافع ملي.
- تسريع در پروژه‌هاي زيربنايي كه مي‌توانند به ذخيره‌سازي انرژي و منابع طبيعي كمك كنند مثل سد سازي، راه‌اندازي پالايشگاه‌ها و مجتمع‌هاي پتروشيمي، شبكه‌هاي انتقال و توزيع آب، گاز و برق، نيروگاه‌هاي هسته‌اي و....
- توليد و توزيع كالاهايي كه مي‌توانند در مصرف جامعه صرفه‌جويي ايجادكنند مثل لامپ‌هاي كم‌مصرف.
- اجراي آيين نامه‌ها و مقررات مهندسي كه به بهينه سازي ساختمان‌ها در مصرف انرژي كمك مي‌كند.
- نظارت دقيق بر توليد كالاهاي اساسي مثل نان، گوشت، برنج، روغن، شكر، سيفي جات، ميوه جات با كمترين ضايعات و استفاده از روش‌هاي مكانيزه در توليد اين محصولات به منظور افزايش توليد با حداقل هزينه ممكن و كيفيت مطلوب.
-‌ استفاده بيشتر و بهتر از مواد قابل بازيافت در توليد محصولات جديد و كاهش آلودگي‌هاي محيطي.
- اعمال ممنوعيت‌هاي قانوني و بودجه‌اي براي سفرهاي غيرضروري و همايش‌ها و اجلاس‌هاي ناكارآمد دستگاه‌هاي دولتي.
- نظارت بر ميزان انرژي مصرفي از سوي اصناف، بازار و مشاغل آزاد و اعمال برخوردهاي قانوني با مسرفين (بويژه در مورد آب وبرق .)
- دقت در خاموشي چراغ‌هاي معابر عمومي، بزرگراه‌ها و خيابا‌ن‌ها پس از روشنايي هوا و چراغاني‌هاي پيوسته كوچه‌ها و محلّه‌ها در جشن‌ها و مناسبت‌ها.



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در پنج شنبه 29 بهمن 1388  ساعت 10:22 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 



آب و آبياري در ايران پيشينه‌اي فراتر از تاريخ مدون دارد. بر خلاف بسياري از مناطق دنيا، وضعيت جغرافيايي آب و هوايي در ايران به گونه‌اي نبوده است كه آب در محل تجمع مردم مهيا و در دسترس باشد. به اين سبب ايرانيان در طول تاريخ همواره كوشيده‌اند تا آب را تامين و در كنار خود قرار دهند.

كشور ما به عنوان يك تمدن كهن كشاورزي تجربيات گرانقدري در زمينه تامين و بهره‌برداري پايدار از منابع آب دارد. بر خلاف شيوه‌هاي كنوني كه استخراج و انتقال آب نيازمند به انرژي است در سيستم هوشمندانه كاريز كه پدران ما مبتكر آن بوده‌اند نه تنها نيازي به استفاده از انرژي نيست و از منابع آب بهره‌برداري بي‌رويه نمي‌كند بلكه از آن انرژي نيز كسب مي‌شود.

قدمت كاريزها به پيشداديان نسبت داده مي‌شود. آمده است كه منوچهر شاه اول كسي بود كه كاريز كند و به انديشه آب از زمين بيرون آورد.
روش‌هايي از آبياري مانند استفاده از كوزه‌هاي سفالي كه هنوز هم در نواحي حاشيه كوير ايران متداول است گواهي بر اين است كه ابتكار آبياري به اصطلاح قطره‌اي به پدران ما تعلق دارد و آنان با انتخاب گياهان و ارقام مناسب و شيوه‌هاي حفظ رطوبت خاك و استفاده از سيلاب با شيوه‌ بندسازي به وجه مناسبي از منابع آب استفاده مي‌كردند. شيوه‌اي كه امروز با نام اسپيت (
spate irrigation ) به عنوان يك سيستم مدرن و پايدار آبي معرفي مي‌شود، اجداد ما ساليان دراز با استفاده از آب و خاك شور به توليد محصول پرداخته و با آن زيست كرده‌اند. دانش بومي آنها در بهره‌برداري از آب و خاك شور از گنجينه‌هاي باارزش علمي دنياست كه امروزه توجه جهانيان به آن جلب شده است. بالاتر از همه آب در بين ايرانيان عزيز و مقدس بوده است.
قداست آب و حفاظت از آن تا آنجا با فرهنگ و آيين و مذهب ايرانيان در آميخته است كه حتي امروز نيز هنوز سوگند خوردن به آب در بين روستائيان مرسوم است. هيچ مراسم مذهبي و فرهنگي را نمي‌توان سراغ گرفت كه در آن نشاني از آب به عنوان تبرك وجود نداشته باشد. مورخان تمدن ايرانيان باستان‌ را تمدن هيدروليكي و اخلاق آنان را اخلاق آبي ذكر كرده‌اند. مردم ما تلف كردن آب را گناهي بزرگ و حفاظت آن را ثواب مي‌دانستند.
ايرانيان در مهار و انتقال آب‌هاي سطحي نيز از دانش و فناوري بسيار قوي برخوردار بودند. احداث سدهاي بلند قوسي و انتقال بين حوضه‌اي آبها با گالري‌هاي زيرزميني كه بعضا عمق آنها بالغ بر 300 متر است نمونه‌اي از دانش و فناوري بومي آنهاست. در بيش از 1000 سال قبل كه اروپاييان حتي سيكل هيدرولوژي را نمي‌شناختند ايراني‌ها در زمينه شناخت و چرخه آب‌ها داراي تاليفات بوده‌اند. هيچ كشوري در دنيا به اندازه ايراني‌ها در مديريت و توزيع و استفاده از آب مهارت نداشته است. هنوز طومارهاي آب در جاي جاي كشور وجود دارد. تشكل‌هاي مديريتي آب بران كه بعضا تعداد مشتركين و حقابه‌بران آنها بالغ بر هزاران نفر مي‌شد از قوي‌ترين مجموعه‌هاي مشاركت مردمي در زمينه آب بوده است. همين سيستم‌هاي مديريتي بود كه منابع محدود آب كشور را تداوم و حيات بخشيد. روستاهاي ايران و موقعيت و محل آنها و نيز فاصله و قلمرو و حتي الگوي زراعت و غذايي مردم بر اساس موجوديت و مهيايي آب شكل گرفته است. روستائيان لحظه‌اي از پايش و حفاظت آب دريغ نمي‌كردند. باور مذهبي و فرهنگي آنها اين بود كه آب زنده است و اگر تنها بماند تلف خواهد شد. هنوز برخي روستائيان خراسان همراهان آب را به ياد دارند. اينها افرادي بودند كه هميشه با اب حركت و آن را به اصطلاح همراهي مي‌كردند تا از هرز رفتن آن كه همان تلف شدن باشد جلوگيري كنند. با آب بودن در روستاها يك شغل محسوب مي‌شد.



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در پنج شنبه 29 بهمن 1388  ساعت 10:21 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 



 محدود كردن بيش از حدّ مصرف يا سخت گيرى در هزينه زندگى و مخارج است كه از نظر قرآن و روايات معصومان(عليهم السلام)مورد نكوهش است; زيرا اسراف افراط، ولى سخت گيرى تفريط در بهره بردارى از نعمت ها و امكانات محسوب گشته، هر دو انحراف از روش منطقى و معقول (اعتدال در مصرف و هزينه ها) مى باشد. سخت گيرى گاهى نسبت به خود افراد خانواده اِعمال مى گردد كه مى توان آن را ناشى از بخل شديد و حرص و طمع زياد بر جمع مال و ثروت دانست و نشانه كوته نظرى و پستى يك فرد است كه استفاده از نعمت ها و امكانات الهى را نسبت به خود و يا خانواده اش دريغ داشته باشد و يا بر آن ها سخت گيرى كند.

سخن ارزشمند هشتمين پيشواى معصوم، حضرت رضا(عليه السلام)، ناظر به اين قسم از سخت گيرى و اِعمال محدوديت است; آن جا كه مى فرمايد: "شايسته است كه مرد در زندگى خود توسعه و گشايش ايجاد كند (در مقابل سخت گيرى) تا آرزوى مرگ او را نكنند. "60

نوع دوم از سخت گيرى و اعمال محدوديت آن است كه فرد با داشتن امكانات و نعمت هاى فراوان، فقط به فكر خود و افراد خانواده اش باشد و زمينه استفاده از نعمت ها و برخوردارى از مصارف ضرورى و حياتى را براى فقرا و محرومان جامعه فراهم نكند و روشن است كسى كه در هزينه هاى زندگى خود سخت گيرى كند، نسبت به افراد بى بضاعت و محروم در جامعه نيز بى اعتنا خواهد بود.


سپاس گزارى

از ويژگى هاى انسان، سپاس گزارى در مقابل احسان به نيكى و محبت ديگران است، به گونه اى كه فطرت سالم يك انسان عاقل اقتضا دارد كه حتى در مقابل لطف و محبت زبانى ديگران نيز خاضع گشته و در مقابل، سپاس گزارى كند و اگر در توان داشته باشد، بهتر و برتر از طرف مقابل آن را جبران كند.

با اين مقدّمه، اگر انسان توجه كند كه هر چه را از انواع نعمت هاى مادى و معنوى بهره مند است، خداوند قادر و حكيم و توانا به او عنايت كرده و لطف و رأفت او بر همه انسان ها، حتى افراد بى ايمان و پست و شرور در اين جهان، نيز جارى است، در مقابل، او تا چه حد بايد شاكر و سپاسگزار باشد. روشن است كه شكر و سپاس به درگاه الهى، كه بى نياز از همه مخلوقات بوده و سرچشمه همه كمالات و فيوضات است، با تشكر از ديگران تفاوت دارد; زيرا ما نمى توانيم الطاف الهى را با جبران محبت همانند تشكر زبانى و عملى كه در مقابل اشخاص داريم جبران كنيم، بلكه بهترين راه آن است كه طريق شكرگزارى را از وحى و سخنان اولياى الهى و امامان معصوم(عليهم السلام) بياموزيم.

امام صادق(عليه السلام) در روايتى مى فرمايد: "شكر نعمت، خوددارى از گناهان و معاصى است و شكر كامل (يا تكميل شكر) به اين است كه فرد "الحمدلله رب العالمين " بگويد. "61

پس لازمه شكر الهى استفاده نكردن از نعمت ها در راه نافرمانى حق تعالى است. در نتيجه، از مصرف بى مورد (اسراف و تبذير) مى توان به عنوان كفران ناسپاسى نعمت ياد كرد. روشن است كه قسمت اول روايت بيانگر مرتبه شكر عملى (استفاده صحيح از نعمت هاى الهى) است و ما با انجام عباداتى كه در اسلام به عنوان تكاليف واجب بر هر مسلمانى فرض گرديده، موظّف به انجام مرتبه اى ديگر از شكر (شكر زبانى) نيز هستيم كه در ذيل روايت مزبور اين مرتبه از شكر نيز بيان گرديد.

برخى از آيات قرآن كريم مقتضاى ايمان به خدا و بندگى او را شكر به درگاه الهى مى دانند.62 برخى ديگر با بيان هاى گوناگون به شكر و سپاس گزارى در مقابل آفريننده نعمت ها توصيه و تشويق مى نمايند.63

مرحوم علامه طباطبائى درباره حقيقت شكر و انواع آن مى نويسد: حقيقت شكر اظهار نعمت است، و اظهار نعمت به اين است كه انسان نعمت را در جايى كه آفريننده و عطاكننده نعمت اراده فرموده (رضايت دارد) به كار گيرد و مرتبه ديگرى از شكر اين است كه به زبان از دهنده نعمت ياد كند كه در اصطلاح، آن را "ثنا " مى نامند و به اين است كه انسان همواره در دل به يادِ دهنده نعمت باشد و به هنگام استفاده از نعمت، با ياد او از مواضعى كه منعم تعيين كرده است، تجاوز نكند.64

بنابراين، مى توان گفت: استفاده معقول و بهينه از نعمت هاى الهى و مصرف آن ها با رعايت اعتدال و دورى از اسراف و تبذير و رعايت حدودى كه خداوند متعال تعيين نموده، همه از لوازم شكر به درگاه خداوند متعال هستند. از اين رو، برخى از آيات پس از برشمردن برخى نعمت ها مى فرمايند: "افلا يشكرون " و يا انسان را به دليل ناسپاسى كردن و كفران نعمت هاى الهى و تجاوز از حدود و مقررات، مورد سرزنش قرار داده، عواقب آن را متذكر مى گردند.65

از مجموع آياتى كه انسان را به شكر و سپاس گزارى به درگاه الهى تشويق و توصيه مى نمايند، مى توان استفاده كرد كه مصرف كل جامعه اسلامى بايد جهت خاص خود را پيدا كند; به اين معنا كه هدف صرفاً رفع نيازهاى مادى نباشد، بلكه در جهت رسيدن به اين هدف، حدود الهى نيز رعايت گردند، به گونه اى كه افراد جامعه با استفاده بجا و صحيح از نعمت هاى الهى، در عمل، به درگاه خداوند متعال شاكر بوده و بر شكر و سپاس زبانى، كه خود بخشى از عبادت و بندگى حق تعالى است، قدرت و توفيق يابند. البته اين كه انسان توجه به منعم حقيقى (خداوند متعال) داشته باشد و بداند نعمت از اوست مرتبه اى از شكر مى باشد كه در برخى از روايات معصومان(عليهم السلام)نيز بيان گرديده،66 ولى بحث حاضر ناظر به مرتبه شكر عملى است.



ديگرگرايى و رعايت ارزش ها

يكى ديگر از ويژگى هاى الگوى مطلوب براى مصرف از نظر اسلام، اين است كه مصرف كننده مسلمان تنها به فكر تأمين نيازهاى خود و خانواده اش نباشد، بلكه همراه با تعقيب هدف مذكور، تا حد توان در فكر محرومان و افراد بى بضاعت جامعه نيز باشد; زيرا در غير اين صورت، فرد مذكور روحيه خودخواهى و كبر و غرور پيدا مى كند و از سوى ديگر، حرص و بخل به او اجازه نمى دهند مازاد نياز خود را در راه رفع احتياجات ضرورى و حياتى ديگر افراد جامعه به كار گيرد و با اين كار، روحيه ايثار و فداكارى و ديگر كمالات انسانى را در خود پرورش دهد و خود را از دايره تنگ ماديات برهاند و به سوى عالم معنا و قرب و نزديكى به حق تعالى حركت كند.



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در پنج شنبه 29 بهمن 1388  ساعت 10:19 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 

عنوان گزارش: صرفه جويي

پديد آورنده :
سر شناسه : 75/199

صرفه‌ جويى‌
تهران‌، مرکز تحقيقات صدا و سيما ، واحد افکار عمومى‌
18ص‌.:جدول‌
تاريخ‌ اجراى‌ طرح: 30/2/1375
کليد واژه:‌صرفه‌ جويى‌

عنوان گزارش : الگوي مصرف در سيما

پديد آورنده : رستگارخالد،امير
سر شناسه : 76/334

تهران‌ ،مرکز تحقيقات صدا و سيما ، واحد افکار عمومى‌
سال : 30/4/76
کليد واژه: تلويزيون، مصرف‌

عنوان : فرهنگ صرفه‌جويي‌، برنامه صرفه جويي در مصرف برق

پديد آورنده : فردذاکري‌،غلامرضا
سر شناسه : *64

همکار پژوهشگر: کيوان‌ شميرانى‌
تهران‌، مرکز تحقيقات صدا و سيما، واحدفعاليتهاى‌ فرهنگى‌ 1362
16ص‌

عنوان گزارش : طرح صرفه‌جويي

پديد آورنده : فردذاکري‌،غلامرضا
سر شناسه : *63

همکار:‌ کيوان‌ شميرانى‌
تهران‌، مرکز تحقيقات صدا و سيما، واحد فعاليتهاى‌ فرهنگى‌ 1362
8ص‌

 



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در پنج شنبه 29 بهمن 1388  ساعت 10:16 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 
 


براي ارتقاء بهره‌وري لازم است برنامه‌ريزي صورت گيرد به اين مفهوم كه هم اكنون در چه سطح بهره‌وري قرار داريم و به كجا مي‌خواهيم برسيم و براي رسيدن به مقصد چه كارهايي مناسب‌ترين راه براي نيل به هدف هستند، صاحب نظران علم بهره‌وري اين موضوع را در بحثي پيرامون چرخه مديريت بهره‌وري كه به
PDCA يا با تغييري ديگر MEPI نام نهاده‌اند كه نمودار آن در ذيل آمده است.
همانگونه كه در چرخه بهبود بهره‌وري آمده است گام نخست جهت برنامه‌ريزي اطلاع از سطح موجود شاخص‌هاي بهره‌وري مي‌باشد. لذا اندازه‌گيري شاخص‌هاي بهره‌وري ضروري است و جزء لاينفك فرايند علمي مديريت بهره‌وري است و اگر بخواهيم فرهنگ بهره‌وري را در سازمان جاري سازيم لازمه آن را ارائه باز خور از شاخص‌هاي بهره‌وري و ارائه راهكارهاي جهت بهبود و ارتقاء شاخص مي‌باشد.

كاركردهاي ناب براي مديريت بهره‌وري:
1. آگاهي سازي: كسب اطلاع از وضعيت فعلي سازمان و اهداف بهره‌وري آن مي‌باشد.
2. ارزيابي بازخور: ايجاد مكانيزمي براي ارائه بازخورد مي‌باشد تا افارد از موقعيتها لذت برده و درس بياموزند و براي غلبه بر بازدهي نا مطلوب انگيزه‌هاي خود را بالا برند.
3. ايجاد اطلاعات مناسب: براي اخذ تصميم‌گيري مديريتي و تحليل‌هاي مناسب دادهها و اطلاعات مناسب بايد جمع اوري و در دسترس قرار گيرد و خصوصاً براي پايش شاخص‌هاي بهره‌وري و خود اطلاعات امري ضروري و بديهي است.

ارزش افزوده(
added Value ) چيست؟
ارزش افزوده در واقع عبارت است از ثروت اضافه‌اي كه توسط فرد يا شركت از طريق فرايند توليد يا ارائه خدمات ايجاد مي‌گردد كه با كسر نهاده‌هاي واسطه(مثل هزينه خريد و مانند آن) از عايدي‌ها بدست ميآيد براي مثال نهادهايي مانند فولاد، شيشه، لاستيك و ... به كمك ماشين آلات و تجهيزات و نيروي انساني ماهر در طي يك فرايند به يك خودرو تبديل مي‌گردد و ارزش جديدي ميآفريند در واقع به ارزش نهاده‌هاي اوليه افزوده مي‌شود.
محاسبه ارزش افزوده به منظور پرهيز از احتساب مضاعف صورت مي‌گيرد به اين معني كه ارزش كالاها و خدماتيب كه به عنوان داده‌هاي واسطه يك فعاليت به كار گرفته مي‌شود به نوبه خود ستاده يك فرايند توليد مي‌باشد. ارزش افزوده نا خالص منهاي مصرف سرمايه ثابت، ارزش افزوده ايجاد شده در شركت يا سازمان بين افرادي كه در ايجاد نقش داشته‌اند تسهيم و بصورت حقوق و دستمزد كاركنان و استهلاك براي سرمايه‌گذاري مجدد تجهيزات، از سه روش يل محاسبه مي‌گردند:
الف)روش توليد يا تفريق
ب)روش توزيع يا جمع
ج)روش مصرف (هزينه)
هر ميزان بهره‌وري ارتقاء بايد انتظار مي‌رود ارزش افزوده حاصله از فعاليت نيز افزايش يابد.
انشاءالله در بخش‌هاي بعدي به مصاديق بهره‌وري و اصلاح الگوي مصرف خواهيم پرداخت.



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در پنج شنبه 29 بهمن 1388  ساعت 10:14 PM
نظرات 0 | لینک مطلب




 



براي اين كه به اصلاح الگوي مصرف دست يابيم، افزون بر آن چه گفته شد، مي بايست به اين مهم نيز توجه شود كه فلسفه و اهداف درست مصرف كردن چيست و چه آثار و پيامدهاي مادي ومعنوي و دنيوي و اخروي بر اين شيوه مصرف بار مي شود؟ پاسخگويي به اين پرسش ها خود يكي از پيش نيازهاي اصلاح فرهنگي الگوي مصرف مي باشد.
از ديگر پيش نيازهاي فرهنگي اصلاح الگوي مصرف مي توان به لزوم معرفي شيوه هاي درست مصرف و شيوه هاي نادرست آن اشاره كرد. به عنوان نمونه در حوزه شيوه هاي درست بايد به ارزش هايي چون زهدگرايي و قناعت ورزي و اقتصاد و اعتدال و ميانه روي در حوزه اقتصادي اشاره كرد و ضمن برشمردن فوايد و ارزش ها و آثار دنيوي و اخروي آن، مردم را به سمت اين ارزش ها سوق داد.
همچنين لازم است شيوه هاي نادرست نيز معرفي شود و آثار سوء و پيامدهاي نابهنجار آن نيز تبيين گردد. بنابراين ضروري است در راستاي فرهنگ سازي، مسائلي چون اسراف و تبذير و اتراف، واكاوي شده و آثار و پيامدهاي دنيوي و اخروي و مادي و معنوي آن نيز گوشزد شود تا مردم به انگيزه هاي مختلف از شيوه هاي مصرف نادرست و نامناسب پرهيز كنند.

ارائه سازوكارها
پس از آن كه الگوهاي مصرف شناسايي و معرفي شد، لازم است سازوكارهايي براي تبليغ و فرهنگ سازي و نيز اجرا و نظارت آن نيز يافت شود، زيرا در بخش هاي دولتي به سبب آن كه حجم عظيم درآمدهاي ملي و ثروت عمومي، هزينه مي شود، نياز است تا دراين باره نظارتي كامل اعمال شود.
به سخن ديگر، مسئله فرهنگ سازي هرچند بخش مهمي از نيازها را برآورده مي سازد، ولي در حوزه عمل، آنچه مهم و اساسي است نظارت دايم و كامل است تا هزينه ها در مسير اهداف و به شكل مطلوب انجام شود و از مصرف درغير مورد برنامه اي خودداري گردد.
در بسياري از نهادهاي دولتي ديده مي شود كه بودجه در غيرمحل برنامه اي هزينه مي شود و به شكلي اسراف وتبذير صورت مي گيرد؛ زيرا عدم هزينه كردن بودجه در غيرمحل موردنظر مي تواند به معناي اسراف و زياده روي باشد.
به عبارت ديگر كم مصرف كردن، به معناي صرفه جويي نيست، بلكه درست مصرف كردن و مصرف به جا و مناسب است كه عين صرفه جويي است؛ بنابر اين هرگونه هزينه كردن بودجه در غير مسير برنامه اي و سياست هاي مصوب، عين اسراف و ضد صرفه جويي است؛ زيرا اگر نيازي نباشد كه براي فلان بخش بودجه اي تعيين شود، از همان آغاز اين كار انجام نشود و تصويب بودجه براي بخشي با توجه به مطالعات و سياست ها و راهبردهاي كلان، خودگواه بر آن است كه بودجه مي بايست در همان مسير برنامه اي هزينه شود و هزينه كردن بودجه در جايي ديگر، عين اسراف و تبذير است.
از اين رو لازم است دستگاه هاي نظارتي بر نحوه هزينه كرد بودجه و اعتبارات، نظارت كامل و سخت گيرانه اي اعمال كنند تا مصرف درست تحقق يابد.

ضرورت تبيين مفهوم زهدورزي
مردم مي بايست بياموزند كه فرهنگ درست مصرف چيست؟ از نظر اسلام همه نعمت هاي الهي به عنوان طيبات و حلال در اختيار بشر قرار گرفته است تا به عنوان خليفه الهي با توجه به تسخيري كه بر آن ها دارد، از آن ها به درستي براي تكامل خويش و موجودات ديگر بهره گيرد و به افزايش توانمندي ها و يا فعليت بخشي آن ها ياري رساند. از اين رو هرگونه عدم مصرف درست و مناسب نعمت هاي الهي و يا مصرف نادرست و بي جا و بي رويه آن ها از نظر اسلام، كفران نعمت قلمداد مي شود.
به سخن ديگر، همان گونه كه مصرف نادرست آن به شكل اسراف و تبذير، كفران نعمت شمرده مي شود، عدم مصرف آن و يا تحريم حلال نيز به عنوان كفران نعمت محسوب شده و مجازات و كيفر را به دنبال خواهد داشت.
از نظر اسلام، زهدورزي به عدم مصرف نعمت ها نيست بلكه به استفاده درست و مناسب هر چيزي است بي آن كه دنيا در دل وي جاي گيرد و او را اسيركند. زهدورزي به عدم دوست داشتن و حب به دنياست ولي استفاده درست و كامل هر نعمتي عين زهدورزي است. از اين رو خداوند در قرآن مي فرمايد كه زاهد كسي است كه اگر چيزي از نعمت ها از دستش برود اندوهگين نمي شود و اگر نعمتي سرشار به دست آورد خوشحال و مغرور نمي شود. زيرا انسان مومن مي داند كه همه اين ها در جهت ابتلا و يا بلا است و شخص از راه هر يك از دو شيوه، امتحان مي شود تا معلوم گردد به دنيا وابسته و دلبسته است و يا آن كه مردي خدايي است و خداوند را در سرنوشت و تقدير خويش حاكم مي بيند. (حديد آيه 23)
براساس فرهنگ اسلامي هر چيزي مي بايست به درستي مصرف شود و چيزي ناديده گرفته نشود و حلال خداوند حرام اعلام نشود؛ چنان كه نبايد حرام خداوند حلال شود.
اگر سخن از قناعت است به اين معناست كه شخص نسبت به امور دنيوي و ماديات، حرص و طمع نورزد و به آن چه در اختيار دارد بسنده كند.
از اين رو يكي از پيش نيازهاي مصرف درست، تبيين زهد ورزي و قناعت طلبي است؛ زيرا انسان زاهد مي داند كه چگونه و درچه اندازه از يك چيز استفاده كند و اگر چيزي را از دست داد ناراحت و اندوهگين نشود و به سهم خويش قناعت كند وبداند كه همان را اگر به درستي استفاده كند نيازش را بر طرف مي سازد.

.

.

.

 


 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در پنج شنبه 29 بهمن 1388  ساعت 10:13 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 



از نظر اسلام، زهدورزي به عدم مصرف نعمت ها نيست بلكه به استفاده درست و مناسب هر چيزي است بي آن كه دنيا در دل وي جاي گيرد و او را اسيركند. زهدورزي به عدم دوست داشتن و حب به دنياست ولي استفاده درست و كامل هر نعمتي عين زهدورزي است.

از زماني كه سال 88 به عنوان سال اصلاح الگوي مصرف نامگذاري شد، اين پرسش مطرح شد كه آيا اصلاح الگوي مصرف، يك حركت زودگذر است يا آن كه يك فرهنگ است كه نيازمند همه مؤلفه ها و اسباب فرهنگي است تا چنين هدفي تحقق يابد؟ اگر بپذيريم كه اصلاح الگوي مصرف، يك مسئله فرهنگي است، پيش از آن يك دغدغه زودگذر باشد، چنان كه تصريحات مقام معظم رهبري نيز بر فرهنگي بودن مسئله اصلاح الگوي مصرف تأكيد داشتند، مي بايست بپذيريم كه در طرح مباحث و مسايل آن و نيز دست يابي به اين هدف و آرمان بايد ابعاد فرهنگي آن مورد توجه قرار گرفته و عناصر و اسباب فرهنگي آن نيز تحليل و تبيين شده و از سوي همگان از امت و امام و مسئولان به كار گرفته شود.
از اين رو، نويسنده باتوجه به صبغأ فرهنگي مسئله اصلاح الگوي مصرف، بر آن است تا سازوكارهاي فرهنگي آن را براساس آموزه هاي وحياني اسلام تبيين و تحليل نمايد. با هم مطلب را از نظر مي گذرانيم.

اصلاح الگوي مصرف، مسئله فرهنگي
باتوجه به عنواني كه براي سال 1388 خورشيدي از سوي مقام معظم رهبري انتخاب شده مي توان گفت كه نگاه رهبري به مسئله، همانند سال هاي گذشته، نگاهي عميق و فرهنگ ساز بوده است. در تمامي عناوين و نامگذاري هايي كه براي سال هاي پيش انتخاب شده است، رهبري، دغدغه فرهنگي خويش را نشان داده است؛ زيرا دست يابي به تمدن اسلامي در جهان معاصر و بسترسازي براي جهاني سازي اسلام و برپايي دولت جهاني عدالت محور با حضور و ظهور حضرت مهدي(عج) در ميان مردم به عنوان رهبر دولت اسلامي، تنها زماني ممكن است كه همه عناصر و مؤلفه هاي چنين دولتي به شكل كوچك در جامعه و امت نمونه و شاهد گرد آيد و ديگران را متوجه اين نظريه سياسي قابل اجرا نمايد كه جدا از انديشه هاي سياسي و نظريه هاي غربي برخاسته از اومانيسم، نظريه ها و انديشه هاي كامل و سالم قابل اجرايي وجود دارد كه جامعه بشري مي تواند با الگوبرداري از آن نه تنها به سعادت دنيوي سرشار از آرامش و آسايش برسد، بلكه مي تواند آخرت خويش را نيز تضمين كرده و در مسير تقرب الهي و بهشت رضوان گام بردارد.
از اين جاست كه همه دغدغه فكري و عملي رهبري، توجه دادن دولت و ملت به مؤلفه ها و ايجاد بستري مناسب براي اهتمام ورزي به اين عناصر و مؤلفه هاي دست يابي به تمدن معاصر اسلامي است. بر اين پايه مي توان گفت كه دغدغه فرهنگي مسايل بيش از هر چيز ديگري براي رهبري مهم و اساسي است. بنابراين در تحليل و تبيين عناوين و نام هايي كه ايشان براي سال ها برمي گزينند بايد به مسئله فرهنگي بودن آن، بيش از پيش توجه و اهتمام كرد. به عنوان نمونه سال نوآوري و شكوفايي به اين معنا نيست كه تنها در اين سال مي بايست دولت و ملت به سوي نوآوري و شكوفايي برود بلكه به اين معناست كه نوآوري و شكوفايي دغدغه اصلي دولت و ملت شود و فرهنگ نوآوري و شكوفايي مورد توجه قرار گيرد؛ زيرا دست يابي به تمدن اسلامي معاصر تنها در سايه مؤلفه هائي چون نوآوري، شكوفايي، انسجام و اتحاد، جنبش نرم افزاري، اصلاح الگوها در حوزه هاي مختلف اقتصادي به ويژه در حوزه مصرف و حتي حوزه هاي ديگر غيراقتصادي شدني و تحقق يافتني است. بنابراين نمي توان گفت كه اگر سال انسجام و اتحاد گذشت و يا سال نوآوري و شكوفايي به پايان رسيد، مسئله اي به نام انسجام و اتحاد و يا نوآوري به پايان رسيده است.چنين تفكري مي تواند بسيار خطرناك باشد.
به نظر مي رسد كه رفتار دولت و ملت درسال هاي گذشته چنين بوده است و پس از پايان سال مساله اي به نام اتحاد و انسجام و يا نوآوري جاي خود را با وسايل ديگري چون اصلاح و الگوي مصرف داده است؛درحالي كه هدف مقام معظم رهبري آن است كه با غرقه سازي جامعه و ملت و دولت به حوزه هاي خاص، آنان را نسبت به عناصر اصلي وكليدي تمدن سازي توجه دهد.
براين اساس درسال هاي ديگر نيز دركنار توجه به مساله اصلاح و الگوي مصرف به عنوان نمونه، به ديگر مولفه ها و عناصري كه براي تمدن سازي نياز است توجه واهتمام بيش از پيشي صورت گيرد.

.

.

.



 نگاشته شده توسط مسعود محمدحسني جور در پنج شنبه 29 بهمن 1388  ساعت 10:12 PM
نظرات 0 | لینک مطلب




  • تعداد صفحات :22
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • >  

POWERED BY RASEKHOON.NET