قرن 18 در اروپا كه با عنوان عصر "روشنگري " از ديگر قرون متمايز ميشود ويژگي عمده ديگري كه داشت ، عصر رويكرد به تجارت نيز بود. شعار
lesse faire
( بگذار مرزها آزاد باشند ) در همين زمان باب شد. دليل آن روشن بود. تاجران بعد از اشباع بازارهاي داخلي، براي دستيابي به مواد اوليه و به تبع آن زارهاي خارجي ، براي فروش كالاهاي ساخته شده به سوي كشورهاي خارجي رو آوردند و درخواست تاجران از دولت كاهش ماليات براي صدور كالاها بود. اين كالاها در كشورهايي، كه امروزه به عنوان جهان سوم ناميده ميشوند، بايستي ارزيابي ميشدند. استعمار و حمله نظامي مستقيم به چنين شورهايي كشورهاي اين مهم را به عهده گرفت. اما آنچه مشكل را بعد از شكست تجربه اين كشورها در مورد استعمار، نئوكليناليسم ( استعمار نوين از طريق فرهنگ )، به وجود آورد، بافت سنتي و عرفي اين جوامع بود كه همانند پوستهاي وخيم در مقابل فرآوردههاي نوين مقاومت نشان ميداد . اولين اين بود كه راه نفوذ به درون اين پوسته شناخته شود . شناختن سنتها و رسوم براي رخنه در آنها اولين گام به شمار رفت و تبليغات نيز به كمك اين روش توانست سد نفوذ اين كشورها را از هم بپاشد. افراد اين جوامع ابتدا بايستي باور ميكردند كه آنچه خود دارند در مقابل كالاهاي وارداتي از ارزش خوبي برخوردار است و اين كار با ظرافت تمام در تبليغاتي كه از شخصيت سناسي كمك ميگرفت، انجام ميشد. در اينجا يكي از مسائلي كه باعث "بحران هويت " ميشد به ميان آمد و فرد اين جامعه ابتدا هويت خود را، كه ريشهها، عرفها، تربيت و اعتقادهاي او داشت، زير سؤال ميبرد و در مقابل به دنبال كسب هويت تازه، خود را به شكل كالاهاي مصرفي در ميآورد كه با تبليغات به وي القاء شده بود. كاربه همين جا ختم نميشد. كار هنگاهي مصيبتبارتر ميشد كه دقت كنيم در اين راستا فرهنگ چنين جوامعي به عوامل ديگر ، دستخوش تغيير و تحول و در نهايت بحران كه نمود خود را در تمامي اركان جامعه از خانواده گرفته مادبومي نشان ميدهد .
الگوهاي مصرف را نميتوان از نظامهاي ارزشي و هنجاري ـ خواه اجتماعي يا فردي و يا توأماً ـ كه معرف شخصيت مصرف كننده است، جدا ساخت. اگر چه گزينشهاي مصرفي مردم كشورهاي جهان سوم تحت تأثير منابع گوناگون و به خصوص منابع بيگانه هدايت ميشود، اما قطعاً نمايانگر ذهنيت آنان نيز هست . بدون ناديده انگاشتن بعد سودگرايي ( ارضاي نيازهاي رواني ) فرآيندهاي مصرف اجتماعي ، بايد به ابعاد نمادي، يعني معناي اجتماعي آنها نيز توجه داشت. كالاها و خدمات ، سواي كيفيات طبيعيشان، داراي علايم رمزي نيز هستند و شاخصها و عاملان يك قشربندي اجتماعي محسوب مي شوند ؛ به همين دليل بررسي دقيق پديده تشكيل الگوهاي مصرف توسط شركتهاي فرامليتي اهميت دارد.
در واقع مصرف كالاها و خدمات مصرفي، علايمي است كه كدهاي اصلي جامعهاي كه فرد در آن زندگي ميكند ـ صرفنظر از درجه توسعه اقتصادي و اجتماعيش ـ به آنها معنا ميبخشد . لذا حوزه مصرف، حوزهاي مهم در تشكيل ذهنيتها و ارزشهاي منبعث از فعاليتهاي شركتهاي فرامليتي است، زيرا نماد مصرف يا كد اشياي مصرف شده ترجمان وضع فرهنگي يا هويت فرهنگياند. افراد با دسترسي يافتن به كالاهاي خاص برطبق موازين و مقياسهاي جامعه نه تنها از منزلت و مقام خود، بلكه از جايگاه ديگران نيز آگاهي مييابند اشيا با ايفاي يك كاركرد اجتماعي تمايزي و تبعيضي ، در واقع معرف افراد،يا به معناي صحيحتر تمايز بين افراد ميشود. در حقيقت تمايز قايل شدن بر حسب اشيا مبين يا موجد تفكيك و تفاوت اجتماعي است، كه افراد را طبقهبندي كرده و سلسله مراتب اجتماعي را به دنبال دارد. اين بعد نمادي در كليه سطوح جامعه بر طبق كدهاي متفاوت ، مشاهده، و به يك طبقه اجتماعي خاص نيز محدود نميشود. علاوه براين بايد به مصرف بعد تخيلي نيز افزود، زيرا اشياء وسيله فرار و طلسمي است كه فرد با توسل به آن ميتواند جهاني سحرآميز را تصور كند . آرزوها به سوي نيازها هدايت شده و در وجود كالا، برآورده ميشوند. علت اينكه تبليغ كنندگان همواره در تلاش يافتن تصويري هستند كه مصرفكنندگان از خود ، و از من آرماني همواره صرفاً همان الگوي رفتاري است كه در يك متن اجتماعي تحقق مييابد و به عبارت ديگر در ارتباط با ساير افرادي كه از اتحاد آنها با يكديگر هستي اجتماعي ـ فرهنگي خاص، و اكثراً يك ملت، تشكيل ميشود. جدل ميان خود و تصوير شخصي يعني بين انگيزهها و ارزشها در مصرف در كشورهاي در حال توسعه، غالباً در ناكامي از مصرف بسنده تجلي مييابد، چه در واقع آنچه فرد ميكوشد در مصرف بيابد راهي براي غلبه بر احساس نابسندگي و ميل ورود به اجتماع و نيل به ارتقاي اجتماعي است .
انسان در آرزوي اثبات موجوديت خود و تعريف "من " و تعيين جايگاه و نقشش در رابطه با ديگران، در طلب فرآوردهها ، ماركها و تصويرهايي است كه با تصورش از اينكه كيست، كه بايد باشد ، وبنا به معجزه يا جادويي، كه خواهد شد ، سازگار و متناسب باشد .
پس اشكال، به خصوص اشكال نمادي الگويي كه افراد بر مبناي آنها هويت خويش را تعيين ميكنند بيان يك روش خاص جامعهپذيري است . اين شيوه جامعهپذيري نه تنها از پيامها و اطلاعاتي كه فرد از جامعه به طور كل دريافت ميكند، بلكه از منزلت اجتماعي او كه براي مثال به شغل و پايگاه اجتماعيش نيز مربوط است، سرچشمه ميگيرد . الگوهاي مصرف در همه موارد بايد با هويت فرهنگي جامعه كاملاً پيوستگي داشته باشد ، البته بايد به الگوهاي مصرف متفاوتي كه به دليل عدم تجانس نظام اجتماعي ـ فرهنگي و دامنه قشربندي اجتماعي ـ اقتصادي كمابيش با يكديگر تفاوت دارند توجه داشت . در كشورهاي جهان سوم ،منطبق تفكيك اجتماعي بر مبناي مصرف تنها در ايجاد يك سلسله مراتب اجتماعي ـ فرهنگي و پويايي و تحرك اجتماعي بازتاب نمي يابد بلكه به شكل يك برخورد متقاطع فرهنگي و ستيز بين "سنت و تجدد "نيز پديدار ميگردد . معرفي و گسترش تجدد از طريق فرآيند قالب شكني ، آمال و نيازها و قالب ريزي مجدد آنها پويايي اجتماعي مصرف را در پيدارد. در اين چهارچوب ، الگوي ارتباطات با الگوي مصرف رابطه مستقيم دارد، از يك سو الگوي مصرف حاصل مجموعه پيامها و علايمي است كه نگرش مردم را شكل ميدهد ، و در رفتار هاي مصرفي آنها تبلور مييابد . واز سوي ديگر مصرف خود يك الگوي ارتباطي بين انسان و جامعه و بين انسان و خود اوست. اما همانگونه كه ج. آتالي به نحو شايستهاي مطلب را ادا ميكند، "انسان منفعل و ساكت مانده و ميگذارد اشياء وسيلهساز ايجاد فرهنگ او ، كد گذار نظام سلسله مراتب و جايگزين گفت و شنود شوند . "
در نتيجه الگوهاي مصرف بازتابي خواهند بود از ديگاهها و الگوهاي آمال سنتي يا جديد، موروثي يا وارداتي. اگر شركتهاي فرامليتي وسايل ايجاد الگوهاي مصرفي در كشورهاي در حال توسعه را داشته باشند، بنابراين در ژرفاي فكر انسان و در آمال و آروزهايش نفوذ ميكنند. در اين مفهوم ايجاد الگوهاي مصرف بخشي از يك فرآيند فرهنگپذيري است كه الگوهاي مصرف خود ملهم از آنند.
اهداف اقتصاد سياسى اسلام دوخاستگاه غايى و مرحله اى دارد. اهداف غايى همانند حصول كرامت و شرافت و تحقّق عدالت و امثال آن است كه در جهت رضايت خداوندى نيزقراردارد. اهداف مرحلهاى بيشتر با امور متعارف اقتصاد سرو كاردارد و مواردى از قبيل تأمين رفاه عمومي، برقرارى زندگى شرافتمندانه و متعادل براى فرد و جامعه، رفع فقر و بيكاري، دستيابى به اقتصاد شكوفا ، با ثبات و قابل رقابت با ديگر اقتصادها را شامل ميشود. ابزارهاى تحقّق اهداف مرحلهاي، همان ابزارهاى متعارف است. تأمين اهداف مرحلهاي، زمينه و در مواردي، پيش شرط حصول به اهداف غايى است (براى تحقّق اهداف غايي، افزون بر التزام به مبانى انسانى و اخلاقى اسلام نياز به تأمين حدّاقل هايى از امور مادّى است. نهادهاى اقتصاد سياسى اسلام مجموعه هنجارها و سنّتهاى اقتصادى تثبيت شده يا دستور العملهاى مورد تأكيد شريعت هستند كه بايدها و نبايدهاى نظام اقتصادى را ترسيم ميكنند. ميتوان نهادهاى موجود در اقتصاد سياسى اسلام را در دو دسته اخلاقي- عقيدتى از يك، طرف و سازمانى - حقوقى از سوى ديگر تقسيم كرد. از نهادهاى اخلاقي- عقيدتى ميتوان موارد ذيل را ذكر كرد:
1. آزادى و عدالت اقتصادي؛
2. اعتماد، احترام متقابل، شفّافيت، راستگويي، خلوص نيّت و فرض نظارت خداوند در فعّاليعتهاى اقتصادي؛ 3.
تشويق به كار ورقابت درامورمولّد؛
4. نفع شخصى گسترش يافته و نوع دوستي؛
5. حفظ نوعى تعادل در مصرف و توليد (كه نه وارد منطقه اسراف شود و نه منطقه اقترار)؛
6. ممنوعيت فعّاليتهاى مشمول ربا، رشوه، اتلاف ، سفته بازى محض وامثال آن.
دسته دوم را نهادهاى سازماني_ حقوقى ناميدهايم. اينها ملازمات و كاركردهاى سازماني، مالى و حقوقى دارند و با حفظ مبانى و اصول شكل ميگيرند. مهم ترين اينها را ميتوان به صورت ذيل بيان كرد:
1. سازوكار بازار؛
2. مالكيت خصوصي؛
3. تفوق حقوق اجتماعى بر حقوق فردي؛
4. قرض الحسنه، وقف، مشاركت و مضاربه؛
5. خمس، زكات، صدقات، انفاقات، و امثال آن؛
6. نظارت دولت كارآمد و منضبط.
میانه روی لشگر عقل ؛
« امام کاظم (ع) : در وصیت نامه ای به هشام فرمودند:در یکی از لشگریان عقل میانه روی و یکی از لشگریان جهل زیاده روی است.»
بخشش وترحم اسراف کار هم مذموم است :
« حضرت امیر (ع) : زیاده روی و اسراف مکن زیرا بخشش ( اسراف کار مورد ستایش نیست و تنگدستی او هم مورد ترحم واقع نمی شود»
میانه روی باعث پایداری نعمت می شود :
« امام موسی بن جعفر (ع) : به کسی که در زندگی میانه روی و قناعت کند نعمت او باقی می ماند و آنکه با تبذیر و اسراف زندگی کند ، نعمتش از بین می رود »6
زیاده از حد اسراف است :
« امیرالمؤ منین (ع) : هر چیزی بیشتر از اقتصاد ( میانه روی ) اسراف است »7
علاوه بر این در سخنان گوهر بار ائمه و ائلیاء الهی (ع) اسراف و زیاده روی به عنوان عوامل تباهی مال و ثروت و از بین رفتن برکت و مقدمه و زمینه فقر و تنگدستی یاد شده است.
قناعت فضیلت بزرگان :
در کنار بحث اسراف که همواره در اسلام مورد مذمت قرار گرفته مسئله قناعت از جمله ی خصلت ها و ویژگی های ارزشمند برای یک مسلمان بشمار می رود، و همواره مورد توجه اسلام و اولیاء دین قرار گرفته است. در فرهنگ اسلامی صفت قناعت از جمله صفات فاضله و اخلاق حسنه و از آن بعنوان وسیله ای که سعادت ابدی آدمی را به دنبال داشته است بی تردید جای گرفتن قناعت در فرهنگ اسلامی و ترویج آن توسط بزرگان اهل فن صرف نظر از جایگاه علمی و تأثیرات شگرفی که در زندگی آدم ها دارد موضوعی کاملاً تثبیت یافته ی تجربی است که آدمی همواره عدم رعایت آن را از دست دادن فرصت ها و داشته های خویش به تلخی تجربه نموده است.
این تجربه آن زمانی تلختر و کشنده است که آسیب زدگی اجتماع و زندگی مردمان بعلت قناعت ناپذیری و گرایش به اسراف و تبذیر باشد.
امام باقر (ع) می فرماید :
« هر که قناعت کند به آنچه که خدا به او می دهد، غنی ترین مردم است ».
در بسیاری از کتب اخلاقی خو گیری نفس انسان با صفات برجسته اخلاقی نقطه آغاز حرکت انسانی به سمت کمال حقیقی آسمانی بشمار می آید.
از جمله این صفات برجسته، قناعت پذیری و قانع بودن به موهبت های خداوند ی است. در حقیقت علمای اخلاق در کنار بیان فضیلت های قناعت ، روش های تحصیل این صفت پسندیده مورد بحث و بررسی دقیق قرار داده اند و به صورت مفصل به این امر پرداخته اند.
بر این اساس در می یابیم که در آموزه های دینی ما علاوه بر اینکه مسئله قناعت و صرفه جویی یک مسئله تأثیر گذار در جامعه به حساب می آید به ابعاد اجتماعی آن نیز پرداخته شده و بعنوان یک فضیلت همواره مورد تشویق قرار گرفته است.
به هم پیوستگی اجتماع و اثر پذیری تغیرات زندگی مردم بر یکدیگر و ضرورت ، گریز از آسیب های طبیعی و غیر طبیعی و نیز در نظر گرفتن نیاز های روز مره و آینده زندگی نیاز آدمی را به رعایت فرهنگ قناعت صد چندان می کند.
صرفه جویی و قناعت در ابیات و هنر ایرانی :
ادباء ، شعرا، هنرمندان ایرانی در طول تاریخ به لحاظ دغدغه های فراوان از پیامد های اسراف سخنان فراوانی را در این زمینه به یادگار گذاشته اند. سعدی شاعر شیرین سخن ایران در کتاب بوستان سعدی از بدی اسراف و تشویق به صرفه جویی چنین آورده است.
چو کم خوردن طبیعت را .
امروزه عوامل متعددي مانند رسانههاي جمعي و تبليغات فراگير و تودهاي سبب شده است نيازهاي كاذب در جامعه نمودار شود و افزايش يابد. در چنين شرايطى، استفاده از مدهاي لباس، اجناس لوكس و حتي افكار و عقايد مختلف به نحو فزايندهاي بروز ميكنند.
يكي از صاحبنظران ميگويد كه امروزه فرهنگ تودهاى، عوامگونه، مصرفگرا، غير خلّاق و منفعل است. بايد توجه كرد كه ادامه اين روند، عواقب خطرناكي را در پي خواهد داشت كه وابستگي فرهنگى، اقتصادي و بحران هويت از جمله اين پيآمدهاي شوم است.
الف) وابستگي اقتصادى
پس از انقلاب صنعتي و نياز روزافزون صنايع غرب به مواد اوليه، آنان بدون در نظر گرفتن حقوق ديگر انسانها، تسلط بر سرزمينهاي ديگر را در برنامه خويش قرار دادند و با استفاده از طرحهاي كارشناسي دقيق، كنترل منابع جهان سوم را در دست گرفتند. بدين ترتيب، سيل مواد اوليه از شرق به غرب سرازير شد و در نتيجه، غرب به پيشرفتي بينظير دست يافت و جهان سوم در درّه فقر فرورفت.
در اين جدال نابرابر، آنان تنها به غارت منابع كشورهاي جهان سوم بسنده نكردند، بلكه با تحميل سياست تكمحصولى، اقتصاد اين كشور را به نابودي كشاندند و هر يك از سرزمينهاي غرب را به صورت انبار ارزان يكي از محصولات مورد نياز خود درآوردند. به اين ترتيب، برزيل، انبار قهوه؛ آرژانتين، انبار گوشت و پشم؛ كشورهاي نفتخيز ،انبار انرژي و بوليوى، گنجينه قلع شد. اينها از نظام سلطه غرب، اختاپوسي هزارپا پديد آورد كه با حرص و طمع به بلعيدن منابع جهان مشغول است.
از ديگر سو، سردمداران غرب، فرهنگ مولّد و پوياي جوامع را به فرهنگي نامتحرك و مصرفي تبديل كردهاند. آنان ميكوشند با تبليغات فرهنگى، مصنوعات خود را جايگزين كالاهاي محلي كنند و اينگونه القا ميكنند كه كالاهاي خارجي به علت مرغوبيت و بادوام بودن، براي ديگر جوامع مقرون به صرفهتر است.
ب) وابستگي فرهنگى
دوام هر جامعه به فرهنگ آن جامعه است. اگر كشوري در پاسداري از فرهنگ خود كوشا نباشد، بدون ترديد افزون بر پذيرش سلطه فرهنگي بيگانگان، ناچار است سلطههاي سياسي و اقتصادي و نظامي آنان را نيز بپذيرد؛ زيرا فرهنگ، مايه شكوفايي ذهنهاي خلاق و مستعد است و در سايه فرهنگ زنده و پوياست كه افراد جامعه به رشد و استقلال سياسي اقتصادي ميرسند.
سرمايهداران غرب پس از سالها به اين نتيجه رسيدهاند كه مهمترين مانع توسعهطلبي آنها در ديگر كشورها، قدرت فرهنگي اين ملتهاست و تا زماني كه باورهاي مذهبي جامعهاي پايدار باشد، چپاول آن كشورها مشكل خواهد بود. بنابراين، تلاش كردند سلطه فرهنگي خود را پي بگيرند.
اگر سلطه فرهنگي گريبانگير جوانان كشور شود، احساس حقارت و پوچي و ناتواني در روح آنان ايجاد ميشود و آنها به اين باور دروغين ميرسند كه قدرت هيچ كار مهمي را ندارند يا تنها با استفاده از كالاها و مدهاي غربي ميتوانند به تشخّص و موفقيت برسند.
آنان كه از ناحيه فرهنگ اسلامي احساس خطر ميكنند، با پوچانگاري و نفي فرهنگهاي بومى، به گسترش فرهنگ مصرفي خود ميپردازند. آنان كالاهايي را صادر ميكنند كه افسونگري خاصي دارند. اين كالاها بر اثر تواناييهاي فنآورى، با جذابيت بالايي كه دارند، جوانان را مسخ ميكنند و به ذهن آنان چنين القا ميكنند كه چون صادركنندگان اين كالاها از قدرت علمي و فني بالايي برخوردار هستند، از نظر روابط اجتماعي و معنوي زندگي و رفتارهاي خانوادگي و غيره نيز بهترند.
بيشتر تهاجمهاي فرهنگي در جوامع ديني صورت ميگيرد؛ چرا كه عامل اصلي و محوري در جلوگيري از سودجويي و سوداگري و سلطهجويي دشمنان، دين و فرهنگ ديني است. دين اسلام كه حامي شخصيت و استقلال بشر است، به انسان اجازه نميدهد خود را در برابر ديگران ذليل كند.
دشمنان از حقارت برخي از افراد سوءاستفاده ميكنند و روح استقلالخواهي را با انبوه تبليغات از يك جامعه ميگيرند. آنان با بهرهگيري از اين افراد، بازار مصرفگران و كارگران ارزان را از بين جوانان براي خود فراهم ميآورند و با كمال تأسف، جوانان، اولين و بيشترين فريبخوردگان اين مسئله هستند.
ج) بحران هويت
گراهام اي فولر، معاون پيشين شوراي اطلاعاتي امنيت ملي در سازمان سيا ميگويد: "اسلام و نهضتهاي اسلامي در زمان ما، منبع كليدي كسب هويت را براي اقوامي فراهم ميآورند كه قصد دارند همبستگي اجتماعي خود را در مقابله با تهاجم فرهنگي غرب تقويت كنند.
براساس اين برداشت، چندي پيش مؤسسه امور امنيت ملي يهوديان در واشنگتن در كنفرانسي به صراحت اعلام كرد: "بايد هويت ديني مسلمانان را از آنان بگيريم ".
فقر شخصيتى، مهمترين آسيب اجتماعي امروز ايران است كه مظاهر آن در جامعه ديده ميشود. الگوهاي رسمي تبليغشده در سالهاي گذشته، با نيازهاي جوانان و ويژگيهاي جامعه مطلوب تضاد اساسي دارد.
جوان امروز ايراني در سرگشتگي و حيراني براي خود هويتي نمييابد، بهويژه آنكه هيچ بينش و محتوايي در زندگي خود ندارد. در چنين شرايطى، با اينكه يك جوان مدرن از انواع مدها و وسايل لوكس بهرهمند است، اما هيچ فضيلت و رشدي پيدا نكرده است.
دوست من! سرزمين ايران، سرزمين زيباييهاست و مردم آن، از فرهنگي عميق و ريشهدار برخوردارند كه از دين اسلام و تاريخ كهن پيشينيان سرچشمه ميگيرد. چنين مردمي نبايد به هر شكل و ظاهر فريبندهاي دل ببندند و كوركورانه از ديگران پيروي كنند.
سلام دوستان
بازم کتاب
برای دانلود بر روی عناوین کتاب کلیک راست کنید، گزینه
save target as...
را بزنید
هر فردي متناسب با موقعيت اجتماعي، ميزان درآمد و همچنين با عنايت به نيازهاي حال و آينده خود، خانواده و جامعه مرجع، الگوي مصرف خود را تبيين و ترسيم مي نمايد. خويشتن داري يا قناعت به ميزان لازم با لحاظ آينده اساس نظام الگوي مصرف در جامعه اسلامي قلمداد مي شود
- ميانه روي در مصرف نشانه بالا بودن ضريب عقل معاش
ميانه روي، يعني به اندازه و نياز مصرف كردن است. عنصر عقل و بصيرت داراي برجسته ترين نقش در شناسايي نيازها و چگونگي پاسخ به آنها و همچنين كنترل مصرف مي باشد. در فقه اسلامي از خرد و عقلانيتي كه ميزان مصرف و كارآمدي اقتصادي فرد و جامعه را هدايت و اداره مي كند به «عقل معاش» ياد شده است. لذا ميانه روي نسبت مستقيم با عقلانيت انسان دارد. در ضمن ميانه روي در موقعيت برخورداري و دارندگي افراد از زيبايي و اهميت بيشتري برخوردار است. در همين خصوص رسول اكرم(ص) فرموده اند:
الاقتصاد في النفقه نصف المعيشه
ميانه روي در خرج يك نيمه معيشت است16.
ما أحسن القصد في الغني
چه زيباست ميانه روي در هنگامه بي نيازي17.
ما عال امرؤ اقتصد
هركه ميانه روي كند فقير نشود18.
- كار مشروع و توأم با زحمت و تلاش پشتوانه مصرف صحيح
كسب و كار حلال و فعاليت مشروع توأم با تلاش جسمي و عقلي از جمله عوامل ميانه روي و اصلاح الگوي مصرف مي باشد. پيامبرخاتم(ص) در اين زمينه خطاب به جامعه بشري مي فرمايند.
رحم الله امرأ اكتسب طيبا و انفق قصدا و قدم فضلا ليوم فقره و حاجته
خدا عاقبت به خير نمايد آنكه به حلال كسب نمايد و با اعتدال خرج كند و مازاد آنرا براي روز تنگ دستي و نياز سرمايه گذاري كند19.
لاخير في مال لايزراء منه جسد و لاينال منه
در مالي كه آفت به آن نرسد و تني كه رنج نبيند سودي نيست. 20
- قناعت و خويشتن داري در بهره وري اساس نظام مندي الگوي مصرف
هر فردي متناسب با موقعيت اجتماعي، ميزان درآمد و همچنين با عنايت به نيازهاي حال و آينده خود، خانواده و جامعه مرجع، الگوي مصرف خود را تبيين و ترسيم مي نمايد. خويشتن داري يا قناعت به ميزان لازم با لحاظ آينده اساس نظام الگوي مصرف در جامعه اسلامي قلمداد مي شود و رسول اكرم(ص) در اين زمينه فرموده اند:
القناعه مال لاينفد
قناعت سرمايه اي است كه پايان نمي پذيرد21.
السابق و المقتصد يدخلان الجنه بغير حساب
فرد پيشرو و آينده نگر و نيز فرد ميانه رو بدون محاسبه وارد بهشت مي شوند22.
- بهره وري درست از درآمدها و لزوم تأثير آنها در زندگي انسان با هدف معرفي الگوي صحيح مصرف
در نظام اقتصاد كلان بيشترين اتلاف منابع در بخش بهره برداري و توليد است. دولت ها در صورت استفاده از تكنولوژي پيشرفته و منطبق با اصول و مباني علمي و صنعتي در حوزه استخراج و بهره برداري از منابع طبيعي و اقتصادي عمل كنند و نظام بهره برداري تابعي از سياست هاي كلان و برنامه چشم انداز درازمدت باشد مي توان به اصلاح الگوي مصرف اميدوار بود. در ضمن خداوند متعال وقتي نعمتي را به انسان داد مي خواهد اثر صحيح آنرا در قالب مصرف درست برجامعه نظاره گر باشد دراين خصوص حضرت محمد(ص) درسفارش به عموم انسان ها فرموده اند:
من أتاه الله خيراً فلير عليه
خدا به هركس نعمتي مي دهد مي خواهد اثر آن را برايشان ببيند. (22)
- بهره گيري از تمام استعدادها و توانمندي ها در راستاي نوآوري
براي رسيدن به نظام الگوي مصرف مطلوب بدون بهره گيري از انديشه هاي خلاق و استعداد افراد جامعه رسيدن به نظام الگوي برتر و مطلوب امكان پذير نخواهد بود. بايد به موازات تغيير و تحول درتكنولوژي و استاندارد توليد كالا و خدمات بايد روش هاي مناسب مصرف فرآورده هاي توليدي جديد طراحي و تنظيم گردد. نوآوري لزوماً فقط درحوزه توليد نيست بلكه در ميدان تدوين الگوي مصرف از اهميت مضاعفي برخوردار مي باشد. پيامبر رحمت(ص) در بيان اهميت اين موضوع فرموده اند.
افضل الناس رجل يعطي جهده
بهترين مردم آنست كه همه تلاش و كوشش خود را بكار بندد. (24)
- مديريت صحيح منابع و درآمدها بستر مهم دست يابي به الگوي مصرف
مديريت صحيح منابع از جمله عوامل موثر در شكل گيري نظام الگوي مصرف جامعه اسلامي مي باشد. مديريت تطبيق نيازها با ميزان و ظرفيت منابع و همچنين درك متقن از آينده و تحولات اقتصادي و رقابت هاي جهاني مي باشد. درهمين راستا رسول اكرم (ص) پيرامون نقش مديريت و تدبير در فرايند شكل گيري نظام الگوي مصرف فرموده اند.
التدبير نصف العيش
تدبير يك نيمه معيشت است. (25)
- اصلاح ساختارهاي زندگي و جامعه
گاهي اوقات دريك نظام اقتصادي دو عامل مهم برنامه و نيروي انساني ماهر وجود دارند اما ساختار نظام اقتصادي اعم از روش هاي توليد و استخراج منابع، خط توليد كارگاهها و كارخانه ها، قوانين و مقررات و همچنين فن آوري و تئوري هاي علمي مورد استفاده ناقص و فاقد كارآمدي مطلوب است. اين امر منجر به شكل گيري دگرديسي ناقص در فرايند توليد، توزيع و مصرف كالاها و خدمات مي شود، درهمين زمينه پيامبر اسلام(ص) فرموده اند.
من فقه الرجل أن يصلح معيشته
اصلاح ساختار معيشت از دانش مرد است. (26)
- آفت هاي نظام الگوي مصرف از ديدگاه نگاه درون ديني
- حرص و طمع، خودبيني و خويش محوري درمصرف كالاها وتوليدات اقتصادي بدون توجه به نيازهاي خود و جامعه و همچنين عدم توجه به آيندگان و سهم آنان درسرمايه هاي ملي از آفت نظام مصرف جامعه اسلامي است كه خود را در قالب آز و طمع در عرصه اقتصاد كشور پديدار ساخته است. رسول گرامي اسلام (ص) نيز در راستاي پيشگيري و واكسيناسيون پيكر جامعه اسلامي در برابر بيماري هاي اقتصادي به خطرات و پيامدهاي طمع و حرص اشاره و فرموده است:
اياكم و الشح فانما هلك من كان قبلكم بالشح
از حرص و آز بپرهيزيد كه پيشينيان شما در نتيجه حرص هلاك شدند. (27)
اياكم و الطمع فانه هو الفقر الحاضر
از طمع بپرهيزيد همانا كه آن تنگدستي آماده است28.
براساس اين احاديث احتكار، خريد بيش از اندازه و مازاد بر نياز همچنين عدم بهره گيري درست از امكانات منابع و ثروت ها به دليل هراس از آينده ازجمله مصاديق و مظاهر طمع در جامعه كنوني هستند كه در بخش تهيه اقلام و كالاهاي اساسي و موردمصرف روزانه بروز يافته است. متأسفانه دولت ها براي فرار از فشارهاي اقتصادي و كاهش نارضايتي مقطعي افكار عمومي اقدام به واردات بيش از حد برخي كالاهاي مصرفي مي نمايد و با برهم زدن نظام عرضه و تقاضاي داخلي سبب تشديد مشكلات كشاورزان، دامداران و كارگران صنايع غذايي مي شوند و درنتيجه به اختلال و نابساماني نظام مصرفي منجر مي گردد.
- تجمل و اضافه مصرف در جهت چشم و هم چشمي و فخرفروشي
همواره رقابت در ميدان مصرف بدون توجه به عواقب اجتماعي و نيازهاي نسل آينده و باهدف جلب نگاه ديگران و تشكيل گروه هاي مرجع منفي و همچنين تفاخر صاحبان زر و زور بر مستمندان و تحقير طبقات فرودست با خرج غيرمسئولانه ثروت و گسترش مظاهر فساد و منكر، نمايش قدرت و توان مالي، فرهنگ تجمل و تظاهر به مال به عنوان هدف نانوشته و ارزش ذاتي به افكار عمومي جامعه راه مي يابد. اين پديده ازجمله علايم بيماري اقتصادي جامعه است. حضر محمد ابن عبدالله(ص) در مذمت و نهي مسلمانان از اتخاذ چنين مشي خطرناك فرموده اند:
ما اخشي عليكم الفقر والكني اخشي عليكم التكاثر
از فقر براي شما بيمناك نيستم بلكه بيم دارم به كثرت اموال و دارايي ها تفاخر كنيد29.
- تقليد كوركورانه و الگوپذيري از رفاه زدگان
ازجمله آفات اجتماعي مخرب الگوپذيري از رفاه زدگان و بيگانگان در مسئله مصرف به ويژه در پوشش، خوراك و تهيه لوازم غيرضروري و جانبي زندگي است. در جوامع شرقي به دليل گسست فرهنگي، كم باوري به اعتقادات و باورها ديرينه اعم از مذهبي وملي، عدم پايبندي نسل جديد به هويت تاريخي ونيز كوتاهي دولت ها در تدوين نظام جامع صيانت از فرهنگ عمومي شاهد تجسم آن در پديده اي به نام تقليد كوركورانه يا به تعبير مرحوم جلال آل احمد «غربزدگي» در گرايش ها و رفتارهاي افراد جامعه اسلامي مي باشيم. خداوند متعال در قرآن كريم به دلايل شكل گيري پديده تقليد كوركورانه اشاره نموده و فرموده اند:
اذا اراد الله بقوم سوء جعل امرهم الي مترفيهم
هرگاه خداوند براي مردمي سرنوشت بد بخواهد كارشان رابه دست تجمل پرستان آنها مي سپارد.30
- سخت گيري هاي بي مورد در مصرف
زماني كه موضوع اصلاح الگوي مصرف در جامعه از سوي نخبگان و يا از منظر دين مطرح مي شود متأسفانه برخي آن را مترادف با نوعي سخت گيري و محروميت از نعمت هاي خدادادي و امكانات موجود در جامعه و زهد و نفي دنيا تصور كرده و حتي به تقابل با اين انديشه مي پردازند. درحالي مصرف صحيح يعني بهره برداري درست و متعادل و به اندازه نياز از منابع است. پس گشايش و مدارا در مصرف از سفارش هاي مهم دين مبين اسلام از زبان پيامبر مهربان آن است كه فرموده اند:
من فقه الرجل رفقه في معيشته
مدارا در معيشت و زندگي از دانش مرد است31.
- لازمه دست يابي به الگوي مصرف در بعد سياست گذاري كلان كشور
پيشينه يافتن الگويي صحيح، منطقي و مقرون به صرفه، در مصرف منابع به اعصار دور باز ميگردد و اين نشاندهنده فطرت انسانهاي پاك است كه حتّي پيش از دين كامل و انسانساز اسلام در پي حفظ و صيانت از نعمات الهي بودهاند، حال به دستورات دين مبين اسلام و بالطبع روشهاي تبليغي پيامبر اكرم(ص) و ائمه اطهار(ع) ميپردازيم.
1ـ2) مهمترين دليل مسلماني، داشتن برنامه صحيح اقتصادي در امور زندگي بوده و اين از نشانههاي انسانهاي پرهيزكار و با ايمان است.
اسلام براي ايجاد انگيزههاي مثبت و زدودن انگيزههاي منفي، اهرمهاي هدايت و ارشاد فراواني دارد كه با وضع قوانين جامع ديني و اجراي آن ميتوان از مواردي كه به صلاح جامعه نيست و مفاسد فراواني را به همراه دارد، جلوگيري نمود. مثلاً تأمين مقدار مصرف لازم و ضروري كه عبارت است از مقدار مصرفي كه براي ادامه زندگي انساني و حفظ وجود از امراض و بيماريها و ناراحتيهاي جسمي و رواني لازم و ضروري است و براي افراد واجب است، وظيفه دولت اسلامي است.
خداوند در قرآن كريم ميفرمايد:
"يا اَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا، لاتُحَرِّمُوا طَيِّباتِ ما اَحَلّ اللهُ لَكُم وَ لاتَعتَدُوا، اِنَّ اللهَ لايُحِبُّ المُعتَدينَ * وَ كُلُوا مِمّا رَزَقَكُمُ اللهُ حَلالاً طَيِّباً وَ اتَّقُوا اللهَ الَّذي اَنتُم بِه مُؤمِنوُنَ ". (اي كساني كه ايمان آورديد، چيزهاي خوبي كه خداوند بر شما حلال فرموده است، بر خود حرام نكنيد و از آن چه حلال كرده است نيز تجاوز ننماييد، همانا خداوند تجاوزكاران را دوست نميدارد * و از آن چه خداوند به شما روزي داده است، در حالي كه حلال و نيكو است، بخوريد و تقواي الهي كه به آن اعتقاد داريد، پيشه سازيد).
در اين آيه شريفه، استفاده صحيح از نعمتهاي الهي، مورد تشويق قرار گرفته است. خداوند كساني كه از روي جهالت و ناداني، برخي از نعمتهاي الهي را بر خود حرام كرده، مورد سرزنش قرار ميدهد و ميفرمايد:
"قَد خَسِرَ الَّذينَ قَتَلُوا اَولادَهُم سَفَهًا بِغَيرِ عِلمٍ وَ حَرَّمُوا ما رَزَقَهُمُ اللهُ افتِراءً عَلَي اللهِ قَدضَلُّوا وَ ماكانُوا مُهتَدينَ " (به راستي زيان كردند، كساني كه فرزندان خود را از روي ناداني و بدون علم كشتند و آن چه به آنان روزي داده شده است، از روي افترا بر خدا بر خويش حرام كردند، به راستي گمراه شدند و آنها هدايت نمييابند).
استفاده از نعمتهاي الهي با حدود شرايط و ضوابط آن، نبود اسراف و تبذير و اداي حقوق ديگران از نظر شريعت، پسنديده و لازم است. خداوند در آيات قرآني، نعمتهاي خويش را بر ميشمرد و انسانها را به بهرهمندي از آن تشويق ميكند. در زير نمونهاي بيان ميگردد:
"... كُلُوا مِن رِزقِ رَبَّكُم وَ اشكُرُوا لَهُ، بَلَدَةٌ طَيِّبَةٌ وَ رَبٌّ غَفُورٌ ". (از روزي پروردگارتان بخوريد و او را شكر كنيد، كه شهري پاكيزه و خداي بخشندهاي داريد).
در دين اسلام، تأكيد قابل توجهي بر امر انفاق و توجه به نيازمندان و پرداخت زكات و خمس و پذيرش هداياي دوستانه شده است. تاريخ اسلام پر از اطعامها و اكرامها و پذيراييهايي است كه دوستان مؤمن نسبت به يكديگر انجام ميدادند كه همگي ناشي از به كار بستن ارشادها و راهنماييهاي رهبران ديني بوده است.
در اسلام مواردي وجود دارد كه ما را از مصرف بعضي چيزها باز ميدارد و آن را گاه حرام و گاهي مكروه و ناپسند ميشمرد. مصرف چيزهايي كه به صراحت حرام است، مانند گوشت خوك و مصرف چيزهايي كه براي انسان زيانآور است، مانند سموم و مواد مخدر. خداوند متعال ميفرمايد:
"خود را با دست خويش به هلاك نرسانيد ".
.
.
نان به دليل اينكه قوت غالب مردم كشورمان به شمار مي رود و 70درصد انرژي مورد نياز روزانه خود را از اين ناحيه تامين مي سازند، از اهميت- حساسيت و جايگاه والايي برخوردار است. به طوري كه هر اروپايي در سال حدود 70كيلوگرم نان مصرف مي نمايد درحالي كه هر ايراني در سال 210 كيلوگرم نان مصرف مي كند يعني 3 برابر.
نان به دليل اينكه قوت غالب مردم كشورمان به شمار مي رود و 70درصد انرژي مورد نياز روزانه خود را از اين ناحيه تامين مي سازند، از اهميت- حساسيت و جايگاه والايي برخوردار است. به طوري كه هر اروپايي در سال حدود 70كيلوگرم نان مصرف مي نمايد درحالي كه هر ايراني در سال 210 كيلوگرم نان مصرف مي كند يعني 3 برابر؟! لذا شايسته است نان هاي توليدي نيز از كيفيت و ارزش غذايي بالايي برخوردار باشند ولي آيا چنين است؟ 65درصد نان هاي توليدي در كشور از نوع مسطح (40درصد لواش و 25درصد تافتون) مي باشند كه به دليل نامرغوبي آرد، نواقص فرآيند پخت، نارضايتي نانوايان و تصميمات نادرست و سليقه اي برخي دست اندركاران عمدتا با افت كيفيت مواجه است. 60درصد نان هاي توليدي در كشور را سنگك تشكيل مي دهد كه هر چند تخمير چند ساعته را طي مي كنند ولي به دليل استفاده از آردهاي سبوس گيري شده (حدود 12درصد) و عدم استفاده از مخمر در تركيب خمير فاقد پوكي، ماندگاري و ارزش غذايي لازم است. 29% باقيمانده نيز 25درصد مربوط به بربري و 4درصد متعلق به نان هاي فانتزي يا حجيم مي باشد كه آنها نيز علي رغم رعايت تخمير كامل به دليل استفاده از آرد سفيد (حدود 18درصد سبوس گيري شده اند) و حذف فيبر و بخش زيادي از املاح (آهن- كلسيم- روي- منيزيم- فسفر و...) حياتي گندم در جريان آسياباني ارزش چنداني ندارد. كه براساس تحقيقات به عمل آمده مصرف مداوم آن در ابتلابه بيماري هاي غيرواگير به ويژه ديابت- چاقي- چربي خون و بيماري هاي قلبي- عروقي سهم به سزايي دارند. با توجه به آمار بالاي ضايعات نان هاي مسطح (لواش- تافتون- ماشيني) و افت كيفي نان هاي نيمه حجيم (بربري- سنگك) و استقبال كم از نان حجيم (فانتزي- باگت- فرانسوي و...)، طرحي ارائه نموديم كه تلفيقي است از الگوي نان هاي مسطح با حجيم و تركيبي است از آميزه هاي سنتي (تنورهاي گلي) با دستاوردهاي صنعتي (ماشين هاي صنعتي) و نه تنها با ذائقه و سليقه ملي همخواني دارد بلكه از دستاوردهاي علمي روز نيز جهت ارتقاء كيفي خود بهره گرفته است.
هدف اصلي طرح فوق بهينه سازي و اصلاح كيفي نان هاي سنتي مسطح مي باشد كه در حال حاضر 65درصد نان هاي سنتي را در بر مي گيرد. بيشترين توليد را دارد و كمترين كيفيت را. و روز به روز نيز سير قهقرائي دارد. به طوري كه رئيس پژوهشكده غله كشور مي گويد: مردم هر چه نان نخورند سالم ترند.
هدف اصلاح اين گروه از نان ها مي باشد كه شامل تافتون تنوري و ماشيني و لواش تنوري و ماشيني است و مهمترين معايبشان از نظر پژوهشكده غله عبارت است از:
كوتاهي زمان تخمير- كوتاهي زمان پخت- استفاده از جوش شيرين- ضعف بهداشتي- مصرف آرد سبوس گيري شده و... است و ما بايد راهي پيدا كنيم كه اين معايب برطرف شود و نظرات مقام معظم رهبري تامين گردد. و لذا پس از مطالعات ميداني و كتابخانه اي وسيع و تشخيص علل انحرافات، اقدامات لازم براي ايجاد اصلاحات را آغاز كرديم. كه ماحصل آن طرحي جامع- كاربردي- ساده- كم هزينه و قابل تعميم به همه كشور است.
اين طرح ابتدا به صورت آزمايشي در يكي از نانوايي هاي اصفهان به اجرا درآمد و پس از موفقيت و مواجهه با استقبال عمومي به صورت فراگير به اجرا گذاشته شد و در حال حاضر نيز توانسته الگوي پخت نان 300 واحد از نانوايي هاي استان اصفهان را اصلاح سازد. آغاز اين طرح با تجهيز يكي از نانوايي هاي سطح شهر شروع شد سپس پرسنل لازم براي اجراي آن گزينش و با شركت در يك دوره كلاس هاي فشرده آموزشي (حدود يك ماه) اطلاعات لازم جهت رعايت استانداردهاي علمي را فراگرفتند و با اصول و فنون نانوايي و چگونگي پخت نان با آرد سبوس دار آشنا شدند... و توانستند با حضور خود در ساير نانوائي هااهداف طرح را تحقق بخشند. به تدريج هريك از اين افراد به عنوان يك مربي اقدام به آموزش ديگران نمودند بطوريكه ظرف يك سال به كمك 10نفر نيروي خبره بيش از 100نفر جوان علاقه مند آموزش ديده و در سطح نانوائي هاي اصفهان تقسيم شدند كه روزبه روز در حال افزايش است و زمينه ساز تحقق تحول در حوزه نان استان را فراهم ساختند كه تسري آن به ساير شهرهاي كشورمان افق هاي روشني را در زمينه بهينه سازي نان هاي سنتي و پيشگيري از بيماري هاي غيرواگيري چون چاقي و ديابت فراهم مي سازد.
مزاياي نان هاي سبوس دار:
1-فيبر (سبوس) نان سبوس دار 3برابر نان سفيد است.
2-ارزش غذايي و املاح نان سبوس دار 2برابر نان سفيد است.
3-گلوكز بعد از غذا يا قند نان سبوس دار 50 ولي نان سفيد حدود 100است.
ساير مزاياي نان سبوس دار
1-كاهش قند و چربي خون 2-پيشگيري از سوءتغذيه 3-رسوب گيري از جداره هاي روده و معده 4-خنثي سازي مواد سرطان زا 5-جلوگيري از جذب اسيدهاي صفراوي 6-جلوگيري از يبوست
7-پيشگيري از ديابت 8-پيشگيري از پوكي استخوان 9-پيشگيري از كم خوني 10-پيشگيري از چاقي
براساس اعلان سازمان بهداشت جهاني: نياز روزانه انسان به فيبرحدود 30گرم است كه 15گرم آن بايستي از طريق مصرف حبوبات، سبزيجات و ميوه جات و 15گرم مابقي با مصرف نان هاي سبوس دار تامين گردد. لذا اگر هر ايراني روزانه 3 قرص نان سبوس دار مصرف نمايد (يعني 450گرم نان) ضمن تامين فيبر موردنياز بدنش سلامتي خود را نيز بيمه مي سازد و ديگر نيازي به دكتر و دارو و درمان نخواهيم داشت.
تبليغات در معناى وسيع آن، وسيلهاى براى ورود به عرصه افكار عمومى است و در تعريف آن گفته شده؛ تبليغات فعاليتى است براى دگرگون كردن عقايد عمومى از راه هاى غيرمستقيم و گاه پنهانى با وسايلى چون زبان، خط، تصوير، نمايش و... امروزه تبليغات از جمله عوامل مؤثر بر شكل گيري افكار عمومي است و نقش مهمي در زندگي روزمره پيدا كرده است. اين نقش تا جايي است كه جنبه هاي مختلف سياست، اقتصاد و فرهنگ و هنر و... را دربر مي گيرد و از ابزار تبليغات براي پيش برد امور در هر كدام از اين اركان استفاده مي شود و بيش تر براي تحت تأثير قراردادن اذهان و افكار عمومي و به منظور برجسته جلوه دادن نگرش هاي خاص در هر حوزه، مورد بهره برداري قرار مي گيرد.
تبليغات با توجه به سابقه آن كه قدمتي بسيار ديرينه دارد، همواره ابزار دست بشر براي ترويج و انتشار عقايد خود در حوزه هاي مختلف بوده است. عموماً تبليغات تا جايي پسنديده است كه مخلّ ارزش هاي مورد پذيرش عموم در حوزه هاي مختلف نباشد. اما در اين نوشته درصدد هستيم تنها به يك جنبه از تبليغات كه به عنوان ابزار فرهنگي در حوزه اقتصادي عمل مي نمايد و براي تبليغ محصولات و كالاهاي تجارتي بيش تر مورد استفاده قرار مي-گيرد، نظر داشته باشيم. به عبارت ديگر، منظور، تبليغات بازرگاني ارائه شده از صدا و سيماي جمهوري اسلامي است كه يكي از منابع عمده درآمد در اين دستگاه فرهنگي به حساب مي آيد.
يكي از وظايف مبلّغين در امر اصلاح الگوي مصرف و از بين بردن فاصلههاي طبقاتي، استفاده از انديشههاي ناب اسلامي در تدوين برنامههاي اقتصادي يا استناد به آيات و روايات، استنباط احكام فقهي در بُعد اقتصادي و تفسير صحيح آن با به كارگيري نيروهاي آگاه و انديش مند، تحقق اصل عدالت اجتماعي، كنترل و هدايت شيوههاي مصرف در جامعه، محدوديت در واردات كالاها و اشياء غيرضروري، اجراي اصول قانون اساسي در زمينه اقتصادي، توجه به كرامت انساني بر اساس اصل خليفه الهي و محور آفرينش و امانت داري الهي و... است كه ميتواند راه كارهايي در جهت پويايي و شكوفايي اقتصادي جامعه اسلامي باشد.
يك مبلّغ ديني براي ايجاد انگيزههاي مثبت و زدودن انگيزههاي منفي، اهرمهاي هدايت و ارشاد فراواني در اختيار دارد. با بيان قوانين جامع ديني و اجراي آن ميتواند از مواردي كه به صلاح جامعه نيست و مفاسد فراواني را به همراه دارد، جلوگيري نمايد.
الگوي مصرف اسلامي بر پايه اصول مشخص و روشني استوار است كه با حركت از آنها به اصول خاص ميرسيم. اولين اصل اساسي و بديهي، اصل مسئوليت است. در اسلام، انسان در قبال آزادياش مسئوليت دارد و نميتواند خود را تافته جدا بافته تلقّي كند. در چارچوب اسلامي، زندگي و عمل انسان بايد از هر نظر با مفهوم گسترده "عدل " مطابق باشد. ضرورت اعتدال در مصرف، از اين رو بيش تر روشن ميشود كه بدانيم، انسان موجودي است با تمايلات انحرافي و خيالهاي باطل و سركش كه اگر مهار نشود او را از مرز بشريت و مسئوليتپذيري خارج و به موجودي خطرناك تبديل خواهد كرد.
يك مبلّغ ديني ميتواند الگوهاي قابل قبول و مطابق امكانات و شئون اسلامي در خصوص مصرف منابع به مخاطبان ارائه نمايد. بكارگيري آموزههاي ديني ميتواند عامل مؤثر در تغيير الگوي مصرف زائد و منتقد تأثيرات مخرّب عدم رعايت الگوي بهينه مصرف باشد. عالمان دين ميتوانند با تكيه بر آموزههاي ديني و الگوهاي برانگيزاننده، مردم را به محدود كردن اميال و عدم خريد كالاهاي خارجي تشويق نموده و به خريد كالاهاي داخلي بر اساس رعايت الگوي مصرف، ترغيب كنند. به عبارت ديگر، جهتگيري ارزشي، شروع مفيدي براي نقد ديني، از مصرفگرايي است.
سال 1388 از طرف رهبر معظم انقلاب، به نام سال اصلاح الگوي مصرف مزين شده است؛ خوشبختانه صداي شبکه استان خراسان رضوي با احساس مسئوليت نسبت به اين رسالت فرهنگي به توليد و بخش برنامهاي در رابطه با مهمترين هدف سال نظام (اصلاح الگوي مصرف)، تحت عنوان برنامه (پيمانه) همت گماشته است.
مساله اساسي اين پژوهش، بررسي محتوايي برنامه راديويي اصلاح الگوي مصرف و بررسي ميزان تطابق اين برنامه با محورها، شاخصها و ابعاد اصلاح الگوي مصرف و بررسي ميزان توفيق آن در اهداف ميباشد.
بررسي و تحليل محتواي اين برنامه، ضمن مشخص نمودن ميزان همخواني اين برنامه با راهبردهاي توليدات برنامهاي ويژه سال اصلاح الگوي مصرف، راهگشاي تهيه و پخش برنامه بهتر خواهد بود.
در اين تحقيق برنامه راديوي پيمانه، به دو روش "اسنادي" و "تحليل محتوا" مورد پژوهش قرار گرفت؛ تا نقاط قوت و ضعف برنامه شناسائي وراهکارهاي لازم براي گروه برنامهسازي ارائه شود.
نتايج تحقيق نشان ميدهد که:
ـ از مجموع تحليل محتواي کليه گفتارهاي مرتبط با موضوع اصلاح الگوي مصرف در برنامه راديويي پيمانه (شامل 359 گفتار)، 37.9 درصد از گفتارهاي برنامه پيمانه، مصاحبه و گفتگو، 25.1 درصد از گفتارها، گفتار مجري، 11.1درصد از اين گفتارها، گزارش، 10درصد از اين گفتارها، خبر 8.6درصد، گفتار (کلام) مقام معظم رهبري، 5.3درصد، نمايش راديويي و 1.9درصد از گفتارها، مربوط به ساير موارد ميشود.
ـ در ميان شاخصهاي مربوط به توليدات برنامه براساس دستورالعمل اصلاح الگوي مصرف، شاخص ترويج فرهنگ صرفهجويي بيشتر از ساير شاخصها و شاخص الگوسازي از ساده زيستي مفاخر و بزرگان دين در زمينه اصلاح الگوي مصرف، کمتر از ديگر شاخصها در برنامه راديويي پيمانه انعکاس يافته است.
ـ از مجموع 64048 ثانيه برنامه توليدي پيمانه از فروردين ماه سال جاري تا ابتداي مهرماه سال جاري، بيشترين حجم برنامه به لحاظ ساختاري مربوط به مقوله مصاحبه و گفتگو، سپس گفتار مجري (گوينده)، سپس موسيقي، سپس گزارش، سپس نمايش راديويي و سپس خبر ميباشد.
ـ به لحاظ فراواني موضوعات مطرح شده در گفتارهاي برنامه پيمانه، بيشترين فراواني مطلب مربوط به مقوله موضوعي "معرفي استانداردهاي ملي و بينالمللي کالاها و خدمات با هدف ترويج مصرف کالاي با کيفيت و بادوام حذف کالاهاي بيکيفيت"، و کمترين فراواني، مربوط به مقوله موضوعي
" بررسي و مقايسه الگوي مصرف در جامعه ما و برخي کشورهاي توسعه يافته با هدف معرفي شيوههاي موثر مديريت مصرف و تغيير نگرشهاي غلط"، ميباشد.
ـ کلمات کليدي: برنامه راديويي پيمانه، اصلاح الگوي مصرف، راهبردهاي رسانه، صداي خراسان رضوي، تحليل محتوي.