مصرف گرايي، اسطوره اي است كه فرد را با مصرف كردن خشنود مي كند و حس يكپارچه بودن با ديگران را به او مي بخشد. جملات تبليغي به شكلي جذاب، جانشين ايده آل هاي مصرف كننده براي تجربه هاي هنري، مذهبي و خانوادگي مي شود و پيچ و تاب هاي دست كاري شده توسط رسانه ها در نقاب اجتماعي را جايگزين ارزش هاي معنوي مي كند.
در طليعه ظهور قرن بيستم، كم كم توليدكنندگان و شركت ها و امپراطوري هاي تجاري كه گستره خود را به كشورهاي ديگر نيز كشانده بودند، به اين نتيجه رسيدند كه براي بهره برداري بيشتر و مناسب تر از توان فراوان سازمان هايشان كه روزبه روز به آن افزوده مي شد، راهي جز مصرف انبوه وجود ندارد. دنيا، دنياي مبارزه بر سر تصاحب بازارها است و بايد براي سود بيشتر به بازارهاي سرزمين هاي دور روي آورد.
چنان كه تاريخ نشان مي دهد، در ابتدا اين كار با نيروي نظامي و فتح سرزمين هاي غرب و شرق كره زمين صورت مي گرفت ولي در شرايط كنوني، حملات نظامي تا حدودي محدود شده و غربي ها راه چاره را افزايش مصرف عمومي و فراهم كردن رفاه براي همه دانسته اند و برآنند تا به طور روزافزون، روش هايي را بيابند كه ضمن استفاده عموم از مصرف زياد در تمام زمينه ها، چرخ سودآوري ماشين هاي صنعتي از كار نيافتد و همواره به گردش خود به گونه اي فزاينده ادامه دهد.
در اين ميان تبليغ كالاهاي تجاري به يكي از ساده ترين و سريع ترين روش ها در اكثر شركت هاي بزرگ دنيا تبديل شده است. تلويزيون و رسانه را نيز مي توان مهم ترين ابزار اين روش دانست. تنها اين وسيله است كه مي تواند پيام صاحبان شركت هاي توليدي را به طور گسترده به درون خانه هاي مردم در سراسر جهان ببرد. اين رسانه در حقيقت به عنوان فرد سوم اين خانواده ها در نقش ميهماني ناخوانده كم كم رأي اعضاي خانواده را از روي پدر خانواده برمي گرداند و به سوي افكار منتشر شده از سوي خود جلب مي كند.
مصرف گرايي، اسطوره اي است كه فرد را با مصرف كردن خشنود مي كند و حس يكپارچه بودن با ديگران را به او مي بخشد. جملات تبليغي به شكلي جذاب، جانشين ايده آل هاي مصرف كننده براي تجربه هاي هنري، مذهبي و خانوادگي مي شود و پيچ و تاب هاي دست كاري شده توسط رسانه ها در نقاب اجتماعي را جايگزين ارزش هاي معنوي مي كند. تلويزيون نه براي سرگرم كردن ما كه براي فروش كالاها به ماست كه به وجود آمده و كار بيشتر كساني كه در شبكه هاي تلويزيوني كار مي كنند، جلب توجه مردم است و البته تداوم اين جلب توجه تا جايي كه بتوانند كالايي را تبليغ كنند.
روزگاري تبليغات چي ها كودكان را به عنوان يك گروه جمعيتي، ناديده مي گرفتند اما امروزه كودكان و نوجوانان نيز يكي از گروه هاي هدف اين رسانه ها هستند؛ چراكه آن ها قدرت خرج كردن دارند. درآمدهاي قابل خرج آن ها بسيار هنگفت است. آن ها در بزرگسالي در زمره مصرف كنندگان درخواهند آمد و هزينه هايي كه صرف برنامه ريزي ذهن و نگرش آن ها مي شود، بعدها جواب مي دهد! آن ها بر تصميمات والدين خود براي خريد كالاها تأثير مي گذارند، زيرا براي واداشتن يا ترغيب والدينشان به خريد كالاها و خدماتي خاص، شگردهاي بسياري دارند. كودكان در ازاي هر پنج ساعت تماشاي برنامه تلويزيون هاي تجاري، يك ساعت آگهي تجاري تماشا مي كنند. درواقع ما كودكان مان را به دست شركت هاي تبليغاتي سپرده ايم تا آن ها را متقاعد كنند كه گرسنه، خسته، زشت و نامحبوب هستند و براي تغيير اين وضع، بايد پول خرج كنند.
آمريكا با افراشتن آنتن هاي متعدد راديويي و تلويزيوني بدون هيچ نيازي به مداخله نظامي مي تواند در جامعه كمونيستي اروپاي شرقي نفوذ كند و كوكاكولا را درحالي سر ميزهاي خانواده هاي آلماني اي مهمان كند كه شايد چند سال پيش فرزندان و شوهران خود را در جنگ جهاني دوم در جنگ با متفقين ازدست داده اند. اين پيشروي تا آن جا ادامه يافت كه پس از گذشت دو سه دهه، در اواخر دهه هفتاد ميلادي در مسكو نيزشعبه هايي از مك دونالد و مرغ كنتاكي تأسيس شد و مشتريان در آن جا با ولع به دنبال صرف غذا همراه با نوشيدني هايي چون كوكاكولا بودند. امروز شايد اطلاعات، گران بهاترين چيز براي همه باشد. با اطلاعات و كنترل آن مي توان به همه چيز دست يافت. برخي نظريه پردازان ارتباطات بيان كرده اند: امروز جهان در دست كسي است كه رسانه ها را در اختيار دارد. به اعتقاد گردانندگان اصلي صنعت رسانه ها، چند مؤسسه بزرگ، نه تنها رسانه هاي مهم همگاني آمريكا، بلكه جهان را تحت كنترل خود درخواهند آورد.
مديريت محيط زيست درسادهترين شكل خود بايد 3 وظيفه را شامل تشخيص اهداف، تعيين امكان تحقق آنها و تدوين و اجراي راهكارها براي انجام اموري كه براي اصلاح الگوي مصرف امكانپذير باشد، در نظر بگيرد.
به اعتقاد عميد مرندي، براي اجراي راهكارهاي نوين مديريت محيط زيستي بايد توجه كرد كه در محيط كار همه چيز قابل تغيير است؛ از تمايلات دستاندركاران محيط زيست گرفته تا نظرات عمومي و قابليتهاي بشري، لذا مدير محيط زيستي بايد انعطافپذير، سازشگر و با ذكاوت باشد.
وي ميگويد: مديريت محيط زيستي علاوه بر پيشبينيهايي كه در زمينه اجراي موارد مورد نظر كارشناسي دارد، بايد متكي بر دستاوردهاي پذيرفته شده علمي، استفاده از تكنيكهاي مدلسازي، شبيهسازي و تخمين باشد و به اين وسيله مساله را شناسايي و مكانيسمهاي جبراني را محقق كند.
عضو هيات مديره انجمن متخصصان محيط زيست ايران ميافزايد: هماكنون مديريت محيط زيستي ميتواند با ابزارهاي مديريتي نوين، فرآيندهاي نظارت، جمعآوري اطلاعات، ارزيابي ميزان اثرات، پردازش اطلاعات، تصميمگيري و ارتباطات وضعيت مصرف انرژي و ديگر منابع را بهبود بخشد. به طوري كه مديران محيط زيستي همواره با مسائل در حال رشدي روبهرو هستند و به اين دليل نياز به امكانات كمكي بيشتري دارند.
دنياي امروز كه بدون حفظ منابع زيستي معني ندارد، به سمتي پيش ميرود كه مديران محيطزيستي بايد هر چه بيشتر از روشهاي تصميمگيري سنتي دور شده و به روش پيشبينانه نزديك شوند. اين در حالي است كه امروزه در جوامع بشري، توسعه با به كارگيري انرژي بيشتر ميسر ميشود و در روند توسعه، انسان خصوصيات فيزيكي، شيميايي، بيولوژيكي، اجتماعي و سنتي محيط خود را دگرگون ميكند و اين امري اجتنابناپذير است.
توليد، انتقال و مصرف انرژي، اثرات مهمي را در محيط زيست زمين برجاي ميگذارد. امروزه سياستهاي توليد و به كارگيري انرژي در مسائل محيط زيستي محلي و منطقهاي، نقش محوري را به عهده دارند. بنابراين ضرورت تعيين رابطه پيچيده مسائل محيطزيستي با انرژي، بيش از پيش ملموس شده است.
مرندي، كارشناس ارشد محيط زيست ميگويد: پيشرفت و توسعه جوامع پيشرو با استفاده از انرژي در مقياس وسيع به منظور تقويت سيستم توليد مدرن ميسر شده است به طوري كه انرژي زيربنايي قوياي را براي پيشرفت اقتصادي بنا مينهد و نقش تعيينكنندهاي در بهبود زندگي بشر دارد.
از آغاز تاريخ، بشر در مقياس جهاني بار فراواني را به محيط زيست تحميل كرده و نبايد اجازه داد كه صدمه به محيط زيست جهاني كه بشر بقا و حيات خود را مرهون آن ميداند به نقطهاي برسد كه راه بازگشت و جبراني وجود نداشته باشد و بهترين راهكار اصلاح الگوي مصرف از طريق مباني علمي و پژوهشي ميباشد.
به اين سبب است كه توليدكنندگان و مصرفكنندگان انرژي بايد درخصوص نقشي كه انرژي براي دستيابي به توسعه پايدار به عهده دارد، عميقا تفكر كنند. در اين خصوص حفظ محيط زيست كه قابل جايگزيني نيست، بايد دقيقاً مد نظر قرار گيرد و سعي شود چرخه نابهنجاري كه بيشتر به دليل مصرف ناصحيح به شكل چرخه رشد اقتصادي، استفاده از انرژي و مشكلات محيط زيستي رشد يافته، از ميان برود.
امروزه سياستهاي توليد و به كارگيري انرژي در مسائل محيط زيستي محلي و منطقهاي نقش محوري را به عهده دارندعضو هيات مديره انجمن متخصصان محيط زيست ايران، ميافزايد: انرژي در حيات اقتصاد صنعتي جوامع، نقش زيربنايي را ايفا ميكند، به اين معنا كه هرگاه انرژي به مقدار كافي و بموقع در دسترس باشد، توسعه اقتصادي نيز ميسر خواهد بود.
مرندي معتقد است: منابع خدادادي دركشور ايران با قيمتهايي به مراتب نازلتر از ديگر كشورها و با سهولت بيشتري به مصرفكننده عرضه ميشود. ميزان مصرف و اتلاف انرژي در ايران به مراتب بالاتر از كشورهاي صنعتي است و وضعيت مصرف انرژي در كشور ايران با اصول مربوط به ارتقاي بهرهوري و بازدهي انرژي در جهان، مغايرت دارد.
اين كارشناس ادامه ميدهد: آيا اين بهرهبرداري به اين شكل ادامه خواهد داشت يا مسوولان دلسوز نظام بايد به دنبال راهكارهايي در راستاي اصلاح الگوي مصرف باشند؟ مسلماً منابع انرژي مانند تمامي پديدههاي طبيعي ديگر در حال كاهش هستند و از آنجايي كه ديگر حتي تصور زندگي عادي انسان امروزي بدون استفاده از منابع انرژي ممكن نيست، بحران احتمالي را قبل از وقوع بايد از طريق مديريت محيط زيستي اصلاح الگوي مصرف علاج كرد و همزمان با توسعه فناوريهاي نوين به سرمايهگذاري در روشهاي استفاده بهينه از انرژي و گسترش آنها فكر و سپس عمل كرد.
انسان در هر عصري براي بهرهبرداري بهتر از منابع و ذخائري كه در دست داشته، در پي يافتن راههايي جهت مصرف بهينه آنها بوده است و براي اين منظور، چارهاي جز طراحي راههايي براي استفاده مناسب و بخردانه از منابع در اختيار، نداشته است. در اين ميان ميتوان به آموزههاي ديني كه پيش از اسلام و پس از آن براي زندگي بهتر و بهرهبرداري مناسبتر بشر از منابع و نعمات خدادادي اشاره داشته است، مراجعه و استناد نمود.
اين مقاله به بررسي الگوي بهينه مصرف در كلام بزرگان ديني خواهد پرداخت و اميد است در سالي كه به فرموده مقام معظّم رهبري، سال اصلاح الگوي مصرف نام گرفته است، بتوانيم گامي هر چند كوچك در اجرايي نمودن اين دستور در ميهن عزيزمان برداريم.
رشد، توسعه و متعالي شدن جامعه اسلامي و رسيدن به استقلال و رفع فقر و توزيع عادلانه امكانات براي تمام افراد جامعه از اهداف بزرگ دين مقدّس اسلام است. ركود، بازماندگي و عدم تحرك در ادبيات ديني نه تنها معنا ندارد بلكه ضد باور ديني تلقّي ميگردد. از سوي ديگر اديان الهي هميشه انسانها را به رعايت اعتدال و توجه به علّت اصلي آفرينش تذكر دادهاند و سعي كردهاند آنها را از "داشتنهاي " دنيوي به سوي "بودن " سوق دهند و سير بازگشت دائمي به خويشتن خويش را در آنها زنده نگهدارند.
در اين مقاله سعي خواهد شد با استفاده از آموزههاي ديني كه همانا فرمايشات پيامبران(ع) از حضرت آدم(ع) تا خاتم(ص) و همچنين روايات و احاديث ائمه اطهار(ع) و نيز سخنان بزرگان دين در عصر حاضر به بررسي و تبيين موارد زير پرداخته شود تا خواننده گرامي، به اين نتيجه اساسي رهنمون گردد، كه مصرف بهينه، معتدلانه و بخردانه، هميشه از سوي اولياي الهي و بزرگان ديني گوشزد شده است. بنابراين با مرور اين تذكرهاي گرانبها، توجه بيشتري به مصرف بهينه و مناسب خواهد شد.
1) چگونگي سادهزيستي و رعايت الگوي مصرف پيش از اسلام.
2) چگونگي سادهزيستي و رعايت الگوي مصرف پس از اسلام.
3) لزوم رعايت الگوهاي بهينه از منابع و نعمات الهي در عصر حاضر.
4) تبيين اهميت نقش مؤثر مبلغين ديني در رعايت الگوي صحيح مصرف در جامعه اسلامي.
5) جمعبندي و نتيجهگيري.
.
.
.
اقتصاد سياسى در حال حاضر به صورت دستگاه تجزيه و تحليل بسيار قدرتمندى در آمده است كه به بررسى امور علمى وعملى اقتصاد و عرصههاى مرتبط با آن ميپردازد. اين رشته با وجودى كه قابليت تحليل مسائل اقتصادى انديشهها و اوضاع و احوال گوناگون مرتبط با آنها را دارا است، جهانشمول نيست. با وجودى كه كلاسيكها و به ويژه آدام اسميت را بنيان گذار اقتصاد سياسى ميدانند، هم ريشهها و هم روند تكاملى اين نظريه به مكتب كلاسيك و شخص آدام اسميت اختصاص ندارد؛ زيرا ميان خود كلاسيكها دست كم نقش ريكاردو ، مالتوس، بنتام و استوارت ميل در تكامل اين رشته بسيار كليدى است. همچنين متفكّرانى از مكاتب سوداگرايي(مركانتيليست ها)، و طبيعيون(فيزيوكرات ها) پيش از كلاسيكها در شكلگيرى اين رشته نقش داشتهاند. مهمتر از آن، ردّ پاى افكار اقتصادى و سياسى قرون وسطا و حتّى يونانيان و روميان قبل از ميلاد در تدوين اقتصاد سياسى بارز است. جالبتر آن كه زمينه شكلگيرى برخى از ابعاد اقتصاد سياسى به زمان شكوفايى تمدّنهاى مشرق زمين (پيش از تمدّن يونان باستان) پيوند دارد. اين در حالى است كه اسناد تاريخي، واژه اقتصاد را به "اكونوموس " يونانى برميگردانند كه به معناى تدبير منزل است؛ امّا عناصرى از اين رشته قرنها قبل از آن در مشرق زمين مطرح بوده است. در تمدّن سومريان (3600 قبل از ميلاد)، بحث از نظارت بر كاركرد بازار، حفظ حقوق مالكيت و توجّه به امنيت اقتصادى مطرح بوده است. همزمان با سومر در مصر قديم،گفتوگوهايى درباره وضع ماليات ده درصدى بر زمين و نرخ بهره پانزده درصد(بر وام ها) رايج بوده است. در قانون حمورايى كه به تمدّن بابلى مربوط ميشود، دست كم از 2000 سال قبل از ميلاد، از عدالت اقتصادى ونقش رفاه و نوع دوستى و انضباط اقتصادى و سياسى سخن رفته است (
Harper, 1904 3-7
). وجود خصلت حسابگرى اقتصادى قوم يهود به رهبرى حضرت موسى به 1200 سال قبل ازميلاد ميرسد و اين در حالى است كه شكل گيرى عنصر حسابگرى را رهاورد اقتصاد سياسى كلاسيك بيان ميدارند. سخت كوشى خانواده يهودى و انظباط اجتماعى در شامّات، پايه اقتصاد سياسى مصر و فلسطين قديم شمرده ميشده است (
Roll, 1992: 9-14
).
انضباط اقتصادى در تمدّن ايران قديم و وجود رفاه و رضايت عمومى از برخى كاركردهاى دولت هخامنشيان (به ويژه زمان حاكميت كورش) گزارش شده است. اهمّيت نظارت بر بازار از هند قديم، گزارش شده است. همچنين بحث نظام مالياتى كارآمد، بحث تقسيم كار، صداقت در معامله و كم مصرفي، از اصول اقتصاد سياسى چين قديم(به ويژه زمان كنفسيوس) است. يانك چو از متفكّران چيني، قرنها قبل از ميلاد هدف زندگى را كسب حدّاكثر لذّت ميداند و اين تقريباً همان عنصرمحورى اقتصاد سياسى قرن 18 كلاسيك و قرن 19 نئوكلاسيك است. بحث دخالت يا عدم دخالت دولت در اقتصاد، مولّد دانستن كشاورزى و غير مولّد دانستن بخش بازرگاني، توجّه به انضباط مالي، مالكيت خصوصى و موارد مشابه از ريشههاى اقتصاد سياسى مدرن است كه در شرق باستان مطرح بوده است.
افكار يونان و روم باستان نيز پرتوهايى از اقتصاد سياسى را منعكس ميكند.بحث ازعدالت مالياتى در زمان سولون(600 سال قبل از ميلاد)، تصوير پيوند كارايى اقتصادى و رعايت قوانين، توجّه به نقش دولت در گسترش بازرگانى خارجي، ادّعاى تحويل همه علوم (از جمله اقتصاد) به زبان رياضيات در زمان فيثاغورث، توجّه به كارايى بردگان، ترويج فردگرايى در اقتصاد و سياست، پيوند فلسفه، سياست و اقتصاد، ديدگاه مادّيگرايانه و لذّتگرايانه اپيكور، فلسفه لذّت و درد هزويد، تأكيد بر مسأله كميابي، توجّه به اقتصاد رفتارگرايانه ذيمقراطيس، تأكيد سقراط بر تقدّم حكمت بر نفع شخصي، توجّه افلاطون و ارسطو به عدالت اقتصادي، تقسيم كار وحرمت و مذّمت ربا، تأثير منفى جنگ بر سرمايه گذاري(در نظر گزنفون)، تقدّم اهداف اقتصادى بر ابزارآن، هماهنگى اقتصاد و سياست، عقيم بودن پول و موارد مشابه، از ويژگيهاى قرائت اقتصاد سياسى يونان قديم است (ارسطاطاليس، 1368). سختگيرى بيش از حد در مقرّرات مالى و همراهى نوعى تقّدس دينى با انديشه اقتصادي، دو نرخى شدن بهره (شرعى و غيرشرعي)، ترجيح تكنولوژى كار برجهت مبارزه با بيكارى وتوجّه بيشتر به تجارت كالاها و خدمات را نيز ميتوان از جمله ويژ گيهاى اقتصاد سياسى روم قديم برشمرد (
Botwford, 1926:71
). همچنين فقه و حقوق روم باستان بر تحليل اقتصادى مورد تأكيد صاحبنظران اقتصاد سياسى مدرن موثّر واقع شده است. (شومپيتر، 1375: 91).
در قرون وسطا نيز پارادايمهاى ديگرى از اقتصاد سياسى شكل گرفته است كه به طور نمونه پارادايم مدرسى و پارادايم صدر اسلام را ميتوان ذكر كرد. به طور معمول دوره هزارسالهاى كه تقريباً بين قرن 5 تا 15 ميلادى قرارمى گيرد را قرون وسطا مينامند. در اين دوره، با وجود گسستهاى انديشهاى زياد، زمينه برخى افكار و مكاتب اقتصادى نيز شكل گرفته است. عناصرى از افكار قديس آگوستين ومدرسيها، از مسيحيت و افكار صدر اسلام، انديشه متفكّرانى چون فارابي، ابن خلدون و امثال آن، برخى از ديگر ابعاد اقتصاد سياسى را منعكس ساخته اند. آگوستين (354-430) از عالمان مسيحي، فساد سياسى و فساد اخلاقى را عامل سقوط تمدّن رومى برميشمارد. او سازگارى معنا دارى بين دين و اقتصاد ترسيم ميكند. رعايت عدالت در مبادلههاى اقتصادي، پيوند دادن قيمت عادلانه به هزينه توليد و نياز مصرف كننده، توجّه كمتر به منافع شخصى مادّى و پيوند دادن مشروعيت مالكيت به كار از عناصر اصلى اقتصاد سياسى وى و برخى ديگر از سران مسيحى است (
Diehl, 1923: 767
). در اقتصاد سياسى قرون وسطا، عناصرفقه رومي، فقه يهودى ، شريعت مسيحى و انديشه فلسفى ارسطو نقش اساسى داشته اند. شومپيتر، صاحبنظر مشهور اقتصادي، به تأثير گذارى اين عوامل بر تحليل اقتصادى نيز اذعان كرده است (
Schumpeter,1959:70
). نگرش و روش قياسى ويژه اى برتحليل اقتصاد سياسى مدرسى حاكم بود كه توماس آكوئيناس(1225-1274)، آن را به تكامل بيشترى رساند. توجّه به مسأله كميابى و عدالت در معامله در اين اقتصاد بسيار كارساز بود. دريافت بهره از پول قرض داده شده چون با كار همراه نبود، حرام تلقّى ميشد. دخالت دولت در اقتصاد (به ويژه در تعيين سقف قيمت يا كف قيمت) از ديگرعناصر اقتصاد سياسى مدرسيها شمرده ميشد.
.
.
.
اقتصاد سياسى اسلام، با وجود ويژگيهاى منحصر به فرد، در عين حال قرائتى از اقتصاد متعارف است. در اين بخش، دو محور كلّى را تدوين ميكنيم. ابتدا به پيش فرضها وتعاريف مورد نياز اشاره ميكنيم؛ سپس خصوصيات اقتصاد اسلامى را برميشماريم.
اصول موضوعه و چارچوب مفهومى
در اين جا يك سرى پيش فرض درباره اقتصاد اسلامى ذكر ميشود؛ سپس برخى از مفاهيم مورد نياز تعريف ميشوند. بديهى است (به سبب خصلت دستگاه اصل موضوعى و تعريفي) در هر دو مورد نياز به اثبات نيست. در عين حال، براى شناخت بيشتر ابعاد اقتصاد اسلامي، به ارائه نوعى تبيين اوّليه از برخى از آنها مبادرت خواهد شد. فهرست وار به عناصر اصل موضوعى و تعريفى مورد نظر اشاره ميكنيم.
1. اقتصاد اسلامى قرائتى از اقتصاد متعارف است كه شاخصههاى معيّنى را دربردارد.
2. منظور ما از اقتصاد اسلامي، در مفاد بسيار كلّي، دستگاه تجزيه و تحليلى است كه با كمك يك سرى نظريه، قواعد و شواهد به حلّ وفصل مسائل علمى و عملى اقتصادى بر مبناى انديشه اسلامى مبادرت ميورزد. نظريه اقتصاد اسلامى هر گزارهاى را شامل ميشود كه پيوند معنادارى (علّى و معلولى يا امثال آن) بين دو يا چند متغيّر اقتصادى را از منظر اسلامى ترسيم كند؛ براى مثال، حتّى اين مضمون قرآنى كه كنار گذاشتن ربا موجب گسترش ابزارهاى مشروع (مانند زكات) ميشود (يمحق الله الربا و يربى الصدقات) (بقره (2)، 276) ميتواند نظريه اقتصاد اسلامى باشد.
3. از اقتصاد اسلامى ميتوان مكاتب گوناگونى را استخراج كرد كه هر يك از آنان داراى نظام معيّن اقتصادى است. مكتب اقتصادي، انديشه اقتصادى منسجم يك يا چند متفكّر است و منظور از نظام اقتصادي، مجموعه نهادهاى ويژه اقتصادى است كه به طور عمده وضعيت تملّك و تخصيص منابع و مكانيسمها و معيارهاى مربوطه را معيّن ميكند.
4. اقتصاد اسلامى را ميتوان (به شكل زير شاخه علوم اجتماعي) به صورت علمى مورد مطالعه قرارداد. مطالعه علمى در مفاد كلّى هر نوع ارزيابى روشمند (با منشاً ما قبل تجربي) است كه اوّلاً قابليت بررسى منطقى داشته باشد. ثانياً غيرجانبدارانه باشد (از پيش داوريهاى ناآگاهانه به دورباشد) و ثالثاً با تلاش جدّى حاصل شود و چنان نباشد كه همه كس و در همه حال آن را درك كنند (دادگر، 1378 :182). روشن است كه با كاربرد " مطالعه علمي " بحث را از تعاريف خاص "علم " خارج كردهايم. به عقيده ما، غالب گزارههاى علوم اجتماعى را ميتوان با اين مفاد عام، علمى قلمداد كرد. در اين صورت، امور اثباتي، امور دستوري، بررسيهاى تحليلي، رياضي، تجربي، وصفي، و امثال آن پوشش داده خواهند شد. تعريف رفتارگرايانه از علم (استخراج نظريه مربوطه از تعميم دادههاى رفتاري) و همچنين تعريف نظرى محض آن، هر دو حادّ وشكننده خواهد بود(علوم اجتماعى نه مانند فيزيك و زيست شناسى هستند و نه مانند رياضيات ومنطق).اصولاً بسيارى از گزارههاى اقتصادى و اقتصاد اسلامي، قابليت بررسى تجربى را ندارند؛ با اين وصف با وجودى كه رشته اقتصاد اسلامي(در قالب مفاد مذكور) ظهور ميكند، ولى بر شكلگيرى معرفتى به نام " علم اقتصاد اسلامي " اصرار نميورزيم؛ امّا نه به دليل فقدان گزارههاى اثباتى رفتارگرايانه (مورد نظر آيت الله صدر).
5. اقتصاد سياسى اسلام از متدلوژى چند روشى پيروى ميكند و به لحاظ ساختار، چند قرائتى است؛ زيرا دغدغه اصلى آن، حفظ اصول و اهداف غايى است و در روش و حتّى در اهداف مرحله اي، نگرشى باز و فراگير دارد.[3] در عين حال، مناسب است در زمينه چند قرائتى بودن آن قدرى توضيح دهيم.
.
.
.
عنوان گزارش : مصرف در آينه فرهنگ
محمد سليمي، 1388، 100صفحه.
در اين پژوهش، به الگوي مصرف به عنوان پديدهاي فرهنگي توجه شده و هدف از آن بررسي ابعاد و ويژگيهاي اين پديده در فرهنگ جامعه و ارائه راهحلهاي عيني براي تغيير و اصلاح آن است. به همين سبب، در بخش نخست جايگاه و ابعاد مصرف در نظام اجتماعي بهويژه در بخش فرهنگ، بررسي و ارتباط نزديک و قطعي الگوي مصرف با مباني و عوامل فرهنگي اثبات شده است. در بخش دوم، کارکردها و ويژگيهاي الگوي مصرف در نظامهاي فرهنگي الهي و مادي بررسي شده است و بر اساس آن در بخشهاي چهارم و پنجم، ضمن توجه به وضع الگوي مصرف در ايران، راهکارهاي عام و نيز راهکارهاي رسانهاي براي اصلاح و بهبود الگوي مصرف در جامعه ارائه شده است.
عنوان گزارش : ويژهنامههاي سال اصلاح الگوي مصرف
به روال سالهاي پيش، در سال جاري افزون بر ماهنامههاي موجود مرکز، هر ماه ويژهنامهاي با هدف تأمين محتواي مورد نياز برنامهسازان رسانه ملي، تهيه و ارائه خواهد شد.
عنوانهاي بخشهاي مختلف اين ويژهنامه عبارتند از: آيات درباره اسراف و تبذير، به همراه ترجمه، شرح و بيان نکتهها؛ روايات ائمه معصومين(ع)؛ سخنان بزرگان درباره اسراف و تبذير (امام خميني(ره)، مقام معظم رهبري؛ سيره ائمه(ع) و بزرگان؛ اشعار و حکايات ادبي؛ پيام مجري؛ پيام کوتاه؛ معرفي اجمالي کتاب؛ معرفي منابع.
عنوان گزارش : کتابشناسي توصيفي الگوي مصرف
سلمان حبيبي، 1388.
براي آشنايي پژوهشگران و برنامهسازان رسانه ملي با منابع و آثار موجود در زمينه الگوي مصرف و عناوين مرتبط؛ مانند اسراف، تبذير، صرفهجويي، رفاهطلبي و... اين مرکز اقدام به تهيه کتابشناسي ياد شده نموده است که در آيندهاي نزديک عرضه خواهد شد.
عنوان گزارش : بهينهسازي الگوي مصرف 2
سيد حسين اسحاقي، 1388، 100 صفحه.
مصرف درست و ضايع نکردن مال يکي از دغدغههاي هميشگي رهبر معظم انقلاب در جامعه اسلامي است. ايشان مصرفگرايي را همچون خورهاي ميداند که غرب به جان جوامع دنيا از جمله کشور ما انداخته است تا نظام اجتماعي را آسيبپذير سازد. براي پرهيز از مصرفزدگي همه شهروندان بايد بکوشند اسراف را از زندگي شخصي و کاري خود دور کنند. اين پژوهش ميکوشد جهت تحقق منويات مقام معظم رهبري، ويژگيهاي الگوي مصرف در اسلام، مصرف گرايي غربي و روشهاي ترويج آن، الگوهاي مصرف در ايران و جلوههايي از مصرفزدگي را بررسي کند و يافتههاي پژوهشي مربوط به اين بحث را در اختيار برنامهسازان و برنامهريزان ارجمند قرار دهد.
عنوان گزارش : بايدها و نبايدهاي مصرف 1
سيد حسين اسحاقي، 1388، 200 صفحه.
مصرفگرايي، بلاي بزرگي براي جامعههاي انساني است و اسراف روز به روز شکافهاي طبقاتي را عميقتر ميسازد. دين مقدس اسلام، بهرهبرداري مشروع از نعمتهاي الهي و زيباييهاي زندگي را مباح و اسراف و زيادهروي و رفاهزدگي را ناپسند ميداند. در مقابل، به اعتدال و ميانه روي در زندگي، قناعت و سادهزيستي سفارش کرده است. رهبر معظم انقلاب نيز در آغازين روز سال جديد، صرفهجويي و قناعت را به معناي درست مصرف کردن، به جا مصرف کردن، ضايع نکردن مال و پرهيز از مصرف بيهوده و هرز دانست. در راستاي تعيين بايد و نبايدهاي مصرف، نوشتار حاضر در دو بخش اسراف يا اعتدال در مصرف و رفاهزدگي يا سادهزيستي در مصرف فراهم آمده است تا ره توشه برنامهريزان و برنامهسازان قرار گيرد.
معيار اصلي در تشخيص ميانهروي در مصرف و بلكه مهمترين اصل در اصلاح الگوي مصرف، به جا مصرف كردن، و نابهجا مصرف كردن است. اين معيار در روايتي از پيامبر(ص) بدين گونه بيان شده است: «من أعطي في غير حق فقد أسرف، و من منع عن حق فقد قتر: هر كه به ناحق (بيجا) بخشش كند، اسراف كرده است و هر كه به حق (به جا) خرج نكند، سختگيري و خست ورزيده است.» بر پاية اين معيار عقلي و شرعي، همة بايدها و نبايدهاي اصلاح الگوي مصرف را ميتوان مشخص كرد و ترديدي نيست كه تأمين همه مراتب نياز انسانها از درآمد مشروع خود، از مصاديق روشن مصرف به جا محسوب ميشود.
4. همدردي در تنگناهاي اقتصادي: يكي از دستورالعملهاي مهم اخلاقي در اسلام، مواسات و همدردي با توده مردم در تنگناهاي اقتصادي است. شخصي به نام مُعَتّب، روايت كرده كه در زمان امام صادق(ع) ـ در شرايطي كه بهاي مواد غذايي، رو به افزايش بود ـ امام از من پرسيد: «چقدر گندم داريم؟» گفتم: مقداري كه ماهها براي ما كافي است. فرمود: «همه را به بازار ببر و بفروش.» گفتم: در مدينه گندم نيست! فرمود: «ببر و آنها را بفروش.» پس از فروش آنها امام فرمود: «اكنون مانند همه مردم برو و گندم مورد نياز ما را از بازار تهيه كن!» و افزود: «اي معتب! غذاي خانوادة مرا، نيمي جو و نيمي گندم قرار ده؛ خدا ميداند كه من توانايي اين را دارم كه خوراك آنان را تماماً گندم قرار دهم؛ ولي من دوست دارم كه خداوند مرا اين گونه ببيند كه زندگي را خوب تدبير ميكنم.»
اين سخن بدين معناست كه همدردي با مردم در تنگناهاي اقتصادي، بالاترين مراتب «تدبير زندگي» و زيباترين «الگوي مصرف» در اسلام است كه بايد مورد توجه ثروتمندان، بهويژه رهبران ديني و سياسي باشد.
5. رعايت بيشترين بازدهي اجتماعي: يكي از نكات مهم در الگوي مصرف در مشاركتهاي اجتماعي، اين است كه بايد به گونهاي عمل شود كه داراي بيشترين بازدهي اجتماعي باشد. از اين رو، هزينه كردن در مواردي كه زيانش براي انسان، بيش از سودش براي ديگران است، نكوهيده شمرده شده است. چنان كه در روايتي از امام كاظم(ع) آمده است: «لاتبذل لاخوانك من نفسك ما ضره عليك اكثر من منفعته لهم: براي برادران[ايماني]خود، چندان از خودت مايه مگذار كه زيان آن براي تو بيشتر از سودش براي آنهاست.» يعني وقتي كسي بدهكاري زيادي دارد، شما نبايد همة ثروتتان را براي پرداخت بدهي چنين شخصي بدهيد؛ چون در اين صورت، بدون آنكه بدهي او پرداخته شده باشد، همة ثروت خود را از دست دادهايد.
6. سادهزيستي: اصلاح الگوي مصرف، بدون قناعت و سادهزيستي و دوري از تجملگرايي امكانپذير نيست، از اين رو، در روايات اهل بيت(ع) كاستن از هزينههاي زندگي و سادهزيستي، مكرر توصيه شده است. بر پاية روايتي از امام صادق(ع)، ويژگيهاي شخصي با ايمان اين گونه است: «المؤمن حسن المعونه، جيد التدبير لمعيشته: مؤمن ياريگري شايسته است، كم خرج است و گذران زندگياش را خوب تدبير ميكند.» بر اين اساس، برنامهريزي در جهت ارتقاي فرهنگ سادهزيستي، يكي از مصاديق بهترين برنامهريزيها براي تدبير زندگي و اصلاح الگوي مصرف است.
در اين باره امام صادق(ع) سفارش فرمود: انظر الي من هو دونك في المقدرة ولا تنظر الي من هو فوقك في المقدرة، فان ذلك اقنع لك بما قسم لك: به ناتوانتر از خودت بنگر و به توانگر از خويش منگر؛ زيرا اين كار تو را به آنچه قسمت تو شده، قانعتر ميسازد.» رعايت اين رهنمود، نقش مهمي در پيشگيري از چشم و همچشمي و افراط در تجملگرايي دارد.
7. درنظر گرفتن جامعه:يكي از نكاتي كه درباره موضوع سادهزيستي و اجتناب از تفريط در مصرف، توجه به آن ضروري است، درنظر گرفتن فرهنگ عمومي مردم، در زمانهاي مختلف است. به سخن ديگر، سادهزيستي به معناي استفاده از پوشاك يا غذاي نامرغوب يا مسكن نامطلوب و در يك جمله «زندگي نامتعارف» نيست.
در روايتي از امام رضا(ع) آمده كه ميفرمايد: «ان اهل الضعف من موالي يحبون ان أجلس علي اللبود والبس الخشن، وليس يتحمل الزمان ذلك: دوستان سست عقيدهام، دوست ميدارند كه من بر پلاس بنشينم و جامة زمخت بپوشم؛ اما اين روزگار گنجايش چنين كاري را ندارد.»
همچنين هنگامي كه سفيان ثوري با ديدن لباس زيبايي برتن امام صادق(ع) به ايشان ايراد گرفت كه پدرانش از اين گونه لباسها استفاده نميكردهاند، امام فرمود: «پدران من در روزگار فقر و تنگدستي زندگي ميكردند، حال آنكه امروز، زمانة گشايش و فراخي است. پس شايستهترين كسان براي بهرهمندي از اين گشايش، نيكان اين زمانهاند.» بنابراين همسويي با فرهنگ مشروع حاكم بر جامعه، نه تنها نكوهيده نيست، بلكه مطلوب و پسنديده است.
نبايدهاي اصلاح الگوي مصرف، از امكانات شخصي و عمومي
بر پايه آنچه درباره ضرورتهاي اصلاح الگوي مصرف تبيين شد، معيارهاي الگوي صحيح در مصرف عبارتند از: برنامهريزي، ميانهروي، رعايت اولويتها، همدردي با تودههاي مردم در تنگناهاي اقتصادي، سادهزيستي، اجتناب از تفريط، درنظر گرفتن فرهنگ حاكم بر جامعه، هزينه كردن بخشي از درآمد در جهت مصالح جامعه. بنابراين مصرف هرچه به اين معيارها نزديكتر باشد، پسنديدهتر و هرچه دورتر باشد، نكوهيدهتر و نارواتر. اينك انواع مصرفهاي ناروا و ويژگيهاي آنها را بيان ميكنيم:
اسراف و تبذير: اسراف در لغت، به معناي تجاوز از مرز اعتدال در هر كار است.3 در قرآن4 و حديث نيز اين واژه در معناي لغوي آن به كار رفته است. در روايتي از امام علي عليهالسلام آمده است: «كل ما زاد علي الاقتصاد، اسراف: هرچه از ميانهروي بگذرد، زيادهروي است.» همچنين از امام صادق عليهالسلام روايت شده است: «اعلم ان لكل شيء حدا، فان جاوزه كان سرفا: بدان هر چيزي اندازهاي دارد كه اگر از آن بگذرد، زيادهروي است.»
1. نيازهاي شخصي: آيات و روايات فراواني تأكيد دارند كه انسان بايد از لذتهاي حلال مادي استفاده كند و در شماري از روايات، با اين تعبير كه «خداوند متعال دوست دارد بهرهگيري از نعمتي را كه به بندهاش داده،ببيند»، مردم را به استفاده از اين لذتها، به اندازة نياز، تشويق مينمايند و نيز كساني را كه خود را از لذتهاي مشروع زندگي محروم كردهاند، به شدت نكوهش مينمايند. البته تخصيص درآمد به نيازهاي شخصي بايدها و نبايدهايي دارد كه به آن اشاره خواهد شد.
2. گشاده دستي براي خانواده: دومين مورد تخصيص درآمد ـ كه در روايات اسلامي به آن توصيه شده ـ گشادهدستي در تأمين نيازهاي خانواده است. اين موضوع آنقدر اهميت دارد كه در روايتي از امام زينالعابدين(ع) آمده است: «ارضاكم عندالله اسبغكم علي عياله: خشنودترين شما نزد خداوند كسي است كه خانوادة خود را بيشتر در رفاه قرار بدهد. در روايتي ديگر نيز امام رضا(ع) ميفرمايد: «صاحب النعمه يجب عليه التوسعة علي عياله: بر آن كه از نعمت برخوردار است، واجب است كه بر خانوادهاش گشادهدستي كند.»
3. پسانداز: آيندهنگري ايجاب ميكند كه انسان، همة درآمد خود را يكجا مصرف نكند، بلكه آينده خود را نيز در نظر بگيرد و براي تأمين آرامش خاطرخود، در صورت امكان، بخشي از درآمدش را پسانداز كند. در روايتي از امام صادق(ع) آمده كه ميفرمايد: «ان النفس اذا أحرزت قوتها استقرت: آدمي هرگاه وسايل زندگياش به قدر نياز فراهم باشد، روانش آسايش مييابد.»همچنين در موردي ديگر،آن حضرت در پاسخ گروهي از صوفيان ـ كه زهد اسلامي را تحريف كرده بودند ـ به پسانداز سلمان، براي زندگي ساليانة خود، به عنوان يك زاهد نمونهاي كه الگوي مصرف اسلامي را رعايت ميكرد، اشاره ميفرمايد.
بديهي است كه آيندهنگري و پسانداز در سطح كلان براي تأمين نيازهاي جامعه، از اهميت دوچنداني برخوردار است و با آيندهنگري فردي قابل مقايسه نيست. نمونه قرآني آن نيز،آيندهنگري حضرت يوسف(ع) در ذخيرة گندم براي تأمين نيازهاي آينده مردم است.
4. سرمايهگذاري در توليد و تجارت: نكته بسيار مهم و قابل توجه اين است كه توصيه روايات در تخصيص بخشي از درآمد به پسانداز، اين نيست كه پول به صورت نقدي پسانداز شود، بلكه با تأكيد به اصلاح و ساماندهي مال و بهرهوري از آن، مردم به سرمايهگذاري در زمينههاي مختلف توليدي و تجاري تشويق شدهاند تا آنجا كه ساماندهي ثروت بخشي از ايمان شمرده شده است: «اصلاح المال من الايمان: نگاهداري نيكو از مال نشانه ايمان است.»
5. مشاركت اجتماعي: يكي از موارد تخصيص درآمد ـ كه قرآن و احاديث اسلامي بر آن تأكيد دارند ـ هزينه كردن در راه خداوند متعال است. اقدام اين افراد از نظر اسلام، آنقدر اهميت دارد كه در قرآن، در رديف ايمان آورندگان به غيب و نمازگزاران شمرده شده است: «الذين يؤمنون بالغيب و يقيمون الصلوة و مما رزقنهم ينفقون: [پرهيزگاران ايناناند:] كساني كه به غيب ايمان دارند و نماز را برپا ميكنند و از آنچه روزيشان كردهايم، انفاق ميكنند.» (بقره/3)
.
.
.
.
برای دانلود بر روی عناوین کتاب کلیک راست کنید گزینه
save target as...
را بزنید
نگاهی به تحولات و تاثیرگذاری حضور زنان در عرصههای اقتصادی
بحران اقتصادی جهان پیامد رویگردانی از ارزشهای الهی است
موفق باشید
واژگان کليدي: آگهيهاي تجاري، مصرف، نشانهشناسي، اقتصاد نشانهاي، دلالت صريح، دلالت ضمني.
نوشته: محمد سروي زرگر