توجه به نظام الگوي مصرف براساس معيارهاي ديني، يكي از عوامل مهم رونق گرفتن زندگي شخصي افراد جامعه و نيز باعث توسعه و رشد در ابعاد مختلف زندگي اجتماعي است.درمطلب حاضر، نويسنده كوشيده است با نگاهي اجمالي به آيات و روايات، نظام مذكور را مورد مطالعه و بررسي قرار داده و در ضمن آفات آنرا نيز بيان نمايد.
توجه به نظام الگوي مصرف براساس معيارهاي ديني، يكي از عوامل مهم رونق گرفتن زندگي شخصي افراد جامعه و نيز باعث توسعه و رشد در ابعاد مختلف زندگي اجتماعي است.
درمطلب حاضر، نويسنده كوشيده است با نگاهي اجمالي به آيات و روايات، نظام مذكور را مورد مطالعه و بررسي قرار داده و در ضمن آفات آنرا نيز بيان نمايد.
اينك با هم مطلب را ازنظر مي گذرانيم.
مهمترين عناصر تشكيل دهنده نظام الگوي مصرف درجامعه اسلامي عبارتند از:
¤ زمان
زمان و زمان شناسي الفباي برنامه ريزي براي رسيدن به هر هدفي مي باشد. اساس مديريت زمان بر اثربخشي اوقات بنا نهاده شده است.
آيا انديشيده ايد كه:
-چرا بعضي كارها درپاره اي از اوقات بهتر صورت مي پذيرد؟
-چرا بعضي فعاليت ها در زمان هاي ويژه بهتر نتيجه مي دهد؟
- چرا برخي از موقعيت هاي زماني در پيشرفت و جهش تمدني ملت ها موثرترند؟
نبايد فراموش كرد زمان درگذر است و موقعيت ها باستناد سخن سرشار از حكمت مولا علي(ع) چون ابر مي گذرد:
الفرصه تمر مر السحاب فانتهزوا فرص الخير
موقعيت ها چون ابر مي گذرند پس فرصت هاي نيك را غنيمت شماريد. 3
ژان ژاك روسو در كتاب قرارداد اجتماعي مي نويسد:«انسان آزاد آفريده شده ولي همه جا در رنجير بسر مي برد.» اين زنجيرها تا حدود زيادي توسط ما انسان ها به دليل عدم بهره گيري درست از زمان بافته شده است. انسان به جهت واپسگرايي، تنبلي، ترس، بي برنامه گي، راضي بودن به وضع موجود و عدم جست وجوي موقعيت مطلوب جهت رسيدن به وضع موعود يا آرماني اين زنجير را برگردن خويش مي افكند تحمل مي كند و عمر پربهاي خويش را نابود مي سازد.
ما ايراني ها به دليل پاره اي سنت ها، عرف ها و باورها در كشتن زمان مهارت فوق العاده داريم و شايد هرگز برايمان قابل تصور نيست كه مي توان از زمان موجود حتي تا دوبرابر ظرفيت واقعي اش استفاده كرد. نخستين گام بهره وري از زمان صحيح نگاه نسبت به آن است. سهراب سپهري گفته است:«جور ديگر بايد ديد چشم ها را بايد شست.» يا به قول آندره ژيد:«سعي كن عظمت درنگاه تو باشد نه در آنچه كه مي نگري»4
الف) ما درچه زمانه اي زندگي مي كنيم؟
ب) آيا زمان مرده قابل احيا است؟
ج) در حداقل مقدار زمان مفيد تا چه حدودي قادر به بهره گيري از امكانات و فرصت ها و منابع و ثروت هاي مادي و معنوي مي باشيم؟
د) آيا زمان مفيد براي هر فرد در طول عمر محدود يا بي نهايت مي باشد؟
عنصر زمان و استفاده از آن مي تواند بعنوان نخستين گام بسوي دست يابي به نقشه جامع الگوي مصرف صحيح و بهره گيري از منابع و ثروت ها باشد. همچنين برنامه در قالب زمان طرح و اجرا مي گردد. پس براي تهيه برنامه اجرايي الگوي مصرف درنگ نكنيم و هر فرصتي را غنيمت بشماريم.
¤ منابع و ثروت ها و سرمايه ها
1) منابع انساني
تربيت مديران باورمند به نظام اقتصادي و مصرفي برخاسته از متون ديني در ابعاد علمي و اخلاقي از جمله سرمايه هاي مهم در راستاي تلاش و فعاليت براي رسيدن به نظام مصرف مطلوب مي باشد. اين مديريت با انباشت تجربه در سطوح گوناگون اجرايي و همچنين با درك اهداف بلند و آرماني جامعه ضمن سياست گذاري و تصميم سازي مبتني بر عقلانيت و دورانديشي مي تواند در راهنمايي جامعه و ساماندهي الگوي مصرف و بهره وري صحيح از منابع مادي نقش آفريني كند. نبايد به دلايل سياسي حزبي و باندي دورنماي جامعه را ناديده انگاشت و مديران باتجربه كشور را كنار نهاد. چون نمونه بارز الگوي مصرف غيرمتوازن همان نفي عناصر باتجربه و اتلاف هزينه هاي صرف شده براي تجربه اندوزي مديران و در مقابل بكار گماشتن عناصر و نيروهاي فاقد تجربه در سطوح مديريت كشور مي باشد.
2) منابع مادي
وجود منابع متنوع و متكثر اقتصادي در هر كشور سبب تعدد منابع درآمدي يك جامعه و توانمندسازي آن در برابر بحران ها و چالش هاي اقتصادي مي گردد از سوي ديگر گستره گونه هاي منابع افق بهتري را در فراروي ملت ها خواهد گشود تا به تنوع توليد متناسب با نيازهاي اساسي و نيز استغنا از كمك ديگران و استقلال واقعي اقتصادي رهنمون شوند. كشور ما به لحاظ موقعيت جغرافيايي و عنايت خداوند متعال از جمله كشورهاي غني و برخوردار از منابع سرشار اقتصادي در ابعاد گوناگون مي باشد كه بايد آنها را در جهت ادامه حيات جامعه و بناي تمدن اسلامي در قالب نظام مصرفي برتر و مطلوب بكار گرفت.
3) منابع معنوي
عناصر معنوي در كنار سرمايه هاي مختلف سبب شكل گيري نيروي فرامادي در كنترل زياده خواهي و خودبيني در عرصه توليد و مصرف اقتصادي مي گردد. وقتي فرد دچار خودبيني مي شود به ديگران بويژه نسل هاي آينده و ساير همنوعان توجهي نمي كند پس در مصرف منابع و كالاها دچار زياده روي مي گردد. از طرفي زياده خواهي در قالب اسراف و تبذير به عنوان يك عامل هنجارشكن، نظام الگوي مصرف را دچار آفت و آسيب مي نمايد. اخلاق و فقه سرمايه هاي اساسي مسلمانان در ميدان فعاليت هاي اقتصادي و مصرفي هستند. بطوريكه در سالهاي گذشته تجار و حجره داران بازار در شهرهاي بزرگ همچون تهران، نجف اشرف، قم، اصفهان، حله و... خود را موظف به گذراندن يك دوره رسائل شيخ مرتضي انصاري (اعلي الله مقامه) در حوزه هاي علميه مي دانستند تا در دام شبهات و تخلفات اقتصادي نيافتند.
4) منابع علمي
در اين مؤلفه مي توان به عوامل مهمي به عنوان سرمايه ها و منابع علمي اشاره كرد نخست؛ قدرت توليد علم كه خود تضمين كننده نوآوري و خلق تكنولوژي برتر و عصري در راستاي يافتن شيوه ها و روش هاي درست بهره برداري از منابع و ثروت هاي مادي و معنوي مي باشند. ثانياً طبقه نخبگان و دانش پژوهان ثالثاً عقبه و پيشينه علمي يك جامعه بلحاظ تاريخي و داشتن سابقه تمدني، جامعه مسلمانان ايراني براي رسيدن به الگوي مصرف مناسب و متوازن در شرايط همسان با قافله كشورهاي توسعه يافته از تمامي اين امتيازات برخوردار است و بهانه اي براي عقب ماندن از ديگران در اين عرصه وجود ندارد. اما سياست دولت ها براي بكارگيري نيروهاي مجرب و دانش پژوه و دوري آنها از تنگ نظري و برخوردهاي حذفي مي تواند به اين فرايند سرعت بيشتري ببخشد.
¤ نيل به هدف
هر جامعه اي براي حفظ بقاي خود و نيز دست يابي به زندگي متعادل و متناسب با شرايط زمانه نيازمند «هدف گذاري» در ابعاد كلان و خرد مي باشد. انقلاب اسلامي با محتواي ايدئولوژيك و انساني خود اهداف جديدي را در فراروي ملت ايران نهاد كه اين اهداف تاثير عميقي بر باورها گرايش ها و رفتارهاي اجتماعي، اقتصادي، فرهنگي و سياسي آنان نهاد كه بخشي از آن شامل موارد ذيل است:
1) پايه گذاري تمدن جديد براساس مباني ديني و نگاه توحيدي
2) رسيدن به رفاه نسبي و حياتي همراه با آسايش براي شهروندان
3) توجه به آخرت و ترسيم دنيايي پرطراوت و معنوي مرتبط با آخرتي سبز
اين اهداف مي تواند چشم انداز روشني در راستاي بهره وري درست از امكانات و ثروت ها براي شهروندان ترسيم نمايد. هر كدام از ما با داشتن تصوير دقيق از آينده و ظرفيت ها و فهم غايت زندگي، نظام مصرف فردي و اجتماعي خود را اصلاح و در چهارچوب اهداف كلان قرار دهيم.
يك پيمايش انجام گرفته در يكي از شهرهاي فرانسه در سال 1990 (شهر گرنوبل) براي بررسي وجود يا عدم وجود رابطه ميان سبكهاي زندگي و ارزشهاي اجتماعي و الگوهاي مصرف و درجه ي معناداري رابطه انجام گرفت. پژوهشگران رابطهي ميان سبك زندگي و الگوهاي مصرف و رابطه ي ميان "ارزشهاي اجتماعي " و "الگوهاي مصرف " و درجهي تأثيرپذيري و استقلال آنها از متغيرهاي زمينهاي و متغير تركيبي "فعاليتها، منافع، افكار " را مورد بررسي و تحليل آماري قراردادند. اهم نتايج حاصله از اين پيمايش از اين قرار است:
1. ارزشهاي اجتماعي بهعنوان يكي از شاخصهاي سبك زندگي بهعنوان افكاري تعريف ميشوند كه ريشههاي مفهوميشان اغلب مبهم هستند. (والت فلورانس، ژوليبرت- 1990: 1)
2. ميان سبك زندگي و ارزشهاي اجتماعي رابطه وجود دارد، اما ارزشهاي اجتماعي بر سبك زندگي گاهي اوقات و در مورد برخي از سبكهاي زندگي تأثيري ندارند و در مواردي به كلي فاقد تأثيرند. مثلاً يكي از الگوهاي مصرف مربوط به زنان جوان نه با سبك زندگي و نه با ارزشهاي اجتماعي رابطهاي ندارند و نيز چهار نوع الگوي مصرف تحتتأثير ارزشهاي اجتماعي قرار ندارند. (همان: 8 و 9)
3. الگوي مصرف مرسوم به همسران مدرن در اين جامعهي آماري بيشترين رابطهي معنادار را با "ابعاد تفريحي و لذتجويانهي سبكهاي زندگي " و "آزادي " و "فلسفهي لذتجويي " دارد. (همان)
4. در ميان متغيرهاي اجتماعي-دموگرافيك، متغيرهاي اجتماعي-اقتصادي رابطهي معناداري با الگوهاي مصرف دارند اما شدت اين رابطه قويتر از رابطهي سبكهاي زندگي و ارزشهاي اجتماعي با الگوهاي مصرف نيست و در مواردي بسته به نوع الگوي مصرف، تأثيرات آنها بيشتر ميشود. (همان: 10 و 11)
5. متغير تركيبي "فعاليتها، منافع، افكار "، رابطهي ضعيفي با ارزشهاي اجتماعي دارد اما تأثير آن در الگوهاي مصرف ناچيز و كماهميت نيست. (همان:11)
براساس نتايج تحليلهاي آماري انجام شده در اين پيمايش ميتوان يك مدل علّي-تبييني در رابطه با الگوهاي مصرف فرض كرد كه در آن ميان ارزشهاي اجتماعي، سبكهاي زندگي، متغيرهاي اجتماعي- دموگرافيك و متغير "فعاليتها، منافع، افكار " با الگوهاي مصرف رابطهي معنيدار و تبيينكننده وجود دارد:
مدل شمارهي 1: رابطهي ميان سبكهاي زندگي، ارزشهاي اجتماعي، متغيرهاي اجتماعي-دموگرافيك و متغير "فعاليتها، منافع، افكار " با الگوهاي مصرف
نتايج پيمايش فوق به دليل حجم جمعيت نمونهي آماري و موقعيت جغرافيايي-فرهنگي آن قابل تعميم به ساير مناطق نيست و پژوهشگران پيشنهاد ميكنند با در نظر گرفتن لزوم اعتبار بين فرهنگي، نتايج اينگونه پژوهشها كه درجهي اعتبار آنها از يك فرهنگ به فرهنگ ديگر متفاوت است، پژوهشهاي بيشتر و گستردهتري در اين زمينه انجام شود. (همان : 11)
زنان برابر اراده پروردگار،حيات بخش و پرورش دهنده انسان هستند و به خاطر همين قدرت نهفته در وجودشان اگر آگاهانه قدم بردارند، مي توانند نقش موثري در الگوي مصرف جامعه داشته و سرمشق فرزندان و ديگر افراد محيط اطراف خود باشند. اگر مي خواهيم فردايي سالم و دنيايي قابل سكونت براي فرزندانمان و نسلهاي آينده داشته باشيم، بايد در روش مصرف خود تجديد نظر كنيم. در قرآن كريم خداوند مي فرمايند: ” ما هر چيز را به اندازه خلق كرديم“ پس هر چيز مقدار و حدودي دارد و بايستي به طور صحيح و درست بهره برداري شود تا نابهنگام و منهدم نگردد.
متاسفانه در جامعه ما، فرهنگ غلطي در مورد مصرف جا افتاده است.به اين صورتك كه هر چه بيشتر يعني بدون حساب و كتاب و در هر مورد مصرف كنيم نشانه تمول بيشتر، بلندي طبع و بي اهميتي به ماديات تلقي مي شود. به يقين هر جامعه اي بايد پيامدهاي خود را بپذيرد و اين باور براي جامعه ما، اسراف را به دنبال دارد. آيا هنگام آن نرسيده است كه پرونده باورهاي خود را دوباره ارزيابي كنيم؟
حتماً اصطلاح بهره وري را شنيده ايد و مي دانيد كه در كشور ما نيز مانند بسياري از كشورهاي جهان سازمان ملي بهره وري به وجود آمده است كه كار آن تلاش در جهت گسترش فرهنگ بهره وري به معناي استفاده حداكثر از امكانات موجود مي باشد. اين امكانات مي تواند امكانات ملي، نيروي انساني، امكانات طبيعي و غيره باشد. به عبارت ديگر كشورهاي پيشرفته تري توسعه يافته تر است كه قادر باشد از كليه منابع موجود خود به بهترين شكل و براي رفاه حال همه مردم خود استفاده كند.
آمار بعضي از كشورهاي صنعتي نشان مي دهند مردمي كه در دهه 90 زندگي مي كنند، چهار و نيم برابر از اجداد خود در شروع اين قرن ثروتمند ترند.ولي آيا چهارونيم برابرنيز خوشحال ترند؟ شواهد روانشناختي نشان مي دهد كه رابطه بين مصرف و خشنودي يك رابطه ضعيف است.بدتر از آن اين است كه ظاهراً در جريان هجوم به سمت دو چشمه اصلي رضايت خاطر بشر يعني روابط اجتماعي و اوقات فراغت مي خشكد يا راكد مي ماند.بنابراين بسياري از ما، در جوامع مصرفي چنين احساس مي كنيم كه دنياي پرنعمت ما به گونه اي خالي است و ما فريفته فرهنگ مصرفي بيهوده سعي مي كنيم كه با ماديات براي خود خشنودي فراهم كنيم.
نگراني تمام والدين، زندگي بهتر براي فرزندان است.اما زندگي بهتر به ازاي داشتن اتومبيل، وسايل لوكس، غذاي يخ زده بيشتر و مراكز خريد بزرگتر نيست. فرزندان ما بايد وارث دنيايي باشند كه نياز همگان به غذا، آموزش، كار، سرپناه و بهداشت مناسب را برآورد. اين مهم فقط زماني امكان پذير است كه مردم جوامع مصرفي در شيوه زندگي خود تجديد نظر كنند، زيرا كره زمينه ديگر توان پاسخگويي به اين مصرف روزافزون را ندارد.
رشد بي رويه جمعيت تغييرات فن آوري و مصرف گرايي سه آفت عمده حفظ سلامت كره زمين براي نسلهاي آينده است ولي مصرف گرايي هميشه كمتر مورد توجه قرار گرفته است.براي مردم جوامع مصرفي هر روز روشن تر مي شود كه مصرف بيش از حد متعادل به معني موفقيت و خوشبختي بيشتر نيست. خشنودي واقعي را بايد در چهار عامل: زندگي خانوادگي(ازدواج)، رضايت از كار، داشتن اوقات فراغت به منظور پيشبرد استعدادها و روابط دوستي جستجو نمود. حال بهتر است با هم پيشنهادهايي را در مورد تغيير روش مصرف بررسي كنيم.
خريد وسايل منزل
هنگام خريد لوازم منزل به جاست كه بهترين و محكم ترين نوع را خريداري كنيم. هر چند كه هزينه بيشتري بايد بپردازيم ولي در دراز مدت استحكام و دوام آن جبران قيمت بالاتر را خواهد كرد.
يك ضرب المثل انگليسي مي گويد: ” من هنوز آنقدر ثروتمند نشده ام كه جنس ارزان بخرم“ . در اين زمينه لازم است با كمك دولت، صنايع و كارخانجات ضمن استفاده از تكنولوژي جديد مواردي را مورد استفاده قرار دهند كه محصولات حاصل از آنها عمر طولاني تري داشته باشندو مجدداً قابل استفاده باشنديا بتوان آنها را مرمت، بازسازي و تعمير نمود.در اين مورد شهروندان با ترغيب به خريد اجناس با دوام مي توانند نقش مهمي داشته باشند.
هر وسيله اي كه براي منزل خريده مي شود يك دفترچه راهنما و يا برچسب روش استفاده از آن را در راهنما به همراه دارد.مسلماً سازنده هر وسيله يا ماده اي، بهترين روش استفاده از آن را در راهنما توضيح داده است. پس ابتدا راهنما را مطالعه نموده و از آن پيروي مي كنيم. چه بسا شنيده شده در اثر استفاده نادرست از يك وسيله، جان افراد خانواده به خطر افتاده است.
در 40 سال گذشته تبليغات يكي از سريع الرشدترين صنايع جهان بوده است. ما در مدت شبانه روز دائماً با تبليغات فريبنده مبتني بر روانشناسي و جامعه شناسي رو به رو هستيم. اين تبليغات مي تواند افراد سطحي و ظاهربين را به خريدهاي نامناسب ترغيب كند. براي خنثي كردن اثر تبليغ مي توان خانواده را قانع كرد كه جنس خوب نياز به تبليغ ندارد. پس براي اين تبليغ و هزينه اي كه براي پخش آن صرف مي كنند، منظوري گمراه كننده وجود دارد.
ما ايراني ها مهماني رفتن و مهماني دادن را دوست داريم. اما اگر قرار باشد در منزل هر كدام از ما وسايل پذيرايي براي حداقل 30 نفر مهمان وجود داشته باشد، چه سرمايه بزرگي براي موارد خاص كنار گذاشته مي شود. يك راه حل اين مساله اين است كه خانواده هاي نزديك به هم در فاميل سرويسهاي ظروف پذيرايي يكسان تهيه كنند و در مهماني هاي بزرگ از ظروف يك شكل استفاده نمايند و البته براي سالم ماندن آنها،اجازه شستن ظرفها را به مهمانها ندهند تا مبادا ظروف چيني لب پر شوند!
نظافت منزل
مديريت امور منزل با زنان است. با توضيحات قانع كننده مي توان افراد خانواده را به رعايت نظم و نظافت و صرفه جويي تشويق نمود كه در اين صورت از نظر مالي و صرفه جويي در وقت بسيار كارساز است. مانند هر كار ديگر كه ” پيشگيري بهتر از درمان است“ وضع مقرراتي براي برقراري نظم و نظافت كه در آن تمام اعضاي خانواده نقش فعال داشته باشند بسيار موثر است. پس تميز كردن مهم است ولي تميز نگهداشتن مهم تر. به خصوص در اين مورد روشهايي اتخاذ شود كه كمترين مقدار مواد پاك كننده و كمترين مدت زمان را لازم داشته باشد. توجه داريم كه مواد پاك كننده اغلب آلوده كننده آبها هستند. ما مي خواهيم خانه اي تميز داشته باشيم اما نه به بهاي از دست رفتن سلامتي خانم خانه. همانگونه كه در بعضي افراد اين افراط در كار ديده مي شود.
خريد مواد غذايي
چون بيشترين درآمد خانواده معمولاً صرف تهيه مواد غذايي مي شود، توجه به نكاتي چند ضروري است: كيفيت غذاهاي تازه اي كه از مواد خام اوليه به صورت بهداشتي در منزل تهيه مي شود بهتر از غذاهاي آماده و نيمه آماده بيرون است و هزينه كمتري دربردارد. آگاهي ما از مواد نگهدارنده كه به مواد غذايي به اصطلاح با دوام افزوده مي شود و اثر شيميايي اين مواد بر بدن مي تواند در نوع غذايي كه مصرف مي كنيم تعيين كننده باشد. متخصصين مي گويند تا آنجا كه مي توانيد فاصله ميز غذاي خود را تا مزرعه كوتاهتر كنيد.هنگام خريد تا آنجا كه ممكن است هميشه بزرگترين اندازه مواد مورد نياز را تهيه كنيم چون در اين صورت هزينه بسته بندي كمتر و مقدار بيشتري دريافت مي كنيم. آگاهانه توصيه مي كنند هنگامي كه گرسنه هستيد، براي خريد مواد غذايي اقدام نكنيد زيرا موادي را خواهيد خريد كه لازم نداريد. بهتر است تا آنجا كه مي توانيم از ظروف يكبار مصرف استفاده نكنيم زيرا هم هزينه اضافه بر خانواده تحميل مي شود و هم اين زباله ها باعث آلودگي محيط زيست مي شوند.
براي آنكه نشان دهيم انسانهايي موقعيت شناس و حساس نسبت به مسائل جهان خود هستيم، روشي در زندگي اتخاذ كنيم تا به محيط زندگي خود آسيبي نرسانيم. به عنوان مثال:
1- 1- با مصرف كمتر، زباله خانگي را تا آنجا كه مقدور است كاهش دهيم.
2- 2- زباله هاي خشك مانند كاغذ و مقوا ،شيشه، پلاستيك و فلزات را جداگانه جمع آوري و به مراكز بازيافت تحويل دهيم.
3- 3- از دستمالهاي پارچه اي به جاي كلينكس و از كيسه هاي پارچه اي براي خريد استفاده كنيم و كيسه نايلوني كمتر به منزل بياوريم.
4- 4- در صورت امكان ياد بگيريم از مواد غذايي زائد، كمپوست يا كود گياهي تهيه نموده و در باغچه گلدان يا ظرفهاي يكبار مصرف سبزيكاري كنيم.
5- 5- قبل از آنكه هر چيزي دور انداخته شود، فكر كنيم چگونه مي توان آن را به يك شي قابل استفاده تبديل نمود.مثل تهيه كاور لباس از ملحفه هاي كهنه، استفاده از شيشه هاي دهانه گشاد براي نگهداري شكر، برنج، آرد و ...
6- 6- اگر براي تغذيه كودكان در مدرسه به جاي استفاده از كيسه نايلوني از كيسه هاي پارچه اي كه خود تهيه كرده ايم استفاده كنيم روزانه فقط در تهران 4 ميليون كيسه فريزر كمتر مصرف خواهد شد.
بايد با «مديريت صحيح و مدبرانه مصرف»، در سطوح فردي، سازماني و ملي از هزينههاي مازاد و بيرويه كاست و آنها را صرف امور توليد و بستر سازي براي توسعه كشور در زمينههاي مختلف نمود تا بتدريج فاصله ميان توليد و مصرف (صادرات و واردات) به ميزان معقولي برسد.
از آنجا كه اقتصاد ما، يك اقتصاد دولتي ميباشد، هزينههاي يارانهاي دولت براي كالاهاي مصرفي و انرژي، بسيار بالاست (حدود 90 هزار ميليارد تومان در سال) و اين امر لطمات شديدي را به اقتصاد ما وارد ميسازد زيرا درآمدهاي نفتي و صادراتي را كه بايد صرف امور زيربنايي و عمراني گردد، به خود اختصاص ميدهد و حذف آن نيز علاوه بر افزايش فاصلههاي طبقاتي، فشار شديدي را بر اقشار محروم جامعه وارد ميسازد؛ لذا بايد با «مديريت صحيح و مدبرانه مصرف»، در سطوح فردي، سازماني و ملي از هزينههاي مازاد و بيرويه كاست و آنها را صرف امور توليد و بستر سازي براي توسعه كشور در زمينههاي مختلف نمود تا بتدريج فاصله ميان توليد و مصرف (صادرات و واردات) به ميزان معقولي برسد.
اهميت موضوع:
مديريت مصرف به مجموعه روشها و اقداماتي گفته ميشود كه براي بهينه سازي مصرف به كار گرفته ميشود. اين روشها معمولاً به سه گروه تقسيم ميشوند. گروه اول- روشهايي هستند كه هزينهاي نداشته باشند مثلا استفاده درست از وسايل و دستگاهها و مراقبت و نگهداري از آنها.
گروه دوم- روشهايي هستند كه هزينه دارند اما اين هزينهها چندان زياد نيست (روشهاي كم هزينه) مانند تعمير و نگهداري وسايل، اندازهگيري ميزان مصرف انرژي در دستگاههاي مختلف يك كارخانه و نظارت بر تغيير مصرف هر دستگاه، عايق كاري لولهها و كانالها، اجراي برنامههاي آموزشي در خصوص روشهاي كاهش انرژي.
گروه سوم- روشهاي پرهزينه هستند. در اين روشها بايد تغييرات اساسي جهت بهبود مصرف انرژي در دستگاهها، تاسيسات و ساختمانها بوجود آورد مثلا اگر كارخانهاي كهنه و قديمي باشد بايد در صورت نياز و امكان صرفهجويي انرژي، دستگاههاي آنرا با دستگاههاي نو تعويض كرد يا دستگاههاي تكميلي در جهت جلوگيري از اتلاف انرژي نصب نمود يا اگر ساختماني كهنه شده باشد بايد تمام تاسيسات گرمايش و سرمايش آنرا تعويض كرد.
همه ما مصرف كننده انرژي هستيم و در خانه، خيابان، محل كار و رفت و آمدهاي خود از يكي از انواع انرژي استفاده ميكنيم. براي آنكه بتوانيم مديريت مصرف انرژي را بهتر انجام دهيم لازم است بين اين مصرفكنندههاي گوناگون تقسيم بندي بوجود آوريم و آنان را به چند بخش تقسيم كنيم. اين بخشها عبارتند از:
1- خانگي
2- تجاري
3- صنعتي
4- كشاورزي
5- عمومي
6- ساير مصرف كنندگان
.
.
.
عدالت در شريعت اسلامى و در نظر فقيهان در سلسله علل احكام قرار دارد و خود، شاخص حقّ وحقيقت است (ان العدل ميزان الله الذى وضعه للخلق و نصبه لاقامه الحق)، و پايدارى هستى بر آن استوار است (العدل اساس به قوام العالم)؛ به همين سبب عدالت ميتواند نوعى قيد حتّى براى آزادى نيز به شمار رود.[10] در روايات تصريح شده كه دروغ دركسب وكار، باعث كاهش روزى ميشود. انجام كار مولّد نوعى عبادت به شمار ميرود (الكاد على عياله كالمجاهد فى سبيل الله). در اقتصاد سياسى اسلام، كسب نفع شخصى امرى طبيعى است. منتها در امور مادّى و فردى منحصر نبوده، نفع شخصى معنوي، اجتماعى و آخرتى هم در آن مطرح است وعنصر نوع دوستى و خدمت به ديگران در اقتصاد سياسى اسلام جايگاه خاصّى دارد (مجلسي، 152؛ هندي، 1985: 595). حسابرسى خداوند در دنيا و آخرت ميتواند كارايى را بالا ببرد واز انواع حيلهها بكاهد. حسابرسى مذكور، جنبه درونى داشته، در جايى مطرح است كه نيروهاى نظارت بروني(قوانين و دادگاهها و پليس و امثال آن) كارگر نيست. تعابيرى چون خداوند، سريع الحساب، بصير و عليم و خبير است، دريچههايى از اين نظارت درونزا شمرده ميشود.[11] دراقتصاد سياسى اسلام، در ارتباط با كارگزاران اقتصادى (بنگاهها ، خانوارها و دولتمردان) بر نوعى رفتار متعادل در مصرف و سرمايه گذارى تأكيد شده است (الذين اذا انفقوا لم يسرفوا و لم يقتروا و كان بين ذلك قوامّا)، در ضمن در ادبيات عرب، انفاق ميتواند هم مصارف خانوارها و هم هزينه بنگاهها را در بر گيرد (فرقان، (25): 67). نهادهاى مكانيسم بازار و مالكيت خصوصى نيز در اقتصاد سياسى اسلام جايگاه كارسازى دارند. وقف و قرض الحسنه، پشتوانههاى اقتصادى و مالى كم هزينه وقابل توجّهى را فراهم ميسازند. و اجراى خمس و زكات ميتواند بخشى از مشكلات فقيران را حلّ و فصل كند. راه اندازى قراردادهاى مشاركت و مضاربه ميتواند در رونق كسب و كار تأثير جّدى داشته باشد. يك نهاد بسيار پر منفعت ديگردر اقتصاد سياسى اسلام قرض الحسنه و ديگرى است. در روايات، پاداش آخرتى قرضالحسنه از پاداش آخرتى بخشش بيشتر بيان شده و خداوند آن را ترجيح داده است و قرض به خود قلمداد ميكند (من ذا الذى يقرض الله قرضا حسنا فيضاعفه له (بقره، (2): 245). اصطلاح قرض الحسنه در 12 جاى قرآن تكرار شده است (بقره، (2): 245، 18، 17؛ حديد، (57): 11، 18: تغابن، (64):17؛ مزمّل، (73): 20)).
همچنين منافع اموال و داراييهاى وقف شده ميتواند كارگشايى ويژه اى در كسب و كار اقتصادى داشته باشد؛ به ويژه زمانى كه وقف با عنوان كلّي " سبيل الله " همراه باشد، آن را ميتوان در هر امر خيرى كه توجيه منطقى داشته باشد، مورد استفاده قرار داد. در موارد ديگر، اموال وقفى در مسيرهاى معيّن شده مورد استفاده واقع ميشود (عاملي، 1406: 104). نهادهاى مشاركت ومضاربه و امثال آن در حال حاضر به شكل قراردادهاى پولي- مالى و به صورت انواع زمينههاى سرمايه گذارى در بسيارى از كشورهاى اسلامى رايج ميباشد (همان، 2-151، 173، 158-62؛ پرسلي: 1382). يك دولت منضبط و كارآمد، در عين حال وظيفه هماهنگسازى و فراهم ساختن زمينههاى اجرايى نهادهاى پيش گفته را دارا است.
تعامل با ديگر پارادايمهاى اقتصاد متعارف و نقش اجتهاد: اقتصاد سياسى اسلام در عين حفظ اصول خود ميتواند با ديگر زير رشتههاى اقتصاد متعارف مرتبط بوده، بر آنها تأثير گذارد و از آنها تأثير پذيرد. عنصر اجتهاد در اين زمينه و زمينههاى مشابه ميتواند در پويا سازى اين پارادايم كاربرد قابل توجّهى داشته باشد. اقتصاد سياسى اسلام، شعبه تحليلى اقتصاد متعارف است كه در آن ضمن توجّه به امور مادّي، اخلاق و انسانيت نقش محورى دارند. در پارادايم كلاسيك نيز اخلاق مورد توجّه است؛ امّا التزام به دست نامرئى و انديشه لسفر، بين اين دو فاصله ايجاد ميكند. وجه اشتراك ديگراقتصاد سياسى اسلام و كلاسيك اين است كه هر دو به طور عمده كلان نگر هستند. اقتصاد اسلامى ميتواند از لوازم كارايى و رقابت در اقتصاد متعارف استفاده برد و اقتصاد كلاسيك ميتواند از پديده دولت منضبط اقتصاد اسلامى نفع برده، سامّان دهى كل اقتصاد را به بازار نسپارد. پارادايم سوسياليسم و ماركسيسم از جهات كل گرايى و برترى حقوق اجتماعى بر فردى با الگوى اسلامى شباهت هايى دارند؛ امّا حذف بخش خصوصى و نفع شخصى از يك سو وعقيده به اصالت الاجتماعى از لحاظ فلسفى از سوى ديگر و رو بنا دانستن اخلاق و امور ارزشى بين آنها و قرائت اسلامى شكاف ايجاد ميكند. در عين حال، تجارب اقتصاد سياسى سوسياليستى ميتواند در ساماندهى امور تعاونى و نقش بيشتر مالكيت عمومى براى قرائت اسلامى مفيد باشد و قرائت سوسياليستى ميتواند از زمينههاى كارسازى امور هنجارى و كارآمدى نقش متعادل دولت در اقتصاد سياسى اسلامي، نفع ببرد. اقتصاد اسلامى ميتواند از سازگارى و انسجام الگوهاى نئوكلاسيك و قدرت تحليلى و كارآمدى روشهاى آن بهره بگيرد. در عين حال ميتواند در تعديل نگرش مكانيكي، ذهنگرايانه و جدايى امور اخلاقى از تحليل اقتصادى برآن مؤثّر باشد. قرائت اسلامى از لحاظ توجّه به تأثير نهادهاى اقتصادى با نهادگرايان و مكتب تاريخى سازگارى دارد؛ امّا انحصار در روش استقرا و نسبى شدن اقتصاد سياسى اين دو قرائت همراهى كافى با پارادايم اسلامى ندارد. اقتصاد سياسى اسلام ميتواند ضمن حفظ روش استقرا در بها دادن به عنصر قياس و نظريه پردازى به آنها كمك كند. پارادايم اسلامى و پارادايم بازار اجتماعى آلمان سازگارى بسيارى دارند؛ امّا پارادايم انگلوساكسون و نئوليبراليسم امروزى با تكيه بيش از حد بر نفع شخصي، حاكميت حقوق سرمايه برحقوق انسانى و جدايى كامل امور ارزشى از امور اقتصادي، با قرائت اسلامى فاصله جدّى دارد. عنصر اجتهاد كه يكى از متدلوژيهاى تحليل شريعت به طور كلّى و اقتصاد سياسى اسلام به طورخاصّ است ميتواند در تعامل پيش گفته نقش آفرين باشد. اجتهاد ميتواند نگرش ايستايى برخى قرائتها در تحليل اقتصادى را پويا سازد و ميتواند در جهت اصلاح يا جايگزين كردن نظريههاى اقتصاد سياسى اسلام حركت كند. اجتهاد ميتواند به تحليل لوازم همگرايى يا واگرايى اقتصاد سياسى اسلام و ديگر الگوهاى اقتصاد متعارف بپردازد. اجتهاد ميتواند نقش عقل و عاقلان و عرف مربوط به اقتصاد سياسى متعارف را در تحليل اقتصاد اسلامى تبيين كند؛ قوانين جديد بيافريند و قواعد قديم را اصلاح كند يا (موقّتاً و يا دائماً) كنار بگذارد (در اين جا اجتهاد در امور جديد مورد توجّه است كه شعبه اى از اجتهاد سنّتى شمرده ميشود) (بحرالعلوم: 1991).
.
.
1. به صورت بالقوّه و تئوريك، اقتصاد سياسى اسلام ابعاد و عناصر قابل رقابتى با ديگر پارادايمهاى اقتصاد متعارف دارد. در عين حال، كاركردهاى حكومتهاى كشورهاى اسلامى و رفتار مردم مسلمان با مبانى نظرى و ظرفيتهاى اقتصاد سياسى اسلام بسيار فاصله دارد و به جز دوره محدود صدر اسلام، اقدامى اساسى براى به اجرا گذاشتن سطح قابل قبولى از آن صورت نگرفته است؛ پس داورى درباره كارايى آن بر مبناى عملكرد كشورهاى مسلمان و مردم آن جا معقول نيست.
2. ميتوان الگوهايى از اقتصاد سياسى اسلام ارائه كرد كه از لحاظ مبانى استوار و از جهت كارامدى با منطق اقتصاد متعارف همراه باشند و ضمن حفظ استقلال خود، تعامل معنادارى با ديگر پارادايمها داشته باشند (از منافع آنها استفاده كنند و در كاهش دشواريهاى آنها موثّر باشند).
3. اقتصاد سياسى اسلام، ابزارى براى تحقّق اهداف عاليتر است و به همين سبب بر پايدارى اخلاق و انسانيت تأكيد ميورزد. در اين چارچوب، رعايت عدالت و حفظ كرامت انسانى كه هر دو در جهت تأمين رضايت خداوندى هستند، نقش كليدى دارند.
4. اقتصاد سياسى اسلام را ميتوان با شيوههاى علمى مطالعه كرد. اين رشته از لحاظ اصول، معامله ناپذير است؛ ولى از لحاظ روشها، انعطاف پذير. از روششناسى تكثّرى استفاده ميكند و مبانى وجود شناختى و معرفت شناختى روشنى دارد.
5. ادّعاى نظريه پردازى جهانشمولى ندارد؛ ولى به سبب جامعيت و واقع بينياش ساختارى طبيعى داشته، توصيههايش براى مجامع غيراسلامى نيز ميتواند سازگار باشد. از مفاد وحيانى در كنار عقل استفاده ميكند و دوران مطالعه و عمل اقتصادى را تا دنياى پس از مرگ نيز گسترش ميدهد.
مردم ایران بعلت پیوند با دین و مظاهر مقدس دینی که دارند بخوبی سنت های نهادینه شده را می پذیرند و بر آن می گمارند.
بیان و آیات قرآن کریم و احادیث نورانی معصومین علیه السلام در مذهب اسراف و ترغیب به صرفه جویی بهترین راه کارعمومی سازی و نهادینه سازی فرهنگ صرفه جویی و پرهیز از اسراف است .
ب ) باز نگری وقایع تاریخی و رخدادهای طبیعی :
به تصویر کشیدن سرانجام اسراف کاران در همه طبقات اجتماعی و پیوند آنها با اتفاقات طبیعی از جمله عوامل باز دارنده اسراف گرایی و سوق دادن جامعه به سمت و سوی قناعت و صرفه جویست بی گمان در این قسمت بیشترین نقش را رسانه های جمعی بویژه رادیو و تلویزیون می تواند ایفا نماید.
ج ) ارتباط بخشی بلایای طبیعی به موضوع اسراف :
به نظر می رسد مسائلی نظیر کم آبی ، خشکسالی و ... بهترین دلایل اثبات بدی اسراف و مفید بودن قناعت در زندگی روزمره است. برای مبارزه با اسراف و ترویج مصرف صحیح، به ریشه ها باید استناد در این میان خود خشکسالی و کم آبی و ....دلیل بسیار خوبی برای وادار نمودن جامعه به اهتمام در قناعت و صرفه جویی است. البته غافل نمائیم ناهماهنگی عملکرد برخی دستگاه های فرهنگی خاصه صدا و سیما با گفتار ها و تذکرات دلسوزان خود عامل مهم در بی توجهی به مصرف درست و گرایش به اسراف و ریخت و پاش های غیر ضروری می باشد. به عنوان مثال با وجود این همه تبلیغ از مد گرایی و تجمل گرایی با صرفه جویی و نهادینه ساختن فرهنگ آن در جامعه بهیچ عنوان سازگاری ندارد و اسراف از پائین ترین مرتبه شروع .
امام صادق (ع) فرمود : اسراف آنستکه که انسان ؛ مالش را از بین ببرد و به بدنش صدمه بزند ((مثل سیگار کشیدن)) عرض شد پس اقتار چیست ؟ فرمود : اینست که غذایت نان و نمک باشد در صورتیکه قدرت داری غذای مناسب تری بخوری. مجموعه الاخبار باب171 حدیث1
امام صادق (ع) فرمود : کسی که آبی را از نهر فرات برای خوردن بردارد و بعد از نوشیدن ، زیادی آنرا بیرون بریزد اسراف کرده است. مجموعه الاخبارباب 171حدیث 3
امام صادق (ع) فرمود : پائین ترین مرتبه اسراف عبارتست از : 1- دور ریختن آبیکه از آشامیدن اضافه آمده است .2-اینکه لباس کار و لباس بیرونی،یکی باشد.3-به دور انداختن هستۀ خرما پس از خوردن خرما((چون از هسته خرما مادۀ غذایی برای شتران تهیه می شد)) . وسائل الشیعه جلد 2 باب28صفحه 384
نقل شده که امام صادق (ع) مشاهده کرد سیبی را نیم خورده و از خانه بیرون انداخته اند ، خشمگین شد و فرمود : اگر شما سیر هستید خیلی از مردم گرسنه اند خوب بود آنرا به نیازمندیش می دادید. مجموعه الاخبارباب171 حدیث 4
از امام صادق (ع) نقل شده که فرمود : من هرگاه چیز کمی هم در سفره می افتد آنرا برمی دارم و این کار باعث تعجب خادم می شود و خادم می خندد. مجموعه الاخبارباب171حدیث7
امیر مؤمنان (ع) فرمود : آنچه را که از سفره افتاده بردارید و بخورید،زیرا آن دوای هر دردیست که خدا بخواهد آنرا التیام بخشد برای کسی که به نیّت شفاء بخورد. مجموعه الاخبارباب171حدیث9 ، به نقل از نهج البلاغه.
پیامبر گرامی اسلام (ص) فرمود : کسی که جستجو کند وآنچه از سفره افتاده بردارد وبخورد ، فقر و تنگدستی از خودش و اولادش تا هفت پشت رخت بر می بندد. مجموعه الاخبارباب171حدیث8
امام صادق(ع)فرمود : اسراف کننده را سه نشانه است : چیزهائی که می خرد و می پوشد و می خورد که در شآن او نیست. تفسیر نور الثقلین جلد1 صفحه 772
امام صادق(ع) فرمود : انسان مؤمن اسراف و زیاده روی نمی کند بلکه میانه روی را پیشۀ خود می سازد. مجموعه الاخبارباب30حدیث1
روایت شده است پیامبر گرامی وقتی خرما می خوردند هسته آنرا به گوسفند می دادند. مجموعه الاخبارباب171 حدیث5
از عامر بن جذاعه نقل شده است که گفت : مردی آمد خدمت امام صادق (ع) حضرت به او فرمود : تقوای الهی پیشه کن،اسراف نکن و بر خود هم سخت مگیر و میانه روی مایۀ استواری است،تبذیر همان اسراف است که خداوند دربارۀ آن فرموده : تبذیر وزیاده روی نکن.( سوره اسراء ) تفسیر نورالثقلین جلد 2صفحه 56
.
.
.
از موارد تضييع مال، انفاق بي جا در دادن مال به انساني است كه اهليّت آن را ندارد و اين عدم صلاحيّت يا از آن رو است كه فرد گناهكاري است و دادن مال موجب تقويت او در انجام گناه مي شود و يا به جهت اين كه آدم متمكن و ثروتمندي است و بذل و بخشش ديگري تأثيري در بهبود وضع او ندارد و از آن طرف، اين عمل براي انفاق كننده هم هيچ بهره و فايده عقلايي به همراه نداشته باشد.
ابي مخنف ازدي - كه گفته شده ازاصحاب اميرالمؤمنين ژ بوده - از آن حضرت اين چنين نقل مي كند:.
هر كس از شما مال و ثروتي دارد، بايد از فاسد نمودن آن بپرهيزد؛ زيرا بخشش آن به كسي كه سزاوار آن نباشد تبذير و اسراف است و اين كار موجب بلندي نام انفاق كننده در بين مردم مي شود؛ ولي مقام او را نزد خداوند پايين مي آورد و هيچ شخصي ثروت خود را به افراد غير مستحق نداد؛ مگر اين كه خداوند او را از سپاسگزاري آنان محروم نمود و دلهاي آنان را متوجّه غيراو ساخت و چنانچه در ميان آنان كسي باشد كه بخواهد به او خدمت و خير خواهي نمايد، همانا اين عمل را همراه با چاپلوسي و دروغ و حيله همراه خواهد ساخت. اگر روزي پايش بلغزد و به كمك آنها نياز پيدا كند، بدترين و پست ترين دوستانند و هيچ كس مالش را به كساني كه اهليّت آن را ندارند انفاق نكرد؛ مگر اين كه غير از ستايش ظاهري انسانهاي پست - آن هم تا وقتي از مال او بهره مند شوند - چيزي عايدش نگشت و ثناگويي انسان هاي نادان، كه فلاني شخص بخشنده اي است؛ در حالي كه او در پيشگاه پروردگارش بخيل به حساب آيد، چه نتيجه اي دارد و اين عمل چه خسران آميز و زيانبار است! وچه نصيبي از اين كمتر!.
پس اهل ثروت بايد مال خويش را در راه (صله رحم) و كمك به خويشاوندان، مهمان نوازي و پذيرايي از واردين، رهانيدن انسان هاي دربند و اسير و كمك به افراد در راه مانده بكار ببندند؛ زيرا رسيدن به اين خصلت ها كرامت دنيا و شرف آخرت است..
آنچه در اين بخش، از اقسام سه گانه تبذير آمد، مواردي است كه انديشه صحيح بر محكوميت آن قايم است و معيارهاي عقلي آن را تقبيح مي نمايد و مصداق هاي تجاوز از حدّي است كه بر اساس معيارهاي عقلي در تحقق اسراف تعيين مي شود. .
عنوان کتاب : صرفهجويي و حفظ بيت المال
پديد آورنده : بابازاده،علياکبر،1334
سر شناسه :
BP
،
250/35
،/ب2ص4
2187
بابازاده، علىاکبر، 1334 -
صرفهجويى و حفظ بيت المال
قم لوح محفوظ 1379
86 ص
چاپ دوم: 1379: 3000 ريال
کليد واژه ها : اسراف -- جنبههاى مذهبى -- اسالم%پسانداز و صرفهجويى -- جنبههاى مذهبى -- اسلام،اخلاق اسلامى
عنوان کتاب: اسلام و الگوي مصرف
درآمدي بر مقدار و چگونگي مصرف بر اساس فقه و اخلاق اسلامي
نويسنده : دکتر علي اکبر کلانتري
موضوع : اخلاق اسلامي ـ اخلاق و علوم تربيتي
گروه مخاطب : تخصصي ( طلاب و دانشجويان)
ناشر : قم ـ موسسة بوستان کتاب ( مرکز چاپ و نشر دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)
سال 1387
محورها : 1ـ مصرف جنبه هاي مذهبي ـ اسلام 2ـ مصرف کنندگان ـ رفتار ـ جنبه هاي مذهبي ـ اسلام
چکيده:
با توجه به شکل پذيري رفتار فردي و اجتماعي مردم از دين و تاثير ملموس و انکار ناپذير آموزههاي ديني بر کم و کيف مصرف بررسي و کاويدن آن از اين نگاه نيز داراي اهميت فراوان است.
اين کتاب در نگاهي کلي و فراگير مصرف آحاد جامعه را در سه بخش ضروريات، رفاهيات و تحملات مورد مطالعه قرار ميدهد. اين مطالعه نشان ميدهد توجه بسياري از مردم به تجملات بيش از ضروريات است.
بديهي است ريشه يابي اين کاستي بزرگ و شناخت علل آن بدون مطالعات و کاوشهاي همه جانبه ميسر نيست ولي بي گمان عدم تبيين آموزههاي ديني در اين باب يا تبيين ناکافي بلکه تفسير نادرست برخي از آنها از مهم ترين علل اين امر است.
اين کتاب پژوهشي سعي دارد موصوع مصرف را بر اساس نصوص معتبر ديني و با نگاهي نو و فراگير و منطبق بر نيازها و واقعيات زمانه مورد تحليل و بررسي قرار دهد و بدين ترتيب به تبيين يکي از نيازهاي مهم جامعه يعني اگلوي مصرف در عرصههاي مختلف و از نگاه دين کمک نمايد.
الگوهای سبک زندگی ایرانیان
نويسنده: دکتر ابراهیم حاجیانی
ناشر: مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام
تعداد صفحات: 271 صفحه
چکيده: مفهوم سبک زندگی از جمله مفاهیمی است که پژوهشگران حوزه جامعهشناسی و مطالعات فرهنگی برای بیان پارهای واقعیت آن را مطرح و به کار میبرند و دامنه به کارگیری آن در ادبیات علوم اجتماعی رواج زیادی یافته است.
سبک زندگی در حوزه مطالعات فرهنگی به مجموعه رفتارها و الگوهای کنشهای هر فرد که معطوف به ابعاد هنجاری و معنایی زندگی اجتماعی باشد اطلاق میشود و نشان دهنده کم و کیف نظام باورها وکنشهای فرد است.
سبک زندگی دلالت بر ماهیت و محتوای خاص تعاملات و کنشهای اشخاص در هر جامعه دارد و مبین اغراض، نیات، معانی و تفاسیر فرد در جریان عمل روزمره و زندگی روزانه است. اين کتاب با توجه به اين شاخصها نگاشته شده است.