سعيد
  • دی 1399
  • اردیبهشت 1390
  • فروردین 1389
  • اردیبهشت 1389
  • خرداد 1389
  • تیر 1389
  • مرداد 1389
  • شهریور 1389
  • مهر 1389
  • آبان 1389
  • آذر 1389
  • دی 1389
  • بهمن 1389
  • اسفند 1389
  • فروردین 1388
  • خرداد 1388
  • تیر 1388
  • شهریور 1388
  • مهر 1388
  • آبان 1388
  • آذر 1388
  • دی 1388
  • بهمن 1388
  • اسفند 1388
  • <-BlogTitle->
    کل بازديد ها : 1945344
    تعداد کل پست ها : 3775
    تعداد کل نظرات : 173
    بروز رساني : جمعه 26 دی 1404 
    ايجاد شده در : دوشنبه 6 مهر 1388 

    اين قالب توسط sama طراحي و توسط sama ترجمه شده
    Check PageRank

    دوازدهم ديماه در دفاع مقدس:

      نخستين گردهمايي معاونين جنگ وزارتخانه ها ، بمباران تأسيسات راديويي عراق توسط ايران و تبادل آتش در مريوان و حاج عمران از مهمترين وقايع دوازده دي در طول دوران دفاع مقدس است . . . 


    جملات کوتاه و خواندني:

      کارهائي را که در گذشته کرده ايم ما را مانند سايه تعقيب مي کنند و نسبت به جنس آنها ما را به سوي بدي و يا خوشي مي کشند. «کارلايل» دراين دنيا هر کس چيزي را درو مي کند که قبلا تخم آ ن را کاشته است. «اسمايلز» . 

    ادامه - آرشيو ...

    تبديل لينك راپيدشير و ديگر سايت هاي آپلود به لينك مستقيم


    آپلود سنتر عكس، تصوير، فايل زيپ، فايل فلش و هر نوع فايل ديگر

    تصاويري زيبا از درختان

    به اين پست نظر دهيد

      آرایش ، جزوه الکترونیک ، انجمن علمی ، مقاله پژوهشی ، پرورش شترمرغ ، سایت تخصصی برق، ژورنال لباس عروسی ، کارت ویزیت ، راهنمای فارسی ،‌ ، داستان ،

      XP Repair Pro یک نرم افزار مشهور و کاربردی برای کاربران سیستم عامل ویندوز می باشد. توسط این نرم افزار میتوانید خطاها و ارور های موجود در ویندوز را که ممکن است در اثر استفاده یا نصب سایر نرم افزار ها، اتفاق افتاده باشد، به آسانی ترمیم نمایید. بدون نیاز به نصب مجدد سیستم عامل میتونید آن را مجددا بازگردانید و به روند کارها سرعت ببخشید. - .  دانلود

     قدرتمند ، کارت سوخت ، کرک کارت سوخت ، آموزش ، نرم افزار ، دانلود رایگان ، کتاب الکترونیکی ،‌ نحوه گرفتن کارت سوخت المثنی ، حسابداری ، نرم افزار حسابداری هلو ،‌ عاشقانه ، عشقولانه ، پرورش قارچ ، دانلود مترجم پدیده ،‌ بازیگران سینمای ایران ،

    کریمی از استیل آذین قهر کرد؟

    کيهان: الاغ ها و اسب ها و قاطرها هم به رنگ سبز علاقمندند

    عيد سعيد غدير خم
    واقعه غدير حادثه اى تاريخى نيست كه در كنار ديگر وقايع بدان نگريسته شود. غدير تنها نام يك سرزمين نيست. يك تفكر است، نشانه و رمزى است كه از تداوم خط نبوّت حكايت مى كند. غدير نقطه تلاقى كاروان رسالت با طلايه داران امامت است.
    مولودي
     
    آرى غدير يك سرزمين نيست، چشمه اى است كه تا پايان هستى مى جوشد، كوثرى است كه فنا برنمى دارد، افقى است بى كرانه و خورشيدى است عالمتاب.
    و غدير، روز حماسه جاويد، روز ولايت، روز امامت، روز وصايت، روز اخوت، روز رشادت و شجاعت و شهامت و حفاظت و رضايت و صراحت ‏شناخته شد. روز نعمت، روز شكرگزارى، روز پيام رسانى، روز تبريك و تهنيت، روز سرور و شادى و هديه فرستادن، روز عهد و پيمان و تجديد ميثاق، روز تكميل دين و بيان حق، روز راندن شيطان، روز معرفى راه و رهبر، روز آزمون، روز يأس دشمن و اميدوارى دوست و خلاصه روز اسلام و قرآن و عترت، روزى كه پيروان واقعى مكتب حيات‏بخش اسلام آن را گرامى مى دارند و به همديگر تبريك مى ‏گويند.
     
    ... الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا ...امروز (روز غدير خم) دين شما را به حد كمال رساندم و نعمتم را بر شما تمام كردم و اسلام را بعنوان دين براى شما پسنديدم. سوره مائده آيه 3.
     
    داستان غدير خم
    سال دهم هجرت بود و پيامبر از آخرين سفر حج خود باز مي گشت، گروه انبوهي كه تعدادشان را تا صد و بيست هزار رقم زده اند او را بدرقه مي كردند تا اين كه به پهنه بي آبي به نام غدير خم رسيدند.
    نيم روز هيجدهم ذي الحجه بود كه ناگهان پيك وحي بر رسول خدا صلی الله عليه و آله  نازل شد و از جانب خدا پيام آورده كه: «اي رسول آنچه از جانب پروردگارت بر تو نازل شده به گوش مردم برسان و اگر چنين نكني رسالت او را ابلاغ نكرده اي و خداوند تو را از گزند مردمان حفظ خواهد كرد» پيامبر دستور توقف دادند و همگان در آن بيابان بي آب و در زير آفتاب سوزان صحرا فرود آمدند و منبري از جهاز شتران براي پيامبر ساختند و رسول خدا بر فراز آن رفته و روي به مردم كردند. ابتدا خداي را سپاس فرموده و از بديهاي نفس اماره به او پناه جست و فرمود: اي مردم بزودي من از ميان شما رخت بر مي بندم، آنگاه مي افزايد چه كسي بر مومنين در ارزيابي مصلحت ها و شناخت و تصرف در امور سزاوارتر است همه يك سخن مي گويند خدا و پيامبر داناترند.
     رسول گرامي مي فرمايد: آيا من به شما از خودتان اولي و سزاوارتر نيستم و همگان يك صدا جواب مي دهند كه چرا چنين است. آنگاه فرمود: من دو چيز گرانبها در ميان شما مي گذارم يكي ثقل اكبر  كه كتاب خداست و ديگري ثقل اصغر كه اهل بيت منند. مردم، بر آنان پيشي نگيريد و از آنان عقب نمانيد. آنگاه دست علي (ع) را در دست گرفت و آن قدر بالا برد كه همگان او را در كنار رسول خدا ديدند و شناختند.  سپس فرمود: خداوند مولاي من و من مولاي مؤمنان هستم و بر آنها از خودشان سزاوارترم. اي مردم هر كس كه من مولا و رهبر اويم اين علي هم مولا و رهبر اوست و اين جمله را سه بار تكرار كرد و چنين ادامه داد: پروردگارا، دوستان علي را دوست بدار و دشمنان او را خوار. خدايا علي را محور حق قرار ده و سپس فرمود: لازم است حاضران اين خبر را به غايبان برسانند. هنوز اجتماع به حال خود باقي بود كه دوباره آهنگ روح بخش وحي گوش جان محمد صلي الله عليه و آله را نواخت كه:‌ «امروز دينتان را برايتان كامل نمودم و نعمت خود را بر شما به پايان رساندم و اسلام را به عنوان دين برايتان پسنديدم» و بدين سان علي (ع) از جانب خداوند براي جانشيني پيامبر (ص) برگزيده شد.
     
    سنديت واقعه غدير خم
    مرحوم علامه امينى در کتاب الغدير خود نام راويان حديث غدير را به ترتيب زمان زندگى ذكر كـرده اسـت:
    در ميان اصحاب رسول خدا (ص ) 110 نفر، در ميان تابعين 84 نفر، در ميان علماى قرن دوم هجرى 56 نفر، در ميان علماى قرن سوم هجرى 92 نفر، در ميان علماى قرن چهارم هجرى 43 نفر، در ميان علماى قرن پنجم هجرى 24 نفر، در ميان علماى قرن ششم هجرى 20 نفر، در ميان علماى قرن هفتم هجرى 21 نفر، در ميان علماى قرن هشتم هجرى 18 نفر، در ميان علماى قرن نهم هجرى 16 نفر، در ميان علماى قرن دهم هجرى 14 نفر، در ميان علماى قرن يازدهم هجرى 12 نفر، در ميان علماى قرن دوازدهم هجرى 13 نفر، در ميان علماى قرن سيزدهم هجرى 12 نفر، در ميان علماى قرن چهاردهم هجرى 19 نفر.
    حديث غدير در کتب معتبر اهل سنت از جمله در کتاب «مسند» امام احمد حنبل، در «سنن» ترمذى، «مسند احمد» و در «مستدرك» حافظ ابن عبداللّه حاكم نيشابورى به مضامين مختلف ذکر شده است.
     
    مفهوم عيد
    هيجدهم ذي الحجه روز غدير خم را مسلمين خصوصاً شيعيان عيد شمرده اند. لغويون عيد را از مشتقات ماده "ع و د" به معناي بازگشت مي دانند و در  نوروز بازگشت حيات را به پيكر سرد گرامي مي دارند، حياتي كه در هجوم خزان به سردي مي گرايد و در بيداد سرماي زمستان تا مرز نيستي پيش مي رود تا آنجا كه  گويي هرگز نبوده است.
    در مقام تطبيق اين نكته با موازين مكتبي و مذهبي بايد گفت عيد آدمي بزرگداشت بازگشت حيات معنوي انسان است. در چنين باوري نوروز انسان روزي است كه وي به خويشتن باز گردد و گمشده اش را دريابد. مثلاً در ماه مبارك رمضان آدمي بعد از سي روز جهاد و مجاهده با نفس سركش تمام ناخالصي هاي وجودش را ذوب مي كند تا عبوديت ناب در آن تجلي كند و آنگاه عيد فطر است. پس عيد اسلامي بازگشت حيات است و تعيين آن بر عهده شرع اقدس. غدير بنا بر اين تفسير هر دو شرط را دارد يعني هم بازگشت به خويشتن است و هم از طرف شرع مشخص شده است. غدير بازگشت حيات دوباره اسلام است، علاوه اينكه عيد غدير تشريع هم شده است.
    در زير به نمونه هايي از رواياتي كه غدير را عيد شمرده اند اشاره مي شود  :
    فرات بن ابراهيم كوفي از امام صادق عليه السلام نقل مي كند كه ايشان به نقل از پيامبر اكرم فرمودند :يوم غدير خم افضل اعياد امتي ؛روز غدير بزرگترين عيد امت من است .حسن بن راشد مي گويد از امام صادق عليه السلام پرسيدم: غير از عيد فطر و قربان براي مسلمانان عيد ديگري هم هست؟ فرمودند: بلي و اين عيد از آن دو عيد ديگر با فضيلت تر است .گفتم كدام روز است ؟فرمود: روز هيجدهم ماه ذي حجه عيد غدير خم .عرض كردم: قربانت شوم در آن روز چه اعمالي انجام دهيم؟ فرمودند: روزه بگيريد بر محمد و آلش صلوات بفرستيد ...... يقين بدانيد انبيا عليهم السلام روزي كه وصي خود را نصب مي كردند امر مي كردند كه آن روز  را جشن بگيرند.
     وقتي به سيره ائمه و پيامبر اكرم مراجعه مي شود در مي يابيم كه پيامبر و  امير مؤمنان و ساير ائمه با روز غدير به عنوان يك عيد برخورد كرده و  مسلمانان را به تبريك و تهنيت گفتن به هم دعوت کرده اند. امام حسن عليه السلام روز عيد غدير در كوفه مهماني بزرگي برپا مي داشتند.
     امام علي با فرزندان و گروهي از پيروانش بعد از نماز براي شركت در مجلس  به منزل امام حسن عليه السلام مي رفتند .و پس از اتمام مهماني امام حسن عليه السلام  هدايايي به مردم اعطا مي فرمود .لذا اين حركت امام حسن عليه السلام موجب شد مردم به روز عيد غدير عادت كنند.
     
    اعمال غدير
     حادثه غدير حادثه بزرگي است و عيد غدير عيدي بزرگ و شايد شريفترين عيد مسلمانان است. در بيان ائمه عليهم السلام براي اين روز بزرگ اعمالي وارد شده است كه به برخي از آنان اشاره مي شود:
     1ـ تحكيم بيعت با ولايت
     همانگونه كه پيامبر اكرم بعداز نصب امام علي عليه السلام به امامت مسلمين به جماعت مسلمانان امر كرد كه با او بيعت كنند در سالروز آن حماسه جاويد پيامبر تجديد آن بيعت سفارش شده است. لذا زيارت اميرالمومنين و ساير ائمه مستحب است. به همين منظور ادعيه زيادي نيز وارد شده است.
     2ـ اظهار سرور و شادماني
     در وصف شيعه و شيعيان گفته شده است كه به شادي ما ائمه شادند و به حزن ما محزون و مسلم است كه عيد غدير شادي بخش ترين عيد ائمه است و شادماني شيعه در اين روز فرض است و هارون گويد در روز هيجدهم ذيحجه خدمت امام صادق عليه السلام رسيدم كه فرمود: حقا كه روز غدير روز عيد فرح و سرور است .در روز عيد غدير اظهار فرح و  امير المومنين علي عليه السلام نيز فرمودند :
     در روز عيد غدير اظهار فرح و شادماني کنید و برادران مسلمان خود را نيز شاد گردانيد.
     3ـ مصافحه كردن
     مصافحه يا دست دادن از آداب اسلامي است و در روز عيد غدير به آن تاكيد بيشتري شده است. امام علي عليه السلام فرمودند: روز عيد غدير هنگامي كه  يكديگر را ملاقات مي كنيد با هم مصافحه کنید.
     ذكر مخصوص اين روز نيز هنگام مصافحه سفارش شده است؛ الحمد لله الذي جعلنا من المتمسکین بولایت اميرالمومنين و الائمه عليهم السلام .ترجمه سپاس خداي را كه ما را از جمله درآويختگان به ولايت اميرالمؤمنين علي و ائمه عليهم السلام قرار داد.
     4ـ پيمان اخوت و برادري
     از برنامه هاي اسلام ايجاد اخوت و برادري است. و به همين منظور پيامبر اكرم بين مسلمانان مهاجرين و انصار پيمان برادري بست و با پيمان اخوت علي را با خويش برادر نمود و در برخي از زيارات كه خطاب به پيامبر مي خوانيم: السلام عليك و علي اخيك علي بن ابيطالب عليه السلام يعني سلام بر تو و برادرت علي اشاره به همين برادري است .پيمان برادری و عقد اخوت بستن از اعمال وارده در روز غدير است و صيغه مخصوصي دارد كه در مفاتيح الجنان آمده است.
     5ـ احسان و انفاق
    احسان و انفاق از دستورات ويژه اسلامي است. اما در ايام بزرگ مثل عيد غدير بر  آن تأكيد بيشتري شده است. در سيره امام حسن عليه السلام است كه ايشان روز عيد غدير مهماني مي داد و شخص  امام علي عليه السلام نيز در آن مراسم شركت مي كرد .
     6ـ صله رحم
    صله رحم از پسنديده ترين آداب اسلامي است و شرع مقدس اسلام بر مطلب تأكيد فراوان نموده است. اما در روز عيد غدير بر اين نكته سفارش بيشتري شده است. امام صادق عليه السلام مي فرمايد: از كارهايي كه در روز عيد غدير مستحب است صله رحم است.
     7ـ رفع حاجت مؤمنان
    رفع حاجت مومنان از جمله اعمالي است كه اسلام براي آن ارزش خاصي قائل شده  است و ائمه آن را از چند طواف برتر مي دانند. در روز غدير اين عمل فضيلت بيشتري دارد. امام علي عليه السلام فرمودند :
    كسي كه مؤمنان را در روز غدير تكفل كند نزد خداي متعال من ضامنش هستم  كه از كافر شدن و پريشان شدن در امان باشد یعنی رفع حاجت مؤمنان سبب عاقبت به خيري است .
    8ـ غسل كردن و لباس نو پوشيدن
    امام صادق عليه السلام فرموده اند در روز عيد غدير پاكيزه ترين لباسهاي خود را بر تن بپوش. با غسل طهارت معنوي حاصل مي شود و با نظافت طهارت ظاهري.
    9ـ تشكيل اجتماع
    در روز عيد غدير به جهت يادآوري روزي كه پيامبر به امر خداوند علي عليه السلام را به امامت امت اسلامي نصب كرد، بجاست در مراكز گوناگون گرد آييم و به ياد آن روز بزرگ و ثمراتش شادمان باشيم. ائمه سفارش كرده اند كه به جهت يادآوري مقام محمد صلوات الله عليه و آل او عليهم السلام اجتماعات تشکیل بشود .و خود نيز از اين گونه اجتماعات برپا مي داشتند .
    10ـ دعا روزه و عبادت
    روزه و دعا از اعمالي است كه در همه اعياد مورد سفارش و تأكيد است خاصه در روز عيد. غدير حسن بن راشد گويد: از امام صادق عليه السلام درباره عيد غدير پرسيدم و حضرت فرمود: اين عيد از عيد قربان و فطر برتر است. آن روز را روزه بگيريد و بر محمد و آلش زياد صلوات بفرستيد.
     
    يادى از نويسنده «الغدير»
    نام علامه امينى قدّس ‏سرّه، و كتاب گرانسنگ او «الغدير» پيوند ناگسستنى با موضوع ولايت اميرمؤمنان على عليه ‏السلام پيدا كرده است و همانند واقعه غدير در تاريخ جاودان شده است و اينهمه نبوده است مگر به خاطر صفا، اخلاص و ارادت بى ‏نظير او به اهل ‏بيت عصمت و طهارت، عليهم ‏السلام، بويژه مولاى متقيان على، عليه ‏السلام، در ايام عيد ولايت ياد اين شيفته ولايت را نيز گرامى مى ‏داريم.
     
     
     



    امت عاشورايى
    «عاشورا»در متن زندگى شيعه و در عمق باورهاى پاك او جريان داشته و«نهضت كربلا»،در طول چهارده قرن،با كوثرى زلال و عميق،سيراب كننده‏جانها بوده است.
    هم اكنون نيز عاشورا،كانونى است كه ميليونها دايره ريز و درشت از ارزشها،احساسها، عاطفه‏ها،خردها و اراده‏ها بر گرد آن مى‏چرخد و پرگارى است كه‏عشق را ترسيم مى‏كند.
    بى شك،محتواى آن حماسه عظيم و انگيزه‏ها و اهداف و درسهايش يك‏«فرهنگ‏»غنى و ناب و الهام بخش را تشكيل مى‏دهد و در حوزه وسيع تشيع ودلباختگان اهل بيت،كوچك و بزرگ و عالم و عامى،همواره با«فرهنگ عاشورا»
    زيسته،رشد كرده و براى آن جان باخته‏اند،تا آنجا كه در آغاز تولد،كام نوزاد را باتربت‏سيد الشهدا«ع‏»و آب فرات بر مى‏دارند و هنگام خاكسپارى،تربت كربلاهمراه مرده مى‏گذارند و در فاصله ولادت تا مرگ هم به حسين بن على‏«ع‏»عشق‏مى‏ورزند و براى شهادتش اشك مى‏ريزند و اين مهر مقدس،با شير وارد جان‏مى‏شود و با جان به در مى‏رود. ضرورت كار در باره نهضت كربلا،تاكنون بسيار نوشته،سروده و تحقيق شده است وصاحبان فكر و قلم از زواياى مختلف و با ديدهاى گونه‏گون به اين حماسه‏نگريسته‏اند،بگونه‏اى كه مجموعه آثار مربوط به قيام كربلا و مسائل جنبى آن،كتابخانه عظيمى را تشكيل مى‏دهد،اما...همچنان زمينه و ميدان براى‏پژوهش و عرضه‏هاى جديد در اين باره باز است.لازمترين دانستنيها پيرامون موضوعاتى‏كه به آن نهضت جاويد چه در عصر حادثه،چه زمانهاى پس از آن تا امروز مربوطمى‏شود،ارائه گردد. . >
    آب
    در حادثه كربلا،آب و عطش لازم و ملزوم يكديگرند.كاروان ابا عبد الله،كنار فرات‏فرود آمد، ليكن سپاه ابن سعد،فرات را به محاصره گرفت و آب را به روى امام حسين‏«ع‏»
    و اهل بيت و اصحابش بست و ميان امام و آب فاصله انداختند تا هم زودتر حسين‏«ع‏»را به‏تسليم وادارند و هم از خاندان رسالت انتقام بگيرند.به نقل مورخان،از سه روز قبل از عاشورابا محاصره فرات،خيمه گاه امام در مضيقه بى آبى قرار گرفت و كودكان اهل بيت را با ديدن رودفرات،تاب تحمل عطش كمتر مى‏شد.منع آب از زنان و كودكان و افراد عادى(بويژه غيرنظاميان)در همه اديان و مذاهب،غير قانونى و عملى غير انسانى است،بويژه در اسلام.
    سپاه اموى با بستن آب به روى ياران و فرزندان حسين‏«ع‏»،اين كار خلاف شرع ومغاير با شرافت انسانى و جرم جنگى را مرتكب شدند و كسانى همچون مهاجرين اوس،عمرو بن حجاج و عبد الله بن حصين به اين عمل مباهات مى‏كردند و زخم زبان مى‏زدندكه:حسين!از اين آب،درندگان و پرندگان مى‏خورند ولى تو حق ندارى از آن بچشى!
    مساله‏«آب‏»،در ابعاد و صحنه‏هاى مختلف نهضت عاشورا مطرح است،از قبيل:فرات‏و نهر علقمه،مشك و عباس،كودكان و العطش،على اصغر و تير حرمله،سقايى وعلمدارى،سنگابخانه، آب خنك و سلام بر حسين،غسل زيارت،لبهاى تشنه،بستن آب‏در كربلا،مراسم طشت گذارى،مهريه فاطمه،برداشتن كام با آب فرات،سيراب كردن‏سپاه حر و...كه در باره هر كدام مى‏توانيد به عنوان خاص آن در اين فرهنگ مراجعه كنيد.
    تشنگى كودكان و شهادت حسين با لب تشنه از فرازهاى برجسته اين حادثه است.وقتى امام سجاد«ع‏»نيز پيكر امام را دفن كرد،با انگشت روى قبر پدر نوشت:«هذا قبرالحسين بن على بن ابى طالب،الذى قتلوه عطشانا».
    از آب هم مضايقه كردند كوفيان خوش داشتند حرمت مهمان كربلا بودند ديو و دد همه سيراب و مى‏مكيد حاتم ز قحط آب،سليمان كربلا (1) بسيار گريست تا كه بى تاب شد،آب خون ريخت ز ديدگان و خوناب شد،آب از شدت تشنه كامى‏ات،اى سقا آن روز ز شرم روى تو آب شد،آب (2) آب،شرمنده ايثار علمدار تو شد كه چرا تشنه از او اينهمه بى‏باك گذشت بود لب تشنه لبهاى تو صد رود فرات رود بى‏تاب،كنار تو عطشناك گذشت بر تو بستند اگر آب،سواران سراب دشت دريا شد و آب از سر افلاك گذشت (3)
    آب،رمز طلب و تشنگى و الگوى عطشهاى حيات بخش است و آنان كه از آب هم‏استغنا و بى‏نيازى نشان مى‏دهند و تشنگى را طالبند،به آب حيات و سيرابى جان مى‏رسند.
    به گفته مولانا:
    آب كم جو تشنگى آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست
    آتش زدن خيمه‏ها
    از جنايتهاى سپاه عمر سعد،آتش زدن خيمه‏هاى امام حسين‏«ع‏»و اهل بيت او در روزعاشورا بود.پس از آنكه امام به شهادت رسيد،كوفيان به غارت خيمه‏ها پرداختند،زنها رااز خيمه‏ها بيرون آوردند،سپس خيمه‏ها را به آتش كشيدند.اهل حرم،گريان و پابرهنه دردشت پراكنده شدند و به اسارت در آمدند. (4) امام سجاد«ع‏»در ترسيم آن صحنه فرموده‏است:به خدا قسم هر گاه به عمه‏ها و خواهرانم نگاه مى‏كنم،اشگ در چشمانم مى‏دود و به‏ياد فرار آنها در روز عاشورا از خيمه‏اى به خيمه ديگر و از پناهگاهى به پناهگاه ديگرمى‏افتم،كه آن گروه فرياد مى‏زدند:خانه ظالمان را بسوزانيد! (5) اين آتش،امتداد همان آتش‏زدنى بود كه پس از رحلت پيامبر،در خانه زهرا«ع‏»با آن سوخت و آتش كينه‏هايى بود كه‏از بنى هاشم و اهل بيت در سينه‏ها داشتند.به ياد اين حادثه،در مراسم عاشورا در برخى‏مناطق رسم است كه خيمه‏هايى به نشان خيام اهل بيت بر پا مى‏كنند،ظهر عاشورا به آتش‏مى‏كشند،تا احياگر ياد آن ستمى باشد كه روز عاشورا بر خاندان رسالت رفت.
    آتش به آشيانه مرغى نمى‏زنند گيرم كه خيمه،خيمه آل عبا نبود
    آثار و نتايج نهضت عاشورا
    شهادت مظلومانه سيد الشهدا و يارانش در كربلا،تاثير بيدارگر و حركت آفرين داشت‏و خونى تازه در رگهاى جامعه اسلامى دواند و جو نامطلوب را شكست و امتدادهاى آن‏حماسه،در طول تاريخ،جاودانه ماند.حتى در همان سفر اسارت اهل بيت نيز تاثيرات‏سياسى اين حادثه در انديشه‏هاى مردم آشكار شد.گروهى از اسرا را كه به شام مى‏بردند،چون به تكريت رسيدند، مسيحيان آنجا در كليساها جمع شدند و به نشان اندوه بر كشته‏شدن حسين‏«ع‏»،ناقوس نواختند و نگذاشتند آن سربازان وارد آنجا شوند.به شهر«لينا»
    نيز رسيدند.مردم آنجا همگى گرد آمدند و بر حسين و دودمانش سلام و درود فرستادند وامويان را لعن كردند و سربازان را از آنجا بيرون كردند.چون خبر يافتند كه مردم‏«جهينه‏»
    هم جمع شدند تا با سربازان بجنگند وارد آن نشدند.به قلعه‏«كفر طاب‏»رفتند،به آنجا نيزراهشان ندادند.به حمس كه وارد شدند،مردم تظاهرات كردند و شعار دادند:«اكفرا بعدايمان و ضلالا بعد هدى؟»و با آنان درگير شدند و تعدادى را كشتند. (6) برخى از تاثيرات‏حماسه عاشورا از اين قرار است:
    1-قطع نفوذ دينى بنى اميه بر افكار مردم‏2-احساس گناه و شرمسارى در جامعه،بخاطر يارى نكردن حق و كوتاهى دراداى تكليف‏3-فرو ريختن ترسها و رعبها از اقدام و قيام بر ضد ستم‏4-رسوايى يزيديان و حزب حاكم اموى‏5-بيدارى روح مبارزه در مردم‏6-تقويت و رشد انگيزه‏هاى مبارزاتى انقلابيون‏7-پديد آمدن مكتب جديد اخلاقى و انسانى(ارزشهاى نوين عاشورايى و حسينى)
    8-پديد آمدن انقلابهاى متعدد با الهام از حماسه كربلا9-الهام بخشى عاشورا به همه نهضتهاى رهايى بخش و حركتهاى انقلابى تاريخ‏10-تبديل شدن‏«كربلا»به دانشگاه عشق و ايمان و جهاد و شهادت،براى نسلهاى‏انقلابى شيعه‏11-به وجود آمدن پايگاه نيرومند و عميق و گسترده تبليغى و سازندگى در طول‏تاريخ،بر محور شخصيت و شهادت سيد الشهدا«ع‏»
    از نهضتهاى شيعى پس از عاشورا،مى‏توان‏«انقلاب توابين‏»،«انقلاب مدينه‏»،«قيام‏مختار»،«قيام زيد»،و...حركتهاى ديگر را نام برد.براى توضيح بيشتر،به مدخل خاص‏هر يك از اين نهضتها در همين مجموعه مراجعه شود.تاثير حماسه عاشورا را درانقلابهاى بزرگى كه در طول تاريخ، بر ضد ستم انجام گرفته،چه در عراق و ايران و چه دركشورهاى ديگر،نبايد از ياد برد.«فرهنگ شهادت‏»و انگيزه جهاد و جانبازى كه درانقلاب اسلامى ايران و هشت‏سال دفاع مقدس در جبهه‏ها جلوه‏گر بود،گوشه‏اى از اين‏تاثير پذيرى است.شعار«نهضت ما حسينيه،رهبر ما خمينيه‏»كه در مبارزات ملت مسلمان‏ايران بر ضد طاغوت طنين افكن بود و نيز شور حسينى جبهه‏هاى رزم ايران،گواه روشن‏تاثير گذارى كربلا در قرنها پس از آن حماسه مقدس است.يكى از نويسندگان محقق،نتايج نهضت كربلا را عبارت مى‏داند از:
    1-پيروزى مساله اسلام و حفظ آن از نابودى‏2-هزيمت امويان از عرصه فكرى مسلمين‏3-شناخت اهل بيت بعنوان نمونه‏هاى پيشوايى امت‏4-تمركز شيعه از بعد اعتقادى بر محور امامت‏5-وحدت صفوف شيعه در جبهه مبارزه‏6-ايجاد حس اجتماعى در مردم‏7-شكوفايى موهبتهاى ادبى و پديد آمدن ادبيات عاشورايى 8-منابر وعظ و ارشاد،به عنوان وسيله آگاهانيدن مردم‏9-تداوم انقلاب بصورت زمينه سازى نهضتهاى پس از عاشورا  حادثه كربلا،گشاينده جبهه اعتراض عليه حكومت امويان و سپس عباسيان شد،چه به‏صورت فردى كه روحهاى بزرگ را به عصيان و افشاگرى واداشت،و چه به شكل‏مبارزه‏هاى گروهى و قيامهاى عمومى در شهرى خاص يا منطقه‏اى وسيع.
    خون او تفسير اين اسرار كرد ملت‏خوابيده را بيدار كرد
     
    آزادگى
    از مهمترين درسهاى نهضت كربلا و از الفباى نخستين فرهنگ عاشورا،آزادگى و حريت‏و تن به ظلم ندادن و اسير ذلت نشدن است.حسين بن على‏«ع‏»فرموده است:«موت فى‏عز خير من حياة فى ذل‏» (16) مرگ با عزت بهتر از زندگى با ذلت است.نيز در مقابل تسليم و بيعت،فرمود: «لا و الله،لااعطيهم بيدى اعطاء الذليل و لا اقر اقرار العبيد»دست ذلت به شما نمى‏دهم و چون بردگان‏تسليم شما نمى‏شوم.
    همچنين در كربلا وقتى آن حضرت را ميان جنگ يا بيعت مخير كردند،فرمود:
    «الا و ان الدعى بن الدعى قد ركزني بين اثنتين،بين السلة و الذلة،هيهات منا الذلة...» (17) ناپاك‏ناپاكزاده مرا بين دو چيز،شمشير و ذلت مخير قرار داده است،ذلت از ما بسيار دور است.
    بر ما گمان بندگى زور برده‏اند اى مرگ همتى كه نخواهيم اين قيود از آستان همت ما ذلت است دور و اندر كنام غيرت ما نيستش ورود
    در نبرد عاشورا نيز در حمله‏هايى كه به صفوف دشمن مى‏كرد،رجز مى‏خواند و مى‏فرمود:
    «الموت اولى من ركوب العار و العار اولى من دخول النار» (18)
    مرگ،بهتر از ننگ است و ننگ،بهتر از دوزخ!وقتى كه مجروح بر زمين افتاده بود،شنيد كه سپاه دشمن قصد حمله به حرم و خيمه‏گاه او را دارد،بر سرشان فرياد كشيد:«ياشيعة آل ابى سفيان!ان لم تكن لكم دين و كنتم لا تخافون المعاد فكونوا احرارا فى‏دنياكم...» (19)
    گر شما را به جهان دينى و آيينى نيست‏لا اقل مردم آزاده به دنيا باشيد
    نهضت عاشورا،به همه مظلومان،درس مبارزه و به همه مبارزان،الهام مقاومت وروحيه آزادگى داده است.«درس آزادى به دنيا داد،رفتار حسين!».گاندى،مصلح بزرگ‏هند گفته است:
    «من براى مردم هند،چيز تازه‏اى نياوردم.فقط نتيجه‏اى را كه از مطالعات و تحقيقاتم‏در باره تاريخ زندگى قهرمانان كربلا به دست آورده بودم،ارمغان ملت هند كردم.اگر بخواهيم‏هند را نجات دهيم،واجب است همان راهى را بپيماييم كه حسين بن على‏«ع‏»پيمود.» (20)
    درس آزادى به دنيا داد رفتار حسين بذر همت در جهان افشاند افكار حسين با قيام خويش بر اهل جهان معلوم كرد تابع اهل ستم گشتن بود عار حسين مرگ با عزت،زعيش در مذلت بهتر است نغمه‏اى مى‏باشد از لعل درربار حسين (21)
    آل الله
    مقصود از آل الله و خاندان خدا،اهل بيت پيامبر«ص‏»اند.امام حسين‏«ع‏»خود ودودمان پيامبر را آل الله دانسته است،آنجا كه مى‏فرمايد:
    «نحن آل الله و ورثة رسوله‏»، (22) در زيارت نيمه رجب امام حسين‏«ع‏»نيز مى‏خوانيم:
    «السلام عليكم يا آل الله‏»كه به عنوان زيارت اربعين هم نقل شده است.اين،بخاطرشدت ارتباط و انتساب عترت پيامبر و امام حسين‏«ع‏»با خداوند و دين اوست و گوياخدايى‏اند و از دودمان خدا.تعبير آل الله را جابر بن عبد الله انصارى هنگام حضور بر سرمزار حسين بن على‏«ع‏»در اربعين شهادتش در زيارتى كه خوانده،به كار برده است.
    به قريش نيز«آل الله‏»مى‏گفته‏اند،زيرا در خانه توحيد و مسجد الحرام بودند و با خانه‏خدا مرتبط بودند.امام صادق‏«ع‏»مى‏فرمايد:«انما سموا آل الله،لانهم فى بيت الله‏الحرام‏» (23) بويژه كه عظمت قريش با تولد پيامبر اسلام در ميان آنان افزايش يافت و با بعثت‏آن رسول خدا، انتسابشان به خداوند افزون‏تر شد«و عظمت قريش فى العرب و سمواآل الله‏».
    آل ابى سفيان
    خاندان و دودمان ابو سفيان.ابو سفيان بن حرب،بزرگ طايفه بنى اميه بود.خودش ودودمانش با بنى هاشم و دودمان رسول خدا و با دين اسلام دشمنى داشتند.ابو سفيان درلشكر كشيها بر ضد اسلام شركت داشت.پسرش معاويه،با على و امام حسن‏«ع‏»جنگيد، نوه‏اش يزيد،حسين بن على را در كربلا كشت.نسل ابو سفيان ضد توحيد بودند،از دين‏رو پيامبر فرموده بود:«الخلافة محرمة على آل ابى سفيان‏». (24) اينكه در زيارت عاشورا هم‏خود ابو سفيان و اين دودمان لعن شده‏اند(اللهم العن ابا سفيان،اللهم العن...و آل ابى‏سفيان)به خاطر درگيرى و مبارزه آنان با اساس اسلام است.امام صادق‏«ع‏»نزاع ميان‏اهل بيت پيامبر و آل ابى سفيان را،نزاعى مكتبى و بر سر عقيده مى‏دانست،نه شخصى ومى‏فرمود:«انا و آل ابى سفيان اهل بيتين تعادينا فى الله،قلنا:صدق الله و قالوا:كذب الله‏» (25) نيز،مايه از بين رفتن حكومتشان را دست آلودن به خون حسين‏«ع‏»مى‏دانست:«ان آل‏ابى سفيان قتلوا الحسين بن على صلوات الله عليه فنزع الله ملكهم‏». (26) سيد الشهدا«ع‏»روز عاشورا،سپاه كوفه را كه براى كشتن او آمده بودند،پيروان اين‏دودمان خطاب كرد و چون شنيد به طرف خيمه‏ها حمله آورده‏اند،فرمود:«ويحكم ياشيعة آل ابى سفيان!ان لم يكن لكم دين و كنتم لا تخافون المعاد فكونوا احرارا فى‏دنياكم...» (27) اگر دين نداريد،آزاده باشيد!آل ابو سفيان همه آنانند كه در طول تاريخ،با حق‏و عدل مبارزه كرده‏اند و براى خاموش ساختن نور خدا كوشيده‏اند،چه در ميدان بدر واحد و صفين و كربلا،چه در هر جاى دنيا و هر زمان ديگر.
    آل اميه بنى اميه
    آل زياد
    از جمله گروهى كه به اسلام ضربه بسيار زده‏اند و در زيارت عاشورا مورد لعنت‏اند،«آل زياد»ند(و العن...آل زياد و آل مروان الى يوم القيامه).نسل ناپاك‏«زياد»،دستشان به‏خون عترت پيامبر آميخته است.عبيد الله بن زياد كه والى كوفه و بصره بود و امام حسين رادر كربلا كشت، فرزند همين زياد است.مادر زياد،سميه نام داشت،از زنان زناكار صاحب‏پرچم.زياد از طريق آميزش نامشروع و زنا توسط غلام سميه به نام‏«عبيد ثقفى‏»به دنياآمد.زياد را زياد بن عبيد مى‏گفتند.از بدعتهاى معاويه،آن بود كه بر خلاف حكم پيامبر،اين زنا زاده را به دودمان بنى اميه ملحق ساخت و از آن پس او را«زياد بن ابى سفيان‏»
    مى‏گفتند. (28) اين موضوع كه به‏«مساله استلحاق‏»معروف است،در سال 44 هجرى انجام‏گرفت و مورد اعتراض بسيارى از بزرگان از جمله سيد الشهدا بود كه در نامه‏اش به‏معاويه،اين كار را در رديف كشتن حجر بن عدى و عمرو بن حمق،آورده (29) و او رانكوهش كرده است.پس از انقراض امويان،مردم زياد را به اسم مادرش سميه يا به نام‏پدرى ناشناخته، زياد بن ابيه(زياد،پسر پدرش)مى‏خواندند. (30) امام حسين‏«ع‏»روز عاشورا در يكى از خطبه‏هايش جمله‏«الا و ان الدعى بن‏الدعى...»دارد،كه اشاره به ناپاك زادگى ابن زياد و پدرش زياد است كه هر دو نسبى‏پست و آلوده داشتند و عبيد الله هم از كنيز زنا كارى به نام مرجانه به دنيا آمده بود و به‏«ابن‏مرجانه‏»مشهور بود.حاكميت‏يافتن كسى چون پسر زياد،فاجعه‏اى بود كه عزت وكرامت مسلمين و عرب را نابود كرد.زيد بن ارقم وقتى در كوفه شاهد آن بود كه ابن زيادبر لبهاى سر بريده ابا عبد الله‏«ع‏»مى‏زند،گريه كنان و با اعتراض برخاست و از مجلس‏بيرون آمد و مى‏گفت:اى جماعت عرب!از اين پس برده شده‏ايد.پسر فاطمه را كشته وپسر مرجانه را به امارت پذيرفته‏ايد... (31) در همان ايام،آل زياد بعنوان گروهى فاسد وشيطانى به شمار مى‏رفتند.حتى يكى از شهداى كربلا به نام مالك بن انس مالكى يا انس بن‏حارث كاهلى در رجزى كه در ميدان مى‏خواند،يكى از ابيات آن چنين بود:
    آل على شيعة الرحمان آل زياد شيعة الشيطان (32)
    آل زياد،طبق روايات،دلهايى مسخ شده،دودمانى ننگين و مورد خشم بودند و روزعاشورا را به خاطر كشته شدن حسين بن على،مبارك دانسته و به شادمانى روزه‏مى‏گرفتند. (33) نيز«آل زياد»نام سلسله‏اى از خلفاست كه از نسل زياد بن ابيه بودند و ازسال 204 تا 409 هجرى بر يمن حكومت كردند.آغاز حكومتشان از زمان هارون الرشيدبود و ماموريتشان سركوبى علويان آن ديار. (34)



                    عنوان : عدالت در نهج البلاغه
     
     
        علي (ع) عدالت را درون انسان و در تلاش انسان براي دوري از هواي نفس جستجو مي كند، چرا كه بدون اين الزام دروني، اصولا الزام به عدالت بيروني بي معنا است. او محبوب ترين بنده خدا را كسي مي داند كه خود را بر عدل و دادگري ملزم نموده و نخستين عدل وي در حق خود، نفي هوي و اميال از نفس خويش است.
        عدالت از پيچيده ترين موضوعاتي است كه انديشه بشري دربارة آن به تامل و تفكر پرداخته است. پيچيدگي نظري عدالت از يك سو، و دشواري بسيار آن در تحقق عملي از سوي ديگر، عدالت را هم به مفهومي بسيار بغرنج تبديل كرده است و هم دغدغه اي دائمي و بزرگ براي تمامي بشريت بوده است. شايد در مورد هيچ موضوعي به اندازة عدالت بحث و بررسي نشده است، و شايد بتوان گفت كه هيچ موضوعي به اندازه عدالت موضوع اختلاف نظر نيست و تحقق آن در مقام عمل از اين هم بغرنج تر است. در انديشه هاي مكتوب و غير مكتوب موجود در ادبيات عربي و اسلامي هم اولين كسي كه به موضوع عدالت نگاه ژرفي داشته حضرت علي (ع) است.
        حضرت علي (ع) هم به پيچيدگي عدالت واقف است و هم به اهميت آن. درباره پيچيدگي عدالت عبارتي دارد كه عصارة تمام نزاعها درباره عدالت است. ايشان مي فرمايند: العدل، اوسع الاشياء في التواصف واضعيتها في التاصف يعني عدل در مقام توصيف بسيار فراخ است، در حالي كه در مقام عمل، بسيار تنگ و دشواري اين بيان موجز، تبيين از پيچيدگي عدالت است. شايد راز اين پيچيدگي و دشواري تحقق عدالت در عمل هم اين است كه انسانها عدالت را بيشتر بر اساس تمايلات دروني خود و به طور عمده بر اساس منافع خود آن را توصيف مي كنند. اما پيچيدگي درك عدالت و تحقق عملي آن مانع از تلاش براي رسيدن به آن نيست، چرا كه حضرت علي (ع) معتقد است كه به هر حال عرصه عدالت براي همگان عرصة فراختري از عرصه سمتگري است و در اين نكتة بسيار مهمي است. حضرت علي (ع) مي فرمايند كه در عدل وسعت و گشايش است و كسي كه اجراي عدالت او را در تنگنا قرار مي دهد، ظلم و ستم بر او تنگ تر خواهد آمد! اين حكم به چه دليل است و چرا حضرت علي (ع) چنين اعتقادي را مطرح مي كند اين بيان معناي عميقي دارد و آن اينكه هر كس در پناه عدل احساس امنيت نكند، هرگز در دامان ظلم احساس آرامش نخواهد كرد.
        و اين تعببر با عنايت به ايده ها و انديشه هاي آن حضرت بهتر قابل درك است كه بدان اشاره خواهد شد. در واقع بر همين اساس است كه حضرت نه تنها پيروزي نهايي را با عدالت مي داند، بلكه معتقد است كه سيرة عادلانه هم به حكمت دشمن منتهي مي شود(1) حضرت علي عدالت را در حوزه هاي مختلفي به كار برده است. يكي از اين حوزه عدالت در ارتباط انسان با خداست. از نظر امام خداوند متعال در جهان را به لطف خود به سامان آورد و به امر خود از درهم ريختنش نگه داشت و به قدرت خود استواريش بخشيد (2).
        حضرت علي (ع) اساس هستي را عادلانه مي دانست كه خداوند آن را بر پايه حق آفريده است و حق در تفكر حضرت علي مظهر مفاهيم راستي، پايداري و عدالت است. يعني هيچ واژة ديگري همانند حق نمي تواند عصاره عدالت وارستي را نشان دهد. حضرت علي جهان هستي را جهاني عادلانه تصور مي كند كه در آن حق از ميان رفتني نيست و اين عدالت در هستي و خلقت، بايد در رفتار انسانها هم نمود داشته باشد. در قاموس امام فصل خداوند بر مبناي عدالت است چه در مقام خلقت و چه در مقام رفتار با بندگان خود اينجاست كه امام مي فرمايد: خداوندي كه در هر وعده مي دهد، صادق است و فراتر از آن است كه بر بندگان خود ستم روا دارد. با آفريدگان خود به عدالت رفتار مي كند و هر حكم كه مي دهد از روي عدالت است (3).
        در اين هستي كه خداوند انسانها را هم دعوت به عدالت و پيروي از حق كرده است و آنان را از پيروزي از ابليس كه به دليل معصيت خداوند از درگاه الهي رانده شد، پرهيز مي دهد. چرا كه عين دوري از حق و عدالت است. اينجاست كه امام علي بندگان خدا را از پذيرش امر شيطان بر حذر مي دارد. اين بندگان خدا بترسيد از اين كه دشمن خدا، شيطان شما را به بيماري خود [تكبر و خود پسندي] دچار گرداند و به نداي خود شما را از جاي بر انگيزد.(4) چرا كه عدل خداوندي ايجاب مي كندكه اطاعت كنندگان شيطان را كيفر دهد و از همين روي حضرت علي (ع) مي فرمايد: هرگز خداوند انساني را به بهشت نمي برد كه مرتكب عملي شده باشد كه فرشته اي را به سبب آن از بهشت رانده است. حكم او بر اهل آسمانها و مردم روي زمين يكسان است. و ميان خدا و هيچيك از بندگانش مصالحه اي نيست(5) اينجاست كه امام علي هستي و دنيا را محل آزمون مي داند. آزموني كه در آن عدالت پيشگان و پيروان حق سر بلند هستند و ستمگران و پيروان باطل در گمراهي هستند و اگر عدالت خداوندي در اين دنيا دربارة آنها اجرا نشود، در آخرت قطعاً اجرا خواهد شد. خداوند به انسانها و چه داده است، بر اساس آن آنان را باز خواست خواهد كرد و عدالت را در مورد آنان جاري خواهد ساخت و در اين آزمون كساني سر افرازند كه خود عدالت ورزيده اند و تقوي پيشه كرده اند و كساني پشيمان خواهند شد كه از روي تكبر و خود پسندي امر خدا را فرمان نبرده اند. امام علي (ع) عقوبت اخروي را جاري شدن عدالت الهي مي داند و معتقد است كه: بهشت، پاداش عمل نيكوكاران را كافي است و عذاب آتش، كيفر بدكاران را بسنده است. زيرا خداوند هم انتقام كشنده است و هم ياري دهنده و كتاب خدا هم حجت آورد و هم به داوري كشد.(6) در آخرت كساني پشيمان هستند كه در دنيا از عدالت دروي جسته اند و رفتارشان ستمگرانه بوده است. امام مي فرمايد: در فرداي قيامت آغازگر ستم و ظلم، از پشيماني دستش را به زندان خواهد گرد.(7) و يا مي فرمايد ستم بعضي از بندگان بر بندگان ديگر بدون مجازات نمي ماند.(8) چرا كه اين ارادة خداوند است.
        بنابراين حضرت علي (ع) خلقت و جريان امور در هستي را كاملاً عادلانه مي داند و اين عدالت خداوند در رابطه با انسانها هم مصداق پيدا مي كند، پس انسانها هم بايد در رفتار خود عدالت پيشه كنند، در غير اينصورت عدالت خداوندي ايجاب مي كند كه عقوبت سختي ببينند و حضرت علي چنين عقوبتي را بر قراري عدالت مي داند، و با اينحال اين به معناي واگذار كردن امر عدالت به خداوند نيست، بلكه عدالت چنانكه گفته شد از اهميتي برخوردار است كه همه انسانها بايد در برقرار كردن آن تلاش كنند و با ظلم مبارزه كنند. اينجاست كه بيان حضرت دربارة عدالت از حوزة رابطه انسان با خداوند خارج و رابطة انسانها با يكديگر را پوشش مي دهد.
        بنابراين از ديگاه امام فساد و تباهي هرگز نمي تواند اساس و قانون زندگي شود، فقط حق و عدالت است كه اساس زندگي است. عدالت در جامعه انساني چگونه برقرار مي شود؟ قبلاً گفته شد كه از نظر حضرت علي برقراري عدالت در عمل بسيار دشوارتراز توصيف آن است. ولي اصل مسلم بر اوليه در اين راه وجود حكومت است كه به بيان هاي مختلف از سوي امام مطرح شده است علت آن هم اينست كه اگر انسانها به خود سپرده شوند، طغيان مي كنند و توانمندانشان، ضعيفان آنها را بندة خود مي كنند. امام در اين باره سخن بسيار تامل برانگيزي دارد كه در چنين فضايي قدرتمندان دنيا ناتوانان را مي خورند (9)
        جامعه عادلانه جامعه سالم است و خداوند از دانشمندان عهد گرفته است كه براي ساختن چنين جامعه اي تلاش كنند و اين امور را بدون مسئوليت رها نكنند. حكومت عادلانه مهم ترين عنصر در تحقق اين جامعه عادلانه است. چرا كه معتقد است: كار مردم به جز به شايستگي زمامداران سامان نمي يابد اين حكومت شايسته چگونه حكومتي است؟ حضرت علي در اين مورد در زمينه هاي مختلف بحث كرده است. درجايي مي فرمايد، همانا زمامدار امين خدا در روي زمين و بر پا دارندة عدالت در جامعه، و عامل جلوگيري از فساد و گناه در ميان مردم است. (10) يا در جاي ديگر مي فرمايد، دولت عادل از واجبات است.(11) اما اين دولت عادل چه ويژگي دارد؟ از نظر امام دولت با ثبات ويژگي مهم يك دولت عادل است. چنانكه در توصيف وضعيت مردم جزيره العرب، قرار گرفتن يك حكومت با ثبات را نتيجه استقرار شريعت اسلام مي داند: كه در آن در سايه دولت ثابت، امور به كساني انجام مي گرفت ثبات از نظر امام به دليل معيار مهمي است كه تنها راه بقاي يك حكومت در بلند مدت احساس رضايت مردم از يك حكومت است. حضرت علي درست است كه حكومت ظالم ستمگر را هم بي فتنه دائمي ارجح مي داند، ولي اين به معناي تائيد آن نيست، در اينجا ديدگاه وي در واقع ناظر بر همان بحثي است كه قبلاً گفته شد كه بهر حال عدالت در هستي جاري است و بالاخره روزي اجرا خواهد شد. از همين روي هم اصولاً دولت ظالم را دولت ناپايداري مي داند و اين در واقع به يك معنا عين اجراي عدالت است. دولت عادل دولت ثابت و پايدار است، در حالي كه دولت جائر در معرض زوال و ناپايداري و نابودي است، چرا كه حق پايدار است و باطل در حال گذار است.(12) بهر حال دولت غير عادل مجازات خواهد شد و مجازات آن در دنيا زاول و در آخرت عقوبت و عذاب الهي است و اين ناشي از جهان بيني عدالت ورانه حضرت علي است.
        ولي باز هم نبايد نشست و بي عدالتي ها را نگريست، چرا كه خداوند به چنين امري رضايت ندارد. حكومت عادلانه بايد شكل بگيرد. البته از نظر امام هم پايه و اساس حكومت بايد عادلانه و از روي تبعيت از حق باشد و هم رفتار آن بايد عادلانه باشد. در عادلانه بودن رفتار حكومت به نظر مي رسد كه يك اصل راهنما وجود دارد و آن هم انطباق آن با نظم هستي است. به همين دليل هم امام در مقايسه عدل وجود، عدل را بر آن ارجح مي داند، چرا كه عدل امور را در آن موفقيتي كه بايد باشند قرار مي دهد، در حالي كه جود به نوعي ايجاد بي نظمي در اين وضعيت است(13) البته اين بيان بسيار پيچيده است و واقعاً تشخص جايگاه هر چيز و هر كس بسيار دشوار است، ولي اين يك اصل راهنماست كسي كه عاملاً از آن عدول كند، از محور عدالت و حق عدول كرده است. حضرت علي (ع) با وجود اينكه معتقد است بر قراري عدالت در عمل بسيار مشكل است، ولي معيارهاي متعددي را هم در كنار اصل راهنماي فوق در اختيار ما قرار مي دهد كه بيائد ويژگيهاي رفتار عادلانة حكومت است! البته چنان كه گفته شد عمل به عدالت در عرصة سياست و اجتماع از نگاه حضرت علي (ع) بسيار دشوار است، هر چند كه در واقع امر تبيين عدالت هم بسيار سخت است و يكي از مفاهيم چالش برانگيز بوده است. با اينحال اجراي عدالت از سوي خداوند هم قطعي است و هم بسيار آسان خواهد بود. از اين رو است كه مي نمايد دادگر واقعي خدايي است كه در وعدة خويش راستگوست و بالاتر از آن است كه به بندگانش ستم نمايد.
        حضرت علي (ع) اساس هستي را عادلانه مي دانست كه خداوند آن را بر پايه حق آفريده است و حق در تفكر حضرت علي مظهر مفاهيم راستي، پايداري و عدالت است.
        هيچ واژة ديگري همانند حق نمي تواند عصاره عدالت و راستي را نشان دهد.
        اما اين دشواري به معناي انتظار اجراي عدالت از سوي خداوند نيست، بلكه به بيان حضرت علي (ع) خداوند از دانمشندان عهد گرفته است كه نسبت به سيري و پرخوري ستمگر و گرسنگي ستمكش ساكت ننشيند و دست روي دست نگذارد(14) و اين يعني ضرورت و فرمان الهي براي برقراري عدالت در عرصة اجتماع و سياست. اينجاست كه امام وارد عرصة سياست مي شود. در اينجا امام عدالت را با تعابير مختلفي به كار برده است. در برخي ميان بيان ساده اي از عدالت دارند. در بسياري از موارد، عدل همان انصاف است.(15) از اين نظر انصاف يكي از محوري ترين موضوعات در توصيه حضرت علي (ع) به حكمرانان خود در ايالتهاست(16) و اين عدل و انصاف چنانكه در مقايسه با جود گفته شد كه امور را در موضعشان قرار مي دهد، در برگيرنده همگان از دوست و دشمن است و امام دادگري را در مقابل دوست و دشمن توصيه مي كند و نظام عادلانه اسلامي نظامي است كه در آن همگان اعم از مسلمان يا غير مسلمان احساس امنيت و آرامش مي كنند. حكومت عادلانه اسلامي كرامت انساني را در عالي ترين درجه ممكن رعايت مي كند.
        عبارتي در نامه امام به مالك وجود دارد كه با وجود تكرار آن هرگز تامل جدي دربارة آن و آثار آن در عرصه اجتماع، سياست نشده است. امام مي فرمايد كه مردم دو دسته اند يا برادران ديني تو هستند و يا در خلقت با تو برابرند،(17) اين عبارت مي تواند مبناي سياستي كاملاً عادلانه در هر جامعه اي و به ويژه يك جامعه اسلامي باشد كه در آن انسانها به دلايل مختلف سياسي، عقيدتي تحت فشار قرار نگيرند. حضرت آثار بسياري براي اجراي عدالت در جامعه قائل است كه تامل در آنها مي تواند بسيار اثرگذار باشد، اما علي منشا همه نيكي ها را عدالت مي داند كه بالاترين درجه ايمان هم هست.
        يعني مهم ترين معيار براي ارزيابي ايمان افراد، عملكرد عادلانه آنها در رفتارهاي مختلف فردي و اجتماعي است. بر اين اساس است كه از ديد امام از آنجا كه ارادة الهي بر خلقت عادلانه هستي تعلق گرفته است، مهم ترين ملاك براي ارزيابي ميزان ايمان انسانها به خداوند، نسبت عملكرد آنها با عدالت و انصاف است و نه هيچ چيز ديگر البته اين ملاكي است كه امام علي آن را باز هم بيش از هر امر ديگري در امر حكومت مورد تاكيد قرار مي دهد و همواره بر امراي ايالات خود تذكر مي دهد كه حكومت امانتي است در دست آنان و نبايد در حق رعيت استبداد كنند و بر مردم ستم كنند(18) از نظر امام هيچ عاملي براي تغيير نعمت خدا و تعجيل نقمت او موثرتر از قدرت يافتن بر ظلم نيست چرا كه خداوند همواره دعاي مهمترين مظلوم را مي شنود و در كمين ظالم است.
        از نكته مهمي كه در انديشه هاي امام علي نهفته است اين موضوع محوري است كه بهر حال عدالت را بر طبق اراده الهي پيروزي داند و ظالم را در هر حال شكست خورده و اين را در فقرات مهمي يادآوري كرده است. پيروزي نيافت، آنگه گناه بر او پيروز شد، و شكست خورد كسي كه با ابزار شر، غالب گشت.(19)
        امام زماني كه از ضرورت برقراري عدالت بحث مي كند، ابعاد مختلفي را مورد توجه قرار مي دهد. در يك بعد نگاه امام به موضوع فردي است، و در وهلة اول عدالت را درون انسان و تلاش انسان براي دوري از هواي نفس جستجو مي كند، چرا كه بدون اين الزام دروني، اصولاً الزام به عدالت بيروني بي معنا است و محبوب ترين بندة خدا را كسي مي داند كه خود را بر عدل و دادگري ملزم نموده و نخستين عدل وي دربارة خويشتن، نفي هوي و اميال از نفس خودش است.(20)
        اما اين پايان كار نيست، بلكه آغاز كار است چرا كه اساساً هدف از اين كار اقدام به عدالت در عرصه اجتماع است، چرا كه امام گستره عدالت را حوزه همگاني مي داند و بر ضرورت بر پايي عدل و اقامه آن در جامعه و عرصه اجتماع و سياست تاكيد مي كند و اين امر را بيش از همه وظيفة حكومت مي داند، اينجاست كه هدف از حكومت و تنها غايت آن را برقراري عدالت مي داند و اساساً انگيزه خود از ورود پذيرش حكومت را نيز همين مي داند، آنجا كه مي فرمايد كه اگر نبود كه خداوند از دانشمندان پيمان گرفته است كه در برابر سيري ستمگر و گرسنگي ستمديده، آرام ننشيند، هر آينه مهار شر خلافت را از گردن مي انداختم. (21) از آنجا كه يكي از معيارهاي عدالت را راستگويي مي داند در آغاز خلافت خود مي گويد كه به آنچه مي گويم پايبندم و ضمانت مي دهم كه آن را اجرا كنم.(22) اين پاي بندي به عدالت در لحظه لحظه رفتار سياسي امام در دوران حكومت خود و در تمامي خطابه ها، نامه هاي سياسي آن حضرت كاملاً مشهود است. اما چنانكه خود امام مي فرمايد كه برقراري عدالت بسيار دشوار است امام هم با موانع جدي در اين راه مواجه شد كه در آن زمينه مباحث زيادي موجود است. امام در بحث خود درباره ضرورت رفتار عادلانة حكومت، موضوع را از ابعاد مختلف مورد بررسي قرار مي دهد.
        در وهلة اول تاكيد امام بر اصل حكومت است كه بايد عادلانه باشد و كساني كه شايستگي آن را دارند در مقام تدبير امور عمومي قرار گيرند. امام علي اوج بي عدالتي را سپردن كارهاي بزرگ به افراد كوچك مي داند كه اوج اين مسأله در حكومت اتفاق مي افتد. تحقق اين موضوع هم در مقام عمل با دشواريهاي بسيار مواجه است و عوامل و مولفه هاي بسياري مورد نياز است كه اين موضوع در سطوح مختلف مديريت سياسي به مرحله عمل برسند.
        علي (ع) عدالت را درون انسان و در تلاش انسان براي دوري از هواي نفس جستجو مي كند، چرا كه بدون اين الزام دروني، اصولا الزام به عدالت بيروني بي معنا است. او محبوب ترين بنده خدا را كسي مي داند كه خود را بر عدل و دادگري ملزم نموده و نخستين عدل وي در حق خود، نفي هوي و اميال از نفس خويش است.
        اما در وراي اين موضوع عمده ترين تاكيدات حضرت علي در مورد عدالت، وجه اقتصادي و تلاش براي بهره مندي هر چه عادلانه تر افراد از منابع عمومي دارد. شايد بتوان گفت تمام تاكيدهاي امام در مورد رفتار عادلانه به نحوي به اين موضوع ارتباط پيدا كند. چنانكه انگيزه خلافت خود را عهد خداوند از علما در خاموش نماندن نسبت به سيري ستمگران اعلام كرد، در همان حال بيان كرد كه اگر مال حرامي تبديل به كابين زنان هم شده باشد، آن را باز پس مي گيرد(23) و خطاب به ابن عباس تاكيد كرد كه ارزش حكومت از يك نعلين كهنه كمتر است مگر آنكه به وسيله آن حقي ادا گردد و باطلي واقع گردد(24) و در مرحلة بعدي در نامه ها و عهد نامه هاي حكومتي اش بيشترين تاكيد را بر همين موضوع دارد. چرا كه معتقد است، امكان ندارد عدالت بر قرار گردد، مگر اينكه استشمار از ميان برود.(25) استشمار هم در تمامي ابعاد زندگي بشر همواره حضور داشته و آن بهره مندي ديگران از كار و زحمت يك فرد ديگر بوده است. امام مي فرمايد كه عثمان در تقسيم اموال عمومي، گزينشي عمل كرد...، و خداوند بزرگ درباره كساني كه اموال و امكانات را ويژه خود مي سازند، حكم قطعي دارد.(26) و در بيان چرايي جنگ خود با معاويه هم مسأله مهم باز هم بهره مندي نا عادلانه آنان از اموال عمومي است: ما تصميم داريم به سوي معاويه و شاميان (براي جهاد) برويم، آنانكه به قانون خدا عمل نكردند و اموال عمومي را ويژة خويشان و اطرافيان خود ساختند.. از همين روي است كه در نامه به مالك هم بيش از همه در مورد چگونگي توزيع اموال عمومي بحث مي كند و مالك را از اين كه اين اموال را ويژة خود سازد بر حذر مي دارد و خطاب به وي مي فرمايد: از اينكه، آنچه را كه به همان تعلق دارد، به خودت اختصاص دهي، پرهيز كن! امام مي داند كه حكومت توانايي چنين ويژه سازي هاي راداراست، چرا كه امام خطاب به كارگزاران خود آنان را توصيه به انصاف در ارتباط با مردم مي كند، چرا كه آنان خزانه داران رعيت هستند و بايد در بر آوردن نيازهاي آنان تلاش كنند(27) امام در جايي كه مي خواهد يكي از ويژگي هاي پيشوايان عادل را مورد تاكيد قرار دهد، باز هم بر ميزان بهره مندي آنان از نعمات اقتصادي بحث مي كند و مي فرمايند: خداوند بر پيشوايان عادل واجب كرده است كه شأن و اندازة خود را (در بهره مندي از مواهب مادي) در حد ضعيف ترين مردم نگه دارند، تا بينوايي مستمندان آنان را گرفتار اندوه نگرداند.(28) در تمامي اين موارد باز هم بايد ياد آور شويم كه چرا حضرت علي معتقد است برقراري عدالت در عمل دشوارترين امور است، هر چند كه توصيف آن و تعريف از آن بسيار آسان باشد. اين توصيه هاي مكرر به حاكم آن نيز از همين روي است و در واقع به همين دليل هم است كه مي فرمايند: زمامداري ها، ميدان آزمون مردان است. (29) كساني از اين آزمون بيرون مي آيند كه عدالت بورزند. عدالت حاكم موجب پايداري ملت است و اين را هم حضرت علي تصريح كرده است و هم تجارب بشري به ما گوشزد مي كند، امام علي در اين باره مي فرمايند: امور رعيت جز با اصلاح زمامداران اصلاح نمي گردد(30) و صالح بودن زمامداران هم به عدالت است از اين نظر عدالت عنصر ذاتي و مهم ترين ركن سياست از ديدگاه امام علي (ع) است و انديشة سياسي وي بدون درك مفهوم و اهميت عدالت از نظر ايشان قابل درك نيست. از ديد امام وجه اصلي تمايز حكومت اسلامي با ديگر قسمت ها عدالت و دوري از ستم است چرا كه ستمگري حاكم مهم ترين عامل براي از ميان رفتن اصول اخلاقي در جامعه است. در پايان اين مقاله باز هم بر آن عنصري كه حضرت علي بيش از هر چيز بر آن تاكيد مي كند، اشاره مي كنيم و آن قطعي بودن اجراي عدالت از سوي خداوند چه در اين دنيا و چه در آخرت است حضرت در اين باره مي فرمايد: من از رسول خدا شنيدم كه گفت: روز رستاخيز ستمگر را بياورند و او را نه ياري بود نه كسي كه از سوي او پوزش بخواهد. پس او را در دوزخ افكنند.(31) راز اين كه امام علي در هنگام شهادت خود قسم مي خورد كه رستگار شد به همين امر بر مي گردد كه هرگز در مقام حكومت و يا غير مقام آن بر احدي ظلم روا نداشته است و هرگز خود را در مقام حاكمان جائر نديده است. امام همواره به همگان توصيه مي كرد كه با او آن گونه كه با سلاطين جور سخن مي گويند، سخن نگويند،(32) چرا كه امام تجسم نظري و عملي عدالت بودند.


     

    چقدر با سوره زلزال آشنا هستيد ؟ 

    به طورمختصر سوره زلزال حول سه محور دور مي زند :

    نخست از ‹‹ اشراط الساعه ›› و نشانه هاي وقوع قيامت بحث مي كند ، و در بخش دوم آن سخن از شهادت زمين به تمام اعمال آدمي آمده است.

    در بخش سوم از تقسيم مردم به دو گروه ‹‹ نيكوكار ›› و ‹‹ بدكار ›› در رسيدن هر كس به اعمال خود سخن مي گويد.

    درفضيلت اين سوره تعبيرات مهمي در روايات اسلامي آمده ، از جمله در حديثي از پيغمبر اكرم (ص) مي خوانيم: ‹‹ هركس آن را تلاوت كند گويي سوره بقره را قرائت كرده ، و پاداش او به اندازه كسي است كه يك چهارم قرآن را تلاوت كرده باشد . ››

    در حديثي از امام صادق «ع» مي خوانيم كه فرمود : ‹‹ هرگز از تلاوت سوره زلزال خسته نشويد ، چرا كه هر كس آن را در نمازهاي نافله بخواند هرگز به زلزله گرفتارنمي شود ، و با آن نمي ميرد، و به صاعقه وآفتي از آفات دنيا تا هنگام مرگ گرفتار نخواهد شد. ››

    درحديثي آمده است كه مردي خدمت پيغمبر اكرم آمد عرض كرد : ‹‹ از آنچه خداوند به تو تعليم داده به من بياموز . پيغمبر اكرم او را به مردي از يارانش سپرد ، تا قرآن به او تعليم كند ، و او سوره زلزال را تا به آخر به او تعليم داد، آن مرداز جابر خاست و گفت : همين مرا كافي است و در روايت ديگري آمده : همين يك آيه مـرا كفـايت مي كند ! پيغمبر اكرم فرمود : او را به حال خود بگذار كه مرد فقيهي شد ! و طبق روايتي فرمود : او فقيه شد و بازگشت ! ›› دليل آن هم روشن است زيرا كسي كه مي داند كه اعمال ما حتي به اندازه ذره يا يك دانه ‹ خردل › مـورد محاسبه قرار مي گيرد امروز به حساب خود مشغول مي شود، و اين بزرگترين اثر تربيتي روي او دارد.

     



    اهمیت دوران نوجوانی در اسلام
     
    انرژی و امید و ابتکار
    نوجوانان عزیز ، این سه خصوصیت را در خود پیدا ، آشکار و تقویت کنید . نوجوان یعنی کانون انرژی و امید و ابتکار . شما باید انرژی متراکم در خود را در راه پیشرفت ، موفقیت و سرافرازی خود بکار ببرید . خصوصیت بعدی امید است . شما باید هم نسبت به سرنوشت خود و هم کشور و انقلاب و مملکت همیشه امید داشته باشید . همه دشمنان ما و ابر قدرت ها می کوشند در شما ، که        آینده سازان این انقلاب هستید ، یاس و ناامیدی را تقویت کنند . مقام معظم رهبری                    می فرماید : « استکبار جهانی و در راس آن آمریکا تلاش دارد تا با تبلیغات خود در مردم ، به ویژه جوانان ، ایجاد یاس کند .
    درباره ابتکار هم ، شما جوانان و نوجوانان به دنیا نشان دادید که خلاقیت و ابتکار سرشاری دارید ، ولی ما نتوانستیم امکانات لازم را در اختیار شما قرار بدهیم . ان شاء ا... بتوانیم از این مغزهای متفکر و خلاق در جهت پیشرفت کشور استفاده کنیم . شما هم باید در راستای روز ابتکار و خلاقیت به توانایی های خود تکیه کنید . در تولید علم نیز ، که خواسته مقام معظم رهبری است ، گام های مهمی بردارید . مقام معظم رهبری درباره این ویژگی ها فرموده است : « من اساساً در بین این خصوصیات مهمی که جوانان دارند ، سه خصوصیت را خیلی بارز می بینم که اگر آنها مشخص شود و اگر آنها به سمت درستی هدایت شود ، به نظر می آید که می شود به این سوال شما پاسخ داد . آن سه خصوصیت عبارت است از : « انرژی ، امید و ابتکار . »
    نقش پذیری و زود پذیری
    نقش پذیری و زود پذیری از دیگر ویژگی های دوران نوجوانی و جوانی است . در وایت ، آمده است که همانا قلب نوجوان مانند زمینی خالی و دست نخورده است که هر بذری در آن افشانده شود ،         می پذیرد و می پرورد .
    شما دانش آموزان عزیز باید به غذاهای فکری و روحی خویش توجه کنید ، چون روح و روان شما برای پذیرش هر چیزی آمادگی دارد .
    باید بدانید چه کتاب هایی را مطالعه کنید ، در چه مجالسی شرکت کنید و با چه کسانی معاشرت و نشست و برخاست داشته باشید .
    مقام معظم رهبری در این باره فرموده است : « جوانان آسان پذیر و زودپذیر است ، چون دل او نورانی است .
    هنوز آلودگی در دل جوانان به قدر افرادی از قبیل بنده ، که سنی از آنها گذشته است ، نیست و سخت پذیر نشده اند . نورانی هستند و می توانند به راحتی حقیقت را درک کنند و بیابند و آن را بشنوند و بپذیرند . » هنگامی که یکی از گویندگان و مبلغان شیعه ، که برای تبلیغ به بصره رفته بود ، بازگشت ، اما صادق (ع) از او پرسید : « نتیجه کار شما چی بود ؟ » گفت : « خیلی خوب نبود . » حضرت فرمود : « مخاطبان و شنونده های شما چه کسانی بودند ؟ » گفت : « افراد مسن و بزرگسال و اشراف قوم بودند » حضرت به او فرمود : « به طرف جوان ها بروید که آنها زودتر حقایق را درک        می کنند و می پذیرند . جوان ها را با تعلیم و تربیت اسلامی دریابید ، قبل از این که گروه های ملحد آنها را بربایند .» شما نوجوانان عزیز با داشتن این خصوصیت ویژه ، که بزرگان دین به آن توجه  دارند ، باید خیلی از خود مراقبت کنید که در دام ملحدان و کافران و روشنفکران غربی نیفتید . شما باید بکوشید از سرچشمه پاک و زلال وحی و تعلیمات دینی و تربیت اسلامی سیراب شوید و خود را در برابر همه هجمه ها و اکسینه کنید . »
    تزلزل و عدم ثبات
    از ویژگی های دیگر دوره جوانی و نوجوانی ، ثبات نداشتن و احتمال تزلزل است . شما ، جوان و نوجوان عزیز ، باید درصدد باشید شخصیت و قوای فکری خود را ثبات و استحکام بخشید تا در بزرگی با مشکل شخصیتی و تزلزل و بی ثباتی روبه رو نشوید .
    مقام معظم رهبری در دیدار با جوانان تهران فرموده است : « جوان یک گرفتاری بزرگ دارد و آن عدم ثبات است . احتمال تزلزل ، هرچه سن بالاتر می رود ، این حالات کمتر می شود . توجه کنید این گرفتاری را ، حواستان باشد . این گرفتاری را در خودتان و در دیگران علاج کنید که ثبات در عقیده داشته باشید . جوان دائم در معرض تزلزل قرار می گیرد ؛ البته همه جونان این طور نیستند .            نمی خواهم بگویم که هر جوان این گونه است . به هر حال ، این استعداد تزلزل هم مثل بقیه استعدادها در جوان هاست . »
     
     
    دوست یابی
    یکی از مهم ترین و حیاتی ترین ویژگی های جوانان و نوجوانان مسئله دوست یابی است . شما عزیزان باید به این مسئله توجه کنید ، چون این دورانی که شما در آن قرار دارید ، دوران سرنوشت ساز و شخصیت سازی است و شخصیت انسان در آن شکل می گیرد . دوست خوب باید در شکل گیری شخصیت شما ، چه به صورت منفی و چه مثبت ، بسیار می تواند نقش داشته باشد . از این رو ، گفته اند تو اول بگو با کیستی تا آن که گویمت کیستی . برای همین ، لازم است شما  هوشیار ، حساس و زرنگ باشید . انتخاب دوست آن قدر مهم است که در قران کریم هم به آن اشاره شده است . قرآن از زبان کسانی که دوستان نااهل انتخاب کردند ، در روز قیامت می گوید : یا وَیلَتَنی لیتنی لَم اَتَخِذ فُلاناً خَلیلا ؛ وای بر من ! ای کاش فلان شخص ( آلوده و ناپاک ) را به دوستی  نمی گرفتم ( فرقان ، آیه 28 ) .
    شاعر می گوید :
    تا توانی می گریز از یار بد
    یار بد بدتر بود از مار بد
    مار بد تنها اگر بر جان زند
    یار بد بر جان و ایمان زند
    بعضی از شما ، نوجوانان عزیز ، در جواب کسی که می گوید با فلانی معاشرت نداشته باش ،              می گویید که مواظب خودم هستم . او نمی تواند در من اثر داشته باشد . شاعر در این باره می گوید :
    مشین با بدان که صحبت بد
    گرچه پاکی تو را پلید کند
    آفتاب ازچه روشن است
    لکه ابر او را ناپدید کند
    در هر صورت ، دانش آموز عزیز ، بخواهی و نخواهی روش و منش و گفتار و رفتار دوست در شما اثر می گذارد و شاید خودت توجه نداشته باشی .
     
     
    شاعر می گوید :
    گلی خوشبوی در حمام روزی
    رسید از دست محبوبی بدستم
    بدو گفتم که مشکی یا عبیری
    که از بوی دلاویز تو مستم
    بگفتا من گلی ناچیز بودن
    ولیکن مدتی با گل نشستم
    کمال همنشین در من اثر کرد
    و گرنه من همان خاکم که هستم
    گفتنی است که تاثیر دوست هم می تواند جنبه منفی داشته باشد و هم مثبت . برای همین ، سفارش شده است که شما ، عزیزان دانش آموز ، با کسانی دوست شوید که مثل یک گل خوشبوی همیشه شما را معطر کنند و شما بتوانید از نزدیکی و دوستی با آنها چیزهای زیادی را یاد بگیرید که برای دنیا و آخرت شما مفید باشد . پیامبر عظیم الشان اسلام (ص) فرموده است که دوست خوب کسی است که دارای سه ویژگی باشد : 1- دینش تو را به یاد خدا بیندازد ؛ 2- حرف زدنش علم تو را زیاد کند . 3- عمل و رفتارش شما را به یاد روز قیامت بیندازد .
    حال ، برای این که شما ، دوستان عزیز ، با ویژگی های دوستان ناباب هم آشنا شوید ، به بعضی از صفات و ویژگی های آنان اشاره می کنیم .
    الف) بی قید بودن به دستورات دینی و الهی
    کسانی که به دستورات الهی پایبند نیستند و حکم الهی را زیر پا می گذارند ، شایسته دوستی نیستند و باید از آنان فاصله گرفت .
    ب) تملق و چاپلوسی
    نشانه دیگر دوستان ناباب چاپلوسی است . این افراد با چرب زبانی درصدد جذب شما هستند . در روایت آمده است که با چاپلوس رفاقت مکن که او با چرب زبانی تو را اغفال می کند و کار زشت خود را در نظرات زیبا جلوه می دهد .
     
     
    ج) ارتباط با ناپاکان
    از نشانه های دوستن ناباب این است که با افراد نپاک و هرزه ارتباط دارند . کسی که با افراد فاسد و لاابالی دوست است ، چه طور می تواند یک دوست خوب برای شما باشد ؟ خودش مشکل دارد ، چه طور می تواند مشکل شما را حل کند ؟
    د) وسوسه گر
    علامت دیگر دوستان نااهل این است که شما را به ظاهر از سر دلسوزی و با جملات زیبا و وسوسه گر به کار شر دعوت می کنند .
    اینان همان انسان های شیطان صفت هستند که باید از آنها به خدا پناه ببرید و از آنان پرهیز کنید .
    به امید این که همه شما ، دانش آموزان عزیز ، با به یاد سپردن دستورهای بزرگان دین ، که دلسوزان شما هستند ، ویژگی های مثبت را در خودتان تقویت کنید و اگر ویژگی منفی در شما وجود دارد ، با استعانت از خدا ، آن را از بین ببرید و همیشه در همه مراحل زندگی خود موفق باشید !


     

    بسم الله الرحمن الرحيم

     

    1-غيبت صغري

    غايب شدن امام دوازدهم از نظرها، به دومرحله تقسيم گشت :مرحله ي كوتاه مدت (غيبت صغري)، ومرحلهء درازمدت (غيبت كبري). غيبت اول ،از دو جهت محدودبود :ازجهت زماني وازجهت شعاعي .

    ازنظرزماني ،بيش از70 سال به طول نينجاميد، واز اين رو‌ «غيبت صغري » ناميده گشت.

    از نظرشعاعي نيز ،اين غيبت ،غيبتي همه جانبه نبود ،وشعاع ودامنهء آن محدود بود .يعني در طول مدت سالهء اين غيبت ، اگر چه امام از نظرها پنهان بود ، ليكن اين غيبت وپنهاني ، نسبت به همه كس نبود بلكه كساني بودند كه به صورتي با امام در تماس بودند.واينان نايبان خاص امام بوندند ،كارهاي مردم را مي گذرانيدند،نامه ها وسؤالات مردم رابه نزد امام مي بردند _ يا مي فرستا دند _ و پاسخ امام را به مردم مي رساندند.وگاهي گروهي از مردم ، به وسيلهء آن نايبان خاص – كه ذكرشان مي آيد-به ديدار امام دوازدهم بار مي يافتند . اين بود كه دراين مدت ، امام، هم غايب بود وهم غايب نبود .

    2-غيبت كبري

    پس از گذشتن دورهء غيبت صغري ، غيبت كبري ودر دراز مدت آغاز گرديد .واين غيبت است كه تا كنون ادامه يافته است .

    ودراين مدت طولاني است ، كه بزرگترين مرحلهء آزمايش وامتحان ، در دار طبيعت ، وسنجش ايمان وعمل خلق وجود دارد ، تا معلوم گردد ، در خلال اين روزگاران _كه هر بامداد خورشيد از كرانهءافق شرقي سر دربرمي آورد ، وبر سراسر صحنه هاي زندگي مردمان مي تابد _اهل قرون واعصار ، درهر نقطه اي از جهان ، چگونه عمر خويش را سپري مي كنند ، واز هستي ونيروهاي خويش چگونه استفاده مي برند ، چه نتيجه اي مي گيرند ، وافراد واشخاص ، و دسته ها و مردمان ، در برابر احساس وظيفه چه ميكنند :نويسندگان ،دانشمندان،مصلحان، روحانيان ،مبلغان،مربيان نوباوگان ،زمامداران ،جنگاوران،وسايرتوده هاي انساني،كه دراين پهنهءبزرگ قرارمي گيرند،وبه اين جهان كوشش وكردارمي آيند،چگونه برنامهءزيست خويش راتنظيم مي كنند ،وعلت به وجود-آمدن چه اعمال وحوادثي،وچه آثاروافكار ورفتاري مي شوند؟

    3-نايبان خاص ، در غيبت صغري

    در هيچك از دو غيبت ، صغري وكبري ،پيوند امام دوازدهم ، حضرت حجت بن الحسن المهدي-سلام الله عليه –با مردمان ، بطور كلي ،گسسته نبوده است .زيرا ذر هردو غيبت،امر سفارت ونيابت وجود داشته است ودارد .و از طريق نيابت ونايبان ،پيوند امام مردم برقرار بوده است ،وبرقرار هست.

    همان انسان كه ديديم كه غيبت امام دوازدهم ، به دومرحله تقسيم گشت ،وبه دو گونه بود ،نيابت نيز همينگونه است ،يعني داراي  دومرحله است ودوگونه : نيابت خاصه ،در غيبت صغري ،ونيابت عامه،در غيبت كبري .

    واين است مهدي ...

    اين است مهدي _عليه السلام _و اين است حتميّت او،توّلدوبقاي او ،تاثيراو،ظهوراو ،وشورش وانقلاب او،اصلاح وتصويهءاو ،وتاسيس حكومت او...   كه خواهدشد.

                                                                          اين آرزويي است كه ازقديم روزگاران ،درآن باره ،سخنهاگفته اند ،و پيامبران و حكيمان آن را وعده داده اند. وپيامبر اكرم،آنهمه در آن باره،باصراحت ،نويد داده است...آري ، انعكاس اين ‌آرزو ، در آفاق واعصار پيچيده است، وبانگ دراي اين كاروان،در معبر بشريت ، طنين افكنده است...

    وروزي،امواج اين واقعهءبزرگ، درجام خورشيد خواهد ريخت . و نسيمها از كران تا كران دشتها وآباديها بر ففضاي چناندولتي خواهد وزيد.ودرختان در چنان روزگاري جوانه خواهد زد. وگلها در عصمت آن ايام خواهد شكفت .وجويبارها ونهرها ورودها ،در آن ايام بركت خيز ،جاري خواهد گشت...

     

     

     

                         تهيه كنندگان:محسن جمجم،بابك راحت جان،رسول كمالي

    شمارهء گروه :گروه 8

    نام دبير مربوطه:آقاي برجي

    نام كلاس:نقشه كشي معماري B3

    نام هنرستان:هنرستان حرفه اي ايمان وهنر       


            اسراف و تبذیر نوعی حریم شکنی و عصیان در  برابر امر پروردگار است و از گناهان کبیره محسوب می شود .
    روزی حضرت امام صادق (ع) میوه ی نیم خورده ای را دیدند که از منزل ایشان بیرون انداخته شده بود. ان حضرت ناراحت و خشمگین شدند و فرمودند این جه کاری است که کرده اید؟ اگر شما سیر شده اید بسیاری از مردم هستند که سیر نشده اند.پس به ان هایی که نیازمندند بدهید.
    نکنه مهم در این حدیث شریف این است که رعایت اقتصاد و میانه روی در معیشت باعث لزدیاد روزی و نزول برکات الهی است و فردی که رعایت اعتدال می کند، دچار فقر و تنگدستی نمی شود و برعکس کسی که طریق اسراف و تبذیر پیش گیرد دچار محرومیت می شود.
    متاسفانه در حال حاضر می بینیم که در جامعه اسلامی چه مقدار از غذاها و میوه هایی که هنوز قابل استفاده هستند در سطل های اشغال و زباله دان ها ریخته می شود.در حالی که افراد بسیاری به ان نیاز دارند.
    دانشمندان می گویند گرسنگی به هیچ وجه امری نیست که طبیعت ان را به ما تحمیل کرده باشد بلکه مسولیت این فاجعه به عهده برخی از شرایط فرهنگی است. گرسنگی یک زخم و در د اجتماعی است که به دست خود انسان ایجاد شده است.
    طبق منطق قران خداوند به زمین برکت داد(رزقا طیبا) تا قوت تمام مردم روی زمین به طور یکسان براورده شود ، در حالی که هزاران نفر در کشور های مختلف جهان در نتیجه مصرف نادرست و بی رویه مواد غذایی ، مبتلا به انواع و اقسام بیماری ها هستند. از طرفی میلیون ها انسان در دنیا با گرسنگی دست و پنجه نرم می کنند و روزانه هزاران نفر از گرسنگی تلف می شوند( هر ساله 12 میلیارد کودک از گرسنگی یا بیماری می میرند).



     
    چند روایت درباره اهمیت حجاب در نظر فاطمه زهرا علیهاسلام:
    حضرت موسی بن جعفر علیه السلام از پدران گرامیش از حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل فرمود که:
    روزی شخص نابینایی اجازه ورود خواست. فاطمه علیهاسلام برخاست و چادر به سر کرد.
    رسول خدا فرمود:« چرا از او رو می‌گیری، او که تو را نمی‌بیند؟»
    فاطمه عرض کرد:« او مرا نمی‌بیند، اما من که او را می بینم. و او اگر چه مرا نمی‌بیند ولی بوی مرا که حس می‌کند.»
    رسول خدا فرمود:« شهادت می دهم که تو پاره تن منی.»
    روزی رسول خدا از اصحاب خود پرسید:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش کدام است؟» اصحاب نتوانستند جواب بدهند. این سؤال به گوش فاطمه علیهاسلام رسید. فاطمه فرمود:« نزدیکترین حالات زن به پروردگارش وقتی است که در خانه اش بنشیند (و خود را در کوچه و بازار، جلو چشم نا محرمان قرار ندهد.)»
    وقتی رسول خدا این سخن را شنید، فرمود:« فاطمه پاره تن من است.»
    امیرالمؤمنین علیه السلام می‌فرماید: روزی رسول خدا از ما پرسید:« بهترین کار برای زنان چیست؟»
    فاطمه علیهاسلام پاسخ داد:« بهترین کار برای زنان این است که مردان را نبینند و مردان نیز آنها را نبینند »
    رسول خدا فرمود:« فاطمه پاره تن من است »
    رسول خدا بعد از ازدواج فاطمه علیهاسلام کارها را بین او و علی علیه السلام تقسیم کرد و فرمود کارهای منزل با فاطمه و کارهای خارج از منزل با علی.
    فاطمه علیها سلام می‌فرماید:« هیچ کس نمی‌‌داند من چقدر خوشحال شدم که رسول خدا مرا از ظاهر شدن در پیش چشم مردان معاف کرد.»
    روزی فاطمه زهرا سلام الله علیها به اسماء فرمود:« چه بد است این تخته‌هایی که بدن مرده را برای تشییع جنازه روی آن می‌گذارند! زیرا وقتی زنی را روی آن قرار می دهند و پارچه ای بر بدنش می کشند، حجم بدن او معلوم است.»
    اسماء گفت:« من که در حبشه بودم، می‌دیدم مردم آنجا تابوتی از چوب درست می‌کردند و مرده را داخل آن می‌گذاشتند.»
    سپس اسماء با چوب خرما تابوتی لبه‌دار درست کرد و به فاطمه علیهاسلام نشان داد. حضرت فاطمه بسیار خوشحال شد و فرمود:« این خیلی خوب است. وقتی مرده را داخل آن قرار دهند و پارچه‌ای روی آن بکشند، دیگر معلوم نمی‌شود مرده مرد است یا زن.» و فرمود:« پس از مرگم، مرا در همین تابوت بگذارید.»



    مفهوم و ابعاد حجاب در قرآن     
    حجاب در لغت به معنای مانع، پرده و پوشش آمده است. استعمال این کلمه، بیش‎تر به معنی پرده است. این کلمه از آن جهت مفهوم پوشش می‎دهد که پرده، وسیله‎ی پوشش است، ولی هر پوششی حجاب نیست؛ بلکه آن پوششی حجاب نامیده می‎شود که از طریق پشت پرده واقع شدن صورت ‎گیرد.
    حجاب، به معنای پوشش اسلامی بانوان، دارای دو بُعد ایجابی و سلبی است. بُعد ایجابی آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبی آن، حرام بودن خودنمایی به نامحرم است؛ و این دو بُعد باید در کنار یکدیگر باشد تا حجاب اسلامی محقق شود؛ گاهی ممکن است بُعد اول باشد، ولی بُعد دوم نباشد، در این صورت نمی‎توان گفت که حجاب اسلامی محقق شده است.
    اگر به معنای عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بنامیم، حجاب می‎تواند اقسام و انواع متفاوتی داشته باشد. یک نوع آن حجاب ذهنی، فکری و روحی است؛ مثلاً اعتقاد به معارف اسلامی، مانند توحید و نبوت، از مصادیق حجاب ذهنی، فکری و روحی صحیح است که می‎تواند از لغزش‎ها و گناه‎های روحی و فکری، مثل کفر و شرک جلوگیری نماید.
    علاوه بر این، در قرآن از انواع دیگر حجاب که در رفتار خارجی انسان تجلی می‎کند، نام برده شده است؛ مثل حجاب و پوشش در نگاه که مردان و زنان در مواجهه با نامحرم به آن توصیه شده‎اند.
     
    هدف و فلسفه حجاب
    هدف اصلی تشریع احکام در اسلام، قرب به خداوند است که به وسیله‌ی تزکیه‌ی نفس و تقوا به دست می‎آید:
    إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاکُمْ (حجرات؛13) بزرگوار و با افتخارترین شما نزد خدا با تقواترین شماست.

    -=هُوَ الَّذِی بَعَثَ فِی الْأُمِّیِّینَ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ؛
    اوست خدایی که میان عرب امّی (قومی که خواندن و نوشتن هم نمی‎دانستند) پیغمبری بزرگوار از همان قوم برانگیخت، تا بر آنان وحی خدا را تلاوت کند و آنها را (از لوث جهل و اخلاق زشت) پاک سازد و کتاب سماوی و حکمت الهی بیاموزد؛ با آن که پیش از این، همه در ورطه‌ی جهالت و گمراهی بودند.=-
    از قرآن کریم استفاده می‎شود که هدف از تشریع حکم الهی، وجوب حجاب اسلامی، دست‌یابی به تزکیه‌ی نفس، طهارت، عفت و پاکدامنی است. آیاتی هم‎چون:
    قُلْ لِلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ وَ یَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذلِکَ أَزْکى لَهُمْ؛ ای رسول ما مردان مؤمن را بگو تا چشم‎ها از نگاه ناروا بپوشند و فروج و اندامشان را محفوظ دارند، که این بر پاکیزگی جسم و جان ایشان اصلح است.
       حجاب چشم 
    .
    قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ یَغْضُضْنَ
                           مِنْ أَبْصارِهِنَّ(نور؛31) ای رسول به زنان مؤمن بگو تا چشم‎ها را از نگاه ناروا بپوشند.
     


    زنان اخرالزمان از زبان مولود کعبه
     
    1-اشکارا حجاب خودراکنار میگذارند وبرهنگی خود را در ملا عام به نماش میگذارند
    2-با بی خرد دوستی میکنند
    3- نامحرم  را محرم خود می پندارند
    4- مدام پیرو هوا هوس هایند
    5-هرجا هیاهو وجنجال است زنها هم شریک ماجرا وحضور دارند
    6-زنها خود راشبیه مردها میکنند
    7- صدای خوانندگان فاسد همه جا را فرا میگیرد
    8- دین خدارا کنار میگذارند
    9- . . .
    .
    .
    دوستان ما این نشانه ها را به وضوح مشاهده میکنیم پس چرا پند نمی گیریم . . .
     
    بیائید بار دگر به ارزش واقعی خود بیندیشیم


    © 2008 CopyRight All Rights Reserved by  Designer : saeid mohammad ebrahim
     قدرتمند ، کارت سوخت ، کرک کارت سوخت ، آموزش ، نرم افزار ، دانلود رايگان ، کتاب الکترونيکي ،‌ نحوه گرفتن کارت سوخت المثني ، حسابداري ، نرم افزار حسابداري هلو ،‌ عاشقانه ، عشقولانه ، پرورش قارچ ، دانلود مترجم پديده ،‌ بازيگران زن سينماي ايران ، ا سينماي ايران ، عکسهاي، خريد املاک ،‌ صورتحساب آخرين دوره ، نرم افزار موبايل ، ابزارهاي فتوشاب ، روزنامه ورزشي ، مجله خانوادگي ، عکسهاي، عکس دانلود کليپ ايراني ،‌ نرم افزار نوکيا ، آلبوم موسيقي جديد ، عکس هاي عروسي ،  ، دانلود کتاب ،‌ معما ،‌ گالري عکس ،‌ باران کوثري ، مهناز افشار ، بهنوش بختياري ،‌ محمدرضا گلزار ،‌ نيوشا ضيغمي ، ، ميترا حجار ، بهرام رادان ،‌لو رفته ،  تهران ، دختر ايراني ، پ داغ ، ، استخر ، روزنامه البرز ، ،‌ عروسي يانگوم ، جواهري در قصر ،  دختر ، زنانه ، جوراب ،‌ دانلود آهنگ ، ترانه جديد ، حميد عسکري ، رضا صادقي ،‌ احسان خواجه اميري ، آزيتاحاجيان ، يوسف و زليخا ، کتايون رياحي ، ، تيتراژ سريال ، سريال ميوه ممنوعه ،‌ سريال روز حسرت ، پورياپورسرخ ، افسانه بايگان ، ايرنا ، ايسنا ، سايت ، بازار ، اس ام اس سرکاري ، اس ام اس داغ ، دانلود فيلمهاي ايراني ، دانلود فيلم ، برزو ارجمند ، مهران مديري ، دانلود امپراتور دريا ، سودوکو ، کاکورو ، جدول ، فرزاد حسني ، مثلث شيشه اي ، يانگوم ، دانلود رايگان بازي ، کرکهاي بازي ، لعيا زنگنه ، ازدواج موقت ، صيغه ، يکتا ناصر ، مشخصات فني ريو ، لاله اسکندري ،‌ مدل مانتو ، مدل لباس زنانه ، مدل جديد ابرو ، غذاهاي ايراني ، سريالهاي تلويزيوني ،‌ سايت بازار کار ، سنگ ماه تولد ،  ، امين حيايي ، لطيفه ، جوک ، مهاجرت ، گرين کارت ،‌ دوبي ، عکس هندي ،‌ ، کليپ استخر ، دوربين مخفي ، ، کليپ ،   ، ، عکس ، خودشناسي ، آتنه فقيه نصيري ، مريلا زارعي ، النازشاکردوست ، هديه تهراني ، نيکي کريمي ، هايده ، آلبوم مهستي ، دختران ايراني ، نانسي عجرم ، جسيکا آلبا ، نيکول کيدمن ، آنجليناجولي ، ، ، لباس مهماني ،، ، همسريابي ، آلبوم جديد معين ،‌ ، لاريجاني ، استعفا وزير ،‌ کدهاي ايرانسل ، شارژ رايگان ايرانسل ، قوي ،‌ کتي هولمز ، زهرا ، ، فيلم ، ، فارسي ساز ، دانلود کرک ، ديکشنري نارسيس ، دختران .....زيبا ،‌ اکانت مجاني ، فوتبال ، طالع بيني ، مدل آرايش ، جزوه الکترونيک ، انجمن علمي ، مقاله پژوهشي ، پرورش شترمرغ ، سايت تخصصي برق، ژورنال لباس عروسي ، کارت ويزيت ، راهنماي فارسي ،‌ ، داستان  ، دکوراسيون منزل ، ، نتايج کنکور ، قرعه کشي ، مسابقه ، جايزه دار ، نقشه کامل تهران ، آهنگ جديد افتخاري ، جنيفر لوپز ، ، پزشک دهکده ، راهنماي  ،‌ روشهاي زناشويي ،‌ عکس  يانگوم ، کرک مترجم پارس ، عکس خانم ايراني ، ،‌ انجمن ، ، زن، ، عکس ،‌ آموزش نصب ويندوز ، استخدام منشي ،‌ عکس  ، بهترين سايت موبايل ، موبايل سامسونگ ،‌ موتورلا ،‌ نرم افزار سوني اريکسون ، ويتالي ، بالاي ، پسورد سايت ، ، زنگ گوشي ، آنتي ويروس موبايل ، تحصيل در ، ثبت نام رايگان ، ، ترانه عليدوستي ، ، سريال پرستاران ، برنامه نود ، هک کارت تلفن ، پارسا پيروزفر ، دانلود  عربي ، قالب بلاگفا ، موسيقي سنتي ، شجريان ، ، درباره جن ،، روزنامه ورزشي پيروزي ، حميد گودرزي ، بيل گيتس ، جديدترين اس ام اس ها ، کدهاي مخفي موبايل ، کليپ موبايل ، دانلود تيتراژ سريال ، سايت مد و لباس جديد ، دانستنيهاي پوستي ، نامه عاشقانه ، برنامه موبايل ، دانشگاه ، کنکور ، سياوش خيرابي ، سريال آنتي ويروس ، سرگرمي ، داستانسرا ، آرايش صورت ، مدل لباس ، 3gp, jar, mp3, iran , iran l ، دوشيزه ، ، باحال وجذاب ، . غزه .  نظامي . موسيقي . جومونگ . هموسو .