سعيد
  • دی 1399
  • اردیبهشت 1390
  • فروردین 1389
  • اردیبهشت 1389
  • خرداد 1389
  • تیر 1389
  • مرداد 1389
  • شهریور 1389
  • مهر 1389
  • آبان 1389
  • آذر 1389
  • دی 1389
  • بهمن 1389
  • اسفند 1389
  • فروردین 1388
  • خرداد 1388
  • تیر 1388
  • شهریور 1388
  • مهر 1388
  • آبان 1388
  • آذر 1388
  • دی 1388
  • بهمن 1388
  • اسفند 1388
  • <-BlogTitle->
    کل بازديد ها : 1945892
    تعداد کل پست ها : 3775
    تعداد کل نظرات : 173
    بروز رساني : جمعه 26 دی 1404 
    ايجاد شده در : دوشنبه 6 مهر 1388 

    اين قالب توسط sama طراحي و توسط sama ترجمه شده
    Check PageRank

    دوازدهم ديماه در دفاع مقدس:

      نخستين گردهمايي معاونين جنگ وزارتخانه ها ، بمباران تأسيسات راديويي عراق توسط ايران و تبادل آتش در مريوان و حاج عمران از مهمترين وقايع دوازده دي در طول دوران دفاع مقدس است . . . 


    جملات کوتاه و خواندني:

      کارهائي را که در گذشته کرده ايم ما را مانند سايه تعقيب مي کنند و نسبت به جنس آنها ما را به سوي بدي و يا خوشي مي کشند. «کارلايل» دراين دنيا هر کس چيزي را درو مي کند که قبلا تخم آ ن را کاشته است. «اسمايلز» . 

    ادامه - آرشيو ...

    تبديل لينك راپيدشير و ديگر سايت هاي آپلود به لينك مستقيم


    آپلود سنتر عكس، تصوير، فايل زيپ، فايل فلش و هر نوع فايل ديگر

    تصاويري زيبا از درختان

    به اين پست نظر دهيد

      آرایش ، جزوه الکترونیک ، انجمن علمی ، مقاله پژوهشی ، پرورش شترمرغ ، سایت تخصصی برق، ژورنال لباس عروسی ، کارت ویزیت ، راهنمای فارسی ،‌ ، داستان ،

      XP Repair Pro یک نرم افزار مشهور و کاربردی برای کاربران سیستم عامل ویندوز می باشد. توسط این نرم افزار میتوانید خطاها و ارور های موجود در ویندوز را که ممکن است در اثر استفاده یا نصب سایر نرم افزار ها، اتفاق افتاده باشد، به آسانی ترمیم نمایید. بدون نیاز به نصب مجدد سیستم عامل میتونید آن را مجددا بازگردانید و به روند کارها سرعت ببخشید. - .  دانلود

     قدرتمند ، کارت سوخت ، کرک کارت سوخت ، آموزش ، نرم افزار ، دانلود رایگان ، کتاب الکترونیکی ،‌ نحوه گرفتن کارت سوخت المثنی ، حسابداری ، نرم افزار حسابداری هلو ،‌ عاشقانه ، عشقولانه ، پرورش قارچ ، دانلود مترجم پدیده ،‌ بازیگران سینمای ایران ،

    کریمی از استیل آذین قهر کرد؟

    کيهان: الاغ ها و اسب ها و قاطرها هم به رنگ سبز علاقمندند

    تربيت فرزند در خانه علي عليه السلام

     چگونگي تربيت فرزند يكي از وجوه درخشنده سيماي خانوادگي اميرالمؤمنين (ع) است. در اين متن، برآنيم تا برخي از اصول تربيت فرزند و حقوق آنان بر پدر و مادر را از ديدگاه اميرالمؤمنين (ع) بيان كنيم.

    1- انتخاب نام نيكو

    2- گفتن اذان و اقامه در گوش فرزندان و انجام عقيقه (قرباني گوسفند) براي آنان

    3- بازي با فرزندان :           ((اشبه اباك يا حسن           واخلع عن الحق الرسن   

                                                                        و اعبد ا لها ذامنن                         و لا توال ذالاحن))

    پسرم،‌مانند پدرت باش، ريسمان ظلم را از حق بركن‌ ! خدايي را بپرست كه صاحب نعمتهاي متعدد است و هيچگاه با صاحبان ظلم دوستي مكن. اين قطعه، يكي از قطعات اشعاري است كه حضرت زهرا (س) درهنگام بازي با فرزندانش زمزمه مي كرد. بدين شيوه هم آنها را سرگرم مي نمود وهم حكمت به آنها مي آموخت، چرا كه خود اميرالمؤمنين (ع) مي فرمايد:

    ((كسي كه كودكي دارد بايد در راه تربيت او خود را تا سرحد كودكي تنزل دهد.))

    خود اميرالمؤمنين (ع) نيز در كودكي بازيهايي داشته اند كه يكي از آنها كشتي گرفتن است. نقل است ابوطالب بين فرزندانش و پسر عموهايشان مسابقه كشتي برگزار مي كرد و هميشه علي (ع) بر همه پيروز مي شد و اين باعث شادي ابوطالب مي گرديد. در خانه خود علي (ع) هم بين حسن و حسين (عليهماالسلام) مسابقاتي همچون كشتي، خطاطي و مسابقاتي در انجام كارهاي ديگر برگزار مي شد، و گاهي پيامبر جهت افزايش اين شادي و نشاط حاصل از مسابقه، در جمع ايشان حاضر مي شدند و به تشويق طرفين مي پرداختند.

    4- رعايت اصل بي طرفي، عدالت و مساوات بين فرزندان

    يكي از حساسيتهاي كودكان جانبداري و توجه خاص پدر و مادر به يكي از فرزندان ديگر است كه در روايات بر رعايت عدالت و مساوات بين فرزندان و محبت كردن، هديه دادن و توجه نمودن به خصوص توجه به حساسبت بيشتر دختران در اين مورد تأكيد شده است.

    به يك نمونه زيبا از دقت حضرت زهرا (س) در اين مورد توجه كنيد:

    پيامبر (ص) حسن وحسين (عليهماالسلام) را به مسابقه خطاطي تشويق نموده، فرمودند: هر كس خط او زيباتر است قدرت او بيشتر است. حسن و حسين (ع) هم هر كدام خط زيبايي نوشتند. اما رسول خدا (ص) ايشان را به مادرشان هدايت فرمود تا اگر در قضاوت نگراني پيش آمد، با عاطفه مادري جبران شود. زهرا (س) نيز جهت رعايت اصل بي طرفي به فكرش رسيد. قضاوت نهايي را به تلاش خوشان مربوط سازد لذا گردنبند خويش را پاره كرده بر سرآنها ريخت و فرمود: هر كدام از شما دانه هاي بيشتري بگيرد قدرت او بيشتر است.

    5- داشتن برنامه جهت تمرين، تشويق و تربيت عبادي و ديني فرزندان

    - به طور مثال نقل شده است كه حضرت زهرا (س) جهت شبهاي احياء فرزندان را در روز خوابانيد تا كاملاً استراحت كنند و غذاي مناسب و كمتري هم به آنها مي داد تا با زمينه مطلوبتري از نظر جسمي و روحي در شب زنده داري شركت كنند. ايشان با شيوه هاي ديگري كودكانش را در عباداتي مانند نماز، اعمال عبادي ماه رمضان، شركت در جلسات قرآن و شركت دادن آنها در امور خيري مثل كمك به مستمندان و دادن صدقه به نيازمندان شركت مي داد كه نقش مؤثر تربيتي همراه كردن كودكان با خود هنگام انجام عبادات را مي رساند.

    6- مكلف نمودن فرزندان به رعايت ادب و اخلاق اسلامي

    تأديب كودك يعني ملازم ساختن و مكلف نمودن او به رعايت ادب و اخلاق اسلامي ، بدين معني كه هر چند كودك نسبت به حكمت آداب مزبور، درك و فهمي ندارد وليكن از باب تمرين و تمهيد، وي را به انجام آنها مكلف مي كنيم و مهم اين است كه كودك خود را در تكليف احساس كرده، بداند اگر تن به تكليف ندهد با الزامهايي روبرو خواهد شد. علي (ع) در اين باره مي فرمايد :

    (( آن كس كه ملكف به ادب شود ، بديهايش اندك مي گردد. ))

    و در روايات داريم زماني كه كودك به 6 سالگي رسيد او را به نماز و چنانچه تحمل گرفتن روزه را داشت به انجام آن وادار نماييد.

    7- استفاده از فرصتهاي مختلف جهت انتقال تجربيات و نصايح

    اميرالمؤمنين (ع) و حضرت زهرا (س) از هر موقعيتي براي انتقال تجربياتشان استفاده     مي كردند . نامه اميرالمؤمنين به امام حسن (ع) يكي از اين موارد است.

    معرفي شبهات و انحرافات اجتماعي،‌ توصيه به مطالعه تاريخ، انتخاب مسير مورد علاقه و اشتياق، تحمل مصائب و مشكلات دنيا، پذيرش مسئوليت در حد توانايي ، برقراري نظم در امور زندگي،‌ تشخيص دوست از  غير دوست و ارتباط گرم با خويشان و تكريم آنان از جمله رئوس برخي از اين نصايحند.

    بديهي است خانه اي كه ظريفترين نكات تربيتي ، با چنين دقتي در آن مراعات مي گردد محل پرورش انسانهايي چون امام حسن (ع) ، امام حسين (ع) و زينب (س) خواهد بود. در پايان بد نيست متذكر شويم كه اگر چه اميرالمؤمنين (ع) حقوق زيادي براي فرزندان قائل شده اند،‌اما از آن سو هم وظايفي براي فرزند بر شمرده اند كه مهمترين آنها اينست كه فرزند، پدر و مادرش را در هر چيز مگر در نافرماني از خداوند سبحان اطاعت و پيروي كند :

    (( فحق الوالد علي الولد ان يطيعه في كل شيء الا في معصيه الله سبحانه ))



    یافته های جدید درباره سجده کردن
    بر اساس تازه‌ترین پژوهش‌های علمی، سجده کردن انسان را از بیماری‌های روحی، جسمی و هم‌چنین سرطان حفظ می‌کند.

    به گزارش شیعه نیوز به نقل از خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، پروفسور محمد ضیاءالدین حامد از اساتید علوم بیولوژیک و از مسوولان پژوهشگاه مرکز تکنولوژی قاهره با اعلام این خبر اظهار داشت: در قرن حاضر که انسان از هر جهت در معرض الکترومغناطیس‌ها قرار دارد و هم‌چنین نیاز انسان به تخلیه اشعه‌های زائد وجود دارد، دریافتیم که تخلیه این اشعه‌ها از طریق سجده کردن صورت می‌گیرد.
    وی ادامه داد: بر اساس یافته‌های موجود، هر اندازه که محور طولی انسان کاهش یابد، میزان در معرض اشعه‌های الکترومغناطیسی قرار گرفتن او نیز کم می‌شود.
    در زمان سجده کردن هم محور طولی انسان و هم به دنبال آن میزان تاثیرگذاری الکتریسیته‌ها کم می‌شود و سپس عمل تخلیه از طریق تماس پیشانی با زمین صورت می‌گیرد، البته در زمان سجده به دلیل آنکه دیگر نقاط بدن هم با زمین ارتباط می‌یابند، عمل تخلیه آسان تر انجام می‌شود و انسان از بیماری‌های روحی، جسمی و حتی سرطان در امان می‌ماند.
    وی افزود: شیوه درست تخلیه الکتریسیته‌ی بدن به همان شیوه‌ای است که انسان در زمان نماز گزاردن دارد و به سوی مکه نماز می‌خواند، چرا که این حالت بهترین حالت است و شخص احساس آرامش و راحتی بیشتری خواهد داشت.
     


    بسم الله الرحمن الرحیم»

     پنج نشانه از علائم ظهور حضرت مهدی (عجل الله فرجه)
    1.ندا در ماه رمضان
    2.خروج سفیانی(طاغوت)
    3.خروج خراسانی
    4.کشته شدن نفس زکیه(یکی از افراد پاک آل محمد صلی الله  علیه و اله)
    5.فرو رفتن (سپاه سفیانی)در سرزمین بیداء(زمینی بین مکه و مدینه)
     سخن امام جواد (علیه السلام )در شان حضرت قائم (عجل الله فرجه)
    صقر بن ابی دلف می گوید:از امام جواد علیه السلام شنیدم .فرمود:((امام بعد از من پعد از من .پسرم علی علیه السلام است .و سخن او سخن من.واطاعت از او اطاعت از من می باشد.وامام بعد از پسرش حسن علیه السلام است.امر او امر پدرش.وسخن او سخن پدرش.واطاعت از او اطاعت از پدرش می باشد))
     پاره ای از دلائل و معجزات امام زمان عجل الله فرجه الشریف
    1.باز گرداندن,پار چه غیر شیعه
    شیخ صدوق(ره)از اسحاق بن حامد چنین نقل می کند:در شهر قم .یک نفر بزاز(پارچه فروش)بود که پیرو مذهب شیعه بود. ولی شریکی داشت که در مذهب مرجئه(غیر شیعه)بود.پارچه خوبی به دستشان رسید شیعی گفت:((این پارچه برای مولای من خوب است)).
    مرجئی گفت:((من مولای شما را نمی شناسم .ولی اختیار با خودت است. هر کار می خواهی بکن)).
    شیعی، آن پارچه را برای حضرت مهدی امام زمان(ع)فرستاد،آن حضرت،آن پارچه را در طولش دو نصف کرد،ونصف آن را برگردانید و پیام داد که:((من مال مرجئی را نمی پذیرم)).
    2.شفای زبان لال
    نیزابن سوره نقل می کند:در اهواز با مرد عابدی کوشا به نام<سرور>ملاقات نمودم،ولی نسب او را فراموش کردم،او گفت:((من لال بودم،اصلا نمی توانستم سخن بگویم،پدرم و عمویم مرا در سن سیزده یا چهارده سالگی نزد شیخ ابوالقاسم،حسین بن روح(نایب خاص سوم امام زمان عجل الله فرجه)بردند،و از او در خواست کردند که از امام زمام علیه السلام بخواهد،دعاکند تا خداوند زبانم را بگشاید)).
    بعداًشیخ ابوالقاسم فرمود:« شما مامور شده اید تا به حائر حسینی بروید».من همراه پدر و عمویم به کربلا کنار قبر مقدس امام حسین علیه السلام رفتیم،غسل کردیم و زیارت کردیم،در این هنگام،پدر و عمویم صدا زدند:«ای سرور!»،من با زبان شیوا گفتم:لبیک(بلی قربان!).
    گفتند:«عزیزم!سخن گفتی؟».
    گفتم:آری.
    ابن سوره می گوید:«سرور،قبلاًصدای بلند نداشت».
     سیمای امام زمان(عجل الله فرجه)
    درباره ی شکل و قیافه ی حضرت مهدی (عجل الله فرجه)در روایت چنین آمده:
    شیخ مفید(ره)به سند خود؛از جابرجعفی نقل می کند که گفت:از امام باقر(ع)شنیدم؛می فرمود:عمر بن خطاب از امیر مؤمنان علی (ع)پرسید:«مرا آگاه کن که نام مهدی (عجل الله فرجه)چیست؟»
    امام علی (ع)فرمود:«دربارۀ نام او؛حبیبم رسول خدا صلی الله علیه و آله به من سفارش فرموده که آن را برای کسی بازگو نکنم ؛تا وقتی که خدا او را برانگیزد».
    عمر گفت:«پس مرا از وصف او او آگاه کنید».
    امیر مؤمنان علی (علیه السلام )فرمود:«او جوانی با اندام متوسط است؛خوش رو؛ و خوش مو است؛که موهایش بر دو شانه ی او ریخته؛و نور رویش؛ سیاهی موی ریش و سرش را فرا گرفته؛پدرم به فدای فرزند بهترین کنیزان».

          


    بسم الله الرحمن الرحيم
    درآن نفس که بميرم درآرزوي تو باشم
    بدان اميد دهم جان که خاک کوي تو باشم
    به وقت صبح قيامت که سراز خاک برآرم
    به گفت وگوي توخيزم به جست جوي توباشم
    به خوابگاه عدم گر هزارسال بخسبم
    زخواب عاقبت آگه به بوي و روي تو باشم
    حديث روضه نگويم گل بهشت نبويم
    جمال حور نجويم دوان به سوي تو باشم
    مي بهشت ننوشم زدست ساقي رضوان
    مرا به باده چه حاجت که مست روي تو باشم
      تهيه کننده تحقيق : فرهاد سپهري و وفايي نيا و مقدسي  وتقي زاده
    موضوع تحقيق: مهدي کيست؟
    دبيرمربوطه:آقاي برجي
    نويسنده: آيت الله ابوطالب التجليل
    دو ويژگي مهدي(ع)
    مهدي کسي است که زمين را پرازعدل و داد ميکند پس ازآنکه ازستم وظلم به تنگ آمده است0
    اين نقش مهم ويژه ي حضرت مهمدي(ع)است که در ميان همه ي آدميان درطول عصر ازآغازپيدايش انسان تا پايان روزگاران به داشتن آن ممتاز است0
    او کسي است که کارتصفيه عملي جهان بشري را انجام ميدهد وماده ظلم وفساد را از روي زمين بر مياندازد واين برنامه به خواست خداوند به دست حضرت مهدي (ع) اجرا مي شود0
    در گفتارپيغمبراکرم(ص)ضبط شده در کتب اهل تسنن:«هر که بي امام زمان خود را نشناخته بميرد به مرگ جاهليت مردهاست0»
    مسند طيالسي،ص259نقل کرده است که مي فرمود:هرکه بي امام بميرد به مرگ جاهليت کرده است،وهرکه از اطاعت دست بردارد در روز قيامت بدون حجت مي آيد0
    درروز ينامييع المودة،ص117،ازعيسي بن مري نقل شده:که به امام سجاد (ع) گفتم براي من آنچه راکه شالوده اسلام بر آن بنا شده بفرما تا مگر وقتي در قيامت مواخذه مي شوم عملم پاک باشد ، و نادانيهايي که مرتکب شده ام صدمه ام نزد ، فرمود: گواهي دادن بر اينکه جزخداي يگانه خدايي نيست ،و محمد(ص) پيامبراوست ،و اقرار بر آنچه که از جانب خداوند آورده است ،و اعتراف به حقوق در اموالبه مانند زکات و اقرار به ولايتي که خداوند بر آن امر کرده و دوستي آل محمد را دستور داده است .
    پيامبر فرموده است : هرکه ظهورمهدي را انکارکندکافراست0
    اين روايت درکتاب هاي اهل سنت ازجمله:لسان الميزان،ج5،ص130 آورده شده است0
    هنگامي که مهدي قيام کندخداوندمردم شرق وغرب راجمع مي کند0
    اين روايت راکتابهاي اهل سنت ازجمله:تاريخ دمشق،ج5،ص284نقل کرده اند0
    مهدي کسي است که خداوند به برکت وجوداوباران مي باراند و گياهان را از زمين روياند0
     اين روايت  را کتابهاي اهل سنت  ازجمله:المستدرک،ج5،ص557،نقل کرده اند0
    دين فقط به دست مهدي اصلاح مي پذيرد0
    اين حديث در کتابهاي اهل سنت از جمله :ينابيع المودة،ص445،نقل شده است0
    عيسي در پشت مهدي نمازميگذارد0
     اين حديث را کتابهاي اهل سنت ازابي سعيد خدري از زبان پيامبر(ص) نقل کرده اند ازجمله:کتاب الاربعين حديثا في ذکر المهدي،حديث سي ونهم0
    مهدي در حظورعيسي(ع)صليب راخواهد شکست0
    کتابهاي اهل سنت اين حديث را ازابوهزيرنقل کرده اند ازجمله:کتاب المعجم الصغير،ص150
    نام مهدي برابرنام پيامبرخدا(ص)وخودش نيزازخاندان او خواهد بود0
    اين حديث هم درکتابهاي اهل سنت ازعبد الله بن مسعود از زبان پيامبر(ص) نقل شده است0
    قيامت هنگامي برپا ميشود که مهدي ظهور کرده است ومهدي ظهورنميکند مگر آنگاه که چهل مردکذاب ودروغ زن که همه ادعاي پيامبري ميکنند برخيزند0
    کتابهاي اهل سنت ازجمله:عقدالدررفي ظهورالمنتظر،خطي،از جمله:صحيح مسلم،ج1،ص94

      


     

    باسمه تعالي

    نام: موسی‌ بن جعفر.

    کنیه: ابو ابراهیم، ابوالحسن، ابوالحسن اوّل، ابوالحسن ماضی، ابوعلی و ابواسماعیل.

    القاب: کاظم، صابر، صالح، امین و عبدالصالح.

    نکته: آن حضرت در میان شیعیان به «باب الحوائج» معروف است.

    منصب: معصوم نهم و امام هفتم شیعیان.

    تاریخ ولادت: هفتم ماه صفر سال 128 هجری. برخی نیز سال 129 را ذکر کردند.

    محل تولد: ابواء (منطقه‌ای در میان مکه و مدینه) در سرزمین حجاز ( عربستان سعودی کنونی ).

    نسب پدری: امام جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابی‌طالب علیهم السلام.

    نام مادر: حمیده مصفّاة. نام‌های دیگری نیز مانند حمیده بربریه و حمیده اندلسیه نیز برای او نقل شده است.

    مدت امامت: از زمان شهادت پدرش، امام جعفر صادق علیه السلام، در شوال 148 هجری تا رجب سال 183 هجری، به مدت 35 سال. آن حضرت در سن بیست سالگی به امامت رسید.

    تاریخ و سبب شهادت: 25 رجب سال 183 هجری، در سن 55 سالگی، به‌ وسیله زهری که در زندان سندی بن شاهک به دستور هارون ‌الرشید به آن حضرت خورانیده شد.

    محل دفن: مکانی به نام مقابر قریش در بغداد (در سرزمین عراق) که هم اکنون به «کاظمین» معروف است.

    همسران: 1. فاطمه بنت علی 2. نجمه

    فرزندان: درباره تعداد فرزندان آن حضرت چند قول وجود دارد. بنابر نقل یکی از آنها، آن حضرت 37 فرزند داشت که 18 تن از آنان پسر و 19 تن دختر بودند.

    الف) پسران‌: 1. امام علی بن موسی الرضا(ع) 2. ابراهیم 3. عباس 4. قاسم 5. اسماعیل 6. جعفر 7. هارون 8. حسن 9. احمد 10. محمد 11. حمزه 12. عبداللّه 13. اسحاق 14. عبیداللّه 15. زید 16. حسین 17. فضل 18. سلیمان.

    ب) دختران: 1. فاطمه کبری 2. فاطمه صغری 3. رقیّه 4. حکیمه 5. ام ابیها 6. رقیّه صغری 7. کلثوم 8. ام جعفر 9. لبابه 10. زینب 11. خدیجه 12. علیّه 13. آمنه 14. حسنه 15. بریهه 16. عائشه 17. ام سلمه 18. میمونه 19. ام کلثوم.

      زمامداران معاصر:

    1. مروان بن محمد اموی - معروف به مروان حمار- (126 - 132 ق.)
    2. ابوالعباس سفاح عباسی (132 - 136 ق.)
    3. منصور عباسی (136 - 158 ق.)
    4. مهدی عباسی (158 - 169 ق.)
    5. هادی عباسی (169 - 170 ق.)
    6. هارون الرشید (170 - 193 ق.)

     

    امام موسی کاظم علیه السلام در عصر خلافت منصور عباسی به مقام امامت نایل آمد. از آن زمان تا سال 183 هجری، سال وفات آن حضرت، چندین بار توسط خلفای عباسی دستگیر و زندانی گردید. تنها در دوران خلافت هارون الرشید به مدت چهار سال زندانی و در همان زندان به شهادت رسید.امام موسى الكاظم (ع) هنوز كودك بود كه فقهاى مشهور مثل ابو حنيفه از او مسأله مى‏پرسيدند و كسب علم مى‏كردند.بعد از رحلت پدر بزرگوارش امام صادق (ع)    (148 ه ق.) در بيست سالگى به امامت رسيد و 35 سال رهبرى و ولايت شيعيان را بر عهده داشت.

      زندگينامه امام كاظم (ع )

    حضرت امام موسی بن جعفر ( ع)

    نام امام هفتم ما ، موسی و لقب آن حضرت کاظم ( ع ) کنيه آن امام " ابوالحسن " و            " ابوابراهيم "  است . شيعيان و دوستداران لقب " باب الحوائج " به آن حضرت داده اند . تولد امام موسی  کاظم ( ع ) روز يکشنبه هفتم ماه صفر سال 128هجری در " ابواء " اتفاق افتاد . دوران امامت امام هفتم حضرت موسی بن جعفر ( ع ) مقارن بود با سالهای  آخر خلافت منصور عباسی و در دوره خلافت هادی و سيزده سال از دوران خلافت هارون که سخت ترين دوران عمر آن حضرت به شمار است . امام موسی  کاظم ( ع ) از حدود 21 سالگی بر اثر وصيت پدر بزرگوار و امر خداوند متعال به مقام بلند امامت رسيد ، و زمان امامت آن حضرت سی و پنج سال و اندکی بود و مدت امامت آن حضرت از همه ائمه بيشتر بوده است ، البته غير از حضرت ولی عصر (عج ) .

    صفات ظاهری و باطنی و اخلاق آن حضرت

    حضرت کاظم ( ع ) دارای قامتی معتدل بود . صورتش نورانی و گندمگون و رنگ مويش سياه و انبوه بود . بدن شريفش از زيادی عبادت ضعيف شد ، ولی همچنان روحی قوی و قلبی  تابناک داشت . امام کاظم به تصديق همه مورخان ، به زهد و عبادت بسيار معروف بوده است . موسی بن جعفر از عبادت و سختکوشی به " عبد صالح " معروف و در سخاوت و بخشندگی مانند نياکان بزرگوار خود بود . بدره های ( کيسه های ) سيصد ديناری و چهارصد ديناری  و دو هزار ديناری مي آورد و بر ناتوانان و نيازمندان تقسيم مي کرد . از حضرت موسی کاظم روايت شده است که فرمود : " پدرم  امام صادق (ع ) پيوسته مرا به سخاوت داشتن و کرم کردن سفارش مي کرد " . امام ( ع ) با آن کرم و بزرگواری و بخشندگی خود لباس خشن بر تن مي کرد ، چنانکه نقل کرده اند : " امام بسيار خشن پوش و روستايی لباس بود " و اين خود نشان ديگری است از بلندی  روح و صفای باطن و بي اعتنايی آن امام به زرق و برقهای  گول زننده دنيا . امام موسی کاظم ( ع ) نسبت به زن و فرزندان و زيردستان بسيار با عاطفه و مهربان بود . هميشه در انديشه فقرا و بيچارگان بود ، و پنهان و آشکار به آنها کمک مي کرد . برخی از فقرای مدينه او را شناخته بودند اما بعضی

    - پس از تبعيد حضرت از مدينه به بغداد - به کرم و بزرگواريش پی بردند و آن وجود عزيز را شناختند . امام کاظم ( ع ) به تلاوت قرآن مجيد انس زيادی داشت . قرآن را با صدايی حزين و خوش تلاوت مي کرد . آن چنان که مردم در اطراف خانه آن حضرت گرد مي آمدند و از روی  شوق و رقت گريه مي کردند . بدخواهانی بودند که آن حضرت و اجداد گراميش را         - روی در روی - بد مي گفتند و سخنانی دور از ادب به زبان مي راندند ، ولی  آن حضرت با بردباری و شکيبايی با آنها روبرو مي شد ، و حتی  گاهی با احسان آنها را به صلاح مي آورد ، و تنبيه مي فرمود . تاريخ ، برخی از اين صحنه ها را در خود نگهداشته است . لقب " کاظم " از همين جا پيدا شد . « کاظم يعنی : نگهدارنده و فروخورنده خشم . » اين رفتار در برابر کسی يا کسانی بوده که از راه جهالت و نادانی  يا به تحريک دشمنان به اين کارهای زشت و دور از ادب دست مي زدند . رفتار حکيمانه و صبورانه آن حضرت ( ع ) کم کم ، بر آنان حقانيت خاندان عصمت و اهل بيت ( ع ) را روشن مي ساخت ، اما آنجا که پای گفتن کلمه حق - در برابر سلطان و خليفه ستمگری - پيش مي آمد ، امام کاظم ( ع ) مي فرمود : " قُل اَلْحَقْ وَ لَوْ کانَ فيهِ هَلاکَک " يعنی : حق را بگو اگرچه آن حقگويی موجب هلاک تو باشد .

      ارزش والای حق به اندازه ای است که بايد افراد در مقابل حفظ آن نابود شوند . در فروتنی  مانند صفات شايسته ديگر خود  نمونه بود . با فقرا مي نشست و از بينوايان دلجويی مي کرد . بنده را با آزاد مساوی مي دانست و مي فرمود همه ، فرزندان آدم و آفريده های خدائيم . از ابوحنيفه نقل شده است که گفت : " او را در کودکی ديدم و از او پرسشهايی کردم چنان پاسخ داد که گويی از سرچشمه ولايت سيراب شده است . براستی   امام موسی بن جعفر ( ع ) فقيهی  دانا و توانا و متکلمی مقتدر و زبردست بود " . محمد بن نعمان نيز مي گويد : " موسی بن جعفر را دريايی بي پايان ديدم که مي جوشيد و مي خروشيد و بذرهای دانش به هر سو مي پراکند " .

    امام ( ع ) در سنگر تعليم حقايق و مبارزه

    نشر فقه جعفری و اخلاق و تفسير و کلام که از زمان حضرت صادق ( ع ) و پيش از آن در زمان امام محمد باقر ( ع ) آغاز و عملی شده بود ، در زمان حضرت امام موسی کاظم ( ع ) نيز به پيروی از سيره نياکان بزرگوارش همچنان ادامه داشت ، تا مردم بيش از پيش به خط مستقيم امامت و حقايق مکتب جعفری آشنا گردند ، و اين مشعل فروزان را از ورای اعصار و قرون به آيندگان برسانند . خلفای عباسی بنا به روش ستمگرانه و زياده روی در عيش و عشرت ، هميشه درصدد نابودی بنی  هاشم بودند تا اولاد علی ( ع ) را با داشتن علم و سيادت از صحنه سياست و تعليم و ارشاد کنار زنند ، و دست آنها را از کارهای کشور اسلامی  کوتاه نمايند . اينان برای اجراء اين مقصود پليد کارها کردند ، از جمله : چند تن از شاگردان مکتب جعفری را تشويق نمودند تا مکتبی در برابر مکتب جعفری  ايجاد کنند و به حمايتشان پرداختند . بدين طريق مذاهب حنفی ، مالکی ، حنبلی و شافعی هر کدام با راه و روش خاص فقهی پايه ريزی شد . حکومتهای وقت و بعد از آن - برای دست يابی  به قدرت - از اين مذهبها پشتيبانی کرده و اختلاف آنها را بر وفق مراد و مقصود خود دانسته اند . در سالهای آخر خلافت منصور دوانيقی که مصادف با نخستين سالهای امامت حضرت موسی بن جعفر ( ع ) بود " بسياری از سادات شورشی - که نوعا از عالمان و شجاعان و متقيان و حق طلبان اهل بيت پيامبر ( ص ) بودند و با امامان نسبت نزديک داشتند - شهيد شدند . اين بزرگان برای دفع ستم و نشر منشور عدالت و امر به معروف و نهی  از منکر ، به پا مي خاستند و سرانجام با اهداء جان خويش ، به جوهر اصلی تعاليم اسلام جان مي دادند ، و جانهای خفته را بيدار مي کردند . طلوعها و غروبها را در آباديهای اسلامی به رنگ ارغوانی درمي آوردند و بر در و ديوار شهرها نقش جاويد مي نگاشتند و بانگ اذان مؤذنان را بر مأذنه های مساجد اسلام شعله ور مي ساختند " . در مدينه از کارگزاران مهدی عباسی فرزند منصور دوانيقی در عمل ، همان رفتار زشت دودمان سياه بنی اميه را پيش گرفتند ، و نسبت به آل علی ( ع ) آنچه توانستند بدرفتاری  کردند . داستان دردناک " فخ " در زمان هادی عباسی  پيش آمد . علت بروز اين واقعه اين بود که " حسين بن علی بن عابد " از اولاد حضرت امام حسن ( ع ) که از افتخارات سادات حسنی و از بزرگان علمای مدينه و رئيس قوم بود ، به ياری عده ای از سادات و شيعيان در برابر بيدادگری  "عبدالعزيز عمری " که مسلط بر مدينه شده بود ، قيام کردند و با شجاعت و رشادت خاص در سرزمين فخ عده زيادی از مخالفان را کشتند ، سرانجام دشمنان دژخيم اين سادات شجاع را در تنگنای محاصره قرار دادند و به قتل رساندند و عده ای را نيز اسير کردند . مسعودی مي نويسد : بدنهايی که در بيابان ماند طعمه درندگان صحرا گرديد . سياهکاريهای بنی   عباس منحصر به اين واقعه نبود . اين خلفای ستمگر صدها سيد را زير ديوارهای  و ميان ستونها گچ گرفتند ، و صدها تن را نيز در تاريکی  زندانها حبس کردند و به قتل رساندند . عجب آنکه اين همه جنايتها را زير پوشش اسلامی و به منظور فروخواباندن فتنه انجام مي دادند . حضرت موسی بن جعفر ( ع ) را هرگز در چنين وضعی و با ديدن و شنيدن آن همه مناظر دردناک و ظلمهای  بسيار ، آرامشی نبود . امام به روشنی مي ديد که خلفای  ستمگر در پی تباه کردن و از بين بردن اصول اسلامی و انساني اند . امام کاظم ( ع ) سالها مورد اذيت و آزار و تعقيب و زجر بود ، و در مدتی که از 4 سال تا 14 سال نوشته اند تحت نظر و در تبعيد و زندانها و تک سلولها و سياهچالهای بغداد - در غل و زنجير - به سر مي برد . امام موسی  بن جعفر ( ع ) بي آنکه - در مراقبت از دستگاه جبار هارونی - بيمی بدل راه دهد به خاندان و بازماندگان سادات رسيدگی مي کرد و از گردآوری و حفظ آنان و جهت دادن به بقايای آنان غفلت نداشت . آن زمان که امام ( ع ) در مدينه بود ، هارون کسانی را بر حضرت گماشته بود تا از آنچه در گوشه و کنار خانه امام ( ع ) مي گذرد ، وی را آگاه کنند . هارون از محبوبيت بسيار و معنويت نافذ امام ( ع ) سخت بيمناک بود . چنانکه نوشته اند که هارون ، درباره امام موسی بن جعفر ( ع ) مي گفت : " مي ترسم فتنه ای بر پا کند که خونها ريخته شود " و پيداست که اين " قيامهای مقدس " را که سادات علوی و شيعيان خاص رهبری مي کردند و گاه خود در متن آن قيامها و اقدامهای شجاعانه بودند از نظر دستگاه حاکم غرق در عيش و تنعم بناحق " فتنه " ناميده مي شد . از سوی ديگر اين بيان هارون نشانگر آن است که امام ( ع ) لحظه ای از رفع ظلم و واژگون کردن دستگاه جباران غافل نبوده است وقتی مهدی عباسی به امام ( ع ) مي گويد : " آيا مرا از خروج خويش در ايمنی قرار مي دهی " نشانگر هراسی است که دستگاه ستمگر عباسی از امام ( ع ) و ياران و شيعيانش داشته است . به راستی نفوذ معنوی امام موسی ( ع ) در دستگاه حاکم به حدی بود که کسانی مانند علی بن يقطين صدراعظم ( وزير ) دولت عباسی ، از دوستداران حضرت موسی بن جعفر ( ع ) بودند و به دستورات حضرت عمل مي کردند . سخن چينان دستگاه از علی بن يقطين در نزد هارون سخنها گفته و بدگوئيها کرده بودند ، ولی امام ( ع ) به وی دستور فرمود با روش ماهرانه و تاکتيک خاص اغفالگرانه ( تقيه ) که در مواردی ، برای رد گمی حيله های دشمن ضروری و شکلی از مبارزه پنهانی است ، در دستگاه هارون بماند و به کمک شيعيان و هواخواهان آل علی ( ع ) و ترويج مذهب و پيشرفت کار اصحاب حق ، همچنان پای فشارد - بي آنکه دشمن خونخوار را از اين امر آگاهی حاصل شود - . سرانجام بدگوئي هائی  که اطرافيان از امام کاظم ( ع ) کردند در وجود هارون کارگر افتاد و در سفری که در سال 179ه . به حج رفت ، بيش از پيش به عظمت معنوی امام ( ع ) و احترام خاصی که مردم برای امام موسی الکاظم ( ع ) قائل بودند پی برد . هارون سخت از اين جهت ، نگران شد . وقتی به مدينه آمد و قبر منور پيامبر اکرم ( ص ) را زيارت کرد ، تصميم بر جلب و دستگيری  امام ( ع ) يعنی فرزند پيامبر گرفت . هارون صاحب قصرهای افسانه ای در سواحل دجله ، و دارنده امپراطوری پهناور اسلامی که به ابر خطاب مي کرد : " ببار که هر کجا بباری  در کشور من باريده ای و به آفتاب مي گفت بتاب که هر کجا بتابی کشور اسلامی و قلمرو من است ! " آن چنان از امام ( ع ) هراس داشت که وقتی قرار شد آن حضرت را از مدينه به بصره آورند ، دستور داد چند کجاوه با کجاوه امام ( ع ) بستند و بعضی را نابهنگام و از راههای ديگر ببرند ، تا مردم ندانند که امام ( ع ) را به کجا و با کدام کسان بردند ، تا يأس بر مردمان چيره شود و به نبودن رهبر حقيقی خويش خو گيرند و سر به شورش و بلوا برندارند و از تبعيدگاه امام ( ع ( بي خبر بمانند . و اين همه بازگو کننده بيم و هراس دستگاه بود ، از امام ( ع ) و از يارانی که - گمان مي کرد - هميشه امام ( ع ) آماده خدمت دارد مي ترسيد ، اين ياران با وفا - در چنين هنگامی - شمشيرها برافرازند و امام خود را به مدينه بازگردانند . اين بود که با خارج کردن دو کجاوه از دو دروازه شهر ، اين امکان را از طرفداران آن حضرت گرفت و کار تبعيد امام ( ع ) را فريبکارانه و با احتياطانجام داد . باری   ، هارون ، امام موسی کاظم (ع) را  با چنين احتياطها و مراقبتهايی  از مدينه تبعيد کرد . هارون ، ابتدا دستور داد امام هفتم (ع) را با غل و زنجير به بصره ببرند و به عيسی بن جعفر بن منصور که حاکم بصره بود ، نوشت ، يک سال حضرت امام کاظم (ع) را زندانی  کند ، پس از يک سال والی بصره را به قتل امام (ع) مأمور کرد . عيسی   از انجام دادن اين قتل عذر خواست . هارون امام را به بغداد منتقل کرد و به فضل بن ربيع سپرد . مدتی حضرت کاظم ( ع ) در زندان فضل بود . در اين مدت و در اين زندان امام ( ع ) پيوسته به عبادت و راز و نياز با خداوند متعال مشغول بود . هارون ، فضل را مأمور قتل امام ( ع ) کرد ولی فضل هم از اين کار کناره جست . باری ، چندين سال امام ( ع ) از اين زندان به آن زندان انتقال مي يافت . در زندانهای تاريک و سياهچالهای دهشتناک ، امام بزرگوار ما با محبوب و معشوق حقيقی خود ( الله ) راز و نياز مي کرد و خداوند متعال را بر اين توفيق عبادت که نصيب وی شده است سپاسگزاری مي نمود . عاقبت آن امام بزرگوار در سال 183هجری در سن 55سالگی به دست مردی  ستمکار به نام " سندی  بن شاهک " و به دستور هارون مسموم و شهيد شد . شگفت آنکه ، هارون با توجه به شخصيت والای موسی بن جعفر ( ع ) پس از درگذشت و شهادت امام نيز اصرار داشت تا مردم اين خلاف حقيقت را بپذيرند که حضرت موسی بن جعفر ( ع ) مسموم نشده بلکه به مرگ طبيعی از دنيا رفته است ، اما حقيقت هرگز پنهان نمي ماند . بدن مطهر آن امام بزرگوار را در مقابر قريش - در نزديکی بغداد - به خاک سپردند . از آن زمان آن آرامگاه عظمت و جلال پيدا کرد ، و مورد توجه خاص واقع گرديد ، و شهر " کاظمين " از آن روز بنا شد و روی به آبادی گذاشت .

    صفات و سجايای حضرت موسی بن  

    موسی بن جعفر ( ع ) به جرم حقگويی و به جرم ايمان و تقوا و علاقه مردم زندانی شد . حضرت موسی  بن جعفر را به جرم فضيلت و اينکه از هارون الرشيد در همه صفات و سجايا و فضائل معنوی برتر بود به زندان انداختند . شيخ مفيد درباره آن حضرت مي گويد : " او عابدترين و فقيه ترين و بخشنده ترين و بزرگ منش ترين مردم زمان خود بود ، زياد تضرع و ابتهال به درگاه خداوند متعال داشت . اين جمله را زياد تکرار مي کرد : " أللٌهُمَ إني أسأَلُکَ اَلراحَةَ عِندَ الموتْ وَ العَفْوِ عِنْدَ الحِساب " ( خداوندا در آن زمان که مرگ به سراغم آيد راحت و در آن هنگام که در برابر حساب اعمال حاضرم کنی عفو را به من ارزانی دار ) . امام موسی  بن جعفر ( ع ) بسيار به سراغ فقرا مي رفت . شبها در ظرفی پول و آرد و خرما مي ريخت و به وسايلی به فقرای مدينه مي رساند ، در حالی که آنها نمي دانستند از ناحيه چه کسی است . هيچکس مثل او حافظ قرآن نبود ، با آواز خوشی قرآن مي خواند ، قرآن خواندنش حزن و اندوه مطبوعی به دل مي داد ، شنوندگان از شنيدن قرآنش مي گريستند ، مردم مدينه به او لقب  " زين المجتهدين " داده بودند . مردم مدينه روزی که از رفتن امام خود به عراق آگاه شدند ، شور و ولوله و غوغايی عجيب کردند . آن روزها فقرای  مدينه دانستند چه کسی شبها و روزها برای دلجويی به خانه آنها مي آمده است .

     


     
    ۲۲ دعاء از قران مجید                                               

    بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِِ

    وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْيَسْتَجِيبُواْ لِي وَلْيُؤْمِنُواْ بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ 2:186

    وهنگامی که بپرسند ترا بندگان من در باره من پس هر آيينه من نزديکم اجابت می کنم دعای طلب کننده را وقتيکه سوالی کند مرا پس بايد قبول کنند حکم مرا و بايد ايمان آرند بمن تا ايشان براه نيک آيند

    رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ 2:201

    ای پروردگار ما بده ما را در دنيا خوبی و در آخرت خوبی و نگهدار ما را از عذاب دوزخ

    رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ 2:250

    ای پروردگار ما بريز بر ما شکيبا يی و استوار دار قدم های ما را و مدد ده ما را بر گروه کافران

    رَبَّنَا لاَ تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلاَ تَحْمِلْ عَلَيْنَا إِصْرًا كَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلاَ تُحَمِّلْنَا مَا لاَ طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا أَنتَ مَوْلاَنَا فَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ 2:286

    ای پروردگار ما مگير ما را اگر فراموش کرديم يا خطا کرديم

    ای پروردگار ما و بار مکن بر ما بار گران چنانکه نهادی آنرا بر کسانيکه پيش از ما بودند

    ای پروردگار ما و منه بر ما آنچه نيست طاقت ما را به آن و در گذر از ما و بيامرز ما را و رحم کن بر ما تويی پروردگار ما پس نصرت ده ما را بر گروه کافران

    رَّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِيًا يُنَادِي لِلإِيمَانِ أَنْ آمِنُواْ بِرَبِّكُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَكَفِّرْ عَنَّا سَيِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الأبْرَارِ 3:193

    ای پروردگار ما هر آيينه شنيديم ندا کننده را( به آواز بلند) ندا می کرد بسوی ايمان که ايمان آريد به پروردگارتان ( پس ) ايمان آورديم ای پروردگار ما پس بيامرز بما گناهان ما را و دور گردان از ما بدی های ما را و بيمران ما را با نيکوکاران

    رَبَّنَا وَآتِنَا مَا وَعَدتَّنَا عَلَى رُسُلِكَ وَلاَ تُخْزِنَا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّكَ لاَ تُخْلِفُ الْمِيعَادَ 3:194

    ای پروردگار ما و بده ما را آنچه وعده کرده ای ما را به واسطه پيغمبران خود و رسوا مکن ما را روز قيامت هر آيينه تو خلا ف نمی کنی وعده را

    رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ 7:23

    ای پروردگار ما ستم کرديم بر نفسهای خود و اگر نيامرزی ما را و مهربانی نکنی بر ما البته ميباشيم از زيان کاران

    رَبَّنَا لاَ تَجْعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ 7:47

    ای پروردگار ما مگردان ما را با گروه ظالمان

    رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنَا وَبَيْنَ قَوْمِنَا بِالْحَقِّ وَأَنتَ خَيْرُ الْفَاتِحِينَ 7:89

    ای پروردگار ما فيصله (حکم) کن در ميان ما و در ميان قوم ما براستی و تو بهترين حکم کنند گانی

    رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَيْنَا صَبْرًا وَتَوَفَّنَا مُسْلِمِينَ 7:126

    ای پروردگار ما فيصله (حکم) کن در ميان ما و در ميان قوم ما براستی و تو بهترين حکم کنند گانی

    رَبَّنَا لاَ تَجْعَلْنَا فِتْنَةً لِّلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ وَنَجِّنَا بِرَحْمَتِكَ مِنَ الْقَوْمِ الْكَافِرِينَ 10:85-86

    ای پروردگار ما ( نگردان ما را محل عذاب ) زور آزمايی مکن با ما برای گروه ستمگاران و نجات بخش ما را برحمت خود از گروه کافران

    رَبَّنَا إِنَّكَ تَعْلَمُ مَا نُخْفِي وَمَا نُعْلِنُ وَمَا يَخْفَى عَلَى اللّهِ مِن شَيْءٍ فَي الأَرْضِ وَلاَ فِي السَّمَاء 14:38

    ای پروردگار ما هر آيينه تو ميدانی آنچه پنهان ميداريم وآنچه آشکار ميکنيم و نيست پوشيده بر خدا هيچ چيزدر زمين و نه در آسمان

    رَبَّنَا اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِلْمُؤْمِنِينَ يَوْمَ يَقُومُ الْحِسَابُ 14:41

    ای پروردگار ما بيامرز مرا و مادر و پدر مرا و مسلمانان را روزيکه قايم شود حساب

    رَبَّنَا آتِنَا مِن لَّدُنكَ رَحْمَةً وَهَيِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا 18:10

    ای پروردگار بده ما را از نزد خود بخششی و آماده ساز برای ما در کار ما درستی ( راه يا بی )

    رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْإِيمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِي قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّكَ رَؤُوفٌ رَّحِيمٌ 59:10

    ای پروردگار ما بيامرز ما را و آن برادران ما را که سبقت کردند بر ما بر ايمان و مگردان در دل ما هيچ کينه به نسبت آنانکه ايمان آورند. ای پروردگار ما هر آيينه تويی بخشاينده با رحم

    رَّبَّنَا عَلَيْكَ تَوَكَّلْنَا وَإِلَيْكَ أَنَبْنَا وَإِلَيْكَ الْمَصِيرُ 60:4

    ای پروردگار ما خاص بر تو توکل کرديم و بسوی تو رجوع نموديم و بسوی تست بازگشت همه

    رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَاإِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ 66:8

    ای پروردگار ما تمام ده برای ما نور مارا و بيامرز مارا هرآيينه تو بر هر چير توانايی


     

    شخص یهودى خدمت امیرالمؤمنین على (علیه السلام) آمد، و از فضل خاتم الانبیاء (صلى الله علیه و آله) بر سایر انبیاء (علیهم السلام) سؤال نمود، و گفت كه حق تعالى ملایكه را به سجده آدم (علیه‌السلام) امر كرد.

    آن حضرت فرمود: افضل از آن را به محمد (صلى الله علیه و آله) كرامت نموده؛ زیرا كه خود بر او صلوات فرستاد، و به ملایكه امر فرمود كه بر او صلوات فرستند، و عبادت عباد را تا روز قیامت، در صلوات بر آن حضرت قرار داد، و فرمود كه: "انّ الله و ملائكته یُصلون على النبى یا ایها الذین آمنوا صلوا علیه و سلموا تسلیما" و هر كس در حال حیات یا بعد از وفات آن حضرت، بر او صلوات فرستد، حق تعالى به هر صلواتى ده صلوات بر آن كس مى‌فرستد، و ده حسنه به او عطا مى‌فرماید.

    و هر كس بعد از وفات آن جناب، بر ایشان صلوات فرستد، آن حضرت مطلع مى‌شود و بر آن كس صلوات و سلام مى‌فرستد، مثل صلواتى كه فرستاده است و حق سبحانه و تعالى، دعاى امت او را، در هر چه از پروردگار سؤال نمایند، موقوف مى‌دارد و به اجابت نمى‌رساند، تا آن كه بر آن حضرت صلوات فرستند. و این برزگ‌تر و عظیم‌تر است از آن چه به آدم (علیه السلام) عطا فرمود.

    هر كس در حال حیات یا بعد از وفات پیامبر اكرم، بر ایشان صلوات فرستد، حق تعالى به هر صلواتى ده صلوات بر آن كس مى‌فرستد، و ده حسنه به او عطا مى‌فرماید.

    اللهم صل على محمد و آله، فى كل اوان وقت و على كل حال عدد ما صلیّت على من صلیّت علیه، و اضعافَ ذلك كله بالاضعافَ التى لا یُحصیها غیرك، انك فعال لما ترید؛ بار خدایا! بر محمد و آل او درود فرست، در هر هنگام و هر زمان و بر هر حال، به تعداد درودى كه بر هر كس فرستاده‌اى . و چندان برابر همه آنها، به چندان برابرى كه جز تو آنها را نتواند شمرد؛ زیرا تو هر چه بخواهى، به جا آورنده‌اى. (1)

    ربِّ صلِّ علیهم زنة عرشك و مادونه، و مِلاء سَمواتِكَ و ما فَوقهُن، و عدد ارضك و ما تحتهُن و ما بینهن، صلوة تقربهم منك زلفى، و تكون لك و لهم رضى، و متصلة بنظائرهن ابدا ؛ پروردگارا! بر ایشان درود فرست، هم‌وزن عرش خود و آن چه زیر عرش است (همه عالم)؛ و مقدار آن چه آسمان‌هایت و آن چه در بالاى آنهاست را پر گرداند؛ و مقدار شماره زمین‌هایت و آن چه در زیر آنها و میان آنهاست (را پر سازد)؛ درودى كه ایشان را به كمال قرب تو رساند؛ و براى تو و ایشان خشنودى؛ و همیشه به مانندهاى آن، درودها پیوسته باشد. (2)

    اللهم صلِّ على محمد و آله، كما هَدیتنا به، و صلِّ على مُحمد و آله، كَما استنقذَ تَنابه، و صلِّ على محمد و آله صلوة تشفع لنا یوم القیمة و یَوم الفاقة الیك، انك على كل شىء قدیر، و هو علیك یسیر؛ بار خدایا! بر محمد و آل او درود فرست، چنان كه ما را به سبب او (به راه حق) هدایت نمودى . و بر محمد و آل او درود فرست، چنان كه ما را به وسیله آن حضرت از (جهل و نادانى) رهانیدى و بر محمد و آل او درود فرست، درودى كه ما را روز رستاخیز و روز نیازمندى به تو شفاعت نماید؛ زیرا تو بر هر چیز توانایى، و آن بر تو آسان است . (3)

    خداوند دعاى امت پیامبر را، در هر چه از پروردگار سؤال نمایند، موقوف مى‌دارد و به اجابت نمى‌رساند، تا آن كه بر آن حضرت صلوات فرستند. و این برزگ‌تر و عظیم‌تر است از آن چه به آدم (علیه السلام) عطا فرمود.

    از حضرت امام صادق (علیه السلام) روایت شده كه:

    هر كس خواهد كه شاد گرداند محمد و آل آن حضرت را (صلوات الله علیهم) به این نحو، به ایشان صلوات فرستد:

    «اللهم یا اَجودَ مَن اَعطى و یا خیر مَن سَئلَ و یا ارحم مَن استرحم . اللهم صل على محمد و آله فى الاولین و صل على محمد و آله فى الآخرین و صلِّ على محمد و آله فى المَلاء الاَعلى و صلِّ على محمد و آله فى المرسلین . اللهم اَعط محمداً و آله الوسیلة و الفضیلة و الشرف و الرفعة و الدرجة الكبیره. اللهم انى آمنت بمحمد - صلى الله علیه و آله - و لم اره فلا تحرمنى یوم القیامة رؤیته و ارزقنى صحبته و توفنى عَلى مِلته واسقنى مِن حَوضهِ مَشربا رویا سائغا هنیئا لا اظماء بعده ابداً انك على كل شىء قدیر. اللهم انى آمنت بمحمد صلى الله علیه و آله و لَم اَره فَعَرفنى فى الجنان وجهه. اللهم بَلّغ محمداً صَلى الله علیه و آله مِنى تَحیة و سَلاما.»

     

    پی‌نوشت‌ها:

    1- صحیفه سجادیه، دعاى 44 .

    2- صحیفه سجادیه، دعاى 47 .

    3- صحیفه سجادیه، دعاى 31 .



    به عنوان پيشگفتار :
      ( يا صاحب الزّمان ادركنا )
       مبحث انتظار، سابقه اى به قدمت تاريخ آفرينش انسان دارد.
     از آن زمان كه فرشتگان الهى به امر خدا در برابر حضرت آدم(عليه السلام)سر به سجده فرود آوردند،(  [1] ) بحث انتظار قائم موعودى از سلاله پيامبر خاتم حضرت محمد بن عبداللّه(صلى الله عليه وآله وسلم)مورد تأمّل قرار گرفت.(  [2] )
     از آن زمان كه حضرت نوح(عليه السلام) پس از نهصد سال اقامت در ميان قوم و فراخواندن آنان به دين خدا، نااميد گشت و براى نابودى كافران دعا نمود،(  [3] ) چشم انتظارى او آغاز گشت.
     او اگر چه تا آمدن طوفان و نابود شدن كافران زمان خودش بيش از پنجاه سال انتظار نكشيد،(  [4] ) امّا انتظار چند هزار ساله او، براى غلبه كامل دين خدا و ريشه كن گشتن همگانى كافران تا زمان ظهور حضرت مهدى(عليه السلام)، ادامه خواهد يافت.
     از آن زمان كه حضرت ابراهيم(عليه السلام) پايه هاى كعبه را بالا برد و دعا كرد تا خداوند سر زمين مكّه را جايگاه امنيّت و ايمان قرار دهد،(  [5] )انتظارِ روزى در دلش جاگرفته بود كه فرزندى از نسل او و از سلاله آخرين پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) در همين ديار و در كنار همين خانه، تكيه بر همين پايه ها خواهد داد و نداى توحيد را به گوش همه جهانيان باز خواهد خواند.(  [6] )
     از آن زمان كه حضرت لوط(عليه السلام) در برابر فاسدان هوس پرستى كه عزّت و احترام ميهمانان عرشى و خاندان با ارزش او را مورد تهديد قرار داده بودند، آرزوى داشتن قوّت و تكيه گاهى استوار كرد، انديشه انتظار قائم در روح و جانش جارى بود.
     لوط گفت:
     «كاش براى مقابله با شما قدرتى داشتم يا به تكيه گاهى استوار پناه مى جستم.»(  [7] )
     امام صادق(عليه السلام) فرمود:
     «حضرت لوط اين سخن را نگفت مگر به عنوان تمنّاى دسترسى به قدرت قائم ما(عليه السلام) ، و آن تكيه گاه استوار چيزى نبود جز استوارى و توانايى ياران او! زيرا هر يك از آنان داراى قدرت چهل مرد و قلبش قوى تر از قطعه هاى فولاد است. آنان اگر بر كوههاى آهنين گذرند، آن را از بيخ و بن بر آورند. و شمشيرهايشان در غلاف نيارامد، مگر اينكه خداى تعالى راضى شود.»(  [8] )
     از آن زمان كه حضرت موسى(عليه السلام) مردم را به مبارزه با فرعون فرا خواند و آنان را به يارى طلبيدن از خدا و شكيبايى تشويق كرد،(  [9] )بارقه انتظار حضرت مهدى(عليه السلام)در جانش مى درخشيد، و در آرزوى حاكميت مطلق او بود كه بشارت داد:
    «همانا زمين از آن خداست و آن را به هر يك از بندگانش كه بخواهد به ارث خواهد رساند، و فرجام نيكو براى تقوى پيشگان است.»(  [10] )
     از آن زمان كه حضرت عيسى(عليه السلام) با دلى سرشار از مهربانى و با جانى سوخته از عشق، مردم را به همدلى و همداستانى دعوت كرد و آيه هاى محبّت را در گوش جان آنان زمزمه كرد، تذكّر به انتظار را جزو آيين خويش قرار داد(  [11] ) و زمانى كه در برابر ناسپاسى و عداوت و ايمان ستيزى مردمى كه به كشتن او برخاسته بودند به جوار قدس آسمانيان بالا رفت، انتظار تاريخى خود را براى فرود آمدن در كنار كعبه و نمازگزاردنِ به امامت مهدى(عليه السلام) و يارى كردن او را آغاز كرد.(  [12] )
     پس از آن نيز، از زمان پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) تا آخرين لحظات عمر امام حسن عسكرى(عليه السلام) هرگز امر انتظار فرج، مورد غفلت واقع نگشت و جلوه هاى گوناگون انتظار در ضمن صدها روايت از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) و دهها روايت از اميرالمؤمنين(عليه السلام) و هر يك از امامان معصوم(عليهم السلام)، تجلّى يافت و در همه قرون گذشته نيز همين نور انتظار بود، كه سينه به سينه از نسلى تا نسل ديگر، همواره آفاق جان و دل منتظران را در طى همه بحرانها و فتنه ها روشن داشته است.
     و اينك دوران ما، به عنوان حسّاس ترين بخش از دوران غيبتِ آخرين حجّت الهى، حضرت مهدى(عليه السلام)، تابناك ترين عصر انتظار به شمار مى رود.
     پر شكوه ترين و بى مانندترين قيام مردمى شيعه، به رهبرى سرخيل شيفتگان و منتظران حضرت مهدى(عليه السلام) و با فداكارى و جانبازى و خونفشانى ميليونها انسان پاكباخته راه انتظار ، در اين دوران به ثمر نشسته، تا در قالب جهمورى اسلامى ايران، اسوه و الگويى براى همه جهانيان باشد و دنيا را به سمت انتظارِ حكومت جهانى امام زمان(عليه السلام)سوق دهد.
     در آن روزگاران كه در اين مملكت;
     هر نوع آزادى تبليغ مى شد جز «آزادى انديشه دينى»!
     هر نوع سخنى آزاد بود جز سخن از «رهبرى مذهبى»!
     هر كالايى خريدار داشت جز «قرآن»!
     هر حركتى مجاز بود جز حركت در راه «اسلام ناب»!
     در آن روزگار كه «اسلام» را تسليم در برابر سلطه حاكم!
     «قرآن» را كتابى متبرّك براى عروسى ها و عزاها!
     «ولايت» را اقامه مراسمى سرگرم كننده در ولادت ها و شهادت هاى ائمه(عليهم السلام) !
    و «انتظار» را سكوتى ذليلانه و نشستنى عافيت طلبانه! مى خواستند، امام راحل برخاست و مردم را با انگيزه «چشم انتظارىِ خورشيد» به سمت روشنايى ها هدايت كرد و مردم شيعه چشم انتظار كه اينك «اسلام» را به عنوان «برنامه زندگى»،
      «قرآن» را به عنوان «كتاب قانون»،
      «ولايت» را به عنوان «رهبرى مبتنى بر وحى»،
      و «انتظار» را به عنوان «حركتى پرشور و پر اميد» به سمت هدفهاى آسمانى پذيرفته بودند تحت رهبريهاى امام، با ايمان به پيروزى قطعى و نافرجام نماندن قيام، عليه طاغوت و استكبار شوريدند و با پيروزى شكوهمند انقلاب اسلامى، راه پرافتخار استقلال و رهايى و عزّت را به ساير ملّت هاى حرمان كشيده و در بند دنيا نشان دادند.
     اينك نيز در پايان دومين دهه اين انقلاب همه جانبه، «همان امّت» به رهبرى فرزند برومند «همان امام» (قدس اللّه نفسه) براى آشناتر كردن سرگشتگان دنياى مادّيت با انتظار حقيقى و فتح آفاق تازه ترى از آرمانهاى موعود، با ايمانى راسخ و با عزمى استوار، همچنان نستوهانه و بى ترديد در راهند.
     واحد تحقيقات مسجد مقدّس جمكران، در آستانه سالگرد ميلاد منجى عالم بشريّت حضرت مهدى(عليه السلام)، حاصل تلاشى مختصر در زمينه بازشناسى انتظار را خدمت همه شيفتگان و منتظران امام زمان(عليه السلام)تقديم مى دارد.
     به اين اميد كه اين خدمت ناچيز، در آستان مقدّس آن امام بزرگوار مورد قبول و عنايت قرار گيرد و به دعاى حضرتش، خداوند چشمان منتظران را به ديدن جمال نورانيش فروغ و روشنى بخشد.
     «يا ايّها العزيز مسّنا و اهلنا الضّرّ و جئنا ببضاعة مزجاة فأوف لنا الكيل و تصدّق علينا إنّ اللّه يجزى المتصدقين.»(  [13] )
     
    والسلام
    واحد تحقيقات
     مسجد مقدّس جمكران ـ قم
    15 شعبان 1418
      
    ( انتظار ... انتظار مهدى (عليه السلام) ) 
    انتظار: ديده به راه دوختن است،
     لحظه شمارى كردن براى ديدار كسى يا انجام واقعه اى است،
     به اميد كسى يا چيزى ماندن است،
     چشم داشتن و توقّع كارى يا حادثه اى است،
     نگران شخص عزيزى يا امر مهمّى بودن است.
    انتظار: اميدوارى، چشم به راهى، آمادگى، نگرانى، چشم داشت و درنگ است.(  [14] )
    امّا انتظار مهدى(عليه السلام) : همه اين ها و فراتر از اين هاست.
    انتظار مهدى(عليه السلام): ايمان به «غيب» اقرار به «ولايت» و باورداشت حق حاكميت «قرآن» است.
     عصاره «يقين»، چكيده «تقوى» و خلاصه «عمل صالح» است.
     عشق به «زيبايى ها»، التزام به «خوبى ها» و شوق به «كمالات» است.
     «تلاش» براى «يافتن»، «مقاومت» براى «رسيدن» و «جهاد» براى «ساختن» است.
    انتظار مهدى(عليه السلام) : روايت «اشتياق»، حديث «جستجو» و قصّه «وصل» است.
    انتظار مهدى(عليه السلام) : اقتداى به او، بيعت با او، و سرسپارى به فرمان اوست. رمز پايدارى، سرّ استقامت و راز جانبازى در راه اوست.
    انتظار مهدى(عليه السلام) : «عامل رشد»، «پشتوانه مقاومت» و «ضامن پيروزى» پيروان امامت است.
    انتظار مهدى(عليه السلام) : سنگربانى «عقيده»، مرزبانى «انديشه» و مبارزه در راه پاسدارى از «فرهنگ اسلام و ولايت» است.
    انتظار مهدى(عليه السلام) : انتظار روز ظهور اوست و انتظار روز ظهور او، انتظار غلبه اسلام و قرآن است و انتظار غلبه اسلام و قرآن، انتظار تحقق وعده هاى خداوند است.
      
    ( دين بر پايه انتظار ) 
     انتظار امام زمان(عليه السلام) از چنان عظمتى بر خوردار است كه در برخى روايات، نه در رديف فروع دين بلكه در شمار اصول و قواعد اساسى دين قرار گرفته است.
     انتظار در كنار شهادت به توحيد (شهادة أن لا اله اِلاّ اللّه) و ايمان به پيامبر (و أنَّ محمّداً عبده و رسوله) و اعتراف به قرآن (تقرّ بماجاء من عنداللّه) و اقرار به ولايت (والولاية لنا اهل البيت) چه مفهومى جز اصل اساسى بودن آن دارد؟
     دين اسلام بدون «انتظار قائم(عليه السلام)» ناقص مى ماند، چنانكه اگر «ولايت على(عليه السلام) » نمى بود ناقص مانده بود. پس همچنانكه اعلام ولايت اميرالمؤمنين(عليه السلام) باعث تكميل دين و اتمام نعمت الهى و رضايت خدا نسبت به اسلام بود، انتظار مهدى(عليه السلام) نيز موجب كمال دين و تمام نعمت و رضاى خداوند است.
     خداوند «دين بى ولايت» را نمى پذيرد چنانكه «ولايت بى انتظار» را نمى پذيرد و اين خود به اين معناست كه خداوند «دين بى انتظار» را نمى پذيرد و همين است كه امام صادق(عليه السلام)همه آن اصول را تحت اين عنوان مى فرمايد كه:
     «اَلا اخبركم بما لايقبل اللّه عزّوجلّ من العباد عملاً اِلاّ به».(  [15] )
     «آيا شما را خبر ندهم از آنچه كه خداوند بدون آن هيچ عملى را از بندگانش نمى پذيرد؟»
     و امام باقر(عليه السلام) از مضمونى شبيه به آنچه ذكر شد عنوانى روشن تر و رساتر ذكر مى فرمايد:
     «الدّين الّذى يقبل اللّه فيه العمل.»
     «دينى كه خداوند بر اساس آن عمل بندگانش را مى پذيرد.»(  [16] )
     در اين حديث شريف كه در غيبت نعمانى و امالى شيخ طوسى و اصول كافى با مختصر اختلافى نقل شده و با وجوه مختلفه آن در كتاب ارزشمند بحارالأنوار نيز آمده است، اصولى ديگر چون برائت از دشمنان اهلبيت و تسليم بودن در برابر فرمان امامان(عليهم السلام) و پرهيزگارى و سخت كوشى در راه دين و ثبات و طمأنينه نيز ذكر شده است.
     و از مجموع آن نكاتى چند در خور تأمّل است:
     1 ـ انتظار يكى از پايه هاى اساسى دينِ مورد قبول خداوند را تشكيل مى دهد.
     2 ـ قرار گرفتن انتظار حضرت مهدى(عليه السلام) در كنار شهادت به توحيد و نبوّت و ولايت، حاكى از شدّت اهميّت و اعتبار آن در نزد خداوند است.
     3 ـ خداوند بر اساس مجموعه اصول مذكور است كه اعمال بندگانش را مى پذيرد، بنابراين اگر نقصى از ناحيه هر يك از اصول پيش آيد مقتضى براى قبولى اعمال حاصل نخواهد گشت، و بر اساس همين نكته است كه مى توان گفت: «هيچ عملى را از بنده غير منتظِر نمى پذيرند.»
     4 ـ آمدن دو اصل پرهيزكارى و سخت كوشى (ورع و اجتهاد) همرديف با انتظار قائم(عليه السلام)علاوه بر تصريح به جدايى ناپذير بودن «انتظار و ورع» و نيز «انتظار و اجتهاد»، به كامل نبودن دين بدون آندو نيز، دلالت دارد; همچنانكه به عدم قبول انتظار بدون آندو اشاره دارد.
     5 ـ در پايان حديث اين عبارت آمده است:
     «إنّ لنا دولةً يجيئ اللّه بها اذا شاء.»
     «ما را دولتى هست كه هر زمان خدا بخواهد آن را پديدار خواهد ساخت.»(  [17] )
     اين عبارت را مى توان «حكمت انتظار» دانست، يعنى از آنرو كه دولت پايدار و جهانى اهلبيت(عليهم السلام)روزى به دست امام زمان(عليه السلام) و به اراده خدا عملى خواهد گشت و در آن همه اهداف پيامبران(عليهم السلام)تعاليم قرآن و اهلبيت تحقق خواهد، يافت شايسته است كه مسلمان موحّد چشم انتظار آن باشد و اين انتظار از اصول اساسى دينش به شمار آيد.
    (چشم انتظار باران) 
     اميرالمؤمنين(عليه السلام) در خطبه هاى متعددى سخن از انحرافات و نابسامانى هاى پيش از ظهور پيامبر به ميان مى آورد و اوضاع اجتماعى دوران جاهليت را به بيان هاى مختلفى متذكر مى شود.
     از آن جمله مى فرمايد:
     «خداوند يكتا بنده و پيامبر خويش حضرت محمد(صلى الله عليه وآله وسلم) را هنگامى فرستاد كه نشانه هاى هدايت به كهنگى گرائيده و جاده هاى دين محو و نابود شده بود. او حق را آشكار ساخت و مردم را نصيحت نمود و آنها را به سوى كمال هدايت كرد و به ميانه روى و عدالت فرمان داد.»(  [18] )
     «خداوند در زمانى پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) را مبعوث ساخت كه نه نشانه اى از دين برپا، و نه چراغ هدايتى روشن، و نه طريق حقّى آشكار بود!»(  [19] )
     «هنگامى او را به رسالت برگزيد كه با زمان پيامبران پيشين فاصله زيادى ايجاد شده بود، جهانيان از انجام عمل نيك دورى گزيده و منحرف گشته، و ملتها به جهالت و گمراهى گراييده بودند.»(  [20] )
     «وى را در آن هنگام كه ملت هاى جهان به خواب طولانى فرو رفته بودند و تار و پود حقايق از هم گسسته بود، براى هدايت انسانها فرستاد.»(  [21] )
     «آن زمان كه فتنه و فساد جهان را فراگرفته بود. كارهاى خلاف در ميان مردم منتشر، و آتش جنگ زبانه مى كشيد، دنيا بى نور و پر از مكر و فريب گشته بود. برگهاى درخت زندگى به زردى گراييده، از ثمره زندگى خبرى نبود، آب حيات انسانى به اعماق زمين فرو رفته، منارهاى هدايت مندرس گشته و پرچمهاى هلاكت و بدبختى آشكار شده بود، دنيا با چهره اى زشت به اهلش مى نگريست و در برابر جويندگانش عبوس و گرفته جلوه مى كرد. ميوه درختِ آن، فتنه و طعامش مردار بود. در درون، وحشت و اضطراب و در برون، شمشير حكومت مى كرد.»(  [22] )
     «ناگهان طلوع كننده اى طالع گشت، درخشنده اى درخشيد، آشكار شونده اى آشكار گرديد. آنچه از جاده حق منحرف گشته بود به راه راست بازگشت، خداوند گروهى را به گروهى ديگر تبديل كرد و روزگارى را به روزگارى ديگر دگرگون ساخت. و ما همانند كسانى كه در خشكسالى، چشم انتظار بارانند، در انتظار اين دگرگونيها بوديم.»(  [23] )
     به راستى در آن «شب سياه ستم»، در آن «ظلمت دامن گستر جهل»، در آن «ضلالت مطلق» چه چيزى جز «اميد طلوع سپيده» مى تواند حق باوران را به استقامت وا دارد؟
     چه چيزى جز «انتظار درخشش خورشيد» مى تواند ريشه ايمان را در دلها زنده نگهدارد؟
     به راستى در آن «پاييز زندگى»، چه چيزى جز چشم به راه بهارِ ماندن، مى تواند شوق جوانه زدن، اشتياق روييدن، و آرزوى ثمردادن را، در دلِ بذرِ نهفته در خاك، زنده بدارد؟
     چه زيباست تعبير خيال انگيز و حكمت آميز چشم انتظار باران بودن، در خشكسال! خصوصاً براى كسانى كه در آخرالزمان زندگى مى كنند! زيرا اين دوران را به دوران جاهليت تشبيه كرده اند، چنانكه ظهور صاحب الزمان(عليه السلام) را با بعثت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) همانند دانسته اند.
     پس اگر خشكسالى تكرار شود چه چاره اى هست جز به چشم انتظار باران بودن؟! در «خشكسالى» عاطفه ها، در «قحطى» محبت و مهربانى، در «تنگدستى» آسمان ايمان و «بى نوايى» زمين عمل، در «عطش» دشت هاى احساس و «بى آبى» چاههاى وجدان، در «سوزش» كامهاى تشنه عدل و انصاف، و در «تفتيدگى» جگرهاى سوخته به آتش ظلم و گناه، چه بايد كرد، جز «انتظار باران» كشيدن؟!
     خوشا روزى كه ناگهان طلوع كننده اى طالع گردد، درخشنده اى بدرخشد، آشكار شونده اى آشكار شود و آنچه از جاده حق منحرف گشته به راه راست بازگردد.
     خداوند گروهى را به گروهى ديگر تبديل كند و روزگارى را به روزگارى ديگر دگرگون سازد و ما همانند كسانى كه در خشكسالى، چشم انتظار بارانند، در انتظار اين دگرگونى ها بوده باشيم.
     راستى آيا مى شود وقتى قحطسالى به پايان مى رسد و بارش باران رحمت پروردگار آغاز مى شود ما از گروه منتظران باشيم؟!
     آيا مى شود وقتى حضرت مهدى(عليه السلام)مى آيد، با جانى سوخته از اشتياق، منتظرانه به استقبالش برويم؟!
     
      
    (در انتظار روح نماز)  
     در روايتى از اميرالمؤمنين(عليه السلام) آمده است:
     «كسى كه در انتظار اقامه نماز به سر برد در طى زمان انتظارش، در حال نماز محسوب مى شود».(  [24] )
     و به همين مقدار اكتفا ننمود بلكه در جاى ديگر فرمود:
     «كسى كه منتظر وقت نماز بماند بعد از اداى نمازش در زمره زيارت كنندگان خداى عزوجل به شمار مى آيد.»(  [25] )
     اقامه نماز اگر چه ستون دين است، امّا همه دين نيست. نماز با همه اهميّتى كه دارد تنها بخشى از تعاليم انسان ساز اسلام و تنها يكى از راه هاى اصلى، قرب به خداوند است. نماز در كنار روزه و حج و جهاد و خمس و زكات و ساير احكام نورانى قرآن، تنها يكى از فروع دين به شمار مى رود و اهميّتش هرگز بالاتر از اصول دين نيست.
     حال اگر قرار باشد به فرموده مولاى متقيان، كه كلامش برگرفته از كلام پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) و ريشه دار در سخن خداى عزّوجلّ است، ارزش انتظار يك مؤمن براى برگزار شدن نماز جماعت و يا حتى رسيدن وقت، براى اداى نمازِ خودش در حدّى باشد كه نفس زدنهايش را قرائت و ذكر نماز، و نشستنش را قيام و ركوع و سجود نماز بشمارند و او را در حال انجام نماز محسوب دارند، بايد ديد منتظران قيام دينِ مجسّد و عدالت موعود، حضرت مهدى(عليه السلام) را در چه مقام و منزلتى مى بينند؟
     بايد ديد آنها كه منتظر اقامه تماميّت دين و پياده شدن همه تعاليم حياتبخش اسلام هستند در نزد خدا و امينان او چه جايگاهى دارند؟
     راستى اگر قرار باشد كسى كه در انتظار داخل شدن وقت نماز بسر برده و شوق «ايستادن در برابر معبود» او را چشم به راه «اذان» قرار داده است بعد از نماز در شمار ديدار كنندگان خدا (زوّار اللّه)  قرار گيرد، كسى كه در انتظار فرار رسيدن وقت «ظهور روح نماز و عبادت» بسر برده است، كسى كه اشتياق «سر نهادن همه جهانيان به اطاعت معبود» او را چشم به راه قيام مهدى(عليه السلام) قرار داده است، در شمار چه طائفه اى ازمقرّبين خداوند است؟!
     بيهوده نيست كه جايگاه منتظر را جايگاه شهيد بخون غلطيده در پيش روى رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)دانسته اند. چه مقامى از اين بالاتر مى توان تصور كرد؟ شهيد كه شهادتش درى به سوى بهشت است بى هيچ وصف ديگرى، از خاصّان اولياء است. او با شهادت خود به مقامى دست مى يابد كه «ليس فوقه برّ» بالاتر از آن فضيلتى نيست.
     امّا تنها اين مقام در خور منتظِر نيست، مقام او مقام شهيدى است كه زير پرچم پيامبر و در ركاب پيامبر جنگيده و در برابر پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)آخرين مرحله ايمان و جانبازى و ايثارش را به نمايش گذاشته و در پيشگاه او به خاك و خون طپيده است.
     زيباتر اينكه منتظِر نماز مى نشيند و چشم انتظار وقت نماز يا برپايى نماز جماعت مى ماند، امّا منتظِر قيام حضرت مهدى(عليه السلام) كه نماز مجسم، حج و جهاد مجسم، بلكه قرآن مجسّم و دين مجسّم است، در انتظار اقامه نماز و حج و جهاد و ... و در انتظار احياى قرآن و دين بر مى خيزد، مى كوشد و مى خروشد.
     و چقدر فاصله است بين اجر نشستگان و برخاستگان!
     چقدر دور است فاصله بين مقام منتظران قاعد و قائم!
      
    ( تلاشى هدفمند )
     «احب الاعمال الى اللّه عزّوجلّ انتظار الفرج.»(  [26] )
    «رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) و اميرالمؤمنين(عليه السلام)»   
     گرچه به ظاهر در ترجمه اين حديث شريف، فرقى بين دو تعبير، «الى اللّه» و «عنداللّه» نيست، يعنى در هر دو صورت مى توان آن را «در نزد خدا» معنا كرد; لكن بعيد نيست واژه اوّل ـ الى ـ كه در اصل به معناى «سوى و جهت و طرف» استعمال مى شود، در اينجا نيز حاكى از عنايتى خاصّ باشد كه با حكمت و دقّتى كه در فرمايش معصومين(عليهم السلام)نهفته است، مى تواند نشاندهنده حركتى با سمت و سويى الهى باشد.
     به عبارت ديگر وقتى پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) كه لسان صدق خداوندى است و اميرالمؤمنين(عليه السلام)كه امير بيان است به جاى «احب الاعمال عنداللّه» عبارت «احب الاعمال الى اللّه» را در مورد انتظار به كار مى گيرند، گويا به حركت آفرينى انتظار نظر دارند، گويا بر آن هستند كه انتظار را به عنوان عامل پويايى و رشد «الى اللّه» و پشتوانه حركت به سوى خدا معرّفى نمايند.
     پس «انتظار فرج» كار است، حركت است، تلاشى هدفمند است و با بى هدفى و سكون و تن آسايى سازگارى ندارد.
     ديگر اينكه در انتظار چون حركت و عملى در راستاى اراده خداوند و در جهت عملى شدن وعده هاى او صورت مى گيرد، محبوب خداست.
     و ديگر اينكه چون انتظار در تحقّق احكام الهى و آرمانهاى توحيدى نقشى تعيين كننده تر از ساير اعمال دارد، بيشتر از آنها مورد محبّت خداست.



    دليل تولد امام زمان (عليه السلام)
    به چه دليل امام زمان (عليه السلام) متولد شده اند؟
    عقيده به مهدويت و منجى جهانى در اسلام امرى مسلم است و در ديگر اديان هم وجود دارد; اما به چه دليل حضرت مهدى (عليه السلام) متولد شده اند، نه اين كه در آخرالزمان به دنيا خواهند آمد؟
    دليل عقلى و نقلمى قطعى داريم بر اين كه حضرت مهدى (عليه السلام) قبل از شهادت پدر بزرگوارشان امام حسن عسكرى (عليه السلام)، متولد شده اند:
    1 ـ دليل عقلى: با توجه به سه مطلب ذيل عقل هر انسان منصفى حكم مى كند به اين كه امام زمان (عليه السلام) متولد شده و هم اكنون زنده هستند:
    الف) در علم كلام به اثبات رسيده كه «هيچ گاه زمين نمى تواند از حجت الهى، خالى باشد.» در روايات هم به اين مطلب تصريح شده است،
     در روايت است «لو بقيت الارض بغير امام لساخت» اصول كافى، ج 1، ص 179. اگر زمين بدون امام باشد، فرو مى رود و نابود مى شود.
    ب) در علم كلام ثابت شده است «كه امامان معصوم بعد از پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) دوازده نفر بيش تر نيستند و همگى از خاندان پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) مى باشند.» روايات هم در اين مورد فراوان است.
    ج) «يازدهمين امام معصوم ـ حضرت امام حسن عسكرى (عليه السلام) ـ در سال 260 هجرى قمرى در شهر سامرا به شهادت رسيدند،» اين از مسلمات تاريخ است.
    نتيجه ى اين سه مقدمه اين است كه حضرت مهدى (عليه السلام)، قبل از شهادت امام حسن عسكرى (عليه السلام) تولد يافته و به مقام رفيع امامت رسيده اند، و گرنه زمين از حجت و امام خالى خواهند ماند.
    2 ـ دليل نقلمى:
    الف) روايات: در روايات آمده است كه حضرت مهدى (عليه السلام)، نهمين فرزند امام حسين (عليه السلام) است، ششمين فرزند امام جعفر صادق (عليه السلام) است، پنجمين فرزند امام موسى بن جعفر (عليه السلام) است، چهارمين فرزند امام رضا (عليه السلام) است، سومين فرزند امام محمد تقى (عليه السلام) است، و فرزند امام حسن عسكرى (عليه السلام)است. مجموع اين روايات بيش از 780 مورد است. از مجموع اين روايات استفاده مى شود كه حضرت مهدى (عليه السلام) متولد شده اند، زيرا حضرت امام حسن عسكرى (عليه السلام) در سال 260 هجرى قمرى به شهادت رسيدند.
    ب) نقل تاريخى: مورخان شيعه و سنى جريان تولد حضرت مهدى (عليه السلام) و زمان و مكان آن را ضبط كرده اند. مروج الذهب، ج 4، ص 199 ـ ينابيع المودة، ج 3، ص 114.
    ج) ملاقات حضرت: از زمان تولد حضرت مهدى (عليه السلام) تا اين زمان، افراد زيادى حضرت را ملاقات كرده اند، مانند: حكيمه خاتون ـ عمه ى امام حسن عسكرى (عليه السلام)ـ كه شب تولد حضرت در خانه ى امام حسن عسكرى (عليه السلام) بودند و جريان تولد را شاهد بودند. ينابيع المودة، ج 3، ص 114. غيبت شيخ طوسى، ص 141.
    ابو نصر خادم، حضرت مهدى (عليه السلام) را در گهواره ملاقات نموده است. كشف الغمه، ج 2، ص 499 و اثبات الهداة، ج 7، ص 344. سعدبن عبدالله قمى در زمان حيات امام حسن عسكرى (عليه السلام) با جمعى براى زيارت امام حسن (عليه السلام)به سامرا رفتند، در طرف راست امام كودكى را مشاهده نمودند كه مانند ماه درخشان بود. پرسيدند: اين كيست؟ فرمود: «مهدى قائم آل محمد (صلى الله عليه وآله وسلم)است.» الزام الناصب، ج 1، ص 342.
    در زمان غيبت هم افراد زيادى حضرت را ملاقات كرده اند، كه در خصوص ملاقات با حضرت كتاب هايى نوشته شده است.بنابراين حضرت متولد شده اند و گرنه ملاقات با ايشان معنا نخواهد داشت.
     نام دبير : آقاي برجي
    مصطفی رضایی


     

    به نام خدا

    زهرا عصاره ی عصمت – قسمت 1

    شیخ احمدی – معاونت آموزشگاه

    زهرا عصاره عصمت است. زهرا، آیینه پاکی است. زهرا زلال کوثر است. ای همیشه جاری! ای بهار کوتاه! ای ترنم باران وحی! در شکوه مقام تو حیرانم که معرفت به غبار آستان خانه ات بوسه می زند. برهوت این دنیای خاکی شایستگی میزبانی چشمه سار همیشه جاری تو را نداشت. تو که در آیینه زخم ها و داغ ها و در هجران پدر، غریبانه زیستی و در وداع شبانه ات با پهلویی بیمار، خانه گلین را به امید آغوش بهشتی پدر ترک گفتی...

    فرياد مظلوميت
    زندگى بانوى بزرگ اسلام با آن كه در جوانى به خزان گراييد، در همان دوران كوتاه، درس هاى فراوانى براى پيروان حضرتش به جا گذاشت. يكى از اين آموزه ها كه سراسر عمر پربركت فاطمه مرضيه (سلام الله علیها) يكصدا و همسو آن را فرياد مى كرد، «اهتمام و جديت نسبت به دين» بوده است.
    مظلوميت با همه بخش هاى زندگى صديقه طاهره پيوند خورد، به ويژه حوادث دوران پس از رحلت پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) كه همچو تندبادى بر آن «ياس نبى» وزيد و منجر به شهادت دردناك و غم آور آن «ريحانه رسول» گرديد، اما همين مظلوميت هاى پيوسته نيز همگى يك جهت را نشان مى دهد و آن «سوى دين دارى و پايدارى به پاى دين اصيل» است.
    - ولادت حضرت فاطمه (سلام الله علیها) با انزواى مادربزرگوارش ازسوى زنان قريش همراه شد. آنان به دليل ازدواج حضرت خديجه (سلام الله علیها) با پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) با وى قطع رابطه كردند و حاضر نشدند در لحظات دشوار وضع حمل به يارى او بشتابند. بدين شكل زهراى اطهر (سلام الله علیها) در فضايى آكنده از مظلوميت متولد شد. اما پيام اين مظلوميت چيزى نبود جز «دفاع از دين خدا و حمايت از رسول خدا محمد (صلی الله علیه و آله)»
    - كودكى فاطمه مرضيه (سلام الله علیها) با دوره نخست تبليغ دين در مكه توأم گرديد. مشاهده پدر كه به ضرب سنگباران زخمى شده يا شكمبه شتر بر سر و روى مباركش ريخته اند، بخشى از سهم كودكى فاطمه (سلام الله علیها) در رسالت دشوار رسول خدا محمد (صلی الله علیه و آله) بود.
    اوج اين سختى، در سه سال محاصره در شعب ابى طالب عليه السلام به وقوع پيوست. تلخ كامى هايى كه با مرگ مادر عزيزش، تلخ تر شد. پيام اين دوران نيز در پاسخ نبى اكرم (صلی الله علیه و آله) به وعده هاى فریبنده سران مكه جلوه مى نمود كه فرمود: «اگر خورشيد را در دست راست من و ماه را در دست چپم قراردهيد تا امر رسالت الهى را وانهم، چنين نخواهم كرد.» و اين درس بزرگ استقامت در دين بود.
    - آغاز نوجوانى آن حضرت در مدينه با جنگ هاى پى درپى عليه مسلمانان همراه شد. عروس خانه اميرالمؤمنين عليه السلام در غياب همسر خود كه سردار بى بديل سپاه اسلام بود، بارسنگين كارهاى خانه و رسيدگى به فرزندان خردسال را به دوش مى كشيد. داستان دستان زهراى مرضيه (سلام الله علیها) كه از چرخاندن آسياب سنگى زخم شده بود و چادر وصله دار حضرتش كه سلمان را به گريه انداخت، همچنين ماجراى شبهاى خانه على عليه السلام كه فرزندان كوچكش گرسنه سر بر بالين مى گذاشتند، گوشه هايى از درد و رنج نوعروس آسمانى اسلام است كه همگى به پاى نهال نورس اسلام و براى جان گرفتن درخت رسالت بود.
    - عزاى غمبار سيدالشهدا عليه السلام كه بزرگترين مصيبت تاريخ بشر است، پيشاپيش خاندان نبوت را به استقبال خود برد.
    بر اساس روايات معتبر، جبرئيل براى رسول خدا (صلی الله علیه و آله) خبر از فرزندى آورد كه خداوند متعال به زهراى اطهر (سلام الله علیها) عطا خواهد كرد و امت، او را به شهادت خواهند رساند.
    حضرت فاطمه (سلام الله علیها) خواست تا اين تقدير الهى تغييريابد. اما فرشته وحى مجدداً خبر آورد كه پاداش اين امر، استمرار امامت در نسل حسين عليه السلام خواهد بود. ادامه سلسله امامت يعنى به كمال رسيدن كار همه انبياى گذشته.
    سخن كه بدين جا رسيد حضرت فاطمه (سلام الله علیها) اين بار سنگين را پذيرفت. اندوه مظلوميت حسين عليه السلام حتى پيش از ولادت، قلب و جان بانوى بزرگ اسلام را آكند و تا آخرين مراحل حيات همراه ايشان بود چنان كه در لحظات سراسر اندوه وداع آن حضرت با همسر مظلومش اميرالمؤمنين عليه السلام از آخرين وصاياى صديقه طاهر ه اين بود: «... كشته دشمنان در كنار فرات را از ياد مبر.»
    اين همه اندوه فقط به پاى دين و براى حفظ آن.


    © 2008 CopyRight All Rights Reserved by  Designer : saeid mohammad ebrahim
     قدرتمند ، کارت سوخت ، کرک کارت سوخت ، آموزش ، نرم افزار ، دانلود رايگان ، کتاب الکترونيکي ،‌ نحوه گرفتن کارت سوخت المثني ، حسابداري ، نرم افزار حسابداري هلو ،‌ عاشقانه ، عشقولانه ، پرورش قارچ ، دانلود مترجم پديده ،‌ بازيگران زن سينماي ايران ، ا سينماي ايران ، عکسهاي، خريد املاک ،‌ صورتحساب آخرين دوره ، نرم افزار موبايل ، ابزارهاي فتوشاب ، روزنامه ورزشي ، مجله خانوادگي ، عکسهاي، عکس دانلود کليپ ايراني ،‌ نرم افزار نوکيا ، آلبوم موسيقي جديد ، عکس هاي عروسي ،  ، دانلود کتاب ،‌ معما ،‌ گالري عکس ،‌ باران کوثري ، مهناز افشار ، بهنوش بختياري ،‌ محمدرضا گلزار ،‌ نيوشا ضيغمي ، ، ميترا حجار ، بهرام رادان ،‌لو رفته ،  تهران ، دختر ايراني ، پ داغ ، ، استخر ، روزنامه البرز ، ،‌ عروسي يانگوم ، جواهري در قصر ،  دختر ، زنانه ، جوراب ،‌ دانلود آهنگ ، ترانه جديد ، حميد عسکري ، رضا صادقي ،‌ احسان خواجه اميري ، آزيتاحاجيان ، يوسف و زليخا ، کتايون رياحي ، ، تيتراژ سريال ، سريال ميوه ممنوعه ،‌ سريال روز حسرت ، پورياپورسرخ ، افسانه بايگان ، ايرنا ، ايسنا ، سايت ، بازار ، اس ام اس سرکاري ، اس ام اس داغ ، دانلود فيلمهاي ايراني ، دانلود فيلم ، برزو ارجمند ، مهران مديري ، دانلود امپراتور دريا ، سودوکو ، کاکورو ، جدول ، فرزاد حسني ، مثلث شيشه اي ، يانگوم ، دانلود رايگان بازي ، کرکهاي بازي ، لعيا زنگنه ، ازدواج موقت ، صيغه ، يکتا ناصر ، مشخصات فني ريو ، لاله اسکندري ،‌ مدل مانتو ، مدل لباس زنانه ، مدل جديد ابرو ، غذاهاي ايراني ، سريالهاي تلويزيوني ،‌ سايت بازار کار ، سنگ ماه تولد ،  ، امين حيايي ، لطيفه ، جوک ، مهاجرت ، گرين کارت ،‌ دوبي ، عکس هندي ،‌ ، کليپ استخر ، دوربين مخفي ، ، کليپ ،   ، ، عکس ، خودشناسي ، آتنه فقيه نصيري ، مريلا زارعي ، النازشاکردوست ، هديه تهراني ، نيکي کريمي ، هايده ، آلبوم مهستي ، دختران ايراني ، نانسي عجرم ، جسيکا آلبا ، نيکول کيدمن ، آنجليناجولي ، ، ، لباس مهماني ،، ، همسريابي ، آلبوم جديد معين ،‌ ، لاريجاني ، استعفا وزير ،‌ کدهاي ايرانسل ، شارژ رايگان ايرانسل ، قوي ،‌ کتي هولمز ، زهرا ، ، فيلم ، ، فارسي ساز ، دانلود کرک ، ديکشنري نارسيس ، دختران .....زيبا ،‌ اکانت مجاني ، فوتبال ، طالع بيني ، مدل آرايش ، جزوه الکترونيک ، انجمن علمي ، مقاله پژوهشي ، پرورش شترمرغ ، سايت تخصصي برق، ژورنال لباس عروسي ، کارت ويزيت ، راهنماي فارسي ،‌ ، داستان  ، دکوراسيون منزل ، ، نتايج کنکور ، قرعه کشي ، مسابقه ، جايزه دار ، نقشه کامل تهران ، آهنگ جديد افتخاري ، جنيفر لوپز ، ، پزشک دهکده ، راهنماي  ،‌ روشهاي زناشويي ،‌ عکس  يانگوم ، کرک مترجم پارس ، عکس خانم ايراني ، ،‌ انجمن ، ، زن، ، عکس ،‌ آموزش نصب ويندوز ، استخدام منشي ،‌ عکس  ، بهترين سايت موبايل ، موبايل سامسونگ ،‌ موتورلا ،‌ نرم افزار سوني اريکسون ، ويتالي ، بالاي ، پسورد سايت ، ، زنگ گوشي ، آنتي ويروس موبايل ، تحصيل در ، ثبت نام رايگان ، ، ترانه عليدوستي ، ، سريال پرستاران ، برنامه نود ، هک کارت تلفن ، پارسا پيروزفر ، دانلود  عربي ، قالب بلاگفا ، موسيقي سنتي ، شجريان ، ، درباره جن ،، روزنامه ورزشي پيروزي ، حميد گودرزي ، بيل گيتس ، جديدترين اس ام اس ها ، کدهاي مخفي موبايل ، کليپ موبايل ، دانلود تيتراژ سريال ، سايت مد و لباس جديد ، دانستنيهاي پوستي ، نامه عاشقانه ، برنامه موبايل ، دانشگاه ، کنکور ، سياوش خيرابي ، سريال آنتي ويروس ، سرگرمي ، داستانسرا ، آرايش صورت ، مدل لباس ، 3gp, jar, mp3, iran , iran l ، دوشيزه ، ، باحال وجذاب ، . غزه .  نظامي . موسيقي . جومونگ . هموسو .