tolid-dakheli

مقررات بی سروته و فرآیندهای طولانی و ناموجهی که بیشتر همان عبارت «کاغذبازی» برازنده آن است و ظاهراً آن قدر هم مهم بوده که از جمله وظایف دولت در بند دهم از اصل سوم به آن اشاره شده است: «ایجاد نظام‏ اداری‏ صحیح‏ و حذف‏ تشکیلات‏ غیر ضرور»، توان تمامی حرکت های عمومی جامعه را مختل کرده است.  

به طور ویژه سرمایه گذاران و تولیدکنندگان هستند که برای انجام طرح های خود نیازمند اخذ مجوزها و پروانه های متعدد از نهادهای پراکنده و در طول زمان بسیار طولانی هستند. در واقع تولید با «فرسایش بروکراتیک» مواجه شده است.

سال ۱۳۹۱ در حالی شروع می­شود که به نحو قابل توجهی سفرهای نوروزی افزایش یافته و نشاط اجتماعی شگرفی در میان ایرانیان در نو شدن سال جدید حاکم است. آنچه هویدا است ایران با امید، در حال پیشرفت است و این وضعیت بر خلاف پیش بینی هایی است که برخی به واسطه هدفمند کردن یارانه ها و یا تحریم های تمام جانبه برای ایران در نظر گرفته بودند.

گرچه برخی سوء مدیریت ها به خصوص در حوزه بانکی و ارز و سکه و همچنین مبارزه با مفاسد کلان اقتصادی و اداری ذائقه ملت را ترش کرده است و شاید همین جنبه ها همچنان عنوان سال جهاد اقتصادی را در تداوم قرار داده است. جهادی که علیه فساد (اداری و اقتصادی) و دشمنی هایی از جنس تحریم و تخریب هویت ایرانی – اسلامی و برای پیشرفت پر شتاب باید صورت گیرد. جهادی که جان و عزت ملت در گروی آن است و اگر عزم ملت در تحقق آن اثبات نشود همه چیز ملت از دست خواهد رفت.

مسئله خیلی ساده است دشمن پشت مرزها برای نابودی ملت پرتحرک است، و برخی بزرگ و کوچک راه هایی را انتخاب کرده اند برای خون مردم را در شیشه کردن. درمقابل راه حل ساده نیست: باید روی پای خود ایستاد: خودمان تولید کنیم و اول از همه برای کار خودمان ارزش قائل شویم. مسئله مهم تولید و مصرف داخلی است.

مسئله اول: تولید داخلی

تولید داخلی در واقع موتور محرکه اقتصاد پویا است. قانون اجرای سیاست های کلی اصل (۴۴) مصوب ۱۳۸۸ تمامی اهتمامی که دارد این است که تولید داخلی و بهره وری آن را در فرآیندی از خصوصی سازی و ایجاد رقابت تقویت کند. در واقع تولید داخلی هم با به کار گرفتن سرمایه انسانی، به تخصص و تجربه آن ها برای پیشرفت کشور احترام گذاشته و هم مانع از تحقیر شخصیت ملت به واسطه وابستگی راهبردی اقتصادی می شود.

این همان خواسته قانون اساسی در میثاق ملت و حکومت است که طبق اصل سوم، دولت را موظف کرده است به «طرد کامل‏ استعمار و جلوگیری‏ از نفوذ اجانب‏.» (بند ۵)، «پی‏ ریزی‏ اقتصادی‏ صحیح‏ و عادلانه‏ بر طبق‏ ضوابط اسلامی‏ جهت‏ ایجاد رفاه‏ و رفع فقر و برطرف‏ ساختن‏ هر نوع‏ محرومیت‏ در زمینه‏ های‏ تغذیه‏ و مسکن‏ و کار و بهداشت‏ و تعمیم‏ بیمه‏.» (بند ۱۲) «تأمین‏ خودکفایی‏ در علوم‏ و فنون‏ و صنعت‏ و کشاورزی‏ و امور نظامی‏ و مانند این ها.» (بند ۱۳)، که همگی در قالب اصل چهل و سوم به بیانی دیگر و بر اساس ضوابطی که اصل‏ چهل و سوم مقرر داشته‏ استقلال‏ اقتصادی‏ جامعه‏ را تأمین، فقر و محرومیت ریشه‏ کن‏ کرده‏ و نیازهای‏ انسان‏ را در جریان‏ رشد و آزادی وی برآورده می سازد.

tolid

برای تحقق تولید داخلی الزاماتی وجود دارد که برخی از آن ها با تصویب قوانینی همچون اجرای سیاست های کلی اصل (۴۴) و قانون بهبود مستمر فضای کسب و کار در مسیر به بار نشستن هستند و باید با دقت بر اجرای آن ها نظارت و مانع هرگونه انحراف و فساد شد و برخی نیازمند توجه و اقدام.

۱-       امنیت تولید 

تولید بیش از هر چیز تحت تأثیر نظم عمومی یک کشور است. به عبارت دیگر تنها یک نظام پایدار می تواند محمل تولید باشد. چرا که تولید با آرامش، پیش بینی پذیری، کاهش ریسک و قانون قاطع و شفاف همزاد است و اختلال در هر یک امنیت تولید را به مخاطره می افکند. به عبارت دیگر تولید در پرتوی حاکمیت قانون، نضج می­گیرد. برای مثال هم اکنون به طور روشن قانون در عرصه ارایه تسهیلات مالی – اعتباری به تولیدکنندگان نقض می شود چرا که هم نظام مالی درک درستی از سیاست تولید محوری ندارد –سودمحوری در مقابل تولید محوری- و هم ارایه تسهیلات ظابطه مند و شفاف نیست، پرونده  LCهای بی ظابطه سال ۱۳۹۰ بانک ها شاهد این مدعا است.

۲-        مقررات زدایی

مقررات بی سروته و فرآیندهای طولانی و ناموجهی که بیشتر همان عبارت «کاغذبازی» برازنده آن است و ظاهراً آن قدر هم مهم بوده که از جمله وظایف دولت در بند دهم از اصل سوم به آن اشاره شده است: «ایجاد نظام‏ اداری‏ صحیح‏ و حذف‏ تشکیلات‏ غیر ضرور»، توان تمامی حرکت های عمومی جامعه را مختل کرده است. به طور ویژه سرمایه گذاران و تولیدکنندگان هستند که برای انجام طرح های خود نیازمند اخذ مجوزها و پروانه های متعدد از نهادهای پراکنده و در طول زمان بسیار طولانی هستند.

در واقع تولید با «فرسایش بروکراتیک» مواجه شده است. به نظر باید دو کار عاجل را به ثمر رساند: اول همان توصیه قانون اساسی که بازنگری در دستگاه های و مقررات اداری است که می توان نمود آن را در احکام مواد (۶۲)، (۷۰) و (۷۶) قانون برنامه پنجم توسعه دید و دوم پناه بردن به «دولت الکترونیک» و اجرای ماده (۴۶) قانون برنامه در الزام ارایه کلیه خدمات به شهروندان از طریق الکترونیک پیداکرد.  

۳-       رقابت پذیری 

رقابت، قاعده بازار است و تولید به شرطی دوام خواهد آورد که رقابت پذیر باشد یعنی با هزینه کمتر و یا هم سطح با دیگر رقبا بتواند جذابیت بیشتری از بازار را نصیب خود کند. برای تحقق چنین امری دولت ها از هر سنخی که باشند کالاها را به دو دسته راهبردی و غیر راهبردی تقسیم می کنند و دوباره برای حمایت از محصولات داخلی شان، کالاها را به داخلی یا خارجی تفکیک می کنند حتی اگر عضو سازمان تجارت جهانی (WTO) باشند.

به این ترتیب دولت حمایت های خود را از طریق یارانه، حقوق گمرکی، مالیات ها و عوارض نصیب تولیدکنندگان خاصی می نماید تا استقلال کشور و مصالح عمومی مخصوصاً امر اشتغال را حمایت و تضمین نماید. با این وجود این حمایت ها نباید اولاً رانتی و بی برنامه توزیع گردد و ثانیاً تولیدکننده داخلی را از رقابت بی نیاز سازد.

از یک سو حمایت ها برنامه ریزی شده و با ابزار مناسب نیست و از سوی دیگر برخی تولیدکنندگان خود را بی نیاز از رقابت فرض کرده و مشتری را ناچار از خرید کالاهایشان می دانند، صنعت خودروسازی مصداق این بازار انحصاری است که ناقض عمده ماده (۸) قانون حمایت از حقوق مصرف کننده شده است: «هرگونه تبانی و تحمیل شرایط از سوی عرضه کنندگان کالا و خدمات‚ که موجب کاهش عرضه یا پایین آوردن کیفیت ‚ یا افزایش قیمت شود‚ جرم محسوب می شود.»

۴-   حمایت از خلاقیت در تولید

همان طور که پذیرفتیم تولید باید رقابت کند تا دوام بیاورد برای رقابت باید هماره با توسل به فناوری های جدید برای بالا بردن بهره وری و جذابیت و همچنین تأمین نیازهای بیشتر، از خلاقیت و ابداع حمایت کرد. در واقع برای آنکه کشوری استقلال خودش را از دست بدهد کافی است خلاقیت و ابداع وی را در توید از او گرفته شود چرا که دیگر نه نیازهای جدید قابل تأمین است و نه صنعت موجود قابلیت رقابت پذیری را دارد. بر این اساس اتصال دانشگاه به تولید و الزام تولید به بهره گیری از دستاوردهای دانشگاهی و در این میان تأمین مطالعاتی و اولیه طرح ها توسط دولت الزامی است.

سید محمد مهدی غمامی

منبع : رصد

موضوع : نقش تولید داخلی در اقتصاد پویا



 نگاشته شده توسط مهدی علیزاده در چهارشنبه 30 فروردین 1391  ساعت 4:06 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



یک کارشناس مسائل اقتصادی با اشاره به ۳ مشکل اساسی تولید گفت: تولید کننده داخلی تولیدکننده‌ای نیست که در ادبیات تولید تعریف می‌شود و مانند یک نوزاد همواره در انتظار حمایت‌های دولت است.


آلبرت بغزیان در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری فارس با توجه به نامگذاری سال 91 از سوی مقام معظم رهبری با عنوان «تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی» درباره چالش‌های تولید و اینکه تولید در کشور با چه فشارها، محدویت‌ها و مشکلاتی روبرو است گفت: تولید داخلی با سه مشکل بالا بودن قیمت تمام شده، کیفیت و تنوع مواجه است.

 

وی گفت: اولین مشکل بالا بودن قیمت تمام شده کالا است که به دلیل افزایش قیمت انرژی و تحریم‌ها تا حدودی بر روی قیمت‌ تمام شده تأثیر می‌گذارد، بنابراین اگر از تولید کننده داخلی حمایت نشود ممکن است کالای وارداتی نسبت به کالای تولید داخل ارزانتر تمام شده و تولید کننده داخلی توان رقابتش را از دست بدهد.

 

این اقتصاددان افزود: در داخل کشور در مورد این مسئله باید سیاست‌ها و بسته‌های حمایتی دیده شود که در فاز دوم هدفمندی یارانه‌ها این بسته‌ها دیده شده است، حال تا چه حد قابلیت اجرا پیدا می‌کند در آینده معلوم می‌شود.

بغزیان کیفیت را مشکل دوم تولیدات داخلی دانست و گفت: کیفیت محصولات خارجی هم از لحاظ خدمات پس از فروش و  هم داشتن کارایی در بین مصرف‌کنندگان به اثبات رسیده است، بنابراین اگر قرار است از تولید حمایت شود، تولید کننده نیز باید در این زمینه تلاش کرده و در افزایش کیفیت کالای تولید‌ی‌اش حداکثر توانش را بکار گیرد.

وی افزود: تنوع، مشکل سوم تولیدات داخلی است زیرا محصولات خارجی به مراتب جذاب‌تر از تولیدات داخلی است و برای تولید کننده داخلی ایجاد این تنوع با توجه به اینکه فقط بخواهد بازار داخلی را پوشش دهد مقرون به صرفه نیست. 

بغزیان گفت: این سه معضل تولید، یعنی بالا بودن قیمت تمام شده، کیفیت و تنوع، صادرات را هم تحت تأثیر قرار می‌دهد. مشکل تولید کننده ما این است که به دلیل به صرفه نبودن مقیاس تولید مجبور است کسر از تولید کند و به دلیل تحریم‌ها ممکن است نتواند بازاری را برای خود بدست آورد.

* تولیدکننده‌داخلی تولید کننده‌ای نیست که در ادبیات تولید تعریف می‌شود

بغزیان در مورد سیاستگذاری که دولت تاکنون داشته تا چه حد در راستای رفع مشکلات و تنگناهای تولید بوده و این سیاستگذاری‌ها تا چه اندازه‌ای در راستای حمایت  از تولید بوده است، گفت: فکر می‌کنم دولت تلاش خود را هم از لحاظ مقررات و هم از لحاظ حمایت انجام داده است.

 

وی ادامه داد: دولت در حال حاضر ارز را پایین‌تر از قیمتی که در بازار است به تولید‌کننده می‌دهد و معافیت‌ها و ممنوعیت‌هایی را در بحث صادرات و واردات قرار داده تا به هرحال بازار خوبی برای تولید کننده داخلی ایجاد شود.

بغزیان ادامه داد: متاسفانه تولید کننده داخلی ما تولید کننده‌ای نیست که در ادبیات تولید و یا در خارج با آن برخورد می‌کنیم، تولید‌کننده‌ای که دائما ناراضی است، همیشه انتظار حمایت داشته و توقع داشته باشد همه کاستی‌ها و کم‌کاری‌ها را دولت بر عهده بگیرند تولید کننده‌ای نیست که با این حمایت‌ها تقویت شود.

این اقتصاددان گفت: تولید کننده داخلی باید به خودش بیاید، با همین افزایش قیمت انرژی هم می‌توانست به فکر صرفه‌جویی و افزایش بهره‌وری بیفتد و کمی از سودش بگذرد، تا چه اندازه خودروساز و لوازم‌خانگی ساز ما باید حمایت شود تا در سایه این حمایت بتواند کالایش را به فروش برساند، باید کمی از حمایت‌ها کم کرده تا تولید کننده داخلی سعی کند خودش را به سطح تولید کننده خارجی برساند و با توجه به اینکه تولید کننده داخلی حداکثر توانش را بکار نمی‌گیرد این تولید کننده است که مقصر است.  

* منابع ارزان با شرط مفید و واقعی بودن تولید اختصاص پیدا کند

بغزیان با توجه به تحریم و اینکه در این شرایط دولت چه حمایت‌هایی می‌تواند از تولید به عمل آورد گفت: ارز مورد نیاز تولیدکننده به موقع در اختیارش قرار گیرد، بسته‌های حمایت  مالی تهیه شود که به پروژه‌های بازسازی، افزایش بهره‌وری و نوسازی خط تولید کمک کند و همچنین در بخش بازرگانی و گمرک می‌تواند به شناسایی کالاهای غیر استاندارد بپردازد و مانع ورود کالاهای بی‌کیفیت شود و در عوض کالاهای مرغوب‌تر و با کیفیت بهتر را وارد کند. 

وی افزود: دولت در این راستا باید قوانین را اصلاح، حمایت‌های تجاری، ارزی و پولی داشته باشد و منابع ارزان‌تر و هدایت‌شده را با بررسی مفید و واقعی بودن تولید در اختیار تولید‌کننده قرار دهد.

* تولید کننده داخلی مانند یک نوزاد همواره انتظار حمایت دولت را دارد

بغزیان درباره اینکه فاز دوم هدفمندی قرار است اجرا شود، دولت چه حمایتی‌هایی می‌تواند از تولید به عمل آورد بیان داشت: سازمان هدفمندی بسته‌های متعدد حمایتی را مشخص کرده بود که این بسته‌ها در اختیار صنایع مختلف قرار داده می‌شود و این بسته‌های حمایتی نتیجه برگزاری جلسات متعددی با بخش صنعت و تولید بوده است. 

وی افزود: دولت لازم است به  موقع به تأمین ارز، منابع مالی، کاهش بوروکراسی تأمین منابع مالی بپردازد و در مقابل بخش تولید و تولید کننده نیز حداکثر تلاش خود را به عمل آورد، این در حالی است که تولید کننده همواره تلاش کمی داشته و همواره مانند یک نوزاد منتظر حمایت دولت است.

آلبرت بغزیان

منبع : خبرگزاری فارس

موضوع : نقش تولید داخلی در اقتصاد پویا

 



 نگاشته شده توسط مهدی علیزاده در جمعه 25 فروردین 1391  ساعت 1:37 AM
نظرات 3 | لینک مطلب



در نوشتار زیر سعی شده با تشریح وضعیت تولید داخلی به اهمیت نامگذاری امسال به سال تولید ملی اشاره شود.

تنها راه برای مبارزه با تحریم رونق تولید داخلی است. چرا که تحریم به دنبال از بین بردن تولید داخلی می باشد و این جای بسیار خوشحالی است که شعار امسال حمایت از تولید داخلی و سرمایه گذاری داخلی شده است.

متاسفانه یکی از نقطه ضعف هایی که سیاست های اقتصادی گذشته داشته است، در نظر نگرفتن یک نکته ی اساسی بوده است، و آن نکته این است که هدف اصلی فراموش می شود.

در اقتصاد ایران انواع و اقسام مسائل مختلفی وجود دارد که در مواجه با آنها راه حل هایی اتخاذ می شود، راه حل هایی که ممکن است اقتصاد ایران را از هدف اصلی دور کند.

بنابراین هدف گذاری امری بسیار مهم است، این که هدف چه باشد، و آن را چه انتخاب کنیم، مهم ترین امری است که در اقتصاد ایران باید صورت بگیرد که خوشبختانه صورت گرفته است.

قدم بعد انتخاب درست ابزار برای رسیدن به هدف است. ابزار درست برای رسیدن به هدف درست، اقتصاد ایران را از جمله مسائل مختلفی که در آن قرار گرفته است، نجات می دهد.

برای این که اهمیت انتخاب هدف درست در اقتصاد ایران برای خوانندگان گرامی تبیین شود، نگاهی کوتاه به آنچه در اقتصاد سال 90 گذشته است می اندازیم.

در سال 90 زمانی که هدف گذاری را مبارزه با سفته بازی قرار دادیم، تولید را با شوک افزایش 11 درصدی نرخ ارز قرار مواجه کردیم، درواقع برای مبارزه با سفته بازی نرخ بهره را نیز افزایش دادیم که این نیز هم چون شوکی بر بخش های تولیدی بوده است؛ یا این که برای کاهش مصرف بنزین، قمیت های انرژی را افزایش داده ایم. افزایش مصرف بنزین و یا افزایش فعالیت های دلالی و سفته بازی همه به دلیل فراموش کردن هدف اصلی و تحقق آن از طریق روش درست است. از هزینه فرصت های عدم تمرکز بر هدف اصلی این است که روز به روز از هدف اصلی دور و دورتر می شویم.

 

حال چه می شود که این گونه مسائل ( سفته بازی، ناکارآمدی و غیره) در اقتصاد ایران ظهور پیدا می کند و عاملی میشود که هدف اصلی را گم کنیم؟

علت آن است که زمانی که به هدف درست که همان رونق تولید بود، فکر می کردیم، از راه نادرست و حمایت های ناقص بهره می جستیم و این دلیل شد که بعد از مشکلاتی که تولید کم بازده و زیان ده برای ما به ارمغان می آورد، هدف اصلی را گم کرده و در پی کاهش مصرف و مبارزه با سفته بازی و غیره، تولید را قربانی سیاست های سفته باز کش نماییم.

از آنجا که در اقتصاد ایران مولد کشی، عامل نامولد پروری است، امروز در اقتصاد ایران سفته بازی نه تنها کاهش نیافته است بلکه بیم آن نیز می رود که بازار مسکن نیز از دیگر گزینه های سفته بازان برای سفته بازی قرار گیرد، امری که چشم انداز صعودی افزایش قیمت مسکن و اجاره بها و رهن تایید ی بر خطر حضور سفته بازان در این حیطه می باشد.

مساله این است که اگر در اقتصاد ایران هدف را گم کنیم و ابزار درست برای رسیدن به آن را پیاده نکنیم، روز به روز با مسائل و مشکلاتی رو به رو می شویم که ناچار در مواجه با آنها سردر گم شده و به صورت افراطی داشته های خود را بیش از پیش از دست می دهیم.

تولید ملی حمایت از کار و سرمایه ایرانی

سرمایه های انسانی که امروز در اقتصاد ایران موجود است، بزرگترین سرمایه ای است که می توان با تمرکز بر آنها برای رسیدن به هدف اصلی که همان رونق تولید است، رسید.

رونق تولید دو نوع ابزار دارد. ابزار اول این است که از تکنولوژی و دانش خارجی ها استفاده کنیم و راه دوم این است که از تکنولوژِی و دانش بومی استفاده کنیم. در مسیر اول آنچه تنها نیاز است، نقدینگی می باشد ولی در راه دوم یا روش دوم برای رسیدن به همان هدف، نقدینگی یکی از مجموعه حمایت هایی است که دولت انجام می دهد. به بیان دیگر سرمایه گذاری در امر تحقیق و توسعه به صورت منظم و پایدار یکی از مهم ترین اقدامات دولت توسعه گرا است که در کنار نقدینگی برای حمایت از تولید و رونق در روش دوم  انجام می دهد .

تفاوت روش اول و روش دوم در این است که در روش اول این جامعه و دولت است که  باید تولید را به جلو هل دهد ولی در روش دوم این تولید است که جامعه را به جلو هل می دهد چرا که بر پایه سرمایه های انسانی و اجتماعی شکل گرفته و خلق پول را تابع خود می کند نه این که خود را تابع پول کند.

حال از آنجا که دولت روش نادرست را برای رونق تولید انتخاب کرده است، با کسری بودجه مواجه شده و این کسری بودجه در کنار عوامل دیگری سبب شده است، هدف اصلی را به علت روش نادرست ای که برای رسیدن به آن انتخاب شده است، فدا شود.

پایین بودن بهره وری، عدم مواجهه با صرفه های ناشی از مقیاس، تشدید وابستگی به کالاهای سرمایه ای و نفت برای کسب ارز و مهم تر از آن، عدم استفاده از سرمایه های انسانی از جمله عوامل محدود کننده رشد تولید در اقتصاد ایران به علت انتخاب روش نادرست حمایتی می باشد.

این روش از آنجا نادرست خوانده می شود، که ناقص بوده است، به این معنا که تنها به نقدینگی حاصل از  فروش ارز متکی بوده است و این گونه نبوده است که نقدینگی در خدمت توسعه سرمایه های انسانی و تبدیل آن به سرمایه اجتماعی باشد و از این راه منجر به رونق تولید گردیم.

 

در هر حال گم کردن هدف اصلی به علت روش نادرست مربوط به آن سبب شده است، که هدف های دیگر ای در اقتصاد ایران در سال 90 گماشته شود، هدف هایی که سبب شده است برای تحقق آنها، به هدف اصلی ضربه بزنیم. که از جمله این هدف ها مبارزه با سفته بازی و کاهش نقدینگی و غیره از طریق تزریق شوک به بخش های تولیدی بوده است. اشتباه نشود، هدف قرار دادن مبارزه با سفته بازی خوب است ولی نباید از راه ضربه زدن به تولید و افزایش نرخ ارز در صدد رسیدن به این هدف باشیم چرا که همان طور که گفته شد ضربه به تولید به مثابه حمایت از فعالیت های غیر تولیدی می باشد. و رکود تورمی حاصل از ضربه به تولید، دلالان و وارد کنند گان و سفته بازان را بیش از پبش فربه تر خواهد کرد.

لذا هدف اگر مبارزه با سفته بازی شد باید در راستای تحقق هدف اصلی تعریف گردد. یعنی از بین بردن سفته بازی برای رونق تولید. به این معنا که مبارزه با سفته بازی روشی برای رونق تولید قلمداد گردد. ولی از آنجا که مبارزه با سفته بازی نتیجه ی حمایت های نادرست و ناقص بوده است، باید اول از همه این حمایت ها را کامل کرد و در جهت تشدید هزینه های تولید کننده گام بر نداشت. انجام این اقدام به صورت طبیعی سفته بازی را کاهش خواهد داد چرا که به میزانی که به سمت کاهش رکود تورمی برویم، انگیزه های فعالیت های غیر تولیدی و ضد تولیدی را کاهش داده ایم.

تولید ملی حمایت از کار و سرمایه ایرانی

لذا مبارزه با سفته باز ی را در قالب رونق تولید خواهیم دید و اجازه افزایش نرخ ارز و بهره را نخواهیم داد. افزایش نرخ بهره به علت تشدید رکود تورمی به فعالیت های ضد تولیدی و غیر تولیدی مجوز فعالیت  بیشتر می دهد و این جاست که در عین آنکه می خواستیم نقدینگی را کاهش  دهیم، نقدینگی های حاصل از فعالیت های انگلی را افزایش داده ایم و از سویی از تحقق هدف اصلی نیز بیش از پیش عقب افتاده ایم.

نکته ی آخری که برای پیشروی در هدف رونق تولید داخلی باید در نظر گرفت، تحریم و سودهای فراوانی است که وارد کنندگان و دلالان از رکود تورمی می برند.

دولت امروز، کسری بودجه دارد و از سویی به دنبال دادن گوشت و مرغ و میوه به مردم می باشد. حال می تواند دو راه را دنبال کند، یا باید از طریق حمایت از تولید داخلی و صرف هزینه هایی برای خود، گوشت و مرغ را به دست مردم برساند، یا اینکه هم گوشت و مرغ و میوه به مردم بدهد و هم درآمد کسب کند. از سویی اقتصاد ایران در ازای صادرات نفت، درآمد ارزی دریافت نمی کند. به عنوان مثال کشور چین تاکنون 25 میلیارد دلار ارز نفتی ایران را در بانک های خود نگه داشته است و از طریق صادر کردن کالاهایی که خود دوست دارد، به پرداخت بدهی خود می پردازد. بنابراین امکان واردات از دو علت خیلی قوی امکان تقویت بیش از پیش دارد، یک به علت کسری بودجه دولت و دیگری به علت تحریم. و همان طور که همه خوب میدانند، عدم حمایت از تولید داخلی در کنار واردات گسترده ریشه تولید داخلی را خواهد سوزاند و این دقیقا همان چیزی است که تحریم به دنبال آن است.

 

بنابراین در چنین شرایطی باید به واردات کالاهایی در ازای صادرات نفت پرداخت که نیاز تولید داخلی برای تولید بیشتر می باشد و از سویی باید با حمایت های نقدی از تولید، هزینه های واردات گران تولید را جبران کرد( چرا که تحریم نزدیک به 40 درصد واردات را گران کرده است) و در کنار حمایت های نقدی باید به انباشت سرمایه های انسانی و تبدیل آن به سرمایه های اجتماعی برای خلق ایده و نوآوری دست زد. که تحقیق و توسعه از مهم ترین اقدامات در این حیطه می باشد که می تواند تولید وابسته به کالاهای سرمایه ای را از وابستگی نجات دهد و نتیجه این شود که این خود باشیم که تولید را در دست خود گرفته ایم. چرا که اگر تولید در دست خود ما نباشد، برای توسعه و اصلاح همواره به خارجیان نیازمند خواهیم بود به این معنا که اگر بخواهیم بازدهی سرمایه را افزایش دهیم باید به واردات بیشتر دست بزنیم، اگر بخواهیم تولید را افزایش دهیم باید بیشتر  کالاهای سرمایه ای وارد کنیم، و این ها نتیجه ی وابستگی است، وابستگی سبب می شود، قدرت تفکر از اقتصاد ایران گرفته شود و نتیجه آن شود که نتوانیم از سرمایه های انسانی خود استفاده کنیم.

حرکت به سمت قطع وابستگی عامل مهمی برای رونق تولید می باشد و نباید با شعار بهره وری و کارآمدی به تشدید وابستگی دست زد. چرا که وابستگی یعنی از بین بردن قدرت فکر و از بین بردن قدرت فکر یعنی سرمایه سوزی انسانی و اجتماعی که این به معنای کاهش بهره وری و عدم رشد پایدار می باشد.

لذا باید جلوی واردات گرفته شود و برای این امر دولت باید مصالح اجتماعی را بر مصالح خود ترجیه داده و با حمایت های مادی ( نقدینگی) و معنوی ( تحقیق و توسعه) به رونق تولید داخلی کمک کند.

و باید دانست که این تنها رونق تولید داخلی است که می تواند اثر منفی تحریم را از بین ببرد. ولی اگر تحریم سبب شد که نتوانیم ارز ناشی از نفت خود را بگیریم و در انتخاب نوع واردات مختار نباشیم و یا این که در قبال افزایش هزینه های تولید داخلی، اقدامی موثر انجام ندهیم، نباید منتظر معجزه ای باشیم چرا که به تحریم کنندگان اجازه نابودی تولید داخلی را از طریق واردات گسترده کالاهای مصرفی و عدم حمایت از تولید کنندگان داخلی داده ایم.

محمد شهاب

موضوع : نقش تولید داخلی در اقتصاد پویا

منبع : تبیان

 

 

 



 نگاشته شده توسط مهدی علیزاده در یک شنبه 20 فروردین 1391  ساعت 6:20 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



تولید داخلی با عواملی دست و پنجه نرم می‌کند که دولت نمی‌تواند در مقابل آن‌ها بدون حمایت‌های درست پیروز گردد. این عوامل هم داخلی و هم خارجی هستند؛ از جمله عوامل داخلی که عمر چندین ساله دارد، عدم نقدینگی کافی، وابستگی، ناکارآمدی و بهره‌وری پایین بخش‌های تولیدی است...

 


تولید داخلی با عواملی دست و پنجه نرم می‌کند که دولت نمی‌تواند در مقابل آن‌ها بدون حمایت‌های درست پیروز گردد. این عوامل هم داخلی و هم خارجی هستند که در این نوشتار با تشریح آن‌ها، راهکارهای لازم برای تقویت و رونق بخش تولید، بیان خواهد شد. از جمله عوامل داخلی که عمر چندین ساله دارد، عدم نقدینگی کافی، وابستگی، ناکارآمدی و بهره‌وری پایین بخش‌های تولیدی است. عواملی که باعث گردیده به تولید داخلی از درون، ضربه وارد شده و انگیزه‌های سرمایه‌گذاری در امر تولید کاهش پیدا کند.


از جمله عوامل خارجی نیز می‌توان به رقابت نابرابر وارد کنندگان محصولات خارجی با تولید کنندگان داخلی اشاره کرد. واردات گسترده‌ای که سبب شده، ادامه‌ی فعالیت بخش‌های صنعتی از جمله پوشاک و بخش کشاورزی با تهدید جدّی مواجه شود. از سویی سود بسیار بالای دلالی در اقتصاد ایران از آنجا که از کم کردن سود تولید کنندگان حاصل می‌شود، انگیزه‌های تولیدی را نسبت به سود دلالی کاهش می‌دهد. از این رو می‌توان فعالیت‌های نا مولد و ضد مولد، قاچاق، واردات رسمی و غیررسمی و دلالی را از جمله عوامل خارجی دانست که در مبارزه‌ی نابرابر با بخش‌های تولیدی در حال تضعیف آن‌ها هستند.
 
تحریم را نیز می‌توان در کنار عوامل خارجی دید، ولی از آنجا که تحریم هم‌چون تیغ دو لبه است، بیش‌تر از آن که تهدید برای اقتصاد ایران قلمداد گردد، می‌تواند فرصتی باشد تا وابستگی تولید را از بین برده و ناکارآمدی که ناشی از وابستگی تولید داخلی به ماشین‌ها و تجهیزات خارجی بوده را از بین ببرد.

ادامه‌ی این نوشتار به این سؤال پاسخ خواهد داد که چگونه با عوامل داخلی و خارجی برخورد کنیم تا رونق تولید داخلی شکل بگیرد؟

وابستگی امروز تولید داخلی به خارج را می‌توان در گران شدن ارز و اثر آن در تولید داخلی دید. گران شدن ارز و کمیاب شدن ارز دولتی برای تولید کنندگان، عاملی برای گران شدن انواع کالاهای صنعتی، کشاورزی و دامی شده است. هم اکنون نزدیک به 85 درصد از واردات در ایران، واردات کالاهای واسطه‌ای و سرمایه‌ای می‌باشد و این نشان از وابستگی بسیار تولید داخلی به خارج دارد. اگر بخواهیم علت این امر را رصد کنیم، می‌توان به توطئه‌ی کشورهای سرمایه‌دار اشاره کرد. پایه‌ی تولید داخلی بر اساس مونتاژ بسته شده است.
 
تولید مونتاژ بر پایه‌ی سرمایه‌های انسانی و اجتماعی داخلی نیست بلکه بر پایه‌ی سرمایه‌های انسانی و اجتماعی خارجی‌ها شکل می‌گیرد و منابع مادی که کشور مونتاژ کننده برای تولید داخلی خود صرف می‌کند، هم‌چون پس‌اندازهایی است که آن ‌را به کشوری که تولیدش بدان وابسته است، هدیه می‌دهد و این یعنی تولید مونتاژ عامل اتلاف سرمایه‌های انسانی، اجتماعی و مادی کشور مونتاژ کننده می‌باشد و این همان چیزی است که کشورهای صنعتی برای بقای خویش در نظر داشته‌اند.

به هر ترتیب، دولت می‌تواند وابستگی تولید داخلی به ماشین‌ها و تجهیزات خارجی را از بین ببرد. در صورتی وابستگی از بین می‌رود که دانش داخلی سوار بر تکنولوژی وارداتی شود، نکته‌ی بسیار مهمی که نباید از آن غفلت کرد این است که بسیاری از کشورها از جمله کره جنوبی توسعه را از راه تکنولوژی وارداتی طی کرده‌اند، اما این نکته بسیار مهم است که آنچه به عنوان توسعه‌ی وارداتی مطرح می‌شده است، مربوط به زمانی است که شکاف دانش و اطلاعات به گونه‌ای نبوده که وابستگی ایجاد شود، به این معنا آنچه در قالب تکنولوژی وارد می‌شده است،جذب کشور وارد کننده می‌گردید و این کشور وارد کننده بود که می‌توانست فرآیندهای توسعه، ترمیم و اصلاح آن را خود بر عهده بگیرد.
 
از این رو فرصت توسعه‌ی وارداتی تمام شده است و اگر بخواهیم این گونه فکر کنیم که با ورود ماشین‌ها و تجهیزات پیشرفته می‌توان به رونق تولید کمک کرد، سخت در اشتباه بوده‌ایم چرا که در حال حاضر وارد کردن سرمایه‌های پیشرفته، موازی است با کاهش اشتغال، افزایش وابستگی و اتلاف سرمایه‌های مادی و انسانی و از آنجا که بهره‌وری از راه سرمایه‌های انسانی و اجتماعی ایجاد می‌شود، از دست دادن آن‌ها به مثابه عدم رسیدن به بهره‌وری خواهد بود.

در یک جمله، خلاصه این‌گونه می‌توان گفت که توسعه و بهره‌وری وارداتی نیست، ساختنی است و از دل توانمندی‌های یک کشور ایجاد خواهد شد. برای رسیدن به توسعه و به دنبال آن بهره‌وری باید به هسته‌ی ناملموس تولید که همان دانش است، دست پیدا کرد؛ این دانش ناملموس، خریدنی نیست و از سویی دست یافتن به آن کافی نیست. باید مراکزی باشد که فرصت تبدیل دانش نظری به نوآوری و خلاقیت را ایجاد کند، مراکزی که می‌توان آن‌ها را در قالب شرکت‌های کوچک مقیاس و فعالیت‌های تحقیق و توسعه برشمرد.
 
بنابراین راه حل کمک به تولید برای برخورد صحیح با وابستگی، حمایت دولت می‌باشد، حمایت‌هایی که سبب می‌شود که دانش بومی سوار بر تکنولوژی وارداتی شده و در آن صورت است که حرکت خود جوش ارتقای سرمایه‌های اجتماعی و انسانی پدید خواهد آمد. اما آغاز این فرآیند به وسیله‌ی دولت است. در صورت حمایت‌های درست دولت در راه بسترسازی برای فعالیت‌های کارآفرینی می‌توان چشم انداز بسیار مثبتی را برای رونق تولید در سر پروراند.

تولید داخلی با وجود عنصر وابستگی ضعیف نگه داشته شده است و از این رو نباید تولید ضعیف را از راه تشدید هزینه‌ها از جمله افزایش نرخ ارز، بهره و انرژی در فشار نابودی قرار داد. تولید وابسته نیز، هم‌چون فردی است که در مسیر خودکشی تدریجی قرار گرفته است چرا که در مسیری قرار دارد که هزینه‌هایش بیش از درآمدهایش می‌باشد. انعکاس این واقعیت را می‌توان در این دید که تولید، وابسته به پول است نه این که پول وابسته به تولید. در هر حال تحریم کنندگان با ضعیف نگه داشتن اقتصاد داخلی درصدد آن هستند تولید وابسته به خود را از ناحیه‌ی خود، از بین ببرند و البته این بهترین فرصت برای اقتصاد ایران می‌باشد که تولید را در دست بگیرد و از سرمایه‌های انسانی خود بهترین استفاده‌ها را ببرد.
 
سرمایه‌گذاری برای ایجاد شرکت‌های کوچک مقیاس که از مجموعه‌ی 200 تا 300 نفری کارآفرینان و نیروی انسانی تشکیل شده است، بهترین راه برای ایجاد سرمایه‌ی اجتماعی و تبدیل دانش به نوآوری و خلاقیت می‌باشد که به پشتوانه‌ی آن می‌توان سوار بر تکنولوژی وارداتی شده و دست بیگانگان را از سلطه بر تولید داخلی کوتاه کرد. حال نوبت به آن است که مسأله‌ی خارجی که تولید کنندگان با آن دست پنجه نرم می‌کنند را بررسی کنیم. چه شد که در اقتصاد ایران واردات و دلالی بازدهی بالایی پیدا کرد، به حدی که تولید داخلی را با مشکل جدی مواجه ساخت؟ جواب را می‌توان در دو کلمه خلاصه کرد، «رکود تورمی».

تشدید رکود تورمی به معنای افزایش سود‌های فعالیت‌های غیر تولیدی است. چرا که رکود به مثابه خالی شدن بازار از دست تولید کنندگان داخلی و در اختیار دادن به وارد کنندگان است و از سویی تورم داخلی به مثابه دادن مجوزی برای اعطای سودهای فراوان به وارد کنندگان می‌باشد و از آنجا که توزیع کالاهای وارداتی از راه دلالان صورت می‌گیرد، دلالان نیز سود‌‌های فراوانی را از این ناحیه خواهند برد. تورم داخلی عاملی برای کسب سود‌های فراوان از راه ارزان خریدن و گران فروختن است که اگر جلوی آن گرفته نشود، بازار داخلی را کالاهای چینی به اسم کالاهای داخلی پر خواهند کرد.

نگرانی دیگری که می‌توان آن را به فرصت تبدیل کرد، مبادله‌ی تهاتری ایران و چین به علت تحریم‌ها می‌باشد. در چنین شرایطی که ارز توان ورود به کشور را ندارد و صادر کنندگان از راه واردات می‌خواهند سود ببرند، باید به واردات کالاهای اولیه و واسطه‌ای برای تولید داخلی دست زد. این امر برای بقای تولید داخلی وابسته، ضروری است. تولید وابسته را ابتدا باید حفظ کرد و سپس از راه اقدام‌های حمایتی درست، وابستگی را حذف کرد.


سخن آخر آن که رکود تورمی به فعالیت‌هایی مجوز فعالیت داده است که تولید را از بین می‌برد، از این رو باید از اقدام‌هایی که رکود تورمی را تشدید می‌کند، جلوگیری کرد و از حمایت‌های کمّی و کیفی به تولید برای بقا و تقویت آن بهره جست. اهمیت آنچه گفته شد را به خوبی می‌توان در تأکید مقام معظم رهبری مشاهده کرد، تأکیدی که سبب گردید شعار امسال رونق تولید داخلی نام گیرد.

*محمد شهاب؛ کارشناس ارشد اقتصاد

موضوع : نقش تولید داخلی در اقتصاد پویا

منبع : برهان



 نگاشته شده توسط مهدی علیزاده در شنبه 19 فروردین 1391  ساعت 1:28 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



مشکلات کنونی تولید کشور چیست؟ چرا هیچ‌گاه رشد اقتصادی گنجانده شده در برنامه‌های توسعه اقتصادی محقق نمی‌شود؟ چه عواملی باعث جذاب شدن بخش دلالی و غیرتولیدی در کشور شده و موجب می‌گردد که انگیزه برای سرمایه‌گذاری در تولید روند نزولی به خود گیرد؟! ... وظیفه دولت چیست؟


رهبر معظم انقلاب، سال 1391 را سال «تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه‌ی ایرانی» نام نهادند. شاید برای بسیاری از پژوهشگران، تأکیدهای معظم له در مواضع مختلف بر امور گوناگون روشن‌تر باشد زیرا در محافل علمی و اجرایی و در اسناد بالادستی به خصوص سیاست‌های کلی نظام که توسط ایشان ابلاغ می‌شود، این مطالب با زوایای مختلفی بیان می‌شوند. نکته‌ی بسیار مهم و یکی از آثار جالب نام‌گذاری سال «بیان عالمانه‌ی مطالب علمی برای عامه‌ی مردم با زبان مردمی و عامیانه» است. در بیان اهمیت این موضوع همین بس که معمولاً مصوبه‌های محافل اجرایی و قانون‌گذاری در قالب اسناد مکتوب راهی کتاب‌خانه‌ها و قفسه‌های بایگانی می‌شود و شعاع مطرح شدن آن‌ها حداکثر در سطح ارکان اجرایی و بعضاً علمی است و معمولاً عامه‌ی مردم با آن‌ها بیگانه می‌مانند.


کار با ارزش مقام معظم رهبری «فرهنگ سازی و عجین سازی این حقایق با زمان، مکان، نیازها و حیات اجتماعی جامعه و کمک به ضبط تاریخی» آن‌هاست. در ابتدا باید اشاره نمود که هرچند هنوز گزارشی از حساب تولید ناخالص داخلی و ملی و رشد سال 1390 منتشر نشده است اما بر اساس برآوردهای اولیه‌ی بانک مرکزی، نتایج مقدماتی حاصل از بررسی روند تحولات ارزش افزوده‌ی فعالیت‌های اقتصادی و نیز اجزای تقاضای نهایی حاکی از برآورد رشد اقتصادی 3 و 5.8 درصدی برای سال‌های 1388 و 1389 است. بر اساس محاسبات فصلی، در سال 1389 اقتصاد ایران نسبت به سال قبل مواجه با 2.8 واحد درصد افزایش در نرخ رشد بوده است. به گزارش «ایسنا»، برآورد ارزش افزوده‌ی فعالیت‌های مختلف اقتصادی نشان دهنده‌ی آن است که در سال 1389 علت عمده‌ی افزایش نرخ رشد تولید ناخالص داخلی ناشی از افزایش رشد افزوده‌ی فعالیت‌های کشاورزی، نفت، صنعت، ساختمان، ‌بازرگانی، رستوران و هتل‌داری، حمل و نقل، انبارداری، ارتباطات و خدمات مؤسسه‌های پولی و مالی است. نکته‌ی قابل توجه در این آمار این است که رشد 8 درصدی قانون برنامه تحقق نیافته است.

مشکلات کندی رشد تولید داخلی:

1. بخشی از نیروی کار درگیر در تولید نیست. از این رو، سرانه‌ی انسانی تولید پایین است.

2. ارتزاق کسر عظیمی از جمعیت، ناشی از مشارکت در سهم ارزش افزوده‌ی عناصر اصلی ایجاد این ارزش در تولید حقیقی است. در واقع بخش عظیمی از جمعیت، سر بار نیروی مولد اصلی اقتصاد هستند.

3. اقتصاد شامل دو بخش و دو لایه‌ی حقیقی و مجازی است. لایه‌ی مجازی شامل بازار پولی و مالی می‌شود. در لایه‌ی مجازی ارزش افزوده‌ی حقیقی خلق نمی‌شود بلکه این بخش از اشتغال (کار و سرمایه) سر بار بخش حقیقی است، به همین دلیل در اسلام به کارهای حقیقی مانند کشاورزی، صنعت و حِرَفِ حقیقی ترغیب و تأکید شده است. اگر لایه‌ی مجازی بیش از اندازه بزرگ شود، آفت جان اقتصاد شده و حباب ایجاد می‌شود و آتش زیر خاکستر می‌گردد و کافی است تا دولت عنان این لایه را رها کند، بحرانی ایجاد می‌گردد که هم اکنون غرب با آن دست به گریبان است. متأسفانه این مصیبت کورکورانه به دلیل فقدان الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت، دو دهه است که به اسم ایجاد رقابت و کوچک سازی دولت و خصوصی سازی جامعه رواج پیدا کرده است. البته قبول است که دولت نباید کار مردم را انجام دهد اما این درست نیست که دولت کار خود را که هدایت، حمایت، تنظیم بازار، کنترل، دخالت موردی، تشویق و تنبیه و ... است را رها و به دیگران واگذار کند. 
 
 مشکل ما بزرگ بودن اندازه‌ی دولت نیست که مطالعات محققین ما از جمله کارشناسان بانک مرکزی نشان می‌دهد که اندازه‌ی دولت مرکزی (سهم هزینه‌های دولت) پس از انقلاب اسلامی در حدود حداکثر 30 درصد تولید ناخالص داخلی تا کنون بوده است.[1] بلکه مشکل ما ناکارآمدی بدنه‌ی اداری دولت است. به طور مثال مجوز تأسیس بانک‌های جدید، شرکت‌های لیزینگ و مجوزهای مختلف مشاغل زاید و کاذب در بازار خدمات در همین راستا سبب بزرگ شدن لایه‌ی مجازی و ایجاد حباب می‌شود و به اصطلاح عامیانه نان خورهای اقتصاد را زیاد کرده و اقتصاد را از درون خالی می‌کند.

4. مزید بر مشکل بالا- وجود دور باطل حاکمیت بازرگانی بر سایر بخش‌ها، مجال باروری، بالندگی و ترغیب تولید را می‌گیرد. این دور باطل عبارت است از: «وجود سود باد آورده در بازرگانی داخلی و خارجیجذب سرمایه‌ها در بازرگانیکاهش سرمایه‌گذاری در سایر بخش‌هاکاهش فرصت اقتصادی در سایر بخش‌ها در کسب مهارت برای رقابتافزایش شکاف سودآوری بین بخش بازرگانی و سایر بخش‌هاافزایش بیش‌تر سودآوری بازرگانیوجود سود باد آورده‌ی بیش‌تر در بازرگانی داخلی و خارجی»

- با وجود این بخش (به خصوص فعالیت‌های توزیعی) با مشخصات: «سود باد آورده و با بالاترین درصد، سریع‌ترین گردش مالی، استعداد بسیار بالا برای فرار از مالیات، کم‌ترین درگیری با قانون کار، امکان فرار از نظارت و کنترل دولتی، امکان زیاد کم فروشی و غبن‌های مختلف در معاملات، سودآوری غیر متعارف و رانتی فعالیت‌های خدماتی در محیط‌های شهری و...

- و با وجود ضعف دولت در تنظیم بازار، کنترل، نظارت، تنبیه، تشویق و...

- در نتیجه مجالی برای شکوفایی تولید نمی‌ماند.

5. بخش اعظم امکانات ثروت و سرمایه (کالاهای سرمایه‌ای) نیز در خدمت تولید نیست. از این رو سرانه‌ی نسبت تولید به سرمایه‌ی انباشته، پایین است.

6. به دلیل حصر تاریخی 200 ساله‌ی کشور توسط بیگانگان، تولید داخلی نتوانسته از نظر کمّی و کیفی پا به پای بازار جهانی به رقابت بپردازد. از این رو در کیفیت، قیمت تمام شده و تولید مقیاس بالا و انبوه، مزیت کم‌تری داریم.

7. قوانین راه اندازی تولید بسیار دست و پاگیر هستند که از همه مهم‌تر گرفتن تسهیلات بانکی است. (در بررسی اینجانب درباره‌ی «پروژه‌ی صنعتی نمونه در سال 1383 نشان داده می‌شود که زمان صرف شده برای طی مراحل مختلف احداث پروژه بیش از 4/21 تا 9/12 برابر زمان حقیقی برای تحقق پروژه بوده است. از جمله مهم‌ترین موانع، شبکه‌ی بانکی و ضعف تخصص فنی در بدنه‌ی دستگاه اداری است.»

8. واردات بی‌رویه با حجم بالا و قاچاق که موجب رکود نسبی تولید در کشور است، اجازه‌ی بهره‌وری از تمام ظرفیت را نمی‌دهد.

9. سایر موانع: موج‌های کاذب در فرصت‌های کاذب بازار پول، سکه و ارز – مشکلات اجرایی عملیات بانک‌داری بدون ربا – فقدان و ضعف دانش فنی برای جلب سرمایه‌گذاری – ضعف بدنه‌ی اداری در تسهیل جذب سرمایه‌گذاری و بالاخره فقدان وجود یک مدیریت یک پارچه همراه با یک سامانه‌ی تمام عیار معرفی فرصت‌های سرمایه‌گذاری است.

10. ضعف قوانین جلب سرمایه‌گذاری و عدم ارایه‌ی راهکارهای عملی برای ایجاد یک مرکز «کاملاً پیگیر، جواب‌گو، معین و تمام عیار واقعی سرمایه‌گذاری.»
 
 راه حل تقویت تولید داخلی:

رشد تولید در دو بعد مطرح است. - تقویت تولید و ارکان فعلی تولید - و دیگری تشکیل ارکان جدید با رویکرد ایجاد اشتغال و افزایش کمّی و کیفی تولید.

اول) تقویت تولید و ارکان فعلی تولید:

در طرح تحول اقتصادی به ویژه هدفمند سازی یارانه‌ها می‌بایست همزمان بخش تولید با حمایت ویژه وادار به اصلاح روش‌های تولید و تجدید ماشین‌ها، تجهیزات و لوازم سرمایه‌ای می‌شد تا مانند شرایط فعلی افزایش قیمت‌ها به مصرف کننده تحمیل نمی‌گردید. در واقع همان طور که به مصرف کننده یارانه‌ی مستقیم پرداخت شده تا خود روال سابق را با مدیریت هزینه‌هایش دنبال کند، می‌بایست تولید کننده نیز خود مدیریت اصلاح هزینه‌هایش را پی می‌گرفت و هزینه‌ی انرژی خود را بر مصرف کننده، تحمیل نمی‌کرد. با این حال این امکان هنوز وجود دارد. باید آحاد تولیدی فعلی با نظارت دولت اقدام‌های زیر را انجام دهند:

- تغییر روش تولید با حمایت دولت برای کاهش هزینه‌ی تمام شده، افزایش کیفیت، افزایش تولید و مقیاس تولید- سالم سازی تولید به ویژه مواد غذایی سالم و ارگانیک- همه در حد امکان طبق قانون خدمات کشوری که ارکان دولتی را تکلیف کرده، موظف به تهیه‌ی آنالیز قیمت تمام شده باشند تا عیوب روش و فرآیند تولید آن‌ها مشخص شود. در عرصه‌ی کشاورزی اولویت‌ها: کاهش مصرف آب با روش‌های جدید و سرمایه‌گذاری در تأسیسات آبیاری نوین، پیاده سازی الگوی کشت، یک‌پارچه سازی اراضی، تشویق تولید ارگانیک و سالم، تغییر رویکرد فعلی تخریبی اراضی شمال به سمت انتقال مازاد نیروی کار به ورای زاگرس با انتقال آب از آنجا به جای انتقال صنایع به شمال و تخریب آب، خاک و هوا و محیط زیست؛
 
- در عرصه‌ی صنعت و خدمات: هدف‌گذاری راهبرد بیشینه سازی درآمد ارزی (که هم راهبرد توسعه‌ی صادرات و هم راهبرد جایگزینی واردات را در بر دارد. هم در چشم انداز چشمش محدود به بازار داخلی نیست و هم با قصد خود اتکایی و خود کفایی خطر سلطه‌ی تحریم و چانه زنی دشمن و رقبا را کاهش می‌دهد. بازار)؛

- توسعه‌ی تولید علم و فن‌آوری.

دوم) تشکیل ارکان جدید با رویکرد ایجاد اشتغال و افزایش کمّی و کیفی تولید؛

 چهار دسته فعالیت موج آفرین در اقتصاد وجود دارد که منجر به جهش در وضع کنونی و خروج از مدار کمبود سرمایه و دانش فنی می‌شود.
 
لذا این چهار دسته راهبرد خلاق ارزش افزوده‌ی فوق‌العاده توأم با عدالت، عبارت‌اند از:

1. نهضت تولید علم و فن‌آوری با بسیج عمومی(جهاد علمی)؛

2. مهار آب‌ها با اصلاح الگوی تولید، ذخیره سازی، توزیع و مصرف آب زیرا در اصل هر تحولی در اقتصاد نیاز به منابع آب دارد. در قرآن کریم بر این اصل عقلایی تأکید شده که حیات هر پدیده و حیات اقتصادی بستگی به آب دارد؛

3. پیاده سازی طرح ایجاد تشکل‌های اقتصادی ویژه با روش منطبق بر الگوی حمایت در اقتصاد اسلامی؛

4. در فرآیند تشکیل ارکان جدید با رویکرد ایجاد اشتغال و افزایش کمّی و کیفی تولید دقت در نقش‌ها بسیار مهم خواهد بود.
 
در مرحله‌ی ایجاد تشکل‌های تولیدی

نقش‌های ضروری:

1. رویکرد مادر سالاری دستگاه دولتی برای پرورش و عرضه‌ی خدمات حمایتی همانند نقش مادر برای نوزاد
 
2.  نقش نهادی مؤسسه‌های اعتباری برای تأمین مالی و ضرورت اصلاح عمیق نظام بانکی؛

3.  نقش محوری تشکیل تعاونی‌ها در جهت اهداف برنامه‌ی پنجم و وصول به سهم 25 درصد سهم تعاونی، توزیع درآمد و عدالت بیش‌تر، ایجاد اشتغال بیش‌تر و جذب سرمایه‌های خرد؛

4.  نقش قوه‌ی مقننه در تصویب قوانین تسهیل کننده‌ی مراحل سرمایه‌گذاری؛

5. نقش الگو بودن این تشکل‌ها با تجهیز آن‌ها به دانش و روش تولید پیشرفته به روز برای واحدهای قدیمی تولیدی که بالطبع، افزایش بهره‌وری واحدهای قدیمی را نیز در پی دارد. در این صورت بهترین شیوه‌ی ترویج با همین شگرد است، بنابراین:

6.  نقش دستگاه‌های آموزشی و ترویجی با اتخاذ شگرد نمونه سازی یاد شده؛

7. نقش دولت در ایجاد یک شبکه‌ی گسترده «بازار مجازی فرصت‌های سرمایه‌گذاری با طبقه‌بندی‌های ویژه مانند روستایی، شهری، تولید ارگانیک و سالم، صنعتی، خدماتی و کشاورزی برای جلب سرمایه‌گذاران داخلی، خارجی و عرضه‌ی فرصت‌های سرمایه‌گذاری در قالب پروژه‌های ارزیابی شده با مدیریت و هدایت دولت؛

8. نقش این تشکل‌ها در استفاده از امکانات آزاد شده: مانند آب صرفه‌جویی شده در تبدیل روش‌های غرقابی به آبیاری نوین که امکان صدور مجوز بهره‌برداری‌های جدید را می‌دهد، اراضی یک‌پارچه شده با تصویب قانون تکمیلی برای تجمیع اراضی خرد علاوه بر قانون فعلی جلوگیری از خرد شدن اراضی که کافی نیست، جلب نیروی فارغ‌التحصیل در تمام تشکل‌ها؛

9. نقش دولت در تنگ کردن عرصه‌ی ولنگاری بخش بازرگانی در قیمت‌ها و فرار مالیاتی و ... در بازار از راه طراحی ضوابط نظارت و ارزشیابی، نظارت، کنترل، تنظیم بازار، کنترل قیمت و... تا فرصت‌های باد آورده‌ی سودآوری محو شده و سرمایه‌ها را به سمت بخش تولید بیش‌تر سوق دهد؛

10.  نقش تکمیلی دستگاه دیپلماسی کشور در بازاریابی صدور کالاها و خدمات فنی؛

11. نقش فعالیت‌های عمرانی دولت و بخش خصوصی در جهت ایجاد زیر ساخت‌های بهتر برای تشکل‌های جدید و... .
 
جا دارد که تمامی مردم و مسؤولین بر این مسأله توجه داشته باشند که نبض اقتصاد تولید است و حیات اقتصادی یک کشور با اتکای به تولید داخلی ممکن می‌شود. وابستگی به بیگانه مرگ تدریجی به دنبال دارد که با عدم استقلال کشور آغاز می‌گردد. مقدمه‌ی تقویت تولید داخلی حمایت از به کارگیری نهادهای کار و سرمایه‌ی داخلی است. این سرمایه می‌تواند فکری، فیزیکی، مالی، پولی و عزم معنوی باشد. همه‌ی ما مسؤولیت داریم تا در جهت تقویت بنیان اقتصاد کشور تلاش نماییم.

 

پی‌نوشت:
 
[1] . منبع گزارش بانک مرکزی: اندازه‌ی دولت در اقتصاد ایران، گزارش 29 سال 1385
 

*دکتر عبدالمجید شیخی؛ کارشناس اقتصادی، عضو هیئت علمی و استاد دانشگاه

موضوع : نقش تولید داخلی در اقتصاد پویا

منبع : برهان

 



 نگاشته شده توسط مهدی علیزاده در جمعه 18 فروردین 1391  ساعت 1:04 AM
نظرات 0 | لینک مطلب





POWERED BY RASEKHOON.NET