خبرگزاري فارس: دانشيار دانشكده مديريت و اقتصاد دانشگاه صنعتي شريف مقاله‌اي با عنوان " ساز و كارهاي تحقق عدالت اجتماعي در ايران؛ يك رويكرد آسيب‌شناسانه " در پايگاه اطلاع‌رساني آثار رهبر معظم انقلاب اسلامي منتشر كرد.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از پايگاه اطلاع‌رساني دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيت‌الله‌العظمي سيدعلي خامنه‌اي، مسعود نيلي دانشيار دانشكده مديريت و اقتصاد دانشگاه صنعتي شريف، مقاله‌اي با عنوان "ساز و كارهاي تحقق عدالت اجتماعي در ايران؛ يك رويكرد آسيب‌شناسانه " به دومين نشست انديشه‌هاي راهبردي ارائه كرده است.

*چكيده

مقاله حاضر در سه بخش تنظيم شده كه در بخش اول به روش‌شناسي تنظيم مطلوب نگرش‌هاي پايه مي‌پردازد و اصول و قواعدي را پيشنهاد مي‌كند كه تصويري سازگار و كاربردي از انديشه‌هاي راهبردي نتيجه مي‌دهد. مباحث مطرح شده در بخش اول عمدتاً معطوف به بهره‌گيري مناسب از نشست‌هاي انديشه‌هاي راهبردي است و احياناً مي‌تواند در طراحي كلي مورد استفاده قرار گيرد. در بخش دوم در چارچوب مباحث بخش اول، جايگاه عدالت اجتماعي در گفتمان انقلاب اسلامي مورد بحث قرار مي‌گيرد و نشان داده مي‌شود كه علي‌رغم تأكيد بسيار، اين واژه هنوز فاقد تعريفي دقيق و تفسيرناپذير در كشور ماست.

در ادامه با مقايسه دو دسته شاخص امكانات و منابع از يك طرف و وضعيت فقر و توزيع درآمد از طرف ديگر، سؤالي كليدي از عدم تناسب معماگونه بين اين دو مطرح و به‌ويژه با توجه به اقدامات زياد انجام شده و منابع بسيار صرف شده، بر اهميت سؤال تأكيد مي‌شود.
در قسمت بعدي به ارتباط ميان پيشرفت و عدالت پرداخته مي‌شود و با معرفي سه مدل متفاوت پيشرفت و سه شاخص متمايز عدالت توضيح داده مي‌شود كه مدل پيشرفت دولت‌محور (يا پروژه‌محور) و مدل پيشرفت مبتني بر انحصار "عادلانه " ارزيابي نمي‌شوند و تنها مدل پيشرفت مبتني بر برابري فرصت‌ها (آزادسازي اقتصادي- رقابت‌محور)، پيشرفت عادلانه را به همراه دارد.
پاسخ سؤال معماگونه را در نتيجه اجتناب از بكارگيري مدل اقتصاد آزاد رقابت‌محور مي‌توان يافت.

1. روش‌شناسي تنظيم مطلوب نگرش‌هاي پايه

در يك طبقه‌بندي كلي، عوامل مؤثر بر ميزان برخورداري آحاد مردم از سعادت و خوشبختي را مي‌توان در دو گروه انتخاب‌هاي فردي و عوامل محيطي عمومي قرار داد. با توجه به اين‌كه انتخاب‌هاي فردي خود به ميزان قابل توجهي در انطباق با (يا واكنش به) شرايط عمومي تعيين مي‌شوند، عوامل محيطي حائز اهميت زيادند. مؤلفه‌هاي اصلي تعيين كننده عوامل محيطي عمومي را مي‌توان در سه "سطح " مرتبه‌بندي كرد. سطح اول را نگرش‌هاي پايه (يا انديشه‌هاي راهبردي) در سطح جامعه تشكيل مي‌دهد كه در ذيل آن سطح سياست‌گذاري و در مرتبه بعدي سطح عملياتي (يا اجرايي) قرار مي‌گيرند. بر اين اساس مي‌توان نتيجه گرفت كه نگرش‌هاي پايه داراي اثر تعيين كننده بر سعادت و خوشبختي آحاد مردم در جوامع گوناگونند. اين نگرش‌ها علي‌الاصول، مجموعه‌اي را تشكيل مي‌دهند كه از مؤلفه‌هاي مختلفي تشكيل شده است. خصوصيات زير را مي‌توان براي هر يك از اين مؤلفه‌ها به‌عنوان شروط لازم (و البته نه كافي) براي دستيابي به سعادت و تعالي ذكر كرد:

1. صراحت: اجتناب از بيان كلي
2. دقت: شاخص‌پذيري
3. برخورداري ذاتي از جايگاه مبنايي: اين عوامل بايد مؤلفه‌هاي اصلي اداره كشور را تشكيل دهند.
4. برخورداري از استقلاب نسبي در مقايسه با ساير مؤلفه‌ها: تعريف هر يك از مؤلفه‌هاي نبايد وابستگي عمده به ديگر مؤلفه‌هاي داشته باشد كه در اين صورت در يك دور بي‌نتيجه گرفتار خواهيم شد. مثلاً عدالت را منوط به پيشرفت كنيم و پيشرفت را منوط به عدالت و...
5. واقعي بودن (براي آحاد مردم بطور ملموس قابل شناسايي و درك باشد): درواقع همان‌گونه كه توضيح داده خواهد شد، انديشه‌هاي راهبردي نه تنها بايد به "درك عمومي " تبديل شود بلكه بايد "حس مشترك عمومي " را درپي داشته باشد.
6. بهر‌ه‌مندي از تجربيات ديگران: جهان، چه در عرصه جغرافيا و چه در عرصه تاريخ، تجربيات قاعده‌مند را در قالب علم در اختيار ما قرار داده تا از آن استفاده كنيم. علم اين مكان را فراهم مي‌سازد كه راه‌هاي رفته را دوباره نيازمائيم. ارزش‌هاي حاكم بر جوامع مختلف متفاوتند، همان‌گونه كه ارزش‌هاي حاكم بر آحاد مردم نيز مي‌تواند متفاوت باشد اما تجارب قابل مبادله‌اند. همان‌گونه كه ما اميدواريم ديگران از ما بياموزند، ما هم مي‌توانيم ازديگران بياموزيم.

حال اگر هر يك از مؤلفه‌هاي نگرش‌هاي پايه را براساس معيارهاي شش‌گانه ذكر شده تعريف كنيم، ضروري است در قدم بعد "مجموعه " اين مؤلفه‌ها را شكل دهيم. اين مجموعه نيز براي آنكه كارآمدي داشته باشد لازم است داراي ويژگي‌هاي سه‌گانه زير باشد:

1. سازگاري دروني: به عنوان مثال بطور طبيعي موارد ذكر شده در تعريف عدالت نمي‌تواند در تعارض با موارد ذكر شده در تعريف پيشرفت باشد.
2. شمارگان محمدود: مؤلفه‌هاي اصلي نگرش‌هاي پايه بايد پايه‌اي‌ترين عوامل را تشكيل دهند و لذا قاعدتاً از تعداد انگشتان دست تجاوز نمي‌كنند. در مورد كشور ما: عدالت اجتماعي، پيشرفت اقتصادي، استقلال سياسي، معنويت، شايد شماري از مهم‌ترين اين عوامل باشند.
3. رابطه سلسله‌مراتبي با يكديگر: بسياري از مؤلفه‌هاي اصلي نگرش‌هاي پايه در صورتي كه به درستي تنظيم شوند، در "بلندمدت " مي‌توانند در سازگاري با يكديگر باشند، اما در كوتاه‌مدت هزينه‌هاي تحقق يك هدف ممكن است خود را به صورت به‌تعويق افتادن تحقق هدفي ديگر نمايان سازد كه لازم است بجاي قرار دادن مؤلفه‌هاي مختلف در "عرض يكديگر "، رابطه "طولي " و "سلسله‌مراتبي " آن‌ها را با يكديگر مشخص سازيم. درواقع، آنچه در اين‌جا اهميت دارد اجتناب ازبيان "اهميت مطلق " به تنهايي و در مقابل، مشخص ساختن "اهميت نسبي " هر مؤلفه در قالب "مجموعه مؤلفه‌ها " است.

جوامعي كه در آن‌ها پويايي وجود دارد و نوعي رضايت عمومي از تحولات، بطور ميانگين در آن‌ها مشاهده مي‌شود، جوامعي هستند كه موفق شده‌اند به نوعي اجماع و اتفاق نظر در مورد "تعريف اهداف " و "اهميت نسبي " آن‌ها دست يابند. بنابراين ضروري است نه تنها نخبگان با ديدگاه‌هاي مختلف، بلكه آحاد مردم نيز در فرايند دستيابي به وفاق در مورد مؤلفه‌هاي اصلي نگرشي كه پايه تعيين كننده رفاه و سعادت آن‌ها را تشكيل مي‌دهند مشاركت فعال داشته باشند. لذا فرايند نهايي كردن موفقيت‌آميز اين مؤلفه‌ها، فرايند "دوسويه " است.

كلام آخر در بحث روش‌شناسي تبيين انديشه‌هاي راهبردي آن‌كه، اين انديشه‌ها علي‌الاصول، از جامعه‌اي به جامعه ديگر و از كشوري به كشور ديگر، به وسيله دو عامل از يكديگر متمايز مي‌شوند. عامل اول معيارهاي ارزشي متفاوت حاكم بر جوامع مختلف است و عامل دوم ويژگي‌هاي اقليمي، تاريخي، فرهنگي و نهادي كشورهاي مختلف. بر اين اساس، هيچ دو كشوري را نمي‌توان يافت كه شبيه يكديگر عمل كرده باشند، هرچند اصول تجربي را مي‌توان در آن‌ها مشترك1 يافت.

همان‌گونه كه در ابتداي اين نوشته اشاره شد، نگرش‌هاي پايه در مورد مؤلفه‌هاي اصلي اداره كشور، با مشخصات ذكر شده، مي توانند هماهنگ كننده و جهت دهنده سطوح سياست‌گذاري و اجرايي باشند و منجر به جلوگيري از بروز تعارضات اصطكاك‌آفرين در اركان اداره كشور به عنوان يك معيار حداقلي و شتاب بخشيدن در حركت هماهنگ به جلو به عنوان يك معيار رضايت‌بخش شوند. اين‌كه هنجارهاي پذيرفته شده جامعه در مورد موضوعاتي مانند انباشت سرمايه، آزادي فعاليت‌هاي اقتصادي، حمايت از گروه‌هاي كم‌درآمد گستره فعاليت‌هاي دولت، اهداف ملموس و عيني كاركردي حكومت در زندگي روزمره مردم و... چيستند، مقدمه اوليه لازم براي پيشرفت و توسعه است. در نبود اين نگرش هاي پايه پذيرفته شده عمومي، سليقه‌هاي شخصي و برداشت‌هاي موردي مبناي تصميم‌گيري‌ها قرار مي‌گيرد كه فضاي متعارضي را ايجاد خواهد كرد. اين مؤلفه‌ها اگر در سه حوزه فرهنگ، سياست و اقتصاد تبيين نشوند، تلاش‌هاي زياد انجام شده و سرمايه‌گذاري‌هاي صورت گرفته و موهبت‌هاي خداداي، تبديل به رفاه و سعادت براي مردم نمي‌شوند.
برگزاري جلسات انديشه‌هاي راهبردي، هرچند ديرهنگام اما اقدامي است كه اگر روش‌مند و منطبق با معيارهاي ذكر شده تنظيم شود مي‌تواند پايه‌هاي اصلي تبيين نگرش‌هاي پايه را مستقر سازد.

2. براي اطلاعات بيشتر مراجعه كنيد به كتاب تجربه توسعه صنعتي در جهان: مسعود نيلي،عليرضا ساعدي،انتشارات علمي دانشگاه صنعتي شريف 1384

2. جايگاه عدالت اجتماعي
در يك طبقه‌بندي كلي، در اقتصاد دو حوزه توصيفي و هنجاري را از يكديگر متمايز مي‌كنيم. در اقتصاد توصيفي درصدد آنيم كه محيط بيروني را آن‌گونه كه هست توضيح دهيم، بدون آن‌كه خود قضاوتي در مورد آن داشته باشيم. در مقابل، در حوزه هنجاري به بايدها و نبايدها مي‌پردازيم و لذا انتظار داريم كه اين حوزه، از هنجارهاي ارزشي موجود در جامعه تأثير پذيرد. عدالت كه در بعد سياست‌گذاري عمدتاً در چارچوب عدالت اجتماعي مورد توجه قرار مي‌گيرد، در زمره موضوعاتي است كه در دسته دوم قرار مي‌گيرد. بنابراين برخلاف علم كه درصدد آنست تا گزاره هايي فراگير و جهان شمول ارائه كند، مقوله عدالت محدود به معيارهاي ارزشي حاكم بر جامعه است. تعريفي كه ما از عدالت داريم مي‌تواند بسيار متفاوت از تعريفي باشد كه جامعه‌اي ديگر دارد.

همان‌طور كه تعريف عدالت مي‌تواند در ميان افراد و جواع مختلف متفاوت باشد، درجه اهميت آن نيز مي‌تواند داراي تفاوت بسيار باشد. در مورد كشور ما، در اين نكته ترديدي وجود ندارد كه عدالت اجتماعي، گفتمان محوري انقلاب اسلامي بوده است. عدالت اجتماعي از كليدواژه‌هايي است كه با فراواني بسيار در ادبيات رسمي جمهوري اسلامي ايران بكار گرفته شده است. بيانات مقامات عالي كشور، اسناد بالادستي سياست‌گذاري و قوانين و مقررات، همگي با بكارگيري اين كليدواژه به عنوان منظور نهايي تشكيل نظام جمهوري اسلامي ايران بر آن تأكيد مي‌كنند. بنابراين مي‌توان اين‌گونه برداشت كرد كه عدالت اجتماعي همواره بالاترين و والاترين هدف هنجاري، حداقل در ذهن سياست‌گذارارن عالي جامعه بوده است. علي‌رغم اين اهميت، به نظر مي‌رسد كه هنوز كند و كاوي عميق در اين موضوع صورت نگرفته و اين واژه پس از گذشت 32 سال از پيروزي انقلاب اسلامي، هنوز همچنان در سطح مفهوم‌شناسي و در حوزه انديشه مورد بحث و بررسي قرار مي‌گيرد و تعريف دقيق و مشخص و غير قابل تفسير سليقه‌اي از آن ارائه نشده است.

وجود چنين خلاء بزرگي، موجب شده است كه سياست‌گذاران براساس برداشت‌هاي خود از عدالت اجتماعي دست به انتخاب ابزارهاي سياست‌گذاري بزنند. در نبود تبيين مفاهيم مرتبط با عدالت اجتماعي و شكل‌گيري توافق آگاهانه در مورد آن، معمولاً نمودهاي ظاهري عدالت اجتماعي مورد توجه قرار مي‌گيرد كه حاصل آن تحميل هزينه‌هاي سنگين سعي و خطا در سياست گذاري است. يك روز ممكن است با هدف تحقق عدالت، قيمت انرژي را تثبيت كنيم و آن را به عنوان موهبتي عادلانه ارزيابي نمائيم و روز ديگر ممكن است افزايش جهشي آن و پرداخت مستقيم نقدي به مردم را عين عدالت بدانيم.

زماني ممكن است براي دستيابي عدالت و تضمين آن، مالكيت گسترده دولت بر صنايع و فعاليت‌هاي اقتصادي را برقرار سازيم و زماني ديگر، واگذاري سريع را عين عدالت بدانيم. حصول به جمع‌بندي در مورد انديشه‌هاي پايه و نگرش‌هاي مبنايي در حوزه عدالت اجتماعي يكي از ضروري‌ترين اقدامات در سطح عالي كشور براي جلوگيري از پرداخت هزينه‌هاي سنگين ناشي از نوسانات سياست‌گذاري و يا اتخاذ سياست‌هاي ناسازگار با يكديگر است. اينك با مشخص شدن جايگاه اولويت‌دار اما تعريف نشده عدالت اجتماعي مي‌توان بحث را از رويارويي دو دسته شاخص آغاز كرد كه نتيجه آن طرح يك سؤال كليدي به عنوان سؤال محوري مفهوم‌شناسي عدالت اجتماعي در كشورمان است.

گروه اول شاخص‌ها را ميزان بهره‌مندي كشور از منابع طبيعي و ظرفيت‌هاي ايجاد شده تشكيل مي‌دهد. قرار داشتن در جايگاه سوم در برخورداي از ذخائر نفتي، قرار داشتن در جايگاه دوم جهاني به لحاظ بهره‌مندي از ذخائر گاز، وجود ظرفيت‌هاي فراوان معدني در پهنه كشور، قرار داشتن در موقعيت ويژه جغرافيايي در منطقه، برخورداري از اقليمي گسترده و تنوع مطلوب آب و هوايي و بسياري موراد ديگر، ظرفيت‌هاي خداداي طبيعي كشور را نشان مي‌دهند. از طرف ديگر طي دهه‌هاي گذشته سرمايه‌گذاري‌هاي قابل توجهي در امور اجتماعي، زيربنايي و توليدي و علمي صورت گرفته كه ظرفيت‌هاي بالايي را بوجود آورده است. توسعه چشمگير آموزش و پرورش به گونه‌اي كه نه تنها شوك بزرگ جمعيتي اوايل دهه شصت را جذب كرده بلكه پوشش تحصيلي را در سطح شهرهاي دورافتاده و روستاها به سطح قابل قبولي رسانده، توسعه سريع آموزش عالي در بخش‌هاي دولتي و غير دولتي به گونه‌اي كه ظرف سي سال تعداد دانشجويان كشور به بيش از 15 برابر افزايش پيدا كرده، انجام سرمايه‌گذاري‌هاي گسترده در بهداشت و درمان و ساير حوزه‌هاي امور اجتماعي، منجر به آن شده است كه سرمايه انساني توسعه چشمگيري داشته باشد. در سويي ديگر، سرمايه‌گذاري‌هاي بسيار زيادي در امور زيربنايي صورت گرفته است كه گسترش زياد شبكه راه‌ها، شبكه گازرساني ، دسترسي روستاها و شهرهاي دورافتاده به برق، آب آشاميدني و... نمونه‌هايي ازآن هستند. در حوزه امور توليدي، افزايش قابل توجه توليد محصولات اساسي مانند فولاد، سيمان، محصولات پتروشمي و صنايع سنگين دستاوردهاي قابل توجهي را به نمايش مي‌گذارد. موارد زيادي ديگر را مي‌توان به فهرست ذكر شده اضافه كرد كه براي جلوگيري از طولاني شدن مطلب از ذكر آن‌ها خودداري مي‌شود.

اما در گروه مقابل شاخص‌هاي ديگري قرار دارند كه نتايجي متفاوت را نشان مي‌دهند. نتايج سرشماري عمومي نفوس و مسكن سال 1385 نشان مي‌دهد كه تعداد بيكاران نسبت به سرشماري قبلي (سال 1375) به دو برابر افزايش پيدا كرده و از حدود 45/1 ميليون نفر سال 1375 به 3 ميليون نفر در سال 1385 رسيده است. اين علي‌رغم آن است كه تعريف شاغل در سرشماري سال 1385 متفاوت بوده است و بسياري از كساني را كه در سال 1375 بيكار محسوب مي‌شده‌اند در سال 1385 شاغل در نظر گرفته است.

تركيب بيكاران در سال 1385 نسبت به سال 1375، تغييري عمده از خود نشان مي‌دهد به گونه‌اي كه نرخ بيكاري سنين بين 20 تا 24 سال تا فاصله سني 30 تا 24 افزايش قابل توجه و نرخ بيكاري سنين 30 تا 59 سال كاهش دارد. اگرچه نرخ بيكاري سال 1385، برابر 12/7 درصد بوده است، اما اين نرخ براي زنان بيش از دو برابر (23/4 درصد) نرخ بيكاري مردان (10/7 درصد) ر انشان مي‌دهد. از سوي ديگر بيكاران فارغ‌التحصيل متوسطه و عالي بيش از 50 درصد بيكاران 1385 را تشكيل مي‌داده‌اند. آخرين نرخ بيكاري اعلام شده از سوي مركز آمار در سال 1389 حكايت از افزايش بيكاري دارد (7/14 درصد) كه بيان‌گر تشديد روند نامطلوب ذكر شده است. از طرف ديگر در جمعيت شاغل كشور نيز روند مناسبي مشاهده نمي‌شود و ارقام بيان‌گر آنست كه بيش از نيمي از سرپرست خانوارهاي زير خط فقر شاغل هستند (در شعر 67% و در روستا 52%). بنابراين صرف ايجاد شغل و خروج از جمعيت بيكار به معني خروج از فقر نيست، بلكه ايجاد شغل وقتي باارزش است كه همراه با ايجاد درآمد (رشد اقتصادي بالا) باشد. تحليل وضعيت فقر در جامعه ما حاكي از آنست كه بخش كوچكي از گروه‌هاي زير خط فقر را كساني تشكيل مي‌دهند كه فاقد توان جسمي و ذهني لازم براي كار كردن هستند و گروه‌هاي كم‌درآمد ديگر را كساني تشكيل مي‌دهند كه از قابليت براي كار كردن برخوردارند.

افزايش تعداد شاغلين در شرايطي كه اقتصاد درآمد ايجاد نمي‌كند به معني تقسيم درآمدي محمدود بين افرادي بيشتر و يا عبارت ديگر كاهش بهره‌وري نيروي كار است كه سطح رفاه را مي‌كاهد. از آن‌جا كه خانوارهاي دهك‌هاي اول، دوم و سوم (يعني كم‌درآمدترين‌ها) با معيار سرانه معادل هزينه مصرفي، پرجمعيت‌ترين خانوارها هستند، درآمد پايين سرپرست خانوار به تعداد بيشتري از افراد تقسيم مي‌شود كه حاصل آن فقر بيشتر گروه‌هاي كم‌درآمد است. مشابه موراد ذكر شده در فهرست شاخص‌هاي گروه اول به گروه دوم نيز موارد زياد ديگري را مي‌توان اضافه كرد كه باز هم بخاطر جلوگيري از طولاني شدن گزارش از ذكر آن‌ها خودداري مي‌كنم.


حال سؤال اصلي اين است كه اين تقابل معماگونه بين شاخص‌هاي گروه اول و شاخص‌هاي گروه دوم ناشي از چيست؟
مسلماً مقامات كشور مي‌خواسته‌اند كه عدالت اجتماعي به معني رفع فقر و محروميت برقرار شود و شاخص‌هاي اول هم نشان مي‌دهد كه هم خداوند متعال منابع بسياري را براي تحقق اين هدف در اختيار ما قرار داده و هم ظرفيت‌هاي ارادي ايجاد شده عمدتاً توسط دولت‌ها نيز با همين هدف شكل گرفته است. در كشور ما حداقل يك‌بار، در مقطع پيروزي انقلاب اسلامي، يك بازتوزيع اساسي درآمد و ثروت صورت گرفته است. زمين‌هاي كشاورزي بزرگ بين زارعان جزو تقسيم شد، كارخانه‌هاي كوچك و بزرگ و معادن در مقياسي وسيع از سرمايه‌داران گرفته شد و به نيابت از طرف مستضعفان ، در اختيار دولت قرار گرفت. در سطح شهرها نيز، به منظور تأمين مسكن محرومان، زمين با قيمتي بسيار پايين در اختيار شهروندان قرار گرفت.

نهادهايي جديد مانند: جهادسازندگي و بنياد مسكن انقلاب اسلامي با هدف خدمات‌رساني به محرومان تشكيل شدند و با همه توان و با فداكاري زياد، به فراهم آوردن امكاناتي از قبيل آب آشاميدني بهداشتي، حمام و... براي روستاهاي دور و نزديك پرداختند. نظام پرداخت يارانه در مقياسي وسيع در كشور مستقر شده و به عنوان ابزاري مهم در حمايت از محرومان مورد استفاده قرار گرفت. سياست تثبيت و كنترل قسمت‌ها به منظور فراهم آوردن رفاهي ارزان براي قشر كم‌درآمد جامعه بكار گرفته شد. دولت تصدي بخش وسيعي از فعاليت‌هاي خدماتي از قبيل آموزش، بهداشت و درمان، پست و مخابرات و حمل و نقل را در اختيار گرفت و اين خدمات را با قيمت‌هايي بسيار كمتر از ارزش اقتصادي آن به جامعه ارائه كرد. سازمان‌هاي متعددي از قبيل سازمان بهزيستي، كميته امداد امام خميني(ره) و سازمان تأمين اجتماعي هر يك به نوعي به امر ارائه كمك و حمايت از گروه‌هاي كم‌درآمد جامعه مشغول شدند. تصميمات اقتصادي كشور، تقريباً در همه عرصه‌ها، براساس معيار چگونگي تأثير بر قشر محروم اتخاذ شد.

پرسش اساسي آن است كه چرا به رغم همه اين اقدامات، چهره فقر در جامعه ما غيرقابل قبول مي‌نمايد؟ به چه دليل سهم دهك اول درآمدي از كل هزينه خانوار بطور نسبتاً باثباتي در فاصله بين 1/5 تا 2 درصد در نوسان است؟ اين مشاهده مهمي است كه آسيب‌شناسي آن براي اتخاذ هرگونه رويكرد مؤثر به عدالت اجتماعي ضروري است.2
بطور كلي نتايج بيانگر آنست كه مجموعه منابع كشور، درآمدهاي سرشار (بخصوص با توجه به انفجار درآمدي سال‌هاي اخير) و ظرفيت انساني و فيزيكي ايجاد شده، در جهت ايجاد شغل و درآمد براي آحاد مردم، به ميزان قابل توجهي رضايت‌بخش نبوده است. اشكال در كجاست؟

3. ارتباط بين عدالت و پيشرفت
براي پاسخ به سؤال ذكر شده، مي‌توان به چگونگي ارتباط بين عدالت اجتماعي به عنوان يك هدف متعالي و رشد، توسعه يا پيشرفت به عنوان هدف متعالي ديگر پرداخت. براي توسعه و پيشرفت سه الگوي كاملاً متفاوت از يكديگر قابل تصور است:
1. الگوي پيشرفت دولت‌محور و يا به عبارت ديگر پروژه‌محور
2. الگوي پيشرفت انحصاري (غير رقابتي) بازارمحور
3. الگوي پيشرفت رقابتي بازارمحور

همان‌گونه كه مشاهده مي‌شود هدف از هر سه الگوي ذكر شده، پيشرفت و توسعه و در نتيجه حركت رو به جلو است. آنچه مي تواند به ما معياري بدهد تا بتوانيم دست به انتخاب بزنيم يك هدف والاتر يعني عدالت است. از نظر عدالت اجتماعي، سه شاخص اصلي مي‌تواند به عنوان ملاك و معيار ارزيابي در نظر گرفته مي‌شود:
1. چگونگي توزيع درآمد
2. وضعيت فقر
3. ميزان برابري در دسترسي به فرصت‌ها و منابع

دو شاخص اول را مي‌توان در يك گروه قرار داد كه از جنس نتيجه و محصول الگوي پيشرفت انتخاب شده قلمداد مي‌شوند و به لحاظ وضعيت عدالت اجتماعي از جنس "نشانه " هستند. در حالي‌كه شاخص سوم خود "معيار " و "مقدمه "اي براي انتخاب الگوي پيشرفت و تعيين كننده نتيجه است. حركت هم جهت مطلوب فقر و توزيع درآمد نشانه‌اي از حركت درجهت تحقق عدالت و حركت هم جهت نامطلوب بيان‌گر آنست كه فرصت‌ها بطور برابر توزيع نشده‌اند. ظرفيت‌ها و منابعي كه در يك كشور وجود دارد، در فرايند توسعه بكار گرفته مي‌شود و درآمدهاي جديدي را ايجاد مي‌كند كه چگونگي توزيع آن، وضعيت فقر و توزيع درآمد را مشخص مي‌سازد. اگر پيشرفت پايدار را به صورت يك "فرايند " در نظر بگيريم، ابتداي آن "معيار " وضعيت عدالت به معني ميزان برابري فرصت‌ها و انتهاي آن نيز "نشانه " چگونگي تحقق عدالت به معني نحوه توزيع درآمدها و ميزان فقر و محروميت است. برابري فرصت‌ها، به رفع فقر كمك مي‌كند و محيط آزاد اقتصادي و بهره‌مندي از ماليات بهبود توزيع درآمد مي‌انجامد.

توسعه دولت‌مدار (پروژه‌محور) از آن‌جا كه فعاليت‌هاي اقتصادي را در كنترل مستقيم دولت قرار مي‌دهد مانع از آن مي‌شود كه انگيزه‌هاي لازم براي رشد و توسعه شكل بگيرد و از سوي ديگر كنترل فعاليت‌ها و منابع كل اقتصاد در دست دولت به گسترش فساد مي‌انجامد. لذا اين مدل از توسعه از آن‌جا كه كيك افتصاد را كوچك مي‌كند به توسعه بازارمحور انحصاري كه توليد را غيردولتي مي‌كند اما آن را در اختيار تعداد محدودي بنگاه قرار مي‌دهد، از آن‌جا كه آزادي اقتصادي ايجاد مي‌كند نظام انگيزشي را در جهت افزايش توليد شكل مي‌دهد اما از آن‌جا كه فرصت‌هاي نابرابر پيش زمينه آن است رشد همراه با نابرابري و توسعه غير عادلانه را نتيجه مي‌دهد. توسعه بازارمحور رقابتي مدلي از پيشرفت است كه در آن فرصت‌هاي برابر را در اختيار همه قرار مي‌دهد و در نتيجه هركس به ميزان استعداد خود مي‌تواند بهره‌مندي داشته باشد. در اين مدل، دولت فضاي "رقابتي " و "آزاد " را فراهم و تضمين مي‌كند و از سوي ديگر به تقويت آموزش و افزايش توانمندي‌هاي آناني كه نياز به حمايت دارند مي‌پردازد و نيز با توسعه نظام تأمين اجتماعي كساني را كه بنا به دلايل جسمي و ذهني آمادگي مشاركت در توليد و درآمد را ندارند زير پوشش قرار مي‌دهند.

درسي را كه شايد بتوان از تجربه تاريخي جوامع گوناگون گرفت آنست كه برقرار كردن محيط آزاد كسب و كار، انگيزه‌ها را براي ايجاد درآمد جديد افزايش مي‌دهد و تضمين شرايط رقابتي و مقابله با شكل‌گيري هرگونه انحصار از طريق برابري فرصت‌ها، محيط كسب و كار را به محيطي "عادلانه " تبديل مي‌كند. افزايش درآمد ايجاد شده، اين امكان را به دولت‌هاي مي‌دهد كه با اخذ ماليات و پرداخت‌هاي انتقالي، به توازن توزيع درآمد نيز كمك كنند.

شماي كلي زير را مي‌توان به عنوان جمع‌بندي تلقي كرد:

مادامي كه بين دو الگوي دولت‌محور و انحصاري در نوسان باشيم، نمي‌توان به تحقق عدالت اجتماعي به عنوان يك هدف والا اميد داشت. تحقق عدالت اجتماعي در گرو برابرسازي فرصت‌هاست. تجربه تاريخي ما و ديگران نشان مي‌دهد كه توزيع برابر درآمد ممكن نيست به دليل آن‌كه استعدادها و قابليت‌ها متفاوت است. اما اگر نابرابري درآمد ناشي از نابرابري فرصت‌ها باشد، استعدادها را در جهت رانت‌جويي به حركت درمي‌آورد.

پي‌نوشت:
1. براي اطلاعات بيشتر مراجعه كنيد به كتاب تجربه توسعه صنعتي در جهان: مسعود نيلي،عليرضا ساعدي،انتشارات علمي دانشگاه صنعتي شريف، 1384
2. اقتصاد ايران و معماي توسعه نيافتگي- مسعود نيلي، انتشارات علمي دانشگاه صنعتي شريف، 1383

 



 نگاشته شده توسط مهدی علیزاده در شنبه 31 اردیبهشت 1390  ساعت 9:23 PM
نظرات 0 | لینک مطلب




خبرگزاري فارس: عضو كميسيون برنامه و بودجه مجلس گفت: بخش‌هاي اقتصادي الگوي اسلامي-ايراني پيشرفت از جمله بانكداري اسلامي و مضاربه بايد به عنوان سنگ بناي اين الگو مورد توجه قرار گيرد.

موسي‌الرضا ثروتي در گفت‌وگو با خبرنگار اقتصادي باشگاه خبري فارس«توانا» در خصوص تدوين الگوي اسلامي ايراني پيشرفت اظهار داشت: در فصل اول برنامه پنجم توسعه دولت موظف شده تا پايان سال اول برنامه، اين الگو را شناسايي، بررسي و تصويب كند.
وي افزود: اين اقدام در كارگروهي با حضور اعضايي از دولت، مجلس و گروه‌هايي كه در برنامه تعيين شده‌اند، انجام خواهد شد.
اين نماينده مجلس در خصوص جزئيات الگو اظهار داشت: عدالت اجتماعي، رسيدگي به حقوق كارگران و اقشار مختلف جامعه، توسعه متوازن مناطق، مباحث مربوط به قوميت‌هاي مختلف كشور و همچنين آموزش و بهداشت براي همگان و توجه به جوانان و خانواده كه در قانون اساسي آمده در اين الگو جاي دارد.
ثروتي افزود:‌ بخش‌هاي اقتصادي اين الگو از جمله بانكداري اسلامي و مضاربه كه برگرفته از فرهنگ اسلامي است نيز به عنوان سنگ بناي اين موضوع بايد مورد توجه قرار گيرد كه البته اين موارد در برنامه پنجم تدوين شده است.
وي خاطر نشان كرد: آنچه در الگو مورد توجه است روش عمل و اجراي اين مباحث است كه بايد مبتني بر فرهنگ ايراني و اسلامي باشد.
نماينده خانه ملت با بيان اينكه مثلاً براي مسكن و اشتغال الگوي اسلامي ايراني وجود دارد تصريح كرد: زير بناي هر فعاليت اقتصادي، فرهنگ وتمدن آن جامعه است.
ثروتي افزود: بايد چارچوب، روش كار و الگوي اين موضوعات استخراج شود تا بتوان در چارچوب اين الگوهاي زيربنايي و اساسي، فعاليت‌هاي اجتماعي، اقتصادي، عمراني و فرهنگي را تعريف كرد.
وي در ادامه با بيان اينكه دولت مسئوليت مستقيم تدوين الگوي اسلامي ايراني پيشرفت را دارد خاطرنشان كرد: در همايش‌هايي كه در خصوص الگو برگزار مي‌شود مقالاتي ارائه مي‌شود كه عمدتاً راهبرد، تفكر وانديشه است و بايد در بخش‌هاي مختلف از آن استفاده شود.
عضو كميسيون برنامه و بودجه مجلس در خصوص نقش مجلس در تدوين الگوي اسلامي ايراني پيشرفت اظهار داشت: نمايندگاني از قوه مقننه در كارگروه تدوين الگو حضور دارند كه براي تصويب آن در مجلس طبيعاً موضوعات به كميسيون‌هاي تخصصي مجلس ارجاع مي‌شود و پس از آن براي تصويب نهايي به صحن مجلس تقديم خواهد شد.



 نگاشته شده توسط مهدی علیزاده در شنبه 31 اردیبهشت 1390  ساعت 9:17 PM
نظرات 0 | لینک مطلب




خبرگزاري فارس: معاون برنامه‌ريزي وزير نفت گفت: در سال 90 براي انجام 45 ميليارد صادرات غيرنفتي برنامه‌ريزي شده كه 18 ميليارد دلار آن سهم پتروشيمي‌ها خواهد بود.

به گزارش خبرنگار اقتصادي خبرگزاري فارس، محسن خجسته‌مهر در نهمين همايش بين‌المللي پتروشيمي با تأكيد بر اينكه در سبد انرژي جهان هنوز نفت و گاز حرف اول را مي زند اظهار داشت: در سال 90 قريب به 40 ميليون متر مكعب گاز تحويل پتروشيمي‌ها خواهد شد كه اين رقم تا پايان برنامه پنجم به 161 ميليون متر مكعب در روز خواهد رسيد.
وي افزود: ما وظيفه بالادستي نفت و گاز را توليد ثروت مي‌دانيم اما در بخش پايين‌دستي به ويژه پتروشيمي مزيت بالابردن ارزش افزوده است و ما تلاش مي‌كنيم زنجيره طرح‌ها را به گونه‌اي جلو ببريم كه بيشترين ارزش افزوده ايجاد شود.
وي افزود: درآمد پتروشيمي نه تنها از جهت صادرات بلكه بر اساس رويكرد جديد ما ثروت‌افزايي از طريق فروش فناوري و تكنولوژي است.
معاون برنامه‌ريزي وزارت نفت تأكيد كرد: ما سهمي براي فروش تكنولوژي و صدور خدمات فني به جز سهم صادرات محصولات پتروشيمي براي خودمان قائل هستيم.
وي با بيان اينكه در سال 90 صادرات غيرنفتي كشور 45 ميليارد دلار خواهد بود كه 18 ميليارد دلار آن سهم محصولات پتروشيمي است، گفت: در سال گذشته 10 تا 11 ميليارد دلار محصولات پتروشيمي صادر شد كه بر اساس برنامه‌ريزي ما در سال جاري بايد به 18 ميليارد دلار برسد.
خجسته‌مهر در ادامه تأكيد كرد: ما آماده‌ايم از نظرات و يافته‌هاي جهان براي تدوين الزامات يا محصولات براي توسعه پايدار متوازن و رقابت‌پذير در حوزه پتروشيمي استفاده كنيم چنان كه توسعه دانش محور را بر توسعه، توسعه محور ارجح مي‌دانيم.
وي تصريح كرد: ما به دنبال توسعه مبتني بر دانش هستيم و تلاش مي‌كنيم تمام گره‌ها و آسيب‌هايي كه ممكن است متوجه صنعت پتروشيمي باشد را برطرف كنيم.
وي تأكيد كرد: اگر راندمان بالا و بهره‌وري مناسب در صنعت پتروشيمي مي‌خواهيم تنها مسير ما از استفاده از تكنولوژي‌هاي بالا مي‌گذرد.
وي افزود: ما بايد چالش رقابت پذير كردن قيمت خوراك پتروشيمي‌ها را از مسير تكنولوژي حل كنيم چنانكه راندمان 80 درصدي واحدهاي پتروشيمي نيز از اين طريق قابل افزايش است.
معاون برنامه ريزي وزير نفت، در ادامه اظهار داشت: ما دانش‌هاي فني و لايسنت‌هايي را در اختيار داريم كه در مرحله تجاري سازي پايلوت يا توليد انبوه اوليه قرار دارند و امروز در آستانه فروش دانش فني در اين بخش قرار داريم.
وي تصريح كرد: كشور ما هنوز با توسعه‌اي كه در صنعت چشم‌انداز تصور كرده‌ايم فاصله دارد اما در برنامه چهارم توانستيم 14 ميليارد دلار در اين زمينه سرمايه‌گذاري كنيم.
وي در ادامه رشد عملكرد توليد در برنامه سوم را 6.5 درصد اعلام كرد كه اين رقم در برنامه چهارم به 14 درصد رسيد.
وي افزود: رشد صادرات محصولات پتروشيمي نيز در برنامه سوم 12.5 درصد بود كه در پايان برنامه چهارم به 18.9 رسيد و در سال 88 نسبت به سال 89 قريب به 18 درصد بهبود و افزايش توليد رسيده است.
وي متوسط توليد واحدهاي پتروشيمي در برنامه چهارم را 24 ميليون تن اعلام كرد و گفت: در برنامه چهارم متوسط ارزش صادرات ما به تن 10 ميليون دلار بوده است.
وي در ادامه با بيان اينكه در حال انتقال تصدي دولتي به بخش خصوصي توانمند در كشور هستيم، اظهار داشت: تصدي واحدهاي پتروشيمي را كاملا واگذار كرده‌ايم و تا پايان سال 90 پتروشيمي به صورت يك صنعت توانمند كاملا در اختيار بخش خصوصي قرار مي‌گيرد.
خجسته‌مهر با بيان اينكه تا ارديبهشت سال 90 ، 38 ميليارد دلار واگذاري در حوزه پتروشيمي انجام شده است، گفت: 51 درصد كل واگذاري‌ها از حوزه وزارت نفت انجام شده كه 27 درصد آن سهم پتروشيمي‌ها بود.
وي سياست كلي وزارت نفت را پيگيري وظايف حاكميتي و سرمايه‌گذاري براي ايجاد زيرساخت‌ها اعلام كرد و گفت: طرح‌ها را براي ايجاد ارزش افزوده بيشتر در زنجيره ارزش تعريف مي‌كنيم تا بتوانيم توليد محصولات را در برنامه پنجم به 60 ميليون تن و در افق 1404 به دو برابر ميزان فعلي افزايش دهيم.
معاون برنامه ريزي وزير نفت افزود: اگر برنامه پنجم 50 ميليارد دلار امكان سرمايه‌گذاري وجود داشته باشد 60 درصد آن يعني 30 ميليارد دلار در اختيار بخش خصوصي خواهد بود.
وي افزود: در كنار توسعه صنعت پتروشيمي در جهان ما نيز تلاش مي‌كنيم كه جايگاه اول پتروشيمي از لحاظ خلق دانش و همچنين صادرات محصولات پتروشيمي دست پيدا كنيم.

 



 نگاشته شده توسط مهدی علیزاده در شنبه 31 اردیبهشت 1390  ساعت 9:15 PM
نظرات 0 | لینک مطلب




خبرگزاري فارس: معاون اول رئيس جمهور گفت: با توجه به اينكه كشاورزي ايران ظرفيت تأمين غذاي 200 ميليون نفر را در كشور دارد، طي سال‌هاي آينده بايد به اين ميزان توليد برسيم.

به گزارش خبرنگار اقتصادي خبرگزاري فارس، محمدرضا رحيمي امروز در حاشيه دومين اجلاس وزراي كشاورزي اعضاي گروه دي‌هشت در تهران در مورد سياست‌هاي آينده جمهوري اسلامي ايران براي تسهيل مبادلات كشاورزي و مالي با كشورهاي عضو گفت: اقدام بسيار مبارك در تشكيل گروه دي‌هشت، حمايت و ايجاد پشتوانه مناسب براي هشت كشور مسلمان عضو است.
معاون اول رئيس جمهور گفت: گام‌هاي اول را گروه دي‌هشت برداشته و مي‌تواند تعاملات، فناوري گسترده كه در ظرفيت كشورهاي عضو ديده مي‌شود انجام دهند و مقدمه جهش مناسبي را در دنيا فراهم آورند كه توسط قدرت‌هاي سلطه‌گر در حال حاضر امنيت غذايي جهان تهديد شده است.
رحيمي گفت: قدرت‌هاي سلطه‌گر براي اينكه قيمت محصولات را حفظ كنند، مواد غذايي به دريا مي‌ريزند و حتي يكي از اين قدرت‌هاي سلطه‌گر سال‌هاي گذشته گندم خود را به دريا ريخته تا قيمت گندم همچنان بالا باشد.
وي افزود: در واقع مردم جهان با يك ناامني مواجه هستند و براي مبارزه با آن كشورهاي عضو دي‌هشت از سال‌هاي گذشته تصميم‌ گرفته‌اند تا با همكاري يكديگر اين مشكلات را برطرف كنند.
رحيمي گفت: جمهوري اسلامي ايران نيز با تلاش فراوان اقداماتي كه در دولت نهم و دهم انجام داده با توجه به تغييرات اقليمي و بارش برف و باران توانسته محصول كشاورزي خود را به بيش از پنج برابر افزايش دهد و امسال آماده است نزديك به 4.5 الي 5 ميليارد دلار صادرات داشته باشد.
وي افزود: در حال حاضر كشور جمهوري اسلامي ايران به اندازه كافي در بخش كشاورزي توليد دارد كه علاوه بر تأمين نياز مردم موفقيت خوبي در صادرات نيز داشته است.
معاون اول رئيس جمهور گفت: با وزير جهاد كشاورزي قرار گذاشته‌ايم با توجه به وضعيت نامناسبي كه از لحاظ بارندگي در كشور وجود دارد اما كشور ظرفيت توليد غذاي 200 ميليون نفر را دارد و بايد طبق برنامه به اين مرز برسيم.
وي افزود:‌ اميدواريم امسال توليد بخش كشاورزي به مرز 120 ميليون تن برسد.
رحيمي گفت: امسال سال مناسب در بخش كشاورزي است و در كنار آن با اجراي هدفمندسازي يارانه‌ها نيز ميزان مصرف گندم 3 ميليون تن كاهش مي‌يابد و در توليدات سردرختي كشور هم وضعيت بسيار مناسبي دارد.
رحيمي گفت‌: با توجه به فناوري‌هاي علمي كه در كشور وجود دارد ايران مي‌تواند مبادله خوبي در اين زمينه با كشورهاي عضو دي‌هشت داشته باشد.
وي همچنين افزود: در زمينه آبياري نوين نيز راهكارهاي مناسبي داريم كه مي‌توان علاوه بر مبادله با اين كشورها براي رفع مشكلات خشكسالي بخشي از كشور نيز استفاده بهينه كرد.



 نگاشته شده توسط مهدی علیزاده در شنبه 31 اردیبهشت 1390  ساعت 9:11 PM
نظرات 0 | لینک مطلب




خبرگزاري فارس: عضو كميسيون صنايع مجلس مهمترين نقش در سال جهاد اقتصادي را بر عهده صنعت نفت دانست و گفت: نحوه عملكرد اين صنعت در تحقق و يا عدم موفقيت جهاد اقتصادي تاثيرگذار و مهمي است.

حسين گروسي امروز در گفت‌وگو با خبرنگار فارس در كرج اظهار داشت: بيش از 30 درصد اعتبارات مالي يك سال كشور از حوزه اكتشاف‌، صادرات و فرآوري نفت و گاز تامين مي‌گردد و اگر به دنبال برنامه‌ريزي براي تحقق جهاد اقتصادي هستيم، نمي‌توانيم از نقش صنعت نفت در اين حوزه به سادگي عبور كنيم.
وي تصريح كرد: نفت و گاز در ايران به عنوان بزرگترين و با قدمت‌ترين صنعت به شمار مي‌آيد و وجود ده‌ها پالايشگاه‌، پتروشيمي،‌ صنايع بالا و پايين دستي شرايطي ايجاد كرده است كه حدود 30 درصد اقتصاد ايران به اين صنعت وابسته است.
اين مسئول ادامه داد: حضور شركت‌هاي خارجي در پروژه‌هاي اين صنعت و همچنين برداشت از بخش‌هايي از ميادين نفت و گاز ايران به صورت مشترك با كشورهاي همسايه‌، شرايط مناسبي براي تعاملات و همكاري‌هاي بين‌المللي در اين حوزه ايجاد كرده است.
گروسي گفت: يكي از نيازها و ضروريت‌هاي اصلي جهاد اقتصادي، توليد اشتغال در كشور و فراهم كردن شرايطي است كه هر ايراني بتواند شغلي مناسب براي امرار معاش انتخاب كند و با توجه به وسعت صنايع نفت و گاز، بخش مهمي از برنامه‌هاي اشتغال‌زايي دولت مي‌تواند در اين حوزه محقق گردد.
وي تاكيد كرد: بنابراين صنعت نفت و گاز نقش مهمي در تحقق جهاد اقتصادي ايفا مي‌كند و مسئولان بايد با برنامه‌ريزي دقيق و اصولي زيرساخت‌هاي اين مهم را فراهم كنند.
نماينده مردم شهريار در مجلس شوراي اسلامي در بخش ديگري از سخنان خود به سهم نفت از لايحه بودجه 1390 كل كشور اشاره كرد و گفت: مجلس در زمان تصويب اين لايحه به يك نكته اساسي توجه داشت، مبني بر اينكه بايد اعتبارات لازم براي تحقق برنامه‌هاي دولت در اين حوزه فراهم شود.
گروسي ادامه داد: بنابراين تمام آنچه دولت براي اين صنعت تقاضا كرده بود به تصويب مجلس رسيد و از سوي ديگر پيشنهادهايي در مجلس تصويب شد كه اين اعتبارات را افزايش داد.
وي در پايان تاكيد كرد: اگر برنامه‌هاي پيش‌بيني شده در صنعت نفت و گاز كشور طي سال جاري به درستي و با جديت پيگيري و اجرا شود، مي‌توان اميدوار بود كه بخش قابل توجهي از جهاد اقتصادي در اين مدت محقق شده است.



 نگاشته شده توسط مهدی علیزاده در شنبه 31 اردیبهشت 1390  ساعت 7:16 PM
نظرات 0 | لینک مطلب




  • تعداد صفحات :3
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  

POWERED BY RASEKHOON.NET