با نام گذاری سال جدید با عنوان"تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی" بر آن شدیم تا زنجیره اتصال دو عامل ملی، یعنی تولید و سرمایه را که همان کار معرفی شده است را مورد بازشناسی قرار دهیم.


از جمله مهم ترین عامل اقتصادی مورد توجه در اسلام، عامل نیروی انسانی است. در قرآن و سنت کار ایجاد شده از انسان بسیار مورد توجه قرار گرفته است به صورتی که جزء اعمال عبادی به حساب می آید و پاداش آخرت انسان ها به سعی و تلاش آنها در دنیا وابسته است. در قرآن مجید آیات زیادی درباره ارزش کار و تاکید بر عمل صالح وجود دارد. قرآن به شدت انسان را از حرف زدن های بیهوده و بی عمل منع نموده است و همواره تاکید می نماید که فضل خدا نصیب کسانی خواهد شد که اهل جهد و کوشش و تلاش باشند. به عنوان مثال در آیه 38 سوره مدثر، به صراحت این موضوع مطرح شده است که هر کس در گرو اعمال خویش است. رویکرد دین در آموزه های دینی ما بالا بردن بهره وری در جامعه است که از طریق کارو تلاش بدست می آید.

زمانی که در یک جامعه فرهنگ کار نهادینه گردد، کار کردن یک ارزش تلقی خواهد شد و همه افراد جامعه در سطوح مختلف، کارکردن را مسیر موزون جامعه دانسته و به سمت درست کار کردن حرکت خواهند کرد.

آسیب شناسی فرهنگ کار

حال با این همه سفارش های موکد و قوی برای پیوند کار دنیوی با پاداش آخرتی و روایات قرآنی و دینی که به عنوان مسلمان به آنها اعتقاد داریم، چه اتفاقی افتاده که نسبت به کار و بهره وری در فرهنگ خود فاقد انگیزه و عملکرد مناسب هستیم.

 بنا بر نظر اکثر کارشناسان اقتصادی، فرهنگ و اخلاق کار در ایران نسبتاً ضعیف بوده و بنابراین لازم است فقدان این فرهنگ در جامعه به عنوان یک معضل اقتصادی، اجتماعی تلقی شود و برای شناسایی بهتر وضع موجود از نظر فرهنگ کار، بررسی ها و ریشه یابی هایی صورت گیرد.

 

عملکرد بخش عمده ای از شاغلان بخش خصوصی و دولتی در جایگاه مناسب و شایسته خود قرار ندارد. کار یک سرگرمی غیرسازنده و فعالیتی تکراری تلقی می شود که افراد خود را ناگزیر از انجام آن می دانند. برای امرار معاش و رفع تلکیف و توجیه شاغل بودن خود، به آن روی می آورند.این مسائل باعث کاهش انگیزه و خلاقیت در نظام کاری کشور خواهد شد و فرهنگ کار چهره کنونی را پیدا خواهد کرد. در صورتی که اگر در سازمان ها، نهادهای اجتماعی و حتی خانواده ها به شرافت، صداقت و اعتبار حقیقی اهمیت داده شود و شایسته سالاری ملاک قضاوت قرار گیرد،فرهنگ کار نمود زیباتری پیدا خواهد کرد و می توان بسیاری از مفاسد اداری را که هم اکنون از غلبه روابط بر ظوابط ایجاد شده است را برطرف نمود. تجربه سازمان‌های موفق در کشور نشانگر آن است که به رغم تأثیر عوامل محیطی، امکان بسیاری از تحولات مثبت در درون سازمان‌ها وجود دارد و این تحولات خود می‌تواند بسترساز تحولات وسیعتری در کل جامعه باشد. فرهنگ کار و نظم‌پذیری در سازمان‌ها زمینه‌های استفاده مفید و موثر از منابع انسانی و مادی را فراهم می‌سازد و آثار مطلوبی در بعد بهره‌وری و کسب مزیت رقابتی دارد. برای ارزشی کردن تولید و سودآوری، گریزی نیست جز اینکه در سازمان و جامعه فرهنگ کار رواج پیدا کند.

کار آفرینی

بررسی وضعیت بسیاری از کشورها نشان می‌دهد که در صورت برخورداری از استراتژی‌های جامع و تبدیل آن به برنامه‌های مشخص و معین می‌توان به توسعه دست یافت. در صورتی که ما بتوانیم با کشورهای دارای اقتصاد پیشرفته و مدرن تبادل تجربیات داشته باشیم و به تشریح تاریخ و نحوه زندگی آنان بپردازیم، می توانیم الگوهای جهان پیرامون را به افراد جامعه معرفی کنیم و نشان دهیم که ارتقاء جایگاه هر کشوری در هر زمینه ای منوط بر سختکوشی و تلاش و کار مستمر مردم آن کشور است.این ویژگی در کشورهای شرق دور کاملا مشهود است. نگاهی به تجارب آنها نشان می دهد که در آن جوامع افراد سخت کوش بر افراد دارای استعداد ترجیح داده شده اند. ما نیز می توانیم علاوه بر استعدادیابی و ایجاد افراد شاخص، به سخت کوشی اهمیت بدهیم. بزرگترین فایده این تغییر اولویت، مشارکت بخش بیشتری از جامعه در مسائل اجتماعی خواهد بود و شایسته سالاری محقق خواهد شد.

فرهنگ کار یک هنجار فرهنگی است که یک ارزش اخلاقی مثبتی را برای انجام یک شغل درست وضع نموده است و مبتنی بر این باور است که کار فی‌نفسه دارای یک ارزش ذاتی است. مثل سایر هنجارهای فرهنگی، علاقه‌مندی و باور یک فرد به اخلاق کار اساساً تحت تأثیر تجارب و تعلیم یافتن فرد در خلال دوران طفولیت و نوجوانی است. خانواده یکی از عواملی است که در تقویت فرهنگ کار و دوام و اسمترار آن نقش دارد. این به خاطر این است که فرد دائماً تحت تأثیر خانواده قرار می‌گیرد.

 

بنابراین با برقراری ارتباط و کنش متقابل بین خانواده و فرد می‌توان به صورت ضمنی و غیرمستقیم بسترسازی لازم برای ایجاد و پرورش فرهنگ کار را فراهم ساخت والدینی که یک فرهنگ کار قوی را ابزار می‌دارند فرزندان خود را به سوی بهره‌مند شدن از فرهنگ کار قوی می‌کشانند. همین که فردی وارد محل کار می‌شود در ارتباط با تصورات و عکس‌العمل دیگران، نگرش‌های کار شکل یافته او در دوران طفولیت تایید شده و یا مورد نقض قرار می‌گیرد. در این میان مفهوم اشتغال پایدار رابطه تنگاتنگی با جایگاه کار در جوامع دارد. اشتغال پایدار مفهومی نیست که بتوان با فعالیت ها و پیگیری های مستمد اقتصادی ایجاد نمود بلکه زیر ساختی است که باید با ایجاد فرهنگ درست کار در سنین کودکی و نوجوانی در آحاد جامعه ایجاد شود. نظام آموزشی کشور می تواند در این زمینه گام های اساسی بردارد.

فرهنگ کار بدون کار مفهومی ندارد. کار کردن و فرهنگ کار بایستی نهادینه شود تا از این طریق بتوان بنیادهای فرهنگ کار را بنا نهاد و در جهت تقویت آن گام برداشت. فرهنگ کار به معنای پذیرش اصول، الگوها، رفتارها و قواعد صنعت تولید است که با اعمال ساز و کارهایی بایستی آن را ایجاد، مراقبت و کاربردی کرد. بدون تردید ساختار اقتصادی جامعه بر فرهنگ کار موثر است. امید است بتوانیم با جدیت بیشتری شعار سال جدیدمان را جدی بگیریم و تلاش روزافزون را سرلوحه زندگی فردی مان قرار دهیم.

زهره حیدری

موضوع : جایگاه کار و تلاش در آموزه های دینی

منبع : تبیان

 

 



 نگاشته شده توسط مهدی علیزاده در دوشنبه 21 فروردین 1391  ساعت 1:44 AM
نظرات 0 | لینک مطلب



کار از منظر اسلام

از نظر اسلام، کار امری مبارک و مقدس است و آن که «به حرفه و کاری مشغول است، محبوب خداست.» و «کسی که برای اداره زندگی اش می کوشد، هم سنگ مجاهد در راه خداوند معرفی شده است.» بلکه «مقام وی برتر از مقام مجاهد در راه خدا دانسته شده است.» «هر که از دست رنج حلال خویش بخورد، درهای بهشت برایش گشوده می شود تا از هر یک که می خواهد درآید.» و «خیری نیست در وجود کسی که به دنبال جمع آوری مال از راه حلال نباشد تا بدین وسیله، آبروی خود را محفوظ دارد و دِیْن خود را ادا کند و صله رحم انجام دهد».

در کلام امامان معصوم علیهم السلام : «بر آن که سنگینی (اقتصادی) خود را بر دوش دیگران می اندازد (و خود از کار شانه خالی می کند)، لعن شده است.» همچنین از علی علیه السلام نقل شده است: «آن که آب و خاک کافی در اختیار دارد، ولی فقیرانه زندگی می کند، از رحمت خدا دور است.» طبیعی است که زندگی فقیرانه، در عین بهره مندی از آب و خاک کافی یا به سبب نداشتن تدبیر کافی در به کارگیری این ثروت های خدادادی یا به دلیل رها کردن کار و تلاش، در استفاده بهینه از این امکانات است.

محمدبن منکدر می گوید: روزی از روزهای گرم به اطراف مدینه می رفتم، امام باقر علیه السلام را دیدم. او مردی تنومند و سنگین بود و به طرف مزرعه می رفت. با خود گفتم: سبحان اللّه ، بزرگی از بزرگان قریش در چنین ساعتی و در چنین حالتی به طلب دنیا می رود، باید او را موعظه کنم. به او نزدیک شدم و سلام کردم. در حالی که عرق می ریخت، با گشاده رویی پاسخم داد. گفتم: خدا حال تو را نیکو گرداند، بزرگی از بزرگان قریش در چنین ساعتی و با چنین حالتی در طلب دنیاست. نمی ترسی که در این حالت اجل تو در رسد، در حالی که در طلب دنیا هستی. فرمود: اگر مرگ در رسد و من در این حال باشم، مرگم فرا رسید[ه است]، در حالی که به اطاعت و انجام فرمان الهی مشغول هستم تا به وسیله آن، خود و خانواده خود را از تو و مردم بی نیاز سازم. من آن گاه می ترسم که مرگ فرا رسد، در حالی که به گناهی از گناهان مشغول باشم.

گفتم: راست گفتی، خدا تو را رحمت کند. می خواستم موعظه ات کنم، اما تو مرا موعظه کردی. به گفته صائب تبریزی:

مشو غافل ز گردیدن که روزی در قدم باشد همین آواز می آید ز سنگ آسیا بیرون

حضرت علی علیه السلام در بیان این سخن خداوند که فرمود: «وَ أَنَّهُ هُوَ أَغْنی وَ أَقْنی؛ او را بی نیاز کرد و سرمایه باقی بخشید.» (نجم: 48) این گونه می فرماید: یعنی هر انسانی را به وسیله معیشت او بی نیاز کرد و به واسطه کسب و کارش راضی گرانید. ناصر خسرو نیز چنین می سراید:

چو مرد باشد پر کار و بخت باشد یار ز خاک تیره نماید به خَلق زر عیار
فلک به چشم بزرگی کند نگاه در آنک بهانه هیچ نیارد ز بهر خردی کار
بزرگ باش و مشو تنگ دل ز خردی کار که سال تا سال آرد گلی، زمانه ز خار

پیام متن:

تأکید فراوان اسلام به کار و تلاش.

کار، بازتاب صفت خداوند

جهان هستی، جهان کار و کوشش است و در حقیقت، هر ذره ای در عالم وجود، به کار و وظیفه ای مشغول است و به تعبیر حکیم نظامی گنجه ای:

هر ذره که هست اگر غباریست در پرده مملکت به کاریست

در حقیقت، این ویژگی برجسته جهان آفرینش که هر ذره ای در آن همواره در حال انجام به کاری است، بازتاب یکی از صفت های زیبای آفریننده جهان است، چنان که در قرآن مجید می خوانیم:

«کُلَّ یَوْمٍ هُوَ فی شَأْنٍ؛ او هر آن در شأن و کاری است.» (الرّحمن: 29)

مولانای بلخی با بهره گیری از این آیه، خداوند را همواره در کاری می داند و چنین می سراید:

کُلِّ یَومٍ هو فی شَأنٍ بخوان مَرْ و را بی کار و بی فعلی مدان

کمترین کارش به هر روز آن بودکاو سه لشکر را روانه می کند

لشکری ز اصلاب سوی امهاتبهر آن تا در رَحِم روید نبات

لشکری ز ارحام سوی خاکدانتا ز نرّ و ماده پر گردد جهان

لشکری از خاک تا سوی اجلتا ببیند هر کسی عکس العمل

درحقیقت، مولانا در این بیت ها به مفهوم این حدیث شریف نبوی صلی الله علیه و آله نظر داشته و از آن استفاده جسته است که:

خداوند را در هر لحظه سه لشکر است: لشکری که از صُلب پدران به سوی ارحام مادران فرود می آید؛ لشکری که از رحم مادران به روی زمین در حرکت است و لشکری که از دنیا به سرای دیگر، برای دیدن عکس العمل اعمال خویش کوچ می کند.

همچنین، اندیشمندی، درباره تبین «کار» خداوند در جهان آفرینش، چنین می گوید:

کار خداوند در دنیا: امر و نهی، زنده ساختن، میراندن، عطا کردن، بازداشتن و عزت وذلت بخشیدن است و در آخرت نیز: حساب و سئوال و عقاب و ثواب می باشد.

پس، بنده ای که همواره اهل کار و کوشش است، در واقع به صفت پروردگارش متصف شده و جلوه او را در وجود خود باز تابانیده است؛ چرا که خداوند همواره به کار و شأنی می پردازد. بر این اساس، کار یعنی ظهور نور و برکت و زیبایی. جبران خلیل جبران می گوید: «هنگامی که عاشقانه کار می کنید، با خویشتن خویش یگانه می شوید، با دیگران یگانه می شوید و با خدا نیز یگانه می شوید».

پیام متن:

پرداختن به کار و همرنگ شدن با پروردگار جهان.

نشاط و لذت زندگی با کار

آدمی، غرق نعمت های خداوند است، اما هرگز، نه به عمق این نعمت ها پی برده و نه از همه آنها آگاه است. برخی از نعمت ها چون با سختی همراه است، موجب کراهت قلبی آدمیان شده است، که از جمله آن ها، کار و کوشش است. از آن جا که نعمت «کار و تلاش»، به همراه سختی مشقت در اختیار آدمیان قرار گرفته است، قدر حقیقی و کامل آن فراموش می شود و در نتیجه، اینان به سبب ناآگاهی، معمولاً از آن گریزان هستند و به دنبال بهانه ای می گردند تا از زیر بار آن شانه خالی کنند. در حالی که اگر انسان ها در زندگی خویش از گوهر کار بی بهره بودند و همه نعمت ها بدون کمترین تلاش آنها در اختیارشان قرار می گرفت، زندگی ایشان بی روح و بی نشاط می گشت و به تدریج انگیزه ادامه حیات، در وجود آنان از بین می رفت.

به برکت کار و تلاش درخت زندگی آدمی، از میوه های شادابی و سرسبزی بارور می شود و در نتیجه، روح و جسم او را از ضعف و ناراحتی پاک می سازد. امام صادق علیه السلام با توجه به این نکته مهم، در سخنی حکیمانه چنین می فرماید:

اگر تمام نیازمندی های مردم (بدون کار و تلاش) برایشان تأمین می شد، هرگز زندگی شان گوارا نمی شد و لذت آن را درنمی یافتند.

و آن گاه می افزاید:

مگر نمی بینی هرگاه شخصی مهمان گروهی شود و مدتی نزد آنان بیاساید، به گونه ای که تمام نیازهایش همچون غذا و نوشیدنی و خدمات تأمین گردد، خود از بی کاری خسته می شود و به دنبال کاری می گردد تا خود را بدان مشغول دارد؟ پس چگونه است اگر در سراسر عمر، تمام نیازمندی هایش تأمین شده باشد.

در حدیثی نیز از امام علی علیه السلام چنین آمده است: «هر که کار کند، بر نیرویش افزوده می شود و هر کس در آن کوتاهی کند، سستی اش فزونی یابد». همچنین در سخنی از امام صادق علیه السلام نقل است:

منزه است خدایی که رزق و روزی را مقدر فرموده است و آن را چنان نبخشید که با سستی به دست آید. چرا که اگر روزی انسان ها (بدون تلاش آنها) در یک جا گرد آمده بود، مردم به دلیل بی کاری، سخت دچار سرمستی نعمت می شدند و در نتیجه، فساد افزایش می یافت و کردارهای زشت به ظهور می رسید.

یکی از دانشمندان می گوید:

اگر مایل به آسایش و راحت نفس خود هستی و به سلامت بدن و فکر خود علاقه داری و می خواهی از بار غم و اندوه بیرون بیایی، به این یک دستور مختصر رفتار کن: هیچ وقت بی کار منشین.

پیام متن:

شادی و نشاط دنیوی و افزایش نیروی بدنی، به برکت کار و تلاش.

کار و هماهنگی با جهان هستی

زیبایی جهان هستی، در گرو حفظ تناسب و هماهنگی تمامی مجموعه های دستگاه آفرینش با یکدیگر است. در عالم هستی، هر ذره ای سرگرم کاری است و به تعبیر حکیم نظامی گنجه ای:

در این پرده یک رشته بی کار نیست سررشته بر ما پدیدار نیست

و انسان زمانی یا این مجموعه، هماهنگ خواهد شد و با این پیکره تناسب خواهد یافت که او هم به وظیفه ای بپردازد در این صورت، به نظم و شکوه جهان هستی آسیبی وارد نخواهد شد؛ زیرا تنها این گونه است که آدمی در متن موسیقی هستی، ساز موافق می نوازد و با تمام ذرات جهان آفرینش، هم آوا خواهد شد.

جبران خلیل جبران می گوید:

شما کار می کنید و با کارتان، با آهنگ خاک هم نوا و با روح زمین یگانه می شوید، زیرا بی کاری و بی ثمری، غریبگی است با فصل ها و نیز جاماندن است از کاروان زندگی؛ کاروانی که با شکوه و سرافرازی، عازم ابدیت است. آن گاه که کار می کنید، نی ای هستید که از قلب پاک و خالی تان، زمزمه های نرم و جاری زندگی به آوایی خوش بدل می شود؛ آواز خوش زندگی. کدامین شما می خواهد نی ای باشد خاموش و گنگ، آن گاه که نی های بی شمار هستی، هم نوا شده اند و عاشقانه می خوانند.

دانشمند دیگری در همین زمینه گفته است:

حرکت و جنبش و تکاپو در برابر سکون و توقف و آرامش، از مفهوم های اساسی و دیرین در جهان بینی است. هراکْلیتوس، جهان هستی را همواره در حال گداز و کرشمه و رقصی آرام و ابدی می داند و در نظر او سکون و ثبات و یک نواختی در قاموس آفرینش مفهومی ندارد. هِگِل، فیلسوف نامی آلمان، حرکت و تکاپو را محور اساسی فلسفه خود قرار داد. مفاهیم اساسی در فیزیک نو نیز حرکت و تکاپوست. جهان از دیدگاه فیزیک نو، چیزی جز جنبش نیست و همه چیز در حرکت است. در برابر این توجیه کلی فلسفی از نظام آفرینش، اکنون دانشمندانی که باعلوم عملی و به کاربستن اصول نظری سر و کار دارند، با این مسئله روبه رو هستند که چگونه روش کار و فعالیت خود را با ناموس تکاپو و حرکت هماهنگ سازند، تا برخلاف سیر طبیعی، حرکت نکرده باشند.

مجموعه جهان هستی، همواره در حال پویایی و حرکت است. بر این اساس، ناهماهنگی انسان با این مجموعه و ترک کار و تلاش، به معنای بروز زشتی و پلشتی است و از طرفی، هماهنگی با عالم هستی و کوشش و پویش، نشانه ظهور زیبایی و شکوه و شادابی است.

پیام متن:

هماهنگی با جهان آفرینش و پیدایش زیبایی، به برکت کار و تلاش.

کار، وظیفه ای اجتماعی

انسان ها، طبعا موجوداتی اجتماعی اند و برای رسیدن به بیشتر هدف های مادی و معنوی شان، ناگزیر از تعامل با یکدیگرند. در واقع، در یک نگاه هر کدام از انسان ها بر سرسفره دیگران نشسته اند و از دسترنج و ثمره هم نوعان خویش روزی می خورند. بر این اساس، بهره مندی از دسترنج و تولیدات دیگران، حقی بر گردن مصرف کننده پدید خواهد آورد، که او نیز در برابر فایده ها و بهره هایی که با تلاش دیگران نصیب او می شود، در خود احساس وظیفه کند و پاسخ نیکی را به نیکی دهد. همچنین، خود را تافته ای جدا بافته از دیگران نپندارد بلکه به کار و فعالیتی اعم از فکری، علمی یا غیره مشغول می شود تا او هم با سوددهی به دیگران، وظیفه اجتماعی خویش را به خوبی ادا کند و هرگز مصداق این سروده نباشد که:

نه شکوفه ای نه برگی نه ثمر نه ریشه دارم همه حیرتم که دهقان به چه کار کِشت ما را

در کلامی ارزنده از استاد شهید مطهری در این باره این چنین می خوانیم:

کار، در واقع یک وظیفه اجتماعی است و اجتماع، حقی بر گردن انسان دارد. یک فرد، هر چه مصرف می کند، محصول کار دیگران است: لباسی که می پوشیم، غذایی که می خوریم، کفشی که به پا می کنیم، مسکنی که در آن زندگی می کنیم، به هر چه نظر می کنیم، غرق در نتیجه کار دیگران است. کتابی که جلومان گذاشته[ایم] و مطالعه می کنیم، محصول کار دیگران است: آن که تألیف کرده، آن که کاغذ ساخته، آن که چاپ کرده، آن که جلد نموده و مانند آنها.

انسان در اجتماعی که زندگی می کند، غرق در محصول کار دیگران است و به هر بهانه ای که بخواهد از زیر بار شانه خالی کند، همان فرموده پیغمبر است که: سنگینی او روی دوش دیگران است، بدون اینکه کوچک ترین سنگینی از دیگران را به دوش گرفته باشد که چنین کسی از رحمت خدا دور است.

پیام متن:

کار و ادای حقوق متقابل.

کار و عزت اجتماعی

گرایش به عزت نفس، یکی از تمایلات ارزشمند انسانی است که دست حکمت الهی، آن را با سرشت بشر آمیخته است. آدمی به طور طبیعی به شرافت و بزرگواری نفس تمایل دارد و از فرومایگی نفس گریزان است. اهل بیت علیهم السلام که خود عزت مندترین انسان ها بوده اند، همواره پیروانشان را به ارزش والای سرافرازی نفس و حفظ آن سفارش کرده اند و هرگز به آنها اجازه نداده اند که خود را خوار و حقیر سازند. امام صادق علیه السلام در این باره می فرماید: «خداوند به مسلمان چنین اختیاری نداده است که خود را ذلیل و خوار کند». در گفتاری از حضرت علی علیه السلام نیز نقل است: «یک ساعت ذلت، باعزت تمام دوران زندگی برابری نمی کند».

همچنین، امام سجاد علیه السلام در حدیثی فرمود: «دوست ندارم که با ذلت نفس، به ارزنده ترین سرمایه و ثروت ها دست یابم». گفتنی است که دست یابی به گوهر عزت نفس، پای بندی به اصول و شرایطی را می طلبد که از مهم ترین آنها، اهل کار و تلاش بودن در زندگی است. کار و کوشش، از ارکان تحقق عزت نفس و حفظ آن است. هیچ فرد و جامعه ای، با تنبلی و سستی نمی تواند زندگی آبرومندانه و شرافت مندی برای خویش فراهم آورد و نزد دیگران عزیز و سربلند شود.

در رهنمودی از حضرت علی علیه السلام می خوانیم:

اگر می خواهی آزاد زندگی کنی، چون بردگان تلاش کن و از اموال دیگران قطع طمع نما! و مگو که این کار، مرا پست می کند، [چرا ] که ذلت و پستی در درخواست کردن از مردم است. آن گاه که از دیگران بی نیاز باشی، به هر کاری که مشغول شوی، از همه مردم بلند قدرتر می گردی.

و در کلامی دیگر چنین اشاره می فرماید:

برای من سنگ کشیدن از قله کوه، گواراتر و آسان تر است از اینکه منت دیگران را به دوش بکشم. ننگ است که انسان، بی چیز باشد و از دیگری درخواست کند.

از جبران خلیل جبران نیز چنین نقل است:

آن گاه که کار می کنید، دورترین رؤیای زمین را تعبیر می کنید؛ رؤیایی که همچون قرعه به نام شما زده اند. اما اگر هنگام کار کردن و رنج بردن، زادن و زندگی را بلیه ای بدانید که بر پیشانی شما نوشته اند، آن گاه در پاسخ تان خواهم گفت: پیشانی نوشت تان را هیچ چیز جز عرق پیشانی که حاصل کار شماست، نخواهد شست و نیز در گوش تان خوانده اند که زندگی، تاریکی است و من می گویم: آری، زندگی، تاریکی است، مگر آنکه چراغ اشتیاقی آن را روشن کند و اشتیاق، کور است، مگر آنکه به نور دانشی بینا شود ودانش، عبث و بی فرجام است، مگر آنکه دست در دستان گرم و روشن کار بگذارد.

پیام متن:

عزت، شخصیت و اعتبار اجتماعی انسان، در گرو کار و کوشش است.

تنبلی و خسارت مادی و معنوی

این بادیده از کاهلی توست پر از خار از خار شود ساده اگر گرم برانی

صائب

سستی و تنبلی، افزون بر آنکه نمودار ضعف اخلاقی شخص است، صفتی ناپسند، بلکه خطرناک هم است. اگر این عادت در وجود فرد ریشه بدواند، او را از رهیابی به سعادت دنیا و آخرت بازمی دارد و زمینه خسارت های مادی و معنوی او را فراهم خواهد آورد. در روایتی امام صادق علیه السلام می فرماید: «از تنبلی و بی حوصلگی بپرهیز! چه اینکه این دو تو را از دست یافتن به نصیبت از دنیا و آخرت، باز خواهد داشت.» در حدیثی از حضرت علی علیه السلام نقل است: «چیزها چون با هم جفت شدند، تنبلی و ناتوانی نیز جفت شدند و از آنها فقر پدید آمد.» امام باقر علیه السلام نیز فرموده است: «تنبلی، به دین و دنیا زیان می زند».

باری، تنبلی به ظاهر امری ساده و بدون احساس درد است، ولی مانند بیماری ای است که به تدریج آدمی را از درون به طرف تباهی می کشاند و انسان زمانی متوجه خطر آن می شود که کار از کار گذشته و دیگر فرصتی برای جبران آن باقی نمانده است. امیرالمؤمنین علی علیه السلام نیز فرموده است: «از سستی و تنبلی، نابودی زاده شده است».

فردوسی پارسی گوی سروده است:

تن آسایی و کاهلی دور کن بکوش و ز رنج تنت سور کن
که اندر جهان گنج بی رنج نیست کسی را که کاهل بود گنج نیست
که چون کاهلی پیشه گیرد جوان بماند منش پست و تیره روان

این سخن سقراط است که: «خدای تعالی، کاهلی و تنبلی را دو فرزند عطا فرمود که آنها را خواری و بدبختی نام نهاده اند.» اگر ما حتی در زندگی حشراتی چون زنبور عسل دقیق شویم، آنها را همواره در حال کار و تکاپو می بینیم و زنبورهای تنبل را در میان آنان نیز طرد شده می یابیم. آیت اللّه حسین نوری در این باره می نویسد:

کار و فعالیت در نظر آنها امری مقدس است و چنان گرم کار هستند که هیچ چیز نمی تواند جلو فعالیت خستگی ناپذیر آنها را بگیرد. همین فعالیت منظم است که به این نسل، نام خوش بخت ترین حشرات را داده است. اگر در میان خود یک فرد تنبل ببینند، آن را بدون معطلی تبعید می کنند و از اجتماع خود طرد می سازند تا مبادا خوی پست آن، بر کارگران دیگر هم تأثیر گذارد و آنها را از وظیفه مقدس «کار» منحرف کند.

کاهلی و به هیچ کاری نپرداختن، بسیار نکوهش شده است تا آن جا که شاعر بزرگی چون سعدی «بی هدف به راه بادیه رفتن» را بسی بهتر از «نشستن باطل» و تن آسایی می داند، چرا که حداقل در روی آوردن به بادیده، جنبش و تکاپو و حرکت نهفته است، برخلاف به باطل نشستن که در آن چیزی جز سکون و بی نصیبی نیست:

به راه بادیه رفتن به از نشستن باطل که گر مراد نجویم به قدر وسع بکوشم

سعدی

پیام متن:

با وجود تنبلی و سستی، نه دنیای آدمی به سامان خواهد شد و نه آخرت آدمی آباد.

کار و تمرکز قوه خیال

اگر قوه خیال آدمی به درستی کنترل نشود، یکی از اصلی ترین ابزارهای سوق دهنده او به ارتکاب لغزش ها و نیز اساسی ترین عامل جذب اندوه و نگرانی او خواهد شد. مولانا می گوید:

جان همه روز از لگدکوب خیال وز زیان و سود و از بیم زوال
نی صفا می مانَدَش نی لطف و فر نی به سوی آسمان راه سفر

در واقع، ریشه بسیاری از گناهان، تنها در این است که آدمی ذهن و خیالش را به گناهان متمرکز می کند و سرانجام در دام آنها گرفتار می آید. بنا به فرموده علی علیه السلام : «کسی که درباره گناهان بسیار بیندیشند، عاقبت مرتکب آن گناهان می شود.» همچنین، منشأ بسیاری از دلهره ها وغصه ها نیز در آن است که آدمی پرنده خیالش را آزاد و رها گذاشته است. اگر انسان توفیق یابد که با تمرین، قوه خیالش را مهار کند، در واقع راه ورودی گناهان و غصه ها و دل نگرانی ها را می بندد. بر همین اساس، عارفان و عالمان اخلاق یکی از مهم ترین ارکان سیر و سلوک معنوی را نفی خواطر و کنترل قوه خیال دانسته اند. چنان که یکی از بزرگان دینی در این باره می نویسد:

اما نفی خواطر: عبارت است از تسخیر قلب و حکومت بر آن تا سخنی نگوید و عملی انجام ندهد و تصور و خاطره ای بر او وارد نشود، مگر به اذن و اختیار صاحب آن. تحصیل این حال، بسی صعب و دشوار است و از این رو گفته اند که نفی خواطر از «اعظم مطهرات سِرّ» است.

از همین رهگذر، سرگرم بودن به کار و فعالیت، یکی از مهم ترین شیوه های مهار نیروی خیال است. همان گونه که از حضرت علی علیه السلام روایت است: «اگر آدمی نفس خود را به کاری مشغول ندارد، نفس، او را به خود مشغول می دارد.» بدین ترتیب، مشغول بودن انسان به کار و حرفه، نقش بسزایی در مهار قوه خیال او دارد که این خود، یکی از عوامل باز دارنده آدمی از لغزش ها و گناهان و سبب رهایی او از اندوه و نگرانی هاست.

پیام متن:

کنترل نیروی خیال، به واسطه پرداختن به کار و فعالیت.

پدید آورنده : سیدمحمود طاهری

 

موضوع : جایگاه کار و تلاش در آموزه های دینی

 

منبع : پایگاه حوزه



 نگاشته شده توسط مهدی علیزاده در چهارشنبه 16 فروردین 1391  ساعت 7:24 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



خمیره وجودی انسان از دو بعد مادی و معنوی «جسم و جان» معجون و ترکیب یافته است، و هر یک از این دو بعد، برای رشد و بالندگی، به تقویت، انرژی و تغذیه سالم نیازمند می باشد، خدای متعال که جهان هستی را خلق کرده و انسان را به عنوان گل سرسبد مخلوقات خود، معرفی و طبیعت را مسخّر او ساخته است، ابزار، وسایل و امکانات مورد نیاز در هر دو بُعد مادی و معنوی را در اختیار انسان قرار داده، راه سعادت و شقاوت، و صعود و سقوط را به او نشان داده است، ولی پیمودن راه، نوع زندگی و استفاده و بهره برداری از مواهب و نعمت های طبیعت را به خود او واگذار کرده و این انسان است که باید در سایه تدبیر و تعقل و با سعی، تلاش و فعالیت های شبانه روزی، زمینه رشد، تعالی و تکامل در هر یک از دو بعد مادی و معنوی را برای خود و همنوعان خویش فراهم سازد.

 

طبیعت بستر زندگی

در قرآن کریم، آیات فراوانی آمده است که زمین و طبیعت را به عنوان بستر آماده و مناسب برای امرار معاش، و میدان سعی و تلاش، معرفی می کند و در جاهای مختلف و متعدد به انسان، منت گذاشته و از مواهب و نعمت های مادی و طبیعی و تسخیر آن، برای استفاده و بهره برداری او سخن می گوید، برای نمونه، آیات ذیل را مرور کنیم:

 

«خداوند آسمان ها و زمین را آفرید و از آسمان آب فرو فرستاد و به واسطه آن، انواع میوه ها را برای روزی شما رویاند. کشتی ها را رام ساخت تا به فرمان او، در دریا، حرکت کنند، رودها، خورشید و ماه، و شب و روز را برای شما رام کرده است و هر چیزی که از او خواسته اید به شما بخشیده است و اگر بخواهید نعمت های الهی را بشمارید، قدرت و توانایی شمارش آن را ندارید.»(1)

 

 

در آیه ای دیگر می خوانیم: «و خداوند، چهارپایان را آفرید که برای شما در «پوست» آنها، گرما و منافع دیگری نهفته است و نیز از آنها می خورید و هنگامی که آنها را «شام گاهان» از چراگاه باز می گردانید یا «بامدادان» به چراگاه می برید، شما را در آن تجمل «و زیبایی» هست و بارهای شما را تا شهرهای دور دست می برند، بدون شک، پروردگارتان، رئوف و مهربان است و نیز اسب ها و استران و درازگوشان را آفرید، تا بر آنها سوار شوید و مایه تجمل نیز می باشد، و نیز نعمت های دیگری می آفریند که شما نمی دانید.»(2)

در سومین آیه می خوانیم: «در چهارپایان برای شما عبرتی است که از شکم آنها، از میان سرگین و خون، شیر پاک به شما می نوشانیم... و از میوه های درختان خرما و انگور، هم «شراب» مستی آور و هم خوراکی نیکو به دست می آورید، بی گمان در این امر برای خردورزان، مایه عبرت است و نیز پروردگارت به زنبور عسل، الهام کرد که از کوه ها و درختان، برای خود، خانه بساز، و از همه میوه ها تناول کن و از خدای خود پیروی بنما، آنگاه از شکم آنها شهدی رنگارنگ می تراود که در آن، شفای مردمان می باشد.»(3)

 

آنچه از آیات یاد شده و نظایر آن استفاده می شود این است که هر چیزی که برای امرار معاش و زندگی سالم و به دور از افراط و تفریط، لازم باشد، خدای متعال از همان آغاز خلقت در اختیار انسان قرار داده است. و صد البته که رام ساختن طبیعت و تسخیر آن، این معنی را نمی رساند که انسان دست روی دست بگذارد و سستی و تنبلی را اختیار کرده و سعی و تلاش نکند و خود را سر بار جامعه و مردم قرار دهد.

 

برخی، کار و فعالیت برای امرار معاش را با دنیاگرایی و دنیاپرستی خلط کرده و آن را مغایر با آموزه های دینی تلقی نموده و در مذمت و محکومیت آن، مطالبی گفته اند. عده ای دیگر، می گویند: از آن جایی که رزق و روزی انسان از جانب خالق هستی معین و مقدر شده است، سعی و تلاش انسان، تأثیری در زیادی و نقصان آن ندارد لذا دست از سعی و تلاش برداشته، عزلت و گوشه نشینی را اختیار کرده اند. برخی دیگر کارهای فیزیکی نظیر کشاورزی، دامداری و بنّایی را عیب دانسته و آن را مخالف مقام و منزلت خیالی خود، می دانند!

ترویج این گونه افکار و اندیشه ها، که هیچ گونه پشتوانه دینی و مکتبی ندارد، باعث می شود بهانه به دست دشمنان دین و مذهب بیفتد و آنان نیز با توجه به جهل و نادانی عامه مردم، دین و مذهب را به عنوان عامل تخدیر و رکود در عرصه های مهم اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، معرفی کرده و در سطح جهان تبلیغات وسیع و گسترده ای را علیه دین و مذهب، سازماندهی کنند و به خورد جامعه و مردم دهند.

ارزش کار در فرهنگ اسلامی

کسانی که اندک آشنایی با معارف اسلامی، آیات قرآن و احادیث معصومین داشته باشند این حقیقت را متوجه شده و باور خواهند کرد که رشد و تکامل انسان در هر یک از دو بعد مادی و معنوی، تنها در سایه سعی و تلاش، محقق شده و امکان پذیر می باشد، چنانچه قرآن کریم در جمله کوتاه و معروفی، بهره مندی انسان را منحصراً در گرو کار و کوشش می داند و می گوید: «برای انسان بهره ای جز سعی و کوشش او نیست.»(4) و در آیه دیگری می فرماید: «خداوند سرنوشت هیچ قوم «و ملتی» را تغییر نمی دهد مگر آن که آنها خود را تغییر دهند.»(5) و در جمله کوتاه دیگری می خوانیم: «هر کس در گرو اعمال خود است.»(6) گرچه آیات ذکر شده در ارتباط با امور معنوی و اُخروی است ولی معیار و ملاک کلی که آیات یاد شده و آیات فراوان دیگری به دست می دهد این است که بهره مندی انسان از نعمت های مادی و معنوی «دنیا و آخرت» در گرو سعی و تلاش است به قول شاعر:

نابرده رنج، گنج میسر نمی شود مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد

اگر کار و کوشش با آموزه های دینی و مذهبی، مخالفت داشته و یا مفهوم تضمین رزق و روزی از طرف خداوند، سستی، تنبلی و نشستن در منزل می بود و یا فعالیت های نظیر کشاورزی، چوپانی و دامداری... با مقام و منزلت انسان، سازگاری نداشته عیب به حساب می آمد، انبیا و اولیای الهی که خود صاحبان شریعت هستند و به جزئیات آموزه های دینی، آشنایی کامل دارند، حتماً بیان داشته و یادآوری می کردند، در حالی که قضیه کاملاً بر عکس است. انبیا و اولیای الهی، پیروان خود را به کار و کوشش، دعوت کرده اند و از سستی و تن پروری مذمت و سرزنش نموده اند و خود نیز به کارهای سخت و طاقت فرسا، نظیر چوپانی، خیاطی، کشاورزی و زره بافی... پرداخته اند.

یکی از یاران امام صادق (ع) مدتی خدمت امام نیامده بود، امام صادق (ع) احوال او را جویا شدند عرض کردند: او کار و فعالیت تجارتی را ترک کرده و به عبادت روی آورده است، امام فرمود: وای بر او، آیا نمی داند کسی که تلاش و طلب روزی را ترک کند، دعایش مستجاب نمی شود.» سپس افزود: هنگامی که آیه «وَ مَن یَتَّقِ اللَّهَ یَجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا * وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لاَ یَحْتَسِبُ» نازل گردید، جمعی از یاران پیامبر(ص) درها را به روی خود بستند و روی به عبادت آوردند و گفتند: خداوند روزی ما را عهده دار شده است، این جریان به گوش پیامبر (ص) رسید. کسی را نزد آنها فرستاد که چرا این گونه رفتار می کنید؟ جواب دادند یا رسول اللّه چون خداوند روزی ما را متکفل شده است ما مشغول عبادت شده ایم. پیامبر فرمود: هر کسی چنین کند دعایش مستجاب نمی شود بر شما باد کار و کوشش نموده و طلب روزی نمایید.»(7)

بنابراین معنی و مفهوم تسخیر طبیعت و نعمت های فراوان آن، این است که انسان در سایه تدبیر و تعقل، در حوزه های مختلف زندگی مثل زراعت، دامپروری، تجارت، استخراج معادن، به کارگیری گیاهان دارویی و ساخت و ساز ابزار و وسایل... تلاش و فعالیت نماید و زمینه رشد و بالندگی را در تمام عرصه های زندگی فراهم سازد. آیات فراوانی وجود دارد که انسان را به سعی و تلاش، واداشته و او را تشویق و ترغیب می نماید تا با جد و جهد مداوم، زمینه استفاده مطلوب تر از نعمت های طبیعت را برای خود و همنوعان خویش فراهم سازد چنانچه در سوره نحل می خوانیم:

«او کسی است که دریا را مسخر «شما» ساخت تا از آن «صید کرده و» گوشت تازه بخورید و وسایل زینتی را برای پوشش از آن، استخراج نمایید و کشتی ها را می بینید که سینه دریا را می شکافند تا شما «به تجارت بپردازید» و از فضل خداوند بهره گیرید»(8) بهره گیری معنای وسیعی دارد که هر گونه فعالیت های اقتصادی از طریق راه های دریایی را شامل می شود.


در جای دیگری می خوانیم: «او کسی است که زمین را رام شما ساخت، پس به گوشه و کنار آن، رهسپار شوید واز روزی او، استفاده کنید.»(9) در آیه دیگری این گونه آمده است: «ما شب و روز را روشنی بخش ساختیم تا فضل

(10)در سوره قصص هم می خوانیم: «از جمله رحمت خداوندی این است که شب و روز را برای شما قرار داده است تا در شب آرامش یابید «و دوباره انرژی لازم را به دست آورید» و در روز دنبال رزق حلال رفته تلاش و فعالیت نماید.»(11)

کارگران همپای مجاهدان

از دیدگاه قرآن و روایات معصومین، سعی و تلاش برای اداره زندگی، در سایه موازین شریعت و به دور از افراط و تفریط، به عنوان عبادت ارزشمند و در ردیف جهاد و مبارزه مسلحانه علیه دشمنان و متجاوزین معرفی شده است، خدای متعال در سوره مزمل می فرماید: «آن مقدار از قرآن که برای شما میسر و امکان پذیر می باشد تلاوت کنید، خداوند می داند که به زودی گروهی از شما بیمار می شوند، گروه دیگر برای به دست آوردن فضل الهی «و کسب روزی» به مسافرت می روند و گروه دیگری در راه خدا جهاد می کنند. پس آن مقداری که برای شما ممکن است از آن تلاوت کنید.»(12)

 

در آیه شریفه سه نوع عذر ذکر شده است اولی جنبه جسمانی دارد «بیماری»، دومی جنبه مالی «مسافرت برای کسب و کار» و سومی جنبه دینی دارد که «جهاد در راه خدا» است. لذا برخی گفته اند از این آیه استفاده می شود که سعی و تلاش برای اداره زندگی و امرار معاش هم ردیف جهاد در راه خدا است، در احادیث نیز داریم: «کسی که برای تأمین مایحتاج زندگی خانواده اش، سعی و تلاش می کند تا اسباب معیشت آنان را فراهم سازد مانند مجاهدان راه خدا است که در برابر دشمنان مبارزه مسلحانه می نمایند.»(13)

یعنی همان گونه که مجاهدان در راه خدا، جانشان را به خطر انداخته و در برابر دشمنان داخلی و خارجی و برای حفظ کشور و سرزمین اسلامی، جان فشانی می کنند، کار و کوشش در سنگر اقتصاد نیز چنین نقشی دارد زیرا با سعی و تلاش در سنگر اقتصاد است که توسعه و پیشرفت محقق می شود، روزنه های نفوذ و تسلط مسدود شده و جامعه را از ذلت وابستگی، رهایی پیدا کرده ارزشهای آن، از دست برد اجانب حفظ می شود به تاراج نمی رود.

 

جمله ای از عبدالله بن مسعود، صحابی معروف پیامبر (ص) نقل شده است که می گوید: «هر کس متاعی را به یکی از شهرهای مسلمانان ببرد و زحمات خود را در این راه برای خداوند محسوب دارد سپس آن را به قیمت عادلانه آن روز بفروشد چنین شخصی در

 

پیشگاه خداوند به منزله شهیدان است، بعد برای گفتار خود قسمتی از آیه 20 سوره مزمل را قرائت می کند که: «وَ ءَاخَرُونَ یَضْرِبُونَ فِی الاْءَرْضِ» برخی از مفسرین با توجه به حدیثی که در تفسیر قرطبی به همین مضمون آمده است، می گویند: عبدالله بن مسعود، جمله فوق را از پیامبر (ص) استفاده کرده است»(14)

در حدیث دیگری از پیامبر (ص) می خوانیم: «عبادت هفتاد جزء دارد بهترین جزء از این هفتاد جزء طلب رزق حلال می باشد.»(15) امام صادق (ع) می فرماید: «جدم امام سجاد (ع) صبح از منزل برای طلب روزی خارج می شد، شخصی پرسید کجا تشریف می برید؟ فرمود: می روم تا به خانواده ام صدقه دهم، آن شخص با تعجب پرسید: صدقه به خانواده؟ حضرت فرمود: هر کس دنبال کسب حلال برود و برای طلب مال و رزق حلال برای عیال و خانواده خود حرکت کند مصداق صدقه از جانب خدای سبحان است.»(16)

 

مراسم حج که سالی یک بار برگزار می گردد از لحاظ شکوه و عظمت عبادی و سیاسی، نظیری ندارد اعراب جاهلیت، در ایام مراسم حج، فعالیت های اقتصادی را جایز نمی دانستند، ولی دین مبین اسلام، مراسم حج را به عنوان کنگره ای عظیم عبادی، سیاسی، معرفی می کند و فعالیت های اقتصادی در موسم حج را نه تنها جایز می داند بلکه آن را امر پسندیده تلقی کرده چنانچه در سوره مائده می خوانیم: «کسانی که برای خشنودی پروردگار و جلب رضای او و به دست آوردن سود تجاری به قصد زیارت خانه خدا حرکت می کنند، نباید مورد آزار و اذیت و مزاحمت قرار گیرند.»(17)

امام صادق (ع) در جواب سؤالی که چرا خداوند مردم را به انجام حج و طواف خانه اش فرمان داده است می فرماید: «خداوند انسان را آفرید... و او را به عمل حج، دستور داد که اطاعت دین و مصالح دنیای آنان را در بر دارد، در موسم حج، مسلمانان از شرق و غرب عالم جمع می شوند با یکدیگر آشنا می شوند و برای این که هر ملتی از تجارت ها و فراورده های اقتصادی ملت های دیگر استفاده کنند و با کرایه دادن وسایل نقلیه و حمل و نقل... بهره ببرند...»(18)

 

یکی دیگر از مراسم سیاسی عبادی اسلام که شکوه و عظمت خاصی دارد، بر پایی نماز جمعه است، قرآن کریم در سوره مبارکه جمعه، مسلمانان را مورد خطاب قرار داده می فرماید: «هنگامی که عبادت خدا، و نماز پرشکوه جمعه را به جا آوردید، در روی زمین، پراکنده شده و از نعمت ها و مواهب الهی بهره مند شوید.»(19)

 

از مجموع روایات یاد شده به خوبی می توان استفاده کرد که سعی و تلاش در چهارچوب قوانین شریعت، به دور از افراط و تفریط، برای اداره زندگی و امرار معاش، جایگاه خاص و ویژه ای را در فرهنگ قرآن و آموزه های دینی و مذهبی به خود اختصاص داده است، علت و فلسفه آن نیز روشن است زیرا کار و کوشش:

اولاً: سستی، تنبلی و دل مردگی را از انسان، دور نموده، حرکت و نشاط می آفریند و نیز وسیله خوبی برای اشتغال سالم فکری و جسمی می باشد.

ثانیا: با کار و کوشش، نارسایی ها و مشکلات اقتصادی بر طرف شده، رفاه و آسایش مطلوب به دست می آید، انسان های پر کار و زحمت کش، علاوه بر این که زندگی خود را سر و سامان داده و تأمین می کنند و آسایش و آرامش برای خانواده اش به وجود می آورند، به افراد مستمند و مستحق نیز کمک می کنند.

ثالثاً: اگر آحاد جامعه به تلاش و فعالیت مداوم ادامه دهند، بدون شک، اقتصاد کشور و مملکت نیز روز به روز رونق بیشتری پیدا می کند در نتیجه راه های نفوذ دشمنان، مسدود می شود. ارزشهای دینی و فرهنگی جامعه از دست برد اجانب محفوظ می ماند.

رابطه بی کاری با جرایم

 

در طرف مقابل، تنبلی و بی کاری به عنوان یک پدیده شوم، مصایب و مشکلات فراوانی را برای افراد و اجتماعات به وجود می آورد. اولین ثمره تلخ و زودرس تنبلی و بی کاری، فقر و تهیدستی است، پدیده نامیمون که از آن، به مرگ بزرگ(20) تعبیر شده و باعث می شود انسان های فقیر و درمانده، به اعمال خلافی مثل: قتل، دزدی، تجاوز، خودفروشی و بی عفتی... مبادرت نماید و با افراد خلاف کار، دوست و آشنا شده و مسیر خلاف مثل قاچاق و آدم فروشی را در پیش گیرد به امراض لاعلاج، مبتلا شده و پدیده خانمانسوز اعتیاد دامنگیرش شود، شالوده و اساس زندگیش از هم متلاشی و کانون گرم آن، به جهنم سوزان و غیر قابل تحمل تبدیل گردد و در نتیجه آثار زیان باری در حوزه های فرهنگ، اقتصاد و امنیت بر پیکر اجتماع وارد خواهد شد.

 

لذا در احادیث می خوانیم: «خداوند انسان تنبل و پر خواب را مبغوض و افراد بی کار را دشمن می دارد.»(21) از پیامبر (ص) نیز نقل شده است: «کسی که بار خودش را به دوش دیگران می گذارد ملعون است.»(22) امام باقر(ع) نیز فرموده اند: «من مردی را که در کار دنیای خود تنبل باشد دوست ندارم، کسی که در کار دنیای خود تنبل باشد «با اینکه نتیجه و ثمره آن را به زودی به دست می آورد» در کار آخرتش، تنبل تر خواهد بود.»(23) در حدیث دیگری می خوانیم: «هنگامی که موجودات در آغاز با هم ازدواج کردند، تنبلی و ناتوانی با هم پیمان زوجیت بستند و فرزندی از آنها به نام فقر متولد شد.»(24) بنابراین سعی و تلاش در فرهنگ اسلامی، ارزش فوق العاده ای داشته و تنبلی و بی کاری به عنوان ضد ارزش معرفی شده است.

از خداوند بزرگ می خواهیم سستی و تنبلی نیروهای انسانی را از جهان اسلام برطرف نموده فقر و تهیدستی را از جوامع مسلمین دور سازد و مجد و عظمت آنان را روز افزون نماید.

پی نوشت ها :

1. سوره ابراهیم، آیه 32 و 34: اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَـوَ تِ وَ الاْءَرْضَ وَ أَنزَلَ مِنَ السَّمَآءِ مَآءً فَأَخْرَجَ بِهِ مِنَ الثَّمَرَ تِ رِزْقًا لَّکُمْ وَسَخَّرَ لَکُمُ الْفُلْکَ لِتَجْرِیَ فِی الْبَحْرِ بِأَمْرِهِ وَ سَخَّرَ لَکُمُ الاْءَنْهَـرَ * وَ سَخَّرَ لَکُمُ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ دَآئبَیْنِ وَ سَخَّرَ لَکُمُ الَّیْلَ وَ النَّهَارَ * وَءَاتَئکُم مِّن کُلِّ مَا سَأَلْتُمُوهُ وَ إِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ اللَّهِ لاَ تُحْصُوهَآ...»

 

2. سوره نحل، آیه 5 تا 8: «وَ الاْءَنْعَـمَ خَلَقَهَا لَکُمْ فِیهَا دِفْ ءٌ وَ مَنَـفِعُ وَمِنْهَا تَأْکُلُونَ * وَ لَکُمْ فِیهَا جَمَالٌ حِینَ تُرِیحُونَ وَ حِینَ تَسْرَحُونَ * وَ تَحْمِلُ أَثْقَالَکُمْ إِلَی بَلَدٍ... وَ الْخَیْلَ وَ الْبِغَالَ وَالْحَمِیرَ لِتَرْکَبُوهَا وَ زِینَةً وَ یَخْلُقُ مَا لاَ تَعْلَمُونَ»

 

3. سوره نحل، آیه 66: «وَ إِنَّ لَکُمْ فِی الاْءَنْعَـمِ لَعِبْرَةً نُّسْقِیکُم مِّمَّا فِی بُطُونِهِ مِن بَیْنِ فَرْثٍ وَ دَمٍ لَّبَنًا خَالِصًا سَآئغًا لِّلشَّـرِبِینَ * وَمِن ثَمَرَ تِ النَّخِیلِ وَ الاْءَعْنَـبِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَکَرًا وَ رِزْقًا حَسَنًا»

4. سوره نجم، آیه 39: «لَّیْسَ لِلاْءِنسَـنِ إِلاَّ مَا سَعَی»

5. سوره رعد، آیه 11 :«إِنَّ اللَّهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ»

6. سوره مدثر، آیه 38: «کُلُّ نَفْسِ بِمَا کَسَبَتْ رَهِینَةٌ»

7. تفسیر نمونه، ج 24، ص 238.

8. سوره نحل، آیه 14: «وَ هُوَ الَّذِی سَخَّرَ الْبَحْرَ لِتَأْکُلُواْ مِنْهُ لَحْمًا طَرِیًّا وَ تَسْتَخْرِجُواْ مِنْهُ حِلْیَةً»

9. سوره ملک، آیه 16:«هُوَ الَّذِی جَعَلَ لَکُمُ الاْءَرْضَ ذَلُولاً فَامْشُواْ فِی مَنَاکِبِهَا وَ کُلُواْ مِن رِّزْقِهِ»

10. سوره اسراء، آیه 12: «وَ جَعَلْنَا الَّیْلَ وَ النَّهَارَ ءَایَتَیْنِ فَمَحَوْنَآ ءَایَةَ الَّیْلِ وَ جَعَلْنَآ ءَایَةَ النَّهَارِ مُبْصِرَةً لِّتَبْتَغُواْ»

11. سوره قصص، آیه 73: «وَ مِن رَّحْمَتِهِ جَعَلَ لَکُمُ الَّیْلَ وَ النَّهَارَ لِتَسْکُنُواْ فِیهِ وَ لِتَبْتَغُواْ مِن فَضْلِهِ...»

12. سوره مزمل، آیه 20: «فَاقْرَءُواْ مَا تَیَسَّرَ مِنَ الْقُرْءَانِ عَلِمَ أَن سَیَکُونُ مِنکُم مَّرْضَی وَ ءَاخَرُونَ یَضْرِبُونَ فِی الاْءَرْضِ یَبْتَغُونَ مِن فَضْلِ اللَّهِ وَ ءَاخَرُونَ یُقَـتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ»

13. وسایل الشیعه، ج 12، ص 23.

14. تفسیر نمونه، ج 25، ص 200.

15. وسایل الشیعه، ج 12، ص 19: «العبادة سبعون جزء افضلها طلب الحلال»

16. وسایل الشیعه، ج 12، ص 43.

17. سوره مائده، آیه 2: «وَلاَآ ءَآمِّینَ الْبَیْتَ الْحَرَامَ یَبْتَغُونَ فَضْلاً مِّن رَّبِّهِمْ وَرِضْوَ نًا»

18. وسائل الشیعه، کتاب حج، ابواب وجوب حج، باب 1، حدیث 18.

19. سوره جمعه، آیه 10: «فَإِذَا قُضِیَتِ الصَّلَوةُ فَانتَشِرُواْ فِی الاْءَرْضِ وَ ابْتَغُواْ مِن فَضْلِ اللَّهِ».

20. نهج البلاغه، کلمات 163: «الفقر الموتُ الاکبر».

21. وسائل الشیعه، ج 12، ص 35: «انّ الله لیبغض العبد النوام و اِنّ الله لیبغض العبد الفارغ».

22. وسائل الشیعه، ج 12، ص 16: «قال رسول الله ملعون ملعون مَن القی کلّه علی الناس»

23. همان، ص 35: «اِنّی لابْغَضُ الرجل من ان یکون کسلاناً عن امر دنیاه و مَن کسل عن امر دنیاه...»

24. الکافی، ج 5، ص 86: «اِنّ الاشیا لَمّا ازدوجت ازدوج الکسل و العجز فنتجا بینهما الفقر».

پدید آورنده : محمد آصف عطایی

 

موضوع : جایگاه کار و تلاش در آموزه های دینی

 

منبع : پایگاه حوزه



 نگاشته شده توسط مهدی علیزاده در چهارشنبه 16 فروردین 1391  ساعت 6:30 PM
نظرات 1 | لینک مطلب



کار، وسیله تقرب به خداوند

اسلام به کار و کارگر ارزش بسیار والایی داده است، به گونه ای که کار کردن را از بزرگ ترین عبادت ها و وسیله ای برای تقرب به پروردگار شمرده است. در اسلام کارگر، شهید زنده و کارگری شغل انبیاست و از راه کسب و کار می توان به بهشت برین رسید. قرآن مجید کارکردن را با ارزش می داند و می فرماید: «نیست برای انسان، مگر بازتاب عمل و واکنش کارش. سپس، به پاداش کامل تری خواهید رسید». (نجم: 40 و 41)

از سوی دیگر بی کاری و تن آسایی صفاتی هستند که در ادبیات دینی، با نفرت و نکوهش از آنها یاد شده است. در اسلام کار به عنوان یک دستور دینی واجب است. در روایتی از پیامبر گرامی اسلام9 آمده است: «تلاش در جهت کسب روزی حلال، بر هر زن و مرد مسلمان واجب است».

در حدیثی دیگر، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله کار را برترین عبادت دانسته است. ایشان کار را بهترین راه رسیدن به سعادت معرفی می کند و می فرماید: «نود درصد راه تقرب، به کار منتهی می شود».

از نظر اسلام همه مسلمانان باید به کار و حرفه ای بپردازند. انسانی که کار نمی کند و تنها به عبادت و پرستش خداوند بسنده می کند، دعایش از سوی خداوند پذیرفته نیست. از امام صادق علیه السلام روایت است که آن حضرت از علی ابن العزیز پرسید: عمرابن مسلم چه کار می کند؟ گفت: فدایت شوم! کسب و کار را رها کرده به عبادت روی آورده است. فرمود: وای، مگر نمی داند دعای بدون کار و کوشش پذیرفته نمی شود.

اگر در جامعه ای بر اساس آموزه های دینی عمل شود و کار ارزش یابد و به عنوان مایه رستگاری و وسیله تقرب به پروردگار به آن نگریسته شود، فرهنگ کار تقویت خواهد شد و البته برآیند چنین اندیشه ای؛ ابتکار، خلاقیت و رشد و توشعه به معنای عام خواهد بود.

پیام متن:

1. اهمیت کار و کارگری در اسلام؛

2. نکوهش بی کاری.

کار، سیره انبیا و اولیای الهی

کار و تلاش، سیره تمام پیامبران آسمانی است. پیامبران پیش از بعثت، به کارهای سختی، همچون: شبانی، کشاورزی و... می پرداختند. شخصیت و زندگی آنان با کار همراه بود و با تمام وجود زحمت ها و تلاش های طاقت فرسای مردم ضعیف جامعه را درک می کردند. پیامبران و ائمه معصومین علیهم السلام حتی پس از رسیدن به مقام نبوت و جانشینی، همواره با کار و تلاش مأنوس بوده اند. مقام کارگری، از دیدگاه معصومین شأن والایی دارد. از نظر پیامبر گرامی اسلام، منزلت کارگران در ردیف انبیاست. ایشان فرموده است:

هر کس از دست رنج خویش مخارج زندگی خود را تأمین کند، روز قیامت در صف پیامبران قرار خواهد گرفت و از عنایاتی که پیامبران بهره مندند، بی نصیب نخواهد ماند.

داشتن درآمد بیشتر، از درآمد کمتر مطلوب تر است، زیرا با مازاد درآمد می توان به انجام کارهای نیک و پسندیده اقدام کرد. آدمی باید با کمک به هم نوعان روح دیگر خواهی را در خود تقویت و دست تهی دستان و افتادگان را بگیرد. بدین منظور، امام علی علیه السلام در گرمای سوزان عربستان، تعداد زیادی چاه و قنات احداث کرد. نخلستانی با هزاران درخت خرما آباد کرد و زمین های بسیاری را زیر کشت برد. بعضی از قنات ها و زمین های آبادی را که خود احداث و زیر کشت برده بود، وقف نیازمندان کرد.

همچنین آن امام دل سوز، از حاصل دست رنج خود افراد بسیاری را از اسارت و بندگی نجات داد و آزادی را به آنان بازگرداند.

بنابراین، با توجه به روش و سیره ائمه معصومین علیهم السلام ، کار و تلاش از صفات پسندیده و مایه رستگاری انسان و پیشرفت جوامع انسانی است.

پیام متن:

1. اهتمام به کار، در سیره و رفتار پیامبران و معصومین علیهم السلام ؛

2. ارج نهادن به شأن و منزلت کارگر در اسلام.

کار در دیدگاه آیات و روایات

در آیات و روایات بسیاری از کار به عنوان عمل صالح یاد شده و از مقام کارگر ستایش شده است و کارگران نیز به بهشت جاویدان بشارت داده شده اند. بنابر رهنمودهای دینی، مسلمانان باید در انجام کار نیک از همدیگر پیشی گیرند: «انّما تُفاضَلُ القوُم بِالاَعْمال؛ گروه ها از طریق کار نسبت به هم برتری می یابند.» این نگرش و رویکرد مقدس به کار، موجب می شود که برای آن مرزی تعیین نشود.

اوُصیکَ اَنْ لایَکُونَنَّ لِعَمَلِ الْخَیْرَ عِنْدَکَ غایَةً فِی الْکَثْرِة.

سفارش می کنم تو را که برای عمل خیر، در نزد تو محدودیتی نباشد.

نگاه قدسی و عبادی به کار، انگیزه کار کردن را در انسان تقویت می کند و مرتبه معنوی و اجتماعی او را بالا می برد. در همین ارتباط، در قرآن مجید می خوانیم:

«درجات و مقامات عالی، ویژه مؤمنانی است که تلاش های عملی مثبت و سازنده دارند». (طه:75)

در سخنی زیبا از امام صادق علیه السلام هم آمده است:

سه چیز از اسباب سعادت است. یکی از آنها این است که انسان برای بهبود زندگی و کسب و معیشت خود، صبحگاهان از خانه بیرون رود و شبانگاهان برگردد.

پیام متن:

1. تلاش برای انجام کار با تمام توان؛

2. دست یابی به درجات عالی در پرتو کار و تلاش.

نکوهش بی کاری در اسلام

امام علی علیه السلام در هشداری، بی کاری و تن پروری را نکوهش کرده و فرموده است: «با اراده سست، ضعف پیشگی، و گرایش به بی کاری، بعید است که انسان به سعادت برسد».

بی توجهی به کار و روی آوردن به تنبلی و بی کاری، در حوزه اقتصاد، روان شناسی و جامعه شناسی، به عنوان یک معضل و پدیده زیان بار معرفی شده است که اختلالات روانی، نابهنجاری های اجتماعی و بزهکاری از پی آمدهای آن است. ادامه یافتن این مشکل برای مدت طولانی، آسیب های روانی جبران ناپذیری را در سطح کلان به وجود می آورد؛ آسیب هایی که عزت و اعتماد و اتکای به نفس را از افراد بی کار می گیرد.

بی کاری، تنها ریشه اقتصادی ندارد، یعنی حتی با جریان فعالیت های اقتصادی نسبتا مطلوب در جامعه و وجود مشاغل کافی و متنوع برای افراد، عده ای از کار کردن سرباز می زنند. این نوع بی کاری، ریشه فرهنگی دارد. در این گونه مواقع باید با ایجاد فرهنگ کار و ارزش گذاری به همه نوع مشاغل و هدایت به سمت نگاه عبادی به کار، انگیزه ها را افزایش و تعداد بی کاران را کاهش داد.

سفارش به استفاده بهینه از وقت، به منظور نهادینه سازی فرهنگ کار بسیار مهم است. اتلاف وقت از بزرگ ترین گناهان به شمار می آید و برای رسیدن به رستگاری می باید از وقت محدود و عمر کوتاه، بیشترین بهره را برد. هدر دادن وقت در قالب خواب زیاد، رفت و آمدهای غیرضروری، زیاده گویی و غیره، از نظر اخلاقی پسندیده نیست. امام علی علیه السلام در نکوهش وقت گذرانی می فرماید: «بی کاری دائمی فساد آور است.» اسلام با نگاه تکلیفی به کار و نیز جهاد خواندن آن، انگیزه کار را در مؤمنان افزایش می دهد و از طریق مبارزه با بی کاری، تنبلی و تن آسایی به احیای فرهنگ کار اقدام می کند. آموزه های دینی، بی کاری و تنبلی را عامل انحراف و ناهنجاری عنوان می کند و تن آسایی و مصرف گرایی را از عوامل فقر و نداری می داند. پیامبر گرامی اسلام با افراد بی کار به سردی برخورد می کرد و آشکارا نارضایتی خود را نشان می داد. ایشان روزی مرد نیرومندی را دید، با تعجب پرسید: آیا حرفه ای دارد؟ گفتند: بی کار است. فرمود: او که کار نمی کند، ارزشی ندارد.

بی شک انسان بی کار افزون بر رنج خود، خانواده و اطرافیانش را هم از این نظر در فشار و سختی نگه می دارد و به آنها آسیب می رساند. در سخنی امام صادق علیه السلام می فرماید: «انسان توانمند اگر کار نکند، در خوش گذرانی و بطالت می افتد و سرانجام به خود و خویشاوندانش آسیب های جدی می رساند».

امام علی علیه السلام در گفتاری، بر این مهم این گونه اشاره می کند: «سهل انگاری و تنبلی، به از بین رفتن حقوق دیگران می انجامد».

انسان تن آسا نزد خداوند هم ارج و قربی ندارد، چنان که امام صادق علیه السلام فرد بی کار را محبوب خدا نمی شمارد و می فرماید: «خداوند از خواب زیاد و بی کاری پیوسته نفرت دارد». بی کاری افزون بر زیان های اقتصادی، آثار سوء روحی، روانی دارد و در برخی از روایت ها به آثار زیان بار روانی بی کاری اشاره شده است. نفس کار، شادابی و نشاط آور است و در مقابل، بی کاری عامل افسردگی وپژمردگی روان است. از امام علی علیه السلام نقل است: «کار کردن، بر توان و نیروی انسان می افزاید.» و «عدم فعالیت بدنی، انسان را سست و ضعیف می سازد و شادابی و نشاط را از او می گیرد».

پیام متن:

1. ایجاد فرهنگ کار و پیش گیری از اتلاف وقت؛

2. نکوهش بی کاری در اسلام؛

3. بی کاری، عاملی در جهت تضییع حقوق خانواده.

رابطه کار و عزت نفس

در ادبیات اسلامی، بخشی از عزت نفس، در گرو کار و تلاش است. کار کردن، موجب می شود انسان به کمک دیگران امید نبندد و دست تکدی و نیاز به سوی این و آن دراز نکند. انسان باید بکوشد با کار و حرفه ای مخارج زندگی خود و خانواده اش را تأمین کند و اسیر محبت و منت دیگران نشود. شایدبه همین سبب است که امام علی علیه السلام در وصیتی به فرزندش امام حسن علیه السلام فرموده است:

اگر می خواهی آزاد باشی و حریت داشته باشی، مانند بندگان و غلامان زحمت بکش و کار کن. امید و آرزوی خود را از مال جمیع انسان ها قطع کن، هرگز چشم طمع به مال و ثروت و اندوخته دیگران نداشته باش. اگر کار و کسبی به تو پیشنهاد شد، نگو این کار کسرشأن من است و درجه و مقام مرا در جامعه پایین می آورد. زیرا هیچ چیز به اندازه اینکه انسان از دیگران توقع و تقاضا داشته باشد و استمداد کند، او را پست، حقیر و خوار نمی کند. تو تا وقتی از دیگران بی نیاز باشی و چشم طمع به مال کسی ندوزی و از فردی هدیه نخواهی، از همه بلندقدرتر نیز خواهی بود.

بی نیازی از دیگران و عزت نفس، در ذات کار و کوشش است. امام صادق علیه السلام در به هم پیوستگی این دو اصل می فرماید:

ای بنده خدا، عزت خود را با کار کردن حفظ کن. [شخصی] پرسید: فدایت شوم، عزت من در چیست؟ حضرت فرمود: صبح گاهان برای کسب رفتن و اعتماد به خود داشتن، عزت توست.

بنابراین، انسان باید با کد یمین و عرق جبین، خود را از ذلت و زبونی رهایی بخشد و متکی به کار و فعالیت خود باشد و دست نیاز به سوی این و آن دراز نکند. پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در توصیه ای می فرماید:

هر که برای حفظ آبروی خود از ذلت سئوال و تکدی و همچنین برای اداره خانواده و کمک به همسایه در پی کسب حلال برود و کار کند، روز رستاخیز با چهره ای تابناک مانند ماه شب چهارده به پیشگاه خداوند حضور می یابد.

پیام متن:

1. عزت نفس، در گرو کار و تلاش؛

2. اتکا به کار و فعالیت و پرهیز از تکدی گری.

پدید آورنده : محمدهادی سجادی

 

موضوع : جایگاه کار و تلاش در آموزه های دینی

 

منبع : پایگاه حوزه



 نگاشته شده توسط مهدی علیزاده در چهارشنبه 16 فروردین 1391  ساعت 6:25 PM
نظرات 0 | لینک مطلب





POWERED BY RASEKHOON.NET