تریبون: دکتر حسن سبحانی را اولین فارغ التحصیل دکترای اقتصاد از دانشگاه‌های کشور پس از انقلاب می‌دانند. تجربه سه دوره نمایندگی مجلس (دوره‌های پنجم، ششم و هفتم) از شهرستان دامغان، باعث شده است وی بتواند آثار و ابعاد تئوری‌های اقتصادی را در میدان عمل نیز مشاهده کند. از ویژگی‌های سبحانی آن است که در فعالیت و اظهارات، از حوزه تخصص خود یعنی اقتصاد فرا‌تر نمی‌رود و این در کشور ما حسن کمی نیست. وعده ملاقات ما در دفتر کارش در طبقه چهارم دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران بود. دانشکده تقریباً سوت و کور بود و استاد از کشدار شدن تعطیلات ناراضی. آنچه می‌خوانید گفت‌و‌گوی ما با وی درباره شعار امسال و راهکار‌ها و موانع تحقق این شعار است.

به عنوان اولین سؤال بفرمایید که حضرت آقا پارسال را جهاد اقتصادی نامگذاری کردند و به دنبالش امسال هم یک سال اقتصادی است با عنوان حمایت از تولید ملی و سرمایه و کار ایرانی. فکر می‌کنید فلسفه این نامگذاری‌ها چیست و چه شرایطی باعث شده که این نامگذاری انجام بشود؟

 بسم الله الرحمن الرحیم. من اول تشکر می‌کنم از شما و روزنامه کیهان که این فرصت را به من دادید. به نظر می‌آید که نامگذاری‌ها در سالهای اخیر هر چند به لحاظ لفظ با هم متفاوت هستند اما یک مفهوم را دنبال می‌کند. یعنی آنچه که من از جهاد اقتصادی می‌فهمم خیلی متفاوت از آن چیزی نیست که از حمایت از تولید ملی یا مثلا کار مضاعف تلاش مضاعف متوجه می‌شوم. یک مفهوم است که به لحاظ اهمیتش، ضرورت دارد که تکرار شود و این تکرارش در الفاظ متفاوت مطرح می‌شود. این الفاظ وجوه مختلف یک پدیده است. آن پدیده هم این است که کشور از نظر تولید کالا و خدمات در تنگنا و در مضیقه است، به نحوی که رفع مشکلات جاری مردم و دستیابی به آرمان‌هایی که انقلاب برای آتیه خودش دارد با این پایه از تولید کالا و خدماتی که ما درگیرش هستیم یا ممکن نیست یا دور از دسترس شده است. لذا رهبری تلاش می‌کنند که توجهات را به جای معطوف شدن به نکات بسیار، به یکی از کلیدی‌ترین نکته‌ها معطوف کنند که اگر حل بشود تأثیر خودش را در حل بقیه وجوه مثل وجوه فرهنگی یا سیاسی یا مثلا مسائل اجتماعی خواهد گذاشت. تلاش می‌کنند به نحوی استعدادهای ملت حول و حوش یک مفهوم کلیدی و مؤثر در وضعیت حال کشور به لحاظ مواجهه‌ای که مردم با مسائل اقتصادی دارند و در جهت گیری برای آینده کشور معطوف شود.
این به یک نوع فرهنگ سازی عمومی هست؟
 بله البته من فرهنگ را شیوهٔ زندگی تعریف می‌کنم. بدین معناست که شما آن مشی‌ای که در اقتصاد دارید مشی‌ای که در سیاست دارید، روشی که در ایفای وظایف مذهبی دارید، آنچه که در ورزش می‌گذرد، آنچه که در روابط خانوادگی می‌گذرد این شیوه‌های زندگی خودشان فرهنگ هستند.
منظورم فرهنگ کار و تلاش است.
من این را واقعا فرا‌تر از این‌ها می‌بینم. یعنی برداشت این نیست که فقط فرهنگ سازی شود البته فرهنگ سازی هم می‌شود. مثلا در مورد سال گذشته ایشان خودشان در توضیحاتشان گفته بودند غرضم این است که به این رشد هشت درصدی که برای اقتصاد مثلاً معین شده برسیم.
یعنی شاخص هم تعیین می‌شود؟
بله. پارسال لااقل گفته بودند. معنای جمله خودشان را خودشان تعریف کرده بودند. به رشد هشت درصدی رسیدن برای کسانی که در اقتصاد هستند معنایش کاملا مشخص و غیر قابل تفسیر است. البته به شیوه‌های مختلف می‌شود به آن رسید. حالا اگر کشور تعریف کرده بود که هشت درصد رشد بکنیم این بود که دو و نیم درصد از هشت درصد را بدون اینکه ذره‌ای امکانات اضافه بکنیم با استفاده از امکانات موجود به دست بیاوریم. یعنی با افزایش بهره وری و پنج و نیم درصد بقیه‌اش هم از طریق افزایش اشتغال و به کار گیری. بهتر است بگویم اشتغال از طریق به کار گیری نیروهای جدید انسانی و از طریق استفاده از سرمایه‌های بیشتر در داخل و خارج. ملاحظه می‌کنید که این صرفاً کار فرهنگی نیست، یک سری اقدامات عملی قابل سنجش است که تأثیر خودش را درتولید ناخالص نشان می‌دهد.
چقدر موفق شدیم؟
در مورد توفیق در رسیدن به این قضیه البته باید صبر کنیم که آمار مربوط به تولید ناخالص داخلی را بانک مرکزی محاسبه کند. معمولا چندین ماه طول می‌کشد تا منتشر شود. برای سال ۹۰ را باید بالاخره مثلا در شهریور و مهر منتشر کنند. بعید به نظر می‌آید که به این هدف رسیده باشیم. منتها می‌دانید این بدان معنا نیست که تلاش صورت نگرفته است. به هر حال نرخی با نرخ سال گذشته خودش و همین طور با مقتضیات حاکم بر شرایط کشور مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. ولی غرضم این است که آن بحث ضمن اینکه فرهنگ زا هم هست ولی انحصار در فرهنگ ندارد.
شما اشاره کردید به این بحث هدف گذاری مشخص و اینکه امسال و این سال‌ها به دنبال هم هستند و موضوع کلیشان یک چیز هست. مانع اصلی تحقق کامل این اهداف چیست. حالا امسال را که می‌گوییم بحث تولید و کار ایرانی، موانع اصلی آن را شما در چه می‌بینید آقای دکتر؟ موانع اقتصادی‌اند یا متغیرهای دیگری مثل سیاسی و بین الملل و…؟
واقعا به نظر می‌آید که هم موانع سیاسی هم موانع صرفا اقتصادی و هم موانع فرهنگی در این کار دخیل هستند. یعنی یک پدیده‌ای است که هر چند ماهیتش اقتصادی است ولی از پیرامونی برخوردار است که این متغیر‌های بیرونی بر آن تأثیر گذار هستند. به عنوان مثال از نظر اقتصادی آن پدیده به شدت متأثر از سیاست‌های اقتصادی است که در کشور اتخاذ می‌شود. وقتی که از سیاست‌هایی دفاع می‌شود یا سیاست‌هایی اتخاذ می‌شود که این سیاست‌ها ناسازگاری با همدیگر دارند و همسو نیستند و برخی از آن‌ها یا مجموعه آن‌ها با هدفی که در سطح رهبری برای یک سال کشور پررنگ می‌شود، در یک راستا نیستند، به طور منطقی نباید به این اهداف برسیم. اگر برسیم باید شک کنیم که چگونه رسیدیم. به عنوان مثال وقتی که از افزایش نرخ رشد تولیدات صحبت می‌شود قاعدتا همه دنبال این هستند که چه عواملی موجب این افزایش می‌شود. یکی از این عوامل چون تولید از ناحیه تولید کننده اتفاق می‌افتد برمی گردد به هزینه‌های تولید. به هر حال تولید کننده هر چقدر هزینه تولیدش بالا باشد کمتر تولید خواهد کرد چون انگیزه‌ای برای تولید ندارد. یا ممکن است تولید کند اما به آن اندازه که اگر هزینه بالا نبود، تولید نکند. مثلا کشور در ۱۵ ماه گذشته یک پدیده‌ای به نام هدفمندی یارانه‌ها را نشانه گیری کرده است که هدفمندی یارانه‌ها بدون تردید هزینه‌های تولید را بالا می‌برد. یعنی شما می‌بینید هدفمندی، گاز و نفت و برق و در مواردی بنزین را که این‌ها از نهاده‌های تولید کارخانه‌ها هستند را افزایش قیمت داده است. وقتی که این‌ها افزایش قیمت پیدا می‌کنند به تبعش هزینه فعالیت‌های جانبی این‌ها هم زیاد‌تر می‌شود. یعنی مزد نیروی کار هم به تبع این افزایش باید افزایش پیدا کند. بدیهی است که این سیاست، سیاستی در راستای تقویت تولید نیست و این ناسازگاری پیدا می‌کند با آنچه که به نام مثلا جهاد اقتصادی یا حمایت از تولید داخلی گفته می‌شود. نمی‌خواهم الان هدفمندی را بحث کنم. آن را باید در جای خودش بگویم. دارم اثرش را یا یکی از آثارش را عرض می‌کنم. مسلما هدفمندی آثار زیادی دارد، بعضی‌هایش مثبت بعضی‌هایش منفی، باید در مجموع نگاه کنیم. حالا غرضم از موانع چه هست؟ تأثیر همسویی سیاست‌های کشور. فرض بفرمایید که در کشور باز از ناحیه رهبری اتفاقا یک مقوله‌ای به نام سیاست‌های کلی اصل ۴۴ مطرح شد. آنهایی که بخش خصوصی را نمی‌شناختند مثلا می‌گفتند که اتفاقات خیلی عظیمی افتاده است. ما اصلا از‌‌ همان اول در مجلس صحبت کردیم که مسئله اقتصاد ما این‌ها نیست. الان که سال‌ها می‌گذرد شما شیوه توزیع و آن ثروتی که توزیع شد در اختیار چه جاهایی قرار گرفت را بررسی می‌کنید بعید می‌دانم که کسی جرأت کند بگوید این به اهداف خودش رسید. ولی در این جریان شعار و هدف خیلی‌ها این بود که تا از بخش خصوصی حمایت شود، دولت سبک‌تر شود؛ این کارخانه‌های دولتی را دراختیار بخش خصوصی قرار دهیم. یعنی شما می‌خواهید بخش خصوصی را کمکش کنید که راه بیفتد. وقتی بخش خصوصی را می‌خواهید کمک کنید که راه بیفتد خب منطقاً نباید هزینه‌های تولیدش را زیاد کنیم والا از آنجا یک کمکی ممکن است بشود بعد از اینجا یک فشاری به آن بیاید و فایده‌ای ندارد.
سیاست خارجی هم بسیار مهم است به هر دلیلی یک بخشی از دنیا از لحاظ ایدئولوژی با ما مخالف است. برما هم مشخص است که به چه دلیلی. مخالفت هم در طول زمان تغییر شکل می‌دهد ولی تمام نمی‌شود. چون یک مخالفت هست. بنابراین به اصطلاح مخالفت دیگران با ما یک مخالفتی است که از نظر مدیران داخلی کشور باید درون زا تلقی شود. یعنی یک چیزی نیست مثل حوادث غیر مترقبه که گاهی باشد گاهی نباشد. همیشه هست و لذا ما هر موقع سیاست گذاری می‌کنیم باید به فکر آثار مخرب آن باشیم و برایش یک جایی در نظر بگیریم. تحریم دیگران به طور طبیعی ما را اذیت می‌کند. یعنی هر کسی می‌گوید تحریم به ایران هیچ لطمه‌ای نمی‌زند به نظر من حرف غیر منطقی گفته است. بدیهی است که تحریم هزینه‌های تولید را بالا ببرد. چون در ایران ۸۰ درصد واردات یا کالای سرمایه‌ای یعنی کارخانه است یا مواد اولیه و شما نمی‌توانید وارد نکنید. در آن سالهایی که خیلی زیاد بوده است ۲۰ درصد کالای مصرفی وارد شده است. وقتی که تحریم می‌کنند نمی‌توانید تهیه نکنید. ناچارید از چنددست تهیه کنید و این هزینه‌های تولید را بالا می‌برد. غرض من قطعا این نیست که چون تحریم هزینه‌های تولید را بالا می‌برد و این در راستای تولید نیست ما دست از آنچه که به تحریم می‌انجامد برداریم. نظر من این است که مدیریت کشور باید با هوشمندی زیاد دیپلماسی‌اش را و اهداف سیاسی‌اش را به گونه‌ای پیش ببرد که تا آنجاکه امکان دارد آثار این تحریم کمتر شود. تا آنجا که امکان دارد اصولا به غلاظ و شداد نینجامد. ولی یک جا می‌بینید که هویت دینی یا انقلاب ایجاب می‌کند، خب هزینه‌اش را کشور باید بپردازد. یعنی از درون باید بهتر مدیریت بشود یا سیاست‌هایی که در داخل دست ما هست به گونه‌ای طراحی شود که آن را جبران کند یا بخشی‌اش را جبران کند.
البته بحث واضح است. صحبت سر این نیست که تحریم نباشد یا باشد. من اصلاً عرض می‌کنم که باید آن را داده شده گرفت و ‌‌نهایت هوشمندی را به کار برد که هزینه‌های آن را به حداقل رساند.
البته بحث‌های دیگری هم وجود دارد. فضای ماه‌ها و سالهای آتی را اگر مردم مبهم ببینند به سمت سرمایه گذاری نمی‌روند. در اقتصاد می‌گویند سرمایه مثل آهو در بیابان است. مختصر نسیمی که به یک بوته بخورد فرار می‌کند. سرمایه مشروع باید جایش امن باشد. بنابراین یک گفتار یک مسئول، وزیر، رئیس کل بانک مرکزی در باب مسائل اقتصادی آن قدر باید سنجیده باشد که سرمایه گذار اصلا احساس اینکه فضا می‌خواهد بد‌تر شود را نکند. دست یکی از دوستان کتابی می‌دیدم که عنوانش این بود؛ رئیس بانک مرکزی چگونه صحبت کند! این طور نیست که آدم هر روز بیاید در اقتصاد اظهار نظر کند، با هر حرفش یک تلاطمی ایجاد کند. سنجیده، کم، به موقع، از روی نوشته، که مفید فایده باشد. آثار روانی‌اش قاعدتاً برای عده‌ای تأثیر گذار است.
از نظر سیاست بدون تردید مثلا وزارت خارجه می‌تواند با یک دیپلماسی خارجی که به اصطلاح تسهیل کننده کار خود سیاست باشد فشارهای بیرونی را بر ما کم کند. روابط با دیگران فقط در عرصهٔ گفت‌و‌گوی مقامات که خلاصه نمی‌شود. وقتی که این روابط به هر دلیلی تیره می‌شود، دیگران مثلا مؤسساتی که برای ریسک اقتصادی نمره می‌دهند درجه ریسک ما را بالا‌تر اعلام می‌کنند. در داخل یک اتفاقی می‌افتد که می‌تواند نیفتد. این کافی است که سرمایه گذار خارجی اگر می‌خواهد سرمایه گذاری کند با توجه به بالا رفتن درجه ریسک احتیاط کند به همین سادگی این مسئله می‌تواند اتفاق بیفتد.
از نظر فرهنگی هم شکی نیست که جامعه ما یک جامعه‌ای است که به اندازه‌ای که مصرف می‌کند تولید نمی‌کند خب البته ما بی‌کاری زیاد داریم ولی آنهایی هم که شاغلند بهره وریشان عمدتا پایین است. مثلا در نظام اداری میلیون‌ها کارمند هستند که تحقیقا به اندازه ساعت کارشان کار نمی‌کنند. یا کار برایشان نیست یا کیفی نیستند. ممکن است آن‌ها کمبود حقوق و این‌ها را هم به عنوان دلیل بیاورند، ولی به هر حال به هر دلیلی هم باشد به عنوان مانع عمل می‌کند.
گفتید جامعه ما این قدری که مصرف می‌کند تولید نمی‌کند. آیا یک نرمی دارد؟ می‌خواهم بدانم اگر نرمی دارد وضعیت ما نسبت به کل شاخص دنیا و بعضی از کشورهای منطقه چگونه است؟
عدد الان نمی‌توانم بگویم ولی شاخص به این صورت است که واردات کالای ما به مراتب از صادرات کالایمان بیشتر است. این بیانگر این است که بخشی از تقاضای داخلی، برای محصول خارجی است.
کالا‌ها و خدماتی وجود دارند که در کشور مصرف می‌شوند ولی قیمت‌های خیلی بالایی دارند. قیمت بالا خودش یک فریاد است از نظر ما. یعنی متقاضی بیشتر از عرضه کننده وجود دارد. مثلا شما الان فرض کنید که قیمت گوشت ممکن است ۲۱ هزار تومان باشد. ممکن است که دولت بگوید هر چقدر تقاضا برای گوشت هست عرضه می‌شود و مشکلی نیست. درست هم هست. ولی صحبت این است که تقاضا آن قدر هست که افراد برای هر کیلویی ۲۱ هزار تومان تقاضا دارند و این قیمت وقتی می‌آید پایین که عرضه بیشتر شود. این‌ها هم نشانه‌هایی از این هست که اندازه تولید کمتر از مصرف است. حالا ممکن است یک کالایی لوکس باشد که دیگر آن مسئله اقتصاد نیست. مثلا تقاضا برای ماشین بنز یک طوری باشد که قیمت ماشین بنز را چند صد میلیون تعیین کند. آن دیگر مسئله همه نیست. آن عددی را که فرمودید می‌شود از بانک جهانی درآورد. الآن من آمار ندارم.
به نظر شما مشخصاً دولت در تحقق شعار امسال چه وظایفی دارد؟ وظایف عملیاتی به عنوان دولت و مجری اقتصاد.
 این بحثی که ما با آن مواجه هستیم بحثی نیست که فقط به دولت ربط داشته باشد. غرضم این است که وقتی از تولید و رشد تولید صحبت می‌شود، منظور رشد تولید کالا و خدمات این جغرافیاست که در آن دولت هم هست بخش خصوصی هم هست. اتفاقا بخش خصوصی خیلی بیشتر هست. در یک سال هزینه‌ای که در کشور ما می‌شود ۵۲، ۵۳ درصد آن برای بخش خصوصی است. ۱۰، ۱۵ درصد آن برای بخش دولتی است، یک مقداری سرمایه گذاری می‌شود، یک مقداری هم صادرات و واردات. از نظر بخش‌ها هم همین طور است. مثلا کشاورزی ایران نزدیک به ۱۰۰ درصد آن دست بخش خصوصی است. یا پیشه وری عمدتا در اختیار بخش خصوصی است. می‌خواهم بگویم بخش خصوصی هم هست، دولت هم هست. وقتی که می‌گویند این اقتصاد رشد نکرده، یعنی هم دولت و هم ملت دراین رشد نکردن سهم دارند. وقتی هم که می‌گویند رشد کردیم یعنی همه کشور، هم ملت و هم دولت دست دارند. شاید شنیده باشید که دولت آقای احمدی‌نژاد نرخ رشد اقتصادی ایران را به مدت ۳۳ ماه اعلام نکرد همین هفته گذشته بعد از ۳۳ ماه اعلام کرد. یعنی مهر ۸۷ به بعد اعلام نمی‌کرد. در حالی که رشد اقتصادی را معمولا فصلی بانک مرکزی اعلام می‌کند. مثلا یک دلیلش این بود چون نرخ رشد اقتصادی سال ۸۷ خیلی کم شده بود زیر یک درصد مثلا، به نظر من لابد احساس می‌کرد که اگر اعلام بشود می‌گویند این دولت کم کار کرده است. البته به دولت هم بر می‌گشت ولی به طور طبیعی به ملت هم بر می‌گردد دیگر. چون این رشد اقتصادی ایران هست که هم دولت هم بخش خصوصی در آن دخیل هستند. بنابراین باید عرض کنم که همه موظفند. ملت هم وظایف خودش را دارد. البته دولت در اقتصاد ایران واقعا دخالت دارد. دخالت دولت هم این نیست که در همه جا هست و مالکیت دارد. بلکه به این معناست که نظام مجوز‌ها دست دولت است. مثلا می‌تواند تأثیر بگذارد، کم و زیاد کند، دیرو زود کند، مانع بشود یا تشویق کننده باشد. اینکه می‌گویند اقتصاد ایران دولتی است بیشتر به این معناست والا ما در بخش‌های مختلف حضور بخش خصوصی را سهمش را زیاد‌تر می‌بینیم. ولی به هر حال یک جاهایی در اقتصاد می‌گوییم دولت دارای مشت مرئی است. یعنی هم مشت دیده می‌شود و هم تأثیر گذار است. اقتصاد دان‌های سلف می‌گویند یک دست نامرئی اقتصاد را اداره می‌کند. برای دولت مشت مرئی است. به لحاظ تأثیرش اصلا مهم‌ترین نقش را می‌شود به دولت داد. چرا؟ به خاطر اینکه سیاست گذاری دست دولت است و یک مقدار جامع‌تر؛ حاکمیت. مثلا اگر در ارتباط با خارج از کشور سیاست اعلام می‌شود یا در داخل کشور سیاست اعلام می‌شود یا حرفی گفته می‌شود قطعا این‌ها در تصمیم سرمایه گذار مؤثرند. شما مثلا هدفمندی یارانه‌ها را دنبال کردید. خب همه متوجه می‌شدند که تورم خواهد شد. چون تورم می‌شود و تعزیرات هم وجود دارد عمده رفتند سمت بازارهای مطمئنی مثل طلا و ارز و مسکن. و آن مسائلی که اتفاق افتاد و حالا حالا‌ها هم جمع نمی‌شود. ارز مثلا هزار و نهصد و خرده‌ای تثبیت شد. بنابراین دولت چون سیاست گذار است مثل هواست، در همه جا حضور دارد. اینکه هوا گفتم منظورم بی‌اهمیت بودنش نیست. از نظر درجه نفوذ و همه جا بودن است.
لذا سیاست‌های آرامش بخش، سازگار با همدیگر و تنش زدا خصوصا در ارتباط با خارج موثر است. نباید فکر کنیم که این بهینه‌ترین وضعیتی است که با دنیای بیرون می‌شود داشت. من شخصاً معتقدم همواره باید تامل کنیم. فوقش این است که بعد از تجدید نظر مطمئن می‌شویم که همین که داریم بهترین است. لذا من دولت را از نظر سیاست گذاری نقشش را خیلی موثر می‌دانم.
به صورت عملیاتی به نظر شما چه کار می‌شود کرد؟
ببینید البته خب راهکار زیاد هست. ممکن است نشود همه‌اش را احصا کرد یا بعضی‌هایش هم سخت است ولی به هر حال ما می‌گوییم می‌توانیم مسائلمان را حل کنیم دیگر. در‌‌ همان مباحث سیاسی من حقیقتش جزو کسانی هستم که اعتقاد دارم ما با حفظ آرمان‌ها و اصولی که انقلاب دارد – از بیرون باید فشار را تا جایی که امکان دارد، کم کنیم. این عامل باعث می‌شود که هم در درون آرامشی باشد برای آتیه سرمایه گذاری و هم به هر حال میل به سرمایه گذاری در کشور ما کم نشود لااقل. البته سرمایه در داخل کشور هم کم نیست که باید از آن استفاده شود. این‌ها کارهایی است که دولت می‌تواند بکند.
تلاش برای افزایش سرمایه اجتماعی به نظر من از نیازهای این مرحله جامعه ماست. همیشه بوده است ولی الان بیشتر است. بالاخره کشور سلایق مختلف دارد و همه در چارچوب ارزش‌های نظام سیاسی زندگی می‌کنند. ممکن هم هست اختلاف سلایقی وجود داشته باشد. در تشدید وضعیتی که افراد را در مقابل هم قرار می‌دهد نباید کوشید. این‌ها به نظر ما مؤثر است.
در مورد سیاست‌های خیلی ملموس‌تر به نظر من اصرار بر اجرای هدفمندی یارانه‌ها و موفق نشان دادن یک طرفه آن می‌بینیم. یعنی از طریق رادیو و تلویزیون در چند سال اخیر من حتی یک حرف انتقادی نشنیدم. یعنی انتقادی وجود ندارد واقعاً؟ از نظر هزینه حامل‌های انرژی به هر حال مزیت اقتصاد ما در ارزان‌تر بودن این‌ها نسبت به دنیاست. خب افزایش این‌ها حتما تولید را بد‌تر می‌کند. من قبل از اینکه اجرا بشود یک یادداشت حدود ۳۰ صفحه‌ای نوشتم تحت عنوان افسون یارانه‌ها و یک پیامدهایی را هم پیش بینی کردم. ما الان می‌بینیم کم و زیاد این پیامد‌ها دارد اتفاق می‌افتد. تعارف ندارد یا می‌خواهیم تولید ملی زیاد شود، یا می‌خواهیم این کار را انجام دهیم. دو تاچیز که با هم ناسازگار است با هم رخ نمی‌دهد. این جزو سنن الهی هم هست.
یا مثلا عملیات بانکی که باید بدون ربا باشد. ربا و بهره از نظر کارکردهای اقتصادی تعاریف مشخص خودشان را دارند. فعالیت‌های بانکی باید بر اساس مشارکت در منافع بین صاحب پول و سرمایه گذار تبیین شود. خب ما متوجه می‌شویم که امروز افراد با پولشان پول می‌سازند. در حالی که اقتصاد ایران دچار آن قدر مشکل هست که مثلا در سطح رهبری افزایش تولید را به عنوان شعار سال اعلام می‌کنند، لابد یک مشکلی وجود دارد که بین این همه حرفی که می‌شود زد ایشان این حرف را می‌زند دیگر. چه طور هست که این همه بانک و مؤسسه اعتباری شبه بانکی و این‌ها درست می‌شود؟ یعنی اگر بانک در خدمت تولید است حتما این همه فعالیت بانکی باید یک رونقی در تولید هم داشته باشد. چه طور است که تولید راکد است و فعالیت‌های پولی این همه زیاد است که تعدادش را نمی‌توانند بشمرند و هر روز در استان‌ها به خصوص این صندوق‌های استانی و این‌ها بیشتر می‌شود. یک موقعی برای تأسیس بانک خصوصی ۲۰ یا ۴۰ میلیارد تومان سرمایه اولیه لازم بود. الان ۴۰۰ میلیارد تومان می‌گیرند و صحبت از دو برابر این هم گاهی می‌کنند. ولی باز به صف هستند! مگر غیر این است که در بعضی از این‌ها به جای سرمایه گذاری، تجارت پول می‌شود؟ خب ما حالا کار‌شناسی می‌گوییم، از نظر شرعی نمی‌خواهیم بگوییم. از نظر کار‌شناسی نظام بهره، به اضمحلال وضعیت اقتصاد می‌انجامد. بخصوص نظام بهره مرکب. یعنی یک کسی درآمد دارد، روی درآمدش بهره می‌آید و بعد روی آن بهره باز بهره می‌آید. به معنای این است که یک عده‌ای کار بکنند و همیشه یک بخشی از کارشان را در اختیار صاحبان پول قرار دهند که با پولشان در بانک‌ها بهره ببرند و هیچ مسئولیتی در زیان و فعالیت آن آدمی که کار می‌کند و بهره می‌دهد نمی‌پذیرند. اگر مشارکت کنند البته از نظر اسلام هم حلال می‌شود. از نظر شرعی هم به هر حال معصومین (ع) گفته‌اند ربا، قوام دین را از بین می‌برد، موجب ظلم است، موجب فساد است، موجب هلاکت اجتماعی است. این‌ها چیزهای کمی نیست. حالا جنگ با خدا و پیغمبر خدا و یا مثلا زنای با محارم در خانه کعبه و این‌ها چیزهایی است که درباره‌اش وجود دارد. آیه قرآن هست که هر موقع می‌خواهد قومی را هلاک کند رباخواری در آنجا ظاهر می‌شود. اگر خدای نکرده جامعه ما مبتلا به این باشد شما چه طور انتظار دارید که نجات پیدا کنید؟ ساده نگیریم یک مشکل را. من نمی‌خواهم بگویم اختلاس، چون از نظر حقوقی بار دارد. یک مشکل حدود سه هزار میلیارد تومانی چیز ساده‌ای نیست. من یک موقعی صحبت کردم در این شبکه بانکی اگر این گونه مفاسد درنیاید باید تعجب کرد. به خاطر اینکه آدم در درون می‌داند چه اتفاقی دارد می‌افتد. باید صادقانه این مسائل را حل کنیم.
به نظر شما در این زمینه خلأهای قانونی هم داریم؟ مجلس به عنوان قانون گذار و هم ناظر بر اعمال دولت چه نقشی می‌تواند داشته باشد؟
 نه اینکه خلأ نداشته باشیم ولی من فکر می‌کنم که مجلس باید تصمیم بگیرد که برای یک مدتی در امور اقتصاد تا آنجا که امکان دارد قانون گذاری نکند. یعنی بعضی وقت‌ها در مجلس بعضی‌ها فکر می‌کنند که نماینده‌ها باید مدام قانون گذاری کنند. اصلا شده کارشان. مثلا کارخانه که یخچال تولید می‌کند آن‌ها قانون تولید می‌کنند و چون قوانین بعضا سنجیده نیست و آثارش در جامعه رصد نمی‌شود قوانین نامتعادل کننده بیشتر تولید می‌شود. به نظر من قطعا بسیاری از مشکلات اقتصادی ما نتیجهٔ عدم تعادل‌ها و ناسازگاری‌های قوانین موجود است. آسیب‌شناسی این قوانین و تلاش برای رفع ناسازگاری‌ها و هم سویی با اهداف کلان اگر سرلوحه کار مجلس قرار گیرد یکی از بهترین خدمات صورت می‌گیرد. حالا اسم این خلأ قانونی است یا هر چیز نمی‌دانم. من معتقدم که قانون فراوان داریم منتها چون تنقیح قوانین نداریم، نگاه جزیره‌ای به تولید قانون است. یعنی یک جایی تولید قانون می‌کنیم جای دیگری با این هماهنگ نمی‌شود و خلاف این را عمل می‌کنیم. آن قدر قوانین ناسازگار در موضوع واحد داریم که اگر کارمندهای دولت مثلا بخواهند در یک موضوعی با چند تا قانون عمل کنند برایشان امکان دارد و کارشان قانونی هم هست. من فکر می‌کنم مهم‌ترین وظیفه مجلس در این برهه، اگر جدی باشد این است که ناسازگاری‌های موجود را رفع کند.
آقای سبحانی مصرف کالای داخلی در رونق تولید ملی چه نقشی می‌تواند داشته باشد؟
 خیلی نقش دارد. مصرف کالای داخلی معنایش این است که تولید کننده داخلی را تشویق به تولید بیشتر می‌کند. یک علامتی است که تو اگر تولید کنی کالا خریدار دارد. منتها یک توضیحی من عرض کنم. مصرف کالای داخلی لزوما در چارچوب بحث‌های کشور مطرح نیست. ممکن است حتی تقاضای خارجی معطوف به تولید کالای داخلی باشد. یعنی برای ما صادرات و برای دیگران واردات. در حقیقت آنچه که الان مردم ایران از مصنوعات خارجی می‌خرند در حقیقت با تقاضای خارجیشان، تولید ملی فلان کشور را دارند تقویت می‌کنند. مهم تقاضاست. چه داخلی و چه غیر داخلی باشد. مهم این است که تولید کننده بداند برای کالایش مشتری وجود دارد. از هر جای دنیا که باشد. البته وقتی که از داخل کشور تقاضا می‌شود از نظر تولید کننده خیلی فرقی نمی‌کند ولی از نظر اقتصاد ملی معنایش این است که احتمالا دیگر از طرف این مصرف کننده برای کالای خارجی مشابه در این زمینه تقاضایی نمی‌شود یا کمتر تقاضا می‌شود. در بعضی کتابهای اقتصاد می‌نویسند که تولید کنندگان به ساز مصرف کنندگان توجه می‌کنند. یعنی نگاه می‌کنند مصرف کننده چه می‌خواهد‌‌ همان را تولید می‌کنند. لذا مصرف کننده مهم‌ترین نقش را دارد که بگوید چه تولید شود. بدیهی است که رونق تولید به تقاضا بستگی دارد این تقاضا می‌خواهد از مصرف کننده داخلی باشد یا می‌خواهد از مصرف کننده خارجی باشد. چه بسا ما کالایی را تولید کنیم از خارج کشور برایش تقاضا زیاد باشد از داخل کشور به نسبت کم باشد، این اشکال ندارد و تولید ملی رشد پیدا می‌کند و لذا باید تقاضا زیاد شود. تقاضای مؤثر زیاد شود به نحوی که برای تولید کننده بصرفد. حالا اینکه چطوری تقاضا زیاد بشود این باز یک بحث دیگری است.
 به نظرتان چرا در جامعه ما استفاده از کالای خارجی یک نوع تفاخر و مایه مباهات است معمولا؟
- ببینید تقاضا به عوامل مختلفی بستگی دارد که مهم‌ترین عاملش توان پرداخت است. حالا اگر خیلی فنی نشویم ما در اقتصاد به نیاز، تقاضا نمی‌گوییم یا به یک کسی که پول دارد تقاضا کننده نمی‌گوییم. تقاضا وقتی است که هم میل هست و هم قدرت پرداخت. یعنی من هم این لیوان را بخواهم و هم توان پرداختش را داشته باشم. مهم نیست که خودم پول دارم یا ندارم، ممکن است قرض بگیرم. بنابراین در تقاضا، قدرت پرداختن بهای آن بسیار مهم است. لذا بخشی از تقاضا برای کالای خارجی بر می‌گردد به اینکه تقاضا کننده آن قدرت پرداخت پولش را دارد. بعضی از کالاهای خارجی قیمتشان به خاطر اینکه از تکنولوژی‌های بالاتری برخوردار هستند، کمتر است. چون سازندگانش عمر طولانی در تولید دارند، تحقیق زیادی می‌کنند و بر اساس آن تحقیق، توسعه می‌دهند و تولید اتفاق می‌افتد. لذا هزینه‌های تولیدشان روز به روز در حال پایین آمدن است. یعنی چیزی نیست که جنس خارجی لزوما از جنس داخلی گران‌تر باشد. البته خلافش هم هست. خب قاعدتا کسانی که پول دارند و نیاز هم دارند به آن‌ها امکان تقاضا را می‌دهد.
البته ما در اقتصاد یک مفهومی داریم که بر می‌گردد به تقاضای مثلا چشم وهم چشمی یا تقاضای ناشی از، از دماغ فیل افتادن بعضی‌ها! به لحاظ روانی این طور است که ممکن است شکمشان هم گرسنه باشد ولی ظاهرشان را با آنچه که دیگران ارزش می‌پندارند نشان می‌دهند و از این بابت احساس رضایت می‌کنند. این ذهنیت هم بالاخره در اقشار مختلفی از ما هست. این فکر نسلی به وجود آمده است و از بین رفتن آن هم نسلی است. البته اگر لازم باشد، چون عقل هم چیز مناسبی است. بالاخره شما می‌توانید دعوت کنید که مصرف کننده داخلی، کالای داخلی بخرد ولی تولید کننده باید کیفی تولید کند. کیفی که تولید کرد از خارج از مرز‌ها هم از او تقاضا می‌شود. کما اینکه دیگران دارند تولید کیفی می‌کنند ما از اینجا برایشان تقاضا می‌کنیم. به هر حال این با عقلانیت است. من فکر می‌کنم که این فکر وقتی اصلاح می‌شود که مصرف کننده احساس کند کالای مورد نیاز او در‌‌ همان سطح و اندازه که می‌خواهد در داخل دارد تولید می‌شود، او می‌رود دنبال کالایی که بالاخره بهترین باشد از نظر خودش.
تا حدودی می‌شود از او درخواست کرد که به سیاست‌های کشور برای یک مدت کوتاهی توجه کند ولی مصرف کننده هم باید خاطرش جمع باشد که سیاست‌های حاکم بر تولید هم به گونه‌ای است که بعد از مدتی که او تمکین کرد و کالای کمتر کیفی خرید، ولی آن تولید کننده هم اصلاح می‌کند خودش را. ولی وقتی می‌بیند که سال‌ها می‌گذرد و اتفاقی نمی‌افتد، باورش را از دست می‌دهد.
مثل ضعف خودروهای داخلی. به نظر شما چنین مواردی را چه طور می‌شود حل کرد؟ وقتی که خودروی داخلی با این کیفیت و با این قیمت تولید می‌شود راه حلش چیست؟
- این یک نمونه‌ای است به قول شما. من البته همیشه اگر دنبال کرده باشید طرفدار و در مواردی عامل اصلی بالا رفتن تعرفه واردات خودرو در مجلس بودم. برای اینکه واردات خودروی خارجی محدود می‌شود. دلیلی که داشتم شرایط خاص کشور بود. هنوز هم هست. حدود یک میلیون نفر در قطعه سازی و صنایع خودروسازی در ایران کار می‌کنند، در شرایطی که بی‌کاری داریم. از آن گذشته رقابت بین خودرو در کشوری مثل ایران با کشورهایی که سال‌ها در این زمینه کار کردند یک رقابت منصفانه نیست. من عرض کنم که مثلا انگلستان آن موقع که صنعتی شدن را شروع کرد و کشورهای اروپایی آن موقع که هنوز توسعه یافته نبودند، هر چه که تولید کردند چون بقیه دنیا از نظر جغرافیای سیاسی، توسعه نیافته بود اصلا کسی نبود که با‌‌ همان کالاهای حتما معیوب و ناقص رقابت کند. آن‌ها چون بدون رقیب بودند آمدند بالا ولی امروز ما می‌خواهیم هر کالایی را تولید کنیم ده‌ها رقیب قدر داریم که دوران صنعتی را گذرانده‌اند. می‌خواهم بگویم یک رقابت ناعادلانه و ناخواسته‌ای وجود دارد. باید به هر حال سیاستگذاران کشور به این هم توجه کنند که نمی‌شود مثلا از فلان شرکت داخلی انتظار داشت که با فلان کمپانی‌ای که شاید هزینه تحقیق وتوسعه‌اش برای ساخت خودرو از درآمدهای یک شرکت خودروساز ما بیشتر باشد، رقابت کنند. منتها منافع مصرف کننده هم اصل است لذا باید یک سیاست گذاری زمانمند و منضبطی واقعا باشد که آن دیگر قابل تمدید و تکرار نباشد. مثلا قطعه سازان ایران می‌گویند درست است که از سال ۱۳۴۷، ۴۸ خودروسازی اینجا بوده است ولی از سال ۸۰ به بعد هست که دولت از قطعه ساز حمایت کرده است. می‌خواهم بگویم که حمایت خیلی معنا نداشته است. مسائلی از این قبیل را باید در نظر گرفت یک زمان معقولی برای کالاهایی که به صلاح‌اند حمایت کرد، درنظر گرفت و بعد از آن هم قاطع ایستاد. متاسفانه شاید رانتهایی وجود داشته باشد، ملاحظات سیاسی وجود داشته باشد که ما معمولا وقتی از زمان می‌گذرد، قاطعیت نداریم. یک سیاست‌های بینابینی می‌خواهد دیگر.
جدی باید بگیرند. مثلا می‌گویند از فلان سال تا این شرایط را نداشته باشد من شماره گذاری نمی‌کنم. یک جوری آن سال تعیین بشود که این طرف بتواند خودش را تطبیق دهد وقتی رسید هم حتما اعمال کند. اصرار دارم که زمان باید معقول انتخاب شود. سیاست‌های کلان کشور هم باید معقول باشد که در این فاصله زمانی طرف بتواند خودش را اصلاح کند.
به بحث رانت اشاره کردید. فکر می‌کنید که مبارزه با مفاسد اقتصادی چقدر نقش دارد در این بحث رشد تولید و حمایت از سرمایه و کار؟
- الان وقتش نیست و واردش هم نمی‌شوم ولی حقیقتش این است که مفسده را تعریف کنید. این یعنی چه؟ این یکی از آن مفاهیمی است که باید آنالیزش کرد. شبیه عدالت که انسان می‌شنود احساس خوشی دارد، از مفسده احساس بدی دارد و اجمالاً می‌فهمد که یعنی چه. بدون تردید اگر با مفسده به صورت یکسان نگر و همه نگر برخورد شود، این حمایت از کسی است که کار درست می‌کند و تولید می‌کند. ما مثلا یک مباحثی داریم که می‌گوییم که بین کشاورزی و صنعت یا بین کشاورزی و خدمات یا مثلا بین خدمات وصنعت یک رابطهٔ مبادله تعریف می‌شود. مثلا می‌گوییم که در کشاورزی ایران با اینکه دولت کمک می‌کند و مالیات از کشاورزی نمی‌گیرد ولی سرمایه گذاری در بخش کشاورزی کم اتفاق می‌افتد. برای اینکه طرف می‌داند اگر پولش را در تجارت بگذارد یا در خدمات بگذارد چندین برابر کشاورزی که می‌خواهد در معرض سیل و سرما زدگی و… باشد، نفع می‌برد. بنابراین باید دید که آنهایی که در بخش‌هایی هستند که رابطه مبادله به نفع آن بخش هاست آیا گریزگاه‌هایی دارند یا ندارند؟ اگر گریزگاه‌ها بسته بشود، شفافیت حاصل شود حتما کسی که دارد زحمت می‌کشد درآمدش را متناسب با کارش حس می‌کند.
طرف می‌خواهد کشاورزی کند یا وارد صنعتی شود، محیط زیست را بایستی عمل کند، با تحریم خارجی کارخانه وارد کند، جنسش تولید می‌شود کالایش تولید می‌شود بازار می‌رود ممکن است پولش را‌‌ همان موقع ندهند. چک چهار ماهه به او بدهند. باید تحمل کند، تمام این زحمات را متقبل شود بعد مثلا افرادی باشند با موبایل خودشان، کشتی فلان کالا را در اقیانوس بخرند و هنوز به مقصد نرسیده به کسی دیگری بفروشند و درآمدی که دارند قابل مقایسه با کسی که دنبال این مسائل رفته نباشد. بدیهی است که فرد برایش نمی‌صرفد که به سمت صنعت و کشاورزی برود. من اندازه یک کتاب می‌توانم حرف بزنم در این رابطه. دولت در ردیف‌های بودجه وقتی شفافیت ندارد این مشکلات رخ می‌دهد. شما نگاه کنید در همه شهرهای کوچک، بیشتر مغازه‌هایی که افراد با زحمت خرید و فروش می‌کردند، حالا این مغازه‌ها با درآمدهای خیلی بالا تبدیل به شعب بانک‌ها، بیمه‌ها و صندوق‌های اعتباری شده است. چون آن‌ها پول داشتند با قیمت نامتعارفی این ملک را خریدند و فرد به جای اینکه این همه چانه زنی در فروش یک کیلو میوه یک کیلو برنج و غیره بکند ملکش را فروخته است، استراحت می‌کند و با پول ملک که در‌‌ همان بانک سرمایه گذاری کرده است بیشتر سود می‌برد. اینجا تولید دیگر چه معنایی دارد؟ برای چه طرف برود تولید کند؟ واقعا از یک بابت می‌شود گفت که از نظر نامگذاری‌ها و عناوین، امسال از کلیدی‌ترین مباحث است و باید قدرش را دانست. ولی راهکار و ساز و کاری که وجود دارد پیچیدگی‌اش به گستردگی پیچیدگی مسائل کشور است. خیلی ساده اندیشی است که مثلا دو روز می‌گذرد یک نفر اعلام می‌کند ما یک طرحی درست کردیم که مسئله را حل می‌کند! یا ما یک کتابی نوشتیم دراین زمینه! چقدر ساده اندیشی؟! یک ماه، دو ماه در حد یک شعار با آن برخورد می‌شود و همین.
در موضوع تولید ملی، مشکلات فرهنگی و جامعه‌شناختی چقدر مؤثر‌اند؟ مشکلات جامعه ما و راهکار‌هایش چیست؟
- من البته اجمالا گفتم که ما جامعه خیلی پرکاری نیستیم. بعضی‌ها وقتی که دولت یک روزهایی را تعطیل می‌کند به هر حال یک ناراحتی‌هایی را ابراز می‌کنند ما هم جزو آن ناراحت‌ها هستیم. ولی من بعدش با خودم فکر می‌کنم که اگر تعطیل نبود چه اتفاقی می‌افتاد؟! یعنی آن موقع هم که تعطیل نیستیم کار زیادی نمی‌کنیم. مثلا دانشگاه‌ها از یک هفته به شروع سال جدید نمی‌آیند تا یکی دو هفته بعد از تعطیلات هم نمی‌آیند! نمونه‌اش همین جا که دانشکده اقتصاد هم هست!
به هر حال از وقتمان کم استفاده می‌کنیم. حتی مناسبت‌ها، مثلا ۲۳، ۲۴ روز مناسبتی در تقویم تعطیل است. منطقش این است که مردم آن قدر به آن مناسبت توجه دارند که باید تعطیل کرد که بروند به آن مناسبت برسند. مثل روز عاشورا که همه شرکت می‌کنیم. باید طرف وقتش آزاد شود که برود در عزاداری. یامثلا ۲۱ ماه رمضان یک روزهایی این گونه. ولی خیلی از مناسبت‌های ما یک مفری است برای اینکه افراد بروند به تعطیلات خاص خودشان. حالا ما با تفریحات مخالفتی نداریم ولی می‌خواهم عرض کنم باید یک مناسبت بتواند از خودش دفاع کند. خب این‌ها در جامعه ما وجود دارد و نهادینه شده است. هر موقع هم می‌خواهد اصلاحاتی شود از جانب کسانی که رسمی یا غیر رسمی صاحب نفوذ هستند و آن‌ها هم دلسوزیهای خودشان را دارند، مانع ایجاد می‌شود. شاید مسائل کلان را بیشتر باید درنظر بگیرند.
در نظام کارمندی، بهره وری پایین است. بعضا متاسفانه این گونه شده است می‌گوییم این حقوقی که می‌گیرم برای این است که بیایم سرکار اگر بخواهم کار کنم باید اضافه کاری بدهند! من البته معتقدم دریافتی کارمندان پایین هست ولی این استدلال، استدلال درستی برای توجیه قضیه نیست.
سرمایه زیادی صرف تراکم و انباشت کالای سرمایه‌ای شده است. مثلا شما حساب کنید حجم جواهر و زیور آلاتی که مثلا در قشر زنان در جامعه ما تلنبار می‌شود. این‌ها را در نظر بگیرید. من نمی‌گویم همه‌اش، بخشی از این صرف خرید سهام و پول و راه اندازی کارخانه و این‌ها شود. یا مثلا ما چقدر فرش و مبل و اثاثیه فراوان در خانه‌ها داریم که سالی یک بار هم استفاده نمی‌کنیم ولی این اگر تبدیل به نقدینگی و به دنبالش تولید شود، می‌تواند مشکلاتی را حل کند. این‌ها بحث‌هایی است که مهم و موثر است.
شما در زمینه اقتصاد اسلامی هم کار کرده‌اید. به عنوان سوال آخر فکر می‌کنید اگر واقعاً ما برویم به سمت اقتصاد اسلامی، حالا از همه نظر، هم در زمینه تئوریک و هم در زمینه عمل، چقدر در این مسئله به ما کمک می‌کند و مشکلاتمان را حل می‌کند؟
- من به وجود نظام اقتصادی اسلام یقین دارم و معتقدم که اسلام نظام اقتصادی واقع بینانه‌ای دارد و این یک مقداری بی‌مهری به اسلام است که یک عده‌ای از اندیشمندان گفته‌اند اسلام یک نظامی بین سرمایه داری و سوسیالیست دارد در حالی که نظام اقتصادی اسلام نظام مبتنی بر وحی است. بر اساس‌‌ همان که فرمود کلما حکم به الشرع حکم به العقل، چون وحیانی است عقلانی هم هست. پس سرمایه داری و سوسیالیست اگر شباهت‌هایی با اسلام دارد از این حیث است که بشر با عقل خودش به برخی از آنچه که در کلام وحی وجود دارد دسترسی پیدا کرده است. یعنی آن‌ها به این کلام کامل نزدیک شده‌اند نه اینکه ما بگوییم ما یک چیزی داریم بین آن‌ها و از این گرفتیم و از آن گرفتیم. این را درجای خودش می‌شود صحبت کرد که نظام اقتصادی اسلام چیست. مؤلفه‌هایش چیست وماهیتش چیست اما اجمالاً ضمن اینکه می‌فهمیم که اسلام یک دین ضد تکاثر است و حتما اسلام یک دینی است که تولید ثروت را ارزش می‌داند. اگر نداند با اهدافی که طراحی کرده سازگار نیست. اسلام وقتی که فقر را عامل سلب شخصیت فردی می‌داند، وقتی اثر فقر را آن قدر می‌داند که نزدیک است به کفر بینجامد – کاد الفقر ان یکون کفرا- و وقتی که فقر را از مرگ بد‌تر می‌داند بدیهی است که ابزار و آلات رفع فقر را محترم می‌شمارد. نمی‌شود جامعه دینی فقیر باشد و بشود او را جامعه دینی نامید. اتفاقا به همین دلیل که فقیر هست، دینی نیست و جامعه دینی ثروتمند است. چون تولید کرده است. به این دلیل که دینی است ثروتمند است و این از ناحیه کار کردن و به کارگیری امکانات حاصل می‌شود. تنها چیزی که اسلام مذمت کرده است تبخ‌تر و نازیدن به ثروت است نه خود ثروت و گرنه اگر ثروت به معنی مجموعه کالا‌ها وخدماتی که باید تولید کند نباشد که تولید اتفاق نمی‌افتد تا این امکانات ابزار عبادت و بندگی باشد.
اسلام با زیبا‌ترین سمفونی از اقتصاد صحبت می‌کند. در صدر اسلام که نظام اقتصادی اجتماعی به هر حال صنعتی نبود برده داری بود و یک پیشه وری ساده بود با ادبیات آن موقع دست کارگر را پیامبر خدا (ص) می‌بوسد و می‌گوید که این دست به آتش جهنم نمی‌رسد. به هر حال پیامی در این قضیه است. هر کار، کار یدی یا کار فکری ارزش است. یا در سیره حضرت علی (ع)؛ شما در این سیره می‌بینید که خودش به خاطر رهبر بودن از امکانات خوب استفاده نمی‌کرده است. در مدینه چاه حفر می‌کند و آب این چاه را وقف می‌کند. یعنی ابزار تولید به دیگران می‌دهد. یا نخلستان تولید می‌کند نخلستان را وقف می‌کند که می‌گویند اگر حضرت علی (ع) می‌خواست این را به پول تبدیل کند خودش ثروتمند بود. یا انفاق که این همه در اسلام توصیه شده است، غیر ممکن است عملیاتی شود. اول باید یک چیزی باشد که شما انفاقش کنید. بنابراین من فکر می‌کنم که در بین درجه اسلامیت جامعه و میزان تولید جامعه می‌شود رابطه مستقیم برقرار کرد. جامعه هر چقدر متدین‌تر باشد اوضاع اقتصادی‌اش بهتر است و ما از این بابت خیلی لطمه خوردیم. می‌دانید که بعضی از مستشرقین گفته‌اند که جوامع اسلامی به خاطر اسلام عقب افتاده هستند البته حرفشان خیلی غلط است چون خیلی از جوامع هستند که توسعه نیافته هستند و اسلامی هم نیستند ولی چون برداشت غلطی از دین وجود داشته می‌گویند اسلام از تسلیم هست و مسلمان‌ها تسلیم وضع موجودند، لذا تغییرات ایجاد نمی‌کنند. بدیهی است که این برداشت انحرافی است ولی متاسفانه متوجه خیلی ما‌ها هم شده است. بنابراین نظر دین راجع به تولید، سرمایه گذاری، تبادل محصول و کالای تولید شده در اقشار مختلف مشخص است؛ کیلا یکون دوله بین الأغنیاء منکم، ثروت فقط بین اغنیاء شما نچرخد.

منبع : رجانیوز

موضوع :

وظایف دولت و ملت در حمایت از کار و سرمایه ملی

نقش تولید داخلی در اقتصاد پویا

جایگاه کار و تلاش در آموزه های دینی

راهکارهای حمایت از تولید ملی



 نگاشته شده توسط مهدی علیزاده در پنج شنبه 31 فروردین 1391  ساعت 4:01 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 

در تأمین حقوق مصرف کننده سه طرف باید تعامل داشته باشند: ۱- تولید کننده که که باید باور داشته باشد: «مشتری همه چیز اوست.» ۲- دولت که باید از طریق سازمان استاندارد کالاهارا با کیفیت در اختیار مردم بگذارد و از طریق سازمان تعزیرات حکومتی و اصناف بر قیمت متناسب با کیفیت کالا نظارت کند ۳- شهروندان که باید مطالبه کالای خوب و ارزان ایرانی را داشته باشند.

چنین مطالبه ای از طریق «انجمن های حقوق مصرف کنندگان» موضوع ماده (۹) قانون حمایت از حقوق مصرف کنندگان (مصوب ۱۳۸۸) ممکن است.   

مسئله دوم: مصرف داخلی

در بخش اول به الزامات تولید داخلی پرداختیم ولی مصرف کالا و خدمات داخلی در کشور با رغبت چندانی توسط اغلب اشخاص (چه دولتی و چه خصوصی) روبه رو نیست. در واقع مصرف محرک تولید است. با این وجود بیش از آنکه صرفاً خود مصرف کالای مطلوب و با کیفیت مد نظر قرار گیرد، ممکن است مصرف یک کالا جنبه های دیگری هم برای ارجح قرار گرفتن آن بازی کند. انتخاب ناخودآگاه، انتخاب فرهنگی و انتخاب اقتصادی از جمله آن هاست. البته زنجیره توزیع نیز در اتصال تولید به مصرف کارکردی ویژه دارد.

۱- انتخاب ناخودآگاه

 انتخابی است که مصرف کننده فرصتی برای تجزیه و تحلیل های آگاهانه ندارد بلکه به واسطه آشنایی ناشی از تبلیغ های مکرر رغبت به خرید یک کالا می کند. برای مثال وقتی بخش عمده ای از تبلیغات شهری، تلویزیونی و حتی گپ و گفت های خانوادگی را یک برند خارجی موبایل به خود اختصاص دهد، خریدار موبایل ناخودآگاه همه انتخاب های خود را به همان برند محدود می کند. در حالی که نسبت قیمت آن کالا به استفاده اش منطقی نیست، به علاوه آنکه خریدار شاید از خیلی از کاربردهای آن استفاده نکند و یا از آن اطلاع هم نداشته باشد. در واقع تبلیغات بازرگانی، نقش عمده ای بر انتخاب مصرف کننده دارند. برای تشویق و حمایت از مصرف داخلی، باید از تبلیغات بازرگانی داخلی حمایت کرد. 

۲- انتخابی برای خودمان 

از مهمترین مشکلات فرهنگی ما آن است که برای کالای داخلی خودمان ارزشی قائل نیستیم. این مشکل تا حدودی ناشی از حس کم خود بینی است که صرفاً ساخت فلان کشور یا فلان برند را بهتر می دانیم. بدون کمترین اطلاعات فنی در خصوص کیفیت فناوری های به کار رفته. از طرف دیگر این حس در درونمان نهادینه نشده که برای حمایت از کار هم وطن خودمان یک ارزش اضافی قائل شویم. یعنی حتی در شرایط نابرابر، با لحاظ ساخت ایران بودن یک کالا، یک فرصت برای انتخاب کالای ایرانی لحاظ کنیم.

از طرف دیگر حس فخرفروشی و تجمل گرایی نیز موثر است، حسی که به دنبال برآوردن نیاز نیست بلکه می خواهد ظاهراً روی مد باشد. این مشکل فرهنگی است و درمان فرهنگی می خواهد ولی دوای حقوقی هم دارد. مهمترین آن مبارزه با هرگونه تجمل گرایی در دستگاه های حکومتی است. تجمل گرایی خود در دستگاه های دولتی جنبه فساد هم دارد. به علاوه آنکه نه تنها استفاده از اموال عمومی برای خواسته های شخصی است بلکه خود یک آموزش تجمل گرایی به ملت است. 

از این جهت قوانین مالی کشور همانند قانون محاسبات و همچنین قانون مجازات باید اصلاح شود. در نحوه اجرا «قانون نحوه اعمال نظارت بر کاهش هزینه‌های غیر ضرور و جلوگیری از تجمل‌گرایی» که می بایست مانع بسیاری از تجمل گرایی های دولتی مخصوصا برگزاری متعدد همایش های بی نتیجه می شد بازنگری گردد. ازجهت مبارزه با تجمل گرایی و نشان دادن مدها، دکورها و خانه های لوکس، صدا و سیما نیز وظیفه­ای خطیر ولی فراموش شده را بر عهده دارد. همان طور که صدا و سیما خود را یک دانشگاه می داند، وظیفه ای دارد بس خطیر، وظیفه ای که می تواند ایرانی را دلبسته کالای ایرانی کرده و به این ترتیب مقتضای اصل (۱۷۵) که تأمین مصالح کشور و قانون «قانون خط مشی کلی و اصول برنامه‌های سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران» را به اجرا درآورد.

۳- انتخاب اقتصادی

 انتخابی است که هزینه – سود می کند. سوال انتخاب اقتصادی این است که «آیا این انتخاب با هزینه کمتر سود بیشتری را برای ما حاصل کرده است؟» در انتخاب یک کالا، خیلی وقت ها نه خود خریدار بلکه عده ای همراه او مدت زیادی را سپری می کنند تا یک کالای خوبتر ارزانتر را انتخاب کنند. ولی چه کالایی خوبتر ارزانتر است؟ چه هزینه ای را بدهیم سود بیشتری را به دست آورده ایم؟.

بگذارید سوال را طور دیگری طرح کنیم: خوبی به چیست؟ و سود یعنی چه؟. خوبی به برآوردن نیازهایمان، باکیفیت و راندمان مناسب و تضمین سلامت کالا و خدمات پس از فروش است. و سود بردن ظاهراً پرداخت هزینه کمتر برای کسب همین کالای خوب است. ولی هزینه کمتر برای چه کسی؟. برای من یا برای ملت من؟. 

اگر من یک کالای چینی درجه یک بخرم که اتفاقاً خدمات پس از فروش دارد، شاید جیب من سود کرده ولی جیب ملت ضرر کرده است. چون هم ارز خارج شده و هم کار مجموعه ای از ایرانی ها بدون خریدار مانده است. آن هایی که برادران و اقوام مان حساب می شوند؛ دور یا نزدیک. گرچه قرار نیست جیب من هم ضرر بکند به خاطر کالای بدترگرانتر.

به این ترتیب باید کالاهای داخلی «حقوق مصرف کننده» را در نظر بگیرند. آن ها از مزیت نپرداختن حقوق ورودی بهره مندتر هستند پس باید کالای ارزانتری را تولید کنند که مصرف کننده از آن راضی باشد. در تأمین حقوق مصرف کننده سه طرف باید تعامل داشته باشند:

۱- تولید کننده که که باید باور داشته باشد: «مشتری همه چیز اوست.»

۲- دولت که باید از طریق سازمان استاندارد کالاهارا با کیفیت در اختیار مردم بگذارد و از طریق سازمان تعزیرات حکومتی و اصناف بر قیمت متناسب با کیفیت کالا نظارت کند.

۳- شهروندان که باید مطالبه کالای خوب و ارزان ایرانی را داشته باشند. چنین مطالبه ای از طریق «انجمن های حقوق مصرف کنندگان» موضوع ماده (۹) قانون حمایت از حقوق مصرف کنندگان (مصوب ۱۳۸۸) ممکن است.

سید محمد مهدی غمامی

منبع : رصد



 نگاشته شده توسط مهدی علیزاده در پنج شنبه 31 فروردین 1391  ساعت 3:44 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



 

غفلت از ملزومات تحقق هر هدفی انسان را به مسیر انحرافی می کشاند. اما بی تردید هیچ تلاشی حتی با رعایت جوانب لازم به نتیجه نمی رسد مگر آنکه روح تعاون بر آن حاکم باشد وگرنه آدمی را مصداق خسران در سوره عصر می کند.


به گزارش گروه فضای مجازی خبرگزاری فارس به نقل از شبستان، تحقق هر هدف و رسیدن به مقصد مطلوب در کنار برخورداری از نقشه راه به ملزوماتی نیاز دارد که اگر در تامین آنها قصوری رخ دهد، نه تنها انسان را از آن اهداف دور می کند، بلکه احتمال انحراف او به مسیرهای فرعی را نیز رقم می زند.

 

یکی از اهداف مهم در نظام جمهوری اسلامی ایران که در سطح ملی تعریف می شود همان عنوان یا شعاری است که در نخستین روز هر سال شمسی از طریق رهبر معظم انقلاب به عنوان راهبرد نظام و مردم در طول یک سال همراه با پیام نوروزی ایشان به ملت معرفی می شود تا همگان بدانند که ایران و ایرانی بی اعتنا به تحریم ها، دشمنی ها و تهدیدها نقشه راه خود را مشخص کرده و بر اساس آن برای آبادانی، استقلال و آزادی تلاش می کند.

 

اما در این مسیر همان گونه که گفته شد ملزوماتی نیاز است. حال که رهبر معظم انقلاب با تیزبینی و هوشمندی که ریشه از بینش عمیق ایشان نسبت به مسائل بین المللی و داخلی دارد، عنوان حمایت از "تولید ملی، کار و سرمایه ایرانی" را برای سال 91 برگزیده اند باید ملزومات تحقق این مهم را به ویژه در شرایط کنون که دنیای غرب به خیال خام خود می کوشد ایران را با تحریم ها و تهدیدها از میدان رشد و توسعه علم و فناوری خارج کند، فراهم شود.

بی تردید یکی از مهمترین ملزومات تحقق این شعار که دنیایی از معانی را در خود نهفته دارد تعاون و مشارکت افراد جامعه برای ورود به چرخه پرتحرک تولید ملی با اتکاء به کار و سرمایه ایرانی است. چراکه تا روح تعاون و همکاری بر یک جامعه حاکم نباشد حتی با وجود بهترین سرمایه ها و امکانات نمی توان انتظار افزایش تولید ملی و درپی آن رشد و تعالی یک کشور را شاهد بود.

وجود تعاون و مشارکت در میان افراد یک جامعه به اندازه ای در توفیق آن موثر است که خداوند در قرآن، معجزه جاوید پیامبر اکرم (ص) در آیات متعدد به آن اشاره و تاکید کرده است.

در سایه این مشارکت و تعاون است که توانایی های بالقوه افراد به فعلیت رسیده و آنچه که تولید ملی است در سایه حمایت از کار و سرمایه ایرانی محقق می شود. البته در این مسیر هر فرد توانایی های خاص خود را دارد که با اتکای بر آنها می تواند به پیشرفت کشور کمک کند و این توانایی هایم ختلف دلیل بر رجحان فردی بر فدر دیگر نیست که تبعیض ناشی از آن دلسردی را در میان افراد به وجود آورد.

آنچنان که خداوند در آیه 247 سوره مبارکه بقره می فرماید: وَقَالَ لَهُمْ نَبِیُّهُمْ إِنَّ اللّهَ قَدْ بَعَثَ لَکُمْ طَالُوتَ مَلِکًا قَالُوَاْ أَنَّى یَکُونُ لَهُ الْمُلْکُ عَلَیْنَا وَنَحْنُ أَحَقُّ بِالْمُلْکِ مِنْهُ وَلَمْ یُؤْتَ سَعَةً مِّنَ الْمَالِ قَالَ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَاهُ عَلَیْکُمْ وَزَادَهُ بَسْطَةً فِی الْعِلْمِ وَالْجِسْمِ وَاللّهُ یُؤْتِی مُلْکَهُ مَن یَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِیمٌ، و پیامبرشان به آنان گفت در حقیقت‏خداوند طالوت را بر شما به پادشاهى گماشته است گفتند چگونه او را بر ما پادشاهى باشد با آنکه ما به پادشاهى از وى سزاوارتریم و به او از حیث مال گشایشى داده نشده است پیامبرشان گفت در حقیقت‏خدا او را بر شما برترى داده و او را در دانش و [نیروى] بدنى بر شما برترى بخشیده است و خداوند پادشاهى خود را به هر کس که بخواهد مى‏دهد و خدا گشایشگر داناست.

این تفاوت ها و توانایی هایی که در انسان های مختلف دیده می شود برای آنکه به مقصد تعالی بینجامد باید با عضویت در حزب الهی و از طریق مشارکت و تعاون در قالب این حزب جلوه گر شود. وگرنه انسان با عضویت در حزب شیطان و با سرباز زدن از اطاعت از فرامین الهی به مقصدی جز تباهی نمی رسد و این امری است که در سوره مبارکه مجادله به خوبی تصریح می شود زمانی که خداوند در آیه 19 این سوره می فرماید: اسْتَحْوَذَ عَلَیْهِمُ الشَّیْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِکْرَ اللَّهِ أُولئِکَ حِزْبُ الشَّیْطانِ أَلا إِنَّ حِزْبَ الشَّیْطانِ هُمُ الْخاسِرُونَ، شیطان بر ایشان غلبه کرده در نتیجه ذکر خداى تعالى را از یاد ایشان ببرد، این گروه سپاه شیطانند آگاه باشید که سپاه شیطان خود- زیانکارانند.

مشارکت در چرخه ای که به تولید ملی بینجامد بی تردید در دوران کنونی که سران استکبار با برگزاری جلسات متعدد و دادن رای مغرضانه به محکوم بودن ایران، به اندازه ای ضرورت دارد که هیچ چیز جز آیات وحی نمی تواند اهمیت آن را توجیه کند.

وقتی خداوند در آیه دو سوره مبارکه مائده می فرماید: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تُحِلُّوا شَعَائِرَ اللَّهِ وَلا الشَّهْرَ الْحَرَامَ وَلا الْهَدْیَ وَلا الْقَلائِدَ وَلا آمِّینَ الْبَیْتَ الْحَرَامَ یَبْتَغُونَ فَضْلا مِنْ رَبِّهِمْ وَرِضْوَانًا وَإِذَا حَلَلْتُمْ فَاصْطَادُوا وَلا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَنْ صَدُّوکُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ أَنْ تَعْتَدُوا وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى وَلا تَعَاوَنُوا عَلَى الإثْمِ وَالْعُدْوَانِ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ، ای اهل ایمان شعائر و حدود الهی را محترم بشمارید و همچنین در ماه های حرام و احشام قربانی مشخص و غیرمشخص و واردین به مسجد الحرام را به جهت کسب رضای حق آمده اند محترم بشمارید. و زمانی لباس احرام را بیرون آوردید می توانید شکار کنید عملکرد بعضی از افراد که مانع ورود شما به مسجدالحرام شده اند نباید موجب شود شما هم بخلاف عدالت رفتار کنید. همواره در همکاری و تعاون در برنامه ها خیر و نیکی شرکت کنید و هرگز در راه گناه و خلاف همکاری ننمائید و از آنچه خلاف برنامه خداوند است بپرهیزید که مجازات خداوند شدید است.

این آیه شریفه می رساند که بحث تعاون به اندازه ای در نزد خدای متعال دارای اهمیت است که در قرآن در کنار رعایت حدود الهی و آداب زیارت بیت الله الحرام به آن اشاره شده است.

در کنار ضرورت تلاش و کوشش برای فعال کردن چرخه تولید ملی با اتکاء به کار و سرمایه ایرانی، بی تردید وجود روحیه تعاون و همکاری توام با همدلی ازا همیتی دو چندان برخوردار است چراکه اعضای یک جامعه همچون اعضای بدن یک انسان اگر از مشارکت و تعاون در راستای یک مسیر برخوردار نباشند هر چقدر هم که تلاش کنند خروجی کارشان آنقدر چمشمگیر نیست که بتواند به هدفی بزرگ همچون عنوان انتخابی سال جامه عمل بپوشاند.

خداوند از مؤمنان می خواهد که حضور در کارهای خیر و صالح اجتماعی و تقویت هنجارها و مبارزه با نابهنجاری ها را در دستور کار خود قرار دهند. کُنْتُمْ خَیْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ لَوْ آمَنَ أَهْلُ الْکِتابِ لَکانَ خَیْراً لَهُمْ مِنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَ أَکْثَرُهُمُ الْفاسِقُونَ، شما بهترین امتى هستید که بر مردم نمودار شده‏اید که امر بمعروف و نهى از منکر میکنید و بخدا ایمان میآورید و اگر اهل کتاب مؤمن میشدند بر ایشان بهتر بود بعضى از ایشان مؤمنند و اکثرشان فاسقند. (آل عمران، آیه 110)

از آن جایی که اسلام حضور فعال و مشارکت امت را در همه عرصه ها واجب دانسته و هرگونه گوشه نشینی و رهبانیت را ناپسند شمرده است ثُمَّ قَفَّیْنا عَلى‏ آثارِهِمْ بِرُسُلِنا وَ قَفَّیْنا بِعیسَى ابْنِ مَرْیَمَ وَ آتَیْناهُ الْإِنْجیلَ وَ جَعَلْنا فی‏ قُلُوبِ الَّذینَ اتَّبَعُوهُ رَأْفَةً وَ رَحْمَةً وَ رَهْبانِیَّةً ابْتَدَعُوها ما کَتَبْناها عَلَیْهِمْ إِلاَّ ابْتِغاءَ رِضْوانِ اللَّهِ فَما رَعَوْها حَقَّ رِعایَتِها فَآتَیْنَا الَّذینَ آمَنُوا مِنْهُمْ أَجْرَهُمْ وَ کَثیرٌ مِنْهُمْ فاسِقُونَ، (حدید، آیه 27) از امت می خواهد تا نقش ایمانی خود را به درستی بشناسند و عمل کنند وگرنه اهل خسران و زیان خواهند بود. که بهترین شاهد بر صحت این خسران آیات شریفه سوره مبارکه عصر است.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

وَالْعَصْرِ ﴿1﴾ إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِی خُسْرٍ ﴿2﴾ إِلَّا الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ

به نام خداوند رحمتگر مهربان

سوگند به عصر [غلبه حق بر باطل] (1) که واقعا انسان دستخوش زیان است (2) إمگر کسانى که گرویده و کارهاى شایسته کرده و همدیگر را به حق سفارش و به شکیبایى توصیه کرده‏اند (3)

امید است که حال که به لطف خداوند و بهره مندی از رهبری آگاه به اوضاع زمان تکلیفی بزرگ بر دوش ما نهاده شده با تلاش و کوشش در سایه تعاون و همکاری با یکدیگر در زمره اهل خسران قرار نگیریم.

گردآوری : خبرگزاری فارس

منبع : شبستان



 نگاشته شده توسط مهدی علیزاده در پنج شنبه 31 فروردین 1391  ساعت 3:26 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



مدیرعامل بانک ملت گفت: کار کردن در حوزه نفت و کمک به تأمین مالی آن، یکی از مصادیق بارز شعار حمایت از تولید ملی، کار و سرمایه ایرانی است.


به گزارش باشگاه خبری فارس «توانا» به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی بانک ملت، علی دیواندری در حاشیه هفدهمین نمایشگاه بین المللی نفت، گاز، پالایش و پتروشیمی، اظهارداشت: تحقق اهداف سال تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی ایجاب می‌کند روش‌های جدیدی برای ارتقای ساختار‌های تامین مالی در صنعت نفت و گاز برای تولید ثروت ملی در کشور به کار گرفته شود.

 

وی با تاکید بر ضرورت تلاش همه جانبه برای حمایت از تولید ملی، کار و سرمایه ایرانی، تصریح کرد: برای خودکفایی در روش ها باید به خودکفایی در حوزه مالی برسیم.

 

دیواندری با اشاره به موقعیت ممتاز ایران در حوزه ذخایر نفت و گاز گفت: سهم نفت و گاز در تولید ناخالص داخلی کشور 28 درصد، در تامین ارز سهم 84 درصد و در تامین انرژی کشور 95 درصد است.

مدیرعامل بانک ملت افزود: سازمان اوپک تلاش می‌کند تولید خود را حدود 10 میلیون بشکه در روز افزایش دهد و ‌ایران هم سهم 14 درصدی در تولید اوپک دارد، بنابراین باید تلاش ‌کنیم علاوه بر حفظ وضعیت کنونی خود، توسعه تولید را نیز در اولویت قرار دهیم.

وی با اشاره به حرکت سریع رقبای کشورمان در حوزه سرمایه‌گذاری در بخش نفت و گاز گفت: اوپک تا سال 2014، 140 پروژه توسعه‌ای اجرا خواهد کرد.

دیواندری به چشم‌انداز صنعت نفت و گاز ایران در سال 1404 اشاره و بیان کرد: بر اساس این چشم انداز، جایگاه دومی در تولید نفت اوپک، جایگاه اولی جهان در تولید گاز طبیعی، جایگاه اولی منطقه در حوزه پالایش و جایگاه اولی منطقه در زمینه فناوری حوزه نفت و گاز در سال 1404 باید در اختیار ایران باشد که نیل به این اهداف مستلزم تنوع و توسعه روش‌های تامین مالی است.

مدیرعامل بانک ملت با بیان این نکته که سه روش تامین مالی شرکتی، پروژه‌ای و ساختار یافته، روش‌هایی است که در دنیا استفاده می‌شود، خاطرنشان کرد: در کشور ما روش تامین شرکتی بیش از همه روش ها مورد استفاده قرار می گیرد و شرکت‌های نفتی از بودجه خود یا از طریق اوراق مشارکت و تسهیلات بانکی، منابع مورد نیازشان را تامین می‌کنند.

وی با بیان این نکته که ایران در زمینه تامین مالی شرکتی تجربه خوبی دارد ، گفت:‌ این در حالی است که از روش تامین مالی پروژه‌ای در کشور ما کمتر استفاده می شود و تنها برخی از شرکت‌های خارجی به صورت پراکنده، آن را مورد استفاده قرار داده اند.

دیواندری با تاکید بر این نکته که بخش خصوصی می‌تواند از روش تامین مالی پروژه‌ای برای تامین منابع مورد نیاز خود استفاده کند، اظهار داشت: در این روش، اقتصاد پروژه و سودآوری آن، محور و مبنای کار قرار می‌گیرد.

مدیرعامل بانک ملت با اشاره به این نکته که در روش تامین مالی ساختار یافته از ابزار بازار سرمایه استفاده می‌‌شود، ادامه داد: ابزار‌های جدید مانند اوراق بدهی و سلف نیز در این روش به کار گرفته می‌شود.

وی به تشریح چگونگی استفاده از این روش‌های تامین مالی در ایران و کشور‌های پیشرفته اشاره کرد و گفت: در روش تامین مالی شرکتی در دنیا حدود 20 درصد منابع از طریق فروش سهام تامین می‌شود اما سهم این بخش در ایران 15 درصد است.

به گفته وی ابزارهای بدهی 40 درصد این ترکیب را در دنیا تشکیل می‌دهد اما سهم آن در ایران فقط پنج درصد است ضمن این که وام و تسهیلات 40 درصد سهم این بخش را در دنیا تشکیل می‌دهد که سهم آن در ایران 80 درصد است.

مدیرعامل بانک ملت با اشاره به این نکته که روش تامین مالی پروژه‌ای در دنیا بین سال‌های 2005 تا 2010 به ارزش 369 میلیارد دلار اجرا شده است، گفت: سهم کشورهای توسعه یافته از این بخش 63 درصد بوده است.

دیواندری تاکید کرد: براساس قانون برنامه پنجم باید تلاش شود که در ابزار‌های تامین مالی در ایران، واقع‌بینی ملاک عمل قرار بگیرد.

وی پیشنهاد‌هایی برای بهبود وضعیت تامین مالی در پروژه‌های نفتی ارائه داد و گفت: استفاده از روش تامین مالی ساختار یافته یعنی تبدیل کردن جریانات آتی پروژه به اوراق بهادار، ایجاد صندوق ریالی برای جذب منابع از سیستم بازار، انتشار اوراق مشارکت، قابلیت تبدیل به سهام برای پروژه‌های نفت و گاز و استفاده از ظرفیت صندوق توسعه ملی، می‌تواند به تامین مالی پروژه‌های نفت و انرژی در کشور کمک کند.

منبع : خبرگزاری فارس



 نگاشته شده توسط مهدی علیزاده در پنج شنبه 31 فروردین 1391  ساعت 3:12 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



یک کارشناس اقتصادی با تاکید بر اینکه نگرش اقتصادی حاکم بر مسئولان کشور متناسب با اهداف اقتصادی مندرج در قانون اساسی و رویکرد رهبر معظم انقلاب نیست، خاطرنشان ساخت: مانع اساسی در مسیر عملیاتی شدن این شعارهای اقتصادی آن است که مسئولان اجرایی برخلاف منویات رهبری در مسیر اهداف قانون اساسی حرکت نمی کنند و نگرش لیبرالی به اقتصاد دارند.

"ابراهیم رزاقی" در گفتگو با «فردا» نامگذاری سال جاری تحت عنوان سال تولید ملی و حمایت از سرمایه داخلی، از سوی مقام معظم رهبری را متناسب با اهداف اقتصادی مندرج در قانون اساسی دانست و گفت: در قانون اسای جمهوری اسلامی به برخی اهداف مهم اقتصادی از جمله؛ ایجاد شغل برای همه، ریشه کن کردن بیکاری، به حداقل رساندن اختلافات طبقاتی،فعال بودن دولت، بخش تعاونی و خصوصی در عرصه اقتصاد و ... تاکید شده است که مجموعه این ها نشان دهنده الگوی خاص اقتصادی نظام جمهوری اسلامی است ولی متاسفانه با گذشت بیش از 30 سال از پیروزی انقلاب اسلامی اکثر این اهداف محقق نشده است.

درآمدهای ارزی صرف واردات می شود نه امور تولیدی!
وی به درآمدهای سرشار نفتی طی این سال ها اشاره کرد و افزود: علی رغم بیش از هزار میلیارد دلار درآمد ارزی که طی این سال ها داشته ایم ولی دستاوردهای اقتصادی قابل ملاحظه ای مشاهده نمی شود و بیشتر این درآمدها صرف واردات کالاهای مصرفی شده است.

این کارشناس اقتصادی تصریح کرد: قانون اساسی جمهوری اسلامی صراحتا بر ایجاد اشتغال برای همه و رفع بیکاری تاکید کرده است اما بیکاری در حال حاضر طبق آمار رسمی بیش از 3، 4 میلیون و طبق آمار غیر رسمی بسیار بیشتر از این رقم است، اختلاف طبقاتی به شدت افزایش یافته است و مهاجرت از روستا به شهر به دلیل عدم وجود شغل رو به افزایش است.

اقتصاد ما هنوز هم خام فروش است!
استاد اقتصاد دانشگاه تهران با بیان اینکه در بعد سیاسی و فرهنگی دستاوردهای قابل توجهی به دست آورده ایم، خاطرنشان ساخت: ایران امروز به در بعد سیاسی در سطح منطقه و بین الملل حرفی برای گفتن دارد،  بسیاری از آرمان های عدالت خوهانه و استقلال طلبانه نظام تامین شده است و حرکت ها در همین مسیر دنبال می شود، اما در بعد اقتصادی جز اکثریت کشورهایی هستیم که خام فروش هستند و این با الگوی استقلال سیاسی و فرهنگی ما همخوانی ندارد.

وی با بیان اینکه نفوذ کالاهای خارجی و مصرف گرایی خارجی مشکلات زیادی را به اقتصاد کشور تحمیل کرده است، اظهار داشت: طی سال های بعد از انقلاب تحریم های زیادی به کشور تحمیل شد اما در همین دوران ما توانستیم در بعد دفاعی به مرز خودکفایی برسیم و نیازهای داخلی را تامین کنیم، این نمونه ها حاکی از آن است که ظرفیت و توان لازم در داخل کشور برای خودکفایی در همه عرصه ها وجود دارد ولی روی آوردن بیش از اندازه به مصرف گرایی کالاهای خارجی و صرف درآمدهای ارزی به وارد کردن این کالاها مانع جدی در مسیر استقلال اقتصادی کشور شده است.

مسئولان در عمل منویات اقتصادی رهبری را دنبال نمی کنند

رزاقی با تاکید براینکه باید موانع رسیدن به استقلال اقتصادی را به خوبی شناسایی کرد و در جهت رفع آن حرکت کرد، گفت: مقام معظم رهبری طی چند سال اخیر با نامگذاری هایی مانند؛ اصلاح الگوی مصرف، همت و کار مضاعف، جهاد اقتصادی و امسال یعنی حمایت از تولید ملی و سرمایه داخلی دائما بر ضرورت رسیدن به استقلال اقتصادی تاکید کرده اند اما واقعا مسئولان کشور تا چه اندازه در عمل پیرو این منویات ایشان بوده اند و اهداف ترسیم شده در پشت این نامگذاری ها را محقق کرده اند؟

وی ادامه داد: الگوی مصرف ما الگویی وابسته به کالاهای خارجی است، آیا تلاشی برای جایگزین کردن الگویی جدید صورت گرفت؟ در سال همت  و کار مضاعف چه میزان اشتغال ایجاد شد؟ منظور از جهاد اقتصادی این نیست که اقتصاد به شیوه سرمایه داری که به فقط به سود می اندیشد حرکت کند بلکه تاکید بر اقتصاد تولیدگر بوده است. اما متاسفانه با وجود این نامگذاری های درست، دستاوردهای چندانی در عرصه اقتصاد حاصل نشده است.

این کارشناس اقتصادی با تاکید بر اینکه باید به بحث تولید ملی با نگرش و رویکرد درستی اندیشید، تصریح کرد: در حال حاضر در صنعت خودروسازی اکثر قطعات از خارج وارد می شود و در نهایت تحت عنوان تولیدات داخلی به بازار عرضه می شود، از دلارهای ارزان نفتی برای واردات مواد اولیه استفاده می شود؛ مطمئنا این شیوه آن هدف رهبری در بخش تولید را تامین نخواهد کرد

وی افزود: آنچه مد نظر رهبری انقلاب بوده این است که تولیدات و قطعات در داخل تولید شود و حتی این تولیدات صادر شده و در عرضه داخلی و خارجی با نمونه های خارجی رقابت کند. نتیجه چنین شرایطی بهبود وضعیت اشتغال و رفع بیکاری در داخل خواهد بود.

بخش خصوصی گاهی ضد منافع ملی عمل می کند

این اقتصاددان در ادامه با تاکید براینکه نباید اقتصاد کشور را وابسته به بخش خصوصی کرد، گفت: باید بخش دولتی و تعاونی ها همپای بخش خصوصی فعال باشند چرا که اتفاقا بخش خصوصی به دلیل نگرش سودجویانه ای که دارد کمتر به بخش تولیدی ورود می کند و سرمایه خود و حتی وام ها و امکانات دریافت کرده از دولت را هم وارد بخش های غیر تولیدی یعنی واسطه گری و دلالی می کند که ضربه بزرگی برای اقتصاد کشور است.

رزاقی ادامه داد: فساد اقتصادی طی چند سال اخیر رشد فزاینده ای داشته است که یک پای ماجرا همیشه بخش های خصوصی بوده اند و این نشان می دهد که یک قسمت از بخش خصوصی اگر تحت کنترل نباشد با خوی درندگی که دارد دقیقا در جهت عکس منافع ملی عمل می کند.

این استاد اقتصاد دانشگاه تهران با بیان اینکه باید نگاه رهبری معظم انقلاب و قانون اساسی در اقتصاد دنبال شود، خاطرنشان ساخت: شعارهای اقتصادی این سال ها موفقیتی برای کشور نداشته اند و تحقق حتی شعار امسال نیز مبهم به نظر می رسد چون نگاه مقام معظم رهبری که برگرفته از قانون اساسی است در مسئولان خصوصا مسئولان اقتصادی کشور وجود ندارد و متاسفانه در همه سال های بعد از جنگ فقط به اقتصاد مصرفی توجه شده نه اقتصاد تولیدی.

وی یاد آور شد: نگاه و نگرش اقتصادی حاکم بر مسئولان کشور نگاه لیبرالی و نئو لیبرالی به اقتصاد است؛ یعنی با آزاد گذاشتن بازار، عدم دخالت دولت و صرف درآمدهای نفتی به امور وارداتی اقتصاد کشور را هدایت می کنند ول یاین شیوه تاکنون جواب نداده است ولی همچنان از سوی مسئولان دنبال می شود و قبول هم ندارند که اصل این تئوری غلط است و باید آن را کنار گذاشت.

در اقتصاد لیبرالی تولیدزدایی جایگزین تولیدزایی می شود

رزاقی اظهار داشت: این شیوه در بیش از صد کشور دنیا دنبال شد و به جز چند کشور که تحت حمایت آمریکایی ها بودند بقیه همه در بعد اقتصاد دچار مشکل شدند و به خام فروشی و واردات روی آوردند و تولیدات داخلی شان مورد هجوم و تعطیلی قرار گرفت با این وضعیت اینکه چرا اصرار به ادامه این مدل اقتصادی است تعجب برانگیز است!

وی با تاکید براینکه این نتیجه این شیوه  اقتصادی تولیدزدایی به جای تولیدزایی است، خاطرنشان ساخت: این سیاست تحمیل شده از سوی انگلیس و آمریکا برای تحت تسلط قرار دادن و وابسته کردن کشورها بود، نتیجه آن بدتر شدن وضعیت تغذیه مردم جهان، رواج بیکاری و فقر، مهاجرت سرمایه و نخبگان کشورهای جهان سوم به این شکورهای سرمایه دار و ... است. و متاسفانه این سیاست ورشکسته همچنان از سوی مسئولان ما دنبال می شود.


قانون هدفمندی جامعه را از روحیه کار دور کرد

این اقتصاددان ابراز عقیده کرد: دادن یارانه به بخش پردرآمد جامعه تاثیری بر زندگی آنها ندارد اما دادن همین نقدینگی به دست سایر اقشار آنها را از فعالیت های تولیدی و کاری دور می کند و روحیه کار را تخریب می کند، فارغ از اینکه بخش تولید به شدت از این تصمیم آسیب دید و دچار تعطیلی  و رکود شد.

این اقتصاددان با بیان اینکه باید شیوه جاکم بر برق کشور در سایر بخش ها نیز عملیاتی می شد، خاطرنشان ساخت: کاش به دور از هیاهو همان کاری که در بخش برق کریدم یعنی با افزایش مصرف قیمت ها تصاعدی محاسبه می شد در بخش آب، گاز، بنزین و ... هم پیاده می شد و در کنار آن«با تصحیح نظام مالیاتی اهداف اقتصادی را دنبال می کردیم نه اینکه به یکباره تورم بالا برود و نقدینگی را افزایش دهیم.

استاد اقتصاد دانشگاه تهران تصریح کرد: به جای دادن پول نقد به مردم باید دستمزد و حقوق را متناسب با نرخ تورم بالا برد، وقتی تولید کشور خوابیده است دادن یارانه چه توجیهی دارد؟ از این رو معتقدم قانون هدفمندی با این شکل اجرا زیان آور بود در حالیکه از طریق مالیات و افزایش تصاعدی متاسب با مصرف می شد این کار را دنبال کرد.

منبع : خبرگزاری فردا



 نگاشته شده توسط مهدی علیزاده در پنج شنبه 31 فروردین 1391  ساعت 2:06 AM
نظرات 0 | لینک مطلب




  • تعداد صفحات :21
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • >  

POWERED BY RASEKHOON.NET