نماینده ولی فقیه در آذربایجان غربی بر اولویت دست‌اندرکاران امور اقتصادی اعم از مسئولان اجرایی، کارآفرینان و کارگران در حمایت از تولید ملی تاکید کرد.


به گزارش خبرگزاری فارس از ارومیه، حجت‌الاسلام غلامرضا حسنی عصر شنبه در دیدار با رابطان صنایع و معادن شهرستان‌ها اظهار داشت: افزایش کیفیت و تنوع تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی نیازمند فرهنگ‌سازی و تلاش و همت عمومی است.

 

وی با تاکید به اینکه منویات مقام معظم رهبری همواره روشنگر راه همه ایرانیان برای رسیدن به قله‌های عظیم اقتدار و شکوفایی بوده است، افزود: حمایت از تولید ملی، کار و سرمایه ایرانی بهترین راه برای مقابله با تحریم‌های دشمنان است.

 

حسنی تصریح کرد: تمام دست‌اندرکاران امور اقتصادی اعم از مسئولان اجرایی، کارآفرینان و کارگران باید به شعار امسال توجه ویژه‌ای نشان دهند چراکه باید به اجرای دقیق منویات رهبر معظم انقلاب اسلامی اقدام کنیم.

وی با بیان اینکه با تعامل مردم و مسئولان و همکاری دستگاه‌های مختلف می‌توانیم رهنمودهای رهبری معظم انقلاب را جامعه عمل بپوشانیم، اضافه کرد: سرمایه‌هایی که تاکنون برای وارد کردن کالاهای بی‌کیفیت خارجی به کار گرفته می‌شد از این به بعد باید در راستای تقویت مالی صنایع داخلی، ارتقای کیفیت و کمیت تولیدات ایرانی صرف شود.

حسنی با قدردانی از فعالیت‌های صورت گرفته در حوزه صنایع و معادن استان ابراز امیدواری کرد این تلاش‌ها در سال جاری با جدیت و اهتمام ویژه تداوم یابد.

وی خاطرنشان کرد: ائمه جمعه و روحانیان می‌توانند اهداف نامگذاری امسال، ضرورت استفاده از کالای ایرانی و تولید ثروت حلال در جامعه را تبیین و تشریح کنند.

امام جمعه ارومیه افزود: عملی شدن پیام رهبر معظم انقلاب و فراهم ساختن بسترهای لازم برای آن سبب ریشه‌کنی فقر از جامعه، افزایش اعتماد به نفس ملی، اشتغال‌زایی و کاهش واردات می‌شود.

وی با یادآوری اینکه در سال جهاد اقتصادی بسیاری از ترفندهای دشمن ناکام ماند و آنها نتوانستند به اهداف پلید خود برسند، اضافه کرد: همه دست به دست هم دادند تا کارآمدی نظام اقتصادی ایران را در سال جهاد اقتصادی به رخ دشمن بکشند که خوداتکایی در بسیاری از حوزه‌ها نتیجه و ثمره آن بود.

منبع : خبرگزاری فارس



 نگاشته شده توسط مهدی علیزاده در یک شنبه 27 فروردین 1391  ساعت 4:49 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



رئیس کمیسیون اصل 44 مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه خیلی از ‌گرانی‌های موجود در کشور مهار گسیخته است، افزود: مسئولین باید به وظایف نظارتی خود در این زمینه عمل کنند.


حمیدرضا فولادگر نماینده مردم اصفهان و رئیس کمیسیون اصل 44 مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار پارلمانی خبرگزاری فارس، به تورم موجود در کشور اشاره کرد و اظهار داشت: بخشی از این گرانی‌ها ناشی از تورم است که باید با آن به صورت ریشه‌ای برخورد کرد.

 

وی با بیان اینکه برخورد ریشه‌ای با تورم به حمایت از تولید برمی‌گردد، افزود: هر صاحب‌نظر اقتصادی معتقد است که برای مبارزه با تورم باید به حمایت از تولید پرداخت.

 

رئیس کمیسیون اصل 44 مجلس اظهار داشت: بخش دیگری از گرانی‌های موجود در جامعه ناشی از بالارفتن قیمت تمام شده تولیدکنندگان است که بخشی از این مسئله به خاطر نرخ تورم و مسائلی از این دست است و بخش دیگر آن هم ناشی از زیرساخت‌های اقتصادی است؛ یعنی هزینه‌های مالی تولیدکنندگان ما بالاست و از سوی دیگر نرخ سود بانکی در کشور هم مناسب نیست.

فولادگر گفت: متاسفانه در کشور ما حق بیمه سهم کارفرما بالاست و برخی از اقلام مالیاتی نیز دارای قیمت بالایی هستند؛ بر این اساس یک بخشی از گرانی‌ها خارج از مباحث تورم مربوط به زیرساخت‌هاست.

این نماینده مجلس بهره‌وری پایین را دلیل دیگری برای گرانی کالاها عنوان کرد و افزود: کنترل این مسئله به خود تولید کننده برمی‌گردد و خود تولید کننده باید بهره‌وری را بالا ببرد.

وی اظهار داشت: مسئله بعدی نظارت است؛ بی‌نظارتی یا کم نظارتی مربوط به مسئولین است بر همین اساس باید مسئولین وظایفشان را به درستی انجام دهند.

فولادگر تاکید کرد: هر افزایش قیمتی الزاما به قیمت دلار یا قیمت هزینه‌های مالی بانک‌ها یا قیمت تمام شده کار ندارد؛ ‌خیلی از این گرانی‌ها مهار گسیخته است و در فضای این چنینی هر کسی به خود اجازه می‌دهد تا قیمت‌ها را افزایش دهد که این باید مهار شود.

منبع : خبرگزاری فارس



 نگاشته شده توسط مهدی علیزاده در یک شنبه 27 فروردین 1391  ساعت 4:45 PM
نظرات 0 | لینک مطلب



عضو هیئت علمی دانشکده علوم اداری و اقتصادی دانشگاه فردوسی مشهد گفت:‌ حمایت از تولید ملی راهکار مقابله با تحریم‌ها محسوب می‌شود و ‌امکان توسعه کشور را ‌فراهم می‌کند.


به گزارش خبرگزاری فارس از مشهد، هادی قوامی عصر امروز در جلسه مناظره‌ای با عنوان تأثیر روابط بین‌الملل بر اقتصاد ایران که به همت سازمان دانشجویان جهاد دانشگاهی مشهد در آمفی تئاتر دانشکده علوم اداری و اقتصادی دانشگاه فردوسی مشهد برگزار شد اظهار داشت: آمریکا از آغازگران تحریم‌های اقتصادی در دنیا بوده است و همواره برای دست‌یابی به اهداف و منافع خود از آن استفاده کرده است.

 

نماینده مردم اسفراین در مجلس شورای اسلامی ادامه داد: تحریم‌ها معمولا طولانی مدت هستند و در آن اتفاقات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی زیادی رخ می‌دهد که بر تحریم‌ها آثار مستقیم مثبت و یا منفی برجای می‌گذارد و چنان‌چه کشور تحریم شونده دارای منافع استراتژیک و شرایط مطلوب باشد، می‌تواند تحریم‌ها را از نقطه ضعف به نقطه قوت تبدیل کند.

 

وی افزود: تحریم‌ها با اهداف مختلفی از جمله تهاجمی، دفاعی و ارتباطی انجام می‌شوند که در صورت نداشتن کارآمدی لازم برای صلح و امنیت بین‌المللی، نباید اجرایی شده و در صورت اجرا، باید متوقف شود.

عضو هیئت علمی دانشکده علوم اداری و اقتصاد دانشگاه فردوسی مشهد تاریخ جمهوری اسلامی ایران را مملو از تحریم‌ها و تهدیدات بیگانگان و استکبار جهانی عنوان کرد و اظهار داشت: جمهوری اسلامی ایران همواره با تحریم روبه‌رو بوده است اما تحریم‌های اخیر از ویژگی‌های جدیدی از جمله شرایط خاص بین‌المللی و گسترش جغرافیای کشورهای تحریم‌کننده برخوردارند که اقدامات و برنامه‌ریزی‌های خاص خود را می‌طلبد.

تغییر منافع در صحنه بین‌المللی حساسیت برانگیز است

قوامی با بیان اینکه اقتصاد کشور بر اساس صادرات ماده خام نفت بنا نهاده شده است که چیزی جز باخت و منفعت نبردن را در صحنه اقتصاد بین‌المللی در بر ندارد اظهار داشت: با توجه به عزم جمهوری اسلامی ایران در راستای تغییر رویه اقتصادی و خروج از بازی برد - باخت به برد – برد و در نتیجه تغییر منافع در صحنه بین‌المللی، توجه و حساسیت جهانیان نسبت به تصمیمات و اقدامات این کشور برانگیخته شده است.

نماینده مردم اسفراین در مجلس شورای اسلامی افزود: تغییر رویه اقتصادی کشور و تلاش در راستای رهایی از وابستگی اقتصادی به نفت و صادرات آن نه تنها در رشد و پویایی اقتصادی اثر مثبت ایجاد می‌کند بلکه شرایط را برای اشتغال و بهبود فضای کلی اجتماع و توسعه کشور فراهم می‌کند.

وی با اشاره به نام‌گذاری سال 1391 به عنوان سال حمایت از تولید ملی، کار و سرمایه ایران ادامه داد: حمایت از تولید ملی راهکار مقابله با تحریم‌ها محسوب می‌شود و ضمن رهایی از تک محصولی بودن، امکان توسعه کشور را از طریق بودجه‌هایی نظیر مالیات به جای صادرات مواد اولیه و نفت خام ایجاد می‌کند.

قوامی کاهش وابستگی به نفت را از برنامه‌های توسعه کشور در سال‌های گذشته عنوان کرد و اظهار داشت: با وجود طرح کاهش وابستگی به نفت در برنامه‌های توسعه کشور، شاهد افزایش سالانه این وابستگی هستیم که برای برطرف کردن آن نیاز به عزم عمومی و حمایت کامل و همه جانبه دولت وجود دارد.

عضو هیئت علمی دانشکده علوم اداری و اقتصاد دانشگاه فردوسی مشهد دیدن تمام مشکلات اقتصادی ایران را از چشم دنیای استکبار و آمریکا را فرافکنی مشکلات دانست و عنوان کرد: ضعف‌های بزرگی در داخل کشور وجود دارد که بیگانگان در آن‌ها هیچ نقشی نداشته و به واسطه نبود مدیریت و برنامه‌ریزی‌های صحیح و به موقع ایجاد شده‌اند و نباید به دنبال مقصری خارج از مرزهای کشور برای آن بود.

وی ادامه داد: تأخیرات در ارائه لایحه بودجه و مشکلات و عواقب ناشی از آن، پیوستگی کاذب و رابطه علت و معلولی غلط، افزایش دادن وابستگی اقتصادی به نفت به سبب صرف بودجه‌های بالای ناماندگار و همچنین نبود ارتباط صحیح صنعت با دانشگاه از جمله موارد و مسائلی است که دخالت بیگانگان اثری در آن‌ها نداشته و چنان‌چه بتوانیم در اصلاح آن‌ها اقدام کنیم می‌توانیم اثرات تحریم‌های اقتصادی را به حداقل برسانیم.

قوامی به بخش خصوصی به عنوان یکی از راهکارهای مؤثر برای گذر از تحریم‌ها اشاره کرد و اظهار داشت: پیشرفت اقتصادی به اراده خلل‌ناپذیر مردمی و همچنین حمایت‌ها و اقدامات دولتی نیازمند است که در صورت اجرا و تحقق کامل خصوصی‌سازی،‌ شرایط بلوغ نظام ملی نوآور و شرایط شکوفا‌سازی اقتصاد ملی فراهم می‌شود.

وی استفاده از انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای را از حقوق ملت ایران دانست و عنوان کرد: استفاده از انرژی صلح آمیز هسته‌ای از حقوق ملت ایران است اما چنان‌چه پیگیری آن سبب ساز بروز مشکلات جدی در کشور شود می‌توان به جای پیگیری پرونده هسته‌ای ایران، تمرکز و انرژی بیشتری را صرف مسائل بسیار جدی و اساسی نظیر کاهش سهم بودجه دولتی، خصوصی‌سازی و همچنین اصلاحات در نظام اداری و اقتصادی کشور کرد.

منبع : خبرگزاری فارس



 نگاشته شده توسط مهدی علیزاده در شنبه 26 فروردین 1391  ساعت 7:29 PM
نظرات 0 | لینک مطلب




فعالان بخش خصوصی حاضر در نخستین نشست هیات نمایندگان اتاق تهران با طرح دشواری‌های پیش روی بخش‌های مختلف اقتصادی به بیان مطالبات خود از مسئولان قوای مقننه و مجریه پرداختند
و خواستار آن شدند تا به‌جای شعار و کلی‌گویی، راهبرد مشخصی برای حمایت از فعالیت‌های تولیدی و کار و سرمایه ایرانی تدوین شود تا تجربه اقتصاد دولتی دهه 60 تکرار نشود.

به گزارش همشهری، یحیی آل اسحاق رئیس اتاق تهران مسیر اقتصادی کشور در سال 1391 را سخت و پرچالش خواند و گفت: نگران هستیم که با ترجمه غلطی که از این شعار می‌شود، اقتصاد کشور به دهه 60 بازگردد. آل اسحاق با اشاره به ضرورت همکاری مجلس و دولت برای رفع دشواری‌های پیش روی بخش‌های مختلف اقتصادی تاکید کرد و افزود: تولیدکنندگان هم باید به وظایف خود عمل کنند. در قیمت، کیفیت، خدمات پس از فروش‌، ‌دوراندیشی و نگاه برون نگر باید برنامه‌ریزی بلندمدت برای توسعه وجود داشته باشد.

آل اسحاق تصریح کرد: اغلب اقتصاددانان بر این باورند که به‌رغم تدوین برنامه‌های مناسب در دستیابی به اهداف این برنامه‌ها ناموفق بوده‌ایم. این یعنی اینکه یک‌جای کار ما می‌لنگد. ما اکنون هم که در برابر مسئله تحریم‌ها قرار گرفته‌ایم باید بتوانیم استراتژی‌مان را تغییر دهیم. به گزارش خبرنگار ما از این نشست محسن خلیلی هم از قوای سه گانه و مسئولان سیاسی و اقتصادی خواست تا اختلاف نظرها را به تضاد تبدیل نکنند و افزود: من به آقای رئیس‌جمهور هم این مسئله را گفتم که با این تضادها نمی‌توان اقتصاد ملی را اصلاح کرد. باید در کنار همه تلاش‌ها به اصلاح و از بین بردن تضادها نیز همت گماشت.

بی نظمی در حمایت از تولید

محسن حاجی بابا هم با اشاره به بی‌نظمی در حمایت از تولید گفت: اقداماتی که در این مدت به‌صورت جسته گریخته برای حمایت از صنعت صورت گرفته ممکن است به ضرر تولید تمام شود. مرسل صدیق دیگر عضو اتاق تهران هم در اظهارنظری، وضعیت این روزهای تولید کنندگان، صنعتگران و بازرگانان را به کشتی در حال حرکتی تشبیه کرد که فعالان اقتصادی برآن سوار‌ند و راهبری این کشتی را افراد دیگری بر عهده دارند.

سیدحمید حسینی از پرداختن صرفا شعاری به نامگذاری سال‌جاری به نام تولید ملی انتقاد کرد و گفت: با بالا بردن تعرفه‌ها، محدودیت واردات و حمایت بی‌منطق و کور نمی‌توان از تولید ملی حمایت کرد.احمد پورفلاح هم اظهار کرد: تولید‌کنندگان ایرانی به‌رغم فشار‌های موجود در نمایشگاه‌های بین‌المللی نشان می‌دهند که کیفیت محصولات آنان کمتراز کیفیت تولیدات کشورهای توسعه یافته نیست. او افزود: فضایی که در اختیار شرکت‌های چینی یا ترک قرار می‌گیرد، چنانچه در اختیار صنعتگران ایرانی قرار گیرد، نشان خواهند داد که تا چه حد قادر به افزایش کیفیت محصولات خود هستند.

ارز دو نرخی، منشا فساد

مهدی پورقاضی با بیان اینکه ارز دو‌نرخی، منشا فساد است گفت: آنچه در عرصه اقتصاد رخ می‌دهد به شوک درمانی شباهت دارد و شوک درمانی با تدوین استراتژی‌های بلندمدت منافات دارد.

سوءاستفاده تجاری شرکت‌های چینی

عباسعلی قصاعی دیگر عضو هیأت نمایندگان اتاق تهران نسبت به سوءاستفاده شرکت‌های تجاری چینی از شرکت‌های ایرانی، اعلام هشدار کرد و افزود: کشورهای کره و به‌ویژه چین به هیچ وجه با تجار و فعالان اقتصادی ایرانی همکاری نمی‌کنند و حتی قیمت‌ها را در مقایسه با کشورهای اروپایی به‌مراتب بالاتر برده‌اند.

رضا کربلایی

منبع : همشهری آنلاین

موضوع : راهکارهای حمایت از تولید ملی



 نگاشته شده توسط مهدی علیزاده در جمعه 25 فروردین 1391  ساعت 5:17 PM
نظرات 2 | لینک مطلب



به‌دلیل اینکه مواد مورد نیاز انسان‌ها به‌طور یکسان در همه مناطق جهان قرار ندارد، آنها برای تأمین نیازهای خود به مبادله کالا و خدمات با سایر مناطق اقدام می‌کنند.

همانطوری که مبادله کالا و خدمات بین مناطق و کشورهای مختلف جهان از سابقه دیرینه‌ای برخوردار است، موضوع حمایت از تولید، سرمایه و کار داخلی در کشورهای مختلف نیز موضوع جدیدی نیست و ریشه در تاریخ جوامع دارد. از زمانی که نظام بین‌الملل جدید پس از امضای قرارداد وستفالی در سال 1648 شکل گرفت، تاکنون «دولت‌های ملی» به‌عنوان مهم‌ترین اعضای این نظام مطرح بوده‌اند. دولت‌ موجودی‌ متشکل‌ از عناصری‌ همچون‌ سرزمین، جمعیت، حکومت‌ و حاکمیت‌ است که پیدایش‌ آن بدون‌ وجود این‌ عناصر غیر‌ممکن‌ است و دو جنبه‌ مشخص‌ آن استقلال‌ و انحصار است: استقلال‌ در برابر نیروها و دولت‌های‌ خارجی‌ و انحصار قدرت‌ در رابطه‌ با گروه‌ها و افراد داخلی. از نظر داخلی‌ حاکمیت‌ به‌ معنای‌ قدرت‌ عالی‌ و صلاحیت‌ برای‌ اتخاذ تصمیم‌ نهایی‌ توسط دولت‌ تلقی‌ شده‌ است. از جهت‌ بین‌المللی‌ نیز حاکمیت‌ دولت‌ در شکل‌ استقلال‌ و اینکه تابع‌ هیچ‌ قدرت‌ دیگری‌ نیست‌ که‌ به‌ او امر و نهی‌ کند نمود یافته‌ است.

 

این ویژگی‌های حاکمیت موجب می‌شود که دولت‌ها از دو جهت داخلی و خارجی در عرصه تولید و تجارت محدودیت‌هایی ایجاد کنند که نتیجه آن نوعی حمایتگرایی و حمایت از تولید، کار و سرمایه ملی کشور تلقی می‌شود. به‌علاوه، از آنجا که انتظار نمی‌رود نظام بین‌المللی مبتنی بر دولت‌های ملی در آینده از بین برود، پس اینگونه حمایتگرایی‌ها نیز در آینده در مناسبات تجاری بین کشورها همچنان رایج خواهد بود. در بین دولت‌ها همیشه انگیزه مقاومت در برابر نیرو‌های اقتصاد جهانی و حفظ و تحکیم اقتدار ملی وجود داشته است که مهم‌ترین نمود آن را می‌توان در محدودیت‌های اعمالی بر سر راه واردات سایر کشورها ملاحظه کرد. ازجمله محدودیت‌های تجاری که دولت‌ها در چارچوب بعد خارجی حاکمیت خود اعمال می‌کنند می‌توان به جلوگیری از واردات کالاهای کشورهای متخاصم در دوران جنگ یا بروز بحران‌های سیاسی بین آنها اشاره کرد.

با آنکه در عصر کنونی وابستگی متقابل کشورها به یکدیگر در عرصه اقتصاد و مبادلات تجاری به‌شدت افزایش یافته است، با این حال و به‌رغم وجود ضرورت‌های توجیه‌کننده این مبادلات، در بسیاری از مواقع دولت‌ها بر سر راه واردات کالا و خدمات از سایر جوامع محدودیت‌هایی همچون وضع تعرفه، تعیین سهمیه‌های وارداتی، برقراری موانع غیر‌تعرفه‌ای، کنترل‌های ارزی، مقررات فنی، مقررات زیست‌محیطی و مقررات اداری ایجاد می‌کنند که از آن به‌عنوان حمایتگرایی یاد می‌شود. گستردگی توسل دولت‌ها به شیو‌ه‌های حمایتگرایانه تا حدی است که بررسی دقیق روند تجارت بین‌الملل نشان‌دهنده دوره‌های متوالی تجارت آزاد و حمایتگرایی است.

اگر چه در گذر زمان شیوه‌های اعمال حمایتگرایی دچار تغییر و تحول شده و دولت‌ها به فراخور شرایط زمانی به یک یا چند مورد از شیوه‌های فوق متوسل شده‌اند اما مبانی و فلسفه روآوردن دولت‌ها به اشکال مختلف حمایتگرایی در طول تاریخ تقریباً ثابت بوده است. این عوامل تقریباً ثابت که در طول تاریخ انگیزه لازم را برای سیاست‌های حمایتگرایانه دولت‌ها فراهم کرده است و در آینده نیز می‌تواند مشوق آنها برای توسل به این نوع سیاست‌ها باشد، مواردی همچون اعمال حاکمیت ملی، حفظ امنیت ملی، نیاز دست‌اندرکاران حوزه کار و تولید، حمایت از صنایع داخلی، حمایت از صنایع نوپا، مقابله با کسری تجاری، مقابله با قیمت‌شکنی، کسب درآمد برای دولت، مقابله به‌مثل با کشورهای خارجی، برقراری تجارت منصفانه و یکسان‌سازی هزینه‌های تولید داخلی و خارجی است.

حفظ حاکمیت ملی دولت کشورها را بر آن می‌دارد که از دو جهت داخلی و خارجی در عرصه تجارت خارجی محدودیت‌هایی ایجاد کنند که نتیجه آن نوعی حمایتگرایی تلقی می‌شود. ازجمله محدودیت‌های تجاری که دولت‌ها در چارچوب بعد خارجی حاکمیت خود اعمال می‌کنند می‌توان به جلوگیری از واردات کالاهای کشورهای متخاصم در دوران جنگ یا بروز بحران‌های سیاسی بین آنها اشاره کرد. همچنین، دولت‌ها در چارچوب اعمال بعد داخلی حاکمیت خود نیز به حمایتگرایی رومی‌آورند. در این چارچوب چون دولت‌ها از حق انحصاری وضع وتصویب قانون برخوردار هستند ممکن است برای اداره امور جامعه خود براساس ارزش‌های مختلف فرهنگ ملی خود به تصویب قوانین و مقرراتی اقدام کنند که هرچند به‌طور ناخواسته محدودیت‌هایی برای ورود کالاها و خدمات سایر کشورها ایجاد کند.

علاوه بر این، برای بسیار از کشورها مفهوم استقلال نهفته در حاکمیت ملی در عنصر «خود‌کفایی» بروز می‌یابد که آن نیز به نوبه‌خود در بردارنده انواع حمایتگرایی و ایجاد محدودیت برای کالاهای سایر کشورهاست. در حال حاضر و نیز در آینده ما همچنان شاهد این خواهیم بود که دولت‌ها به بهانه اجرای وظایف و مسئولیت‌های خود برای ایجاد رفاه برای شهروندان خود یا به بهانه حفظ ارزش‌های فرهنگی، خانوادگی و اجتماعی کشور خود به اقدامات حمایتگرایانه و ایجاد محدودیت بر سر راه ورود کالاها و خدمات سایر کشورها دست یازند.

یکی دیگر از انگیزه‌های قوی که زمینه توسل دولت‌ها به اقدامات حمایتگرایانه را فراهم می‌کند مسئله حفظ امنیت ملی کشور است. امنیت ملی طیف گسترده‌ای از اقدامات را شامل می‌شود. از مهم‌ترین عرصه‌هایی که در چارچوب حفظ امنیت ملی دولت‌ها به بهانه آن به اعمال اقدامات حمایتگرایانه متوسل می‌شوند حفظ بهداشت عمومی، محیط‌زیست و سلامت شهروندان است. به‌دلیل اهمیت این موضوع، حمایتگرایی‌های اعمالی در این عرصه و به‌ویژه اعمال سیاست‌های قرنطینه‌ای از کاربرد زیادی برخوردار شده است. حتی در بسیاری از موارد که دولت‌ها برای اعمال سیاست‌های حمایتگرایانه خود دلیل موجهی ندارند به این دلیل متوسل می‌شوند. نمونه‌های بارز اقدامات حمایتگرایانه به بهانه حفظ امنیت ملی و سلامت شهروندان را می‌توان در محدودیت‌های اعمالی کشورهای عضو اتحادیه اروپا بر واردات گوشت‌های هورمونی یا محصولات اصلاح شده ژنتیک از آمریکا مشاهده کرد.

کشورهای مختلف به بهانه حفظ امنیت ملی و سلامت شهروندان خود دست به تدوین مقرراتی می‌زنند که اگرچه ظاهراً هدف حمایت از تولید‌کنندگان داخلی را ندارند اما در واقع شدیدا حمایتگرایانه تلقی می‌شوند. اعمال سیاست‌های قرنطینه‌ای ژاپن بر محصولات کشاورزی آمریکا ازجمله سیب آن کشور اگرچه در ظاهر تجارت آزاد بین دو کشور را ممنوع یا محدود نمی‌کند اما در عمل زمان و هزینه‌های اضافی برای صادر‌کنندگان آمریکایی به‌بار می‌آورد به‌طوری که برای آنها دیگر چنین صادراتی مقرون به‌صرفه نیست و خودبه‌خود از ورود به بازار ژاپن محروم می‌شوند. همچنین مقررات کشورهای اروپایی درخصوص میزان مجاز قارچ آفلاتوکسین پسته صادراتی ایران به آن کشورها نیز نوعی اقدام حمایتگرایانه تلقی می‌شود که نتیجه آن در برخی سال‌های قبل کاهش میزان صادرات پسته ایران بوده است.

حفظ امنیت ملی و سلامت شهروندان بهانه خوبی برای توسل دولت‌ها به اقدامات حمایتگرایانه فراهم کرده است به‌طوری که حتی وقتی کشورها تحت‌تأثیر تحولات دیگر مجبور به بازگشایی بازارهای خود می‌شوند این مسئله به مهم‌ترین حربه آنها برای خنثی کردن آثار مخرب واردات بی‌حد و حصر خارجی و لگام زدن بر آن تبدیل می‌شود. نمونه ایجاد محدودیت بر واردات سویای آمریکایی به چین از بارزترین نمونه‌ها در این خصوص است.

به دلایل مختلف محصول سویا برای چینی‌ها از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است: اولاً بیش از 30میلیون کشاورز چینی در این بخش مشغول کار هستند، ثانیاً سویا از نظر فرهنگی اهمیت بالایی برای مردم چین دارد و فلاسفه و شاعران چینی در‌باره اهمیت آن در تمدن چین سخن به میان آورده‌اند، ثالثاً از نظر تاریخی سویا در عصر پادشاهی میانه در چین کشت شده است و هزاران سال سابقه کاشت در این کشور دارد، رابعاً ارزش غذایی سویا برای چینی‌ها بسیار بالاست و امپراتوران چین هر سال در مراسم خاصی به کشت آن اقدام می‌کردند. با چنین شرایطی برای چینی‌ها افزایش واردات سویای خارجی و به‌ویژه سویای آمریکایی که از سالانه 5/2میلیون تن در اوایل دهه 1990 به سالانه 10میلیون تن در سال 2000 افزایش یافته بود از حساسیت زیادی برخوردار بود. به‌علاوه، از آنجا که پیش‌بینی می‌شد این روند در سال‌های بعد برای محصولات دیگری همچون گندم، ذرت و برنج چین نیز تکرار شود چینی‌ها آن را نوعی توهین ملی و خطر بالقوه برای امنیت ملی خود تلقی می‌کردند و درصدد مقابله با آن برآمدند. در چنین شرایطی چین به بهانه اینکه حدود 70درصد سویای تولیدی آمریکا از بذرهای اصلاح‌شده ژنتیک تولید می‌شود از طریق ایجاد موانع فنی مانع ورود بی‌رویه آن شد.

یکی از عوامل مهم رو آوردن دولت‌ها به اقدامات حمایتگرایانه، درخواست‌های مطرح شده از سوی گروه‌های تولیدکننده داخلی است. دولت‌ها به‌ویژه در نظام‌های سیاسی مردم‌سالار که برای کسب قدرت به حمایت گروه‌های مختلف صنعتی، اقتصادی، تجاری و اجتماعی نیاز دارند ناچار هستند که رضایت آنها را به دست آورند. در سال‌های اخیر نمونه‌هایی از این نوع حمایتگرایی‌ها به وفور مشاهده شده است. در ژاپن نرخ بالای تعرفه محصولات بخش کشاورزی و شیلات بالاترین تعرفه‌ها در بین خطوط تعرفه‌ای این کشور را دارد و این امر معلول لابی قدرتمند این بخش در سیاست داخلی ژاپن و نفوذ آنها بر سازمان‌های تصمیم‌گیرنده است. در فرانسه نیز حمایت‌های گسترده دولت از بخش کشاورزی و اعطای یارانه‌های صادراتی به محصولات کشاورزی از لابی قدرتمند این بخش ناشی می‌شود. اقدام مارس 2001 جورج بوش رئیس‌جمهور سابق آمریکا در افزایش تعرفه‌های واردات محصولات فولادی به آن کشور بین 8 تا 30درصد و نیز تعیین سهمیه برای محصولات فولادی وارداتی به آمریکا، برای حمایت از صنایع فولادسازی این کشور به‌دلیل وضع بسیار وخیم ساختارهای داخلی آن و درخواست دست‌اندرکاران این بخش اعلام شد.

یکی دیگر از دلایلی که عموماً دولت‌ها برای اتخاذ سیاست‌های حمایتگرایانه مد نظر قرار می‌دهند حمایت از صنایع داخلی است. از دوران انقلاب صنعتی به بعد، موضوع صنعتی شدن کشورها به‌عنوان یکی از اساسی‌ترین اجزای استراتژی توسعه ملی کشورهای جهان مطرح بوده است. در این مسیر تمامی دولت‌ها در پی روش‌های حمایت از توسعه صنعتی بوده‌اند و در این راه از روش‌های متفاوتی استفاده کرده‌اند. یکی از مهم‌ترین روش‌های مورد استفاده، تضمین بازار مصرف برای کالاهای صنعتی تولید شده در داخل کشورها بود. در این چارچوب بازارهای داخلی با استفاده از ابزار‌های متفاوت مورد صیانت قرار می‌گرفت. با گسترش رقابت بین کشورها، دولت‌ها به این نتیجه رسیدند که باید از تولیدکنندگان داخلی لااقل در بازار داخلی در مقابل رقبای خارجی حمایت کنند، زیرا این موضوع نه‌تنها سبب رونق اقتصادی می‌شود بلکه زمینه لازم برای ایجاد اشتغال را نیز فراهم می‌کند. از این‌رو، ایجاد مانع برای رقبای خارجی در جهت ورود به بازار داخلی کشورها به‌صورت یک رویکرد همیشگی در سیاست‌های تجاری دولت‌ها درآمد.

منطق این استدلال این است که تولیدکنندگان داخلی در مقایسه با تولید‌کنندگان خارجی نسبت به بازارهای داخلی محق‌تر هستند. همچنین دلایل دیگری مانند اینکه تولید‌کنندگان داخلی پول حاصل از فروش در بازار داخلی را بار دیگر در اقتصاد همان کشور سرمایه‌گذاری خواهند کرد در این زمینه مطرح است. بنابراین، توسل دولت به سیاست‌های حمایتگرایانه به بهانه حمایت از صنایع داخلی در واقع به مفهوم حفظ منافع ملی و تضمین بهره‌مندی کشور از منافع حاصل از این جهت است. یکی دیگر از دلایلی که ضرورت حمایت دولت از صنایع داخلی را توجیه می‌کند این است که عدم‌حمایت دولت از تولیدکنندگان داخلی در رقابت با تولید‌کنندگان خارجی منجر به کاهش اشتغال خواهد شد.

یکی از قدیمی‌ترین استدلال‌ها برای دفاع از سیاست‌های حمایتگرایانه دولت‌ها حمایت از صنایع نوپا و تازه‌تأسیس است که از قرن هیجدهم تا‌کنون همچنان به قوت خود باقی مانده است. طبق این استدلال، دولت باید از صنایع نوپا در مقابل رقابت خارجی حمایت کند و با ایجاد یک «فضای تنفس» موقت برای این صنایع به رشد آنها به‌نحوی که قادر به رقابت با صنایع خارجی شوند کمک کند. حامیان این نوع حمایتگرایی معتقدند که در مرحله صنایع نوپا تولیدکنندگان به‌دلیل عدم‌برخورداری از صرفه‌جویی‌های مقیاس، در پایین‌ترین قیمت ممکن تولید نمی‌کنند. به علاوه، در این مرحله، تولیدکنندگان به‌خوبی با تولید آشنا نیستند و همین امر هزینه‌های آنها را بالا می‌برد. به عبارت دیگر، آثار یادگیری صرفه‌جویی هزینه‌های یادگیری است که از انجام کار حاصل می‌شود. کارگران اگر به‌خوبی از کارشان آگاه باشند هزینه‌های تولید کاهش خواهد یافت. با توجه به این وضعیت صنایع نوپا، حمایت دولت از آنها برای اینکه کشور در آینده در آن زمینه خاص از مزیت نسبی برخوردار شود بسیار ضروری است. علاوه براین، طرفداران این نوع حمایتگرایی معتقدندکه حمایت از صنایع نوپا به منزله اعطای فرصت به صنایع داخلی برای رشد و توسعه به‌منظور رقابتی شدن است. برمبنای این منطق، فرصت دادن به صنایع نوپا برای توسعه به مثابه ایجاد فرصت برای کارگران به‌منظور آموزش دیدن به‌نحوی که بتوانند بهره‌وری و کارآمدی خود را افزایش دهند و همچنین به مثابه فراهم کردن زمینه توسعه تکنولوژی است.

همچنین ازجمله استدلال‌هایی که از گذشته دور توجیه لازم را برای رو آوردن دولت‌ها به اقدامات حمایتگرایانه فراهم کرده است مقابله با کسری تجاری کشور در مناسبات تجاری با سایر کشورهاست. برای مدت‌ها تجارت بین کشورها عمدتاً انگیزه‌ای فردی داشت و تجار عمدتاً افراد مخاطره‌‌پذیری بودند که برای دستیابی به سود، از شیوه زندگی معمولی دست می‌کشیدند و بار سفر می‌بستند. حکمرانان نیز در پاره‌ای موارد از تجار برای رساندن پیام‌های خود به یکدیگر و کسب اطلاعات در رابطه با مسائل سیاسی و نظامی استفاده می‌کردند. این روال معمول در تجارت جهانی تا قرن پانزدهم بود. طی قرون هفدهم و هجدهم میلادی، گروهی از تجار، بانکداران، مقامات رسمی دولتی و فیلسوفان به انتشار مقالاتی در حمایت از تجارت بین‌الملل و منافع حاصل از آن برای اقتصاد ملی پرداختند که به‌نظریه سوداگری یا مرکانتیلیسم مشهور شد.

دلایل مرکانتیلیست‌ها که برتحکیم قدرت داخلی و تقویت دولت تأکید داشتند امروزه نیز تا حدودی به‌صورت یک اولویت سیاسی مطرح می‌شود. اگر در دیدگاه اولیه مرکانتلیست‌ها، دولت با به‌دست آوردن طلا و نقره بیشتر امکان استخدام افراد بیشتری را در نیروهای نظامی فراهم می‌کرد و از این طریق بر قدرت کشور افزوده می‌‌شد، امروزه نیز دولت‌ها سعی دارند با کاهش کسری تجاری و حتی دستیابی به مازاد تجاری در مبادلات تجاری خود با سایر کشورها، قدرت خود را تثبیت کنند. مفهوم این امر در چارچوب سیاست‌های تجاری این است که دولت با ایجاد محدودیت‌هایی بر سر راه واردات کالاها و خدمات سایر کشورها مردم را از خرید کالاهای وارداتی باز می‌دارد تا با کاهش خروج ارز به خارج، منابع مالی لازم برای سایر فعالیت‌ها فراهم شود. براساس این دیدگاه، افزایش واردات کالاها و خدمات خارجی و خروج مقدار زیادی پول از کشور به کسری تجاری می‌انجامد که آن نیز به نوبه‌خود به کسری حساب جاری منجر می‌شود و در عمل پول کمتری برای سرمایه‌گذاری یا پس‌انداز ملی باقی می‌ماند. کاهش سرمایه لازم برای سرمایه‌گذاری یا پس‌انداز ملی نیز موجب کاهش رشد اقتصاد و ایجاد رکود با پیامدهایی همچون بیکاری خواهد شد.

به‌عنوان نمونه، مشکلاتی که برای تراز تجاری آمریکا در نتیجه ظهور جامعه اروپا و ژاپن به‌عنوان قطب‌های جدید اقتصادی و افزایش ارزش برابری دلار در نیمه اول دهه1980 به‌وجود آمد کنگره آمریکا را به سمت تصویب مقررات حمایتگرایانه بیشتر سوق داد. این وضعیت کنگره آمریکا را در آن دوران بر آن داشت که در سال1987 مقرراتی را جهت تغییر سیاست تجاری آن کشور به سمت حمایتگرایی تصویب کند. در قانون تجارت سال1987 آمریکا بخش 301 قانون تجارت سال1984 با شدت بیشتری تحت عنوان «سوپر 301» گنجانده شد که دولت آمریکا را ملزم می‌کرد کشورهایی را که در مناسبات تجاری خود با آمریکا به مازاد تجاری قابل توجهی دست‌یافته‌اند شناسایی کرده و اقدامات محدود‌کننده تجاری علیه آنها اعمال کند. از سوی دیگر، طرفداران این دیدگاه معتقدند که با محدودسازی واردات، مردم کالاهای داخلی را خواهند خرید که در نتیجه آن هم کالا و هم پول در داخل کشور حفظ خواهد شد و کشور پول لازم را برای سرمایه‌گذاری به‌منظور ایجاد ظرفیت‌های واقعی اقتصاد ملی دارا خواهد بود. به‌عنوان نمونه، آنها می‌گویند که اگر فردی یک پیراهن تولید داخل را به مبلغ 10هزارتومان بخرد این 10هزارتومان در داخل کشور باقی می‌ماند و بار دیگر از طریق سرمایه‌گذاری به گسترش ظرفیت اقتصاد داخلی کمک می‌کند.

یکی از انگیزه‌هایی که موجب می‌شود دولت‌ها به اتخاذ اقدامات محدود‌کننده بر سر راه واردات کالاها و خدمات سایر کشورها بپردازند انجام اقدامات ضد‌دامپینگ یا ضد‌قیمت‌شکنی است.«دامپینگ و اقدامات ضد‌دامپینگ اقدامات متقابلی است که بین کشورهای دامپ‌کننده و دامپ‌شونده رخ می‌دهد. این دو یک چیز مشترک دارند: هر دو به حمایتگرایی منجر می‌شوند که مانعی بر سر راه تجارت آزاد و توسعه اقتصاد جهانی است.» دامپینگ یا قیمت‌شکنی یکی از شگرد‌های تجاری است که کشورها و شرکت‌ها برای گسترش بازارهایشان در کشورهای خارجی یا برای وادار کردن رقبایشان به خروج از بازارهای خارجی به‌منظور افزایش قیمت کالاهای صادراتی خود به آن کشورها پس از این مرحله انجام می‌دهند. قیمت‌شکنی دولت‌ها با هر هدف و انگیزه‌ای که صورت گرفته باشد به اقدامات متقابل ضد‌قیمت‌شکنی از سوی کشور متضرر منجر می‌شود که این اقدامات در شکل محدودیت‌های تجاری برای کشور متخلف بروز می‌کند و در عمل حمایت از تولید‌کنندگان داخلی را در پی‌دارد. برای روآوردن کشورها به اقدامات ضد‌قیمت‌شکنی دلایل مختلفی بیان می‌شود. یکی از اهداف اقدامات ضد‌قیمت‌شکنی بازداشتن صادر‌کنندگان خارجی از پایین آوردن قیمت‌ها به‌نحوی است که رقبای داخلی از عرصه فعالیت خارج شوند. چون قیمت‌شکنی یک شگرد مورد استفاده صادرکنندگان تجاوزگر برای جست‌وجوی انحصار در بازارهای خارجی است، وضع عوارض ضد‌قیمت‌شکنی در کشور متضرر اقدام پیشگیرانه در برابر تجاوزگری این صادرکنندگان تلقی می‌شود. اقداماتی که دولت‌ها برای محدود کردن واردات سایر کشورها انجام می‌دهند به سه نوع عوارض ضد‌قیمت‌شکنی، عوارض جبرانی و محدودیت‌های داوطلبانه صادراتی تقسیم می‌شوند.

یکی دیگر از انگیزه‌هایی که دولت‌ها را به سمت اعمال اقدامات حمایتگرایانه ازجمله افزایش تعرفه‌ها و عوارض گمرکی کالاها و خدمات وارداتی از سایر کشورها سوق می‌دهد کسب درآمد دولت است. دولت‌ها به‌عنوان اداره‌کنندگان جوامع برای انجام برنامه‌های مختلف خود به منابع مالی نیاز دارند. یکی از راه‌هایی که از گذشته‌های دور برای تأمین منابع مالی مورد نیاز دولت مد‌نظر قرار داشته درآمدهای گمرکی بوده است. در حال‌حاضر نیز دولت‌ها همچنان در تأمین منابع مالی مورد نیاز خود به منابع مالی حاصل از محل تعرفه‌ها و عوارض گمرکی نظر دارند. دلیل اصلی دولت‌ها برای چشم دوختن به منابع مالی حاصل از محل تعرفه‌ها و عوارض گمرکی این است که اگر آنها نتوانند منابع مالی مورد نیاز برای اجرای برنامه‌های خود را از منابع داخلی تأمین کنند باید برای این منظور به وام گرفتن از خارج متوسل شوند.

افزایش وام‌گیری از منابع خارجی باعث افزایش بدهی ملی می‌شود. با افزایش بدهی ملی میزان بهره پرداختی به وام‌دهندگان نیز افزایش می‌یابد که در نتیجه آن وجوه لازم برای سرمایه‌گذاری‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جامعه کاهش خواهد یافت و کشور با یک مشکل بزرگ روبه‌رو خواهد شد. این وضعیت از سوی دیگر می‌تواند موجب بی‌اعتمادی سرمایه‌گذاران خارجی و درنتیجه خروج سرمایه‌های خارجی از کشور وام‌گیرنده شود و درنهایت با کند شدن رشد اقتصاد ملی به رکود منجر و دولت با مشکلات بی‌شماری مواجه شود. ترسیم چنین چشم‌انداز تیره و تاری از کاهش درآمدهای دولت‌ها معمولاً آنها را برآن می‌دارد که به درآمدهای گمرکی نه تنها در دوران کاهش سایر درآمدها بلکه همیشه به‌عنوان یکی از منابع دردسترس نگاه کنند و برای افزایش عوارض و تعرفه‌ها وسوسه شوند. به‌عنوان نمونه، در سال 1998 که دولت هند با کسری تجاری و کاهش شدید درآمدها روبه‌رو شد، دولت حاکم یکی از چاره‌هایی را که برای تأمین منابع مالی بودجه سال مالی 99-1998 درنظر گرفت افزایش عوارض گمرکی به‌ویژه بر واردات کالاهای تجملی بود.

یکی دیگر از انگیزه‌هایی که کشورها را وادار به حمایتگرایی می‌کند مقابله‌به‌مثل با اقدامات حمایتگرایانه سایر کشورهاست. این نوع حمایتگرایی بر مبنای نظریه «اهرم فشار» پایه‌گذاری شده است که می‌گوید، چنانچه یک کشور بازارهای خود را به روی کالاها و خدمات سایر کشورها ببندد یا حداقل تهدید به بستن کند، آن کشورها بازار خود را به روی کالاها و خدمات کشور مزبور خواهند گشود. اگرچه کشورهای مختلف در برهه‌های زمانی متفاوت به این نوع حمایتگرایی متوسل شده و زمینه بروز جنگ‌های تجاری را فراهم کرده‌اند اما آمریکا شاخص‌ترین نمونه استفاده از این نظریه است، به‌طوری که آن را در بخش 301 قانون تجارت سال 1988 خود رسمیت بخشیده است. آمریکا این نوع حمایتگرایی را در دهه‌های 1980 و1990 در برابر توسعه‌طلبی‌های صادراتی شرکت‌های ژاپنی و اروپایی مورد استفاده قرار داد. در بسیاری از موارد، این مقابله‌به‌مثل‌های تجاری یا تهدید به اعمال آن موجب بروز اختلافات دامنه‌دار تجاری موسوم به جنگ تجاری بین آمریکا و ژاپن یا بین آمریکا و اتحادیه اروپا شده است که از نمونه‌های بارز آن می‌توان به جنگ موز بین آمریکا و اتحادیه اروپا اشاره کرد.

یکی دیگر از معروف‌ترین استدلال‌ها در حمایت از حمایتگرایی این است که تجارت باید منصفانه و نه آزاد باشد. طرفداران این دیدگاه معتقدند که باید از طرق مختلف، ازجمله ایجاد محدودیت بر سر راه واردات سایر کشورها، با تجارت غیرمنصفانه مبارزه کرد. با این حال، آنچه در این نگرش مغفول مانده این است که «عدالت» یک فرایند و نه یک نتیجه است. اگرچه بحث تجارت منصفانه زمینه ظاهری خوبی برای ایجاد محدودیت‌هایی بر سر راه واردات سایر کشورها فراهم می‌کند اما در عمل بهانه‌ای برای کشورهای پیشرفته به‌منظور محدود کردن واردات کشورهای در حال توسعه و فقیر به بازارهای آن کشورهاست. نمود اصلی این مسئله در طرح استانداردهای شدید کارگری و زیست‌محیطی از سوی کشورهای توسعه‌یافته دیده می‌شود. کشورهای توسعه‌یافته این بهانه را مطرح می‌کنند که چون تولید‌کنندگان آنها برای تولید محصولات خود مجبور به رعایت استانداردهای بالای کار(مثلاً در رابطه با بهداشت کار و امنیت شغلی) و مقررات دقیق‌تر و سخت‌تر زیست‌محیطی (در رابطه با آلودگی آب و هوا) هستند، هزینه تولیدات آنها بیشتر است و همین امر رقابت‌پذیری آنها با تولید‌کنندگان کشورهای در حال توسعه را کاهش می‌دهد. از دیدگاه آنها، این امر به تجارت غیر‌منصفانه منجر می‌شود که در نتیجه آن منافع کارگران و مردم کشورهای توسعه‌یافته صدمه خواهد دید و برای جبران آن باید دولت‌های این کشورها با ایجاد محدودیت‌های تجاری، آنها را مورد حمایت قرار دهند.

یکی دیگر از استدلال‌هایی که به اقدامات حمایتگرایانه دولت‌ها منجر می‌شود یکسان‌سازی هزینه‌های تولید داخلی و خارجی به‌منظور حفظ رقابت‌پذیری تولیدکنندگان داخلی و خارجی است. بر مبنای این منطق، اقدام حمایتگرایانه برای یکسان‌سازی هزینه‌های داخلی و خارجی از این جهت اهمیت دارد که موجب می‌شود مزیت‌های هزینه‌ای که تولید‌کنندگان خارجی از طریق نیروی کار ارزان، مالیات‌های پایین‌تر یا دریافت یارانه به دست می‌آورند خنثی شود. با خنثی‌سازی مزیت‌های هزینه‌ای تولیدکنندگان خارجی از طریق اقدامات حمایتگرایانه، زمینه رقابت عادلانه بین تولید‌کنندگان داخلی و خارجی ایجاد می‌شود.

همانطور که مشاهده شد، دولت‌ها در دوره‌های مختلف، با نظام‌های سیاسی متفاوت و در مناطق مختلف جهان با انگیزه‌های متعددی همچون اعمال حاکمیت ملی، حفظ امنیت ملی، تبعیت از گروه‌های ذی‌نفوذ، حمایت از صنایع داخلی، حمایت از صنایع نوپا، مقابله با کسری تجاری، مقابله با قیمت‌شکنی سایر کشورها، کسب درآمد، مقابله‌به‌مثل با حمایتگرایی سایر کشورها، دفاع از تجارت منصفانه و یکسان‌سازی هزینه‌های تولیدکنندگان داخلی و خارجی به اقدامات حمایتگرایانه‌ای از قبیل وضع تعرفه، تعیین سهمیه‌های وارداتی، برقراری موانع غیر‌تعرفه‌ای، کنترل نرخ ارز، وضع مقررات فنی و مقررات زیست‌محیطی و کنترل‌های اداری بر سر راه واردات سایر کشورها رو می‌آورند. ماهیت انگیزه‌های روآوردن دولت‌ها به اقدامات حمایتگرایانه نیز به‌نحوی است که زمینه کاربرد این اقدامات را در آینده فراهم می‌کند. از آنجا که هر اقدام حمایتگرایانه در کنار نتایج مثبت می‌تواند از جهات مختلف آثاری منفی- همچون تضییع حقوق مصرف‌کنندگان، کاهش کیفیت کالاهای داخلی، تخصیص غیر‌بهینه منابع و افزایش هزینه‌های دولت - بر اقتصاد یک کشور به جا گذارد، استفاده از حمایتگرایی در عین حال که از ضرورت‌های خاص خود برخوردار است نیازمند هوشمندی‌‌های دقیق است تا ضمن برآورده کردن اهداف مورد نظر، از جهات دیگر آثار منفی بربخش‌های دیگر اقتصاد در حال حاضر یا در آینده برجا نگذارد.

دکتر علی صباغیان

منبع : همشهری آنلاین

موضوع : راهکارهای حمایت از تولید ملی

 



 نگاشته شده توسط مهدی علیزاده در جمعه 25 فروردین 1391  ساعت 5:08 PM
نظرات 2 | لینک مطلب




  • تعداد صفحات :21
  •    
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • 8  
  • 9  
  • 10  
  • >  

POWERED BY RASEKHOON.NET