تورستین بوند وبلن(Thorstein Bunde Veblen)؛ جامعه شناس، اقتصاددان و منتقد اجتماعی آمریکایی.
زندگی
تورستین بوند وبلن، در 30 ژولای 1857 میلادی در مزرعه ای دور افتاده به نام کاتو در ویسکانسین آمریکا متولد شد. پدر و مادرش در سال 1847 میلادی از یکی از روستاهای نروژ به ایالات متحده کوچ کرده بودند. وبلن ششمین فرزند این خانواده دوازده فرزندی بود. ویسکانسین یکی از مناطق مهاجرپذیر آمریکا در سده نوزدهم از طرف کوچ کنندگان نروژی بود، اما به دلیل وجود تفاوت های فرهنگی عمیق بین این مهاجران و یانکی های مرفه آمریکای مقیم ویسکانسین، فاصله بینش فرهنگی بین این دو گروه، قابل تأمل بود و به همین لحاظ، خانواده وبلن تماس بسیار کمی با مردم و فرهنگ جامعه میزبان داشت.
فرزند ششم خانواده، تورستین بوند (وبلن) پس از گذراندن دوره دبیرستان، وارد کالج کارلتون شد و سپس در سال 1884، از دانشگاه ییل با مدرک دکترای فلسفه فارغ التحصیل شد. عدم توان وبلن در کاریابی و اشتغال، باعث شد تا وی مجددا تحصیل را بر سایر امور دیگر ترجیح دهد و این بار زیرنظر پروفسور لافلین به تحصیل اقتصاد در دانشگاه کرنل و سپس دانشگاه شیکاگو مبادرت ورزید. وی پس از 17 سال گذراندن عمر در دو دانشگاه شیکاگو و استنفورد، بالاخره به مدت هفت سال در دانشگاه میسوری شغلی گرفت.
وبلن پس از مدتی کوتاه در دانشکده نوین تحقیقات اجتماعی نیویورک، تدریس و قلم فرسایی کرد تا این که در سال 1926 با همین عنوان یعنی سمت استادی بازنشسته شد. وی در اواخر عمر خود مجددا به کالیفرنیا بازگشت و در 3 آگوست 1929 در غربت، گمنامی، تنگ دستی و فقر چشم از جهان بربست.
نسل وبلن به دلیل مهاجر بودن آن ها و نیز بر اثر شرایط اجتماعی محیط، نسلی کنارزده، عقب افتاده و به اصطلاح حاشیه نشین بود و جامعه میزبان (جامعه آمریکا) به سختی آن ها را می پذیرفت. پروفسور کوزر در این باره گفته است که «وبلن به صورت یک فرد حاشیه نشین رشد کرد و دوران دانشجویی خود را با حاشیه نشینی و تردشدگی سپری نمود. وبلن خدمات خود را نیز به صورت استادی حاشیه نشین در دانشگاه های شیکاگو، استنفورد و میسوری پشت سر گذاشت و سرانجام به صورت کارمندی حاشیه نشین دوران فعالیت خود را به پایان رساند.
وی در هر مؤسسه ای، به عنوان کارمندی پناهنده، برای گذراندن روزگار خود بدون توجه به مقدسات سنتی و مقررات آن جا به کار می پرداخت. این امر نشان دهنده این واقعیت است که وی با این که در آمریکا زندگی می کرد، اما آمریکایی نشد. پروفسور کوزر می گوید: «وبلن همچون یک غریبه در بین افراد محلی در هر گوشه به دقت سر می کشید، زیرکانه در آن ها می نگریست و تناقض ها و نارسایی های جامعه آمریکا را مشاهده می کرد.»

 

موضوع: معرفي متفكرين و انديشمندان اقتصادي.
 


 

هر ساله رهبری سالی را با نیت و هدف بسط و گسترش و تقویت بنیان های مربوط به آن نام در سطح جامعه و نظام نام گذاری میکنند. سالهایی مانند پیامبر (ص) و علی (ع) ـ همت مضاعف ـ انضباظ اجتماعی ـ و ...

امسال نیز سال جهاد اقتصادی ....نام گذاری شده معنای این نام گذاری یعنی کوشش در جهت ارتقای وضعیت اقتصادی کشور و معاش مردم .

همانطوریکه رهبری تاکید نموده اند این نام گذاری ها نباید صرفا در حد شعار باقی بماند و باید نتایج ملموس انها در طول و عرض همان سال و سالهای لعد مشاهده شود ولی متاسفانه به سبب بعضی موارد این مهم در کشور به معنای حقیقی و قابل لمس محقق نشده اند...

بطور اصولی بمنظور عملیاتی نمودن و برآورد چشم انداز این خواسته رهبری باید لوازم تحقق آنها نیز فراهم شود بدین ترتیب که ..

۱) توزیع ثروت و منابع باید در دست یک نهاد باشد و متولی مشخصی داشته باشد .

۲) نحوه توزیع منابع باید به نسبت نیاز حقیقی گیرنده آن باشد نه قدرت دریافت گیرنده..

۳) توزیه ثروت و منابع باید عادلانه باشد و با در نظر گرفتن قوانین و ثبت مرکزی و استعلام ُ از عدم توزیع مساوی و متناسب ثروت خوددداری نمود.

مثلا اشخاصی در جامعه تاکنون چندین بار زمین با تعرفه ارزان قیمت دولتی دریافت نموده اند در حالی که افرادی هستند که در طول این سه دهه حتی یک متر هم زمین دولتی نگرفته اند.

وام های کلان باید بصورت سهامی عام و بنام همه سهام داران اعطاء شود.

عمران زیربنایی باید در اولویت قرار گیرند:

۱) توسعه و گسرش مسیرهای حمل و نقل مانند آزاد راه و بزرگراه و خیابان های مجهز و به روز همچنین حمل و نقل عمومی بصورت شبانه روزی و مکفی در همه مسیرها بمنظور جلوگیری از لزوم تردد خودروهای شخصی

۲) ارتقای نیروگاه های تهیه و توزیع برق ُ گاز ُ آب ُ سوختُ متناسب با جمعیت معادل یک دهه بعد

۳) کوشش برای حمایت از طراحی و تولیدز انبوه خودروهای با سوخت خورشیدی و پیل سوختی بجای سوختهای فسیلی و در نتیجه کاهش شدید آلودگی صوتی و دودی هوا و قطعات مصرفی همچنین فرهنگ سازی و حمایت در جهت تشویق و خرید توسط مشتریان علاقمند

۴) فرهنگ سازی نحوه کاهش و جلوگیری از بروز بیماریها و افزایش بهداشت عمومی

۵) ارتقای وضعیت اشتغال زایی در کشور

۶) اعطای مسکن و وام ازدواج و اشاغل زایی برای شهروندان مهاجری که از کلان شهرها به روستاها و شهرستانها بازگشت نمایند.

۷) الکترونیکی نمودن مراجعات به نهادها بجای لزوم مراجعه حضوری

۸) ارتقای وضعیت غم انگیز برنامه های صداوسیما به برنامه های شاد و بنشط و فرح بخش روح و روان و بمنظور تاثیر پذیری از رسانه خودی بجای رسانه های ماهواره ای

۹) در نظر گرفتن شغل برای دانشجویان قبل ازفراغت از تحصیل

۱۰) ارتقای وضعیت گردشگری و امنیت ملی بمنظور جذب توریسم و سرمایه گذار.

۱۱) ارتقای گفتار ها و رفتارهای همه مسئولان بگونه ای که باعث سوء استفاده دشنمان داخلی و خارجی نشود و در عوض باعث ارتقای جلب اعتماد جهانی و ارتقای وضعیت گردشگری و امنیت ملی بمنظور جذب توریسم و سرمایه گذار شود.

۱۲) عدم افراط و تفریط در همه جوانب و ابعاد مدیریت دولتی و مردم داری

۱۳) حمایت از تولید کنندگان جوان با انگیزه بالا و عدم سختگیری بی ملاحظه

۱۴) جلوگیری از آزمون و خطا در تهیه فن آوری به روز و جدیت در تهیه بهترین فن آوری به روز جهان

۱۵) ادغام نهادهای موازی بویژه نهادهای فرهنگی هنری بمنظور مهندسی فرهنگی و جلوگیری از هزینه هایی که نتیجه آنها برای همگان مشخص شده است

۱۶) همه ساختمانهای مسکونی و تجاری و ... باید بصورت کاملا مدرن طراحی و مقام جدی و بالا در برابر آسیبهای طبیعی مانند سیل و زلزله ساخته شوند تا دولت بطور مکرر در جهت جبران خسارات دچار هزینه های تکراری نشود.

۱۷) ارتقای وضعیت تولیدات کشاورزی و حمایت همه جانبه از کشاورزان و روستائیان

۱۸) کوشش در جهت طراحی و تولید ملی در همه ابعاد بجای مونتاژ کاری و وابستگی

۱۹) حمایت از صاحبان ایده و پیشنهاد

۲۰) جایگزینی نیت مثبت و خیر و اهتمام شبانه روزی بجای شعار زدگی و هیاهو

۲۱) ایجاد وحدت و همدلی بین همه مسئولان و اقشار مختلف اجتماعی

۲۲) پاسداشت و حمایت از همه مفاخر ایران زمین و عدم افرطا و تفریط در این خصوص اعم از شی و انسان

۲۳) خارج نمودن کارخانجات از نزدیکی شهرها همراه با ساخت شهرک مسکونی برای کارکنان آنها

۲۴) بسط و گسترش و حمایت از مراکز تفریحی

۲۵) بسط و گسترش و حمایت از مراکز تولید علم

۲۶) ایجاد دانشگاه نخبگان کشور

۲۷) ایجاد سازمانی تحت عنوان سازمان : "شناسایی ُ جذب و حمایت از صاحبان ایده"

۲۸) کاهش وابستگی به نفت از راه ارتقای تولید ناخالص ملی

۲۹) ارتقای حمایت از انبوه سازان استاندارد مسکن








کوروش درخشان یگانه
وبلاگ مولف: www.honarmandan.ir

 


 

جرج آرتور آکرلوف (George Arthur Akerlof)، 17 ژوئن سال 1940 میلادی در نیوهون کانتیکات آمریکا چشم به جهان گشود. پدرش از شیمیدان های دانشگاه ییل و مادرش خانه دار بود. پدرش سوئدی تبار بود و برای تحصیل در مقطع دکترا با استفاده از بورسیه تحصیلی به دانشگاه پنسیلوانیا آمده بود.
جورج تحصیلات ابتدایی را از دبستانی خصوصی در پیتزبرگ پنسیلوانیا آغاز کرد. از همان ابتدا اطرافیان به هوش سرشار او پی برده بودند. او همیشه بهتر از برادر بزرگترش بود. جورج به همراه خانواده و برای فرار از گرمای شدید تابستان های پیتزبرگ به نیوهمپشایر نقل مکان کرد. چند سال در یک خانه چوبی مستاجر بودند تا اینکه خانه ای برای خود ساختند.
10 ساله بود که قرارداد کار پدرش با شرکت شیمیایی کوپر پایان یافت و خانواده مجبور شدند به مریلند بروند. اما چون سطح آموزش مدارس مریلند خوب نبود، پدر و مادر توافق کردند خانواده در واشنگتن بماند و پدر آخر هفته برای دیدار با خانواده در کنار آنها باشد.
در سال 1950 میلادی پدرش موفق شد با بهره گیری از شیوه ای ابداعی حلقه هایی تیتانیومی بسازد. دانشگاه پرینستون از او دعوت کرد با آزمایشگاه های تحقیقاتی فارستال که در شرف تاسیس بود همکاری کند. خانواده آکرلف به پرینستون رفت. دانشگاه خانه ای بزرگ در اختیار آنها قرار داد و جورج و برادرش به مدرسه ای خصوصی رفتند.
پس از پایان تحصیلات دوره متوسطه وارد دانشگاه ییل شد. به دعوت دانشکده اقتصاد لندن بدانجا رفت. اما رفتن او از برکلی تا لندن با یک سال تاخیر همراه بود زیر بانک مرکزی آمریکا از او رسما درخواست کرد یک سال در خدمت آن باشد.
طی این مدت با جانت یلن آشنا شد که در نهایت در سال 1968 با او ازدواج کرد. دانشگاه برکلی درخواست استعفای او را نپذیرفت هر چند که او به انگلیس رفته بود. طی سه سال اقامت در لندن علاوه بر تدریس، مطالعات خود را کنار نگذاشت.
آکرلوف و همسرش که فارغ التحصیل اقتصاد بود در سال 3-1982 به برکلی بازگشتند. دکتر آکرلف به همراه همسرش به مدت 10 سال در زمینه تئوری اقتصاد کلان و موضوعات دیگر مطالعه و تحقیق کردند ولی در سال 1994 با دعوت همسرش به هیأت رئیسه بانک مرکزی آمریکا، تحقیقات و مطالعات مشترک آنها نیمه تمام ماند و آنها مجبور شدند به واشنگتن عزیمت کنند.
همسر دکتر آکرلف به سمت رئیس شورای مشاوران اقتصادی دولت آمریکا برگزیده شده بود و بیشتر اوقات را در محیط کار سپری می کرد با این حال نه تنها ذره ای از ذوق و شوق زناشویی آنها کاسته نشده بود، بلکه با ورود کودکی به جمع خانواده آنها بیش از پیش صمیمی شده بودند.


دکتر آکرلف در این مدت به عنوان استاد موسسه بروکلین فعالیت می کرد.
دکتر آکرلف به لطف همکاری و مساعدت همسر، تئوری فقر اقلیت های آمریکا را ارائه کرد و نظراتی جدید در زمینه اقتصاد جنسیت و تبعیض جنسیتی مطرح کرد. وی در سال 2001 میلادی به همراه دکتر مایکل اسپنس و دکتر جوزف استیگلیتز به پاس تلاش و مطالعه در زمینه تجزیه و تحلیل بازارها با استفاده از اطلاعات نامتقارن به دریافت جایزه اقتصاد بنیاد نوبل نائل شد.

منابع:
1. www.ires.ir

موضوع: معرفي متفكرين و انديشمندان اقتصادي.
 


 

گونار میردال(Gunnar Myrdal)؛ برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال 1974 و دبیر کمیسیون اقتصادی سازمان ملل در اروپا و یکی از چهره های اثرگذار بر اقتصاد نهادگرایی.

زندگی
گونار میردال در 6 دسامبر 1898 میلادی در سوئد متولد شد. تحصیلات تکمیلی خود را دانشگاه استکهلم پی گرفت و در سال 1923 از دانشگاه استکهلم در رشته حقوق فارغ‌التحصیل شد و دکترای خود را در سال 1927 در رشته اقتصاد دریافت نمود.
طی سال‌‌های 1925 تا 1929 او مدتی را در آلمان و انگلستان تحصیل کرد و در سال 1930 نیز به ایالات متحده سفر کرد و اولین کتاب خود را به نام «عنصر سیاسی در پیشرفت نظریه اقتصادی» منتشر کرد. او در بازگشت به اروپا یک سال را به عنوان استاد دانشگاه در سوئیس گذراند و در سال 1933 به استادی دانشگاه استکهلم درآمد و علاوه بر تدریس در فعالیت‌های سیاسی نیز مشارکت داشت و به نمایندگی مجلس انتخاب شد.
او در سال 1938 تحقیقی را در ایالات متحده در مورد مساله سیاه‌پوستان آمریکایی انجام داد که در سال 1944 در کتابی به نام «وضعیت دشوار آمریکا: مساله سیاه‌پوستان و دموکراسی مدرن» منتشر شد.
میردال بعد از بازگشت به سوئد به فعالیت‌های سیاسی خود ادامه داد و دوباره نماینده مجلس شد و طی سال‌های 1945 تا 1947 به سمت وزیر بازرگانی سوئد درآمد و آنگاه این سمت را برای پذیرش پست دیگری در کمیسیون اقتصادی سازمان ملل ترک کرد.
میردال در سال 1957 کار در این کمسیون را رها کرد و به هدایت مطالعات جامع روندها و سیاست‌های اقتصادی در کشورهای آسیای جنوبی پرداخت. این مطالعات منجر به کتاب «درام آسیایی» گردید. میردال در سال 1961 به سوئد بازگشت و بار دیگر استاد اقتصاد بین‌الملل دانشگاه استکهلم گردید و موسسه مطالعات اقتصاد بین‌الملل را در این دانشگاه تاسیس نمود. گونار میردال سرانجام در 17 می 1987 درگذشت.
میردال در طول دوران زندگی علمی خود بیش از 30 دکترای افتخاری از دانشگاه های مختلف و معتبر جهان دریافت داشت و جوایز متعددی را تصاحب کرد که بی شک مهمترین آن ها، جایزه نوبل اقتصاد در 1974 به صورت مشترک با فردریش فون هایک بود. این نخستین بار بود که یک اقتصاددان نهادگرا و منتقد، به این مقام دست می یافت. معروف است که میردال در طول عمر خویش، دارای سه شخصیت یعنی اقتصاددان، جامعه شناس و سیاست مدار بوده است.

 

موضوع: معرفي متفكرين و انديشمندان اقتصادي.
 


 

دیوید ریکاردو (David Ricardo)؛ اقتصاددان انگلیسی که در زمره تأثیرگذارترین اقتصاددانان سنتی قرار دارد.

زندگی
«دیوید ریکاردو»، در 18 آوریل 1772 در شهر لندن بدنیا آمد. در دوران جوانی به رموز بازرگانی آشنایی پیدا کرد. پدرش یهودی بود و زمانی که دیوید دین خود را به کاتولیک تغییر داد، روابط بین پدر و پسر تیره شد و ریکاردو از آن پس به دلالی در بورس شهر لندن پرداخت و از فعالیت های تجارتی خود ثروت بسیار زیاد و از کتابهایی که تالیف می کرد شهرت کم نظیری بدست آورد. ریکاردو در 1819 به نمایندگی مجلس عوام انگلستان انتخاب شد.
دیوید ریکاردو در 11 سپتامبر سال 1923 در لندن درگذشت.

آثار
از کتابهای او می توان موارد زیر را نام برد:
- اصول اقتصاد سیاسی
- گرانی قیمت شمش طلا دلیل بر تقلیل اسکناس است
- تاثیر قیمت ناچیز گندم در سود و سرمایه
- پاسخ به ملاحظات تجربی آقای بوزانکه

اندیشه
دیوید ریکاردو در اندیشه اقتصادی خود به توسعه مکتب کلاسیک بنیان‌گذاری‌شده توسط اسمیت پرداخت. درحالیکه اسمیت روی مساله «تولید» تاکید می‌ورزید، ریکاردو بر مبحث «توزیع درآمد» متمرکز گردید و بعداً نئوکلاسیک‌ها (شاگردان وی) بر «کارآیی» متمرکز شدند. دو نظریه معروف او، «قانون بازده نزولی» و «مزیت نسبی» است:

الف. قانون بازده نهایی نزولی: به اعتقاد ریکاردو، همزمان با رشد اقتصادی و جمعیتی، به‌دلیل افزایش نیاز به مواد غذایی و محصولات کشاورزی، کشاورزان مجبور خواهند شد زمین‌های دارای بهره‌وری پایین‌تر را نیز زیر کشت ببرند (بعد از زمین‌های درجه یک که درآغاز زیر کشت می‌روند، زمین‌های درجه دو و درجه سه مورد استفاده قرار می‌گیرند). از آنجاییکه بهره‌وری زمین‌های درجه 2، 3 و 4 کمتر از زمین‌های درجه 1 است، هزینه تولید در آنان افزایش می‌یابد. درنتیجه قیمت مواد غذایی افزایش یافته و بالتبع سود بادآورده‌ای (رانت) نصیب صاحبان زمین‌های درجه 1 می‌گردد. مقدار این رانتِ دریافتی توسط صاحبان زمین، همگام با رشد جمعیت افزایش یافته و باعث کاهش درآمد کل جامعه (دردسترس کارگران و مهمتر از آن سود سرمایه‌گذاران) می‌شود. نهایتاً اقتصاد به یک وضعیت ایستا یا تعادلی می‌رسد که در آن، کارگران صرفاً دستمزدهایی در سطح حداقل معیشت دریافت می‌کنند. به اعتقاد او، رشد اقتصادی در یک جامعه سرمایه‌داری در سایه وجود مواد غذایی ارزان‌قیمت (که به معنی پایین‌تربودن دستمزدهای کارگران صنعتی و بالاتررفتن سودهای سرمایه‌داران است) و درنتیجه افزایش امکان انباشت سرمایه در صنعت، تولید بیشتر و درنهایت افزایش درآمدهای اقتصادی کل، تحقق می‌یابد.

ب. نظریه مزیت نسبی: براساس این نظریه، مبادله آزاد مابین کشورها، باعث افزایش مقدار تولیدات (محصول) جهانی می‌شود. اگر هر کشوری به تولید کالاهایی روی آورد که توانایی تولید آن‌ها را با هزینه نسبی کمتری (در مقایسه با دیگر شرکا و رقبای تجاری خود) دارد، در این صورت، کشور مفروض قادر خواهد بود، مقداری از کالاهایی را که با هزینه کمتری تولید می‌کند با کالاهای دیگری که ملت‌های دیگر قادر به تولید ارزانتر آن‌ها هستند، مبادله نماید. در پایان یک دوره زمانی، ملت‌ها درخواهند یافت که امکانات مصرف آن‌ها، در اثر تجارت و تخصصی‌شدن، نسبت به زمانی که همه کالاهای موردنیاز خود را در داخل کشورهایشان تولید می‌کرده‌اند، افزایش یافته است. به همین خاطر، اقتصاددانان، تجارت آزاد جهانی را مطلوب می‌دانند چون باعث افزایش تولید ناخالص ملی کشورها و بالتبع افزایش رفاه ملت‌ها خواهد شد. او به کمک مفهوم «هزینه فرصت» نشان داد که نباید کشورها (بنابر اعتقاد اقتصاددانان گذشته) صرفاً بر تولید کالاهایی که در آن‌ها دارای مزیت مطلق (در مقابل دیگر کشورها) هستند، متمرکز شوند بلکه در داخل کشور نیز باید با درنظرگرفتن هزینه جایگزینی یک کالا با کالای دیگر، برمبنای مزیت نسبی (مقایسه‌ای) عمل کرد.

منابع:
- http://gajamoo2.wordpress.com
- http://daneshnameh.roshd.ir

موضوع: معرفي متفكرين و انديشمندان اقتصادي.
 


 

نوشتار نورانى و مبارك و ارزشمندى كه در پيش روى داريد، تنها برخى از (الگوهاى رفتارى ) آن يگانه بشريّت ، باب علم نبىّ، پدر بزرگوار امامان معصوم عليهم السلام ، تنها مدافع پيامبر صلى الله عليه و آله به هنگام بعثت و دوران طاقت فرساى هجرت ، و جنگ ها و يورش هاى پياپى قريش ، و نابود كننده خط كفر و شرك و نفاق پنهان ، اوّل حافظ و جامع قرآن ، و قرآن مجسّم ، حضرت اميرالمؤ منين عليه السلام است . كه همواره با قرآن بود، و با قرآن زيست و از قرآن گفت ، و تا بهشت جاويدان ، در كنار چشمه كوثر و پيامبر صلى الله عليه و آله ، وحدتشان جاودانه است . مباحث ارزشمند آن در حال تكامل و گسترش است ، نورانى است ، نورِ نور است ، و عطرآگين از جذبه هاى عرفانى و شناخت و حضور است ، كه با نام هاى مبارك زير، در آسمان پُر ستاره انديشه ها خواهد درخشيد مانند

ادامه را با كليك بر روي تصوير زير دانلود كنيد:

دانلود با حجم 273كيلوبايت

منبع: morsalat.ir

موضوع: معرفي كتب، نرم افزارها، پايان نامه ها، و منابع اصلي و در صورت امكان ارائه آنها جهت دانلود در باب اقتصاد.
 


 

در سال دهم هجرت كه پيامبر گرامي صلى الله عليه و آله و سلم عزم زيارت خانه خدا داشت ‏حضرت على - عليه السلام را با گروهى از مسلمانان به يمن اعزام كرد. حضرت على - عليه السلام مامور بود در بازگشت از يمن پارچه هايى را كه مسيحيان نجران در روز مباهله تعهد كرده بودند از ايشان بگيرد وبه محضر رسول خدا برساند. او پس از انجام ماموريت آگاه شد كه پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله و سلم رهسپار خانه خدا شده است. از اين جهت مسير خود را تغيير داد و رهسپار مكه شد. آن حضرت راه مكه را به سرعت مى ‏پيمود تا هرچه زودتر به حضور پيامبر برسد و به همين جهت پارچه‏ ها را به يكى از افسران خود سپرد و از سربازان خويش فاصله گرفت تا در نزديكى مكه به حضور پيامبر رسيد. حضرت از ديدار او فوق العاده خوشحال شد و چون او را در لباس احرام ديد از نحوه نيت كردن او جويا شد. حضرت على - عليه السلام گفت : من هنگام احرام بستن گفتم بار الها ! به همان نيتى احرام مى ‏بندم كه پيامبر احرام بسته است.

حضرت على - عليه السلام از مسافرت خود به يمن و نجران و پارچه هايى كه آورده بود به پيامبر گزارش داد و سپس به فرمان آن حضرت به سوى سربازان خود بازگشت تا به همراه آنان مجددا به مكه باز گردد. وقتى امام - عليه السلام به سربازان خود رسيد ، ديد كه افسر جانشين وى تمام پارچه ‏ها را در ميان سربازان تقسيم كرده است و سربازان پارچه‏ ها را به عنوان لباس احرام بر تن كرده ‏اند. حضرت على - عليه السلام از عمل بى مورد افسر خود سخت ناراحت‏ شد وبه او گفت :
چرا پيش از آنكه پارچه‏ ها را به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم تحويل دهيم آنها را ميان سربازان تقسيم كردى؟
وى گفت : سربازان شما اصرار كردند كه من پارچه ‏ها را به عنوان امانت ميان آنان قسمت كنم و پس از مراسم حج ، همه را از آنان باز گيرم. حضرت على - عليه السلام پوزش او را نپذيرفت و گفت : تو چنين اختيارى نداشتى.
سپس دستور داد كه پارچه‏ هاى تقسيم شده تماما جمع آورى شود تا در مكه به پيامبر گرامى تحويل گردد. (1)

گروهى كه پيوسته از عدل و نظم و انضباط رنج مى ‏برند و مى‏ خواهند كه امور همواره بر طبق خواسته‏ هاى آنان جريان يابد به حضور پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم رسيدند و از انضباط و سختگيرى حضرت على - عليه السلام شكايت كردند.
ولى آنان از اين نكته غفلت داشتند كه يك چنين قانون شكنى و انعطاف نابجا ، به يك رشته قانون شكني هاى بزرگ منجر مى ‏شود.

از ديدگاه امير مؤمنان - عليه السلام يك فرد خطاكار (خصوصا خطاكارى كه لغزش خود را كوچك بشمارد) مانند آن سوار كارى است كه بر اسب سركش و لجام گسيخته اى سوار باشد كه مسلما چنين مركب سركشى راكب خود را در دل دره و بر روى صخره ‏ها واژگون مى ‏سازد. (2)

مقصود امام از اين تشبيه اين است كه هرگناهى ، هرچند كوچك باشد ، اگر ناچيز شمرده شود گناهان ديگرى را به دنبال مى ‏آورد و تا انسان را غرق گناه نسازد و در آتش نيفكند دست از او بر نمى ‏دارد. از اين جهت ‏بايد از روز نخست پارسايى را شيوه خويش ساخت و از هر نوع مخالفت ‏با اصول و قوانين اسلامى پرهيز كرد.

پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم كه از كار حضرت على - عليه السلام و دادگرى او كاملا آگاه بود يكى از ياران خود را خواست و به او گفت كه ميان اين گروه شاكى برو و پيام زير را برسان :
از بدگويى در باره حضرت على - عليه السلام دست ‏بر داريد كه او در اجراى دستور خدا بسيار دقيق و سختگير است و هرگز در زندگانى او تملق و مداهنه وجود ندارد.
 

 

موضوع: عدالت در قرآن و حكومت رسول الله وحضرت علي (عليه السلام) بعنوان اصلي ترين عامل موثر اقتصادي.


 


صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :30   20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 >