چكيده‌

از ويژگي‌هاي‌ بارز اقتصاد قرن‌ اخير، به‌ ويژه‌ در كشورهاي‌ در حال‌ توسعه، وجود نرخ‌ تورم‌هاي‌ دورقمي‌ در مقاطع‌ زماني‌ بلندمدت‌ است‌ و اين، موجب‌ پايين‌آمدن‌ ارزش‌ پول‌ و پديدار شدن‌ مشكلات‌ حقوقي‌ و اقتصادي‌ پيچيده‌اي‌ در معاملات‌ مدت‌دار و بدهي‌هاي‌ معوقه‌ مي‌شود.

وجود مثال‌هاي‌ بسيار مشكلاتي‌ از اين‌ قبيل، باعث‌ شده‌ تا حقوقدانان‌ دنيا، به‌ ويژه‌ فقيهان‌ و حقوقدانان‌ مسلمان‌ در پي‌ يافتن‌ راه‌حل‌ منطقي‌ و مناسب‌ باشند و اين، موجب‌ پيدا شدن‌ نظريه‌هاي‌ گوناگون‌ در اين‌ عرصه‌ شده‌ است.

گروه‌ اول، جبران‌ كاهش‌ ارزش‌ پول‌ را مطلقاً‌ از مصاديق‌ ربا ندانسته، به‌ لزوم‌ جبران‌ قائل‌ شده‌اند.

گروه‌ دوم، جبران‌ كاهش‌ ارزش‌ پول‌ را مطلقاً‌ از مصاديق‌ ربا و حرام‌ مي‌دانند.

گروه‌ سوم، بين‌ موارد شديد و خفيف‌ تورم‌ و موارد غصب‌ و غيرغصب‌ و... تفصيل‌ داده‌اند.

گروه‌ چهارم‌ كه‌ در تشخيص‌ حكم‌ ترديد داشته‌اند، به‌ مصالحه‌ حكم‌ كرده‌اند،

و سرانجام‌ گروه‌ پنجم‌ براي‌ جبران‌ ضرر و زيان‌ وارد بر طلبكار، راه‌كارهايي‌ را ارائه‌ كرده‌اند.

نويسنده، با بررسي‌ ديدگاه‌هاي‌ پيشگفته، درصدد اثبات‌ فرضيه‌هاي‌ ذيل‌ برمي‌آيد.

الف. در تورم‌هاي‌ شديد كه‌ عرف‌ عام‌ (مردم) در قراردادهاي‌ مدت‌دار واكنش‌ قابل‌ ملاحظه‌اي‌ نشان‌ مي‌دهند، جبران‌ كاهش‌ ارزش‌ پول‌ از مصاديق‌ ربا به‌ شمار نمي‌رود و لازم‌ است.

ب. در تورم‌هاي‌ خفيف‌ كه‌ عرف‌ عام‌ واكنش‌ قابل‌ ملاحظه‌اي‌ نشان‌ نمي‌دهند، جبران‌ كاهش‌ ارزش‌ پول‌ از مصاديق‌ ربا و حرام‌ است.

ج. در تورم‌هاي‌ متوسط‌ كه‌ واكنش‌ عرف‌ عام‌ تشخيص‌ داده‌ نمي‌شود، جبران‌ كاهش‌ ارزش‌ پول‌ جايز نيست‌ و طريق‌ احتياط، مصالحه‌ است.


ادامه مطلب

 

 

يكي‌ از مشكلات‌ مهم‌ و پيچيدة‌ بخش‌ پولي‌ و بازار سرمايه‌ در اقتصاد اسلامي، مشكل‌ تأخير تأدية‌ ديون‌ است. نظام‌ بانكداري‌ ايران‌ با استفاده‌ از قرار دادن‌ تعهد پرداخت‌ جريمه‌ به‌ صورت‌ شرط‌ در عقود شرعي‌ در حل‌ اين‌ مشكل‌ كوشيد و بر اين‌ اساس‌ با تصويب‌ شوراي‌ نگهبان، جريمة‌ تأخير از متخلفان‌ گرفته‌ مي‌شود و اين‌ در حالي‌ است‌ كه‌ راه‌حل‌هاي‌ مطرح‌ شده‌ براي‌ گرفتن‌ جريمة‌ تأخير، مثل‌ جرم‌ بودن‌ تأخير و تعزير مالي، جريمة‌ تأخير در مقابل‌ تورم، جريمه‌ براي‌ ضرر وارد آمده‌ و جواز أخذ جريمه‌ به‌ علت‌ تعهد پرداخت‌ به‌ صورت‌ شرط، از نظر فقهي‌ قابل‌ دفاع‌ نيست‌ و بايد مشكل‌ را با استفاده‌ از شيوه‌هاي‌ ديگري‌ چون‌ شيوه‌هاي‌ تنبيهي‌ و تشويقي‌ و تبديل‌ اقساط‌ به‌ خريد سهام‌ حل‌ كرد.

 


ادامه مطلب

 

‌با پيروزي‌ انقلاب‌ اسلامي‌ و تغيير حكومت، اين‌ انتظار به‌ حق‌ از سوي‌ مردم‌ پديد آمد كه‌ به‌تدريج‌ و با اجراي‌ برنامه‌هاي‌ روشن، اهداف‌ و آموزه‌هاي‌ اسلامي، از جمله‌ در ابعاد اقتصادي‌ تحقق‌ يابد. حال‌ با گذشت‌ بيست‌ و چند سال‌ از پيروزي‌ انقلاب‌ و 18 سال‌ از تصويب‌ و اجراي‌ قانون‌ عمليات‌ بانكي‌ بدون‌ ربا، اين‌ پرسش‌ جد‌ي‌ مطرح‌ مي‌شود كه‌ آيا بانكداري‌ ايران، اسلامي‌ است، و اگر نيست، مسؤ‌وليت‌ عدم‌ تحقق‌ اين‌ خواست‌ مكتبي‌ و مردمي‌ بر عهدة‌ چه‌ كسي‌ يا سمتي‌ است؟

در اين‌ شماره، موضوع‌ پيشين‌ را به‌ بحث‌ گذاشته، ديدگاه‌ استادان‌ محترم‌ حوزه‌ و دانشگاه، آقايان‌ دكتر ايرج‌ توتونچيان، دكتر سيد علي‌اصغر هدايتي، حجت‌الاسلام‌ والمسلمين‌ حسن‌ نظري، دكتر حسين‌ عيوضلو و دكتر سيد حسين‌ ميرجليلي‌ را جويا مي‌شويم 


ادامه مطلب

 

 

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ‌ آمَنُوا اتَّقُوا اَ‌ وَذَرُوا مَا بَقِيَ‌ مِنَ‌ الرٍّبَا اًِن‌ كُنتُم‌ مُؤمِنِينَ‌  فَاًِن‌ لَم‌ تَفعَلُوا فَأذَنُوا بِحَربٍ‌ مِنَ‌ اِ‌ وَرَسُولِهِ‌ وَ‌اًِن‌ تُبتُم‌ فَلَكُم‌ رُؤ‌وسُ‌ أَموَ‌الِكُم‌ لاَ‌ تَظلِمُونَ‌ وَ‌لاَ‌ تُظلَمُونَ1‌         ‌ اي‌ كساني‌ كه‌ ايمان‌ آورده‌ايد! اگر به‌ واقع‌ مؤ‌منيد، از خداوند پروا داريد و آن‌چه‌ را از ربا باقي‌ مانده‌ است، رها كنيد و اگر چنين‌ نكرديد، بدانيد كه‌ به‌ جنگ‌ با خدا و رسولش‌ برخاسته‌ايد و اگر توبه‌ كنيد، سرمايه‌هاي‌ شما از آنِ‌ شما است. نه‌ ستم‌ مي‌كنيد و نه‌ بر شما ستم‌ مي‌رود.

مطالعة‌ تجربي‌ جوامع‌ گوناگون‌ نشان‌ مي‌دهد بخشي‌ از سرمايه‌هاي‌ نقدي‌ در اختيار كساني‌ است‌ كه‌ به‌ علل‌ مختلف، تمايل‌ يا توانايي‌ استفادة‌ درست‌ و كارآمد از آن‌ را ندارند. از طرف‌ ديگر، كارفرمايان‌ و صاحبكارانِ‌ باتجربه‌اي‌ هستند كه‌ با داشتن‌ علم، تجربه‌ و علاقه‌ به‌ فعاليت‌ اقتصادي، سرماية‌ لازم‌ را در اختيار ندارند. بر اين‌ اساس، مؤ‌سساتي‌ كه‌ بتوانند اين‌ دو گروه‌ از افراد كشور را به‌ هم‌ پيوند داده، سرمايه‌هاي‌ نقدي‌ و انساني‌ را به‌ جريان‌ اندازند، ضرورت‌ دارد.

بانك‌ها از سابقه‌ترين‌ و روان‌ترين‌ ابزارهاي‌ اين‌ پيوند به‌ شمار مي‌روند. آن‌ها با استفاده‌ از شعبه‌هاي‌ متعدد و گستردة‌ خود، پس‌اندازهاي‌ كوچك‌ و بزرگ، و موقت‌ و دائم‌ افراد را گرد آورده، در دسترس‌ كشاورزان، صنعتگران‌ و بازرگانان‌ باتجربه‌ قرار مي‌دهند و زمينة‌ رشد و شكوفايي‌ اقتصاد را فراهم‌ مي‌سازند. افزون‌ بر اين، بانك‌ها با سازماندهي‌ و هدايت‌ دريافت‌ها و پرداخت‌ها، جابه‌جايي‌ وجوه‌ و به‌ تبع‌ آن، مبادلات‌ تجاري‌ را آسان‌ كرده، موجب‌ گسترش‌ بازارها و توسعة‌ فعاليت‌هاي‌ اقتصادي‌ مي‌شوند؛ چنان‌كه‌ بانك‌ مركزي‌ به‌ كمك‌ بانك‌ها و ديگر مؤ‌سسات‌ پولي‌ و اعتباري‌ با استفاده‌ از ابزارهاي‌ سياست‌ پولي، بر روي‌ متغيرهاي‌ كلان‌ اقتصادي‌ تأثير گذاشته، فعاليت‌ها را به‌ سمت‌ اهداف‌ از پيش‌ تعيين‌ شده‌ هدايت‌ مي‌كند؛ البته‌ اين‌ آثار در صورتي‌ دست‌يافتني‌ است‌ كه‌ نظام‌ بانكي‌ با اعتقادات‌ و فرهنگ‌ جامعه، هم‌خواني‌ داشته‌ باشد و از جهت‌ ساختار حقوقي‌ و اقتصادي، از نظامي‌ پيروي‌ كند كه‌ بتواند بدون‌ بر جاي‌ گذاشتن‌ ضرر و زيان‌ فردي‌ و اجتماعي، به‌ آن‌ اهداف‌ دست‌ يابد. بانكداري‌ متعارف‌ دنيا كه‌ بر اساس‌ نظام‌ بهره‌ عمل‌ مي‌كند، گرچه‌ اهداف‌ سه‌گانة‌ پيشگفته‌ را نشانه‌ رفته‌ است، به‌ جهت‌ ويژگي‌ ناعادلانة‌ بهره، در موارد بسياري‌ به‌ ورشكستگي‌ بنگاه‌ها و مؤ‌سسات‌ توليدي‌ و تجاري‌ مي‌انجامد.

در بانكداري‌ متعارف‌ (ربوي) قراردادهاي‌ بانكي‌ چه‌ در طرف‌ سپرده‌گذاري‌ و چه‌ در طرف‌ اعطاي‌ وام‌ و اعتبار، نه‌ بر اساس‌ عملكرد واقعي‌ بنگاه‌ها، كه‌ بر پاية‌ بهرة‌ بانكي‌ منعقد مي‌شود و اين، زمينه‌ را براي‌ وقوع‌ انواع‌ بحران‌ها فراهم‌ مي‌آورد. بنگاه‌هايي‌ كه‌در وضعيت‌ تورمي‌ و رونق، به‌ استقراض‌ با بهره‌هاي‌ پيشين‌ اقدام‌ كرده‌اند، با فروكش‌ كردن‌ تورم‌ يا ورود اقتصاد به‌ دورة‌ ركود، خود را با ورشكستگي‌ مواجه‌ مي‌بينند و در طرف‌ مقابل، وقتي‌ در دورة‌ ركود، بانك‌ها منابع‌ مالي‌ سپرده‌گذاران‌ را با بهره‌اي‌ اندك‌ در قالب‌ اعتبارات‌ بلندمدت‌ در اختيار بنگاه‌ها مي‌گذارند، پس‌ از سپري‌شدن‌ دورة‌ ركود و افزايش‌ نرخ‌هاي‌ بهره، در مي‌يابند كه‌ متاع‌ صاحبان‌ پس‌انداز را بس‌ ارزان‌ فروخته‌اند.

وجود اين‌ قبيل‌ اشكالات، انديشه‌وران‌ اقتصاد پول‌ و بانكداري‌ را بر آن‌ داشته‌ تا به‌ فكر طر‌احي‌ نظام‌ جديدي‌ باشند كه‌ در عين‌ ايجاد ارتباط‌ بين‌ پس‌اندازكنندگان‌ و سرمايه‌گذاران‌ و ايفاي‌ نقش‌هاي‌ ديگر، اشكالات‌ نظام‌ بهره‌ را نداشته‌ باشد و متناسب‌ با نقش‌ آفريني‌ سرمايه‌ در فعاليت‌ اقتصادي‌ عمل‌ كند و جاي‌ بسي‌ خوشوقتي‌ است‌ كه‌ اين‌ امر مهم‌ با الهام‌ از آموزه‌هاي‌ نوراني‌ اسلام، در كشورهاي‌ اسلامي‌ و به‌ همت‌ اقتصاددانان‌ مسلمان‌ آغاز شده‌ است.

اسلام‌ با تحريم‌ نظام‌ بهره، شيوة‌ ديگري‌ را براي‌ سهيم‌شدن‌ سرمايه‌ در توليد پيشنهاد مي‌كند و سود آن‌ را نه‌ تنها متناسب‌ با نقش‌آفريني‌ سرمايه‌ در كل‌ اقتصاد، بلكه‌ متناسب‌ با عملكرد آن‌ در فعاليتي‌ كه‌ آن‌ سرمايه‌ در آن‌ فعاليت‌ به‌ كار رفته، مي‌گيرد به‌ اين‌ معنا كه‌ صاحبان‌ پول‌ و كارفرمايان‌ اقتصادي، بر اساس‌ معيار سود انتظاري، تصميم‌ مي‌گيرند سرمايه‌گذاري‌ كنند؛ اما متعهد مي‌شوند كه‌ سود و زيان‌ واقعي‌ و ناشي‌ از عملكرد فعاليت‌ خودشان‌ را با هم‌ تقسيم‌ كنند و روشن‌ است‌ كه‌ اين‌ شيوه‌ از توزيع‌ سود بين‌ عامل‌ كار و سرمايه، افزون‌ بر اين‌ كه‌ تقسيم‌ سود را واقعي‌ و عادلانه‌ مي‌كند، به‌ دليل‌ همراهي‌ صاحب‌ كار و صاحب‌ سرمايه، روند سرمايه‌گذاري‌ و در پي‌ آن، توليد و اشتغال‌ و توسعة‌ اقتصادي‌ را از رشد باثباتي‌ برخوردار مي‌سازد.

پس‌ از پيروزي‌ انقلاب‌ اسلامي‌ ايران‌ و فراهم‌ شدن‌ زمينة‌ تغييرات‌ اساسي‌ در نظامات‌ اجتماعي، يكي‌ از مباحث‌ عمده، دگرگوني‌ نظام‌ بانكي‌ از نظام‌ بهره‌ به‌ نظام‌ مورد قبول‌ اسلام‌ بود تا اين‌ كه‌ با كوشش‌ پيگير شماري‌ از اقتصاددانان‌ كشور و دوستداران‌ احكام‌ اسلام‌ و قرآن، قانون‌ عمليات‌ بانكداري‌ بدون‌ ربا تهيه، و از سال‌ 1363 اجرا شد.

طبيعي‌ است‌ كه‌ هر طرح‌ نوي‌ - به‌ ويژه‌ وقتي‌ جايگاه‌ مهم‌ و گسترده‌اي‌ داشته‌ باشد و بخواهد جايگزين‌ نظامي‌ شود كه‌ تجربة‌ چند صد ساله‌ را در دنيا دارد - نمي‌تواند از همان‌ ابتدا كامل‌ و صدرصد مطلوب‌ باشد. مرور سخنان‌ مخبر كميسيون‌ ويژة‌ مجلس‌ شوراي‌ اسلامي‌ نيز نشان‌ مي‌دهد كه‌ قانون‌ عمليات‌ بانكداري‌ بدون‌ ربا نه‌ به‌ صورت‌ قانون‌ نهايي، بلكه‌ گامي‌ در جهت‌ اسلامي‌كردن‌ نظام‌ بانكي‌ است.2

حال‌ كه‌ بيش‌ از 18 سال‌ از اجراي‌ قانون‌ عمليات‌ بانكي‌ بدون‌ ربا مي‌گذرد، فرصت‌ خوبي‌ فراهم‌ شده‌ تا عملكرد قانون‌ و نظام‌ بانكي‌ كشور را در جهت‌ تحقق‌ اهداف‌ و آرمان‌هاي‌ اقتصادي‌ اسلام‌ بررسي، و ميزان‌ كاميابي‌ رادر اسلامي‌ كردن‌ فعاليت‌هاي‌ بانكي‌ ارزيابي‌ كنيم.

به‌ رغم‌ تصور برخي‌ كه‌ ربا و بهره‌ را جزو جدانشدني‌ صنعت‌ بانكداري‌ پنداشته، حذف‌ آن‌ را با تعطيلي‌ فعاليت‌هاي‌ اساسي‌ بانكداري‌ مساوي‌ مي‌دانند، استقرار نظام‌ بانكداري‌ بدون‌ ربا در جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ و گذشت‌ بيش‌ از هيجده‌ سال‌ از عمر آن‌ و رشد و توسعة‌ صنعت‌ بانكداري‌ اسلامي‌ در جوامع‌ مسلمان‌ و غيرمسلمان‌ نشان‌ داد كه‌ براي‌ سامان‌ دادن‌ به‌ فعاليت‌هاي‌ بانكي، براحتي‌ مي‌توان‌ از روش‌ها و ابزارهاي‌ ديگر سود جست‌ و مطالعة‌ نقد و بررسي‌هاي‌ گستردة‌ نظام‌ بانكي‌ ايران‌ از سوي‌ انديشه‌وران‌ منصف‌ و بي‌طرف، براي‌ چندمين‌ بار اين‌ مثل‌ معروف‌ را به‌ اثبات‌ مي‌رساند كه‌

اسلام‌ به‌ ذات‌ خود ندارد عيبي‌ هر عيب‌ كه‌ هست‌ از مسلماني‌ ماست.

در اين‌ مختصر، مجال‌ نقد و بررسي‌ مستدل‌ و علمي‌ وجود ندارد؛ اما عدم‌ طرح‌ برخي‌ عناوين، گرچه‌ به‌ نحو اد‌عايي‌ نيز پسنديده‌ نيست. بر اين‌ اساس، نكاتي‌ براي‌ مسؤ‌ولان‌ امر و متصديان‌ امور بانكي‌ از باب‌ تذكر تقديم‌ مي‌شود.

1. پرهيز از ربا، هدف‌ اصلي‌ نظريه‌پردازان‌ بانكداري‌ بدون‌ ربا و انگيزة‌ اصلي‌ قانونگذاران‌ و مجريان‌ وقت‌ بوده‌ است؛ اما عملكرد نظام‌ بانكي‌ از حاكميت‌ حقيقت‌ ربا و بازگشت‌ به‌ بانكداري‌ ربوي‌ حكايت‌ دارد و اين‌ نكته‌ را در كاهش‌ سهم‌ عقود مشاركتي، تغيير ماهيت‌ عقود مشاركتي‌ و صوري‌ شدن‌ معاملات‌ بانكي‌ مي‌توان‌ مشاهده‌ كرد.3

2. يكي‌ از شاخص‌هاي‌ مهم‌ ارزيابي‌ بانك‌ها، استفادة‌ بهينه‌ از منابع‌ بانكي‌ و ميزان‌ سود دهي‌ به‌ آن‌ها است. آمارهاي‌ رسمي‌ بانك‌ مركزي‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ نظام‌ بانكي، نه‌ تنها نتوانسته‌ سود مناسبي‌ براي‌ سپرده‌گذاران‌ كسب‌ كند، بلكه‌ با احتساب‌ نرخ‌ تورم‌ در غالب‌ سال‌ها به‌ آنان‌ ضرر رسانده‌ است.

3. بر اساس‌ قانون‌ عمليات‌ بانكي‌ بدون‌ ربا، يكي‌ از اهداف‌ نظام‌ بانكي، گسترش‌ تعاون‌ عمومي‌ و قرض‌الحسنه‌ از طريق‌ جذب‌ و جلب‌ وجوه‌ آزاد و اندوخته‌ها است؛ در حالي‌ كه‌ آمار رسمي‌ بانك‌ مركزي‌ نشان‌ مي‌دهد باگذشت‌ زمان، سهم‌ قرض‌الحسنه‌ اعطايي‌ بانك‌ها به‌ شدت‌ كاهش‌ يافته‌ و از حدود 11 درصد در آغاز اجراي‌ قانون‌ جديد، به‌ رقم‌ 6/4 درصد در سال‌هاي‌ اخير رسيده‌ است4 و اگر مؤ‌لفه‌هاي‌ اسلاسي‌ اسلامي‌ شدن‌ نظام‌ بانكي‌ را پرهيز از حقيقت‌ بهره، توزيع‌ عادلانة‌ سود و گسترش‌ روح‌ تعاون‌ و ايثار در ميان‌ مردم‌ بدانيم، متأسفانه‌ نظام‌ بانكي‌ در سال‌هاي‌ گذشته، كارنامة‌ چندان‌ موفقي‌ نداشته‌ است. جا دارد مسؤ‌ولان‌ امر با تشكيل‌ كميته‌هاي‌ علمي‌ و كارشناسي‌ با تركيب‌ اقتصاددانان‌ مؤ‌من‌ و متعهد، فقيهان‌ آشنا به‌ مسائل‌ پولي‌ و بانكي، كارشناسان‌ درد آشناي‌ نظام‌ بانكي، حسابداران‌ خبره‌ و ماهر، و نمايندگان‌ صنف‌ها و حرفه‌ها، اشكالات‌ كليدي‌ را شناسايي‌ كنند و با ترتيب‌ اولويت‌ و حفظ‌ مصالح‌ بانك‌ و سپرده‌گذاران‌ و سرمايه‌گذاران، با ارائه‌ طرح‌ها و الگوهاي‌ پيشنهادي‌ و اجراي‌ آزمايشي‌ و محدود آن‌ها، گام‌هاي‌ ثانوي‌ را در تكميل‌ و ترميم‌ نظام‌ بانكداري‌ بدون‌ رباي‌ جمهوري‌ اسلامي‌ ايران‌ بردارند. مطالعة‌ تحقيقات‌ انجام‌ گرفته‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ اين‌ امر نه‌ تنها ممكن، بلكه‌ بسيار سهل‌المؤ‌ونه‌ است.

 

 

 

پي‌نوشت‌ها

.1 بقره‌ (2): 278 و 279.

.2 سيدحسين‌ ميرجليلي: ارزيابي‌ بانكداري‌ بدون‌ ربا، ج‌ 1، وزارت‌ امور اقتصادي‌ و دارايي، 1374 ش، ص‌ 57.

.3 سيدعباس‌ موسويان: بانكداري‌ بدون‌ ربا از نظريه‌ تا عمل، مؤ‌سسة‌ فرهنگي‌ دانش‌ و انديشة‌ معاصر، 1379 ش، ص‌ 82 - 88.

.4 همو: بانكداري‌ اسلامي، ويرايش‌ دوم، مؤ‌سسة‌ تحقيقات‌ پولي‌ و بانكي، 1380 ش، ص‌ 185. 

 

 

موضوع: اقتصاد اسلامی


 

بروز بحران مالی اخیر در غرب نشان داد، اقتصاد و آموزه های لیبرال به طور کلی نمی تواند اقتصاد امروز را به خوبی مدیریت کند. ورشکستگی ده ها بانک و مؤسسه بزرگ در ۳سال اخیر، مهر تأییدی بر این ادعاست.

هم اکنون هم با گذشت بیش از حدود ۳سال از آغاز بحران سال۲۰۰۷ (م) در غرب پیش بینی ها از آینده اقتصاد جهان نمایانگر این موضوع است که طراحان نظام مالی و اقتصادی نه تنها توان پیش بینی، مدیریت بحران و واکنش سریع به آن را ندارند بلکه در بسیاری از مواقع، بزرگی بحران های داخلی را به دیگر کشورها نیز سرایت می دهند و موجبات تخریب دیگر اقتصادها را نیز فراهم می کنند.

همان طور که در آمارهای اقتصادی و رؤیت برخی شاخص ها نیز اعلام شد، شکنندگی اقتصاد غرب به دیگر کشورها نیز سرایت کرده و برخی کشورها که اصلاً ارتباطی با کشورهای بحران زده نداشته اند نیز به ورطه ورشکستگی فرو رفته اند.

با مرور برخی آمارهای اقتصادی، در بحران اقتصادی غرب مشخص شد که اقتصاد غرب هیچ گاه نمی تواند جهان کنونی را مدیریت کند. بنابراین تغییر و بازنگری در اصول اساسی علم اقتصاد قطعی است. بسیاری از پژوهش گران و تحلیل گران غربی نیز برا ین باورند که باید روش های مدیریت علم اقتصاد در دنیا تغییر کند. شاید درس بزرگ بحران مالی جهان بهره گیری از مبانی اقتصاد اسلامی در بازارهای مالی جهان باشد. این بحران نشان داد که نهادهای اسلامی به دلیل رعایت امور شرعی به طور کامل از گزند بحران مصون ماندند.

در هرحال می تواند اذعان کرد استفاده از ابزارهای جدید اسلامی برای بهره گیری اقتصاد کشورهای اسلامی می تواند توان اقتصادی اغلب کشورهای اسلامی را افزایش دهد. شاید اگر حدود ۳سال پیش چنین ابزارهایی با ساختارهای ویژه پیش بینی و طراحی می شد، می توانست کمک قابل توجهی برای افزایش سرمایه گذاری و تولید کشورهای اسلامی باشد.

لذا طراحی و تدوین یک صندوق سرمایه گذاری مشترک اسلامی می تواند منابع و تسهیلات کشورهای اسلامی را به صورت هدف مند هدایت کرده و به سمت تولید سوق دهد. بحران مالی اخیر مقدمه مناسبی برای طراحی چنین صندوقی مختص کشورهای اسلامی است.



● مقدمات اجرایی صندوق کشورهای اسلامی

صندوق مشترک سرمایه گذاری کشورهای اسلامی می بایست درچارچوب و قالب یک عقد اسلامی طراحی و این قابلیت را داشته باشد که در بین تمام مذاهب اسلامی فعالیت کند. منظور از قابلیت این است که مورد اقبال و استقبال تمام کشورهای اسلامی بوده تا جامعیت گسترده ای پیدا کند.

لازم به ذکراست درحال حاضر عقدی که به طور همه گیر می تواند دربین اغلب کشورهای اسلامی جامعیت مناسبی پیداکند، عقود مشارکت و مضاربه هستند چرا که این عقود می توانند درقالب خرید سهم، سرمایه گذاری مناسبی تلقی شوند. لذا این مسأله (خرید سهم) دراغلب کشورهای اسلامی هم چون عربستان، مالزی، اندونزی و... مورد قبول واقع شده، به گونه ای که تمام این کشورها خرید سهام یک شرکت را به عنوان یک فعالیت سرمایه گذاری اسلامی البته منوط به غیر ربوی بودن قبول دارند.



● فعالیت محدود صندوق های سرمایه گذاری

درحال حاضر تعدادی از شرکت ها با عنوان صندوق های سرمایه گذاری، وارد اقتصاد شده اند و فعالیت اقتصادی خود را با این نام در برخی از کشورها مانند بحرین، مالزی، کویت و... آغاز کرده اند. اما باید اذعان کرد صندوق های مشترک اسلامی، آن طور که باید و شاید هنوز نتوانسته اند جامعیت خود را تثبیت کنند و به عنوان یک نماد اسلامی در بازارهای مالی اسلامی خودنمایی کنند.

لازم است کشورهای اسلامی برای طراحی و تدوین چنین صندوق یا صندوق هایی هر چه زودتر دست به کار شوند. لذا یکی از شروط ویژه تأسیس چنین صندوقی تفاهم نامه ها و مذاکره های ویژه و البته بسیار جدی سران کشورهای اسلامی با یکدیگر است و اعتبارات کشورهای اسلامی به سمت تولید و رونق است، به خوبی پیش برود.

به نظر نگارنده برای تشکیل صندوق مشترک سرمایه گذاری کشورهای اسلامی لازم است بانک های مرکزی و وزارت خانه های اقتصاد کشورهای اسلامی جلسات متمادی برای آغاز فعالیت این صندوق ترتیب دهند. آن چه در این بین مسلم است، خود دولت ها هیچ گاه نباید درگیر و دار تشکیل این صندوق، خود را باقی گذارند. حمایت های پشت پرده توسط دولت ها از صندوق ها و ورود بخش خصوصی وابسته به کشورهای اسلامی می تواند این نهاد را به صورت یک سازمان پرقدرت در اقتصاد جهان مطرح سازد. ورود بانک های سرمایه گذاری بخش خصوصی و نهادهای غیر دولتی کشورهای اسلامی می تواند کمک قابل توجهی به بقای این صندوق داشته باشد.



● مزایای صندوق

بسترسازی مناسب برای منافع راکد از جمله مزایای صندوق های سرمایه گذاری است. در ایران نیز چنین صندوق هایی درحال حاضر وجود دارند و فعالیت تخصیص بهینه منابع را برعهده دارند. به یاد داشته باشیم در صورت ایجاد چنین صندوق های بزرگی در بین کشورهای اسلامی می توان به آینده کشورهای اسلامی، امیدوار بود.
 


 

در اين مبحث به ذكر دو نمونه اكتفا مي‌كنيم:
1 ـ قرآن و گستردگي منابع توليد: آياتي چند از قرآن كريم گوياي آن است كه خداوند در زمين ، آنچه را انسان نياز داشته، براي وي فراهم كرده است . در آيه‌اي مي‌فرمايد «وَاتيكم من كُلِّ ما سأَلْتُمُوُه : و هر چه از او خواسته‌ايد به شما ارزاني داشته است» ابراهيم/34
و در جاي ديگر مي‌فرمايد: « وَلَقَدْ مكَنَّا فيِ الاْرَضِ وَجَعَلْنا لَكُمْ فيها معايشَ قليلاً ما تَشكَرون » اعراف زا « در زمين جايگاهتان داديم و داها معيشتتان را در آن قرار داديم : و چه اندك سپاس مي‌گذاريد»
بنابراين از ديدگاه قرآن كريم، در زمين آنچه مورد نياز انسان براي ادامه زندگي لازم است، مهياست اما اين امر به معناي آن نيست كه كليه نيازمنديهاي انساني به صورت بالفعل و بدون كار و تلاش در اختيار اوست بلكه بدين معناست كه انسان بايد به كارگيري روحيه عمران و آباداني و در ساير خلاقيت، ابتكار و تلاش رزق و روزي خويش را از منابع طبيعت به دست آورد و آنها را براي استفاده تغييرات ضروري دهد . و علت عمده ايجاد رفاه را تغيير دادن امكانات موجود دانسته است ،‌بنابراين اگر در مواردي مشاهده مي‌شود كه قرآن كريم صرف ايمان و تقوا را مايه نزول بركات الهي و رونق اقتصادي دانسته است مثل آنجا كه مي‌فرمايد :
« وَلَوْاَنَّ اَهْلَ الْقُري آمنوا و اتَّقوا لَفَتَحْنا عليهم بَرَكاتِ من السَّماءِ و الَرْضَ اعراف 96 »
مراد آية شريفه اين نيست كه فقط ايمان و تقوا،‌يعني پرهيز از گناه، اسراف و … موجب نزول بركات مي‌شود بلكه جنبة اثباتي آن دو نيز كه سعي و تلاش براي بهره‌وري مطلوب از منابع طبيعت باشد منظور خواهد بود بنابراين تلاش در راه بكارگيري وسايل براي رسيدن به مواهب طبيعت در امور مادي وسيله خواهد بود همان‌طور كه در امور معنوي وسيله قرار دادن اولياء و انبيا براي تقرب الي الله مورد نظر خواهد بود. پس روشن است كه قرآن كريم ديدگاه هايي مانند نظريه مالتوس را كه به محدوديت منابع طبيعت و عدم كفاف آن بري انسانها معتقد است رد مي‌كند.
2 ـ زن هم مي‌تواند فعاليت اقتصادي داشته باشد:
1 ـ « واتوالنسآءِ صَدُقاتِهِنَّ نِحْلَه نساء /آيه 4 » 2 ـ « لِلرِّجال نَصيبُ مِمَّا اكْتَبَوا و لِلنسآء نَصيبٌ مِّمِا اكْتَبْنَ نساء/32» 3 ـ لِلرِّجالِ نَصيبُ مِّمِا ترك الْوالِدْانِ وَ الاْقَرْبَونَ و لِلنِّسآءِ نَصيبٌ مِّما ترك الوْلِدانَ وَ الْقَرْبَونُ مّشمِا قَلَّ منِه او كَثُرَ بَضباً مفروضاً نساء/7 » در هر صورت زن هم مي‌تواند كسب مشروع و فعاليت اقتصادي ـ ولو در خانه شوهرـ داشته باشد زيرا همه بر فعاليت اقتصادي محتاجند تا بتوانند به زندگي خويش ادامه دهند.

موضوع: اقتصاد اسلامی
 


 

روند نزولی رشد اقتصادی کشور نشان از اتفاقات ناخوشایندی در حوزه اقتصاد ایران دارد. این متغیر که همانند دماسنج عمل می کند، به ما می گوید اقتصاد بیمار است و نیازمند اصلاحات اساسی است.

ارتقای رشد اقتصادی به مثابه سلامت و حرکت اقتصاد در کانال های متعارف آن است و در نقطه عکس، شرایط کنونی کشور ما نشان می دهند که یک جای کار می لنگد.

آمار حکایت از فاصله عمیقی دارد که ما از اهداف برنامه چهارم اقتصادی (رشد ۸/۸ درصدی در پایان سال برنامه) گرفته ایم. بانک جهانی نرخ رشد اقتصادی ایران را در سال ۲۰۰۹ در حدود ۳/۲ درصد برآورد کرده و معتقد است این نرخ در سال آینده شمسی به ۳/۳ درصد خواهد رسید. البته هیأت چشم انداز ماهنامه به اندازه این مرجع بین المللی به این شاخص خوش بین نیست و در آخرین پیش بینی خود، نرخ رشد کشورمان را برای سال ۸۹ معادل ۲۳/۱ درصد برآورد کرده که حتی در مقایسه با برآورد ۳ ماه قبل هیأت مذکور، با ۳۷/۰ واحد درصد کاهش مواجه است.

با مطالعه روند رشد اقتصادی ایران از سال ۸۴ تاکنون و مقایسه آن با وضعیت اقتصادی کشور و شواهد موجود، می توان به این نتیجه رسید که ظرفیت های فراوان اقتصادی ما بلا استفاده مانده اند. در سال ۸۴ محصول ناخالص داخلی (GDP) کشور رقمی در حدود ۹/۴۳۸ تریلیون ریال بوده که این رقم با ۶/۶ درصد رشد به ۹/۴۶۷ تریلیون ریال در سال ۸۵ رسیده است. رقم مذکور در سال ۸۶ با رشدی ۷/۶ درصدی به ۱/۴۹۹ تریلیون ریال افزایش یافته است. از سال ۸۶ به بعد، روند رشد اقتصادی معکوس شده و این متغیر، به یک باره با اُفتی ۴/۴ واحد درصدی، به عدد ۳/۲ درصد تنزل یافته است. درست از همین زمان است که اعلام نرخ رشد اقتصادی کشور توسط بانک مرکزی و دولت متوقف شده و از آن به بعد، اطلاع موثقی از نحوه عملکرد دماسنج اقتصاد ایران در دست نیست. اما نتیجه رصد اوضاع اقتصادی کشور توسط کارشناسان واحد تحقیقات و بررسی های آماری واحد آمار ماهنامه، برآوردی ۵/۱ درصدی را برای سال ۸۸ در نظر گرفته که با این وضعیت، تنها باید گفت "رشد اقتصادی کشور را دریابید."

با آمار فوق الذکر، در حال حاضر پیش بینی می شود GDP ایران در سال جاری ۸/۵۲۶ تریلیون ریال باشد که این رقم در مقایسه با ارقام منطقه رقم قابل قبولی است، اما بخش قابل توجهی از آن، متأثر از درآمدهای نفتی می باشد.

با مقایسه کشورمان از بُعد رشد اقتصادی با کشورهای منطقه درمی یابیم که در سال ۲۰۱۰، وضعیت اکثر کشورهای منطقه از ما بهتر بوده و رشد اقتصادی ما در قیاس با کشورهای مذکور پایین است. در این بین، کشورهای قطر (۱۶ درصد)، عمان (۷/۴ درصد)، بحرین (۴ درصد)، عربستان (۴/۳ درصد)، عراق (۶/۲ درصد)، امارات (۴/۲ درصد) و کویت (۳/۲ درصد) از رشد اقتصادی بالاتری نسبت به ما برخوردارند.

در این میان، نباید نقش تحریم های اقتصادی را نادیده گرفت. کشورهای منطقه در شرایطی از رشد اقتصادی بالاتر بهره مندند که درآمدهای نفتی را بدون مشکلات تحریمی به اقتصاد خود تزریق کرده اند و از این طریق توانسته اند در شرایطی متفاوت با ایران، وضعیت مناسب تری را کسب کنند. به علاوه آن که کشور ما در مقایسه با این کشورها صنعتی تر است، اما آنها صرفاً خام فروش نفت اند. کشورمان توانسته در مقایسه با سال ۸۴ میزان صادرات غیرنفتی خود را تا دو برابر افزایش دهد و از رقم ۵۵/۱۰ میلیارد دلار به حدود ۷۹/۲۱ میلیارد دلار برساند که این جهش صادرات غیرنفتی، اگر چه هنوز با شأن و منزلت ایران فرسنگ ها فاصله دارد، اما نشان از تلاش تولید کنندگان و سیاست های دولت در افزایش توان صادراتی کشور دارد.

مسأله مهم دیگر آن که جهان در حال خروج از بحران است و پیش بینی صندوق بین المللی پول از رشد ۲/۴ درصدی تولیدات در جهان حکایت می کند. در این بین، منطقه خاورمیانه بر اساس پیش بینی ها رشد ۸/۴ درصدی را در سال ۲۰۱۱ تجربه خواهد کرد. این بدان معنی است که در سال جاری میلادی، رشد کشور ما که از کانال نفت به رشد اقتصادی دنیا گره خورده است، افزایش خواهد یافت. البته ای کاش رشد ما بر اصول پایداری چون درآمدهای ناشی از صادرات غیرنفتی استوار گردد، نه فروش نفت خام، اما در این برهه که به خودکفایی و بی نیازی از نفت نرسیده ایم، این می تواند خبر خوشی باشد مخصوصاً آن که اخیراً اُپک، قیمت سال جاری میلادی نفت خام را در حدود یکصد دلار پیش بینی کرده است.



● نفت و رشد

مهمترین موضوعاتی که در زمینه رابطه رشد اقتصادی و درآمدهای نفتی می توان به آنها اشاره کرد موارد زیر می باشند:

▪ افزایش قیمت نفت، بالطبع باید به افزایش رشد اقتصادی بی انجامد، اما برعکس در سال ۸۷ که قیمت نفت به شدت افزایش یافت و به بشکه ای ۱۴۰ دلار هم رسید، رشد اقتصادی ما بیش از همیشه اُفت کرد. نرخ رشد ۳/۲ درصدی این سال، اولین رقم پایین رشد اقتصادی کشور از سال ۷۵ تاکنون است. البته این را هم باید بیان کرد که بحران جهانی و سقوط قیمت نفت در اواسط مرداد ماه، تأثیر زیادی در این نزول اقتصادی داشته اند.

▪ درآمدهای نفتی نباید به مصرف هزینه های جاری برسند. آمارها مبیّن این واقعیت اند که در دوره هایی که درآمدهای نفتی در کشور ما افزایش یافته اند، هزینه های جاری روند صعودی را در پیش گرفته اند.

▪ درآمدهای نفتی که به ریال تبدیل شده و به جامعه تزریق می شوند، در حکم سم برای اقتصاد کشور تلقی شده و به افزایش تورم دامن می زنند. برخی طرح های اقتصادی دولت ها از محل افزایش درآمدهای نفتی به افزایش نقدینگی در کشور منجر شده اند و بخش های مختلفی را مانند مسکن دستخوش رشدهای کاذب نموده اند.

▪ درآمدهای نفتی فرصت مناسبی برای افزایش سرمایه گذاری ها در بخش های مختلف به شمار می روند. در سال های افزایش قیمت نفت، ذخایر ارزی کشور افزایش قابل توجه و متناسبی را تجربه نکرده اند و در عین حال، رشد بیکاری را نیز شاهد بوده ایم که این نشان از عدم تغییر قابل ملاحظه شرایط اقتصادی کشور دارد.

▪ درآمدهای نفتی فزاینده، با رکود مزمن اقتصادی منافات دارند. در این خصوص، اگر چه درآمدهای نفتی کشور افزایش یافته اند، اما رشد تولیدات صنعتی در ایران وضعیت چندان مناسبی ندارد. البته کشور ما در مقایسه با گذشته در این زمینه به موفقیت های قابل ذکری دست یافته، اما این توفیقات به تناسب افزایش قیمت نفت نمی باشند.

▪ رشد شاخص تولید کارگاه های بزرگ صنعتی کشور از رقم ۱/۹ درصد در سال ۸۴ به ۴ درصد در سال ۸۹ رسیده و اتفاقاً در سال ۸۷ که اوج قیمت نفت را شاهد بوده ایم، این روند شروع به کاهش کرده است. این موضوع حکایت از روند معکوس توسعه نفتی و غیرنفتی ما دارد.

با توجه به این مطالب باید به این نکته اشاره کرد که افزایش قیمت نفت به رشد اقتصادی ما کمکی نکرده و برعکس در بسیاری از متغیرها که موضوع این مقاله نیستند اثرات منفی بر جای گذاشته است. رشد اقتصادی از شاخص هایی است که در برخی متغیر ها روند عکس را نشان می دهد. به بیان دیگر، باید به این نکته اذعان داشت که نفت منجر به کاهش رشد اقتصادی نشده است، بلکه تنها نتوانسته عوامل دیگری را که بر اُفت رشد اقتصادی کشورمان مؤثر بوده اند مهار کند. به عنوان مثال، اثرات تحریم ها یا سیاست خارجی کشور که به برخی برخوردهای خارجیان منجر شده اند و در رشد اقتصادی ما تبلور یافته اند، می توانستند به کمک درآمدهای نفتی مهار شوند، اما برعکس با عدم مدیریت صحیح منابع ارزی ناشی از درآمدهای نفتی، سایر شاخص ها مانند تورم تشدید شده اند.

واقعیت آن است که رشد اقتصادی ما که ریشه در ثروت های ناشناخته مان دارد از نمره خوبی برخوردار نیست و لازم است با شناسایی نقاط قوت و ضعف خود به ارایه راهکارهایی پرداخت که ضمن تقویت پتانسیل های اقتصاد ایران، مشکلات را به حداقل ممکن برسانند و زمینه را برای رشد و اعتلای ایران عزیز فراهم آورند.

موضوع: تحليل و بررسي موقعيت كنوني هريك از مكاتب اقتصادي ( جايگاه جهاني ).
 


 


صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :30   10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 >