1. كار و تلاش

كار وكوشش، قانون عام آفرينش براي شكوفايي اقتصادي و دست يابي به اهداف و آرزوهاي بلند است. خداوند در اين باره هيچ بخلي نورزيده است. هركه اين قانون را به درستي به كار گيرد، دنياي او رونق مي گيرد و شكوفا مي شود؛ اگرچه بر آييني جز آيين اسلام باشد. در مقابل، هركه از اين قانون مهم، غفلت كند و آن را ناديده انگارد و وانهد، دچار تنگنا، عقب ماندگي و تهي دستي خواهد شد؛ اگرچه مسلماني شيعي و داراي مكتب «اثني عشري» باشد و گرچه شب و روز خويش را به دعا و توكل و عبادت سپري كند.
امام رضا(ع) به خوبي از اين قانون آگاه بود، چنان كه سامان بخشيدن به دنياي انسان ها را در گرو پاي بندي به اين قانون مي دانست. در نتيجه، آنها را به كار و كوشش فرا مي خواند. احمد بن ابي نصر بَزّنطي مي گويد: «به امام رضا(ع) گفتم: كوفه به من نمي سازد و زندگي در آن همراه با مضيقه است. زندگي ما در بغداد بود و درآنجا در روزي برمردم گشاده است. حضرت فرمود: «اگر مي خواهي بيرون بروي برو؛ چرا كه امسال، سال آشفته اي است و مردمان را چاره اي جز طلب روزي و كوشش براي به دست آوردن معيشت خوب نيست. پس طلب و كوشش را براي به دست آوردن امكانات زندگي از دست مده».(1)
از ديدگاه امام رضا(ع)، ارزش معنوي كار چنان است كه مقام كارگر را فراتر از مقام مجاهدين في سيبل الله (جهادگران در راه خدا) مي داند و مي فرمايد: «ان الذي يطلب من فضل يكف به عياله اعظم اجراً من المجاهد في سبيل الله؛ آن كه با كار و كوشش، در جست و جوي مواهب زندگي براي تأمين خانواده خويش است، پاداشي بزرگ تر از مجاهدان راه خدا دارد».(2)
«تنها تن آدمي نيست كه به كار نياز دارد، بلكه رشد روح او وقواي معنوي و فكر و فرهنگ و تربيت او نيز بستگي به كار دارد و بي كاري، بر معنويت آدمي نيز آثاري زيان بار مي گذارد. اگر آدمي، هر چه را كه نياز دارد،دراختيار داشت و طبيعت، آماده و ساخته پرداخته به او مي داد و در نتيجه، اوقات خود را پيوسته به بي كاري و فراغت مي گذراند، به فساد و تباهي كشيده مي شد و ناگزير نيرو و انرژي خود را در راه هايي صرف مي كرد كه به نابودي خود هم نوعانش مي انجاميد».(3)

2. پرهيز از اسراف

اسراف، سرگراني با خداوند و نعمت هاي اوست. آن كه در به دست آوردن حتي لقمه اي نان، «ابر و باد و مه خورشيد و فلك» و ده ها عامل پيدا و پنهان ديگر را مؤثر مي داند، هرگز اسراف نمي كند. در حقيقت، اسراف، پشت پا زدن بي توجهي و بي حرمتي به همه عوامل ياد شده است.
هرگز شكوفايي و رونق اقتصادي، با اسراف و هدر دادن بيهوده اموال امكان پذير نيست، و هرگز شخص و ملت اسرافكار، به رشد اقتصادي نخواهد رسيد. از اين رو، اسراف، آفت كار نيز به شمار مي آيد، زيرا آن كه هم كار مي كند و هم اسراف، مانند آن است كه در صندوقي كه ته ندارد، پول مي ريزد و بديهي است ثروتي براي اندوخته نخواهد شد و پيشرفتي نخواهد كرد. اسراف، عامل اصلي فقر و تهي دستي نيز به شمار مي رود. از ديدگاه عرفاني، نعمت هاي پروردگار ادراك و شعور دارند و آنگاه كه بي توجهي فرد را به خود حس كنند، رخت بر مي بندند و فرد را از نعمت ها محروم مي كنند. در مقابل، اگر از انسان توجه، احترام و ارزش ببينند، نه تنها مهمان سفره زندگي او خواهند شد، بلكه نعمت هاي ديگر را نيز به سوي خويش فرامي خوانند. در نتيجه، نعمتي برنعمت شخص افزوده مي شود.
با توجه به آنچه گفته شد، امام رضا(ع) تباه سازي اموال را پديده اي ناپسند مي داند، دوستنان و پيروان خويش را از اين پديده نامبارك باز مي دارد و مي فرمايد: «ان الله يبغض... اضاغة المال؛ خداوند، تباه سازي اموال را دشمن مي دارد.» (4) «گفتني است تباه كردن اموال و تضييع آنها كه در اين روايت آمده، مفهوم گسترده اي دارد و هر نوع تباهي و نابودي و فساد در اموال را شامل مي گردد. تباهي و تضييع، ممكن است براثر علت هايي چند پديد آيد كه از جمله آنها عبارتند از: اسراف كاري و مصرف بيش از اندازه، بي اطلاعي و نبود تخصص و مهارت در مديريت هاي مالي، كوتاهي و سهل انگاري در به كارگيري اموال و مانند آنها كه موجب مي شوند تا سرمايه زندگي تباه شود و موجب فقر و تهي دستي گردد و حتي سير و حركت معنوي انسان نيز دست خوش تزلزل شود. با توجه به كليت سخن امام رضا(ع) اگر در امور اقتصادي و مسائل مالي، برنامه ريزي درست و حساب شده اي انجام نگيرد، تضييع مال خواهد بود و اگر در داد و ستدها نيز دقت لازم به كار نرود و غبن صورت گيرد، اموال، تباه خواهد شد.»(5) از اين رو، امام رضا(ع) هدر دادن و تباه ساختن اموال را، مصداقي از فساد دانسته و فرموده است: « من الفساد قطع الدرهم و الدينار و طرح النوي؛ تكه تكه كردن درهم و دينار (يا هر پولي ديگر) و دورافكندن هسته خرما(كه ممكن است بذر نخلي در آينده شود)، از جمله كارهاي فاسد ونادرست است».(6)

3. ميانه روي در مصرف

از فضيلت هاي مهم اخلاقي، ميانه روي در همه كارها به ويژه ميانه روي در مصرف است. خداوند در قرآن كريم مي فرمايد: «واقصد في مشيك؛ در رفتارت ميانه رو باش!» (اسراء : 29) همچنين در آيه اي ديگر مي فرمايد: «والذين إذا انفقوا لم يسرفوا ولم يقتروا وكان بين ذلك قوامًا و آنان كه چون انفاق مي كنند، اسراف نمي ورزند و خست نمي كنند، بلكه ميان اين دو، راه اعتدال و ميانه را برمي گزينند». (فرقان:67)
در اهميت ميانه روي و ناروا بودن افراط و تفريط همين بس كه افراط و تفريط، از نشانه هاي ناداني شمرده شده و حضرت علي(ع) فرموده است: «لاتري الجاهل اماّ مفرطاً او مفرطاً؛ نادان را نبيني جز آنكه يا افراط مي كند يا تفريط.»(7) شيخ محمود شبستري در اين باره زيبا سروده است:
همه اخلاق نيكودر ميانه است
كه ازافراط و تفريطش كرانه است
ميانه چون صراط مستقيم است زهر دو جانبش جحيم است
از ديدگاه امام هشتم(ع) هم كسي كه در مصرف، به خود و خانواده خود سخت مي گيرد و در مصرف، خست مي ورزد، از جاده مستقيم بيرون است و هم آن که اسراف كرده و زياده روي مي كند. امام رضا(ع)، هر دو شيوه را ناپسند مي شمارد. يكي از ياران امام هشتم(ع) مي گويد: از امام رضا(ع) درباره چگونگي تأمين مخارج خانواده جويا شدم. فرمود: «مخارج خانواده، حد وسط است ميان دو روش ناپسند.» گفتم: «فدايت شوم، به خدا سوگند! نمي دانم اين دو روش چيست؟ فرمود: «دو روش ناپسند، اسراف و خست است. آيا نمي داني كه خداوند بزرگ، اسراف(زياده روي) و اقتار (خست گيري) را ناخوشايند مي دارد و در قرآن مي فرمايد:«آنان كه هرگاه چيزي ببخشند، نه زياده روي مي كنند و نه خست مي ورزند و ميانگين اين دو را در حد قوام برمي گزينند».(8)
«از ديدگاه امام رضا(ع)، تصرفات شخص در اموال خويش، محدود است؛ يعني اين گونه نيست كه حال كه اموال انسان ملك اوست و به وي تعلق دارد، بتواند در آنها هرگونه كه خواست، تصرف كند، بلكه تصرف اوبايد در حد ميانه و متعادل و به دور از اسراف و خست باشد. او هم اجازه ندارد كه خست ورزد و در مصرف بر خود سخت گيرد و هم مجاز نيست كه اموال خويش را ريخت و پاش نمايد. امام رضا(ع) در پايان سخن خويش به كلام خداوند استدلال فرمود كه در آن واژه «قوام» آمده است. مقصود از قوام؛ يعني آن استواري و اقتصادي كه موجب سامان يافتن زندگي همه افراد مي شود كه در آن، نه كسي محروم ماند و نه كسي بي حساب برخوردار گردد. روشن است كه هر چيز آنگاه مي تواند عامل «قوام» باشد و زمينه استواري چيز ديگري را فراهم آورد كه در موضع مناسب خود قرار گيرد و موضع مناسب، همان حد ميانه و دور بودن از اسراف و خست است. اسراف و اقتار (خست) كه دو سوي حد ميانه است، ضد قواميت مال است؛ يعني مايه قوام و سامان يابي فرد و جامعه نيست، بلكه همين مال كه عامل بقا و قوام است، در حال افراط و تفريط، عامل تباهي و هلاكت فرد و جامعه خواهد بود. بقاء و دوام و قواميت، در حد ميانه و اعتدال است».(9)
گشته است در ميانه روي، عمر ما تمام ما از پل صراط همين جا گذشته ايم
صائب

پي نوشت ها :

1. محمدرضا محمود و محمد حكيمي، الحياة، ج 6، ص 468.

2. حسن بن علي بن شعبه حراني، تحف العقول، ص 808. 3. محمد حكيمي، معيارهاي اقتصادي تعاليم رضوي، صص 224 و 225. 4. تحف العقول، ص 804. 5. معيارهاي اقتصادي در تعاليم رضوي(ع)، صص 143 و 144. 6. شيخ صدوق، من لايحضره الفقيه، ج 3، ص 167. 7.نهج البلاغه، حكمت 70 8. شيخ عباس قمي، سفينة البحار، ج 2، ص 622. 9. معيارهاي اقتصادي در تعاليم رضوي(ع)، صص 83. 88 و91.

منبع:نشريه اشارات- شمار137

 

موضوع: اقتصاد اسلامي در مباني و منابع اصلي ( آيات قرآن – روايات اهل بيت عليهم السلام)


 


اسلام و اقتصاد ازاد



این سازگاری جالب بین اسلام و سرمایه داری مورد پژوهش های فراوانی قرار گرفته است. یک اثر کلاسیک در این زمینه، کتاب مشهور ماکسیم رودینسون به نام اسلام و سرمایه داری (۱۹۶۶) است. رودینسون که یک مارکسیست فرانسوی بود با توسل به تحلیل متنی منابع اسلامی و تاریخ اقتصادی جهان اسلام، نشان داد که مسلمانان هرگز مشکلی با ثروتمندشدن نداشته اند.


یا اسلام با مدرنیته سازگاری دارد؟ این پرسشی است که در چند دهه گذشته با بحث های داغی همراه بوده است. بحث اصلی درباره مدرنیته به آزادی سیاسی، دموکراسی، تکثر و آزادی اندیشه ربط پیدا می کند. اما یک جنبه مهم دیگر مدرنیته، آزادی اقتصادی است.

از این رو باید این پرسش را نیز مطرح سازیم که آیا اسلام با اقتصاد بازار آزاد سازگاری دارد؟

اکثر اسلام گرایان به این پرسش با یک «نه» طنین انداز پاسخ خواهند داد. اسلام گرایان کسانی هستند که اسلام را نظام سیاسی اجتماعی کاملا فراگیر و جامعی تصور می کنند و سرمایه داری را طبیعتا رقیب و حتی دشمن اسلام می نگرند. یکی از مضامین رایج در کتب اسلام گرایان، مبارزه با کمونیسم و سرمایه داری است. سید قطب که ایدئولوگ سرشناس اخوان المسلمین مصر است در سال ۱۹۵۱ کتابی با عنوان مبارزه بین اسلام و سرمایه داری نوشت. همچنین در یک همایش اسلامی که در شهر اسپانیایی گرانادا (غرناطه) در ژولای ۲۰۰۳ برگزار شده بود و حدود ۲۰۰۰ اندیشمند مسلمان شرکت داشتند از جامعه اسلامی خواستند تا «شرایط را برای خاتمه بخشیدن به نظام سرمایه داری فراهم سازند.»

ا



اما به نظر نمی رسد چنین مخالفت های رادیکالی با اقتصاد آزاد با تلقی واقعی از دین و تجربه تاریخی اسلام در زمینه کسب و کار و سود و درآمد تناسبی داشته باشد. دینی که بنیان گذار آن یک بازرگان بود – حضرت محمد(ص) در سال های میانی زندگی تاجری موفق بود و دینی که تجارت را از همان ابتدا گرامی می داشت، می تواند با اقتصاد آزاد سازگاری داشته باشد و با مجموعه ارزش های اخلاقی مثل تاکید بر توجه به فقرا و نیازمندان تکمیل می گردد.

● کسب وکار، زکات و قرآن

این سازگاری جالب بین اسلام و سرمایه داری مورد پژوهش های فراوانی قرار گرفته است. یک اثر کلاسیک در این زمینه، کتاب مشهور ماکسیم رودینسون به نام اسلام و سرمایه داری (۱۹۶۶) است. رودینسون که یک مارکسیست فرانسوی بود با توسل به تحلیل متنی منابع اسلامی و تاریخ اقتصادی جهان اسلام، نشان داد که مسلمانان هرگز مشکلی با ثروتمندشدن نداشته اند.

رودینسون نوشت: «ادیانی وجود دارند که متون مقدس آنها فعالیت اقتصادی را به طور کلی نهی می کنند. اما در مورد قرآن قطعا نمی توان چنین گفت، زیرا به نظر می رسد نظر مساعدی نسبت به فعالیت تجاری داشته و فقط به محکوم ساختن اعمال فریبکارانه و منع تجارت در ایام دینی خاص پرداخته است.»

این درست است که قرآن تاکید شدیدی بر عدالت داشته به طوری که برخی روشنفکران مسلمان مدرن را به هم نوایی با سوسیالیسم و وعده یک «جامعه بدون طبقه» می کشاند، اما با مطالعه دقیق قرآن می بینیم که «اسلام و سوسیالیسم» با هم سازگاری ندارند. متون اسلامی این واقعیت را بدیهی می انگارند که در جامعه، هم غنی و هم فقیر وجود خواهد داشت و به تعبیری با حمایت از حقوق مالکیت خصوصی و حق ارث، بر نابرابری صحه می گذارند. اما دائما هشدار می دهند که پولدارها مراقب محرومان باشند. زکات شکل نهادینه شده این همدردی است: بر هر مسلمان ثروتمند واجب است که مقدار معینی از ثروت خویش را به برادران دینی فقیر خود بدهد.

زکات یک عمل داوطلبانه نیکوکاری است نه تجمیع ثروت توسط یک سازمان مرکزی.

زکات در وهله نخست عملی داوطلبانه از سوی انسان های متقی است که بسیار متفاوت با آن چیزی است که اکثر مالیات دهندگان امروزی هنگام برخورد با افزایش مالیات بر درآمد یا مقررات پیچیده مالیاتی تجربه می کنند.

همچنین در اسلام رجحان خاصی نسبت به تاکید مارکسیستی بر برنامه ریزی اقتصادی نسبت به نیروهای بازار دیده نمی شود.

حقیقتا هنگامی که از پیامبر اسلام خواسته شد تا قیمت های بازار را تثبیت و کنترل کند چون برخی تجار، کالاها را بسیار گران می فروختند ایشان امتناع کرده و فرمودند: «قیمت ها را خدا تعیین می کند. فقط خدا بر بازار حاکمیت و سلطه دارد.» اغراق آمیز نخواهد بود که چنین سخنانی را منبع الهام آدام اسمیت در نظریه «دست نامریی» بدانیم. از پیامبر همچنین احادیث بسیاری در گرامی داشتن تجارت، کسب سود و زیبایی های زندگی موجود است.

روی خوش نشان دادن اسلام به کسب و کار و تجارت یکی از دلایل مهم شکوه و جلال تمدن صدر اسلام بود. دنیای اسلام در قلب مسیرهای تجارت جهانی بود و تجار مسلمان از این مزیت حداکثر استفاده را نمودند. آنها حتی برخی جنبه های بانکداری مدرن را پایه گذاری کردند: این تجار مسلمان به جای حمل طلای سنگین و به راحتی قابل سرقت، از چک های کاغذی استفاده می کردند. این نوآوری در انتقال اعتبار را جنگجویان صلیبی تقلید کرده و به اروپا انتقال دادند.

تجارت برای تمدن اسلامی چنان حیاتی بود که زوال این تمدن را به تغییرات در الگوی تجارت جهانی نسبت می دهند. هنگامی که واسکادو گاما در نوامبر ۱۴۹۷ با کمک اسطرلاب که اختراع مسلمانان بود، دماغه امید نیک را دور زد، فصلی نوین در تاریخ جهان گشود: فصلی که در آن تجارت جهانی از خاورمیانه و مدیترانه به اقیانوس ها انتقال یافت. متعاقب آن، خاورمیانه عربی که به واسطه حمله مغولان در دو قرن پیش ویران شده بود و قادر به بازگشت به گذشته باشکوه نبود وارد دوران رکود و عقب ماندگی شدیدی شد. امپراتوری عثمانی به مدت چندین قرن دیگر پیش تاخت اما زوال اقتصادی چاره ناپذیر بود. از دست رفتن تجارت همچنین به معنای پایان جهانگشایی بود، به جای آن، تحجر و تعصب رشد کرد. در حالی که مفسران اولیه قرآن، تجارت و ثروت را به عنوان عطیه های خداوند قدر می دانستند، آثار اسلامی پس از صدر اسلام بر زهد و ریاضت افراطی تاکید می ورزیدند.

● کالوینیست های اسلامی

اگر اوضاع خوب پیش می رفت، ویژگی تجارت پیشگی اسلام می توانست آن را در جایگاه تاریخی کالوینیسم قرار دهد که ماکس وبر مستدلا نشان داد از عوامل اصلی خیزش سرمایه داری بوده است.

اما وبر در رساله کنفوسیوسیسم و تائویسم (۱۹۱۵) استدلال کرد که چین هرگز اقتصاد موفقی نخواهد شد چون فرهنگ چین بر اساس رابطه سالاری و پارتی بازی استوار است. او درباره پتانسیل ژاپن برای موفقیت اقتصادی نیز کاملا بدبین بود. تحلیل های وی از این تمدن های غیرمسیحی نادرست بود چون او فرض را بر جاودانگی عادات و روحیات گذاشت و تاریخ مشرق زمین را نیز با دقت نخوانده بود. یکی از جامعه شناسان بزرگ ترکیه به نام صبری آلوگنر که هم دانشجو و هم منتقد وبر بود، نوشت که وبر به رغم استعداد در تحلیل منشا سرمایه داری در غرب، درباره اسلام بد قضاوت کرد و سازگاری ذاتی آن با «نظام بازار» را نادیده گرفت.

● چسبیدن به ربا

اما این سازگاری هم کاملا بدون مشکل نیست. در بین جنبه های سرمایه داری مدرن، یک مایه اختلاف با اسلام وجود دارد: بهره. قرآن دستور می دهد «خدا تجارت را مجاز دانست و بهره را ممنوع ساخت.» و ربا معمولا به معنای دریافت بهره از پول تفسیر می شود.

به همین دلیل است که مسلمانان «بانکداری اسلامی» را ایجاد کردند تا جانشین بانکداری مبتنی بر بهره باشد. این در واقع با «سرمایه مخاطره آمیز» پیوند دارد که در غرب گسترش یافت، جنبه هایی از بانکداری اسلامی، برگزیدن خدمات مرتبط در غرب مثل لیزینگ، شراکت، تقسیم سود و تامین مالی اضافه بها (مارک آپ) هستند.

در حالی که بانکداری اسلامی، سرمایه داری بدون بهره را مجاز می دارد، برخی مسلمانان جلوتر رفته و پرسیدند آیا ربا واقعا بهره معقول و منطقی را هم شامل می شود. این تفسیر لیبرال به قرن شانزدهم در امپراتوری عثمانی بازمی گردد. در دوره حکومت سلیمان باشکوه، شیخ الاسلام ابوسعید افندی، به بنیادهایی که در خدمت بهبود اوضاع جامعه بودند اجازه داد تا بهره بگیرند. در عصر حاضر، بسیاری از پژوهشگران مسلمان هستند که ربا را تفسیر جدیدی کردند. مثلا عمادالدین احمد از موسسه مناره آزادی می گوید که این اصطلاح عملا به معنای هرگونه زیاده قیمت گذاری بیش از حد معمول بود حال چه به شکل نرخ بهره و چه به شکل قیمت نقدی باشد. او ادعا می کند دریافت نرخ بهره بازاری از بدهکار، ربا نیست.

چه بهره معقول را مجاز بدانیم یا ممنوع، طرز تلقی اعتقادی و برخورد تاریخی اسلام با کسب و کار، بی تردید مثبت بوده است. مخالفت بنیادی انتسابی اسلام با سرمایه داری آن طور که ماکسیم رودینسون نقل می کند «افسانه ای بیش نیست.»

● تلفیق

اگر این گونه است، چه وقت «جنگ بین اسلام و سرمایه داری» آن طور که اسلام گرایان رادیکال مثل سید قطب پیش بینی کردند فرا می رسد؟

پاسخ هم در اندیشه ریاضت کشی مسلمانان پس از قرون اولیه اسلام و هم در منشا غیراسلامی رادیکالیسم اسلامی قرار دارد که تا امروز در بین بسیاری از مسلمانان تندرو زنده نگه داشته شده است. رادیکالیسم اسلامی به صورت یک جنبش ارتجاعی ضداستعماری متولد شد که هدف اصلی آن ایجاد نظام اجتماعی سیاسی برای به چالش کشیدن و شکست دادن غرب بود. چون غرب بر سرمایه داری دموکراتیک بنا شده بود رادیکال های اسلامی مدعی بودند مخالفانشان باید دیدگاه اقتصادی سیاسی دیگری برگزینند. به همین دلیل است که بنیان گذاران اسلام رادیکال، مثل سیدقطب و مودودی، از آنچه «اکسیدنتالیسم» نامیده می شد به شدت وام گرفتند، ایدئولوژی که منشا آن به انتقاد هایدگر از غرب برمی گردد و فاشیست های ژاپنی، نازی های آلمانی، خمرهای سرخ و اخیرا القاعده و از این قماش برگزیده اند.

با این حال برای آن دسته از مسلمانان که در حول اکسیدنتالیسم زندگی نکرده بلکه دینداری شخصی و اشتیاق طبیعی انسان به زندگی خوب داشتن را می پسندند سرمایه داری دموکراتیک کاملا مناسب به نظر می رسد.

برخی از نمونه های جالب توجه این پدیده در ترکیه دو دهه گذشته ظاهر گشته است. ترکیه ثروتمندترین کشور جهان اسلام نیست اما به تحقیق توسعه یافته ترین است.

ثروتمندترین کشورهای اسلامی ملت های عربی نفت خیز هستند که اکثرا به رغم دلارهای نفتی، از نظر اجتماعی پیشامدرن و قبیله ای باقی مانده اند. با کمال تاسف نفت ثروت می آورد اما جامعه را مدرن سازی نمی کند.

مدرنیته از طریق عقلانیت به دست می آید از طریق اندیشه هایی مثل سازماندهی، نظم، مبادله و ریسک پذیری در تعقیب اهداف. تورگوت اوزال که یکی از روسای جمهور ترکیه بود، زمانی گفت: «ما خوشبخت هستیم که نفت نداریم، ما مجبوریم سخت کار کنیم تا پول در بیاوریم.»

اوزال سیاستمدار طرفدار غرب و یک مسلمان معتقد بود. اصلاحات انقلابی و به سبک ریگان وی طی دهه ۱۹۸۰، اقتصاد ترکیه را از شبه سوسیالیسم به سرمایه داری متحول کرد. در این محیط جدید، توده های مسلمان محافظه کار آناتولی، زمینه مساعدی برای رونق اقتصادی اجتماعی پیدا کردند. به لطف موفقیت های حیرت آور در کسب و کار، آنها را «ببرهای آناتولی» نامیدند. آنها طبقه جدیدی را تشکیل می دهند که رقیب «بورژوازی استانبولی» سابقه دار، ممتازه، کاملا سکولار و به شدت پرافاده در غرب ترکیه هستند.

نهاد ثبات اروپایی که یک موسسه پژوهشی در برلین است بررسی گسترده ای از «ببرهای آناتولی» در سال ۲۰۰۵ انجام داد. پژوهشگران موسسه با صدها تاجر محافظه کار در آناتولی مرکزی مصاحبه انجام دادند. آنها پی بردند که «در داخل اسلام ترکیه ای، جریانات فردگرایانه و طرفدار کار و کاسبی برجستگی خاصی پیدا کرده است» و «اصلاح گری کاملا اسلامی» به دست کارآفرینان مسلمان اتفاق می افتد. اصطلاحی که آنها برای این سرمایه داران خداجو به کار بردند عنوان گزارش آنها نیز بود: «کالوینیست های اسلامی.»

حزب عدالت و توسعه که قدرت را در دست دارد ظاهرا انعکاس سیاسی از خیزش «کالوینیسم اسلامی» است. اکثر اعضای حزب عدالت و توسعه، سابقه و پیشینه تجاری و بازاری دارند و حزب از همان روز اول، طرفدار کسب و کار بوده است. رهبر حزب، طیب اردوغان نخست وزیر، مکررا از سرمایه گذاری مستقیم خارجی حتی از جانب اسرائیل استقبال می کند. اخیرا در یک سخنرانی در همایش بین المللی اسلامی، اردوغان، رهبران عرب را فرا خواند تا ممنوعیت بهره در اسلام را بازتعریف کنند و هشدار داد که بانکداری اسلامی می تواند به «دامی» تبدیل شود که مانع توسعه دنیای اسلام می شود. اکثر این صداها از جانب رهبران ، پژوهشگران و روشنفکران مسلمان بلند می شود و اذهان و بازارها را در خاورمیانه آزادتر می سازد.

● سرکشی

با این حال بسیاری از مسلمانان در ترکیه و جاهای دیگر، سرمایه داری را حقیر و پست می شمارند و آن را بیگانه با اسلام و حتی مخرب می انگارند. در عین حال چنین تحقیری باورنکردنی است. وقتی به شعارهای ضدسرمایه داری در محافل اسلامی نگاه می کنیم، می بینیم که آنها بر بی بندوباری جنسی، فحشا، موادمخدر، جنایت یا خودخواهی کلی در جوامع غربی متمرکز شده اند. اما این ها عناصر ذاتی سرمایه داری نیستند. آنها را بهتر است با اصطلاح «مادیگری فرهنگی»– این اندیشه که امور مادی تنها اموری هستند که اهمیت دارند شرح دهیم. اکثر مسلمانان که از سرمایه داری بیزاری می جویند صرفا به این خاطر است که آن را با مادی گری اشتباه می گیرند.

چنین مسلمانان دل نگرانی، کاملا متعجب خواهند شد اگر درک کنند برخی از صریح اللهجه ترین حامیان بازار آزاد در غرب، سرسخت ترین مدافعان باورهای دینی، ارزش های خانوادگی و نقش زیاد هر دو در زندگی عمومی هستند.

بدبختانه تلفیق سرمایه داری دموکراتیک با ارزش های یهودی، مسیحی که اصولا پدیده ای آمریکایی و نه اروپایی است در دنیای اسلام شناخته شده نیست. رسانه های خبری جهان، آمریکای با کلیساها و بنیادهای خیریه را به خوبی جلوه گر نکرده اند.

کاملا برعکس، آنچه اکثر مسلمانان به عنوان موازین و استانداردهای آمریکایی می بینند لذت گرایان بی شرم و حیا در فیلم های ماهواره ای ام تی وی و هالیوود هستند. به عبارت دیگر، نه همه سرمایه داران، جماعت پول پرستان هستند. اگر مسلمانان بیشتری این را تشخیص دهند از گشوده شدن جوامع شان به روی توسعه اقتصادی و ارتباط با ملل پیشرفته کمتر هراسناک شده و بیشتر این حکم قرآنی را به یاد خواهند آورد که «بر روی زمین پراکنده شوید و نعمات خدا را بجویید و خدا را به یاد آورید که امید می رود موفق خواهید شد.»

پس جهان مکانی امن تر خواهد شد اگر در جست وجوی سرمایه همراه با هدایت اخلاقی باشیم، که روشی مسالمت آمیزتر نسبت به «جنگ» از سر نفرت با سرمایه است.

 

مصطفی اکیول
نویسنده و روزنامه نگار اهل ترکیه.
منبع: دنیای اقتصاد به نقل از خبرنامه اینترنتی فناوری، تجارت و جامعه

 

موضوع: اقتصاد اسلامی


 

سرآغاز

یکی از بارزترین امتیازهای جوامع ایده آل، داشتن اقتصادی سالم، پویا و وجود مجریان فعال، متعهد و کاردان در عرصه های اقتصادی است . پیامبران الهی نیز برای ایجاد قسط و عدالت در سطح وسیع آن در میان اقشار مختلف جامعه و تامین نیازهای مادی مردم و آبادانی و آسایش آنان به وسیله توزیع عادلانه امکانات، سرمایه ها، ایجاد زمینه های مناسب، اطلاع رسانی همگانی و بالاخره ترویج احسان، نیکوکاری و خدمت رسانی کوشیده اند تا مردم را به سوی سعادت و نیک بختی سوق دهند . این تلاشها که در جهت تحقق بخشیدن به مقاصد الهی و اهداف آسمانی ادیان توحیدی و پیامبران و فرستادگان از سوی خداوند متعال انجام می گیرد، به منظور فراهم نمودن زمینه های عبودیت و قرب الهی برای عموم انسانهای سعادت طلب و حقیقت خواه می باشد .

در این نوشتار به مناسبت میلاد حضرت جعفر صادق علیه السلام و ضرورت رفع مشکلات مادی شهروندان به بررسی برخی از اندیشه های اقتصادی امام صادق علیه السلام در عرصه جامعه اسلامی می پردازیم .

ارزش کارهای اقتصادی

آن حضرت کار و تلاش در راه تامین نیازهای ضروری زندگی را همسان با جهاد در راه خدا قلمداد می کرد و می فرمود: «الکاد علی عیاله کالمجاهد فی سبیل الله; (1) آن که برای تامین معاش خانواده اش تلاش کند، همانند رزمنده در راه خدا است .»

از منظر پیشوای ششم علیه السلام افراد سست عنصر و بی کار و بی تفاوت، مورد خشم و غضب الهی هستند; چنان که می فرماید: «ان الله عز وجل یبغض کثرة النوم و کثرة الفراغ; (2) خداوند متعال زیادی خواب و بی کار بودن را دشمن می دارد .»

علاء بن کامل یکی از یاران آن حضرت روزی به محضرش شتافت و التماس دعا گفت، و اضافه نمود که: ای پسر پیامبر صلی الله علیه و آله! از خداوند متعال بخواه که زندگی راحت و مرفهی داشته باشم! امام صادق علیه السلام پاسخ داد: «لا ادعولک، اطلب کما امرک الله عز وجل; (3) من برایت دعا نمی کنم، تو [زندگی مرفه و راحت را] از همان راهی بخواه که خداوند متعال به تو فرمان داده است [یعنی از راه تلاش و کوشش] .»

بهبود بخشیدن به وضع زندگی و تدارک برخی از برنامه های اقتصادی در جامعه نه تنها نقص و عیبی برای یک انسان مسلمان به حساب نمی آید، بلکه ناشی از قوت ایمان و اراده استوار او در راه رسیدن به اهداف والای معنوی است . رئیس مذهب جعفری علیه السلام بر این اندیشه پای می فشرد که: «ینبغی للمسلم العاقل ان لا یری ظاعنا الا فی ثلاث: مرمة لمعاش او تزود لمعاد او لذة فی غیر ذات محرم; کوچیدن برای یک مسلمان عاقل شایسته نیست مگر در سه مورد: بهبود بخشیدن به وضع اقتصادی (سفرهای تجارتی و . .). ، کسب توشه آخرت (سفرهای زیارتی)، رسیدن به لذتهای حلال (سفرهای تفریحی) .» (4)

امام صادق علیه السلام افزون بر ترغیب بندگان صالح به سوی فعالیتهای اقتصادی، خود نیز به غلامش، مصادف، چنین دستور می داد: «اتخذ عقدة او ضیعة فان الرجل اذا نزلت به النازلة او المصیبة فذکر ان وراء ظهره ما یقیم عیاله کان اسخی لنفسه; (5) مکانی پر درخت و یا ملک ثابت و غیرمنقولی به دست آور! چرا که هر گاه برای شخصی حادثه ای یا مصیبتی رخ نماید و احساس کند که برای تامین خانواده خود پشتوانه ای دارد، روح [و جانش] راحت تر خواهد بود .»

پیشوای ششم از افرادی که در ظاهر زهد فروشی کرده، مردم مسلمان را به بهانه تقوا و ترک دنیا از فعالیتهای اقتصادی منع می کردند انتقاد می نمود وشیوه غلط آنان را تخطئه می کرد . سفیان ثوری از عالمان زهد فروش و ظاهر سازی بود که علاوه بر مردم عادی، امام صادق علیه السلام را نیز از مظاهر دنیوی منع کرد . او زمانی مشاهده کرد که امام صادق علیه السلام لباس نو و مناسبی پوشیده است، به امام علیه السلام گفت: تو نباید خود را به زیورهای دنیا آلوده سازی! برای تو زهد و تقوا و دوری از دنیا و مظاهر آن شایسته است . امام صادق علیه السلام با پاسخهای منطقی خویش وی را به اشتباهات خود واقف ساخت و از تفکرات صوفی مآبانه و انحرافی وی به شدت انتقاد نمود و فرمود: «می خواهم به تو سخنی بگویم، خوب توجه کن، سخن من به دنیا و آخرتت مفید خواهد بود . ای سفیان! رسول گرامی اسلام در زمانی زندگی می کرد که عموم مردم از نظر اقتصادی در مضیقه بودند و پیامبر صلی الله علیه و آله خود را با آنان در زندگی ساده و فقیرانه هماهنگ می کرد، اما اگر روزگاری وضع معیشتی مردم بهتر شد اهل ایمان و نیکان و خوبان روزگار به بهره گیری از آن سزاوارترند نه انسانهای فاجر و منافق و کافر . ای ثوری! به خدا سوگند! در عین حالی که وضع معیشتی خوبی دارم و از نعمتها و موهبتهای خداوند متعال کمال بهره را می برم، اما از روزی که خود را شناخته ام شب و روزی بر من نمی گذرد مگر آنکه حقوق مالی خود را بر طبق فرمان خداوند متعال که بر من واجب کرده است، ادا می کنم و به مصرف مناسبش می رسانم .» (6)


ادامه مطلب

 

ردیف

نام کتاب

نویسنده

زبان

فرمت

حجم

دریافت

1

دانلود كتاب راهنماي سرمايه گذاري در كيش

سازمان منطقه آزاد

FA

PDF

194KB

Download

2

دانلود كتاب ۱۰ اشتباه خطرناك در بازاريابي اينترنتي

محمود بشاش

FA

PDF

331KB

Download

3

دانلود كتاب بازاريابي Iran Bin

ایران بین

FA

PDF

1.44MB

Download

4

دانلود كتاب آموزش تجارت الكترونيك(Vast Vision)

-

FA

PDF

110KB

Download

5

دانلود كتاب آموزش مديريت يك بنگاه اقتصادي

مهران سپهری

FA

PPT

247KB

Download

موضوع: معرفي كتب، نرم افزارها، پايان نامه ها، و منابع اصلي و در صورت امكان ارائه آنها جهت دانلود در باب اقتصاد.


 


 


در گستره خداشناسی، آموزه‌های «توحید افعالی» رابطه‌ای خاص بین خداوند و انسان برقرار می‌سازد که در آن، از انسان سلب اختیار نشده و از طرف دیگر نیز آن‌گونه نیست که در این جهان به خود واگذار و رها شده باشد. «توحید عبادی» نیز ویژگی‌های رابطه مزبور را دقیق‌تر نشان داده، تأکید می‌کند که دخالت پروردگار در امور انسان از دو جنبه تکوینی درباره انسان، با آفرینش امور فطری تحقق یافته که «مطلق‌گرایی» و «لذت‌پذیری» دو نمونه از آن است.
توحید عبادی تشریعی نیز از مبانی خداشناسی شناخت وحیانی بوده، جایگاه آن را در بین دیگر منابع شناخت معین می‌کند.
پس از مبانی خداشناسی به جهت سنخیت با موضوع انسان اقتصادی، باید به مبانی انسان‌شناسی پرداخت تا از آموزه‌‌های اسلامی، عناصری استخراج شود که در ترسیم این الگو به طور کامل مؤثر باشد. مبانی انسان‌شناسی اسلام، «فطرت» را مهمترین ویژگی مشترک همه انسان‌ها در نظر گرفته است.
از امور فطری که در شناسایی ویژگی‌های انسان‌ اقتصادی تأثیر دارد، «لذت‌پذیری و الم‌گریزی» و نیز «مطلق‌گراییِ» نفس است.
 



با پذیرفتن «مطلق‌گرایی» به صورت یکی از امور فطری می‌توان پیش‌بینی کرد که بیشینه‌سازی به گونه‌ای که بتواند امور غیر مادی را نیز پوشش دهد یکی دیگر از ویژگی‌های الگوی فرضی انسان اقتصادی از دیدگاه اسلام است؛ «لذت‌پذیری و الم‌گریزی انسان» نیز باید با توجه به یکی دیگر از مبانی انسان‌شناسی اسلام یعنی «تجرد و بقای روح» مطرح شود.
با ترکیب آموزه‌های مزبور می‌توان انتظار داشت که در گستره هستی‌شناسی هر نظریه‌پردازی که «مطلق‌گرایی» و «لذت‌پذیری و الم‌گریزی» را از ویژگی‌های مشترک هر انسانی بداند، در پردازش الگوی انسان اقتصادی باید «حداکثرسازی بهره‌مند‌ی‌ها یا لذات» را از ویژگی‌های مطرح شده در آن الگو لحاظ کند؛ البته این ویژگی دارای حالت‌های گوناگون است که با توجه به مبانی ارزشی اسلامی، ‌یکی از آنان برگزیده و انسان اقتصادی مطلوب معرفی می‌شود.
مبانی جهان‌شناسی اسلام، جنبه دیگری از الگوی انسان اقتصادی را روشن می‌کند. شامل بودن هستی از دو بخش اساسی طبیعت و ماورای طبیعت و تأثیرپذیری این دو از یکدیگر از عناصر این گستره هستند که باید به آنها توجه شود. نظام سرمایه‌داری با پذیرش عدم تأثیرپذیری این دو از یکدیگر،‌ الگوی خاصی را برای انسان اقتصادی مطرح کرد. با توجه به اهمیت این تأثیرپذیری در ترسیم جایگاه انسان در هستی‌شناسی می‌توان انتظار داشت از آنجا که مبانی جهان‌شناسی اسلام چنین تأثیرپذیری را می‌پذیرد، می‌تواند معرف الگوی دیگری برای انسان باشد.
با مطالعه دیدگاه اسلام درباره روابط حاکم بین طبیعت و ماورای طبیعت می‌توان تأثیرگذاری چنین جهان‌شناسی را بر الگوی انسان اقتصادی پی گرفت. از مهمترین روابطی که قرآن کریم در این‌باره به معرفی آنها پرداخته، «امدادهای غیبی»، «ابتلاء» و «هماهنگی تلاش و پاداش» است. روابط مزبور افزون بر این می‌تواند در تبیین و تحلیل قاعده رفتاری الگوی انسان اقتصادی مطلوب که با توجه به مبانی ارزشی اسلام معرفی خواهد شد، مورد استفاده قرار گیرد.
بهترین روش برای شناسایی ویژگی‌های انسان اقتصادی مطلوب در فرهنگ دینی، ردیابی ویژگی‌های «انسان کامل» است. انسان کامل که قرآن کریم با عنوان «عباد الرحمن» از آنها یاد کرده در گستره‌های گوناگون رفتاری ویژگی‌های خاص دارد.
در گستره رفتارهای اقتصادی، مهمترین ویژگی که به آن اشاره شده، «اعتدال» است. شناختن این ویژگی به تلاش دیگری نیاز دارد که به نظر می‌رسد شناخت وحیانی به خوبی از عهده آن بر می‌آید. در «اخلاق اسلامی» و «فقه اسلامی» می‌توان مبانی را یافت که با استفاده از آن ثابت می‌شود، تعریف اعتدال به برداشت ویژه از عنصر «بهترین ترکیب» در تعریف ارائه شده برای الگوی انسان اقتصادی باز می‌گردد. در این برداشت باید ترکیب بین بهره‌مندی‌های گوناگون به گونه‌ای باشد که هیچ‌یک از آنها مورد غفلت و فراموشی قرار نگیرد و جای خود را به دیگری ندهد.

 

موضوع: اقتصاد اسلامی


 

 

روش تقريبي محمد باقر صدر در اقتصادنا است. وي در مباحث اين كتاب از مرزهاي فقه شيعه فراتر مي رود و به آرا و نظرهاي فقهاي سني نيز به عنوان منابعي علمي براي اكتشاف الگوي اقتصاداسلامي توجه نشان مي دهد.



زماني كه دكتر محمد شوقي الفنجري، استاد اقتصاد دانشگاه قاهره، به ديدار سيد محمد باقر صدر، در منزلش در نجف اشرف رفت، پيش از هرچيز، از او پرسيد: دانش آموخته كدام يك از دانشگاه هاي جهان است ؟سيد محمد باقر صدر پاسخ داد كه در هيچ دانشگاهي نه در عراق و نه درخارج عراق، تحصيل نكرده و تنها در مساجد نجف كه محل برگزاري دروس حوزه علميه نجف است، تحصيل كرده است. دكتر شوقي الفنجري به وي گفت: حقا كه مساجد نجف بهتر از دانشگاه هاي اروپااست.



دكتر شوقي الفنجري پس از بازگشت به قاره، به دكتر زكي نجيب محمود، پيشنهاد ترجمه كتاب مباني منطقي استقرار را به انگليسي داد وكتاب هاي فلسفتنا و اقتصادنا را براي روژه گارودي فرستاد). (زكي الميلاد، الاسلام و الاصلاح الثقافي، القطيف، آفاق، 2007، ص 36).


ادامه مطلب

 

   
       



طالقانی کار روی اقتصاد را در چارچوب متون اسلامی از سال ۱۳۲۷ شروع کرده است. در آن سال طالقانی کتاب «اسلام و مالکیت» را نوشت و تا ۳۰ تیر ۱۳۵۸، ۴۷ روز قبل از فوتش در تفسیر قرآن در سخنرانی های عمومی و به مناسبت های پیش آمده در مورد اقتصاد اسلامی سخن گفت و مطلب نوشت. در این مقاله نظرات آیت الله طالقانی در پنج موضوع مهم اقتصادی که مبتلا به کل بشریت می باشد آمده است.این پنج موضوع عبارتند از سرمایه داری، استثمار، قسط، ربا و مالکیت. نظرات طالقانی در این پنج مورد با توجه به آیات و روایات و نظرات فقهی و استنباط وی از قرآن بیان شده اند.

   
   




● اهمیت اقتصاد در اسلام از دیدگاه طالقانی


آیت الله طالقانی از سال ۱۳۲۷ که «اسلام و مالکیت» را چاپ کرد تا ۳۰ تیر ۱۳۵۸، ۴۷ روز قبل از وفاتش یکی از دغدغه های جدی او مسائل اقتصادی بوده است. وی در تفاسیر سخنرانی ها، مصاحبه ها و منابر خود به اهمیت امر مهم اقتصاد پرداخته است آن هم با روش مدرن و علمی. او اولین روحانی است که به مساله اقتصاد باروش جدید پرداخته است. پس از وی آیت الله صدر کتاب «اقتصاد ما» را نوشت و آیت الله مطهری کتاب «بررسی اجمالی مبانی اقتصاد اسلامی» را که متاسفانه در ایران شانس انتشار پیدا نکرد و عملاً نظرات اقتصادی یک فقیه که تمام کتاب هایش مورد تایید آیت الله خمینی قرار گرفته بود سانسور شد.پس از انقلاب برادران حکیمی چهار جلد از کتاب ارزشمند «الحیات» را به جمع آوری آیات و روایات مربوط به اقتصاد اختصاص دادند و امکانات خوبی را برای محققان فراهم کردند. برادران حکیمی نیز متهم شدند که «چرا آیات و روایات کمونیستی اسلام را جمع آوری کرده اند» در حالی که اسلام حداقل ۱۲۰۰ سال پیش از کمونیسم ظهور کرده است.نگاه طالقانی به اسلام و به تبع فلسفه اقتصادی اسلامی از اعتقاد او به جامعیت اسلام برمی خاست که در نظرات او دموکراسی، آزادی و انسان دوستی تبلور یافته است.طالقانی به مفهوم کارشناس مسائل اقتصادی یا کسی که مبانی اقتصاد اسلامی را مهندسی می کند در اینجا مطرح نیست. او یک «فیلسوف اقتصاد اسلامی» است. او یک مفسر قرآن، مجتهد و کسی است که اقتصاد را سیاسی و فلسفی می بیند.طالقانی با کار تحقیقی خود در «مالکیت در اسلام» تفسیر آیات ۲۷۵ تا ۲۸۴ سوره بقره، تفسیر آیات ۲۵ سوره حدید، ۱۸ آل عمران، ۱۳۵ سوره نساء و ۲۱ سوره آل عمران، مصاحبه رادیوتلویزیونی دوم خرداد ۱۳۵۸ ، گفت وگو با خبرنگاران داخلی و خارجی در اسفند ۱۳۵۷ و سخنرانی میدان بهارستان در ۳۰تیر ۱۳۵۸، نظرات خود را در مورد «فلسفه اقتصاد اسلامی» و «اقتصاد سیاسی» اسلام بیان کرده است.آقای طالقانی صریح و شفاف نظراتش را در رابطه با اساسی ترین مبانی اقتصادی جهان امروز بیان کرده است. این مبانی که چارچوب نظری اقتصاد اسلامی را در دیدگاه طالقانی بیان می کنند عبارتند از:

۱) سرمایه داری

۲) استثمار

۳) قسط

۴) ربا

۵ ) مالکیت و طالقانی با بیان نظرات خود دارای یک مکتب اقتصادی است که کم و بیش نظرات او در بخش اقتصادی قانون اساسی هم تبلور یافته ولی در ۲۷ سال گذشته امکان اجرای آن پیش نیامده یا عملاً با تغییر جدی مواجه شده است و ما قبل از اینکه نظرات آقای طالقانی را در مورد پنج مورد فوق الذکر بیان کنیم نظری اجمالی خواهیم داشت به شرایط اقتصادی اجتماعی جامعه ایران در وضع فعلی تا مقایسه ای باشد میان آنچه طالقانی گفته است و آنچه امروز با آن روبه رو هستیم.

● نظرات آقای طالقانی در مورد ربا

۱) ربا در میان همه ملل و ادیان ناپسند و رباخوار مطرود و ملعون بوده است. (از عهد عتیق و عهد جدید)

۲) رباخواری گناه بزرگی است که به آن بیم خلود در عذاب و جنگ با رسول خدا داده شده است.

۳) پس از انقلاب صنعتی غرب، سیستم اربابی (فئودالی) به سرمایه داری بی بند و بار تبدیل شد و ربا در متن زندگی اقتصادی درآمد. ربا به شکل اضعاف مضاعف درآمد.

۴) ربا به محاق رفت (پیچیدگی اقتصاد سرمایه داری، شناخت ربا را مشکل ساخته است).

۵) دکتر شاخت اقتصاددان مشهور آلمانی در انجمن اقتصاد دمشق در ۱۹۵۳ با بررسی ریاضی و دقیق اثبات نمود بهره و سود خالص همه نیروهای کار و تولید را رباخواران می برند و دیگران گاه سود و گاه زیان دارند.

۶) رباخواری منشاء ظلم، بردگی، بروز طبقات متخاصم و انقلاب های خونین می شود.رفتار عملی آقای طالقانی با رباخواران را می توان حد نفرت او از

این پدیده پلید دانست به طوری که مهندس عبدالعلی بازرگان (مجله سروش، شهریور ۱۳۵۸) از برخورد سرد و خشن آقای طالقانی با یک طالقانی نزول خوار خبر می دهد که آقای طالقانی را به ناهار دعوت کرده بود.

● طالقانی و مالکیت

آیت الله طالقانی نظراتش را در مورد مالکیت چنین جمع بندی می کند:

۱) منشاء علاقه مالی در انسان و تا حدی در حیوانات غریزی و فطری است.

۲) هر مال و فرآورده ای که محصول کوشش شخص و صرف نیازهای واقعی فرد و اجتماع شود از آن شخص و وابسته به او و جمعی است که به آن وابسته می شوند به عبارت دیگر از نظر آقای طالقانی منشاء مالکیت کار است (اصل ۴۶ قانون اساسی هم می گوید: «هرکس مالک حاصل کسب و کار مشروع خویش است و هیچ کس نمی تواند به عنوان مالکیت نسبت به کسب و کار خود، امکان کسب و کار را از دیگری سلب کند.»)(اصل ۴۷ قانون اساسی هم می گوید: «مالکیت شخصی که از راه مشروع باشد محترم است. ضوابط آن را قانون معین می کند.» و هنوز قانون ضوابط آن را معین نکرده است، آقای طالقانی بلافاصله برای جلوگیری از سوءاستفاده ،مفهوم مالکیت از دیدگاه خود را با مالکیت سرمایه داری تفکیک می کند و می گوید: «اینگونه مالکیت، نباید با سرمایه داری به مفهوم غربی پس از تحول صنعتی، اشتباه شود. چنان که بسیاری از نوخاستگان دچار این اشتباه هستند.»

● طالقانی و سرمایه داری

▪ آیت الله طالقانی ابتدا سرمایه داری را به انواع زیر در ایران تقسیم می کند:

ـ انواع سرمایه داری در ایران (مصاحبه ۲/ خرداد ۱۳۵۸)

۱) سرمایه داری وابسته به غرب: همه مردم حتی خود سرمایه دار استثمار می شود. این نوع سرمایه داری پس از برداشتن نفوذ غرب قهراً از بین خواهد رفت.

۲) سرمایه داری مربوط به خود غرب: همه چیز اعم از سیاست، دین و ملیت را زیر نفوذ قرار می دهد که در کشورهای سرمایه داری حاکم است.

سرمایه داری داخلی بر دو مبناست:

الف) زمین و منابع طبیعی: زمین و منابع طبیعی اساساً در اسلام ملی است. آیت الله طالقانی پیش بینی می کند با اجرای احکام اسلام، این نوع سرمایه داری هم از بین خواهد رفت.

ب) ربا که رباخوار مفسدفی الارض است.

در مورد سرمایه داری غرب طالقانی می گوید:

۱ ۲) پس از انقلاب صنعتی غرب، سیستم اربابی به سرمایه داری بی بندوبار تبدیل شد.

۲ ۲) درهای دوزخ رباخواری از برسو گشوده شد.

۳ ۲) تولید، تجارت و حکومت به دست سرمایه داران افتاد.

۴ ۲) برای سود بیشتر به سنن، افکار و اخلاق مردم می تازند تا هرچه بیشتر آنها را آلوده و تجمل پرست کنند.

۵ ۲) جنگ برمی افروزند.

۶ ۲) نخست با چهره تعاون، وام های کم بهره و پس از تخریب سرمایه داران محلی، بهره ها را بالا می برند و اقتصادهای ملی را بی پایه و مایه می کنند.

۷ ۲) افزایش بیکاری ایجاد می کنند. هنگام انفجارآمیزشدن وضع اقتصادی، حرکت و رونق کاذب ایجاد می کنند. (دوره رکود رونق سرمایه داری، پل ساموئل سن)

۸ ۲) بهره کشی از داخل به خارج منتقل می شود . (استعمار)

● قسط و استثمار از دید طالقانی

در سخنرانی ۳۰ تیر ۱۳۵۸ درتفسیر آیات ۲۵ سوره حدید، ۱۸ آل عمران و ۱۳۵ سوره نساء قسط را چنین تعریف می کند:«قسط یعنی حق هرکسی را به او دادن، قسط یعنی هرکسی را در موقع خود قرار دادن، قسط یعنی ثمره کار و فکر هرکسی را به خودش برگردانیدن، نفی استثمار.»استثمار یعنی بهره کشی انسان از انسان که بدترین پدیده ای است در جوامع بشری از ابتدای تاریخ، بشری که خدا او را مختار و تفکر و آزاد آفریده تا از منابع طبیعی بهره مند شود و منابع طبیعی را استثمار کند. بعد همین شد که افراد خودش را استثمار می کند. یعنی بهره کشی انسان از انسان و این پست ترین و بدترین پدیده ای است که در تاریخ پیش آمده و هنوز در دنیا ریشه دارد. در همه جای دنیا هم استثمار هست، در تمام کشورها، فقط فرقی که می کند در بعضی کشورها استثمار گر دولت ها هستند، احزاب هستند، در بعضی از کشورها، گروه ها هستند. پس ما سه شعار داریم، کیست که این سه شعار را قبول نداشته باشد؟ «نفی استعمار، نفی استبداد به هر صورت ،نفی استثمار.»
      

موضوع: معرفي متفكرين و انديشمندان اقتصادي.


 


صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :30   10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 >