در حالیکه وضعیت اقتصادی کشور ما روز به روز بدتر می شود و فشار های اقتصادی و اجتماعی سبب می گردد تا افراد خودر ا به فعالیت های اقتصادی بیشتر و بیشتر مشغول سازند. آنچه که در انتها عاید شان می گردد دور بسته ای است که همچون گردابی دائم ایشان را به پایین می کشد. موقعیتی که تنها نتیجه آن ترس، اظطراب و نگرانی از فردا می باشد.

●امکانات مالی به ما حق انتخاب در زندگی می دهد

امکانات مالی هر فرد ابزاری است برای کمک که می تواند در مواقع لزوم به نیازهای فرد و دیگران پاسخ دهد. دستی که می تواند خوراک دهنده و یا پوشاننده نیازمندان باشد و خانواده های ضعیف و افتاده را بلند نماید. متاسفانه در جامعه کنونی کشور ما بدلیل فقر و مشکلات اقتصادی زیاد مردم دائم بدنبال میان برهایی هستند که یک شبه بتوان راه صد ساله را رفت. درهمین رابطه دکتر جان مکس ول نویسنده و صاحب نظر در امور مدیریت و رهبری چنین می گوید:

تفاوت بین فرد ثروتمندو فقیر در این می باشد که فرد ثروتمند امکانات مالی خود را سرمایه گذاری می کند و از باقیمانده خرج می کند. اما فقیر تمام دارای خود را خرج می کند وباقیمانده را سرمایه گذاری می کند.

●مشکلات مالی و ریشه های آن

مشکلات مالی غالبا ریشه در عدم ثبات سیستم اقتصادی جامعه و فرهنگ به عاریت (قرض) گرفتن دارد. در همین رابطه طرز تفکر نابجا در مورد غالب شدن بر مشکلات مالی مانند ره صد ساله را یک شبه رفتن یا فرهنگ قرض گرفتن که پس از مدتی باید چند برابر پرداخت باعث می گردد تا بیش از پیش فرد خود را در گردابی قرار دهد که خروج از ان ساده نمی باشد.

حقیقتی که نباید نادیده گرفت این است که زندگی مجموعه ای است که در آن ما بر بعض بخش ها تسلط و کنترل داریم و بر بعض بخش های دیگر کنترل و تسلط نداریم. درک این موضوع سبب می گردد تا ما بتوانیم وقت و توانایی های خود را روزانه بر اموراتی متمرکز کنیم که به ما بیشترین نتیجه را می دهد.

●پول خوشبختی نمی آورد

شاید بسیاری با این گفته موافق باشند ولی چقدر در عمل به ان پایند هستند مسئله ای دیگر است. پول بعنوان ایزاری برای زندگی وسیله ای است موثر اما آنگاه که تبدیل به نگرشی می کردد که تمام انرژی و وفت ما را می گیرد تبدیل به اربابی بی رحم می گردد که زندگی فرد را در خود می بعلد. بطور مثال اگر به شما بگویند که در ازای گرفتن مبلغی گزاف حاضر به انجام به چه کارهایی هستید چه خواهید گفت؟ در یک نظر سنجی اینطور بیان شده :

۲۵ درصد از مردم حاضرند خانواده خود را بخاطر آن فدا کنند.

۲۳ درصد حاضرند تا دست به خود فروشی بزنند

۱۶ درصد حاظرند تا ملیت خود را از دست دهند

۱۶ درصد حاضرند همسر خود را ترک کنند

۱۰ درصد حاضرند تا بر ضد دیگران شهادت دروغ دهند و افراد را به زندان و یا چوبه دار روانه کنند

۷ درصد حاضرند تا دیگران را از بین ببرند

۳ درصد حاضرند تا کودکان خود را به دیگران بدهند

شاید شما جزو هیچیک از این گروهها نباشید ولی اگر امروز به شما دو گزینه دهند تا تنها یکی را انتخاب نمایید کدامیک از گزینه های زیر را انتخاب می کنید. پول یا وقت؟

اکثر مردم پول را انتخاب می کنند با این تصور که پول می تواند برای ایشان خوشبختی بیاورد. اگر چه ممکن است برای کوتاه مدت تبدیل کننده وضعیت مالی فرد گردد ولی پس از مدتی دوباره نیاز مالی بر جای خود باقی خواهد بود. یکی از اشتباهات بزرگ این است که مردم اغلب درک نمی کنند وقت و استفاده صحیح از ان می تواند تغییر دهنده دنیای اطراف ما گردد. وقت هدیه ای است که اگر استفاده نشود دیگر قابل برگرداندن نیست اما پول را می توان دوباره بدست آورد؟ در یک نظر سنجی وقتی که افراد مختلف این سئوال پرسیده شد: اگر می توانست به گذشته برگردید چه می کردید؟ اغلب پاسخ دادند به گونه ای دیگر عمل می کردم و یا بعبارت دیگر از امکانات خود خصوصا وقت به بهترین وجه بهره می بردم. پاسخ شما به این سئوال چه می باشد؟

طبودجه مالی به فرد حق انتخاب می دهد

بسیاری برای خوشبختی همه کاری میکنند بجز برنامه ریزی در رابطه با آنچه که الحال در دست دارند. برنامه ریزی به معنی ریز جزئیات روزانه نیست بلکه استفاده بجا و سرمایه گذاری برای آنچه که داریم تا پاداشی بجهت نیاز ما باشد که دراینده نیز می تواند ما را قدم به قدم به جلو ببرد. بطور مثال تمام درامد خود را به ۳ قسمت تقسیم کنید و ۸۰ در صد ان را به خرج ماهانه خود اختصاص دهید و ده درصد آنرا را سرمایه گذاری کنید و ده ردصد باقیمانده را برای کمک به دیگری به کاربرید. بخاطر داشته باشید تفاوت بین فرد ثروتمندو فقیر در این می باشد که فرد ثروتمند امکانات مالی خود را سرمایه گذاری می کند و از باقیمانده خرج می کند. اما فقیر تمام دارای خود را خرج می کند وباقیمانده را سرمایه گذاری می کند.

شاید این گونه سرمایه گذاری شما را یک شبه به سرمنزل مقصود نرساند ولی باعث می گردد تا شما با متمرکز شدن نسبت به انچه که دارید به درجات بالا زندگی برسید و باعث دلگرمی خود و اطرافیان خود گردید. هر فرد دارای توانایی منصر بفردی می باشد که با تمرین تصمیم گیری روزانه و انظباط شخصی می تواند تبدیل به فردی گردد که می تواند برای دیگران الگو گردد. یقین داشته باشید که اگر قابلیت های خود را بشناسید و روی آن هر روزه برای ساعتی تامل کنید پس از ۵ سال شما می توانید یکی صاحب نظران و متخصص در ان زمینه بخصوص گردید. اگر امروز می خواهید از فشار های مالی خود ازاد گردید ریشه مشکلات خود را پیدا کنید (بطور مثال احتیاج به تجربه خاصی دارید و یا نیازمند به گرفتن دوره خاصی می باشید و یا ....). طرز تفکر شما نسبت به پول چگونه است؟، برای بودجه مالی شما برنامه ای دارید و چگونه برای رشد شخصی تلاش می کنید؟
 


 


۱. عوامل تأثیرگذار بر هزینه های خانواده را نام ببرید؟

۱ استفاده کامل از کالاها

۲ مصرف خانواده باید همگانی هم باشد.

۳ همبستگی ملی و هزینه های خانواده

۴ خودمصرفی خانواده

۵ زمان فراغت خانواده

۶ فرزندان و هزینه های خانواده

۷ تدارک مالی دوره سوم زناشویی

۸ عوامل مؤثر بر هزینه های خانواده

۲. ضرورت استفاده کامل از کالاها را شرح دهید؟

کالاها هر کدام عمر مفیدی دارند که پس از گذشت آن، دیگر قابل استفاده نیستند. ولی عمر مفید کــالاها به چگونگی استفــاده و نگهداری از آنها بستگی دارد. استفــاده بیــش از اندازه و یــا بی توجهی نسبت به ویژگیهای کالاها در مصرف، عمر مفید آنها را به شدت کاهش می دهد. با پر شدن بازار از کالاهای صنعتی، تولیدکنندگان با تغییراتی گاه بسیار جزئی، همان کالا را به شکلی جدید عرضه می کنند و با تبلیغات بسیار در مزایای آن مبالغه می ورند و در نتیجه نیاز کاذبی در افراد نسبت به گونه جدید کالایی که خود دارند ایجاد می کنند. در این صورت برخی اوقات کالای کنار گذاشته شده، هنوز دارای عمر مفید است. التبه ممکن است برای خانواده های پولدار اعمال چنین رفتارهایی از نظر مالی مشکلی به بار نیاورد و این طور به نظر آید که اعمال مدیریت بخردانه در استفاده کامل و درست از کالاها درباره آنان ضرورتی نداشته باشد؛ ولی بر دو دلیل مدیریت بخردانه مزبور شامل آنان نیز می شود: نخست آنکه این رفتار مصرفی، امکانات ملی را به سوی مصرف می کشاند و از تولید و اشتغال دور می کند و در کشوری مانند ایران وابستگی به خارج را افزایش می دهد. دوم آنکه، در شرایط محدودیت درآمد و فقر بسیاری از هم میهنان، اختلاف و کینه طبقاتی را افزایش می دهد و از همبستگی ملی می کاهد.

مدیریت بخردانه مصرف و استفاده کامل و درست از کالاها به خانواده امکان بهره مندی بیشتر از نعمتها را با هزینه کمتر می دهد، ضمن اینکه باعث توسعه اقتصادی کشور و استقلال اقتصادی آن و افزایش اشتغال و رفاه عمومی جامعه نیز می شود.

۳. مصرف خانواده باید همگانی هم باشد را توضیح دهید؟

در انتخاب کالاهای مصرفی باید به این نکته نیز توجه کرد که همگان بتوانند به این گونه کالاها و خدمات، دسترسی داشته باشند. ضرورت توجه به این عامل، نخست به دلیل دنبال سراب نرفتن و امری ممکن را خواستن و دوم، خود و خانواده خود را تافته جدابافته ندانستن، است.

۴. همبستگی ملی و هزینه های خانواده را توضیح دهید؟

همانگونه که تعادل روانی ما در گروی احساس تعلق به خانواده می باشد، به همین نسبت احساس تعلق به دین، سرزمین، تاریخ، آیین، زبان، آداب و رسوم مشترک و سرانجام ملتی واحد، همبستگی ملی و بقای ما را سبب می شود. ولی در اثر نفوذ فرهنگ غرب و پذیرش بدون چون و چرای آن به وسیله عده ای از هم میهنان، به ویژه درباره آنچه که الگوی مصرف نامیده می شود، رفته رفته احساس تافته جدابافته بودن به این عده ازهم میهنان دست داده است و آنان نسبت به هویت ملی خویش و احساس همبستگی ملی با مردم و فرهنگ ایران، دچار تردید شده اند. خانواده به گونه های مختلفی می تواند و باید همبستگی ملی و انسانی خود را برای برخورداری از تندرستی روانی بروز دهد؛ مانند کمکهای مالی به دیگران پرداخت مالیات و عوارض، کمک به نهادهای مذهبی، آموزشی، بهداشتی، برخی اقدامهای عمرانی و غیره.

۵. زمان فراغت خانواده را توضیح دهید؟

در زندگی جدید، به ویژه در شهرها، با استفاده از وسایل و امکانات برقی خانگی و حتی صرف غذای آماده از یکسو و کاهش ساعتهای کار کردن در بیرون از خانواده از سوی دیگر، خانواده و اعضای آن، گاه با زمانهای فراغت بسیار قابل توجهی روبه رو می شوند. اگر از همان دوران کودکی، هر فردی کار مفید دلخواه خود را بیابد، در بزرگسالی، افزون بر متخصص شدن در آن کار، نه تنها برای وی مشکل پر کردن اوقات فراغت و یا هدر دادن آن وجود نخواهد داشت، بلکه شادمانه ترین لحظه عمر انسان همین اوقات خواهد بود که به کار دلنشین مورد نظر خود می پردازد. در چنین شرایطی بسیاری از هزینه های خانواده کاهش خواهد یافت و روابط مهرآمیز بر فضای خانواده پرتوافکن می شود. در این صورت هر فرد و خانواده ای اوقات فراغت خود را به فرصتهایی برای افزایش شکوفایی ذهنی خویش با کمترین هزینه و گاه حتی با برخورداری از درآمد تبدیل می کند.

۶. نقش فرزندان را با توجه به تربیت جدید، در مدیریت هزینه های خانواده شرح دهید؟

روشهای تربیتی جدیدی در کشور به ویژه در شهرها رواج یافته است که نزدیک است همه گیر شود. این شیوه را فرزند سالاری نامیده اند و هم اکنون نیز بی اعتباری آن حتی در کشورهای غربی آشکار شده است. در این شیوه تربیتی، فرزندان بدون تماس واقعی با زندگی وارد جامعه می شوند. این فرزندان اکثراً تنبل، زیاده خواه، راحت طلب، رفاه طلب و بی ترحم نسبت به دیگران، به ویژه نسبت به پدر و مادر خویش و افراد مسن، هرآنچه را که در دسترس دارند تحقیر می کنند و بی ارج و ارزش می دانند و بیش از آنچه دارند، بدون رنج و زحمت می خواهند. در تربیت جدید، پدر و مادرها بر این باورند که نسبت به فرزندان، دِینی یکسویه، بی شرط، پایان ناپذیر و مادام العمر دارند. هرچه پدر و مادر اجازه تماس با زندگی واقعی را به کودک ندهند و شرایط تجربه کردن را برای زندگی چند بُعدی وی فراهم نسازند، در واقع، مانع بروز و ظهور توان عظیم و بیکران مغزی، روانی و ذهنی فرزند خود شده اند.

۷. تدارک مالی دوره سوم زناشویی را توضیح دهید؟

اگر دوره نخست زندگی زناشویی را پیش از زایش فرزندان و دوره دوم، بزرگ کردن فرزندان و دوره سوم را تنها شدن دوباره پدر و مادر بدانیم، تدارک لازم برای گذراندن شایسته دوره سوم ضرورت دارد. هزینه های خانواده باید به گونه ای ساماندهی شود، که نه تنها بار اقساط و بدهیها با توجه به بازنشسته شدن نان آور خانواده کمرشکن نباشد، بلکه پس اندازی هم داشته باشند که از محل آن بتوانند کمبود حقوق بازنشستگی را جبران کنند. افزون بر این، آمد و رفت فرزندان و نوه ها و هزینه های آن باید با توجه به درآمد این دوره، منطقی باشد وگرنه، این خود عامل پرفشاری برای کار کردن نان آور به هر قیمت و با هر رنج و سختی خواهد شد.

۸. چه عوامل کلانی بر مدیریت هزینه های خانواده تأثیر می گذارند؟

۱ بودجه دولت، که هزینه های جاری و عمرانی دولت و منابع درآمدی آن را نشان می دهد.

۲ عملکرد سرمایه داران و صحبان نقدینگی بخش خصوصی و جهت گیری آن است.

۳ عملکرد مدیران اقتصادی کشور

۴ ترکیب نمایندگان مجلس شورای اسلامی در تصویب قوانین اقتصادی و نظارت بر اجرای آن

۵ نقش قوه قضائیه و دادگستری از نظر مجازات متجاوزین به حقوق مردم و سوء استفاده کنندگان از امکانات دولتی و آنان که قانون را برای منافع فردی، خانوادگی و گروهی خود زیر پا می گذارند.

۹. عوامل ذهنی مؤثر بر هزینه های خانواده را نام ببرید؟

۱ مصرف و رابطه نیاز با آن

۲ نیازها و اهمیت نیازهای غیر زیستی

۳ چگونگی پیدایش نیازها

۴ دخالت در پیدایش

۱۰. مصرف چیست؟ به چند دسته تقسیم می گردد؟

مصرف، فرایندی است که در جریان آن کالاها و خدمات تولید شده، برای رفع نیازها مورد استفاده قرار می گیرند. اگر نیازمندی وجود نداشته باشد، اقدامی برای مصرف صورت نخواهد گرفت. مصرف به دو دسته اقتصادی و غیر اقتصادی تقسیم می شود. در مصرف اقتصادی با مصرف مصرفی و مصرف تولیدی کالا روبه رو هستیم. در مصرف غیر اقتصادی با دو گروه از مصرف روبه رو هستیم. در گروه نخست، به دلیل فراوانی آنچه مورد نیاز است (مانند اکسیژن موجود در هوا با وجود مصرف نهایی)، چیزی بابت آن پرداخت نمی کنیم. در گروه دوم، به دلیل ماهیت مورد مصرف، نه تنها در اثر مصرف چیزی از بین نمی رود بلکه گاه مورد مصرف نیز تقویت شده امکان پایداری بیشتری به دست می آورد. نمونه های این نوع مصرف را می توان در بسیاری از هنرها، ادبیات و دیگر اندیشه های تولید شده، یافت.

۱۱. برای اینکه نیاز ما به مصرف کالای اقتصادی برطرف شود، چند شرط وجود دارد؟ نام ببرید.

۱ نیازمندی ما به آن کالا

۲ امکان پذیر بودن چنین مصرفی

۳ توان مالی برای پرداخت بهای آن کالا در صورتی که از بازار خریداری شود.

۱۲. چگونگی پیدایش نیازهای روانی را در انسان شرح دهید؟

نشانه کمبود و نیاز روانی، وجود تنش است. کار تنش، برانگیختن برای رفع خواسته و نیاز روانی است. با اینکه تنش در اثر بیشتر بودن خواسته ها نسبت به آنچه داریم به وجود می آید و امری زائیده ذهن ماست، واکنشهایی را در بدن ما به وجود می آورد که جسمی نیز هستند. به عبارت دیگر با اینکه علت این نوع تنش روانی است و به چگونگی مشاهده و تفسیر ما از آنچه در خارج از بدن ما جاری است، بستگی دارد و به نگاه، نگرش و باور ما ارتباط پیدا می کند، واکنش بدن ما صرفاً ذهنی نیست بلکه جسمی نیز هست. تنش با برانگیختن انسان، نیرویی ایجاد می کند، ولی در صورت استفاده درست، این نیرو ما را در رسیدن به هدف، یاری می دهد و چنانچه مدیریت درستی اعمال نگردد، به نیرویی ویرانگر تبدیل می شود.

۱۳. چگونگی دخالت در پیدایش نیازمندیهای مصرفی را نام ببرید؟

۱ شناسایی سرچشمه نیاز به مصرف

۲ قطع ارتباط با عوامل تأثیرگذار

۳ از الگوی مصرف خود باید دفاع کرد.

۴ خنثی کردن اثر تبلیغات بر مصرف

۵ باید معیارهای نیرومند داشت.

۱۴. چگونگی شناسایی سرچشمه نیاز به مصرف را توضیح دهید؟

اینکه در مصرف یک کالا، چه کسی، کدام خانواده و کدام رسانه گروهی (رادیو و تلویزیون و ...) در حکم محرک اولیه ماست، دارای اهمیت است؛ زیرا در صورت دست یافتن به این حد از شناسایی است که می توان از آن منبع تلقین، دوری گزید. تا سرچشمه نیازمندسازی خود را به مصرف یک کالا و خدمت نشناسیم، دوری گزیدن از آن ممکن نیست.

۱۵. چرا باید از الگوی مصرف خود دفاع کنیم؟

در ارتباط انسانی، همه جا باید فعال بود و از درستی الگوی مصرف خود که هدفهای آن آرامش و مهربانی بیشتر برای خانواده، تأمین بهتر منافع مادی خانواده و تأمین منافع ملی است، دفاع کرد. پویا بودن و دفاع از الگوی مصرف متناسب خویش افزون بر کاهش نفوذ دیگران در تحمیل الگوی مصرفشان به ما و احتمالاً جلب آنان به درستی الگوی مصرف خویش، دارای تأثیر خود تلفیقی نیز می باشد. هر بار که از الگوی مصرف و زندگی خویش به طور منطقی دفاع می کنیم، درستی آن در درجه نخست به خود و خانواده خویش یادآور می شویم در حالیکه انفعال و سکوت، وارونه این امر، رخ می دهد.
 


 


۱. هزینه ها و منافع فردی را توضیح دهید؟

نیازهای ما می تواند هر روز هم از نظر تعداد و فراوانی و هم از نظر ارزش ریالی، افزایش یابد. زیرا هم تصور آنها آسانتر است و هم آنکه تولیدکنندگان خارجی و داخلی و واسطه های کوچک و بزرگ و رسانه های گروهی با تبلیغات خویش، هر دم کالای نوظهوری را به ما معرفی می کنند و یا کالای قدیمی را با آب و رنگی تازه و افزایش برخی مزایای آن عرضه می کنند. به ویژه آنکه افزایش بهای کالاها و یا تورم، بلای جان قدرت خرید می شود به گونه ای که هرچه می گذرد فاصله مزد و حقوق و بهای کالاها و خدمات بیشتر می شود.

۲. هزینه ها و منافع خانواده را توضیح دهید؟

هزینه های مربوط به تشکیل خانواده، شامل هزینه جشنها و خریدهای آن، هزینه های تهیه مسکن و وسایل خانه، گرچه هزینه های مقدماتی هستند، ولی بسا اوقات همین هزینه ها، به ویژه هزینه جشنها و خریدهای آن، آنچنان کمرشکن می شوند که تا سالها، آسیبهایش برای خانواده جبران شدنی نیست.

۳. هزینه ها و منافع ملی را توضیح دهید؟

اگر اداره بی ضابطه هزینه های فردی، تباهی زندگی فردی و ناتوانی مدیریت هزینه های خانواده، ناکامی و نومیدی خانواده را سبب می شود، مدیریت نادرست هزینه های فردی و خانوادگی در صورت همه گیر شدن، منافع ملی را نیز به باد می دهد. برای جبران کسری صادرات نسبت به واردات یا باید از خارج وام گرفت یا منابع نفت کشور را بیشتر صادر کرد. البته شرایط کنونی اقتصاد ایران ایجاب می کند که هم نفت خام به میزان هنگفت صادر کنیم و هم از خارج وام دریافت نماییم، تا واردات، امکانپذیر شود.

● دسته بندی هزینه ها

۱. هزینه ها ی کوتاه مدت، بلند مدت و میان مدت را توضیح دهید؟

هزینه های کوتاه مدت، هزینه هایی هستند که در زمانی اندک انجام می گیرند و دارای ویژگی جاری، روزمره و تکراری بودن نیز هستند. هزینه های میان مدت، هزینه هایی هستند که دامنه مصرفشان خیلی زود پایان نمی یابد، ضمن اینکه زمان درازی را مانند هزینه های بلندمدت دربر نمی گیرند. هزینه های بلندمدت، هزینه هایی هستند که زمان مصرف درازی دارند و روزمره و تکرار شونده به معنای هر روزه آن نیستند.

۲. هزینه های ضروری و غیرضروری را توضیح دهید؟

هزینه های ضروری هزینه هایی هستند که از مصرف آنها نمی توان خودداری کرد وگرنه خانواده با کمبودهای گوناگون روبه رو می شود. مانند هزینه های خوراک، پوشاک و ...

هزینه های غیرضروری را می توان هزینه هایی دانست که قابل صرف نظر کردن هستند مانند مصرف بیش از حد خوراک.

۳. هزینه های پیش بینی پذیر و پیش بینی ناپذیر را توضیح دهید؟

هزینه های پیش بینی پذیر، هزینه هایی هستند که با توجه به روال هزینه های خانواده، رویدادشان را می توان پیش بینی کرد. در حالی که هزینه های پیش بینی ناپذیر را یا به هیچ وجه نمی توان پیش بینی کرد و یا دامنه و شدت آنها را از پیش نمی توان تصور کرد.

۴. هزینه های مصرفی و سرمایه ای را تعریف کنید؟

هزینه های مصرفی، هزینه هایی هستند که در جریان مصرف از بین می روند، در حالیکه هزینه های سرمایه ای تداوم یافته، گاه بر آنها افزوده می شود. هزینه های خوراک، پوشاک، مسکن و ... جزو هزینه های مصرفی به حساب می آیند.

۵. هزینه های مادی و غیرمادی را تعریف کنید؟

هزینه های مادی، هزینه های عینی هستند و با پرداخت پول و یا انجام کار، صورت می گیرند. در حالیکه هزینه های غیر مادی در بسیاری از موارد، نامحسوس هستند؛ مثلاً پولی که در برابر خرید کالا و خدمات می پردازیم و یا کاری که در برابر دریافت کالا و خدمات انجام می دهیم، نمونه هایی از هزینه های مادی هستند. در حالیکه از نمونه های هزینه های غیر مادی می توان به اتلاف وقت، آبروریزی و ... اشاره کرد.

۶. هزینه های خرید و نگهداری را تعریف کنید؟

هزینه های خرید، هزینه هایی هستند که برای دستیابی به یک کالا و یا خدمت پرداخت می شوند، در حالیکه هزینه های نگهداری، هزینه هایی هستند که برای امکان پذیر کردن تداوم مصرف آن کالا و یا خدمت پرداخت می شوند. مثال :

پولی که برای خرید یک اتومبیل می پردازیم هزینه خرید به شمار می آید. در حالیکه هزینه های مربوط به تعمیر، تصادف و هزینه های مصرف بنزین و غیره هزینه های نگهداری هستند.

۷. هزینه های وابستگی زا و استقلال آور را شرح دهید؟

هزینه های وابستگی زا، هزینه هایی هستند که در اثر آن، واردات افزایش می یابد و کشور ناگزیر است برای پرداخت هزینه ارزی آن، نفت خام بیشتری بفروشد و یا از خارج وام دریافت کند. هزینه های استقلال آور، هزینه هایی هستند که در اثر آن تولید داخلی رشد می کند و ضمن افزایش سرمایه کشور، اشتغال افزایش و بیکاری کاهش می یابد.

۸. هزینه های اسمی و واقعی را شرح دهید؟

هزینه های اسمی، هزینه هایی هستند که برای دستیابی به کالا و خدمتی معین، ظاهراً پرداخت می شوند، ولی هزینه های واقعی، هزینه هایی هستند که واقعاً پرداخت می شوند. نمونه هزینه های اسمی، هزینه ای که برای پرداخت یک جفت کفش پرداخت می کنیم، می باشد؛ ولی اگر کیفیت و تناسب آن با شکل و کاری که از آن انتظار داریم در نظر گرفته نشده باشد، در عمل و در واقع، مجبور خواهیم شد چند جفت دیگر کفش بخریم تا نیازمان به کفش برآورده شود و این هزینه های واقعی خرید را تشکیل می دهد.

۹. هزینه های دوسویه و یکسویه را شرح دهید؟

هزینه های دوسویه هزینه هایی هستند که در برابر آنها، پول، کالا و یا خدمتی دریافت می شود. این گونه هزینه های جبران کننده پرداختهای ما هستند. در حالیکه در هزینه های یکسویه، هیچگونه پول، کالا و یا خدمتی در برابرآن دریافت نمی شود.

۱۰. هزینه های خوراکی و غیر خوراکی را شرح دهید؟

هزینه های خوراکی، هزینه هایی هستند که صرف خرید و یا تهیه کالاها و مواد خوراکی می شوند. در حالیکه هزینه های غیر خوراکی همه هزینه های خرید و تهیه کالاها و خدمت دیگر را دربر می گیرد.







واحد مرکزی خبر
 


 

● عاداتتان را تغییر دهید

جمله کلیشه ای قدیمی هیچوقت از زبان ها نمی افتد:قدیم ها چیزها خیلی ارزانتر بود. بله، تورم روی ارزش پولی که به زحمت درآورده اید بی تاثیر نیست. درست است، قبلاً با هزار تومان خیلی چیزها می شد خرید.

اما مردم معمولاً فراموش می کنند که ارزش پولشان بستگی به دورانی دارد که در آن زندگی می کنند. درست است که سی سال پیش میتوانستید با هزار تومان کلی چیز بخرید، اما حواستان باشد که آن روزها هم درآمدتان خیلی کمتر از الانتان بود.

مثلاً اگر یک چیز در سال ۱۹۶۰ یک دلار برایتان تمام می شد. امروز باید برای آن حداقل ۶ دلار بپردازید. تازه این درمورد دلار است، درمورد پول ایران که وضع خیلی مصیبت بارتر است.

صرفنظر از دورانی که در آن زندگی می کنید، لازم است که با راه های اصلی پس انداز پول آشنا شوید که پدرها و پدربزرگهای شما برای رسیدن به زندگی بهتر از آن استفاده می کردند.

● الفبای پس انداز

اکثر والدین معمولاً درمورد اینکه توانسته اند شرایط تحصیلات مناسب را برای فرزندانشان فراهم کنند، به خود می بالند. اما متاسفانه آنها فراموش می کنند تا راه و روش پس انداز کردن پول را هم به فرزندانشان آموزش دهند.

در این مقاله قصد داریم شما را با چند و چون پس انداز و ذخیره ی پول آشنا کنیم.

۱. واقعیت را بررسی کنید

قبل از خرید هر چیز گرانقیمت و بزرگ، اطمینان پیدا کنید که این خرید را از روی احساس انجام نمی دهید. مردم عادت دارند که خریدهایی غیر ضروری را فقط از روی هوس انجام دهند به جای نیاز. توصیه ی من این است که قبل از هر خرید، خوب موقعیت خود را بررسی کنید و واقع بین باشید.

۲. قیمت ها را مقایسه کنید

قبل از هر خرید، من توصیه میکنم که همه جا را ببینید. اگر با دیدن یک چیز در یک فروشگاه سریعاً دست به خرید آن بزنید ممکن است سرتان را کلاه بگذارند. سوال کردن از فروشگاه های دیگر و پرس و جوی قیمت چندان زحمتی هم نمی برد.

اگر وقت کافی برای پرس و جوی قیمت ندارید، من توصیه می کنم که همه ی جزئیات را از یک فروشنده سوال کنید و بعد با فروشگاه های دیگر برای چِک کردن و مقایسه ی قیمت ها تماس بگیرید. وقتی ارزانترین فروشگاه را پیدا کردید، بعد دست به خرید بزنید.

۳. چانه بزنید

بعضی مردم خجالت می کشند یا بیش از این مغرور هستند که بخواهند سر قیمت چیزی با فروشنده چانه بزنند. اما جالب است بدانید که پولدارترین مردم همیشه بیش از سایرین هنگام خرید چانه می زنند. همین دلیل ثروتمند بودن آنها را می رساند. چون آنها ارزش پولی که به زحمت به دست آورده اند را می دانند و هیچوقت آن را الکی دور نمی اندازند.

● قدم به قدم تا پس انداز پول

بدانید که هیچوقت برای پس انداز کردن پول دیر نیست. در اینجا میخواهیم تکنیک های جمع کردن پول و پس انداز را برایتان معرفی کنیم.

۱. همه ی حقوقتان را خرج نکنید

کار را با نگهداشتن میزان حتی خیلی کمی از حقوقتان شروع کنید. سعی کنید هر ماه ۱۵ تا ۱۸ درصد از حقوق دریافتیتان را کنار بگذارید، اما اگر نتوانستید آنقدر هم پس انداز کنید باز نگران نباشید. مهم این است که پیوسته مقداری هرچند هم کم را پس انداز کنید.

۲. تعداد برداشت از حساب خود را کمتر کنید

هروقت که با استفاده از دفترچه حسابتان، پولی برداشت می کنید، یک نرخ اضافی هزینه می کنید. مخصوصاً اگر برداشت را در بانک خودتان هم انجام ندهید، این هزینه بیشتر خواهد شد.

به جای برداشت های مختلف، هزینه ی یک هفته ی خود را برآورد کرده و همان میزان پول از حساب برداشت کنید و هر مقدار که آخر هفته از آن پول باقی ماند را به پس انداز خود اضافه کنید.

۳. حواستان به پولتان باشد

به خوبی مراقب دخل و خرجتان باشید. ببینید پولتان را کجا خرج می کنید. آن دسته از افرادی که می دانند پولشان را بابت چه خرج میکنند، معمولاً کمتر خرج کرده و بیشتر پس انداز می کنند. با یادداشت کردن همه ی خرج و مخارجتان، هیچوقت بیش از بودجه تان خرج نخواهید کرد.

۴. کمتر سراغ وام های کوتاه مدت برید

پولی که صرف سود وام می شود، پولی است که می تواند پس انداز شود. تا آنجا که می توانید سعی کنید کمتر سراغ وام گرفتن بروید. به خصوص وام های کوتاه مدت مثل وام دانشجویی، وام ماشین و امثال اینها.

۵. برنامه ریزی منظم پس انداز داشته باشید

به ندرت پیش می آید که کسی پس انداز را جزء برنامه ی منظم زندگی خود قرار دهد. اما توصیه من به شما این است که سعی کنید هر ماه، هر چقدر که می توانید، حتی ۲۰،۰۰۰ تومان هم که شده، اما به طور مداوم و منظم پس انداز کنید.

● همین امروز شروع کنید

حق با خواننده ی عزیزی بود که در این مقاله نامه اش را مطرح کردیم. او فهمیده است که باید قبل از اینکه خیلی دیر شود، راهی برای پس انداز کردن پولش پیدا کند. چون شما هیچ وقت نمی دانید که در آینده چه اتفاقی می افتد و کی به مقداری پول ضروری احتیاج پیدا می کنید.

۱۵ سال آینده که فرزندان او می خواهند به دانشگاه بروند، چه می شود؟ آیا این آقای محترم از پسِ خرج و مخارج دانشگاه آنها برمی آید؟ اگر کارش را از دست بدهد چه؟ او همین حالا هم برای پرداخت کرایه خانه کلی به دردسر می افتد، چه برسد به آن موقع.

به خاطر همین است که پس انداز کردن پول به یکی از مهمترین مسائل زندگی تبدیل می شود. چون هیچکس نمی داند روز مبادا کی است و چه اتفاقی برایش می افتد!
 


 

مقاله ای در روزنامه نیویورک تایمز با عنوان «پول حرف نمی زند» به چاپ رسیده است که دلائل رفتار زنان در پرداخت پول نقد و نه ارائه کارت اعتباری در هنگام خرید اقلام لوکس و گران قیمت را بررسی می کند. به نوشته مقاله زنان علت اصلی چنین رفتاری را متوجه نشدن شوهران شان و جلوگیری از بگومگو ذکر می کنند.

شهلا عزیزیان پس از ماه ها ورانداز کردن یک کیف سیاه شانل در خیابان پنجم نیویورک، آماده برای یک ولخرجی و خودنمایی شد. به جای اینكه قیمت کیف ۲۰۰۰ دلاری را با کارت اعتباری بپردازد ، با احتیاط یک بسته اسکناس تانخورده ای که با خود آورده بود را بر روی پیشخوان گذاشت. خانم عزیزیان که مالک یک بوتیک لباس زنانه در منهاتان است، از درآمد فروشگاه خود توانسته است به استقلال مالی برسد اما برای احتراز از مخالفت و نکوهش شوهرش که ۲۷ سال است با هم زندگی می کنند از پول نقد برای خرید استفاده می کند تا زندگی آرام و بی دردسری داشته باشد. خانم عزیزیان ۵۰ساله می گوید «سلیقه شوهرم به گرانی سلیقه من نیست و او نیاز به داشتن چنین چیزهای گران قیمتی را درک نمی کند. اگر چه من درآمد خودم را دارم، خرید کردن با پول نقد بسیار آسان تر از بحث و گفت و گو درباره چیزهایی است که خریده ام.»

با اینكه در سال ۲۰۰۷ و نه سال ۱۹۵۷ زندگی می کنیم، عمل قدیمی پنهان کردن ناپرهیزی های شخصی زنانه از طریق پرداخت پول نقد هنوز هم ادامه دارد در حالی که اکثریت زنان امروزی درآمد دارند و درآمد قابل تصرف خانوارها بسیار بیشتر از گذشته است.

زنان دلائل متعددی برای این کار خود ذکر می کنند. برخی مثل خانم عزیزیان امیدوارند با این کار جلوی مشاجره با شوهر خسیس خود را بگیرند. دیگران از بی حساب و کتاب خرج کردن برای خودشان، احساس گناه می کنند و بنابر این ترجیح می دهند پول نقد بپردازند که آسان تر از صورت حساب ماهانه کارت اعتباری فراموش می شود. تعدادی نیز می گویند با کلاه گذاشتن سر شوهران شان احساس آزادی بیشتری می کنند.

در حالی كه به دست آوردن آمارهای دقیق در این باره سخت است، بر طبق تحلیل ها و مصاحبه های انجام شده در سطح فروشگاه ها مشخص شده است که در چند سال گذشته، تعداد زنانی که برای خرید کالاهای لوکس و طرحدار پول نقد می دهند افزایش یافته است. مارشال کوهن تحلیلگر یک بنگاه تحقیقات بازار که در هر هفته ۴۵۰۰ مصاحبه انلاین درباره عادات خرید مصرف كنندگان انجام می دهند می گوید «تعداد زنانی که کالاهای لوکس را با پول نقد می خرند رشد بسیار زیادی دارد.» او که هر هفته با ۱۰۰خریدار مصاحبه می کند گفت كالا هایی كه زنان می خواهند خرید آنها را مخفی نگهدارند از اقلام ۱۵۰ دلاری تا ۱۰۰۰۰ دلاری را شامل می شود. پاسخ آنها برای اینكه چرا چنین کاری می کنید همیشه یکسان است. شوهرانشان با نیاز آنها به داشتن چنین اقلام گران قیمتی احساس همدردی و نزدیکی نمی کنند و اینکه خرید نقدی به آنها استقلال می دهد.»

هوارد دیویدویتز که چندین دهه است در مورد عادات مصرف کنندگان تحقیق می کند گفت در سه سال گذشته خریدهای نقدی بیشتری دیده است به طوری که خرید کیف دستی ۲۰۰۰ دلاری و کفش ۷۰۰ دلاری کاملا رایج شده است.

یک موسسه مشاور بازاریابی اعلام کرد زنان حدود ۶۵ درصد کالاهای لوکس را می خرند. پرداخت اقلام گران قیمت با بسته های اسکناس، چشمگیرتر از دادن چند اسکناس برای اقلام ارزان است. اما یک نظرسنجی غیر رسمی از مدیران و فروشندگان ۱۵ فروشگاه معمولی نشان می دهد که مشتریان این فروشگاه ها نیز برخی اوقات برای خرید اجناس کمتر از ۱۰۰دلار پول نقد می دهند. به این لحاظ دشوار است بگوییم آیا آنها با این کار سعی می کنند تا خرید خود را پنهان سازند یا صرفا از پول توی جیب خود استفاده می کنند.

آقای دیویدویتز گفت «در فروشگاه های سوپر لوکس، خرید بیش از یک تجربه اجتماعی است. فروشندگان آموزش دیده اند تا با مشتری تعامل داشته باشند و بحث و گفت و گو کنند.» او می گوید بنابر این کارکنان فروشگاه های لوکس بیش از بقیه می توانند استدلال زنان برای اینکه چرا پول نقد می پردازند را بشنوند.

این خریدها شبیه دورانی شده است که زنان کمتری کار می کردند و پول توجیبی را ازشوهرانشان می گرفتند مردانی که بودجه خانواده در دستانشان بود و به عنوان رییس خانوار دارای قدرت بودند. اما امروز با اینکه ۵۶ درصد زنان ۱۶سال و بالاتر کار می کنند و ازدواج به شراکت بین دو شخصیت برابر تبدیل شده است، تعداد حیرت آوری از زنان هنوز احساس می کنند لازم است تا مقدار خرج کردن برای اقلام شخصی، خصوصا در مورد هوس بازی های کلیشه ای زنانه مثل خرید پوشاک را پنهان سازند.

امی دیویسکو که مالک یک فروشگاه لباس است می گوید «زنان از واکنش همسرانشان به صورتحساب خرید، ترس و واهمه دارند. پول نقد به آنها اجازه می دهد تا از آن برخورد جلوگیری کنند.»

خانم دیویسکو که ۱۷سال است ازدواج کرده است حساب بانکی و کارت های اعتباری مخصوص خود را دارد اما حتی او نیز برخی اوقات برای خواسته های گران قیمت خود از پول نقد استفاده می کند. مشابه چند زن دیگری که برای تهیه این مقاله با آنها مصاحبه شد دیویسکو می گوید پرداختن پول نقد آسانتر از توضیح دادن دلیل خرید برای شوهرش است. او گفت «با پول نقد هیچ صورت حسابی نمی آید. اگر من با کارت اعتباری بپردازم احساس می کنم که تا آخر ماه با صورتحساب آن دست به گریبان هستم و سخت است آن را توجیه کنم.»

حتی برخی شوهران کالاهای با قیمت متوسط را نیز غیرضروری دانسته و برآشفته می شوند. سندی استرن ۵۵ ساله که شغل مترجمی دارد و در نیوجرسی زندگی می کند بخشی از حقوقش را نقد می گیرد تا گاه گاهی کمربند و بلوز بیشتری در فروشگاه های متوسط بخرد و انبار کند. خانم استرن گفت «من دوست دارم مقداری از این چیزها داشته باشم و شوهرم این رادرک نمی کند حتی اگر آنها گران نباشند.»

فقط زنان ازدواج کرده نیستند که خریدهای خود را یواشکی انجام می دهند. امی پوتویکز ۲۳ساله که دانشجوی داروسازی است و با پدر و مادرش زندگی می کند برای نصف خریدهایش مثل یک کلاسور گران قیمت که به تازگی خریده است پول نقد می پردازد.

او سلیقه اش برای اقلام لوکس را به نامزدش سطح پایین جلوه می دهد. خانم پوتویکز که پول خریدهایش را از یک شغل پاره وقت به دست می آورد می گوید «اگر نامزدم در دنیای طرح و مد بود فکر نمی کنم مجبور بودم اینقدر چیزها را از او پنهان کنم. اما من احساس گناه نیز می کنم. وقتی من چیز خیلی گرانی می خرم و او می پرسد چند خریده ام من نمی خواهم قیمت واقعی را به وی بگویم چون برخی اوقات می ترسم او فکر کند من دیوانه هستم.»

مارلین بوتاس یک روانشناس در منهاتان که غالبا با مسائل مالی در عمل برخورد دارد می گوید حتی اگر پول زوجین با هم مخلوط شده باشد زنان می ترسند که مردان ممکن است اشتیاق همسرانشان به نو کردن کمد لباسهای شان را با تحقیر بنگرند.

در دورانی که زنان نزدیک به نیمی از نیروی کار را تشکیل می دهند و در مشاغل سطح بالای مدیریتی حضور دارند تصور پنهان کردن خریدها از شوهرانشان به نظر منسوخ و حتی شریرانه می آید. کسانی که نقش زن و مرد را بررسی می کنند علت را ماندگاری قالب های ذهنی می دانند. کاملین گرسون استاد جامعه شناسی در دانشگاه نیویورک و نویسنده کتاب «تقسیم زمان: کار، خانواه و نابرابری جنسیتی» می گوید «به طور سنتی فرض می شده است که زنان فداکار و نوع دوست تر هستند و سایر اعضای خانواده را مقدم بر خودشان می دانند و قرار نیست دست و دلباز بوده و به خود توجه کنند.»

« او گفت «زنان خریدهای شخصی خود را پنهان می سازند تا با این برچسب زنی کنار بیایند.» یک روش مورد علاقه بسیاری از خریداران مخفی کار، برداشت چند صد دلار در هر دفعه از حساب بانکی است. آنها این پول را در جای امن خصوصی مثل کشوی لباس مخفی می کنند تا به حد کافی برای یک خرید درست و حسابی برسد. برخی نیز می گویند آنها در خرید از خواربارفروشی چک با مبلغ بالاتر می کشند و مابه التفاوت را پول نقد می گیرند.

عده ای حتی پیچیده تر از این عمل می کنند. یک زن ۵۰ ساله که نخواست نامش فاش شود گفت او قیمت اثاثیه و دکور منزل را به شوهرش بیشتر می گوید و اضافه پول دریافتی را برای خودش نگه میدارد. او ترجیح می دهد برای خریدها و سفارشات منزل پول نقد پردازد چون برخی فروشگاه ها و پیمانکاران، مالیات اضافه نمی کنند. این زن گفت شوهرش تنها نان آور خانوار است. «شوهرم در مورد خرج های مربوط به منزل، هر چقدر که باشد مشکلی ندارد. اما فقط خریدهای من است که او را اذیت می کند.»

این زن برخی اوقات لذت می برد که شوهرش را فریب می دهد. شوهری که فقط گاهی اوقات متوجه جواهرات گران قیمت وی می شود و اگر بپرسد آیا اینهایی که استفاده می کنی جدید نیستند همیشه پاسخ می دهم که سال های سال است اینها را دارم. این زوج قطعا مشکل پولی ندارند چون صاحب سه خانه هستند. اما زن هنوز احساس می کند که لازم است تا برای خریدهای خودش، پولی را قایم کند. او گفت این کار اجازه می دهد تا استقلالم را حفظ کنم.

اما برخی روانشناسان موافق نیستند. کاملین گورنی یک روانشناس که به افراد و موسسات درباره روانشناسی رفتار مالی مشاوره می دهد می گوید «اگر کسی مجبور به پنهان کاری باشد پس واقعا آزاد و مستقل نیست.» او گفت بحث کردن منظم و حتی مشاجره و استدلال درباره مقدار خرج کردن پول باعث یک رابطه سالم بین زوجین می شود.

اما خانم عزیزیان، خرج کردن یواشکی خود را شبیه نوعی تفریح بی ضرر می داند. او گفت «این فریبکاری نیست.» صندوق فروشگاه وی مرتب با خریدهای نقدی لباس های مختلف زنانه پر می شود. مردان قطعا مبرا از چنین خریدهایی نیستند.

روانشناسان می گویند تفاوت در اینجا است که مردها در مورد خریدهای شخصی خود مثل یک گوشی موبایل چند صد دلاری یا لپ تاپ چند هزار دلاری، صادقانه تر هستند حتی اگر به مشاجره کشیده شود.

دکتر پوتاس می گوید «تجربه نشان می دهد وقتی مردان پول در می آورند آنها تصور می کنند پول خودشان است اما زنان حتی اگر پول خودشان باشد برخی اوقات احساس می کنند مجبورند برای خرید اجناس اجازه بگیرند.»

جاسین مالترانجلو ۲۸ساله که طراح صفحات وب است یک پلی استیشن سونی ۲۰۰ دلاری خرید تا در یک پرواز داخلی وقتش را پر کند. او گفت «من به این احتیاج نداشتم اما واقعا می خواستم آن را داشته باشم.» آقای مالترانجلو می گوید با وجود عدم موافقت همسرش، هرگز اتفاق نیفتاده است تا چیزی درباره چیزهایی که خرید می کند بروز ندهد حتی اگر هزینه آنها هزاران دلار بوده است.» او گفت «من ترجیح می دهم درباره چیزهایی که می خرم درگیری داشته باشم تا اینكه پنهان کاری کنم.»

سایر مردها از سیاست «چیزی نپرس و چیزی نگو» استفاده می کنند. یک مدیر سرمایه گذاری ۴۰ ساله در نیویورک که هر ساله با دوستانش چند بار به سفر تفریحی می رود و ده هزار دلار در قمار از دست می دهد هرگز در این مورد با همسرش صحبت نمی کند. این مرد که تنها فرد شاغل در خانواده است شک ندارد که همسرش مرتب از فروشگاه های لباس خرید کرده و پول نقد می پردازد. وی می گوید «او شش جفت کفش نو دارد که در کارت اعتباری وی ثبت نشده است. من در این مورد چیزی به وی نمی گویم چون مشکل مالی نداریم. این هزینه ازدواج است که باید بپردازم و مادامی که همسرم با من است حساب کشی خریدهای وی معنا ندارد.»







روزنامه دنیای اقتصاد
 


 

روزنامه های ما در سالهای اخیر از قول مسئولین دستگاههای دولتی و بعضاً خصوصی كه خدمات به مردم ارائه می دهند بارها و بارها از كلمهٔ مصرف بی رویه استفاده كرده اند. مسئولین آب و برق كشور، گاز در فصول زمستان، بنزین، شكر، نان و ... از جمله مسئولینی هستند كه هر زمان با مشكلی از نظر كمبود عرضه روبرو می شوند یا می خواهند قیمت ها را افزایش دهند یا جیره بندی نمایند از مردم ایران به عنوان افرادی كه مصرف بی رویه و بالاتر از استانداردهای جهانی دارند نام می برند.

در ایران كه هنوز یك كشور در حال توسعه است، در بسیاری از موارد مصرف و خدمات ارائه شده به صورت سرانه پائین تر از متوسط سطح جهانی است. مصرف متوسط سرانه برق ایران، مصرف آب آشامیدنی،بنزین و بسیاری از اقلام دیگر از كشورهای پیشرفته دنیا كمتر است. كمبود تولید و عرضه این محصولات بسیاری از مسئولین را به صرافت انداخته است كه فردی غیر از خود را مقصر معرفی كنند و چه فردی بهتر از مصرف كننده ایرانی كه هیچ سازمان و انجمنی حامی آن نیست و در مقابل سیل اتهامات مصرف بی رویه، غیر مسئولانه، پر مصرف و دهها لقب دیگر كه می تواند ضعف مسئولین را بپوشاند قادر به دفاع از خود نمی باشد. نكته قابل توجه این است كه طرح این نوع اتهام ها از طرف مسئولین، مدیران و گروهی از روشنفكران قبل از انقلاب نیز وجود داشت.

مگر نه این كه وظیفه مدیران و مسئولین این سازمانها تأمین نیازهای مردم در مقابل پرداخت هزینه آنها است، پس چرا به جای عمل كردن به وظیفه خود، عدم توانایی خود را در تأمین عرضه این نوع كالاها با مقصر جلوه دادن مردم می پوشانند.

مدیران و مسئولین هر بنگاهی وظیفه دارند كه تلاش نمایند، امكانات لازم از جمله سرمایه، نیروی انسانی و دانش لازم را به خدمت گیرند تا خدمات مورد نیاز مردم را فراهم نمایند. رشد مصرف یك امر طبیعی است كه به علت افزایش جمعیت، افزایش سطح درآمد و پیشرفت تكنولوژی و كالاها و مصارف جدید در هر اقتصادی ایجاد می شود و نباید آنرا یك پدیده مضّر، بد یا ناگوار برای جامعه دانست. در حقیقت، استفاده از یخچال، كولر، جاروی برقی، ماشین لباسشویی، اجاق گاز باعث افزایش رفاه جامعه از طریق افزایش كارآیی، كاهش هزینه ها و كاهش آلام ناشی از كارهای بدنی و افزایش میزان بهداشت جامعه می شود.

دربسیاری از مواقع مشكلات تولید به عدم استفاده از تكنولوژی امروزی، فرسودگی و قدیمی بودن تجهیزات و لوازم و ضعف مدیریت بر می گردد. در شرایطی از مصرف بی رویه برق در ایران صحبت می شود كه بر طبق گزارش روزنامه ها "فرسودگی شبكه توزیع برق باعث اتلاف انرژی به میزان ۷۶۰۱ میلیون كیلو وات ساعت كه ۰۹/۱۳ درصد كل تولید برق است می گردد. اگر اتلاف داخلی نیز به آن اضافه شود این رقم به ۵/۲۰ درصد می رسد و ضرری بالغ بر ۶۰۰ میلیارد ریال در سال را موجب می گردد." این مسئله در مورد شبكه آب تهران، فرسودگی پالایشگاهها، برخی كارخانجات مثل دخانیات نیز صدق می كند كه باعث افزایش هزینه ها و كمبود عرضهٔ محصولات می گردند. مدیران به جای تلاش جهت رفع مشكلات و افزایش كارآیی و بالا بردن كیفیت، آنرا به گردن مردم می اندازد.

علاوه بر مشكلات فنی و مدیریتی، عدم توجه به ابعاد اقتصادی مسئلهٔ مشكلات زیادی جهت تولید ایجاد می كند. به جای استفاده از مكانیزم قیمت و بازار كه موجب ایجاد تعادل بین عرضه و تقاضا می گردد، مسئولین سیاسی با اهداف دیگری از جمله جلوگیری از تورم، توزیع عادلانه تر درآمد و یا كمك به گروههای كم درآمد جامعه با سیاست تثبیت قیمت كالاها و خدمات دولتی باعث جلوگیری از رشد تولید، عدم سرمایه گذاری و رشد عرضه متناسب با تقاضا می گردند. بنابراین، با ایجاد شكاف بین عرضه و تقاضا، موجب كمیابی محصولات، كاهش كیفیت و در نهایت جیره بندی كالاها می گردند.

به جای استفاده از مكانیزم قیمت و بازار كه موجب ایجاد تعادل بین عرضه و تقاضا می گردد، مسئولین سیاسی با اهداف دیگری از جمله جلوگیری از تورم، توزیع عادلانه تر درآمد و یا كمك به گروههای كم درآمد جامعه با سیاست تثبیت قیمت كالاها و خدمات دولتی باعث جلوگیری از رشد تولید، عدم سرمایه گذاری و رشد عرضه متناسب با تقاضا می گردندچگونه می توان استفاده از تلفن، فاكس و اینترنت را برای مردم به این عنوان كه دستگاههای انحصاری دولتی توانایی تأمین هزینه های سرمایه گذاری را ندارند منع كرد و به جای واگذاری امور به بخش خصوصی و استفاده از سرمایه آنها، تكنولوژی های قدیمی، ناكارآ و پر هزینه را استفاده كرد و قادر به تأمین عرضه این كالاها به میزان نیاز مردم نبود. اگر وسائط نقلیه عمومی نداریم مردم پیاده بروند كه برای سلامتی آنها بسیار مفید است، اگر مصرف بنزین افزایش یافته است، مردم حق استفاده از اتومبیل های شخصی خود را ندارند، اگر مراكز تلفن های دیجیتال نداریم این گناه مردم است كه زیادی صحبت می كنند كه دستگاههای قدیمی آنالوگ ما قادر به برقراری ارتباط نیست، اگر تلفن های سیار كمیاب است و مردم باید ماهها در صف انتظار باشند و بازار سیاه دارد و یا پس از چهار پنج بار تلاش موفق به صحبت می شویم كه حین مكالمه قطع می شود باز هم گناه مردم است. در حالی كه شركت مخابرات با پولی كه چند برابر مردم كشورهای دیگر برای خرید سیم كارت از مشتركین دریافت می كند قادر به ارائه سرویس خوبی نمی باشد.

مشكل مسائل محیط زیست، آلودگی هوا، صدا، آب زمانی مطرح می شود كه ما ناگزیریم یك شهر ۱۰ میلیونی را به علت آلودگی هوا تعطیل كنیم و میلیاردها تومان ضرر به اقتصاد كشور بزنیم به این دلیل كه سالهاست راهی را كه كشورهای دیگر برای مبارزه با آلودگی هوا پیموده اند و تجربه نموده اند خود باید تجربه كنیم و یا برای حفظ منافع تعدادی از شركتهای خودروسازی تجربهٔ دیگران را ندیده بگیریم. بر طبق گزارش بانك جهانی، ایران رتبه ۱۱۷ را در پاكی هوا در میان ۱۳۳ كشور جهان دارا می باشد. هم چنین، خسارت سالانه آلودگی هوا در ایران ۴/۱۴ هزار میلیارد ریال برآورد گردیده است كه ۶/۱ درصد تولید ناخالص ملّی می باشد.

بیش از ۳۰ سال از عرضهٔ بنزین بدون سرب در دنیا می گذرد و در ایران این امر تازه به چند سال قبل برمی گردد. سالهاست كه سیستم های كاتالیست برای كاهش آلودگی دود خروجی از اگزوزها مورد استفاده در تمام كشورهای اروپایی و آمریكایی قرار می گیرد در حالی كه این سیستم از تولید خودروهای ایرانی كه دستگاههای خود را از كشورهای اروپایی وارد می كنند به خاطر پائین آوردن هزینه تولید كنندگان عمداً حذف شده است.

بسیاری از داروها، مواد شیمیایی و افزودنی به مواد غذایی به خاطر خطرات بهداشتی در كشورهای دیگر تولید نمی شوند اما تولید كنندگان ایرانی یا وارد كنندگان به علت نبود دستگاه نظارتی قوّی با سلامت مردم بازی می كنند و آنرا به مردم بی اطلاع عرضه می نمایند. چه كسی گناهكار است؟ مردم &#۶۱۴۷۳;&#۶۱۴۷۳; چون به علت ضعف دستگاههای نظارتی و عدم مسئولیت پذیری عرضه كنندگان كالاها و خدمات مردم باید تاوان مصرف كالاهای غیراستاندارد و غیر بهداشتی را بدهند.

دلیل رشدهای بالای مصرف برخی كالاهای مصرفی علاوه بر عامل افزایش جمعیت ناشی از پائین بودن مصرف این كالاها در گذشته بوده است و یك امر طبیعی است كه با افزایش درآمد سرانه و با رسیدن مصرف به حد استانداردهای جهانی، این رشد كاهش و در حد عادی قرار می گیرد. به عنوان مثال رشد مصرف برق كه در سالهای گذشته حدود ۷ تا ۱۰ درصد بوده است را می توان از برق دار شدن روستاها، و استفاده روستائیان از لوازم برقی، تبدیل پمپ چاه های آب از گازوئیل به برق و استفاده بیشتر مردم از وسایل برقی مثل تلویزیون، ماشین لباسشویی، كامپیوتر، كولر و جاروی برقی از یك طرف و صنعتی شدن كشور و افزایش مصرف برق واحدهای صنعتی تولیدی از طرف دیگر دانست. هیچ یك از مصارف بالا را نمی توان با كلماتی چون "غیر عادی" یا "بی رویه" یا "بدون مبنا" تشریح كرد. زیرا افزایش مصرف خانگی نشان دهندهٔ افزایش سطح استانداردهای زندگی مردم ایران و افزایش مصارف صنعتی و تجاری حكایت از رشد تولید دارد كه در روند توسعه اقتصادی یك امر ضروری است.

اگر در زمینه خاصی مصرف را می خواهیم كاهش دهیم می توانیم از علامت های قیمتی استفاده كنیم كه این كار در حد متعارف جهت تنظیم مصرف در بخشهای اقتصادی یا ساعات خاصی می تواند مورد استفاده قرار گیرد. حتی می تواند موجب ابداعات و ابتكارات و نوآوری در تكنولوژی تولید و صرفه جویی در مصرف گردد. به عنوان مثال با افزایش قیمت نفت در دهه ۷۰، تكنولوژیهای جدیدی برای كاهش مصرف انرژی در بخشهای كالاهای مصرفی مثل یخچال و در بخشهای صنعتی مثل تولید آلومنیوم كه بسیار انرژی بر است صورت گرفت كه این امر به كاهش ۵۰ درصدی مصرف برق این كالا و تولید آلومینیوم در اروپا منجر گردید. مصرف امروزی یخچالهای استاندارد اروپا كمتر از ۵۰ درصد یخچالهای ایران است و صرفه جویی ناشی از استفاده از تكنولوژی جدید به معنای كاهش سرمایه گذاری برای ساخت نیروگاههای برق می باشد كه به عنوان مشكل اساسی صنعت برق مطرح می شود.

راه حل این مسائل چندان مشكل نیست، واگذاری بسیاری از خدمات به مردم، مسئول شناختن مدیران دولتی و خصوصی برای كمبودها و ایجاد یك سازمان واقعی حمایت از مصرف كنندگان كه توانایی كارهای تحقیقاتی و اقامه دعوا بر علیه مؤسسات، افراد و سازمانهایی كه در كار خود قصور می كنند را داشته باشد و مستقل از دستگاههای دولتی از منافع مصرف كنندگان دفاع نماید و ایجاد این سازمان می تواند به این وضع ناهنجار خاتمه دهد.







رستاک
 


 

بابا پول توجیبی من یادت نره ؛ این جمله ای است كه هر روز، هر هفته و دست كم هر ماه، مسئول امور مالی خانواده را مورد خطاب قرار می دهد و یك گفتمان عاطفی اصراری و در برخی موارد هم تنشی، فضای خانه را پر می كند؛ تنشی(!) از این جهت كه مطابق آمار سازمان ملی جوانان، ۵/۸۲ درصد از جوانان با این جمله كه این روزها پول حرف اول را می زند موافق بوده اند. البته این نظر در كنار كاستی های اقتصادی، غیرمنصفانه به نظر می رسد. در این آشفته بازار، فرزندان به فراخور درآمد یا بدون تناسب با آن، داد سخن درمی دهند كه پول توجیبی كافی نیست و كفاف خرج فلان و بهمان ضرورت غیرقابل انكار را نمی دهد و بابا پول بده، پول بده .در این مواقع، از والدین بخت برگشته گفتن نه و از لشكر سلم و تور خواهش و چانه. یك آمار فرضی، گویای مغلوبه شدن جنگ به نفع بچه هاست، البته در اكثر موارد؛ معمولا كسی راضی به رنجش و نارضایتی بچه ها نیست، شاید هم این امر تبعات و عوارض غیرقابل پیش بینی به همراه دارد كه كمتر فرد عاقلی جرات رویارویی با آن را دارد.پای صحبت بچه ها كه بنشینیم قضیه كمی فرق می كند. تقریبا هیچ كدام رضایتی از میزان دریافتی ندارند و دست آخر پدر، محكوم به جرم انحصار درآمدهای خانواده می شود. تمام این فراز و نشیب ها با نزدیك شدن به برگریزان طبیعت و بازگشایی مدارس، رنگ و بوی دیگری به خود می گیرد كه توجه به این مسئله، ضرب در بایدها و ضرورت های روان شناسی كودك می شود.گذر از طرفین این معادله، ناظر را به رویت واقعیات اجتماعی می كشاند. این واقعیات حاكی از رواج ناهنجاری های بسیار، ناشی از افراط و تفریط والدین در پرداخت پول توجیبی بچه هاست. در یك سو كودكانی را می یابیم كه از انباشت نداشته ها چشم و دل در گرو همسالان غنی تر یا دارایی های آنان دارند و در دیگر سو، فرزندانی كه متاسفانه از فرط اشباع، به دنبال هیجانات كاذب، اقدام به سرقت های كوچك و بزرگ می كنند. به این ناهنجاری ها باید استعمال دخانیات، مواد مخدر و قرص های روان گردان را نیز افزود. تمامی این كج روی ها بر خلاف تصور عموم، تنها ناشی از فقر نبوده و برخی اشكال آن بیشتر مبتلا به قشر غنی است. قشر خاصی از كودكان كه آستانه لذت آنها روزبه روز بالا می رود، دیگر با بازی و سرگرمی و تفریحات سالم ارضا نشده و طعمه های خوبی برای فروشندگان انواع كالاهای جرم زا می شوند. پیوسته باید این نكته را مدنظر قرار دهیم كه تنها، نوع سودجویی از كودكان دارا و ندار تفاوت می كند.تجربه روان شناسان نشان می دهد كه تعداد زیادی از افرادی كه شرایط را سریعا سخت و ناهموار ارزیابی كرده و تحمل مشكلات و مصائب را برنمی تابند، در زمان كودكی و نوجوانی تحت حمایت های بی مورد قرار داشته اند و به قول معروف نازك نارنجی بارآمده اند.

بایست برای نوجوانانی كه در مقابل فضای نسبتا مناسب خانواده، دوستان را ترجیح می دهند كه براساس نظرسنجی سازمان ملی جوانان، ۴۷ درصد برآورده شده اند تمهیدی اندیشید تا در آینده، برخی از آنان شرایط سهل و نامشروع را بر شرایط سخت و مشروع ترجیح ندهند.با این وجود، طیف كودكانی كه از این جنبه در معرض خطر قرار دارند، در مقابل خیل عظیم كودكان فقیر، بسیار ناچیز است؛ به طوری كه بحث از بایسته های توزیع قدرت خرید بین كودكان فقیر، اكثریت مخاطب ها را پوشش می دهد. فرزندانی كه زیر بار نداشته ها، دچار سرخوردگی و انواع خودكم بینی می شوند و به بیان دیگر، بحران هویتی كه جامعه شناسان تنها دوردست ها را برای علل آن جست وجو می كنند، از همین كاستی ها آغاز می شود. بنابراین پول توجیبی ضرورتی است كه باید به عنوان یارانه بچه ها همیشه منظور شود.

چنانچه والدین به این مقوله بیشتر توجه كنند، میزان تبعات سوء كمبودهای اقتصادی فرزندان كاهش می یابد. همچنین اگر سیستم پول توجیبی هفتگی یا ماهانه،به جای سیستم روزانه درست مورد استفاده قرار گیرد، فرزندان متوجه می شوند كه برای رساندن بودجه تا وصول پول توجیبی بعدی باید تدابیر اقتصادی از جمله صرفه جویی، حذف خریدهای غیرضروری و اولویت بندی نیازها را پیش گیرند و در غیر این صورت باید چند روزی را با جیب خالی سر كنند.تدبیر دیگری كه می تواند موجب پرورش ذهنی و آمادگی كودكان و نوجوانان برای رویارویی با آینده ای پرفراز و نشیب باشد، در نظر گرفتن سیاست های تشویقی توسط والدین و پرداخت پول توجیبی بیشتر در قبال قبول مسئولیت و مشاركت در امور خانه است. چنین تمهیداتی فرد را آماده دستیابی به استقلال روحی ومهارت های زندگی می سازد. این درحالی است كه متاسفانه خانواده های ایرانی كمتر چنین رویكردهایی را مدنظر قرار می دهند و در اكثر موارد، برای جلب مشاركت فرزندان، با مشكلات زیادی مواجه می شوند.حال بهتر است برای رویارویی با واقعیات موجود در جیب نسل جوان و بویژه محصل، سری به آمار سازمان ملی جوانان درخصوص وضعیت اقتصادی این قشر بزنیم.







روزنامه همشهری
 


 


صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :30   20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 >