با اینكه دیگر بچه نیست و سنش از ۲۵ سال هم گذشته اما هنوز نمی داند چگونه باید پول هایش را خرج كند.اگر اول ماه ۵۰۰هزار تومان به او بدهید، یك هفته مانده به آخر ماه پول ندارد و باز هم دست از پا درازتر با قرض و قوله هایی كه بالا آورده پیش شما برمی گردد. اصلاً به خودتان رفته است، به نوجوانی و جوانی شما. شما هم بلد نبودید پس انداز كنید و خرج و دخلتان را طوری تنظیم كنید كه آخر ماه به آشوب و دلهره نیفتید. اما عذاب می كشید از كوره در می روید، سر او داد می زنید و به این فكر می كنید كه چرا فرزند شما آدم نمی شود و حد و حدود خرج و دخلش را نمی داند. چند روزی با همدیگر قهر می كنید و به كودكی هایش فكر می كنید به آن روزها كه هیچ وقت از قلكی كه برایش خریده بودید هیچ صدایی بلند نمی شد.

● تربیت اقتصادی

بسیاری از ما بدون هیچ تربیت اقتصادی بزرگ می شویم. باز هم بسیاری از ما فرزندانی تربیت می كنیم كه از اقتصاد چیزی نمی دانند. شانه بالا می اندازیم و می گوییم: ما كه از علم اقتصاد چیزی نمی دانیم. در صورتی كه اصلاً لازم نبوده علم اقتصاد خوانده باشیم همان طور كه بسیاری از ما علوم تربیتی نخوانده ایم اما بسیاری مواقع فرزندان بسیار خوبی تربیت می كنیم كه جامعه پذیرای آنها است و آنها را تحسین می كند، پس چه می شود كه نمره ما در درس تربیت اقتصادی فرزندانمان خیلی بد می شود و گاه با تمام درس هایی كه می دهیم فرزندانمان در زندگی اقتصادی مردودی می آورند؟به نظر شما اولین گام در راه تربیت اقتصادی چیست؟ روان شناسان و جامعه شناسان و اقتصاددانان به آن جواب داده اند: پول توجیبی! هرچند به نظر می رسد همه ما با این واژه و چگونگی آن آشنا هستیم و هر هفته یا هر ماه با دادن مقداری پول فرزندمان را خوشحال می كنیم، اما در بسیاری مواقع عدم شناخت درست از این واژه كاربردی باعث می شود نه تنها به فرزندانمان چیزی بیاموزیم و آنها را با زندگی آشنا كنیم كه حتی موجب مسائل و مشكلات بسیاری می شود.

● پول توجیبی چیست؟

اشتباه است اگر فكر كنیم پول توجیبی پاداش رفتار خوب یا حق الزحمه كاری است و ما می توانیم با در نظر گرفتن و یا صرف نظر كردن از آن به عنوان عاملی برای فشار به كودكانمان استفاده كنیم و او را مجبور به فرمانبرداری از خودمان كنیم. پول توجیبی قبل از اینكه بخواهد بخشی از نیازهای مادی فرزندمان را رفع كند یك وسیله آموزشی و تربیتی است. در فرهنگ های مختلف به وسیله پول توجیبی سعی می شود مسوولیت و حق انتخاب و پس انداز به فرزندان آموخته شود. به وسیله در نظر گرفتن پول جیبی به آنها امكان تجربه عملی یك موقعیت اقتصادی را می دهیم و درهای ورود آنها را به دنیای آدم بزرگ ترها باز می كنیم و به آنها امكان می دهیم با مسائل مالی اطراف خود آشنا شوند و یاد بگیرند چگونه از پولی كه در اختیار آنها قرار گرفته استفاده كنند.

● سن پول توجیبی

تحقیقات انجام گرفته درباره پول توجیبی نشان داده سن گرفتن پول توجیبی می تواند از دهه دوم زندگی افراد شروع شود. یعنی زمانی كه آنها وارد اجتماع شده اند با افراد بسیاری در مدرسه و محیط بیرون تماس دارند و توانایی شناخت پول و مكان های برآورده كردن نیازهایشان را می دانند. البته در مواردی توصیه می شود با تمرین های كوچك تر مثل خرید یك قلك و جمع كردن پول از سن ۳ ـ ۴ سالگی فرزندتان را با پس انداز آشنا كنید كه این مورد درباره ۲ طبقه بسیار توصیه می شود. اول طبقه خانواده های ثروتمند و دوم خانواده هایی كه از موقعیت پایینی برخوردار هستند و به نوعی زندگی شان با میزان پولی كه دارند (و یا ندارند) با دیگران متفاوت است.

● چقدر پول توجیبی بدهیم؟

قبل از اینكه درباره میزان پول توجیبی صحبت كنیم لازم و ضروری است فرزندانمان را با وضعیت اقتصادی خانواده آشنا كنیم و به آنها بیاموزیم كه در چارچوب امكانات مالی خانواده می توانند پول توجیبی داشته باشند. در اختیار قرار دادن میزان زیادی پول توجیبی كه هیچ سنخیتی با موقعیت خانواده ندارد، می تواند به درك ناصحیح كودك از موقعیت خود منجر شود و خانواده ها شاید بتوانند تا زمان ۱۱ ـ ۱۰ سالگی آن را طاقت بیاورند و غیرواقعی جلوه دهند اما بعد از گذشت این سال ها و پا گذاشتن كودك به سن نوجوانی شاهد شخصیتی زیاده خواه و پرتوقع هستیم كه به هیچ وجه نمی خواهد موقعیت خانواده را درك كند. در این مورد نه تنها فرد در ارتباط با خانواده اش دچار مشكل می شود كه خودش هم با شخصیت خودش درگیری پیدامی كند. به طور خلاصه پول توجیبی نباید نه به آن اندازه زیاد باشد كه ارزش خود را از دست بدهد و كودك با خیال راحت پول خرج كند بدون اینكه با خود حساب و كتابی داشته باشد و نه باید به آن اندازه كم باشد كه كودك برای رفع نیازهای خود به اعمال نادرست و راه های خلاف كشیده شود.

● پول توجیبی ماهانه یا هفتگی

پول توجیبی باید از قاعده و نظم خاصی برخوردار باشد. مثل روزانه، هفتگی و یا ماهیانه. دلایل دیركرد آن هم باید معقول و منطقی باشد و نباید به خاطر موارد دیگر مثل تنبیه و یا حتی تشویق زمان و میزان آن تغییر كند. اما برای كودكانی كه سن كمتری دارند می تواند برنامه ریزی به صورت روزانه و یا هفتگی باشد

● نظارت بر پول توجیبی

شما می توانید خیلی راحت و آسان و بدون هیچ زحمتی تمام نیازهای فرزندانتان را رفع كنید. آنها را تا مدرسه ببرید و برگردانید، تغذیه درون كیفش بگذارید خلاصه اینكه از مهم ترین چیزها تا جزیی ترین ها مثل بند كفش و تراش را برایش بخرید و نگران دیر و زود شدن و خوب بودن و نبودن پولی كه به او می دهید نباشید. اما او را از یادگیری بخش مهمی از زندگی كه اقتصاد و دخل و خرج است محروم می كنیم. خلاصه اینكه به جای دادن ماهی به فرزندتان ماهیگیری یاد بدهید اما حتماً بالای سر این ماهیگیرها باشید و غیرمستقیم نظارت داشته باشید چرا كه همان قدر كه پول توجیبی می تواند راهی برای به دست آوردن یك مهارت بزرگ زندگی باشد، می تواند شما و فرزندتان را به مخمصه هم بكشاند. به همین خاطر است كه كارشناسان علوم تربیتی توصیه می كنند حتماً بر چگونگی خرج شدن پول توجیبی فرزندتان نظارت داشته باشید. البته نباید نظارت شما به گونه ای باشد كه فرزندتان عطای پول توجیبی را به علت هر لحظه محاكمه شدن توسط شما به لقایش ببخشد و برای همیشه خاطره ای تلخ در ذهنش بماند.

● پا در كفش بزرگ ترها

كودكان همیشه مشتاق ورود به دنیای بزرگ ترها هستند. پاهای كوچكشان را در كفش های بزرگ آنها می كنند، عینكشان را به چشم می زنند و این شما هستید كه میان این همه بازی كودكانه می توانید راه های درست وارد شدن به این دنیای بزرگ را به آنها نشان دهید. راه هایی كه تنها در چارچوب تربیت های اخلاقی خلاصه نمی شود. راه هایی كه به آنها كمك می كند تا ارزش بسیاری چیزها همچون پول را بدانند. شرایط و امكانات اقتصادی مختلف را تجربه كنند و یاد بگیرند چگونه از پولی كه در اختیارشان قرار گرفته بیشترین و البته مناسب ترین استفاده را بكنند. اعتماد به نفس برای زندگی، مساوات طلبی، میل به استقلال داشتن و آینده نگری از جمله نتایجی است كه ارتباط تنگاتنگی با پول توجیبی دارد. پولی كه بسیاری كارشناسان معتقدند میزان آن مهم نیست بلكه مهم تر از آن تجربیاتی است كه همین پول كوچك برای روزهای آینده به ارمغان می آورد.







روزنامه تهران امروز
 


 

درباره اهمیت بنیان خانواده در شکل گیری و قوام یافتن جوامع، تحلیل های فراوانی از منظرهائی چون روانشناسی، جامعه شناسی، مردم شناسی و... ارائه شده است که هرکدام به گونه ای بر نقش تعیین کننده این نهاد در چگونگی بافت و ساخت اجتماعی تأکید کرده اند. چه آن زمان که هزاران سال قبل، چند خانواده در کنار رودخانه ای بساط زندگی پهن می کردند و چه اکنون که دنیای فرامدرن، خانواده ها را کوچک و کوچک تر ساخته است، همواره نظام های اجتماعی، تا حدود زیادی، بازتابی از نحوه تعامل انسان ها در درون خانواده بوده اند.

از این در همه اندیشمندان و متفکرانی که ر شاخه ای از علوم انسانی فعالیت می کرده اند، ناگزیر و گاه ناخوسته به تأمل درباره روابط خانوادگی پرداخته اند، نگاهی به تاریخ اندیشه، از یونان باستان تاکنون، گواهی بر این سخن است.

خانواده اولین و کوچترین واحدی است که انسان ها در آن به آزمایش و تجربه بزرگترین مقولات می پردازند. بر این اساس، ”اقتصاد“ در خانواده، همچون ”هر چیز دیگر“ در خانواده از آن جهت امری گرانقدر شمرده می شود که می تواند نموداری از وضعیت این متغیر در کل کشور و یا حتی مقیاس های بزرگتر باشد.

● نمونه ای از فیلسوفان باستان

۱) شکل گیری و اهداف خانواده

ارسطو (ارسطاطالیس، ۳۸۴ ۳۳۲ ق.م) از جمله فیلسوفان یونان باستان است که به تأمل در این باره پرداخت و موارد مورد تأکید او تا مدت ها دستمایه ای برای تحلیل و ارزیابی قرار گرفت. او در اولین جمله کتاب معروفش ”سیاست“ استدلال می کند که ”هر اجتماعی به قصد خیر برپا می شود“. از این رو کارکرد اصلی خانواده، شهر یا هر اجتماع دیگر، تحقق خیر و فضیلت است. شکل گیری خانواده ها، در اندیشه ارسطو به واسطه این ضرورت است که انسان ها به خصوص دو جنس مخالف ”نمی توانند بدون یکدیگر زندگی کنند“.

پس، نیاز به زیست و زندگی مشترک از سوئی و بهره مندی از فضیلت از سوی دیگر، بنیان خانواده را پی ریزی می کند، بنابراین تشکیل خانواده و اضافه شدن بر تعداد آنها، ”امری طبیعی“ تلقی می شد.

از طرفی، برخی نیازهای مشترک و مرتبط به یکدیگر، از جمله امنیت منجر به نزدیکی هر چه بیشتر جغرافیائی این خانواده ها، می شود. مهمترین کارکرد و دستاورد این اجتماعات کوچک یا دهکد ه ها، رفع نیازهای مشترک است تا بدین ترتیب گونه ای ابتدائی از تقسیم و تخصیص کار، پدید آید.

افزایش جمعیت، شرایط آب وهوائی و همچنین در امان ماندن از هجوم بیگانگان باعث شد که این دهکده ها فاصله کمتری از هم داشته باشند. در نتیجه اجتماع بزرگتری به نام ”شهر“ پدید آمد. در تمام این مراحل نباید از یاد برد که هدف و کارکرد اساسی این واحدهای کوچک و بزرگ، در اندیشه ارسطو، برپائی خیر و فضیلت است. پس، این نهادها نه فقط برای ”زیستن“ که برای ”بهزیستن“ به وجود آمده اند.

۲) اقتصاد خانواده

ارسطو درباره نحوه اداره اقتصادی خانواده، بین دو موضوع ”فن تدبیر منزل“ و ”فن به دست آوردن مال“ فرق قائل می شود و تلاش برای جمع آوری مال و ثروت را بر عهده ”شهریار“ خانواده قرار می دهد، که خواه ”پارچه باف“ باشد یا ”پیکرتراش“، مهمترین فرد در تحصیل روزی شناخته می شود. اما ”فن تدبیر منزل“ نحوهٔ استفاده و به کارگیری مجموعه وسایلی است که برای زندگی و بهزیستن کسب شده اند. ”آشکار است که فن تدبیر منزل با فن به دست آوردن مال یکی نیست، این یک، فقط وسایل زندگی را فراهم می کند و آن یک، یعنی تدبیر منزل، وسایلی را که فراهم شده است به کار می بندد“.

اما آنچه که برای بهزیستن کسب می شود نه فقط مال و ثروت که مهمتر از آن، فراهم آمدن هر آن چیزی است که لازمه زندگی است. پس در اندیشه ارسطو، حتی در اداره اقتصادی خانواده نیز باید آن خیر و فضیلت، که ”ثروت راستین“ نامیده می شود، لحاظ شود.

۳) اقتصاد خانواده در گذر تاریخ

از زمان ارسطو تاکنون، اقتصاد خانواده و حتی بنیان تشکیل آن، دگرگون شده است. بر این باور شاید لزومی در پرداختن به اندیشه متفکران اعصار گذشته در این باب احساس نشود، اما بازنگریستن در آراء این اندیشمندان جوهرها و ذات برخی نهادها را همچون خانواده و موارد مربوط به آن مثل اقتصاد آن چنان آشکار می سازد که شاخ و برگ هائی را که در طول زمانی بر آنها اضافه شده، به یکباره هرس می کند. بنابراین، ”از فن تدبیر منزل“ تا ”اقتصاد خانواده“ اگرچه راه و زمان طولانی سپری شده اما اقتصاد خانواده، با اندکی تسامح همان فن تدبیر منزل همراه با فن به دست آوردن مال است. بدیهی است که ابزارهای انسان امروزی برای بهزیستن با ابزارهای انسان قرون گذشته، تفاوت های شگرفی یافته، اما اگر مهمترین اهداف آنها را در ”بهزیستن“ و ”نیل به خیر و فضیلت“ بدانیم یعنی زندگی در رفاه اقتصادی بیشتر همراه با پایبندی به برخی اصول اعتقادی تقدس این اهداف دستخوش دگرگونی نشده است؛ هر چند رنگ و ظاهری متفاوت یافته یا تعابیر متفاوتی از آنها ارائه شده است.

به عنوان نمونه، همان طور که اشاره رفت، ارسطو قرن ها قبل از میلاد مسیح و بهزیستن و تدبیر منزل تأمل می کند. ماده ۲۵ اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز بر حق برخورداری از استاندارد موردنیاز زندگی برای تندرستی و رفاه خود و خانواده از جمله خوراک، پوشاک، مسکن و مراقبت های پزشکی و خدمات اجتماعی تأکید می کند.

اما قسمت غم انگیز و تراژدیک این گذار تاریخی آنجا آغاز می شود که علی رغم این همه پای فشاری های علمی و اخلاقی درباره اقتصاد، خانواده، استاندارد زندگی و مقولاتی دیگر از این دست، هنوز هم هستند انسان هائی که فرسنگ ها پائین تر از خط فقر زندگی می کنند و همانطور نیز می میرند.








یوحنا نجدی
پی نوشت:
برای توضیح بیشتر درباره اندیشه ارسطو نگاه کنید به:
ارسطو، سیاست، ترجمه شادروان حمید عنایت، انتشارات علمی فرهنگی، چاپ چهارم ۱۳۸۱
دکتر کمال پولادی، تاریخ اندیشه سیاسی در غرب از سقراط تا ماکیاولی، نشر مرکز، چاپ دوم ۱۳۸۲
مایکل فاستر، خداوندان اندیشه سیاسی، ترجمه جواد شیخ الاسلامی، انتشارات امیرکبیر، چاپ پنجم ۱۳۸۰.


ماهنامه اقتصاد خانواده
 


 

مشتری مداری در صنعت و بازرگانی، نه تنها امروز بلكه طی قرون متمادی به عنوان یك اصل شناخته می شده است.

شواهد مثال تاریخی بسیاری وجود دارد كه بر این امر تاكید می كند. زمانی كه كالاهای بازرگانانِ ایرانی، از طریق بنادر خلیج فارس به آنسوی آبهای اقیانوس هند، چین و یا به سواحل نیل و دریای مدیرانه و شاخ آفریقا می رسید، بازرگانان خارجی با اطمینان خاطر از كیفیت و كمیت كالای وارده، آن را با كالای مورد درخواست مبادله كرده و هر دو طرف به عنوان فروشنده و خریدار به طور متقابل از مزیت نوعی مشتری مداری كه خود بوجود آورده بودند، بهره مند می شدند. از سویی اگر كالای نامرغوبی ارسال می شد، بازرگانِ آن از صحنه مبادله كالا حذف و اعتبار وی در نزد خریداران منطقه از میان می رفت و تلاش دوباره او برای بازیافتن اعتبار گذشته كمتر به ثمر می نشست.

این نوع مشتری مداری در هیچ جای تاریخ تجارت گذشته ثبت نشده بود، لیكن امری شرطی و لازم بود و اكثر صاحبان كالا یا تولیدكنندگان به آن عمل می كردند.

به تدریج و با گسترش صنعت و تجارت و نیز مبادله انبوه كالاهای متنوع، رقابتی كه در گذشته نیز وجود داشت به اندازه ای تشدید شد كه مشتری مداری به صورت یك پدیده كارآمد، در آمد و حتی پیشگامان تحولات بزرگ اجتماعی بر آن تاكید ورزیدند.

مهاتما گاندی، می گوید: »مشتری مهمترین بازدیدكننده در محدوده ماست، او به ما وابسته نیست، ولی ما به او وابسته هستیم، او مزاحم كار ما نیست، او هدف كار ماست! او بخشی از كار ما بوده و ما با انجام كار برای او لطفی در حق او نمی كنیم. اوست كه با فراهم كردن این فرصت به ما لطف می كند«.

اما علاوه بر مشتری مداری، یكی دیگر از مهمترین عناصر در بحث صنعت بازرگانی، استاندارد به معنای وسیع كلمه است. استاندارد در واقع تبیین كننده نكات گوناگون و متنوعی است كه كالا یا محصول تولید شده را در چارچوب كیفیت و مرغوبیت توصیف می كند و امروزه هیچ كالایی بدون برخورداری از استانداردهای تعریف شده بین المللی مورد پذیرش جهان بازرگانی نیست.

با توجه به نكاتی كه گفته شد، پیوند و برآیند مشتری مداری و استاندارد كه هر دو در صنعت و بازرگانی لازم و ملزوم و در واقع مكمل یكدیگر هستند، آن چیزی است كه پدیده حمایت از مصرف كننده را توضیح می دهد و حمایت از مصرف كنندگان در واقع حمایت از كل جامعه و چرخه تعریف شده آن است كه در مقالات این شماره و به مناسبت، از سویه های گوناگون تشریح شده است.

اما، در بحث اختصاصی تر، هر مجموعه بزرگ تولیدی كه خود مصرف كننده نیز هست (دریافت كننده مواد خام و تولید فرآورده های گوناگون)، باید در راستای پیشرفت و بقای خود در بازار، مدیریت و توانایی رعایت موازینی را داشته باشد كه در ارزیابی بتوان آن را حامی مصرف كنندگان دانست.

به طور خلاصه، كسب۳ گواهینامه معتبر استانداردهای بین المللی، توجه به خواست مشتریان از طریق برگزاری سمینارها و حضور در همایش ها و تماس مستقیم با مصرف كنندگان روانكارها، ایجاد ارتباط با مصرف كنندگان از طریق وسایل ارتباط جمعی، بخشی از فعالیت های شركت را در راستای حمایت از مصرف كننده پوشش می دهد.

علاوه بر این، راهنمایی و هدایت عاملین فروش و تعویض روغنی ها از طریق برگزاری كلاس های آموزشی در شهرها و مراكز استانهای سراسر كشور در زمینه فرآورده های استاندارد و تلاش برای پیشگیری از حضور روغن های تقلبی در بازار مصرف، به طور مستقیم و غیرمستقیم خدمت به مصرف كنندگان و حفظ منافع آنان را در دستور كار خود قرار داده و به اجرا در می آورد.

مخلص كلام اینكه، چون همه عناصر جامعه به نوعی مصرف كننده هستند، دامنه وسیع این پدیده، هنگامی كشورشمول می شود كه یكایك تولیـدكنندگان و مصرف كنندگان، براساس موازین تعیین شده، حقـوق خود و دیگران را به عنوان مصـرف كننده رعایت كنند.







ماهنامه نفت پارس
 


 

مسائل اقتصادی می تواند عامل اختلاف در زندگی زناشویی باشد. ابعاد مختلفی كه در این زمینه مطرح می شود؛ عبارت اند از:

▪ مسكن؛

▪ وسائل زندگی؛

▪ هزینه های رفاهی و معیشتی.

هر یك از امكانات فوق در زندگی نقش مهمی دارد كه نبود یا كمبود آنها می تواند عامل اختلاف و ناخشنودی گردد.

نكته مهم در اینجا آن است كه اختلاف سطح اقتصادی در دو خانواده كه قصد ازدواج دارند، باید مورد توجه قرار گیرد. پسر جوانی كه در یك خانواده فقیر بزرگ شده و فرضاً تحصیلاتی هم دارد، نمی تواند دختری از یك خانواده مرفه را اقناع كند. این دختر در یك زندگی با امكانات زیاد بزرگ شده و توقعاتی كه در خانه شوهر دارد در همان سطح است و چون چنین وضعیتی در خانه شوهرش نخواهد داشت، احتمال بروز اختلاف و ناراحتی وجود دارد. بنابراین باید در زمینه امكانات مالی و رفاه خانواده در زمان انتخاب همسر توجه خاص مبذول گردد.

● نقش مسكن در زناشویی

نخستین عاملی كه در مسئله ازدواج مطرح می شود ، عامل مسكن است. هر خانواده به یك واحد مسكونی مستقل نیاز دارد. داماد یا عروس سرخانه شدن ، یا زندگی مشترك با خانواده پدر و مادر نتیجه اش دخالت های آنها و دیگر خویشاوندان ، و در نهایت اختلاف و ناسازگاری است. از این رو قبل از ازدواج، باید موضوع مسكن حل شود. بیشتر زوج های جوان و پسران ترجیح می دهند، ولو در یك اطاق ، مستقل زندگی كنند. بنابراین منظور از مسكن، داشتن آپارتمان یا خانه ی مجلل نیست. البته اگر امكان مالی باشد، مانعی ندارد. اما در حالتی كه وسع مالی نباشد، آنچه مهم است استقلال در مسكن است؛ ولو یك آپارتمان بسیار كوچك و یا به صورت استیجاری.

بعضی از همسران جوان اصرار دارند با پدر و مادر و یا اقوام دیگرشان در یك خانه زندگی كنند و برخی از آنها حتی این مورد را جزء شرایط ازدواج خود قرار می دهند. در این مورد باید بررسی لازم به عمل آید و به این مسئله توجه شود كه در نهایت چنین وضعی به ناراحتی و اختلاف منجر خواهد شد. بنابراین طرفین باید سعی كنند این سنت ها یا شرایط را بشكنند و از گام اول چنین مشكلی پیش پای همسر آینده خود قرار ندهند و او نیز باید از قبول چنین شرایطی، امتناع ورزد.

● وسائل زندگی

برابر رسم معمول ، دختر جهیزیه ای شامل وسایل زندگی با خود به خانه بخت می برد. چنانچه شوهر روی مسئله كم بودن جهیزیه پافشاری كند و آن را وسیله ای برای تحقیر همسرش قرار دهد ، زمینه ناسازگاری را فراهم می آورد. باید ازدواج را با سادگی شروع كرد و صرفاً وسایل اولیه را تهیه نمود. آنچه مهم است صفا و صمیمت و هماهنگی اخلاقی و فرهنگی است. درست است كه اقتصاد در زندگی نقش مهمی به عهده دارد، ولی نباید اساس و پایه زندگی زناشویی قرار گیرد.

وسایل زندگی را می توان به دو بخش تقسیم كرد. وسایل اولیه و ضروری و وسایلی كه جنبه رفاهی و تجملی دارد. بعضی خانواده ها با وسایل عادی نظیر یخچال و تلویزیون و فرش های ارزان یا متوسط قیمت و سایر وسایل مورد نیاز، زندگی را می گذرانند. ولی برخی دیگر زندگی لوكس و مرفه و وسایل مدرن و گرانبها در اختیار دارند و همیشه از آخرین مدل لباس ، اتومبیل و مبلمان ، فرش های گران قیمت و وسایل خارجی و تجهیزات تفریحی و ورزشی استفاده می نمایند. دختر و پسر جوانی كه در دو زندگی متفاوت بزرگ شده اند، سازش آنها در زندگی جنبه تصادفی دارد و احتمالاً با مشكلاتی مواجه خواهند بود. پسر جوانی كه درآمد كافی برای تهیه وسایل پر هزینه ی زندگی برای دختر چنین خانواده ای ندارد؛ دیر یا زود مورد اهانت و اعتراض همسر خود قرار می گیرد و چه بسا كه زن، خانه و كاشانه خود را ترك كند و شوهرش را تنها بگذارد یا او را در فشار روانی یا عدم سازش قرار دهد و یك عمر زندگی را بر او و خود تلخ و ناشاد سازد. بنابراین قبل از ازدواج، در انتخاب همسر باید شرایط زندگی او مورد توجه قرار گیرد.

● هزینه های رفاهی و معیشتی

در جامعه ما غالباً تامین هزینه های زندگی به عهده شوهر است. بعضی از دختران ملاك ازدواج را میزان درآمد پسر قرار می دهند تا بتواند هزینه های زندگی را در یك سطح عالی تأمین نماید. گاه توقع زیاد موجب می شود كه شوهر با وجودِ داشتن شرایط مناسب ، از ازدواج منصرف شود. بنابراین توقع دختر باید در حد توانایی پسر و وسع مالی او باشد و دختر و پسر قبل از ازدواج ، شرایط شغلی و درآمد و توقع همسر خود را در نظر بگیرند و در انتخاب همسر با آگاهی و بصیرت تصمیم گیری نمایند.

● ریشه اقتصادی اختلاف های زوجین

▪ نداشتن مسكن و ناراحتی زوجین از اجاره نشینی یا سكونت در محل های نامناسب.

▪ درآمد زنان كه در دنیای صنعتی و یا نیمه صنعتی وارد بازار كار شده اند، برای خانواده مطرح است؛ و از آنجا كه تأمین هزینه خانواده و نفقه زن بر عهده مرد است، اكثر اوقات بین زن و مرد در هزینه كردن درآمد زن اختلاف وجود دارد ؛ و گاه مشاجره و ناسازگاری در پی می آورد.

▪ چون زن بیشتر وقت خود را در خانه می گذراند و به علاوه كار آشپزی و نظافت و سایر امور خانه به عهده اوست لذا رغبت زیادی به استفاده از وسایل مدرن نشان می دهد و فشار زیادی برای خرید آنها به شوهر وارد می كند و چون غالباً تهیه آنها برای شوهر میسر نیست، اختلاف و ناسازگاری پیش می آید.

▪ بالا بودن هزینه های زندگی و احتمالاً مهمانداری از خانواده های وابسته.

▪ شوهرانی كه به خاطر ثروت زن با وی ازدواج كرده اند و در عمل زن ثروت خود را در اختیار آنان نمی گذارد.

▪ رفاه طلبی بعضی زنان كه بدون توجه به درآمد شوهر به خریدهای غیر ضروری می پردازند.

▪ زنان اسراف كاری كه قناعت و صرفه جویی برای آنان مطرح نیست و در مهمانی و مصرف آب و برق و تلفن و سایر موارد هزینه های زیادی به خانواده تحمیل می كنند، موجبات نارضایتی و در نتیجه ناخشنودی همسر خود را فراهم می كنند.

▪ شوهری كه زیر بار هزینه های خانواده، كمرش خم می شود؛ مجبور است به شغل دوم و سوم روی آورد و در نتیجه همیشه خسته و عصبانی است ؛ و ممكن است در خانه با اندك بهانه ای به رفتارهای خشونت آمیز متوسل گردد. این امر اثرات سوء تربیتی روی فرزندان می گذارد. در خانواده های دو شغله اعم از این كه زن شاغل دو شغل باشد یا مرد ، مشكلات زندگی بیش از خانواده یك شغله است.

▪ تعادل بودجه و كنترل مخارج خانواده در زندگی زناشویی نقش مهمی ایفا می كند. زیاد خرج كردن و قرض و گرفتاری های ناشی از آن ، صمیمت را در خانواده از بین می برد و باعث از هم گسیختن خانواده می گردد. بنابراین باید هزینه ها تحت كنترل باشد. این كه چه كسی این كار را انجام دهد، زن یا مرد، به توافق و قدرت مدیریت اقتصادی آنان بستگی دارد.

▪ مخفی نگاه داشتن درآمد زن و شوهر از یكدیگر.

▪ در كشور ما پدر و مادر تا پایان عمر به فرزندان خود وابسته اند. یكی از موارد وابستگی آن است كه چنانچه در زمان پیری از كار افتاده و از نظر مالی در مضیقه باشند، از فرزندان خود توقع كمك دارند؛ و شرعاً نیز نفقه پدر و مادر نیازمند و از كار افتاده به عهده فرزند پسر است. در چنین حالتی پسر یا دختر موظف است هزینه زندگی پدر و مادر پیر خود را تأمین كند. گاه همسران تازه به دوران رسیده و یا كم ایمان ، در قبال این كمك بنای ناسازگاری می گذارند و اظهار می دارند كه همسرشان نباید از دهان بچه ها نگیرد و خرج پدر و مادر خود كند. در این موارد باید حد تعادل حفظ گردد و در صورت ضرورت برای قانع كردن و توجیه همسران از مشاوران و روحانیون كمك گرفته شود.

● وظایف مشاوران در قبال مشكلات اقتصادی خانواده

مشاوران در قبال مشكلات ازدواج و مسائل اقتصادی خانواده پیش از هر چیز باید جنبه های روانی امر را در نظر بگیرند و واقعیت ها و شرایط موجود را مورد توجه قرار دهند. اهم فعالیت هایی كه مشاوران در این زمینه می توانند انجام دهند به شرح زیر است:

ـ دختر و پسری كه قصد ازدواج دارند ، باید در جریان مسائل مالی و قدرت اقتصادی یكدیگر قرار گیرند. آنچه در وهله اول اهمیت دارد وضع مسكن و میزان درآمد ماهانه پسر می باشد كه دختر باید اطلاعات لازم را در این مورد كسب كند. یكی از مواردی كه دختران را به ناسازگاری می كشاند،آن است كه پسر قبل از ازدواج ، خود را صاحب امكانات معرفی كند و بعد ازدواج مشخص می شود كه پسر آه در بساط ندارد. از همان زمان، پایه ناسازگاری و عدم اطمینان گذارده می شود. زندگی كه بر پایه عدم صداقت گذاشته شود؛ فرجام خوبی نخواهد داشت. مشاوران باید در مورد اهمیت بررسی وضعیت مالی پسر و میزان صداقت او اطلاعات لازم را به دختر بدهند و به آنان متذكر شوند كه با تحقیق كافی در این زمینه تصمیم بگیرند.

ـ خانمی كه شاغل است و درآمد ماهانه دارد قبل از ازدواج باید وضعیت خود را با همسرش روشن كند. او باید مشخص سازد كه درآمد شخصی خود را در اختیار شوهر خواهد گذاشت یا خیر. این موضوع موجب خواهد شد كه همسرش پس از ازدواج در این مورد توقع بی جا نداشته باشد. بعضی از شوهران حاضر به ادامه تحصیل یا كار همسرشان در خارج از خانه نیستند. این مسائل باید قبل از ازدواج مشخص ، و جزء شرایط عقد ملحوظ گردد. دراین زمینه مشاوران باید اطلاعات لازم را به مراجعان خود بدهند.

ـ بعضی از خانواده ها اولین عاملی را كه در زندگی زناشویی مورد توجه قرار می دهند، میزان درآمد و ثروت طرف مقابل است. توجه افراطی به این عامل و نادیده گرفتن عوامل دیگر ، سنگ بنای ازدواج را بر مادیات استوار می سازد و به احتمال زیاد ناهماهنگی های اخلاقی و فرهنگی را پدید می آورد و موجب اختلاف و ناشادی در زندگی زناشویی می شود. وظیفه مشاوران این است كه به مراجعان خود در مورد مسائل اقتصادی ازدواج ، آگاهی دهند و در عین حال اهمیت عوامل دیگر را نیز به آنان تفهیم نمایند ؛ و متذكر گردند كه مسائل اقتصادی نباید موجب شود كه اهمیت عوامل دیگر را مورد غفلت قرار دهند.

ـ مشاوران باید اطلاعات لازم را در مورد عوامل اقتصادی كه موجب اختلاف و ناسازگاری می شود ، در اختیار زوجین قرار دهند. از جمله مواردی كه باید خانمها بدان توجه نمایند عبارت اند از:

▪ پایین آوردن سطح توقع در حد درآمد خانواده؛

▪ جلوگیری از اسراف و هزینه های غیر ضروری؛

▪ تنظیم هزینه ها براساس درآمد بدون تحمیل شغل دوم و سوم به همسر.

مشاوران باید قبل از ازدواج حدود توقعات و شرایط زوجین را از نظر مالی بررسی نمایند و توصیه انجام ازدواج را محدود به مواردی نمایند كه فاصله در این زمینه زیاد نباشد. در این حالت با تشكیل جلسات مشاوره ای و توجیهی ، امكان هماهنگی وجود خواهد داشت.







تبیان
 


 

دکتر شاهین شایان آرانی اغلب در مباحث بازار بورس و سرمایه اظهارنظر می کند اما این تمام دانش وی نیست چراکه وی خود را یک صاحب نظر در عرصهء ورزشی نیز می داند. شایان آرانی با توجه به مدیریت و سوابق خود در عرصه های اقتصادی داخل و خارج از کشور، در مورد وضعیت فعلی اقتصاد ایران و خانوارها معتقد است، بزرگ ترین عامل تورم و بیکاری و بزرگ ترین ضعف در بعد اجرایی و عملیاتی کردن قوانین و مباحث تئوریک است. او اکنون رییس هیات مدیرهء شرکت مهندسی مالی بین المللی هدی است. با او دربارهء مسایل اقتصاد خانواده در شرایط کنونی گفت وگو کرده ایم.

▪ با توجه به این که سیاست های کلان اقتصادی در نهایت به اقتصاد فرد بازمی گردد وپیامدهای آن به تبع دامنگیر خانواده ها می شود شما در شرایط کنونی بیش تر آسیب های اقتصادی به خانواده ها را در کدام سطح می بینید؟

ـ به هر حال اقتصاد خانواده تحت تاثیر اقتصاد کلان کشور است یعنی اقتصاد کلان هر وضعیتی داشته باشد بخشی از تبعات آن به خانواده بازمی گردد. در شرایط کنونی اقتصاد ایران، اولین مساله ای که دامنگیر خانواده ها شده و نیازمند مدیریت اصولی است، موضوع تورم است. تورم در کشور ما در چند سال اخیر از رقم های بسیار بالا به نرخ ۱۰ الی ۱۵ درصدی رسیده و همین جا هم متوقف شده است البته این نرخ تورم طبیعی نیست چرا که تورم منطقی حدود دو الی سه درصد است.

ما متاسفانه در این هفت،هشت سال گذشته نتوانسته ایم تورم را یک رقمی کنیم. تورم عوامل مختلفی دارد که باید یکی از دلایل آن را در سیاست های غیرمعقول بودجه ای و مالی کشور جست وجو کرد. زمانی که بودجهء دولت به شدت متورم می شود خود می تواند تورم ایجاد کند. نقدینگی زیاد در جامعه، اقتصاد فعال زیرزمینی، اقتصاد غیرپویا و بدون افزایش افزوده و ... از عوامل و ریشه های تورم هستند که تبعات منفی آن مستقیما به اقتصاد خانواده باز می گردد. باید به این مساله توجه کرد که خانوار به طور معمولی یک درآمدی دارد که این درآمد باید به مصارف خانوادگی همچون پوشاک، مسکن، بیمه، تحصیل، تفریح و... برسد اما زمانی که تورم بالا باشد آن ها با کاهش قدرت خرید مواجه می شوند، از سویی دیگر نیاز است که با افزایش درآمد بتوان کمبودها را به نوعی جبران کرد که متاسفانه درآمدها نسبت به تورم یا بالاتر از تورم رشد نکرده است. هنگامی که قدرت خرید کاهش می یابد کیفیت زندگی هم دچار افت خواهد شد.

مسالهء مهم دیگری که نیاز است به آن اشاره شود بیکاری است که از حد معقول فراتر است. نرخ بیکاری در کشورهای دیگر پنج الی شش درصد است اما در ایران این رقم از عدد ۱۵ و ۱۶ درصد تجاوز کرده است. با حضور یک جوان بیکار در خانواده ادامهء تحصیل وی، ازدواج و... بامشکل جدی مواجه می شود، به نظر بنده این دو عامل کلیدی به شدت اقتصاد خانواده ها را در مخاطره قرار داده است.

▪ با توجه به توضیح شما در مورد بیکاری و تورم، حال این سوال مطرح است که خانواده ها با چه سازوکاری می توانند تبعات منفی این دو عامل را در زندگی خود کاهش دهند؟

ـ تورم مثل ویروسی است که همه چیز را تحت تاثیر قرار می دهد. در شرایط کنونی خانواده ها در ایران ناگزیر شده اند که به چند شغله بودن برای مبارزه با فشار تورم وگرانی روی آورند اعضای خانوار ایرانی به غیر از این که به روال طبیعی کار می کنند مجبورند شغل دوم هم داشته باشند و این یک نوع مبارزه با تورم است. از تبعات منفی همین چند شغله بودن می توان به زمان اندک با هم بودن اعضای خانواده ها اشاره کرد. مسالهء دیگر این که متاسفانه برخی از خانوارها به دلیل همین فشارها به کارهای غیرمجاز و زیرزمینی روی آورده اند که این فسادآور است. همهء این ناهنجاری ها پیامد تورم و بیکاری در جامعه است در حالی که در یک اقتصاد پویا و طبیعی این پدیده ها کم رنگ تر ظاهر می شوند.

▪ تجربه های کشورهای دیگر در این حوزه چگونه است؟ آیا کشورهایی که با پدیدهء فقر و بیکاری مواجه هستند برنامهء مدون و موفقی برای ارتقای سطح زندگی خانوارها داشته اند؟

ـ من به صورت علمی در مورد این مساله مطالعه ای نداشته ام و نمی توانم مقایسه ای بین خانوارهای دیگر کشورها با ایران داشته باشم اما در این زمینه شناخت ناشی از تجربه و رفت و آمد خود را به شما می گویم. به طور مثال در کشورهایی که فقر وجود دارد و به عنوان جهان سومی یا در حال توسعه محسوب می شوند تلاش شده تا با راهکارهایی، طبقهء محروم به خودکفایی برسند و از توان ایجاد درآمد بالاتری بهره مند شوند. اولین هدف از این کار جلوگیری از کوچ کردن خانواده ها به شهرهای بزرگ است. به طور مثال در کشور بنگلادش بانک «گرامین بنک» به مدیرعاملی محمد یونس، برندهء جایزهء نوبل اقتصاد در سال ۲۰۰۶، با دادن وام های کوچک و شرایط آسان به طبقهء محروم در تلاش است تا اقتصاد را در درون خانواده ها پویا کند مثلا به خانم های روستایی ۷۰ یا ۸۰ دلار وام می دهد تا آن ها بتوانند با خیاطی کردن، وضعیت خود را سروسامان دهند.

از این تکنیک ها و برنامه ها در کشورهای مختلف وجود دارد اما در کشورهای توسعه یافته، خانواده ها روال معمولی را طی می کنند نرخ تورم و بیکاری در آن جا پایین است و سیستم افراد و خانواده ها را حمایت می کند.

▪ ما به صورت مداوم نقد خود را متوجه سیاست های اقتصادی و وضعیت ادارهء معیشتی می کنیم آیا ما دچار خلا قانونی در این حوزه هستیم یا مشکل اجرایی داریم؟

ـ به نظر بنده ما در تمام سطوح در کشور همیشه مشکل اجرایی داشته ایم نه قانونی. در ایران گرایش بسیار شدیدی به مباحث نظری و تئوریک وجود دارد اما در پیاده و اجرایی کردن همین مسایل با مشکل مواجه می شویم. اقتصاد ما همیشه گرایش به بحث دارد. ایرانیان همیشه آدم های تئوریک هستند و این مساله باعث شده تا نظریات پربار اقتصادی عملیاتی نشود و این نقدی به کل اقتصاد کشور است. من در مورد جلسهء اخیر رییس جمهوری با منتقدان اقتصادی شنیده ام البته تنها این گفتهء من براساس شنیده هاست که رییس دولت خطاب به منتقدان اقتصادی عنوان می کند «ما دارای درآمد نفتی زیادی هستیم با مازاد این درآمد چه کار کنیم؟» این یک سوال کاربردی و عملیاتی است اما هیچ کدام از اقتصاددانان نتوانستند پاسخ درستی به آن دهند. این جای تعجب نیست، نشان دهندهء آن است که ما با وجود سواد تئوریک و قدرت فکری در مباحث اقتصادی اما در اجرایی کردن آن دارای ضعف هستیم. شما باید بتوانید در سیستم افراد اجرایی نیز پرورش دهید.

▪ حال یک سوال تئوریک...

برعکس من آدم عملیاتی هستم یعنی این که با یک قران دوزار چگونه می توان کسب درآمد بیش تر کرد...

... به هر حال پیوستن ایران به WTO چه تاثیری بر اقتصاد ایران و کوچک ترین نهاد اجتماعی آن یعنی خانواده خواهد گذاشت؟

ـ اول باید به این مساله توجه داشت که ایران به لحاظ فرمول اقتصادی دارای یک اقتصاد دولتی و مدیریت شده به صورت متمرکز است به نوعی در حال حاضر گرایش های سوسیالیستی دارد یعنی اقتصادی با مدیریت مرکزی و سوسیالیستی، در این حالت اگر ایران بخواهد به WTO بپیوندند با مشکل و بحران مواجه خواهد شد. چرا؟ چون در اقتصاد مدیریت شدهء متمرکز یا به نوعی سوسیالیستی، بسیاری از پارامترهای این اقتصاد توسط دولت تعیین می شود نه رقابت و چون این حالت وجود دارد بسیاری از نرخ ها همچون ارز و سود بانکی، کالاهای عمدهء مردم به نوعی یارانه دار است و نرخی نیست که در بازار آزاد به تعادل رسیده باشد. در چنین حالتی هنگامی که شما به WTO می پیوندید که مبنا و پایهء آن بر رقابت و بازار آزاد بنا شده است، حتما با مشکل مواجه خواهید شد و تصور نمی کنم که اگر ایران بخواهد بپیوندد، فوری این کار را انجام دهد. چون سیستم می شکند. به طور مثال اگر یک نان سنگک با ۱۰۰ تومان عرضه شود در مدل WTO به هزار تومان می رسد یعنی پارامترهای اقتصادی با یک شوک جدی مواجه می شود. به طور طبیعی در این سیستم خانوارها تحت فشار جدی قرار می گیرند بنابراین پیوستن به طور فاز به فاز خواهد بود. در این صورت هر چند اقتصاد خانواده با شوک روبه رو می شود اما این مساله مقطعی است.
 


 

) اضافه کردن درآمد

▪ خلاق باشید اما واقع گرا

▪ اعداد را به کار برید که اثرات کار را مطلوب تر کنید.

▪ میزانی که قبلاً به شما پرداخت می شده را اضافه کنید.

▪ برای کار مجانی که قبلاً می کرده ابد مبلغی را در نظر بگیرید.

▪ شغل دومی را در نظر بگیرید، زمان و انرژی مصروفه را نیز در نظر داشته باشید.

۲) مخارج را کاهش دهید.

▪ اجازه دهید تا مشتری انتخاب کند.

▪ اعداد را باز حسابرسی کنید تا اثر کار را مطلوبتر نمائید.

۳) ”بدهی چند وام در یک پرداخت“ چندمنظوره

▪ وام های چندمنظوره ایده خوبی هستند برای افرادی که می توانسته اند صورتحساب های ماهیانه خود را بپردازند و تنها می خواهند پرداخت بدهی های خود را با برنامه ریزی بهتر انجام دهند.

▪ بدهی چندمنظوره می تواند به منظور استفاده از پول با بهره اعتباری پائین استفاده شود که راه حل طولانی مدتی نیست.

▪ از یکی از دوستان یا اعضاء فامیل قرض کنید.

▪ قرض و بدهی غیرمطمئن را به بدهی مطمئن و حتمی تبدیل نکنید.

۴) با وام دهنده وارد مذاکره شوید.

▪ از موضع قدرت صحبت کنید. من هم می خواهم این کارت اعتباری را نگهدارم ولی می خواهم پیشنهاد بهتری بکنم، می توانید بهره را پائین تر بیاورید؟

▪ خلاق باشید و تنها چیزی را که وجود دارد مورد تهدید و سؤال قرار دهید.

▪ وام های بانکی و اتومبیل می تواند دوباره تمدید شود.

۵) یک مشاور اعتباری را انتخاب کنید که در مورد اقراض شما به شما کمک کند.

نرخ بهره پرداختی/ مدت زمان بازگشت / روش / نرخ بهره / بالانس (موجودی)

۲۹۱۹ دلار / ۵/۱۸ سال/ حداقل میزان پرداخت / ۱۴% / ۳۲۰۰ دلار

۱۲۵۹ دلار / ۸/۴ سال / حفظ سطح پرداخت / ۱۴% / ۳۲۰۰ دلار

۱۶۶۰ دلار / ۷/۱۳ سال/ میزان پس انداز با به کارگیری روش حفظ سطح پرداخت

۶) ورشکستگی پرونده شما

▪ این مرحله آخر است و اگر پول کافی برای مخارج اولیه نداشته باشید کمکی به شما نخواهد رسید ولی وام های خاصی از ورشکستگی و شرایط آن برای شما در امان هستند: مثل حق رهن (تصرف)/ که مالی است که تا وقتی بدهی وابسته به آن داده شود در تصرف شما می ماند/، وام های دانشجوئی، هزینه اولاد.

▪ باید رفتار عوض شود تا اینکه بدهی مجدداً برایتان اتفاق نیفتد.

● نحوه بازپرداخت بدهی

۱) قدرت مذاکره

کارت اعتباری دیگری در نظر بگیرید که نرخ پائین تری را از کارت فعلی شما دارد.

مطمئن شوید که این کارت تنها یک نرخ رسمی کوتاه مدت ندارد بلکه نرخی است که همزمان با استفاده از کارت نرخ پائین تری دارد سپس به شرکت کارت اعتباری جاریتان زنگ زده و از آنها جویا شوید که آیا آن بهره پائین تر را دارند که هنوز مشتری آنها بمانید یا خبر ضرری ندارد که تماس بگیرید حتی اگر جواب منفی بشنوید اگر آنها جواب منفی دادند میزان بدهی خود را در کارت اعتباری فعلی که نرخ بهره بالاتری دارد به کارت اعتباری جدید با نرخ بهره پائین تر منتقل کنید.

۲) حفظ سطح پرداخت ها

کلیه این نوع استراتژی تثبیت میزان پرداخت ها متناسب با کاهش میزان کل پرداخت و بدهی است.

به طور مثال، اگر بدهی شما ۸۰ دلار در ماه باشد در مقابل بدهیتان، شما همان ۸۰ دلار را حتی تا وقتی که میزان پرداخت ها تا ۶۵ دلار در ماه برسد پرداخت می کنید.

طریقه ای که این روش کار می کند بدین ترتیب است: اگر شما بدهی کارت اعتباریتان که ۳۲۰۰ دلار بوده و نرخ بهره ای معادل ۹/۱۴ درصد داشته، اگر بخواهید حداقل میزان پرداخت را که کارت اعتباری تضمین می کند بپردازید، مدت ۵/۱۸ سال طول می کشد که این بدهی را تمام کنید و میزان ۲۹۱۹ دلار هم بهره پرداخت کرده اید. با بهره گیری از روش حفظ سطح پرداخت ها می توانید به پرداخت ماهیانه ۸۰ دلار اقدام نمائید حتی زمانی که کمترین میزان بالانس (موجودی) شما در حداقل باشد.

در نتیجه، این مقدار بدهی شما در مدت ۸/۴ سال پرداخت شده و ۱۲۵۹ دلار بهره متعلقه به آن خواهد بود که در نتیجه شما میزان ۱۶۶۰ دلار پس انداز کرده اید.

۳) هر ماه به طور مداوم بیشتر پرداخت کنید.

با پرداخت کمی بیشتر در هر ماه به طور مداوم می توانید اثر بزرگی روی بدهی خود بگذارید این روش خصوصاً در مورد قروض و بدهی های طولانی مدت مثل رهن ها قابل اجراء است.

وام های رهنی مثال بسیار خوبی برای اثبات روش این کار می باشند.

اگر شما رهنی برابر ۷۰،۰۰۰ دلار با نرخ بهره ۸% به مدت ۳۰ سال داشته باشید و هر ماهه ۵۰ دلار بیشتر پرداخت کنید، رهن شما ۸ سال زودتر پرداخت شده و ۳۵۰۰۰ دلار پس انداز می کنید.

البته بیشترین تأثیر بر پرداخت های بدهی ها ترکیب سه روش می باشد.

بهره پرداختی/ زمان بازگشت/ پرداخت ماهیانه/ درصد/ میزان بدهی/ اسم

۱۱۴۵۰۰ دلار / ۳۰ سال / ۵۱۴ دلار / ۸ /۷۰۰۰۰ دلار / رهن

۷۹۱۳۰ دلار / ۲۲ سال / ۵۵۴ دلار / ۸ / ۷۰۰۰۰ دلار /رهن

۳۵۳۷۰ دلار / ۸ سال / پس اندازی که با پرداخت بیشتر در هر ماه انجام می شود







ماهنامه اقتصاد خانواده
 


 

هزینه پخت یك وعده غذا در خانه چگونه محاسبه می شود؟ به طور طبیعی هزینه تمام شده هر غذا شامل مجموعه ای از قیمت مواد به كار رفته در آن است. به عنوان مثال قیمت گوشت، سبزی، روغن و لوبیا، هزینه پخت یك وعده قورمه سبزی را تشكیل می دهد و قیمت برنج، روغن، نمك و سایر افزودنی ها، هزینه پخت یك دیس پلو یا چلو را تعیین می كند. هر چه برنج و گوشت و سبزی گران تر باشند قیمت تمام شده غذا بیشتر می شود و هر چه قیمت این مواد پایین تر باشد، هزینه پخت كاهش می یابد، اما یك فاكتور مهم در این میان از نظر دور مانده است؛ هزینه انرژی مصرفی برای پخت غذا. همان فاكتوری كه اغلب ساكنان خانه های ایرانی آن را در محاسباتشان لحاظ نمی كنند؛ آن هم به یك دلیل مهم؛ ارزانی بیش از حد یك فاكتور.

قیمت بنزین و سایر حامل های انرژی از آب معدنی در ایران ارزان تر است. این جمله به گوش اغلب شهروندان آشناست، پس طبیعی است كه حامل های بسیار ارزان انرژی برای شهروندان از اهمیت چندانی برخوردار نباشند. ایران روی ثروت عظیم خدادادی خوابیده است؛ روی دریایی از نفت. این گربه رام نشدنی كه بر استراتژیك ترین منطقه خاورمیانه آرمیده است، از چنان منابع غنی و عظیمی برخوردار است كه با وجود وسعت غیرقابل قیاسش با روسیه، با فاصله كمی از این كشور عنوان دارنده دومین منبع عظیم گازی جهان را از آن خود كرده است. ایران، پس از عربستان نیز بزرگ ترین منابع نفت جهان را در اختیار دارد.

شاید همین مسئله سبب شده است باوری غلط در ذهن ایرانیان شكل گیرد و این انتظار در مردم ایجاد شود كه به دلیل وجود منابع غنی نفتی و گازی، ارزانی حامل های انرژی یك ضرورت است. اعتراض های گسترده در مقابل كوچك ترین تحركات برای رشد قیمت حامل های انرژی در دوره های مختلف تاریخی دلیل این مدعاست. پایین بودن قیمت انرژی، علت بزرگ شكل گیری صنایع پرمصرف، احداث ساختمان هایی كه با مصرف مقادیر بسیار بیشتر از استاندارد، گرم و سرد می شوند و همچنین خودروهایی با مصرف بسیار بالا و... شده است. در كنار همه اینها، ارزانی بیش از حد سوخت، پیامد دیگری هم داشته كه اغلب از دید تحلیل گران دور مانده است؛ آن هم چیزی نیست جز آشپزی غیربهینه!

یك آشپزخانه ایرانی را در نظر مجسم كنید؛ در این آشپزخانه همیشه یك لامپ اغلب از نوع پرمصرف هواكش، اجاق گاز، یخچال، فریزر و احتمالاً سماور یا قوری و كتری چای وجود دارد و با توجه به وضعیت رفاهی خانواده ها، این وسایل كم یا زیاد می شود. اگر از بی توجهی اغلب خانم ها نسبت به درجه برودت یخچال، وضعیت روشن یا خاموش بودن هواكش و تنظیم ماشین لباسشویی و... بگذریم و تنها روی اجاق گاز متمركز شویم، باز هم شاهد آن خواهیم بود كه در این گوشه كوچك آشپزخانه هر سال چندین هزار تن انرژی از میان می رود؛ جایی كه غذاهای رنگارنگ سفره های عریض و طویل ایرانی از آنجا تامین می شود.

پیش از آنكه به وضعیت مصرف انرژی در غذاهای مختلف به ویژه غذاهای پرطرفدار ایرانی بپردازیم یادآوری این نكته كه اغلب اجاق گازهای ایرانی نیز پرمصرف بوده و فاقد استانداردهای لازم جهانی است، ضروری به نظر می رسد. به عبارت دیگر اجاق گازهای ایرانی برای پخت یك وعده غذا، انرژی بسیار بیشتری در مقایسه با انواع مشابه خود در بازارهای جهانی مصرف می كنند.

در عین حال اغلب ظروف پخت و پز غذا نیز در ایران از استانداردهای لازم برخوردار نیستند. همه اینها در كنار بی توجهی عمومی ایرانیان به میزان مصرف انرژی سبب شده است غذاهای سنتی كه همواره جایگاه ویژه ای در سفره های ایرانیان دارد به معضلی برای اقتصاد ملی و محیط زیست جهانی تبدیل شوند.

بررسی های كارشناسی نشان می دهد كه سفره های رنگین و پروپیمان ایرانی ها سالانه دو تن گاز گلخانه ای به محیط اطراف می فرستد و در وهله اول سلامت خانم هایی كه ساعاتی از روز را به پخت و پز می گذارنند به خطر می اندازد. در وهله بعدی نیز محیط زیست در معرض خطر قرار می گیرد. با وجود اهمیت بسیار فراوان معضل بالابودن مصرف انرژی برای پخت وپز، سال ها این حوزه مهم درخانه ها از منظر محاسبات مسئولان دور مانده است، اما واقعیت این است كه هر سال میلیون ها دلار پول در همین آشپزخانه ها صرف پختن غذا، دم كردن چای و پركردن سفره ها می شود. شاید كمی تعجب آور باشد، اما نتایج تنها تحقیق انجام شده توسط یك موسسه تحقیقاتی و اعضای هیات علمی رشته جمعیت شناسی دانشكده علوم اجتماعی شیراز نشان می دهد كه چای، بیشترین میزان مصرف انرژی را در بخش پخت وپز به خود اختصاص داده است! علاقه وافر ایرانیان به چای كه حدود صد سال پیش وارد ایران شد و عطر خود را در شمال این سرزمین گسترد، سبب شده است هر خانواده در تهران به طور متوسط سه بار در روز بساط چای خوردن را فراهم آورد. این میزان البته در شهرستان ها و روستاها بسیار بیشتر است. به همین دلیل است كه سالانه نزدیك به دو هزار و ۷۸۲ مگاژول انرژی صرف دم كردن چای می شود؛ حال آنكه اگر خانواده در زمانی كه قصد خوردن چای را ندارد سماور یا گاز زیر قوری را خاموش كند میزان مصرف انرژی در این بخش حتی شاید تا حد نصف كاهش یابد.بر این اساس بعد از چای، خورش ها، بیشترین حجم مصرف انرژی را به خود اختصاص داده اند. به طور متوسط خانواده های ایرانی هفته ای پنج بار خورش را به عنوان غذای خود بر سر سفره می برند. طبیعی است كه خورش بدون پلو در ذائقه ایرانی ها جایی ندارد. پخت برنج، غذای غالب ایرانی ها نیز سومین مصرف كننده بزرگ انرژی در بخش پخت وپز كشور است. بررسی ها نشان می دهند در هر سال یكهزار و ۷۳۶ مگاژول انرژی صرف پخت خورش و ۸۵۷ مگاژول انرژی صرف پخت پلو در كشور می شود.

سرخ كردنی ها كه جایگاه ویژه ای را در سبد غذایی ایرانی ها به خود اختصاص داده اند نیز ۷/۲ بار طی هر هفته به طور متوسط پخته می شوند. با وجود ورود تجهیزات جدید آشپزی مانند سرخ كن، انواع فرهای گازی و... هنوز اغلب خانواده ها حتی در صورت دارابودن این وسایل، ترجیح می دهند به دلیل بالاتربودن قیمت برق نسبت به گاز، پرمصرف ترین نحوه پخت غذاهای سرخ كردنی را انتخاب كرده و همچنان به شیوه سنتی، مواد غذایی مورد نیاز خود را در تابه ها و روی اجاق گاز سرخ كنند. این شرایط در زمینه آماده كردن چای نیز وجود دارد. بر اساس آمارهای استخراج شده، ۶۹ درصد خانواده های ایرانی چای را به وسیله كتری روگازی آماده می كنند و همان طور كه گفته شد، بیشترین میزان مصرف انرژی را به تهیه و آماده سازی چای اختصاص می دهند .در واقع ۲۷ درصد كل انرژی مصرفی در بخش پخت و پز برای آماده سازی چای مصرف می شود. این درحالی است كه جایگزینی سماور یا قوری های برقی با كتری های معمولی كه اغلب فاقد استانداردهای لازم هستند، سبب كاهش چشمگیر مصرف انرژی در بخش مورد اشاره می شود. باید به این نكته توجه كرد كه با وجود حضور همیشگی سماور در خانه های قدیمی، كتری جای خود را در آشپزخانه ها باز كرده است. این درحالی است كه سماور به دلیل شكل و طرح ساختمانی، دارای راندمان و پتانسیل بیشتری برای بهینه سازی مصرف انرژی است. از سوی دیگر همان طور كه گفته شد با وجود ورود وسایل جدید آشپزی، خانواده ها همچنان به استفاده از قابلمه هایی از جنس روی یا دارای تفلون، تمایل بیشتری نشان می دهند. حتی پلوپزها و آرام پزهای برقی با آنكه سال هاست در بازار ایرانی حضور دارند، اما به دلایل وجود ویژگی های فرهنگی و نوع ذائقه ایرانی ها كمتر جایی برای خود باز كرده اند. اگر تنها ۲۰ درصد در پخت پلو و خورش و ۵۰ درصد در آماده سازی چای صرفه جویی انرژی به وجود آید حدود ۹۵ میلیون دلار به اقتصاد ملی كمك خواهد شد؛ رقمی كه با آن می توان همه آشپزخانه های ایرانی را به بهترین تجهیزات استاندارد مجهز كرد!

رقم عظیم ۹۵ میلیون دلار، ضرورت فرهنگ سازی برای پخت و پز استاندارد و بهینه را در كشور آشكار می كند. شاید لازم باشد از این به بعد برای محاسبه قیمت تمام شده غذا ابتدا به مولفه انرژی و سپس به بهای سایر مواد غذایی توجه كرد. در این صورت در پخت غذاهای نذری و سنتی مانند آش و حلیم، كیك و شیرینی و آبگوشت باید مسئله بهای انرژی مصرفی را بیش از قیمت بقیه مواد مدنظر قرار داد چرا كه بررسی ها نشان می دهد غذاهای سنتی، انرژی بسیار بیشتری نسبت به سایر غذاهای حاضر در سفره های ایرانی مصرف می كنند. به عنوان مثال برای پخت هر وعده آش یا حلیم ۵/۱۲ مگاژول انرژی مصرف می شود و آبگوشت این غذای پرطرفدار ایرانی در هر نوبت پخت ۶/۹ مگاژول انرژی را به خود اختصاص می دهد. لازم است آشپزخانه های ایرانی كه سال ها وسایل پرمصرف و غیراستاندارد را در خود جای داده اند برای جلوگیری از واردآمدن زیان بیشتر به اقتصاد ملی، از نو تجهیز شوند. توجه خانم های مسئول آشپزی در خانه ها به رعایت استانداردهای لازم برای تهیه غذای ارزان آن هم با استفاده كمتر از انرژی نیز بسیار ضروری است چرا كه هر چند خانواده به دلیل ارزانی بیش از حد انرژی، متحمل هزینه گزاف در مرحله پخت غذا نمی شود، اما آسیبی كه از این راه به اقتصاد ملی وارد می شود، هر سال بیش از گذشته افزایش می یابد.

منابع:

نشریه بهسو .

نتایج بررسی های مؤسسه تحقیقاتی و اعضای هیأت علمی رشته جمعیت شناسی دانشكده علوم اجتماعی دانشگاه شیراز.

سایت خبری قلم سبز .

بهزاد صالح







روزنامه همشهری
 


 


صفحات وبلاگ
تعداد صفحات :30   20 21 22 23 24 25 26 27 28 29 >