ایران اکونومیست - گروه اقتصادی : بحث بر سر تعیین قیمت حامل های انرژی ونحوه پرداخت یا حذف یارانه انرژی و روش های بهینه سازی مصرف انرژی سال ها است که در این کشور ادامه دارد . این بحث ها هر ساله همزمان با ارائه لایحه بودجه به مجلس تشدید می گردد و امسال با بررسی همزمان دو لایحه هدفمند کردن یارانه ها و بودجه 88 در مجلس این مباحثات به اوج خود رسیده است .
حکایت حذف یارانه انرژی از طریق افزایش قیمت های آن همانند حکایت تخت پرنده کاووس شاه است . این شاه افسانه ائی آنطور که در کتاب فارسی دبستان زمان ما آمده بود شوق زیادی برای پرواز در آسمان داشت و به این منظور تخت پرنده ائی ساخته بود که چهار نیزه در اطراف آن بر افراشته بود وبر فراز آنها تکه گوشت هائی بعنوان طعمه آویخته بود و پای چهار عقاب را با طناب به چهار ستون تخت بسته بود بطوریکه طول طناب ها کوتاهتر از طول نیزه ها و دست عقاب ها کوتاه از طعمه ها بود .عقاب ها که طعمه ها را در معرض دید و در دسترس خود می دیدند برای رسیدن به آن بال و پر می گشودند اما هر چه پر می زدند هرگز به آن ها دست نمی یافتند چون فاصله پرندگان با طعمه ها ثابت بود و با افزایش سقف پرواز این فاصله کم نمی شد ولی شاه با این حقه به هدف خود دست یافته و به آسمان پرواز می کرد .
رسیدن به قیمت های واقعی و تمام شده و بین المللی یا فوب خلیج فارس برای حامل های انرژی نیز در حکم همان طعمه هائی هستند که بر فراز نیزه ها آویخته شده و ما هرچه سعی می کنیم که با افزایش قیمت های فروش به آن دست یابیم باز دست مان از آن کوتاه است . چرا ؟
چون پای عقاب هائی که برای رسیدن به طعمه ها یا همان قیمت های واقعی تلاش می کنند با طناب تورم بر پای تخت محکم بسته شده و سقف قیمت تمام شده همواره بیشتر از قیمت فروش است و این دو علیرغم افزایش مکرر قیمت های فروش هرگز به یکدیگر نخواهند رسید . هرچه ما سقف پرواز قیمت فروش حامل های انرژی را به امید رسیدن آنها به قیمت های واقعی افزایش می دهیم همراه با آن قیمت تمام شده نیز در اثر تورم افزوده می شود و چیزی از فاصله قیمت تمام شده با قیمت فروش کاسته نشده و این فاصله همچنان حفظ می شود . این فاصله ثابت و مستقل از سرعت پرواز یا ارتفاع پرواز پرندگان یا میزان افزایش قیمت ها است . چه این قیمت ها به یکباره افزوده شود و چه در ظرف سه یا پنچ یا ده سال . فقط هر چه سرعت جهش قیمت ها بیشتر و طول زمان جهش کوتاهتر باشد ریسک آن بیشتر می شود . بطوریکه ممکن است پرندگان خسته شده و به یکباره دست از پرواز در طمع طعمه ها بردارند و تخت پرنده کاووس شاه را به یکباره به زیر افکنند . زیرا آنها همانطور که علت هرگز نرسیدن خود به طعمه را در نمی یابد عجیب نیست که عواقب یکباره از پرواز باز ایستادن را نیز در نیابند و ندانند که پرواز نکردن همان و بر زمین افتادن و هرگز بر نخواستن همان . پس چه باید کرد؟
چاره کار عقاب ها تنها در آن است که ابتدا طناب از پای خود بردارند و بعد پرواز کنند و آنگاه خواهند دید که در یک چشم به هم زدن چگونه به طعمه ها دست خواهند یافت .
تعیین دستوری قیمت حامل های انرژی در قوانین بودجه چه بالا و چه پائین کاری نادرست و در حکم بستن بند بر پای عقاب ها و ایجاد مانع در راه رسیدن آنها به هدف یعنی به قیمت واقعی است . آیا بهای فروش نفت مطابق فوب خلیج فارس یا هر کجای دیگری در دست ماست ؟ آیا وقتی که نفت از 140 دلار به 40 دلار سقوط آزاد می کند ما چه می توانیم بکنیم ؟ آیا می توانیم پای آن را به ستون های بودجه خود محکم ببندیم تا سقوط نکند ؟ هرگز . زیرا قیمت دست بازار است و بازار دست ما نیست . پس چه کنیم ؟
برای حل این معظل پس از سال ها درنگ صندوق ذخیره ارزی تشکیل و به این وسیله ارتباط بودجه با بازار قطع گردید و قیمت ها آزاد گذاشته شد تا هر چه می خواهد بر طبق کنش های بازار نوسان کند ولی برای حذف اثر این نوسانات بر نظام برنامه ریزی کشور ؛ بودجه براساس یک قیمت ثابت و مجازی و بر اساس حداقل یا متوسط قیمت انتظاری تنظیم شد . این قیمت ثابت یک قیمت مجازی و غیر واقعی است که هیچ ارتباطی با واقعیت بازار و شرایط روز ندارد و اصلا قرار نیست که این قیمت همان قیمت بازار باشد و یا بر بازار تحمیل شود و ترجیح این است که قیمت بازار بالاتر از این قیمت مجازی باشد . به این روش می توان علیرغم قیمت های متغیر بازار یک برنامه ریزی و بودجه نویسی ثابت داشت .
حل یک معادله با چند متغیر کاری مشکل و اغلب نا ممکن ست از این رو کاهش تعداد متغیر ها با ثابت فرض کردن یک یا چند متغیر بصورت مجازی روشی معمول برای ساده سازی و حل مسائل مشکل و پیچیده در فیزیک و ریاضی و علوم مهندسی است . نقش صندوق ذخیره ارزی در اقتصاد کشور نیز یک نقش تثبیت کننده و کاهش دهنده تعداد متغیر ها و همانند نقش کمک فنر در سیستم تعلیق اتومبیل بعنوان یک ضربه گیر و یا همانند نقش باتری در سیستم برق اتومبیل و یا همانند نقش منبع انبساط در شوفاژ است . نه می توان شدت تولید و مصرف انرژی و شدت جریان الکتریکی را در سیستم برق اتومبیل ثابت نگه داشت و نه می توان آب را از انبساط وانقباض در اثر تغییرات دما در سیستم شوفاژ منع نمود . بلکه با استفاده از یک منبع کمکی در کنار منبع اصلی می توان حجم و فشار آب را در منبع اصلی شوفاژ و نیز فشار الکتریکی یا ولتاژ را در سیستم برق اتومبیل ثابت نگه داشت .
صندوق ذخیره پولی اعم از ارزی یا ریالی نیز یک منبع کمکی و فرعی ذخیره سازی پول توسط دولت در کنار خرانه اصلی دولت است . همانطور که دولت نمی تواند و نباید قیمت های ارزی حامل های انرژی را ثابت نگه دارد و با استفاده از ابزار صندوق ذخیره ارزی آن را در بودجه نویسی بطور مجازی ثابت فرض می کند . در مورد قیمت های ریالی حامل های انرژی نیز باید چنین باشد و تفاوتی بین قیمت ارزی و ریالی نیست .
یکسان کردن قیمت های ریالی حامل های انرژی در بودجه و بازار انرژی و تحمیل دستوری قیمت های مجازی پیش بینی شده در بودجه بر واقعیت های متغیر بازار خطائی است که سبب ایجاد شکاف بین قیمت تمام شده و قیمت فروش گردیده و مانع از رسیدن و پیوستن این دو به یکدیگر علیرغم افزایش مکرر قیمت حامل های انرژی می شود . این کار در واقع در حکم همان طنابهائی است که بر پای عقاب های داستان ما بسته شده و مانع از رسیدن آنها به طعمه ها می گردد . با ایجاد صندوق ذخیره ریالی قیمت حامل های های انرژی تعیین شده در قانون بودجه قیمت هائی فرضی و تصنعی تلقی می شوند که دیگر نباید بصورت دستوری به بازار تحمیل گردند همانند قیمت های ارزی . به چه دلیل قیمت های ارزی باید متغیر و تابع بازار و قیمت های ریالی باید ثابت و تابع قانون بودجه مصوب مجلس باشند ؟ اگر می خواهیم که قیمت های ریالی انرژی را به قیمت های واقعی بازار نزدیک و بر یکدیگر منطبق کنیم باید دست از تعیین دستوری قیمت و تحمیل آن بر بازار برداریم . و این کاری است که با ایجاد صندوق ذخیره ریالی قابل اجرا می باشد .
بودجه باید بر پایه قیمت هائی ثابت برای ارزش ریالی حامل های انرژی بسته شود اما این قیمت های ثابت به هیچ وجه نباید با ابزار قانون بصورت دستوری و سفارشی و تصنعی بر بازار تحمیل شوند و قیمت های بازار باید بر اساس قیمت تمام شده وعرضه و تقاضا بصورت رقابتی و آزاد تعیین شوند و در صورتی که قیمت های بازار افزون بر قیمت تعیین شده در بودجه باشند درآمد مازاد به صندوق ذخیره ریالی واریز می شود و در صورتی که این قیمت ها کمتر از قیمت پیش بینی شده در بودجه باشد جهت حرکت نقدینگی معکوس می شود .
ایجاد صندوق ذخیره ریالی اقدامی بسیار لازم و ضروری و مکمل صندوق ذخیره ارزی و در جهت عدم تحمیل قیمت های ثابت بودجه به واقعیتهای متغیر بازار و در جهت حذف یارانه ها و رها سازی قیمت حامل های انرژی و حرکتی اساسی در جهت زمینه سازی برای حذف انحصار از بازار داخلی انرژی و ایجاد بازار رقابتی و اجرای اصل 44 و ورود بخش خصوصی به عرصه انرژی کشور ورقابت آن با بخش دولتی است . اگر دولت واقعا در پی حذف یارانه های انرژی است و هدف آن از ارائه طرح تحول اقتصادی و لایحه هدفمند کردن یارانه ها کسب درآمد و جبران کسری بودجه و پهن ماندن سفره نفت بر روی مدیران دولتی نیست راه آن به هیچ وجه افزایش قیمت فروش حامل های انرژی نیست بلکه راه آن رقابتی کردن بازار و رها سازی قیمت ها و عدم مداخله دولت در تعیین قیمت ها از یکسو و کاهش قیمت تمام شده از سوی دیگر است و راه رسیدن به این اهداف فقط و فقط اجرای اصل 44 است و بس .
خارج کردن کنترل صندوق ارزی ریالی از دست دولت و اداره آن توسط بانک مرکزی با کنترل و نظارت مجلس و بخش خصوصی و انتخاب رئیس و هیات مدیره این بانک توسط مجلس و دادن وام های ارزی و ریالی از محل درآمد های مازاد این صندوق به بخش خصوصی و عدم تخصیص ارز به دولت برای واردات سوخت در سال آینده و تخصیص آن به بخش خصوصی و اجبار دولت و صنعت نفت به واگذاری انبار ها و مخازن و جایگاه های توزیع سوخت و اجبار وزارت نیرو به واگذاری بخش توزیع برق و آب و فاضلاب به بخش خصوصی در راستای اصل 44 اقدامات تکمیلی و ضروری دیگری هستند که همزمان با ایجاد صندوق ذخیره ارزی ریالی و رها سازی قیمت های انرژی باید باید انجام گردند .
اگر قرار است که مردم ما در سال آینده بنزین را به قیمت فوب خلیج فارس و یا بالاتر بخرند و دولت علاوه بر حذف یارانه از مردم مالیات بر مصر ف انرژی نیز بگیرد و به این وسیله کسری بودجه خود ناشی از کاهش قیمت های نفت را جبران کند و نان را از سر سفره مردم ببرد و لقمه از دهان آنها باز گیرد ؛ پس لازم است که همزمان با این تحول و در راستای اصل 44 یکبار برای همیشه شر یارانه های انرژی از سر دولت و منت آن از سر مردم و شر انحصار دولتی از سر اقتصاد انرژی و شر مدیریت دولتی از سر اقتصاد کشور و مداخله مستقیم دولت در بازار و قیمت گذاری کالا ها برداشته شود . و این غده سرطانی جراحی گردیده و از بیخ وبن برکنده شود . و در غیر اینصورت یارانه های انرژی در اثر تورم و افزایش کلی قیمت ها مجددا به سرجای خود باز خواهند گشت و هر سال باید به جراحی و ترمیم قیمت ها متوسل گردید و این به معنای گذاشتن استخوان لای زخم و زجر کش کردن مردم و به هدر دادن منابع و سرمایه های کشور و تداوم قصه نفت و غصه های مردمان این دیار است .
iraneconomist .com
نوشته شده در تاريخ شنبه 13 فروردین 1390 ساعت 12:32 PM
| نظرات (0)