طي هفتههاي اخير با توجه به وقايع اقتصادي روز، موضوع تورم، مورد بحث و بررسي برخي كارشناسان قرار داشت، چراكه زمان فعلي، مقطع حساسي به لحاظ اقتصادي است.
زيرا اجراي قانون هدفمندي يارانهها آغاز شده و قرار است از سال آينده، نهضت اشتغالزايي با استفاده از منابع صندوق توسعه ملي شروع شود. سوالي كه شايد به ذهن بسياري از فعالان اقتصادي خطور كند اين است كه اتفاقات فوق چه تاثيري بر روند آتي نرخ تورم در سالهاي پيش رو خواهد داشت؟
ضمنا از آنجا كه بانك مركزي در ارائه آمار سهگانه تورمهاي ماهانه، نقطه به نقطه و ميانگين براي بهمن 1389 تاخير كرده است، ولي در عين حال، معاون اقتصادي اين بانك نرخ تورم بهمن ماه را 6/11 درصد اعلام كرده است؛ بنابراين مجبوريم شاخص بهاي كالاها و خدمات مصرفي در مناطق شهري ايران (كه در ادامه، تنها با واژه شاخص از آن نام برده ميشود) را به صورت تخميني حدس زده به طوري كه نرخ تورم اين ماه 6/11 درصد باشد. در اين صورت عدد شاخص را براي بهمن، معادل 1/246 فرض ميكنيم تا رشد ماهانه آن برابر ماه قبل و نرخ تورم نيز معادل 6/11 درصد بهدست آيد.
اما در پاسخ به سوال فوق، همانطور كه بارها گفته شده، اجراي طرح هدفمندي يارانهها روي نرخ تورم در بلندمدت بيتاثير است. زيرا اصولا تورم، يك پديده پولي بوده و به تغييرات حجم پول وابسته است. البته طبيعي است افزايش قيمت كالاهاي يارانهاي در ماههاي ابتدايي اجراي طرح، سرعت افزايش نرخ تورم را بيشتر كند، اما در مجموع و در بلند مدت اثر قابل توجهي بر نرخ تورم نخواهد داشت.
با توجه به آنكه نرخ تورم در هر مقطع زماني، تابع متغير رشد نقدينگي در سال قبل از آن است و از آنجا كه به نظر ميرسد رشد نقدينگي امسال در حدود سال گذشته باشد (9/23 درصد) به همين دليل، پيشبيني ميشود روند تغييرات نرخ تورم در سال 1390 مشابه تغييرات اين متغير در ماههاي قبل از اجراي قانون هدفمندي يارانهها باشد كه اين ميزان در حدود رشد ماهانه يك درصد بوده است (رشد شاخص نسبت به ماه قبل).
اما مساله اصلي، ميزان تورم در سال 1391 ميباشد، زيرا كنترل آن به خواست و اقدام امروز مسوولان، وابسته است. از آنجا كه بودجه سال 1390 را انبساطي ناميدهاند و همينطور قرار است نهضت اشتغالزايي نيز در سال فوق اجرا شود، احتمال افزايش رشد نقدينگي در سال آينده، بيشتر از كاهش آن است، ولي به هر حال هر سه احتمال كاهش، افزايش يا عدم تغيير رشد نقدينگي را براي سال آينده بايد براي پيشبيني ميزان تورم در سال 1391 در نظر گرفت. همانطور كه ميدانيم رشد نقدينگي در سالهاي 1385، 1387 و 1388 به ترتيب 4/39، 9/15 و 9/23 درصد بوده است و به تبع آن، نرخ تورم ماهانه در يك سال بعد، يعني سالهاي 1386، 1388 و 1389 به طور ميانگين و به ترتيب 2، 5/0 و 1 درصد بود.
به همين دليل براي تعيين روند تغييرات نرخ تورم در سال 1391 سه گزينه را در نظر ميگيريم. 1- گزينه متوسط يا ادامه وضع موجود، يعني رشد نقدينگي در سال آينده نيز 9/23 درصد باشد كه در اين صورت، همانطور كه گفته شد، رشد ماهانه شاخص يا نرخ تورم ماهانه در سال 1391 يك درصد خواهد بود. 2- گزينه حداكثر كه در اين حالت، رشد ماهانه تورم، مشابه اين رشد در اواسط سال 1386 ميشود؛ يعني نرخ تورم ماهانه در طول سال 1391 دو درصد باشد. جدول تغييرات تورم بر مبناي گزينه دوم در سال 1391 ذيلا ديده ميشود، اما نمودار تغييرات هر سه گزينه رسم شده است. 3- گزينه حداقل، يعني رشد ماهانه تورم، مشابه اين رشد در اواسط سال 1388 باشد كه در اين صورت، نرخ تورم ماهانه براي سال 1391، نيم درصد خواهد بود.
همانطور كه مشاهده ميشود در فرض گزينه اول يا ادامه وضع موجود، متغير تورم، رشد ماهانه يك درصدي خواهد داشت؛ بنابراين بر اساس گزينه فوق نرخ تورم تا ديماه 1390 افزايش يافته و به 4/19 درصد خواهد رسيد. سپس اين نرخ شروع به كاهش كرده تا در اواخر سال 1391، روي عدد 13 درصد تثبيت شود (منحني قرمز رنگ). ضمنا اگر رشد نقدينگي امسال بيشتر از پيشبيني اين مقاله (فرضا 2 درصد بيشتر) باشد، طبيعي است كه در فرض گزينه اول به همين ميزان بر نرخ تورم در سال آينده افزوده خواهد شد.اما اگر رشد نقدينگي در سال آينده مطابق گزينه دوم، دچار افزايش شده و به 39 درصد برسد (مانند سال 1385) همانطور كه در نمودار، ديده ميشود نرخ تورم در اواسط سال 1391 مجددا وارد فاز افزايشي خواهد شد به طوري كه در پايان آن سال به بيش از 20 درصد خواهد رسيد.
در فرض گزينه سوم يا «گزينه تورم حداقل» اگر بانك مركزي رشد نقدينگي را در سال آينده به اندازه سال 1387 كاهش دهد، نرخ تورم در اسفند 1391؛ يعني دقيقا دو سال بعد، به عدد 4/9 درصد خواهد رسيد. منحني آبي رنگ، نمايانگر نرخ تورم در سال 1391 براي گزينه حداقل است. بنابراين ميتوان با اطمينان گفت كه در طول دو سال آينده تا اسفند 1391، تورم تكرقمي، هرگز امكان تكرار نخواهد داشت. اين تكرار نيز منوط به آن است كه رشد سالانه نقدينگي در سال 1390 حدود 15 درصد باشد.
با توجه به روند افزايشي نرخ تورم، نرخ سود تسهيلات بانكي در سال آينده در صورت آزادسازي يا شناور شدن، با افزايش قابل توجهي مواجه خواهد شد. اين معنا، نشانه آن نيست كه نگارنده طرفدار بالا بودن سود بانكي است. بلكه برعكس، اگر قرار باشد در جامعه ما «توليد» به يك ارزش، تبديل شده و گسترش يابد، لازم است تسهيلات ارزان نيز در دسترس كارآفرينان و توليدكنندگان وجود داشته باشد. اما شرط لازم اين امر، آن است كه قبل از هر چيز، تورم به طور كامل مهار شده باشد؛ در اين صورت تسهيلات بانكي نيز ميتواند حتي با نرخ 5 درصد در دسترس متقاضيان واقعي، قرار گيرد. خوانندگان محترم براي اطلاعات بيشتر (در خصوص شرط كافي) ميتوانند به سرمقاله اين روزنامه در تاريخ 20/11/89 مراجعه كنند. به هر حال، تثبيت سود بانكي امسال، براي سال آينده، نرخ تورمي، فراتر از پيشبينيهاي اين مقاله به ارمغان خواهد آورد.
برعكس، آزادسازي سود بانكي، ميتواند از ميزان تورم محاسبه شده، بكاهد؛ اگر چه آزادسازي سود بانكي، روش اصلي مهار تورم نيست.در واقع آزادسازي سود بانكي، بهترين علامت و نشانه را از سلامت اقتصاد، ارائه ميكند؛ يعني اگر پس از آزادسازي سود بانكي، متغير مزبور، اندك باشد، علامتي دال بر بهبود وضع اقتصاد است؛ ولي اگر نرخ سود، بالا باشد نشانه بيماري و مرض است. كاهش يا تثبيت دستوري بهره بانكي كه مبتني بر عقلانيت نباشد نهتنها بيماري را درمان نميكند، بلكه بر شدت آن نيز ميافزايد. اين موضوع مانند آن است كه فردي دچار بيماري حادي است كه براي درمان آن نياز مبرم به جراحي وجود دارد و ضمنا تنها علامت بيماري هم درد است. در اين حالت، هيچ پزشكي براي درمان بيماري، صرفا داروي ضد درد و مسكن تجويز نميكند؛ زيرا درد، تنها يك نشانه است. همانطور كه تورم و سود بالاي بانكي، نشانهاي از بيماري وخيم اقتصادي است؛ البته جاي شكرش باقي است كه علامت تورم را نميتوان به روش دستوري، پنهان يا انكار كرد. اگر چه همانگونه كه دنياياقتصاد در سرمقاله مورخ 17/1/89 خود تبيين كرد، تورم و ربا هيچ فرقي با هم نداشته و عين يكديگر بوده و در واقع دو روي يك سكه هستند.
در پايان پيشنهاد ميشود به جاي ابزار انبساط پولي براي افزايش تقاضا و پر كردن ظرفيت خالي توليد، از ابزار افزايش تعرفه واردات براي كالاهايي كه امكان قاچاق ندارند، استفاده كرد. همانطور كه كشورهاي ديگر براي كالاهاي ايراني نظير پسته، در سالهاي اخير تعرفههايي تا 300 درصد هم تصويب و اجرا كردند. به هر حال بايد اين واقعيت را قبول كنيم كه هنوز كشور ما عملا به عضويت سازمان تجارت جهاني در نيامده است تا از مزاياي آن بهرهمند شود، ضمن آن كه مضرات تعرفه بالا بسيار كمتر از مضرات انبساط پولي است. در هر صورت، زماني كه كشورمان در وضعيت تحريم قرار دارد، سزاوار نيست با افزايش بيشتر عرضه پول، بر مشكلات كشور افزوده شود.