کعبه دلها


همواره در طول تاريخ قريب به 1400 ساله خويش با
الهام از حسين بن علي ـ عليه‌السّلام ـ و
عزت‌جويي ايشان در برخورد طاغوت زمان يزيد بن
معاويه، عزّت و افتخار خويش را در مبارزه با
طاغوتيان زمان خويش جستجو مي‌كرده‌اند لذا
در اين مختصر ما بر آن شديم تا با بهره‌گيري
هر چند كوتاه از آيات قرآن كريم بيانات اين
امام همام و همچنين روايات ديگر ائمه معصوم به
بررسي اجمالي عزت و ذلّت در آينه آيات و
روايات بپردازيم: الف ـ عزّت در پرتو آيات و
روايات: خداوند متعال در قرآن كريم در آيات
متعددي، عزّت را تماماً و باللصالة از آن خويش
مي‌داند[1] و در آيات ديگر آن را بعد از خود،
متعلق به رسول خدا و مؤمنين مي‌داند[2] و نيز
مي‌فرمايد هر كه را خداوند اراده نمايد، عزيز
و هر كه را بخواهد، ذليل مي‌گرداند.[3] در دعاء
عرفه به نقل از سالار شهيدان مي‌خوانيم كه
تمام عزّت و بلند مرتبگي ويژه خداوند است و هر
كه خدا را دوست بدارد عزيز والّا ذليل خواهد
بود.[4] حضرت علي ـ عليه‌السّلام ـ در حديثي
ضمن رد هر گونه اعمال سلطه‌اي مي‌فرمايند: هر
عزيزي كه تحت قدرت و سلطه‌اي قرار بگيرد ذليل
خواهد بود، همچنين ايشان در جاهاي ديگر هر
عزّت غير خدائي را ذلّت تلّقي نموده و معتقدند
طلب عزّت فقط از خدا شايسته است و هر كس عزّت
را به غير از او طلب كند هلاك خواهد گشت، و نيز
ايشان در جاي ديگر مي‌فرمايند هيچ عزّتي
بالاتر از بردباري نيست. امام صادق ـ
عليه‌السّلام ـ نيز ضمن رفيع دانستن جايگاه
مؤمن وعزّت والاي اومي‌فرمايند خداوند
اختيار هر كاري را به مؤمن داده بجز اين‌كه او
اختيار ندارد خود را ذليل نمايد. و در حدث
ديگري ايشان راستي را ماية عزّت و ناداني را
ماية ذلّت توصيف مي‌نمايند. امام سجاد ـ
عليه‌السّلام ـ نيز ضمن اهميت دادن به اطاعت
دادن به اطاعت از اولي الامر، فرمان بردن از
فرمان روايان الهي را كمال عزّت دانسته‌اند.
ـ موجبات عزّت در پرتو احاديث: 1. اطاعت مطلق از
خداوند: حضرت علي ـ عليه‌السّلام ـ
مي‌فرمايند هر كه مي‌خواهد بدون داشتن مال و
ثروت و ايل و تبار عزتمند گردد مي‌بايست از
معصيت الهي دوري و به اطاعت او روي آورد. ايشان
در تأييد اين مطلب در جاي ديگر مي‌فرمايند:
خداوندمتعال خطاب به داود ـ عليه‌السّلام ـ
فرمودند: اي داود من عزّت را در اطاعت خود قرار
داده‌ام در حالي كه مردم آن را در خدمت به
سلطان جستجو مي‌كنند و لذا آن را نمي‌يابند
پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ نيز در
حديثي عزّت را در پروا داشتن از خداوند
مي‌دانند و در حديث ديگر خوار بودن در برابر
حق را به عزّت نزديكتر مي‌دانند تا عزّت
يافتن به وسيله باطل. 2. قطع طمع از مردم: حضرت
علي ـ عليه‌السّلام ـ بالصراحة عزّت را با
قطع طمع همراه مي‌دانند. امام صادق ـ
عليه‌السّلام ـ نيز عزّت را تنها در خانه‌اي
مي‌دانند كه اهل آن خانه چشم طمع به دست مردم
اندوخته باشند. امام باقر ـ عليه‌السّلام ـ
نيز چشم نداشتن به دست مردم را موجب عزّت ديني
مؤمن مي‌دانند. همچنين در حديث است كه لقمان
در نصيحت به فرزند خويش فرمود: اگر مي‌خواهي
عزّت دنيا را به دست آوري، طمع خويش را از آن
چه مردم دارند قطع كن زيرا پيامبران و صديّقان
به سبب بركندن طمع خويش به آن مقامات
رسيده‌اند. 3. در احاديث گوناگون ديگر موجبات
عزّت در عواملي همچون انصاف، بخشش، پاي‌بندي
به حق، گذشت، فروتني، مناعت طبع، توكل، حفظ
زبان، فروخوردن خشم، شكيبائي، قناعت و غيره
آمده است. به عنوان نمونه حضرت علي ـ
عليه‌السّلام ـ رفتار منصفانه با مردم را
باعث عزّت دانسته و در احاديث ديگر شجاعت و
قناعت را از عوامل نيل به عزّت برمي‌شمارند،
همچنين رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله ـ عفو و
بخشش را مايه رسيدن به عزّت و در حديث ديگر
فروتني و مناعت طبع را ماية عزّت مؤمن
مي‌دانند امام باقر ـ عليه‌السّلام ـ نيز
توكل به خدا را موجب عزّت مومن مي‌دانند و در
جاي ديگر صبر و شكيبائي را مايه عزّت
مي‌شمارند. ـ عوامل پايداري و بقاء عزّت: در
احاديث مختلف از بين بردن طمع و زندگي در
تنهائي را به عنوان دو عامل بقاء، و پايداري
عزّت ذكر نموده‌اند: امام باقر ـ
عليه‌السّلام ـ پايداري عزّت را در از بين
بردن طمع‌جوئي و امام صادق ـ عليه‌السّلام ـ
تنهائي و دوري گزيدن از مردم را باعث پايداري
بيشتر عزّت ذكر مي‌كنند بديهي است اين حديث
شريف مغاير با ابعاد اجتماعي اسلام نيست بلكه
منظور دل كندن از مردم و نداشتن انتظارات و
توقعات نابجا از مردم مي‌باشد به يك انسان كه
جز خدا دل به اميد احدي از مردم نبندد و نه آن
كه هيچ‌گونه رابطه‌اي با مردم نداشته باشد. ب
ـ ذلّت در پرتو احاديث [5] در خصوص ذلّت نيز
احاديث و روايات بسياري وارد شده كه به بعض
آن‌ها اشاره خواهيم كرد: امام حسين ـ
عليه‌السّلام ـ الگو و پرچمدار عزّت آفريني و
ذلّت ستيزي در نزد شيعيان جهان، در اين خصوص
مرگ با عزّت را بر زندگي توأم با ذلّت ترجيح
مي‌دهند ايشان در روز عاشورا خطاب به لشگر
يزيد فرمودند: آگاه باشيد كه اين ملعون مرا
ميان دو امر مغيّر كرده است: ميان شمشير و
ذلّت، امّا هيهات كه من تن به ذلّت و پستي و
دهم زيرا كه خدا و رسول او و نياكان وتربيت
كنندگان ما هرگز خواري را نپذيرند و هلاكت
زبونانه را بر كشته شدن شرافتمندانه ترجيح
ندهند. از مولاي متقيان علي ـ عليه‌السّلام ـ
نيز عبارتي به همين مضمون وارد شده است و يا
ايشان در جاي ديگر ضمن توصيه به قناعت نمودن
به اندك، انسانها را از پذيرش ذلّت وخواري بر
حذر مي‌داند امام صادق ـ عليه‌السّلام ـ نيز
مي‌فرمايند: خداي متعال اختيار هر كاري را به
مومن داده است امّا اختيار خوار كردن خويش را
به او نداده است. ـ عوامل خوار كننده انسان: در
احاديث مختلف موارد گوناگوني به عنوان عوامل
خوار كننده انسان قلمداد گرديده است از جمله
پيامبر اكرم ـ صلي الله عليه و آله ـ بخل
ورزيدن، اشتغال به داد و ستد و رها كردن جهاد
در راه خدا را از عوامل خوار كننده انسان
مي‌دانند حضرت علي ـ عليه‌السّلام ـ در
تبيين عوامل خوار كننده انسان به عواملي
همچون طمع، پرده برداشتن از گرفتاري شخصي در
نزد ديگران و عزّت جوئي نزد غير خداوند اشاره
مي‌فرمايند، امام صادق ـ عليه‌السّلام ـ نيز
در حديثي، دلبستگي به زندگي دنيا را ماية
خواري مي‌دانند و در احاديث ديگر ستمگري و
ظلم را ماية ذلّت و خواري بيان مي‌فرمايند،
امام حسن مجتبي ـ‌عليه‌السّلام‌ـ نيز ترس
از راستي را مايه ذلّت مي‌دانند. ـ ذليل‌ترين
انسانها: در احاديثي از رسول اكرم ـ صلي الله
عليه و آله ـ زبون‌ترين مردم كسي دانسته شده
كه مردم را خوار نمايد، و درحديث ديگري از
حضرت علي ـ عليه‌السّلام ـ آزمندي به دنيا به
عنوان خوار كننده‌ترين مسئله براي انسان
تعريف گرديده است. اميد آن‌كه با بهره‌مندي
هر چه بيشتر از فيوضات و كلمات گهربار اين
بزرگان پيش از بيش به دنبال زندگي
عزّت‌مندانه و توأم با رستگاري باشيم. و
همان‌گونه كه با الهام از اين عزّت و افتخار
حسيني به قيام عليه رژيم شاهنشاهي و استبدادي
و برپائي جمهوري اسلامي اقدام نموديم همواره
در سرمشق قراردادن اين عزّت و افتخار در فرا
راه زندگي خويش استوار بمانيم. محمد ملك‌زاده
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . قرآن كريم: فاطر: 10، يونس: 65، نساء: 138، 139. [2]
. منافقون، 8. [3] . آل عمران، 26. [4] . احاديث مربوط
به اين بخش (عزّت در پرتو روايات) به نقل از
كتاب زير مي‌باشد، محمد ري شهري، ميزان
الحكمه، حميد رضا شيخي، ج 8.، دارالحديث، 1379، ص
3734 ـ 3744. [5] . احاديث مربوط به اين بخش (ذلّت در
پرتو روايات) برگرفته از كتاب زير است: محمدي
ري شهري، پيشين، ج 4.، صص 1872 ـ 1876.




[ یک شنبه 4 دی 1390  ] [ 8:01 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

خیر و برکت زیاد

امام صادق (ع) فرمود: «اگر مردم مى‏دانستند که چقدر خیر و برکت در زیارت امام حسین (ع) وجود دارد ، براى زیارت کردنش با یکدیگر مقاتله مى‏کردند، و هر آینه اموالشان را براى رفتن به زیارتش مى‏فروختند» (۱۳)
و امام باقر (ع) فرمود: «اگر مردم مى‏دانستند که زیارت قبر شریف حسین (ع) چه مقدار فضیلت و برکت دارد، از شوق زیارت جان مى سپردند و نفسهایشان از شدت حسرت بند مى‏آمد» (۱۴).
____________________________________________________________________
۱۳. منتخب کامل الزیارات ، ابن قولویه ، ص ۸۷
۱۴. سفینه البحار، محدث قمى ، ج ۱ ص ۵۶۵



[ چهارشنبه 30 آذر 1390  ] [ 2:08 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

 غرق شدن در رحمت الهى

از امام صادق (ع) پرسیدند: ثواب کسى که قبر امام حسین (ع) را زیارت کند،در حالى که کبر و غرور نداشته باشد چیست ؟ فرمود: «برایش هزار عمره و حج مقبول نوشته مى شود . اگر شقى باشد، سعید نوشته مى‏گردد، و پیوسته در رحمت الهى غوطه‏ور خواهد بود» . (۱۷)
____________________________________________________________
۱۷. منتخب کامل الزیارات ، ابن قولویه ، ص ۳۲۸




[ چهارشنبه 30 آذر 1390  ] [ 2:08 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

 آمرزش گناهان

امام صادق (ع) فرمود: «هر کس حسین (ع) را زیارت کند در حالیکه عارف به حق او بوده و به امامتش اقرار داشته باشد خداى سبحان ،گناهان گذشته و آینده‏اش را مى‏آمرزد». (۷)
و جابر جعفى در ضمن یک حدیث طولانى از امام صادق (ع) روایت کرده است که فرمود: «چون از نزد قبر حسین (ع) بازگشتى ، ندا کننده‏اى تو را ندا مى‏دهد که اگر آن را مى‏شنیدى ، تمام عمر را نزد قبر شریف حسین (ع) اقامت مى‏گزیدى. آن منادى گوید:خوشا به حال تو اى بنده خدا که سود فراوان بردى و به سلامت (در دین ) دست یافتى. عمل از سربگیر که گناهان گذشته‏ات آمورزیده شد» . (۸)
_______________________________________________________
۷. کافى ، مرحوم کلینى ، ج ۴ ص ۵۸۲
۸. منتخب کامل الزیارات ، ابن قولویه ، ص ۲۹۵




[ چهارشنبه 30 آذر 1390  ] [ 1:59 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

زیادتى در عمر و رزق

امام باقر (ع) فرموده است : «شیعیان ما را به زیارت قبر حسین (ع) امر کنید ، زیرا زیارت او موجب فزونى در رزق و طول عمر و دفع بلایا و ناگواریها مى‏شود » . (۶)
____________________________________________________________
۶. منتخب کامل الزیارات ، ابن قولویه
،ص ۲۸۹



[ چهارشنبه 30 آذر 1390  ] [ 1:59 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

  برآورده شدن حاجات و دفع پریشانى

امام صادق (ع) فرمود: «همانا نزد شما قبرى است که هیچ فرد پریشانى نزد آن نمى‏آید مگر آنکه خداوند از او دفع پریشانى نماید و حاجتش را برآورد» . (۴)
و نیز به ابوصباح کنانى فرمود: «همانا نزد شما قبرى است که هیچ فرد پریشانى نزد آن نمى‏رود مگر آنکه خداوند از او پریشانى را دفع نموده و حاجتش را برآورده مى نماید، و همانا نزد او چهار هزار فرشته هستند که از هنگام شهادتش آشفته و غم آلود تا روز قیامت بر او مى‏گریند. هر کس او را زیارت کند، وى را تا خانه‏اش بدرقه مى‏کنند، و هر که مریض شود به عیادتش مى‏روند، و هر که بمیرد جنازه‏اش را تشییع مى‏کنند». (۵)
________________________________________________________
۴. منتخب کامل الزیارات ، ابن قولویه ، ص ۳۳۷
۵. همان مأخذ.




[ چهارشنبه 30 آذر 1390  ] [ 1:59 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

در امان خدا بودن

به امام صادق (ع) عرض کردند: کمترین اثرى که براى زائر قبر امام حسین (ع) چیست؟ فرمود: «کمترین تأثیرش این است که خداوند متعال، او و خانواده و مالش را حفظ مى کند تا به سوى اهل خویش برگردد ،و چون روز قیامت فرا رسد، خداوند حافظ او خواهدبود ».(۲)

___________________________________________________

 ۲. ثواب الاعمال شیخ صدوق ، ص ۱۱۶




[ چهارشنبه 30 آذر 1390  ] [ 1:59 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

 تجلى خدا

امام صادق (ع) فرمود: «به درستى که خداى تبارک و تعالى، قبل از اهل عرفات ، براى زائران قبر حسین (ع) تجلى مى نماید، حوایج آنان را بر آورده مى‏کند ، گناهانشان را آمرزیده و درخواستهایشان را به اجابت مقرون مى‏سازد ، و سپس متوجه اهل عرفات شده و در مورد آنان نیز اینگونه عمل مى‏کند». (۲۰)
 _________________________________________________
۲۰. منتخب کامل الزیارات ، ابن قولویه ، ص ۳۴۶




[ چهارشنبه 30 آذر 1390  ] [ 1:54 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

 

امام صادق (ع) فرمود: «حسین در نزد پروردگارش ... به زائرانش نظر مى کند . او نگاه مى کند که چه کسى براى آن حضرت گریه مى کند، پس براى او طلب آمرزش کرده و پدرانش را مى‏خواند تا براى آن زائر دعا کرده و طلب آمرزش و مغفرت نمایند. سپس امام (حسین) مى فرماید: اگر زائر من مى‏دانست که خدا چه چیزى براى او عطا مى فرماید شادى او بیشتر از جزع و بى‏تابى وى مى‏گردید» . (۱۱)
و امام حسین (ع) فرمود: «هر کس مرا در زندگانیش زیارت کند، پس از مرگش بازدیدش خواهم کرد» . (۱۲)
________________________________________________________
۱۱. امالى شیخ طوسى ، ص ۵۵
۱۲. بحارالانوار ، علامه مجلسى ، ج ۱۰۱ ص ۱۶




[ چهارشنبه 30 آذر 1390  ] [ 7:40 AM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

مقدمه‌
سخن‌ معصومان‌ و گفتار آنان‌، یکی‌ از منابع‌ گهربار هدایت‌ انسان‌ و طریقی‌عرشی‌، برای‌ کشف‌ واقعیات‌ و درک‌ حقایق‌ جهان‌ خلقت‌ است‌ و معمار بنای‌ِ حیات‌ الهی‌انسان‌ می‌باشد.
«اءن‌ّ حدیثَنا یُحیی‌ الْقلوب‌َ» .
یکی‌ از موضوعاتی‌ که‌ می‌توان‌ از طریق‌ حدیث‌ أهل‌ بیت‌ عصمت‌، موفق‌ به‌ کشف‌وفتح‌ گنج‌ آن‌ شد؛ شناخت‌ عظمت‌ وجودی‌ پیشوایان‌ معصوم‌ است‌.
معصومان‌ را از طریق‌ سخن‌ خود آنان‌ می‌توان‌ شناخت‌، زیرا معرفت‌ به‌ کنه‌عظمت‌ عرشی‌ معصوم‌، نیاز به‌ فهمی‌ معصومانه‌ دارد.
این‌ مقال‌ در مقام‌ شناخت‌ أبعادی‌ چند از أبعاد گسترده‌ و والای‌ معصومی‌ محبوب‌در عرش‌ وأرض‌ دارد، معصومی‌ که‌ تمام‌ فرشتگان‌ و پیامبران‌ وامامان‌ وانسان‌های‌ باایمان‌، عشق‌ او را در دل‌، سوگ‌ او را در سینه‌ و اشک‌ غمش‌ بر گونه‌ دارند. او مصباح‌ هدی‌وسفینه‌ نجاه‌؛ یعنی‌ حسین‌ بن‌ علی‌(ع) است‌.
۱ـ پیامبر گرامی‌ اسلام‌(ص)
ـ وجود حسین‌ از من‌ است‌ وبقای‌ من‌ از حسین‌؛
ـ طریق‌ محبوبیت‌ نزد خدا، عشق‌ به‌ حسین‌ است‌.
«حُسین‌ٌ مِنِّی‌ وَأنَا مِن‌ْ حُسین‌، أَحَب‌َّ اللهُ مَن‌ّ أحَب‌َّ حُسیْناً؛. حسین‌ از من‌ و من‌ ازحسینم‌، خداوند دوستداران‌ حسین‌ را دوست‌ دارد».
پیامبر گرامی‌ اسلام‌(ص) واسطه‌ فیض‌ خلق‌ وجود مقدس‌ امام‌ حسین‌(ع) و درسلسله‌ علل‌ وجودی‌ آن‌ امام‌ می‌باشند به‌ همین‌ جهت‌ می‌فرمایند: «حسین‌ منّی‌».
واز طرف‌ دیگر، امام‌ حسین‌(ع) نیز در سلسله‌ علل‌، علت‌ بقای‌ دین‌ اسلام‌وماندگاری‌ آیین‌ محمدی‌ است‌؛ به‌ طوری‌ که‌ اگر ایشان‌ و سیره‌ شهادت‌ خواهانه‌ او نبود،دین‌ اسلام‌ و نام‌ پیامبر گرامی‌ اسلام‌ باقی‌ نمی‌ماند. فریاد عاشورایی‌ سالار شهیدان‌ درروز عاشورا نشان‌ از این‌ مطلب‌ دارد.
به‌ همین‌ جهت‌ پیامبر گرامی‌ اسلام‌ می‌فرماید: «وأنا من‌ حسین‌».
از همین‌ رو، این‌ دو وجود عرشی‌ در سلسله‌ علل‌ تحقق‌ و بقای‌ یک‌ دیگر قراردارند. وآن‌ کلام‌ نبوی‌ گویای‌ وحدت‌ ویگانگی‌ وجودی‌ و ارزشی‌ این‌ دو ستاره‌درخشان‌عالم‌ وجود است‌؛ چنان‌ که‌ حکما نیز می‌گویند: علت‌ مبقیه‌ همان‌ علت‌ مُوجده‌است‌.
خاتم‌ پیامبران‌(ص) در آخر به‌ مطلبی‌ مهم‌ و به‌ عاملی‌ برای‌ فتح‌ گنج‌ محبت‌ خداتصریح‌ می‌کنند و می‌فرمایند: یکی‌ از کلیدهای‌ گشایش‌ باب‌ محبت‌ خدا، دوستی‌ومحبت‌ به‌ حسین‌(ع) است‌. و این‌ حکمتی‌ حکیمانه‌ است‌ برای‌ آنانی‌ که‌ سلوک‌ نظری‌وعملی‌ عروج‌ به‌ قله‌ محبت‌ خدای‌ را طالبند.
۲ـ امیر مؤمنان‌ علی‌ بن‌ أبی‌ طالب‌(ع)
ـ قائم‌ آل‌ محمد (عج‌) از نسل‌ حسین‌(ع) است‌.
ـ ویاوران‌ مهدی‌، مخلصان‌ با ایمان‌ و ولایت‌ مداران‌ شیعه‌ هستند.
«التاسع‌ من‌ وَلْدِک‌ ـ یا حسین‌ ـ هو القائم‌ بالحق‌ِّ المُظهر بالدِّین‌ الباسِط‌ُ للعَدْل‌ِ.
قال‌ الاءمام‌ الحسین‌(ع) : یا أمیر المؤمنین‌! اءن‌ّ ذلک‌ لکائن‌؟: .
اءی‌، والَّذی‌ بَعث‌َ مُحمَّداً بالنَّبوَّه‌ واصْطَفاه‌َ علی‌ جمیع‌ البریَّه‌، ولکن‌ بعد غیْبه‌ٍ وحَیْره‌ٍلایثبت‌ُ فیها علی‌ دینه‌ اءلاَّ المُخلِصُون‌ المُبَاشرون‌َ لرُوح‌ِ الیقین‌ِ الّذین‌ أََخَذ الله میثاقَهُم‌بولایتنا وکَتَب‌َ فی‌ قلوبهم‌ الاءیمان‌َ وَأَیَّدَهْم‌ بَروْح‌ٍ منْه‌!؛
ای‌ حسین‌! نهمین‌ فرزند از نسل‌ تو، کسی‌ است‌ که‌ حق‌ را به‌ پا دارد و دین‌ را آشکارکند و عدل‌ را بگستراند.
ـ ای‌ امیرمؤمنان‌! بی‌گمان‌ این‌ وعده‌ واقع‌ می‌شود؟.
ـ آری‌، قسم‌ به‌ آن‌ که‌ محمد را به‌ پیامبری‌ برگزید و او را بر تمامی‌ جهانیان‌ برتری‌بخشید.
ولی‌ این‌ حادثه‌ بعد از غیبتی‌ طولانی‌ وحیرت‌ وسردرگمی‌ بسیار تحقق‌ خواهدیافت‌.
در آن‌ زمان‌ ـ زمان‌ غیبت‌ ـ تنها آنان‌ که‌ اهل‌ اخلاص‌ و در دل‌ یقین‌ دارند، بردین‌خدا باقی‌ باشند. خداوند از آنان‌ وعده‌ پیروی‌ ولایت‌ ما گرفته‌ و در قلب‌هایشان‌ایمان‌نگاشته‌ و خود به‌ ایشان‌ توفیق‌ عطا نموده‌ است‌».
۳ـ فاطمه‌ زهرا سلام‌۳
ـ بر فرزندم‌ حسین‌ گریه‌ می‌کنم‌ و شما نیز بر شهادتش‌ اشک‌ ریزید..
«قالت‌ فاطمه‌ الزهراء۳ : یا أبتاه‌! من‌ یَقتْل‌ُ ولدی‌ وقُرَّه‌َ عَیْنی‌ وثمره‌َ فُؤادی‌؟.
قال‌ رسول‌ الله (ص): شرُّ أمَّه‌ٍ مِن‌ْ أُمَّتِی‌..
قالت‌: اءقرء جبرئیل‌ منّی‌ السلام‌ وقل‌ له‌ فی‌ أی‌ّ مَوْضع‌ٍ یُقْتَل‌ُ!.
قال‌: فی‌ موضع‌ٍ یقال‌ له‌ کربلاءُ؛
حضرت‌ فاطمه‌ زهرا۳ : ای‌ پدرم‌! چه‌ کسی‌ فرزندم‌ و نور چشم‌ ومیوه‌ دلم‌ رامی‌کشد؟.
پیامبر گرامی‌ اسلام‌ (ص)پاسخ‌ داد: بدترین‌ گروه‌ از امت‌ من‌.
ـ پدرم‌ از جانب‌ من‌ بر جبرئیل‌ درود فرست‌ وبپرس‌ در کجا او را می‌کشند؟.
ـ در مکانی‌ به‌ نام‌ کربلا».
آن‌ بانو گاهی‌ بر مصیبت‌ فرزندش‌ به‌ سوگ‌ می‌نشست‌ واین‌ گونه‌ نوحه‌ گری‌می‌کرد:
أَبکنِی‌ وَأَبک‌ لیتَامی‌' وَلاتَنْس‌ِقَتیل‌َ العِدَاء بِطَف‌ِّ الْعِرَاق‌ِ
-بر من‌ ]ای‌ علی‌[ و بر یتیمانم‌ گریه‌ کن‌ و از خاطر مبر شهیدی‌ که‌ به‌ دست‌دشمنان‌ در کربلای‌ عراق‌ به‌ شهادت‌ می‌رسد.
فَسوْف‌َ أُعْطِیه‌ِ وَلا أُبَالِی‌وَأْوْثِرَ اللهَ عَلَی‌ عِیَالِی‌
أمسُوا جِیَاعاً وَهم‌ْ أَشْبالی‌أَصْغَرُهُم‌ْ یقْتَل‌ْ فی‌ الْقِتَال‌ِ
بکَرْبَلاء یقْتَل‌ْ بِاغتِیَال‌ِلِقَاتِلِیه‌ِ الوَیْل‌ُ مَع‌ْ وَبَال‌ِ
یَهوِی‌ به‌ النَّار اءلَی‌ سِفال‌ِکَبولُه‌ُ زَادَت‌ْ عَلَی‌ الاکْبَال‌ِ
- به‌ زودی‌ به‌ آن‌ گرسنه‌ طعام‌ خواهم‌ بخشید واز گرسنگی‌ خود و خانواده‌ام‌ با کی‌ندارم‌ و رضایت‌ خدا را بر فرزندان‌ مقدم‌ می‌دارم‌.
- فرزندانم‌ شب‌ را با گرسنگی‌ سپری‌ می‌کردند، عزیزانی‌ که‌ کوچکترین‌ آنان‌ درجنگ‌ به‌ شهادت‌ خواهد رسید.
- در کربلا، با حیله‌ وتزویر او را می‌کشند، بر قاتلان‌ او عذاب‌ وخواری‌ باد!
- آتش‌ جهنم‌ آنان‌ را در برخواهد گرفت‌ و به‌ بدترین‌ مکان‌ جهنم‌ سقوط‌ می‌کنند وهر لحظه‌ خواری‌ و ذلت‌ آنان‌ بیشتر خواهد شد.
۴- امام‌ حسن‌ مجتبی‌ (ع)
ـ روز شهادتت‌ ـ ای‌ حسین‌ ـ همتا ندارد.
ـ در مصیبت‌ تو ای‌ حسین‌ آسمان‌ وزمین‌ خون‌ گریند.
«لایَوْم‌َ کیوْمِک‌ ـ یا أبا عبدالله! ـ یَزْدَلَف‌ُ اءلیْک‌َ ثل'ثُون‌َ أَلْف‌ِ رَجُل‌ٍ یَدَّعُون‌َأَنَّهم‌ مِن‌ْأُمَّه‌ِجَدِّنَا محمّد(ص) ویَنْتَحَلُون‌َ دین‌َ الاسلام‌ فَیجْتَمَعُون‌َ عَلَی‌ قَتْلِک‌ وَسَفْک‌ دَمِک‌َوانتَهاک‌حَرَمک‌ُ وسَبْی‌ ذَرَاریک‌َ وَنِسَائِک‌َ وَانتَهَاک‌ ثقلِک‌ فَعِنْدَهَا تَحِل‌ُّ بَبِنی‌ أُمیّه‌َاللعْنه‌َوَتمْطَرَ السَّمَاء رِماداً ودَماً یَبْکِی‌ عَلَیْک‌َ کُل‌ُّ شی‌ءٍ حَتّی‌ الوحُوش‌ فی‌ الفَلوات‌ِوالحیتَان‌ِ فی‌ البِحَار؛
ابا عبدالله! هیچ‌ روزی‌ همانند روز ـ شهادت‌ ـ تو نباشد، سی‌ هزار مردانی‌ که‌ ادعامی‌کنند از امت‌ جدمان‌ محمد (ص) باشند و خود را مسلمان‌ می‌پندارند به‌ سویت‌ هجوم‌می‌آورند، آنها برکشتن‌ تو و ریختن‌ خونت‌ وهتک‌ حرمتت‌ واسارت‌ فرزندان‌ و همسران‌ توو شکستن‌ قدرتت‌ گردهم‌ می‌آیند. در این‌ گاه‌ نفرین‌ خدا بر بنی‌ امیه‌ نازل‌ شود و آسمان‌خاکستر وخون‌ بارد و بر تو تمام‌ کائنات‌ بگریند، حتی‌ حیوانات‌ وحشی‌ در بیشه‌ زارها وماهیان‌ در دریاها».
۵- امام‌ حسین‌ (ع)
ـ ما حزب‌ خدا، فرزند پیامبر خدا و خاندان‌ معصوم‌ او می‌باشیم‌.
ـ ما هم‌ ردیف‌ قرآن‌ و واجب‌ الاءطاعه‌ در قرآنیم‌.
نَحْن‌ُ حِزْب‌ُ اللهِ الغَالِبوُن‌َ وَعِتره‌ رَسُول‌ِ الله الاقربُون‌َ وَأهل‌ُ بَیتِه‌ِ الطَّیِّبُون‌َ وَأَحَدُالثقلیْن‌ِ الَّذَیْن‌ِ جَعَلَنَا رَسُول‌ُ اللهِ ثَانی‌ کتاب‌ِ الله ـ تَبَارَک‌ وتَعالی‌ ـ الذی‌ فِیه‌ِ تَفْصِیل‌ کُل‌ِّ شی‌ءٍلاَ یأْتیه‌ البَاطِل‌ من‌ْ بَیْن‌ِ یَدْیه‌ وَلا من‌ خلفِه‌ِ المعوَّل‌ عَلَیْنَا فی‌ تفْسِیره‌ِ وَلاَ یَبْطینَا تأویلُه‌ُ بَل‌ْنَتبّع‌ُ حَقَائقَه‌ُ، فأَطیعُونَا فان‌َّ طَاعَتَنَا مَفُروضَه‌ٌ اءذ کانَت‌ بطاعَه‌ِ اللهِ مَقُرونَه‌ٍ. قال‌َ اللهُ ـ عَزَّوَجَل‌َّـ:
(أَطِیعوُا الله وأَطیعُوا الرَّسُول‌َ وَ أُولی‌ الامرِ مْنِکُم‌ْ).
۶- امام‌ علی‌ بن‌ الحسین‌ زین‌ العابدین‌ (ع)
ـ بهای‌ اشک‌ بر شهادت‌ امام‌ حسین‌(ع) بهشت‌ است‌.
ـ مزد سختی‌ دیدن‌ در راه‌ ولایت‌ اهل‌ بیت‌، نجات‌ از دوزخ‌ است‌.
«أیّما مُؤمِن‌ٍ دَمَعَت‌ْ عَیْنَاه‌ُ لِقَتْل‌ِ الحُسین‌ِ بن‌ علّی‌(ع) دَمْعَه‌ً حَتَّی‌' تَسیِل‌ عَلَی‌ خَدِّه‌ِ فِینالاذی‌ً مَسَّنَا مِن‌ْ عَدَّوِنا فی‌ الدنیا بوَّأه‌ُ اللهُ بِهَا فی‌ الجَنَّه‌ِ مَبَوَّأ صِدْق‌ٍ..
وَأَیُّما مُؤمن‌ٍ مَسَّه‌ُ أذی‌ً فِینا فَدَمَعت‌ْ عَیْناه‌ُ حَتَّی‌ تَسیِل‌ عَلَی‌ خدِّه‌ِ مِن‌ْ مَضَاضَه‌ٍ مَاأوذِی‌ فِینا صَرَف‌َ اللهُ عَن‌ْ وَجْهِه‌ِ الاذَی‌ وَآمَنَه‌ُ یَوْم‌َ القیامه‌ِ مِن‌ْ سخطِه‌ِ والنّارِ. ؛
هر انسان‌ با ایمان‌ ـ شیعه‌ای‌ ـ بر شهادت‌ حسین‌ بن‌ علی‌(ع) اشکی‌ بریزد وبرگونه‌اش‌ روان‌ گردد و برگرفتاری‌هایی‌ که‌ دشمنان‌ ما در دنیا بر ما روا داشته‌اند، زاری‌ کند؛خداوند جای‌ گاه‌ راست‌ پیشگان‌ را در بهشت‌ نصیب‌ او گرداند.
وهر شیعه‌ای‌ در راه‌ ما به‌ او آزاری‌ رسد و اشکی‌ ریزد، خداوند گرفتاری‌ها را از او دورسازد و روز قیامت‌ او را از شداید و آتش‌ در امان‌ دارد».
۷- امام‌ محمد باقر(ع)
ـ بقای‌ امامت‌ در نسل‌ امام‌ حسین‌(ع) پاداش‌ شهادت‌ ایشان‌.
ـ شفا از تربت‌ وقبولی‌ دعا نزد قبرش‌ و به‌ حساب‌ نیامدن‌ مدت‌ زیارتش‌ از عمرزائرش‌، مزدِ به‌ خون‌ غلطیدن‌ ایشان‌ است‌.
«اءِن‌َّ الله ـ تَعَالی‌' ـ عَوَّض‌َ الحسُین‌َ مِن‌ْ قَتْلِه‌ِ أن‌ْ جَعَل‌َ الاءمَامَه‌َ فِی‌ ذُرِیَّتِه‌ِ وَ الشَّفَاءَ فی‌تُرْبَتِه‌ِ وَاءجَابَه‌َ الدُّعَاء عِنْدَ قُبرِه‌ِ وَلا تُعَدُّ أَیَّام‌ُ زائریه‌ جائیاً وراجعَاً مِن‌ْ عُمْرِه‌ِ؛
خداوند متعال‌ در مقابل‌ شهادت‌ امام‌ حسین‌(ع) به‌ ایشان‌ چند چیز عطا نمود:
امامت‌ را در نسل‌ ایشان‌ قرار داد، تربت‌ او را شفای‌ درد کرد، دعا نزد قبرش‌ رابرآورده‌ گرداند و مدت‌ زمان‌ زیارت‌ و رفت‌ و برگشت‌ زائرش‌ جزء مدت‌ زمان‌ عمرش‌محسوب‌ نگرداند».
آن‌ حضرت‌ فرمود:
ـ قیام‌ قائم‌ آل‌ محمد -عجل‌ الله تعالی‌ فرجه‌ الشریف‌- در روز عاشورا است‌.
ـ ظهور حضرت‌ مهدی‌ -عجل‌ الله تعالی‌ فرجه‌ الشریف‌- نشان‌ از عاشورا دارد.
«یُخْرْج‌ُ القَائم‌َ(ع) یَوْم‌َ السَّبْت‌ِ یَوْم‌َ عَاشُورَاءَ الیوم‌َ الذِی‌ قُتِل‌َ فِیه‌ِ الحُسَین‌ُ علیه‌السلام‌؛
قائم‌ آل‌ محمد -عجل‌ الله تعالی‌ فرجه‌ الشریف‌- در روز شنبه‌ که‌ مصادف‌ با روزعاشوراست‌، قیام‌ کند وظاهر گردد. آن‌ روز، روزی‌ است‌ که‌ امام‌ حسین‌(ع) در آن‌ به‌شهادت‌ رسید».
۸- امام‌ صادق‌(ع)
ـ هنر عاشورایی‌ مزد خدایی‌ دارد.
ـ ادبیات‌ متعهد و تعهد أدبی‌ تأیید ولایت‌ دارد.
«مَا مِن‌ْ أَحَدٍ قَال‌ فی‌ الحُسَیْن‌ِ شعراً فَبَکی‌ وَأَبْکَی‌ بِه‌ِ اءِلاّ' أوْجَب‌َ اللّ'ه‌ لَه‌ُ الجنَّه‌َ وَغَفَرلَه‌ُ؛
بی‌ گمان‌ هر کس‌ در سوگ‌ امام‌ حسین‌(ع) شعری‌ بگوید وخود بگرید و بگریاند،خداوند او را ببخشاید و بهشت‌ را بر او واجب‌ گرداند».
۹- امام‌ کاظم‌ (ع)
ـ عرفان‌ زائر، کلید غفران‌؛
ـ زیارت‌ حسین‌(ع) موجب‌ نجات‌.
«مَن‌ زارَ قَبَر الحسْین‌ِ عَارِفاً بِحَقّه‌ِ غَفَرَالله لَه‌ُ مَا تَقَدَّم‌َ مِن‌ْ ذَنبِه‌ِ وَمَا تَأَخَّرَ؛
هر کس‌ با معرفت‌ به‌ حقانیت‌ امام‌ حسین‌(ع) قبرش‌ را زیارت‌ کند، خداوند گناهان‌پیشین‌ و پسین‌ او را ببخشاید».
۱۰- امام‌ رضا(ع)
ـ اولویت‌ اشک‌ بر سوگ‌ امام‌ حسین‌(ع)؛
ـ عزای‌ فرشتگان‌ در حرم‌ حسینی‌ تا قیام‌ مهدی‌ با نوای‌ «یا لثارات‌ الحسین‌»است‌.
«اءن‌ کُنْت‌َ باکیاً لشی‌ءٍ فابْک‌ِ للْحُسَیْن‌ِ بن‌ِ علی‌ بن‌ أبی‌ طالب‌ٍ(ع) فَانّه‌ ذُبح‌ کمْا یذْبَح‌َالکبش‌ُ وقُتِل‌َ مَعَه‌ْ مِن‌ْ أهل‌ بیتِه‌ِ ثمانیه‌ُ عشرَ رَجَلاً مَا لَهم‌ فی‌ الارض‌ِ شبیهون‌َ، وَلَقد بَکت‌
السموات‌ُ السبع‌ُ والارضون‌َ لقتلِه‌ِ وَلَقَدَ نَزَل‌َ اءلی‌ الارض‌ِ الملائکه‌ُ أَرْبعه‌ آلاف‌ٍ لنصرِه‌ِفوجدَوُه‌ُ قَدْ قُتِل‌َ فُهُم‌ْ عنَد قبرِه‌ِ شُعْث‌ٌ غبرٌ اءلی‌' أن‌ْ یَقُوم‌َ القائم‌ فیکونون‌َ مِن‌ْ أنصارِه‌ِوشعارُهم‌: یا لثارات‌ِ الحسین‌ِ(ع)؛
اگر می‌خواهی‌ برای‌ چیزی‌ زاری‌ کنی‌، برای‌ حسین‌ بن‌ علی‌(ع) گریه‌ کن‌؛ او را سربریدند وبه‌ همراهش‌ هیجده‌ نفر از خانواده‌اش‌ که‌ انسان‌ هایی‌ بی‌ نظیر بودند کشتند.هفت‌ آسمان‌ وتمام‌ زمین‌ بر شهادتش‌ گریستند و چهار هزار فرشته‌ای‌ که‌ از آسمان‌ برای‌یاریش‌ آمده‌ بودند و او را کشته‌ یافتند، در کنار قبرش‌، عزادار وغمگین‌ باقی‌ مانده‌اند، تااین‌ که‌ قائم‌ آل‌ محمد ظهور کند و به‌ یاریش‌ بشتابند وشعار آنان‌ این‌ است‌: ای‌ خون‌خواهان‌ حسین‌!».
۱۱- امام‌ جواد(ع)
ـ نفرین‌ خدا بر قاتلان‌ حسین‌ (ع)؛
ـ قاتلان‌ از ضیافت‌ الهی‌ و درک‌ عیدِ آن‌ محروم‌اند.
«اءن‌ّ الناس‌َ لمَّا قَتَلُوا الحسین‌َ بن‌ علی‌ّ: أمَر اللهَ ـ عَزَّوَجَل‌َّ ـ ملَکاً ینادی‌ أیُتُهَاالاُمه‌ُ الظّالِمه‌ القاتله‌ُ عِترَه‌ نبیِّها لاوَفَقَکُم‌ اللهُ لصَوم‌ٍ وَلاَ فِطْرٍ؛
آن‌ گاه‌ که‌ ـ ستم‌پیشگان‌ ـ امام‌ حسین‌ بن‌ علی‌(ع) را به‌ شهادت‌ رسانند، خداوندمتعال‌ به‌ فرشته‌ای‌ فرمان‌ داد که‌ فریاد کشد و این‌ چنین‌ گوید:.
ای‌ امت‌ ستمگر و قاتل‌ فرزند پیامبر، خداوند شما را به‌ روزه‌ و درک‌ عید فطر موفق‌ندارد».
۱۲ـ امام‌ هادی‌(ع)
ـ ثواب‌ زائران‌ حسینی‌؛
ـ پیام‌ غفران‌ نبوی‌ برای‌ آنان‌.
«مَن‌ خَرَج‌َ من‌ْ بَیْته‌ٍ یُریدُ زیارَه‌َ الحسین‌ِ(ع) فَصَارَ اءلی‌ الفرات‌ِ فَاغتسَل‌َ منه‌ْ کَتَب‌َ اللهُمِن‌َ المُفْلحین‌َ؛ فَاءذَا سَلَّم‌َ عَلَی‌ أبی‌ عبدالله کَتَب‌َ اللهُ مِن‌َ الفَائزین‌؛ فَاءذَا فَرَغ‌َ مِن‌ْ صَلوتِه‌ِ أتاه‌مَلَک‌ فَقَال‌: اءن‌َّ رَسول‌ اللّ'ه‌(ص) یقرِئُک‌ السَّلام‌ُ ویقُول‌َ لک‌: أمَّا ذُنوبُک‌َ فَقَد غَفَرَلَک‌َ؛ استأنِف‌ِالْعَمَل‌َ؛
هر کس‌ به‌ قصد زیارت‌ امام‌ حسین‌(ع) از خانه‌ خارج‌ شود و از فرات‌ غسل‌ کند،خداوند او را از رستگاران‌ به‌ شما آورد و آن‌ گاه‌ که‌ بر ابی‌ عبدالله(ع) درود فرستد، او را ازکام‌یابان‌ قرار دهد و آن‌ گاه‌ که‌ نماز زیارت‌ به‌ پایان‌ رساند فرشته‌ای‌ نزد او آید و بگوید
پیامبر خدا بر تو درود فرستاد و فرمود: گناهان‌ تو بخشوده‌ شد، دوباره‌ به‌ عمل‌ وانجام‌ دادن‌ تکالیف‌ شروع‌ نما».
۱۳- امام‌ حسن‌ عسکری‌(ع)
ـ زیارت‌ اربعین‌ حسینی‌ نشانه‌ شیعه‌.
ـ یاد مرگ‌ امام‌ حسین‌(ع) نماد وفای‌ شیعه‌.
«علامات‌ُ المؤمِن‌ِ خمس‌ُ: صلاه‌ً الخمسین‌ وزیاره‌ الاربعین‌َ والتختُم‌ بالیمین‌ِوتعفیُر الجبین‌ِ والجْهر ب «بسم‌ الله الرحمن‌ الرحیم‌؛
نشانه‌ انسان‌ شیعه‌ پنج‌ چیز است‌: انجام‌ نمازهای‌ واجب‌ و مستحب‌، خواندن‌زیارت‌ اربعین‌ سالار شهیدان‌، انگشتر به‌ دست‌ راست‌ داشتن‌ و پیشانی‌ برخاک‌ نهادن‌ وآشکارا «بسم‌ الله الرحمن‌ الرحیم‌» گفتن‌».
۱۴- امام‌ زمان‌ حضرت‌ حجت‌ بن‌ الحسن‌ عجل‌ الله تعالی‌ فرجه‌ الشریف‌
۱ ـ یاد حسین‌ (ع)موجب‌ اندوه‌ وغم‌ پیامبران‌.
۲ ـ یحیی‌ و حسین‌ دو سر به‌ نیزه‌ از نسل‌ِ عرشیان‌.
«هذه‌ الحروف‌ من‌ أنباء الغیب‌ أطلع‌ الله علیها عبده‌ زکریا ثم‌ّ قصها علی‌محمّد(ص)؛ و ذلک‌ أن‌ّ زکریا سأل‌ ربّه‌ یعلّمه‌ الاسماء الخمسه‌ فأهبط‌ علیه‌ جبرائیل‌ فعلّمه‌اءیّاها، فکان‌ زکریا اءذا ذکر محمّداً وعلّیا وفاطمه‌ والحسن‌ سُرِّی‌ عنه‌ همّه‌ وانجلی‌ کربه‌واءذا ذکر الحسین‌ خنفته‌ العبره‌ ووقعت‌ علیه‌ البهره‌..
فقال‌ ذات‌ یوم‌: اءلهی‌! ما بالی‌ اءذا ذکرت‌ أربعاً منهم‌ تسلّیت‌ُ بأسمائهم‌ من‌ همومی‌واءذا ذکرت‌ الحسین‌ تدمع‌ عینی‌ و تثور زُفرتی‌؟.
فأنباه‌ الله ـ تبارک‌ وتعالی‌' ـ عن‌ قصّته‌، فقال‌: (کهیعص‌) فالکاف‌ اسم‌ «کربلاء»والهاء «هلاک‌ العتره‌» والیاء «یزید» وهو ظالم‌ الحسین‌، والعین‌ «عطشه‌»؛ والصاد«صبره‌» فلمّا سمع‌ بذلک‌ زکریا علیه‌ السلام‌ لم‌ یفارق‌ مسجده‌ ثلاثه‌ أیّام‌ ومنع‌ فیهن‌ النّاس‌من‌ الدخول‌ علیه‌ وأقبل‌ علی‌ البکاء والنحیب‌: اءلهی‌! أتفجِع‌ُ خیر جمیع‌ خلقک‌ بولده‌؟اءلهی‌! أتنزل‌ بلوی‌ هذه‌ الرزیّه‌ بفناءه‌؟.
اءلهی‌! أتلبس‌ علیا وفاطمه‌ ثوب‌ هذه‌ المصیبه‌؟ اءلهی‌ تحل‌ّ کربه‌ هذه‌ المصیبه‌بساحتهما؟.
ثم‌ّ کان‌ یقول‌: اءلهی‌! ارزقنی‌ ولداً تقرّ به‌ عینی‌ علی‌ الکبر فاءذا رزقتنیه‌ فافتنی‌ بحبّه‌ثم‌ّ أفجعنی‌ به‌ کما تفجع‌ محمّداً حبیبک‌ بولده‌..
فرزقه‌ الله «یحیی‌» وفجعه‌ به‌ وکان‌ حمل‌ یحیی‌ سته‌ أشهر وحمل‌ الحسین‌ کذلک‌؛
حضرت‌ مهدی‌ -عجل‌ الله تعالی‌ فرجه‌ الشریف‌- درباره‌ تأویل‌ وتفسیر آیه‌(کهیعص‌) فرموده‌ است‌:
این‌ حروف‌ از اخبار غیب‌ الهی‌ است‌ که‌ بنده‌اش‌ حضرت‌ زکریا را به‌ آن‌ آگاه‌ کرده‌است‌. سپس‌ خداوند آن‌ را برای‌ حضرت‌ محمد(ص) بیان‌ نموده‌ است‌. آن‌ قصه‌ این‌ چنین‌است‌:
روزی‌ حضرت‌ زکریا از خداوند خواست‌، او را به‌ اسمای‌ پنج‌ گانه‌ آگاه‌ نماید. جبرئیل‌از آسمان‌ فرود آمد و به‌ او این‌ اسم‌ها را ]محمد، علی‌، فاطمه‌، حسن‌ وحسین‌[ یاد داد.هرگاه‌ زکریا نام‌ محمد وعلی‌ وفاطمه‌ وحسن‌ را به‌ زبان‌ می‌آورد، اندوه‌ از او دور وغمش‌برطرف‌ می‌شد، ولی‌ به‌ هنگام‌ نام‌ حسین‌(ع) گریه‌ مجال‌ به‌ او نمی‌داد وجان‌ او از غم‌ درسینه‌ حبس‌ می‌شد.
روزی‌ به‌ خدا عرض‌ کرد: خدایا! چرا هرگاه‌ نام‌ آن‌ چهار تن‌ را بر زبان‌ جاری‌می‌سازم‌، از غم‌ واندوه‌ تسلّا پیدا می‌کنم‌، ولی‌ با ذکر حسین‌ اشک‌ هایم‌ سرازیر وچون‌سیل‌ روان‌ می‌شود؟.
خداوند داستان‌ حسین‌(ع) را برای‌ او چنین‌ بیان‌ کرد (کهیعص‌) حرف‌ کاف‌علامت‌ «کربلا» است‌ وحرف‌ هاء اشاره‌ به‌ «هلاکت‌» او وشهادت‌ خاندانش‌ دارد و حرف‌ یاءاشاره‌ به‌ «یزید» است‌ که‌ جفای‌ حسین‌(ع) می‌کند و حرف‌ عین‌ رمز «عطش‌» وتشنگی‌امام‌ است‌ وحرف‌ صاد نشانه‌ «صبر» واستقامت‌ اوست‌.
همین‌ که‌ زکریا این‌ مطلب‌ را شنید؛ سه‌ روز در محل‌ عبادت‌ خود بماند و مردم‌ را ازدیدارش‌ منع‌ کرد و خود به‌ گریه‌ و نوحه‌ سرایی‌ پرداخت‌. می‌گفت‌: خدایا! آیا بهترین‌مخلوقت‌ را به‌ شهادت‌ فرزندش‌ گرفتار می‌کنی‌؟ خدایا! آیا بر او این‌ مصیبت‌ و شهادت‌فرزندش‌ نازل‌ می‌نمایی‌؟ خدایا! آیا بر علی‌ وفاطمه‌ لباس‌ عزا می‌پوشانی‌؟ خدایا! آیا آثاراین‌ سوگ‌ را بر چهره‌ آن‌ دو ظاهر می‌سازی‌؟
وحضرت‌ زکریا پیوسته‌ از خداوند می‌خواست‌ که‌ به‌ او فرزندی‌ عطا کند که‌ در پیری‌
روشنی‌ چشم‌ او باشد و او را شیفته‌ وی‌ کند. سپس‌ او را به‌ مصیبت‌ وی‌ مبتلا کند؛ همان‌گونه‌ که‌ حضرت‌ محمّد(ص) به‌ مصیبت‌ فرزندش‌ گرفتار شد. وخداوند نیز به‌ او «یحیی‌»عطا کرد و او را به‌ مصیبتش‌ دچار ساخت‌، یحیی‌ همانند امام‌ حسین‌ (ع)شش‌ ماه‌ در رحم‌مادر بود».
علامه‌ مجلسی‌ آورده‌ است‌:
«ثم‌ّ قلت‌: یا سیدنا! قُرّاء تعزیه‌ الحسین‌(ع) یقرءون‌َ حَدِیثاً أن‌َّ رَجُلا رَأَی‌ فی‌ المنام‌هَودَجاً بین‌ السماء والارض‌ فسأل‌َ عَمَّن‌ْ فیه‌ِ؛ فقِیل‌َ لَه‌ْ: فاطمه‌ الزَّهراء وَخدِیجه‌الکبری‌: . فَقال‌: اءِلی‌ أین‌ تریدون‌َ؟ فَقیِل‌َ: زیاره‌ الحُسین‌(ع) فی‌ ه'ذِه‌ِ اللیله‌، لیله‌ الجمعَه‌وَرأی‌ رَقاعاً تَتسَاقِط‌ مِن‌َ الهوْدَج‌ مکتوب‌ فیها أمان‌ٌ مِن‌َ النّار لِزُوّار الحسین‌(ع) فی‌ لیله‌الجمعه‌. ه'ذا الحدیث‌ صحیح‌ٌ؟
فقال‌ عجل‌ الله فرجه‌ الشریف‌: نعَم‌ْ زیارَه‌ْ الحسین‌(ع) فی‌ لیله‌ الجمعه‌ أمان‌ٌ من‌ النّاریوم‌ القیامه‌؛
به‌ حضرت‌ حجت‌(عج‌) گفتم‌: مولای‌ من‌! مصیبت‌ خوانان‌ امام‌ حسین‌(ع) حدیثی‌نقل‌ می‌کنند و آن‌ این‌ است‌: روزی‌ مردی‌ در خواب‌ دید، کجاوه‌ای‌ بین‌ آسمان‌ وزمین‌است‌، سؤال‌ کرد چه‌ کسی‌ در آن‌ است‌؟ جواب‌ آمد: فاطمه‌ و خدیجه‌ ۸ گفت‌: کجامی‌روند؟ پاسخ‌ داده‌ شد: در این‌ شب‌ که‌ شب‌ جمعه‌ است‌، به‌ زیارت‌ امام‌ حسین‌(ع)می‌روند.
آن‌ گاه‌ می‌بیند که‌ کاغذهایی‌ از آن‌ کجاوه‌ به‌ پایین‌ ریخته‌ می‌شود و در آن‌ نوشته‌شده‌ است‌؛ این‌ امانی‌ است‌، برای‌ زائران‌ امام‌ حسین‌(ع) در شب‌ جمعه‌، امانی‌ از آتش‌جهنم‌.
آیا این‌ حدیث‌ درست‌ است‌؟ امام‌ مهدی‌ -عجل‌ الله تعالی‌ فرجه‌ الشریف‌- فرمود؛
آری‌، زیارت‌ امام‌ حسین‌(ع) در شب‌ جمعه‌ امانی‌ است‌ از آتش‌ جهنم‌ در روزقیامت‌».
_______________________________________________
ـ اءثباه‌ الهداه‌، محمد بن‌ حسن‌ حرّ عاملی‌، چاپخانه‌ علمیه‌ قم‌ ـ ایران‌.
ـ الاحتجاج‌، احمد بن‌ علی‌ طبرسی‌، انتشارات‌ قدس‌، قم‌ ـ ایران‌.
ـ اعیان‌ الشیعه‌، سید محسن‌ امین‌، دار المتعارف‌ للمطبوعات‌، بیروت‌ ـ لبنان‌،۱۴۰۶ ـ ۱۹۸۶ م‌.
ـ أمالی‌ شیخ‌ صدوق‌، انتشارات‌ اسلامی‌، تهران‌ ـ ایران‌، ۱۳۶۳ ش‌.
ـ بحار الانوار، محمد باقر مجلسی‌، دار أحیاء التراث‌ العربی‌، بیروت‌ ـ لبنان‌،۱۴۰۳ ق‌ ـ ۱۹۸۳ م‌.
ـ بلاغه‌ الاءمام‌ الحسین‌(ع)، عبد الرضا صافی‌، انتشارات‌ شکوری‌، قم‌ ـ ایران‌،۱۳۷۳ ش‌.
ـ تفسیر فرات‌ کوفی‌، ابو القاسم‌ فرات‌ کوفی‌، مؤسسه‌ طبع‌ ونشر، تهران‌ ـ ایران‌،۱۴۱۰ ق‌.
ـ چهل‌ چراغ‌ آسمان‌ عصمت‌، صفایی‌ بوشهری‌، جامعه‌ القرآن‌، قم‌ ـ ایران‌،۱۳۸۰ ش‌.
ـ علل‌ الشرایع‌، شیخ‌ صدوق‌، دار الحجه‌ الثقافه‌، ۱۴۱۶ ه ق‌.
ـ العوالم‌، عبدالله بحرانی‌، مدرسه‌ امام‌ مهدی‌ (عج‌)، قم‌ ـ ایران‌، ۱۴۰۵ ق‌ ـ۱۳۶۳ ش‌.
ـ عیون‌ أخبار الرضا(ع) ، شیخ‌ صدوق‌، کتاب‌ فروشی‌ طوس‌، قم‌ ـ ایران‌،۱۳۶۳ش‌.
ـ کامل‌ الزیارات‌، ابن‌ قولویه‌، مکتبه‌ مرتضویه‌، نجف‌ ـ عراق‌، ۱۳۵۶ ه.
ـ کشف‌ الغمه‌ عن‌ معرفه‌ الائمه‌، علی‌ بن‌ عیسی‌ اربلی‌، نشر أدب‌ حوزه‌، قم‌ ـایران‌.
ـ کلمه‌ الاءمام‌ المهدی‌ عجل‌ الله فرجه‌ الشریف‌، عزیز الله عطاردی‌، انتشارات‌عطارد، قم‌ ـ ایران‌.
ـ مسند الاءمام‌ الشهید، عزیز الله عطاردی‌، انتشارات‌ عطارد، قم‌ ـ ایران‌،۱۳۷۶ش‌.
ـ مکیال‌ المکارم‌، محمد تقی‌ موسوی‌، چاپ‌ خانه‌ علمیه‌، قم‌ ـ ایران‌، ۱۳۸۹ ق‌.
ـ موسوعه‌ کلمات‌ الاءمام‌ الحسین‌(ع) ، مرکز تحقیقات‌ باقر العلوم‌؛ دار المعروف‌،قم‌ ـ ایران‌؛ ۱۳۷۳ ش‌ ـ ۱۴۱۵ ق‌.
ـ نهج‌ الحیاه‌، محمد دشتی‌، مؤسسه‌ تحقیقاتی‌ أمیرالمؤمنین‌، قم‌ ـ ایران‌،۱۴۱۲ ه ق‌ ـ ۱۳۷۴ ه ش‌.
ـ وسائل‌ الشیعه‌، محمد بن‌ حسن‌ حر عاملی‌، دار اءحیاء التراث‌ العربی‌، بیروت‌ ـلبنان‌.




[ چهارشنبه 30 آذر 1390  ] [ 7:40 AM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

مقدمه‌
به‌ نام‌ او که‌ مظهر عشق‌ و شهادت‌ را در زمین‌ آفرید و ما را با نام‌ حسین‌ عاشق‌گرداند. حسینی‌ که‌ در سرزمین‌ کرب‌ و بلا مردانگی‌ خود را به‌ صحنه‌ نمایش‌ گذاشته‌ وفرزند شش‌ ماهه‌ خود را قربانی‌ راه‌ سپید خوش‌ بختی‌ کرد.
حسینی‌ که‌ با آوردن‌ نامش‌، چشم‌ها به‌ دریا و دل‌ها به‌ آتشفشان‌ها مبدل‌ می‌شود.حسینی‌ که‌ ما را با درس‌هایش‌ به‌ این‌ زندگی‌ و دنیا آشنا کرد و به‌ ما آموخت‌ تنها هدفمان‌در دنیا قرب‌ عندالله باشد. حسینی‌ که‌ خود عاشق‌ بود، اما همه‌ را شیفته‌ خود کرد و چه‌ زیباشباهتی‌ است‌ بین‌ قیام‌ امام‌ حسین‌ (ع) و مهدی‌ موعود (عج‌) آن‌ منتقم‌ خون‌ حسین‌ (ع).در این‌ نوشتار، با بررسی‌ احادیثی‌ که‌ از زبان‌ امام‌ حسین‌ (ع) در مورد اباصالح‌ (ع) روایت‌شده‌ است‌، در می‌یابیم‌ که‌ در سایه‌ تحقیق‌ و غوطه‌ ور شدن‌ در سخنان‌ و روایات‌ ائمه‌اطهار خصوصاً سیدالشهدا، می‌توان‌ هر چه‌ بیشتر به‌ حد اعلایی‌ از شناخت‌، محبت‌ وعشق‌ به‌ ایشان‌ دست‌ یافت‌، چرا که‌ روح‌ لطیف‌ انسان‌ هر چه‌ بیشتر تحت‌ تاثیر و تأدیب‌پرتو انوار الهی‌ ـ که‌ همان‌ قرآن‌ و عترت‌ است‌ ـ قرار گیرد، زودتر و بهتر می‌توان‌ به‌ سعادت‌دنیا و آخرت‌ و کام‌ یابی‌ بزرگ‌ ـ که‌ همان‌ قرب‌ الهی‌ است‌ ـ دست‌ پیدا کرد.
ویژگی‌های‌ امام‌ صالح‌ از دیدگاه‌ امام‌ حسین‌ (ع)
روزی‌ از محضر امام‌ حسین‌ (ع) پرسیدند: آیا حضرت‌ مهدی‌ متولد شده‌ است‌؟فرمود: « لا، ولو ادرکته‌ لخدمته‌ ایام‌ حیاتی‌؛ نه‌ هنوز متولد نشده‌ است‌، من‌ زمانی‌ که‌ او رادرک‌ کنم‌، همه‌ عمر به‌ خدمت‌ او کمر می‌بندم‌».
در کمال‌ الدین‌ از امام‌ حسین‌ (ع) روایت‌ شده‌: «ما دوازده‌ امام‌ داریم‌، اول‌ آنها امیرمؤمنان‌ علی‌ بن‌ ابیطالب‌ (ع) و آخرین‌ آنها نهمین‌ فرزند من‌ است‌، او امامی‌ است‌ که‌ به‌حق‌ قیام‌ می‌نماید و خداوند زمین‌ را پس‌ از آن‌ که‌ با « کفر و بی‌ دینی‌ اهلش‌» مرده‌ باشد،به‌ وسیله‌ او زنده‌ می‌کند و هم‌ با وی‌ دین‌ حق‌ اسلام‌ را بر همه‌ ادیان‌ غالب‌ می‌گرداند، هرچند مشرکان‌ نخواهند. او غیبتی‌ دارد که‌ در آن‌ مردم‌ بسیاری‌ از دین‌ بر می‌گردند و گروهی‌دیگر، بر دین‌ِ حق‌ِ اسلام‌ ثابت‌ می‌مانند؛ برخی‌ از « روی‌ سرزنش‌» به‌ آنها می‌گویند: اگرراست‌ می‌گویید موقع‌ِ ظهور امام‌ زمان‌ شما چه‌ وقت‌ است‌؟!»
«ان‌ الصابر فی‌ غیبته‌ علی‌ الاذی‌ و التکذیب‌ بمنزله‌ المجاهد بالسیف‌ بین‌ یدی‌رسول‌ الله(ص)؛ آگاه‌ باشید آنان‌ که‌ در غیبت‌ ولی‌ّ با تحمل‌ّ رنج‌ها و تکذیب‌ بی‌ دینان‌ برعقیده‌ خود ثابت‌ می‌مانند، مثل‌ کسانی‌اند که‌ با شمشیر در رکاب‌ رسول‌ خدا جهاد کردند.»
از پیشگاه‌ امام‌ حسین‌ (ع) سوال‌ کردند: آیا شما صاحب‌ این‌ امر هستید؟
فرمود: «لا' لکن‌ صاحب‌ الامر الطرید الشدید، الموتوربابیه‌، المکنی‌ بعمه‌، یَضَع‌ُسیفه‌ علی‌ عاتقه‌ ثمانیه‌ اشهر؛ نه‌ من‌ نیستم‌، بلکه‌ صاحب‌ این‌ امر کسی‌ است‌ که‌ از میان‌مردم‌ کناره‌گیری‌ می‌کند، به‌ سرزمین‌های‌ دور دست‌ می‌رود و خون‌ پدرش‌ بر زمین‌می‌ماند و از عمویش‌ پنهان‌ می‌شود. آن‌ گاه‌ شمشیر بر می‌دارد و هشت‌ ماه‌ تمام‌ شمشیربر زمین‌ نگذارد».
هم‌ چنین‌ در جای‌ دیگر روایت‌ است‌:
« قائم‌ هذه‌ الامه‌ التاسع‌ من‌ ولدی‌ صاحب‌ الامر، و هو الذی‌ یقسم‌ میراثه‌ و هو حی‌؛قائم‌ این‌ امت‌، نهمین‌ فرزند من‌ است‌ که‌ او صاحب‌ این‌ امر، و میراثش‌ تقسیم‌ می‌شود، درحالی‌ که‌ او زنده‌ است‌».
نشانه‌های‌ حضرت‌
حارث‌ بن‌ مغیره‌ می‌گوید: به‌ ابی‌ عبدالله حسین‌ بن‌ علی‌ (ع) عرض‌ کردم‌:
امام‌ مهدی‌ (ع) با چه‌ نشانه‌ای‌ شناخته‌ شود، فرمود: « با آرامش‌ و وقار. عرض‌کردم‌: و (نیز) با چه‌ نشانه‌ای‌؟ فرمود: با شناختن‌ حلال‌ و حرام‌ الهی‌ و به‌ این‌ که‌ مردم‌ به‌ اومحتاج‌ اند و او به‌ کسی‌ نیاز ندارد».
و باز از امام‌ حسین‌ (ع) روایت‌ شده‌ که‌ فرمود: « در قائم‌ ما ( آل‌ محمد (ص)) سنتی‌از ابراهیم‌ و سنتی‌ از موسی‌ و سنتی‌ از عیسی‌ و سنتی‌ از ایوب‌ و سنتی‌ از محمد (ص) است‌؛سنتی‌ که‌ از نوح‌ به‌ ارث‌ برده‌ است‌: طول‌ عمر است‌ ؛
سنتی‌ که‌ از ابراهیم‌ به‌ ارث‌ برده‌ است‌: پنهان‌ به‌ دنیا آمدن‌ و کناره‌ گرفتن‌ از مردم‌است‌ ؛
سنتی‌ که‌ از موسی‌ به‌ ارث‌ برده‌ است‌: ترس‌ و غایب‌ شدن‌ است‌ ؛
سنتی‌ که‌ از عیسی‌ به‌ ارث‌ برده‌ است‌: اختلاف‌ مردم‌ در مورد اوست‌؛
سنتی‌ که‌ از ایوب‌ به‌ ارث‌ برده‌ است‌: بخشایش‌، پس‌ از گرفتاری‌ است‌ ؛
سنتی‌ که‌ از پیامبر اکرم‌ (ص) به‌ ارث‌ برده‌ است‌: ظهور با شمشیر است‌».
امام‌ حسین‌ (ع) فرمودند:
«لِلمْهدی‌ خَمس‌ُ علامات‌: السفیانی‌ و الیمانی‌ و الصیحه‌ من‌ السماء، والخسف‌بالبیداء، و قتل‌ النفس‌ الزکیه‌ ؛
برای‌ مهدی‌ ما پنج‌ علامت‌ است‌: ۱ ـ خروج‌ سفیانی‌ ؛ ۲ ـ خروج‌ یمانی‌ ؛
۳ ـ بانک‌ آسمانی‌ ؛ ۴ ـ خسف‌ در سرزمین‌ «بیدا» ۵ ـ قتل‌ نفس‌ زکیّه‌.
و باز حارث‌ بن‌ مغیره‌ می‌گوید: به‌ خدمت‌ امام‌ حسین‌ (ع) شرف‌ یاب‌ شدم‌ و عرض‌کردم‌: حضرت‌ مهدی‌ را با چه‌ نشانه‌هایی‌ بشناسیم‌؟ فرمود: «بمعرفه‌ الحلال‌ و الحرام‌ وبحاجه‌ الناس‌ اءلیه‌، ولایحتاج‌ الی‌ أحد ؛
با شناخت‌ احکام‌ و معارف‌ و نیاز همگان‌ به‌ او، و بی‌ نیازی‌ او از همه‌».
ابو یحیی‌ نقل‌ می‌کند: مردی‌ از امام‌ حسین‌ (ع) درباره‌ امامان‌ پرسید، حضرت‌فرمود: «دوازده‌ نفرند که‌ به‌ شمار نقبای‌ بنی‌ اسرائیل‌ اند، نه‌ نفر آنان‌ از فرزندان‌ من‌هستند، آخرین‌ شان‌، قائم‌ آل‌ محمد (ص) است‌. به‌ یقین‌ از رسول‌ خدا (ص) شنیدم‌،می‌فرمود: بر شما بشارت‌ باد، بر شما بشارت‌ باد. بر شما بشارت‌ باد! همانا مثَل‌ اهل‌ بیت‌من‌، همچون‌ مَثَل‌ باغی‌ است‌ که‌ هر سال‌ گروهی‌ از آن‌ (بهره‌ می‌گیرند) و سیر می‌شوند، تاآخرین‌ آنان‌ برای‌ مردمی‌ ظهور می‌کند که‌ دریای‌ جمعیت‌ شان‌ از همه‌ گسترده‌تر و ( عمق‌و توسعه‌ فهم‌ و ادراکشان‌) از همه‌ ژرف‌تر و پر شاخه‌تر، و در میوه‌ چینی‌ وجود نورانی‌ امام‌عصرشان‌ از همه‌ خوشه‌ چین‌تر خواهد بود.
اینها همگی‌ اهل‌ نجات‌ و رستگاری‌اند چگونه‌ هلاک‌ می‌شوند، مردمی‌ که‌ اولین‌شان‌ من‌ هستم‌ و آخرین‌ شان‌ دوازده‌ نفر از سعادت‌ مندان‌ خردمند پس‌ از من‌ و مسیح‌ بن‌مریم‌ خواهد بود؟ بله‌، در این‌ میان‌، عمر نادانان‌ ( پیرو اهل‌ دنیا) نابود می‌شود، آنان‌ از من‌نیستند و من‌ هم‌ از آنان‌ نیستم‌.
ارتباط‌ بین‌ حوادث‌ کربلا و ظهور مهدی‌
روایت‌ شده‌ است‌ که‌ ظهور حضرت‌ مهدی‌ (عج‌) با حوادث‌ کربلا رابطه‌ خاصی‌ پیداکرده‌، که‌ از آن‌ جمله‌ است‌:
۱ ـ در تمام‌ ایام‌ مربوط‌ به‌ حضرت‌ ولی‌ عصر (عج‌) زیارت‌ امام‌ حسین‌ (ع) وارد شده‌است‌، چون‌ شب‌ نیمه‌ شعبان‌ و شب‌ قدر ؛
۲ ـ آغاز قیام‌ جهانی‌ حضرت‌ مهدی‌ (عج‌) طبق‌ روایات‌ فراوانی‌ در روز عاشوراخواهد بود؛
۳ ـ در بیشتر احادیث‌ که‌ از وجود مقدس‌ رسول‌ اکرم‌ (ص) در خصوص‌ آن‌ مصلح‌جهانی‌ وارد شده‌ به‌ وسیله‌ امام‌ حسین‌ (ع) به‌ عناوینی‌، چون‌ ( از تبار پسرم‌ حسین‌ (ع))، (از نسل‌ این‌ پسرم‌)، (نهمین‌ فرزند پسرم‌ حسین‌) معرفی‌ شده‌ است‌ ؛
۴ ـ سفر تاریخی‌ امام‌ (ع) که‌ از مکه‌ معظمه‌ به‌ مقصد کوفه‌ آغاز شد و به‌ مقصدنرسید، توسط‌ فرزند رشیدش‌ تکمیل‌ می‌شود و پایتخت‌ حکومت‌ جهانی‌ آن‌ حضرت‌،شهر کوفه‌ خواهد بود ؛
۵ ـ وجود مقدس‌ ولی‌ ا... اعظم‌ طبق‌ روایات‌ همواره‌ به‌ یاد جد بزرگوارش‌ امام‌حسین‌ (ع) هر صبح‌ و شام‌ اشک‌ می‌ریزد.
از جمله‌ عبادت‌های‌ بسیار مهم‌ و با فضیلت‌ در شب‌ نیمه‌ شعبان‌ زیارت‌ حضرت‌سیدالشهدا (ع) است‌ و البته‌ در این‌ جا این‌ سؤال‌ پیش‌ می‌آید که‌ ولادت‌ حضرت‌مهدی‌(عج‌) چه‌ ارتباطی‌ با زیارت‌ امام‌ حسین‌ (ع) دارد که‌ در شب‌ تولد امام‌ زمان‌ (عج‌)زیارت‌ حضرت‌ اباعبدالله حسین‌ (ع) مستحب‌ است‌؟ ممکن‌ است‌، گفته‌ شود: چون‌ امام‌حسین‌(ع) جد بزرگوار آن‌ حضرت‌ است‌ با این‌ زیارت‌، ولادت‌ فرزندش‌ را به‌ ایشان‌ تبریک‌می‌گوییم‌، ولی‌ این‌ سخن‌ از جهاتی‌ نمی‌تواند درست‌ باشد، زیرا که‌ در این‌ صورت‌ زیارت‌حضرت‌ امام‌ حسن‌ عسکری‌ (ع) مناسب‌تر بود، چرا که‌ آن‌ حضرت‌ پدر بلا واسطه‌ و امام‌حسین‌ (ع) پدر با واسطه‌ امام‌ زمان‌ (عج‌) است‌ و اگر گفته‌ شود امام‌ حسین‌ (ع) چون‌ پدربزرگ‌ است‌، زیارتش‌، زیارت‌ بقیه‌ ائمه‌ معصومین‌ : مانند امام‌ حسن‌ عسکری‌ (ع) نیزهست‌. در این‌ صورت‌ گوییم‌ زیارت‌ حضرت‌ امیرالمؤمنین‌ و یا زیارت‌ رسول‌ الله (ص)
مناسب‌تر خواهد بود. زیرا آن‌ دو بزرگوار پدر ائمه‌اند، پس‌ با این‌ مقدمات‌ باید گفت‌:حقیقت‌ مهم‌تر از اینها است‌.
زیارت‌ امام‌ حسین‌ (ع) در این‌ شب‌ حاکی‌ از رابطه‌ مخصوص‌ و پیوند آسمانی‌ قیام‌کربلا و نهضت‌ امام‌ حسین‌ (ع) با حضرت‌ مهدی‌ (عج‌) است‌، زیرا در این‌ قیام‌ مقدس‌آسمانی‌ رهبر و پیشوای‌ نهضت‌ حسین‌ بن‌ علی‌ (ع) بر خاک‌ و خون‌ کشیده‌ می‌شود و دراین‌ جهاد مقدس‌ اصحاب‌ و یاران‌ سلحشور و با وفایش‌ به‌ لقاء ا... می‌پیوندند و همه‌می‌دانیم‌ که‌ انتقام‌ خون‌ مقتول‌ بر عهده‌ وصی‌ و فرزند مقتول‌ است‌.
خداوند می‌فرماید: (و من‌ قتل‌ مظلوما جعلنا لولیه‌ سلطانا)؛ کسی‌ که‌ مظلوم‌کشته‌ شد و به‌ دست‌ ستمگران‌ و مردم‌ جفا پیشه‌ از پای‌ درآمد، برای‌ ولّی‌ِ او سلطنت‌ وقدرت‌ قرار دادیم‌».
لذا ولی‌ّ دم‌ِ امام‌ حسین‌ (ع) حضرت‌ مهدی‌ است‌ و امر انتقام‌ و خون‌ خواهی‌ به‌دست‌ آن‌ حضرت‌ می‌باشد.
ویژگی‌های‌ امام‌ هنگام‌ ظهور
امام‌ حسین‌ (ع) فرمود:
« اگر مهدی‌ آل‌ محمد (ص) قیام‌ کند، مردم‌ او را نشناسند، زیرا او به‌ سوی‌ آنان‌می‌آید، در حالی‌ که‌ جوانی‌ رشید است‌ و از بزرگ‌ ترین‌ آزمون‌ ها این‌ است‌ که‌ صاحب‌ مردم‌( امام‌ زمان‌)، جوان‌ ظهور می‌کند، در حالی‌ که‌ آنان‌ می‌پندارند، او پیرمردی‌ کهن‌ سال‌است‌.»
از احمد بن‌ محمد بن‌ احمد بن‌ طلحه‌ خراسانی‌ از علی‌ بن‌ حسین‌ از اسماعیل‌ بن‌مهران‌ از عمرو بن‌ ایان‌ از عمرو بن‌ ثمر از جابر از ابی‌ جعفر (ع) مثل‌ این‌ حدیث‌ روایت‌شده‌ است‌.
و در تفسیر آیه‌ (اقترب‌ الساعه‌) صاحب‌ تفسیر از احمد بن‌ ادریس‌ و از ابی‌عبدا... از ابن‌ نوید از حسین‌ بن‌ احمد سنقری‌ از یونس‌ بن‌ حسین‌ و از ابی‌ عبدا... (ع) درقول‌ خدای‌ تعالی‌ (مدهامتان‌) روایت‌ کرده‌ که‌ آن‌ حضرت‌ فرمود که‌ در مابین‌ مکه‌ ومدینه‌ نخلستان‌ها به‌ هم‌ متصل‌ می‌شوند، یعنی‌ در وقت‌ ظهور. (یریدون‌ لیطفئوا نوراللهبافواههم‌ و الله مُتّم‌ُ نوره‌) ؛ اراده‌ می‌کنند که‌ با دهان‌های‌ خود نور خدا را خاموش‌ نمایند وحال‌ آن‌ که‌ خدا نور خود را تمام‌ کننده‌ است‌».
صاحب‌ تفسیر گوید: خدا با قائم‌ اتمام‌ نور خواهد نمود. او را بر همه‌ مذاهب‌ و ادیان‌غالب‌ می‌کند. در آن‌ وقت‌ کسی‌ غیر از خدا عبادت‌ نمی‌شود. این‌ است‌ معنای‌ حدیث‌ که‌زمین‌ را پر از عدل‌ می‌کند؛ چنان‌ که‌ پراز ظلم‌ و جور کرده‌ است‌: (و اُخری‌ تحبّونها نصرمن‌ الله و فتح‌ قریب‌) را به‌ فتح‌ قائم‌ تاویل‌ کرده‌.
(حتی‌' اذا رأوا ما یوعدون‌)؛ وقتی‌ که‌ قائم‌ (عج‌) و امیر المؤمنین‌ را که‌ به‌ ایشان‌وعده‌ می‌شود، می‌بینند.
(فسیعلمون‌ من‌ اضعف‌ ناصراً واقل‌ عددا)؛ پس‌ به‌ زودی‌ می‌داند که‌ کیست‌ضعیف‌ تر و کمتر از حیث‌ یاور و ناصر».
(انهم‌ یکیدون‌ کیدا و اکید کیدا فمهّل‌ الکافرین‌ أمهلهم‌ رویدا)؛ به‌ درستی‌ که‌ایشان‌ حیله‌ می‌کنند، حیله‌ کردنی‌، و من‌ حیله‌ می‌کنم‌، حیله‌ کردنی‌ و ایشان‌ را ـ یا محمد ـاندکی‌ مهلت‌ بده‌ .
صاحب‌ تفسیر گفته‌ که‌ هر آیینه‌ قائم‌ مبعوث‌ می‌شود و انتقام‌ از ظالمان‌ بنی‌ امیه‌ وقریش‌ می‌گیرد. صاحب‌ تفسیر از احمد بن‌ ادریس‌ از محمد بن‌ عبدالجبار از ابن‌ ابی‌ عمیراز حماد بن‌ عثمان‌ از محمد بن‌ مسلم‌ روایت‌ کرده‌ که‌ می‌گوید: از ابی‌ جعفر پرسیدم‌: از قول‌خدا (واللیل‌ اذا یغشی‌) آن‌ حضرت‌ فرمود: مراد امیرالمومنین‌ است‌ که‌ در دولت‌ باطل‌ظلمت‌ِ نفس‌ ستم‌ به‌ او احاطه‌ نمود و نور دیده‌اش‌ را خاموش‌ کرد و مامور گردید که‌ صبرنماید، گفتم‌: (والنهار اذا تجلّی‌) فرمود: نهار عبارت‌ از قائم‌ است‌، زمانی‌ که‌ قیام‌ کرد، بردولت‌ باطل‌ غالب‌ می‌شود. خدای‌ تعالی‌ در قرآن‌ برای‌ خلق‌ مثل‌ها آورده‌ و با آنها با پیغمبرخود خطاب‌ نموده‌ غیر از او کسی‌ آنها را نمی‌داند: (قل‌ ارایتم‌ ان‌ اصبح‌ ماءکم‌ غوراً فمن‌یاتیکم‌ بماء معین‌) صاحب‌ تفسیر گوید: اگر خود امام‌ شما غایب‌ شود، پس‌ چه‌ کسی‌برای‌ شما امامی‌ می‌آورد که‌ مانند او باشد.
شیخ‌ صدوق‌ در کتاب‌ «ثواب‌ الاعمال‌» از ابن‌ ولید از صفا از عباد بن‌ سلیمان‌ ازمحمد بن‌ سلیمان‌ و او از پدرش‌ روایت‌ کرده‌: به‌ ابی‌ عبدالله (ع) گفتم‌ (هل‌ أتی'ک‌ حدیث‌الغاشیه‌) فرمود: مراد قائم‌ (ع) است‌، ظالمان‌ را با شمشیر احاطه‌ می‌کند. راوی‌ می‌گویدکه‌ گفتم‌: (وجوه‌ یومئذ خاشعه‌) آن‌ حضرت‌ فرمود: به‌ قائم‌ (عج‌) خضوع‌ می‌کنند وطاقت‌ ابا و امتناع‌ ندارند، گفتم‌: (عامله‌) فرمود: عمل‌ به‌ غیر از ظهور قائم‌ ایمان‌ به‌ اونیاورد، هر چند که‌ به‌ سایر ائمه‌ ایمان‌ آورده‌ باشد. ایمان‌ آوردنش‌ به‌ قائم‌ (عج‌) در وقت‌ظهور سودی‌ نخواهد داشت‌. کمال‌ الدین‌ از ابن‌ متوکل‌ از محمد عطار از ابن‌ عیسی‌ از عمربن‌ عبدالعزیز از جماعتی‌ از اصحاب‌ ما، ایشان‌ از داود رقی‌ از ابی‌ عبدالله (ع) در خصوص‌قول‌ خدای‌ تعالی‌: (الذین‌ یؤمنون‌ بالغیب‌) روایت‌ کرده‌ آن‌ حضرت‌ فرمود: ایمان‌ به‌غیب‌ اعتقاد به‌ قیام‌ قائم‌ است‌.
و در کتاب‌ « الامام‌ الحجه‌ ابن‌ الحسن‌ االعسکری‌» از حضرت‌ امام‌ باقر از پدرش‌
امام‌ علی‌ بن‌ الحسین‌ از پدرش‌ امام‌ حسین‌ رسیده‌: «آن‌ گاه‌ که‌ ائمه‌ معصومین‌ درگیر وگرفتار جور مخالفان‌ قرآن‌ و خلفای‌ جابر شدند، مردی‌ از ما به‌ حق‌ قیام‌ کند و ۳۱۳ نفر ازمردان‌ جانباز و یاران‌ مخلص‌، او را یاری‌ دهند، با تأیید الهی‌ و پرچم‌ پیغمبر به‌ جانب‌مدینه‌ روان‌ می‌گردد، از میان‌ بیداء که‌ می‌گذرد، می‌گوید: این‌ جا همان‌ مکانی‌ است‌ که‌خداوندِ قوی‌ (حنیف‌) عذابش‌ را بر زمین‌ فرو می‌بارد».
امام‌ حسین‌ (ع) فرمود: « خدا قائم‌ ما (آل‌ محمد (ص) را آشکار می‌کند، تا ازستمکاران‌ انتقام‌ بگیرد؛ عرض‌ شد: ای‌ فرزند رسول‌ خدا قائم‌ شما کیست‌؟ فرمود: نهمین‌فرزند از فرزندان‌ پسرم‌، محمد بن‌ علی‌ (ع)، او حجه‌ بن‌ الحسن‌ بن‌ علی‌ بن‌ محمد بن‌علی‌ بن‌ موسی‌ بن‌ جعفر بن‌ محمد بن‌ علی‌، فرزندم‌ می‌باشد و او همان‌ کسی‌ است‌ که‌زمانی‌ طولانی‌ غایب‌ می‌شود. سپس‌ ظهور می‌کند و زمین‌ را پر از عدل‌ و داد می‌سازد، به‌همان‌ سان‌ که‌ از ظلم‌ وجور پر شده‌ است‌».




[ چهارشنبه 30 آذر 1390  ] [ 7:22 AM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

 

امامان شیعه علیهم السلام براى اینکه نهضت‏خونین کربلا و محرم و عاشورا براى همیشه زنده و جاوید بماند، سعى و تلاش فراوانى نمودند و دراین راستا از پنج‏شیوه استفاده کردند:
۱- یادآورى مصائب امام حسین علیه السلام و یاران فداکارش در مناسبت‏هاى مختلف، بخصوص در ایام محرم و عاشورا.
عن ابى عماره المنشد قال: «ما ذکر الحسین بن على عند ابى عبدالله علیه السلام فى یوم قط فرئى ابو عبدالله علیه السلام متبسما فى ذلک الیوم الى اللیل‏» (۱) ابوعماره منشد مى‏گوید: هر گاه در حضور امام صادق علیه السلام نام حسین علیه السلام برده مى‏شد، آن روز تا شام خنده بر لبان آن حضرت دیده نمى‏شد.
حضرت على بن موسى الرضا علیه السلام مى‏فرماید:
«کان ابى اذا دخل شهر المحرم لایرى ضاحکا و کانت الکابه (۲) تغلب علیه حتى یمضى منه عشره ایام فاذا کان یوم العاشر کان ذلک الیوم یوم مصیبته و حزنه و بکائه و یقول: هو الیوم الذى قتل فیه الحسین علیه السلام » (۳) وقتى ماه محرم مى‏رسید پدرم را کسى خندان نمى‏دید و غم و اندوه بر او چیره مى‏گشت تا روز عاشورا فرا مى‏رسید و روز عاشورا روز مصیبت و اندوه و روز گریه او بود و مى‏فرمود: این همان روزى است که حسین علیه السلام کشته شد.
زمانى که منصور دوانیقى دستور داد در منزل حضرت صادق علیه السلام را آتش بزنند، آن حضرت در منزل بودند و آتش را خاموش کردند و زنان و دختران وحشت‏زده از آتش‏سوزى را دلدارى دادند:
«فلما کان الغد دخل علیه بعض شیعته یسالونه فوجدوه حزینا باکیا، فقالوا: ممن هذا التاثر و البکاء؟ امن الجراه علیکم اهل البیت و لیس منهم باول مره فقال الامام علیه السلام : لا ولکن لما اخذت النار ما فى الدهلیز نظرت الى نسائى و بناتى یتراکضن فى صحن الدار من حجره الى حجره و من مکان الى مکان هذا و انا معهن فى الدار فتذکرت فرار عیال جدى الحسین علیه السلام یوم عاشوراء من خیمه الى خیمه و من خباء الى خباء و المنادى ینادى: احرقوا بیوت الظالمین‏» (۴) فرداى آن روز دسته‏اى از شیعیان خدمت آن حضرت رسیدند تا از حالش جویا شوند، دیدند آن حضرت اندوهناک و گریان است پرسیدند: این همه اندوه و گریه از چیست؟ آیا از گستاخى و بى‏حرمتى آنان نسبت به شما - اهل بیت - این همه ناراحتید و حال آن که این اولین بار نیست که چنین مى‏کنند.
امام علیه السلام فرمود: نه، بلکه اندوه و گریه من از این جهت است که وقتى آتش، آستانه خانه را فرا گرفت، زنان و دخترانم را دیدم که از این اطاق به آن اطاق و از این‏جا به آن‏جا پناه مى‏بردند در حالى که من پیش آنان حضور داشتم و تنها نبودند. از این صحنه به یاد فرار خانواده جدم حسین علیه السلام در روز عاشورا افتادم که از خیمه‏اى به خیمه دیگر و از پناهگاهى به پناهگاه دیگر فرار مى‏کردند و دشمن فریاد مى‏زد: خیمه ستم‏کاران را به آتش بکشید!
در مورد حضرت على بن الحسین علیه السلام آمده است که روزى ابوحمزه ثمالى بر حضرت وارد شد و حضرت را در حال گریه دید; عرض کرد:
«سیدى! ما هذا البکاء و الجزع؟ الم یقتل عمک حمزه؟ الم یقتل جدک على علیه السلام بالسیف ان‏القتل لکم عاده و کرامتکم من الله الشهاده‏».
«فقال له الامام علیه السلام : شکر الله سعیک یا ابا حمزه کما ذکرت القتل لنا عاده و کرامتنا من الله الشهاده و لکن یا اباحمزه هل سمعت اذناک ام رات عیناک ان امراه منا سبیت و هتکت قبل یوم عاشورا؟ و الله یا ابا حمزه ما نظرت الى عماتى و اخواتى الا و ذکرت فرارهن فى البیداء من خیمه الى خیمه و من خباء الى خباء و المنادى ینادى احرقوا بیوت الظالمین‏» (۵)
مولاى من، این همه گریه و بى‏تابى براى چیست؟ آیا عموى شما حمزه کشته نشد؟ آیا جد شما - على علیه السلام - با شمشیر کشته نشد؟ کشته شدن، عادت شما خانواده است و شهادت عطیه‏اى الهى از آن شما است.
امام علیه السلام فرمود: اى ابوحمزه خداوند به تو جزاى خیر دهد چنان‏که گفتى کشته شدن براى ما عادت است و خداوند نیز به ما شهادت را ارزانى داشته است ولى اى ابوحمزه آیا هرگز شنیده‏اى یا دیده‏اى که تا قبل از عاشورا زنى از خانواده ما به اسارت رفته باشد و هتک حرمت‏شده باشد؟ به خدا سوگند اى ابوحمزه هر وقت به عمه‏ها و خواهرانم نگاه مى‏کنم به یاد فرار آن‏ها در بیابان مى‏افتم که ازخیمه‏اى به خیمه‏اى و از پناهگاهى به پناهگاهى فرار مى‏کردند و دشمن فریاد مى‏زد: خیمه ستم‏کاران را به آتش بکشید!
حضرت صادق علیه السلام به داود رقى فرمود:
«انى ما شربت ماء باردا الا و ذکرت الحسین‏» (۶) من هرگز آب سرد ننوشیدم مگر این‏که به یاد حسین علیه السلام افتادم.
حضرت رضا علیه السلام فرمود:
«ان یوم الحسین اقرح جفوننا و اسبل دموعنا و اذل عزیزنا بارض کرب و بلاء و اورثناءالکرب و البلاء الى یوم الانقضاء» (۷) حادثه عاشورا اشک ما را روان ساخت و خون از چشم ما جارى کرد و عزیز ما را در سرزمین غم و اندوه، خوار ساخت و تا روز قیامت براى ما غم و غصه به میراث گذاشت.
و همچنین حضرت رضا علیه السلام به ریان بن شبیب فرمود:
«ان المحرم هو الشهر الذى کان اهل الجاهلیه فیما مضى یحرمون فیه الظلم و القتال لحرمه فما عرفت هذه الامه حرمه شهرها و لا حرمه نبیها لقد قتلوا فى هذا الشهر ذریته و سبوا نساءه‏» (۸) محرم ماهى است که اهل جاهلیت در گذشته، تجاوز و جنگ را در آن حرام مى‏دانستند و آن را محترم مى‏شمردند ولى این امت، حرمت ماه خود را و حرمت ماه پیامبر خود را نگاه نداشتند. در این ماه فرزندان او را کشتند و خانواده او را به اسارت بردند.
۲- امامان شیعه بر مصائب امام حسین علیه السلام و اهل بیت گرامى‏اش گریه مى‏کردند و با توجه به شرایط سیاسى زمان، مجالس عزادارى تشکیل مى‏دادند و شیعیان را به عزادارى و گریه بر مصائب سالار شهیدان ترغیب و تشویق مى‏کردند.
علقمه بن محمد حضرمى نقل مى‏کند که حضرت باقر علیه السلام بر امام حسین علیه السلام گریه مى‏کرد:
«ثم لیندب الحسین علیه السلام و یبکیه و یامر من فى داره ممن لا یتقیه بالبکاء علیه و یقیم فى داره المصیبه باظهار الجزع علیه و لیعز بعضهم بعضا بمصابهم بالحسین علیه السلام » (۹) سپس به گریه و زارى بر حسین علیه السلام مى‏پرداخت و دستور مى‏داد به افرادى که در خانه بودند و از آنان تقیه نمى‏کرد، بر حسین علیه السلام گریه کنند; آن حضرت در خانه خود مجلس عزا برپا مى‏داشت و به یکدیگر مصیبت‏حسین علیه السلام را تسلیت مى‏گفتند.
«عن عبدالله بن غالب قال: دخلت على ابى عبدالله علیه السلام فانشدته مرثیه الحسین بن على علیهما السلام فلما انتهیت الى هذا الموضع:
لبلیه تسقوا حسینا بمسقاه الثرى غیر التراب
صاحت باکیه من وراء الستر: «یا ابتاه‏» (۱۰) عبدالله بن غالب گوید:
بر امام صادق علیه السلام وارد شدم و براى او مرثیه حسین بن على علیهما السلام را خواندم وقتى به این جمله رسیدم که: «چه مصیبتى که حسین را در کنار آب از خاک سیراب کردند»، از پشت پرده زنى فریاد زد: «یا ابتاه‏». (۱۱)
«عن هارون المکفوف قال: دخلت على ابى عبدالله علیه السلام فقال لى: «انشدنى‏». فانشدته; فقال: «لا، کما تنشدون و کما ترثیه عند قبره‏» فانشدته:
امرر على جدث الحسین فقل لاعظمه الزکیه
قال: فلما بکى امسکت انا فقال مر; فمررت، قال: ثم قال: «زدنى‏» قال: فانشدته:
یا مریم قومى واندبى مولاک و على‏الحسین فاسعدى ببکاک
قال: فبکى و تهایج النساء. قال: فلما ان سکتن قال لى: «یا ابا هارون! من انشد فى الحسین فابکى عشره فله الجنه .
هارون مکفوف گوید: وارد بر امام صادق علیه السلام شدم فرمود:برایم بخوان، برایش خواندم. آن حضرت فرمود: نه، آن‏چنان که در کنار قبرش مرثیه مى‏خوانید بخوان و من خواندم:
از کنار نعش حسین گذر کن و به آن استخوان‏هاى پاک بگو وقتى آن حضرت به گریه افتاد سکوت کردم ولى فرمود: ادامه بده، ادامه دادم. فرمود: باز هم بخوان تا به این‏جا رسیدم که:
اى مریم برخیز و بر مولاى خود ندبه کن و با گریه ات بر حسین رستگار شو امام علیه السلام گریه کرد و زن‏ها شیون سر دادند. وقتى آرام شدند، حضرت فرمود: اى ابوهارون هر کس مرثیه حسین علیه السلام بخواند و ده نفر را بگریاند، پاداش او بهشت است.
۳- تشویق شعرا و دانشمندان به سرودن شعر و خواندن آن در خصوص نهضت‏حسین بن على علیهما السلام و مصائب دردناک کربلا و بیان ارزش و ثواب این کار بزرگ.
حضرت صادق علیه السلام به ابى عماره شاعر فرمود:
«یا ابا عماره! من انشد فى الحسین بن على علیهما السلام شعرا فابکى خمسین، فله الجنه و من انشد فى الحسین علیه السلام شعرا فابکى ثلاثین، فله الجنه‏» (۱۲) اى ابوهارون! هر کس در رثاى حسین قصیده‏اى بخواند و پنجاه نفر را بگریاند پاداش او بهشت است و هر کس در رثاى حسین علیه السلام ، قصیده‏اى بخواند و سى نفر را بگریاند پاداش او بهشت است.
امام صادق علیه السلام به ابى هارون مکفوف فرمود:
«یا ابا هارون! من انشد فى‏الحسین شعرا فبکى و ابکى عشره کتب لهم الجنه‏» (۱۳) اى ابوهارون! هر کس در رثاى حسین قصیده‏اى بخواند و بگرید و ده نفر را بگریاند، پاداش آنان بهشت است.
حضرت امام صادق علیه السلام به صالح بن عقبه فرمود:
«من انشد فى الحسین علیه السلام بیتا من شعر فبکى و ابکى عشره فله و لهم الجنه‏» (۱۴) هر کس در رثاى حسین علیه السلام یک بیت از قصیده‏اى بخواند و بگرید و ده نفر را بگریاند پاداش آنان بهشت است.
داستان آمدن دعبل بن على خزاعى شاعر معروف عرب را در ایام محرم به محضر على‏بن موسى‏الرضا علیه السلام و دعوت امام از وى براى سرودن مرثیه جدش حضرت حسین بن على علیهما السلام را مى‏توان در جلد ۴۵، صفحه ۲۵۷ کتاب بحارالانوار مطالعه نمود.
ائمه معصومین علیهم السلام : از شاعرانى همچون کمیت، دعبل، سید حمیرى و... که در آن جو خفقان، مصائب حسین علیه السلام را به شعر در آوردند، تقدیر نموده‏اند.
۴- ائمه طاهرین علیهم السلام : علاوه بر اینکه خودشان به زیارت حضرت حسین بن على علیهما السلام و شهداى کربلا مى‏رفتند شیعیان را هم براى رفتن به زیارت آن حضرت در هر شرایطى ترغیب و تشویق مى‏نمودند و اجر و ثواب فراوان این زیارت را براى شیعیان تبیین مى‏کردند.
روایات مربوط به زیارت امام حسین علیه السلام و اصحاب و یاران فداکار آن حضرت در جلد ۱۰۱ بحارالانوار، ج ۱۰ وسائل‏الشیعه از صفحه ۳۱۸ تا صفحه ۴۰۸، کتاب کامل‏الزیارات از صفحه ۱۳۱ تا صفحه ۲۲۲ و در کتاب ثواب الاعمال مرحوم صدوق از صفحه ۳۰۸ تا ۳۳۸ آمده است.
روایات زیارت چند دسته هستند که در این مورد به چند روایت اشاره مى‏شود و بقیه روایات را از منابع ارائه شده مى‏توان استخراج کرد:
دسته اول: زیارت، فرض و واجب است
حضرت صادق علیه السلام به ام سعید احمسیه فرمود:
«یا ام سعید زوریه فان زیاره قبر الحسین علیه السلام واجبه على الرجال و النساء» (۱۵) او را زیارت کن که زیارت قبر حسین علیه السلام بر زن و مرد واجب است.
حضرت صادق علیه السلام به معاویه بن وهب فرمود:
«یا معاویه لاتدع زیاره قبر الحسین لخوف‏» (۱۶) اى معاویه، زیارت قبر حسین را به خاطر هیچ ترسى، ترک مکن.
و همچنین آن حضرت به محمد بن مسلم فرمود:
«هل تاتى قبر الحسین علیه السلام ؟ قلت; نعم، على خوف و وجل، فقال: ما کان من هذا اشد فالثواب فیه على قدر الخوف‏» (۱۷) آیا به مزار حسین مى‏روى؟ گفتم: آرى، ولى با ترس و وحشت. فرمود: هر چه سخت‏تر و ترسناکتر باشد پاداشش بیشتر است.
دسته دوم: زیارت به همراه معرفت
«عن ابى الصامت قال: سمعت ابا عبدالله علیه السلام و هو یقول: من اتى قبر الحسین علیه السلام عارفا بحقه غفر له ما تقدم من ذنبه و ما تاخر» (۱۸) ابوصامت گوید از امام صادق علیه السلام شنیدم که: هر کس به زیارت قبر حسین علیه السلام بیاید و به حق او شناخت داشته باشد، گناهان گذشته و آینده او بخشیده مى‏شود.
دسته سوم: فوائد زیارت
«عن ابى مسکان عن ابى عبدالله قال: «من اتى قبر الحسین علیه السلام عارفا بحقه غفر له ما تقدم من ذنبه و ما تاخر» (۱۹) ابومسکان از امام صادق علیه السلام روایت کرده است: هر کس به مزار حسین علیه السلام برود و به حق او آشنا باشد گناهان گذشته و آینده او بخشیده مى‏شود.
دسته چهارم: اهمیت زیارت آن حضرت
«عن ابى الحسن الرضا علیهما السلام قال: من زار قبر ابى عبدالله بشط الفرات کان کمن زارالله فوق عرشه‏» امام رضا علیه السلام فرموده است: هر کس قبر امام حسین علیه السلام را در کنار شط فرات، زیارت کند همانند کسى است که خدا را در عرش خود، زیارت کرده باشد.
دسته پنجم: عقوبت ترک زیارت آن بزرگوار
«عن محمد بن مسلم عن ابى جعفر علیه السلام قال: من لم یات قبر الحسین علیه السلام من شیعتنا کان منتقص الایمان، منتقص الدین و ان دخل الجنه کان دون المؤمنین فى الجنه‏» (۲۰) محمد بن مسلم از امام باقر علیه السلام روایت کرده است: از شیعیان ما هر کس قبر حسین علیه السلام را زیارت نکند، ایمانش ناقص و دینش ناقص است و اگر اهل بهشت باشد مقامى پایین‏تر از دیگر مؤمنان خواهد داشت.
عن سیف بن عمیره عن رجل عن ابى عبدالله قال: «من لم یات قبر الحسین علیه السلام و هو یزعم انه لنا شیعه حتى یموت فلیس هو لنا بشیعه.» (۲۱) سیف بن عمیره از شخصى روایت مى‏کند که امام صادق علیه السلام فرمود: کسى که تا آخر عمر به زیارت حسین علیه السلام نرود و تصور کند شیعه ما است، چنین شخصى شیعه ما نیست.
عن هارون بن خارجه عن ابى عبدالله علیه السلام قال: «سالته عمن ترک الزیاره زیاره قبر الحسین بن على من غیر عله قال: «هذا رجل من اهل النار» (۲۲) هارون بن خارجه گوید: از امام صادق علیه السلام درباره کسى که زیارت قبر حسین بن على علیهما السلام را بدون عذر ترک گوید، پرسیدم. فرمود: چنین شخصى اهل دوزخ است.
فلسفه اصرار ائمه : بر زیارت حضرت سیدالشهدا این بود که چون دشمنان اسلام; یعنى، بنى‏امیه، بنى مروان و بنى‏عباس با تمام قدرت تلاش مى‏کردند کربلا و عاشورا و قیام حسین را نابود کرده و نگذارند اثرى از قبر امام باقى بماند; لذا ائمه معصومین : بر این امر عنایت ویژه‏اى مبذول مى‏فرمودند; چرا که فرهنگ عاشورا و تاریخ کربلا و حرم حسین، همیشه براى حاکمان ستمگر زمان، خطرساز بوده و هست.
در جلد ۴۵ بحارالانوار، صفحه ۳۹۰ بابى تحت عنوان «جور الخلفاء على قبره الشریف‏»
تجاوز خلفا بر قبر شریف آن حضرت آمده است که مى‏توان به آن مراجعه کرد.
شخصى به نام دیزج مى‏گوید:
«بعثنى المتوکل الى کربلاء لتغییر قبر الحسین‏». «المتوکل یامر بحرث قبر الحسین علیه السلام مده عشرین سنه‏» متوکل مرا به کربلا فرستاد تا آثار قبر حسین را از میان بردارم. متوکل در مدت بیست‏سال دستور مى‏داد قبر حسین علیه السلام را شخم بزنند.
بنى‏امیه و بنى‏عباس، هر دو در این مورد حساسیت داشتند و در آن مشترک بودند.
۵- ائمه : خودشان در نمازها از تربت امام حسین علیه السلام استفاده مى‏کردند و شیعیان را به استفاده از آن توصیه مى‏نمودند. در حالات امام سجاد علیه السلام آمده است:
«فکان اذا حضرته الصلاه صبه على سجادته و سجد علیه‏» (۲۳) هرگاه وقت نماز مى‏رسید آن (تربت کربلا) را روى سجاده‏اش مى‏ریخت و بر آن سجده مى‏کرد.
حضرت صادق علیه السلام فرمود:
«و من کانت معه سبحه من طین قبر الحسین کتب مسبحا و ان لم یسبح بها» (۲۴) هر کس همراهش تسبیحى از تربت قبر حسین علیه السلام باشد، از تسبیح‏گویان محسوب مى‏شود گرچه با آن تسبیح نگوید.
«عن موسى بن جعفر علیه السلام قال: و لا تاخذوا من تربتى شیئا لتبرکوا به فان کل تربه لنا محرمه الا تربه جدى الحسین بن على علیهما السلام فان الله عزوجل جعلها شفاء لشیعتنا و اولیائنا» (۲۵) موسى بن جعفر علیهما السلام فرمود: از تربت من هرگز براى تبرک بر ندارید زیرا همه تربت‏ها جزتربت جدم حسین بن على علیهما السلام حرام است‏خداوند - عزوجل - آن را براى شیعیان و دوستداران ما شفا قرار داده است.
بقیه روایات را مى‏توان در جلد ۱۰۱ بحارالانوار از صفحه ۱۱۸ تا ۱۴۰; و از صفحه ۱۴۰ کتاب ثواب الاعمال و جلد ۱۰ وسائل الشیعه صفحه ۴۰۸ مطالعه کرد.
اولین کسى که بر تربت امام حسین علیه السلام سجده کرد حضرت على بن الحسین علیهما السلام بود که پس از دفن پدر، مقدارى از خاک قبر را برداشته و بر آن سجده کرد و با آن خاک تسبیح درست کرد. برخى بیماران مدینه با همین تربت‏شفا یافتند. (۲۶)
ائمه طاهرین علیهم السلام : با این پنج‏شیوه، در طول تاریخ که حکومت به دست مخالفان شیعه بود نگذاشتند نهضت‏خونین کربلا فراموش شود و امروز این رسالت بزرگ به عهده شیعیان میباشد که شیوه‏ها را شناخته و دنبال کنند; چون با زنده ماندن قیام امام حسین علیه السلام و راه او، اسلام و تشیع زنده و جاوید مى‏ماند.
پیروزى یا شکست
امسال با آغاز ماه محرم‏الحرام، ۱۳۶۰ سال از شهادت حضرت سیدالشهدا علیه السلام و یاران باوفایش مى‏گذرد; پیوسته در طول این تاریخ این سئوال مطرح بوده و هست که آیا حسین بن على علیهما السلام در این قیام و مبارزه پیروز شد یا شکست‏خورد؟
واژه پیروزى در لغت
واژه فوز و فاز به معناى پیروزى آمده است. در کتاب مفردات راغب ذکر شده است:
«الفوز الظفر بالخیر» (۲۷) پیروزى، دست‏یافتن به خوبى است.
و حضرت على علیه السلام هنگامى که ضربت به فرق مبارکش اصابت کرد، فرمود:
«فزت و رب الکعبه‏» یعنى، به خداى کعبه سوگند که پیروز شدم.
«ان الله اشترى من المؤمنین... و ذلک هو الفوز العظیم‏» (۲۸) خداوند از مؤمنان خریده است... و این است رستگارى بزرگ.
در زیارت اول ماه رجب آمده است:
«فزتم و الله فوزا عظیما» به خدا سوگند به رستگارى بزرگ، دست‏یافتید.
خطاب به شهداى کربلا آمده است:
«اشهد انکم الشهداء و السعداء و انکم الفائزون‏» (۲۹) شهادت مى‏دهم که به راستى شما شهید و سعید هستید و به راستى شما رستگار هستید.
پیروزى مردان خدا در قرآن
«کتب الله لاغلبن انا و رسلى‏» (۳۰) خداوند چنین مقرر داشته که من و رسولانم پیروز مى‏شویم.
لام و نون تاکید ثقلیه، نشانه قطعى و حتمى بودن پیروزى خداوند و رسولانش است.
«فان حزب الله هم الغالبون‏» (۳۱) حزب خدا پیروز است.
در همه جبهه‏ها حزب الله پیروز است.
«و ان جندنا لهم الغالبون‏» (۳۲) و لشکر ما پیروز است.
پیروزى در فرهنگ اسلام مفهوم پیروزى در فرهنگ اسلام با پیروزى در فرهنگ‏هاى دیگر متفاوت است:
۱- شهادت، اسارت و صدمه دیدن در راه انجام وظیفه، پیروزى است;
«و من یقاتل فى سبیل‏الله فیقتل او یغلب فسوف نؤتیه اجرا عظیما» (۳۳) و آن‏کس که در راه خدا پیکار کند و کشته شود یا پیروز گردد، پاداش بزرگى به او خواهیم داد.
«قال الحسین علیه السلام : اما والله انى لارجو ان یکون خیرا ما اراد له ربنا قتلنا او ظفرنا» (۳۴) به خدا سوگند من امیدوارم آن‏چه خدا براى ما خواسته است‏سرانجام نیک داشته باشد، کشته شویم یا پیروز گردیم.
۲- رسیدن به هدف حتى با شهادت، پیروزى است. هدف امام علیه السلام در قیام عاشورا، معرفى چهره کثیف یزید بود که در لباس جانشینى پیامبر ۶ قصد نابودى اسلام و احیاى جاهلیت را در سر داشت; که به آن رسید و علاوه بر این، امام علیه السلام مکتب خونین ضد استبداد و ستم را پایه‏گذارى کرد که تا قیامت موجب بقاء، عظمت و حفظ اسلام و فرهنگ تشیع گردید.
۳- گاهى پیروزى دفعى و کوتاه مدت حاصل نمى‏شود; بلکه آثار آن در دراز مدت ظاهر مى‏شود; چنانکه حضرت امام خمینى ۱ در قیام ۱۵ خرداد، پیروز نشد; لکن زمینه آگاهى و رشد جامعه را فراهم کرد که به پیروزى ۲۲ بهمن سال ۱۳۵۷ منجر شد.
۴- دشمنان در قیام کربلا به هیچ یک از اهداف خود نرسیدند. از جمله اهداف دشمنان اسلام، نابودى اسلام، احیاى جاهلیت، سرکوب همه حرکتهاى ضد استبداد، اعلام روز عاشورا به عنوان عید، فتح و پیروزى و به فراموشى سپردن خاندان پیامبر صلى الله علیه و آله بود.
پیروزى و شکست در روایات
«قال على علیه السلام : ما ظفر من ظفر الاثم به، الغالب بالشر مغلوب‏» (۳۵)
مغلوبى که حق با او باشد، پیروز است. (۳۶)
«قال رسول الله صلى الله علیه و آله : لاتزال طائفه من امتى ظاهرین على الحق لایضرهم من خذلهم حتى یاتى امرالله و هم کذلک‏» پیامبر صلى الله علیه و آله فرمود: همواره دسته‏اى از امت من پشتیبان حق‏اند و دشمن گزندى به آنان نمى‏رساند تا امر خدا فرا رسد و باز هم ایشان پشتیبان حق‏اند.
پیروزى در سخنان سالار شهیدان
هنگامى که حضرت تصمیم گرفت که از مدینه حرکت کند، کاغذى خواست و روى آن خطاب به بنى‏هاشم نوشت:
«بسم‏الله‏الرحمن الرحیم من الحسین بن على‏بن ابى‏طالب الى بنى‏هاشم اما فانه من لحق بى منکم استشهد و من تخلف لم یبلغ الفتح‏» (۳۷) به نام خداوند بخشنده مهربان از حسین بن على بن ابى‏طالب علیهم السلام : به بنى‏هاشم: آگاه باشید که هر کس با من بیاید شهید خواهد شد و هر کس نیاید به فتح و پیروزى دست نخواهد یافت.
«قال الحسین علیه السلام : لیس الموت فى سبیل العز الا حیاه خالده و لیست الحیاه مع الذل الا الموت الذى لاحیاه معه‏» (۳۸) حسین علیه السلام : مرگ در راه عزت، زندگى جاودان است و زندگى با ذلت مرگى است که حیات در آن راه ندارد.
«قال الحسین علیه السلام : و ان نغلب فغیر مغلبینا» (۳۹) امام فرمودند: و اگر مغلوب شدیم، ما شکست ناپذیریم.
پیروزى در رجز علمدار کربلا
«لا ارهب الموت اذ الموت رقا» (۴۰) از مرگ هراسى ندارم زیرا مرگ تکامل است.
پیروزى خون بر شمشیر
ابراهیم بن طلحه در مدینه از حضرت على‏بن الحسین علیه السلام پرسید: چه کسى در این واقعه پیروز شد؟ فرمود: هنگام اذان معلوم مى‏شود:
«اذا دخل وقت الصلاه فاذن و اقم تعرف من غلب‏» (۴۱) وقتى هنگام نماز رسید اذان و اقامه بگو، آن‏گاه پیروز را خواهى شناخت.
سهل بن سعد نقل مى‏کند: سر بریده حضرت ابوالفضل را بر بالاى نیزه دیدم که خنده بر لب دارد (یعنى، بر مرگ خنده مى‏زند). (۴۲)
ره توشه راهیان نور ویژه محرم ۱۳۷۹/۱۴۲۱
_________________________________________________________________
۱ - بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲۸۰
۲ - الکآبه: اندوه و غصه
۳ - بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲۸۴، امالى صدوق، ۲۸۸
۴ - مجمع مصائب اهل البیت، الخطیب الهندوبى، ج ۱، ص ۲۴
۵ - همان، ص ۶۱
۶ - امالى صدوق، ص ۱۲۲
۷ - بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲۸۴
۸ - امالى صدوق، ص ۱۱۲
۹ - وسائل الشیعه، ج ۱۰، ص ۳۹۸
۱۰ - بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲۸۶
۱۱ - یعنى امام را سنگ باران کردند.
۱۲ - بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲۸۲
۱۳ - همان، ص ۲۸۸
۱۴ - همان، ص ۲۸۹
۱۵ - کامل الزیارات، ص ۱۳۱، بحار الانوار، ج ۱۰۱، ص ۳، ح ۹
۱۶ - همان، ص ۱۳۶ و ۱۳۷
۱۷ - همان، صفحات ۱۴۹، ۱۶۳، ۱۶۵، ۱۸۴
۱۸ - همان، صفحات ۱۴۹، ۱۶۳، ۱۶۵، ۱۸۴
۱۹ - همان، ص ۲۱۱
۲۰ - همان
۲۱ - همان، ص ۲۱۲
۲۲ - وسائل الشیعه، ج ۳، ص ۶۰۸
۲۳ - همان
۲۴ - همان، ج ۱۰، ص ۴۱۰ تا ۴۱۲
۲۵ - زندگانى امام حسین، مرحوم حسین عمادزاده، ص ۸۵۵
۲۶ - مفردات راغب، ص ۳۸۷
۲۷ - توبه، ۱۱۱
۲۸ - مفاتیح‏الجنان، ص ۴۴۰
۲۹ - مجادله، ۲۱
۳۰ - مائده، ۵۶
۳۱ - صافات، ۱۷۲
۳۲ - نساء، ۷۴
۳۳ - موسوعه، ص ۳۶۲
۳۴ - قصار الحکم، حدیث ۳۲۷
۳۵ - موسوعه، ص ۳۶۲
۳۶ - مجموعه ورام، ص ۷
۳۷ - بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۳۳۰
۳۸ - ادب الحسین، ص ۱۵۹
۳۹ - کتاب بر شطى از حماسه و حضور، سازمان تبلیغات اسلامى، ص ۱۸۵
۴۰ - بطال العلقمى، ص ۳۰۹، رقا به معناى تکامل و ترقى است
۴۱ - الامام زین‏العابدین، سیدعبدالرزاق مقرم، ص ۳۷۰
۴۲ - قهرمان علقمه، دکتر احمد بهشتى، ص ۳۰۳




[ چهارشنبه 30 آذر 1390  ] [ 7:12 AM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

 

۱- قالَحُسَیْنِ بن علىّ(علیه السلام):
إنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللهَ رَغْبَهً فَتِلْکَ عِبادَهُ التُّجارِ، وَ إنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللهَ رَهْبَهً فَتِلْکَ عِبادَهُ الْعَبْیدِ، وَ إنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللهَ شُکْراً فَتِلْکَ عِبادَهٌ الْأحْرارِ، وَ هِیَ أفْضَلُ الْعِبادَهِ.([۱])
حضرت امام حسین (علیه السلام) فرمود: همانا عدّه اى خداوند متعال را به جهت طمع و آرزوى بهشت عبادت مى کنند که آن یک معامله و تجارت خواهد بود و عدّه اى دیگر از روى ترس خداوند را عبادت و ستایش مى کنند که همانند عبادت و اطاعت نوکر از ارباب باشد و طائفه اى هم به عنوان شکر و سپاس از روى معرفت، خداوند متعال را عبادت و ستایش مى نمایند; و این نوع، عبادت آزادگان است که بهترین عبادات مى باشد.
۲- قالَ(علیه السلام): إنَّ أجْوَدَ النّاسِ مَنْ أعْطى مَنْ لا یَرْجُوهُ، وَ إنَّ أعْفَى النّاسِ مَنْ عَفى عَنْ قُدْرَه، وَ إنَّ أَوْصَلَ النّاسِ مَنْ وَصَلَ مَنْ قَطَعَهُ.([۲])
فرمود: همانا سخاوتمندترین مردم آن کسى است که کمک نماید به کسى که امیدى به وى نداشته است.
و بخشنده ترین افراد آن شخصى است که ـ نسبت به ظلم دیگرى با آن که توان انتقام دارد ـ گذشت نماید.
صله رحم کننده ترین مردم و دید و بازدید کننده نسبت به خویشان، آن کسى ست که صله رحم نماید با کسى که با او قطع رابطه کرده است.
۳- قیلَ: مَا الْفَضْلُ؟ قالَ (علیه السلام): مُلْکُ اللِّسانِ، وَ بَذْلُ الاْحْسانِ، قیلَ: فَمَا النَّقْصُ؟ قالَ: التَّکَلُّفُ لِما لا یُعنیکَ.([۳])
از حضرت سؤال شد کرامت و فضیلت انسان در چیست؟
در پاسخ فرمود: کنترل و در اختیار داشتن زبان و سخاوت داشتن، سؤال شد نقص انسان در چیست؟ فرمود: خود را وا داشتن بر آنچه که مفید و سودمند نباشد.
۴- قالَ(علیه السلام): النّاسُ عَبیدُالدُّنْیا، وَ الدّینُ لَعِبٌ عَلى ألْسِنَتِهِمْ، یَحُوطُونَهُ ما دارَتْ بِهِ مَعائِشَهُمْ، فَإذا مُحِصُّوا بِالْبَلاء قَلَّ الدَّیّانُونَ.([۴])
فرمود: افراد جامعه بنده و تابع دنیا هستند و مذهب، بازیچه زبانشان گردیده است و براى إمرار معاش خود، دین را محور قرار داده اند ـ و سنگ اسلام را به سینه مى زنند ـ .
پس اگر بلائى همانند خطر ـ مقام و ریاست، جان، مال، فرزند و موقعیّت، ... ـ انسان را تهدید کند، خواهى دید که دین داران واقعى کمیاب خواهند شد.
۵- قالَ(علیه السلام): إنَّ الْمُؤْمِنَ لا یُسىءُ وَ لا یَعْتَذِرُ، وَ الْمُنافِقُ کُلَّ یَوْم یُسىءُ وَ یَعْتَذِرُ.([۵])
ضمن فرمایشى فرمود: همانا شخص مؤمن خلاف و کار زشت انجام نمى دهد و عذرخواهى هم نمى کند.
ولى فرد منافق هر روز مرتکب خلاف و کارهاى زشت مى گردد و همیشه عذرخواهى مى نماید.
۶- قالَ(علیه السلام): إعْمَلْ عَمَلَ رَجُل یَعْلَمُ أنّه مأخُوذٌ بِالاْجْرامِ، مُجْزى بِالاْحْسانِ.([۶])
فرمود: کارها و أمور خود را همانند کسى تنظیم کن و انجام ده که مى داند و مطمئن است که در صورت خلاف تحت تعقیب قرار مى گیرد و مجازات خواهد شد.
و در صورتى که کارهایش صحیح باشد پاداش خواهد گرفت.
۷- قالَ(علیه السلام): عِباداللهِ! لا تَشْتَغِلُوا بِالدُّنْیا، فَإنَّ الْقَبْرَ بَیْتُ الْعَمَلِ، فَاعْمَلُوا وَ لا تَغْعُلُوا.([۷])
فرمود: اى بندگان خدا، خود را مشغول و سرگرم دنیا ـ و تجمّلات آن ـ قرار ندهید که همانا قبر، خانه اى است که تنها عمل ـ صالح ـ در آن مفید و نجات بخش مى باشد، پس مواظب باشید که غفلت نکنید.
۸- قالَ(علیه السلام): لا تَقُولَنَّ فى أخیکَ الْمُؤمِنِ إذا تَوارى عَنْکَ إلاّ مِثْلَ ماتُحِبُّ أنْ یَقُولَ فیکَ إذا تَوارَیْتَ عَنْهُ.([۸])
فرمود: سخنى ـ که ناراحت کننده باشد ـ پشت سر دوست و برادر خود مگو، مگر آن که دوست داشته باشى که همان سخن پشت سر خودت گفته شود.
۹- قالَ(علیه السلام): یا بُنَىَّ! إیّاکَ وَظُلْمَ مَنْ لایَجِدُ عَلَیْکَ ناصِراً إلاّ اللهَ.([۹])
فرمود: بپرهیز از ظلم و آزار رساندن نسبت به کسى که یاورى غیر از خداوند متعال نمى یابد.
۱۰- قالَ(علیه السلام): إنّی لا أری الْمَوْتَ إلاّ سَعادَه، وَ لاَ الْحَیاهَ مَعَ الظّالِمینَ إلاّ بَرَماً.([۱۰])
فرمود: به درستى که من از مرگ نمى هراسم و آن را جز سعادت نمى بینم; و زندگى با ستمگران و ظالمان را عار و ننگ مى شناسم.
۱۱- قالَ(علیه السلام): مَنْ لَبِسَ ثَوْباً یُشْهِرُهُ کَساهُ اللهُ یَوْمَ الْقِیامَهِ ثَوْباً مِنَ النّارِ.([۱۱])
فرمود: هرکس لباس شهرت - و انگشت نما از هر جهت - بپوشد، خداوند او را در روز قیامت لباسى از آتش مى پوشاند.
۱۲- قالَ(علیه السلام): أنَا قَتیلُ الْعَبَرَهِ، لایَذْکُرُنى مُؤْمِنٌ إلاّ اِسْتَعْبَرَ.([۱۲])
فرمود: من کشته گریه ها و اشک ها هستم، هیچ مؤمنى مرا یاد نمى کند مگر آن که عبرت گرفته و اشک هایش جارى خواهد شد.
۱۳- قالَ(علیه السلام): لَوْ شَتَمَنى رَجُلٌ فى هذِهِ الاُْذُنِ، وَ أَوْمى إلىَ الْیُمْنى، وَ اعْتَذَرَ لى فىِ الاُْخْرى لَقَبِلْتُ ذلِکَ مِنْهُ، وَ ذلِکَ أَنَّ أَمیرَ الْمُؤْمِنینَ (علیه السلام) حَدَّثَنى أَنَّهُ سَمِعَ جَدّى رَسُولَ اللهِ (صلى الله علیه وآله)یَقُولُ: لا یَرِدُ الْحَوْضَ مَنْ لَمْ یَقْبَلِ الْعُذرَ مِنْ مُحِقٍّ أَوْ مُبْطِل.([۱۳])
فرمود: چنانچه با گوش خود بشنوم که شخصى مرا دشنام مى دهد و سپس معذرت خواهى او را بفهمم، از او مى پذیرم و گذشت مى نمایم، چون که پدرم امیرالمؤمنین علىّ (علیه السلام) از جدّم رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) روایت نمود: کسى که پوزش و عذرخواهى دیگران را نپذیرد، بر حوض کوثر وارد نخواهد شد.
۱۴- قیلَ لِلْحُسَیْنِ بن علىّ(علیه السلام): مَنْ أعْظَمُ النّاسِ قَدْراً؟
قالَ: مَنْ لَمْ یُبالِ الدُّنْیا فى یَدَیْ مَنْ کانَتْ.([۱۴])
از حضرت سؤال شد: با شخصیّت ترین افراد چه کسى است؟
در جواب فرمود: آن کسى است که اهمیّت ندهد که دنیا در دست چه کسى مى باشد.
۱۵- قالَ(علیه السلام): مَنْ عَبَدَاللهَ حَقَّ عِبادَتِهِ، آتاهُ اللهُ فَوْقَ أمانیهِ وَ کِفایَتِهِ.([۱۵])
فرمود: هرکس خداوند متعال را با صداقت و خلوص، عبادت و پرستش نماید; خداى متعال او را به بهترین آرزوهایش مى رساند و امور زندگیش را تأمین مى نماید.
۱۶- قالَ(علیه السلام): احْذَرُوا کَثْرَهَ الْحَلْفِ، فِإنَّهُ یَحْلِفُ الرَّجُلُ لِعَلَل أرَبَعَ: إمّا لِمَهانَه یَجِدُها فی نَفْسِهِ، تَحُثُّهُ عَلى الضَّراعَهِ إلى تَصْدیقِ النّاسِ إیّاهُ. وَ إمّا لِعَىّ فی الْمَنْطِقِ، فَیَتَّخِذُ الاْیْمانَ حَشْواً وَصِلَهً لِکَلامِهِ. وَ إمّا لِتُهْمَه عَرَفَها مِنَ النّاسِ لَهُ، فَیَرى أَنَّهُمْ لایَقْبَلُونَ قَوْلَهُ إلاّ بِالْیَمینِ. وَ إمّا لاِرْسالِهِ لِسانَهُ مِنْ غَیْرِ تَثْبیت.([۱۶])
فرمود: خود را از قسم و سوگند برهانید که همانا انسان به جهت یکى از چهار علّت سوگند یاد مى کند: در خود احساس سستى و کمبود دارد، به طورى که مردم به او بى اعتماد شده اند، پس براى جلب توجّه مردم که او را تصدیق و تأیید کنند، سوگند مى خورد.
و یا آن که گفتارش معیوب و به دور از حقیقت است، و مى خواهد با سوگند، سخن خود را تقویت و جبران کند.
و یا در بین مردم متّهم است ـ به دروغ و بى اعتمادى ـ پس مى خواهد با سوگند و قسم خوردن جبران ضعف نماید.
و یا آن که سخنان و گفتارش متزلزل است ـ هر زمان به نوعى سخن مى گوید ـ و زبانش به سوگند عادت کرده است.
۱۷- قالَ(علیه السلام): أیُّما إثْنَیْنِ جَرى بَیْنَهُما کَلامٌ، فَطَلِبَ أَحَدُهُما رِضَى الاْخَرِ، کانَ سابِقَهُ إلىَ الْجَنّهِ.([۱۷])
فرمود: چنانچه دو نفر با یکدیگر نزاع و اختلاف نمایند و یکى از آن دو نفر، در صلح و آشتى پیشقدم شود، همان شخص سبقت گیرنده، جلوتر از دیگرى به بهشت وارد مى شود.
۱۸- قالَ(علیه السلام): وَ اعْلَمُوا إنَّ حَوائِجَ النّاسِ إلَیْکُمْ مِنْ نِعَمِ الله عَلَیْکُمْ، فَلا تَمیلُوا النِّعَمَ فَتَحَوَّلَ نَقِماً.([۱۸])
فرمود: توجّه داشته باشید که احتیاج و مراجعه مردم به شما از نعمت هاى الهى است، پس نسبت به نعمت ها روى، بر نگردانید; وگرنه به نقمت و بلا گرفتار خواهد شد.
۱۹- قالَ(علیه السلام): یَا ابْنَ آدَم! اُذْکُرْ مَصْرَعَکَ وَ مَضْجَعَکَ بَیْنَ یَدَی اللهِ، تَشْهَدُ جَوارِحُکَ عَلَیْکَ یَوْمَ تَزِلُّ فیهِ الْأقْدام.([۱۹])
فرمود: اى فرزند آدم، بیاد آور لحظات مرگ و خواب گاه خود را در قبر، همچنین بیاد آور که در پیشگاه خداوند قرار خواهى گرفت و اعضاء و جوارحت بر علیه تو شهادت خواهند داد، در آن روزى که قدم ها لرزان و لغزان مى باشد.
۲۰- قالَ(علیه السلام): مُجالَسَهُ أهْلِ الدِّناءَهِ شَرٌّ، وَ مُجالَسَهُ أهْلِ الْفِسْقِ ریبَهٌ.([۲۰])
فرمود: همنشینى با اشخاص پست و رذل سبب شرّ و بد یختى خواهد گشت; و همنشینى و مجالست با معصیت کاران موجب شکّ و بدبینى خواهد شد.
۲۱- قالَ(علیه السلام): إنَّ اللهَ خَلَقَ الدُّنْیا لِلْبَلاءِ، وَ خَلَقَ أهْلَها لِلْفَناءِ.([۲۱])
فرمود: به درستى که خداوند متعال دنیا ـ و اموال آن ـ را براى آزمایش افراد آفریده است.
و همچنین موجودات دنیا را جهت فناء ـ و انتقال از این دنیا به جهانى دیگر ـ آفریده است.
۲۲- قالَ(علیه السلام): لا یَأمَنُ یوم الْقِیامَهِ إلاّ مَنْ قَدْ خافَ اللهَ فی الدُّنْیا.([۲۲])
فرمود: کسى در روز قیامت از شدائد و أحوال آن در أمان نمى باشد، مگر آن که در دنیا از خداوند متعال ترس داشته باشد ـ و اهل گناه و معصیت نگردد ـ .
۲۳- قالَ(علیه السلام): لِکُلِّ داء دَواءٌ، وَ دَواءُ الذُّنُوبِ الإسْتِغْفارِ.([۲۳])
فرمود: براى هر غم و دردى درمان و دوائى است و جبران و درمان گناه، طلب مغفرت و آمرزش از درگاه خداوند مى باشد.
۲۴- قالَ(علیه السلام): مَنْ قَرَءَ آیَهً مِنْ کِتابِ الله عَزَّ وَ جَلَّ فى صَلاتِهِ قائِماً، یُکْتَبُ لَهُ بِکُلِّ حَرْف مِأهُ حَسَنَه.([۲۴])
فرمود: هرکس آیه اى از قرآن را در نمازش تلاوت نماید، خداوند متعال در مقابل هر حرفى از آن یکصد حسنه در نامه اعمالش ثبت مى نماید.
۲۵- قالَ(علیه السلام): سَبْعَهُ أشْیاء لَمْ تُخْلَقْ فى رَحِم: فَأوّلُها آدَمُ((علیه السلام))، ثُمَّ حَوّاء، وَ الْغُرابُ، وَ کَبْشُ إبْراهیم((علیه السلام))، وَ ناقَهُ اللهِ، وَ عَصا مُوسى ((علیه السلام))، وَ الطَّیْرُالَّذى خَلَقَهُ عیسىَبْنُ مَرْیَم (علیهما السلام).([۲۵])
ضمن جواب سؤال هاى پادشاه روم، فرمود: آن هفت موجودى که بدون خلقت در رحم مادر، آفریده شده اند، عبارتند از:
حضرت آدم (علیه السلام) و همسرش حوّاء.
و کلاغى که براى راهنمائى دفن هابیل آمد.
و گوسفندى که براى قربانى، به جاى حضرت اسماعیل(علیه السلام) آمد.
و شترى که خداوند براى پیامبرش، حضرت صالح فرستاد.
و عصاى حضرت موسى (علیه السلام).
و هفتمین موجود آن پرنده اى بود که توسّط حضرت عیسى (علیه السلام)آفریده شد.
۲۶- قالَ(علیه السلام): إنَّ اَعْمالَ هذِهِ الاُْمَّهِ ما مِنْ صَباح إلاّ و تُعْرَضُ عَلَى اللهِ تَعالى.([۲۶])
فرمود: همانا ـ نامه کردار و ـ أعمال این امّت، در هر صبحگاه بر خداوند متعال عرضه مى گردد.
۲۷- قالَ(علیه السلام): إجْتَنِبُوا الْغِشْیانَ فی اللَّیْلَهِ الَّتى تُریدُون فیها السَّفَرَ، فإنَّ مَنْ فَعَلَ ذلِکَ، ثُمَّ رُزِقَ وَلَدٌ کانَ جَوّالَهً.([۲۷])
فرمود: در آن شبى که قصد مسافرت دارید، با همسر خود زناشوئى نکنید، که چنانچه عمل زناشوئى انجام گردد و در آن زمان فرزندى منعقد شود، بسیار متحرّک و افکارش مغشوش مى باشد.
۲۸- قالَ(علیه السلام): الرّکْنُ الْیَمانی بابٌ مِنْ أبْوابِ الْجَنَّهِ، لَمْ یَمْنَعْهُ مُنْذُ فَتَحَهُ، وَ إنَّ ما بَیْنَ الرُّکْنَیْنِ ـ الأسْوَد وَ الْیَمانی ـ مَلَکٌ یُدْعى هُجَیْرٌ، یُؤَمِّنُ عَلى دُعاءِالْمُؤْمِنینَ.([۲۸])
فرمود: رُکن یَمانىِ کعبه الهى، دربى از درب هاى بهشت است و مابین رکن یمانى و حجرالأسود ملک و فرشته اى است که براى استجابت دعاى مؤمنین آمّین مى گوید.
۲۹- قالَ(علیه السلام): إنَّ الْغِنى وَ اْلِعزَّ خَرَجا یَجُولانِ، فَلَقیا التَّوَکُلَّ فَاسْتَوْطَنا.([۲۹])
فرمود: عزّت و بى نیازى ـ هر دو ـ شتاب زده به دنبال پناهگاهى مى دویدند، چون به توکّل برخورد کردند، آرامش پیدا نموده و آن را پناهگاه خود قرار دادند.
۳۰- قالَ(علیه السلام): مَنْ نَفَّسَ کُرْبَهَ مُؤْمِن، فَرَّجَ اللهُ عَنْهُ کَرْبَ الدُّنْیا وَالاْخِرَهِ.([۳۰])
فرمود: هرکس گره اى از مشکلات مؤمنى باز کند و مشکلش را برطرف نماید، خداوند متعال مشکلات دنیا و آخرت او را اصلاح مى نماید.
۳۱- قالَ(علیه السلام): مَنْ والانا فَلِجَدّى (صلى الله علیه وآله وسلم) والى، وَ مَنْ عادانا فَلِجَدّى عادى.([۳۱])
فرمود: هر که ما را دوست بدارد و پیرو ما باشد، پس دوستى و محبّتش به جهت جدّم رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم)مى باشد.
و هرکس با ما دشمن و کینه توز باشد، پس دشمنى و مخالفت او به جهت جدّم رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) خواهد بود.
۳۲- قالَ(علیه السلام): یَا ابْنَ آدَمَ! أُذْکُرْ مَصارِعَ آبائِکَ وَ أبْنائِکَ، کَیْفَ کانُوا، وَ حَیْثُ حَلّوُا، وَ کَأَنَّکَ عَنْ قَلیل قَدْ حَلَلْتَ مَحَلَّهُمْ.([۳۲])
فرمود: اى فرزند آدم، بیاد آور آن لحظاتى را که پدران و فرزندان ـ و دوستان ـ تو چگونه در چنگال مرگ قرار گرفتند، آن ها در چه وضعیّت و موقعیّتى بودند و سرانجام به کجا منتهى شدند و کجا رفتند.
و بیندیش که تو نیز همانند آن ها به ایشان خواهى پیوست ـ پس مواظب اعمال و رفتار خود باش ـ .
۳۳- قالَ(علیه السلام): یَا ابْنَ آدَمَ، إنَّما أنْتَ أیّامٌ، کُلَّما مَضى یَوْمٌ ذَهَبَ بَعْضُکَ.([۳۳])
فرمود: اى فرزند آدم، بدرستى که تو مجموعه اى از زمان ها و روزگار هستى، هر آنچه از آن بگذرد، زمانى از تو فانى و سپرى گشته است ـ بنابراین لحظات عمرت را غنیمت شمار که جبران ناپذیر است ـ .
۳۴- قالَ(علیه السلام): مَنْ حاوَلَ أمْراً بِمَعْصِیَهِ اللهِ کانَ أفْوَتُ لِما یَرْجُو وَ أسْرَعُ لِمَجیىءِ ما یَحْذَرُ.([۳۴])
فرمود: هرکس از روى نافرمانى و معصیتِ خداوند، کارى را انجام دهد، آنچه را آرزو دارد سریع تر از دست مى دهد و به آنچه هراسناک و بیمناک مى باشد مبتلا مى گردد.
۳۵- قالَ(علیه السلام): الْبُکاءُ مِنْ خَشْیَهِ الله نَجاتٌ مِنَ الّنارِ وَ قالَ: بُکاءُ الْعُیُونِ، وَ خَشْیَهُ الْقُلُوبِ مِنْ رَحْمَهِ اللهِ.([۳۵])
فرمود: گریان بودن به جهت ترس از ـ عذاب ـ خداوند، سبب نجات از آتش دوزخ خواهد بود; و فرمود: گریان بودن چشم و خشیت داشتن دل ها یکى از نشانه هاى رحمت الهى ـ براى بنده ـ است.
۳۶- قالَ(علیه السلام): لا یَکْمِلُ الْعَقْلُ إلاّ بِاتّباعِ الْحَقِّ.([۳۶])
فرمود: بینش و عقل و درک انسان تکمیل نمى گردد مگر آن که ـ أهل حقّ و صداقت باشد و ـ از حقایق، تبعیّت و پیروى کند.
۳۷- قالَ(علیه السلام): أَهْلَکَ النّاسَ إثْنانِ: خَوْفُ الْفَقْرِ، وَ طَلَبُ الْفَخْرِ.([۳۷])
فرمود: دو چیز مردم را هلاک و بیچاره گردانده است:
یکى ترس از این که مبادا در آینده فقیر و نیازمند دیگران گردند.
و دیگرى فخر کردن ـ در مسائل مختلف ـ و مباهات بر دیگران است.
۳۸- قالَ(علیه السلام): مَنْ عَرَفَ حَقَّ أَبَوَیْهِ الاْفْضَلَیْنِ مُحَمَّد وَ عَلىّ، و أطاعَهُما، قیلَ لَهُ: تَبَحْبَحْ فى أیِّ الْجِنانِ شِئْتَ.([۳۸])
فرمود: هر شخصى که حقّ والدینش محمّد (صلى الله علیه وآله وسلم) ، و علىّ (علیه السلام) را که با شرافت و با فضیلت ترین انسان ها هستند، بشناسد و ـ در تمام امور زندگى ـ از ایشان تبعیّت و اطاعت کند; در قیامت به او خطاب مى شود: هر قسمتى از بهشت را که خواستار باشى، مى توانى انتخاب کنى و در آن وارد شوى.
۳۹- قالَ(علیه السلام): مَنْ طَلَبَ رِضَى اللهِ بِسَخَطِ النّاسِ کَفاهُ الله اُمُورَ النّاسِ، وَ مَنْ طَلَبَ رِضَى النّاسِ بِسَخَطِ اللهِ وَ کَّلَهُ اللهُ إلَى النّاسِ.([۳۹])
فرمود: هرکس رضایت و خوشنودى خداوند را ـ در أمور زندگى ـ طلب نماید گرچه همه افراد از او رنجیده شوند، خداوند مهمّات و مشکلات او را کفایت خواهد نمود.
و کسى که رضایت و خوشنودى مردم را طالب گردد گرچه مورد خشم و غضب پروردگار باشد، خداوند أمور این شخص را به مردم واگذار مى کند.
۴۰- قالَ(علیه السلام): إنَّ شیعَتَنا مَنْ سَلِمَتْ قُلُوبُهُمْ مِنْ کُلِّ غِشٍّ وَ غِلّ وَ دَغَل.([۴۰])
فرمود: شیعیان و پیروان ما ـ اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) ـ آن کسانى هستند که أفکار و درون آن ها از هر گونه حیله و نیرنگ و عوام فریبى سلامت و تهى باشد  
__________________________________________________________________
[۱] - تحف العقول: ص ۱۷۷، بحارالأنوار: ج ۷۵، ص ۱۱۷، ح ۵.
[۲] - نهج الشّهاده: ص ۳۹، بحارالأنوار: ج ۷۵، ص ۱۲۱، ح ۴.
[۳] - مستدرک الوسائل: ج ۹، ص ۲۴، ح ۱۰۰۹۹ به نقل از مجموعه شهید.
[۴] - محجّه البیضاء: ج ۴، ص ۲۲۸، بحارالأنوار: ج ۷۵، ص ۱۱۶، ح ۲.
[۵] - تحف العقول: ص ۱۷۹، بحارالأنوار: ج ۷۵، ص ۱۱۹، ح ۲.
[۶] - بحارالأنوار: ج ۲، ص ۱۳۰، ح ۱۵ و ج ۷۵، ص ۱۲۷، ح ۱۰.
[۷] - نهج الشّهاده: ص ۴۷.
[۸] - بحارالأنوار: ج ۷۵، ص ۱۲۷، ح ۱۰.
[۹] - وسائل الشّیعه: ج ۱۱، ص ۳۳۹، بحارالأنوار: ج ۴۶، ص ۱۵۳، ح ۱۶.
[۱۰] - بحار الأنوار: ج ۴۴، ص ۱۹۲، ضمن ح ۴، و ص ۳۸۱، ضمن ح ۲.
[۱۱] - کافى: ج ۶، ص ۴۴۵، ح ۴.
[۱۲] - أمالى شیخ صدوق: ص ۱۱۸، بحارالأنوار: ج ۴۴، ص ۲۸۴، ح ۱۹.
[۱۳] - إحقاق الحقّ: ج ۱۱، ص ۴۳۱.
[۱۴] - تنبیه الخواطر، معروف به مجموعه ورّام: ص ۳۴۸، س ۱۱.
[۱۵] - تنبیه الخواطر: ص ۴۲۷، س ۱۴، بحارالأنوار: ج ۶۸، ص ۱۸۳، ح ۴۴.
[۱۶] - تنبیه الخواطر، معروف به مجموعه ورّام: ص ۴۲۹، س ۶.
[۱۷] - محجّه البیضاء: ج ۴، ص ۲۲۸.
[۱۸] - نهج الشّهاده: ص ۳۸.
[۱۹] - نهج الشّهاده: ص ۵۹.
[۲۰] - نهج الشّهاده: ص ۴۷، بحارالأنوار: ج ۷۸، ص ۱۲۲، ح ۵.
[۲۱] - نهج الشّهاده: ص ۱۹۶.
[۲۲] - بلاغه الحسین(علیه السلام): ص ۲۸۵، بحار الأنوار: ج ۴۴، ص ۱۹۲، ح ۵.
[۲۳] - وسائل الشّیعه: ج ۱۶، ص ۶۵، ح ۲۰۹۹۳، کافى: ج ۲، ص ۴۳۹، ح ۸.
[۲۴] - اصول کافى: ج ۲، ص ۶۱۱، بحارالأنوار: ج ۸۹، ص ۲۰۰، ح ۱۷.
[۲۵] - تحف العقول: ص ۱۷۴، و بحارالأنوار: ج ۱۰، ص ۱۳۷، ح ۴.
[۲۶] - بحارالأنوار: ج ۷۰، ص ۳۵۳، ح ۵۴، به نقل از عیون الأخبارالرّضا(علیه السلام).
[۲۷] - وسائل الشّیعه: ح ۲۰، ج ۳، ص ۲۴۳، بحارالأنوار: ج ۱۰۰، ص ۲۹۲، ح ۳۹.
[۲۸] - مستدرک الوسائل: ج ۹، ص ۳۹۱، ج ۱، بحارالأنوار: ج ۶۹، ص ۳۵۴، ح ۱۱.
[۲۹] - مستدرک الوسائل: ج ۱۱، ص ۲۱۸، ح ۱۵، بحارالأنوار: ج ۷۵، ص ۲۵۷، ح ۱۰۸.
[۳۰] - مستدرک الوسائل: ج ۱۲، ص ۴۱۶، ح ۱۳، بحارالأنوار: ج ۷۵، ص ۱۲۱، ح ۴.
[۳۱] - ینابیع المودّه: ج ۲، ص ۳۷، ح ۵۸.
[۳۲] - نهج الشّهاده: ص ۶۰.
[۳۳] - نهج الشّهاده: ص ۳۴۶.
[۳۴] - اصول کافى: ج ۲، ص ۳۷۳، ح ۳، بحارالأنوار: ج ۷۵، ص ۱۲۰، س ۶، وسائل الشّیعه: ج ۱۶، ص ۱۵۳، ح ۳.
[۳۵] - نهج الشّهاده: ص ۳۷۰، مستدرک الوسائل: ج ۱۱، ص ۲۴۵، ح ۱۲۸۸۱.
[۳۶] - نهج الشّهاده: ص ۳۵۶، بحارالأنوار: ج ۷۵، ص ۱۲۷، ح ۱۱.
[۳۷] - بحارالأنوار: ج ۷۵، ص ۵۴، ح ۹۶.
[۳۸] - نهج الشّهاده: ص ۲۹۳، تفسیرالامام العسکرى (علیه السلام): ص ۳۳۰، بحار: ج ۲۳، ص ۲۶۰، ح ۸.
[۳۹] - أمالى شیخ صدوق: ص ۱۶۷، مستدرک الوسائل: ج ۱۲، ص ۲۰۹، ح ۱۳۹۰۲.
[۴۰] - تفسیرالإمام العسکرى(علیه السلام): ص ۳۰۹، ح ۱۵۴، بحارالأنوار: ج ۶۵، ص ۱۵۶، ح ۱۱.




[ چهارشنبه 30 آذر 1390  ] [ 7:12 AM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

 

قال الامام موسى الکاظم (ع)
لا تستغنى شیعتنا عن أربع: خمره یصلى علیها و خاتم یتختم به و سواک یستاک به و سبحه من طین قبر أبى عبد الله علیه السلام...
حضرت امام موسى بن جعفر (علیه السلام) فرمود:
پیروان ما از چهار چیز بى‏نیاز نیستند:
۱ ـ سجاده‏اى که بر روى آن نماز خوانده شود. ۲ ـ انگشترى که در انگشت باشد.
۳ ـ مسواکى که با آن دندانها را مسواک کنند. ۴ ـ تسبیحى از خاک مرقد
امام حسین (ع) ....
__________________________________________________________________
تهذیب الاحکام، ج ۶، ص ۷۵




[ چهارشنبه 30 آذر 1390  ] [ 7:11 AM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

 

عن موسى بن جعفر (علیه السلام) قال:
و لا تأخذوا من تربتى شیئا لتبرکوا به فأن کل تربه لنا محرمه الا تربه جدى الحسین بن على علیهما السلام فأن الله عزوجل جعلها شفاء لشیعتنا و أولیائنا.
حضرت امام کاظم (ع) در ضمن حدیثى که از رحلت خویش خبرى مى‏داد فرمود:
چیزى از خاک قبر من برندارید تا به آن تبرک جویید چراکه خودرن هر خاکى جز تربت جدم حسین (ع) بر ما حرام است، خداى متعال تنها تربت کربلا را براى شیعیان و دوستان ما شفا قرار داده است.
___________________________________________________________________
جامع الاحادیث الشیعه، ج ۱۲، ص .۵۳۳



[ چهارشنبه 30 آذر 1390  ] [ 7:11 AM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0
درباره وبلاگ

اى پـــــرده دار كعبـــــه، بردار پرده از پیش `·.•.·´ كــــــــز روى كعبه دل، ما پرده را كشیدیم
نويسندگان
آرشيو مطالب
امار سايت
كل بازديدها : 172212 نفر
كل مطالب : 636 عدد
تعداد کل نظرات: 4 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: چهارشنبه 16 آذر 1390 
آخرین بروز رسانی : شنبه 24 اسفند 1392 
امکانات وب