کعبه دلها

همه معصومین (علیه‌السلام) از پیامبر (صلی الله علیه و آله) تا امام زمان (علیه‌السلام) بر مصیبت امام حسین (علیه‌السلام) گریسته‌اند، تا آنجا که دیدار روی آنحضرت و شنیدن نام مبارکش سیلاب اشک از دیدگان مبارکشان جاری نموده و از آن بعنوان بزرگترین مصیبت اهل بیت (علیهم السلام) یاد کرده‌اند.

...


ادامه مطلب

[ چهارشنبه 30 آذر 1390  ] [ 8:57 AM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

عظمت شهید کربلا
عظمت مصیبت و مظلومیت سیدالشهداء (علیه‌السلام) که زمین و زمان را در عزا فرو برده است باید در وجود مقدس و مطهر ابا عبدالله الحسین (علیه‌السلام) جستجو شود. ‌علاوه بر آنکه بسیاری, وسعت مصیبت آن امام مظلوم را در شدت و فجیع بودن مصائب وارده بر حضرت می‌دانند، ‌بزرگی مصیبت در این است که شخصیت والا و بی‌همتای عالم اسلام به دست تبهکارانی مثل یزید به شهادت می‌رسد، بنابراین بزرگی مصیبت حضرت رابطه‌ی مستقیم با عظمت شخصیت حضرت دارد.

شهادت حسین بن علی (علیهما‌السلام) اهانت به دین بود،‌اهانت به پیامبر (صلی الله علیه و آله) بود، اهانت به خداوند بود، کسی می‌تواند به مصیبت سیدالشهداء (علیه‌السلام) پی ببرد که بیشتر با شخصیت والای آن حضرت آشنا باشد. از این روست که امام زمان (علیه‌السلام) در زیارت ناحیه می‌فرماید: « به جای اشک، بر تو ـ ای حسین ـ خون می‌گریم». زیرا حضرت بهتر از هر کسی، به مقام والای حجت حق و عظمت مصیبت جد غریبش آشناست.
ـ بزرگترین جنایت
در میان صفحات خاموش تاریخ وقایعی آرمیده‌آند که گویای فجیع‌ترین، جانگدازترین، مصیبات و بلایا می‌باشد، ولی هیچ واقعه‌ای چون جنایتِ به شهادت رساندن حضرت اباعبدالله الحسین (علیه‌السلام) مورد اهتمام خداوند هستی و خالق آسمان و زمین واقع نشده است.
ـ عزاداری هزاران سال پیش از ولادت
داستان شهادت حضرت سیدالشهداء (علیه‌السلام) یکی از اسرار خلقت و رموز آفرینش است، و پیامبران الهی توسط وحی همواره از این موضوع جانگداز مطلع می‌شدند، و این خبر بزرگ را به ملت‌های خود نقل می‌نمودند.
ـ عزاداری آدم پیامبر (علیه‌السلام)
وقتی که آدم (علیه‌السلام) نظر به ساق عرش نمود و نام‌های مقدس پنج تن آل عبا (علیهم‌السلام) را مشاهده کرد، جبرئیل به او آموخت که آن اسم‌های مبارک را بر زبان بیاورد، پس چون عطر نام حسین (علیه‌السلام) در دهانش پیچید اشگش جاری گردید و دلش شکست، سؤال کرد: ای جبرئیل چرا در وقت ذکر این اسم، قلب من می‌شکند و اشکم جاری می‌شود؟ پس جبرئیل مصیبت آن حضرت را بیان نمود و فرشتگان حاضر، با آدم شنیدند و گریستند.
ـ عزاداری نوح پیامبر (علیه‌السلام)
چون کشتی نوح به گرداب کشتی اهل بیت (علیهم‌السلام), کربلا رسید به تلاطم افتاد و نوح از غرق شدن ترسید، جبرئیل نازل شد و قضیه‌ی کربلا را بیان نمود، نوح و اصحاب کشتی گریستند و بر قاتلش لعن کردند.
ـ عزاداری موسی و خضر (علیهما‌السلام)
زمانی که موسی با خضر در مجمع‌البحرین ملاقات نمود، گفتگوی از فضایل آل محمد (صلی الله علیه و آله) و مصیبتهای ایشان نمودند تا این که به قضیه‌ی امام حسین (علیه‌السلام) رسیدند، صدای ایشان به ناله و گریه بلند شد.
ـ عزاداری سلیمان (علیه‌السلام)
چون بساط سلیمان با عزت و جاه، بر فراز مقتل سیدالشهداء (علیه‌السلام) رسید، باد آن بساط را در هم پیچانید و به سوی زمین آورد، سلیمان باد را بر این حرکت مؤاخذه نمود، باد گفت: یا نبی الله این جا زمین شهادت سرور جهانیان است, و مصائب آن غریب و بی‌یاور را بیان کرد.
ـ عزاداری حضرت ابراهیم (علیه‌السلام)
وقتی که ابراهیم مأمور به ذبح پسر شد، ذبح عظیمی جایگزین اسماعیل گردید، خطاب آمد: ای ابراهیم جعمی که خود را از امت خاتم‌ الانبیاء (صلی الله علیه و آله) گمان می‌کنند، هر آینه فرزندش حسین (علیه‌السلام) را به ظلم و دشمنی مانند گوسفند خواهند کشت. و به این عمل مستحق غضب و سخط من می‌شوند. ابراهیم ناله‌ای کرد و دلشکسته گریست، وحی رسید: ای ابراهیم مصیبت فرزندت را به غم و اندوه بر حسین (علیه‌السلام) جایگزین نمودم، و درجات رفیعه‌ی اهل مصائب را از برای تو واجب کردم.
و این است تفسیر: « وَفَدَیْنَاهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ »
«قربانی بزرگی را جایگزین او کردیم».
ـ عزاداری اسماعیل (علیه‌السلام)
وقتی اسماعیل گوسفندان خود را به شریعه‌ی فرات فرستاد، شبانش او را خبر داد که گوسفندان چند روز است آب نمی‌آشامند، اسماعیل از خداوند سبب آن را سؤال نمود. خطاب آمد: از گوسفندان بپرس. سؤال کرد: شما را چه شده که آب نمی‌آشامید؟ به زبان فصیح گفتند: به ما خبر رسیده که حسین (علیه‌السلام) سبط محمد (صلی الله علیه و آله) در این جا با لب تشنه کشته می‌شود،‌ما به جهت حزن بر او آب نمی‌آشامیم.
ـ عزاداری زکریا (علیه‌السلام)
زکریا از خداوند خواست که اسامی ‌مقدس آل عبا (علیهم‌السلام) را تعلیم او نماید، جبرئیل او را تعلیم داد،‌ زکریا هر وقت آن اسما را ذکر می‌کرد غبار اندوه و غمش برطرف می‌شد و چون به نام حسین (علیه‌السلام) می‌رسید گریه راه گلویش را می‌گرفت و دلش به طپش می‌افتاد، عرض کرد: خدایا چرا وقتی نام آن چهار بزرگوار را ذکر می‌نمایم از همّ و غصه می‌رهم، و چون حسین (علیه‌السلام) را یاد می‌کنم اشکم می‌ریزد و دلم می‌سوزد؟ پس خداوند او را از قضیه‌ آن حضرت خبر داد.
ـ عزاداری عیسی (علیه‌السلام)
چون عیسی بن مریم با حواریین به سرزمین کربلا گذشت،‌آهوان گریانی را دید،‌بر این منظره همگی گریستند، پس حضرت مسیح، کربلا و امام حسین (علیه‌السلام) را بر ایشان معرفی نمود،‌و مدت طولانی گریست تا این که به صورت بر زمین افتاد و غش کرد.
ـ امام حسین (علیه‌السلام) مقتدای انبیاء (علیهم‌السلام)
پیامبرانی که به فجیع‌ترین صورت شهید شدند، به جهت آگاهی از عظمت مصیبت سیدالشهداء (علیه‌السلام) افتخار اقتدا به آن حضرت را داشتند.
مجالس سوگواری سیدالشهداء (علیه‌السلام) از مراحل پیش از ولادت در کنار پیامبر (صلی الله علیه و آله) آغاز شد و تا رحلت،‌‌ آن بزرگوار ادامه یافت، به گونه‌ای که شمارش آنها مشکل و غیر ممکن می‌نمود،‌چرا که از همان زمانی که ولادتش به پیامبر (ص) گزارش شد، شهادت افتخار آفرین او هم گزارش گردید که موج اندوه در دل او پدید آورد.
ـ پیامبر(ص) در کربلا
ام سلمه می‌گوید: شب هنگامی رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) از ما غایب شدند چون بازگشتند چهره‌ی مضطرب و گرد آلود داشتند در حالیکه دستشان را مشت کرده بودند، پرسیدم: یا رسول الله چرا این گونه پریشان احوال هستید؟ فرمود:‌ مرا به نقطه‌ای از عراق به نام کربلا بردند و در آنجا شهادتگاه فرزندم حسین (علیه‌السلام) و جمعی از فرزندان و اهل بیتم را به من نشان دادند. آنگاه حضرت, مقداری از خاک کربلا به ام سلمه سپرده و فرمودند هرگاه تبدیل به خون شد بدان حسینم را شهید نموده‌اند.
ـ عزاداری امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) در کربلا
ابن عباس می‌گوید: هنگام حرکت امیرالمؤمنین علیه‌السلام به سوی صفین من همراه آنحضرت بودم وقتی در ساحل فرات و دشت نینوا پیاده شدیم ، حضرت امیر علیه‌السلام به صدای رسا پرسید: « ابن عباس آیا این سرزمین را می‌شناسی؟» گفتم: نمی‌شناسم. فرمود: «اگر می‌دانستی اینجا کجاست تا همانند من نمی‌گریستی از آن نمی‌گذشتی», این را گفت و آنقدر گریست که سیلاب اشکش از محاسن شریف بر سینه‌ ریخت و ما نیز گریستیم...
ـ سوگواری حضرت فاطمه (سلام‌الله‌علیها)
مجلس عزای سیدالشهداء (علیه‌السلام) از سوی مادرش فاطمه (علیهااسلام) همه روزه در آسمانها بر پا می‌شود و در آن به شیوه مخصوصی بر او سوگواری می‌کنند. در این مجلس آسمانی ، دخت گرامی پیامبر از فراز آسمانها بر شهادتگاه فرزندش نظاره می‌کند و در سوگ او به گونه‌ای شیون می‌نماید که تمامی موجودات آسمانها و زمین و دریاها و فرشتگان سوگوار می‌گردند. آنگاه پیامبر گرامی (صلی الله علیه و آله) او را آرامش می‌بخشد, و او بر زائران و ارادتمندان و شیفتگان حسین علیه‌السلام دعا می‌کند
ـ امام صادق علیه‌السلام در عزای شهید کربلا
امام ششم علیه‌السلام از ابوهارون خواست تا همان گونه که خودشان بر حسین علیه‌السلام سوگواری می‌کنند در حضورش با مرثیه سرایی به سوگواری پردازد، او نیز ضمن اشعاری حزن انگیز گفت: امرر علی جدث الحسین فقل لاعظمه الزکیه بر شهادتگاه حسین(علیه‌السلام) گذر کن و به استخوانهای پاک و مطهرش بگو, صدای گریه امام علیه‌السلام بلند شد و ابوهارون از ادامه مرثیه خودداری کرد. همین گونه تا شروع به مرثیه می‌‌کرد سیلاب اشک, امام صادق علیه‌السلام را امان نمی‌داد تا سرانجام چنین ادامه داد : یا مریم قومی واند بی مولاک و علی الحسین فاسعدی ببکاک ای مریم ای بانوی بزرگ بپاخیز و بر سرورت حسین (علیه‌السلام) نوحه سرایی کن و مرا با نثار اشک و گریه در سوگواری بر سالار خوبان همنوایی نما . امام صادق علیه‌السلام خود به شدت گریست و خاندانش با شنیدن این جملات گریستند و فریاد «یا ابتاه» فضای خانه را پر کرد.

ـ ترسیم دعبل از مجلس عزاداری امام رضا علیه‌السلام
دعبل می‌گوید: روزهای عزای سالار شهیدان (علیه‌السلام) (محرم) محضر مولایم امام رضا علیه‌السلام شرفیاب شدم, ‌در حالیکه اصحاب, اطرافشان حلقه زده بودند, آنحضرت محزون و اندوهناک نشسته بودند. تا نظر حضرت بر من افتاد فرمود: «آفرین بر تو ای دعبل, مرحبا بر تو که ما را به دست و زبان یاری می‌‌کنی» و مرا در کنار خویش بنشاند و بعد از بیان عظمت عزاداری سیدالشهداء (ع) امر فرمود مرثیه‌ای در سوگ سالار شهیدان بخوانم, آنگاه برخاسته پرده‌ای آویخت تا زنان نیز بر جدمظلومش بر سر و سینه زده, بگریند. سپس فرمود: «ای دعبل شروع کن» و من با چشمانی اشکبار آغاز کردم:‌
افاطم لو خلت الحسین مجدلا و قدمـات عـطـشـانـاً‌بشـط فرات
اذا للـطـمت الخد فاطم عنده و اجریـت دمع العین فی الوجنات
ای دخت گرامی پیامبر (صلی الله علیه و آله)! اگر با چشم خود می‌دیدی فرزند گرامیت حسین (علیه‌السلام) با بدن قطعه قطعه و با لب تشنه در ساحل فرات جان داده, بر صورت می‌زدی و به سوگواری می‌پرداختی و باران اشک بر گونه‌ات جاری می‌ساختی.
سوگوار حقیقی
«لا بکین علیک بدل الدموع دما»
و این آخرین یادگار خاندان عصمت و طهارت ولی عصر و بقیه الله (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است که در مصیبت جد مظلومش می‌گوید: «اگر زمانه مرا به تاخیر انداخت ونبودم که جانم را فدایت و روحم را سپر بلایت کنم, شب و روز در عزای تو می‌گریم بطوری که اشک چشمم به خون مبدل می‌گردد» .




[ چهارشنبه 30 آذر 1390  ] [ 7:57 AM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

 

عاشورا دهم ماه محرم الحرام است که از دیر باز مورد توجه و احترام مردم بوده است.
ولى در فرهنگ شیعه به خاطر شهادت سومین پیشواى شیعیان و اصحاب او در سرزمین کربلا، این روز از جایگاه والایى برخوردار است. دهم ماه محرم با رخداد قیام سیدالشهداء (علیه السّلام) در بین امامان (علیهم السّلام) و دوستداران اهل بیت (علیهم السّلام) به عظیم‏ترین روزسوگوارى و ماتم تبدیل شد.(۱) پیشوایان معصوم (علیهم السّلام) همواره جهت زنده نگه داشتن یاد و خاطره عاشورا، شیعیان را به سوگوارى و عزادارى توصیه نموده و اثرات و ثمرات این شعایر را تشریح مى‏نمودند. راز این که ائمه هدى(علیهم السّلام) بر ماتم سرایى شهداى کربلا تأکید نموده‏اند این است که: اوّلاً دشمنان و مخالفان اهل بیت (علیهم السّلام) این روز را به جشن و سرور سپرى مى‏کردند و ثانیاً این عزادارى‏ها و سوگوارى‏ها اگر آگاهانه، خالصانه و سازنده باشد، دل صاحب عزا را با دل حماسه‏سازان دشت نینوا پیوند مى‏دهند و این ارتباط خود باعث ازدیاد معرفت و قرب به بارگاه ملکوتى خواهد شد.
امام صادق(علیه السّلام) در توصیف مصایب روز عاشورا این گونه فرمودند: «وَ اَمّا یَومَ عاشوراءَ فَیَومٌ اُصیبَ فیه الحُسین صریعاً بینَ اَصحابِهِ و اصحابُهُ حَولَهُ صَرعى عُراهٌ؛(۲) امّا روز عاشورا روزى است که در آن حسین(علیه السّلام) میان یارانش کشته بر زمین افتاد و یاران او نی ز اطراف او بر خاک افتاده و عریان بودند».
امام رضا(علیه السّلام) دراین‏باره مى‏فرماید: «من ترک السّعى فى حوائجه یوم عاشوراء قضى اللّه له حوائج الدّنیا و الآخره و من کان عاشوراء یوم مصیبته جعل اللّه عزّ و جلّ یوم القیامه یوم فرجه و سروره؛(۳) هر کس تلاش در رفع نیازهایش را در عاشورا به خاطر به پاداشتن عزا تر ک کند، خداوند حوایج دنیا و آخرتش را برآورده سازد و هر کس عاشورا را روز مصیبت خویش قرار دهد، خداوند تبارک و تعالى روز قیامت را روز شادى و خوشحالى او قرار مى‏دهد.»
هم چنین امام صادق(علیه السّلام) فرمودند: «انّ یوم الحسین اعظم مصیبهً من جمیع سائر الایّام؛(۴) روز شهادت امام حسین(علیه السّلام) سوزناک‏ترین روزهاست.»
در سیره اهل بیت عصمت و طهارت(علیهم السّلام) هرچه بیشتر تفحّص گردد، مشاهده مى‏شود که آن بزرگواران براى ترویج فرهنگ عاشورا و تطبیق آن بر مصادیقش بر اساس مقتضیات هر عصر، اهتمامى وافر و تأکیدى مصرّانه داشته‏اند.
امام باقر(علیه السّلام) در تعقیب این هدف و توجه دادن مردم به ستمى که بر اهل بیت(علیهم السّلام) روا شده، وصیّت مى‏کند تا ده سال در موسم حج در منى براى امام حسین(علیه السّلام) و همراهانش عزادارى کنند.
آن حضرت بودجه‏اى را براى چنین امرى اختصاص داد. عزادارى گروهى در ایام حج و سرزمین حسّاس منى، سؤالات معنا دارى را در اذهان ترسیم مى‏کند و این خود بهترین نوع مبارزه غیر مستقیم ائمه(علیهم السّلام) براى توجه دادن افکار عمومى بر ضد جنایات اموى بود.
ائمه هدى(علیهم السّلام) غیر از آن که قولاً و عملاً در سیره و رفتار خود در جهت برپایى مجالس سوگوارى براى اباعبداللّه(علیه السّلام) تأکید و اصرار داشته‏اند، از مردم خواسته‏اند که در این امر مهم کوتاهى نکنند و به آنان نوید داده‏اند که براى عزاداران حسینى پاداش بسیار ویژه‏اى در ن ظر گرفته شده است.
از منابع روایى چنین برمى‏آید هر کس بر مصایب ائمه خصوصاً امام حسین (علیه السّلام) بگرید و از این بابت محزون گردد:
۱- در روز جزاء با ائمه هدى(علیهم السّلام) محشور خواهد بود.
۲- حضرت سیدالشهداء (علیه السّلام) براى سوگوار خود از خداوند طلب آمرزش مى‏کند.
۳- عزادار اباعبداللّه(علیه السّلام) مصداق کسى است که در شادى اهل عترت شادمان و در حزن آنان اندوهناک و محزون است.
۴- در هنگام احتضار سوگوار اباعبداللّه(علیه السّلام)، ائمه هدى(علیهم السّلام) حاضر مى‏شوند و عزرائیل را به مراعات حال وى توصیه مى‏کنند به حدى که ملک الموت از مادر نسبت به او رؤوف‏تر است.
۵- سوگوار حماسه ساز عاشورا، از آب گواراى کوثر جرعه‏هایى مى‏نوشد و به میوه‏هاى جنّت متنعم مى‏شود.
۶- شفاعت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) شامل عزاداران امام حسین(علیه السّلام) مى‏شود.
۷- قبر ماتم دار کربلا نورانى است و از عذاب برزخى مصون مى‏باشد.
۸ - خداوند از این که عزادار امام حسین(علیه السّلام) را عذاب کند، پروا مى‏کند.
۹- سوگواران و زائران در پرتو عرش الهى در مجلس منوّر در محضر اباعبداللّه هستند.(۵)
_______________________________________________________
۱. ماهنامه مبلّغان، شماره ۳۹، ص ۷۱.
۲. اصول کافى، کلینى، ج ۴، ص ۱۴۷.
۳. عیون اخبار الرّضا، شیخ صدوق، ج ۱، ص ۲۹۸.
۴. همان، ص ۲۲۵.
۵. مجله پاسدار اسلام، شماره‏هاى ۲۶۷ و ۲۶۸(اسفند ۸۲ و فروردین ۸۳) ص ۲۹ - ۲۷، برگرفته از مقاله جارى با جرعه‏هاى عاشورا، غلامرضا گلى زواره.




[ چهارشنبه 30 آذر 1390  ] [ 7:57 AM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

برپا نگه داشتن نهضت حسینی
گریه کردن بر عزای امام حسین زنده نگه داشتن نهضت، زنده نگه داشتن همین معنا که یک جمعیت کمی در مقابل یک امپراطوری بزرگ ایستاد، دستور است.
اشک باارزش
اگر اشکی که ما برای او می ریزیم، درمسیر هماهنگی روح ما باشد، پرواز کوچکی است که روح ما با روح حسینی می کند. اگر ذره ای از همت او، ذره ای از غیرت او، ذره‌ای از حریت او، ذره ای از ایمان او، ذره ای از تقوای او، ذره ای از توحید او در ما بتابد و چنین اشکی از چشم ما جاری شود، آن اشک بی نهایت قیمت دارد. اگر گفتند: به اندازه بال مگس هم باشد یک دنیا ارزش دارد، باور کنید!! اما نه اشکی که برای کشته شدن حسین باشد، بلکه اشکی برای عظمت حسین باشد، برای شخصیت حسین باشد.اشکی که نشانه ای از هماهنگی با حسین بن علی و پیروی کردن از او باشد، بله، یک بال مگسش هم یک دنیا ارزش دارد[۱].
دلیل گریه شیعیان
از دلایل گریه شیعیان حضرت امام حسین(علیه‌السلام) در شهادت او، همین بستگی و پیوند ذاتی است. این واقعیت در روایتی از امام صادق(علیه‌السلام) بدین گونه آمده است که فرمود: «شیعیان ما از ما هستند، چرا که از سرشت ما خلق شده و به نور ولایت ما آمیخته، و به امامت ما دل خوش داشته و ما نیز به پیروی و دوستی آنان راضی هستیم.مصیبت های ما به آنان سرایت می کند و رنج و گرفتاری ما آنان را می گریاند و اندوه ما آنان را اندوهگین می سازد و نیز شادمانی و سرور ما آنان را شادمان می کند، ما نیز از حال آنان با خیر و با آنان هستیم و رنج و پریشانی آنان ما را رنجیده خاطر می سازد. آنان از ما جدا نمی شوند و ما نیز از آنان.»
آنگاه فرمود: «بار خدایا! شیعیان ما از ما هستند، پس هر کس مصیبت های ما را یاد کند و به خاطر بیدادگری هایی که در راه حق و عدالت بر ما رفت بگرید، خداوند چنین انسانی را به آتش دوزخ نمی سپارد.»[۲]
و از امیرمؤمنان(علیه‌السلام) است که فرمود: «ان اله تبارک و تعالی... اختارنا و اختار لنا شیعه ینصروننا و یفرحون لفرحنا و یحزنون لحزننا و یبذلون اموالهم و انفسهم فینا، اولئک منا و الینا؛[۳] خداوند ما را برای خود برگزید و برای ما شیعیانی برگزید که اهداف بلند ما را یاری می کنند، در شادمانی ما شادمان و در اندوه ما اندوهگین می گردند، جان و مال خویش را در راه آرمان های توحیدی ما نثار می کنند؛به راستی که آنان از ما هستند و به سوی ما می شتابند...»[۴]
در مجلس عزاداری امام صادق(علیه‌السلام)
امام صادق(علیه‌السلام) برای بزرگداشت شهادت حسین(علیه‌السلام) مجلسی برپا کرده بودند و در آن از ابوهارون خواست تا همان گونه که خودشان بر حسین(علیه‌السلام) سوگواری می کنند، در حضورش با مرثیه سرایی به سوگواری بپردازد که او نیز ضمن اشعاری حزن انگیز گفت:
امرر علی جدث الحسین                فقل لاعظمه الزکیه
بر شهادتگاه حسین(علیه‌السلام) گذر کن و به استخوان های پاک و مطهرش بگو...
... صدای گریه امام صادق(علیه‌السلام) بلند شد و ابو هارون ازادامه مرثیه خودداری کرد.
در حالی که او مرثیه سرایی می‌کرد، سیلاب اشک امام صادق(علیه‌السلام) راامان نمی داد تا سرانجام به دستور آن حضرت بندهایی از این قصیده را خواند که:
یا مریم قومی و اندبی مولاک                       و علی الحسین فاسعی بیکاک
ای مریم! ای بانون بزرگ! بپا خیز و بر حسین(علیه‌السلام) نوحه سرایی کن و مرا در نثار اشک گریه و سوگواری بر سالار خوبان همنوایی نما... .
امام صادق(علیه‌السلام) خود به شدت می‌گریستند و خاندانش با شنیدن این جملات گریستند و فریاد یا ابتاه... فضای خانه را پر کرد. [۵]
ویژگی چشم گریان
چشم گریان بر حسین(علیه‌السلام) از ارزش های والایی برخوردار است:
۱ محبوب ترین چشم ها در پیشگاه خداست. [۶]
۲ـ همه چشم ها در سخت ترین مراحل روز رستاخیز گریانند، مگر چشمی که بر حسین (علیه‌السلام) گریه کند، چنین چشمی با صاحبش خندان و به نعمت های پرارزش بهشت شادمان و بشارت داده می شود.[۷]
۳- در روز رستاخیز همه دیدگان به حوض کوثر تنها نظاره می کنند، اما دیدگانی که از آن برخوردار خواهند گشت و نظاره بهرورانه خواهند داشت، چشمانی هستند که برای حسین (علیه‌السلام) گریسته باشند.[۸]
خواص اشک بر حسین(علیه‌السلام)
قطرات اشکی که در سوگ امام حسین(علیه‌السلام) جاری می گردد، دارای خواص بسیاری است از آن جمله:
۱- محبوب ترین قطرات اشک در پیشگاه خداست.
۲- خاموش کننده آتش قهر خداست، به گونه ای که اگر قطره ای از آن در جهنم فرو افتد، آتش آن را خاموش خواهد ساخت.
۳- فرشتگان، قطرات اشک بر حسین(علیه‌السلام) را دریافت و در شیشه های مخصوصی جمع می کنند.[۹]
۴ـ این اشک ها را به خزانه داران بهشت می دهند تا با آب گوارای حیات، در بهشت برین آمیخته سازند و بدین وسیله شیرینی و گوارایی آن هزاران برابر آفزایش خواهد یافت.[۱۰]
۵ـ هر کار شایسته و هر چیزی پاداش ویژه و معلومی دارد، مگر پاداش نثار اشک بر حسین (علیه‌السلام) که بی نهایت و غیر قابل سنجش است.[۱۱]
نتیجه گریه بر حسین (علیه‌السلام) در قبر
منزل دوم انسان، قبر است جایی که شخص هرگز انس و سابقه از قبل ندارد. بسیار وحشتناک و هول آور است، به طوری که در کتاب «من لا یحضره الفقیه» روایتی است که می فرماید: وقتی که می خواهید جنازه‌ای را وارد قبر کنید او را ناگهان داخل نکنید. بلکه مستحب است که تا سه مرتبه از زمین بلند کنند و دو مرتبه بر زمین بگذارند «فان للقبر اهوالا!!» به درستی که برای قبر ترس هایی است.
آن قدر سخت است که حضرت سجاد می فرماید: «... ابکی لظلمه قبرین ابکی لضیق لحدی، ابکی لسؤال منکر و نکیر ایای...»[۱۲]
شیخ شوشتری از روایات این طور استفاده کرده که اگرکسی مؤمنی را شاد کند هنگامی که او را دفن کردند، صورتی نورانی همراهش در قبر جای گیرد و گوید من همان سروری هستم که در دل فلان مؤمن وارد کردی،  پس اگر کسی مؤمن غمناکی را شاد کرد، اسباب شادی اش در قبر فراهم می گردد.
سپس شیخ می فرماید: اگر کسی مؤمن کامل الایمانی را شاد کند، چطور است؟ اگر آن شخص پیغمبر و امام باشد چطور؟
آن وقت می فرماید: کسی که برحسین گریه کند، پیغمبر را شاد کرده، امیرالمؤمنین را شاد کرده، زهرا را شاد کرده، خوش به سعادت چنین شخصی در قبر. [۱۳]
این همه اثر برای یک قطره اشک
ممکن است برای بعضی ای توهم پیش آید که برای یک قطره اشک چطور می شود این همه آثار عظیمه مترتب شود یک قطره آب شور که این همه اهمیت ندارد. منشأ اشکال و شبهه در ایناست که این ها خیال می کنند این اجرها مستقیما برای این قطره اشک است، غافل از این که مزد حسین(علیه‌السلام) است، این‌ها اجر اشک تو نیست، بلکه اجر خون ابی عبدالله است، هر چه هم بیشتر از این هاعطا شود، باز در مقابل عمل حسین(علیه‌السلام) چیزی نیست.[۱۴]
حجم عظیم پاداش گریه کردن بر حسین (علیه‌السلام)
مشخص شد که با وجود معلوم بودن حجم و اندازه پاداش هر کار شایسته ای در روایات، چگونه حجم عظیم پاداش سوگواری و گریه خالصانه بر حسین (علیه‌السلام) غیر قابل سنجش است.
اینک، مبادا که این حجم پر شکوه و خواص و فضایل بر این کار به ظاهر اندک، شما را شگفت زده سازد و آن ها را بسیار پنداری و از این راه دچار لغزش گردی، چرا که این پاداش شکوهمند به خاطرگریه و گریه کننده در سوگ حسین (علیه‌السلام) نیست، بلکه در حقیقت برای خود حسین (علیه‌السلام) و در برابر فداکاری و ایثار و جهاد بی نظیر او در راه خداست و اگر این نکته ظریف و عمیق آن چنان که شایسته است، مورد تعمق قرار گیرد نه حجم عظیم پاداش سوگواری بر حسین درنظر کسی بسیار می نماید و نه باعث شگفتی می شود.
در زندگی فرانروایان سخاوتمند، بسیار شنیده شده است که در برابر خدمت ناچیز یا قصیده ستایش آمیزی به بخشش های شگفت آوری دست می یازند. [۱۵] گریه حیوانات وحشی بر امام حسین (علیه‌السلام)
شیخ بزرگوار ابوالقاسم جعفر بن قولویه قمی (قدس سره) از حارث اعور روایت کرده است که: امام علی (علیه‌السلام) فرمودند: پدر و مادرم فدای حسین که در ظهر عاشورا به شهادت رسید، به خدا قسم، گویی می بینم که حیوانات وحشی ازهر نوعی گردن کشیده اند و بر سر مزار او شب تا صبح گریه می کنند، فاذا کان کذلک فایاکم و الجفاء.
همچنین امام باقر (علیه‌السلام) فرمودند: آدمیان و اجنه، مرغان و حیوانات وحشی، همگی بر امام حسین (علیه‌السلام) گریه کردند تا آنجایی که اشک آن ها فرو ریخت.
فضیلت گریه بر اهل بیت(علیهم السلام)
امام حسین (علیه‌السلام) فرمودند: «از دیدگان هیچ بنه ای در راه ما (خاندان نبوت علیهم اسلام) اشکی نمی چکد یا سرازیر نمی شود مگر آنکه خدای سبحان، او را به خاطر آن، چندین سال در بهشت جای می دهد.»
احمد بن یحیی گوید: امام حسین (علیه‌السلام) را در خواب دیدم، از حضت (علیه‌السلام) پرسیدم: از شما نقل شده که فرموده ای : «از دیدگان هیچ بنده ای در راه ما خاندان نبوت (علیهم السلام) اشکلی نمی چکند یا سرازیر نمی شود مگر آن که خدای سبحان، او را به خاطر آن، چندین صد سال در بهشت جای می دهد» [آیا درست است؟] فرمودند: «آری».
عرض کردم: (پس در نقل این حدیث) میان من و شما واسطه ها از بین رفت. [۱۶]
تقدس اشک در مصیبت امام حسین(علیه‌السلام)
به اشک هایی که نثار امام حسین (علیه‌السلام) می گردد و در مجالس سوگ او ریخته می شود، بهای خاصی داده شد به گونه ای که فرشتگان آن ها را جمع می کنند و به خزانه داران بهشت می دهند تا با آب گوارای حیات، در هم آمیزند.[۱۷]
به مسیر جریان اشک های جاری بر آن حضرت نیز، احترام خاصی شد به طوری که نه گرد و غبار ذلت بر آن ها خواهند نشست و نه اندوه و غم. [۱۸]
گریه کاینات
از جمله صفات خداوند، این است که: در کران تا کران هستی موجودی نیست جز این که او را به پاکی می ستاید:
«وان من شیء الا یسبح بحمده»[۱۹]
و پرتوی از این ویژگی به امام حسین (علیه‌السلام) آن است که همه موجودات بر مصیبت و شهادت او می گریند؛ اما ما گریه آن ها را در نمی یابیم همانگونه که ستایش و تسبیح موجودات را.
به علاوه گریه،تنها جریان یافتن اشک از دیدگان نیست، بلکه گریه هر موجودی متناسب با موجودیت و وضعیت آن است و همان گونه که در روایات آمده است: «گریه آسمان ها به ظهور قطرات خون، گریه ماهیان دریا به خروج آن ها از آب، گریه هوا به تیره و تار شدن آن، گریه خورشید و ماه به گرفتگی آن ها و گریه زمین آن بود که هر سنگی جا به جا می شد، زیر آن قطرات خون نمودار بود.»[۲۰]
گریستن نیزه و شمشیر
یکی از اندیشمندان می گوید:
کل انکسار و خضوع له     و کل صوت فهو نوح الهواء
هر احساس همدردی و خضوع برای اوست و هر صدایی، صدای نوحه سرایی در شهادت اوست.
تا آنجایی که همان شمشیرها و نیزه ها و تبرهایی که در کشتن و ریختن خون پاک او به کار گرفته شدند نیز، بر او گریستند. همان گونه که این مطلب در قصیده همان اندیشمند بزرگ آمده است، که می سراید: شمشیر گلوی آن حضرت را می برید و گریان بود و نیزه بر پا ایستاده و سر فرود آورده شیون می کرد و تیر بر پیکرش می نشست و  می گریست و نیزه سر مقدس او را برافراشته و ناله می کرد.[۲۱]
من شهید اشک های جاری ام
شیخ شوشتری می فرماید: با نگرش به ویژگی های امام حسین (علیه‌السلام) دیدم خودش فرموده است که: من «شهید اشک های جاری هستم، یاد و نام من نزد هیچ انسان با ایمان برده نمی شود، جزاینکه طوفانی از حزن و اندوه دردلش پدیدار می گردد و بر آنچه بر من، در راه حق و عدالت رسیده، می گرید.»[۲۲][۲۳]
پاداش گریستن بر امام حسین (علیه‌السلام)
ابن قولویه به سند معتبر از مسمع کردین روایت کرده است که: خدمت امام صادق(علیه‌السلام) بودم، آن حضرت به من فرمودند: ای مسمع! تو عراقی هستی، آیا به زیارت قبر جدم حسین (علیه‌السلام) می روی؟
گفتم: نه؛ زیرا من از افراد معروف بصره هستم و در نزدیکی ما عده ای هستند که پیرو خلیفه اند و ما دشمنان زیادی از ناصبیان و غیر آن ها داریم؛ من می ترسم که آن ها نزد والی از من سخن چیزی کرده و ایشان به من ضرر برسانند.
امام صادق(علیه‌السلام) فرمودند: آیا به خاطر می آوری مصایبی که بر حسین (علیه‌السلام) وارد آمد؟
گفتم: آری!
حضرت فرمودند: آیا در مصیبت حسین ناله سر می دهی؟
گفتم: آری! تا اندازه ای گریه و زاری می کنم که اهل خانه نیز از گریه من اندوهگین و تا حدی غذا نمی خورم که از حالت من آثار مصیبت آشکار می گردد.
امام فرمودند: خداوند بر گریه ات رحم نماید! ای مسمع! همانا تو از کسانی هستی که در مصیبت ما غمگینی و در شادی ما شاد و جزو کسانی می باشی که در اندوه ما اندوهگین، در ترس ما هراسناک و در ایمنی ما ایمن اند.
به زودی به هنگامه مرگ پدران مرا می بینی که نزد تو حاضر شده اند و به عزرائیل در مورد تو سفارش می کنند و به تو مژده ها و بشارت هایی می دهند که دیده ات روشن گردد و خشنود شوی و عزرائیل از مادر نسبت به تو مهربان تر از مارد خواهد بود.
در این موقع که امام گریه کردند، من هم گریه کردم.[۲۴]
برپایی مجلس عزا توسط امام صادق(علیه‌السلام)
وجود گرامی حضرت امام صادق(علیه‌السلام) دردهه عاشورا، هرگز شادمان دیده نشد.
حضرت رضا(علیه‌السلام) در تمام این روزهای دهگانه، اندوهگین و دل شکسته با چهره ای گرفته، در محفلی که خود برپا ساخته بود، همراه فرزندانش می نشست و بانوان حرم نیز پشت پرده قرار می گرفتند و هر کس وارد می شد اگر توانایی اداره مجلس و مرثیه سرایی داشت بدو امر می فرمود تا در رثای حسین (علیه‌السلام) و فاجعه دلخراش عاشورا بخواند؛ همانگونه که در مورد دعبل خزایی شاعر با اخلاص و دانشمند شیعه آمده است.
هرگاه کسی برای اداره مجلس و مرثیه سرایی و بیان فاجعه عاشورا، حاضر نبود خود آن حضرت، مصیبت حسین(علیه‌السلام) را یاد می کرد و می گریست؛ همان گونه که در روایتی آمده است که روز اول محرم، ریان، بر آن حضرت وارد شد، حضرت بدو فرمود: «ریان! اگر برای فاجعه ای  گریان شدی برای حسین اشک بریز، چرا که آن حضرتبه دست شقاوت پیشگان اموی، بسان قوچی که ذبحش می کنند، سر بریده شد و به همراه حسین، هیجده نفر از والاترین خاندانش به شهادت نائل آمدند.»[۲۵]
ثمره گریه بر امام حسین(علیه‌السلام)
در روایت آمده است که : «من ابکی او ابکی او تباکی وجبت له الجنه؛[۲۶] کسی که بر فاجعه غمبار عاشورا بگرید، یا با گفتار سنجیده دیگران را بگریاند، یا همرنگ و همگون با عزاداران حسینی گردد، بهشت خدا بر او زیبنده است.»[۲۷]
نوشیدن آب به یاد لب تشنه حسین(علیه‌السلام)
ابن قولویه با سند معتبر از داوود رقی روایت کرده است که او گفت: روزی خدمت امام صادق(علیه‌السلام) نشسته بودم، آن حضرت آب طلبید، هنگامی که آب را نوشیدند، شروع به گریستن نمودند و فرمودند: ای داوود! خداوند لعنت کند قاتل حسین بن علی(علیه‌السلام) را.
سپس فرمودند:هر کس آب بنوشد و به یاد حسین (علیه‌السلام) بیافتد و قاتلین آن حضرت را لعنت نماید، خداوند صد هزار حسنه برای او ثواب می نویسد و صد هزار گناه او را می پوشاند و صد هزار درجه او را بالا می برد و پاداش کسی را دارد که صد هزار بنده را در راه خدا آزاد کرده باشد و روز قیامت با دلی شاد وارد صحرای محضر می گردد.[۲۸]
شعر در مدح و رثای اهل بیت (علیهم السلام)
امام صادق(علیه‌السلام) فرموده است: «من قال فینا بیت شعر، بنی الله له بیتا فی الجنه؛ کسی که یک بیت شعر درباره ما بگوید، خداوند برای او خانه ای در بهشت بنا می کند.»[۲۹]
و نیز آن امام به حق ناطق فرموده است: «من انشد فی الحسین(علیه‌السلام) بیتا من شعر فبکی او تباکی فله الجنه؛[۳۰] کسی در ماتم سالار شهیدان امام حسین (علیه‌السلام) بیتی سرود، پس گریست (اگر فعل «بکی» از تبکیه باشد، بدین معنی است که دیگران را به گریه برانگیخت)، و یا خود را به گریه زد، مر او را بهشت است.»[۳۱]
پاداش نثار یک قطره اشک
با نگرش به روایاتی که در مورد پاداش گریه مخلصانه و عارفانه بر حسین (علیه السلام آمده است.[۳۲] و با نگرش بر این واقعیت که نثار یک قطره اشک با اخلاص و عرفان بدان حضرت، پاداش نهایت ناپذیری خواهد داشت و آن چه نهایت ناپذیر باشد، هر آن چه از آن برداشته شود، پایان نخواهد پذیرفت، امید به نجات، جایگزین وحشت و اضطراب گردید.[۳۳]
اشک با معرفت
از چیزهایی که ارزش عمل را از نظر کیفیت بالا می برد معرفت است.
چرا در باب زیارات این قدر آمده است که مثلا «من زار الحسین (علیه‌السلام) عارفا بحقه...» هر کسی که امام را زیارت کند به شرط این که او را بشناسد چنین و چنان است؟ زیرا اساس شناخت است.
اینکه بعضی از اشخاص شبهه می کنند که یک قطره اشک برای امام حسین(علیه‌السلام) مگر می تواند آنقدر ارزش داشته باشد، پاسخ این است که گاهی ممکن است انسان آنقدر برای امام حسین (علیه‌السلام) بگرید که اگراشک همه عمر را جمع کنند یک استخر بشود و هیچ ارزشی هم نداشته باشد. ولی یک انسان ممکن است به اندازه یک بال مگس برای امام حسین (علیه‌السلام) اشک بریزد که ارزشش از آن استخر اشک دیگری خیلی بیشتر باشد. [۳۴]
--------------------------------------------------------------------------------
[۱] - حماسه حسینی: ج ۱، ص ۸۱.
[۲] - بحارالانوار: ج ۵۱، ص ۱۵۱.
[۳] - بحارالانوار: ج ۱۰، ص ۱۴۴.
[۴] - ویژگی های امام حسین(علی السلام): ص ۲۹۳.
[۵] - بحارالانوار: ج ۴۴، ص ۲۸۷.
[۶] - بحارالانوار: ج ۴۵، ص ۲۰۶ و ۲۰۷.
[۷] - بحارالانوار: ج ۴۴، ص ۲۹۳.
[۸] - بحارالانوار: ج ۴۴، ص ۲۸۹ و ۲۹۰.
[۹] - منتخب طریحی: ج ۲، ص ۱۴۰.
[۱۰] - بحارالانوار: ج ۴۴، ص ۳۰۴ و ۳۰۵.
[۱۱] - بحارالانوار: ج ۴۴، ص ۲۸۷.
[۱۲] - مفاتیح الجنان: دعای ابوحمزه ثمالی.
[۱۳] - سیدالشهداء(علیه‌السلام)، شهید دستغیب: ص ۷۶.
[۱۴] - سیدالشهدا(علیه‌السلام)، شهید دستغیب: ص ۷۹.
[۱۵] - ویژگی های امام حسین (علیه‌السلام): ص ۴۲۱
[۱۶] -فرهنگ جامع سخنان امام حسین (علیه‌السلام): ص ۷۲۳.
[۱۷] - بحارالانوار: ج ۴۴، ص ۳۰۵.
[۱۸] - بحارالانوار: ج ۴۴، ص ۲۸۱.
[۱۹] - اسراء، آیه ۴۴.
[۲۰] - تهذیب التهذیب: ج ۲، ص ۳۵۵.
[۲۱] - خصائص الحسین(علیه‌السلام): ص ۸۱.
[۲۲] - بحارالانوار: ج ۴۴، ص ۲۸۴، ح ۱۹.
[۲۳] - خصائص الحسین(علیه‌السلام): ص ۵۴.
[۲۴] - منتهی الآمال: ص ۶۸.
[۲۵] - امالی شیخ صدوق: ص ۷۹، مجلس ۲۷.
[۲۶] - بحارالانوار: ج ۴۴، ص ۲۸۸، ح ۲۷، با اندک تفاوتی.
[۲۷] - ویژگی های امام حسین (علیه‌السلام): ص ۵۷.
[۲۸] - منتهی الآمال: ص ۷۱.
[۲۹] - سفینه البحار: ماده «بیت»، ج ۱، ط ۱، ص ۱۱۶.
[۳۰] - سفینه البحار: ماده «بیت»: ج ۱، ط ۱، ص ۱۱۶.
[۳۱] - نامه ها و برنامه ها: ص ۲۶۸ و ۲۶۹.
[۳۲] - بحارالانوار: ج ۴۴، ص ۲۷۶.
[۳۳] - ویژگی های امام حسین (علیه‌السلام): ص ۶۲.
[۳۴] - آشنایی با قرآن: ج ۸، ص ۱۴۰.

 




[ چهارشنبه 30 آذر 1390  ] [ 7:57 AM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

از آنجا که در فرهنگ عاشورا، گزاره‌ها و آموزه‌های تربیتی و اخلاقی موج می‌زند آثار متعدد و بی‌شماری نیز بر روح و روان و رفتار انسان دارد. عزداری امام حسین(علیه‌السلام) که هر ساله در ایام محرم و صفر به اوج خود می‌رسد سبب ترویج و تقویت فرهنگ عاشورا و به تبع آن رشد آموزه‌های تربیتی این فرهنگ متعالی در بین افراد جامعه است،

از این رو در این نوشتار کوتاه برآنیم تا به بررسی آثار تربیتی عزاداری امام حسین(علیه‌السلام) بپردازیم

الف) ایجاد فضای معنوی
معنویت و فضای معنوی، نیاز همیشگی انسان‌هاست. عزداری برای سیدالشهدا(علیه ‌السلام) یکی از برترین فضاهای معنوی و روحانی را برای انسان آماده می‌سازد. به هم پیوستگی عاطفی انسان‌هایی که عشق یک دلدار را فریاد می‌زنند، اعمال مشترکی را به صورت هماهنگ انجام می‌دهند، رو به سوی یک محبوب دارد و او را الگوی خویش می‌شناسند، چنان معنویتی را به وجود می‌آورد که در جاهای دیگر کمتر مشاهده می‌کنیم.

ب) تزکیه نفس و پالایش روح
یکی از آثار عزاداری امام حسین(علیه‌السلام) زدودن نفس از زشتی‌ها، پالایش روح از رذایل اخلاقی است؛ چرا که عاشورا دو صحنه دارد، صحنه زشتی‌ها و رذیلت‌ها و صحنه زیبایی‌ها و خوبی‌ها.

از آنجا که در عزاداری‌ها، هر دو صحنه بیان می‌شود و به ویژه صحنه زشتی‌ها و جفاکاری‌های سپاه یزید از آن رو که مظلومیت بیش‌تری را در تنور حادثه می‌دهد، بیش‌تر بیان می‌گردد، ناخودآگاه سبب انزجار روحی افراد از خصایص ناپسند همچون ظلم، قتل، کشتار، درنده خویی، نقض عهد، دورویی و نفاق و... خواهد شد و این یعنی همان پالایش روحی و تزکیه اخلاقی.

ج) کسب فضایل اخلاقی
صحنه‌های اصلی و اساسی حادثه عاشورا که کم‌تر به آن پرداخته می‌شود، صحنه‌ آفرینش زیبایی‌های اخلاقی، رفتاری و عرفانی است.

در مجالس عزاداری امام حسین(علیه‌السلام) با یادآوری این صحنه‌ها، انسان عزادار به سمت و سوی کسب این فضایل تشویق می‌شود و به خصوص در محیط معنوی‌ که قرار می‌گیرد، آمادگی‌اش فزونی می‌یابد.

در این مجالس، از رضا، تسلیم و توکل امام حسین(علیه‌السلام) در آخرین لحظات حیات، شجاعت و رشادت حضرت عباس(علیه‌السلام) و وفاداری و ادب او، صبر زینب کبری(علیها السلام) حماسه آفرینی مادر وهب، شهادت طلبی قاسم(علیه‌السلام).

توبه حر، نماز اول وقت امام حسین(علیه‌السلام) و یارانش در معرکه جنگ و... یاد می‌شود و با شعر و سخن حزن انگیز و مرثیه‌های کربلایی، در ذهن انسان نقش می‌بندد. فضایل اخلاقی به او آموخته در ذهنش متجسم می‌شود. در نتیجه، به او تلقین می‌گردد که مسیر سعادت چنین است. از این رو، خود را در محیطی مناسب برای رشد فضایل اخلاقی می‌بیند.

د) کسب آرامش و دفع آلام درونی
انسان‌ها در طول زندگی خود، دچار دردها‌، رنج‌ها و مشکلاتی می‌شوند که روح، روان و درون آن‌ها را متأثر می‌سازد و غم و اندوه و گاه دست از کار کشیدن و وادادگی در عرصه زندگی، نتیجه این دردها و رنج‌هاست.

مراسم عزاداری امام حسین(علیه‌السلام) به عنوان یکی از مهم‌ترین مناسک مذهبی سبب ایجاد آرامش و تسکین درونی در افراد می‌شود. البته این مسأله از دو بعد قابل بررسی است، بعد اول آن است که ذات این مراسم و آیین‌های مذهبی به انسان آرامش و طمأنینه می‌دهد.

بعد دوم آن است که انسان در این مراسم عزاداری، دردها و رنج‌هایی را که امامان و پیشوایان دینی او در زندگی خویش در راه دین خدا کشیده‌اند می‌شنود و می‌بیند که مراتبی بس افزون از درد‌های اوست. این مسأله موجب می‌شود که حزن واندوهش در نظرش کوچک و حقیر آید و آن را فراموش کند و بر اندوه و غم اهل بیت پیامبر(علیهم‌السلام) بگرید.




[ چهارشنبه 30 آذر 1390  ] [ 7:57 AM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

در روایات متعدد و اخبار بسیارى آمده هنگامى که حضرت امام حسین علیه‌السلام به شهادت رسیدند و چراغ هدایت شکسته و کشتى نجات به دریاى خون نشست آسمان گریست و خون بارید و خورشید شفق‌گون شد و عالم وجودچهره، عزادار به خود گرفت.
آنچه فراروى شماست مختصر توضیحى است بر چگونگى عزادارى عالم وجود از انسان و جن و ملک وحیوانات و گیاهان و جمادات.
نخست باید گفت که تمام ذرات این عالم حتى جمادات داراى درک و شعورند خاصیت اثرپذیرى و اثر بخشى دارند و این مطلب از جهت علمی، مسلم و از جهت آیات و روایات نیز روشن است به عنوان نمونه همین ضبط صوت یا فیلم و عکس، داراى گیرندگى و فرستندگى هستند که صوت یا تصویر را بر روى خود جذب نموده و در شرائط خاصى تحویل می‌دهند یا سلولهاى هوا طورى هستند که وقتى صدایى از انسان یا هر چیز دیگر تولید می‌شود آن را می‌گیرند و به یکدیگر تحویل می‌دهند و تا آنجا که صدا می‌رسد دائماً‌ دسته‌اى سلولها،‌صوت را می‌گیرند و به سلولهاى بعدى می‌سپارند که اگر این حالت گیرندگى و فرستندگى در سلولهاى هوا وجود نداشت هرگز صداى ما به هیچ جا نمی‌رسید و اصلا صوت تولید نمی‌شد.
دانشمندان گویند: تمام صداهاى تولید شده، در هوا موجودات و حتى اگر انسان بتواند دستگاهى بسازد که قابلیت گرفتن و انعکاس صوت را داشته باشد می‌تواند تمام صداها و کلمات و صحبتهایى را که قرنها پیش اتفاق افتاده است بگیرد و منعکس کند زیرا تمام آن اصوات در وجود هوا موجود و محفوظ و مضبوط است. و ذرات هوا آنها را در دل خود نگه داشته است. بنابراین جمادات نیز در میزان خودشان درک و فهمى دارند لکن اگر انسان دیده حق بین و ملکوتى داشته باشد می‌تواند بدون هیچ وسیله‌اى صداهاى ضبط شده بر جمادات را بشنود. آنان این صداها را درک کرده و بعد پس می‌دهند.
در آیه‌شریفه قرآن نیز به این حقیقت اشاره شده است:‌« تُسَبِّحُ لَهُ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَالأَرْضُ وَمَن فِیهِنَّ وَإِن مِّن شَیْءٍ إِلاَّ یُسَبِّحُ بِحَمْدَهِ وَلَـکِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ »
آسمانهاى هفتگانه و زمین و کسانى که در آنها هستند همه تسبیح او می‌گویند و هر موجودى تسبیح و حمد او می‌گوید ولى شما تسبیح آنها را نمی‌فهمید.»
آری!‌کسانى که پرده‌هاى حجاب دنیوى نمی‌تواند در برابر چشمان آنان مانعى ایجاد نماید به دیده‌اى ملکوتى می‌بینند آنچه را دیگران در نمی‌یابند و می‌شنوند آنچه را دیگران درک نمی‌کنند.
حضرت امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید: « انّا لنرى انّ تنقض الجدار هو تسبیحه »
« ما می‌بینیم صدایى که از شکاف دیوار بلند می‌شود همان تسبیح اوست»
قرآن کریم: « أَلَمْ تَرَأَنَّ اللَّهَ یُسَبِّحُ لَهُ مَن فِى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالطَّیْرُ صَافَّاتٍ کُلٌّ قَدْ عَلِمَ صَلَاتَهُ وَتَسْبِیحَهُ »
«‌ آیا ندیدى تمام آنان که در آسمانها و زمینند براى خدا تسبیح می‌کنند و همچنین پرندگان به هنگامى که به فراز آسمان بال گسترده‌اند؟! هر یک از آنها نماز و تسبیح خود را می‌داند»
چنانچه از این آیه شریفه استفاده می‌شود هر چیز تسبیح خدا می‌گوید حتى پرندگان و حتى براى آنان نمازى هست که خوب بدان آگاهند، به ذکر خدا و نماز مشغول می‌شوند.
حضرت اما صادق علیه‌السلام می‌فرماید: « رسول خدا صلى الله علیه و آله نهى فرمودند از اینکه در صورت چهارپایان داغ و علامت گذارى کنند یا با تازیانه به صورت آنان بزنند چرا که آنان تسبیح خدا و حمد الهى بجا می‌آورند.»
و نیز آن حضرت فرمودند:‌ «هیچ پرنده‌اى در دریا یا خشکى شکار نمی‌شود و هیچ حیوان وحشى صید نمی‌گردد مگر اینکه تسبیح گفتن خویش را ضایع نموده است.»
البته گاهى به اعجاز،‌ گوش دیگران نیز صداى تسبیح و حالت ملکوت اشیاء را می‌شنود و درک می‌کند. چنانچه از ابن عباس نقل شده که فرمانروایان حضرموت بر نبى اعظم اسلام صلى الله علیه و آله و سلم وارد شده گفتند: چگونه بدانیم تو رسول خدایی؟ آن حضرت یک کف از سنگریزه‌ها برداشته فرمودند:‌اینها شهادت می‌دهند که من فرستاده خدایم در آن هنگام سنگریزه‌ها در دست حضرت،‌ تسبیح گفته و شهادت به رسالت آن جناب دادند.
قرآن کریم درباره سنگها چنین می‌فرماید:‌ «... وَإِنَّ مِنَ الْحِجَارَهِ لَمَا یَتَفَجَّرُ مِنْهُ الأَنْهَارُ وَإِنَّ مِنْهَا ... وَإِنَّ مِنْهَا لَمَا یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَهِ اللّهِ »
« پاره‌اى از سنگها می‌شکافد و از آن نهرها جارى می‌شود و پاره‌اى ... و پاره‌اى از خوف خدا ( از فراز کوه) به زیر می‌افتد.»
آری!‌ سنگها نیز فهم و درکشان به حدى است که از عظمت پروردگار خویش، خائف و هراسان‌اند.
پس اکنون اگر در تاریخ آمده که جمادات در هنگام شهادت سید شهیدان علیه‌السلام گریستند جاى تعجب و انکار نیست که آمده:‌چون شمر لعین سر مطّهر از بدن حضرتش جدا ساخت زمین لرزید و آسمانها تاریک شد و قطراتى از خون بارید و منادى از آسمان ندا کرد:‌ به خدا قسم امام فرزند امام کشته شد به خدا قسم حسین بن على بن ابیطالب کشته شد پس غبار غلیظ سیاهى برخاست که باد سرخ به همراه داشت. هیچ چشمى و اثرى در آن دیده نمی‌شد. لشگریان گمان بردند عذاب نازل شده، ساعتى اوضاع،‌اینگونه بود و سپس رفع شد.
در خبرى آمده: « لما قتل الحسین علیه‌السلام مطرت السماء مطراً کالدم احمرت منه البیوت و الحیطان »
« هنگامى که (حضرت امام) حسین علیه‌السلام کشته شده آسمان بارانى چون خون بارید که خانه‌ها و دیوارها به وسیله آن سرخ شد.»
در خبرى دیگر آمده: « انّ الشّمسَ کانت حَمراء کانَّها دم عبیط»
«خورشید چنان قرمز گشت که گویى خون تازه است»
و در روایتى دیگر: « انّه لمّآ مضی الحسین بکت علیه السموات السبع و ما فیهنّ‌ و الارضون السبع و ما فیهنّ و ما بینهنّ و ما ینقلب فی الجنه و النار من خلق ربنا و مایری و ما لایری الا البصره و دمشق و آل عثمان »
« آن هنگام که حسین(علیه‌السلام) به شهادت رسید هفت آسمان و آنچه در آن است و زمینهاى هفتگانه و هرچه در آنهاست و آنچه مابین آسمانها و زمین است و هر آفریده خدا در بهشت و جهنم و آنچه دیده می‌شود و آنچه دیده نمی‌شود بر او گریستند مگر بصره و دمشق و آل عثمان»
آری! غیر از این سیه روزان وارونه بختان که به کشتن عزیز پیامبر، شادمان بودند، همه چیز محزون و گریان بود.
البته باید توجه داشت که گریه هر چیزى به حسب حال و میزان خود آن چیز است. گریه جنّ و پرندگان و وحوش و هرچه چشم بینا دارد مانند گریه انسان است چنانچه در روایات آمده: « بکت الانس والجنّ و الطیر و الوحوش علی الحسین بن علی علیه‌السلام حتی ذرفت دموعها»
« انس و جن و پرندگان و حیوانات وحشى بر حسین بن على علیهما‌السلام گریستند که اشکهاشان جارى شد.»
امیرالمومنین علیه‌السلام می‌فرماید:‌ « پدر و مادرم فداى حسین که در پشت کوفه کشته می‌شود. به خدا قسم گویا می‌بینم که وحوش،‌گردنهاى خود را بر قبر او کشیده و انواع حیوانات وحشى بر او گریه و عزادارى می‌کنند تا صبح شود پس اکنون که چنین است مبادا شما جفا کنید»
از روایات چنان می‌نماید که فرشتگان نیز گریه می‌کنند ولى به گونه‌اى لطیف‌تر و نورانی‌تر و حوریان و غلامان عالم قدس نیز چنین‌اند.
و جهنم نیز گریست: « فتزفر جهنّم زفره»
« جهنم چنان شعله ور شد که اگر خازنین آن مهیا نبودند و درهاى آن را محکم نگاه نمی‌داشتند دود و سیاهیش اهل دنیا را در کام خود می‌کشید و آنان را می‌سوزاند.»
ترسم جزاى قاتل او چون رقم زنند یکباره بر جریده‌ رحمت قلم زنند
و گریه دریاها به متلاطم شدن و بالا گرفتن امواج سهمگین آن و خورشید و ماه و ستارگان به خسوف و گرفتگى و سرخ فام شدن است و هر چیز به حساب خود گریه بر عزیز زهرا داشته و دارد.
پس اى عزیز !‌بیا تا ما از جمادات و وحوش بیابان کمتر نباشیم بیا تا همسان با ذرات عالم وجود و هماهنگ با تمام آفرینش شویم. مبادا در ایام شهادت عزیز فاطمه علیها‌السلام حال ما حال انسانهاى بى درد و مهر و عاطفه و احساس باشد. نکند ما نیز چون آل امیّه و دودمان عثمان در ایام سوگوارى امام زمان علیه‌السلام مشغول تفریح و جشن و پایکوبى و سرور و شادمانى باشیم مبادا در این روزها و شبها به جاى نواى ملکوتى نوحه و صداى رثاء از خانه‌ها و اتومبیلهامان صداى موسیقى و آواز آوازه‌خوانان برخیزد. که روز ظهور وارث عاشورا و کربلا و آخرین یادگار حضرت زهرا علیهاالسلام در پیشگاهش سرافکنده و شرمسار باشیم و در روز واپسین که خوبان زیر لواى شفاعت رسول الله صلى الله علیه و آله و در سایه پرچم حضرت على مرتضى علیه‌السلام صف کشیده‌اند ما در صف سیه بختان بنى امیه و بنى امیه صفتان قرار گیریم، به خداى بزرگ پناه می‌بریم.
خداوندا از تو کمک می‌طلبیم ما را توفیق عنایت فرما که از گریه کنندگان بر عزیز شهید کربلا و مظلومین آل رسول و ذریه پاک بتول علیهم‌السلام باشیم و آنچه براى بهترین عزاداران و نوحه سرایان او مقرر فرموده‌اى از کرم و احسانت به ما نیز عطا فرما!‌
« اللهّم عجّل لولیک الفرج واجعلنا من خیر شیعته و انصاره بحقّ محمّد و آله الطاهرین »




[ چهارشنبه 30 آذر 1390  ] [ 7:57 AM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

یکى از جلوه هاى بزرگ واقعه عاشورا، پاس داشت آن از سوى پیام رسان و قهرمان سترگ واقعه عاشورا؛ یعنى حضرت زینب علیهاالسلام است.

امروز بزرگداشت و برپایى مراسم عزادارى سرور و سالار شهیدان کربلا و یاران باوفایش یکى از بزرگ ترین و رایج ترین مراسم دینى و مذهبى شیعیان به شمار مى آید.
در ابتدا نگاهى کوتاه داریم به کلام معصومین علیهم السلام درباره عزادارى امام حسین علیه السلام و یارانش.
گزیده اى از احادیث معصومین درباره عزادارى
۱. اثر اشک براى حسین علیه السلام
امام رضا علیه السلام فرمود: «گریه کنندکان باید بر کسى همچون حسین علیه السلام گریه کنند؛ زیرا گریستن براى او، گناهان بزرگ را فرو مى ریزد».
۲. خندان در قیامت
پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله فرمود: «فاطمه جان! روز قیامت، هر چشمى گریان است، مگر چشمى که در مصیبت و عزاى حسین علیه السلام گریسته باشد که آن چشم، در قیامت خندان است و به نعمت هاى بهشتى مژده داده مى شود».
۳. پاداش
حسین بن على علیه السلام فرمود: «چشمان هر کس که در مصیبت هاى ما قطره اى اشک بریزد، خداوند او را در بهشت جاى مى دهد».
۴. چشمان اشک بار
امام سجاد علیه السلام فرمود: «من هرگز شهادت فرزندان فاطمه علیهاالسلام را به یاد نیاوردم مگر آنکه به خاطر آن، چشمانم اشک بار گشت».
۵. بیست سال اشک
امام صادق علیه السلام فرمود: «امام زین العابدین علیه السلام بیست سال (به یاد عاشورا) گریست و هرگز پیش روى او طعامى نمى گذاشتند، مگر اینکه گریه مى کرد».
۶. اندوه و سرور
امام رضا علیه السلام فرمود: «هر کس که عاشورا، روز مصیبت و اندوه و گریه اش باشد، خداوند، روز قیامت را براى او روز شادى و سرور قرار مى دهد».
۷. نالیدن
امام صادق علیه السلام فرمود: «هر نالیدن و گریه اى مکروه است، مگر ناله و گریه بر حسین علیه السلام ».
۸. مزد اشک
امام صادق علیه السلام فرمود: «هر چیزى پاداش و مزدى دارد، مگر اشکى که براى ما ریخته شود (که چیزى با آن برابرى نمى کند و مزد بى اندازه دارد».
۹. عزاداران آسمانى
امام صادق علیه السلام فرمود: «چهار هزار فرشته نزد قبر سیدالشهداء علیه السلام ، ژولیده و غبارآلود، تا روز قیامت بر آن حضرت مى گریند».
۱۰. برخوردارى از کوثر
امام صادق علیه السلام فرمود: «هیچ چشمى نیست که براى ما بگرید، مگر اینکه از نعمت نگاه به «کوثر» برخوردار مى شود و از آن سیرابش مى کنند».
۱۱. چهل روز اشک
امام صادق علیه السلام فرمود: «اى زراره! آسمان چهل روز در سوگ حسین بن على علیه السلام گریه کرد».
۱۲. شعر براى حسین علیه السلام
امام صادق علیه السلام (به جعفر بن عفان) فرمود: «هیچ کس نیست که درباره حسین علیه السلام شعرى بسراید و بگرید و با آن بگریاند مگر آنکه خداوند، بهشت را بر او واجب مى کند و او را مى آمرزد».
۱۳. مرثیه سرایان
امام صادق علیه السلام فرمود: «خدا را سپاس که در میان مردم، کسانى را قرار داد که به سوى ما مى آیند و بر ما وارد مى شوند و ما را مدح و مرثیه مى گویند».
سیره ائمه اطهار علیهم السلام درباره عزادارى براى امام حسین علیه السلام
ائمه اطهار علیهم السلام ، شاعرانى را که در مرثیه امام حسین علیه السلام شعر مى سرودند، تشویق مى کردند و سرودن شعر در مصیبت امام حسین علیه السلام را ثواب مى شمردند. ایشان به کسانى که مرثیه مى گفتند و شعر مى سرودند، صله هاى فراوان مى دادند و از آنان تمجید مى کردند و به ایشان احترام مى گذاشتند.
امام صادق علیه السلام نیز به ابوهارون مکفوف که در حضور آن حضرت، اشعارى در مرثیه امام حسین علیه السلام سروده بود، فرمود:
اى اباهارون! هر کس در مرثیه حسین علیه السلام شعرى بخواند و خود بگرید و ده تن را بگریاند، بهشت براى او نوشته مى شود و هر کس در مرثیه حسین علیه السلام شعرى بخواند و خود بگرید و یک نفر را بگریاند؛ بهشت براى آن دو نفر نوشته مى شود و هر کس نزد او از حسین یادى شود و از چشمانش به اندازه بال مگس اشک بیرون آید، پاداش او بر خداوند عزوجل است و خداوند براى او جز به بهشت راضى نمى شود.
امام کاظم و امام رضا علیهماالسلام
ابوعلى دعبل خزاعى، شاعر توانا و علاقه مند به خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام در دوران امامت امام رضا علیه السلام مى زیست. وى در سال ۱۹۸ هجرى قمرى، در مرو به دیدار حضرت رسید و با استقبال ایشان روبه رو شد. او مى گوید: «در شهر مرو، مولایم على بن موسى علیه السلام را دیدم که با حالتى محزون میان یاران خود نشسته بود. با دیدن من خوشحال شد و فرمود: «خوشا به سعادتت اى دعبل که ما را با دست و زبانت یارى مى کنى!» سپس مرا احترام کرد، نزد خود نشانید و فرمود: «دوست دارم براى من، شعرى بخوانى. این روزها، روز حزن و اندوه ماست و روز شادى دشمنانمان.» من نیز شعرى را که تازه سروده بودم، خواندم و حضرت و خانواده و یاران ایشان به شدت گریستند».
سیر تاریخى عزادارى براى امام حسین علیه السلام
عزادارى سالار شهیدان در طول تاریخ، صورت هاى مختلفى داشته و دست خوش تغییرهاى زیادى شده است. در این بخش، نگاهى کوتاه داریم به سیر تاریخى عزادارى بر امام حسین علیه السلام و یارانش.
سابقه عزادارى براى شهیدان
عزادارى براى شهیدان در اسلام سابقه دیرینه دارد. پیامبراعظم صلى الله علیه و آله در شهادت حمزه بسیار گریست و از گروهى که براى حمزه سیدالشهداء لباس عزا پوشیده و عزادارى کرده بودند، سپاس گزارى کرد.
اولین عزادارى براى سید الشهدا حسین بن على علیه السلام
نخستین کسانى که مراسم سوگوارى و عزادارى را براى حضرت حسین علیه السلام برپا کردند، بانوان خاندان عترت بودند که پس از واقعه کربلا به اسارت درآمدند. آنان از همان صحراى کربلا، نوحه سرایى خود را آغاز کردند.
عزادارى در کوفه، شام و مدینه
پس از واقعه عاشورا، کاروان اسیران در کوفه و شام به عزادارى پرداختند و مردم را به گریه درآوردند. مردم شام نیز پس از خطبه آتشین امام سجاد علیه السلام تحت تاثیر قرار گرفتتند و به عزادارى پرداختند. در مدینه نیز براى نخستین بار، ام سلمه، همسر گرامى پیامبراعظم صلى الله علیه و آله ، مراسم عزادارى امام حسین علیه السلام را برپا کرد.
عزادارى از عصر امام محمد باقر علیه السلام تا آغاز غیبت
- در این دوره، عزادارى با حفظ قالب شعرى، از نظر شکلى به تدریج توسعه یافت و اندک اندک جنبه مراسم و حالت تجمع و یادبود پیدا کرد.
- در عصر امام صادق علیه السلام ، عزادارى امام حسین علیه السلام ، بیش از هر زمانى رونق گرفت.
- از نظر مکانى، در عصر امام صادق علیه السلام ، تنها در روز نیمه شعبان، عزادارى در کنار مرقد آن حضرت در کربلا به صورت علنى برگزار مى شد. بر اساس راهنمایى ائمه اطهار علیهم السلام براى حفظ جان شیعیان، این مراسم در خانه ها انجام مى شد.
- در عصر ائمه اطهار علیهم السلام عزادارى امام حسین علیه السلام از نظر شکلى، به مرثیه سرایى، گریستن و گریاندن محدود بود. مرثیه بیشتر در قالب شعر بود و شاعران شیعه آن را خواندند. البته برخى نیز که خود شاعر نبودند، اشعار شاعران بزرگ را در مرثیه امام حسین علیه السلام مى خواندند.
- در کنار شاعران، مى توان از قصه گویان نیز نام برد که در کنار شعرسرایى، به بیان واقعه کربلا مى پرداختند.
عزادارى در دوره غیبت در عصر آل بویه
- عزادارى امام حسین علیه السلام براى نخستین بار، در قرن چهارم هجرى، در قلمرو حکومت آل بویه و با حمایت آنان به صورت علنى و عمومى در کوچه و بازار برگزار شد.
- در عصر آل بویه، هرگاه عاشورا با عیدنوروز یا مهرگان هم زمان مى شد، انجام مراسم عید را به تأخیر مى انداختند.
- دسته هاى سینه زنى، شکل جدید عزادارى بود که در عصر آل بویه به مراسم سوگوارى امام حسین علیه السلام افزوده شد.
عزادارى امام حسین علیه السلام در عصر صفوى
- در عصر صفوى، مراسم عزادارى امام حسین علیه السلام ، وارد مرحله جدیدى شد. شاهان صفوى، شاعران را تشویق مى کردند به جاى مدح و تعریف آنان، درباره مناقب ائمه علیهم السلام و مظلومیت امام حسین علیه السلام شعر بسرایند. اشعار جاودانه محتشم کاشانى، یادگارى از آن دوره است.
- واژه روضه و روضه خوانى در اوایل عصر صفوى پدید آمد.
عزادارى پس از عصر صفوى
پس از دوران صفویه، عزادارى امام حسین علیه السلام دو بار از سوى پادشاهان مورد تهدید قرار گرفت. بار نخست، نادرشاه کوشید از برگزارى آن جلوگیرى کند که موفق نشد. بار دوم، رضاخان پهلوى پس از رسیدن به سلطنت، عزادارى را ممنوع کرد، ولى این ممانعت زیاد دوام نیاورد.
عزادارى در دوره قاجاریه
در عصر قاجار، عزادارى براى امام حسین علیه السلام ، کاملاً نهادینه شد و به صورت امر کاملاً عمومى و مردمى در آمد. در دوران قاجار، مردم در تهران و شهرهاى بزرگ، در تمام ماه هاى محرم و صفر در بیشتر محله ها با برپاکردن چادر و گستردن فرش و نصب علم و کُتَل، به عزادارى مى پرداختند.
سیره و سلوک علما در زیارت و عزادارى
مرحوم آقا محمد باقر، معروف به وحید
معروف است که ایشان زمانى که براى زیارت حرم سید الشهدا علیه السلام مشرف مى شد، اول آستان کفش کَن آن جناب را مى بوسید و روى مبارک و محاسن شریف خود را بدان مى مالید. پس از آن با خضوع و خشوع و رقت قلب به اندرون حرم مشرف مى شد و زیارت مى کرد و در مصیبت امام حسین علیه السلام کمال احترام را مراعات مى کرد.
مرحوم آخوند ملا آقاى دربندى
در حالات این عالم جلیل القدر که از شاگردان شریف استاد شیخ انصارى است، نوشته اند: «در اقامه مصیبت حضرت سید الشهدا علیه السلام اهتمامى فراوان داشت و بر آن مواظبت مى کرد. در این امر به گونه اى بود که در بالاى منبر، از شدت گریه غش مى کرد. در روز عاشورا لباس هاى خود را از بدن در مى آورد و پارچه اى بر خود مى بست و خاک به سر مى ریخت و گِل به بدن مى مالید و با همان شکل و صورت، بر منبر مى رفت و روضه خوانى مى کرد».
مرحوم شیخ مرتضى انصارى
در شرح احوال شیخ مرتضى انصارى آورده اند: «از جمله عادتش خواندن زیارت عاشورا بود. هر روز دو بار صبح و عصر آن را مى خواند و بر آن بسیار مواظبت مى کرد. بعد از وفاتش، کسى او را در خواب دید و از احوالش جویا شد. در جواب سه مرتبه فرمود: عاشورا».
آیت الله مرعشى نجفى
آیت الله مرعشى نجفى، از نظر عاطفى، محبت فوق العاده اى به اهل بیت علیهم السلام داشت و این علاقه در مجالس عزاى این خاندان به خوبى آشکار بود. عشق سرشار وى به سید الشهدا علیه السلام و شهیدان واقعه کربلا چنان شورى در او ایجاد مى کرد که در مجلس آن حضرت سر از پا نمى شناخت و در عزاى آن سید مظلومان با صداى بلند مى گریست. در ماه محرم و صفر و دیگر ایام سوگوارى، کاملاً سیاه مى پوشید. همه ساله، دهه عاشورا و دیگر ایام عزا و اعیاد اسلامى و شیعى، در خانه خویش یا در مدرسه و حسینیه خود، مجالس سوگوارى یا جشن برقرار مى کرد و خود، به خدمت کردن به عزاداران مى پرداخت.
آیت الله شیخ عبد الکریم حائرى
ایشان دستور مى داد پیش از تدریس، کسى قدرى مصیبت حضرت سید الشهداء علیه السلام را بخواند. سپس درس را شروع مى کرد.

در اواخر حکومت زندیه و اوایل قاجاریه بود که تعزیه خوانى با مضمون و اصطلاح امروزى پدیدار شد و روبه گسترش نهاد. در دوران ناصر الدین شاه، بیش از دویست تکیه، حسینیه و میدان بزرگ براى تعزیه وجود داشت و به دستور ناصر الدین شاه، تکیه دولت در زاویه جنوب غربى کاخ گلستان به گنجایش دویست هزار نفر و صرف مبلغ یک صد و پنجاه هزار تومان ساخته شد و به نمایش هاى مذهبى اختصاص یافت. در این دوره، تعزیه هم از نظر مضمون و نوع پرداخت و هم از نظر شیوه اجرا، راهى به سوى کمال پیمود، ولى با مرگ ناصر الدین شاه، تعزیه از نظر اجرا افول کرد.
سفرنامه نویسان و جهان گردانى که در ایران حضور داشته و این مراسم را از نزدیک دیده اند، به فراخور برداشت و تلقى خود به توصیف آن پرداخته اند. کمتر سفرنامه اى از دوره صفویه به بعد درباره ایران نوشته شده است که نامى از مراسم عزادارى مردم در ماه محرم نبرده باشد. شاردن، میدان تعزیه خوانى تبریز را بزرگترین میدان بِلاد عالم مى داند.
همچنین در میان جهان گردان خارجى، کمتر کسى همانند گوبینو، تعزیه را تعریف کرده است. او در کتاب دین ها و فلسفه ها در آسیاى مرکزى حدود یک صد صفحه را به این امر اختصاص مى دهد و صحنه هاى پر شکوه تعزیه هایى را که دیده است؛ با شیرینى خاصى وصف مى کند. در کتاب دیگر خود به نام سه سال در آسیا نیز سه صفحه را به این موضوع اختصاص داده است.
با بررسى سفرنامه هاى عصر صفوى مشخص مى شود که در این دوران، تعزیه، مراحل مقدماتى خود را گذرانده و هنوز شبیه خوانى به مثابه هنرى مستقل، مطرح نبوده است.
کورنى بل لابرون، جهان گرد هلندى که در سال ۱۷۰۴م. به ایران آمده و نظاره گر مراسم عزادارى در عهد صفویه بوده است، از عزادارانى سخن مى گوید که با حرکات نمایشى صامت، صحنه هاى حزن انگیز کربلا را به تصویر کشیده اند. این صحنه ها به دو شکل سیار و ثابت اجرا مى شد و برخى از این افراد براى آنکه ضربه ها و جراحت هاى وارد شده بر بدن را نشان دهند، بدن خود را به رنگ هاى سرخ و سیاه آغشته مى کرده اند.
سالامون انگلیسى و وان گوگ هلندى که در سال هاى ۱۷۴۳ و ۱۷۳۶م. (آخرین سال هاى حکومت صفویان) در ایران به سر مى بردند، از اجراى نوعى تعزیه خوانى که روى ارابه ها صورت مى گرفت، خبر مى دهند که اگر این ادعا درست باشد، در مى یابیم تعزیه خوانى در آخرین سال هاى دوره صفویه وجود داشته است.
ویلیام فرانکلین که در دوران صفویه به ایران سفر کرده است، در سفرنامه خود به اجراى نوعى از مراسم تعزیه خوانى در این عهد اشاره مى کند و به قولى، این اولین سندى است که از تعزیه سخن مى گوید.
یکى دیگر از جهان گردان خارجى به نام ویلیام. ا. بیمن در مورد نوحه خوانى، تعزیه و سینه زنى مى نویسد:
شاید بارزترین نمونه براى شناخت نمایش بى مانند تعزیه، علامت نمادین سینه زنى باشد. در اکثر تعزیه هایى که من شاهد آنها بوده ام، تعزیه گردان با زدن برسینه خود، به شبیه خوانان علامت سینه زنى مى دهد. پس از آنکه سینه زنى از حالت دستور صحنه اى به علامت نمایش تبدیل مى شود، رفته رفته سراسر حسینه را دربرمى گیرد تا اینکه به صورت عملى نمادین، همه تماشاگران را یک پارچه و آنها را به شرکت کنندگان در تعزیه تبدیل مى سازد. نواى سینه زنى گسترده حسینیه بر صحنه حاکم مى شود.
سون آندرسون فون هیدن که از سال ۱۸۸۶م. براى مطالعه نقاط کویرى ایران به کشورمان آمده بود درباره مراسم عزادارى در طبس چنین نوشته است:
من دو روز جلوتر از بزرگ ترین روز مذهبى شیعه ها، در ماه محرم که اولین ماه اسلامى است، وارد طبس شدم. دهه اول این ماه که در ماه مارس ۱۹۰۶م. اتفاق افتاده، به امام حسین علیه السلام ـ شهید کربلا ـ اختصاص دارد. سالگرد این حادثه، عاشورا نامیده مى شود و هیچ روزى از سال، احساسات مذهبى شیعه را به اندازه این روز تحریک نمى کند. یاد حسین، در تمام شهرهاى ایران با نوحه و ناله و اشک هاى گرم زنده مى شود. دلاورى هاى حسین مورد تمجید قرار مى گیرد و از دشمنش، یزید با سخنان بدى یاد مى شود. تمام جریان این قسمت از تاریخ مذهبى شیعیان با شبیه خوانى هایى که نسبتاً خوب اجرا مى شود، روى صحنه مى آید....
ادوارد براون نیز مى نویسد:
چند نفر از اروپاییان که از نظر روان شناسى، تعزیه ها را مورد مطالعه قرار داده اند، معتقدند اینها در کمال مهارت تدوین شده و تعزیه خوان ها از روى اخلاص و اطلاع از فن خود، نمایش مى دهند.
سرلویس پلى در یکى از کتاب هایش، ۳۷ مجلس تعزیه را ترجمه کرده است و در مقدمه آن مى نویسد:
اگر مقیاس هنرمندىِ نویسنده تاتر را در تأثیرى بدانید که در خوانندگان و شنوندگان ایجاد مى کنند، هیچ تراژدى از اینها بالاتر نیست... . گى بن که نویسنده اى دقیق است، مى گوید: «برخى از این نمایش ها در دل سخت ترین مردم هم تأثیر دارد».
گوبنیو تعزیه را از تراژدى هاى یونانى نیز عالى تر معرفى کرده است و مى نویسد:
تعزیه براى ایرانیان در حکم یک تأتر و تماشاى معمولى نیست، بلکه در نظر آنها از هر تظاهر دیگرى، مقدس تر و مهم تر است و با اجر جمیل و ثواب و پاداش بسیار توأم است. ایرانیان در مقابل تعزیه نمى توانند سرد و بى اعتنا بمانند.
از نیمه سده نوزدهم، کوشش هاى براى مطالعه پدیده تعزیه، (تنها نمایش بومى جهان اسلام) انجام شد، ولى باوجود علاقه کسانى چون دوگوبنیو یا مسیو آرلند، تعزیه در مجموع براى کارشناسان نمایش و تأثر تقریباً ناشناخته مانده است.
نگاه دروویل نیز به تعزیه و مراسم عزادارى چنین است:
فاجعه قتل امام حسین علیه السلام ، سوژه مراسم عزادارى خاصى است و اشک از دیدگان پیروان على روان مى سازد. در دهه محرم، صبح ها، صحنه هاى مختلف این فاجعه و روز دهم، شهادت جان گذار حسین نمایش داده مى شود. در ایام محرم در ایران جز شیون و زارى و فریاد و تکرار نام حسین چیزى به گوش نمى رسد.»
من از دیدن این صحنه هاى جان دار که چیزى از واقعیت کم نداشت، به حیرت افتادم. حیرت من وقتى فزون تر شد که دیدم پس از پایان نمایش از چهار هزار تن سوار که بدون رعایت نظم و احتیاط، به جان هم افتاده بودند، حتى یک تن نیز زخمى نشده است. مراسم تعزیه در میان قبایل و طوایف مختلف با تغییرهاى کم و بیش زیادى انجام مى گیرد، ولى در هر حال، اساس آن یکى است.
آشنایى با چند واژه مرسوم در عزادارى
۲. تکیه
تکیه در لغت به معنى پشت به چیزى گذاشتن است و در مجاز به پشت و پناه گفته مى شود و در اصطلاح به حسینیه که در آن روضه مى خوانند یا به محلى که در آن تعزیه خوانى و روضه خوانى مى کنند، گفته مى شود و جمع آن تکایا است.
هرچند تاریخ دقیق شکل گیرى تکیه معلوم نیست، ولى درباره کیفیت شکل گیرى آن گفته اند: «تکیه ابتدا محل اجتماع دراویش و فقرا بود که رایگان در آنجا اقامت داشته اند و محافظان و نگهبانان آن از جوان مردان بودند. رفته رفته تکیه به محلى براى عزادارى تبدیل شد و از زمان ناصر الدین شاه به بعد، تکیه ها به طور رسمى محل اجراى برنامه هاى عزادارى و نمایش هاى مذهبى شد».
نقش تکیه در عزادارى محرم
تکیه ها در نهادینه کردن عزادارى در دوره قاجاریه نقش مهمى داشتند، به گونه اى که از فقیرترین مردم تا شخص شاه و صدر اعظم، در آن مشارکت مى کردند. به طور کلى، عزادارى براى امام حسین علیه السلام ، جلوه برجسته همکارى نزدیک دربار قاجار با مردم عادى بود. در دوره فتح على شاه و محمد شاه نیز ساخت تکایا گسترش یافت. این تکیه ها را جماعتى از افراد نیکوکار مى ساختند و معمولاً چندین دکان را براى نگه دارى و مرمت تکیه ها و برقرارى تعزیه وقف مى کردند، ولى بیشتر تکیه ها به همت اهل هر محل به راه مى افتاد. اوج گسترش تکیه ها را در دوره ناصر الدین شاه مى توان دانست. از این زمان به بعد، رفته رفته، تکیه به طور رسمى، محلى براى عزادارى و اجراى نمایش هاى مذهبى شد.
۳. تعزیه
در دوره قاجاریه، از بعضى رویدادهاى تاریخى و مذهبى، از جمله واقعه کربلا، نمایش مى ساختند و در گذر یا میدان ها، به تماشا مى گذاشتند. به عبارت دیگر، از دوره قاجاریه، نمایش به عنوان یکى از اقسام عزادارى بر دیگر عزادارى ها افزوده شد. معمولاً یک روضه خوان پیش از آغاز تعزیه، از روى کتاب روضه الشهدا روضه مى خواند و پس از آن، تعزیه و شبیه به نمایش در مى آمد. به تدریج که تعزیه به صورت یک نمایش مذهبى مشخص و مستقل و جا افتاده در آمد، روضه خوانى هاى مقدماتى نیز از آن حذف شد. پژوهشگران، تاریخچه تعزیه خوانى را مربوط به ابتداى دوره صفویه مى دانند. تعزیه خوانى در دوران حکومت صفویه، مسیر تکاملى خود را پیمود، در دوره زندیه تکامل شد و در دوره قاجاریه به اوج شکوفایى و بلوغ خود رسید. تعزیه در دوره قاجاریه از نظر هنرى در سه زمینه ادبى موسیقایى و نمایش، شکوفایى خاصى یافت؛ به این معنا که در تعزیه هاى قدیم، اشقیا و مخالف خوانان نقش تأثیر زیادى در تعزیه داشتند، ولى از دوره ناصرى به بعد، مکالمه ها در تعزیه ها کوتاه تر و حرکت و عمل بیشتر شد. اشقیا و مخالف خوان ها، مقام و موقعیت نمایشى بیشتر و بهترى یافتند. این امر؛ یعنى تقابل و توازى نسبى نقش متضاد یا خوب و بد در تعزیه، سبب شد که جنبه هاى درامى و نمایشى تعزیه افزوده شود و تعزیه تا اندازه اى از حالت ساده و تراژدیک محض بیرون آید.
۱. اربعین
در قرآن کریم، کلمه اربعین در چهار جا به کار رفته است: آیه ۵۱ سوره بقره؛ آیه ۱۴۲ سوره اعراف؛ آیه ۲۹ سوره مائده و آیه ۱۵ سوره احقاف.
در سوره بقره و سوره اعراف، مدت میقات حضرت موسى با خداوند و گرفتن الواح مقدس، چهل روز معرفى شده است. در سوره مائده نیز آمده است که بنى اسراییل پس از نافرمانى از حضرت موسى، چهل سال در بیابان سرگردان شدند. همچنین خداوند، در سوره احقاف چهل سالگى را دوران کمال عقل مى داند. شاید سرّ این مطلب که بعثت بسیارى از پیامبران در چهل سالگى بوده است، همین باشد.
در روایات معصومین علیهم السلام نیز عدد چهل بسیار مورد توجه بوده است. براى مثال، امام صادق علیه السلام فرمود: «کسى که از چهل سالگى بگذرد و توبه نکند، شیطان به صورت او دست مى کشد و مى گوید: پدر و مادرم فداى صورتى که رستگار نمى شود». نیز فرمود: «چون مؤمن بمیرد و چهل تن از مؤمنان بر جنازه او حاضر شوند و بگویند بار الها! ما از او جز نیکى نمى دانیم و تو به او از ما داناترى، خداى تبارک و تعالى مى فرماید: من گواهى شما را پذیرفتم و از آنچه من از او مى دانم و شما نمى دانید، گذشتم».
همچنین پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله فرموده است: «هر کس از امت من، چهل حدیث از سنت نگه دارى کند، روز قیامت من از او شفاعت خواهم کرد».
در اعتقاد مسلمانان نیز اربعین به صورت سنت در آمده است. تشکیل مجلس یادبود براى گذشتگان در ایام خاصى پس از درگذشت آنها، یکى از آداب مسلمانان است. البته این سنت نیکو، اختصاص به مسلمانان ندارد، بلکه در میان دیگر ادیان از جمله مسیحیت هم از اهمیت خاصى برخوردار است. مسیحیان در روز چهلم درگذشت متوفى، در کلیسا جمع مى شوند و نماز مخصوصى براى او مى خوانند که به «نماز میت» معروف است».
اربعین در سیره بزرگان نیز جایگاه خاصى داشته است. علما و بزرگان ما براى رسیدن به قرب الهى با تحمل ریاضت هاى شرعى، روح و جان خود را تزکیه مى کنند و به این وسیله ملکات پسندیده را در روح خود پرورش مى دهند که به این روش، چله نشینى گفته مى شود.
در تاریخ انقلاب اسلامى نیز سنت احیاى اربعین، تأثیر مهمى در گسترش شور انقلابى در شهرها داشت. در چهلم شهداى حادثه قم (۱۹/۱۰/۱۳۵۶)، مردم مسلمان تبریز قیام کردند و شهید دادند. در چهلم شهداى تبریز، شهرهاى دیگر، مجلس یادبود گرفتند و تظاهرات کردند و همین گونه اربعین ها به هم وصل شد و سراسر ایران به نهضت پیوست تا آنکه انقلاب اسلامى در ۲۲ بهمن سال ۱۳۵۷ به پیروزى رسید. اربعین، تداوم عاشورا بود و ذکر رسالت بازماندگان پس از خون و شهادت.
فلسفه عزادارى
- احیا و زنده داشتن نهضت عاشورا
- ایجاد پیوند محکم عاطفى با مظلوم انقلاب گر و اعتراض به ستمگر
- حفظ نهضت اسلام از اثرگذارى انحرافى دشمنان
اثرات عزادارى
- الهام روح انقلابى، آزادگى، شهادت طلبى، ایثار و حقیقت جویى
- آشنایى توده هاى مردم با معارف دینى
- پالایش روح و تزکیه نفس
- الگودهى
- اعلام بى زارى از ستمگر
ضرورت برگزارى عزادارى
- هدایت مردم
- شناساندن انسان کامل
- ایجاد معنویت در جامعه
- ایجاد وحدت
- عبرت گیرى
محورهاى مهم درباره فلسفه عزادارى
فلسفه سیاه پوشى
- بررسى خواص و آثار رنگ سیاه از نظر روان شناسى
- اهمیت و ضرورت سیاه پوشى در سیره اهل بیت و ائمه علیهم السلام
- سابقه سیاه پوشى در فرهنگ ها و ملل
آسیب هاى عزادارى
- موضوعیت یافتن آن و خالى شدن از محتوا
- برداشت هاى منفى از عزادارى
- افراط و تفریط در جنبه هاى گوناگون
- ورود خرافات و رویدادهاى دروغین
- ورود سبک هاى مبتذل در خواندن اشعار
بایسته هاى پخش عزادارى ها از رسانه
- بیان اهداف ائمه علیهم السلام در لابه لاى مداحى
- معرفى الگوهاى عملى مانند معرفى یاران امام حسین علیه السلام
- بیان فلسفه قیام عاشورا و فلسفه عزادارى ها
- وارد کردن شعارهاى نظام در نوحه خوانى و سینه زنى ها
- استفاده از اشعار عالى، محکم و گویا با محتواى مناسب
- انتخاب اشعار آموزنده با توجه به نیاز جامعه
- انتخاب و استفاده از شعر و شعارهاى حسینى
- مستند بودن و مطابقت سخن با شأن ائمه علیهم السلام
- با تجربه بودن مداحان
- برانگیختن احساسات حق طلبى مردم و انزجار از باطل
- زنده نگه داشتن عشق به امام زمان(عج)
- تقویت نظام، رهبرى و مرجعیت
- خالى نبودن مداحى از معارف، نصایح اخلاقى و دستورهاى عملى ائمه علیهم السلام
- استفاده نکردن از شعرهاى کم مایه، زشت و دور از شأن ائمه علیهم السلام
- اجتناب از مطالب دروغ، خلاف و موهن مذهب
- مداحى نکردن به سبک آهنگ هاى لهو و لعب
- غلو نکردن
- فدا نکردن استوارى محتوا براى زیبایى بیان
- روخوانى از مقاتل معتبر
- روضه خوانى به شکل سنتى
- افزایش ایمان و معرفت دینى مردم
منابع پیشنهادى در زمینه عزادارى
۱. فلسفه عزادارى
محدثى، جواد، قم، وثوق، چاپ اول، ۱۳۷۸، ۴۰صفحه.
۲. کلمه طیبه
نجابت شیرازى، حسین على، به کوشش حسین قمطیرى، شیراز، حوزه علمیه، شهید محمد حسین نجابت، چاپ دوم، ۱۳۷۸، ۶۴ صفحه.
۳. احکام عزادارى (احکام مبتلابه بخش اول)
دلیر، محسن، تهران، پیام معلم، چاپ اول، ۱۳۷۹، ۱۴ صفحه.
۴. احیاى خاطره عاشورا
استاد ولى، حسین، تهران، شبر، چاپ اول، ۱۳۸۰، ۹۶صفحه.
۵. مردم نگارى مراسم عزادارى ماه محرم در شهرستان بیرجند
بردآبادى، احمد، شعیبى، غلام حسین، تهران، قلم آشنا، چاپ اول، ۱۳۸۱، ۱۹۲صفحه.
۶. هودج خون (گذرى بر عزادارى و نام گذارى شب هاى محرم)
هادى منش، ابوالفضل، قم، مرکز پژوهش هاى اسلامى صدا و سیما، ۱۳۸۰، ۲۴۶صفحه.




[ چهارشنبه 30 آذر 1390  ] [ 7:54 AM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

بدون تردید در مصیبتها و بویژه مصیبت امام حسین (ع) شیوه‏هاى امامان معصوم (ع) این بوده که عزادارى و مجالس سوگوارى داشته باشند. در اینجا به نمونه‏هایى از آن اشاره مى‏شود:
۱. امام زین العابدین (ع)
بزرگى شخصیت امام سجاد، بلکه سایر امامان (ع) بر کسى پوشیده نیست؛ از این‏رو تمامى مسلمانان رفتار و گفتار آنان را الگو و سرمشق زندگى خویش قرار داده‏اند. یکى از ویژگیهاى امام سجاد (ع) صبر و شکیبایى ایشان در برابر سختى و مصایب بوده است. حادثه جانسوز عاشورا و جریان اسارت آن حضرت در دست دژخیمان پسر ابى‏سفیان و دفاع از آرمانهاى شهداى کربلا در برابر یزید؛ استوارى ایمان و شجاعت آن حضرت را مى‏رساند. ایشان به دیگران نیز توصیه مى‏فرمایند که در برابر ناملایمات زندگى شکیبا و مقاوم باشند؛ «یا بنى اصبر على النوائب». (۱) اما با وجوداین شکیبایى، آن حضرت زیاد گریه مى‏کرد به گونه‏اى که ایشان را یکى از بکائون نامیده‏اند. آن حضرت در سجده‏هاى طولانى آن چنان اشک مى‏ریخت که سنگ ریزه‏ها خیس مى‏شد اما این گریه خوف الهى بود. آن حضرت بر مظلومیت پدر بزرگوارش حسین بن على (ع) نیز بسیار گریه مى‏کرد، سالها اشک ریخت و دیگران را نیز تشویق فرمود تا بر حسین بن على بگریند و از اهرم گریه براى افشاى چهره ستمگران اموى استفاده نمایند؛ بدین جهت آن بزرگوار از هر فرصتى براى رسوایى ستمکاران استفاده مى‏کردند. گاهى که نوبت غذا و طعام مى‏رسید، چشمان مبارکشان پر از اشک مى‏شد. روزى یکى از خدمتگزاران آن حضرت عرض کرد: یابن رسول اللّه! آیا هنوز پایان حزن و اندوه شما فرا نرسیده است؟ فرمود: «ویحک! ان یعقوب (ع) کان له اثنى عشر ابناً فغیب اللّه واحداً منهم فابیضت عیناه من الحزن و کان ابنه یوسف حیاً فى الدنیا و انا نظرت الى أبى و أخى و عمى و سبعه عشر من اهل بیتى و قوماً من انصار أبى مصر عین حولى فکیف ینقضى حزنى؟»؛ (۲) واى بر تو! یعقوب (ع) داراى دوازده فرزند بود. خداوند یکى از آنان را از جلوى چشمش دور و پنهان نمود - در حالى که - فرزندش حیات داشت، چشمان یعقوب از اندوه سفید شد. اما من در جلو چشمانم شاهد بودم که پدرم، برادرم، عمویم، هفده تن از اهل بیتم و گروهى از یاران پدرم را به قتل رساندند و سرهایشان را از تن جدا کردند. چگونه اندوه من پایان یابد؟ در روایت دیگر فرمود: «کیف لا أبکى و قد منع ابى من الماء کان مطلقاً للسباع و الوحوش»؛ (۳) چرا گریه نکنم در صورتى که پدرم را از آبى منع کردند که براى تمام درندگان و حیوانات آزاد بود؟
امام صادق فرمود: «بکى على بن الحسین عشرین سنه و ما وضع بین یدیه طعام الا بکى»؛ (۴) امام سجاد (ع) بیست سال گریه کرد و هرگاه در جلو آن حضرت غذایى گذاشته مى‏شد مى‏گریست.
روزى خدمتکار آن حضرت به ایشان گفت: «به فدایت اى پسر رسول خدا! مى‏ترسم که اگر به این صورت گریه را استمرار دهید تلف شوید! فرمود: در پیشگاه خداوند اندوه دارم و مى‏دانم آنچه را تو نمى‏دانى. هرگاه جریان شهادت فرزندان فاطمه (ع) را به یاد مى‏آورم، گریه گلویم را مى‏گیرد به گونه‏اى که نزدیک است گلوگیر شوم».
با فرا رسیدن ماه رمضان، هر افطار آن حضرت به یاد شهداى کربلا و شهادت پدر مى‏افتاد و مى‏فرمود: «واکربلا! واکربلا!» و این جمله را همواره تکرار مى‏کرد که: «کشته شد پسر رسول خدا در حالى که خایف بود! کشته شد پسر رسول خدا در حالى که تشنه بود!». این جمله‏ها را با خود زمزمه مى‏کرد و اشک مى‏ریخت تا این که لباس آن حضرت از اشک خیس مى‏شد. (۵)
۲. امام باقر (ع)
وضعیت دوران امام باقر (ع) به گونه‏اى بود که جلسات عزا بسیار سخت و دشوار برگزار مى‏شد. بنى‏امیه روشى اتخاذ کرده بود که از هر نوع حرکت و برنامه‏اى که در راستاى بیدارى امت اسلام و افشاگرى چهره ستمگران اموى باشد، جلوگیرى گردد؛ به همین جهت امام باقر (ع) مجالس عزادارى را در خفا و با حضور افراد خاصى برگزار مى‏کردند و از شعراى معروف آن زمان دعوت مى‏نمودند تا اشعارى بسرایند. یکى از آن شاعران کمیت بن زید اسدى (م ۱۲۶ ه.ق) بود که بیشتر شعرهاى خود را در مدح بنى‏هاشم و یادآورى مصایب آل‏رسول مى‏سرود.
مالک جهنى مى‏گوید امام باقر (ع) درباره روز عاشورا فرمود: «ولیندب الحسین و یبکیه و یأمر من فى داره بالبکاء علیه و یقیم فى داره مصیبته باظهار الجزع علیه و یتلاقون بالبکاء علیه بعضهم فى البیوت و لیعز بعضهم بعضاً بمصاب الحسین فأنا ضامن على اللّه لهم اذا احتملوا ذلک أن یعطیهم ثواب الفى حجه و عمره و غزوه مع رسول اللّه و الائمه الراشدین.»؛ (۶) در روز عاشورا براى امام حسین مجلس عزا برپا نموده و بر مصایب آن حضرت همراه با خانواده بگریید و جزع و ناراحتى خویش را ابراز کنید. ضمن دیدار و ملاقات همدیگر بر آن حضرت گریه کنید و یگدیگر را تعزیت دهید و بگویید: «اعظم اللّه اجورنا بمصابنإ؛ححّّ بالحسین (ع) و جعلنا و ایاکم من الطالبین بثاره مع ولیه الامام المهدى من آل محمد(ص)». هر کس این عمل را انجام دهد، براى او در نزد خدا ثواب دو هزار حج و عمره و جهاد در رکاب رسول خدا (ص) و امامان راشدین را ضمانت مى‏کنم.
در یکى از مجالس عزا با حضور امام باقر (ع)، کمیت شعر مى‏خواند، وقتى به اینجا رسید که: «و قتیل بالطف غودر منهم بین غوغاء أمه و طعام»، امام باقر (ع) گریه زیادى کرد فرمود: «لو کان عندنا مال لاعطیناک و لکن لک ما قال الرسول (ص) لحسان ثابت، لازلت مؤیداً بروح القدس ما ذببت عنا اهل البیت»؛ (۷) اگر سرمایه‏اى داشتیم در پاداش این شعر کمیت به او مى‏بخشیدیم اما جزاى تو همان دعایى است که رسول خدا (ص) درباره حسان بن ثابت شاعر معروف صدر اسلام فرمودند که همواره به خاطر دفاع از ما اهل بیت مورد تأییدات فرشته روح‏القدس خواهى بود.
شیخ طوسى مى‏گوید امام باقر (ع) وظیفه ما را در روز عاشورا چنین بیان مى‏فرماید: «ان البعید یؤمى الیه بالسلام و یجتهد فى الدعا على قاتله و یصلى من بعده رکعتین قال ذلک فى صدر النهار قبل ان تزول الشمس ثم لیندب الحسین و لیبکه و یأمر من داره ممن لا یتبعه بالبکاء علیه و یقیم فى داره المصیبه باظهار الجزع علیه»؛ (۸) کسى که در راهى دور قرار دارد،- جهت زیارت - کافى است که به سوى کربلا اشاره نماید و سلام و درود بفرستد و در دعا و نفرین کشندگان شهداى کربلا بکوشد، آنگاه دو رکعت نماز بپا دارد باید این اعمال را پیش از زوال خورشید انجام دهد و پس از آن اهل خانه را جمع کند و مجلس عزا برگزار نماید و بر آن حضرت همگى بگریند.
۳. امام صادق (ع)
ابو بصیر از یاران خاص امام صادق (ع) مى‏گوید: «در محضر آن حضرت بودم، ناگاه یکى از دختران امام حسین وارد شد، حضرت فرمودند: مرحبا! آنگاه او را مورد نوازش و مهربانى قرار داده و بوسید. فرمود: حقراللّه من حقرکم و انتقم ممن و ترکم و خذل اللّه من خذلکم و لعن اللّه من قتلکم و کان اللّه لکم ولیاً و حافظاً و ناصراً فقد طال بکاء الانبیاء و الصدیقین و الشهداء و ملائکه السماء ثم بکى و قال یا أبا بصیر اذا نظرت الى ولد الحسین أتانى مالا أملکه بما اوتى الى ابیهم و الیهم یا ابا بصیر ان فاطمه لتبکیه؛(۹)
خداوند کوچک و پست گرداند کسى را که شما را تحقیر کرد و انتقام گیرد از کسى که نسبت به شما ستم روا داشت و خوار گرداند آن که را که شما را خوار کرد.- خداوند لعنت کند کسانى را که پدران شما را به شهادت رساندند. خداوند متعال سرپرست و نگهدار و یاور شماست. همانا پیامبران، صدیقان، شهدا و فرشتگان الهى بر حسین فراوان گریستند. آنگاه خود حضرت گریه کردند و فرمودند: اى ابو بصیر هر زمان چشمم به یکى از فرزندان و نسل حسین مى‏افتد به خاطر آن حادثه‏اى که براى پدرشان و یارانش پیش آمد حالتى به من دست مى‏دهد که نمى‏توانم تاب بیاورم. اى ابوبصیر حتى فاطمه (ع) نیز بر فرزندش حسین مى‏گرید.
معاویه بن وهب یکى دیگر از یاران امام صادق (ع) مى‏گوید: «روز عاشورا خدمت مولاى خودم جعفر بن محمد (ع) رسیدم و آن حضرت را در محراب عبادت و سجده یافتم. انتظار کشیدم تا عبادت آن حضرت پایان یابد. سجده امام بسیار طولانى بود. در حال سجده گریه مى‏کرد و با پروردگار خویش مناجات مى‏نمود و براى خود و برادران و زایران امام حسین (ع) طلب آمرزش داشت، آنگاه به من فرمود: یا وهب زر الحسین من بعید أقصى و من قریب أدنى و جدد الحزن علیه و اکثر البکاء علیه...الى أن قال... ثم بکى الصادق (ع) حتى أخضلت لحیته بدموعه و لم یزل حزیناً کئیباً طول یومه ذلک و أنا ابکى لبکائه و أحزن لحزنه؛ (۱۰) پسر وهب! حسین را از راه دور و نزدیک زیارت کن، اندوه و حزن خود را تجدید و زیاد گریه کن. آنگاه خود امام (ع) بسیار گریستند، به گونه‏اى که قطرات اشک محاسن مبارکشان را فرا گرفت. آن روز تا پایان محزون و اندوهناک بود. من نیز همراه آن حضرت گریستم و بر اندوه ایشان اندوهناک بودم».
زید شحام مى‏گوید: «همراه جماعتى از اهل کوفه در خدمت امام صادق (ع) بودیم. یکى از شعراى عرب به نام جعفر بن عفان وارد شد. آن حضرت او را احترام نموده و در نزدیک خود جاى داد، آنگاه فرمود اى جعفر! عرض کرد: لبیک! به فدایت گردم. فرمودند به من گفته‏اند که تو اشعار نیکى درباره حسین (ع) سروده‏اى. عرض کرد: آرى. فرمود: اشعار خود را بخوان. او شعر مى‏خواند و امام و اطرافیان مى‏گریستند، به گونه‏اى که قطرات اشک بر صورت و محاسن آن حضرت جارى بود. سپس امام فرمودند: یا جعفر و اللّه لقد شهدت ملائکه اللّه المقربین هاهنا یسمعون قولک فى الحسین و لقد بکوا کما بکینا أو اکثر و لقد أوجب اللّه تعالى لک یا جعفر فى ساعته الجنه یأسرها و غفراللّه لک»؛ (۱۱) اى جعفر! فرشتگان الهى حضور دارند و صداى تو را شنیدید و چنانکه ما گریه کردیم، آنها نیز گریستند بلکه بیشتر از آن. خداوند در این ساعت براى تو بهشت را واجب کرده و تو را ببخشد.
ابن قولویه مى‏گوید: «هرگز دیده نشد که نام امام حسین (ع) در نزد امام صادق برده شود و آن روز بر لب مبارکش خنده مشاهده شود».
امام صادق (ع) فرمود: «حسین مایه عبرت و گریه هر مؤمنى است»؛ «ان البکاء و الجزع مکروه للعبد فى کل ما جزع ما خلا البکاء على الحسین بن على (ع) فانه فیه مأجور». (۱۲)
مرحوم محدث قمى نوشته است: «ابوهارون مردى نابینا و شاعرى توانا و از اصحاب امام صادق (ع) بود و گاهى براى امام حسین مرثیه مى‏خواند او مى‏گوید: روزى خدمت امام صادق (ع) رسیدم، فرمود: ابوهارون از آن شعرهایى که در مرثیه جدم سروده‏اى براى ما بخوان. عرض کردم: اطاعت مى‏شود. آن حضرت فرمود: بگویید زنها هم پشت پرده بیایند و استفاده ببرند. ابوهارون اشعار خود رإ؛خ‏خّ‏ّ که تازه سروده بود آغاز کرد با آن پنج مصرع بیشتر نبود، غلغه‏اى از خانه امام صادق ۷ بلند شد و اشک از چشمان مبارک امام جارى بود، شانه‏هاى مبارکش به شدت حرکت مى‏کرد و فریاد ناله و گریه از منزل به گوش مى‏رسید.
أمرر على جدت الحسین
فقل لا عظمه الزکیّه
ءأعظماً لازلت من
و طفاء ساکبه رویه
و اذا مررت بقبره‏
فاطل به وقف المطیه
و أبک المطهر للمطهر
و المطهره النقیه
کبکاء معولهأتت‏
یوماً لواحدها المنیه (۱۳)
اى باد صبا! گذر کن به قبر حسین و پیام دوستان و عاشقان او را برسان.
اى باد صبا پیام ما را به استخوانهاى مقدس و پاک حسین برسان.
بگو، اى استخونها! شما همیشه با اشک دوستان حسین سیراب هستید.
این اشکها مى‏ریزند و شما را سیراب مى‏کنند. اگر یک روزى شما را از آب منع کردند و اگر حسین را با لب تشنه شهید کردند این شیعیان و دوستان، اشک خود را نثار شما مى‏کنند. اى باد صبا! اگر از جسد این پاکان گذر کردى، تنها به رساندن پیام قناعت مکن؛ بلکه آنجا مرکبت را نگهدار، خیلى هم بایست، و یاد مصایب حسین را در خاطرت زنده کن و اشک بریز، مانند آن زنى که یک فرزند بیشتر ندارد، او چگونه در مرگ تنها فرزندش اشک مى‏ریزد، تو هم آن گونه اشک بریز و گریه کن براى آن انسان پاک، فرزند پاک و مادر پاک.
۴. امام کاظم و امام على بن موسى الرضا (ع)
دوران امام کاظم (ع) دوران فشار و مراقبت بنى عباس بود. از این رو آن حضرت بیشتر زندگى خود را در زندان سپرى نمود. عزاداریها رونق و نمودى نداشت. با فرا رسید ایام عاشورا آن حضرت محزون و غمناک بود و آن روز را، روز غم، اندوه و گریه مى‏دانست. امام رضا (ع) مى‏فرماید: «کان ابى اذا دخل المحرم لایرى ضاحکاً و کانت الکابه تغلب علیه حتى تمضى منه عشره ایام فاذا کان الیوم العاشر منه کان ذلک الیوم یوم مصیبه و حزنه و بکائه»؛ (۱۴) با فرا رسیدن ماه محرم پدرم موسى بن جعفر با چهره خندان دیده نمى‏شد و حزن و اندوه سراسر وجودش را فرا مى‏گرفت تا روز دهم فرا مى‏رسید. آن روز روز مصیبت، اندوه و گریه آن حضرت بود.
دعبل خزاعى از شعراى بزرگ و علاقمند به اهل بیت پیامبر (ص) است. وى در سال ۱۹۸ در شهر مرو به خدمت امام رضا (ع) رسید. او مى‏گوید: «در شهر مرو بر آقایم على بن موسى الرضا (ع) وارد شدم در حالى که یاران آن حضرت پیرامون او نشسته بودند. حزن و اندوه از چهره امام پیدا بود. با ورود من به مجلس فرمود: خوشا به حالت اى دعبل که ما را به وسیله دست و زبانت یارى مى‏نمایى! آنگاه مرا احترام نموده و در نزد خود جاى داد. فرمود: دوست دارم که براى من شعر بگویى، این روزها، روز حزن و اندوه ما اهل بیت (ع) و روز شادى دشمنان ما بویژه بنى امیه است؛ فان هذه الایام ایام حزن کانت علینا اهل بیت و ایام سرور کانت على اعدائنا خصوصاً بنى امیه ثم انه نهض و ضرب ستراً بیننا و بین حرمه و أجلس أهل بیته من وراء الستر لیبکوا على مصاب جدهم الحسین ثم التفت الى و قال یا دعبل ارث الحسین فانت ناصرنا و مادحنا ما دمت حیاً قال دعبل فاستعبرت و سالت دموعى و أنشات.
أفاطم لو خلت الحسین مجدلا و قد مات عطشاناً بشط الفرات...و بکى الامام الرضا حین أنشد دعبل القصیده و بکت معه النسوه و الاطفال. (۱۵)
پس از آن امام رضا (ع) پرده‏اى را جهت حضور خانواده در مصیبت‏ جدشان حسین (ع) آویزان کرد و به من فرمود: اى دعبل مرثیه‏سرایى کن. تا تو زنده هستى یاور و ستایشگر اهل بیت پیامبر (ص) خواهى بود! آنگاه گریستم به گونه‏اى که قطرات اشک بر صورتم جارى شد و این شعر را سرودم.
أفاطم لو خلت....
امام رضا (ع) و خانواده و فرزندان آن حضرت به شدت گریستند».
نمونه ‏هایى که از سیره امامان ارایه مى‏شود، گویاى این واقعیت است که بزرگان دین با همه سختیها و دشواریها، عزادارى سالار شهیدان را پاس داشته و از آن به خوبى نگهدارى مى‏نمودند؛ اگر چه در سیر تحول تاریخى آن فراز و نشیبهایى بسیارى دیده مى‏شود.
۵. امام جواد، امام هادى، امام حسن عسگرى و امام زمان -(س)
در عصر امام جواد (ع) عزادارى براى امام حسین (ع) به صورتى آشکار در منازل علویان برگزار مى‏شد، اما پس از معتصم عباسى دیگر جانشینان وى از اقامه عزادارى و حتى از زیارت قبور امامان و شهیدان کربلا به شدت جلوگیرى کردند.
امام هادى (ع) در محیطى خفقان‏آور زندگى مى‏کرد. متوکل عباسى - حاکم وقت - دشمنى خاصى با امام و شیعیان آن حضرت داشت. وى به اندازه‏اى در زشتکارى پیش رفت که قبر امام حسین (ع) را ویران ساخت و آثار آن را از میان برد. (۱۷)
ابوالفرج اصفهانى مى‏گوید: «متوکل نسبت به خاندان ابوطالب بسیار سخت گیر بود و به شدت از رفتار و اعمال علویان مراقبت مى‏کرد، بغض و کینه فراوانى از ایشان در سینه داشت و بر این اساس تهمتهاى ناروایى به آنان نسبت مى‏داد. سخت‏گیرى متوکل به جایى رسید که هیچ یک از خلفاى پیش به اندازه وى تندروى نکرده بودند. به دستور وى قبر امام حسین (ع) را تخریب کردند به طورى که هیچ آثارى از آن بر جاى نماند. وى‏ پایگاههایى در مسیر قبر آن حضرت ساخته بود تا هر کسى را که به زیارت آن حضرت مى‏رود دستگیر و مجازات نمایند». (۱۸)
این وضعیت تا عصر امامت امام حسن عسکرى استمرار داشت اما شیعیان و علویان هرگز ترس به خود راه ندادند و همواره در طول تاریخ با ستمگران اموى و عباسى مبارزه کردند خواه از راه مبارزه مثبت و یا منفى؛ از راه زیارت قبور و نفرین بر کشندگان آنان، یا از راه عزادارى و گریه بر مظلومیت شهیدان بویژه شهداى کربلا.
بى شک امام زمان - سلام اللّه علیه - سیره پدران بزرگوار خود را استمرار بخشیده و بر جد بزرگش حسین بن على (ع) مى‏گرید. چنان که در زیارت ناحیه مقدسه آمده است که آن حضرت خطاب به جدشان امام حسین - سید شباب اهل الجنه - مى‏فرماید: «لاندبنک صباحاً و مساًء و لا بکین علیک بدل الدموع دماً»؛ (۱۹) هر صبحگاه و شامگاه بر تو اى جد بزرگوار مى‏گریم و آن چنان گریه مى‏کنم که به جاى اشک خون از چشمانم جارى شود. و این شیوه تا ظهور حضرتش ادامه خواهد داشت و انشاءاللّه با ظهورش جهان را پر از عدل و داد نموده و ریشه ظلم و ظالمان را از جهان خواهد کند.
________________________________________
(۱) - مناقب، ابن شهر آشوب، ج ۴، ص ۱۷۹، فصل فى کرعه و صبره و بکائه (ع).
(۲) - همان، ج ۴، ص ۱۸۰، همان فصل.
(۳) - همان.
(۴) - همان.
(۵) - همان.
(۶) - کامل الزیارات، ص ۱۷۴ باب ۷۱، ثواب من زار الحسین (ع) یوم العاشورا و مصباح المتهجد، زیارت‏
(۷) - مصباح المهتجد، ص ۷۱۳.عاشورا.
(۸) - همان.
(۹) - کامل الزیارات، باب ۲۸، ص ۸۸ و بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۲۰۸، باب ما ظهر یعد شهاده الحسین(ع).
(۱۰) - تاریخ النیاحه على الحسین، ص ۱۵۷.
(۱۱) - بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲۸۲، باب و تاریخ النیاحه على الحسین، ص ۱۶۰.
(۱۲) - همان، ج ۴۴، ص ۲۹۱، باب ثواب البکاء على مصیبه و کامل الزیارات، ص ۱۰۰.
(۱۳) - نفس المهموم، محدث قمى ص ۴۶ و حماسه حسینى، مرتضى مطهرى، ص ۲۸۰.
(۱۴) - امالى، صدوق، مجلس ۲۷ و بحارالانوار، ج ۴۴، ص ۲۸۴، ثواب البکاء على مصیبه.
(۱۵) - بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۲۵۷، باب من قیل من المراثى فیه و تاریخ النیاحه على الحسین (ع)، ص ۱۶۴.
(۱۷) - کامل ابن اثیر، ج ۵، ص ۲۸۷ ذکر ما فعله المتوکل لمشهد الحسین بن على ابن ابیطالب (ع) و زندگى‏
(۱۸) - مقاتل الطالبین، ص ۴۷۸، ذکر ایام متوکل جعفر بن محمد المعتصم.تحلیل
(۱۹) - بحارالانوار، ج ۹۸، ص ۳۲۰، باب کیفیه زیاره الحسین (ع) یوم عاشوراء




[ چهارشنبه 30 آذر 1390  ] [ 7:54 AM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

حامد منتظری مقدم
خبرگزاری فارس: چرا عزاداران حسینی، به شکل خود خواسته، به مجالس سوگواری امام حسین(علیه السلام) پا می گذارند، جامه سیاه بر تن می کنند، بر سر و سینه می زنند، اشک می ریزند و...؟ بی گمان، پاسخ به این پرسش، خود می تواند بیانگر «چرایی عزاداری برای امام حسین(علیه السلام)» باشد.
با گذر زمان، این نکته به روشنی معلوم شد که امام حسین(علیه السلام) و یارانش، مردان «پیروزِ» کربلا بودند. در کربلا، گرچه آنان، جان باختند; اما اسلام را حیاتی دوباره بخشیدند، رسمِ ستم ستیزی را به جهانیان آموختند، و خود نیز به فیض بزرگ شهادت دست یافتند. همچنین، آنان برای همیشه تاریخ، در نگاه دین مداران و عدالت خواهان جایگاهی شکوهمند یافتند و محبوبِ دل‌های مؤمنان شدند.
با این حال، قیام پیروزمندانه امام حسین(علیه السلام)در عاشورای سال ۶۱ هجری، با نثار خون‌های پاک عزیزان، بی قراری‌های کودکان، بی پناهی‌های بانوان، و یا صحنه هایی آکنده از «مصیبت» و «مظلومیت» رقم خورد. بر این اساس، یادآوری اخبار آن قیام خونین، همواره عواطف انسان‌ها ـ مسلمان و نامسلمان ـ را به تأثر واداشته،۲ و در طول تاریخ به برپایی عزاداری ـ با شکل‌های گوناگون ـ انجامیده است. از این رهگذر، پس از گذشت چهارده قرن و اندی، همچنان درس هاو پیام‌های آن قیام تازه و زنده مانده است.
این همه در حالی است که از دیرباز تاکنون، همواره مخالفانی نیز وجود داشته اند که عزاداری برای امام حسین(علیه السلام) را انکار کرده و یا درباره آن شبهه و تردید روا داشته اند. ایشان، گاهی کوشیده اند تا مشروعیتِ عزاداری برای امام حسین(علیه السلام) را نفی کنند۳ و گاهی نیز کارکردهای اجتماعی آن را زیر سؤال برده اند.
امروزه، عزاداری برای امام حسین(علیه السلام) بیشتر با شکل اخیر از تردید و انکار، و با این گونه شبهات مواجه است: چرا باید برای حادثه ای که قرن‌ها از وقوع آن گذشته، عزاداری و گریه کنیم; سیاه پوش کردن کوچه و بازار و محافل و بر سر و سینه زدن تا کی؟ آیا نمی شود یاد حادثه عاشورا را با شیوه‌های نو همانند برگزاری همایش و کنفرانس مطبوعاتی و... گرامی داشت؟۴ همچنین، گاهی این چنین، پرسش می شود: اگر امام حسین(علیه السلام) با حرکت خود در روز عاشورا، پیروز و برنده واقعی میدان بود، چرا شیعیان و محبّان آن حضرت به جای جشن و سرور، گریه و عزاداری می کنند؟۵
روی هم رفته، پرسش‌ها و شبهات یاد شده را می توان در دو سؤال اساسی زیر خلاصه کرد:
۱. عزاداری برای امام حسین(علیه السلام) چیست؟ (سؤال از چیستی);
۲. عزاداری برای امام حسین(علیه السلام) چرا برپا می شود؟ (سؤال از چرایی).
در این نوشتار، افزون بر پاسخ گویی به دو سؤال مزبور، با توجه به اینکه عزاداری در اساس، بر پایه گریه کردن استوار بوده، و با توجه به اینکه در روایات، پاداش عظیمی برای گریه بر امام حسین(علیه السلام) بیان شده است، به پرسش زیر نیز پاسخ گفته می شود:
۳. گریه بر امام حسین(علیه السلام) چیست و بر چه گونه هایی است؟ و در اساس، چرا بر امام حسین(علیه السلام) می گریند؟ (سؤال از چیستی و چرایی).
در ادامه این قسمت از نوشتار، سؤالات یاد شده در سه بخش پاسخ داده می شود:
۱. چیستی عزاداری برای امام حسین(علیه السلام)
«عَزا» در لغت، به معنای «صبر و شکیبایی کردن بر هر چیزی که انسان از دست می دهد»،۶ و نیز به معنای «خوب صبر کردن»، «صبر کردن در مصیبت» و «سوگ و مصیبت» است.۷ در عربی، «عَزّیْتُ فلاناً» یعنی او را دلداری و تسلّی دادم، و «اَحْسَنَ اللّهُ عَزاک» یعنی خداوند تو را صبر نیک دهد.۸
بر این اساس، «عزاداری» مراسمی است که برای آرامش بخشیدن به فرد یا افراد داغ دیده برگزار می شود. برای این منظور، روش‌های متعددی کاربرد دارد; مانند: هم دردی کردنِ زبانی با فرد داغ دیده، گریه کردن همراه با فرد داغ دیده، شنیدن غم و غصه‌های فرد داغ دیده، یادآوری داغ‌های دیگران به ویژه داغ‌های بزرگان دینی و تاریخی و... . در جوامع مختلف، عزاداری معمولا در قالب مراسم جمعی، در چند مرحله زمانی (سوم، هفتم، چهلم و...) و با آدابی مخصوص برگزار می شود، و روی هم رفته، تأثیر بسیار شگرفی در آرامش بخشیدن به افراد داغ دیده دارد.۹
افزون بر مراسم عزاداری، دو عامل «گذشت زمان» و «فراموشی» به یاری فرد داغ دیده می آید و اندک اندک او را از هیجان‌های ناشی از غم دیدگی می رهاند.۱۰ در این حال، معمولا مراسم عزاداری نیز متوقف می شود، و در نهایت، برای بزرگداشت و یاد بود، مراسمی برپا می شود; البته روشن است که نقش مراسم یادبود در آرامش بخشیدن به بازماندگان بسیار اندک، و نقش آن در زنده نگاه داشتنِ نام و یاد فرد در گذشته بسیار فراوان است. از این رو، برگزاری مراسم بزرگداشت و یادبود برای بزرگان دینی، ملّی و دانشمندان، حتی پس از گذشت زمان دراز از فقدان آن ها، کاری بسیار رایج است.
در وهله نخست، به نظر می رسد که برپایی مراسم عزاداری برای امام حسین(علیه السلام)از نوع اخیر است; اما در واقع، شخصیت امام حسین(علیه السلام)چندان عظیم، و حوادث قیام او چنان مصیبت بار است که عزاداری وی به هیچ وجه با مراسم معمول در یاد بود و بزرگداشت افراد که غالباً خشک و بی هیجان است، همانندی ندارد. پس از گذشت چهارده قرن و اندی از حادثه عاشورا، شرکت کنندگان در عزاداری امام حسین(علیه السلام)در واقع، خویشتن را مصیبت زده و داغدارِ آن حادثه بزرگ می یابند و با شرکت در این مراسم عملا به یکدیگر، و نیز به صاحبان اصلی مصیبت (اهل بیت(علیهم السلام)) تسلّی می دهند.۱۱ گواه بر این سخن، آن است که عزادارانِ امام حسین(علیه السلام)، به یادِ مصائب و مظلومیت آن حضرت گریه و شیون سر می دهند و حتی بی تاب می شوند; البته این حالات ریشه در پیوند عمیق عاطفی با امام حسین(علیه السلام) و اهل بیت(علیهم السلام)دارد که در این باره، در ادامه نوشتار به تفصیل سخن به میان خواهد آمد.
ناگفته پیداست که برپایی عزاداری امام حسین(علیه السلام) افزون بر تسلّی بخشیدن به شرکت کنندگان در آن مراسم، به طور کاملا طبیعی، سبب می شود تا نام و یاد امام حسین(علیه السلام) و حماسه عظیم او همواره زنده و تازه نگاه داشته شود; به ویژه آنکه عزاداری بر امام حسین(علیه السلام)در قالب یکی از مردمی ترین رسم‌های اجتماعی میان مسلمانان انجام می شود و همگان در هر سنّ و از هر صنف ـ زن و مرد، پیر و جوان و خردسال، و... ـ با حضور در آن، پیام‌ها و درس‌های حماسه حسینی را با عمق جان دریافت می کنند.
۲. چرایی عزاداری برای امام حسین(علیه السلام)
عزاداران امام حسین(علیه السلام) با حضور در مراسم عزاداری آن حضرت، در واقع، خویشتن را مصیبت زده و داغ دارِ حادثه خونین عاشورا می یابند; گریه و شیون سر می دهند و بی تاب می شوند. بر این اساس، در این قسمت از نوشتار، ابتدا باید بر این سخن اذعان کرد که عزاداری امام حسین(علیه السلام)، گرچه به گونه ای است که شرکت کنندگان در آن، غمبار و گریان می شوند، اما با وجود این، آن مراسم تأثیرات روانی بسیار مطلوبی بر روی ایشان بر جای می گذارد. بی گمان، شرکت کنندگان در عزاداری امام حسین(علیه السلام)آرامشی ویژه و لذتی خاص را احساس می کنند، و اگر غمی بر چهره آنان می نشیند، غمی متفاوت با غم و غصه‌های زندگی روزمره است; غم معنویت، غم آخرت و غم مظلومیت است. غمی است که منشأ حرکت است، و کنشوری اجتماعی افراد را افزایش می دهد نه کاهش، و عامل نابهنجار در زندگی افراد نمی شود، بلکه در مواردی نقش درمانی ایفا می کند، و به زندگی نشاط می بخشد.۱۲ از این رو، کسانی که حضور در مجالس عزاداری امام حسین(علیه السلام) را تجربه کرده اند، هرگز از تکرار و استمرار آن دلزده نمی شوند; در حالی که بی گمان، در هیچ مجلس یاد بود و بزرگداشت دیگری، وضع بدین گونه نیست.
حال، باید دید که چرا عزاداران حسینی، به شکل خود خواسته، به مجالس سوگواری امام حسین(علیه السلام) پا می گذارند، جامه سیاه بر تن می کنند، بر سر و سینه می زنند، اشک می ریزند و...؟ بی گمان، پاسخ به این پرسش، خود می تواند بیانگر «چرایی عزاداری برای امام حسین(علیه السلام)» باشد.
اساسِ پاسخ را باید در مهر و محبّتِ به امام حسین(علیه السلام)جستوجو کرد که تا «ژرفای احساسات و عواطفِ» عزاداران راه یافته،۱۳ و ایشان را چنان شیفته و شیدا کرده است که ناآشنایان طعنه گو، از حالت آنان به «جنون» تعبیر می کنند. آری، عزاداران امام حسین(علیه السلام) بر اساس «پیوند عمیق عاطفی»، هر ساله مراسم عزای حسینی را با شکوه تر از قبل برگزار می کنند، و این همه، تجلّی این فرموده رسول خدا(صلی الله علیه وآله)است: «إن لقتل الحسین حراره فی قلوب المؤمنین لاتبرد ابداً»۱۴; برای شهادت امام حسین(علیه السلام)در دل‌های مؤمنان حرارتی است که هرگز سرد و خاموش نمی شود.
بر این اساس، مهر، عشق و عاطفه، مهم ترین پشتوانه برای برپایی مراسم عزاداری امام حسین(علیه السلام) بوده است. با وجود این، کارکرد آن مراسم، هرگز به جنبه عاطفی محدود نبوده است. در طول تاریخ، برگزاری عزاداری برای امام حسین(علیه السلام)فرصتی مناسب به دست می داده است تا مرثیه سرایان و خطیبان، همگان را با شخصیت و نهضت امام حسین(علیه السلام)، و نیز با معارف اسلامی آشنا کنند. بر این اساس، عزاداری امام حسین(علیه السلام)آثار، فواید و کارکردهای بسیار مهمی در ابعاد فرهنگی، اجتماعی و سیاسی داشته است. بی گمان، شناخت این کارکردها و آثار سبب می شود تا ما نسبت به «چرایی عزاداری برای امام حسین(علیه السلام)» آگاهی ژرف تری پیدا کنیم. از این رو، در اینجا، مهم ترین کارکردها و آثار عزاداری امام حسین(علیه السلام)، به اجمال شناسایی می شود:
الف. زنده نگاه داشتن نهضت عاشورا
عزاداری برای امام حسین(علیه السلام) در مهم ترین کارکرد خود، سبب شده است تا یاد، نام و پیام‌های نهضت عاشورا زنده و جاوید بماند، و آموزه‌های آن به همه بشریت انتقال یابد. از این طریق، همه انسان‌ها ـ مسلمان و نامسلمان ـ در طول تاریخ، با آموزه هایی همچون: ستم ستیزی، آزادگی، شهادت طلبی، ایثار و حقیقت جویی آشنا شده اند. در این باره، این سخن از یک نویسنده غربی بسیار جالب توجه است: «اگر مورخان ما حقیقت این روز (عاشورا) را می دانستند و درک می کردند که عاشورا چه روزی است، این عزاداری را مجنونانه نمی پنداشتند; زیرا پیروان حسینی به واسطه عزاداری حسینی می دانند که پستی و زیر دستی و استعمار و استثمار را نباید قبول کرد; زیرا شعار پیشرو و آقای آن‌ها ندادنِ تن به زیر بار ظلم و ستم بود.»۱۵
ب. معرفی الگوهای راستین و ایجاد پیوند عمیق عاطفی با آنان
عزاداران حسینی، با شرکت در مراسم عزای امام حسین(علیه السلام)و یاران با وفایش، با شخصیت و عظمت روحی آنان آشنا می شوند، و آنان را انسان‌های کاملی می یابند که واجد صفات پسندیده صبر، وفا، استقامت، و از خود گذشتگی اند، و هر یک، الگو و اُسوه نیکی هایند. مهم تر اینکه عزاداران به یاد مظلومیت و مصیبت ایشان به سوگ می نشینند، می گریند، و بر سر و سینه می زنند، و از این طریق، شناخت خود را نسبت به آنان با پیوندی عاطفی، استحکام می بخشند.
از آن سو، عزاداران با دشمنان امام حسین(علیه السلام)، یزید و یزیدیان، نیز آشنا می شوند، و نسبت به آنان عمیقاً نفرت پیدا می کنند. بر این اساس، عزاداری امام حسین(علیه السلام)، در عمل، به تحقّقِ «تولّی» و «تبرّی» می انجامد، و فرصتی می شود تا عزاداران در خطاب به مقتدای خود، اعلام کنند: «انّی سلمٌ لِمن سالمکم و حربٌ لِمن حاربکم و ولی لِمن والاکم و عدوٌّ لِمن عاداکم»۱۶; من، با کسانی که با شما در آشتی و صلح باشند، آشتی اَم ; و با کسانی که با شما در ستیز و جنگ باشند، در ستیزم; و با کسانی که شما را دوست بدارند، دوستمَ; و با کسانی که شما را دشمن بدارند، دشمَنم.
ج. تعلیم معارف دینی
مجالس عزاداری امام حسین(علیه السلام)فرصتی بسیار ارزشمند به دست می دهد تا واعظان و خطیبان عالم، به بیان احکام و مباحث شرعی، اخلاقی و اعتقادی بپردازند و عزاداران حسینی را با معارف دینی آشنا کنند. بر این اساس، همان گونه که در محرم سال ۶۱ هجری، امام حسین(علیه السلام)برای احیای دین قیام کرد، مراسم عزاداری او نیز در طول تاریخ، بستری شد برای احیای دین و ترویج معارف آن.
د. ایجاد معنویّت در جامعه
چنان که پیش تر نیز گذشت، شرکت در عزاداری امام حسین(علیه السلام)، آرامش و لذت خاصی به عزاداران می بخشد. در واقع، این آرامش ناشی از فضای ویژه ای است که در مجالس عزای حسینی به وجود می آید. در این مجالس، سخن از دیانت، حقیقت و مظلومیت، با اشک و سوز همراه می شود و جان‌های خسته از زندگی‌های روزمره را دگرگون می کند. در نتیجه، عزاداران احساس پاکی، سبکباری، لطافت و معنویت می کنند که این حالات خود می تواند بیانگر نوعی از تزکیه و پالایش روحی باشد که با شرکت در مجالس عزای حسینی به دست می آید; البته سزاوار است که عزاداران در خارج از مجالس عزا نیز مراقب اعمال خود باشند تا رشد معنوی آنان افول نیابد.
در اینجا، همچنان باید تأکید کرد که موارد یاد شده در بالا، تنها برخی از مهم ترین کارکردها و آثار عزاداری امام حسین(علیه السلام)است.۱۷ اهمیت موارد یاد شده بر همگان روشن است، و بی شک، می توان ریشه تردیدها و انکارهایی را که نسبت به برپایی عزاداری برای امام حسین(علیه السلام) انجام می شود، در خصومت با همین آثار و کارکردها یافت. در این باره، امام خمینی(قدس سره) هشدار داده و می فرماید: «... آن روضه‌های سنّتی و آن مصیبت‌ها را زنده نگاه دارید که برکاتی که به ما می رسد از آن هاست، این برکات از کربلاست. کربلا و نام مبارک سیدالشهدا را زنده نگه دارید که با زنده بودن او اسلام زنده نگه داشته می شود.»۱۸ همچنین، می فرماید: «روضه سیدالشهدا برای حفظ مکتب سیدالشهدا است. آن کسانی که می گویند روضه سیدالشهدا را نخوانید، اصلا نمی فهمند مکتب سیدالشهدا چه بوده و نمی دانند یعنی چه. این گریه‌ها و این روضه ها، این مکتب را حفظ کرده است...»۱۹
۳. گریه بر امام حسین(علیه السلام)(چیستی و چرایی)
روایات نقل شده از معصومان(علیهم السلام) بیانگر آن است که آنان، خود به یاد مصائب و مظلومیت امام حسین(علیه السلام) می گریستند و نیز از اصحابشان می خواستند که این گونه رفتار کنند، و به منظور تشویق آنان، پاداش عظیمِ گریه بر حسین(علیه السلام) را بیان می کردند. بی گمان، همین رهنمودهای معصومان(علیهم السلام)، منشأ اصلی برای برپایی عزاداری امام حسین(علیه السلام) بوده، نیز در تداوم و بقای آن، و تبدیل شدنِ آن به شکل یک رسم و سنّت اجتماعی، نقش محوری داشته است.
حال در اینجا، باید دید که گریه بر امام حسین(علیه السلام) چیست و بر چه گونه هایی است؟ و در اساس، چرا بر حسین(علیه السلام)می گریند؟
برای پاسخ گویی به این پرسش ها، نخست باید بررسی کرد که به طور کلی، گریه کردن چگونه رفتاری است و چه انواعی دارد؟
در این باره، باید گفت که گریستن ـ همچون خندیدن ـ یک رفتار هیجانی مخصوص به انسان هاست. هر انسانی، کما بیش، مواردی از گریه کردنِ خود را تجربه کرده و یا گریستن دیگران را دیده است، و به وضوح دریافته است که گریه ـ مانند خنده ـ برآمده از شدیدترین حالات احساسی انسان است.۲۰همچنین، تجربه نشان می دهد که ابراز ناراحتی به وسیله گریه ـ یا ابراز شادی به وسیله خنده ـ از نشانه‌های تعادل روحی انسان است. به گونه ای که اگر فردی نگرید ـ یا نخندد ـ می توان روان او را نامتعادل توصیف کرد. انسان هایی که با گریه و خنده، غم‌ها و شادی‌های خود را بروز می دهند، از سلامت جسمی و روحی بیشتری و از نشاط و تحرک بهتری، در صحنه زندگی برخوردارند. از این رو، مشاهده مظلومیت و مصائب کسانی که مورد علاقه انسان هستند، نیز تجسم و یادآوری آن‌ها ـ که در مورد امام حسین(علیه السلام) و یارانش چنین است ـ عواطف انسان هایی را که فطرتی پاک دارند، تحت تأثیر قرار می دهد، و سبب می شود تا بر آن مظلومیّت و مصائب بگریند.۲۱
بر این اساس، گریه کردن یکی از رفتارهای عادی و طبیعی آدمی است. گریه، دارای یک ظاهر است و یک باطن. ظاهر آن یک امر فیزیولوژیک است. تأثیرات روانی، از طریق محرک‌های بیرونی یا درونی مثل تفکر، وارد چرخه فیزیولوژی مغز و اعصاب می شود، در نتیجه، بخش خاصی از مغز تحریک می گردد، و به غدد اشکی چشم فرمان فعالیت می هد و در نهایت، قطرات اشک جاری می شود که ما آن را گریه می نامیم. باطن گریه همان تأثیرات درونی و عاطفی است که به سبب عوامل مختلف، در فرد بروز می یابد. بر این اساس، «گریه» انواع گوناگونی دارد که در این جا، مهم ترین آن ها، به اجمال شناسایی می شود:۲۲
الف. گریه ناشی از علاقه طبیعی انسان به خود و متعلقات خود
این نوع از گریه، یا ریشه در دردمندی جسمی دارد که بیشتر در افراد کم سنّ و سال بروز می یابد، و یا برخاسته از غم و اندوهی است که در مواجهه با حوادث ناگوار، فضای درونی انسان را فرا می گیرد; حوادثی همچون: فقدان بستگان و آشنایان، از دست دادن شیء یا فرصت مورد علاقه، عدم دست یابی به موفقیتی مهم، عدم دست یابی به پیروزی در مسابقات ورزشی و... . در چنین حالتی، به اصطلاح عامیانه، عقده‌ها گشوده، و اشک از چشم جاری می شود. در اصطلاح روان شناسان، گریه در این حالت، سببِ «تخلیه روانی ـ هیجانی» می شود، و در نتیجه، فرد تا حدود زیادی آرامش پیدا می کند.۲۳
در داغ از دست دادن عزیزان، این نوع از گریه در افراد بازمانده بروز می یابد، و ناشی از احساس فراق و جدا شدن از آن عزیز درگذشته است. چنین گریه ای، معمولا برای همه افراد، در سنین، جوامع و جایگاه‌های مختلف پیش می آید، چنان که درباره شخص رسول اکرم(صلی الله علیه وآله) نیز گزارش شده است. حضرت در داغ وفات فرزندش ابراهیم (سال ۹ هجری)، چنان گریستند که اشک بر محاسن مبارکش جاری شد، و در برابر آنان که کوشیدند وی را از این کار منع کنند، فرمودند: «... این اشک، از روی رحمت و رأفت است و هر کس رحم نکند، مورد رحمت قرار نمی گیرد»،۲۴ و بنا به گزارشی، چنین فرمودند: «چشم می گِرید، و قلب اندوهناک می شود، اما ما سخنی نمی گوییم که ]ناسپاسی باشد و [پروردگار را به خشم آورد.»۲۵ در سوگ درگذشت رقیه دختر پیامبر(صلی الله علیه وآله)(سال ۲ هجری)، عمربن الخطاب کوشید تا زنان را از گریستن باز دارد، اما رسول خدا(صلی الله علیه وآله) مانع او شد، و فرمود: «... هر چه از چشم و قلب باشد ]یعنی اشک و اندوه[، از روی رحمت و رأفت است، و هر چه از زبان و دست باشد ]کارهایی مانند: ناسپاسی کردن، گریبان دریدن، به خود لطمه زدن و...[ از شیطان است.»۲۶ همچنین رسول اکرم(صلی الله علیه وآله)، در شهادت عموی گرامی اش حمزه (سال ۳ هجری)، با بیانِ این سخن که «عمویم حمزه گریه کننده ندارد»، دیگران را به گریستن بر حمزه واداشت،۲۷ و نیز خود برای او بسیار گریه کرد،۲۸ چنان که حضرت ـ در موارد مختلف ـ در داغ بستگان و یاران دیگر خویش اشک ریخت،۲۹ وروی هم رفته،این گونه رفتارهای پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله)سبب شد تا گریستن برای درگذشتگان، در جایگاه یک رسم اجتماعی «تأیید شده از سوی شرع» در میان مسلمانان رواج یابد. در اینجا، باید از نوع دیگری از گریه یاد کرد که حالتی ویژه دارد. برخلاف موارد دیگر که بر اثر غم و اندوه بروز می یابد، ویژگی این نوع خاص در این است که در حالت شادمانی شدید پیش می آید، و معمولا «گریه شوق» نامیده می شود. این گریه در مواردی است که انسان، پس از گذرانِ دوره ای از فراق، جدایی و ناامید شدن در دست یابی به شیء، نعمت یا یکی از عزیزانِ خود، به آن خواسته نایافته می رسد، پس در این هنگام، از شدت شوق و هیجان، بی اختیار می گرید. چنین گریه ای، از جلوه‌های زیبایی احساس و دلدادگی روحی انسان است.۳۰ چنان که در تاریخ صدر اسلام (سال ۷ هجری پس از فتح خیبر)، هنگامی که جعفربن ابی طالب پس از سال‌ها حضور در حبشه، به مدینه بازگشت و به حضور رسول اکرم(صلی الله علیه وآله)رسید، پیامبر(صلی الله علیه وآله)به استقبال او رفت، «و بکی فرحاً برؤیته; و از شوق دیدارش گریست.»۳۱
ب. گریه ناشی از نوع دوستی و مِهرورزی نسبت به دیگران
انسان، به طور طبیعی موجودی نوع دوست و مِهرورز است که با مشاهده ـ یا آگاه شدن از ـ بروز حوداث ناگوار برای دیگران، متأثر می شود، و حتی برای آنان می گِرید. در مواردی همچون: سیل، زلزله، قحطی، و بلایای طبیعی دیگر که معمولا به شماری از انسان‌ها آسیب می رسد و آنان با وضعیتی وخیم مواجه می شوند، حتی کسانی که خارج از صحنه حوادث اند، با آگاه شدن از آن، بسیار متأثر، و گاهی گریان می شوند; البته این حالت، سبب می شود تا ایشان در یاری رساندن به آسیب دیدگان اقدام کنند; حتی گاهی به روشنی دیده می شود که میان میزان متأثر شدنِ افراد از یک سو، و میزان یاری رسانی آنان به آسیب دیدگان از سوی دیگر، پیوستگی برقرار است.
قسم دیگری از گریه نوع دوستانه، گریه بر «مظلوم» است. انسان ها، از روی رأفت و دلسوزی، با مشاهده ـ یا آگاه شدن از ـ ستمدیدگی هم نوعان خود متأثر می شوند، و حتی برای آنان می گریند. یک جنبه آشکار از گریه برای حضرت امام حسین(علیه السلام)همین قسم از گریه است که در این باره، پس از این، به تفصیل سخن به میان می آید.
ج. گریه ناشی از عقیده و کمال خواهی
در جهان بینی الهی، کمال انسان در تقرّب و نزدیکی جستن به خداست. در این جهان بینی، آموزه‌های خاصی مطرح است که آن آموزه ها، به گونه‌های خاصی از گریه، معنا و مفهوم می بخشد; مانند اینکه گریه ناشی از «خوف خدا»، زمینه ساز قرب الهی،۳۲ و مایه دست یابی به رحمت خداوند است.۳۳ بر این اساس، انسان‌های معتقد و مؤمن، در پیشگاه خداوند، خاشعانه به مناجات می پردازند، خطاها و گناهان خود را به یاد می آورند، و با سوزِ دل و اشک چشم، از خداوند آمرزش می جویند.
همچنین در اینجا، نوعی از گریه ناشی از فضیلت طلبی و کمال خواهی۳۴ را نیز می توان شناسایی کرد که برخاسته از اعتقاد به کمالات انسانی و کوشش برای رسیدن به آن کمالات است. در چنین مسیری، رهپویان، از شمع وجودِ انسان‌های با فضیلت و به کمال رسیده ـ مانند: پیشوایان و بزرگان دین، معلّمان و مربیان اخلاق و... ـ بهره می برند، و چنانچه شمع وجود ایشان خاموش شود، اندوهی بزرگ آنان را فرا می گیرد. از این رو، داغ از دست رفتنِ انسان‌های با کمال و فضیلت، همواره بسیار سنگین است، و همگان ـ و نه فقط بستگانشان ـ برای آنان به سوگواری می پردازند. در این باره، این نمونه تاریخی، جالب توجه است: پس از وفات پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله)، «امّ ایمن»۳۵ گریه می کرد. عمربن الخطاب از او پرسید: «چرا گریه می کنی؟ مگر نه اینکه رسول خدا(صلی الله علیه وآله) در پیشگاه خداوند است؟» امّ ایمن پاسخ داد: «گریه من برای از دست دادنِ رسول خدا(صلی الله علیه وآله)نیست، بلکه برای آن است که با درگذشت او، دست ما از اَخبار آسمان و وحی کوتاه شده است.»۳۶
در اینجا، باید توجه داشت چنان که پیشتر نیز گفته شد، انواع سه گانه گریه یاد شده در بالا، بر اساسِ عوامل مختلف گریستن است. بنابراین، گاهی فقط یک، و یا دو مورد از عوامل مزبور تحقق می یابد، و گاهی ممکن است که هر سه عامل، به طور یکجا و به شکل متداخل عمل کنند که در این حالت، بالطبع بر غم و اندوه سوگواران افزوده می شود، و گریه‌های ایشان شدت می یابد; چنانچه هر گاه «انسانی با فضل و کمال از بستگان و عزیزان، به شکلی مظلومانه» کشته شود، گریه بازماندگانش می تواند ناشی از هر سه عامل اصلی یاد شده باشد.
حال پس از شناخت انواع اصلی گریه و عوامل هر یک از آن ها، باید بررسی کرد که گریه بر امام حسین(علیه السلام)از کدام نوع است؟ در پاسخ، نخست باید تأکید کرد که عزاداری امام حسین(علیه السلام)از دیرباز در بستر وسیع زمانی،و پهنه‌های مختلف مکانی انجام شده، وطیف وسیعی از گریه کنندگان را در برگرفته است. بر این اساس، تشخیصِ نوع گریه امام حسین(علیه السلام)، بدون توجه به تفاوت شرکت کنندگان در سوگواری و مراحل مختلف آن، امری ناممکن می نماید.
بی گمان، گریه‌های طولانی بزرگ ترین بازمانده عاشورا، حضرت امام سجاد(علیه السلام) که از نزدیک صحنه‌های مصیبت بار کربلا و مظلومیت‌های پدر، برادران، عموها و دیگر عزیزان و همراهان خود را مشاهده کرده بود، گریه هایی بود کاملا متمایز، و ناشی از هر سه عامل: گریه از روی رحمت و رأفت در داغِ عزیزان; گریه بر مظلومیت ها; و گریه بر فقدان انسان هایی در حدّ اعلای فضل و کمال و پاکی.
پس از آن، در دوران متأخرتر، گریه‌های کسانی که با تشویق‌های ائمه اطهار(علیهم السلام)، و با آگاهی از اجر عظیم گریه بر امام حسین(علیه السلام)، اقدام به برپایی مجالس عزا برای آن حضرت می کردند و به یاد مصائب او می گریستند، گریه هایی بوده است بر مظلومیت، و ناشی از عقیده.
بر این اساس، اعتقاد به پاداش فراوان گریه بر امام حسین(علیه السلام)و نیز یادکرد از مصیبت‌ها و مظلومیت‌های آن حضرت، همواره در طول تاریخ، در برپایی عزاداری‌های حسینی تأثیرگذار بوده، و سبب شده است تا احساسات و عواطف عزاداران، با یاد و نام اباعبدالله الحسین(علیه السلام) و یاران با وفایش، پیوندی ناگسستنی و عمیق بیابد، و پس از قرن ها، برای آنان، همچون عزیزترین نزدیکان خود سوگواری کنند، بگریند و بر سر و سینه بزنند.
در این میان، «مظلومیتِ» امام حسین(علیه السلام)۳۷ و دیگر شهیدان کربلا، عاملی بسیار مهم در برانگیختن احساسات و هیجانات همه انسان‌های پاک دل بوده، بسیاری از افراد غیرشیعه و حتی غیرمسلمان را در زمره سوگواران حسینی در آورده است. «مظلومیتِ» آنان که در قالب مصیبت هایشان یادآوری می شده، برای دل و جان عزاداران «سوز»، و برای چشم آنان، «اشک» را به ارمغان می آورده است; البته عشق و محبت نسبت به امام حسین(علیه السلام) و یارانش در عمق وجود برخی از عزاداران، چنان نفوذ کرده است که گاهی، فقط با شنیدن «نامِ» آنان، اشک از چشمانشان جاری می شود:

آن چنان کز برگ گل، عطر و گلاب آید برون تا که نامت می برم، از دیده آب آید برون    ***   رشته الفت بود در بین ما، کز قعر چاه کِی بدون رشته، آب بی حساب آید برون؟
تا نسوزد دل، نریزد اشک و خون از دیده‌ها آتشی باید که خوناب کباب آید برون    ***   گر نباشد مهر تو، دل را نباشد ارزشی برگِ بی حاصل شود گل، چون گلاب آید برون.۳۸

آری، در عزاداری امام حسین(علیه السلام)، آنچه در برون تجلّی می یابد، «اشکِ چشمِ» عزاداری است، و درون آن، مهر و محبتی است که خداوند در دل‌های آنان قرار داده است; «اشک، زبانِ دل و شاهد عشق است.»۳۹
آنچه در بالا گذشت، بیانگر چیستی گریه بر امام حسین(علیه السلام)بود، و نیز با شناخت عوامل آن، بخشی از چرایی گریه بر حسین(علیه السلام)را بیان می کرد; در ادامه، به برخی از آثار و کارکردهای گریه‌های سوگواران حسینی اشاره می شود تا بدین سان، چرایی آن بیشتر روشن شود، همچنین، آنان که ناآگاهانه به تشکیک و تردید درباره مراسم عزاداری اباعبدالله الحسین(علیه السلام)می پردازند به خطای خود پی ببرند، نیز آشکار شود که معاندان، چرا به این مراسم، بسیار هجوم می آورند.
برخی از آن آثار و کارکردها، جنبه فردی، و برخی نیز جنبه اجتماعی و سیاسی دارد. از نظر فردی، گریه‌های عزاداران، از یک سو، آنان را تخلیه هیجانی می کند، به آرامش روحی ـ روانی می رساند و باعث صفای باطنی می شود که در این باره، پیش تر نیز سخن به میان آمد. از سوی دیگر حضور عزاداران در مراسم عزای حسینی، عواطف و شناخت آنان را تقویت می کند، و نیز سبب می شود تا آنان بکوشند در رفتار خود، شبیه به آنان باشند که برایِشان می گریند; هنگامی که عزاداران به یادِ وفاداری ابوالفضل العباس(علیه السلام)، یا آزادگی حرّبن یزید ریاحی اشک می ریزند، ناخود آگاه، خواهند کوشید تا در حد توان، آزاد مرد و وفادار باشند، و از نامردمی به دور.۴۰
گریه بر امام حسین(علیه السلام)، از نظر سیاسی و اجتماعی نیز آثار و کارکردهای بسیار مهمی دارد; زیرا این گریه‌ها در جایگاه یک رفتار کاملا احساسی و هیجانی، و در عین حال کاملا آگاهانه، به یادِ بزرگمردی است که برای احیای دین و اجرای عدالت، خود را در سخت ترین شرایط قرار داد و هر گونه مصیبت و مظلومیت را به تن خرید; بدین سان، این گریه، شخصیت فرد عزادار را به شخصیت عظیم چنان انسان وارسته ای پیوند می زند، و اهداف و آرمان‌های او را در عمق جان وی پایدار می کند.
فرد عزادار با سوگمندی و گریه برای امام حسین(علیه السلام) آشکارا اعلام می کند که او وفادار به امام حسین(علیه السلام)، نهضت او، و آرمان‌های او است، و در میدان عمل نیز وفاداری خود را به اثبات می رساند; به یاد داریم که در همین روزگار، در صحنه‌های مختلف انقلاب و دفاع مقدس، مردان حسینی در میدان عمل چه خوش درخشیدند!
گریه و عزاداری برای حسین(علیه السلام)، در واقع، انقلاب و مکتب او را زنده نگاه داشته و پیام امام حسین(علیه السلام)را به همه انسان‌ها انتقال داده است. بر این اساس، گریه در فرهنگ عاشورا، سلاح همیشه برّانی است که فریادِ اعتراض بر ستمگران است و پاسدارِ خون شهیدان.۴۱ در این باره، این سخنان از حضرت امام خمینی(قدس سره)بسیار گویاست: «هر مکتبی، تا پایش سینه زن نباشد، تا پایش گریه کُن نباشد،... حفظ نمی شود»;۴۲ «گریه کردن بر عزای امام حسین(علیه السلام)، زنده نگه داشتن نهضت، و زنده نگه داشتن همین معنا است که یک جمعیت کمی در مقابل یک امپراتور بزرگ ایستاد... آن‌ها از همین گریه‌ها می ترسند، برای اینکه این گریه ای است که گریه بر مظلوم است، فریاد مقابل ظالم است.»۴۳
______________________________________________________
۱ـ نوشتار حاضر، بخشی از طرح جامع مقتل امام حسین (ع) است که به وسیله گروه تاریخ مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) در حال تدوین می باشد.
۲ـ ادوارد گیبون (۱۷۳۷ـ۱۷۹۴م) مورخ انگلیسی می گوید: «در طی قرون آینده بشریت، و در سرزمین های مختلف، شرح صحنه های حزن آور مرگ حسین موجب بیداری قلب خونسردترین قارئین ]و مخاطبان [خواهد شد.» (سید عبدالکریم هاشمی نژاد، درسی که حسین(علیه السلام)به انسان ها آموخت، چ سوم، تهران، فراهانی، ۱۳۵۱، ص ۴۴۸.)
۳ـ احمد تقی الدین ابن تیمیّه» (۶۶۱ـ ۷۲۸ق) و پس از او، فرقه وهابیت عزاداری برای امام حسین(علیه السلام)را بدعت و حرام دانسته اند. (ابن تیمیّه الحرّانی الدمشقی الحنبلی، منهاج السّنه النبویه فی نقض کلام الشیعه و القدریه، ریاض، مکتبه الریاض الحدیثه، القاهره، مکتبه الجمهوریه، ج ۲، ص ۳۲۳ـ ۳۲۶.)
۴ـ عبدالحکیم سلیمی، فلسفه عزاداری امام حسین(علیه السلام)، اهداف و آثار قیام امام حسین(علیه السلام)، تهران، مرکز چاپ و نشر مجمع جهانی اهل بیت(علیهم السلام)با مشارکت نشر شاهد، ۱۳۸۱، ص ۲۲۹.
۵ـ برای آگاهی درباره برخی از این گونه پرسش ها و شبهات و نیز پاسخ های آن ر.ک: محمّدتقی مصباح، آذرخشی دیگر از آسمان کربلا، چ چهارم، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(قدس سره)، ۱۳۸۰، ص ۱۴ـ۲۳.
۶ـ ابن منظور، لسان العرب، تصحیح امین محمد عبدالوهاب و محمدالصادق العبیدی، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ۱۴۱۶، ج ۹، ص ۱۹۵ و ۱۹۶ (ماده عزا).
۷ـ علی اکبر دهخدا، لغت نامه دهخدا، تهران، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، ۱۳۷۳، چ اول از دوره جدید، ج ۱۰، ص ۱۳۹۸۴ (ماده عزا).
۸ـ ابن منظور، پیشین، ج ۹، ص ۱۹۵و ۱۹۶ (ماده عزا) / احمدبن محمد بن علی المقری الفیومی، المصباح المنیر، قم، مؤسسه دارالهجره، ۱۴۰۵ق، ص ۴۰۸ (ماده عَزَوْتُه).
۹ـ محمد کاویانی، «روان شناسی عزاداری»، تعالیم اخلاقی و عرفانی امام حسین(علیه السلام)، تهران، مرکز چاپ و نشر مجمع جهانی اهل بیت(علیهم السلام) با مشارکت نشر شاهد، ۱۳۸۱، ص ۳۴۶ و ۳۴۷.
۱۰ـ همان، ص ۳۴۷.
۱۱ـ امام محمّدباقر(علیه السلام) در پاسخ به یکی از اصحاب که پرسیده بود: عزاداران امام حسین(علیه السلام)چگونه به یکدیگر تسلیت بگویند؟ چنین فرمودند: «یقولون: عظّم اللّه اجورنا بمصابنا بالحسین(علیه السلام)، و جعلنا و ایاکم من الطالبین بثاره مع ولیّه الامام المهدی من آل محمد(صلی الله علیه وآله)»: (به یکدیگر) چنین می گویند: خداوند پاداش های ما را در «مصیبتِ مان» درباره حسین(علیه السلام)عظیم گردانَد، و ما و شما را از زمره کسانی قرار دهد که به خونخواهی او، همراه با ولی خدا، امام، مهدی آل محمد(علیهم السلام)قیام می کنند. (جعفربن محمد بن قولویه القمی، کامل الزیارات، تحقیق الشیخ الجود القیومی، لجنه التحقیق، مؤسسه نشر الفقاهه، ۱۴۱۷ ق، ص ۳۲۵و ۳۲۶.)
۱۲ـ محمد کاویانی، پیشین، ص ۳۵۰و ۳۵۱.
۱۳ـ مرتضی مطهری، قیام و انقلاب مهدی (عج) به ضمیمه شهید، چ پنجم، قم، صدرا، ۱۳۹۸ق، ص ۱۲۲ و ۱۲۳.
۱۴ـ میرزا حسین نوری طبرسی، مستدرک الوسائل، چ دوم، قم، مؤسسه آل بیت(علیهم السلام)لإحیاءالتراث، ۱۴۰۸ ق، ج ۱۰، ص ۳۱۸.
۱۵ـ سید عبدالکریم هاشمی نژاد، پیشین، ص ۴۵۱.
۱۶ـ عبارتی است از «زیارت امام حسین(علیه السلام) در روز عاشورا» (جعفر بن محمدبن قولویه القمی، کامل الزیارات، ص ۳۳۰.)
۱۷ـ یکی دیگر از موارد مهم، نقش عزاداری امام حسین(علیه السلام) در ترویج مذهب تشیّع است. اثر ژوزف، خاورشناس فرانسوی در کتاب «اسلام و مسلمانان» در فصل «شیعه و پیشرفت های خیره کننده آن» به این امر اذعان کرده است. ر.ک: سید شرف الدین عاملی، فلسفه شهادت و عزاداری حسین بن علی(علیه السلام)، ترجمه علی صحت، انتشارات مرتضوی، ۱۳۵۱، ص ۹۴ و ۹۷.
۱۸ـ امام خمینی، صحیفه نور، مجموعه رهنمودهای امام خمینی(قدس سره)، تهران، تهیه و تدوین انتشارات سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، ۶۹ ـ۱۳۶۱ش، ج ۱۸، ص ۲۲.
۱۹ـ همان، ج ۸، ص ۶۹.
۲۰ـ مرتضی مطهری، حماسه حسینی، چ هفدهم، تهران، صدرا، ۱۳۷۴، ج ۳، ص ۹۴.
۲۱ـ حکیمه قاسمی، «فلسفه عزاداری یا اهمیت سوگواری»، حماسه عاشورا، تهران، مرکز چاپ و نشر مجمع جهانی اهل بیت(علیهم السلام)با مشارکت نشر شاهد، ۱۳۸۱، ص ۱۶۷.
۲۲ـ محمد کاویانی، پیشین، ص ۳۵۲، به نقل از: حسین رجبی، پاسخ به شبهات عزاداری، ص ۲۰.
۲۳ـ همان، ص ۳۵۲ و ۳۵۳.
۲۴ـ ابوجعفر محمدبن الحسن الطوسی، الامالی، تحقیق مؤسسه البعثه، قم، دارالثقافه، ۱۴۱۴ ق، ص ۳۸۸، (مجلس سیزدهم).
۲۵ـ «... قال رسول الله(صلی الله علیه وآله): تدمع العین و یحزن القلب، و لا نقول ما یسخط الربّ...» (محمدبن یزید القزوینی، سنن ابن ماجه، بیروت، دارالفکر، ج ۱، ص ۵۰۶.)
۲۶ـ «... قال رسول الله(صلی الله علیه وآله)...: فانه مهما یکن من العین و القلب فمن الرحمه و ما یکون من اللسان و الید، فمن الشیطان.» (ابی بکر بیهقی، السنن الکبری، بیروت، دارالفکر، ج ۴، ص ۷۰.)
۲۷ـ احمدبن حنبل، مسند احمد، بیروت، دارالمعرفه، ۱۴۰۶ ق، ج ۲، ص ۸۴ / ابی بکر بیهقی، پیشین، ج ۴، ص ۷۰.
۲۸ـ علی بن برهان الدین حلبی الشافعی، السیره الحلبیه، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ج ۲، ص ۲۴۶.
۲۹ـ از جمله می توان به گریستن پیامبر(صلی الله علیه وآله) بر سر مزار مادرش اشاره کرد. (مسلم نیشابوری، صحیح مسلم، بیروت، دارالفکر، ج ۳، ص ۶۵ / محمد کاویانی، پیشین، ص ۳۳۹-۳۴۱.)
۳۰ـ حکیمه قاسمی، پیشین، ص ۱۶۹.
۳۱ـ محمّدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۲۱، ص ۲۴.
۳۲ـ امام باقر(علیه السلام)فرمود: «در نجوای خداوند با موسی(علیه السلام) بر روی کوه طور چنین بود: ای موسی به قوم خود، این سخن مرا برسان که هیچ چیزی مانند گریه از روی خشیّتِ من، متقرّبین را به من نزدیک نمی کند.» (شیخ صدوق، ثواب الاعمال، چ دوم، قم، منشورات الرضی، ۱۳۶۸ ش، ص ۱۷۲.)
۳۳ـ در مناجاتی از امام سجاد(علیه السلام) چنین آمده است: «خداوندا! اشکِ چشم کسی که از خوف تو بگرید، مورد رحمت تو قرار می گیرد.» (شیخ طوسی، مصباح المتهجد، بیروت، مؤسسه فقه الشیعه، ۱۴۱۱ ق / ۱۹۹۱ م، ص ۷۳۹.)
۳۴ـ محمد کاویانی، پیشین، ص ۳۵۳و۳۵۴.
۳۵ـ امّ ایمن، کنیز و دایه رسول خدا(صلی الله علیه وآله)بود و نزد حضرت منزلتی والا داشت. (محمدبن سعد، الطبقات الکبری، تحقیق محمدعبدالقادر عطا، بیروت، دارالکتب العلمیه، ۱۴۱۰ ق، ج ۸، ص ۱۷۹.)
۳۶ـ ابوبکر بیهقی، دلائل النبوه، تعلیق عبدالمعطی قلعجی، بیروت، دارالکتب العملیه، ۱۴۰۵، ج ۷، ص ۲۶۶.
۳۷ـ ابن تیمیّه (۶۶۱ـ۷۲۸ق) با آنکه عزاداری امام حسین(علیه السلام) را بدعت و حرام می داند، می گوید: «فلا ریب انه قتل مظلوماً شهیداً»; شکی نیست که او (امام حسین(علیه السلام)) کشته شد در حالی که مظلوم و شهید بود. (ابن تیمیه، منهاج السنه النبویه، ج ۲، ص ۳۲۱ و ۳۲۲.)
۳۸ـ حبیب چایچیان (حسان)، ای اشک ها بریزید، چ هفدهم، تهران، جاویدان، ۱۳۷۴، ص ۱۳۱.
۳۹ـ جواد محدثی، فرهنگ عاشورا، قم، معروف، ۱۳۷۴، ص ۳۸۲.
۴۰ـ محمد کاویانی، پیشین، ص ۳۵۴و ۳۵۵.
۴۱ـ همان، ص ۳۸۴.
۴۲ـ امام خمینی، صیفحه نور، ج ۸، ص ۷۰.
۴۳ـ همان، ج ۱۰، ص ۳۱ و ۳۲.




[ چهارشنبه 30 آذر 1390  ] [ 7:54 AM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

 

شیعیان هند با خانه تکانی و نظافت حسینه‌ها، مساجد و احداث تکیه‌ها و آماده‌سازی مکان‌های عزاداری به منظور برگزاری آیین بزرگداشت یاد و خاطره سالار شهیدان و یارانش چند روز قبل از آغاز ماه محرم با شور و هیجان خاصی به استقبال این ماه می‌روند. شیعیان هند که حدود ‪۱۰درصد جمعیت نزدیک به یکصد و پنجاه میلیونی مسلمانان این کشور را تشکیل می‌دهند، در ماه‌های محرم و صفر و بویژه در دهه عاشورا با علاقه‌ی وصف نشدنی، برنامه‌های مختلف و ویژه‌ای را برگزار می‌کنند.
این برنامه‌ها از روز اول محرم آغاز می‌گردد و تا پایان روز عاشورا و مراسم ویژه شام غریبان در تمامی روز و تا ساعاتی از شب ادامه می‌یابد. در مناطق شیعه‌نشین هند از جمله شهرهای "لکنهو"، "امرهه" و "کشمیر" عموما مکان‌های ویژه‌ای ساخته می‌گردد که به "امام‌باره" معروف است و تقریبا مکانی همچون تکیه و حسینیه در ایران است که عزاداری ماه محرم در آنها برگزار می‌گردد. امام‌باره شهر لکنهو مرکز ایالت "اوتارپرادش" واقع در شمال هند که پر جمعیت‌ترین ایالت هند است از جمله بزرگترین امام‌باره‌های هند است که قدمت آن به حدود چهارصد سال می‌رسد و در شمار آثار باستانی هند ثبت شده است. بیشتر مراسم عزاداری درهند در ماه‌های محرم و صفر در امام‌باره‌ها برگزار می‌گردد.
مجالس عزاداری امام حسین (علیه السّلام) عموما شامل سخنرانی توسط علمای محلی و نیز نوحه خوانی به زبان محلی است. همانند دیگر مناطق شیعه‌نشین جهان در هند نیز چند روزدهه اول محرم هرکدام به نام اهل بیت و یاران امام حسین (علیه السّلام) نام‌گذاری شده است و هر روز به نام خاصی مراسم برگزار می‌گردد. از روز چهارم محرم به نام حضرت حر عزاداری صورت می‌گیرد که همراه با برگزاری مجالس عزا، مردم نذورات خود را نیز در قالب غذاهای ویژه‌ای که برای این ایام می‌پزند ادا می‌کنند. روز پنجم به نام فرزندان حضرت زینب (سلام الله علیها)، روز ششم به نام حضرت علی اکبر، هفتم محرم به نام حضرت قاسم، هشتم به یاد حضرت ابوالفضل، نهم به نام حضرت علی اصغر و دهم به نام سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین گرامی داشته می‌شود. از روزاول محرم عزاداران با شربت پذیرایی می‌شوند اما در روزهای تاسوعا و عاشورا مردم همراه با دیگر غذاها نذورات خود را به صورت غذایی که به حاضری معروف است و شامل مقداری نان و کباب و یا غذایی شبیه به قیمه ایرانی است در اختیار عزاداران قرار می‌دهند. در روز نهم که به یاد حضرت علی اصغر گرامی داشته می‌شود توزیع شیر میان مردم بسیار رایج است.
از اول تا ششم محرم عموما مجالس عزاداری در منازل و یا امام‌باره ها انجام می‌گردد اما از این روز به بعد دسته جات عزادار بعد از ظهرها به خیابان‌ها آمده و مراسم خود را به صورت راهپیمایی در خیابان انجام می‌دهند. این نوع عزاداری در روز هفتم که به نام حضرت قاسم (علیه السّلام) انجام می‌گردد به "مهنی" معروف است. مردم مسلمان هند اعتقاد دارند که بنا بر بعضی روایات در چنین روزی حضرت قاسم (علیه السّلام) با دختر امام حسین (علیه السّلام) ازدواج کرده است. در عزاداری روز نهم که به نام حضرت علی اصغر برگزار می‌شود، عزاداران گهواره‌ای را به صورت نمادین روی دستان خود حمل می‌کنند. شیعیان هند شب عاشورا را نیز همانند شبهای قدر گرامی می‌دارند و تا صبح بیدار می‌مانند و به عزاداری و مرثیه سرایی می‌پردازند. عزاداری روز عاشورا نیز که از بامداد این روز آغاز می‌گردد تا عصر ادامه می‌یابد و عموما مردم در این فاصله به حرمت شرایطی که در این ساعات در روز عاشورا بر خاندان امام حسین (علیه السّلام) گذشته است از خوردن پرهیز می‌کنند و بعد از اتمام رسمی مراسم به هنگام عصر روزه نمادین خود را با غذاهای نذری که با عدس و برنج پخته می‌شود افطار می‌کنند که به‌این عمل "فاقه‌شکنی" گفته می‌شود. سینه زنی، زنجیر زنی، قمه زنی و راه رفتن با پای برهنه روی آتش از جمله کارهایی است که عزاداران عاشورا در بزرگداشت این روز انجام می‌دهند. بعد از نماز مغرب و عشا مراسم شام غریبان آغاز می‌گردد و مردم هر شهر یا محله در یک محل جمع می‌شوند اما رسوم ویژه‌ای برای این شب آنچنان که در ایران معمول است وجود ندارد و تنها مرثیه خوانان به ذکر مصیبت بازماندگان عاشورا می‌پردازند.
در مراسم سینه زنی و زنجیر زنی از بعضی سازها همچون طبل و تعدادی ادوات موسیقی محلی نیز هماهنگ با نوای مرثیه استفاده می‌گردد. از جمله آداب و رسوم ویژه ماه‌های محرم و صفر در بین شیعیان هند این است که هیچگونه مراسم ازدواجی دراین ماه انجام نمی‌گیرد و مردم ترجیح می‌دهند لباس نو خریداری نکنند و از برگزاری مراسمی همچون جشن تولد نیز پرهیز می کنند. زنان نیز علاوه بر آنکه در مجالس عمومی که در امامباره‌ها برگزار می‌گردد شرکت می‌کنند مجالس ویژه‌ای را در منازل خود نیز به مورد اجرا می‌گذارند که در آن زنانی که به "حدیث خوان" معروفند برای شرکت‌کنندگان در مراسم سخنرانی و مرثیه سرایی می‌کنند. تا پیش از سال ‪۱۹۷۸در هند حرکت دستجات عزادار در خیابان‌ها ممنوع بود اما از این سال به بعد شیعیان اجازه یافتند مراسم خود را در معابر عمومی نیز انجام دهند




[ چهارشنبه 30 آذر 1390  ] [ 7:45 AM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

گریستن و گریاندن‏

گریه براى مصایب امام حسین(علیه السّلام) نوعى پیوند با راه و روش و هدف آن حضرت است که باعث آمادگى براى مبارزه و جهاد در راه خدا مى‏شود و نیروى ایمان و عقیده را از هر جهت بسیج مى‏کند و ناامیدى و زبونى را از انسان دور مى‏نماید. از آن‏جا که شهادت سالار شهیدان و ی اران با وفایش از منظر عمومى، آثار ویرانگرى براى حکومت بنى‏امیه و سال‏ها بعد براى بنى عباس داشت و مشروعیّت حاکمان این دو سلسله را زیر سؤال برده بود، براى این که این تراژدى غم‏بار به دست فراموشى سپرده نشود، امامان(علیهم السّلام) با گریه بر شهیدان نینوا و زنده نگه داش تن یاد و خاطره جانبازى‏هاى آنان اهداف شهیدان کربلا را دنبال مى‏کردند. عظمت حادثه کربلا به قدرى دلخراش بود که شاهدان آن مصیبت تا زنده بودند آن را فراموش نکردند.
امام سجّاد(علیه السّلام) در مناسبت‏هاى گوناگون بر عزیزانش گریه مى‏کرد.
اشک‏هاى آن حضرت(علیه السّلام) عواطف را بر مى‏انگیخت و در اذهان مخاطبان مظلومیّت شهداى کربلا را ترسیم مى‏نمود. امام سجّاد (علیه السّلام) بنیانگذار فرهنگ گریه در میان مؤمنان بود و طى ۳۵ سال امامتش به این روش ادامه داد (۶) تا جایى که یکى از «بکّائین پنج گانه تاریخ»(۷) نامیده شد. وقتى راز آن همه گریه را از آن حضرت مى‏پرسیدند، حضرت مصایب جانگداز کربلا را بازگو مى‏کرد و مى‏فرمود: مرا ملامت نکنید. بدرستى یعقوب(علیه السّلام) پس از آن که یک فرزند خود را از دست داد، آن قدر گریست تا از غصّه چشم‏هایش سفید شد. در حالى که یقین به مرگ فرزندش نداشت.
ولى من به چشم خود در نصف روز دیدم که چهارده نفر از اهل بیت مرا سربریدند.(۸)
او نه تنها خود در سوگ شهداى کربلا مى‏گریست، بلکه شیعیان و مؤمنان را نیز ترغیب به گریستن بر آن شهدا مى‏کرد و مى‏فرمود: «هر مؤمنى که بر شهادت حسین(علیه السّلام) بگرید به طورى که اشک بر گونه‏هایش جارى شود، خداوند براى او غرفه هایى در بهشت آماده مى‏سازد که تا ابد در آ ن اقامت خواهد گزید».(۹)
امام صادق(علیه السّلام) فرمودند: «على بن الحسین(علیهما السّلام) به یاد عاشورا بیست سال گریست و هرگز طعامى نمى‏خورد مگر این که گریه مى‏کرد».(۱۰)
همچنین امام رضا(علیه السّلام) فرمودند: «فعلى مثل الحسین فلیبک الباکون فانّ البکاء علیه یحطّ الذّنوب العظام؛(۱۱) گریه کنندگان باید بر کسى همچون حسین(علیه السّلام) گریه کنند، زیرا گریستن بر او گناهان بزرگ را فرو مى‏ریزد».
باز امام صادق (علیه السّلام) فرمودند: «کلّ الجزع و البکاء مکروهٌ سوى الجزع و البکاء على الحسین؛(۱۲) هر ناله و گریه‏اى مکروه است، مگر ناله و گریه بر حسین(علیه السّلام)».
این اشک‏ها و گریه‏ها در عزاى مظلوم کربلا، فریاد مداوم علیه ستمگران و ابلاغ پیام خون مطهر شهدا بود. اگر گریه‏هاى ائمه(علیهم السّلام) نبود، حادثه عاشورا از خاطره‏ها محو مى‏شد و شعاع این مشعل فروزان فروکش مى‏کرد. بیان گریه نظام هستى
مسأله گریه نظام هستى به ویژه گریه آسمان بر شهادت حضرت اباعبداللّه(علیه السّلام) در روایات منقول از ائمه هدى(علیهم السّلام) منعکس شده است.راز این گریه اظهار عظمت مصیبت است به نحوى که در جزء جزء عالم هستى داراى تأثیر بوده است.
پس از بازگشت اهل بیت عصمت و طهارت از کربلا و ورود به مدینه امام سجاد(علیه السّلام) ضمن خطبه‏اى چنین فرمودند: «اى مردم! پس از این مصیبت عظمى کدام یک از مردانتان تواند شاد بود یا کدامین چشم مى‏تواند اشکش را حبس کند؟ همانا آسمان‏هاى هفت گانه بر قتل او گریستند و دریاه ا با امواجشان و آسمان‏ها با ارکانشان و زمین با پهنه وسیعش و درختان با شاخه‏هایشان و ماهیان اعماق دریا و ملائکه و اهل آسمان بر شهادت او گریستند».(۱۳)
امام صادق(علیه السّلام) در روایتى به صحابى بزرگوارش زراره فرمودند: «اى زراره! آسمان چهل روز بر حسین(علیه السّلام) گریست و زمین چهل روز با سیاهى و خورشید چهل روز با سرخى و کسوف و کوه‏ها از هم پاشیدند و دریاها متلاطم شدند و ملائکه چهل روز بر حسین(علیه السّلام) گریستند».(۱۴)
هم چنین امام رضا(علیه السّلام) در روایتى به گریه آسمان‏هاى هفت گانه و زمین اشاره نموده‏اند.(۱۵)
از روایاتى که گذشت مى‏توان چنین استنباط کرد که اصل مسأله گریه هستى بر شهادت امام حسین(علیه السّلام) امرى است قطعى که خود سند متقنى است براى زنده نگه داشتن این قیام. ترغیب شاعران به سرودن شعر و مرثیه‏
برپایى مجالس نوحه خوانى و خواندن شعر و مرثیه از عباداتى است که داراى ثواب و پاداش فراوانى در نزد پروردگار است.
امام صادق(علیه السّلام) مى‏فرماید: «الحمد لله الّذى جعل فى النّاس من یفد الینا و یمدحنا و یرثى لنا؛(۱۶) حمد و ستایش خداوندى را که در میان مردم کسانى را قرار داد که به سوى ما مى‏آیند و ما را مدح مى‏کنند و براى ما مرثیه مى‏خوانند».
این نشان دهنده جایگاه «مرثیه» و «مدح» در فرهنگ شیعه و در راستاى احیاى فرهنگ اهل بیت(علیهم السّلام) است.
بیان مصایب و مراثى سرور شهیدان امام حسین (علیه السّلام) به اندازه‏اى مهم و ضرورى است که پیشوایان معصوم(علیهم السّلام) همواره بدان سفارش کرده و خواستار زنده نگه داشتن نام و یاد آن امام(علیه السّلام) به این شیوه شده‏اند. آنان خود نیز بدین امر پاى‏بند بوده و در بزرگداشت این واقعه جانسوز ق لبى سوزان و زبانى نوحه‏گر داشته‏اند.
استاد شهید آیت اللّه مرتضى مطهرى (ره) در این زمینه مى‏نویسد: «ائمه دین خواستند قیام امام حسین(علیه السّلام) به صورت یک مکتب و به صورت یک مشعل فروزان همیشه باقى بماند. این یک چراغى است از حق، از حقیقت دوستى و از حقیقت خواهى. این یک ندایى است از حق‏طلبى، از حرّیت و آزادى، این مکتب آزادى و این مکتب مبارزه با ظلم را خواستند براى همیشه باقى بماند. در زمان خود ائمه اطهار(علیهم السّلام) که این دستور صادر شد، سبب شد که جریان زنده و فعّال و انقلابى به وجود آید. نام امام حسین(علیه السّلام) شعار انقلاب علیه ظلم گشت، یک عدّه شاعر انقلابى به وجود آ مدند مانند: کمیت اسدى، دعبل خزایى، سیّد حمیرى و...کمیت اسدى مى‏دانید کیست؟ همان کسى که با اشعارش از یک سپاه بیشتر براى بنى امیّه ضرر داشت».(۱۷)
مشهور است که چون اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السّلام) از شام به مدینه بازگشتند، در حوالى مدینه براى مدتى کوتاه اقامت نمودند. اهالى مدینه با شور و شوق خاصى به استقبال آنان رفتند. در میان استقبال کنندگان فردى بود به نام «بشیر بن جذلم» که چون امام سجاد(علیه السّلام) او را دید، ف رمود: اى بشیر! پدرت شاعر بود. آیا تو هم از شاعرى بهره‏دارى، وى جواب داد: آرى! خود نیز شاعر هستم. حضرت(علیه السّلام) فرمودند: ابیاتى بسراى و خبر ورود اهل بیت(علیهم السّلام) و مصیبت جانگداز کربلا را اعلام کن. بشیر مى‏گوید بر مرکب خود سوار و با عجله وارد مدینه شدم و صدا به گریه ب لند کردم و این اشعار را خواندم:
یا اهل یثرب لامقام لکم بها  *** قتل الحسین و ادمعى مدرار
الجسم منه بکربلا مضرّج‏  *** و الرأس منه على القناه یدار
یعنى: اى اهل یثرب (مدینه) دیگر در شهر نمانید چون حسین(علیه السّلام) کشته شد. پس اشک فراوان از گونه‏ها جارى کنید. بدنش در کربلا آغشته به خون شده و سر مطهرش را بر سر نیزه کردند.
بعد از این مرثیه، شهر مدینه شکل ماتم به خود گرفت. همه اهل شهر از منازل بیرون آمدند و به گریه و زارى پرداختند و این ماتم‏سرایى تا چندین روز ادامه داشت.
در عصر امامت ائمه(علیهم السّلام) شعرایى چون کمیت اسدى، سیّد حمیرى، دعبل خزایى و... به سفارش آن بزرگواران براى فداکاران کربلا به مرثیه گویى پرداختند. اشعار حماسى و عمیق این یاران اهل بیت(علیهم السّلام) بنى امیّه و بنى عباس را در هراس افکنده بود.(۱۸)
شاعر و مدّاح اهل بیت(علیهم السّلام) «دعبل خزایى» این گونه نقل کرده است: ایام محرم بود که به زیارت امام هشتم على بن موسى الرضا(علیهما السّلام) رفتم. دیدم آن حضرت با حالت حزن و اندوه نشسته و اصحاب هم دور او جمع شده‏اند. چون مرا دید، فرمود: اى دعبل! دوست دارم شعرى بخوانى، زیرا این روزها غم و اندوهى است که بر خاندان ما رفته است و کسى که بر مصیبت جدّم امام حسین(علیه السّلام) بگرید، خداوند گناهان او را مى‏آمرزد. سپس آن حضرت از جاى خویش برخاست و پرده‏اى را نصب کرد و اهل خانه را در پشت آن پرده قرار داد تا در مصایب جدّشان عزادارى کنند. در این حال رو به سوى من کرد و فرمود: براى جدّم حسین(علیه السّلام) مرثیه‏اى بخوان. دعبل مى‏گوید: اشعارى خواندم به طورى که صداى گریه امام رضا(علیه السّلام) و اهل بیت او بلند شد.(۱۹)
زید شجام مى‏گوید: «با جمعى از کوفیان نزد امام جعفر صادق(علیه السّلام) بودیم که جعفر بن عفان وارد شد. امام صادق(علیه السّلام) او را نزدیک خود جاى داد. سپس فرمود: شنیده‏ام تو درباره عزادارى امام حسین(علیه السّلام) خوب شعر مى‏گویى، گفت: بلى! فرمود: بگو! پس جعفر شعرى درباره امام حسین(علیه السّلام) سرود به طورى که امام صادق(علیه السّلام) و تمام اطرافیان گریستند. سپس امام (علیه السّلام) فرمود: اى جعفر! به خدا قسم دیدم ملائکه اشعار تو را درباره حسین(علیه السّلام) مى‏شنوند و آن‏ها هم گریه مى‏کنند.
اى جعفر! خداوند همین الآن بهشت را بر تو واجب کرد و گناهانت را بخشید».(۲۰)
______________________________________________________________
۶. امالى شیخ صدوق، ص ۱۴۰.
۷. حضرت آدم(علیه السّلام)، حضرت نوح(علیه السّلام)، حضرت یعقوب(علیه السّلام)، حضرت فاطمه(سلام الله علیها) و امام سجاد(علیه السّلام).
۸ امالى شیخ صدوق، ص ۱۴۰.
۹. ثواب الاعمال و عقاب الاعمال، شیخ صدوق، ص ۸۳.
۱۰. بحارالانوار، مجلسى، ج ۴۶، ص ۱۰۸.
۱۱. همان، ج ۴۴، ص ۲۸۳.
۱۲. همان، ج ۴۵، ص ۳۱۳.
۱۳. عوالم العلوم و المعارف، عبداللّه بحرانى، ج امام حسین(علیه السّلام)، ص‏۴۵۹.
۱۴. بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۲۰۷ - ۲۰۶.
۱۵. همان، ج ۴۴، ص ۲۸۶.
۱۶. وسایل الشیعه، حرّ عاملى، ج ۱۰، ص ۴۶۹.
۱۷. ده گفتار، شهید مطهرى، ص ۲۵۲ - ۲۵۱.
۱۸. مجله پاسدار اسلام، شماره ۱۶۳، تیر ۱۳۷۴، ص ۳۲.
۱۹. بحارالانوار، ج ۴۵، ص ۲۷۵.
۲۰. وسایل الشیعه، ج ۴، ص ۵۹۴.




[ چهارشنبه 30 آذر 1390  ] [ 7:45 AM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0
درباره وبلاگ

اى پـــــرده دار كعبـــــه، بردار پرده از پیش `·.•.·´ كــــــــز روى كعبه دل، ما پرده را كشیدیم
نويسندگان
آرشيو مطالب
امار سايت
كل بازديدها : 172245 نفر
كل مطالب : 636 عدد
تعداد کل نظرات: 4 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: چهارشنبه 16 آذر 1390 
آخرین بروز رسانی : شنبه 24 اسفند 1392 
امکانات وب