کعبه دلها

 

سخنى پیرامون تربت سیدالشهدا (ع) 
سجده بر خاک تو شایسته بود وقت نماز *** اى که از خون جبینت به جبین آب وضوست‏ 
فضیلت و آثار و برکاتى که براى تربت حسینى است ، براى هیچ تربتى و قطعه‏اى از قطعات زمین نیست . خاک کربلا قطعه‏اى از بهشت است که خداوند قادر متعال به واسطه قدردانى از یک فداکار در راه دین که تمام هستى خود را فدا کرده ، در آن خاک، برکت و فضیلت و شفا قرار داده است .

کربلایش قطعه‏اى از جنت است‏  ***  باب نور و باب لطف و رحمت است‏ 

اما در اینکه چرا تنها این خاک داراى چنین ویژگیها و آثار و برکات است؟ باید گفت : هر چیزى که در این عالم ، شرافت ظاهرى و یا معنوى پیدا مى‏کند، یا به خاطر انتساب آن به خداوند سبحان و شرافت ذاتى است، و یا به خاطر وقوع امر خارق العاده و مهمى است که به آن شرافت و برکت داده است .
در تربت کربلاى سیدالشهدا (ع) هر دو امر محقق شده است ، زیرا خاک کربلا بنا بر روایاتى ، هم شرافت ذاتى و خدا دادى ، و هم امر عظیم و واقعه‏اى مهم در آنجا واقع گردیده که آن شهادت حسین بن على (ع) و یاران وفادارش مى‏باشد ، لذا داراى فضیلت و آثارى خاص است .
آمده است که چون بر قبر امام حسین (ع) آب بستند، پس از چهل روز آب فرو نشست و اثر قبر محو گردید، یکى از اعراب بنى اسد آمد و از خاک قبضه قبضه برداشت و بویید تا بر قبر حسین رسید، و چون او را مى‏بوسید گریه مى‏کرد و مى‏گفت : پدر و مادرم به فدایت ، چه اندازه خوشبویى که قبر و تربت تو چنین خوشبو است ، سپس شروع کرد به سرودن :

خواهند نهان سازند قبرش ز حبیبش‏  ***  خوشبویى خاک قبر گردیده دلیلش‏ 

آرى خاک مزار حسین (ع) سرمه چشم عاشقان و شیفتگانش بوده و ایشان را مجنون وار به سوى خود مى‏کشاند.
از آنجایى که هدف این کتاب بر شمردن آثار و برکات سیدالشهدا (ع) است ، از تفصیل در مطلب پرهیز کرده و علاقه‏مندان به این مقوله را به کتابهاى مربوط ارجاع مى‏دهد .
و اما آثار و برکاتى که مى توان براى تربت پاک حسینى برشمرد عبارتنداز: 
۱- تأثیر تماس اعضاى بدن با تربت
یکى از آثار و برکات تربت سیدالشهدا (ع) این است که متبرک نمودن بدن و صورت با آن تربت شریف تأثیر معنوى زیادى بر انسان خواهد گذاشت ، از این رو از بعضى بزرگان دین و امامان معصوم نقل شده که بعد از نماز ، بدن و صورت خویش را با مهر کربلا متبرک مى کنند. و نیز دستور داده‏اند که قبل از خوردن تربت جهت شفا گرفتن، آن را بوسیده و با اعضاى بدن تماس داده شود.
امام صادق (ع) فرمود: «خداوند متعال تربت جدم حسین (ع) را شفاى هر درد، و ایمنى از هر خوفى قرار داده است؛ پس هرگاه یکى از شما خواست از آن خاک تناول کند، ببوسد و آن را به چشم گذارد و بر سایر اعضاى بدنش تماس دهد...» ۱ 
۲- سجده بر تربت
یکى دیگر از برکات و آثار خاک مزار امام حسین (ع) این است که سجده بر آن تربت پاک حجابهاى ظلمانى را کنار زده و در توجه حق تعالى به نمازگزار مؤثر است . امام صادق (ع) در این باره مى‏فرماید: «همانا سجود بر تربت حسین (ع) حجابهاى هفتگانه را پاره مى کند»۲
لازم به ذکر است که مراد از «حجاب» در کتاب و سنت ، همان حجابهایى است که بین بنده و خالق حایل شده و او را از شهود خداوند محجوب مى سازد که در مرحله اول، حجابهاى ظلمانى و در مرحله دوم ، حجابهاى نورانى بر طرف مى‏شود اما مراد از حجابهاى هفتگانه ، ظاهراً حجابهاى ظلمانى است . سجده بر تربت حضرت سیدالشهدا(ع) این خاصیت را دارد که در صورت معرفت به حق حضرت و ولایت او، حجابها را دریده و راهگشاى وصول به کمالات انسانى باشد.

سجده بر خاک سرکوى تو آرند خلایق‏ *** جان فداى تو که هم قبله و هم قبله نمایى‏

و اما در خصوص اینکه در میان شیعه معمول است از خاک مقدس کربلا یعنى تربت کنار قبر سیدالشهدا (ع) خاک برداشته و با آن مهر درست کرده و غالباً در نماز، به آن سجده مى‏کنند بدین خاطر است که از خاک زمین بوده و به تمامى خاکها مى‏توان سجده کرد، و از طرفى خاک کربلا به لحاظ شهادت امام حسین (ع) و یاران باوفایش شرافت پیدا کرده است ، به طورى که اهل بیت (ع) نیز به ما فرموده‏اند در هر نمازى که سجده بر تربت کربلا باشد خداوند آن نماز را به خاطر آن حضرت قبول مى‏کند. چنانکه حضرت صادق (ع) از خاک کربلا درون کیسه‏اى ریخته و در سجاده همراه داشت، در هنگام نماز آن کیسه را باز مى‏کرد و بر آن سجده مى‏نمود. 
۳- شفا یافتن
از جمله آثار و برکات قطعى تربت پاک سیدالشهدا (ع) شفا بودن آن براى دردهاو آلام انسان است . روایاتى که دلالت بر این امر دارند به سه دسته تقسیم مى‏شوند:
دسته اول : روایاتى است که شفا بودن را براى تربتى که از خود قبر شریف برداشته شود مخصوص کرده است ، چنانکه امام صادق (ع) فرمود: «به درستى که نزد سر حسین (ع) تربت سرخى است که شفاى هر دردى غیر از مرگ مى باشد» ۳
دسته دوم : روایاتى است که با تعبیرات مختلف توسعه‏اى از بیست ذراع تا پنج فرسخ و یا ده میل را براى آن قائل است . چنانکه امام صادق (ع) فرمود: «حریم مزار حسین (ع) پنج فرسخ از چهار جانب قبر است »۴
دسته سوم : روایاتى است که به طور مطلق جنبه شفا بودن تربت را مطرح نموده‏اند . چنانکه امام صادق (ع) فرمود: «خاک مزار امام حسین (ع) براى هر دردى شفاست». ۵

تا شفا بخشد روان و جسم هر بیمار را  ***  در حریم وصل خود خاک شفا دارد حسین‏ 

و نیز امام رضا (ع) فرمود: «خوردن گل، مانند خوردن مردار و خون و گوشت خوک، حرام است مگر گل مزار حسین (ع) ، بدرستى که در آن شفاى هر درد و امنیت از هر ترسى است» ۶ 
حکایت: عالم زاهد پرهیزگار حجهالاسلام و المسلمین مرحوم آقاى حاج شیخ محمد حسن عالم نجف آبادى قدس سره نقل فرمودند: «من در زمان مرجعیت مرحوم آیه الله آخوندى خراسانى (ره) که در نجف اشرف مشغول تحصیل بودم مریض شدم و این بیمارى مدتى طول کشید و پرستارى مرا بعضى از طلاب در همان حجره مدرسه بر عهده داشتند . پس از چندى بیمارى من به قدرى شدید شد که اطبا از شفا یافتنم مأیوس شدند و دیگر براى معالجه‏ام نیامدند، و من در حال تب شدید گاهى بیهوش مى‏شدم و گاهى به هوش مى آمدم. 
یکى از رفقا که مرا پرستارى مى‏کرد شنیده بود که عالم زاهد مرحوم آیه الله آقاى حاج على محمد نجف آبادى قدس سره مقدارى از تربت اصلى حضرت سیدالشهدا (ع) را دارد. او به منزل معظم له رفته و از وى خواسته بود که قدرى از آن تربت را بدهد که به من بخورانند تا شفا یابم. ایشان فرموده بود : من به قدر یک عدس تربت دارم و آن را گذاشته ام که بعد از مرگم در کفنم بگذارند . آن آقا ناراحت شده و گفته بود : حالا که ما از همه جا مأیوس شده و به شما پناه آورده‏ایم شما هم از دادن تربت خوددارى مى‏کنید؟ این بیمار در حال احتضار است و مى‏میرد.
 مرحوم آیه الله آقاى حاج على محمد، دلش به حال بیمار سوخته و قدرى از آن تربت که از جان خودش عزیزترش مى داشت به آن شخص داده بود . تربت را با آب مخصوصى که وارد شده در آب حل کرده و به حلق من ریخته بودند . من که در حال بیهوشى به سر مى‏بردم ، ناگهان چشمان خود را باز کرده و دیدم رفقا اطراف بسترم نشسته‏اند ، خوب دقیق شدم و آنان را شناختم و قصه تربت را که به حلقم ریخته بودند برایم شرح دادند. 
کم کم در خود احساس نیرو و نشاط کردم و حرکتى به خود داده نشستم ، دیدم نشاط بیشترى دارم برخاستم و ایستادم ، و چون یقین کردم که به برکت ترتبت مقدس امام حسین (ع) شفا یافتم حال خوشى پیدا کردم و به رفقا گفتم : از شما خواهش مى کنم که از حجره بیرون بروید، چون مى‏خواهم زیارت عاشورا را بخوانم رفقا از حجره بیرون رفتند و من درب حجره را بستم و بدون احساس ضعف با آن حال خوشى که قابل و صف کردن نیست مشغول خواندن زیارت حضرت سیدالشهدا (ع) شدم » ۷
آرى ، شفاى بیماران به وسیله تربت آن حضرت یکى از برکاتى است که خداوند متعال در عوض شهادت امام حسین (ع) به وى عطا فرموده است .

تربتت راز شفاى همه درد است حسین  ***  تن و جان را نبود مثل تو آگاه طبیب‏

۴- تأثیر کام برداشتن اطفال با تربت
کام برداشتن اطفال با تربت امام حسین (ع) موجب ایمنى کودک مى شود چنانکه امام صادق (ع) فرمود:
«کام فرزندانتان را با تربت حسین (ع) باز کنید که آن امان است » ۸ 
۵- تأثیر تربت حسین ، همراه جنازه
صاحب کتاب «مدارک الاحکام» مى نویسد: در زمان حضرت صادق (ع) زن زاینه‏اى بود، بچه‏هایى که از زنا بدنیا مى آورد در تنور مى‏انداخت و مى‏سوزانید. وقتى که مرد، پس از غسل و کفن او را به خاک سپردند ، اما زمین جنازه‏اش را بیرون انداخت .جاى دیگر او را دفن کردند باز زمین او را نپذیرفت تا سه مرتبه ، آنگاه مادرش به امام صادق (ع) متمسک شد: اى پسر پیغمبر به فریادم برس.
 فرمود: کارش چه بود ؟ عرض کردند زنا و سوزاندن بچه‏هاى حرامزاده . فرمود: هیچ مخلوقى حق ندارد مخلوقى را بسوزاند، سوزاندن به آتش مخصوص خالق است عرض کرد حالا چه کنم؟ فرمود: مقدارى از تربت حسین (ع) با او در قبر بگذارید . تربت حسین (ع) امان است . همراهش گذاشتند زمین او را پذیرفت.
در توقیع مبارک حضرت حجه بن الحسن (عج) نیز اذن داده شده است . یکى از شیعیان به حضرت (در زمان غیبت صغرى توسط نایب خاص حضرت ) مى‏نویسد: آیا جایز است ما تربت حسین (ع) را با میت در قبر بگذاریم ، یا با تربت حسین روى کفن بنویسیم؟
حضرت در پاسخ مرقوم مى‏فرمایند: هر دو کار پسندیده است . البته باید رعایت احترام تربت بشود . مهر یا تربت، مقابل یا زیر صورت میت باشد ، بلکه به برکت خاک قبر حسین (ع) قبر میت محل امنى از هر بلا و آفت و عذابى گردد ۹ 
۶- تسبیح تربت
از حضرت صاحب الزمان (عج) روایت شده که فرمود: «هر کس تسبیح تربت امام حسین (ع) را در دست گیرد و ذکر را فراموش کند، ثواب ذکر براى او نوشته مى‏شود». ۱۰
و امام صادق فرمود: «یک ذکر یا استغفار که با تسبیح تربت حسین (ع) گفته شود برابر است با هفتاد ذکر که با چیز دیگر گفته شود»۱۱ 

 ___________________________________________________________________
۷۴ وسائل الشیعه ، شیخ حر عاملى ، ج ۴ ص ۱۰۳۳
۲-  کافى ، مرحوم کلینى ، ج ۴ ص ۵۸۸
۳-  کامل الزیارات ، ابن قولویه ، ص ۲۷۲
۴-  مکارم الاخلاق ، طبرسى ، ج ۱ ص ۳۶۰
۵-  کافى ، مرحوم کلینى ، ج ۱ ص ۳۶۰
۶-  تهذیب الاحکام ، شیخ طوسى ، ج ۶ ص ۷۴
۷-  نقل از کتاب سید الشهدا آیت الله شهید دستغیب ، ص ۱۶۶
۸- وسائل الشیعه ، شیخ حر عاملى ، ج ۴ ص ۱۰۳۳
۹-  وسائل الشیعه ، شیخ حر عاملى ، ج ۴ ص ۱۰۳۳
۱۰-  بحارالانوار ، علامه مجلسى ، ج ۴۴ ص ۲۸۰
۱۱-  نقل از کتاب درسى که حسین (ع ) به ما آموخت شهید هاشمى نژاد، ص ۴۵۱




[ چهارشنبه 30 آذر 1390  ] [ 1:54 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

 

  سخنى پیرامون مرقد سیدالشهدا (ع)
 اگر چه قبر حقیقى سیدالشهدا (ع) در دلها و قلبهاست که بناى آن از دوران کودکى در سرزمین دل شیعیان و عاشقانش گذارده شد؛ اما مرقد شریف آن حضرت همواره از آثار و برکات متعددى برخوردار بوده است .
ضریح مقدس و حرم مطهر امام حسین (ع) یادگارى از جان نثارى و فداکارى او و یارانش در راه خدا مى‏باشد. مرقدى که جاى عترت آدمیان براى ابد و دوام خواهد بود، و سزاوار است که این بارگاه شریف و غم‏انگیز و شور آفرین، همواره زیارتگاه مردم جهان شده و انسانها ، فداکارى و عشق و صفا را از خفتگان این مرقدهاى شریف ، سرمشق گیرند.
 حرم حسین کعبه دلهاست . و این کعبه طوافگاه زائران و قبله امیدواران و دارالشفاى دردمندان و پناهگاه توبه کنندگان و گنهکاران است.
آرى، عاشقان کویش و دلباختگان رویش ، پروانه‏وار خود را در اطراف ضریح مطهرش گردانیده و به آتش عشق و محبت او، پر و بال خویش را مى‏سوزانند و اشک شوق و اشتیاق بر چهره و رخسار مى‏افشانند، و بر مظلومى و مصیبتهاى او و خاندانش ناله سر مى‏دهند براستى «این چه شمعى است که جانها همه پروانه اوست».

برگرد حریم تو ، که دست طلب ماست‏  *** چون دامن شمعى است، که پروانه بگیرد

فضل و شرافت کربلا و مرقد مطهر سیدالشهدا (ع) چنان است که امام صادق (ع) فرمود: «قبر ابى عبدالله الحسین (ع) از آن روزى که در آنجا دفن شد، باغى از باغهاى بهشتى است» ۶۵.
با ذکر این مختصر ، شایسته است جهت آگاهى و آشنایى با چگونگى حرم و مرقد شریف امام حسین (ع) و تحولات عمارت شریف ، مطالبى به طور اجمال ذکر گردد.
 محل دفن آن حضرت که همان گودال قتلگاه است ، اکنون داراى سقفى است که روى آن صندوق مبارک نهاده شده و روى صندوق ، ضریح در میان روضه منوره ، و روضه نیز در بین مسجد (مسجد بالا سر و مسجد پشت سر) و در طرف پایین پا در زاویه روضه قبور شهدا مى‏باشد این مجموعه هم اکنون حرم امام حسین (ع) را تشکیل مى‏دهد، و حرم نیز میان رواق و رواق در وسط صحن و صحن محور آبادانى زمین کربلا بوده و مى‏باشد.
ضریح مقدس در وسط واقع است و از نقره خالص ساخته شده که در پیش روى آن با طلا و به خط نسخ نوشته شده: «ولا تحسبن الذین قتلوا فى سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون»، و در بالاى سر، «آیه نور» نوشته شده است .
صحن مطهر حسین (ع) داراى هفت باب است که عبارتنداز:
۱- باب قبله که ساعتى بر فراز آن نصب است ،
۲- باب قاضى الحاجات
۳- باب زینبیه که در حدود تل زینبیه قرار دارد
۴- باب سلطانى
۵- باب بازار بزازها
۶- باب سدره که در شمال صحن بوده و به بازار و اطراف راه دارد
۷- باب صافى که به درب بین الحرمین نیز معروف است.
از اخبار چنین بر مى‏آید که بارگاه حسینى هفت مرتبه - به غیر از عمارت موجود - بنا نهاده شده است . 
عمارت اول: بارگاه سیدالشهدا (ع) پس از ساختن قبر شریف آن حضرت براى اولین بار در دوران بنى امیه بنا گردید ، اخبار و روایات بسیارى آمده که در زمان بنى امیه سقفى بر روى مزار امام و مسجدى (ظاهراً توسط بنى اسد) نزدیک آن ساخته شد و تا زمان هارون الرشید (سال ۱۹۳ ) همچنان باقى بود.
عمارت دوم : بعد از تخریب مرقد شریف ، توسط هارون ، در زمان مأمون خلیفه عباسى، عمارت دوم بنا شد، و تا سال ۲۳۲ باقى بود .
اما از آن سال تا سال ۲۴۷ متوکل چهار بار امر به خرابى و انهدام قبر کرد، و اوقاف حایر مبارک را برد و ذخایر آن را تاراج کرد.
عمارت سوم : سومین بار مرقد مطهر امام به دست «منتصر» تجدید بنا شد، و تا سال ۲۷۳ باقى بود.
عمارت چهارم : تجدید بناى مرقد امام براى چهارمین بار به دست محمد بن زید بن حسن بن محمد بن اسماعیل بن زید بن على بن الحسین بن على بن ابیطالب ، ملقب به «داعى صغیر» پادشاه طبرستان انجام گرفت.
عمارت پنجم : بناى عضد الدوله دیلمى بود، که در سال ۳۶۹ بنا شد، و در زمان او بود که رواقى به دست عمران بن شاهین معروف به «رواق عمران» در حایر حسین ساخته شد.
عمارت ششم : ششمین بار بارگاه حسین به دست حسن بن مفضل بن سهلان ابومحمد رامهرمزى ، وزیر سلطان الدوله دیلمى نوسازى شد.
عمارت هفتم : عمارت موجود است که در سال ۷۶۷ بعد از سرنگونى دولت آل بویه به سال ۳۱۰ به دستور سلطان اویس ایلخانى ساخته شد، و در سال ۷۸۶ فرزندش احمد بن اویس در تکمیل آن کوشید و تاریخ آن در بالاى محراب و نزدیک سر شریف آن حضرت نگاشته شده است . ۶۶
و اما آثار و برکات مرقد شریف و حرم مطهر سیدالشهدا (ع) عبارتنداز: 
۱- مرقد حسینى ، نیروبخش است
با ذکر اجمالى تحولاتى که در عمارت مرقد مطهر امام حسین (ع) صورت گرفته است به خوبى معلوم مى‏گردد که زیارت قبر آن حضرت در مبارزه با حکومت بنى عباس تأثیر مهمى داشته است ، و به همین دلیل بود که عباسیان قبر آن امام را دشمن خود مى‏دانستند و به ویرانى آن دست مى‏زدند ، زیرا این قبر شریف به مرکز تجمع مخالفان و مبارزان تبدیل شده بود.
مشاهده مزار و مرقد شهیدان کربلا و به نظر در آوردن آن مصائب جانگذار ، حالت بیننده را دگرگون ساخته و استقامت حال او را به هم زده و وارونه مى سازد، که چگونه عده‏اى قلیل در مقابل جمعى کثیر و سپاهى مجهز و مهیا تن به مرگ داده و روى عقیده و ایمان خود ثبات قدم داشته و تا آخرین قطره خون خود مبارزه و جانفشانى نمودند. 
۲- محل نزول فرشتگان الهى
امام صادق (ع) فرمود: «ما بین قبر حسین (ع) تا آسمان، محل رفت و آمد فرشتگان الهى است ». ۶۷
و نیز فرمود: «قبر حسین بن على (ع) بیست ذراع در بیست ذراع است . آن باغى از باغهاى بهشت ، و محل عروج فرشتگان به آسمان مى‏باشد هیچ فرشته مقرب و پیامبر مرسلى نیست جز آنکه از خدا مى‏خواهد که او را زیارت کند پس گروهى فرود مى‏آیند و گروهى بالا مى‏روند» ۶۸. 
۳- نماز قبول مى‏شود
اگر انسان زائر ، حق امام را شناخته و با معرفت و ولایت او در کنار قبر مطهرش نماز گذارد ، مورد قبول حق تعالى قرار مى‏گیرد . چنانکه امام صادق (ع) در شأن و مقام کسى که به مرقد و بارگاه شریف حضرت مشرف شده و نماز بخواند ، فرمود: «خداوند متعال اجر نمازش را قبولى آن قرار مى‏دهد» ۶۹. 
۴- تمام خواندن نماز
حضرت امام جعفر صادق (ع) فرمود: «نماز در چهار مکان تمام خوانده مى‏شود (یعنى اگر چه از حد مسافت شرعى هم بیشتر باشد اما شکسته نمى‏شود) : ۱- مسجد الحرام (مکه) ، ۲- مسجد الرسول (مدینه)، ۳- مسجد کوفه، ۴- حرم امام حسین (ع) » ۷۰.
و نیز روایت شده که «ابن شبل» از امام صادق (ع) پرسید: آیا قبر امام حسین (ع) را زیارت کنم ؟ فرمود: پاک و خوب زیارت کن و نمازت را در حرمش تمام بخوان . پرسید نمازم را تمام بخوانم؟ فرمود: تمام. عرض کرد : بعضى از اصحاب و شیعیان شکسته مى‏خوانند؟ فرمود: اینان دو چندان عمل مى‏کنند » ۷۱.
لذا چنانکه در رساله‏هاى عملیه نیز آمده است ، در حرم امام حسین (ع) مى‏توان نماز را، هم شکسته خواند و هم به برکت آن حضرت تمام بجا آورد. 
۵- اجابت دعا و برآورده شدن حاجت
خداوند سبحان در ازاى ایثار و فداکارى سیدالشهدا (ع) و تحمل هرگونه سختى چون تشنگى و غم و اندوه فراوان براى حفظ اسلام، در مرقد شریفش برکاتى را قرار داده که از جمله آنها اجابت دعا و برآورده شدن حاجات است . چنانکه امام صادق (ع) فرمود: «هر کس دو رکعت کنار قبر حسین (ع) نماز بخواند ، از خداوند چیزى رإ؛۸۸ّّ مسئلت نکند جز اینکه به او عطا شود» . ۷۲
و نیز فرمود: «خداوند در عوض قتل امام حسین (ع) امامت را در ذریه آن حضرت ، شفا را در تربتش ، اجابت دعا را در کنار مرقدش قرار داده ، و ایام زیارت کنندگان او از عمرشان حساب نمى‏شود» . ۷۳ ________________________________________________________
۶۵ سیرهء امامان (ترجمهء اعیان الشیعه )، علامه سید محسن امین ، ص ۲۲۰ـ و زندگانى چهارده معصوم ،
عمادزاده ، ج ۲ ص ۱۳۷
۶۶ وسائل الشیعه ، شیخ حر عاملى ، ج ۱۰ ص ۳۲۳
۶۷ منتخب کامل الزیارات ، ابن قولویه ، ص ۱۹۵
۶۸ منتخب کامل الزیارات ، ابن قولویه ، ص ۲۵۲
۶۹ وسائل الشیعه ، شیخ حر عاملى ، ج ۱۰ ص ۵۴۹
۷۰ کامل الزیارات ، ابن قولویه ، ص ۲۴۸
۷۱ کامل الزیارات ، ابن قولویه ، ص ۱۲۳
۷۲ امالى شیخ طوسى ، ص ۳۱۷
۷۳ امالى شیخ طوسى ، ص ۳۱۹




[ چهارشنبه 30 آذر 1390  ] [ 1:54 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

 

   کربلا ، با نامهای زیادی نامیده شده که به بیش از بیست اسم می رسد :
۱-کربلا ، کلمه ای که اسم هیچ مکانی در شهرت وقداست به پایش نمی رسد و در تفسیر این کلمه کمال آفرین چه حرفها که گفته نشده است ؟!:
 الف : بعضی معتقدند ریشه کربلا  ازکلمه ‹‹ کربله ›› گرفته شده وکربله یعنی  به سستی گام برداشتن ،  یا سست شدن گامها وعربها زمانی که بخواهند از بی حال وبا کسالت راه رفتن کسی حکایت کنند ، می گویند : جاد یمشی مکربلا ، یعنی فلانی آمد درحالی که به سستی گام برمی داشت ، ۱  توگوئی سرزمین کربلا چنان بوده است که هرکسی که به آنجا می رسید احساس خاصی برایش دست می داد و گامهایش سست می شد ، چنان که کمیت قلم تا به ساحت مقدس کربلا می رسد می لنگد و خود را  می بازد .
 درکتب مقاتل نیز داستانهای زیادی نقل شده که هریک از پیامبران گذشته که گذرش به کربلا می افتاد بی اختیار اندوهناک وغمگین می شد و به امت خویش خبر می داد که در این سرزمین حادثه ای بس بزرگ وبسیار غمبار رخ خواهد داد .
 ب: کربلا از کلمه ‹‹کربال›› گرفته شده وکربال یعنی غربال کردن وتمیز وپاک کردن ، گفته می شود : کربلت الحنطه ، یعنی گندم را غربال کردم وآن را از خاک وخاشاک پاک گردانیدم .
 به کربلا نیز به خاطر این کربلا گفته اند که زمینی خالی از ریگ وسنگی وبدون درخت یا گیاهان هرز و مزاحم ، مثل اینکه کشاورزی آن را پاک کرده وبرای کشت آماده کرده باشد .۱
 راستی که اسم با مسمایست ! کربلا یعنی غربال تاریخ ، غربالی که همیشه ودرطول تاریخ شریف را از ضعیف ومردان میدان را ازرجز خوانان  دروغین به خوبی جدا کرده ومی کند .چنان که بیدل دهلوی می گوید :
 کیست دراین انجمن ، محرم عشق غیور
 ماهمه بی غیرتیم ، آینه درکربلاست
 ج:کربلا، از دوواژه آشوری ‹‹ کرب ›› و‹‹ ایلا ›› ترکیب یافته است ، یعنی حرام خدا وخانه‌ خدایگان .۲
 د: این کلمه دراصل فارسی بوده وازدوکلمه ‹‹ کا ر›› و‹‹ بالا›› گرفته شده است یعنی کارآسمانی وارزشمند ، به عبارتی جایگاه نماز ونیایش .۳
ه:دراصل ‹‹ کوربابل ›› بوده است ، یعنی روستاهای شهر بابل .۱
 و:توسط خود حضرت سید الشهدا وپدرش علی علیه السلام وجدش رسول اکرم (ص)، کربلا به کرب وبلا، یعنی درد وبلا وامتحان وابتلاء تفسیر شده است ۲  ادباء وشعرای شیعه نیز همین  تفسیر را برگزیده اند ،به عنوان نمونه ، سالارشاعران شیعی سید اسماعیل حمیری از کربلا چنین یاد می کند :
 کربلا یا دارکرب وبلا ۳
وبزرگ اندیشمند شیعی ، مرحوم سید شریف رضی چنین می گوید :
 کربلا ! لازلت کربلا وبلا
 مالقی عندک ال المصطفی
 کم علی تربک ، لما صرعوا
من دم سال ومن دمع جری ۴
ای کربلاتوهمیشه انبوهی از اندوه وبلارابه یاد می آوری ، به سبب آنچه که درخاک توبه آل پاک محمد مصطفی (ص) رسید .
 هنگامی که کشته شدند چه خونها که ریخته شد وچه اشکها که جاری شد .
 ۲- حایر؛ پس از کربلا ، حایر بیش از دیگر نامها ، حائز اهمیت بوده است وکربلا درکتابهای فقهی بیشتر باهمین نام ،عنوان می شود وفقهاء مسائل خاصی را که درخصوص حائر واحکام وحدود آن می باشد ، درذیل همین عنوان بحث وبررسی می کنند
 ۳-حیر، مخفف همان حایر است ، حیر ای حائر یعنی جائی که آب درآنجا حیران می ماند وبه دور خود می پیچد وگودال قتلگاه امام حسین علیه السلام درهمین مکان مقدس واقع شده است وجسد انورش نیز درآنجا مدفون است .
 ۴-نواویس ، دراصل وپیش ازاسلام نام گورستانی بود که مسیحیان مردگان خود را درآنجا دفن می کردند . جالب این که پیشوای شهیدان حضرت اباعبدالله امام حسین علیه السلام درضمن یکی از خطبه های معروفش این کلمه را به کار برده است آنگاه که حضرتش از حریم جدش خارج شده بود ودرظاهر به سوی کوفه ودرواقع روبه سوی ابدیت ، می رفت که قیامت تاریخ را برپاکند وقیام عشق را قنوت جاودانه بخشد وهنگامی که ازمدینه حرکت کرده بود تاهنگامه حماسه های همیشه جاوید وماندگارش را بیافریند ، چنین فرمود :
 خط الموت علی ولد ادم مخط القلاده علی جید الفتاه ، وما أولهنی إلی أسلافی اشتیاق یعقوب إلی یوسف وخیرلی مصرع أنا لافیه ، کأنی بأوصالی تتقطعها عسلان الفلوات ،بین النواویس وکربلاء… ۱
  مرگ برای فرزندان آدم چه زیبا نوشته شده است ؟! نوشتاری که درلطافت به نقشی می ماند که گردن بند ، درگردن دخترکان جوان می کشد ومن برای سرکشیدن جام جان بخش شهادت وبه دیدار صالحان سلف همانقدر مشتاقم که یعقوب به دیدار پسرش یوسف ، دست تقدیر الهی ، برای من قتلگاهی برگزیده است که من به دیدارش خواهم شتافت ، می بینم که به همین زودیها گرگهای گرسنه‌نواویس وکربلا مرادرمحاصره انداخته بندبند اعضای بدنم را ازهم جدا می کنند …
 ۵-طف الفرات ، کنارفرات.
 ۶-طف.
 ۷- شاطی الفرات ، این هر سه اسم تقریبا به یک معنی است وطف به زمینهایی که مشرف به دریا باشند یا درلب رودخانه قرارداشته باشند ، اطلاق می شود سرزمین کربلا را به خاطر چند چشمه ای که درآن بوده وکربلا را درکنار خویش گرفته بودند طف گفته اند . چشمه های مانند : قطقطانیه ، رهیمه ، عین الجمل ونهر علقم . ۱
 ۸-نینوا ، از اسمهای معروف وقدیمی کربلاست .
 ۹-موضع البلا، یا موضع الابتلاء.
 ۱۰-محل الوفاء .
 ۱۱-غاضریه .
 ۱۲-ماریه .
  ۱۳-قصربنی مقاتل .
  ۱۴-عقربابل .
۱۵-عمورا .
 ۱۶-صفورا.
 ۱۷-نوائح ،یعنی نا له ها ونوحه ها .
 ۱۸-شفاثا ، که درعرف مردم ‹‹ شثاثه ›› خوانده می شود .۱
 ۱۹-مدینه الحسین علیه السلام ، شهر حسین علیه السلام .
۲۰-مشهد الحسین علیه السلام .
۲۱-بقعه مبارکه  ۲ ودیگر اسمهائی که کتابها نقل شده اند ، وکربلا رامی شود    ‹‹ حیرت آباد حماسها ››، ‹‹ عرش عشق ›› ، ‹‹ قربانگاه عاشقان ››، ‹‹ مسلخ عشق ›› ، شهر شهادت ›› ، ‹‹ مشهد شقایق ها ›› ، ‹‹کعبه‌ آلاله ها ››‌و… خواند.
  کربلا دریک نگاه
 باوجود این که پیشینه تاریخی کربلا، بسیارقدیمی بوده وبه دوران بابلیان می رسد ولی از آنجا که مدارک تاریخی ، دراین باب ناچیز واندک است ، شناخت دقیقی را نمی توان نسبت به تاریخ کربلا پیش از اسلام بدست داد .
عراق تا سال ۱۲هجر ی قمری درزیرسلطه زمامداران ایران بود، تا اینکه ازهمان سال تا سال ۱۶ هجری بتدریج ، تمام کشور عراق ودرضمن کربلا توسط خیل خروشان سربازان مسلمان گشوده شد وآزاد گشت ، از آن میان جنگ قادسیه که درسال ۱۴هجری اتفاق افتاد ، معروف ومشهوراست .۱
 عراق درطول تاریخ اسلام ، همیشه کشوری شیعه نشین وبستر بسی حوادث تاریخ ساز ومهد حماسه ها ومرکز انقلابهائی بس بزرگ وخونین بوده است ، تنها کافی است که کتاب کربلا را ورق زده وکوفه ۲ را که شهری است از شهرهای استان کربلا ، درآینه‌تاریخ به تماشا نشست آن وقت است که خواهید دید این خوننامه خاک سربه افلاک وملکوت می کشد وروایت از رویش آلاله ها دارد آلاله هائی که هریک درقیام خونبار خویش ، قیامت تاریخ را ، قنوت نور بسته اند وتاریخ را ازتاریکی وجهان را از جهل وجور وبشریت را از بند بندگی زور وزر وتزویر رها نیده اند .
 امروزنیز علی رغم خواست جهان خواران وحزب بعث ،کربلا کانون گرم آزادگان غیورمردان است وچون روزگاران بسیار درخشان خویش می رود که حریم حماسه ها را پرحال وبا حرکت پاس دارد وچون کوه آتشفشان هرلحظه انتظار انفجارش می رود وما شیعیان به این امید زنده ایم که شاهد انفجارنوری دیگراز کانون کربلائیان باشیم .۳
 درحال حاضر ، کربلا با فاصله ۱۰۵ کیلومتر، درجنوب غربی بغداد واقع شده ومرکز استانی بنام استان کربلا خوانده می شود وشهرهای بزرگی را چون نجف اشرف وکوفه وعین التمر و… درخویش جای داده است .
   استان کربلا از شمال وغرب به استان رمادی وازشرق به استان حله وازجنوب به استان دیوانیه متصل می گردد .
   مساحت استان کربلا به ۶۰۶۵  کیلومتر مربع می رسد ودرشهر کربلا بیش از ۸۳۳۰۱  نفرزندگی می کنند .۱
  کربلاوابوالبشر
   روزی که گل آدم وحوا بسرشتند  ***  برنام حسین بن علی گریه نوشتند
فرمود نبی (ع) درصفت گریه کنانش  ***  البته که آن طائفه از اهل بهشتند 
  درحق حضرت آدم حدیثی نوشته اند که چون ا زفردوس برین رانده شد وبه زمین حبوط کرد ، روزی از روزها دراین خراب آباد می گشت که گذرش ا زصحرای کربلا افتاد ودراثرلغزش پایش به زمین افتاد وخون از پایش جاری گردید ، روی  به حضرت حق کرده عرض کرد :
خدایا چراچنین شد ، نکند بازقصوری از من سرزده باشد ؟
ندارسید که نه گناهی از تو سرنزده است بلکه اینجا کربلا است جائی که درآنجا پسرتو حسین (ع) را می کشند وبه اورحم نمی کنند .
  آدم گفت : آیا حسین پیامبر است ، ندا رسید که نه پیامبر نیست … ولی فرزند پیامبر است ، آدم گفت قاتلش کیست ، حضرت حق جواب داد قاتل اویزید است که درآسمانها وزمین مورد لعن ونفرین است ، دراین هنگام بود که آدم چهار نوبت بریزید لعنت کرد … ۱   
___________________________________________________________
۱-موسوعه الغتبات المقدسه ، ج ۸، قسم کربلا ، ص۹.
  ۱-همان ،ص ۹.
 ۲- مدینه الحسین ، ص۱.
۳- همان ، ص ۱.
۱-نهضه الحسین علیه السلام ، ص۶۶.
۲-نهضه الحسین علیه السلام ، ص۶۶.
۳-دیوان السید الحمیری ، ص۵۸.
۴-دیوان سید رضی ، ج۱، ص۴۴.
۱-بلاغه الحسین (ع)خطبه‌ ۲۳، ص۱۴۴، نقل از لهوف سید ابن طاووس ره .
۱-شهر حسین علیه السلام ، ص۱۲.
 ۱-بعضی ‹‹ شفیه ›› نقل کرده اند . بنگرید : تراث کربلاء ، ص۲۰.
 ۲-تراث کربلا ، ص۲۱،۲۰،۱۹.
۱-شهر حسین علیه السلام ، ص۷.
  ۲-برخلاف ذهنیت رایجی که ما ایرانیان از کوفه داریم وبا بعضی شعارها وضرب المثلهائی ا زقبیل ‹‹ الکوف لایوفی ›› و… که آن راهمیشه ابراز می کنیم ، کوفه پایگاه حکومت عدل مولا علی علیه السلام ونخستین حوزه علمیه شیعه ومرکز خیلی از قیامهای بزرگ شیعی بوده است .
 ۳-اشاره به فرموده معجزه قرن که فرمود : انقلاب ما انفجار نوربود .
 ۱-دائره المعارف الاسلامیه الشیعیه ، جزء ۱۱، مجلد سوم ، ص۳۵۴ونیز مجمع البحرین زیرکلمه کربلا ، پاورقی .




[ چهارشنبه 30 آذر 1390  ] [ 1:54 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

گـرچه سرتا قدمم غرقه تقصیـر و خطـاست  ***  لیک چشمـم سویت اى خسـرو اقلیـم وفاست
گـر ببخشـى تو گناه مـن دل خسته رواست  ***  لنگـر حلـم تـو اى کشتـى تـوفیق کجاست

که در ایـن بحـر کـرم غرق گنـاه آمـده ایم

سردارى که فرمانرواى هزار سرباز جنگـى است و از اشراف و بزرگان کوفه در زمان جاهلیت و اسلام به شمار مى رود، به دستـور عبیدالله بـن زیاد در منزل ذوحسم راه را بر کاروان حسینى بست و او را از ادامه مسیر به طرف شهر کوفه باز داشت؛ ولى در ایـن بازداشتـن و مقابله، جانب ادب فـرو نگذاشت تـا آنجـا که حتـى نماز جماعت را نیز به امامت امام حسین(ع) اقامه و سربازانش را نیز بدیـن نماز فرا خواند.
در ادامه مسیر زندگى، لطف الهى این اولین مهاجم و اولیـن دشمـن را فـرا گـرفت و جذبه عشق حسینـى از عمق جهنـم به اوج بهشتـــش بـرکشیـد. نگاه آکنـده از عاطفه و زبان سـرشار از خیرخـواهـى و نصحیت حسین از برده اى یزیدى آزاده اى حسینـى ساخت و بدیـن گـونه حـر در حقیقت در عاشـورا متـولـد شـد؛ همراه فرزنـدش با نردبان شهادت به محضـر حقیقت بـار یافت و در بزم عشق از دست ساقـى ازل مى باقى نوشید.
آرى حـر بـا یک تـوبه و بـرداشتـن چنـدگـام به صف همـراهــــان اباعبدالله(ع) پیوست و نام خویـش را براى همیشه بربلنداى تاریخ آزادى و انسانیت و ایمان درج کـرد. زائران حرم حـر بطـور طبیعى همه به فکر تـوبه مى افتند و با خـود مى گـویند اکنون که خدا راه باز گشت را چنین گشوده است و بدیـن سادگى مى تـوان خطاهاى بزرگى ماننـد بستـن راه بر امام حسیـن(ع) را جبـران کرد، چرا سستـى و سهل انگارى؟! همه شهداى کربلا در یک نقطه دفـن شده اند، اما حر از ایـن قافله بازمانـده است. در باره علت اینکه چـرا حـر از ایـن قافله دور مانده است، مـى گـوینـد: پـس از شهادت حـر افـراد تحت فـرماندهـى وى و خـویشانـش، که در لشکر ابـن زیاد باقـى مانـده بـودند، از عمر سعد خواستند که به پاس احترام حر در قبیله اش و نیز خـدمات گذشته اش، اجازه دهـد پیکر حر بـر زمیـن نمانـد. عمر اجـازه داد. آنان بـدن حـر را از صحنه نبـرد دور کـرده، در محل کنونى به خاک سپردند.
حرم زیباى حر داراى گنبدى کاشى کارى است. گفته مى شود اولیـن کسى که حرم حـر را بنیاد نهاد، شاه اسماعیل صفـوى بـود. آنگـونه که کاشـى هاى حـرم حکایت مـى کنـد، ایـن حـرم به همت حسیـن خان شجـاع السلطـان در محـرم سیصـد و بیست و پنج هجـرى سـاخته شــده است.
(موسـوعه العتبات، ج ۸، ص ۱۸۳.) برخى از مورخان نوشته اند: چـون شاه اسماعیل صفـوى به زیارت کربلا آمد؛ خـواست به زیارت حر مشرف شـود، گروهى بر او خرده گرفتند و گفتند: چرا به زیارت حر مى رود بـا آن که معلـوم نیست تـوبه اش پذیـرفته شـده بـاشـد.
شـاه اسماعیل بـا شنیـدن ایـن انتقاد تصمیـم گـرفت قبـر حـر را بشکافد؛ زیرا معتقد بـود اگر تـوبه حر پذیرفته شده، باید بدنـش سالم مانده باشد.
از ایـن رو، فرمان داد قبر حر را بشکافتند، بـدن وى بطـور کامل سالـم مانده بود. بر سر حر دستمالى خون آلود بسته شده بود. شاه اسماعیل تصمیـم گرفت آن را به عنوان تبرک بردارد؛ ولى نتوانست. پس از ایـن جریان، قبر را دوباره ترمیـم کرد، فرمان داد حرم را بسازند و فردى را با حقوقى در خـور به عنوان خادم حرم حر معیـن کرد.(ابصار العین، ص ۱۲۷.)
 زیارت عون بن عبدالله
در همیـن مسیر، که براى زیارت حر و طفلان مسلـم پیمودیم، بارگاه با شکـوه امامزاده اى به نام عون بـن عبدالله قرار دارد که مردم عراق به وى اعتقادى راسخ دارند و معتقـدنـد قبر شریفـش محل بـر آمدن حاجتها و استجابت دعاست.
در باره نسب صاحب ایـن بارگاه مطهر سخنان گوناگون گفته مى شـود؛ ولـى میان مردم عراق چنان، مشهور است که وى عون بن عبدالله بـن جعفر است؛ یعنى فرزند حضرت زینب(س) نوه دخترى امیرالمومنیـن(ع) و نـوه پسـرى جعفـر طیـار بـرادر امیـرمـومنان(ع) است.
به نـوشته مـورخان، در حادثه عاشـورا دو فرزند از عبـدالله بـن جعفر طیار به شهادت رسیدند. یکـى از آنان از فرزندان حضرت زینب بـود و دیگرى فرزند همسر دیگر عبـدالله. (ابصار العیـن، ص ۲۹.) برخـى از مـورخان دلیلى براى جدا بـودن قبر فرزند حضرت زینب از سایر شهداى کربلا نمى بینند و معتقدند که ایـن امامزاده محترم از فرزندان امام حسـن مجتبى(ع) است. عون حرمى بسیار با صفا و زیبا دارد که در میـدانـى وسیع زئران را به خود فـرا مـى خـوانـد. به مناسبت مقام، از حضرت زینب(س) و مصائبـش که بر ایـن بانوى بزرگ وارد آمـده، است، سخـن مـى گـویـم. پـس از زیارت ایـن امـامزاده بزرگوار و خـواندن چند رکعت نماز، حرم مطهر وى را ترک مى گوییـم تـا بـراى نماز جماعت، دیگـر بار خـود را به بـارگـاه ملکـوتـى حسین(ع) برسانیم.
هنگام اذان ظهر مجددا تـوفیق زیارت حرم مطهر حسینى(ع) مى یابیـم وارد حرم مى شویم، نماز ظهر و عصر را به جماعت مى خـوانیـم و پـس از عرض ارادتـى و زیـارتـى به هتل بـاز مـى گـردیم.
  روضه هاى مجسم
اى پـرچم کـربلا بــه دوشت زینب  ***  قربان تو و خشم و خــروشت زینب  
تا موى سرت سپید شد از غم دوست   ***  شد کعــبه دل سیاهــپوش زیــنب
براى رسیـدن به تل زینبیه، حرم ابـوالفضل(ع) را دور مـى زنیـم و آنگـاه در طـرف راست قبله حـرم امام حسیـن(ع) به سـالنـى کـوچک مـى رسیـم که بر فرازش گنبـدى کاشـى کارى شـده و آبـى رنگ سر بر آسمان مى سایـد. بـراى ورود به ایـن سالـن که تقـریبا از تمامـى ساختمان هاى اطراف بلندتر است، بایـد چنـد پله را طـى کرد و بالا رفت. اینجا کجاست؟! اینجا رصدخانه کربلا و عاشـورا است. آنجا که زینب منظومه نور حسیـن(ع) در شط جارى شب ستـم را رصد کرده است.
اینجا دیـده بـانـى جبهه عاشـوراست. آنجا که زینب(س) صفهاى حق و بـاطل را و نبـرد نور و ظلمت را به نظاره نشسته است.
زینبیه روضه مجسم کربلاست. از اینرو، تا شروع به سخن کردم، سیل اشکها جارى شد و ناله ها به آسمان رفت. شاید ایـن محل به دقت در طـول تـاریخ حفظ شـده باشـد؛ زیـرا مـوقعیت جغرافیـایـى آن بـا رویدادهاى تاریخـى و گفته هاى مـورخان دقیقا تطبیق مـى کنـد. حرم مطهر حسینـى(ع) در گـودى واقع شده است و تل زینبیه بلندیى مشرف بـر حـرم مطهر و قتلگـاه است بـا فـاصله تقـریبـى سیصـدمتر.
این بلندى حدود همیـن مقدار نیز با خیمه گاه فاصله دارد. پـس به خـوبـى مـى تـوانـد حلقه وصل ایـن دو پایگاه عاشـورا (خیمه گاه و قتلگاه) باشد.
در سمت راست ایـن سالـن، رو به حرم مطهر حسینى، تصـویرى از نوع نقاشـى هاى پـرده هاى تعزیه خـوانـى نصب شـده است که بیانگر حادثه عاشورا و نقش تل زینبیه است.
پـس از صحبت و روضه در ایـن مکان، از کنار تل زینبیه و از داخل بـازار بسیار کـوچک و شلـوغى به سـوى خیمه گـاه حـرکت مـى کنیـم. خیمه گـاه در مقـایسه بـاتل زینبیه بسیـار گـودتـر است؛ حتـى در مقایسه با حرم مطهر نیز گـودتـر به نظر مـى رسـد و در قسمت قبله حرم مطهر قرار دارد.
خیمه گاه اکنـون خـود به صـورت حرمى جداگانه در آمده است. از در که وارد مى شـویـم، خادم، محلـى را نشان مى دهد و مى گـوید: اینجا محل خیمه حضـرت ابـوالفضل العباس(ع) است که اکنـون ساختمان شـده است.
از ایـن مکان که مـى گذریـم، دو ردیف طاقهاى هلالـى کـوچک مشاهده مى شـود که بیاد جهازهاى شتران بر زمیـن مانده قافله کربلا ساخته شـده است. پـس از عبـور از میـان ایـن هلالهاى کـوچک، به سـالـن سرپوشیده و مدورى مى رسیـم که اتاقهاى کوچکى گرداگردش ساخته شده است. ایـن سالـن به تمامـى ایـن اتاقها راه دارد. ساختمان وسیع وسط را خیمه حضرت اباعبـدالله(ع) معرفـى مـى کننـد و ساختمانهاى اطراف را به عنوان خیمه هاى اصحاب مى شناسند. در درون سالـن مدور وسط، دو محراب به نامهاى محراب امام حسین(ع) و محراب حضرت زیـن العابدین(ع) وجـود دارد. در بیرون ایـن ساختمان و در گوشه حیاط ایـن حرم، قسمتـى را خیمه قاسـم بـن الحسـن معرفـى مى کنند. آنچه مـى تـوان پذیـرفت این است که ایـن مکان مقـدس محل خیمه هاى امام حسیـن(ع) و یاران و اهل بیت او بـوده است؛ ولى دیگر خصوصیاتى که مى گویند، دلیل تاریخى ندارد. البته همیـن نیز مطلبى کوچک و کـم اهمیت نیست.
در اینجا درنگـى بیشتر بایـد و تاءملـى شایسته تر. اینجا کجاست؟ خیمه گاه، یعنـى محل نماز جماعت حسیـن(ع). در اقـامت هشت روزه اش در ایـن سـرزمیـن، خیمه گـاه، یعنـى محل مناجـات و نماز شب امام حسیـن(ع) و یارانـش در شبهاى محرم سال شصت و یک و در شب به یاد ماندنى و فراموش نشدنى عاشورا.
اینجا محل سخنرانـى اباعبدالله(ع) است و محل نجـوا و راز گـویى او بـا امـام سجـاد(ع) و زینب کبرى(س).
اینجا دریاى خاطره است و پیام. اندیشه بر مىآشـوبد و حافظه زیر و رو مى شود و خاطرات و حـوادث و تاریخ کربلا جان مى گیرد؛ بـویژه اگر هنگام غروب خون رنگ کربلا در ایـن مکان حضور داشته باشى. ما در بـرخـى از نقاط ایـن مکان بـا عظمت به یاد نمازها و نیازهاى حسینى چند رکعت نماز مى گزاریم و ایـن مکان مقدس ر، براى اقامه نماز جماعت مغرب و عشـا در حـرم مطهر حسینـى(ع) تـرک مـى کنیـم.
در فرصت کوتاهى که وجـود دارد، برخـى از زائران به بازار کـوچک کنار تل زینبیه مـى روند تا سوغات بخرنـد. مهمتریـن سـوغات کربلا مهر و تسبیح تربت اباعبـدالله(ع) است. شاید تذکر ایـن نکته لازم باشـدکه سجـده کردن بر خاک، ریشه در سنت پیامبـر اکرم(ص) دارد.
رسول اکرم(ص) و صحابه گرامـش براى محل سجده خـود از خاک پاک یا سنگ یا حصیر استفاده مى نمودند و ایـن نکته نه تنها در کتب شیعه بلکه در جـوامع روائى اهل سنت نیز بیـان شـده است.
چنانکه در سنـن بیهقـى، ج ۲، ص ؛۴۲۱ کتاب الصلوه، (باب الصلـوه علـى الخمـره) و نیز در ج ۲، ص ۱۵ کتـاب الصلـوه بـاب الکشف عن السجده فـى السجـود روایات متعددى در باره سجده رسـول اکرم(ص) و اصحابـش بر خاک و سنگ و حصیر نقل کرده است و حتى از برخى صحابه نقل شده است که هنگام سـوار شـدن بر کشتى، خشتـى همراه خـود بر مـى داشت تا بر آن سجـده نمایـد. (الطبقات الکبرى، ج ۶، ص ۷۹ در احـوالات مسروق بـن اجدع) و از ایـن روست که شیعه سجده را جز بر زمین و آنچه از زمیـن مـى رویـد و خـوراکى و پـوشاکـى نیست جایز نمـى شمارد ولـى بـرتـر از همه اینها خاک پـاک؛ و بـرتـر از همه خاکه، خاک تـربت حسینـى(ع) است که در جـوار بـدن پاک پاره تـن رسـول خـدا(ص) قـرار گـرفته است و خـود یـاد آور درسهاى بسیـار عاشـوراست درس غیـرت دینـى، درس شهادت و شهامت و جانبـازى، درس قیام براى خدا و نجات مردم. 
  اینک روایـاتـى چنـد در بـاره فضیلت تـربت حسینى(ع)
یکى از اصحاب امام صادق(ع) مى گوید: آن حضرت کیسه کـوچکى از خاک تـربت سیـدالشهداء همـراه داشت که به هنگـام نماز روى سجـاده اش مى ریخت و بر آن سجده مى کرد و مـى فـرمـود: سجـده بـر تـربت امام حسیـن(ع) حجابهاى هفت گانه را مـى درد (یعنـى سجـده بر آن مـوانع قبول را بر طرف کرده مورد قبـول حضرت حق واقع مى شود.) (بحار، ج ۸۵، ص ۱۵۳) حمیـرى یکـى از اصحـاب حضـرت مهدى(ع) به آن حضـــرت نامه اى نگاشت و سـوال کرد: آیا سجده بر مهرهایـى که از خاک قبر حسیـن(ع) مـى سـازنـد جـائز است و آیا داراى فضیلتـى است؟ امـام مهدى(ع) در پاسخ وى نـوشت: آرى سجـده بر آن جائز و داراى فضیلت است. (بحـار، ج ۸۵، ص ۱۴۹) و در روایـات آمـده است که امــــام صادق(ع) جز بر تربت سیدالشهداء(ع) سجـده نمـى کرد. (بحار، ج ۸۵، ص ۱۵۸)
 امام مـوسـى کاظم(ع) مـى فرمایـد: (اکل الطیـن حـرام مثل المیته و الدم و لحـم الخنزیر الا طین قبرالحسیـن، فان فیه شفاء من کل داء و امنا مـن کل خوف) خـوردن گل حرام است هماننـد حرمت مردار و خون و گـوشت خوک مگر خـوردن گل قبـر حسینـى که شفاى هر دردى است و ایمنـى بخـش از هر بیمى مـى باشـد.(کامل الزیارات، ص ۲۸۵) محمـد بـن مسلـم از یاران امام بـاقـر(ع) وارد شهر مـدینه مى شـود در حالـى که سخت مریض است. امام باقر(ع) ظرفـى و شربتـى براى وى مى فرستـد. چـون آن شربت را مـى نـوشد ناگاه امراض او بر طرف شـده در نهایت صحت بـراى تشکر به خـدمت امام باقر(ع) مشـرف مى شـود و از آن حضـرت مـى پـرسـد: چه چیز در ایـن شـربت بـود که این گونه باعث شفاى مـن شد؟ حضرت فرمود: اندکى خاک قبر حسیـن(ع) در آب حل شده بـود و خاک قبر حسین بهتریـن چیز براى شفا گرفتـن است. ما به کـودکان و زنان مان مـى دهیـم و همه گـونه خیـر از آن مى بینیـم.(کامل الزیارات، ص ۲۷۷)
 امام صادق(ع) فرمـود: (لـو ان مریضا مـن المـومنیـن یعرف حق ابى عبدالله و حرمته و ولایته اخذ له من طیـن قبره علـى راءس میل کان له دواء و شفاء) اگر مـومـن مریضـى که معرفت به حق اباعبدالله(ع) داشته باشد و حرمت و ولایت او را بشناسـد از خاک قبر او بر دارد اگرچه از فاصله یک میل آن باشد خاک براى او دوا و شفا خواهد بـود.(کامل الزیارات، ص ۲۷۹) وعده گاه ما و زائران بعد از اذان، ایـوان حـرم مطهر حسینـى(ع) است. کم کـم زائران از راه مى رسند و هر کدام سوغاتى یادگار ایـن شهر را همراه دارند.
نماز را به جماعت اقامه مـى کنیـم و پـس از آن زیارت نامه مـى خـوانیـم؛ ولـى امشب بیشتر زائران را با امام تنها مى گذارم و مانع خلـوت آنان نمـى شـوم؛ زیرا امشب آخریـن شب کربلاى ماست. فرصت خـوبـى است تا آخـریـن نجـواها و سخنها را با امـام(ع) در میـان گذاریـم و از تمـام کسـانـى که التمــاس دعا گفته اند، آرمان دیـدار از کـربلا در دل دارنـد و تاکنـون به یاد نیامده اند، یاد کرده، برایشان دعا کنیـم. حرم مطهر حسینـى آداب و ادعیه و زیارات فراوانـى دارد و تاکنـون فرصتها بسیار کـوتاه بـوده است و نتـوانسته ایم چنانکه باید ایـن دعاها را بخوانیـم. اکنون آخرین شب است.
از اینرو، زیارت دسته جمعى را زودتر به پایان مى بریـم و هرکسـى کتاب دعا به دست به گـوشه اى پناه مى برد و به زمزمه و دعا و اشک و نجوا و راز دل مـى نشینـد. هنـوز از زلال نجـوا با سالار شهیدان سیراب نشده ایـم و عطش عشق فرو ننشسته است که اعلام مى کنند، باید حرم را ترک کنیـم. حرم مطهر حسینـى را به قصد حرم ابـوالفضل(ع) تـرک مـى کنیـم. آنجا نیز قصه از همان قـرار است. راز دل با تـو گفتنم هوس است... .




[ چهارشنبه 30 آذر 1390  ] [ 1:50 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

محضر امام صادق علیه السلام شرفیاب شدم، حضرت فرمودند: امسال حج مشرف نشدی؟ عرض کردم: چیزی که با آن حج بروم نداشتم ولی عرفه در کنار قبر امام حسین علیه‌السلام بودم. حضرت فرمودند: از آنهایی که سرزمین منا را درک کردند چیزی کم نداری.
امام صادق علیه السلام فرمودند:
زمین کعبه گفت: کیست مثل من، و حال آن که خانه خداوند متعال بر من بنا شده و مردم از اطراف و اکناف به طرف من می‌آیند و حرم امن الهی قرار داده شده‌ام.
و چه فضیلت‌هایی که برای زیارت این مکان مقدس وارد شده (از آن جمله: حضرت علی ابن الحسین علیهماالسلام فرمودند: تسبیح گفتن در مکه افضل است از خراج و مالیات که در راه خدا انفاق شود.(۱)
و حضرت باقر علیه السلام می‌فرمایند: سجده کننده در مکه به منزله در خون غلطیدن در راه خداست. در روایتی دیگر آورده‌اند که طعام خوردن در مکه به منزله روزه داشتن در غیر مکه است. و راه رفتن در مکه عبادت خداوند است.(۲) و در ادعیه بسیاری درخواست زیارت خانه خدا وارد شده است.
با این حال خداوند به زمین کعبه خطاب کرد: ساکت باش که فضیلت تو در برابر فضایل زمین کربلای حسین چون سوزنی باشد و اگر نبود خاک و تربت کربلا، هرگز تو را فضیلت نداده بودم و اگر کسانی که کربلا ایشان را در بردارد (حضرت سیدالشهدا و اصحابش) نبودند، تو را و آنچه تو هم اکنون به آن فخر می‌کنی نمی‌آفریدم.
امام صادق علیه السلام به من فرمودند: تاکنون چند مرتبه حج را بجا آوردی؟ عرض کردم: نوزده مرتبه. فرمودند: اگر حجت را بر بیست برسانی (در ثواب) مثل کسی هستی که یک بار قبر امام حسین علیه السلام را زیارت کرده است
مقایسه انفاق در حج و در مسیر کربلا
عبدالله بن سنان می‌گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم: فدایت شوم پدرت درباره انفاق در راه حج می‌فرمودند به هر درهمی که در این راه خرج کنی برای او هزار درهم حساب می‌شود. کسی که در مسیر زیارت امام حسین علیه السلام انفاق می‌کند برای او چیست؟ حضرت فرمودند: به هر درهمی که در این مسیر صرف می‌کند: هزار هزار هزار(تا ده مرتبه هزار را تکرار کردند) برای او حساب می‌شود و علاوه بر این رضایت و خشنودی خداوند و دعای خیر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و حضرت علی علیه السلام و ائمه معصومین علیهم السلام برای اوست.(۳)
ثواب زیارت حسین علیه السلام برابر بیست حج
راوی می‌گوید: امام صادق علیه السلام به من فرمودند: تاکنون چند مرتبه حج را بجا آوردی؟ عرض کردم: نوزده مرتبه. فرمودند: اگر حجت را بر بیست برسانی (در ثواب) مثل کسی هستی که یک بار قبر امام حسین علیه السلام را زیارت کرده است.(۴)
در روایت دیگری آمده که زیارت امام حسین علیه السلام برابر سی حج مقبول می‌باشد.
در حدیث دیگری از امام صادق علیه السلام آمده است که امام با یک زائر امام حسین راجع به ثواب زیارت اینگونه فرمودند: برای چه اینجا آمده‌ای؟
زائر عرض کرد: برای زیارت حسین علیه السلام آمده‌ام. فرمود: هیچ خواسته‌ای نداشتی؟
عرض کرد: هیچ آرزویی مگر این که آن حضرت را زیارت کنم و سلام دهم و به وطنم برگردم. حضرت فرمودند: شما چه ثوابی در زیارت آن حضرت می‌بینید؟
عرض کرد: ما زیارت حضرتش را مایه برکت در جان، اهل و فرزندان و مال و معایشمان و موجب برآورده شدن حاجاتمان می‌بینیم.
حضرت فرمودند: آیا می‌خواهی بیش از این، از فضیلت زیارت آن حضرت برای تو بیان کنم؟ عرض کرد: ای فرزند رسول خدا زیادتر برایم بفرمائید.
روایات مختلفی وجود دارد که زیارت امام حسین (علیه السلام) معادل یک حج، دو حج، بیست حج، سی، هفتاد، هشتاد، صد و هزار حج است و البته بدیهی است این ثواب‌های مختلف به حسب مراتب معرفت و رعایت آداب و شرایط زیارت می‌باشد
حضرت فرمودند: زیارت امام حسین علیه السلام معادل یک حج مقبول خالصانه‌ای‌ است که با رسول خدا صلی الله علیه و آله انجام شود. او از این مقدار تعجب کرد.
حضرت فرمود: ای والله (تعجب می‌کنی؟) برابر دو حج. و پیوسته از زیارت آن حضرت زیاد فرمودند، تا این که فرمودند: زیارت امام حسین علیه السلام برابر با سی حج مقبول خالصانه ایست که با رسول خدا صلی الله علیه و آله بجا آورده شود.(۵)
راوی می‌گوید: محضر امام صادق علیه السلام شرفیاب شدم، حضرت فرمودند: امسال حج مشرف نشدی؟ عرض کردم: چیزی که با آن حج بروم نداشتم ولی عرفه در کنار قبر امام حسین علیه‌السلام بودم. حضرت فرمودند: از آنهایی که سرزمین منا را درک کردند چیزی کم نداری، بعد فرمودند:
"حقیقتا اگر اکراه این را نداشتم که مردم حج را ترک کنند، هر آینه حدیثی را برای شما (درباره زیارت امام حسین علیه السلام) بیان می‌کردم که هرگز زیارت آن حضرت را ترک نمی‌کردید.(۶)
و در حدیث دیگری امام باقر علیه السلام فرمودند: اگر مردم می‌دانستند چه فضیلتی در زیارت امام حسین علیه السلام است، از شوق، جان می‌سپردند و نفسشان از روی حسرت و اندوه قطع می‌شد.(۷)
در روایات متعددی نقل شده است که زیارت امام حسین علیه السلام معادل حج و عمره می‌باشد، همچنین روایات مختلفی وجود دارد که زیارت امام حسین (علیه السلام) معادل یک حج، دو حج، بیست حج، سی، هفتاد، هشتاد، صد و هزار حج است و البته بدیهی است این ثواب‌های مختلف به حسب مراتب معرفت و رعایت آداب و شرایط  زیارت می‌باشد.
--------------------- پی‌نوشت‌ها: ---------------------
۱- وسائل الشیعه، ج ۱۳، ص ۲۸۸، باب ۴۵.
۲- همان.
۳- مکیال المکارم، ج ۲، ص ۴۱۴.
۴- ثواب الاعمال، ص ۹۲، کامل الزیارات، باب ۶۶.
۵- وسائل، ج ۱۴، باب ۴۵۰.
۶- وسائل، ج ۱۴، ص ۴۶۴/ بحارالانوار، ج ۹۸، ص ۹۱، ح ۳۲.
۷- بحارالانوار، ج ۹۸، ص ۱۸، ح ۱.
بخش عترت و سیره تبیان
--------------------- منابع: ---------------------
۱-  کامل الزیارات، وسائل، ج ۱۴، باب ۴۵،
۲- ابواب مزار ، مستدرک، ج ۱۰، باب ۳۴.




[ چهارشنبه 30 آذر 1390  ] [ 9:05 AM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0


زید بن شحام گوید: به امام صادق (ع) عرض کردم : براى زائر قبر امام حسین (ع) چه مى‏باشد؟ فرمود: «همانند کسى است که خدا را در عرش دیدار نموده باشد». گفتم: براى کسى که یکى از شما را زیارت کند چه مى‏باشد؟ فرمود:
«همانند کسى است که رسول خدا (ص) را زیارت نموده است » . (۳)
_____________________________________________________
۳. منتخب کامل الزیارات ، ابن قولویه ، ص ۲۸۱




[ جمعه 25 آذر 1390  ] [ 8:59 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0


عبدالله بن هلال به امام صادق (ع) عرض کرد: فدایت شوم، کمترین نصیبى که زائر امام حسین (ع) دارد، چیست ؟ فرمود: «اى عبد الله، کمترین چیزى که براى او مى‏باشد، این است که خداوند او و خانواده‏اش را حفظ مى کند تا وى را به سوى خانواده‏اش باز گرداند، و چون روز قیامت فرا رسد، خداوند حافظ او مى‏باشد» . (۱۰)
_____________________________________________________________
۱۰. منتخب کامل الزیارات ، ابن قولویه ، ص ۲۴۷




[ جمعه 25 آذر 1390  ] [ 8:59 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

 برابرى زیارت قبر حسین (علیه السلام) با حج

عبدالله بن عبید انبارى گوید: به امام صادق (ع) عرضه داشتم : فدایت شوم ، همه ساله وسایل تشرف به حج برایم فراهم نمى‏شود. فرمود: «چون قصد حج نمودى و اسباب برایت فراهم نگشت ، به زیارت قبر حسین (ع) برو، که یک حج برایت نوشته مى شود و چون قصد عمره نمودى و وسایل مهیا نشد ، عزم زیارت قبر حسین (ع) نما، که یک عمره برایت منظور مى شود»(۱۵)
_________________________________________________________________
۱۵. منتخب کامل الزیارات ، ابن قولویه ، ص ۳۰۶




[ جمعه 25 آذر 1390  ] [ 8:58 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

دعاى معصومین براى زائر

معاویه بن وهب از امام صادق (ع) نقل نموده که فرمود: «اى معاویه، زیارت قبر حسین (ع) را از روى ترس وامگذار ، زیرا هر که آن را ترک کند ، چنان دچار حسرت مى‏شود که آرزو نماید قبرش نزد او باشد . آیا دوست ندارى که خداوند تو را در زمره کسانى به حساب آورد که رسول خدا (ص) و على و فاطمه و امامان معصوم (ع) برایش دعا مى‏کنند؟» (۱۸)
و نیز فرمود: «همانا فاطمه (س) دختر محمد (ص) نزد زائران قبر فرزندش حسین (ع) حضور یافته و براى گناهانشان طلب آمرزش مى‏کند». (۱۹)
_________________________________________________________________
۱۸. منتخب کامل الزیارات ، ابن قولویه ، ص ۱۹۹
۱۹. منتخب کامل الزیارات ، ابن قولویه ، ص ۲۰۴




[ جمعه 25 آذر 1390  ] [ 8:57 PM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0

اهداء به پیشگاه سرور و سالار شهیدان حضرت ابى عبدّاللّه الحسین (ع ) مظلوم کربلا...
مقدمه
بسم اللّه الرّحمن الرّحیم
الحمد للّه ربّ العالمین و الصّلوه و السّلام على اشرف الانبیاء و المرسلین و آله الطیبین الطاهرین و لعنه اللّه على اعدائهم اجمعین آمین یا ربّ العالمین .
السّلام علیک یا اباعبداللّه (ع ) - السّلام علیک یاابن رسول اللّه (ص ) - السّلام علیک یا یاابن امیر المؤمنین (ع ) - السّلام علیک یاابن فاطمه الزّهرا(س ).
سلام بر تو اى شهید، سلام بر تو اى مظلوم ، سلام بر تو اى عطشان ، سلام بر تو که پدر شهید، برادر شهید، عموى شهید، فرزند شهید و سیّد و سرور شهیدان مظلوم هستى .
اى حسین جان وجود تو سرمایه اسلام و شهادت تو احیاگر اسلام عزیز است ، حسین جان خاک تو توتیاى چشم اؤ لیاء است ، و شفا بخش دردها و آلام دنیوى و اُخروى بشر است . چه مى توان از تو گفت حال آنکه تو خود همه چیز هستى ؟! و از ازل تا ابد باقى مى مانى ، و از آدم ابوالبشر (ع ) تا خاتم الانبیاء(ص ) تو را زیارت کرده اند و بر مصائب تو گریستند.
حسین جان ، وجود ذیجود تو نجاتگر فرشتگان و آدمیان است ، و هر که از درگاه خداوند رانده شد، به درگاه باعظمت تو پناهنده شد آزاد گردید، که تو آزادگر آنان و پناه بى پناهان مى باشى . و رحمت و رأ فت تو حتّى بر قاتلینت شامل مى شود.
امّا کربلا - کربلا چیست ؟ کربلا هم کرب است هم بلا، هم رافع کرب است هم دافع بلا، کربلا همان بهشت است ، کربلا همان قیامت است ، کربلا همان حساب و میزان است ، کربلا کربلاست !!!
کرب یعنى گرفتارى ، و مشقّت و بلا یعنى عذاب و عقاب .
کربِ کربلا براى دشمنان اسلام و امامت و و لایت مى باشد، چرا که آنان با بى اعتنائى (به زمین بهشت در روى زمین ) کرب و گرفتارى براى خود آفریدند که بلاى آخرت را به دنبال دارد. آنان فروختند آخرت و دنیاى خویش را در کربلا، براى وعده و خیالهاى باطل و فاسد خود.
چه کردند در کربلا؟!
دیوان و ددان بخیال آنکه خدا و قرآن را از سر راه برمى دارند و آینه تمام نماى حق را مى شکنند براى خود کرب و بلا ساختند، نمى دانستند که کرّوبیان در کربلا حاضرند و آنچه که به دشمنى با آن آمده اند دست خدا و صداى حق است . مى خواستند حق را بکشند و کربلا درست کردند!!
آرى آنان براى خود کرب و بلا ساختند حال آنکه کربلا، کرب و بلائى براى حسین (ع ) نداشت ! بلکه رافع و دافع کرب و بلاى حسین (ع ) وشیعیان او مى شد.
با نام آن زمین ، با خاک آن زمین ، با حرمت آن زمین اسلام و امّت مسلمان نجات مى یافت !
درمجرّبترین اذکار و ادعیّه اى که از معصوم (ع ) وارد شده است ، مى فرماید: که هرکس این ذکر را هفتاد مرتبه با اعتقاد و معرفت بخواند هر کرب و بلایى داشته باشد برطرف مى شود:
یا کاشِفَ الکَربِ عَن وَجهِ الحُسَین ، اِکشِف کَربى بِحَقِ اَخیکَ الحُسَین (ع ).
یعنى اى برطرف کننده کروب و مشکلات از روى حسین (ع ) برطرف کن کرب و مشکل مرا به حقّ برادرت حسین (ع ).
آرى حسین (ع ) خود مشکل گشاست ، و براى کربلاى خود کاشف کربى آورده است ، پس کربلا - کربى بر حسین (ع ) و حسینیان ندارد. چون عبّاس ‍ علمدار قهرمان دارد، عبّاس (ع ) کرب از وجود حسین (ع ) بر مى دارد، کرب از وجود اولاد حسین (ع ) برمى دارد، کرب از شیعیان حسین (ع ) بر مى دارد. عبّاس (ع ) قمر بنى هاشم باب الحوائج مى شود، چون کرب کرّوبیان را مى گشاید، نه تنها در کربلا، بلکه دستان مقطوع عبّاس (ع ) در قیامت شفیع امّت حسین (ع ) است که در دستان امّ الائمّه فاطمه زهرا(س ) خواهد بود. پس کربلا کربى بر حسین (ع ) ندارد.
امام حسین (ع ) بسوى کربلا مى آید به مانند ماهى که سالها از دریا به دور افتاده باشد، حسین (ع ) را در کربلا نکشتند! حسین (ع ) را در (شام ) کشته بودند! آنجائى که ولایت و امامت را غصب کردند، حسین (ع ) در کربلا زنده شد و از زندگى خویش اسلام را زنده کرد. آن هنگام که وارد خاک کربلا شد و دید که دیگر مرکب حرکت نمى کند، مرکب را عوض کردند، و باز حرکت ننمود، تا سه مرتبه مرکب را عوض کردند، مرکب حرکت ننمود. و آنگاه فرمودند:
فرود آیید که این جا مقتل من و مدفن من و مردان من است و اینجا خیمه هاى ما را غارت مى کنند و خون ما را مى ریزند، که این خبر را از جدّم رسول خدا(ص ) شنیده ام !
اى زمین کربلا من ارمغان آورده ام
دُرّ کوچک اصغر شیرین زبان آورده ام
کربلا از روز اوّل کربلا بود، و خداوند سبحان زمین کربلا را حتّى بر زمین کعبه فضیلت داد، و قبل از حضرت سیّد الشّهداء(ع ) انبیاء بسیارى به زیارت آن زمین مقدّس آمده بودند، و در روایات مى باشد که قبل از حسین فاطمه (س ) صدها پیغمبر و صدها فرزند پیغمبر در آنجابه شهادت رسیده و مدفون گردیده اند.
کربلا، کربلاست ! چون حسین (ع ) دارد، حسین (ع ) کیست ؟ حسین (ع ) کسى است که در راه خدا کارى کرد که هیچ کس نکرده و نمى تواند بکند، مگر حسین در کربلا چه کرد؟ او در کربلا همه چیز را در عمل معنا کرد، ایمان را به تصویر کشید، یعنى کسى که بتواند در آن موقعیت قرار بگیرد. و تصمیم خود را عوض نکند، و مرحله به مرحله به علاقه او نسبت به خدا و کارى که انجام مى دهد بیشتر شود، در ابتدا آن همه توهین و تحقیر، بعد ظلم و جسارت ، و سخت تر از همه کشته شدن بهترین بنده گان خدا به دست شقى ترین مردم ، داغ کشته شدن برادر و برادرزاده ، فرزند رشید و فرزند شیرخوار، و همه خوبان که به یارى اسلام آمده اند، و دشوارتر از همه مصائبى که بر اهل بیت روا مى شد، و حسین (ع ) همه را مى دانست ! آیا کسى مى تواند حسین باشد و با آن همه کرب و بلا باز هم بگوید، رِضا بِرِضائِک و تَسلیمَا لِاَمرِک لا الهَ غَیرک و لا مَعبُودَ سِواک !
پس کربلا همان بهشت است که هر کس بدان دست یافت رستگار و سعادت مند مى شود.
بامطالعه و مرور در روایات مربوط به کربلا مى توان به ارزش این زمین قدسى پى برد و براى آخرت ذخیره اى اندوخت . خدایا زیارت حسین (ع ) و اولاد(ع ) را در دنیا نصیب ما بگردان ، و از شفاعت آن مقرّبین درگاهت ما و والدین ما و اولاد ما را بى نصیب مفرما، آمین یا ربّ العالمین .




[ چهارشنبه 16 آذر 1390  ] [ 9:25 AM ] [ یاسر جمالی ]
نظرات 0
درباره وبلاگ

اى پـــــرده دار كعبـــــه، بردار پرده از پیش `·.•.·´ كــــــــز روى كعبه دل، ما پرده را كشیدیم
نويسندگان
آرشيو مطالب
امار سايت
كل بازديدها : 172198 نفر
كل مطالب : 636 عدد
تعداد کل نظرات: 4 عدد
تاریخ ایجاد وبلاگ: چهارشنبه 16 آذر 1390 
آخرین بروز رسانی : شنبه 24 اسفند 1392 
امکانات وب