|
کریمه اهل بیت معصومه، قصه بلند مدینه تامشهد است
| ||
|
|
دورانی که به شکفتن فاطمه معصومه علیهاالسلام انجامید، هم زمان با امامت امام موسی بن جعفر علیهالسلام بود که در سال 148 به امامت رسید و 35 سال به امامت پرداخت. خلفای بنی عباس در این دوران آن چنان عرصه را بر امام و شیعیان تنگ کردند که راویان به هنگام روایت نمیتوانستند به صراحت از نام حضرت یاد کنند و ناگزیر کنیههای حضرت مانند ابی ابراهیم و ابی الحسن و القاب وی مانند عبد صالح، عالم و... را به کار میبردند. هارون، آن گاه که به حکومت رسید، حضرت را زندانی کرد و گاهی ایشان را آزاد میکرد و دوباره زندانی میساخت. این وضع تا چهارده سال ادامه یافت. در چنین زمانی، زمان تولد حضرت معصومه علیهاالسلام فرا رسید.
امام رضا علیهالسلام خواهران فراوانی داشت، ولی در میان همه آنها، حضرت معصومه علیهاالسلام با ابعادی متفاوت، سفری را در پیش میگیرد که همان ویژگی سفر حضرت زینب علیهاالسلام را دربردارد. در آن مرحله از تاریخ، حضرت معصومه علیهاالسلام همان رسالتی را به عهده داشت که حضرت زینب علیهاالسلام بعد از ماجرای خونین کربلا عهده دار آن شده بود؛ زیرا در آن روزگار، ظلم و خفقان دستگاه بنی عباس در همه جا سایه افکنده بود و حضرت معصومه علیهاالسلام و برادرش احمدبن موسی علیهالسلام و چند تن دیگر، تنها شخصیت هایی بودند که از توطئه بنی عباس آگاهی داشتند و عواقب آن را پیش بینی میکردند. بدین جهت، حضرت معصومه علیهاالسلام برای افشای چینین خیانتی عازم شهرهای ایران شد و به افشاگری بر ضد آنان پرداخت.
در سال، ماه و روز تولد فاطمه معصومه علیهاالسلام اختلافات عمدهای وجود دارد که اصلیترین عامل آن، خفقان حاکم بر ضد شیعیان و تقیه آنها بود. همچنین، منعکس نشدن تاریخ تولد و وفات بانوان اهل بیت عمومیت دارد، به طوری که تاریخ شهادت حضرت فاطمه علیهاالسلام، مدفن حضرت زینب علیهاالسلام، تولد و وفات ام کلثوم علیهاالسلام، مادران همه امامان از امام زین العابدین علیهالسلام تا امام عصر علیهالسلام و دختران امامان از امام حسن علیهالسلام تا امام عسکری علیهالسلام کاملاً ناشناخته مانده است. با این حال، در میان محققان درباره تولد حضرت معصومه علیهاالسلام دو نظر وجود دارد: گروهی معتقدند تولد وی در سال 183 اتفاق افتاد، و گروهی به 173 اعتقاد دارند. نظر دوم طرفداران بیشتری داشته و از ابهام کمتری برخوردار است.
دانم این را که بهشت است و ندانم لیکن قبر معصومه علیهاالسلام بُوَد یا حرم فاطمه علیهاالسلام است.
صدای شادی افلاکیان از کوچه پس کوچههای مدینه به گوش میرسد. از خانه ساده و با صفای امام کاظم علیهالسلام، نوری به آسمان برخاسته است. ستارهها نورانیتر شدهاند و ماه، همچون خورشید میدرخشد. صدای گریهای سکوت آسمانها را شکسته، انتظار عاشقانه پدری را به پایان رسانده، و لبهای پر از نور پیشوای هفتم را به لبخند زینت داده و بر اماممان، حضرت رضا علیهالسلام همدمی بخشیده، تا زینبی دیگر برای حسینی دیگر باشد. آری، مدینه از شمیم فاطمه معصومه علیهاالسلام معطر شده است.
پایان انتظار
با توجه به اینکه امام صادق علیهالسلام پیش از ولادت امام کاظم علیهالسلام از ولادت حضرت معصومه علیهاالسلام خبر داده بود، خاندان ولایت بیش از 45 سال، در انتظار به دنیا آمدن این بانوی والا مقام بودند. آنچه این انتظار را عمیقتر میکند این است که مادر حضرت رضا علیهالسلام و حضرت معصومه علیهاالسلام، حضرت نجمه بود که در طول زندگی، دو فرزند بیشتر به دنیا نیاورد. امام رضا علیهالسلام 25 سال پیش از حضرت معصومه علیهاالسلام چشم به جهان گشوده بود، بنابراین حضرت نجمه و امام رضا علیهالسلام در طول این مدت در انتظار آن بانوی گرامی به سر میبردند.
از میان فرزندان بزرگوار حضرت امام موسى بن جعفر(ع) ، دو فرزند ایشان يعنى حضرت امام على بن موسى الرضا(ع) و حضرت فاطمه کبری (ع) ملقّب به معصومه، از ویژگیهای خاص برخوردار بوده اند تا ادامه دهنده خطّ امامت بعد از پدر باشند.
از هرسـو كه به شهر قـم پا مـى گذاريـم, گنبد نـورآفريـن و طلايى كريمه اهل بيت عليهم السلام برابر ديدگان, دل آرايـى مـى كند و قـم را زينت مى بخشد. اين خطه, خط ديـن باورى و ديندارى را از رهبران الهى گرفته است. شهرى شهره است كه نامـش در معراج شنيده شـده و عطريادش از گلـواژه هاى معصـومان عليهم السلام به مشام جان رسيـده است. وجـود عالمه آل طاها, عظمتـى افزون بـدان بخشيـده, قـم را ولايتـى كـرده كه همه مردمانـش اهل ((ولايت))انـد. و ديگـر شهرها غبطه والايى اش را مى خورند. ايـن همه از بركات كريمه اهل بيت عليهم السلام است. او چـون كـوثـرى در كـويـر خط سبز سعادت و رستگـارى تـرسيـم كـرده و دلهاى عاشق را از گـوشه و كنـار سمت ايــن شهر كشانـده است. اينك كه در زاد روز ياس ياسيـن; فاطمه زهـرا(س) و سالروز يكصدميـن سال ميلاد حضرت امام خمينى(ره) قرار داريـم, از ضريح چشمان آن عزيز سفر كرده, به حضرت معصـومه(س) و قـم نگاهـى دوباره مـى افكنيـم و قطراتـى از امـواج معرفت امام(ره) را نصيب خود مى سازيم. در ايـن بازنگرى, از واژه هاى زيبايى كه در ساليان بسيار از غنچه لبان آن انسان آسمانـى بيرون تـراويـده, استفاده مى كنيـم; واژه هاى نـورانى راهبرى كه همـواره خـود را ((قمى)) و اهل قـم مى دانست, به ايـن شهر افتخار مـى كرد و عالمان آن را در تمامى جهان نمونه مى ديد.
| |