جهاد اقتصادی دو وجه متفاوت دارد؛ زیرا عنوان جهادی بودن، ناظر به درون و بیرون و نیز بسیج همه امکانات برای رشد اقتصادی و شکوفایی و توسعه آن از سویی و مقابله و مقاومت در برابر دشمن در این عرصه و دست یابی به استقلال اقتصادی و خودکفایی و بلکه تسلط و چیرگی بر دشمنان از سوی دیگر است. لذا جهاد اقتصادی می بایست در دو شکل خودنمایی کند تا مفهوم آن در عرصه وجود، تحقق یابد.
آنچه در این مطلب مورد توجه و تاکید قرار گرفته وجه جهادی بودن نسبت به دشمنان و تسلط و استعلا بر نظام فکری و فرهنگی آن و تغییر رویکردهای جوامع دشمن است.
جنبه جهادی بودن این حرکت اقتصادی درایران اسلامی به عنوان ام القرای عصر کنونی جهان اسلام، مقتضی این معناست که اسلام می خواهد سبک زندگی نوینی را برای جهان ترسیم و تصویر کند و با عینیت بخشیدن به آن، جوامع دیگر بشری را به سوی این الگو سوق دهد.
این درحالی است که دشمنان بویژه استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا در این اندیشه است که سبک زندگی غربی را به عنوان سبک جهانی به جهانیان معرفی کند و نظام فکری و فرهنگی موافق با طبیعت ابتدایی و جاهلی بشر را به عنوان نظام کامل و تمام انسانی و پایان تاریخ معرفی نماید. بنابراین، سبک اسلامی در برابر سبک زندگی مادیگرایانه آمریکایی قرار دارد و می بایست ضمن شکستن این سد از طریق تسلط فرهنگی و فکری، الگوی برتر و نمونه را ارایه دهد. اینجاست که فلسفه جهاد اقتصادی خود را نشان می دهد و انگیزه عنوان فوق به خوبی نمایان می گردد.
اقتصاد، ابزار و سرمایه ای بی نظیر در خدمت انسانیت
اقتصاد از نظر اسلام و آموزه های قرآنی از آن رو ارزشمند است که سرمایه ای در اختیار بشریت قرار می دهد. افزون بر اینکه هر حرکت اقتصادی، نقش خلافت انسانی از طریق تغییر و تصرف و تسخیر، خودنمایی می کند و یکی از ماموریت های بشر یعنی آبادانی زمین (هود، آیه 61) تحقق می یابد، همچنین حرکت اقتصادی به انسان کمک می کند تا امکانات بیشتر و بهتری را در اختیار بگیرد و در مسیر شدن های کمالی و رشد و بالندگی انسان از آن بهره مند شود.
برهمین اساس خداوند در آیاتی از جمله 201 و 202 سوره بقره و نیز 32 سوره نساء و آیه 2 مائده و آیات دیگر، به مسئله اقتصاد و تاثیرات آن توجه می دهد و خواهان بهره مندی از ثروت و امکانات زمین به عنوان سرمایه تحولات انسانی اشاره می کند. آیات قرآنی بر جست وجو و بهره مندی بشر از فضل الهی و امکانات و ثروت های زمینی تاکید کرده که به خوبی نقش اقتصاد در زندگی بشر را تبیین می کند. (اسراء آیه 12؛ قصص، آیه 73؛ روم، آیه 46 و آیات دیگر)
خداوند در آیاتی از جمله 77 سوره قصص به صراحت فلسفه و هدف از اقتصاد را بهره مندی در جهت معنویت و کمالات بشری معرفی کرده و بر لزوم وسیله قرار گرفتن ابزار اقتصادی برای تحصیل امور معنوی و آخرتی تاکید می کند. در نگاه اقتصادی اسلام، اقتصاد و دنیا و مادیات، امکانی منحصر به فرد و فرصتی استثنایی برای بشر است که تنها در اینجا و با ابزارهای مادی است که او می تواند خود را به کمال شایسته و بایسته برساند.
بنابراین، از نظر اسلام نه تنها میان مادیات و معنویت و دنیا و آخرت می توان به سادگی جمع کرد، بلکه نقش ابزار انحصاری مادیات و دنیا را نمی توان در بالندگی و کمال یابی بشر نادیده گرفت. از این رو نگرش مومنان به زندگی دنیا و زندگی آخرت، نگاه جمع گرایانه ای است و تلاش مومنان و جامعه ایمانی این است که به بهترین شکل از فرصت دنیا و ثروت و امکانات مادی آن برای تعالی و تکامل خود و دیگران بهره گیرند. (بقره، آیه 201؛ نساء آیه 134؛ مائده، آیات 65 و 66؛ اعراف، آیات 156؛ نحل، آیات 30 و 97)
البته اسلام بر این نکته تأکید می کند که دنیا تنها مزرعه آخرت است و نمی توان به دنیا و مادیات و ثروت و امکانات آن دلبسته شد و آن را اصل دانست، بلکه می بایست آن را ابزاری برای آخرت و معنویت کمالی دانست و در هر حرکت اقتصادی، به ارزش های والای معنوی و اخروی اصالت بخشید و ارزش داد. (توبه، آیه 24)
با همه این ها آن چه می بایست به عنوان فلسفه و هدف هر عمل اقتصادی بدان توجه داشت، بهره مندی از اقتصاد برای اهداف والای انسانی و معنویت و آخرت است.
از این آیات و آیات دیگر قرآن به آسانی می توان دریافت که اقتصاد و سرمایه و ثروت های مادی دنیا، نقش تعیین کننده و بسیار سازنده ای در معنویت و کمال یابی بشر دارد و نمی توان به این نقش مهم و تأثیر شگرف اقتصاد بی توجه بود. (توبه، آیه 75 و نیز صف، آیات 10 تا 12)
ادامه در ادامه مطلب
ادامه مطلب