|
نینوا |
فاطمه اي بود و نبود علي مادر گلهاي كبود علي همسر و همتاي علي جز تو نيست منشا نور ازلي جز تو نيست خداوندا قيامت رفت از ياد كه پيمان با امامت رفت از ياد چو امت با امامت قهر كردند به ميناي ولايت زهر كردند حسن بي همدل و بي همزبان شد اسير همسري نا مهربان شد کاش می شد همره باد صبا پر کشم تا آستان مجتبی گوش بسپارم به آه و ناله اش
شکوه های داغ چندین ساله اش شکوه ها از تلخی زخم زبان تلخ تر از امت نامهربان ساقی امشب ساغر زهری بده لطف پنهان در دل قهری بده عاقبت زخم زبانم می کشد امت نامهربانم می کشد غربت من عصر عاشورا بود در اسيري زينبم تنها بود مرغ دل يك بام دارد دو هوا گه مدينه مي رود گه نينوا اين اسير بند قاف و شين وعين گاه ميگويد حسن گاهي حسين
|
|