مسائل مالی معمولا در هر ازدواجی باعث بوجود آمدن مشكلات عدیده ای میشود.خصوصا با بحران مالی اخیر این مشکلات بیشتر شده است
مسائل مالی معمولا در هر ازدواجی باعث بوجود آمدن مشكلات عدیده ای میشود. این قضیه خصوصا در این اواخر با بحران مالی جهانی شدت بیشتری یافته منشاء بحثهای بسیار است شری و باب استریتف در این زمینه به شما توصیه هایی دارند.
1.قبل از هر مشكل مالی سعی كنید در مورد مسائل اقتصادى زندگی و چگونگى مديریت آنها با یكدیگر گفتگو كنید . مشكلات را به طور واضح عنوان كنید و به راه هایی برای در آمدن از آنها بیاندیشید.
23 % بررسیها نشان داده كه هیچ گونه تغییری حتی در صورت ضعیف تر شدن اقتصاد روی نخواهد داد . امید به بهبود اوضاع داشتن خوب است اما باید تمهیداتی برای مقابله و ایستادگى در مقابل این موج بردارید و به فكر بهتر كردن اوضاع باشید.
2.یك لیست از مخارج ثابت و یك لیست از مخارج متغییر و به اصطلاح برجهای خود تهیه كنید. به دنبال راههای موثر برای صرفه جویی در هرز رفتن پولهايتان بگردید.
3.دخل و خرج خود راكنترل كنید به این نحو كه مقدار معینی پول نقد با خود بردارید و كارت اعتباری و به قولی همه پول و سرمایه را با خود بیرون نبرید .كارت اعتباری را برای مواقع اضطرار نگاه دارید مثل بیماری و یا بیمه و ..... وسایلی را كه ضرورت ندارند حذف كنید.
4.بعضی مواقع در بین زوجین یك جنگ سرد و تند در میگیرد . برای مثال برای مجادله از پول استفاده میكنند و فرد از سر انتقام دست به خرید چیزی میزند . دلیل شما برای این انتقام گیری هر چقدر هم درست باشد باید بدانید این پولهای شماست كه هدر میرود و باز نمیگردد.
5.اگر بابت معامله ای چك داده اید و حالا كه موعد آن نزدیك است با كسری در حساب خود مواجه هستید ، سراغ طلبكارتان بروید و با او در مورد مشكل بوجود آمده صحبت كنید . بدانید كه مشكلات مالی را همه ما حداقل یك بار تجربه كرده ایم پس نهراسید.
6.واقع گرا باشید ، در زندگی مشترك باید همه چیز تقسیم شود . مشكلات مالی را با همسرتان در میان بگذارید حداقل كاری كه میتواند انجام دهد این است كه در اموری كه توانایی دارد به نفع شما گام برمیدارد و ناخواسته شما را با بیشتر از اين مواجه نخواهد كرد. بحثهایتان را در مرد مشكل مالی اخیر به موقعیتهای از دست رفته گذشته و اشتباهات و محاسبات غلط گذشته نكشید چرا كه هیچ سودی ندارد .
7.سعی كنید اگر همسرتان اشتباه مالی مرتكب شده او را راهنمایی كنید و بگذارید او بفهمد شما بیشتر از پولهایش به او و حل مشكل او علاقه مندید.
8.سیگار كشیدن ، رو به مشروبات الكلى آوردن ، خوابیدن در رختخواب تا دیر وقت و یا بی اندازه خوردن غذا به عبارتی از سلامتی خود فراموش كردن بدترین ضرر را متوجه شما میكند . چرا كه اگر سلامتی نباشد شما هیچ ندارید و با هیچ سرمایه ای نمی توانید آن را بدست آورید.
اقتصاد دانایی محور، مبتنی بر تولید، توزیع و استفاده از دانش و اطلاعات است و دانایی محوری را گرایش به سرمایه گذاری با تكنولوژی بالا می داند
توسعه جهان آینده مبتنی بر اقتصاد دانش محور به زودی فراگیر شده و شکل جدیدی از رفتارهای مدرن اقتصادی را در جامعه بشری بوجود خواهد آورد به گونه ای که برخی مدعی اند؛ از سال 2010 به بعد فقط کشورهائی که بتوانند با علم و دانش فضای خلاقیت و نواوری را در جامعه خود گسترش دهند شانس داشتن اقتصاد قوی را خواهند داشت.
با دانش محور شدن اقتصاد، فرصت استفاده و پشتیبانی از منابع اقتصادی جهان به وجود آمده و از تجربه کشورهای پیشرو در این زمینه استفاده و ازخدمات مناسب با زمان کمتر و سود بیشتر بهره خواهیم برد.
توسعه و رشد این اقتصاد مستلزم بهینه سازی همزمان مجموعه سیاست های صنعتی، سیاست های توسعه علوم پایه و سیاست های توسعه فناوری است. بنابراین تاکید اقتصاد دانایی محور فقط تولید و توزیع اطلاعات و دانش نیست بلکه نکته مهم به کارگیری آنها است، یعنی استفاده موثر و به کارگیری انواع مختلف دانش در تمام فعالیت های اقتصادی.
برخی اقتصاددانان مانند «دنی کوا» استاد مدرسه اقتصاد لندن ترجیح می دهند اقتصاد مبتنی بر دانایی را اقتصاد بدون وزن بنامند زیرا برخلاف گذشته که رشد اقتصادی را بر حسب تولید محصولات سنگین همچون فولاد و تجهیزات و ماشین آلات سنگین صنعتی و نظایر آن تعریف می کردند امروزه رشد اقتصادی بر حسب محصولات سبک الکترونیکی تعریف می شود و نیز به این نکته توجه می شود که سهم دانش در ارزش افزوده به مراتب بیش از سهم سایر عوامل تولید است. از این رو می توان ادعا کرد مهم ترین عامل تعیین کننده در سطح زندگی در کشورهایی که در خط مقدم توسعه هستند سهم دانش در تولید کالاها و خدمات است.
برخلاف اقتصاد سنتی در اقتصاد دانش محور ، سرمایه گذاری و تکنولوژی به طور متقابل ارزش یکدیگر را بالا می برند . تکنولوژی می تواند بازگشت سرمایه را به میزانی که نیروی کار و منابع مادی توانایی افزایش آن را ندارند ، ارتقا بخشد.
در اقتصاد سنتی توسعه اقتصادی یکنواخت، خطی و کند است ، انتخاب نوع کالاها مبتنی بر خواست تولید کننده می باشد. در این نوع اقتصاد بازارها همگن و متجانس فرض می شود و یک برنامه مشخص بازاریابی در مورد همه آنها اجرا می شود. منبع اصلی مزیت رقابتی در اقتصاد سنتی دسترسی آسان به مواد اولیه ، نیروی کار ارزان، نقدینگی، کاهش هزینه تولید از طریق صرفه جویی های مقیاسی یعنی تولید انبوه می باشد. در این اقتصاد وحدت شرکتها و ادغام آنها به ندرت صورت می گیرد.
اما در اقتصاد دانش محور ، توسعه اقتصادی دستخوش تغییرات بسیار شدید می باشد و به علت تحولات تکنولوژی و رقابت، چرخه حیات کالاها در آن بسیار کوتاه مدت است و انتخاب نوع کالا نیز کاملا مشتری محور است. گردانندگان اصلی اقتصاد دانش محور ، شرکتهای دانش محور و کارآفرینان مبتکر می باشند و گستره رقابت درآن بین المللی است.در این اقتصاد بر پایه شرایط خاص هر بازار برنامه بازاریابی متفاوت، کالای متفاوت ، قیمت متفاوت و روش های پیشبرد فروش متفاوت در نظر گرفته می شود.
تولید در سازمانهای تولیدی به صورت منعطف می باشد و منبع نوآوری آن تحقیق و ابتکار سیستمی است.جهت گیری اصلی فن آوری و روند حرکت آن در اقتصاد دانش محور به سمت رایانه ای کردن تمام مراحل طراحی ، ساخت و... و همینطور بهره گیری از تجارت الکترونیک و فناوری ICT می باشد. برای گذار از اقتصاد سنتی به اقتصاد دانش محور باید به سه عامل مهم که موفقیت ما در گرو آنهاست توجه کنیم :اول ، دانش که به عنوان سرمایه معنوی و مولفه ای که در تصمیم گیریها و برنامه ریزیها نقش کلیدی دارد. دوم, تحولات سریع و مداوم که شرایط را پیچیده کرده است و سوم، جهانی شدن است که همه این تلاشها برای دستیابی به آن می باشد.
یا تا به حال دقت کرده اید که میزان خرید عموم جامعه به وضوح افزایش پیدا کرده است؟ این در حالی است که در بسیاری از موارد این گونه خریدها ضروری نیستند.
آیا تا به حال دقت کرده اید که میزان خرید عموم جامعه به وضوح افزایش پیدا کرده است؟ این در حالی است که در بسیاری از موارد این گونه خریدها ضروری نیستند. البته این مسئله در بین جوانان، بیشتر از سایر اقشار جامعه رواج دارد.
علیرغم بحرانهای اقتصادی جهانی و تورم داخلی و مسائل و مشکلاتی که همه به آن واقف هستیم، تغییر چندانی در تعداد مشتری های فروشگاه های پوشاک، هایپرمارکت ها و … دیده نمی شود.
دلیل این عدم کاهش خرید این است که گاهی خرید و بازار رفتن به نیت خرید حالت عادت به خود می گیرد و از یک نیاز طبیعی خارج می شود و فرد را به سختی می اندازد و خود و خانواده اش را با مشکلات مالی دست به گریبان خواهد کرد. در واقع فرد تبدیل به یک shopaholic می شود.
اقتصاد بینالملل با روابط اقتصادی میان كشورها سروكار دارد وابستگی متقابل حاصل از این روابط از جهت رفاه اقتصادی اكثر كشورها اهمیت زیاد دارد.
اقتصاد بینالملل با روابط اقتصادی میان كشورها سروكار دارد وابستگی متقابل حاصل از این روابط از جهت رفاه اقتصادی اكثر كشورها اهمیت زیاد دارد. روابط اقتصادی میان كشورها با روابط اقتصادی میان بخشهای مختلف یك كشور تفاوت دارد و این امر سبب میشود تا...
مسائل متفاوتی بروز كند كه نیاز به ابزارهای تحلیلی نسبتاً متفاوتی دارد. بدین ترتیب اقتصاد بینالملل به عنوان رشتهای متمایز و جدا از اقتصاد كاربردی درآمده است. اقتصاد بینالملل با مباحث چندی سروكار دارد كه نظریه محض تجارت و نظریه سیاست بازرگانی از آن جمله است. نظریه محض تجارت به اساس تجارت و منافع حاصل از آن میپردازد و نظریه سیاست بازرگانی به دلایل مربوط به موانع جریان آزاد تجارت و نتایج حاصل از آن میپردازد.
خرجی یا پول توجیبی کودک پاداشی برای رفتار خوب یا حقالزحمهای برای کارهای روزانه نیست. پول توجیبی، یک وسیله آموزشی و تربیتی است که هدفی مشخص دارد.در خانوادههای امروزی، پول جیبی کودک را- همچون پوشاک و غذا- تامین میکنند، چرا که او عضوی از خانواده است.
خرجی یا پول توجیبی کودک پاداشی برای رفتار خوب یا حقالزحمهای برای کارهای روزانه نیست. پول توجیبی، یک وسیله آموزشی و تربیتی است که هدفی مشخص دارد: اینکه از طریق حق انتخاب و مسئولیتهای محول شده به کودک یاد بدهیم که چگونه از پولش استفاده کند و او را در تجربه اندوزی یاری کنیم. از این رو، بیش از اندازه نظارت کردن بر پول توجیبی کودک، هدف اصلی از این وسیله تربیتی را خنثی میکند. آنچه که باید انجام شود این است که مخارج کودک را برآورد کنیم و براساس آن به کودک پول توجیبی بدهیم. مسلماً کودک، بزرگتر که میشود، مخارج و مسئولیتهای او نیز افزایش مییابد، پس مقدار پول توجیبی او نیز باید زیادتر شود. مثلاً شهریههایی که عضو شدن در انواع موسسات علمی و تحقیقی لازم دارد یا هزینههای مربوط به پوشاک و پذیرایی از دوستان و همکلاسان، به فهرست مخارج کودک افزوده خواهد شد.
میتوان انتظار داشت که کودک از مقدار پول توجیبی خود استفاده ناصحیح بکند. برخی از کودکان برنامه صحیحی برای استفاده از پول توجیبی خود ندارند و مقدار زیادی از آن را خیلی زود خرج میکنند. برای اینکه به راه حلهایی دست یابیم که هم مورد قبول والدین باشد و هم مورد قبول کودک، باید به شیوهای تجاری درباره استفاده صحیح از پول با کودک گفتگو کنیم.
در مواردی که پول توجیبی زود به زود خرج میشود، شاید ضروری باشد که مقدار پول توجیبی را به چند بخش تقسیم کنیم و هر هفته دو یا سه بخش را به او بدهیم. در ضمن، نباید از پول تو جیبی به عنوان وسیلهای برای وارد آوردن فشار بر کودک استفاده کنیم. در مواقعی که عصبانی میشویم، نباید از دادن پول توجیبی به کودک امتناع ورزیم. همینطور، در مواقعی که خلق و خوی خوشی داریم و عصبانی نیستیم، نباید به دلخواه خود خرجی او را افزایش دهیم.
به خوبی مراقب دخل و خرجتان باشید. ببینید پولتان را کجا خرج میکنید. آن دسته از افرادی که میدانند پولشان را بابت چه خرج میکنند، معمولاً کمتر خرج کرده و بیشتر پس انداز میکنند
"من مرد 37 ساله متاهلی هستم که دو فرزند کوچک دارم. از زمانیکه ازدواج کرده ام و دو فرزندم به دنیا آمدند، به نظر میرسد که اوضاع مالیم کمی به هم ریخته است. نمی دانم حق با من است یا نه، اما فکر میکنم قبلاً چیزها خیلی ارزانتر بود—البته فکر نمی کنم تورم تنها اشکال کار باشد.
قبل از به دنیا آمدن بچهها، من و همسرم میتوانستیم باهم به مسافر رفته و گه گاه شبها برای صرف شام به رستوران برویم. اما الان حتی اجاره خانه را هم به زور تهیه میکنیم. آیا راهی برای ما وجود دارد تا بتوانیم از این اوضاع خلاص شویم؟"
شاید این قبیل مشکلات برای خیلی از شما پیش آمده باشدپس به توصیه های ما توجه فرمایید
راهبری یعنی گفتن این که کارکنان چه کاری باید انجام دهند . کارکنان به مدیر به چشم یک قهرمان نگاه می کنند .
آیا تا به حال توجه کرده اید که در هر فرهنگی تمایل براین است که اطراف خودمان را برای پیدا کردن راهبر جستجو کنیم ؟ این یک ضعف است . آیا زمان آن فرا نرسیده است که درون خودمان را جستجو کنیم تا ببینیم چگونه در قرن بیست ویکم می توانیم خود راهبری باشیم که میخواهیم و به آن نیاز داریم ؟ من فکرمی کنم قطعاً رسیده است .
راهبری یعنی گفتن این که کارکنان چه کاری باید انجام دهند . کارکنان به مدیر به چشم یک قهرمان نگاه می کنند . مدیران در پیشبرد اهداف لازم اند تا مسائل پیش آمده را حل کنند،چون به تخصص تکنیکی آن ها نیاز است و می دانند چگونه از پس کارها برآیند.آن ها باید توان این را داشته باشند تا کشتی را در امواج خروشان به پیش ببرند!
الگوهای سنتی کسب و کار در دنیای امروز به کار نمی آیند. امروزه همزمان با فرسایش الگوهای عصر صنعتی، قدرت ازفروشندگان به خریداران منتقل شده است. راهبری کسب وکار امروزه به یک استاد شعبده بازی و یک شنونده دلسوز نیاز دارد. او باید در امور کسب وکار فهیم ، دارای قدرت درک شهودی باشد .
راهبران باید بتوانند انرژی انسانی را به حرکت درآورده،آن را تنظیم کنند و به سوی یک هدف مشترک که همانا ایجاد ارزش بیشتر برای مشتری است جهت دهند تا یک شرکت سودده ایجاد کنند. شرکت هایی که مراتب بالا تری از رضایت مشتری و کارمند را دارا هستند .
.: Weblog Themes By Pichak :.



