آشنایی با حقوق تجارت الکترونیکی، این احساس بالقوه پس از چندی بروز بیرونی یافت و سبب پیرایش کالایی بنام پول گردید، که این امر به نوبه خود بوجود آمدن تحولی شگرف را در تجارت نوید می داد.
در روزگاران قدیم مردم برای برطرف ساختن نیازهای خود از مبادله کالا با کالا استفاده می کردند.
شیوه معمول این گونه معاملات بدین ترتیب بود که فرد کالای مازاد بر نیاز خود را با کالای مورد نیاز خود مبادله می کرد. مشکلات این گونه معاملات انسان را بر آن داشت تا کالایی بیافریند که در مقابل آن هم نیازهای خود را برآورده سازد و هم بازیگر نقش یکی از عوضین معامله شود
اشنایی با حقوق تجارت الکترونیکی
این احساس بالقوه پس از چندی بروز بیرونی یافت و سبب پیرایش کالایی بنام پول گردید، که این امر به نوبه خود بوجود آمدن تحولی شگرف را در تجارت نوید می داد. همزمانی این تحول با رواج اندیشه اصالت فرد و آزادی حاکمیت اراده سبب پیدایی قراردادهای تجاری به شکل امروزی گردیده اما منش فزون طلب و منفعت محور انسان به قراردادهای کتبی ارضا نشد و بعد از آن دیری نپایید که ارمغان دنیای مدرن یعنی تجارت الکترونیک بعد از اختراع وسایلی مانند تلفن ، دورنگار و ..... از درون دنیای پرآشوب تجارت سر برآورد.همزمانی گسترش این تجارت نوین و طرح جهانی سازی اقتصاد و پیوستن جوامع مختلف به این طرح و نیز گسترش روز افزون کاربران شبکه جهانی اینترنت ، این تجارت نوین را به تجارتی فرا سیستمی مبدل ساخت بطوریکه امروزه خود را به عنوان امری اجتناب ناپذیر در متن زندگی انسان امروز جا داده است.
قرار گرفتن در دهکده جهانی ما را ناگزیر به مهیا نمودن زیرساختهای لازم تجارت الکترونیکی می سازد و عدم توجه به این قانونمندیهای نوین در آینده ای نه چندان دور فاجعه آمیز خواهد بود .
یکی از مفاهیم تجارت الکترونیک حذف مرزها، گمرک ها و واسطه ها و تبدیل شدن به یک دهکده جهانی می باشد.
در تجارت الکترونیک مرزی وجود ندارد و هیچ فرقی نمی کند که افراد اجناس خود را از یک مغازه در نزدیکی محل سکونت و یا از مغازه ای در قاره ای دیگر خریداری کنند. تجارت الکترونیکی باعث افزایش سرعت و حجم مبادلات بازرگانی گردیده و به مشکل محسوسی سبب کاهش هزینه خریدار و تولید کننده ، صرفه جویی زمان ، جذب بیشتر ، حذف واسطه ها و در نهایت سود بیشتر می شود . در این تجارت فضای طبیعی به فضایی مجازی تبدیل گشته و انسان ما بدون قرار گرفتن در محدودیتهای زمان و کلان می توانند با امکانت پیشرفته امروز معاملات خود را بصورت الکترونیکی انجام دهند.
پویایی اقتصادی فقط به زمانی که جیب هایتان پر از پول است، محدود نمی شود. هر چند در یک چنین مواقعی باید به شدت به آداب مالی خود توجه داشته باشید.پویایی اقتصادی فقط به زمانی که جیب هایتان پر از پول است، محدود نمی شود. هر چند در یک چنین مواقعی باید به شدت به آداب مالی خود توجه داشته باشید، اما به هر حال باید این توانایی را نیز داشته باشید که پول هایتان را همین حالا نیز به بهترین شیوه کنترل و سپس سرمایه گذاری نمایید. بنابراین به جای اینکه نفستان در سینه حبس کرده و منتظر از راه رسیدن آن روز رویایی باشید که یک چک مبلغ بالا نصیبتان شود، همین حالا شیوه های صحیح نظارت بر مسائل اقتصادی را یاد بگیرید تا بتوانید خودتان را دارنده آن چک پر بها بکنید. در این مقاله چند نمونه از تکنیک های صحیح آداب مالی را برای شما ذکر می کنیم.
پرداخت خودکار
به جای اینکه انرژی خود را بیش از اندازه صرف کنید و به دنبال پاس شدن چک هایتان بروید و تمام مدت به آن فکر باشید که چگونه می توانید چند هزار تومان بیشتر پس انداز نمایید، اجازه دهید که سیستم های خودکار این کار را برای شما انجام دهند. چک حقوقتان را مستقیماً باید به حساب بخوابانید تا اولاً بیهوده به این بانک و آن بانک برای خورد کردن و یا نقد کردن پول ها نروید، و بعد هم بیش از اندازه اسکناس در جیبتان نباشد که در مواقع غیر ضروری هوس خرج کردنشان به سرتان بزند. می توانید به کارفرمای خود بگویید که حقوقتان را مستقیماً به حساب پس انداز و یا جاری شما بریزد. همچنین می توانید پول خود را در بازار بورس سرمایه گذاری کنید. بانک ها خدمات متفاوتی را برای شما فراهم آورده اند و به شما این اجازه را داده اند که پول هایتان را هر طور که خودتان تمایل داشته باشید در آنها پس انداز کنید.
از شعبه مرکزی بانک خود اطلاع داشته باشید
به جای اینکه هر بار نیار به پول دارید کنار باجه های خودپرداز بایستید، در طول هفته برنامه ریزی کرده و در طول ساعات اداری سری به شعبه اصلی بانکی که در آن حساب دارید بزنید. این کار هم شما را به کارکنان بانک معرفی می کند و هم از خرج کردن بیش از اندازه پول جلوگیری می نماید. همچنین با مراجعه به بانک دیگر هزینه های سیستم هوشمند بر شما متحمل نمی شود.
تنها یک کارت بانک را با خود حمل کنید
با هجوم کارت های بیشمار و بالا رفتن میزان استفاده از آنها، هیچ شکی وجود ندارد که ممکن است هر یک از شما بیش از یکی از آنها را داشته باشید. به هر حال هر نوع کارتی برای مصرفی خاص است و می توایند در موارد مختلف، از مزایای هر یک از آنها بهرمند شوید؛ اما به جای اینکه همه آنها را در کیف خود بگذارید، سعی کنید که تنها یکی از آنها را در کیف خود قرار دهید، تا بی دلیل وسوسه نشوید و همه پول هایتان را یکجا خرج نکنید و زمانی هم که به خرج و مخارج خود نگاه میکنید، اگر تنها یک کارت در دست خود داشته باشید خیلی راحت تر میتوانید دخل و خرج خود را با هم تطبیق داده و تصمیمی صحیحی در مورد نحوه خرج کردن پول هایتان اتخاذ نمایید. به دنبال کارت هایی باشید که مزایای بیشتری را در اختیار شما قرار می دهند. اگر به بانک بدهکار هستید، همیشه قصدهایتان را سر موقع پرداخت کنید و به اصطلاح خوش حسابی کنید تا خدمات گسترده تری به شما ارائه گردد.
حساب هایتان را تصفیه کنید
بیشتر افراد عادت ندارند که حساب های معوقه خود را چک کرده و آنها را تصفیه نمایند. این کار نه تنها شما را از نزدیک با بدهی ها و بستانکاری ها آشنا میکند، بلکه نوعی شیوه صحیح اقتصادی را به شما القا میکند که سبک بزرگان اقتصادی است. این حرکت یکی از تمرین های ابتدایی برای رساندن شما به درآمدزایی بیشتر است. همچنین این کار به شما کمک می کند که اگر بانک ها به طور ناخواسته هزینه های ناروایی را به شما تحویل کرده بودند، شما متوجه شده و جلوی آنها را بگیرید. حتی اگر هم هیچ گونه مشکلی را در مورد حساب های خود احساس نمی کردید، ما به شما پیشنهاد می کنیم که حساب های خود را به صورت ماهانه بررسی کنید تا همه چیز را در ذهنتان داشته باشید تا در صورت لزوم بتوانید به آنها استناد کنید.
به بانک سر بزنید
از آنجایی که چندی است استفاده از بانک های الکترونیکی روی کار آمده است هیچ شکی وجود ندارد که بسیاری از افراد ترجیح می دهند تا از این طریق واریزی ها و کارهای بانکی خود را دنبال نمایند. اگر سرتان خیلی شلوغ است سعی کنید که حداقل یک مرتبه در ماه به شعبه بانکی که درآن حساب دارید سر بزنید. با این کار هم خدمه و هم مدیران بانک بهتر شما را می شناسند. البته این امر هیچ چیز را برای شما تضمین نمی کند، اما زمانیکه شما وارد بانک شده و با تحویلدار صحبت می کنید، او می تواند شما را بهتر راهنمایی کرده و گزینه هایی را در اختیار شما قرار بدهد که به واسطه آنها بتوانید سود کمتری را به بانک پرداخت نمایید. از این گذشته زمانیکه یک ارتباط اجتماعی سالم و صمیمی میان شما برقرار شود، می توایند کارهایتان را راحت تر و سریع تر و با صرف هزینه های کمتر انجام دهید.
مراقب عملکرد اعتباری خود باشید
اعتبار بانکی شما رقمی است که نزد بانک نگهداری می شود و شما نمی توانید از آن اطلاع دقیقی داشته باشید. البته روش هایی هم وجود دارند که شما می توانید از طریق آن اطلاعاتی در مورد میزان اعتبار خود بدست آورید. گاهی اوقات با ثبت نام در سرویس هایی که گزارشی از عملکرد حساب ها و میزان اعتبار شما می دهند، میتوانید به طور دائمی میزان اعتبار خود را چک کنید. البته اگر همه افراد بخواهند در کلیه بانک ها اعتبار بالایی داشته باشند که نمی شود، به هر حال چک های برگشتی و بدهکاری همه جا وجود دارد و همین مسائل از اعتبار افراد می کاهند. به هر حال بد نیست که به میزان اعتبار خود نگاهی داشته باشید و ببینید که چگونه با پرداخت های به موقع می توانید میزان اعتبار خود را افزایش داده و موقعیت اقتصادی خود را ارتقا بخشید.
از نرم افزار استفاده کنید
امروزه نرم افزارهای بیشماری وارد عرصه های تجاری شده اند که به راحتی به شما کمک می کنند که بتوانید کلیه کارهایی که در بالا به آنها اشاره کردیم را در یک چشم به هم زدن انجام دهید. تخمین میزان بودجه، بررسی هزینه ها، تصفیه کردن، و برنامه ریزی بودجه بندی از جمله کارهایی می باشند که به راحتی با به گار گیری این نرم افزارها قابل انجام می باشند. نرم افزارهایی از قبیل Quicken هم برنامه های عظیم مدیریت اقتصادی را در اختیار علاقمندان قرا می دهند. بیشتر بانک ها و موسسه های مالی و اعتباری نیز به شما اجازه دانلود تراکنش هایی را می دهند که به واسطه آن بتوانید ذخیره کردن خسته کننده اطلاعات آماری و همچنین امکان بروز اشتباه را به طور کامل از بین می برند. برنامه های اینترنتی نیزمانند mint.com هم نیز انجام چنین کارهای را به عهده می گیرند و به راحتی به شما می گویند که با انجام چه کاری میتوانید پول بیشتری ذخیره کنید و یا چه کاری می تواند پول شما را زایل کند.
پول شناس باشید و آنرا درست خرج کنید
به جای اینکه انتظار داشته باشید که از آسمان برایتان پول برسد تا از وضعیت موجود نجات پیدا کنید، از چیزهایی کوچکی شروع کنید که فکر میکنید می توانید آنها راتحت کنترل خود در آورید، مانند این است که یک سکه 10 ریالی پیدا کنید و بعد تلاش کنید تا به واسطه آن به بالاترین درجات برسید؛ اما به خاطر داشته باشید که زمانیکه یک چیز به صورت عادت در شما شکل بگیرد، دیگر انجام دادن آن نیز به تلاش و کوشش نیاز ندارد. تمرین کردن عادات صحیح اقتصادی چیزی است که شما می توایند به آن افتخار کنید و روی آن حساب باز کرده و زمانی هم که سود باد آورده به سوی شما جاری شود، خیلی بهتر از گذشته می توانید روی آن برنامه ریزی کرده و در راه مناسب تری از آن استفاده کنید.
منبع:ali786.wordpress
در ابتدای ازدواج هر دو نفر شهادت مــی دهند که "در فقر و در ثروت" در کنـار هـم باقی بمانـنــد و با تمام وجود زمانیکه ایـن عـبارت را به زبان می آورند، مفهومـش را نـیـز در ذهـن تجسـم می کنند، امـا ...ازدواج و استقلال مالی زوجها
چرا باید از نظر مالی مستقل باشید؟
در ابتدای ازدواج هر دو نفر شهادت مــی دهند که "در فقر و در ثروت" در کنـار هـم باقی بمانـنــد و با تمام وجود زمانیکه ایـن عـبارت را به زبان می آورند، مفهومـش را نـیـز در ذهـن تجسـم می کنند، امـا بـا ایـن وجـود بــاید مطمئن شوید در کنار تمام چیزهایی که با فرد مقابل تقسیم میکنــید، آزادی و آرامش روح و جسمتان نـیـز حفظ می شــود. مــحققان بر ایـن بــاورند که حفظ استقلال اقتصادی (اگر اسم آنرا زرنگی نگذاریم) یک مسئله کاملاً عاقلانه است چه برای حالا و چه در آینده.
دکتر تینا تسینا نویسنده کتاب "چگونه هم زوج باشیم هم آزاد" (سال 2002) معتقد است که در زندگی مشترک استقلال مالی مسئله ای است که از اهمیت بالایی برخوردار می باشد چرا که در پی آن استقلال فکری را به وجود می آید. اگر یک خانم در زندگی مشترک خود دارای استقلال مالی باشد به راحتی می تواند نظر خود را بیان کند، اگر با موضوعی مخالف بود آنرا به زبان آورد، و چیزهایی را که نیاز دارد از طرف مقابل درخواست کند.
اما منظور از "استقلال مالی" چیست؟ شاید از خودتان بپرسید که اگر در حال حاضر پسر رویاهایتان را پیدا کرده باشید، لباس زیبای سفید هم داشته باشید و جایی برای زندگی هم فراهم باشد، دیگر چرا نیاز به استقلال مالی دارید؟ اگر بخواهیم با هم خودمانی تر باشیم می توانیم بگوییم که استقلال مالی به معنای "قربانی نشدن در طلاق" است.
"استقلال مالی" برای خانم ها معانی بسیار زیادی را به همراه دارد. از آنجایی که سن ازدواج هر روز بالا و بالاتر می رود، بسیاری از خانم ها پیش از تشکیل زندگی مشترک کار می کنند و از عهده خرج و مخارج زندگی خود بر می آیند، این دسته از خانم ها ترجیح می دهند که پس از ازدواج نیز از نظر مالی شرایط گذشته را حفظ کنند. برخی دیگر هم به فکر بعد از ازدواج هستند. با بالارفتن میزان طلاق، خانم ها به این فکر میکنند که اگر پس از مدت زمانی دو مرتبه قرار شد که تنها زندگی کنند، باید یک پشتوانه مالی محکم داشته باشند تا از پس خرج و مخارج زندگی خود برآیند. بر طبق آمار، استاندارد زندگی خانم ها پس از طلاق تا 27% کاهش پیدا می کند. این امر در حالی است که استاندارد زندگی آقایون پس از طلاق 10% افزایش پیدا می کند.
خانم هایی که وارد ازدواج دوم می شوند، معمولاً می ترسند که همه چیز را با همسر خود تقسیم کنند و اختیار اموال خود را به دست او بسپارند.
این روزها اغلب خانم ها از ارزش این مطلب با خبر بوده و سعی می کنند تا با در نظر گرفتن زوایای مثبت قضیه، استقلال مالی خود را حفظ کنند. البته همیشه صحبت از ریال و تومان در کار نیست بلکه منظور از استقلال مالی همان اعتماد به نفس و استقلال فکری است که در فرد ایجاد می شود. دکتر دینا عادل اظهار می دارد که: "این روزها خانم های مجرد همه چیز دارند، به راحتی وام می گیرند، کارت های اعتباری به نام خود گرفته اند، و اجاره و رهن به نام خودشان صادر می شود. اگر به چند سال پیش بر گردیم می بینیم که هیچ گاه خبری از یک چنین مسائلی نبوده، آنها در قرن اخیر هویت فردی خود را به رسمیت شناخته و برای شخصیت خود احترام قائل میشوند."
شرکای واقعی
استقلال در اشکال مختلف نمود پیدا می کند. زمانیکه صحبت از استقلال مالی به میان می آید بیشتر منظور آن حس استقلالی است که در فرد ایجاد می شود نه صرفاً مسئله مادی قضیه. تکنیک های مختلفی برای انجام این کار وجود دارد، اما در کلیه موارد خانم باید احساس کند که از نظر مالی و احساسی حق انتخاب دارد و از آزادی عمل برخوردار است.
وجود چنین حسی می تواند به سلامت رابطه هم کمک کند. دکتر جاناتان ریچ نویسنده کتاب "راهنمای زوجها در عشق و ثروت" (انتشارات هاربینرگر،2003) معتقد است که: "تعریف ما از یک رابطه سالم، ارتباطی است که کنترل تمام امور بین طرفین تقسیم شود و هر دو نفر از حقوق یکسانی برخوردار باشند و در کنار هم برای آینده و زندگی روزمره شان برنامه ریزی کنند."
البته برخی از خانم ها هم هستند که تصور می کنند معنای این تساوی این است که سرمایه ها و دارایی خود را به طور کامل از زندگی مشترک خارج کرده و تمام هزینه ها را تقسیم بر دو کنند. شادی 32 ساله از مشهد اینطور برای ما نوشته که: "تنها هزینه مشترک ما اجاره خانه و قبض ها هستند. همسرم این هزینه ها را حساب می کند و من سپس آنرا تقسیم می کند و من هم برای سهم خودم یک چک می نویسم و به او تحویل می دهم؛ البته شکایتی هم ندارم چون من یک زن کاملاً مستقل هستم و دوست دارم که این استقلال را همچنان حفظ کنم. هر چند از زمانیکه وارد زندگی مشترک شده ام مجبورم از ساعات کاریم کم کنم، اما زمانیکه می بینم از عهده خرج و مخارج خودم بر می آیم خوشحال می شوم. هیچ موقع دلم نمی خواهد که احساس کنم از نظر مالی به او وابسته هستم. شادی معتقد است که استقلال یکی از فاکتورهایی است که به رابطه شور و هیجان می دهد و آنرا پیش می برد. او در ادامه صحبت هایش اضافه می کند که همسرم برای چند ماه بیکار بود اما در طول این مدت از من هیچ پولی قرض نکرد و ما هر دو به این مسئله افتخار می کنیم. در زمانیکه او بیکار بود، من هم به راحتی می توانستم از عهده هزینه های مربوط به خودم بر بیایم و هیچ موقع به او محتاج نشدم.
محققان معتقدند که: بهترین گزینه در مورد وجوه و پول نقد: اشتراک دوجانبه است. زمانیکه به دنبال دست یافتن به استقلال مالی بیشتری هستید، باید به نکات زیر توجه کنید:
بهترین راه بیان مطلب این است که بگویید: "من نگران هر دویمان هستم، اگر اتفاقی برای تو بیفتد مثل این است که برای من افتاده و دوست دارم که در صورت بروز چنین واقعه ای، بتوانم به تو کمک کنم."
باید بگویید زمانیکه صحبت از مسائل مالی به میان می آید من دوست دارم با آزادی عمل مطلب را طوری بیان کنید که همسرتان مزایایی را در آن به نفع خود ببیند. باید به اوبیشتری برخودار باشم و می خواهم در زندگی مسئولیت های بیشتری را قبول کنم تا مسئولیت های اضافی از دوش تو نیز برداشته شود. اگر بتوانم امور مالی خودم را کنترل کنم، آنوقت این توانایی را هم در کنار آن پیدا می کنم که بتوانم اقتصاد خانواده را رونق داده و ازعهده هزینه های خانوادگی نیز بهتر بربیایم. البته باید اعمال و گفته هایتان هم مطابق با هم باشند. برنامه ریزان اقتصادی، خانم های بسیار زیادی را می شناسند که پول بسیار زیادی دارند اما هنوز هم به درستی نمی دانند که چگونه باید آنرا خرج و یا سرمایه گذاری کنند.
همه چیز را یک تصمیم شخصی جلوه دهید و نگذارید احساس کند که به دلیل خطایی که از جانب او سر زده تصمیم به انجام چنین کاری گرفته اید. به عنوان مثال می توانید بحث را از این نقطه شروع کنید: "من خیلی خوشحالم که تو شریک زندگی من هستی و هیچ مشکلی با تو ندارم، اما می خواهم کاری کنم که در مورد خودم احساس بهتری داشته باشم به همین دلیل تصمیم گرفته ام که حساب پس انداز جدا گانه ای باز کنم، این امر مربوط به تو یا ما نمی شود بلکه فقط می خواهم احساس بهتری نسبت به خودم پیدا کنم.
همواره از فرد خاصى (معمولاً پدر) در خانواده انتظار دخل و از همه اعضاى خانواده انتظار خرج مى رود. اما منطق اقتصادى حكم مى كند...دخل و خرج و احساس مسئولیت
حتماً شما هم خانواده هايى را ديده ايد كه با وجود درآمد معمول و متوسط با يك مديريت كاملاً آگاهانه و برنامه ريزى شده به خواسته هاى بزرگ، مهم و متعدد خود مثل خريد خانه مى رسند و همواره براى خالى نبودن دست خود در مواقع اضطرارى، پس انداز اندكى نيز دارند. در مديريت صحيح اقتصادى خانواده مجموعه کاملی از تجربيات، مهارت ها، ظرافت ها، هنر و علم گرد هم مى آيد تا منابع محدود براى پاسخگويى به نيازهاى نامحدود بسيج شود.
دكتر «احمد روستا» اقتصاددان در تعريف مديريت اقتصادى خانواده به اهميت مديريت، اقتصاد و خانواده اشاره مى كند و مى گويد: «اعضا در خانواده به عنوان يكى از عميق ترين و صميمى ترين نهادهاى اجتماعى با استفاده از علم مديريت به معنى استفاده بهينه از داشته ها و منابع گوناگون براى رسيدن به اهداف تعيين شده و اقتصاد به عنوان استفاده از منابع محدود براى رفع نيازهاى نامحدود تلاش مى كنند تا منابع درآمدى را به بهترين شكل ممكن تأمين و با استفاده از آن نيازهاى خانواده را براى رسيدن به اهداف فردى و جمعى پاسخ دهند.
برنامه ريزى نخستين وظيفه مدير اقتصادى
در هر مجموعه براى رسيدن به اهداف مشخص شده، ضرورت برنامه ريزى دقيق و منظم به خوبى احساس مى شود. خانواده نيز به عنوان مجموعه اى متشكل از والدين و فرزندان با نيازهاى متعدد و متنوع نياز به برنامه ريزى بويژه در عرصه اقتصادى براى اداره و مديريت صحيح اقتصادى در آن دارد.
دكتر روستا در اين باره معتقد است: «واژه مديريت، وظايف يك مدير را به خوبى در ذهن تداعى مى كند و برنامه ريزى به عنوان نخستين وظيفه يك مدير، گام نخست در اجراى درست مديريت اقتصادى خانواده است. برنامه ريزى به اين معنى كه چه چيزهايى را چگونه، براى دست يافتن به چه هدفى، چه موقع و كجا هزينه كنيم. هرگاه خانواده به اين سؤالات ساده پاسخ هاى مناسب دهد منابع دخل و مجارى خرج بهتر شناسايى شده و نيازهاى مادى پاسخ داده مى شود.
وى مى گويد: «مشخص شدن منابع براى پاسخ به نيازها يك گام مهم در مديريت اقتصادى خانواده تلقى مى شود. اگرچه واژه ها ساده به نظر مى رسند اما در عمل كمتر مورد توجه قرار مى گيرند و در عمل مديريت دخل و خرج چندان به چشم نمى آيد.
احساس مسئوليت اعضاى خانواده در دخل و خرج
گستردگى و تنوع نيازها در جامعه رو به گسترش امروز، باعث شده است نگاه سنتى حاكم بر خانواده كه پدر، نان آور و ديگر اعضاى خانواده، نان خور هستند، از خانواده امروز رخت بركنده است و خانواده به سمت دستيابى به منابع درآمدى بيشتر حتى الامكان توسط ساير اعضاى خانواده حركت مى كند.
دكتر روستا با تأكيد بر داشتن احساس مسئوليت در بين همه اعضاى خانواده در دستيابى به منابع درآمدى بيشتر مى گويد: «همواره از فرد خاصى (معمولاً پدر) در خانواده انتظار دخل و از همه اعضاى خانواده انتظار خرج مى رود. اما منطق اقتصادى حكم مى كند در دخل و خرج يك خانواده همه احساس مسئوليت كنند تا به طور شايسته دستيابى به منابع درآمدى افزايش يابد و در مسير درست خرج شود.
تنوع نگاه فرهنگى ، اجتماعى و اقتصادى
به نظر مى رسد به تعداد خانواده ها مديريت اقتصادى مختلف وجود دارد. به اين معنى كه خانواده ها براساس نگاه فرهنگى، اجتماعى و اقتصادى مختلف خود، براى دخل و خرج خود برنامه ريزى مى كنند.
دكتر روستا درباره نسخه مديريت اقتصادى در خانواده ها مى گويد: «نمى توانيم براى مديريت اقتصادى خانواده ها به دنبال فرمول ها و مدل هاى پيچيده باشيم، گاهى افراد ساده و عادى آن چنان به خوبى مديريت اقتصادى را در خانواده اعمال مى كنند كه برخى تحصيل كرده هاى رشته هاى اقتصاد و مديريت توانايى آن را ندارند. درك موقعيت خانواده، تشخيص منابع و چگونگى تأمين آنها، شناخت نيازهاى اولويت دار و تخصيص منابع جمعى خانواده در يك مسير درست براى پاسخگويى به نيازها، مديريت صحيح مى طلبند كه نبايد از آن غفلت كرد.»
دكتر روستا اهميت بهره ورى در خانواده را مورد تأكيد قرار داده و مى گويد: بهره ورى در اقتصاد خانواده نقش پررنگى دارد به اين معنى كه چگونه بتوانيم با منابع موجود نتيجه بهتر به دست آوريم. براى رسيدن به اين امر مهم بايد با استفاده از مجموع داشته هاى افراد خانواده به انواع نيازهاى فرد فرد اعضاى خانواده مناسب تر و بهتر از گذشته پاسخ داد.»
واقعيات زندگى را ببينيم
توجه به واقعيت هاى زندگى در هر خانواده نشان دهنده رسيدن به موفقيت هاى بيشتر در دستيابى به اهداف يك مديريت اقتصادى صحيح است.
دكتر روستا در اين باره به نكات مهم اشاره مى كند، «خرد جمعى، تلاش، همكارى و هماهنگى اعضاى خانواده در چگونگى طى كردن مسير مديريت اقتصادى خانواده نقش تعيين كننده دارد به نحوى كه احساس مسئوليت در دخل و خرج از ريخت و پاش ها جلوگيرى مى كند. متأسفانه برخى خانواده ها بدون توجه به جايگاه و نظام ارزشى و توانمندى هاى خود به سوى صرف هزينه و مخارجى گام برمى دارند كه به هيچ وجه با واقعيات موجود همخوانى و همسويى ندارد. به طور مثال چشم و هم چشمى ها و مقايسه هاى غلط به صرف مخارج هنگفت منجر مى شود.
نهادينه كردن چارچوب مديريت صحيح اقتصادى
بدون شك فرهنگ سازى و نهادينه كردن چارچوب هاى يك مديريت صحيح اقتصادى در راستاى رسيدن به اهداف اقتصادى هر خانواده، نياز به آموزش هاى ساده و قابل فهم براى خانواده ها با سطوح مختلف اجتماعى، فرهنگى و اقتصادى است. در اين ميان نقش رسانه هاى جمعى قابل توجه است.
دكتر روستا هم با اشاره به آگاه سازى خانواده ها از سوى رسانه ها مى گويد: «گاهى دادن آموزش هاى ساده از سوى رسانه هاى جمعى به خانواده ها به دور از هر گونه مدل سازى و يا بيگانگى با زندگى واقعى ،مى تواند خانواده را در مسير درست، آگاه سازى براى بهتر كسب كردن منابع اقتصادى و جهت دادن آن ها به سمت هزينه كردن اصولى هدايت كند و در بهبود شرايط اقتصادى خانواده نقش آفرين باشد.»
اسلام و مديريت اقتصادى خانواده
داشتن مبانى اعتقادى در هر خانواده بى ترديد شيوه دستيابى به منابع درآمدى و خرج كردن درراستاى هدف يعنى پاسخ به نيازها را متفاوت مى كند.
دكتر «سيدمحمد كاظم رجايى» متخصص اقتصاد اسلامى با اشاره به اهميت نگرش اسلام درباره مديريت اقتصادى خانواده مى گويد «در اسلام روايات متعددى درباره «تقدير معيشت» داريم. به اين معنى كه بايد زندگى را محاسبه و معيشت را اندازه گيرى كرد.
با توجه به اين كه مدير اقتصادى خانواده با درآمد محدود خانواده روبه رو است نمى تواند پاسخ همه نيازهاى اعضاى خانواده را بدهد و به ناچار دست به انتخاب كالاهاى مورد نياز از ميان كالاهاى بى شمار مى زند. بنابراين مدير خانواده با توجه به «تقدير معيشت» موظف است درآمد خانواده را به گونه اى تخصيص دهد و كالاها را به گونه اى گزينش كند تا حداكثر مطلوبيت به دست آيد. در رواياتى نيز توجه به درآمد خانواده و خريد براساس آن، مستحب ذكر شده است. در اسلام راهبردهايى براى رسيدن به اهداف اقتصادى و پاسخ نيازها وجود دارد كه ما را به سمت انتخاب صحيح كالاها و به دست آوردن پاسخ مثبت درباره نيازها هدايت مى كند
دكتر رجايى با اشاره به تفاوت موجود ميان مبانى اعتقادى «دراقتصاد كلاسيك و اقتصاد اسلامى مى گويد: در اقتصاد كلاسيك مبانى اعتقادى گرايش سكولاريزم دارند و منافع فردى و فردگرايى، گرايش غالب است اما در اقتصاد اسلامى دو بعد مادى و معنوى انسان به طور همزمان مورد توجه قرارمى گيرد. همچنين در راهبردها در اقتصاد كلاسيك فقط قيد محدوديت درآمد وجود دارد اما در اقتصاد اسلامى افزون بر آن با قيود و حدود شرعى مواجه هستيم.به طور نمونه براساس حداسراف و اتلاف منابع نمى توان بيش از حد نياز مصرف كرد بلكه انسان به سمت كالاهاى ضرورى جهت دهى مى شود.
همچنين با تكيه بر حد تكافل اجتماعى هم موظف هستيم نسبت به همنوع خود احساس همدردى كنيم. يعنى افزون بر مهيا كردن ضروريات زندگى خود، ضروريات او را نيز فراهم كنيم. توجه به اين حد نيز ما را به تعاون و هميارى سوق مى دهد.بنابراين توجه به حدود اسلامى در اقتصاد معيشتى ما را به سمتى مى برد كه همه با دستيابى به كالاهاى ضرورى سطح رفاه جامعه را بالا مى بريم.
دكتر رجايى، اقتصاد اسلامى را متفاوت از اقتصاد كلاسيك عنوان مى كند و مى گويد: «در جامعه ما مردم در تأثيرپذيرى از اقتصاد اسلامى ۳ دسته هستند. ارزش هاى اعتقادى روى دسته اى ازافراد تأثيرجدى برجاى مى گذارد كه نمود عينى آن در شيوه مديريت صحيح اقتصادى خانواده به وضوح ديده مى شود. عده اى هم فقط به دنبال منافع شخصى هستند و ارزش هاى اعتقادى چندان در آن ها رسوخ نكرده است.اكثريتى نيز به رعايت اصول اعتقادى اسلام در اقتصاد و مديريت اقتصادى خانواده خود علاقه دارند،اما متأسفانه بعد مادى آنها بر بعد انسانى شان غلبه پيدا كرده است.بنابراين آنچه در مديريت اقتصادى صحيح يك خانواده اهميت دارد توجه به مؤلفه هاى مديريت، اقتصاد و خانواده بويژه در چارچوب يك اقتصاد اسلامى است كه مى تواند در يافتن پاسخ مناسب براى نيازها در بين انبوه آنها، راه را به مقصد آسايش و رفاه مادى و معنوى نزديك سازد
مطالعات نشان میدهد كه همگام با رضایت شغلی و وابستگیهای عاطفی، امنیت مالی یكی از عواملی است كه فرسودگی جسم را به تعویق انداخته و باعث طولانی شدن عمر میشود. احساس امنیت اقتصادی برای امید به زندگی
روانشناس برجسته آبراهام مزلو (1970- 1908) مدل روانشناسی مشهور خودیعنی «هرم نیازها» را كه به عنوان سلسله مراتب نیازها نیزشناخته شده، ارائه داده است.
مدلی كه توضیحدهنده نیازهای فردی انسانهاست. برپایه این مدل هر نیازی پس از برآورده شدن نیاز قبلی اهمیت یافته و تامین میشود.
5 نیاز اصلی انسان عبارتند از: نیازهای فیزیولوژیكی- امنیت- دوست داشتن و دوست داشته شدن- نیاز به احترام- و نیاز به فهم و درك متقابل. در پایین هرم، نیازهای حیاتی وجود دارد كه شامل نیازهای اساسی برای بقای زندگی است مثل هوا، غذا، آب، خواب و غیره. پس از برآورده شدن نیازهای اولیه حیاتی نیاز به تامین امنیت، اهمیت پیدا میكند.
داشتن سرپناه و خانهای امن و نبود ترس و وحشت و تعلق داشتن كه شامل تعلق به یك گروه یا داشتن یك رابطه دوستانه نزدیك یا به طور كلی دوست داشتن و پذیرفته شدن توسط دیگران است.
چهارمین نیاز شامل دو بخش است: احترام به خود و به رسمیت شناخته شدن از طرف دیگران. احترام به خود از داشتن لیاقت و مهارت در انجام كارهای محوله ناشی میشود. نظر به این كه نیاز به تحسین شدن در اینجا یعنی نیاز به تایید و تصدیق دیگران. اغلب مردم كه اتومبیل های گرانقیمت میرانند و خود را با اشیاء لوكس و قیمتی احاطه میسازند نیاز به بالا بردن سطح احترام به خویشتن دارند.
آخرین مرحله نیاز به خودشكوفایی (خود – واقعی كردن) است كه شامل به حداكثر رساندن پتانسیل و ظرفیت درونی شخصی است و بخش عمده و مهمی را تشكیل میدهد.
آنگونه كه مزلو بیان میدارد «موسیقیدان باید موسیقی بسازد، نقاش باید نقاشی كند، شاعر باید شعر بگوید، اگر آنها در نهایت با خود به صلح و آرامش رسیده باشند.»
وقتی ما در تمام مراحل قبلی به رضایت خاطر رسیده باشیم آنگاه این نقطه آغازی بر پیشرفت و توسعه پتانسیل و ظرفیت واقعی ماست كه با خلاق شدن، پر محتوا شدن، خود جوش شدن و آمادگی داشتن برای تجربیات مختلف صورت میگیرد.
پایینترین پله باید قبل از آنكه بتوانیم به مراحل بالاتر برویم ارضا شود یا حداقل به اندازه كافی باید تامین گردد. برای مثال ما ممكن است تا مرحله احترام بالا رفته باشیم اما اگر آب و غذا را رد كنیم و نادیده بگیریم به طور اتوماتیك به پایینترین مرحله سقوط میكنیم و فورا علاقه خود را در جستوجوی تحسین شدن از طرف دیگران از دست میدهیم ،تا زمانی كه نیازهای فیزیكی اولیه ما تامین گردند.
در هرم نیازها تمام مراحل بر پایه یكدیگر بنا شده است. اگر غذا و سرپناه نداشته باشیم عشق اهمیت خود را از دست میدهد. خودشكوفایی در صورت كمبود امنیت یا احترام به خود رخ نمیدهد.
مزلو براین عقیده بود كه بشر اساسا قابل اعتماد و امین است و قدرت حفاظت از خود را داشته و نیز به رشد و شكوفایی و عشق گرایش دارد. تنها هنگامی كه نیازهای اساسی بشر ارضاء نشود او به جرم و تبهكاری متوسل میشود. به این دلیل است كه فقر اغلب علت اساسی و اصلی جنگها و جنایتها، ویرانگریها و خشونتهاست.
مزلو همچنین معتقد بود كه تمامی چهار مرحله پایینتر نیازهای ما از تامین نیازهای حیاتی زندگی تا احترام باید ارضاء شود تا از عملكردهای خودپسندانه ما جلوگیری به عمل آید. تنها زمانی به مرحله خودشكوفایی میرسیم كه آزادانه و خودخواسته بزرگوار باشیم.
حال با توجه به مراتب بالا جایگاه پول كجاست؟ اگر تابع منطق فرلو باشیم، برخلاف عقیده و باور عمومی پول نهایتا به حرص و طمع منتهی نمیشود، برعكس، استفاده عاقلانه از پول میتواند ما را در رسیدن به خود شكوفایی و بخشندگی كمك كند. پول نمیتواند برای ما عشق بخرد، اما برای نیازهای اساسی، حیاتی و امنیتی ما ضروری است.
پول به ما در ارضای نیاز به احترام كمك میكند و آنگاه كه تمام نیازهای 4 مرحله برآورده شد میتواند برای ما رهایی از تعلقات مادی را فراهم سازد تا بتوانیم آنچه را كه میخواهیم انجام دهیم و آنچه را كه میخواهیم بشویم، بشویم. مطالعات نشان میدهد كه همگام با رضایت شغلی و وابستگیهای عاطفی، امنیت مالی یكی از عواملی است كه فرسودگی جسم را به تعویق انداخته و باعث طولانی شدن عمر میشود.
مطابق با بررسیهای انجام شده از عوامل روانشناختی كه متخصصین سالمندان برای پیشگویی طول عمر به كار میبرند داشتن مشكلات مالی و مقروض بودن را میتوان به عنوان عامل منفی نام برد كه فرسودگی جسم را شتاب میبخشد و احساس امنیت مالی و زندگی با اتكاء مالی به خود به عنوان عامل مثبت شناخته شده است كه باعث به تعویق افتادن زوال شخص میشود.
آنگونه كه مطالعات ثابت كرده است باید آموخت مشكلات مالی را حل كرد. به این ترتیب زندگی طولانی و همراه با موفقیت و كامیابی خواهد بود.
منبع:همشهری آنلاین
اي هر خانواده و همچنين هر يك از افراد خانواده، دفتر يادداشت مخصوص هزينهها لازم است....
هنر درست خرج کردن هنر مهمي در زندگي است. شما با اين هنر چقدر آشنايي داريد؟
دفترچه هزينهها
براي هر خانواده و همچنين هر يك از افراد خانواده، دفتر يادداشت مخصوص هزينهها لازم است. اين دفتر را به سه بخش تقسيم کنيد
1) هزينههاي ضروري 2) هزينههاي غيرضروري
3) فهرست مخارج روزانه
صرفهجويي در هزينههاي ضروري
هزينههاي ضروري واقعا ضرورياند ولي ميشود متعادلشان كرد. در آغاز هر ماه فهرستي از مخارج ضروري خود را در دفترچه يادداشت کنيد؛ مثلا اجاره، قبض تلفن و موبايل و برق، خورد و خوراک، پوشاک و... حالا با توجه به هزينههايي که اين مخارج در ماه قبل براي شما داشتهاند رقمي را جلوي هر کدام يادداشت کنيد. جمع اين رقم پولي است که تا آخر ماه نبايد صرف چيزي شود. حالا جلوي هر مورد بنويسيد چطور ميتوان هزينه هر کدام را کاهش داد؛ مثلا:
قبض برق: ميتوانم از لامپ کم مصرف استفاده کنم و زماني که سرگرم کاري هستم تلويزيون را خاموش کنم.
قبض موبايل: در ماه قبل تعداد زيادي SMS غيرضروري و چند مکالمه طولاني غيرضروري داشتم. اين ماه از SMS فقط براي موارد لازم استفاده ميکنم.
خوردوخوراک: هنگام خريد ميوه و سبزي، مصرف واقعي خانواده را در نظر ميگيرم تا ميوه لکدار و خراب در سبد خانه نماند و دور ريخته نشود؛ يا در مهماني غذا را به اندازه درست ميکنم تا دور ريخته نشود.
حالا خودتان حساب کنيد. همين چند مورد کوچک که ذکر شد در آخر هر ماه، چه مبلغي را در کيف پول يا حساب شما باقي ميگذارد. نگوييد «اي بابا! با اين پولها که چيزي حل نميشود.» همين قطرهها دريا ميشوند.
هزينههاي غيرضروري
اگر اسم هزينههايي غيرضروري شد، لزومي ندارد آن را به کل از برنامه اقتصادي خودتان حذف کنيد بلکه ميتوانيد آن در اولويت دوم، پس از ضروريات قرار دهيد. اينجا امکان صرفهجويي بيشتري برايتان وجود دارد. دو سوال: « آيا اين خرج در زندگيام موثر است؟» و «اگر موثر است، چقدر؟» را از خود بپرسيد. مثلا سفر تابستاني حتما در روحيه شما موثر است ولي اگر پس از بازگشت با مشکل بي پولي روبهرو شويد، خرجي اضافه و بدون دورانديشي بوده. حالا اگر اين مشکل را نداشته باشيد ميتوانيد در دفتر هزينهها يادداشت کنيد که در سفرهاي قبلي چند مورد خرج اضافه (مانند غذاي زياد يا خريد سوغات بيمصرف و تزييني) داشتهايد. اين مخارج را از سفر حذفکنيد.
يک مورد ديگر، رفتن به رستورانها و کافيشاپها است. بسياري از خانوادهها در برنامه خود، هفتهاي يک شب در رستوران شام ميخورند که ميتوان آن را به سه هفته يک بار تقليل داد. يک هفته ديگر را ميتوانيد با غذاي خانگي به طبيعت برويد و هفته سوم را در خانه، ميز قشنگي براي اهالي منزل بچينيد.
حالا خودتان ميزان کاهش هزينه را در همين مورد حساب کنيد. يا زماني که در تنگناي مالي قرار داريد به جاي پرداخت مبلغ باشگاه ورزشي از ورزش صبحگاهي پارکها استفاده کنيد. اگر همه مخارج ضروري و غيرضروري را بنويسيد و جلوي آنها راه صرفهجويياش را هم يادداشت کنيد، اين موارد قابل اجرا ميشود.
يادداشت مخارج روزانه
زماني که تمرين درست خرج کردن را شروع ميکنيد، هر شب بايد چند دقيقه را به ثبت مخارج روزانه خود، از ريز تا درشت، اختصاص دهيد. با اين کار، هم حساب خرج دستتان ميآيد، هم پس از مدتي متوجه برخي مخارج ميشويد که دايما در زندگي شما تکرار ميشود و هيچ ضرورتي هم ندارد؛ فقط عادت کردهايد.
6 دليل ولخرجي
1) رودربايستي
شما با مهمانتان رودربايستي داريد و براي يک نفر به اندازه چهار نفر تدارک ميبينيد يا همراه دوستي ولخرج هستيد و مجبور به خرجهاي غيرضروي ميشويد. بايد بدانيد با پذيرايي مفصل از مهمان، او را هم معذب ميکنيد و به فکر جبران مياندازيد؛ و اگر به دوستتان نه نگوييد هرگز نميفهمد شما از اين همه پول خرج کردن در عذاب هستيد.
2) عدم اعتماد به نفس
شما براي پوشاندن کمبود اعتماد به نفس، به طرف خريد کردن هجوم ميبريد تا دوستان و آشنايان را تحت تاثير قرار دهيد. ولي آنها هم احتمالا باهوش هستند و زياد تحت تاثير اين خريدهاي عجيب و غريب قرار نميگيرند؛ بلکه خيلي زود اصل قضيه را ميفهمند.
3) بيکاري و بطالت
از بيکاري حوصلهتان سر ميرود و خريد ميکنيد يا از يک کافيشاپ به ديگري سرک ميکشيد و شام را هم با دوستان صرف ميکنيد تا در خانه بيکار نمانيد. اين کار شما هم ضرر مالي دارد، هم مقطعي و کوتاهمدت است. تنها توصيه به درد بخور اين است که علايق واقعيتان را پيدا کنيد تا مفيد واقع شويد.
4) خجالت
به مغازهاي ميرويد و جنسي را قيمت ميکنيد. چنان از اخم آقاي فروشنده جا ميخوريد که خجالت ميکشيد بگوييد گران است و آن را ميخريد يا خجالت ميکشيد به دوستتان بگوييد مايل به رفتن به رستوران گرانتر از سطح بودجهتان نيستيد. بايد گفت تا زماني که به ديگران بيش از خودتان اهميت ميدهيد هميشه آخر ماه مبلغي پول کم ميآوريد.
5) جلب محبت
عادت کردهايد محبت ديگران را با هديه گران و بذل و بخشش بخريد و اطرافيانتان را غرق هداياي گران قيمت ميکنيد ولي باز هم ميزان محبتتان کمتر از مبلغ خرج شده است. اگر دوست و همزبان ميخواهيد روشي غير از خريد و فروش محبت پيدا کنيد!
6) عادت
شايد در خانوادهاي مرفه يا فاقد دورانديشي بزرگ شدهايد که کسي در آن به پسانداز فکر نميکرده و شما هم دايما پول خرج کردهايد؛ طوري که براي پول ارزش قايل نيستيد. بالاخره يک نفر بايد به شما بگويد که روش قبليتان غلط بوده و پول براي ايجاد يک زندگي امن ضروري است. چطور است روش منطقي خانوادههاي ديگر را با دقت بنگريد و الگوبگيريد؟!
خسيسها به چي فکر ميکنند؟
خسيس يعني کسي كه آب از دستش نچکد. شايد شما هم يکي دو تا آدم خسيس را در اطرافتان بشناسيد. البته خساست درجات مختلف دارد ولي به طور معمول اين گونه افراد از ترس دروني فقر به طور دايم آزار ميبينند و هر پولي (حتي ضروري) که خرج کنند، ميترسند به فقر و بيچارگي نزديک شوند. خساست افراطي ريشه رواني دارد و با حساب و کتاب داشتن در زندگي متفاوت است. علاوه بر آنکه خسيس هم مانند ولخرج فاقد مهارت در زندگي است و ممکن است دايما با اطرافيان خود درگير شود. اگر جزو اين گروه هستيد سه سوال از خودتان بپرسيد:
1) آيا ترس من از فقر به همين شدت واقعي است يا نوعي فکر منفي و آزاردهنده دروني است؟
2) از دست دادن احترام و محبت اطرافيان نزديکم در درازمدت با چقدر پول قابل مقايسه است؟
3) با ترس از خرج کردن از چه لذتهايي محروم ميشوم؟
پسانداز، گنج رواني
حال که راه پسانداز کردن برخي هزينههاي زايد را تمرين کرده و در دفترچه نوشتهايد، ميدانيد مبلغي به عنوان پسانداز براي شما باقي ميماند. اين جايزه شماست، مبارک است! فکر نکنيد مبلغ کمي است، چون با اين روش روز به روز بر پول شما اضافه ميشود و ميزان پسانداز شما با ميزان امنيت مالي شما رابطه مستقيم دارد. پسانداز کنيد تا لذت اين امنيت را دريابيد
کيف پول خود را مديريت کنيد
مهم نيست که چطور پول درميآوريد، پولتان از پارو بالا ميآيد يا چکهچکه از دست صاحبکارتان ميچکد يا به صورت قلمبه به حساب شما سرازير ميشود. هر طور که پول دربياوريد آخرين جايي که پول از آنجا از دستتان خارج ميشود کيف پول شماست. ايستگاهي که پولهايتان را فقط و فقط براي خرج کردن در آن قرار ميدهيد چون هيچ آدم عاقلي پولش را در کيف پولش پسانداز نميکند. به همين خاطر لازم است اين آخرين ايستگاه، يک حساب و کتابي هم داشته باشد تا آنقدر هر کي هر کي نشود که ندانيد پولتان از کجا آمد و به کجا رفته. حواستان به نکتههاي زير باشد.
يک کيف پول خوب بخريد. کيف پولي که از همراه داشتن خالي آن هم لذت ببريد. اينطور روحيهتان هم در مواقع بيپولي حفظ ميشود.
سعي کنيد کيف پولتان هميشه همراهتان باشد. اينطور عادت به داشتناش ميکنيد و اين باعث ميشود همراه نبودن کيفتان را با جا گذاشتن در منزل توجيه نکنيد. هراز گاهي هم کيف پولتان را چک کنيد.
پولهايتان را داخل کيف منظم کنيد. از بزرگ به کوچک، تراولها را هم جدا بگذاريد. اينجوري احتمال دادن ايران چک 50هزار توماني به جاي کرايه تاکسي به حداقل ميرسد.
عابر بانکهاي مختلف را کنار هم نگذاريد. ممکن است باعث خراب شدن و از کار افتادن هم شوند. اين مساله درباره کارتهايي مثل کارت مترو و کارت سوخت هم صدق ميکند.
هيچوقت رمز عابر بانکتان را روي آن ننويسيد. نوشتن شماره حساب اشکالي ندارد ولي رمز کارت در صورت گم شدن کيف آن را تبديل به يک هديه خوب براي يابنده ميکند.
پولهايتان را به مقادير يکسان تقسيم کنيد تا با يک نگاه سريع حساب کار و اوضاع جيبتان دستتان بيايد. اگر کيفتان اين قابليت را دارد جاهاي مختلف را به خرجهاي مختلف اختصاص دهيد.
همه کارتهاي شناساييتان را يک جا نگذاريد تا با گم شدن آنها يک جا بدبخت شويد. بعضي کارتها براي گرفتن المثني کارتهاي ديگر لازمند.
يک کارت آدرس با تلفن تماس خود داخل کيف بگذاريد تا آن شهروند خير بتواند با شما تماس بگيرد. در مواقعي که خدا نکرده صورتتان زير مينيبوس له شد هم آدرس کيف پول به آگاهي خانواده متوفي کمک ميکند.
کيفتان را با کارت ويزيتهاي مختلف و کارتهاي تبليغاتي سنگين نکنيد. اينها برايتان نان و آب نميشود.
سعي کنيد هميشه مقداري پول هم داخل جيبتان داشته باشيد تا هم مجبور نباشيد براي هر خرجي سراغ کيف پول برويد و هم در صورت گم شدن کيفتان بتوانيد تا خانه برسيد.
هميشه مقداري پول به عنوان پشتيبان و روز مبادا نگه داشته باشيد. خيلي به عابر بانکها اعتماد نکنيد. تجربه نشان داده آنها در روز مبادا پشت آدم را خالي ميکنند!
مهم نيست که چطور پول درميآوريد، پولتان از پارو بالا ميآيد يا چکهچکه از دست صاحبکارتان ميچکد يا به صورت قلمبه به حساب شما سرازير ميشود. هر طور که پول دربياوريد آخرين جايي که پول از آنجا از دستتان خارج ميشود کيف پول شماست. ايستگاهي که پولهايتان را فقط و فقط براي خرج کردن در آن قرار ميدهيد چون هيچ آدم عاقلي پولش را در کيف پولش پسانداز نميکند. به همين خاطر لازم است اين آخرين ايستگاه، يک حساب و کتابي هم داشته باشد تا آنقدر هر کي هر کي نشود که ندانيد پولتان از کجا آمد و به کجا رفته. حواستان به نکتههاي زير باشد.
1. يک کيف پول خوب بخريد. کيف پولي که از همراه داشتن خالي آن هم لذت ببريد. اينطور روحيهتان هم در مواقع بيپولي حفظ ميشود.
2. سعي کنيد کيف پولتان هميشه همراهتان باشد. اينطور عادت به داشتناش ميکنيد و اين باعث ميشود همراه نبودن کيفتان را با جا گذاشتن در منزل توجيه نکنيد. هراز گاهي هم کيف پولتان را چک کنيد.
3. پولهايتان را داخل کيف منظم کنيد. از بزرگ به کوچک، تراولها را هم جدا بگذاريد. اينجوري احتمال دادن ايران چک 50هزار توماني به جاي کرايه تاکسي به حداقل ميرسد.
4. عابر بانکهاي مختلف را کنار هم نگذاريد. ممکن است باعث خراب شدن و از کار افتادن هم شوند. اين مساله درباره کارتهايي مثل کارت مترو و کارت سوخت هم صدق ميکند.
5. هيچوقت رمز عابر بانکتان را روي آن ننويسيد. نوشتن شماره حساب اشکالي ندارد ولي رمز کارت در صورت گم شدن کيف آن را تبديل به يک هديه خوب براي يابنده ميکند.
6. پولهايتان را به مقادير يکسان تقسيم کنيد تا با يک نگاه سريع حساب کار و اوضاع جيبتان دستتان بيايد. اگر کيفتان اين قابليت را دارد جاهاي مختلف را به خرجهاي مختلف اختصاص دهيد.
7. همه کارتهاي شناساييتان را يک جا نگذاريد تا با گم شدن آنها يک جا بدبخت شويد. بعضي کارتها براي گرفتن المثني کارتهاي ديگر لازمند.
8. يک کارت آدرس با تلفن تماس خود داخل کيف بگذاريد تا آن شهروند خير بتواند با شما تماس بگيرد. در مواقعي که خدا نکرده صورتتان زير مينيبوس له شد هم آدرس کيف پول به آگاهي خانواده متوفي کمک ميکند.
9. کيفتان را با کارت ويزيتهاي مختلف و کارتهاي تبليغاتي سنگين نکنيد.
10. هميشه مقداري پول به عنوان پشتيبان و روز مبادا نگه داشته باشيد. خيلي به عابر بانکها اعتماد نکنيد. تجربه نشان داده آنها در روز مبادا پشت آدم را خالي ميکنند! و آب نميشود.
را اختلاف بین زن و شوهرها پیوسته تکرار می شود؟
زندگی، زمانی زیباست که زیبا زندگی کردن را آموخته باشیم.
در زندگی مشترک، این عشق است که تاریک ترین و سردترین قلب ها را روشن و گرم نگه می دارد و این آگاهی و عمل است که به تداوم آن کمک می کند!
به راستی انسان موجودی شگفت انگیز است! هر زن و مردی کاملاً منحصر به فرد آفریده شده است! همه زنان و مردان از توانمندی های فراوانی برخوردار هستند؛ برحسب این که چقدر خود را بشناسیم، قدم در فراسوی محدودیت های ساخته و پرداخته ذهن خود بگذاریم، از محدودیت های ساخته خویش فراتر بیندیشیم، با قدرت دست به کار شویم و... می توانیم کارهای فوق العاده شگرفی انجام دهیم.
در زندگی مشترک، این عشق است که تاریک ترین و سردترین قلب ها را روشن و گرم نگه می دارد و این آگاهی و عمل است که به تداوم آن کمک می کند!
در این دنیا پرآشوب، نگاه شما به زندگی تان چگونه است؟
خود را موجودی با شکوه، عظیم و قوی می دانید یا کوچک، ضعیف و ناتوان؟
مثبت اندیش هستید یا منفی اندیش؟
به زندگی لبخند می زنید یا آشفته بوده و قیافه ای عبوس و درهم دارید؟
دل تان همیشه سرد و نگاه تان یخ زده است یا قلبی مملو از عشق و نگاهی گرم و دوست داشتنی دارید؟
زندگی زناشویی، برقراری رابطه ای فوق العاده پیچیده و بسیار حساس بین زن و مرد است. زن و شوهر در زندگی مشترک در همه شئونات زندگی با یکدیگر در ارتباط و تعامل هستند. افزون بر آن، روابط زن و شوهر در همه حیطه های زندگی چنان پیچیده و درهم تنیده که بیشتر زوج ها به علت آگاهی کم و اشتباه آمیز و تصور غلط شان در حل بسیاری از مسائل و رفع مشکلات مشترک عاجزند و حتی در مسائل جزئی نیز به سختی می توانند به توافق برسند!
با وجود این که زنان و مردان در بسیاری از زمینه ها دارای ویژگی های خاص خود هستند، اما زوج ها در عمل، کم تر به این تفاوت ها توجه می کنند و کم تر آگاهی دارند که برداشت هر زن و مردی از هر پدیده و رویدادی برحسب آگاهی، تجربه، دانش، شرایط روانی و جسمانی و زاوایه دید ویژه خود می باشد و هر یک به علت خودمحور بودن، در برابر هر حادثه ای، کنش و واکنش متفاوتی از خود نشان می دهد و هر یک انتظار دارد که دیگری همانند او فکر کند و احساسات خود را مشابه او بروز دهد و عملکردی مشابه او داشته باشد؛ چرا که هر یک دیدگاه و بینش خود را اصیل، واقع بینانه و درست می داند و تصور می کند که مسائل را بهتر درک کرده و در برطرف ساختن نیازهای خود و همسر به درستی عمل می کند.
در حالی که زن و شوهر مجموعه ای هدفدار هستند که:
1- هر یک دیدگاه خاص خود را دارد.
2- هر یک با ویژگی های خاص خود، ویژگی های دیگری را تحت تأثیر قرار داده، تعدیل کرده و نقاط قوت و ضعف خود را به دیگر منتقل می کند.
3- متفاوت بودن به معنی بهتر یا بدتر بودن نیست و در واقع تفاوت های برنامه ریزی مغزی زنان و مردان، یکی از شگفتی هایی آفرینش است که بیشتر همسران اطلاعات کمی از آن دارند.
متفاوت بودن به معنی دیدن یک موضوع از زوایای مختلف می تواند باشد و برخورد مثبت و درست با آن موجب برکت و غنای زندگی مشترک می شود
با این تفاوت بین زوج ها، تصور این که زن و مرد در زندگی مشترک مشابه هم باشند، یک توهم است!
دیدگاه هر زن و مردی تقریباً در همه زمینه ها از جمله در مورد باورها، اندیشه ها، بروز احساسات و عواطف، کسب درآمد، انجام هزینه ها، استفاده از منابع مالی، تربیت فرزند، ارتباط با دوستان و فامیل، کار، تفریح و سرگرمی، اولویت ها، هدف ها و... متفاوت است.
متفاوت بودن به معنی دیدن یک موضوع از زوایای مختلف می تواند باشد و برخورد مثبت و درست با آن موجب برکت و غنای زندگی مشترک می شود. تفاوت های فردی هر زن و مردی، تحت تأثیر عوامل ژنتیکی، محیطی و اکتسابی قرار دارد. از جمله تفاوت ها این که خانم ها تشریفات را دوست دارند در حالی که مردها کم تر تشریفاتی هستند؛ مردها بیش تر هدف گرا هستند اما خانم بیش تر رابطه گرا می باشند؛ خانم ها به جزئیات بیش تر توجه دارند و آقایان کلیات امور را بیش تر مد نظر قرار می دهند؛ خانم ها گفت و گو را دوست دارند اما مردها به سکوت علاقه مندند و ده ها مورد دیگر که همگی نشان دهنده بینش ها و عملکرد متفاوت زن و مرد در برخورد با مسائل و مشکلات است که اغلب،
موجب بروز اختلاف بین آنان می گردد.
وقتی برخورد با تفاوت ها پیوسته منفی و غیرسازنده باشد اختلاف ها پیوسته تکرار می شود؛ نارضایتی پیوسته در حال افزایش بوده که به زندگی مشترک لطمات فراوانی وارد می سازد و وضع را بدتر از قبل می کند.
بسیاری از زوج ها ندانسته یا آگاهانه، در دام افکار منفی و مخرب قرار می گیرند، به طوری که 95 درصد افکار آزاردهنده و منفی شان که مربوط به دیروز و روزهای گذشته است را در ذهن خود تکرار می کنند و در آن دست و پا می زنند و یا نگران اموری می شوند که در بسیاری مواقع رخ نمی دهد.
در این شرایط بسیاری از زن و شوهرها به علت کم دانی، ناآگاهی، باورهای غلط، توقعات غیرواقع بینانه، تصورات بیان شده یا نشده اشتباه آمیز، راهنمایی های غلط و نادرست اطرافیان، زندگی مشترک را به میدان مبارزه و جدال تبدیل کرده و هر یک با سوء تفاهم فراوان نسبت به دیگری، هدف های بزرگ و اصلی زندگی مشترک را فراموش می کند و به تصور حفظ حقوق و منافع فردی، درگیر جزئیات و مسائل دردآور بی پایانی شده و دچار آشفتگی و رنج های فراوان می شود و هر یک با واکنش منفی، سرزنش و انتقاد از دیگری، به جای دوستی، رقابت و به جای همکاری، مبارزه را بر می گزیند و به جای کمک به موفقیت دیگری، سعی می کند دیگری را شکست دهد، در نتیجه هر یک تحت تأثیر افکار منفی، احساس تنهایی، سرخوردگی و قربانی شدن کرده و در برابر هر گونه تغییرات مثبتی مقاومت می کند. وقتی این شرایط منفی بر زندگی مشترک حاکم شود، مهر، محبت و خوش بینی زوج ها نسبت به هم کاهش یافته یا از بین می رود و نقاط منفی طرفین بیش تر نمود پیدا می کند، به طوری که وقتی یکی از زوج ها مطابق توقع و انتظار درست یا نادرست همسرش رفتار نکند، با واکنش منفی و شدید و مأیوس کننده او روبه رو می شود.
متفاوت بودن به معنی بهتر یا بدتر بودن نیست و در واقع تفاوت های برنامه ریزی مغزی زنان و مردان، یکی از شگفتی های آفرینش است که بیشتر همسران اطلاعات کمی از آن دارند.
اغلب ما، آگاهانه یا ناآگاهانه مراقب افکارمان نیستیم، بلکه افکارمان هستند که ما را تحت کنترل خود دارند؛ افکار منفی، ناحیه ای از مغز که با افسردگی و تشویش ارتباط دارد را تحریک می کند و مانند سم بر سیستم های بدن ما تأثیر منفی می گذارد، در حالی که اندیشه های مثبت، بر مغز تأثیر مفید و آرام بخش دارد و مانند دارو عمل می کند. انسان های مثبت اندیش شادتر، سالم تر و استوارتر زندگی می کنند و با همسران خود کم تر به جدال می پردازند، آسان تر و راحت تر به تفاهم می رسند و کم تر حالت تدافعی دارند.حال با این همه مسائل و مشکلات زندگی مشترک، چگونه می شود کنار آمد و به صورت درست با آنها برخورد کرد؟
با مهر و محبت و کسب آگاهی های ضروری و مهارت های سازگاری و با کمک گرفتن از مشاوران با تجربه می توان به حل اساسی اختلاف زوج ها کمک کرد.
شادکامی و موفقیت- دکتر میر عمادالدین فریور
قرآن کریم بیش از 1430 سال پیش بر افزایش رزق و درآمد افراد پس از ازدواج تأکید کرده بود، اما اینک تحقیقات و پژوهشهای اخیر انجام شده در کشورهای غربی، صحت این مسأله را ثابت کرد.
این تحقیقات که توسط دانشگاه «بیلفلد» آلمان انجام شد نشان میدهد که درآمد مردان متأهل حداقل یک سوم بیشتر از درآمد مردان مجرد است و علت اصلی آن تلاش و کوشش بیشتری است که برای کسب درآمد برای خانواده خود، انجام میدهند.
این تحقیقات که بر روی بیش از 12 هزار نفر انجام شده و گزارش آن در «دیلی میل» انگلیس منتشر شد، همچنین نشان میدهد که افراد متأهل به صورت ماهرانه تری به کار و تلاش میپردازند و همین امر موجب افزایش درآمد آنان میشود.
در این بررسیها از 12245 نفر تعدادی سوال در مورد زندگی، وضعیت شغلی، تعداد ساعات کار، مقدار درآمد، وضعیت خانوادگی (مجرد یا متأهل)، تعداد ساعاتی که در کنار خانواده به سر میبرند و غیره پرسیده شد و نتیجه این پژوهش از بررسیها دقیق پاسخ افراد به سوالات فوق بدست آمد.
این پژوهش در مجموع نتیجه میگیرد که افراد متأهل از زندگی خود رضایتمندتر هستند و بیشتر از افراد مجرد احساس خوشبختی میکنند و همین امر نیز در افزایش تلاش و کوشش آنان برای کسب درآمد بیشتر تأثیرگذار خواهد بود.
در تحقیقات مشابهی که چندی پیش در دانشگاه آمریکایی «اوهایو» انجام شد و مجله "تایم" آن را منتشر کرد، مشخص گردید که افراد ازدواج کردهای که دارای فرزند هستند، سالانه حدود 16 درصد از دیگر افراد درآمد کسب میکنند.
موضوع : اقتصاد اسلامي در مباني و منابع اصلي ( آيات قرآن – روايات اهل بيت عليهم السلام)
.: Weblog Themes By Pichak :.



