عاليم اسلام، قوانين اقتصادي ويژه اى براي خانواده دارد كه نه تنها نظام اقتصادي خانواده را اداره و تنظيم مى كند، بلكه در سلامت روانى، تعادل و تعالى خانواده و اعضاي آن نقش مؤثرى دارد. در اين قسمت، با بررسى سه امر اقتصادى مهم در خانواده از ديدگاه اسلام، يعنى مهريه، نفقه و ارث، تأثيرهاى روان شناختى آنها را مورد توجه قرار مى دهيم.

1. مهريه

«مهريه» از سوي مرد به زن داده شود.(1) مرد و زن در مورد مهريه و مقدار آن بايد به توافق برسند(2) و زن پس از ازدواج مالك مهريه مى شود و مى تواند در آن هرگونه تصرفى بكند. مهريه پيش از بعثت پيامبر (ص) نيز در ازدواجها وجود داشته و اسلام آن را تعديل و مواردى از آن را باطل اعلام كرده است.(3) در درجه اول، مهريه امر با ارزشى است كه از جانب مردي كه زن مى خواهد سالها با او زندگى مشترك داشته باشد، به او داده مى شود. قرآن از مهريه به «صدقه» تعبير مى كند كه نشانه راستين بودن علاقه مرد و افزون بر آن، به معناى صداقت در باور است. كلمه «نحله» نيز به معناى هديه و پيش كشى است.(4) اين امر تأثير روان شناختى ويژه اى در زن بر جاى مى گذارد. وى احساس مى كند مرد به او علاقه مند است و علاقه خود را در ميدان عمل نيز نشان داده و حاضر است هزينه آن را بپردازد. اينكه چرا مرد بايد پيشكش را بپردازد، به تفاوت روان شناختى زن و مرد در عشق ورزي باز مى گردد. بدون شك جذابيت ظاهري و روانى جنس زن از مرد بيشتر است و همين امر موجب شده كه امروزه بيشتر فرهنگها از زن به سان وسيله ي مناسبى براى تبليغات، استفاده كنند؛ در نتيجه مرد به سوى زن كشيده مى شود و زن نيز با حيا و خوددارى اين جاذبه را بيشتر مى كند؛ چنان كه در حيوانات نيز چنين وضعيتى ديده مى شود و حيوان نر هميشه به دنبال جفت خود مى دود.(5) در اين رابطه مرد با هديه اى، موجبات رضايت زن به پيوند ازدواج را فراهم مى كند.


نكته دوم، ارزش اقتصادى مهريه براى زنان است. وضعيت زيستى و اجتماعى زنان به گونه اى است كه در همه دوره هاي تاريخ، در بعد اقتصادى از مردها پايين تر بوده اند.(6) زنان در مدت بارداري و پس از زايمان كه به شيردهى و پرورش نوزاد مى پردازند، عملا نمى توانند فعاليت و كار درآمدزايى داشته باشند. افزون بر اين، حتى در عصر حاضر در بيشتر جوامع مسؤليت اداره خانه با زنان است و اين خود وقت بسياري از آنها مى گيرد، بدون آنكه در برابر آن در آمدى كسب كنند؛ از اين رو، قرار دادن مهريه براى خود زن و نه پدر يا خويشان او، پشتوانه اقتصادي نسبتا مطمئنى را براى او فراهم مى آورد تا با دلگرمى بيشتري به ايفاي مسؤليتهاي خانوادگى بپردازد. در متون اسلامى، شواهدي وجود دارد كه اهميت اقتصادي مهريه را براي زنان نشان مى دهد. به طوركلى، ندادن مهريه به زن نوعى دزدى به شمار رفته است.(7) اين امر باعث مى شود رابطه جنسى مرد با همسر قانونى خود مانند روابط غيرمشروع به نظر برسد(8) و حتى در روايات آمده است خداوند يكى از گناهانى را كه نمى بخشد،(9) انكار مهريه زن و ندادن مهريه به او است. حال اگر مهريه تنها جنبه اي عاطفى داشت و صرفا زمينه اي براى آغاز يك زندگي خانوادگى بود ندادن آن به زن به اين شدت مذمت و توبيخ نمى شد. نكته ي ديگر، تأكيد رضايت طرفين بر مهريه است(10) كه همين امر آن را قانونى مى كند و حتى اگر مقدار آن بسيار زياد باشد،(11) قابل انكار و ترك نيست. اين جنبه هاي مهريه نيز اهميت اقتصادى آن را نشان مى دهد.


مهريه در مرد نيز آثار روان شناختى ويژه دارد. در درجه اول، او درمى يابد كه ازدواج امري آسان نيست و از همان ابتدا بايد براي آن سرمايه گذارى كند. همين امر موجب مى شود او با بينش بالاتر و شناخت عميق تري به ازدواج روى آورد. در درجه دوم، تأثير مهريه به پس از ازدواج بازمى گردد. به طوركلى اگر براي كسب چيزى سرمايه گذاري كنيم، راضى نمى شويم آن رابه سادگى از دست بدهيم. حال هر چه اين سرمايه گذارى بيشتر و گسترده تر باشد، چشم پوشى از آن دشوارتر و با تأمل بيشتر است. بر اساس نظريه هماهنگى شناختى فستينگر، كسى كه براي كارى يا قبول عضويتى هزينه بيشترى پرداخت كرده باشد، خود را به قابل تحمل بودن وضعيت بيشتر متقاعد مى كند.(12) در مورد ازدواج نيز مرد سرمايه گذاري عاطفى و مادي گسترده اي كرده است و به همين جهت نمى تواند به آسانى از آن دست بردارد. به دلايل ياد شده، مهريه نبايد مقدار ناچيزي باشد.(13) البته به لحاظ قانونى ازدواج با مهريه پايين نيز صحيح است، ولى با توجه به بعد روان شناختى آن توصيه مى شود مهريه مقداري باشد كه فرد نتواند به آسانى از آن بگذرد.


در مجموع مى توان گفت مهريه هديه اى است كه پيوند زن و شوهر را از ابتداى زندگى تقويت كرده و زمينه پديدآيى و گسترش روابط عاطفى مثبت را فراهم مى كند. البته محبت بين زن و مرد، ريشه ها و زمينه هاى اساسى مى طلبد كه قرار دادن مهريه فقط براي تقويت آن است نه ايجاد آن؛ از اين رو، زياد گرفتن مهريه موجب محبت نمى شود و در كلمات اهل بيت (ع) نيز آمده است: مهريه را به عنوان يك هديه محسوب كنيد؛(14) زيرا اگر در مقدار آن زياده روي كنيد، بيشتر موجبات دشمنى بين زن و مرد را فراهم خواهيد كرد.(15) همچنين گفته شده بهترين زنان مسلمان، زيباترين و كم مهريه ترين آنان هستند.(16)


برخى پس از بررسى تبيينهاي مختلف جامعه شناختى مهريه، تعبير هديه و پيشكش را براى آن مناسب تر با مبانى اسلامى مى دانند. مفاهيم معرف مهريه ي مانند نحله، صداق، عطيه و كابين، بر هديه و بدون عوض بودن مهريه دلالت صريح دارند، توصيه هاي اخلاقي مؤكد به كم گرفتن آن، بناى تعاليم دين بر تسامح در محاسبه ارزش مادى و اقتصادي آن از راه معرفى برخى معادله هاي معنوي، سفارش به بخشش رضامندانه آن از سوى زن به عنوان راهى براي تحكيم بيشتر خانواده، ارجاع مقدار آن به رضايت طرفين، تحليل موقعيت مرد در جريان زناشويى، مسئله ي تقاضامندي وي و برخى امور ديگر، بر هديه بودن اين حق مالى در تعاليم اسلامى دلالت دارد. در مورد استحقاق يك سويه زن نسبت به دريافت اين هديه نيز، افزون بر نكاتى كه گذشت، به اين امور اشاره شده است: اخذ تعهد محكم به تشكيل يك زندگى مشترك مادام العمر، قبول مسئوليتهاي متنوع ناشى از پيمان زناشويى، ابراز قدردانى به پاس اجابت از سوى زن، ايجاد زمينه مناسب جهت ارضا و شكوفايى تمايلات اصيل انسانى، محروميت زن از تحصيل برخى هزينه هاي فردي و اجتماعى ناشى از ايفاى مسئوليتهاى خانوادگى و ابراز محبت و ايجاد عشق و علاقه وافر به عنوان مهم ترين سرمايه تحكيم و تثبيت خانواده.(17) به نظر مى رسد اين تبيين، تا حدى جنبه هاي مختلف مهريه را مورد توجه قرار داده است.


نكته قابل توجه در فرهنگ ايران در عصر كنونى، فزونى مهريه و به تبع آن دشوارى ازدواج به سبب موانع گسترده است. دختران ايرانى با وجود تحصيلات بيشتر باز به دنبالى مهريه اى بيشتر بوده اند. پيروزي انقلاب اسلامى موجب شد كه براى مدتى، مهريه ها به حالت عادى و متعادل باشد، ليكن پى از چند سال باز روند رو به افزايش مهريه ادامه يافت.(18) در تبيين جامعه شناختى فزونى مهريه، امور ذيل بيان شده است: نسيه بودن مهريه، غلبه روحيات اقتصادى و نگرشهاى محاسباتى، عدم استيفاى كامل حقوق زن، طلاق و كنترل تمايلات نوجويانه مرد، ارتقاى منزلت اجتماعى زن، بالا رفتن هزينه ها و تشريفات ازدواج و شيوع ازدواجهاى برون فاميلى.(19)


از آن جا كه مهريه از نظر شرعى و قانونى، در هر حال بر عهده ي مرد است، فزونى مهريه او را در تعهدات مالى سنگين تري قرار مى دهد؛ مهريه در ازدواج موفق، معمولا از سوى زن مطالبه نمى شود و در اين رابطه، به ندرت مشكلى بروز مى كند؛ اما اگر ازدواج ناموفق باشد و به طلاق بينجامد، مرد بدترين وضعيت را خواهد داشت. با توجه به اين واقعيتها تعديل ميزان مهريه با نگاهى دقيق تر به آن، به صورت يك بدهى قطعى مى تواند از بروز مشكلات بعدى تا حدى جلوگيري كند. در غير اين صورعت، مهريه كه به عنوان ابزاري براى تحكيم روابط خانوادگى و پيوند زناشويى در نظر گرفته مى شود، به زمينه اى براي دشمني و بروز مشكلات بيشتر تبديل مى گردد.


2. نفقه

بر اساس تعاليم اسلام مخارج اقتصادي خانواده، يعنى زن و فرزندان، برعهده مرد است.(20) اين مخارج كه شامل محل سكونت،(21) خوراك و پوشاك(22) و ساير امور وابسته به آنها مانند تحصيلات است، بايد با توجه به زندگى زن و فرزندان و شرايط زمانى و اجتماعى آنها باشد. زن در امور اقتصادي خانواده مسئوليتى ندارد، هرچند درآمد زيادي داشته باشد. مسئوليت اساسى زن همراهى در روابط مناسب در زندگى خانوادگى است و فقط كوتاهى در اين امور در زمينه خانواده، براى زن مسئوليت آور است. در خانواده، زن مسئوليت برقرارى روابط مناسب با همسر، توليد نسل و پرورش فرزندان را بر عهده دارد و درگير نشدن او در تأمين مخارج خانواده، فراغتى براي او ايجاد مى كند كه بتواند با آرامش بيشترى به ايفاى مسئوليتها بپردازد. نكته جالب توجه در مسائل خانواده آن است كه مخارج زن بيش از مرد است. بسياري وسايل خانه بيشتر مورد استفاده زن است، و افزون بر آن، لباس و وسايل زينتى براى زن اهميت بيشتري دارد. اين امور لازمه ي نقش زن در خانواده است و كمبود و فقدان آنها، در درجه اول زن را با مشكل روبه رو مى كند. اگر زن خود بخواهد به تأمين اين امور بپردازد، ناگزير در ايفاي مسؤليتهاي همسري و مادري با مشكلاتى بسيار روبه رو خواهد شد. توجه به اين قانون و سعى در اجراى مناسب آن، مرد و زن را در يك فضاى روان شناختى ويژه اي قرار مى دهد، به گونه اى كه مرد خود را مسئول تأمين مخارج خانواده مى داند و با نگرشى مثبت به فعاليتهاى اقتصادى و هزينه كردن براى خانواده مى پردازد. در اين حالت، انتظار او از زن به ايفاى مسئوليتهاى خانوادگى محدود مى شود. در همين رابطه، فعاليت و كار زن در خانه نيز كمكى است كه زن به اداره ي خانواده مى كند، در حالى كه مسئوليت اساسى او نيست. زن براي تأمين مخارج خود، به فعاليت اقتصادى نيازى ندارد و در اين راستا خود را مديون مرد مى داند كه اين امر نوعى وابستگى به همسر در او پديد مى آورد. اين احساس وابستگى موجب مى شود وظايف همسري و مادري را تا حد توان و با عشق و علاقه انجام دهد.


از نظر اسلام، زن داراي استقلال اقتصادى است و اختيار مصرف اموال خود در جهات گوناگون را دارد،(23) هرچند شايسته است به گونه اي رفتار نكند كه انسجام خانواده را مختل سازد. از سوى ديگر، اداره ي اقتصادى خانواده برعهده ي مرد مى باشد و در اين مورد زن بايد با هماهنگى و رضايت شوهر رفتار كند. اين امر به وحدت و انسجام خانواده كمك مى كند و مديريت خانواده راكه در واقع مبتنى بر اداره اقتصادي خانواده است و پيش از اين به آن اشاره شد و آيات قرآن نيز شاهد آن است، به نوعى وحدت و قوت مى بخشد.(24) بر همين اساس، از نظر اسلام زن ملزم نيست براى اداره خانواده به فعاليت اقتصادي درآمدزا بپردازد، هرچند اين فعاليت مادام كه به مسئوليتهاى خانوادگى او آسيبى نرساند و حقوق ساير اعضاي خانواده پايمال نشود، براي او جايز است.


بخشى ديگر از نفقه مربوط به هزينه فرزندان در كودكى يا وقتى است كه نيازمند باشند، و هزينه والدين هنگام نيازمندى است. از نظر اسلام، حقوق متقابل بين فرزندان و والدين مستلزم آن است كه در صورت نيازمندى هر يك و توانايى ديگري بر تأمين مخارج او، به كمك او بشتابد و اداره اقتصادي او را برعهده گيرد. اين قانون اقتصادي اسلام در خانواده نشان مى دهد كه اسلام خانواده را در چهارچوب خانواده ي هسته اي زن و شوهر نمى داند، بلكه خانواده را گستره اي از خويشاوندان درجه ي اول، يعنى فرزندان، فرزندان آنها، پدر و مادر والدين در نظر مى گيرد. اين نگاه به خانواده روابط عاطفى و اجتماعى گسترده اي رابه دنبال مى آورد كه در بحث خويشاوندى به آن اشاره شد.


3. ارث

«ارث» يكى ديگر از قوانين اقتصادي خانواده است كه در اسلام بر آن تأكيد شده و براي هر مرتبه از افراد، درصدى از مال بر جاي مانده از متوفى قرار داده شده است.(25) اين درصد بر اساس تعلق خانوادگى است و با وجود برخى افراد، سهمى به بقيه نخواهد رسيد. اولين مرتبه ارث در اسلام به فرزندان و والدين فرد متوفى مربوط است كه در صورت زنده بودن آنها سهمى به مراتب بعدى، مانند خواهر و برادر متوفى، نخواهد رسيد. ارث افزون بر آن كه نوعى پشتوانه اقتصادي براي افراد خانواده است، تأثيرى روان شناختى نيز بر آنها دارد. اين امر در واقع تقويت وابستگى و تعلق خانوادگى است كه ناخود آگاه موجب مى شود فرد به روابط عاطفى با والدين يا فرزندان ادامه دهد. البته روابط عاطفى بين اعضاي خانواده بايد فراتر از منافع اقتصادى باشد، ولى گاه مبادي شناختى و عاطفي روابط استحكام ندارند و همين تعلق اقتصادي مى تواند زمينه اي براى تقويت مبادى ديگر رابطه شود. قانون ارث نيز شاهد ديگرى براى گستره نظام خانواده است و بايد به جنبه هاي رابطه اى آن توجه شود، تا زمينه اي را براى تقويت انسجام خانودگي فراهم کند.ش







تاريخ : سه شنبه 23 فروردین 1390  | 12:08 AM | نويسنده : سيدمهدي شمس | نظرات 0

کسب و کارهاي خانوادگي نقش مهمي را در اقتصاد کشورها ايفا مي کند. بخش قابل توجهي از کسب و کارهاي موجود بر پايه ي مديريت يا مالکيت خانوادگي استوار است، به طوري که حدود نيمي از توليد ناخالص ملي از طريق اين کسب و کارها تأمين مي شود، اما تصور و باور اکثر ما از کسب و کارخانوادگي چيست؟
کسب وکارهاي خانوادگي، بخش عمده اي از هويت خانواده ها را تشکيل مي دهد، چرا که رونق و شکوفايي چنين کسب و کارهايي، رشد و ترقي خانواده را در پي خواهد داشت. از طرفي بعضي از کسب و کارها فقط زماني شکوفا خواهند شد که توسط اعضاي يک خانواده اداره شود، اما آن چه باعث حفظ و رونق کسب و کار خانوادگي مي شود، آموختن اين مطلب است که چگونه در کنار کساني که به آن ها علاقه و ارتباط عاطفي داريم، فعاليت شغلي سالمي داشته باشيم. شايد اين کار آسان به نظر برسد، اما در واقع همه چيز به اين سادگي نيست.

کليد يک:
 

درک و پذيرش ارتباطات دروني بين نقش هاي خانوادگي و شغلي
آن چه به راستي کسب و کار خانوادگي را منحصر به فرد مي کند وجود اين ارتباطات دروني بين نقش هاي شغلي و خانوادگي است يعني رابطه يي که به طور معمول و در کسب و کارهاي غير خانوادگي يافت نمي شود.


درک اين ارتباطات دروني شاه کليد سالم سازي کسب و کار خانوادگي است. در کسب و کارهاي خانوادگي با سه نقش اصلي مواجه هستيم؛ نقش خانوادگي (پدر، مادر، پسر و...) نقش مالکيت ( شريک يا سهامدار) و نقش شغلي ( مدير، کارمند يا کارگر). اين امکان وجود دارد که نقش ها با گذشت زمان تغيير يابند و افراد از نقش هاي متضادي برخوردار شوند که اين مورد باعث بروزاختلالاتي در روند کار مي شود. براي مثال، «پدر» در يک کسب و کار خانوادگي ممکن است مالک، رئيس، پدر و همسر باشد. وقتي رئيس در محل کار دستوري صادر کند. گاهي براي کارگران آسان نيست که به وي به عنوان رييس نگاه کنند نه يک «پدر بهانه گير» و از طرفي براي رييس دشوار خواهد بود که راحتي کارگر را به عنوان کارگر مد نظر قرار دهد نه به عنوان فرزندي چموش که از خواسته هاي والدين سرپيچي مي کند.


در اين زمان روش ساده يي که با استفاده از آن مي توان اين رفتارهاي متقابل را مجسم کرد. به کارگيري رويکرد سيستمي است.


نگرش سيستمي درک روشني از تأثيرمتقابل سه سيستم فرعي خانواده، مالکيت و کسب و کار را بر يکديگر و بر محيط ارايه مي دهد. توجه به اين نکات بسيار مهم است که تغييرات در هر جزئي از سيستم از اهداف و انتظارات متفاوتي برخوردار هستند. براي مثال، زماني که افراد در نقش « عضوي از خانواده» به کسب و کار مي نگرند. کسب و کار به عنوان بخش مهمي از هويت خانوادگي، ميراث آينده و منبع تأمين نيازهاي مالي براي رفع احتياجات معمول زندگي در نظر دارند.


از سوي ديگر، اگر در نقش « عضوي شاغل» به کسب و کار بنگرند، تمايل خواهند داشت تا کسب و کار را وسيله يي براي توسعه ي شغلي وموفقيت هاي اقتصادي مدنظر قرار دهند و سرانجام، سهامداران يعني افرادي در نقش « مالک»، عمدتاً به کسب و کار به عنوان ابزاري براي سرمايه گذاري و کسب منفعتي رضايت بخش توجه نشان مي دهند. هر چند پي بردن به عملکرد نقش هاي متضاد در کسب و کار خانوادگي به تنهايي قادر به رفع تضادها نيست. اما مي تواند ما را در درک و فهم چگونگي رخ دادن آن ها ياري رساند.


کليد دو:
 

کسب و کار خانوادگي به عنوان يک تجارت جدي و رسمي
بايد باور داشت که کسب و کار خانوادگي يک فعاليت جدي و رسمي است نه تفنن و سرگرمي. اين بدين معنا نيست که شما نمي توانيد يا نبايد ارتباطي عاطفي با کسب و کار و فعاليت هاي مربوط به آن برقرارکنيد. بلکه موضوع اصلي اين است که براي تأمين هزينه ها و حفظ فعاليت، به کسب و کاري سود آور نياز است.


از ديگر نکاتي که براي ثمربخشي و سلامت هر چه بيشتر کسب و کار بايد به ياد داشت. بهره مندي و استخدام کارمندان غير خوشايند و خارج از خانواده است. آن ها جزو حياتي اکثر کسب و کارهاي خانوادگي هستند. بسيارمهم است که آن ها را به صورت شايسته در تصميمات دخالت دهيد و فرصت هاي يادگيري و کارآموزي را براي تمامي کارمندان و سهامداران فراهم کنيد تا بتوانيد توان علمي و عملي منابع انساني سازمان را در حداکثر کارايي حفظ کنيد. به عنوان يک راهکار عالي براي ارتقاي افق ديد افراد شاغل در کسب و کار خانوادگي، مي توان امکاني فراهم آورد تا ايشان در دوره هاي آموزشي وسيعي را فراهم مي آورد.برنامه يي که اغلب در سازمان هاي بازرگاني و صنعتي مورد استقبال واقع مي شود. هم چنين لازم است شما و افراد شاغل در کسب و کاردر جلساتي درباره ي وظايف شغلي، انتظارتان و اهداف خود بحث کرده و براي پيگيري بهترآنها را مکتوب کنيد. به طور مداوم درباره ي اين موضوعات بحث و گفت و گو کنيدو در مواقع لازم، انتظارات و اهداف خود را تعديل و اصلاح کنيد.


کليدسه:
 

برنامه ريزي براي آينده کسب و کار خانوادگي
بسيار واضح و قابل درک است که در بطن يک مدل سيستمي کسب و کار خانوادگي، خانواده و کسب و کار را نمي توان از هم مجزا کرد. بنابراين زماني که براي هر يک از آن ها برنامه ريزي کنيد. ناخود آگاه براي ديگري نيز برنامه ريزي کرده ايد. بدون توجه به اين که قصد چنين کاري را داشته ايد يا نه! براي دستيابي به شيوه هاي مفيد برنامه ريزي، از دو مهمات زير استفاده کنيد:


1-اهداف و مقاصد عملکرد کسب و کارتان را مشخص کرده و توسعه دهيد.


2-مهارت گفت و گوي مؤثر را برقرار کنيد و پرورش دهيد توجه داشته باشيد که گفت و گوي مؤثرشامل حرف هاي قابل بيان و غير قابل بيان است. اگر شما يک خانواده ي پر جمعيت داريد، اعضاي خانواده را به گروه هاي کوچک تقسيم کنيد و هر گروه را به بررسي و فعاليت بخش خاصي از برنامه تشويق کرده و نتايج حاصل از هر گروه را براي دستيابي به برنامه يي کامل، با هم تلفيق کنيد.


کليد چهارم:
 

بهره مندي از نصايح و مشاوره هاي حرفه اي
امروزه منابع و مراجع بسياري با موضوع کسب و کار وجود دارد. اما برگ برنده شناخت مرجع شايسته و مراجعه به آن است. از مطالعه غافل نشويد. چرا که ابتدائي ترين مراجع براي افزايش آگاهي و به روز ماندن، کتاب ها و نشريات است. از ديگرمنابع بالقوه اطلاعات و مشاوره مي توان به موارد زير اشاره کرد:


*دوستان و آشنايان، اقوام، اعضاي خانواده و همکاران شغلي


*مراجع خدماتي حرفه اي همچون حسابداري، بانکداري، وکلا، مشاورين مالي، نمايندگي هاي بيمه و مشاورين کسب وکار


*اساتيد دانشگاه ها، اعضاي سازمان هاي دولتي مختلف و اتحاديه هاي صنفي


اين موارد تنها بخشي از منابع متنوع و گسترده ي اطلاعاتي است که مي تواند شما را در رشد و موفقيت کسب و کار ياري کند.


اصلي ترين معيار در انتخاب مشاور مناسب، ميزان توانايي وي در درک کامل وضعيت ويژه ي کسب و کار خانوادگي است. شما به مشاوري نياز داريد که نه تنها بر موضوعات فني کار تخصصي اش مسلط باشد، بلکه نقش هاي دروني کسب و کار خانوادگي را نيز به خوبي درک کند و شما و خانواده تان را در مورد روش هاي صحيح روبه رو شدن و تصميم گيري درباره ي موارد مهم کسب و کار راهنمايي کند.







تاريخ : سه شنبه 23 فروردین 1390  | 12:07 AM | نويسنده : سيدمهدي شمس | نظرات 0

هميشه راه هايي هست که زندگي را مطلوب تر مي کند؛ راه هايي براي کم کردن مخارج و بهتر کردن شرايط ... مي خواهيد چند راهکار مناسب براي تامين روشنايي، سرمايش و خريد خانه بخوانيد؟
طي روز تا حد امکان از نور خورشيد براي روشنايي بهره بگيريد و چراغ ها و لامپ ها را خاموش کنيد. اگر برنامه روزانه کاري يا زندگي تان اجازه مي دهد، طوري ساعت تان را تنظيم کنيد که بيدارشدن تان نزديک به طلوع خورشيد باشد.
لامپ کم مصرف را جايگزين لامپ هاي معمولي (که واقعا هم پر مصرف هستند) کنيد، ميزان مصرف برق لامپهاي کم مصرف حدود يک چهارم لامپهاي معمولي است (با همان ميزان روشنايي معادل لامپ معمولي)، ضمن آنکه عمر مفيد آن حداقل 10 - 8 هزار ساعت است.بهتر است ابتدا لامپ مکان هايي را که بيشتر استفاده مي کنيد با لامپ کم مصرف جايگزين کنيد.
حواستان به برق هاي مشترک يا جاهاي مشاع ساختمان باشد که بيش از حد و بيخود روشن نماند، مثلا برق راه پله ها، زيرزمين يا برق جلوي در ورودي (که در کشورمان خيلي افراد آن را تا صبح براي رهگذران روشن مي گذارند و ضرورتي هم ندارد) و برق پارکينگ
بهتر است براي برق پارکينگ يا راه پله ها از تايمر يا سنسور حرکت استفاده کنيد که فقط وقتي کسي در رفت و آمد است، چراغ ها روشن بمانند. زمان تايمر نبايد خيلي کوتاه يا خيلي زياد باشد که افراد مجبور شوند مرتب چراغها را روشن کنند يا اين که بعد از رفتنشان تا مدتها برق روشن بماند.
براي بعضي انواع لامپ ها مي توان از درجه تنظيم شدت نور هم استفاده کرد، يعني جايي که شدت نور کمتري لازم است، درجه نور از روي دکمه کاهش داده شود. البته بايد سوال کنيد که لامپ هاي کم مصرفي که تهيه مي کنيد اين قابليت را دارند يا نه.
نورهاي تزئيني و کم استفاده منزل را که بيشتر جنبه زيبايي دارند، کاهش دهيد. ضمن آن که براي جشن ها، تفريحات يا تعطيلات از نور کمتر و مناسب تري استفاده کنيد.
لامپ ها را هر چند وقت يک بار گردگيري کنيد. برداشتن غبار از روي حباب لامپ ها، نور آنها را بيشتر جلوه مي دهد.
موقعي که در اتاق مشغول انجام کاري هستيد، به جاي اين که کل اتاق را روشن کنيد، از نور متمرکز در نقطه کار کردنتان استفاده کنيد.
مثلا موقع خواندن يا مطالعه، به جاي روشن کردن کل اتاق از چراغ مطالعه بهره بگيريد.
خيلي وقت ها مي توان تمام لامپ هاي لوستر را روشن نکرد. با کمک اعضاي خانواده، تعدادي از لامپ ها را از سر پيچ اش شل کنيد و ببينيد آيا نمي شود با روشن کردن لامپ کمتر، نور مورد نياز اتاق يا محيط منزل را فراهم کرد؟
بسياري از روشهايي که درباره کاهش هزينه هاي گرمايش پيشنهاد شدند (مثل عايق بندي و بستن درزها و پنجره هاي غيرضروري) درباره کاهش هزينه هاي سرمايش هم کاربرد دارند.
براي پنجره هاي رو به آفتاب (جهت شرق موقع طلوع، جنوب براي ظهر، غرب هنگام غروب) سايبان نصب کنيد تا ميزان تابش آفتاب در تابستان و ورود آن به منزل به حداق برسد. اين کاز چند مزيت ديگر هم دارد، جلوي ورود بيش از حد اشعه مضر UV را به داخل ساختمان مي گيرد و بر خلاف پرده، حصير يا پارچه جلوي ديدن بيرون را هم نمي گيرد.
به جاي استفاده دايم از کولر آبي يا کولر گازي، از پنکه (معمولي يا سقفي) استفاده کنيد.
استفاده از پنکه هوا را 4 درجه خنک مي کند و هوا خنک تر به نظر مي رسد.
وقتي که کسي مستقيم در مسير وزش باد خنک پنکه نيست، آن را خاموش کنيد. در واقع پنکه ها هوا را سرد نمي کنند؛ بلکه کمک مي کنند که عرق خارج شده از سطح پوست، سريع تر تبخير شود تا شما احساس خنکي بکنيد.
اگر قصد استفاده از کولر گازي را داريد، نوع اسپليت آن به مراتب بهتر ازکولرهاي گازي پنجره اي تک يونيت است. چون آنها به مراتب بيشتر برق مصرف مي کنند.
اگر به دنبال خريد يا تعويض کولر گازي يا کولر آبي منزل هستيد، حتما به برچسب انرژي نصب شده روي آن توجه کنيد. هر قدر وسيله انتخابي تان درجه مصرف انرژي بهتري داشته باشد (مثلا A يا B) مصرف انرژي اش کمتر است.
مشخصات سيستم سرمايشي مورد نيازتان و اندازه خروجي اش را طبق مساحت منزل انتخاب کنيد. ضرورتي ندارد که براي يک منزل کوچک، همان کولري را انتخاب کنيد که براي منزل متوسط يا بزرگ مناسب است.
با پوشاندن روي کولرهاي آبي به شکلي که در سايه باشد، در مصرف برق صرفه جويي خواهيد کرد. ضمن آن که آن بخش از کانال که بيرون از ساختمان و در معرض آفتاب يا محيط گرم بيرون است، بايد عايق بندي شود تا از هدر رفتن سرما در طول کانال جلوگيري شود.
کمپرسور کولر گازي بايد در محيط بيرون از منزل نصب شود نه جايي که حرارت خروجي آن مجدد از راه ديگري وارد منزل شود، در اين صورت، با دست خودتان خانه تان را به عوض سرد کردن، گرم مي کنيد!
در بعضي مناطق آب و هوايي خشک که درجه حرارت در شب هاي تابستان به زير 24 درجه سانتي گراد مي رسد، مي توانيد با بازکردن پنجره و استفاده از يک پنکه که هوا را به جريان بيندازد هواي منزل را به راحتي خنک کنيد. برحسب نوع طراحي منزل، لازم نيست همه پنجره ها را باز کنيد و شايد باز کردن بعضي از آنها کفايت کند.
اگر امکان کاشت درخت يا درختچه در حياط منزل يا اطراف ساختمان تان وجود دارد، اين کار را حتما انجام دهيد. حتي اگر هم سايه درخت به اندازه اي نباشد که به کار خنک کردن بيايد، صرف وجود درخت و درختچه در اطراف منزل، درجه حرارت محيط را کاهش مي دهد.
با مصرف مايعات در طول روز در منزل، به بدن تان کمک مي کنيد تا خودش خودش را خنک کند.
بستن در کمدها طي روز، به شما کمک مي کند که حدود 5 درصد هزينه گرمايش و سرمايش را کاهش دهيد؛ چون فضاي کمدهاي فضاي پرت و بدون استفاده منزل هستند.
موارد مورد نيازتان (اعم از خوراکي و غيرخوراکي) را به اندازه مناسب خريداري کنيد تا نه اضافه بيايد و نه کم. ضمن آن که براي حمل و نقل آنها مجبور به استفاده از کيسه هاي پلاستيکي متعدد نشويد، مي دانيد که باز گرداندن اين کيسه ها به چرخه بازيافت، خودش مصيبت بزرگتري است.
هر چه خريدتان عمده تر باشد (مثلا از يک فروشگاه زنجيره اي)، نياز به رفت و آمد مکرر و خريد خرده ريز (که همراهش کيسه پلاستيک و پاکت و غيره هم مي آيد) نيز کمتر خواهد بود؛ ضمن آن که کمتر مجبور مي شويد از وسيله نقليه استفاده کنيد.
کيسه هاي پلاستيکي يا پاکت ها را تا حد امکان نگه داريد و از آنها مجددا براي حمل و نقل وسايل و بسته بندي استفاده کنيد.
ترجيحا وقتي خريد مي رويد، ساک يا چرخ دستي خودتان را همراه ببريد تا نياز نباشد براي آوردن اقلام خريداري شده به منزل، از پاکت پلاستيک يا پاکت اضافي بيخودي استفاده کنيد.
هر وقت در خريد وسوسه شديد که چيزي را بگيريد يا نگيريد، چند ثانيه دوباره به ضرورت آن خريد فکر کنيد؛ خيلي وقت ها مي بينيد که واقعا خريد آن چيزي که احساس مي کرديد لازم است آنقدرها هم لازم نيست.
با کيوسک ها و محلهاي تعيين شده بازيافت همکاري کنيد و اقلام يا زباله هاي تفکيک شده را به آنها تحويل دهيد. آنها به شما کيسه هاي مخصوص هم مي دهند.







تاريخ : سه شنبه 23 فروردین 1390  | 12:07 AM | نويسنده : سيدمهدي شمس | نظرات 0

از « ربا» چي مي دانيد؟ نکند به خاطر يک نياز ساده همه دار و ندار اين دنيايي و آن دنيايي تان را به باد فنا بدهيد؟
 

اين روزها آن قدر تب پول درآوردن و پولدار شدن همه گير شده که کمتر کسي حواسش هست که پول حرام دارد قاتي مالش مي شود يا نه. « ربا» يکي از بدترين نوع هاي پول حرام است و هر آن ممکن است وارد زندگي ما بشود. دليل ناخواسته اش هم اين است که معمولاً نمي دانيم چطور ممکن است دچارش شويم يا در مواقع ضرورت، چه راه هاي ديگري براي خروج از يک بحران مالي داريم که لازم نباشد پيش هرکسي و با هر شرايطي دست دراز کنيم. مهم تر اينکه در اين طور مواقع، منافع زودگذري براي خودمان تعريف مي کنيم که نزول گرفتن و نزول دادن را توجيه مي کنيم؛ معامله اي که شرع و عقل به مخالفتش برخاسته اند. اما...؟


چطور به وجود مي آيد؟
 

ربا در فرهنگ معين اين طور معني شده:« بيشي، افزون شدن، نشو و نما کردن، سود يا ربحي که داين از مديون مي ستاند و نسيه خريدن و فزون گرفتن.»ربا از زبان عربي گرفته شده با ريشه « رب». عرب ها وقتي چيزي زياد مي شود و رشد مي کنند، مي گويند:«ربا الشيء». به اين خاطر به مال افزايش يافته، ربا مي گويند و خلاصه اينکه ربا يعني دريافت زيادي در مبادله دو کالاي همجنس يا دريافت اضافي در قرض با شرط قبلي.


هر نوع دريافت اضافه بر قرض که از پيش تعيين شده باشد، ربا به حساب مي آيد و حرام است. لازم هم نيست اين مازاد حتماً پول يا کالا باشد. اما اينکه بدهکار بدون شرط قبلي چيزي به طلبکار بدهد حرام نيست. حتي مستحب است وقتي قرض را پس مي دهيم هديه اي هم همراه آن بدهيم.


ربا مصداق تعهد گرفتن ظالمانه است. به طور مثال وام گيرنده به خاطر نيازهاي ضروري مجبور به دريافت آن شده باشد. البته جبران تورم ربا نيست. چون جبران کاهش ارزش پول، ارزش اضافي حساب نمي شود. البته کاهش ارزش پول را بايد دقيق و منصفانه حساب کنيد.


ربا دو نوع است:


1. ربا در معامله: يعني خريد و فروش کالا به صورت نقد، در صورتي که هر دو کالا همجنس و هم وزن باشند ولي شرط زيادي بگذارند. مثلاً يک کيلو گندم را با دو کيلو گندم معامله کنند.


2. ربا در قرض: يعني مالي را تا مدت معين قرض بدهند و در مقابل شرط کنند که بدهکار مقدار زيادتري بپردازد و آن مقدار زيادتر به صورت يک ماهانه يا يکدفعه پرداخت شود.


همه دلايل نهي از آن
 

حرام بودن ربا در اسلام تأکيد شده اما بعضي از دلايل عقلي اش از اين قرار است:


بيشتر آدم هايي که تن به ربا مي دهند،محتاج پول شده اند که تن داده اند به اينکه چند برابر پولي را که قرض گرفته اند پس بدهند؛ به اميد اينکه اين قرض شايد احتياج فوري آنها را رفع کند. اما پس دادن چند برابر چيزي که گرفته اند، زندگي شان را نابود مي کند.


يکي از مهم ترين علت هاي حرمت ربا، فساد و نابودي اموال، کاهش فعاليت هاي تجاري و ايجاد رکود اقتصادي است. در واقع رواج رباخواري معاملات و مبادلات اقتصادي را کم مي کند. امام رضا ( ع) مي فرمايد:« خداوند به اين دليل ربا را حرام کرد که اين کار موجب فساد اموال مي شود.»


ربا باعث مي شود آدم ها هيچ انگيزه اي براي راه انداختن کار هم نداشته باشند جز سودجويي. سودجويي که اساس رابطه آدم ها باشد، همه به هم به چشم اسکناس هاي در حال حرکت نگاه مي کنند. ضمن اينکه راحت ترين کار اين است؛ يکي که سرمايه اي دارد، بدون هيچ زحمتي بنشيند و سود پولش را بخورد.


چه مي شود کرد؟
 

اگر فرض کنيم که همه از حرام بودن ربا و زشتي اين کار خبر داشته باشند، کمتر کسي پيدا مي شود که بدون نياز و احتياج و در حالت عادي سراغ آن برود. اما مي شود همه مشکلات اقتصادي و نيازهايي که هرکس را مجبور به تن دادن به ربا مي کند جور ديگري حل کرد. حتي با کمي خوشبيني مي شود گفت که تحمل سختي مشکلات مي ارزد به رفتن سراغ ربا و در افتادن با نزول خوارها.


عقدهاي اسلامي
 

ربا تنها راه زياد شدن پول نيست. مي شود با ياد گرفتن عقود اسلامي- يعني راه هايي براي معامله که اسلام شکل صحيح آنها را گفته و حلال هم هستند- سود کرد و گرفتار ربا نشد. با هر کدام از اين عقدها مي شود کاسبي کرد و سراغ سود چرب ولي حرام نزول نرفت. بعضي از اين عقدها اينها هستند:


قرض
 

قرض يعني گرفتن پول يا مال از کسي و برگرداندن آن در زمان مشخص بدون هر سود يا افزايش قيمتي است که به اين عقد قرض الحسنه هم گفته مي شود. پيامبر(ص) فرموده اند:« هرکس به برادر مسلمان خود قرض بدهد،مال او زياد مي شود و ملائکه بر او رحمت مي فرستند.» اين قبول که الان کمتر کسي اطمينان مي کند که پولش را قرض بدهد و مطمئن باشد به او برگردانده مي شود ولي کمي که بگرديد هنوز هم آدم ها يا مؤسسه هايي هستند که کارشان دادن قرض الحسنه است. صندوق مسجدها و مؤسسه هايي که براي همين وام دادن تأسيس شده اند گزينه هاي خوبي هستند براي نرفتن سراغ رباخوارها.


مضاربه
 

مضاربه يعني عقدي که با آن يکي از طرفين معامله به عنوان مالک، سرمايه نقدي را جور مي کند و طرف ديگر معامله با آن سرمايه تجارت مي کند و در سود و ضرري که به دست مي آيد، هر دو طرف شريک مي شوند.


مشارکت مدني
 

مشارکت مدني يعني قاتي کردن سهم الشر که( ميزان سرمايه اي که هر شريک براي شراکت مي آورد) به صورت نقدي يا غير نقدي. اين کار براي راه انداختن کار يا سرمايه گذاري است و در آن تقسيم سود بين طرفين به نسبت سرمايه اي است که آورده اند.


جُعاله
 

جعاله يعني که جاعل يا کارفرما مبلغ مشخص و تعيين شده اي را در ازاي انجام کار مشخصي به کسي که آن را انجام داده، بدهد؛ مثل همين کاري که بانک ها براي بيشتر شدن کارهاي توليدي و بازرگاني مي کنند. يعني به عنوان کارفرما در ازاي مثلاً احداث يک کارخانه يا کار توليدي و خدماتي مبلغ مشخصي را وام مي دهند.


صندوق هاي خانوادگي
 

داشتن يک صندوق قرض الحسنه خانوادگي يا دوستانه کمک بزرگي است تا در مشکلاتي که براي هر کسي پيش مي آيد، باعث رفتن سراغ ربا نشود. اگر زماني که دستمان بيشتر باز است کمي پس انداز کنيم و سراغ تشکيل چنين صندوق هايي برويم که بدون سود وام مي دهند، هم کار خير کرده ايم و هم مشکلات را حل کرده ايم.


صبر
 

خيلي وقت ها آدم ها ربا مي گيرند براي اينکه ماشين 20 ميليوني شان را 50 ميليوني کنند. اين جور وقت ها کمي صبر نسخه خوبي است.


مجازات اسلامي
 

اين طور نيست کسي که خون مردم را توي شيشه کرد، راست راست بچرخد و کسي هم کارش نداشته باشد. به فرض هم که اين دنيا اين طوري شود، حساب و کتاب آن دنيا باقي است.


اين دنيايي: اصل 49 قانون اساسي درآمدهاي ناشي از ربا را غيرمشروع مي داند. از طرفي هم ماده 595 قانون مجازات اسلامي ربا را جرم مي داند و براي آن مجازات در نظر گرفته. قسمتي از متن ماده قانون اين است:« ... مرتکبين اعم از ربا دهنده، ربا گيرنده و واسطه بين آنها علاوه بر رد اضافه به صاحب مال، به شش ماه تا سه سال حبس و تا 74 ضربه شلاق و نيز معادل مورد ربا به عنوان جزاي نقدي محکوم مي گردند.»جرم ربا با توجه به ماده 727 از جرائم غيرقابل گذشت است. يعني براي پيگيري اين جرم لازم نيست کسي شکايت کند؛جرم به محض اطلاع مراجع قضائي و انتظامي قابل پيگيري و تعقيب است.


آن دنيايي: ربا جزء گناهان کبيره است؛ از آن گناه هايي که زياد از انجامش نهي شده و انجام دهنده اش تهديد شده؛ تهديدهايي که تا مرز بدبختي دائمي و محروميت از رحمت خدا مي رود. چون ظاهر اين گناه يک معامله اقتصادي ساده به نظر مي رسد، براي بيان بزرگي زشتي و باطن اين گناه به ظاهر ساده، تشبيه هاي تکان دهنده اي در روايت ها و حتي قرآن آمده است؛ مثلاً اينکه رباخوارها روز قيامت ديوانه محشور مي شوند. يکي از اين عاقبت ها را بشنويد،بقيه را مي توانيد حدس بزنيد.


از پيامبر(ص) نقل شده است:« وقتي به معراج رفتم دسته اي از مردم را ديدم که به حدي شکم آنها بزرگ بود که هرچه تلاش مي کردند بلند شوند و راه بروند، براي آنها ممکن نبود و مدام زمين مي خوردند و مردم از روي شکم هايشان رد مي شدند. از جبرئيل سؤال کردم اينها چه کساني هستند و جرمشان چيست؟ جواب داد اينها رباخواران هستند.»


نزول خوارها چطور چرتکه مي اندازند؟
 

ماجرا مثل دويدن دنبال سايه است يا زماني که افتاده اي توي سراشيبي و ترمزت بريده، بعد هم دقت که مي کني، يک جانور شکم گنده آن پايين منتظرت مانده که بخوردت! نزول گرفتن آن قدر ريسکش بالاست که هيچ عقل اقتصادي سليمي آن را نمي پذيرد. مي پرسيد چطور؟ يک نمونه از محاسباتش را عرض مي کنيم. با اين توضيح که ايجاد توافق و تن دادن به شرايط حرف اول را مي زند و حالت ها بسيار است،اما نتيجه يکي!


فرض کنيد از يک نزول خوار 10 ميليون تومان نزول کرده باشيد. عرف اين است که قرار برگشت پول را 15 يا 7 ماهه مي گذارند. مي خواهيم مسأله را با حالت هفت ماهه( هفت قسط) حل کنيم. اساتيد فن براي منفعت، سود پول را به يکي از سه حالت روزانه ( با سود 8 درصد)، هفتگي ( با سود 12 درصد)، يا ماهانه( با سود 20 درصد) حساب مي کنند. تا اينجاي کار هيچ مسأله عجيبي وجود ندارد چون شرايط شبيه سود بانکي است و اگر به موقع تصفيه کنيد، در حالت محاسبه سود ماهانه، 12 ميليون تومان پس مي دهيد. اما خدا نکند اين پس دادن يک روز عقب بيفتد که حضرات شما را مي اندازند داخل همان سرپاييني که اول کار توصيفش کرديم. سود است که روي سود مي آيد و تا به خودتان بياييد، رفته ايد زير بار قرض چند برابر پولي که گرفته ايد. چرتکه انداختنش اين جوري مي شود که:


اگر يک ماه دير کرد در پرداخت قسط داشته باشيد، کل پولي که بايد پس بدهيد مي شود 14 ميليون تومان.


اگر دو ماه ديرکرد( فرقي نمي کند دو ماه قسط ندهيد يا دوبار و هر بار يک ماه) در پرداخت قسط داشته باشيد، کل پولي که بايد پس بدهيد مي شود 18 ميليون تومان.


اگر سه ماه دير کرد در پرداخت قسط داشته باشيد، کل پولي که بايد پس بدهيد مي شود 26 ميليون تومان.


اگر چهار ماه دير کرد در پرداخت قسط داشته باشيد، کل پولي که بايد پس بدهيد مي شود 42 ميليون تومان.


اگر پنج ماه دير کرد در پرداخت قسط داشته باشيد، کل پولي که بايد پس بدهيد مي شود 74 ميليون تومان.







تاريخ : سه شنبه 23 فروردین 1390  | 12:06 AM | نويسنده : سيدمهدي شمس | نظرات 0

چگونه جلوي آن را بگيريم

حواس ‌پرتي، مسئوليت و فشارهاي مادر بودن ممكن است ما را به عادتهاي بد مالي وادارد. در اينجا پنج اشتباه مالي رايج و قابل پيشگيري را كه ممكن است مرتكب شويد، همراه با توصيه‌هايي درباره راههاي پيشگيري از آنها مي‌آوريم.


خرج كردن

اولين مشكل خرج زياد است. مري هانت، نويسنده روزنامه و صاحب 16 كتاب درباره امور مالي فردي مي‌گويد «مطالعات نشان داده است كه وقتي مردم به جاي پول نقد از كارت استفاده مي‌كنند، سي درصد بيشتر خرج مي‌كنند». اين در مورد كارتهاي بدهي هم مثل كارتهاي اعتباري صدق مي‌كند – حتي اگر كارتهاي بدهي به حساب جاري شما متصل باشد و امكان خرج بيش از دارايي شما را ندهد، اما باز كارت هستند. و وقتي از اين پلاستيكها به جاي پول نقد استفاده مي‌كنيد، به درستي متوجه نيستيد كه چقدر از پول خود را خرج مي‌كنيد.


به همين دليل، كارتها نه تنها بودجه شما را به يغما مي‌برند، بلكه الگوي نادرستي هم براي فرزندان ما شكل مي‌دهند. همان طور كه هانت مي‌گويد، « ما داريم نسلي پلاستيكي تربيت مي‌كنيم. به مغازه مي‌روي، كارت را بار مي‌گذاري، كارت را به صندوق دار مي‌دهي، و بعد آن را پس مي‌گيري. هرچيزي را كه خريدي به دست مي‌آوري، و هنوز كارت خودت را هم داري!» در چشم كودكان شما، انگار چيزي را در ازاي خريدهاي خود مبادله نكرده‌ايد. كودكان بايد بفهمند كه وقتي چيزي را مي‌خريد، پولي را كه خرج كرده‌ايد به معناي واقعي از دست داده‌ايد.


چه كنيم: هانت توصيه مي‌كند هرچقدر هم كه دشوار باشد، سعي كنيد براي خريدهاي روزانه از پول نقد استفاده كنيد. در واقع، اين دشواري مزيتي است كه مانع خرج كردن شما مي‌شود. هانت پيشنهاد مي‌كند كه كارت اعتباري خود را در خانه بگذاريد و يا حداقل در پاكتي نگه داريد كه روي آن با حروف بزرگ نوشته شده «استفاده نكنيد». به زودي درمي‌يابيد كه كمتر خرج مي‌كنيد، و كودكان شما هم مي‌فهمند كه چقدر پول خرج مي‌كنيد.


دردسر تولد

هدايا، كارت تبريك‌ها، و كاغذهاي كادوپيچ خريدهاي بي ضرري به نظر مي‌رسند. اما اگر تعداد مهماني‌هايي را كه معمولا در آنها شركت مي‌كنيد در نظر بگيريد، همين مقوله هاي شادي‌بخش مي‌توانند مبلغ هنگفتي را شامل شوند.


به علاوه، راحت تر آن است كه به دل كالاها برويد و صرف نظر از توان مالي خود، هركدام را كه خيال‌بافانه تر است انتخاب كنيد.


هانت معتقد است، «پدر و مادرها اغلب خود هديه را پيغامي مي‌دانند؛ كه انگار مبلغي كه صرف هديه مي‌كنند نشان دهنده‌ي چيزهايي مثل بهايي است كه به نقش والديني خود مي‌دهند يا احساس‌شان نسبت به خانواده». در آخر مي‌گويد «والدين پول زيادي خرجِ هديه هاي تولد دوستان كودكانشان مي كنند».


البته پولي كه صرف هديه تولد بچه‌هاي ديگر مي‌كنيم اصلا قابل مقايسه با پولي كه بعضي از ما صرف تولد بچه هاي خودمان مي‌كنيم نيست. در نظرسنجي مركز كودكان، 16 درصد والدين چيزي بيش از 500 دلار را صرف اولين جشن تولد كودكشان مي‌كنند، و اين مبلغ هر سال بيشتر هم مي‌شود.


چه كنيم: هانت توصيه مي‌كند «خود را از بازي اسراف كنار بكشيد. سعي كنيد به اين كه ديگران چه فكري مي‌كنند بها ندهيد» .


به هديه‌هاي خانگي فكر كنيد. هانت مي‌گويد «يك چيز خيلي خاص بسازيد، چيزي كه حتي نتوانيد قيمتي رويش بگذاريد». بي‌نهايت هديه وجود دارد كه شما و فرزندتان مي‌توانيد در خانه بسازيد – وب سايتهاي كارهاي دستي را ببينيد كه به شما ايده‌هايي درباره ساختن لوازم تحرير، شال يا كلاه دستباف، جواهرات، قاب عكس و صابون مي‌دهند.


همچنين مي‌توانيد با استفاده از كارت تبريك هاي خانگي جلوي خرج اضافي را بگيريد. به جاي هزينه كردن بيش از چند هزار تومان براي خريد يك كارت تبريك از مغازه، به فرزندتان كمك كنيد خودش طراحي يا نقاشي كند. هانت توصيه‌ي مفيدي دارد، مي‌توانيد كارت تبريك دست سازِ كودكتان را قبل از هديه دادن آن به كودك ديگر با هزينه اندكي در كتابخانه يا مغازه فتوكپي كنيد.


دست آخر، سعي كنيد به جاي كاغذ كادوهاي مغازه اي به راههاي خلاق جايگزين فكر كنيد. هانت پيشنهاد مي‌كند مثلا از كاغذهاي كميك چاپِ يكشنبه‌ها استفاده كنيد. اين نه تنها كاغذ كادويي جالب و متفاوت به دست مي‌دهد، بلكه فضاي محيط را هم دوستانه مي‌كند.


وقتي روز تولد فرزندتان رسيد، مي‌توانيد به مهماني تولدي بدون هديه فكر كنيد، و اگر مهمانها به پيشنهادتان گوش ندادند، از آنها بخواهيد پول آن را به يك مركز خيريه محلي اهدا كنند يا به كودكتان قولِ يك روز بازي يا گردش خارج از خانه را بدهند.


به علاوه، سعي كنيد در دام مخارج چشم و هم چشمانه‌ي جشن تولدها نيفتيد. آيا كودك شما واقعا به دلقك نياز دارد ... يا يكي از بستگان هم مي‌تواند لباس مسخره بپوشد و با بادكنك آبي همه را سرگرم كند؟ فعاليت‌هاي مفرح و كم هزينه‌اي وجود دارند كه كودك شما و مهمانها را همانقدر سرگرم مي‌كند كه جشنهاي پرهزينه.


زندگي براي امروز ... و فقط امروز
 

اغلب به ما والدين گفته مي‌شود كه در حال زندگي كنيم تا از سالهاي خردسالي كودكانمان بيشترين لذت را ببريم. اما وقتي پاي پول در ميان باشد، شايد كمي «كمتر» در حال زندگي كردن منطقي تر باشد.


مت پولمن، مشاور مالي كه مراجعان او را بيشتر خانواده‌ها تشكلي مي‌دهند، مي‌گويد كه ميل والدين به ناديده گرفتن پس‌انداز شايع شده است و اين همه ي اقشار با درآمدهاي مختلف را در بر مي‌گيرد.


پولمن مي‌گويد «والدين فكر مي‌كنند ما جوانيم، فرزندانمان جوانند، و ما نيازهاي حياتي كوتاه مدتي داريم. مي‌توانيم بعدها به پس‌انداز فكر كنيم. اما واقعيت اين است كه مهمترين زمان براي جمع‌كردن و پس‌انداز سرمايه اكنون است. اگر در مضيقه قرار گرفتيد، به راحتي مي‌توانيد سراغ پس‌اندازتان برويد. اين خيلي بهتر از آن است كه پول با بهره قرض كني».


پولمن معتقد است كه بسياري از مادران و پدران پس‌انداز بلندمدت مثل پس انداز بازنشستگي و سرمايه‌گذاري دانشگاهي را ناديده مي‌گيرند. اين كه صبر كنيم تا «بعدا» سرمايه جمع كنيم فكر نادرستي است، چون بايد در اولين زمان ممكن شروع به جمع كردن آن مقدار سرمايه بكنيد. پس‌انداز امروز مي‌تواند فردا شما را در مخارج بزرگ ياري دهد.


چه كنيم: پس‌انداز كردن را عادت خود كنيد. پولمن به خانواده‌ها توصيه مي‌كند كه بخشي از درآمد خود را هر ماه به صورت اتوماتيك در حساب پس‌انداز – كوتاه مدت و بلندمدت – ذخيره كنند. حتي اگر الان قادر به پس انداز مبلغ ناچيزي هستيد، اين كار را بكنيد.


اين كار به شما كمك مي كند تا درباره مخارج خود بافكر و دقيق باشيد. پولمن پيشنهاد مي‌كند «سعي كنيد تشخيص دهيد كه نياز شما واقعي است يا فقط تصور مي‌كنيد كه واقعي است. اگر مورد دوم باشد، سعي كنيد آن مبلغ را به جاي آن به پس انداز اختصاص دهيد». آيا فرزند شما واقعا به دوختِ آن لباس يا آن اسباب بازي آموزش احتياج دارد؟ آيا واقعا لازم است كه چيدمان هنري ميز او تغيير كند (يا اصلا به تغيير چيدمان نياز است)؟ پولمن هشدار مي‌دهد كه اجاز ندهيد ارزش شخص شما به عنوان پدر يا مادر وابسته به مقدار هزينه‌ي شما بشود. به عبارت ديگر، نقش والديني خودتان را بر اساس اين كه چقدر هزينه نگهداري كودكتان مي‌كنيد ارزيابي نكنيد.


نوميدي حاصل از سرجمع بدهي
 

فكر خوبي به نظر مي‌رسد: همه بدهي‌هاي خود را روي هم جمع كنيد و هر ماه فقط يك بار بپردازيد. بالاخره چه كسي وقتش را دارد با اينهمه بستانكار سر و كله بزند وقتي بايد از بچه‌هاي كوچك هم نگهداري كرد؟


متاسفانه سرجمعِ بدهي‌ها – اگر درست استفاده نشود يا درست فهميده نشود – ممكن است مشكلات مالي را وخيم تر كند. برخي برنامه‌ها هزينه هاي پنهان و درصدي جريمه ديركرد دارند. و حتي اگر از برنامه سرجمع بدهي درستي استفاده كنيد، ممكن است تلقي خودتان از اين برنامه به ضرر شما تمام شود. بزرگترين خطر سرجمع بدهي آن است كه به شما تصور غلطي از پاك بودن حسابتان مي‌دهد. با چنين طرز فكري، ممكن است در دام پرخطرِ بدهي‌هاي بيشتر و بيشتر بيفتيد.


پولمن مي‌گويد «مردم سرجمع بدهي را نوشدارويي فرض مي‌كنند، مخصوصا وقتي خانواده‌اي جوان دارند. اما در واقع همچنان از قلاب بدهكاري آويزانند».


چه كنيم: پولمن توضيح مي‌دهد، «شايد درصد پرداخت مناسب تري بگيريد، و اين كار مزاياي مالياتي بالقوه‌اي هم دارد». البته او معتقد است كه در ابتدا بايد مخارج خود را تا جايي كه مي‌توانيد قبل از دريافت اين وام كاهش دهيد».


اگر وام روي دارايي‌هاي خالص انتخابِ شما نيست، سعي كنيد از طريق بانك محلي وامِ سرجمع بدهي دريافت كنيد. به اين طريق، نيازي نيست كه نگران جريمه‌ها و كارمزدهاي پنهان باشيد. پولمن مي‌گويد «برنامه‌هاي آنلاين سرجمع بدهي را بايد با احتياط بررسي كرد. بعضي از اينها به شكار افراد مستاصل با فيشهاي پرداختي بي شمار مي‌روند».


از همه مهمتر آن كه بدون انضباط اساسي سراغ اين برنامه‌ها نرويد. آخرين چيزي كه بايد انجام دهيد اين است كه در حالي كه بدهي هاي قديمي را مي‌پردازيد درگير بدهي‌هاي تازه شويد. پولمن مي‌گويد «وقتي در حال سرجمع بدهي هستيد، چند بدهي تازه آنقدرها به چشم نمي‌آيد. اما اين رويه مي‌تواند به راستي شتاب پيدا كند. خودتان را به آساني زير تلي از بدهي‌ها دفن خواهيد كرد».


نخواهيد، نمي‌گيريد
 

ليندا بابكوك استاد اقتصاد دانشگاه كارنژي ملون و نويسنده كتاب زن‌ها نمي‌خواهند ، مي‌گويد مادرهاي شاغل درآمدي را كه لايق آن هستند دريافت نمي‌كنند چون تقاضايش را نمي‌كنند. وي دريافته است كه در حالي كه مردها مدام درباره حقوق بالاتر و ارتقا مذاكره مي‌كنند، زنها هرچه را به آنها بدهند مي‌پذيرند. اين در دراز مدت به فقدان مالي قابل توجهي مي‌انجامد.


بابكوك معتقد است مادرها بيشتر از اين نظر آسيب پذيرند، مخصوصا وقتي كه بعد از مدتي مرخصي به خاطر بزرگ كردن بچه‌هايشان سر كار برمي‌گردند. او مي‌گويد «مادرهايي كه سر كار برمي‌گردند اغلب خودشان و مهارتهايشان را دست كم مي‌گيرند». بنابراين وقتي شغلي به آنها پيشنهاد داده مي‌شود، مذاكره درباره دستمزد به فكرشان خطور نمي‌كند.


بابكوك مي‌گويد «اين در مورد مادراني كه نيمه وقت كار مي‌كنند هم صحت دارد. اين مادران از اين كه شغلي انعطاف پذير با ساعات مناسب خود پيدا مي كنند آنقدر خوشحال مي‌شوند كه ديگر با درخواست درباره مبلغ بيشتر خطر نمي‌كنند.


چه كنيم: درك كنيد كه مهارتهاي شما ارزشمندند. بابكوك مي گويد «آنچه بيشتر مادران نمي‌دانند آن است كه حتي اگر مدتي از كار دور بوده‌اند، به واسطه بزرگ كردن بچه‌ها مهارت هاي خود را پرورش داده‌اند – مهارتهايي از مديريت زمان گرفته تا ديپلماسي. مادرها مهارتهايي بيش از آن كه تصورش را بكنند با خود سر كار مي‌آورند».


«موقعيت‌ها و دستمزدهاي مختلف را بررسي كنيد تا تصويري واقعي از آنچه استحقاقش را داريد به دست آوريد. در گوگل سايتهاي متقاضي مهارت خود را پيدا كنيد – شايد اطلاعاتي درباره مقدار دستمزد داشته باشند. وقتي به جلسه مذاكره مي‌رويد، تصوير درستي از آنچه مي‌خواهيد از حقوق گرفته تا مزايا داشته باشيد، اين مذاكره موثر را راحت‌تر مي‌كند.


به ياد داشته باشيد كه حقوق اوليه‌اي كه به شما مي‌دهند احتمالا كمترين خواهد بود، چون رئيس شما انتظار دارد در حين كار در اين باره مذاكره كنيد. بابكوك توضيح مي‌دهد «كارفرمايان هرگز بالاترين مبلغي را كه مي‌توانند پرداخت كنند پيشنهاد نمي‌دهند







تاريخ : سه شنبه 23 فروردین 1390  | 12:05 AM | نويسنده : سيدمهدي شمس | نظرات 0

چگونه از پس مخارج و فشارهاي مالي و چيزهاي ديگر برآييم؟
 

شايد تا قبل از تولد نوزادتان به صورت جدي به خريدن شلوار يا لباس تازه فكر نكرده باشيد. حالا هم كه مادر شده‌ايد، خود را در تنگناي مالي مي‌بينيد يا شايد هم احساس تقصير مي‌كنيد.


در بررسي جامعِ بيش از 3000 مادر و زنان باردار، مركز كودك متوجه كوهي از نگراني‌هاي مالي و همينطور ترس از نداشتن احساس تقصير كافي از عادات خرج و پس‌انداز در آنها شده است.


اين روزها بزرگ كردن بچه هزينه بسياري برمي دارد، بنابراين منطقي به نظر مي‌رسد كه ما مادرها دايم به پول فكر كنيم. اما فراتر از اينها، مسئله احساسات ناشي از نحوه خرج، ولخرجي و پس‌انداز هم وجود دارد. بنابراين مركز كودكان به سراغ متخصصان، يعني مشاوران مالي و روانشناسان متخصص در امور مالي رفت تا دريابد چگونه مي‌توان فشار مالي را از بين برد. در ادامه اين مقاله به يافته‌هاي مهم، راهنمايي‌هاي متخصصان و راههاي كسب اعتماد به نفس در شرايط مالي خود دست خواهيد يافت.


يافته 1: درباره نحوه مخارج خود احساس گناه مي‌كنيم
 

آمار مهم57: درصد از مادرها وقتي براي خودشان پول خرج مي كنند، احساس گناه دارند.


دلايل پشت آن:
 

ما همه افراد ديگر را در اولويت قرار مي‌دهيم
كيت لوينسونِ روانشناس كه برگزاركننده‌ي كارگاههايي براي كشف رابطه احساسي زنان با پول است مي‌گويد احساس تقصير از خرج كردن، چيزي است كه بين همه زنها شايع است چون ما هنوز اين طور تصور مي‌كنيم كه نيازهاي ما اهميت كمتري دارند. و وقتي هم كه مادر مي‌شويم، خواسته‌هاي خودمان در آخرين سطر اولويت‌ها قرار مي‌گيرند. لوينسون معتقد است «در نگاهي عميق‌تر، ما فكر مي‌كنيم ارزشهاي ما به واسطه‌ي مراقبت از ديگران حاصل مي‌شوند». گري بوفون متخصص امور مالي و نويسنده، با مادران مختلف و حتي ثروتمندي كار مي‌كند كه وقتي مي‌خواهند چيزي را كه واقعا به آن احتياج دارند بخرند، آشفته خاطر مي‌شوند. بوفون مي‌گويد «وقتي به آنها توصيه مي‌كنم كه اول از همه به فكر خودشان باشند، جوري نگاهم مي‌كنند انگار ديو سه سرم».


حالا كه مادر شده‌ايم پول كمتري در اختيار داريم
بزرگ كردن بچه‌ها اين روزها آنقدر هزينه‌بر است كه بسياري از زوجين احساس مي‌كنند بعد از مخارج ضروري مثل مراقبت از كودك، لوازم نوزاد، و پوشك چيز زيادي باقي نمي‌ماند. به علاوه، اگر دست از كار بكشيم و خانه‌دار شويم يا مرخصي زايمان بدون حقوق بگيريم، اغلب وضعيت مالي مان وخيم‌تر هم مي‌شود. حتي اگر نشود هم خيلي از مادران از خرج كردن پولي كه خودشان به دست نياورده‌اند دچار عذاب وجدان مي‌شوند. لوينسون مُراجعي را به خاطر مي‌آورد كه بعد از ترك شغل معلمي ديگر تمايلي به خرج كردن نداشت – با اين كه خانواده متمولي داشت. لوينسون مي‌گويد «او مي‌توانست براي بچه‌ها خريد كند، اما براي خودش نه. از اين كه به شوهرش وابسته باشد احساس ناراحتي مي‌كرد، و احساس مي‌كرد كه اگر احتياجاتش را كم كند، اين قدر احساس دين به شوهرش نخواهد داشت».


درآمدمان را با نيازهاي رو به افزايش خانواده هماهنگ نكرده ايم
بچه دار شدن براي بسياري از خانواده‌ها به منزله شوك مالي است. خيلي سخت است كه از قبل پيش‌بيني كنيد كه كودكتان با چه سرعتي رشد مي‌كند و لباسهايش برايش كوچك مي‌شوند و كلاسهاي من و مامان يا استخدام پرستار بچه چه هزينه‌هايي برمي‌دارد. بودجه شما دچار ضربه‌اي ناگهاني مي‌شود – و با ترس و احساس ِ گناه از خرج كردن تحليل خواهيد رفت.


چه مي‌توان كرد:
 

نگاه دقيقي به بودجه خود داشته باشيد، و جايي براي خرج كردن براي خود در نظر بگيريد.
كانداس بار، مشاور مالي و يكي از موسسان موسسه آموزش مالي زنان توصيه مي‌كند، برنامه مخارج خود را تنظيم كنيد. يك ماه هزينه‌هاي خود را دنبال كنيد، بعد نگاهي به ضروريات (هزينه مسكن يا اجاره، تسهيلات زندگي و پس‌اندازها) و موارد غيرضروري داشته باشيد و ببينيد در كجاها مي توانيد صرفه جويي كنيد.


اگر مي‌توانيد، مبلغي را براي مخارج «اضافي» مثل تفريحات، بيرون رفتن، خريد و امثالهم كنار بگذاريد. بوفون مي‌گويد «به اين ترتيب، احساس مي‌كنيد كه خرج كردن براي خودتان به‌حق است، چون همه چيز را برنامه‌ريزي كرده‌ايد. وقتي فكر نكنيد كه داريد از حق زهرا مي‌زنيد و خرج زهره مي‌كنيد، صرف مبلغي براي خودتان راحت‌تر خواهد بود.» بسياري از زوجين براي چنين مخارجي از كارت اعتباري مشترك استفاده مي‌كنند چون آنها را متوجه مقدار مخارج خود مي‌كند.


با همسر يا شريك زندگي‌تان همراه باشيد.
فرقي نمي‌كند در خانه با كودكان مانده‌ايد، كمتر از شوهرتان كار مي‌كنيد و درآمد داريد، يا بيشتر درمي‌آوريد، مهم اين است كه احساس كنيد شريك مالي شوهرتان هستيد. درباره احساس خود نسبت به خرج كردن با هم صحبت كنيد و مطمئن شويد كه هردوي شما به يك اندازه درگير امور مالي هستيد. اين به معني پرداخت قبض‌ها، و تسويه حساب ماهانه و اقرارنامه‌هاي بانكي با هم است.


اگر در حالت عادي قبض‌ها را با كمك هم نمي‌پردازيد، درگير شدن در اين كار بخشي از نگراني شما در خصوص امور مالي را كم مي‌كند. و معمولا اگر مراقب حساب بانكي باشيد، همسرتان درك بهتري از بودجه خانواده خواهد داشت. مطمئن شويد كه با همسرتان درباره نحوه خرج مبالغ باقيمانده هر ماه بعد از پرداخت قبوض توافق داريد. ژاكلين پلومز روانشناس مي‌گويد «به اين ترتيب، هيچكس احساس نخواهد كرد كه سرش كلاه مي‌رود».


براي خودتان حقوق در نظر بگيريد.
مادراني كه در خانه كار مي‌كنند، بر اساس آمار قادرند سالانه 15000 تومان بابت نقشهايي چون خانه‌داري، آشپزي، مربيگري در مهدكودك، رانندگي ون، و روانشناسي و ديگر شغلها درآمد داشته باشند.


كمتر خانواده‌اي مي‌تواند همزمان شش نفر را استخدام كند، اما متخصصان توصيه مي‌كنند كه بر اساس بودجه خانوادگي، حقوقي را براي والديني كه در خانه مي‌مانند در نظر بگيريد. اين عيني ترين راه پي بردن به اهميت همكاري پدر يا مادر در سلامت مالي خانواده است و به او كمك مي‌كند دچار احساس گناه از خرج كردن نشود.


اگر از جمله والديني هستيد كه در خانه مي‌مانيد و وقت اضافه كمي داريد، گزينه‌ي ديگر كسب درآمد از طريق كار در خانه است. بعضي از والدين لباسهاي كوچك شده‌ي فرزندانشان را از طريق اينترنت به فروش مي‌گذارند؛ برخي ديگر حرفه خود را ادامه مي‌دهند، و برخي ديگر لوازم دست ساز مي‌فروشند يا طراحي لباس مي‌كنند.


مسئولانه براي خود خرج كنيد
هنوز آن قدر وقت نداريد كه براي خودتان خرج كنيد؟ اليويا ملان، سخنگوي شغلي، مربي مالي، و نويسنده‌ي چهار كتاب درباره پول و روابط مي‌گويد «خرج‌هاي غيرمعمول را تجربه كنيد، كارهايي را كه در حالت عادي براي خود نمي‌كنيد. خودتان را مجبور كنيد تا براي چيزهايي پول خرج كنيد كه به شما احساس دوست داشتني شدن و شادابي مي‌دهد». ملان مي‌گويد به جاي خريدن اشيا، به خرج كردن براي چيزهايي كه به روح و روان شما كمك مي‌كند فكر كنيد، مثل دوره‌اي آموزشي در كالج محلي. نتيجه‌اش چيست؟ آمادگي ذهني بهتري براي رسيدگي به خانواده خود خواهيد داشت. بوفون مي‌گويد «هفته‌اي يك بار انجام كارهاي خوب براي خودتان ضروري است، حتي اگر كوچك باشد».


يافته 2: ما فقط بهترين‌ها را براي كودكانمان مي‌خواهيم.


آمار مهم: 90درصد از مادران ترجيح مي دهند كه چيزي براي كودكانشان بخرند تا براي خودشان. 61 درصد بيشتر براي لباس كودكانشان خرج مي‌كنند تا خودشان.


دلايل پشت آن:


خرج كردن براي كودكان حس خوبي دارد.
توجيه ولخرجي براي كودك شما آسانتر است، مخصوصا اگر براي اسباب‌بازي يا عروسكي باشد كه به رشد ذهني او كمك كند يا او را بخنداند. نورما فشباخ، روانشناس رشدي و باليني و استاد بازنشسته‌ي مطالعات روانشناسي آموزش در دانشگاه كاليفرنياي لس آنجلس معتقد است با اين كار احساس مي‌كنيد كه داريد كار مهمي را به انجام مي‌رسانيد.


خريد براي كودكان ما را سر ذوق مي‌آورد بي آن كه احساس بدي داشته باشيم.
حتي مي‌توانيد به نيابت از كودكان خريد كنيد چون رابطه نزديكي با كودك خود داريد. و انجام اين كارها با نقش مادري شما همراه مي‌شود. ملان مي‌گويد «خودمان را نان‌آور خانه مي‌دانيم بنابراين خريدن براي آنها واكنشي طبيعي است: "دلم مي‌خواهد بچه‌ام احساس كند استثنايي است، زيبا است، و دوستش دارند» .


فشار زيادي براي خريدن آخرين و بهترين مدل‌ها براي كودكانمان وجود دارد.
فيشباخ مي‌گويد «ما در جامعه‌اي كودك سالار و مادي‌گرا زندگي مي‌كنيم بنابراين همه‌اش خريد، خريد و خريد». و لوينسون مي‌گويد «خيلي از ماها احساس مي‌كنيم كه مادرهاي خوبي نيستيم مگر اين كه به بچه‌ها هرچه بيشتر كه مي‌توانيم بدهيم».


سعي مي‌كنيم چيزهايي را كه هميشه نمي‌توانيم به آنها بدهيم با اينها جبران كنيم.
دليل ديگري هم براي ولخرجي مادران در حق كودكانشان وجود دارد: گناه. بوفون مي‌گويد «خيلي از والدين از اين كه نمي‌توانند به فرزندانشان وقت يا توجه كافي مبذول دارند، احساس گناه مي‌كنند. بنابراين مي‌خواهند آن را با هديه و چيزهايي شبيه اين جبران كنند».


چه مي‌توان كرد:


از خودتان بپرسيد چرا اين همه براي كودكتان ولخرجي مي‌كنيد.
بوفون مي‌گويد «اگر نيازهاي ضروري كودك را برآورده كرديد، هر كار ديگري غيرمجاز است. اين كه هر از گاهي هديه‌ي خاصي براي فرزندتان بخريد خوب است، اما بايد حواستان باشد كه چرا اين كار را مي‌كنيد. والدين معمولا اين كار را به دلايل شخصي خودشان مي‌كنند، و اغلب ربطي به نياز كودك ندارد».


فقط بگوييد نه.
لوينسون مي‌گويد «اگر مدام در حق كودكانتان افراط كنيد، هيچ وقت ارزش پول را نخواهند فهميد. اين عملي متعادل‌است چون با اينكه مي‌خواهيد بهترين اسباب بازي و آموزش را براي كودكتان فراهم كنيد، اما بايد به آنها ياد دهيد از زندگي لذت ببرند و بتوانند مشكلاتي را حل كنند كه صرفا با خريدن چيزها و پول خرج كردن به جايي نمي‌رسند».


لوينسون مي‌گويد «بهترين استراتژي نه گفتن به بچه به شكلي منظم است. والدين بايد به كودكانشان ياد بدهند كه چگونه با شرايط نرسيدن به چيزهايي كه مي‌خواهند كنار بيايند». بچه ها بايد بفهمند كه اعضاي ديگر خانواده هم نيازهايي دارند. فشباخ مي‌گويد «راه سالم آن است كه بچه ها ياد بگيرند با اينكه در اولويت هستند، خواست والدينشان هم مهم است».


به كودكتان چيزهايي بدهيد كه فقط جنبه مادي نداشته باشند.
به خاطر داشته باشيد كه پول خرج كردن براي كودكتان بهترين راه نشان دادن عشق شما به او نيست. بهتر آن است كه وقت خود را به او بدهيد – حتي به روشهايي ساده. به او اجازه دهيد بعد از كار در پختن شام به شما كمك كند، وقت خواب با هم قصه بخوانيد، يا يك وعده غذا را در كنار هم بخوريد.


يافته 3: فكر مي‌كنيم داشتن پول كافي براي بزرگ كردن بچه ها ضروري است


آمام مهم: 68درصد از مادران مي‌گويند پول بيشتر داشتن انجام وظيفه‌ي والديني را آسانتر مي‌كند. 62 درصد مي‌گويند براي داشتن احساس امنيت در قبال آينده‌ي فرزندانشان نياز به پول بيشتري دارند. 57 درصد مي‌گويند كه پول تعيين كننده‌‌ي تعداد بچه‌ها هم هست.


دلايل پشت آن:


بزرگ كردن بچه ها هزينه بردار است.
خانواده‌ها براي پوشش دادن به نيازهاي اوليه‌اي مثل نگهداري از كودك، سلامت، مسكن، و تحصيلات عالي تلاش بسيار مي‌كنند. اين هزينه‌ها رشد سرسام‌آوري داشته در حالي كه درآمدها راكد مانده يا افت پيدا كرده‌اند. و اگر يكي از والدين كار خود را به خاطر نگهداري از بچه رها كند، فقدان درآمد موجب فشار و نگراني اضافي هم مي‌شود.


ما هميشه برنامه ريزي مالي بلند مدت نداريم.
برنامه‌ريزي مالي اغلب با بچه‌دار شدن زوجين دشوارتر مي‌شود. اين تعجب‌آور نيست. ما وقت اضافه كمتري خواهيم داشت، حالا چه كسي مي‌خواهد وقتش را صرف تنظيم وصيت نامه و يا سرمايه گذاري كند؟ به علاوه، انقدر گرفتاري داريم كه انگار سرمان در شن گير كرده است. لوينسون مي‌گويد «بيشتر مردم پس انداز كردن را دشوار مي‌دانند، بنابراين اصلا به آينده نگاه هم نمي‌كنيم». اين باعث مي‌شود كه دايم احساس نگراني داشته باشيم كه پول نداريم يا پول كافي نخواهيم داشت.


چه مي‌توان كرد:


دارايي هاي خود را منظم كنيد.
ضروري است كه برنامه مالي بلندمدتي تهيه كنيد. اگر به كمك احتياج داريد، سالي يك بار به يك برنامه‌ريز مالي مراجعه كنيد. اين متخصصان ممكن است توصيه‌هايي به شما بكنند كه فكرش را هم نمي‌كرديد – مثلا به جاي سرمايه گذاري روي مدرسه كودك تان، در فلان حساب بانكي شركت كنيد. بابت پولي كه به شراكت مي‌گذاريد مالياتي به شما تعلق نمي‌گيرد و اين شركات شما ممكن است پس اندازي براي شما بشود. بار مي‌گويد «هميشه مي‌شود براي مدرسه پول قرض كرد، و فرزندتان مي‌تواند بورسيه شود، اما شما نمي‌توانيد براي بازنشستگي پول قرض بگيريد.


چند تصميم سخت درباره سبك زندگي خود بگيريد.
تصميم بگيريد كه مهم ترين چيز براي شما كدام است. زندگي در خانه‌اي بزرگتر، زندگي بدون بدهي، يا تشكيل خانواده‌اي بزرگ؟ گرفتن چنين تصميم هايي هرگز ساده نيست، اما براي بيشتر خانواده‌ها ضروري است. وقتي تصميم به داشتن بچه‌هاي بيشتر باشد، پول ديگر چندان مهم نيست. لوينسون مي‌گويد «بايد از خودتان بپرسيد چقدر احتياج داريد. آيا مي‌توانيد ساده تر زندگي كنيد؟ ما هميشه تصوراتي داريم كه بايد چيزهايي را قبل از بچه‌دار شدن به دست آورده باشيم، مثلا صاحب خانه شويم. اما خيلي از مردم جهان بدون داشتن خيلي چيزها بچه دار مي‌شوند».


يافته 4: ما مشتاق وقت گذراندن با خانواده‌ايم.


آمار مهم: اگر پول مسئله نبود، 60 درصد از مادران ترجيح مي‌دادند (به جاي خريدن خانه بزرگتر يا ماشين بهتر، نازپروري، يا فرستادن بچه ها به مدرسه خصوصي) بيشتر به سفرهاي خانوادگي بروند؛ 71 درصد مي‌گويند كه حاضر بودند از هزينه‌اي بزنند تا وقت بيشتري براي بچه‌ها داشته باشند.


دلايل پشت آن:


به نظر مي‌رسد ما از هر وقت ديگر گرفتاريم.
با اين كه مطالعات دانشگاه مريلند در سال 2007 نشان داده است كه مادران امروزي در مقايسه با مادرانشان، در واقع وقت مفيد بيشتري را با بچه‌هايشان مي‌گذرانند، هنوز هم به نظر كافي نمي‌رسد. نيمي از مادران در آن مطالعه گفته‌اند كه وقت كافي براي فرزندانشان ندارند، در حالي كه از كارهاي خانه، خواب، و وقت آزاد خود مي زنند تا در هفته چهار ساعت بيشتر از مادران در سال 1956 با كودكانشان سپري كنند.


شايد به اين خاطر كه سرعت بالا و عدم تمركز در زندگي مدرن لذت بردن از ساعتهايي را كه با بچه‌هاي خود مي‌گذرانيم مشكل تر مي‌كند. به علاوه، زندگي بچه‌هاي ما را انواع فعاليتها پر كرده – تمرين فوتبال، كلاس پيانو، و امثال آن – كه در واقع كيفيت مقدار زماني را كه با خانواده مي‌گذرانيم پايين مي‌اورد.


چه مي‌توان كرد:


به راههايي بينديشيد كه وقت بيشتري را با بچه‌ها ممكن مي‌كند.
برنامه‌ريزي انعطاف پذير كاري روز به روز شايع تر مي‌شود. اگر امكانش هست، با كارفرماي خود درباره ساعات كاري كمتر، تسهيم وظيفه، يا كار كردن در خانه صحبت كنيد. اگر امكان ان وجود ندارد، شايد صبحها بتوانيد كمي ديرتر برويد يا عصرها كمي زودتر به خانه بياييد. به اين ترتيب، مي‌توانيد صبحانه يا شام را با بچه‌ها باشيد، و يك ساعت مفيد بيشتر به وقت خانوادگي اختصاص دهيد.


در خلال برنامه‌هاي روزمره به سفرهاي كوتاه برويد.
اگر دقت نكنيد، آخر هفته‌ها مي‌تواند به توده‌اي از وظايف و ماموريت ها تبديل شود. اما برنامه‌ريزي تجربه‌هاي ويژه مي‌توانيد جلوي آن را بگيريد. ملان توصيه مي‌كند «تجربه‌هاي سفرگونه‌اي را به زندگي روزمره خود وارد كنيد. به ديدن جاهاي زيبا مثل پارك يا مناطق حفاظت شده طبيعي نزديك خانه خود برويد. فكر كنيد كه چه چيز سفرهاي خانوادگي را بيش از همه دوست داريد. آيا ساعتهاي آزاد بدون مزاحمت تلفن و ايميل است؟ اگر اين طور است، ترتيب يك روز بدون مزاحمت الكترونيكي با خانواده را بدهيد. يك روز كه در آن از ايميل دور باشيد، اما اگر خوشتان آمد مي‌توانيد چيزهاي ديگر مثل تلويزيون، تلفن همراه، بازيهاي ويدئويي، و كامپيوتر را هم بكلي كنار بگذاريد.


از وقتي كه داريد خردمندانه استفاده كنيد.
سعي كنيد هر روز با روشهاي خلاق وقت خانواده را بيشتر كنيد. پلومز پيشنهاد مي‌كند كه «زمان غيرمتعارفي پيدا كنيد. براي يك هفته كارهايي را كه انجام مي‌دهيد دنبال كنيد. آيا براي تماشاي تلويزيون بيشتر از بازي با بچه ها يا صحبت كردن با همسرتان وقت مي‌گذاريد؟ تماشاي تلويزيون در وقت خانواده خيلي خوب نيست. سعي كنيد چند ساعت اضافي را در هفته با كمك گرفتن از خدمات تحويل خواروبار خالي كنيد، يا اگر بيرون از خانه كار مي‌كنيد، سعي كنيد بعضي ماموريتها در وقت ناهار شما انجام شوند. اگر تيم ورزشي فرزندتان يا فعاليتهاي ديگر وقت خانوادگي شما را كم مي كند، چند قانون وضع كنيد: مثلا مدتي كودكتان را تنها به انجام يك فعاليت محدود كنيد.


يافته 5: ما به يك زن – يا دست كم به يك خانه دار احتياج داريم.


آمار مهم: اگر مادران امكان كمك گرفتن از كسي بيرون از خانه را داشته باشند، 58 درصدشان در تميز كردن خانه، 29 درصد در شست و شوي لباس، و 24 درصد در آشپزي كمك مي‌خواهند.


دلايل پشت آن:


مادرها هنوز همه حجم كارهاي خانه را انجام مي‌دهند.
بنا به بررسي هاي ما، پدران واقعا خود را درگير مراقبت از كودك كرده‌اند. 74 درصد از مادران مي‌گويند كه همسر يا شريكشان مرتبا در مراقبت روزانه كودكان شركت دارند. و جالب آن كه 39 درصد مي‌گويند مادربزرگ يا پدربزرگ در نگهداري روزانه كودك كمكشان مي ‌كنند. با اين حال، مادران اصلي ترين بخش كار خانه را بر عهده دارند. 74 درصد تمام يا بيشترِ كارهاي نظافت و شست و شو ، و 62 درصد تمام يا بخشي از آشپزي را انجام مي‌دهند. ملان معتقد است «مادرها بيشترين فشار و حجم كار را متحمل مي‌شوند. اين كارها شيفت دوم كاري خيلي از مادران است». به علاوه، بيشتر اين مسئوليتها وقتي را كه بايد براي خودتان يا براي بچه‌ها بگذاريد كاهش مي‌دهد.


چه بايد كرد:


كمكهاي كم هزينه يا رايگان را در نظر بگيريد.
ملان توصيه مي‌كند «از بچه هاي مسئوليت پذير در همسايگي خود كه حاضرند با دستمزدي كمتر از يك حرفه‌اي كار كنند كمك بگيريد». يا معامله پاياپاي را براي نظافت يا آشپزي در نظر بگيريد. مثلا اگر شما جواهرسازي را دوست داريد يا مي توانيد چند ساعتي بچه داري كنيد، با كسي كه در عوض حاضر است خانه شما را تميز كند معامله كنيد. همين طور مي‌توانيد به شكل تعاوني در آشپزي و مسئوليتهاي نگهداري از كودك با دوستانتان شريك شويد.


استانداردهاي خود را پايين بياوريد.
امكانش هست كه با صرف زمان كمتري براي كار خانه و غذاهاي آنچناني وقت بيشتري را به بودن با خانواده اختصاص دهيد.


يافته 6: اغلب خود ما مخارج را مديريت مي‌كنيم.


آمار مهم: مادران معمولا بيشتر از پدران مسئوليت كلي يا عمده‌ي پرداخت قبوض (49 درصد مادران اين كار را به عهده دارند، در مقايسه با 33 درصد پدران) و مديريت حسابهاي بانكي و سرمايه گذاري (44 درصد از مادران در مقابل 31 درصد از پدران) را به عهده مي‌گيرند. همچنين، ما معمولا بيشتر مايليم مسئولِ نظارت بر وضعيت مالي خانواده باشيم (32 درصد مادران در مقابل 19 درصد پدران).


دلايل پشت آن:


ما اكنون بيشتر از گذشته آگاهي مالي پيدا كرده‌ايم.
تصوير قديمي زن پشت ميز آشپزخانه و پرداخت كننده‌ي قبوض بايد به روز شود. با اين كه بررسي هاي ما نشان مي‌دهند كه مادران هنوز بيشتر مايلند آن وظيفه را به عهده بگيرند، اما روز به روز بيشتر درگير مديريت كلي اقتصاد خانواده مي‌شوند. در نتيجه‌ي بررسي‌هاي ما، مادران امروز مديران مالي زيركي هستند – 51 درصدشان بودجه‌ي خانه‌داري را انتخاب كرده‌اند، 64 درصد حساب بازنشستگي دارند، و 78 درصدشان حساب سرمايه‌گذاري يا پس انداز دارند.


چه مي‌توان كرد:


مسئوليتها و نگراني هاي خود را با ديگران سهيم شويد.
اين كه مادران زيادي قادر به تصميم گيري هاي مالي براي خانواده هستند، نشانه پيشرفت است. اما از طرف ديگر، اين مي‌تواند منجر به استرس در پس انداز و مخارج شود. به قول لوينسون، «ما اغلب از احتمال اشتباههاي مالي خود مي‌ترسيم».


يكي از راههاي كم كردن فشار آن است كه همسر يا شريكتان را هم به گود بياوريد. بعد، جلسات ماهانه خانوادگي داشته باشيد و در آنها به كليات ماجرا بپردازيد. اهداف مالي شما براي پنج يا ده سال آينده چيست؟ هر ماه، بكوشيد يك قدم براي رسيدن به آن برداريد.


لوينسون مي‌گويد، بعد از آن كه برنامه مخارج خانواده را تنظيم كرديد، از مشورت و حمايت دوستان استفاده كنيد. «زنها درباره همه چيز با هم حرف مي‌زنند – مگر پول. خيلي چيزها هست كه مي توانيم از يكديگر ياد بگيريم







تاريخ : سه شنبه 23 فروردین 1390  | 12:04 AM | نويسنده : سيدمهدي شمس | نظرات 0

کسب وکارهای خانوادگی نقش مهمی را در اقتصاد کشورها ایفا می کند. بخش قابل توجهی از کسب وکارهای موجود بر پایه مدیریت یا مالکیت خانوادگی استوار است، به طوری که حدود نیمی از تولید ناخالص ملی از طریق این کسب وکارها تامین می شود.اما تصور و باور اکثر ما از کسب وکار خانوادگی چیست؟ بسیاری از کسب وکارهای خانوادگی، بخش عمده ای از هویت خانواده ها را تشکیل می دهد. رونق و شکوفایی چنین کسب وکارهایی، رشد و ترقی خانواده را در پی خواهد داشت. از طرفی برخی از این کسب وکارها زمانی شکوفا خواهند شد که توسط اعضای یک خانواده اداره شود.آنچه باعث حفظ و رونق کسب وکار خانوادگی می شود، آموختن این مطلب است که چگونه با کسانی که به آنها علاقه و ارتباط عاطفی داریم، فعالیت شغلی سالمی داشته باشیم. شاید این کار ساده به نظر برسد، چه چیز بهتر از اینکه شما با کسانی کار کنید که آنها را به خوبی می شناسید و به آنها علاقه قلبی دارید، اما در واقع این کار چندان هم ساده نیست.



کلید 1- درک و پذیرش ارتباطات درونی بین نقش های خانوادگی و نقش های شغلی
آنچه به راستی کسب وکار خانوادگی را منحصر به فرد می کند وجود این ارتباطات درونی بین نقش های شغلی و خانوادگی است، یعنی رابطه ای که به طور معمول و در کسب وکارهای غیرخانوادگی یافت نمی شود.

درک این ارتباطات درونی را می توان شاه کلید سالم سازی کسب وکار خانوادگی دانست. «نقش» بخشی از فرآیند کسب وکار خانوادگی است که انجام آن بر عهده فرد خاصی قرار می گیرد. در کسب وکارهای خانوادگی با سه نقش اصلی مواجه هستیم؛ نقش خانوادگی (پدر، مادر، پسر، برادرزاده، دایی یا خویشاوند سببی)، نقش مالکیت (شریک و سهامدار) و نقش شغلی (مدیر، کارمند یا کارگر).این امکان وجود دارد که نقش ها با گذشت زمان تغییر یابند و افراد از نقش های متضادی برخوردار شوند که این مورد باعث بروز اختلالاتی در روند کار می شود. برای مثال، «پدر» در یک کسب وکار خانوادگی ممکن است مالک، رئیس، پدر و همسر باشد.

فرزندان نیز ممکن است از نقش های متعدد و متضادی برخوردار باشند؛ دختر، کارگر، دختر رئیس و مالک بالقوه کسب وکار. وقتی رئیس در محل کار دستوری صادر کند، گاهی برای کارگران آسان نیست که به وی به عنوان رئیس نگاه کنند نه یک «پدر بهانه گیر». و از طرفی برای رئیس دشوار خواهد بود که به راحتی کارگر را به عنوان کارگر مدنظر قرار دهد نه به عنوان فرزندی چموش که از خواسته های والدین سرپیچی می کند. روش ساده ای که با استفاده از آن می توان این رفتارهای متقابل را مجسم کرد، به کارگیری رویکرد سیستمی است.

نگرش سیستمی درک روشنی از تاثیر متقابل سه سیستم فرعی خانواده، مالکیت و کسب وکار را بریکدیگر و برمحیط، ارائه می دهد. توجه به این نکات بسیار مهم است که تغییرات در هر جزء از سیستم، کل سیستم را تحت تاثیر قرار می دهد و همچنین افراد حاضر در هر سیستم از اهداف و انتظارات متفاوتی برخوردار هستند.برای مثال، زمانی که افراد در نقش «عضوی از خانواده» به کسب وکار می نگرند، کسب وکار را به عنوان بخش مهمی از هویت خانوادگی، میراث آینده و منبع تأمین نیاز های مالی برای رفع احتیاجات معمول زندگی در نظر دارند.

از سوی دیگر، اگر ایشان حرفه شان را دلیل پیوند خود با کسب وکار دانسته و در نقش «عضوی شاغل» به کسب وکار بنگرند، تمایل خواهند داشت تا کسب وکار را وسیله ای برای توسعه شغلی و موفقیت های اقتصادی مد نظر قرار دهند. و سرانجام، سهامداران یعنی افراد در نقش «مالک»، عمدتاً به کسب وکار به عنوان ابزاری برای سرمایه گذاری و کسب منفعتی رضایت بخش توجه نشان می دهند.هر چند پی بردن به عملکرد نقش های متضاد در کسب وکار خانوادگی، به تنهایی قادر به رفع تضادها نیست اما می تواند ما را در درک و فهم چگونگی رخ دادن آنها یاری رساند. درک چنین موضوعی، ما را قادر می سازد تا به این تضادها توجه کافی کرده و آنها را به نفع خانواده و کسب وکار حل و فصل کنیم.

کلید 2- پرداختن به کسب وکار خانوادگی به عنوان یک کسب وکار جدی و رسمی
باید باور داشت که کسب وکار خانوادگی یک فعالیت جدی و رسمی است نه تفنن و سرگرمی. این بدین معنا نیست که شما نمی توانید یا نباید ارتباطی عاطفی با کسب وکار و فعالیت های مربوط به آن برقرار کنید، بلکه موضوع اصلی این است که برای تامین هزینه ها و حفظ فعالیت، به کسب وکاری سودآور و موفقیت آمیز نیاز است. آنچه واضح است، شما برای کسب درآمد به تاسیس یک کسب وکار می پردازید نه برای سرگرمی، اما اگر چنین نیست، اطمینان داشته باشید که کسب وکارتان هرگز بیش از یک سال دوام نخواهد آورد.
از دیگر نکاتی که برای ثمربخشی و سلامت هر چه بیشتر کسب وکار باید به یاد داشت، بهره مندی و استخدام کارمندان غیرخویشاوند و خارج از خانواده است. ایشان جزء حیاتی اکثر کسب وکارهای خانوادگی هستند. بسیار مهم است که ایشان را به صورت شایسته در تصمیمات دخالت دهید. درباره فرصت هایی که ایشان در کسب وکار شما ایجاد می کنند، صادق باشید، از آنها به نحوی شایسته قدردانی کنید و به ایشان پاداشی که انجامش برایتان میسر نیست، وعده ندهید. فرصت های یادگیری و کارآموزی را برای تمامی کارمندان و سهامداران فراهم کنید تا بتوانید توان علمی و عملی منابع انسانی سازمان را در حداکثر کارایی حفظ کنید.

به عنوان یک راهکار عالی برای ارتقای افق دید افراد شاغل در کسب وکار خانوادگی، می توان امکانی فراهم آورد تا ایشان در دوره های آموزشی و کارآموزی مفید شرکت کنند. این جلسات حرفه ای فرصت های کارآموزی و آموزشی وسیعی را فراهم می آورد، برنامه ای که اغلب در سازمان های بازرگانی و صنعتی مورد استقبال واقع می شود.

لازم است شما همسر خود را نیز به درک و فهم بهتر کسب وکار ترغیب کنید. نیاز است که امکان شرکت در کارگاه های آموزشی و جلسات حرفه ای برای وی نیز فراهم شود. همسر شما حتی اگر در کسب وکار حضور فعالی نداشته باشد، باز هم نقشی حیاتی در کسب وکار خانوادگی تان ایفا می کند. در صورتی که وی به درک بهتری از کسب وکار دست یابد، می تواند به عنوان همراهی دلسوز و شایسته برای شما در مسیر موفقیت شغلی و خانوادگی ایفای نقش کند. و چه بسا در آینده ای نه چندان دور، همسر شما قادر خواهد بود به واسطه اشتغال یا سرمایه گذاری و مالکیت در کسب وکار، به طور فعال در کسب وکار مشارکت کند. برای تمامی افراد وابسته به کسب وکار خانوادگی، شرح شغل واضحی تهیه کنید. هرگز مپندارید که فرزندتان قادر است ذهن شما را بخواند و پی به انتظارات شما ببرد، حتی اگر شما زمان زیادی را صرف کار مشترک کرده باشید. لازم است شما و افراد شاغل در کسب وکار در جلساتی درباره وظایف شغلی، انتظاراتتان و اهدافتان بحث کرده و برای پیگیری بهتر آنها را مکتوب کنید. به طور مداوم درباره این موضوعات بحث و گفت وگو کنید و در مواقع لازم، انتظارات و اهداف خود را تعدیل و اصلاح کنید.

کلید 3- برنامه ریزی برای آینده کسب وکار خانوادگی
بسیار واضح و قابل درک است که در بطن یک مدل سیستمی کسب وکار خانوادگی، خانواده و کسب وکار را نمی توان از هم مجزا کرد. بنابراین زمانی که برای هر یک از آنها برنامه ریزی کنید، ناگزیر برای دیگری نیز برنامه ریزی کرده اید، بدون توجه به اینکه قصد چنین کاری را داشته اید یا نه. به منظور دستیابی به شیوه های مفید برنامه ریزی، از دو مهارت زیر استفاده کنید؛

1- اهداف و مقاصد عملکرد کسب وکارتان را مشخص کرده و توسعه دهید.
2- مهارت گفت وگوی موثر را برقرار کرده و پرورش دهید. توجه داشته باشید که گفت وگوی موثر شامل حرف های قابل بیان و حرف های غیرقابل بیان است.
اولین گام در برنامه ریزی توجه و دقت به چشم انداز و ماموریت عنوان شده در بیانیه تان است. دانستن این موضوع که قصد دارید در آینده در چه جایگاهی قرار گیرید، مستلزم تعیین اهداف و مقاصد قابل اندازه گیری و تهیه برنامه ای عملی است. این کار برای تمام اعضای خانواده مفید خواهد بود. می توانید جلسات خانوادگی خود را روی این موارد متمرکز کنید. اگر شما یک خانواده پرجمعیت دارید، اعضای خانواده را به گروه های کوچک تقسیم کرده و هر گروه را به بررسی و فعالیت بخش خاصی از برنامه تشویق کرده و نتایج حاصله از هر گروه را برای دستیابی به برنامه ای کامل، با هم تلفیق کنید.

کلید 4- بهره مندی از نصایح و مشاوره های حرفه ای
آنچنان که تصور می کنید، شما در دنیا یکه و تنها نیستید؛ امروزه منابع و مراجع بسیاری با موضوع کسب وکار وجود دارد. برگ برنده، شناخت مرجع شایسته و مراجعه به آن است. از مطالعه غافل نشوید، چرا که ابتدایی ترین مراجع برای افزایش آگاهی و به روزماندن، کتاب ها و نشریات است. از دیگر منابع بالقوه اطلاعات و مشاوره می توان به موارد زیر اشاره کرد؛

1- دوستان و آشنایان، اقوام، اعضای خانواده و همکاران شغلی
2- مراجع خدماتی حرفه ای همچون حسابداران، بانکداران، وکلا، مشاورین مالی، نمایندگی های بیمه و مشاورین کسب وکار
3- آژانس های توسعه، اساتید دانشگاه ها، اعضای سازمان های دولتی مختلف و اتحادیه های صنفی
این موارد تنها بخشی از منابع متنوع و گسترده اطلاعاتی است که می تواند شما را در رشد و موفقیت کسب و کار یاری کند. همچنین برای انتخاب مشاوری مناسب موارد زیر را مد نظر قرار دهید؛
1- به مشاورین مختلف مراجعه کنید
2- قبل از استخدام مشاور، با وی مصاحبه کنید.
3- از مشاورین درخواست کنید تا فهرستی از منابع اطلاعاتی مناسب را در اختیار شما قرار دهند.
4- مطمئن شوید که مشاور مورد نظر از مهارت های فنی لازم برخوردار است.
5- از دستمزدها و حق مشاوره ها اطلاع کسب کنید.
اصلی ترین معیار در انتخاب مشاور مناسب، میزان توانایی وی در درک کامل وضعیت ویژه کسب وکار خانوادگی است. برخی مشاورین بر این باورند که در مورد حفظ کسب وکار خانوادگی، «بهترین راه حل» را می دانند. آنها چنین می اندیشند که بهترین راه برای حفظ و رونق کسب وکار خانوادگی، خروج خانواده از فضای کسب وکار است. هرچند این راهکار در برخی شرایط صحیح به نظر می رسد، اما همواره بهترین راه حل نیست. شما به مشاوری نیاز دارید که نه تنها بر موضوعات فنی کار تخصصی اش مسلط باشد، بلکه نقش های درونی کسب وکار خانوادگی را نیز به خوبی درک کند. شما به مشاوری نیاز دارید که شما و خانواده تان را در مورد روش های صحیح روبه رو شدن و تصمیم گیری درباره موارد مهم کسب وکار، راهنمایی کنید، نه مشاوری که تنها برای فعالیت های شما و به جای شما تصمیم گیری می کند.


منبع:creativity.ir







تاريخ : سه شنبه 23 فروردین 1390  | 12:02 AM | نويسنده : سيدمهدي شمس | نظرات 0

اركان اقتصاد خانواده
هر خانواده ای از منابع متعدد درآمد كسب می‌كند كه این درآمد محدود است یعنی مقدار معینی است و به هر مقدار كه اراده كند، در اختیارش نیست و در عوض مخارجی دارد كه برای انجام آن از درآمدهایش استفاده می‌كند. افراد برای ادامه زندگی به كالاهای زیادی نیاز دارد و باید درآمدش را به مصرف انواع كالاهای مورد نیازش مثل غذا، پوشاك، مسكن، آموزش، تفریحات و... اختصاص دهد. درست است كه نیازهای افراد بی‌نهایت است؛ اما همانطور كه شما هم بارها در زندگی با آن برخورد كرده‌اید، درآمدهای خانواده محدود است و همیشه مقدار محدودی از نیازهایش را می‌تواند برآورده كند. این‌جا اولین سؤال در مبحث اقتصاد خانواده به‌وجود می‌آید و آن این است كه: چگونه این درآمد را باید به مصرف انواع كالاها و خدمات اختصاص دهد؟

اصل هنر اقتصاد هم چگونگی تخصیص منابع محدود در دسترس جهت تأمین نیازهای محدود انسان‌ها است. مدیریت منابع مالی خانواده از مهم‌ترین وضایفی است كه اغلب برعهده زنان مدیر و باتدبیر است.

ما در طول زمان كالاهای بسیاری را مصرف می‌كنیم. برخی از این كالاها، مثل غذا و خوراك و پوشاك، برای زندگی افراد لازم و ضروری هستند، و برخی دیگر مثل انواع تفریحات و تجملات و... جزء كالاهای لوكس به‌شمار می‌روند.

كدام كالا راانتخاب و مصرف كنیم؟
اولین پرسشی كه برای هر فرد مطرح می‌شود این است كه كدام كالا را باید مصرف كند؟ در مصرف یك كالا به كدام ویژگی‌ها و مطلوبیت آن می‌اندیشیم و ارضای كدام نیازمندی‌ها را از مصرف یك كالا انتظار داریم؟

باید توجه داشت كه جواب هركسی به این سؤالات متفاوت خواهد بود و این امری طبیعی است چرا كه نیازهای افراد بر اساس عادات، محل زندگی، سطح درآمد و... با یكدیگر فرق می‌كند. نیازمندی‌های انسان را می‌توان به نیازهای زیستی، اجتماعی، روانی و اخلاقی طبقه‌بندی كرد و بیشتر نظریه‌پردازان معتقدند كه تا نیازهای مادی انسان برآورده نشود، وی قادر به تأمین نیازهای معنوی نیست. انسان تا زمانی‌كه نیازهای مادی دارد به دنبال نیازهای معنوی نمی‌رود.

پس طبیعی است كه برخی از نیازهای انسان كه برای آن‌ها هزینه می‌كند، مادی نباشند. از میان نیازهای مادی انسان هم همیشه نیازهایی اولویت دارند كه درصورت نداشتن آن‌ها زندگی برای افراد امكان‌پذیر نباشد؛ به عبارتی كالاهای ضروری هستند. اغلب خانواده‌های با درآمدهای بالا به‌طور ناخودآگاه الگوی مصرفی خانواده‌های با درآمد پایین می‌شوند و از آن‌جا است كه مشكلات مالی و اقتصادی در خانواده ایجاد می‌شود؛ چرا كه ممكن است با این انتخاب نادرست الگوی مصرفی، به نان‌آور خانواده فشار بسیاری وارد شود و این به‌نوبه خود می‌تواند مشكلات خانوادگی و اجتماعی بسیاری را برای آن‌ها ایجاد كند.

اولین راه یافتن الگوی مناسب مصرف این است كه باورها و ارزش‌های خودمان را بكاویم و از خودمان بپرسیم به راستی چرا اینگونه می‌اندیشیم؟ آیا هر خانواده ثروتمندی از لحاظ مصرفی درست مصرف می‌كند؟ پاسخ این سؤال را خودتان بدهید؛ به این فكر كنید كه علیرغم ضرر و زیانی كه به شما در خانواده به خاطر از دست رفتن آرامش گذشته وارد می‌شود، مصرف بیش از حد ضرورت شما چه زیان‌هایی می‌تواند به اقتصاد جامعه از دیدگاه كلان وارد كند؟!!

اگر شما در مهمانی جشن تولد فرزندتان از لامپ‌های متعدد و پرمصرف استفاده كنید، كسی شما را تحسین نمی‌كند؛ اما انرژی برق كه محدود و گران است بیهوده نلف می‌شود و ممكن است با این كار شما عده‌ای هم در آن شب از این نعمت خدادادی كه حق همۀ مردم است، محروم شوند. یا اگر شما برای عقب نماندن از دوستتان مدام مبلمان و لوازم لوكس خانه مثل یخچال و فریزر را عوض كنید، باعث مصرف بیش از حد نیاز واردات و ایجاد هزینه‌هایی می‌شوید كه به جیب عوامل تولید خارجی برود و از چرخه تولید داخلی خارج شود. پس برای مصرف خودتان همیشه خودتان و بر اساس نیازهای ضروری تان بیندیشید، نه بر اساس نیازهای دیگران!

یادتان باشد هیچ‌گاه كسی شما را به خاطر مثل دیگران اندیشیدن تحسین نمی‌كند، همانطور كه اگر شما بر اثر مصرف بیش از حد توانتان ورشكسته شوید كسی كمكتان نخواهد كرد. كسی نزد دیگران احترام بیشتری دارد كه هیچگاه محتاج آن‌ها نشود. شما با دنبال كردن الگویی كه با درآمدهایتان سنخیت دارد و می‌تواند جوابگوی مهم‌ترین نیازهایتان باشد، می‌توانید به همه نیازهایتان برسید در عین اینكه هرگز مجبور به دادن قسط یا قرض كردن از دیگران نباشید.







تاريخ : سه شنبه 23 فروردین 1390  | 12:02 AM | نويسنده : سيدمهدي شمس | نظرات 0

تعداد کل صفحات : 43 :: 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 >