مردانی که درآمد آن‌ها از همسرشان پایین‌تر است و از لحاظ مالی به آن‌ها وابسته هستند با احتمال بیش‌تری ممکن است به همسر خود خیانت کنند.
دانشمندان با انجام تحقیقاتی برای بررسی تاثیر میزان درآمد زنان و مردان روی تعهد آن‌ها به یکدیگر متوجه شدند مردانی که درآمد کمتری نسبت به همسر خود دارند ممکن است با احتمال 5 برابر بیش‌تر نسبت به زوج‌های دیگر به همسر خود خیانت کنند.
محققان معتقدند برخی از مردان برای تسکین ناراحتی‌ها و احساسات خود که به دلیل کم‌رنگ شدن نقش سنتی آن‌ها به عنوان نان آور خانواده به وجود می‌آید به سمت خیانت سوق پیدا می‌کنند.
در طی چند ده سال گذشته توجه زنان به کار کردن افزایش پیدا کرده است و امروزه در تعداد بسیاری از خانواده‌ها اشتغال زنان موضوعی عادی محسوب می‌شود. حتی در خانواده‌های زیادی درآمد زن خانواده از همسر بیش‌تر است. برای مثال در کشور انگلستان 2.7 میلیون زن درآمد بیش‌تری نسبت به همسر خود دارند و این موضوع با سرعت در حال افزایش است.
در همین راستا محققان دانشگاه کورنل معتقدند دولت باید برای کاهش اختلاف درآمد بین زنان و مردان تلاش بیش‌تری کند، چرا که این موضوع تاثیر بسیار بدی روی روابط خانوادگی و تعامل زن و شوهرها با یکدیگر دارد.

محققان متوجه شدند زنانی که درآمد آن‌ها نزدیک به 25 درصد از همسرشان کم‌تر است پایدارترین و طولانی‌ترین ازدواج‌ها را دارند. هرچه قدر این شکاف کم‌تر شود و حقوق زنان به همسرشان نزدیک‌تر شود، به همان میزان احتمال خیانت همسر افزایش پیدا می‌کند.
البته محققان معتقدند خیانت مردان به واسطه بلندپروازی‌های همسرشان تنها دلیل برای خیانت کردن نیست.
مردانی که درآمد آن‌ها بسیار بیش‌تر همسرشان است نیز با احتمال بیش‌تری دست به خیانت می‌زنند. درآمد بسیار بالا به مردان این آزادی و احساس اختیار را می‌دهد که نسبت به تعهد خود در مورد همسرشان توجه کم‌تری نشان دهند.
کریستین مانچ، روانشناسی که این تحقیقات را انجام داده است در این باره گفت: از یک سو درآمد کم‌تر یک مرد نسبت به همسرش ممکن است هویت او را در معرض خطر قرار دهد و نقش سنتی او به عنوان نان‌آور خانه را زیر سوال ببرد.
از سوی دیگر، مردانی که درآمدهای بسیار بالاتری نسبت به همسر خود دارند با احتمال بیش‌تری ممکن است دست به خیانت بزنند. این موضوع نشان می‌دهد تعادل در میزان درآمد زن و شوهر نقش مهمی در تعهد آن‌ها نسبت به یکدیگر دارد.
آقای مانچ در این باره گفت: احتمال خیانت مردانی که درآمدشان از همسر آن‌ها کم‌تر است ممکن است تا 5 برابر افزایش پیدا کند. مهم‌ترین دلیل خیانت این عدم رضایت آن‌هاست. آن‌ها از زندگی خود راضی نیستند و احساس خوشایندی در این مورد ندارند.
البته از سوی دیگر وابستگی زنان به همسر در مورد مسائل مالی هم باعث افزایش احساس رضایت مندی مردان می‌شود و هم میزان پایبندی آن‌ها به زندگی و تعهد به همسر را افزایش می‌دهد، به طوری که زنانی که به طور کامل از لحاظ مالی به همسر خود وابسته هستند با احتمال 75 درصد بیش‌تر از زنان مستقل نسبت به همسر خود خود وفادار می‌مانند.
آقای مانچ در این باره گفت: در مورد زنان، درآمد کم‌تر از همسر برای آن‌ها تهدید کننده نیست، بلکه باعث می‌شود پایبندی و تعهد آن‌ها نسبت به همسر افزایش پیدا کند.
با این حال آمارها نشان می‌دهد وضعیت جامعه در تعدادی از کشورهای جهان درست در خلاف جهت در حال حرکت است. تحقیقات نشان می‌دهد تا سال 2024 زنان شاغل از لحاظ متوسط درآمد همسرانشان را پشت سر خواهند گذاشت.
این نتایج با انجام مطالعه روی هزاران زوج بین 18 تا 28 سال در آمریکا در طول ده سال گذشته به دست آمده است.







تاريخ : سه شنبه 23 فروردین 1390  | 12:00 AM | نويسنده : سيدمهدي شمس | نظرات 0

اندازه نگه‌دار ‌كه اندازه نكوست
دخل و خرجمان به هم نمی‌خورد، همیشه هشتمان گرو نه‌مان است، آرزوی همه چیز به دلمان مانده، وسط ماه كفگیرمان به ته دیگ می‌خورد، حقوقمان فقط كفاف چیپس و پفك بچه‌ها را می‌دهد، نمی‌دانم انگار كف دستش سوراخ است تا پول می‌گیرد غیب می‌شود، حقوق كارمندی كه فقط رفع گدایی است و...

من وظیفه‌ای ندارم پولم را خرج زندگی كنم، خرج خانه وظیفه مرد است. پول من مال خودم است، پول‌تو مال همه اهل خانه است. خانه باید به نام زن باشد ... ماشین هم به نام زن باشد، چون او باید به آینده‌اش اطمینان داشته باشد!
چه جملات آشنایی، این حرف‌ها خیلی جاها به گوشمان خورده و خیلی وقت‌ها خنده‌مان را درآورده و بعضی وقت‌ها كوه بغض را در گلویمان نشانده. كسی كه این جملات را می‌گوید واقعا فقیر است؟ آیا او مصداق المفلس فی‌امان‌الله است؟ یعنی واقعا پول جن است و او بسم‌الله؟ یا زورش به گرانی نمی‌رسد و همیشه در رقابت با تورم جا می‌ماند یا این‌كه درآمدش بد نیست اما بلد نیست آنها را چطور خرج كند؟
واقعا پول من، پول تو كردن‌ها تا چه حدی باید باشد. زن كارمند در مقابل همسرش چه وظایفی دارد؟ این‌گونه من و تو كردن‌ها چقدر استحكام خانواده را دچار بحران می‌كند.
جواب هركدام از این گزینه‌ها می‌تواند این باشد، چون این‌كه گرانی زیاد است و تورم با سرعت می‌تازد و خیلی‌ها زورشان به آن نمی‌رسد به همان اندازه واقعی است كه خیلی‌ها اگر چه دستشان خالی نیست اما چون خرج‌كردن را بلد نیستند همیشه پول كم می‌آورند. پول خرج‌كردن به اندازه‌ای كه خانواده در رفاهی نسبی زندگی كند و در عین حال هر ماه نیز پس‌اندازی باقی بماند واقعا یك هنر است چون وقتی همان روز مبادایی كه همه ما از آن می‌ترسیم سرمی رسد آنوقت شیرینی داشتن یك پس انداز هر چند اندك تا مدت‌ها زیر دندان می‌ماند. اما واقعا چه تعداد از آدم‌ها چنین مهارتی برای سامان دادن به اوضاع اقتصادی‌شان را دارند؟

نه خساست، نه حسرت به دل بودن
حساب آدم‌های ثروتمند همیشه از آدم‌های معمولی جداست چون آنها به اندازه‌ای درآمد، پس‌انداز و پشتوانه دارند كه اگر روزی كمی زیادتر از حد معمول خرج كنند باز هم كم نمی‌آورند. پس روی سخن ما با آدم‌های سطح متوسط و ضعیف است كه باید در خرج كردن دست به عصا باشند.
البته دست به عصا زندگی‌كردن هرگز به معنی خساست به خرج دادن نیست یعنی این‌كه پول را بیشتر از خودت یا اعضای خانواده‌ات دوست داشته باشی یا حاضر شوی به خاطر پس‌انداز‌كردن و اندوختن برای روز مبادا‌، اطرافیانت را ناراحت كنی. در واقع درست و بجا خرج‌كردن، حسابش از خست به خرج دادن جداست چون آدم خسیس حتی وقتی پول نسبتا خوبی هم دارد و می‌داند اگر كمی بیشتر از قبل خرج كند اتفاق بدی نمی‌افتد و اقتصاد خانواده‌اش به هم نمی‌ریزد باز هم از دست در جیب كردن هراس دارد ولی كسی كه با حساب و كتاب خرج می‌كند می‌داند كه چه مقدار پول را برای چه كاری و چه زمانی در نظر بگیرد.
پس شاید بدترین شیوه مدیریت اقتصاد خانواده، حبس‌كردن اسكناس‌ها در جیب یا حساب‌های بانكی باشد در حالی كه حسرت داشتن همه چیزهای خوب دنیا به دل اعضای خانواده مانده و آنها در حالی كه می‌توانند خوب زندگی كنند، اما اوضاع رقت‌باری دارند. بنابر این اگر خواستید مدیریت مالی خانواده را به عهده بگیرید ابتدا مرز مدیریت را با خساست مشخص كنید و مرتب به خود یادآوری كنید كه پول خرج نكردن و پس‌انداز كردن مساوی با داشتن زندگی راحت نیست.

پای ما و گلیم اقتصاد
پایت را اندازه گلیمت دراز كن؛ شاید این یكی از قشنگ‌ترین و كاربردی‌ترین جملات دنیا باشد، وقتی به ما گوشزد می‌كند واقع‌بین باشیم و گلیم زندگی و دارایی‌‌مان هر چقدر است پایمان را به همان‌اندازه دراز كنیم. شاید این جمله بعضی‌ها را ناراحت كند یعنی نخواهند به قول خودشان قدیمی فكر كنند و بخواهند به قول امروزی‌ها آرزوهای بلندی در سر داشته باشند و به اندازه آرزوهایشان خرج كنند.

البته هیچ‌كس از داشتن زندگی راحت به اندازه آرزوهای بلندی كه در سر دارد خسته نمی‌شود ولی ما حتی اگر نخواهیم بپذیریم، واقعیت این است كه به جای زندگی در رویاها در دنیایی واقعی به سر می‌بریم كه تقریبا بندرت حوادث آن طبق میل ما روی می‌دهد. پس برای مدیریت اقتصاد خانواده اول باید آدم‌های واقع‌بینی باشیم و با صداقت كامل به خودمان و اعضای خانواده‌مان بقبولانیم كه توان مالی‌مان چقدر است و حداكثر تحركات مالی‌مان تا چه حد می‌تواند باشد. وقتی اینچنین با خودمان و خانواده‌مان راستگو باشیم آن وقت می‌توانیم برنامه‌ریزهای درستی هم داشته باشیم چون ما توانسته‌ایم از آرزوها و خواسته‌هایمان كه قابلیت اجرا ندارند فاصله بگیریم و به جای آن مرز گلیم زندگی‌مان را مشخص كنیم.
طبیعی است كسی كه درآمد ماهانه و سالانه‌اش هیچ‌وقت از میزان مشخصی فراتر نمی‌رود، نمی‌تواند خیلی از كارهایی را كه دلش می‌خواهد انجام دهد. این می‌تواند شرایط آزاردهنده‌ای بویژه در درازمدت ایجاد كند اما مگر چاره‌ای جز پذیرش وضع موجود وجود دارد؟


روزی به نام مبادا
اسمش مبـــادا است اما زمانش معلوم نیست، می‌تواند یكی از همین روزها سر و كله‌اش پیدا شود، شاید هیچ وقت هم از راه نرسد، اما مردم خیلی از آن می‌ترسند و از روزی كه مبادا آنها را با مشكل مواجه كند هراس دارند. بیشتر ما به روز مبادا فكر می‌كنیم و لااقل به زبان هم كه شده برای آمدنش برنامه می‌ریزیم. شاید امروز همین روز مبادا باشد، همین امروز كه به هزار و یك دلیل درآمدمان از همیشه كمتر شده و حالا چشممان به پس‌اندازی دوخته شده كه برای روز مبادا جمع كرده‌ایم. وقتی روز مبادا سر می‌رسد داشتن یك پس‌انداز ناچیز هم می‌تواند دلگرم‌كننده باشد.
پس برگ برنده برای روز مبادا داشتن پس انداز است. البته امروز اوضاع اقتصادی بیشتر خانواده‌ها به حدی است كه اگر شانس بیاورند بتوانند مایحتاج ماهانه‌شان را بدون دغدغه فراهم كنند چه برسد به آن‌كه پس‌انداز هم داشته باشند ولی به هر حال برای رفع بخشی از نگرانی‌ها نسبت به آینده اقتصادی خانواده چاره‌ای جز پس‌انداز كردن هر چند اندك وجود ندارد.
البته شاید پس‌انداز كردن وقتی هنوز دست به كارش نشدی خیلی سخت به نظر برسد ولی با برخی اقدامات می‌شود مقداری پول كنار گذاشت. مثلا این‌كه میزان خرید روزانه یا هفتگی‌ات را بیشتر از قبل كنترل كنی یا دست از خرج‌های اضافی و خرید چیزهایی كه مدل‌های قدیمی‌ترش را داری دست‌برداری یا زندگی‌ات را براساس داشته‌هایت، نه خواسته‌هایت، پیش ببری. این روش‌ها واقعا می‌تواند كارساز باشد هر چند كه هرگز نمی‌تواند شامل حال خانواده‌هایی باشد كه درآمد ندارند یا سرپرستشان بیكار است چون آنها دخلی ندارند كه خرجی داشته باشند.


زن‌ها را جدی بگیرید
زن‌ها در مدیریت اقتصاد خانواده بی‌شك چند گام جلوتر از مردها هستند. بیشتر زن‌ها نوعی آینده‌نگری ذاتی دارند كه آنها را به سمت درست خرج كردن و به فكر آینده بودن می‌كشاند. خیلی از زن‌ها به حكم فطرت می‌دانند كه باید قناعت بكنند و پایشان را به اندازه گلیمشان دراز كنند. همین خلق و خوی آنها است كه باعث شده همیشه حتی خانواده‌هایی كه درآمد زیادی ندارند آبرومندانه زندگی كنند و دستشان را مقابل دیگران دراز نكنند هر چند برخی خانواده‌ها هستند كه چون زنان آنها مدیریت منابع مالی را بلد نیستند با آن‌كه درآمد بیشتری نسبت به بسیاری از خانواده‌ها دارند، اما همیشه كم می‌آورند و معلوم نیست كه پول‌هایشان صرف چه كارهایی می‌شود.
شاید بشود زن را نقطه پرگار مدیریت اقتصادی خانواده دانست چون او واقعا كسی است كه از ریز درآمدها باخبر است و می‌داند كه خانواده برای ادامه حیات همراه با رفاه نسبی و آرامش به چه چیزهایی احتیاج دارد. برخی زن‌ها حتی ترفندهای مخصوص به خودشان را نیز به كار می‌برند و مثلا به جای خرید‌های روزانه از مغازه‌های لوكس، كالاهای مورد نظرشان را تقریبا با همان كیفیت از مغازه‌های معمولی‌تر می‌خرند تا از این طریق نه خانواده دچار كمبود شود و هم بتواند مابه التفاوت قیمت كالاها را پس‌انداز یا در بخش‌های دیگر خانه صرف كند.
در واقع در خانه زن حرف اول را می‌زند و نوع نگاهش به زندگی و دخل و خرج بسیار تعیین‌كننده است. برای همین است كه معلمان علم اقتصاد می‌گویند اگر زن نگاهی مقتصدانه داشته باشد این نگاهش به دیگر اعضای خانواده هم سرایت می‌كند. در واقع حرف آنها این است كه اگر زن فردی تجمل‌گرا، دوستدار مصرف و مجذوب كالاهای تازه به بازار آمده باشد خانواده او نیز چنین نگاهی پیدا می‌كنند و اگر او آدمی مدیر و قناعت‌پیشه باشد دیگران نیز از او تبعیت می‌كنند.
اما همین زن‌ها كه مدیران اقتصادی خانه‌اند وقتی كار می‌كنند و پول درمی‌آورند، به واسطه همین استقلال اقتصادی می‌خواهند سالار خانه هم باشند. اینجاست كه مدیریت اقتصاد كه فراموش می‌شود، خود آنها عامل بحران و تنش در زندگی مشترك می‌شوند.

ماجرای آقای الف، ب، ج
حالا دیگر خیلی‌ها داستان آقای الف را می‌دانند همانی كه عادت كرده بود با رسیدن فیش حقوقی به دستش و پرشدن حسابش بلافاصله برنامه‌های تفریحی‌اش را شروع كند و ظرف چند روز تمام درآمدش را خرج كند، همانی كه همسرش از دست این اخلاق او به تنگ آمده بود و معتقد بود این رسم زندگی مشترك نیست.
آقای الف همیشه به خودش فكر می‌كرد و می‌گفت چون تمام ماه كار می‌كند حق دارد تا درآمد ماهانه‌اش را خرج خوشگذرانی‌هایش بكند اما همسرش معتقد بود اگر ملاك زندگی مشترك این است پس چرا او كه همه ماه سخت كار می‌كند مجبور است به جای شوهرش قبوض را بپردازد و خرج خانه را بدهد.
اما آقای ب مردی آینده‌نگر است. او و همسرش از همان ابتدای زندگی هدف مشترك درازمدتی را برای خودشان تعریف كردند و گفتند كه پس از 5 سال باید خانه بخرند، این كار نیز مستلزم داشتن پس‌انداز است كه با تلاش 2 نفر محقق می‌شود اما پس از مدتی آن دو دچار مشكل شدند چون هر كدامشان مدعی بودند كه خودشان بیش از دیگری پس‌انداز كرده‌اند و در خرید خانه سهم بیشتری داشته‌اند.
البته طرحی كه آقای ج شكل این مشكل را حل كرد. او نیز مثل آقای ب به دنبال خرید خانه بود اما با همسرش تفاهم كرد كه هر دو ماهانه مبلغ مشخصی را برای خرید خانه پس‌انداز كنند تا مثل آن دو زوج دچار مشكل نشوند. آنها وقتی خانه‌ای مشترك خریدند دقیقا مشخص بود كه هر كدام چه سهمی از خانه دارند چون می‌دانستند كه دقیقا هر كدام چه مقدار پول پس‌انداز كرده بودند.
ماجرای آقای الف، ب، ج اگر چه یك ماجرای داستان‌گونه است اما با زندگی خیلی از ما آدم‌ها تطابق دارد. موضوعی كه ماجرای این آقایان آن را دنبال می‌كند نحوه خرج‌كردن درآمد خانواده بویژه پول‌های مشترك است؛ همان پول‌هایی كه می‌تواند عامل اتحاد یا دعواهای یك خانواده باشد. البته داستان این سه مرد، این نكته را هم گوشزد می‌كند كه اقتصاد در زندگی مشترك وقتی سر و سامان می‌گیرد كه زن و مرد هر دو با هم همدل و هم برنامه باشند و هر دو دوشادوش هم به فكر بهبود اوضاع مالی‌شان باشد چون در زمینه مسائل مالی نیز مثل همیشه یك دست صدا ندارد.

پول‌های مشترك: با احتیاط وارد شوید
اگر زندگی مشترك است پس پول‌ها هم باید مشترك باشد ؛ این باور عموم مردم است حتی امروز بیشتر پسرها برای ازدواج دنبال دخترهایی می‌گردند كه خودشان درآمد دارند و اصطلاحا دست‌به‌جیب هستند. حساب‌كردن روی پول زن حالا برای خیلی از مردها یك عادت شده، حتی برای بعضی‌ها به یك برگ برنده تبدیل شده چون در طول سالیان به این نتیجه رسیده‌اند كه خرج كردن درآمد زن در خانه بیشتر مواقع به داد چرخ لنگان زندگی می‌رسد و خیلی از كمبود‌ها را جبران می‌كند. این یك باور عمومی است اما این‌كه واقعا درست است كه پول زن خرج زندگی شود و مرد همیشه روی آن حساب باز كند؟ یا درست است كه زن تمام درآمدش را برای خودش پس‌انداز كند و سهمی از آن را وارد زندگی نكند؟
پاسخ دادن به این سوالات كار خیلی سختی است چون زندگی تك‌تك ما آدم‌ها آنقدر پیچیده است كه هرگز نمی‌شود نسخه‌ای واحد برای آن پیچید یعنی اگر در زندگی یك زوج آوردن پول زن به خانه به خانواده و استحكام آن كمك می‌كند ممكن است در زندگی زوجی دیگر این كار باعث نابسامانی و به وجود آمدن مشكلات بعدی شود.
آنچه مسلم است این است كه از نظر قانون و شرع، پولی كه زن درمی‌آورد به خودش اختصاص دارد و هیچ‌كس به غیر از او حق ندارد در مورد اموال او و نحوه استفاده از آن اظهار نظری بكند. پس خواسته زن در اولویت قرار دارد یعنی اوست كه باید تصمیم بگیرد كه آیا درآمدش را به خانه بیاورد یا آن را برای خودش پس‌انداز كند. هرچند كه همین قانون و شرع هم به مرد خانه اجازه می‌دهد كه با كاركردن و پول درآوردن همسرش مخالفت كند.
اما آنچه كه امروز در اطراف ما اتفاق می‌افتد چیزی متفاوت با این است یعنی بعضی زن‌ها به این باور رسیده‌اند كه آنها نیز مثل مرد زندگی‌شان باید در هزینه‌ها سهیم شوند و بار بخشی از مخارج را به دوش بكشند. در مقابل بعضی زن‌ها نیز فكر می‌كنند اگر اموالشان را برای خودشان نگه دارند بدون آن‌كه وارد درگیری‌های مالی احتمالی با همسرشان شوند بزودی صاحب اموالی می‌شوند كه در نهایت همسر نیز می‌تواند از آنها استفاده كند.
انتخاب یكی از این دو راه بر عهده زن است هر چند كه راه سومی هم وجود دارد كه بینابینی است و زن در آن بخشی از درآمدش را خرج خانه می‌كند و بخش دیگر را برای خودش پس‌انداز می‌كند. ولی در این میان مردهایی هستند كه چه از روی ناچار و چه از راه سوءاستفاده به درآمد زن تكیه می‌كنند و اگر روزی زن شغلش را از دست داد یا دیگر حاضر به آوردن درآمدش در خانه نشد نمی‌توانند به تنهایی روی پای خود بایستند. شاید این یكی از بدترین اتفاقات ممكن باشد چون به هر حال هنوز هم با همه تغییرات جوامع بشری باز هم این مرد است كه وظیفه چرخاندن چرخ زندگی را به عهده دارد. البته باز هم می‌گویم كه انتخاب شیوه زندگی و نحوه خرج كردن درآمدها بسته به توافقی است كه زن و مرد با هم دارند.
اما نكته‌ای كه نباید فراموش شود این است كه احساس مشترك درباره مخارج خانواده زن و مرد نمی‌شناسد. اگر زن كار می‌كند و می‌خواهد همه پولش را برای خود و آینده‌اش پس‌انداز كند و مرد به تنهایی چرخ زندگی را بچرخاند، مرد حق دارد مانع كاركردن همسرش شود و از او بخواهد خانم خانه باشد و او همه خرج خانه را درآورد.

آینده مال ماست اگر...
هیچ‌كس از خوب زندگی‌كردن بدش نمی‌آید، هیچ‌كس از داشتن زندگی مرفه با آرامش خیال خسته نمی‌شود، هیچ‌كس نیست كه پشتوانه محكم مالی را دوست نداشته باشد اما وقتی اوضاع اقتصادی خانواده خوب نیست یا اگر كمی ولخرجی شود اوضاع از حالت تعادل خارج می‌شود پس چاره‌ای جز تطابق پیدا كردن با شرایط وجود ندارد.
قناعت‌كردن به ظاهر كار سختی است، وقتی تازه وارد این عرصه شده‌ای نیز كار راحتی به نظر نمی‌رسد اما وقتی به مرور زمان پی ببری كه قناعت‌كردن اگر چه به معنی دل بریدن از بعضی خواسته‌ها است اما استقلال و بی‌نیازی كه از آن به دست می‌آید طعمی دارد كه با هیچ چیز دیگر دنیا قابل مقایسه نیست. پس از همین امروز بیایید تا واقع‌بینانه جایگاه اقتصادی‌مان در اجتماع را ترسیم كنیم و با كنار گذاشتن بعضی زیاده‌خواهی‌ها، پایمان را اندازه گلیم‌مان دراز كنیم و بهتر زندگی‌كردن را به وقتی موكول كنیم كه با سعی و تلاش بیشتر از قبل توانسته‌ایم درآمدی بیشتر به دست بیاوریم.







تاريخ : دوشنبه 22 فروردین 1390  | 11:39 PM | نويسنده : سيدمهدي شمس | نظرات 0

تاکتیک های جدید تجارت اغلب بر ایجاد برندها و محصولات بین المللی تاکید دارد، اما قبل از ایجاد هر محصول، ارزیابی تقاضای بالقوه در سراسر دنیا اهمیت بسیار زیادی دارد. بااینکه کمپانی ها و شرکت های بسیاری این جنبه را در تولید یک برند یا محصول جدید در نظر می گیرند اما برخی از شرکت فقط بر کسب تحسین و استقبال جهانی و شناخته شدن در سراسر دنیا متمرکز می شوند. و نتیجه چیزی نخواهد بود جز ناامید شدن مشتری و فروش ناامیدکننده.

کمپانی های بخش تولید و خدمات دریافته اند که برای دستیابی به اقتصاد معیار باید سیاست های مدیریتی برپایه استراتژی های جدید بیزنس طرح ریزی کنند. قادر به فروش یک محصول خاص یا به بازار آوردن یک برند در سطح جهانی به افزاش کارایی فعالیت های مرتبط صنعتی آنها مثل بسته بندی محصول، گرافیک و تبلیغات آنها نیز کمک می کند. همچنین می توانند از منافع ناشی از استفاده تکنولوژی، مشخصات محصول و مواد خام متداول نیز بهره ببرند. اما حرف زدن درمورد حفظ آن حضور جهانی بسیار ساده تر از انجام آن است.

ساده ترین راه حل شرکت ها تشخیص اولویت ها در کشورهای مختلف و ایجاد تغییرات کوچک در طرح پایه محصول است. این بهترین راه برای بهینه کردن محصول یا خدمات برای بازار جهانی و محلی است. استراتژی های بیزنس با مدیریت کارآمد جریان های سرمایه منابع انسانی و سایر عوامل تولید در ارتباط است.

استفاده از فناوری اطلاعات در تقریباً همه انواع فرایندهای صنعتی با رشد استراتژی ها و تاکتیک ها در ارتباط است با کمک اینترنت، اطلاعات مربوط به ایده ها و طرح های جدید بسیار سریع در سراسر جهان پخش می شود. به همین دلیل است که استراتژی هایی که از رشد محصولات یا تسهیلات حمایت می کند باید با سرعتی بیشتر از قبل حرکت کند. هر تاکتیک یا استراتژی بیزنس که به روز نباشد، در دستیابی به اهداف دپارتمانی و سازمانی ناکارآمد تلقی خواهد شد.

استراتژی های جدید بیزنس بر استفاده از آخرین ابزارهای ارتباطی مثل کنفرانس های ویدئویی و ایمیل برای بهبود ارتباط در سازمان و همچنین با مشتریان تاکید دارد. تکنیک های مدیریت پروژه که در برخی از بزرگترین کمپانی های چندملیتی مثل سونی، اینتل، مایکروسافت، تایم و سایرین استفاده می شود بر مبنای این استراتژی های بیزنس است. با عادی شدن ادغام شرکت های چند میلیارد دلاری، کمپانی ها بر ایجاد استراتژی های خلاقانه تر به جای تمرکز خالی بر تکنیک های پذیرفته شده تمرکز می کنند. سازمان هایی مثل Merck و Glaxo-Welcome که با ادغام چند شرکت رشد کرده اند، خط تولید محصول بین المللی خود را با کمک استراتژی ها و تکنیک های بیزنس تشخیص داده اند.

با کمک استراتژی های خرید، غول های جهانی مراکز تولید را در محل های صنعتی با کمترین هزینه و در کمترین زمان ممکن تشکیل می دهند. اگر استراتژی های مدرن بیزنس به کار روند، می توانند تفاوت های کشوری را به راحتی از میان بردارند. از این استراتژی ها می توان برای روش های خلاق مدیریت پروژه که به ایجاد یکپارچگی و اقتصاد فروش کمک می کند، استفاده کرد. این تکنیک ها خلاقیت علمی را تشویق کرده و به ایجاد توانایی اجرای تعهدات و ارائه استانداردهای بالاتر رضایت مشتریان کمک می کند. استراتژی های مدرن بیزنس بر محور تولید و بازاریابی محصولات و برندهای بین المللی که بعدها وارد بازارهای محلی می شوند استوار است. به همین ترتیب، در دنیای امروز که رو به جهانی شدن است، بحث بومی سازی جزء لاینفک تقریباً کلیه استراتژی ها شده است.







تاريخ : دوشنبه 22 فروردین 1390  | 11:38 PM | نويسنده : سيدمهدي شمس | نظرات 0

گفتیم (موسیقی حرام؛ مسبب فقر! - مهمترین راه برای فقرزدایی) مهمترین عاملی که ما را گرفتار فقر و تنگدستی می کند آلوده شدن به معاصی و ارتکاب گناهان است و در همین زمینه به برخی از تاثیر گذارترین گناهان اشاره شد و رعایت چند نکته نیز گوشزد گردید. همچنین برای بهره گیری از ذکر و دعا به چند مورد اشارتی نمودیم.



در ادامه و برای تکمیل این بحث اموری ذکر می شوند که بر اساس روایات در جمع شدن بساط فقر و گستراندن سفره نعمت و روزی موثرند.
فهرستی از کارهایی که در جلب روزی و دفع فقر تاثیرگذارند:

1. زیارت مرقد مطهر سیدالشهداء علیه السلام



امام باقر علیه السلام فرمودند: مُرُوا شِیعَتَنَا بِزِیَارَةِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ ع فَإِنَّ إِتْیَانَهُ یَزِیدُ فِی الرِّزْقِ وَ یَمُدُّ فِی الْعُمُرِ وَ یَدْفَعُ مَدَافِعَ السَّوْءِ 1؛ پیروان ما را به زیارت مرقد حضرت حسین علیه السلام امر کنید زیرا که این عمل رزق را زیاد کرده و عمر را طولانی می کند و نیز راههای رسیدن به ناگواری را مسدود می نماید.



2. ازدواج



امام صادق علیه السلام فرمودند: جَاءَ رَجُلٌ إِلَى النَّبِیِّ ص فَشَکَا إِلَیْهِ الْحَاجَةَ فَقَالَ تَزَوَّجْ فَتَزَوَّجَ فَوُسِّعَ عَلَیْهِ 2؛ مردی خدمت رسول اکرم صلی الله علیه و آله رسید و نزد آن حضرت از فقر و نیازمندی خود گلایه کرد. حضرت به او فرمود: «ازدواج کن». آن مرد ازدواج کرد و در زندگی اش گشایش ایجاد شد.

در روایت دیگری حضرت فرمودند: الرِّزْقُ مَعَ النِّسَاءِ وَ الْعِیَالِ 3؛ رزق و روزی همراه با همسر و فرزندان است.
نکته قابل توجه در این روایات:
آنچه امروزه در آستانه فرهنگ شدن است باور و رفتاری است کاملا در مقابل و مخالف فرهنگ اسلامی. کم نیستند جوانانی که همسر را فردی هزینه بر و فرزند را نان خور اضافی می دانند و بر این باورند که هر یک از اینها انسان را یک قدم به فقر کامل نزدیک می کند.
در حالی که با رجوع به فرهنگ اسلامی و برگزاری ازدواجی کم هزینه و رعایت نکاتی که پیش از این گذشت، همسر و هر یک از فرزندان به مثابه بستر رودخانه ای هستند که رزق را از سرچشمه روزی نصیب انسان می کنند.

3. نماز شب
امام رضا علیه السلام فرمود: رسول اکرم صلی الله علیه و آله در وصیت خود به علی علیه السلام سه بار فرمود «عَلَیْکَ بِصَلَاةِ اللَّیْلِ» بر تو لازم است که به نماز شب اهمیت دهی؛ چرا که نماز شب رزق را زیاد می کند؛ به زیبایی چهره می افزاید و اخلاق آدمی را نیکو می گرداند. 4
پیروان ما را به زیارت مرقد حضرت حسین علیه السلام امر کنید زیرا که این عمل رزق را زیاد کرده و عمر را طولانی می کند و نیز راههای رسیدن به ناگواری را مسدود می نماید

4. استغفار
امیرالمومنین علیه السلام فرمود: الِاسْتِغْفَارُ یَزِیدُ فِی الرِّزْقِ 5؛ طلب بخشش از خداوند متعال رزق و روزی را زیاد می کند.

5. زکات دادن
هرجند در نگاه دنیابین پرداخت زکات، غرامت است و موجب کاستی مال؛ اما در نگاه دینی خدابین دادن زکات، غنیمت است و باعث افزایش دارائی.
امام باقر علیه السلام فرمودند: الزَّکَاةُ تَزِیدُ فِی الرِّزْقِ 6؛ زکات رزق را زیاد می کند.

6. صدقه
امیر المومنین علیه السلام فرمود: الصَّدَقَةُ تَدْفَعُ الْبَلْوَى وَ تَزِیدُ فِی الرِّزْقِ وَ الْغِنَى وَ تَدْفَعُ مِیتَةَ السَّوْءِ 7؛ صدقه بلا را دفع می کند و بر مقدار روزی و بی نیازی می افزاید و مرگ ناگوار را از انسان دور می کند.

7. نیکی به دیگران
رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: إنَّ البرَّ یَزِیدُ فِی الرِّزقِ وَ إِنَّ العَبدَ لَیَحرُمُ الرِّزقَ بِالذَّنبِ یُصِیبُهُ 8؛ رفتار پسندیده روزی را زیاد می کند و همانا انسان به واسطه گناهی که مرتکب می شود از آن روزی تعیین شده اش محروم می شود.

8. سحرخیزی در طلب روزی
چه بسیار فرق است بین مردمی که بعد از نماز صبح و قبل از طلوع آفتاب به سوی محلهای کسب خود روانه می شوند و با توکل به خدای متعال یک روز کاری را آغاز می کنند با مردمی که نماز خوانده نخوانده ساعت 9 صبح از خواب بیدار شده و خرامان خرامان راهی محل کار خود می شوند. بر اساس آموزه های دینی رزق و روزی گروه اول بیش از گروه دوم است.
امیر المومنین علیه السلام فرمود: اَلْبُکُورُ فِی طَلَبِ الرِّزْقِ یَزِیدُ فِی الرِّزْقِ 9؛ اول صبح به دنبال روزی رفتن سبب افزایش رزق و رزوی می شود.

9. حسن همجواری
رعایت حقوق همسایه و هر کس که در کنار و نزدیک ما زندگی می کند از جمله اموری است که تاثیری شگفت در ازدیاد رزق و روزی دارد.
امام صادق علیه السلام فرمودند: حُسْنُ الْجِوَارِ یَزِیدُ فِی الرِّزْقِ 10؛ وسعت رزق ار بخواهى در جهان باش خوشرفتار با همسایگان
امام رضا علیه السلام فرمود: رسول اکرم صلی الله علیه و آله در وصیت خود به علی علیه السلام سه بار فرمود «عَلَیْکَ بِصَلَاةِ اللَّیْلِ» بر تو لازم است که به نماز شب اهمیت دهی؛ چرا که نماز شب رزق را زیاد می کند؛ به زیبایی چهره می افزاید و اخلاق آدمی را نیکو می گرداند

10. نظافت خانه و محل زندگی

امیر المومنین علیه السلام فرمود: نَظِّفُوا بُیُوتَکُمْ مِنْ غَزْلِ الْعَنْکَبُوتِ فَإِنَّ تَرْکَهُ فِی الْبَیْتِ یُورِثُ الْفَقْر 11؛ خانه هایتان را از تار عنکبوت پاکیزه گردانید زیرا وجود آن در خانه باعث فقر و تنگدستی می شود.
و در روایتی دیگر امام صادق علیه السلام فرمود: خداوند تمیزى و زینت را دوست دارد و کثیفی و آلودگى را نمی پسندد. خداى عز و جل هر گاه نعمتی بر بنده‏اش ارزانى می دارد دوست دارد که اثر آن را در او ببیند. از حضرت پرسیدند چطور اثر نعمت را آشکار کند. فرمود: لباسش را تمیز و خودش را خوشبو کند. خانه‏اش را سفیدکاری و زباله هاى خانه را جارو کند به طورى که روشن کردن چراغ پیش از غروب خورشید فقر و تهى دستى را نابود کرده و روزى را زیاد می کند. 12

11. رعایت نظافت و بهداشت شخصی
گذشته از اهمیت ویژه ای که اسلام به رعایت بهداشت فردی و اجتماعی می دهد در این خصوص هم عمل به دستوراتی نظیر شستن دستها قبل از غذا و بعد از آن را موجب رفع فقر و باعث افزایش عمر معرفی می کند. 13
در روایتی دیگر امام صادق علیه السلام فرمود: کوتاه کردن سبیل، گرفتن ناخنها و شستن سر با گل خطمی در روز جمعه فقر را می راند و رزق را بیشتر می کند.

12. نیکو سخن گفتن
از دیگر اموری که در جلب روزی موثر است نیکو سخن گفتن با اطرافیان است. کسانی که لحنی تند و زننده دارند؛ حرف خوب نمی زنند و خوب حرف زدن را هم بلد نیستند از نعمت خوش روزی بودن بی بهره اند.
رسول اکرم صلی الله علیه و آله فرمودند: طِیبُ الْکَلَامِ یَزِیدُ فِی الرِّزْقِ 14؛ نیکو سخن گفتن رزق را افزایش می دهد.
امید است با رعایت آموزه های دینی همواره زندگی پر خیر و برکتی داشته باشیم و هیچگاه فقر و گرفتاری بر زندگی ما سایه نیفکند.







تاريخ : دوشنبه 22 فروردین 1390  | 11:37 PM | نويسنده : سيدمهدي شمس | نظرات 0

اکثر کارشناسان مسائل اقتصادی بر این باورند که نگرانی از سطوح رو به رشد بدهی و تورم در کشورها، باعث افزایش بی اعتمادی به پول و ارز شده است، در حالی که طلا و سایر فلزات گرانبها، یک دارایی واقعی و قابل لمس به شمار می روند، موردی که ظاهرا این روزها نباید از پول و ارز انتظار داشت.

افرادی که علاقه مند به سرمایه گذاری در حوزه طلا هستند، این روش را مطمئن ترین امکان سرمایه گذاری در شرایط کنونی می دانند اما برخی دیگر می گویند که افزایش قیمت طلا، دائمی نخواهد بود و نباید زیاد بدان اعتماد کرد.

به گزارش عصر ايران به نقل از ای.بی.سی.نیوز، اگر چه ممکن است که بهای طلا در سه ماه اخیر با کاهش روبرو شده باشد اما این مساله مردم را از خرید و نگهداری این فلز گرانبها در خانه های خود، بانکها و صندوق امانات ، منصرف نکرده است.

اکثر کارشناسان مسائل اقتصادی بر این باورند که نگرانی از سطوح رو به رشد بدهی و تورم در کشورها، باعث افزایش بی اعتمادی به پول و ارز شده است، در حالی که طلا و سایر فلزات گرانبها، یک دارایی واقعی و قابل لمس به شمار می روند، موردی که ظاهرا این روزها نباید از پول و ارز انتظار داشت.
پیت سورنتینو معاون شرکت «مشاورین دارایی های هانتینگتون» واقع در سینسیناتی، سرمایه گذاریهای گسترده ای را درحوزه طلا انجام داده است، وی که 95 میلیون دلار سرمایه مشتریان خود را مدیریت می کند؛ معتقد است که قیمت پایین طلا، فرصت ایده آلی برای خرید آن است و بعد از آن باید منتظر ماند تا بازارهای جهانی بهبود یابند.
سورنتینو می گوید: سرمایه گذاری در حوزه طلا فرصتی کاملا مناسب برای افرادی است که احتمالا در سایر حوزه های اقتصادی ضرر کرده و می خواهند یک سرمایه گذاری مطمئن داشته باشند. به عقیده کارشناسان مسائل اقتصادی روند سرمایه گذاری در بازار طلا تا زمانی که بی ثباتی در سایر بخش های سرمایه گذاری حاکم است ادامه خواهد داشت.
سورنتینو با اشاره به رضایت مردم از سرمایه گذاری در حوزه فلزات گرانبها، می گوید کسانی که طی دو سال گذشته برای آنها در حوزه طلا سرمایه گذاری کرده ام، بسیار راضی و خشنود هستند.
اسکات وان اشتاین، صاحب یک بنگاه اقتصادی بزرگ در کلمبوس اوهایو عنوان می دارد که به سرمایه گذاری های خود در حوزه طلا ادامه خواهد داد ؛حتی اگر ارزش طلا در بازارهای جهانی روند نزولی داشته باشد. او سیاستهای پولی بانک مرکزی آمریکا را تاثیرگذار در نوسان ذخایر پولی می داند اما معتقد است که همین مساله به عاملی در راستای افزایش بهای طلا مبدل شده است.
وان اشتاین در ادامه می افزاید: «از زمان شروع بحران اقتصادی، مقامات اقتصادی آمریکا درباره هیچ چیزی اطلاعات درستی ارائه نکرده اند. تنها قابلیت آنها، چاپ پول و ایجاد حبابهای مالی است. از زمانی که آنها روش چاپ پول را یاد گرفته اند، تنها ارزش دارایی های فیزیکی افزایش یافته است». بانک مرکزی امریکا در نوامبر 2010 به طور بی سابقه ای 600 میلیارد دلار برای تحریک رشد اقتصادی و افزایش تورم اختصاص داد. اما راهکار اتخاذ شده نتوانست در حل مشکلات اقتصادی امریکا تاثیری مثبتی به دنبال داشته باشد.
جفری نیکولز مدیر اجرایی شرکت «مشاورین فلزلت گرانبهای آمریکایی» اعتقاد خاصی به سرمایه گذاری های متنوع دارد. به نظر وی همیشه باید در حوزه های متعدد مانند بازار سهام، شرکت های تعاونی یا حوزه طلا سرمایه گذاری کنیم.
او می گوید: « منطقی تر این است که 5 الی 10 درصد از دارایی های غیر ملموس خود را در حوزه طلای سرمایه گذاری کنیم که نوعی سیاست بیمه ای و تنوع گرایی در سرمایه گذاری محسوب می شود».
نیکولز از سقوط ارزش طلا در آینده نزدیک نگران نیست و فکر نمی کند که چنین اتفاقی هم بیافتد. اما به عقیده او، برخی از سرمایه گذاران از بروز چنین وضعیتی در هراسند و البته این حق طبیعی آنهاست که نگران دارائی های خود باشند.
نیکولز در ادامه می افزاید: «سرمایه گذاران در امریکا به سمت محافظه کاری گرایش یافته اند و بیش از گذشته نگران عملکرد اقتصادی دولت و اثرات آن در ارزش سرمایه های خود هستند.

سرمایه گذاران به شدت نگران کاهش ارزش دلار آمریکایی در برابر ارزهای خارجی و شکست نظام مالی هستند. این وضعیت ممکن است غیر منطقی به نظر برسد اما این همان چیزی است که برخی افراد را تحریک می کند تا به دارایی های قابل لمس (فیزیکی) مانند طلا روی بیاورند».
جاناتان خیونگ یکی از اعضا ارشد «شرکت سرمایه گذاری ملون» معتقد است که نگهداری طلا ایده خوبی است اما در صورتی که مالکان آنها بتوانند این فلزات را برای مدتی طولانی و با هزینه پایین نگهداری کنند. از نظر وی، ذخیره طلا به عنوان یک زمینه سرمایه گذاری می تواند «پناهگاهی امن» برای سرمایه های مردم باشد.
با توجه به چالش های موجود در اکثر سیستم های اقتصادی و نوسانات غیرقابل پیش بینی پول ،خرید و نگهداری طلا و سایر فلزات پرارزش ؛ به روشی ایمن در سرمایه گذاری مبدل شده است.البته در صورت ایجاد فرصتهای سرمایه گذاری جذاب توسط دولتها و تضمین اصل سرمایه ها ، طبیعتا رویکرد فعلی تغییر کرده و سرمایه گذاران با تزریق دارائی های خود در بسترهای ایجاد شده به فعالیت اقتصادی پرداخته و متعاقب آن در توسعه اقتصادی کشورشان مشارکت خواهند کرد.







تاريخ : دوشنبه 22 فروردین 1390  | 11:34 PM | نويسنده : سيدمهدي شمس | نظرات 0

هر زمان که در مصرف انرژی صرفه جویی می کنید، نه تنها پول پس انداز می نمایید، بلکه نیاز به سوخت های فسیلی مثل نفت، بنزین، زغال سنگ و گازهای طبیعی را پایین می آورید. سوختن کمتر سوخت های فسیلی به معنی دفع دی اکسید کربن کمتر است که جزء مهمترین علل گرم شدن کره زمین و سایر آلاینده ها است.
نیازی نیست برای صرفه جویی در این سوخت ها دست از مصرف بکشید. امروزه یک جایگزین بسیار کارآمد برای تقریباً همه انواع اسباب و وسایل سوختی وجود دارد و این یعنی مصرف کننده ها قدرت و انتخاب واقعی برای تغییر مصرف انرژی خود با مقیاسی متحول کننده دارند.
با تمرین کردن راهکارهای زیر می توانید مصرف سالانه خود را تا هزاران پوند کاهش دهید.
وسایل خانگی
1-درجه یخچال و فریزر را پایین بیاورید. چیزی درحدود 20 درصد مصرف برق خانگی به خاطر یخچال است. برای تنظیم درجه حرارت یخچال نزدیک به 3 درجه و فریزر نزدیک به 16- درجه از دماسنج استفاده کنید. دقت کنید که دکمه بهینه ساز انرژی آن روشن باشد. همچنین، واشر دور درب های یخچال و فریزر را چک کنید تا تمیز و سالم باشند.
2-ماشین لباسشویی را طوری تنظیم کنید که آب را سرد و گرم کند نه داغ. تغییر تنظیمات آن از داغ به گرم برای دو مرتبه در هفته اگر ماشین لباسشوییتان برقی باشد تقریباً 225 کیلوگرم و اگر گازی باشد 70 کیلوگرم دی اکسید کربن کمتری در سال تولید می کند.
3- ماشین ظرفشویی را حتماً کامل پر کنید بعد روشن کنید و دقت کنید که درصورت وجود، دکمه بهینه ساز انرژی آن روشن باشد تا ظروف با هوا خشک شوند. همچنین می توانید به صورت دستی چرخه خشک کننده آن را خاموش کنید. استفاده نکردن از گرما در چرخه خشک کردن تا 20 درصد از مصرف کلی برق دستگاه می کاهد.
4- ترموستات آب گرمکن را پایین بیاورید. ترموستات ها معمولاً در 60 درجه تنظیم می شوند درحالیکه 50 درجه معمولاً کافی است. هر 10 درجه کاهش تا 270 کیلوگرم برای گرمکن های برقی و تا 180 کیلوگرم برای گرمکن های گازی دی اکسید کربن کمتری در سال تولید می کند. اگر هر خانواده دمای آب گرمکن خود را تا 20 درجه پایین بیاورد می توان تا چند میلیون تن دفع دی اکسید کربن کمتری در سال داشته باشیم.
5-در خرید دستگاه ها و وسایل جدید سعی کنید مدل هایی انتخاب کنید که بهینه ترین مصرف انرژی را داشته باشند. سعی کنید دستگاه هایی که انتخاب می کنید برچسب انرژی داشته باشند تا مطمئن شوید انرژی را بهینه استفاده کرده و آلودگی ایجاد نمی کند. اندازه دستگاهی که می خرید باید متناسب با محل شما باشد نه بزرگترین دستگاهی که در بازار موجود است. ماشین لباسشویی هایی که درب آن از جلو باز می شود 60 تا 70 بار مصرف آب گرم کمتری دارند تا ماشین لباسشویی های معمولی. جایگزین کردن یک فریزر 40 سال پیش با یک نوع جدید که برچسب انرژی داشته باشد 1/4 تن دی اکسید کربن کمتری در سال تولید می کند. خرید یک آب گرمکن خورشیدی 4/9 تن دی اکسید کربن کمتری دفع می کند.
گرمایش و سرمایش خانه
6- اتاق را بیش از حد گرم یا سرد نکنید. در زمستان ترموستات را در روز روی 20 درجه و در شب روی 13 درجه تنظیم کنید. در تابستان، آنرا روی 25 نگه دارید. پایین آوردن حتی 2 درجه ترموستات در طول زمستان تا 6 درصد تولید دی اکسید کربن مربوط به گرمایش را پایین می آورد. این یعنی 195 کیلوگرم کاهش تولید دی اکسید کربن برای یک خانه عادی.
7- *****های هوا را طبق دستور تمیز و تعویض کنید. وقتی دستگاه تهویه هوا مجبور باشد برای رد کردن هوا از *****های کثیف بیشتر کار کند، انرژی هدر خواهد رفت. تمیز کردن یک ***** دستگاه تهویه تا 5 درصد از مصرف انرژی می کاهد. این می تواند تا 80 کیلوگرم از دفع دی اکسید کربن در سال جلوگیری کند.
سرمایه گذاری های کوچک که سود می دهد
8- از لامپ های فلورسنت فشرده (لامپ های کم مصرف) استفاده کنید. گرچه قیمت اولیه خرید این لامپ ها بیشتر است اما با مصرف درصد کمتری انرژی نسبت به یک لامپ رشته ای معمولی در دراز مدت پول زیادی برایتان پس انداز می کند و 8 تا 12 مرتبه بیشتر عمر می کند. این لامپ ها همان میزان نور را تولید می کنند ولی فقط 10 درصد انرژی مصرفی یک لامپ عادی برای تولید نور استفاده می کند. اگر هر خانواده ایرانی فقط یکی از لامپ های معمولی خود را با این لامپ ها جایگزین کند، می توان همان میزان انرژی که یک کارخانه انرژی هسته ای در سال تولید می کند، پس انداز کنیم. در یک خانه معمولی، یک لامپ کم مصرف می تواند تا 117 کیلوگرم دی اکسید کربن کمتری در سال تولید کند.
9- آبگرمکن خانه را با جلیقه عایق بپوشانید که برای آبگرمکن های برقی 500 کیلوگرم و آبگرمکن های گازی 100 کیلوگرم دی اکسید کمتری در سال تولید کند.
10- با نصب دوش های کم فشار آب داغ کمتری استفاده کنید. این دوش ها قدرت زیادی دارند و برای آبگرمکن های برقی تا 135 کیلوگرم و برای آبگرمکن های گازی تا 36 کیلوگرم دی اکسید کربن کمتری در سال تولید می کند.
11- با آب بندی کردن و پوشاندن درزها و شکاف های اطراف درها و پنجره ها از اتلاف انرژی جلوگیری کنید. اینکار هزینه زیادی در بر ندارد اما باعث می شود تا 500 کیلوگرم دی اکسید کربن کمتری در سال تولید شود.
رفت و آمد
12- در صورت امکان مسیرهای رفت و آمد خود را با دوچرخه، پیاده یا وسائل نقلیه عمومی بپیمایید. هر گالن بنزینی که صرفه جویی شود از تولید 10 کیلوگرم دی اکسید کربن جلوگیری می کند. بعنوان مثال اگر اتومبیل شما در ازای هر گالن بنزین 25 مایل راه می رود، و شما رانندگی سالانه خود را از 12000 کیلومتر به 10000 کیلومتر کاهش دهید، باعث خواهید شد 1800 پوند دی اکسید کربن کمتری تولید شود.
13- اگر می خواهید ماشین بخرید، ماشینی انتخاب کنید که مصرف سوخت آن پایین باشد. اگر ماشین جدیدتان به جای 25 مایل 40 مایل به ازای هر گالن بنزین راه می رود، و شما 10000 مایل در سال راه می روید، تولید دی اکسید کربن سالانه را تا 3300 پوند کاهش می دهید.
کاهش دهید، دوباره استفاده کنید، بازیافت کنید
14- با مصرف محصولاتی که بسته بندی سبک تری دارند، قابل استفاده مجدد هستند و بازیافت آنها، ضایعات خود را کاهش دهید. به ازای هر پوند ضایعاتی که کاهش می دهید یا بازیافت می کنید، در مصرف انرژی صرفه جویی می کنید و تولید دی اکسید کربن را تا حداقل یک پوند کاهش می دهید. کاهش تولید زباله تا یک کیسه بزرگ در هفته حداقل 1100 پوند از تولید دی اکسید کربن در سال می کاهد. تولید محصولاتی که با مواد قابل بازیافت ساخته شده باشند 30 تا 55 درصد برای محصولات کاغذی، کمتر از 33 درصد برای شیشه، و 90 برای آلومینیم مواد کمتری استفاده می کند.
15- اگر اتومبیلتان تهویه مطبوع دارد، دقت کنید که خنک کننده آن مرتب سرویس شود. نشتی از تهویه مطبوع ماشین ها بزرگترین منبع تولید کلروفلوروکربن (cfc) می باشدکه به لایه ازن آسیب می رساند و به گرم شدن کره زمین هم آسیب می رساند. Cfc تولید شده از تهویه مطبوع یک اتومبیل در سال تا 4800 پوند به تولید دی اکسید کربن می افزاید.
ارتقاء خانه ها
16- دیوارها و سقف خانه را عایق کنید. این می تواند 20 تا 30 درصد از قبض های مربوط به گرمایش خانه بکاهد و تولید دی اکسید کربن را 140 تا 2100 پوند در سال پایین بیاورد. اگر در آب و هوای سردتر زندگی می کنید، عایق بندی شما باید محکم تر باشد که تا 5/5 تن از تولید دی اکسید کربن سالانه را برای خانه هایی که گرمایش گازی و 8/8 تن برای خانه هایی که گرمایش نفتی دارند کاهش می دهد. اگر گرمایش منزل شما برقی است، بهتر است که آنرا به گرمایش های گازی و نفتی که بهینه تر هستند تغییر دهید.
17- پنجره های خانه را مدرنیزه کنید. تعویض پنجره های کنونی با شیشه های دوجداره برای خانه هایی که گرمایش گازی دارند 2/4 تن و خانه هایی که گرمایش نفتی دارند 3/9 تن و برای خانه هایی که گرماش برقی دارند 9/8 تن دی اکسید کربن کمتری در سال تولید می کند.
18- اگر در آب و هوای گرم زندگی می کنید دیوارهای خانه را رنگ روشن بزنید و اگر در آب و هوای سرد زندگی می کنید دیوارها را تیره نقاشی کنید. اینکار تا 2/4 تن دی اکسید کربن کمتری در سال تولید خواهد کرد.
کار و جامعه
19- برای اجرای این نکات و سایر اقدامات بهینه ساز انرژی در محل کار با کارفرمای خود صحبت کنید. به شورای شهر برای اجرای این اقدامات در مدارس و ساختمان های عمومی پیشنهاد دهید.
20- در جریان مسائل و مشکلات محیط زیست چه در سطح محل و چه در سطح کشور قرار گیرید و برای ابراز نگرانی هایتان درمورد بهینه سازی انرژی و گرم شدن هوا با رسانه های گروهی ارتباط برقرار کنید.







تاريخ : دوشنبه 22 فروردین 1390  | 11:33 PM | نويسنده : سيدمهدي شمس | نظرات 0

بخش مالی یک طرح کسب ‌و کار تمام ‌آیتم‌های عملیاتی سایر بخش‌های طرح کسب و کار را گرد هم می‌آورد. سه عنصر اساسی برای تدوین یک طرح کسب و کار جامع و با ساختار مناسب لازم هستند.‌ این سه عنصر شامل:
1. پیش‌بینی حساب سود و زیان که درآمد وهزینه‌ها در آن ذکر شده باشد.
2‌. صورت حساب گردش نقدی که نشانگر میزان نقدینگی است.
3 تجزیه و تحلیل دقیق که به بیان ریسک و فرصت‌ها در طرح کسب‌وکار می‌پردازد.
پیش‌بینی سود وزیان باید به صورت ماهانه برای سال اول و یک برآورد سالانه برای سال دوم تهیه شود. به دلیل تهیه منابع مالی وتامین بودجه برای شروع کسب‌وکار، پیش‌بینی سود و زیان برای سال اول هر کسب وکار می‌تواند مشکل باشد، بنابراین جزئیات سال اول مالی باید بسیار دقیق برآورد شود.
پیش‌بینی حساب سود وزیان در طرح کسب وکار شامل حساب مالی فروش، خرید، هزینه و قیمت موجود در سایر بخش‌های طرح کسب و کار است. علاوه بر محاسبه کامل موارد قبلی همچنین باید هزینه‌های اداری کسب و کار را نیز حساب کرد. تمام ارقام درحساب درآمد و هزینه طرح کسب وکار باید با میزان برآوردهای فیزیکی در سایر بخش‌های طرح همخوانی کامل داشته باشد. در بخش فروش، حجم فروش هر محصول را در قیمت در نظر گرفته شده برای آن ضرب کرده و مقدارآن را محاسبه کنید. حداقل درآمد متفرقه‌ای را که ممکن است بدست آورید را نیز لحاظ کنید. محاسبات مالی که نتیجه می‌شود درآمد مورد انتظار حاصل از فروش را به شما ارائه می‌دهد. استفاده از اطلاعات چرخه تولید وبخش‌های عملیاتی طرح کسب وکار موجب می‌شود تا میزان فروش بر اساس هزینه مورد انتظار خرید کالا‌ها و خدمات ارزیابی شود.‌ این عملیات رقمی‌از هزینه فروش را به دست می‌دهد که در صورتی که از میزان درآمد حاصل از فروش کسر شود رقم سود خالص پیش‌بینی شده ماهانه را به دست می‌دهد.
طرح کسب وکار باید شامل یادداشت‌ها وگزارش‌هایی از تمام هزینه‌ها از جمله هزینه‌های مربوط به کارمندان باشد. به همراه هزینه‌های اداری و بالا سری (که شامل هزینه‌های آب، برق، بیمه، مالیات و غیره می‌شود.) یک پیش‌بینی ماهانه از هزینه‌های مورد انتظار کسب و کار نوپا به دست می‌آید. ارزیابی هزینه‌های راه‌اندازی کسب و کار با جزئیات از اهمیت بالایی برخوردار است؛ چرا که اشتباه در محاسبه آنها می‌تواند به شکست خوردن یک کسب و کار خوب بیانجامد.
پیش‌بینی حساب سود و زیان ماهانه با وارد کردن درآمد مورد انتظار حاصل ازفروش منهای هزینه‌های فروش ،هزینه راه‌اندازی کسب وکار و هزینه‌های بالا سری، تکمیل می‌گردد و سود خالص ماهانه را نشان می‌دهد. ممکن است پیش‌بینی حساب سودوزیان نشان دهد که در ماه‌های اولیه با زیان روبه‌رو هستیم، اما زمانی که حجم فروش افزایش یافت باید میزان قابل قبولی از سود حاصل شود. اگر محاسبات نشان دهنده زیان است سعی نکنید با عوض کردن اعداد، حقیقت را پنهان کنید. در عوض باید به بخش فروش و هزینه‌ها برگردید و در نظر بگیرید چه اقداماتی می‌تواند به افزایش سود ناخالص و کاهش هزینه‌های سربار به میزانی قابل قبول کمک کند. برای طرح یک کسب‌و‌کار کوچک، نقدینگی معمولا امری حیاتی است. یکی از مهم‌ترین دلایل ورشکستگی کسب و کارهای کوچک پیش از برآورده کردن انتظارات کارآفرین کمبود نقدینگی و سرمایه است. صورتحساب نقدینگی بر اساس ارقام و قیمت‌های موجود در طرح کسب و کار و به شکلی تدوین می‌شود که منابع مالی لازم در آن ذکر شده باشد.
جریان نقدینگی با حساب سود و زیان متفاوت است؛ چرا که حساب سود و زیان میزان اختلاف میان ارزش کالاهای فروخته شده و هزینه‌ها را بیان می‌کند. صورتحساب نقدینگی هم میزان سود به دست آمده و هم تغییرات در میزان خرید و موجودی انبار، پرداخت‌های مقطعی و میزان بدهکاری و بستانکاری کسب و کار را نشان می‌دهد و به‌این ترتیب مشخص می‌کند که کسب و کار مورد بررسی تا چه میزان دخل و خرج می‌کند.تهیه صورتحساب جریان نقدینگی بر عهده حسابداران است. برای محاسبه صورتحساب ساده گردش مالی باید حساب سودوزیان خالص را منهای هزینه‌های انبار (که شامل کالاهایی که هنوز فروخته نشده و مواد اولیه موجود در انبار است) کنید. همچنین هریک از پرداخت‌های نقدی که برای پیش‌پرداخت‌ها وخرید دارایی‌های ثابت صورت گرفته است را نیز باید از حساب سودوزیان کسر کرد.علاوه بر‌این هنگامی‌ که یک کسب وکار جدید شروع می‌شود مبلغ بدهی به تامین‌کنندگان و اعتبار دهندگان صفر است، همچنین مقدار طلب مشتریان نیز صفر است. در طول سال‌این موازنه در هر ماه نسبت به شرایط مالی و شرایط کسب وکار تغییر می‌کند. تغییرات پدید آمده در‌این حساب‌ها باید در صورت حساب نقدینگی وارد شوند. افزایش بدهکاران، جریان نقدینگی را کاهش می‌دهد و افزایش اعتباردهندگان افزایش جریان نقدینگی را در بر دارد.
سومین قسمت در بخش مالی تجزیه وتحلیل کامل طرح کسب وکار را شامل می‌شود که تجزیه وتحلیل حساسیت نامیده می‌شود. ‌این بخش برای آنان که چیزی از حسابداری نمی‌دانند، کاری تکنیکی محسوب می‌شود. با ‌این حال بخش بسیار مهمی‌است که تجزیه و تحلیل حساسیت مالی را در بر دارد. چرا که تغییرات در فرصت‌های مالی و همچنین ریسک‌های مالی در طرح کسب وکار را همین تجزیه و تحلیل حساسیت نشان دهد‌.
همه بخش‌های عمده در راه‌اندازی یک کسب وکار از جمله حجم فروش، قیمت فروش، هزینه عناصر و عوامل دیگری که ممکن است بر کسب‌وکار تاثیرگذار باشند باید مورد ارزیابی قرار گیرد و برای هریک از‌این موارد یک میزان حدی براساس شرایط بالقوه بازار و ریسک‌های احتمالی در نظر گرفته شود.
یک ارزیابی مالی برای محدودیت‌ها در حد بالا و پایین داشته باشید و تاثیر هر یک را در حساب سود و زیان و حساب جریان نقدی تعیین کنید. همچنین ترکیبی از عوامل متعددی را که در بخش مالی کسب و کار کوچک تاثیرگذار است، ارزیابی کنید. کاهش حجم فروش ممکن است برای یک کسب وکار کوچک ناراحت کننده باشد؛ اما چنانچه با کاهش قیمت فروش وهزینه‌های بالاتر همراه شود با ریسک شدیدتری در کسب وکار خود مواجه خواهید شد.
بخش مالی طرح کسب وکار باید دقیق ومنعکس کننده عملکرد پیش‌بینی شده برای بخش کسب و کار باشد و بسیار مهم است که صادقانه تنظیم شده باشد تا بتواند در صورت بروز شرایط خطرناک به اقدامات مدیریتی اورژانسی کمک کند واثرات ریسک را در بخش مالی محدود کند.
در عمل برخی از ‌این ریسک‌ها رخ خواهد داد. به ویژه مشکل کمبود نقدینگی که خطرناک‌ترین مشکل برای یک کسب و کار کوچک است. تفاوت میان آگاهی داشتن و غفلت از آنها در واقع فرق بین بقای کسب و کار و ورشکستگی است.







تاريخ : دوشنبه 22 فروردین 1390  | 11:32 PM | نويسنده : سيدمهدي شمس | نظرات 0

بسیاری از والدین فکر می کنند که وظیفه تربیتی آنان صرفا در زمان هایی است که آنان با فرزندان شان به بحث و گفتگو می نشینند یا بازی ها و مناسبات شان را با اطرافیان جهت دار می نمایند. اما فرزندان نه تنها باید افرادی شرافتمند باشند بلکه لازم است مدیرانی خوب و شرافتمند نیز باشند. به همین دلیل توجه به اقتصاد در خانواده زمینه بسیار مناسبی برای پرورش خصوصیات مهم اخلاقی در مدیران آینده جامعه است.

با رهبری صحیح و بجا در اقتصاد خانواده، خصوصیات جمع گرایی، صداقت، دلسوزی، صرفه جویی، مسئولیت پذیری، استعداد سمت گیری و دیگر خصوصیات مثبت رشد و پرورش می یابد.

هر گاه بچه ها از محل عایدی خانواده خود اطلاعی نداشته باشند و عادت کنند صرفا نیازمندی های خود را مرتفع سازند و به نیازمندی های سایر اعضای خانواده بی اعتنا باشند، صرفا مصرف کنندگان حریصی خواهند بود که بعدها می توانند هم برای خود و هم برای جامعه زیان های جبران ناپذیری به بار بیاورند. از طرف دیگر، اگر پدر و مادرها فقط در این اندیشه باشند که فرزندشان خوب بخورد، خوب بپوشد و در یک کلام همه چیز داشته باشد، در عین حال خود را از ضروری ترین چیزها محروم سازند، ناآگاهانه توقعات فرزندان را بالا برده اند. آنان از نیازهای والدین شان بی اطلاع مانده و تنها راه ارضای امیال خود را خواهند شناخت. این شیوه تربیتی بسیار نادرست و زیان آور بوده و پدر و مادر قبل از هر فرد دیگری از این تربیت ناصحیح در رنج و عذاب خواهند بود.

به همین دلیل:

1ـ بچه ها باید از محل کار والدین، حرفه آنان و دشواری های شغل شان آگاهی داشته باشند.

2ـ بهتر است والدین فرزندان خود را با برخی از همکاران شان آشنا کنند.

3ـ اگر مادر، خانه دار است بچه ها باید اهمیت وظایف، کار و زحمات خانه داری را بدانند و به آن احترام بگذارند. بچه ها باید بدانند که کارهای خانه به زحمت و تلاش فراوان نیاز دارد.

4ـ بچه ها باید احتیاجات عمومی و مشترک خانواده مانند فرش، رادیو، تلویزیون، کتاب و ... را تشخیص داده و یاد بگیرند از بعضی نیازهای خود جهت رفع نیازهای دیگر اعضای خانواده صرف نظر نمایند.

5ـ بهتر است بچه ها با بودجه خانواده آشنا باشند و از مقدار حقوق و یا دستمزد والدین خود آگاهی یابند.

6ـ نباید به بچه ها اجازه داد که اگر وضع مالی خانواده رضایت بخش است او به خود ببالد و به اصطلاح لاف ثروت شان را بزند. در چنین خانواده هایی که از رفاه نسبی بیشتر و بهتری برخوردارند، بهتر است پول ها صرف نیازهای عمومی خانواده بشود. به عنوان مثال خرید کتاب بهتر از خریدن لباس اضافی است.

7ـ اگر خانواده ای به دلایل مختلف نیازهای خود را به زحمت برآورده می کنند، بچه ها باید بدانند که انسان ها در تلاش و کوشش بیشتر برای معاش حلال و بهبود زندگی، بیشتر احساس غرور می کنند تا در پول اضافی و ثروتی که بدون دردسر به دست آمده است. در چنین خانواده هایی باید بردباری، تلاش در راه آینده ای بهتر، گذشت و مساعدت را تبلیغ و پرورش داد. والدین هرگز نباید در مقابل بچه ها از وضع زندگی خود بنالند و یا شکایت کنند. بر عکس آنها باید خود را خوشبخت نشان بدهند و برای بهبود معیشت خانواده تلاش و روزهای بهتری را برای خود و خانواده آرزو نمایند.

8ـ وسایلی که مورد نیاز زندگی خانواده هستند به تدریج فرسوده و کهنه می شوند که باید وسایل جدید و نو جانشین آنها شوند. از طرف دیگر وسایل جدید را باید خرید. بنابراین لازم است از درآمد خانواده مبلغی پس انداز شود. همچنین لازم است بچه ها بیاموزند که از وسایل زندگی به طور عاقلانه ای استفاده نمایند و نسبت به وسایل مشترک و عمومی خانواده دلسوزی لازم را از خود نشان بدهند.

9ـ ملاحظه کاری را باید در بچه ها تقویت نمود. ملاحظه کاری جنبه خاص دلسوزی است. دلسوزی بیشتر در افکار و تصورات انسان ها تجلی می یابد اما ملاحظه کاری در عادات ظاهر می شود. بچه ها باید قادر باشند و یاد بگیرند بدون اینکه لوازم و وسایل خانه را کثیف کنند یا بشکنند، از آنها استفاده نمایند.

10ـ حس مسئولیت پذیری در بچه ها را باید بالا برده و تقویت نمود. حس مسئولیت پذیری یعنی اینکه هر گاه چیزی در اثر قصور یا اشتباهی خراب یا از بین رفت، انسان بی آنکه مجازات شود، احساس خجالت و شرمساری نماید. بنابراین نباید بچه ها را برای خراب کردن یا از بین بردن سهوی وسایل خود و خانواده، مجازات یا تهدید نمود. بچه ها باید از بی احتیاطی شان، خودشان قلبا احساس تأسف کنند. این مهم نیز با صحبت کردن و توضیح دادن به بچه ها میسر خواهد شد.







تاريخ : دوشنبه 22 فروردین 1390  | 11:31 PM | نويسنده : سيدمهدي شمس | نظرات 0

تعداد کل صفحات : 43 :: 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 >