OnlineUser
 
سیدالشهدا
إن لقتل الحسین حرارة فی قلوب المۆمنین لا تبرد أبدا
درباره وبلاگ


این وبلاگ، جهت آشنایی بیشتر با زندگانی و سیره امام حسین (ع) و یاران ایشان، در ایام نزدیک به ماه سوگواری حضرت ایجاد شده است و استفاده از مطالب آن، با فرستادن یک صلوات، مجاز است.

نويسنده
آمار وبلاگ
  • کل بازديد : 165141
  • تعداد کل نظرات : 98
  • تعداد کل پست ها : 327
  • آخرين بروز رساني :
    جمعه 24 آذر 1396 
نوای وبلاگ

    Flash Required

    Flash is required to view this media. Download Here.

    حّر بن یزید ریاحی که از فرماندهان جنگاور و دلیر عمر بن سعد بود و همو بود که در وهله نخست، راه را بر امام حسین (ع) بست و او را به اجبار واکراه به کربلا رهسپار گردانید؛

    وقتی بزرگواری امام حسین(ع) و حقیقت خواهی وی را ملاحظه کرد و از سوی دیگر شاهد نیت های پلید عمر بن سعد و لشکریان عبیدالله بن زیاد و جنایت ها و ستم کاری های آنان بود، از خواب غفلت و دنیا طلبی بیدار شد و در خود احساس نگرانی و ندامت نمود و در وی دگرگونی شگفتی به وجود آمد.

    به طوری که یکباره سپاه کفر پیشه عمر بن سعد را ترک و به سوی خیمه گاه امام حسین(ع) رهسپار شد. حر به نزد امام حسین (ع) رفت و از آن حضرت درخواست عفو و بخشش نمود و از کردار و رفتارهای پیشین خود اظهار پشیمانی کرد. امام حسین(ع) با مهربانی تمام حر بن یزید را پذیرفت و از وی استقبال کرد و با رفتار خود موجب تقویت ایمان حر گردید.

    حر برای روشن گری سپاه به سوی آنان برگشت و با معرفی خود و چگونگی هدایت یافتنش، آنان را به راه خیر و سعادت و پیوستن به سپاه حقیقت جوی امام حسین (ع) دعوت کرد.

    دشمنان که از ملحق شدن حر به امام حسین (ع) بسیار نگران و ملتهب شده بودند، وی را سنگباران و تیرباران کرده و از نزدیک شدنش به نیروهای خود، بازداشتند. حر به ناچار به سوی خیمه گاه امام حسین(ع) برگشت.

    پیوستن حر به سپاه امام حسین (ع) و سخنرانی وی برای سپاه عمر بن سعد در دفاع از امام حسین (ع)، برای عمر بن سعد و دیگر جنگ افروزان دشمن بسیار گران و نگران کننده بود و تأثیر زیادی در نیروهای دشمن به وجود آورد.

     



    بعد از شهادت امام حسين (ع) در روز عاشورا، چه اتفاقاتي در عالم رخ داد؟

    شيعيان، اعتقاد دارند که نصب امام و جانشين پيامبر به دست خداوند است و مردم اجازه دخالت در انتخاب امام ندارند؛ همان طوري كه انتخاب پيامبر به دست خداوند است و مردم حق انتخاب نبي را ندارند. در قرآن كريم آيات بسياري وجود دارد كه اين مطلب را ثابت مي‌كند. خداوند كريم در باره امامت حضرت ابراهيم (ع) مي‌فرمايد:

    إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماما (بقره / 124)

    من تو را امام و پيشواى مردم قرار دادم‏.

    و نيز مي‌فرمايد :

    وَهَبْنَا لَهُ إِسْحَاقَ وَ يَعْقُوبَ  وَ كلاًُّ جَعَلْنَا نَبِيًّا (مريم / 49)

    ما اسحاق و يعقوب را به او بخشيديم و هر يك را پيامبرى (بزرگ) قرار داديم.

    طبق اين آيه، جعل امامت حضرت ابراهيم به دست خدا بوده است؛ همان طوري كه جعل نبوت او به دست خدا بود ؛ اما هيچ آيه در قرآن وجود ندارد كه انتخاب نبي و امام را به دست مردم سپرده باشد.

    و نيز شيعيان اعتقاد دارند همان طوري که پيامبران الهي براي اثبات نبوت و رسالت  نياز به  ارائه معجزه و کرامات خارق العاده داشتند، اوصياء و جانشينان آنان نيز بايد براي اثبات امامت خويش از كرامت و معجزه استفاده مي كردند و گرنه سخن آنان پذيرفته نشده و قابل تصديق نيست.

    و ائمه اهل بيت عليهم السلام ، هر کدام داراي معجزات و کراماتي بوده اند که افراد با ديدن آن ها از ائمه ، سخن آنان را پذيرفته و به امامت آنان تن مي دادند.

    حضرت سيد الشهدا (ع)، داراي معجزات  و كرامات زيادي در زمان حياتشان و حتي بعد از شهادتش بوده که اين معجزات ثابت مي کند، آن بزرگوار، امام بر حق و منصوب از جانب خداوند و جانشين شايسته بعد از برادرش امام حسن (ع) است؛ زيرا محال است خداوند اين معجزات و کرامات را به دست نا اهلان و مدعيان دروغين ولايت الهي بسپارد و نعوذ بالله با در اختيار قرار دادن اين معجزات به دست آن ها زمينه هاي گمراهي مردم را مهيا سازد.

     



    آیا می دانستید که سالهاست آب روانی در زیر حرم مطهر حضرت قمر بنی هاشم (س) جاریست؟

     همان آبی که بر فرزندان پیامبر در ظهر عاشورا 14 قرن پیش بستند، امروز در حرم قمر بنی هاشم، به طرز معجره آسایی نابینا را بینا می کند، بیمار سرطانی را شفا می دهد و از 50 سال قبل تاکنون این آب در یک سطح ثابت مانده و هر چه از آن استفاده می شود نه کم و نه زیاد می‌شود.



     

    او مردى شجاع و شریف در قبیله‌ی خود بود و در كوفه اقامت داشت و شجاعت او در جنگ‌ها مشهور بود. در ابتداى كار از طرفداران عثمان بود و پس از ملاقات با امام حسین (ع) در اثر هدایت الهى از عقیده خود دست كشید و از شیعیان على و اهل ‌بیت علیهم السّلام شد و همراه امام حسین (ع) به كربلا آمد.

     

    روز عاشورا بعد از گزاردن نماز با امام حسین (ع)، دست خود را روى شانه امام نهاد و این رجز را خواند:

     

    اقدم هدیت هادیّاً مهدیّاً               الیوم تلقى جدّک النّبیّا

    و حسناً و المرتضى علیّاً            و ذا الجناحین الفتى الکمیا

    و اسد اللّه الشهید الحیّا؛

     

    به پیش اى هدایت شده و راهنما، امروز جدّت نبى اکرم(ص) را دیدار خواهى کرد، و همچنین حسن مجتبى(ع) و على مرتضى(ع) و صاحب دو بال(جعفر طیّار) آن جوانمرد شجاع را و حمزه شیر خدا شهید زنده را دیدار خواهى نمود.

     

    سپس به میدان آمد و مبارزه سختى با سپاه كوفه كرد تا آن كه یك‌صد و بیست نفر از آنان را به قتل رساند.

     



     

     واعظینی که تاریخ عاشورا را بر فراز منابر نقل می کنند، دائما این حادثه را به شکلی نقل می کنند که دل ما را می سوزاند. اینکه امام (ع) با عده ای زن و بچه در صحرایی سوزان، اسیر دست عده ای ظالم و جنایتکار شده اند و نتوانسته اند آنگونه که باید و شاید از خود دفاع کنند و از آن بالاتر اینکه نتوانسته اند دستاورد نظامی خوبی را کسب کنند.

     برای ما بسیار عجیب و غیر منتظره است؛ چرا امام (ع) در این حادثه نتوانست آنگونه که باید و شاید بجنگد و افتخار نظامی خوبی در حد افتخارات امام علی (ع) در جنگهای تاریخ اسلام کسب کند؟ آیا امام حسین (ع) از نظر نظامی توانمندی بالایی در حد امام علی (ع) نداشت و نمی توانست در این برخورد نظامی پیروز شود و یا اینکه حداقل دستاورد نظامی خوبی را کسب کند؟





     

    امام حسين (ع) براى پيش گيرى از نبرد و خون ريزى نيروهاى دو طرف، تلاش زيادى به عمل آورد و از هر راه ممكن مى خواست از كشتار مسلمانان جلوگيرى نمايد و خون كسى بر زمين نريزد. ولى دشمن كه مغرور از كثرت سپاه خود و قلت ياران امام (ع) بود، به هيچ صراطى مستقيم نبود و به هيچ پيشنهادى پاسخ مثبت و كار ساز نمى داند و خواهان تعيين تكليف از راه نبرد و خون ريزى بود.

    امام حسين (ع) در روز عاشورا، برخى از ياران خود را به نزد سپاه دشمن فرستاد تا با آنان گفت و گو كرده و با بيان حقايق و واقعيت ها، آنان را از شرارت و جنايت منصرف كنند.

    آن حضرت، خود نيز بارها براى اندرز سپاه كفر پيشه دشمن، پا پيش نهاد و با بيان خطبه هايى روشن گر، آنان را به حفظ آرامش و عدم خون ريزى دعوت كرد و از جنگ و مبارزه بازداشت. ولى جز تعدادى اندك كه از خواب غفلت بيدار شده و حقيقت را دريافتند و به سپاه آن حضرت پيوستند، بقيه آنان در ضلالت و گمراهى خويش باقى مانده و بر آغاز جنگ اصرار مى كردند. 


    منبع:

    لهوف سيد طاووس، ص 114 






    ( کل صفحات : 15 )       6   7   8   9   10   11   12   13   14   15