منو اصلي
صفحه اصلي
پست الکترونيک
سنگر فرماندهي
سنگر معصومين
سنگر منکرات
درباره پايگاه
سالهاست که جنگ پايان يافته ولي هنوز عطش شهادت بر لبهاي خشک و ترک خورده ي بشر تازيانه مي زند. آن زمان که دروازه هاي بهشت باز بود هر کس با حرفه اي خود را به آن باب مي رساند و ما نسل سومي ها هم که دستمان در گير صفر و يک است بابي را گشوديم تا جرعه اي را تا شهادت بنوشيم. افتخار ما اينست که سرباز ولايت فقيه هستيم هرچند دستمان خاليست اما دل هاي مان پر اسـت از عشق به ولايت.
موضوعات
صاحب الزمان
امام حسین (ع)، عاشورا
چهارده معصوم
شهدای گمنام
دفاع مقدس و شهدا
جنگ نرم
بانک شعر
شهدای انقلاب، دهه فجر
امام خمینی (ره)
مقام معظم رهبری
شهید عباس بابایی
شهید دکتر مصطفی چمران
شهید علی اکبر شیرودی
شهید سید مرتضی آوینی
شهید محمد ابراهیم همت
طنز جبهه
موبایل، دانلود
گلچین مطالب
جنگ معاصر
امر به معروف و نهی از منکر
آرشيو مطالب
اردیبهشت 1395
دی 1395
فروردین 1394
اردیبهشت 1394
خرداد 1394
تیر 1394
مرداد 1394
مهر 1394
آبان 1394
آذر 1394
دی 1394
اسفند 1394
شهریور 1393
مهر 1393
آبان 1393
آذر 1393
دی 1393
بهمن 1393
اسفند 1393
فروردین 1391
بیسیم به ما

اوقات شرعي
اوقات شرعی
شهید شاخص

شهید عباس بابایی

این پایگاه در سایت ساماندهی پایگاه های اینترنتی ثبت شده است

یافتیم آنچه را که دیگران نیافتند
نوشته شده توسط محمدرضا صالحی
نظرات 0

ما یافتیم آنچه را که دیگران نیافتند.

ما همه ی افق های معنوی انسانیت را در شهدا تجربه کردیم.

ما ایثار را دیدیم که چگونه تمثل می یابد.

عشق را هم٬ امید را هم٬ ذوق را هم٬ شجاعت را هم، کرامت را هم٬

عزت را هم٬ شوق را هم٬ و

همه ی آنچه را که دیگران جز در مقام لفظ نشنیدند ما به چشم دیدیم.

ما دیدیم که چگونه کرامات انسانی در عرصه ی مبارزه به فعلیت می رسد.

ما معنای جهاد اصغر و اکبر را درک کردیم.

آنچه را که عرفای دل سوخته حتی بر سر دار نیافتند٬

ما در شبهای عملیات آزمودیم.

ما فرشتگان را دیدیم که چه سان اوج و نزول دارند.

ما عرش را دیدیم.

ما زمزمه ی جویبارهای بهشت را شنیدیم.

از مائده های بهشتی تناول کردیم و بر سر سفره حضرت ابراهیم (ع)

نشستیم.

ما در رکاب امام حسین (ع) جنگیدیم.

ما بی وفایی کوفیان را جبران کردیم.

و پادگان دوکوهه بر این همه شهادت خواهد داد...

شهید سید مرتضی آوینی


تاريخ : سه شنبه 15 مهر 1393 
ساعت : 2:49 PM
لينک ثابت
شهید مرتضی آوینی
نوشته شده توسط محمدرضا صالحی
نظرات 0

خداوند مقرب ترین بندگان خویش را از میان عشاق برمی گزیند

که گره کور دنیا را به معجزه عشق می گشایند.

شهید سید مرتضی آوینی


تاريخ : سه شنبه 15 مهر 1393 
ساعت : 2:44 PM
لينک ثابت
شهید ابراهیم همت
نوشته شده توسط محمدرضا صالحی
نظرات 0

ما هنوز شهادتی بی درد می طلبیم،

غافل از آنکه شهادت را جز به اهل درد نمی دهند.

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 15 مهر 1393 
ساعت : 2:39 PM
لينک ثابت
تا یکمی منم مثل اون خدا بشم
نوشته شده توسط محمدرضا صالحی
نظرات 0

هم سگ خرید و فروش می کرد، هم دعواهاش حسابی سگی بود!

یک روز داشت می رفت سمت کوهسنگی برای دعوا و غذا خوردن که دید

یه ماشین با آرم  ستاد جنگهای نامنظم  داره تعقیبش می کنه.

شهید چمران از ماشین پیاده شد و دست اونو گرفت و گفت:

فکر کردی خیلی مردی؟ رضا گفت: برو بچه ها که اینجور میگن!

چمران بهش گفت: اگه مردی بیا بریم جبهه!

به غیرتش بر خورد، راضی شد و راه افتاد سمت جبهه...

مدتی بعد...

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 15 مهر 1393 
ساعت : 2:35 PM
لينک ثابت
سلام بر ابراهیم
نوشته شده توسط محمدرضا صالحی
نظرات 0

برف شدیدی می بارید . سوز سرما هم آدم رو کلافه می کرد.

توی جاده برا انجام کاری پیاده شدیم.

یادم رفت سوئیچ رو بردارم . یهو درهای ماشین قفل شد.

به خانومم گفتم سوئیچ یدک کجاست؟ گفت اونم توی ماشینه...

نمی دونستیم چیکار کنیم . توی اون سرما کسی هم نبود ازش کمک بگیریم.

هر کاری کردم درب ماشین باز نشد.

شیشه ی پر از  برف ماشین رو پاک کردم.

یهو چشمم افتاد به عکس شهید ابراهیم هادی که به سوئیچ ماشین آویزون بود.

به دلم افتاد از ایشون کمک بگیرم.

به شهید گفتم : شما بلدی چیکار کنی.

خودت کمکمون کن از این سرما نجات پیدا کنیم.

همینجور که با شهید حرف میزدم ٬ ناخودآگاه دسته کلید منزلم رو در آوردم.

اولین کلید رو انداختم روی قفل ماشین.

تا کلید رو چرخوندم ، درب ماشین باز شد.

خانومم گفت: چطور بازش کردی؟

گفتم با دسته کلید منزل!!!

خانومم پرسید: کدومش؟ مگه میشه؟

شروع کردم کلیدای منزل رو روی قفل امتحان کردن تا ببینم کدومش قفل رو

باز کرده با کمال تعجب دیدم هیچ کدوم از کلیدها توی قفل نمیره.

اونجا بود که فهمیدم عنایت شهید ابراهیم هادی شامل حالمون شده.

منبع: کتاب سلام بر ابراهیم

ادامه مطلب
تاريخ : سه شنبه 15 مهر 1393 
ساعت : 2:27 PM
لينک ثابت
عشق چند حرفه؟
نوشته شده توسط محمدرضا صالحی
نظرات 1

فدای صداقت اون بیسوادی که ازش پرسیدن عشق چند حرفه؟

گفت: چهار حرف...

همه بهش خندیدند اما...

اون زیر لب می گفت:

حسین مگه چند حرفه ؟؟؟؟


تاريخ : سه شنبه 15 مهر 1393 
ساعت : 2:17 PM
لينک ثابت
شهید غلامرضا طرق
نوشته شده توسط محمدرضا صالحی
نظرات 0

دنبال جسدش همه جزیره های اطراف رو گشتیم.

تا نزدیکی امارات هم رفتیم ، پیدایش نشد.

خودش می گفت خوبی دریا به اینه که نشونی از آدم باقی نمیذاره.


تاريخ : دوشنبه 14 مهر 1393 
ساعت : 8:04 PM
لينک ثابت
تعداد کل صفحات: 10
1
2
3
4
5
6
7
8
9
10

تمام حقوق اين وب سايت متعلق به پايگاه اينترنتي منتطران شهادت می باشد.

کپي برداري با ذکر يک صلوات بلا مانع می باشد.

لوگوي ما

منتظران شهادت

وبلاگ-
آخرين مطالب
پایگاه های آمریکایی پیرامون ایران
حاجی پاشو
اهل يقين پيامی ديگر دارند
قرارداد ایران و اسراییل
اومدم تفنگتون رو زمین نمونه
خون شیخ نمر سبب سقوط آل سعود می شود
اجر تو در کتمان کردن است و اجر ما در افشا کردن
نقطه ی یاس دشمن در استقامت ماست
حسین هنوز هم مظلوم است
دامان حسین اگر نگیرم چه کنم؟
کربلا
ارباب صدای قدمت می آید
همسنگران
مداحی
کجایید ای شهیدان خدایی
جنبش دانش آموزی
ان حزب الله هم الغالبون
راسخونک
همه چیز اینجا هست
امید، انتظار
نخبگان شهید
دنیای آبی من
در اوج بمان ایران من
حماسه جاودان
وان گرافیست
دفتر مجازی
شعور حسینی
حجاب انتخاب برتر
مهندسی مکانیک
شیعه 12 امامی
رنگین کمان
موسسه وصال یار
بچه های قلم
پایگاه جامع عاشورا
موسسه فرهنگی راسخون
موسسه فرهنگی تبیان
حمايت مي کنيم

موسسه فرهنگي راسخون

سربازان اسلام

khamenei.ir

مقدر مظلوم

کجایید ای شهیدان خدایی

معبر شهدا

بصیرت چلیچه

جستجو کنيد