به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

از برای کام دنیا خویش را غمگین مکن

پشت پا زن بر دو عالم، دست را بالین مکن

نخل نوخیز تو بهر بوستان دیگرست

ریشه محکم در زمین عاریت چندین مکن

چشم خواب آلود را در گوشه نسیان گذار

راه دوری پیش داری بار خود سنگین مکن

اشک خونین در قفا دارد وداع رنگ و بو

خانه ای کز وی برون خواهی شدن رنگین مکن

می چکد خون از سر شمشیر حشر انتقام

پنجه از خون ضعیفان سرخ چون شاهین مکن

تیشه ای داری چو آه آتشین در آستین

سنگ راهت گر شود کوه گران، تمکین مکن

هر چه پیشت آورد قسمت، به آن خرسند باش

از برای زیستن اندازه ای تعیین مکن

خارخار حرص را در پرده دل ره مده

ناقه گردون نورد روح را گرگین مکن

زخم دندان ندامت در کمین فرصت است

کام خود از بوسه شکر لبان شیرین مکن

غنچه مستور می خواهد بهشت روی یار

چشم خود را باز بر رخسار حورالعین مکن

نقد از مرگ ارادی ساز حشر نسیه را

منزل خود را دراز از چشم کوته بین مکن

شکر این تلخرویان نی به ناخن می کند

وقت حاجت جز به خون خود دهن شیرین مکن

نان جو خور، در بهشت سیر چشمی سیر کن

دل چو گندم چاک بهر خوشه پروین مکن

شهپر طاوس را آخر مگس ران می کنند

فخر بر عریان تنان از جامه رنگین مکن

در نمی گیرد به ارباب خرد افسون عشق

گر نه ای بیکار، خون مرده را تلقین مکن

آب صاف و تیره صائب دشمن آیینه است

سینه خود را غبارآلود مهر و کین مکن

ادامه مطلب
جمعه 4 تیر 1395  - 6:16 PM

تا نگردد چهره نوخط زلف را کوته مکن

ای ستمگر رشته امید ما کوته مکن

می شود جان تازه از آواز پای آشنا

از مزار کشتگان خویش پا کوته مکن

کشتی بی بادبان کمتر به ساحل می رسد

دست از دامان مردان خدا کوته مکن

سرسری از فیض صحرای طلب نتوان گذشت

از شتاب این راه را ای رهنما کوته مکن

بی کشش نتوان به پای آهن این ره را برید

دست خود ای سوزن از آهن ربا کوته مکن

می گشاید از دعا هر عقده مشکل که هست

مشکلی چون رودهد دست از دعا کوته مکن

شمع را فانوس از آفات می دارد نگاه

دست از دامان آن گلگون قبا کوته مکن

شکر این معنی که داری در حریم غنچه راه

از قفس پای خود ای باد صبا کوته مکن

می شود صائب دعا در دامن شب مستجاب

دست خود زنهار ازان زلف دوتا کوتاه مکن

ادامه مطلب
جمعه 4 تیر 1395  - 6:16 PM

چون دو تا شد قدت از پیری گرانجانی مکن

بیش ازین استادگی با اسب چوگانی مکن

پیش دریا قطره را نعل سفر در آتش است

در گهر این قطره را زین بیش زندانی مکن

همچو اوراق خزان اسباب دنیا رفتنی است

خواب را بر چشم خود تلخ از نگهبانی مکن

گر شب خود را نسازی از دل بیدار روز

روز را چون شب ز خواب روز ظلمانی مکن

صورت دیوار می سازد ترا تن پروری

تکیه از غفلت به دیوار تن آسانی مکن

مرغ زیرک دام را در دانه می بیند عیان

در حضور موشکافان سبحه گردانی مکن

گریه را باشد اثرهای نمایان در سحر

با زمین پاک بخل از دانه افشانی مکن

زیر گردون ماهرویی نیست بی داغ کلف

پیش این ناشسته رویان مشق حیرانی مکن

تیزتر گردد ز سوهان تیغ های بی امان

بی سبب در کار مبرم چین پیشانی مکن

پاس دار از شور چشمان سنبل فردوس را

در میان جمع، اظهار پریشانی مکن

حرف حق با باطلان گفتن ندارد حاصلی

در زمین شور صائب دانه افشانی مکن

ادامه مطلب
جمعه 4 تیر 1395  - 6:16 PM

مجلس اغیار را از خنده گلریزان مکن

چشم خونبار مرا همکاسه طوفان مکن

چشم اگر کافر شود از کس متاع دل مگیر

زلف اگر زنار بندد غارت ایمان مکن

ای خدا ناترس آن چاک گریبان را بپوش

شعله آه مرا در انجمن عریان مکن

از برای امتحان اول نمک بر داغ زن

گر بنالم سوده الماس را سامان مکن

سینه صائب زیارتگاه ارباب دل است

گر مسلمان زاده ای این کعبه را ویران مکن

ادامه مطلب
جمعه 4 تیر 1395  - 6:16 PM

شکوه بیهوده از ناسازی گردون مکن

این جراحت را به شمشیر زبان افزون مکن

تلخی ایام را بر خود گوارا کن به صبر

تا ز می پر توان کرد این قدح پر خون مکن

دست افسوس است بار سرو موزون، زینهار

تا تو هم بی بر نگردی مصرعی موزون مکن

صبح پیری نیست چون شام جوانی پرده پوش

آنچه ممکن بود کردی پیش ازین، اکنون مکن

از شکست خصم خوشحالی، ندامت بردهد

زینهار این ریزه الماس در معجون مکن

می نشیند زود در گل کشتی سنگین رکاب

تکیه بر سیم و زر بسیار چون قارون مکن

تاج دریای گهر شد از سبکروحی حباب

چون ز خود گشتی تهی اندیشه از جیحون مکن

زردرو از برگریزان ندامت می شوی

روی خود را از شراب بی غمی گلگون مکن

چاره بیماری دل را ز افلاطون مجوی

زین طبیب خام درد خویش را افزون مکن

حسن شرم آلود لیلی دامن از خود می کشد

از غزالان گرد خود هنگامه چون مجنون مکن

چون مسیحا پای همت بر سر گردون گذار

خویش را در خم حصاری همچو افلاطون مکن

می شود سنگ ملامت در کف طفلان غریب

از سواد شهر صائب روی در هامون مکن

ادامه مطلب
جمعه 4 تیر 1395  - 6:16 PM

دل غمین ز اندیشه روزی درین عالم مکن

بهر گندم پشت بر فردوس چون آدم مکن

ریزش خود را ز چشم مردمان پوشیده دار

در سخاوت خویش را افسانه چون حاتم مکن

گر نمی خواهی شود روشن به مردم حال تو

راز خود را اخگر پیراهن محرم مکن

عالم بالاست جای این نهال بارور

ریشه خود در زمین عاریت محکم مکن

نسیه کردن نعمت آماده را از عقل نیست

التفات از کاسه زانو به جام جم مکن

عالم روشن به چشمت زود می سازد سیاه

پشت خود خم در تلاش نام چون خاتم مکن

رو میاور در طواف کعبه با آلودگی

گرد عصیان را غبار خاطر زمزم مکن

لب ببند از حرف نیک و بد درین عبرت سرا

خاطر آسوده خود شاهراه غم مکن

چشم اگر داری که با خورشید همزانو شوی

گر ز گل بستر کنندت، خواب چون شبنم مکن

پیش هر ناشسته رویی آبروی خود مریز

در زمین شور، ابر خویش را بی نم مکن

خون ما را نیست جز اشک پشیمانی ثمر

جوهر شمشیر خود را حلقه ماتم مکن

هر چه صائب می دهد قسمت، به آن خرسند باش

خاطر خود را غمین از فکر بیش و کم مکن

ادامه مطلب
جمعه 4 تیر 1395  - 6:16 PM

رو نهان در دولت از اقبال محتاجان مکن

این در واکرده را در بسته از دربان مکن

هست در عین عدالت آب جان بخش حیات

چون سکندر جستجوی چشمه حیوان مکن

می توان از جوع تا جسم گران را روح کرد

روح را جسم گران از سیری ای نادان مکن

از سپر انداختن تا می شود مغلوب خصم

از نیام قهر تیغ خویش را عریان مکن

صبح را رخسار خندان از شفق در خون کشید

مد عمر خویش کوتاه از لب خندان مکن

می گدازندت به چشم شور چون ماه تمام

همچو ماه نو قبول پرتو احسان مکن

تا نگردی خوار در چشم عزیزان جهان

یوسف بی جرم را زنهار در زندان مکن

اختیار سر چو در دست تو ای سرگشته نیست

زندگی را صرف در فکر سر و سامان مکن

جز خموشی درد بی درمان ندارد چاره ای

شکوه چون بی طاقتان از درد بی درمان مکن

از نظر بازی دل معمور می گردد خراب

خانه ای را از برای روزنی ویران مکن

در نظر واکردنی طی می شود عمر حباب

تکیه ای بی مغز بر عمر سبک جولان مکن

دل به دریا کرده را هر موج صائب ساحل است

دست چون شستی ز جان اندیشه از طوفان مکن

ادامه مطلب
جمعه 4 تیر 1395  - 6:16 PM

ای دل روشن حجاب از طارم اخضر مکن

آفتاب خویش را مغلوب نیلوفر مکن

زیر گردون باش چندانی که جسمت جان شود

گندمت چون آرد شد در آسیا لنگر مکن

حق نمایی کار هر آیینه بی زنگ نیست

تا بود دل، روی در آیینه دیگر مکن

دام تزویرست خاموشی سگ گیرنده را

نفس اگر عاجز نماید خویش را باور مکن

مرگ چون مو از خمیرت می کشد آسان برون

ریشه محکم در دل فولاد چون جوهر مکن

لنگر بحر حوادث دل به دریا کردن است

سیر این دریای پر آشوب، بی لنگر مکن

سفله را با خود طرف کردن طریق عقل نیست

زینهار از ناکسان صائب شکایت سر مکن

ادامه مطلب
جمعه 4 تیر 1395  - 6:16 PM

بر نظربازان ستم در ابتدای خط مکن

خشک مغزی در بهار جانفزای خط مکن

قطع پیوند محبت می کند مکتوب خشک

سرکشی با عاشقان در ابتدای خط مکن

می کند بیدار آب این سبزه خوابیده را

تیغ را از ساده لوحی آشنای خط مکن

چشم تا بر هم زنی این مور گردیده است مار

بی سبب تعجیل در نشو و نمای خط مکن

شعله خس می شود خامش به اندک فرصتی

تکیه بر حسن سبکسیر صفای خط مکن

از زبان بازی پریشان می شود زلف حواس

شانه را تا می توانی آشنای خط مکن

می شود زیر و زبر از لشکر بیگانه ملک

زلف را باز از سر خود از برای خط مکن

حکم نتوان بر فلک راندن به تقویم کهن

ناز بر صاحبدلان در انتهای خط مکن

از نزول آیه رحمت خجل گشتن خطاست

روی خود پنهان ز صائب از حیای خط مکن

ادامه مطلب
جمعه 4 تیر 1395  - 6:16 PM

در سرانجام عمارت عمر خود باطل مکن

در زمین عاریت چون غافلان منزل مکن

تا دل ویرانه ای را می توان تعمیر کرد

نقد اوقات گرامی صرف آب و گل مکن

جز زمین گیری ندارد پله عشق مجاز

آشیان چون قمریان بر سر و پا در گل مکن

چشم اگر داری که پا در دامن منزل کشی

همرهی در قطع ره با مردم کاهل مکن

نقد جان را عاقبت تسلیم چون خواهی نمود

از تپیدن بیش ازین خون در دل قاتل مکن

نقل زاد آخرت با دست تنها مشکل است

بخل در برگ و نوا زنهار با سایل مکن

بی نگهبان نفس سرکش می شود مطلق عنان

از کمین خویشتن صیاد را غافل مکن

صرف باطل ساختی سر جوش ایام حیات

باری این ته جرعه اوقات را باطل مکن

شمع از آتش زبانی سر به جای پا نهاد

از سبک مغزی زبان بازی به یک محفل مکن

یک جهت شو در طریق عشق چون مردان مرد

بیش ازین اوقات صائب صرف لاطایل مکن

ادامه مطلب
جمعه 4 تیر 1395  - 6:16 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 588

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5002479
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث