به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

ما چو در سایهٔ الطاف خدا می باشیم

هرچه باشند به ما ، ما به جهان می باشیم

دیگران در هوس نقش خیالند و ما

نقش بندیم خیالی که مگر نقاشیم

نبود هیچ حجابی که به آن محجوبیم

ور بود یکسر موئیش روان بتراشیم

گو همه خلق بدانند که ما سرمستیم

از تو پنهان نبود در همه عالم فاشیم

زاهدان را به خرابات مغان نگذارید

خانهٔ ماست که رندان خوش او باشیم

هرچه بینم همه دلبر خود می نگریم

لاجرم یک سر موئی دل کس نخراشیم

در خرابات مغان سید سرمستانیم

تا که بودیم چنین بود و چنان می باشیم

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 5:06 PM

 

فاش شد نام ما که قلاشیم

عاشق و رند و مست و اوباشیم

والهٔ زلف یار دلبندیم

مبتلای بلای بالاشیم

یار سرمست چشم مخموریم

عاشق شاهدان جماشیم

نقش هستی خود فروشستیم

این زمان عین نقش نقاشیم

پشه ای را به جان نیازاریم

مورچه ای را دلش نبخراشیم

چون همه جز یکی نمی بینیم

لاجرم ما همه یکی باشیم

نقطه شد حرف و حرف شد سید

ما بدین حرف در جهان فاشیم

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 5:06 PM

 

میخانه سبیل ماست مخمور کجا باشیم

نزدیک خداوندیم ما دور کجا باشیم

از دولت وصل او ما سلطنتی داریم

از حضرت آن سلطان مهجور کجا باشیم

تا ناظر او گشتیم منظور همه خلقیم

خود بی نظر لطفش منظور کجا باشیم

از نور جمال او روشن شده چشم ما

با چشم چنین روشن ما کور کجا باشیم

عرش است مقام ما در فرش کجا گنجیم

ما زنده جاویدیم در گور کجا باشیم

از علت امکانی دل صحبت کلی یافت

چون اوست طبیب ما رنجور کجا باشیم

آن سید سرمستان ساقی حریفان است

گر باده همی نوشیم معذور کجا باشیم

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 5:06 PM

 

ما اگر شاه اگر گدا باشیم

در همه حال با خدا باشیم

جمله اسما به ذوق می خوانیم

از مسما کجا جدا باشیم

موج بحریم و عین ما آبست

ما درین بحر آشنا باشیم

دردمندیم و درد می نوشیم

دائما همدم دوا باشیم

غیر او دیگری نمی دانیم

عاشق غیر او کجا باشیم

در خرابات رند و سرمستیم

این چنین بوده ایم تا باشیم

ما چو باشیم بندهٔ سید

بندهٔ دیگری چرا باشیم

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 5:06 PM

 

منم که عاشق دیدار یار خود باشم

منم که والهٔ زلف نگار خود باشم

منم که سیدم و بندهٔ خداوندم

منم که دانه و دام شکار خود باشم

منم چو پرده و جانم امیر پرده نشین

منم که میر خود و پرده دار خود باشم

به هر کنار که باشم از این میان به یقین

چو نیک بنگرم اندر کنار خود باشم

به گرد کوه و بیابان دگر نخواهم گشت

به کنج دل روم و یار غار خود باشم

چرا جفا کشم از هر کسی درین غربت

به شهر خود روم و شهریار خود باشم

به غیر عشق مرا نیست کاری و باری

از آن مدام پی کار و بار خود باشم

از آنکه عاشق و معشوق نعمةاللهم

به گرد کار خود و کردگار خود باشم

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 5:06 PM

 

دُرد دردش به ذوق می نوشم

خلعت از جود عشق می پوشم

غم عشقش خریده ام به جهان

به همه کائنات نفروشم

تاج عشق ویست بر سرمن

حلقهٔ بندگیش در گوشم

آتشی هست در دلم که مدام

همچو خم شراب می جوشم

مستم و چون سبوی میخواران

عاشقان می کشند بر دوشم

عاشقانه به باده نوشیدن

تا که جان در تن است می کوشم

نعمت الله یادگار من است

نکند هیچکس فراموشم

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 5:06 PM

 

از جام وحدت سرخوشم هر دم مئی درمی کشم

هر دم مئی درمی کشم از جام وحدت سرخوشم

ساقی مست مهوشم خوشوقت می دارد مرا

خوشوقت می دارد مرا ساقی مست مهوشم

هر دم او ترگل قاردشم فانظر بحالی یا حبیب

فانظر بحالی یا حبیب هر دم او ترگل قاردشم

شاهد گرفته در کشم چون شاهدان معشوق را

چون شاهدان معشوق را شاهد گرفته در کشم

در میکده دُردی کشم رندانه با سید حریف

رندانه با سید حریف در میکده دُردی کشم

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 5:06 PM

 

سر کویت به همه ملک جهان نفروشم

خود جهان چیست غمت را به جهان نفروشم

من که سودا زدهٔ زلف پریشان توام

یک سر موی تو هرگز به دو کان نفروشم

برو ای عقل که من مستم و تو مخموری

زر چه باشد برو ای خواجه به جان نفروشم

دُردی درد تو جانا نفروشم به دوا

جرعهٔ می به همه کون و مکان نفروشم

جان و دل دادم و عشق تو خریدم به بها

بهر سودش نخریدم به زیان نفروشم

نقدی از گنج غم عشق تو در دل دارم

این چنین نقد به صد گنج روان نفروشم

سید کوی خرابات و حریف عشقم

گوشهٔ مملکت خود به جهان نفروشم

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 5:06 PM

 

می عشقش به کام می نوشم

دُرد دردش تمام می نوشم

در خرابات عشق مست و خراب

باده ای با قوام می نوشم

نوش جانم که باده ایست حلال

نه شراب حرام می نوشم

عاشقانه حریف خمارم

صبح تا شام جام می نوشم

شادی روی ساقی وحدت

ساغر می مدام می نوشم

رندم و می پرست و مستانه

دم به دم می بکام می نوشم

سید بزم باده نوشانم

گرچه می با غلام می نوشم

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 5:06 PM

 

منم که جام می ذوالجلال می نوشم

همیشه بادهٔ عشق جمال می نوشم

مدام همدم جام شراب عشق ویم

می محبت او بر کمال می نوشم

چو من ز روز ازل مست ورند و قلاشم

عجب مدار که می لایزال می نوشم

بنوش دُردی دردش که نوش جانت باد

که من به عشق چو آب زلال می نوشم

هزار ساغر می نوش می کنم به دمی

هنوز می طلبم بی ملال می نوشم

خیال ماضی و مستقبلم نمی باشد

ز جام عشق می ذوق حال می نوشم

مدام ساقی سرمست نعمت اللهم

به شادی رخ او می حلال می نوشم

ادامه مطلب
یک شنبه 8 مرداد 1396  - 5:06 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 1056

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5122352
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث