به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

 

جام گیتی نماست در نظرم

همه عالم به نور او نگرم

ساغر می مدام می نوشم

شادی عاشقان و غم نخورم

هر کجا رند سرخوشی بینی

قدمش بوسه ده بجو خبرم

جام می می نمایدم روشن

روی ساقی مدام در نظرم

یافتم ملک و صورت معنی

لاجرم پادشاه بحر و برم

دو جهان می کنم فدای یکی

چه کنم این رسیده از پدرم

بندهٔ سید خراباتم

پیش سلطان عشق معتبرم

ادامه مطلب
جمعه 6 مرداد 1396  - 1:51 PM

 

هر کجا حسن خوشی می نگرم

جان به عشق تو به او می سپرم

نگرانم به جمال خوبان

چه کنم حسن تو را می نگرم

دم به دم کلک خیالت به کرم

صورتی نقش کند در نظرم

می خورم جام می عشق مدام

غم بیهودهٔ عالم نخورم

به هوای در میخانهٔ تو

از سر هر دو جهان در گذرم

تا ز اسرار می و دیر مغان

خبری یافته ام بی خبرم

بندهٔ سید سرمستانم

پیش رندان جهان معتبرم

ادامه مطلب
جمعه 6 مرداد 1396  - 1:51 PM

 

خوش حیاتی که پیش او میرم

چون بمیرم به کیش او میرم

عشق او شمع و من چو پروانه

گرچه سوزد که در برش گیرم

گر زند ور نوازدم چون نی

بجز از ناله نیست تدبیرم

دوش دیدم خیال او درخواب

لطفش امروز کرده تعبیرم

سروری بر همه توانم کرد

من چو در پای میر خود میرم

چون توانم که عذر او خواهم

که سراپا تمام تقصیرم

هرچه گویم ز خود نمی گویم

نعمت الله کرده تقدیرم

ادامه مطلب
جمعه 6 مرداد 1396  - 1:51 PM

 

در همه آینه یکی نگرم

آن یکی در هزار می شمرم

هر چه بینم به نور او بینم

جام گیتی نماست در نظرم

زندهٔ جاودان منم که به عشق

جان به جانان خویش می سپرم

او خبیر است و من خبیر خبیر

تا نگوئی ز خویش بی خبرم

عارفانه مدام در سیرم

هر زمان در ولایت دگرم

پای بوسش اگر دهد دستم

از سر کاینات در گذرم

نعمت الله چو نور چشم منست

جام و جم را به همدگر نگرم

ادامه مطلب
جمعه 6 مرداد 1396  - 1:51 PM

 

بیا و همدم ما شو به عشق او یک دم

مباش غافل از این دم به جان بجو یک دم

مدام همدم جامیم و محرم ساقی

به جان او که نجوئیم غیر او یک دم

دمیست حاصل عمرت غنیمتی می دان

دریغ باشد اگر گم شود ز تو یکدم

سبوکشی خرابات ، دولتی باشد

بجو سعادت دولت بکش سبو یکدم

بنال بلبل مسکین که همدم مائی

بگیر دستهٔ گل را و خوش ببو یکدم

همیشه همدم رندان یک جهت می باش

مباش هم نفس زاهد دو رو یک دم

مگو حکایت دنیا و آخرت با ما

حدیث سید سرمست را بگو یک دم

ادامه مطلب
جمعه 6 مرداد 1396  - 1:51 PM

 

آتش عشق تو جان می سوزدم

هر نفس کون و مکان می سوزدم

عود دل در مجمر سینه به عشق

خوش همی سوزم چو آن می سوزدم

مهر تو شمعی و دل پروانه ای

بی محابا خوش روان می سوزدم

معنی عشق تو بر زد آتشی

صورت پیر و جوان می سوزدم

پختگان دانند حال سوز من

کآتش عشقت چه سان می سوزدم

در میان آبم و آتش چو شمع

آشکارم او نهان می سوزدم

ساز سید سوز دل باشد از آن

آتش عشق فلان می سوزدم

ادامه مطلب
جمعه 6 مرداد 1396  - 1:51 PM

 

شمع جان هر نفسی ز آتش دل برگیرم

همچو پروانه به عشق آیم و در برگیرم

تا کنم مجلس عشاق منور چون شمع

از سرم تا به قدم سوزد و خوشتر گیرم

من که بیمار تو ام گر قدمی رنجه کنی

باز خوشدل شوم و زندگی از سرگیرم

دامن دولت وصل تو اگر دست دهد

دل فدا کرده و جان داده به بر درگیرم

گر حجابی است میان من و تو جان عزیز

حکم فرما که روانش ز میان برگیرم

مدتی شد که ره عقل همی پیمایم

وقت آمد که ز عشقت ره دیگر گیرم

همچو سید به سراپردهٔ میخانه روم

ترک این زهد ریائی مکدر گیرم

ادامه مطلب
جمعه 6 مرداد 1396  - 1:51 PM

 

دل دارم و جان بدو سپردم

نیکی کردم نکو سپردم

با زلف نگار عهد بستم

بشکستم و مو به مو سپردم

هر نقش که در خیال آمد

او دیدم و او به او سپردم

با آینه روبرو نشستم

تمثال خوشی به او سپردم

رفتم به طریق جانسپاری

این راه نگر که چون سپردم

دل رفت و ندانمش کجا رفت

ره بستم و سو به سو سپردم

گوئی که سبوکش است سید

خم یافتم و سبو سپردم

ادامه مطلب
جمعه 6 مرداد 1396  - 1:51 PM

 

عشق او هر ساعتی بنوازدم

هر نفس سازی دگر می سازدم

گوئیا من چنگم اندر چنگ او

گه زند گاهی خوشی بنوازدم

تا ز ما شوری در اندازد به ما

چون نمک در آب خوش بگذاردم

چون جمال حسن عشق آمد پدید

صورت و معنی به هم بطرازدم

روز و شب در عرصهٔ میدان دل

توسن عشقش روان می تازدم

کار دل بالاتر از بالا شود

گرد می با کار دل پردازدم

جان سید شد قبول عشق او

مقبلانه جان از آن میبازدم

ادامه مطلب
جمعه 6 مرداد 1396  - 1:51 PM

 

عشق آمد که بلا آوردم

این بلا بهر شما آوردم

دردمندی گه دوا می جوید

دُرد درد است دوا آوردم

عشق گوید که منم محرم راز

خبر سر خدا آوردم

عشق شاهست و منم بندهٔ او

خدمتش نیک به جا آوردم

عمر جاوید به من او بخشید

ورنه من خود ز کجا آوردم

سر خود در هوس دار بقا

بر سر دار فنا آوردم

نعمت الله به همه بخشیدم

بینوا را به نوا آوردم

ادامه مطلب
جمعه 6 مرداد 1396  - 1:51 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 1056

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5122354
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث