به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

هر گونه نظر و پیشنهاد و انتقادی داشتید، در قسمت نظرات اعلام کنید.

بغیر از دل مصاف عشق دیگر از که می آید؟

زدن بر قلب آتش چون سمندر از که می آید؟

به روی تازه زیر بار دل عمری بسر بردن

درین بستانسرا غیر از صنوبر از که می آید؟

به اشک گرم چشم بیغمان را شستشو دادن

بجز سرچشمه خورشید انور از که می آید؟

علم را گر نگردد راستی بال و پر جرات

به تنهایی زدن بر قلب لشکر از که می آید؟

به آب خشک حرف طوطیان را سبز گرداندن

بجز آیینه تردست دیگر از که می آید؟

به کوشش بر نیاید ریشه جهل از دل نادان

به صیقل، بردن از آیینه جوهر از که می آید؟

گرفتم دور کردی چشم شور خاکیان از خود

حذر کردن زچشم شور اختر از که می آید؟

هوس را عشق کردن نیست کار هر گدا چشمی

ز چندین در شدن قانع به یک در از که می آید؟

بغیر از تشنه دیدار در هنگامه محشر

ندادن آب چشم خود زکوثر از که می آید؟

مزن لاف شکیبایی به زیر آسمان صائب

درین دریای پرآشوب، لنگر از که می آید؟

ادامه مطلب
دوشنبه 31 خرداد 1395  - 3:03 PM

کدامین آتشین سیما به این ویرانه می آید؟

که از دیوار و در بوی پر پروانه می آید

مرا این خونبها بس از شهیدان کان بلای جان

به طوف خاک من با شیشه و پیمانه می آید

کف خاکستر من امشب آتش زیر پا دارد

همانا شمع بر بالین این پروانه می آید

چنان از خلوت آیینه می آید به کیفیت

که پنداری صبوحی کرده از میخانه می آید!

به دریا سینه خم را غلط کرده است پنداری

که ابر نوبهار امروز خوش مستانه می آید

چنان از مشرب من کفر و دین یکرنگ شد با هم

که از تسبیح بوی صندل بتخانه می آید

اگر سنگ ملامت این سبکروحی نفرماید

که دیگر بی تکلف بر سر دیوانه می آید؟

مبادا هیچ کس را پست دیوار اینقدر یارب

ز هرجا سیل برخیزد به این ویرانه می آید

زگفت و گوی ناصح پنبه چون در گوش نگذارم؟

به مغزم بوی خواب مرگ ازین افسانه می آید

تعجب نیست گر جان رفت با تیرش زتن بیرون

که با مهمان برون از خانه صاحبخانه می آید

سبک برخیز ای خار ملامت از سر راهم

که کار سیل از زنجیر این دیوانه می آید

چنان از باده توحید سرگرمم درین گلشن

که خار و گل به چشم من به یک دندانه می آید

صدای شیر بود آواز نی زین پیش در گوشم

کنون از نی به گوشم نعره شیرانه می آید

اگر بر کلبه من جغد را صائب گذار افتد

به جان بی نفس بیرون ازین غمخانه می آید

ادامه مطلب
دوشنبه 31 خرداد 1395  - 3:03 PM

از ان گلشن دل گستاخ من گل چیده می آید

که چشم باغبان آنجا زخود پوشیده می آید

دل از گستاخی من جمع کن کز شرم رسوایی

نگاه از چشم من بیرون چو مو از دیده می آید

چرا آزاده در وحشت سرایی لنگر اندازد

که سرو از خاک بیرون ساق بر مالیده می آید

کنار بحر کشتی را کمینگاه خطر باشد

از ان دایم نفس از دل به لب لرزیده می آید

عزیز مصر غربت باد دستی می تواند شد

که چون یوسف ز کنعان پیرهن بخشیده می آید

مگر در آتش افکنده است مکتوب مرا جانان؟

که مرغ نامه بر چون موی آتش دیده می آید

نه آسان است بیرون آمدن از وادی غفلت

که خون از چشم رهرو زین ره خوابیده می آید

به مویی می توان صد کوه را برداشتن صائب

زدل تا بر زبان یک نکته سنجیده می آید

ادامه مطلب
دوشنبه 31 خرداد 1395  - 3:03 PM

اگر درد مرا زان بی مروت چاره می آید

نه آخر چشمه هم بیرون زسنگ خاره می آید؟

کلیدی نیست غیر از سخت رویی قفل مطلب را

به آهن این شرر بیرون زسنگ خاره می آید

کدامین خانه پردازست در جانم نمی دانم

که جای اشک از چشمم دل آواره می آید

نمی بیند به دنبال خود از حرص طلب غافل

وگرنه روزی از دنبال روزی خواره می آید

نظر بر چشم شیر انداختن بندد دهانش را

تو گر ثابت قدم باشی چه از سیاره می آید؟

بلا در آستین بسیار دارد گوشه عزلت

که گل از شاخ بیرون با دل صد پاره می آید

نوازش در مقام معذرت کم نیست از ریزش

که گاهی کار شیر از جنبش گهواره می آید

بغیر از بیکسی صائب که می گیرد خبر از من

که از یاران به سر وقت من بیچاره می آید؟

ادامه مطلب
دوشنبه 31 خرداد 1395  - 3:03 PM

نفس از سینه ام از بس به خون آغشته می آید

سخن از لب مرا بیرون چو خون از کشته می آید

ز اشک و آه مگسل گردل روشن طمع داری

که نبض آن گهر در کف ازین سررشته می آید

شود صاحب بصیرت هر که پوشد دیده از دنیا

گشاد این حباب از چشم بر هم هشته می آید

بلای آسمان را از که می آید عنا نداری؟

که پرزورست سیلی کز فراز پشته می آید

مظفر می شود هر کس زدنیا روی گردان شد

درین پیکار فتح از لشکر برگشته می آید

کدامین شاخ گل دامن کشان زین بزم بیرون شد؟

که بوی گل به مغزم از چراغ کشته می آید

کدامین دل زپیچ و تاب گردیده است خون یارب؟

که باد امروز از زلفش به خون آغشته می آید

چه نقش تازه ای بر آب زد بیرحمیش صائب؟

کز آن کو، نامه بر با نامه ننوشته می آید

ادامه مطلب
دوشنبه 31 خرداد 1395  - 3:03 PM

به آسانی به روی زرد ما کی رنگ می آید؟

به دور ما می لعلی برون از سنگ می آید

تپیدنهای دل در گوش من آهسته می گوید

که از تمهید صلح یار بوی جنگ می آید

اگر سیل سبکرفتار در دنبال من باشد

همان از خواب سنگین، پای من بر سنگ می آید

من دیوانه بی اودر حریم خلد اگر باشم

گل و شبنم به چشمم دامن پر سنگ می آید

زعشق پاکدامن حسن سرکش وحشتی دارد

که طوطی در نظر آیینه را چون زنگ می آید

نمی گردد حجاب اهل بینش عالم صورت

به چشم می شناسان نشأه پیش از زنگ می آید

زحسن عاقبت نومید نتوان شد به دل سختی

نه آخر ناقه صالح برون از سنگ می آید؟

زخاک افسرده تر، از باد سر گردانترم صائب

علاج درد من از آب آتش رنگ می آید

ادامه مطلب
دوشنبه 31 خرداد 1395  - 3:03 PM

تو از نام بلند ای نوجوان بردار کام خود

که پیران می کنند از قامت خم حلقه نام خود

زفیض راستی از محتسب بر خود نمی لرزم

به کوه قاف دارم پشت از سنگ تمام خود

گر از بیطاقتی خود قاصد پیغام خود گردم

فرامش می کنم در راه از غیرت پیام خود!

حذر کن از می سرکش که تاکش با زمین گیری

به چندین دست نتواند نگه دارد زمام خود

مرا از بوته خجلت بر آر ای شعله سرکش

که خونها می خورم چون لاله از سودای خام خود

چه افتاده است بر دل بار گردم عندلیبان را؟

چو من از بوی گل چون غنچه می گیرم مشا خود

ز آواز شکست من دل احباب می ریزد

وگرنه من نمی دارم دریغ از سنگ جام خود

شکاری چون به بخت ما نمی افتد همان بهتر

که در خاک فراموشان نهان سازیم دام خود

به شور من ندارد بلبلی این بوستان صائب

روان گردد، به خون مرده گر خوانم کلام خود

ادامه مطلب
دوشنبه 31 خرداد 1395  - 2:55 PM

به آیین تمام از خم شراب صاف می آید

عجب فوج پریزادی زکوه قاف می آید!

اگر از پرده شب ظلمت غفلت هوا گیرد

زخط هم آن ستمگر بر سر انصاف می آید

مخور بر دل مرا تا برخوری از فکر رنگینم

که از مینای بر هم خورده می ناصاف می آید

اگر آب حیات معنیم ریزند در ساغر

به چشم وحشتم موج سراب لاف می آید

تراوش می کند خونین دلی از مهر خاموشی

که آهوی ختن را بوی مشک از ناف می آید

پرد از چهره رنگ بوالهوس از دیدن عاشق

زرمغشوش لرزان در کف صراف می آید

مرا دارد تماشای تو از گلزار مستغنی

کجا در دیده اهل بهشت اعراف می آید؟

به این آتش زبانی عاجزم در شکر بیدادش

دل من کی برون از عهده الطاف می آید؟

زسنگ خاره دارم چار بالش چون شرر صائب

زبس سنگ ملامت بر من از اطراف می آید

ادامه مطلب
دوشنبه 31 خرداد 1395  - 2:55 PM

شود پاک از گنه هر کس به کوی عشق می آید

که آن دریای بی پایان به جوی عشق می آید

جز این درگاه باغ دلگشایی نیست عاشق را

اگرچه بوی خون از خاک کوی عشق می آید

مگر بی کوشش این دولت نصیب ما شود، ورنه

زما افتادگان کی جستجوی عشق می آید؟

ز شرم خود بود در پرده بیگانگی عاشق

وگرنه حسن دایم روبروی عشق می آید

گزیدم خاکساری تا شوم ایمن، ندانستم

که هر جا هست سنگی بر سبوی عشق می آید

برآ از آرزو کان قبله گاه آرزومندان

به دنبال دل بی آرزوی عشق می آید

به رنگ خود برآرد سیل را دریای بی پایان

ز بیدردان به گوشم گفتگوی عشق می آید

چو آب زندگی می نوشد و لب تر نمی سازد

اگر تیغ دو عالم بر گلوی عشق می آید

به خون خویش آسان نیست دست از آرزو شستن

ز هر ناشسته رویی کی وضوی عشق می آید؟

ندانم کیست معشوقم ز حیرانی، همین دانم

که از هر ذره خاکم هایهوی عشق می آید

اگر چون سرو حسن بیوفا ثابت قدم باشد

چو قمری طوق بیرون از گلوی عشق می آید

همین می خوردن است و گل ز روی گلرخان چیدن

درین ایام از کاری که بوی عشق می آید

درین ظلمت سرا گر هست صائب آب حیوانی

که سازد زنده دلها را، ز جوی عشق می آید

ادامه مطلب
دوشنبه 31 خرداد 1395  - 2:55 PM

دل از مژگان خواب آلود در زنهار می آید

بلای جان بود تیغی که لنگردار می آید

میانجی نیست حاجت نقطه و پرگار وحدت را

سر همت بلندان خود به پای دار می آید

ندارد جنگ با هم شیوه مستوری و مستی

زجوش می به گوشم بانگ استغفار می آید

زقید صد گره در یک گره می افکند خود را

کسی کز حلقه تسبیح در زنار می آید

تو چون طفلان زوصل گل به دیدن نیستی قانع

وگرنه کار در از رخنه دیوار می آید

خلاصی از ملامت نیست سرگرم محبت را

سر خورشید هر جا رفت بر دیوار می آید

محال است این که داغ لاله رویان در جگر ماند

گل رنگین به سیر گوشه دستار می آید

نواسنجی که در دل زخم خاری دارد از غیرت

به جای ناله خون گرمش از منقار می آید

سخن را صاف خواهی، لوح دل را صاف کن صائب

که از آیینه طوطی بر سر گفتار می آید

ادامه مطلب
دوشنبه 31 خرداد 1395  - 2:55 PM

صفحات سایت

تعداد صفحات : 772

جستجو

آمار سایت

کل بازدید : 5094547
تعداد کل پست ها : 50865
تعداد کل نظرات : 9
تاریخ ایجاد بلاگ : چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 
آخرین بروز رسانی : شنبه 21 مهر 1397 

نویسندگان

مهدی گلشنی

امکانات جانبی

تاریخ شمسی و میلادی

تقویم شمسی


استخاره آنلاین با قرآن کریم

حدیث