سلطان کربلا - مجلس پنجاهم - کلام امـام حسیـن ( ع ) به عصام بـن مصطلق

جستجو


دانشنامه عاشورا

 

 

مجلس پنجاهم - کلام امـام حسیـن ( ع ) به عصام بـن مصطلق

 

یکی از برخوردهای امام حسین ( ع ) در مدینه , با ( ( عصام بن مصطلق شامی ) ) است . مردم شام در اثر تبلیغات سؤ معاویه , علیه امیرالمؤمنین ( ع ) نسبت به حضرت وفرزندانش , عداوت خاصی پیدا کرده بودند که جریان ذیل , حاکی از همین مساله است . ( ( عـصام ) ) می گوید : وارد مدینه شدم وچون نگاهم به امام حسین ( ع ) افتاد, حسن سیرت واخلاق حمیده آن بزرگوار,مرا به حسادت واداشت که آن بغض وکینه درونی خودرا نسبت به او وپدرش , ظاهر کنم , لذا به حضورش رسیدم وگفتم : . ( ( انـت ابن ابی تراب ؟

فقال نعم : فبالغت فی شتمه وشتم ابیه فنظر الی نظرة عاطف رؤف ثم قال : اعـوذ بـاللّه مـن الـشـیـطـان الرجیم , بسم اللّه الرحمن الرحیم : خذ العفووامر بالعرف واعرض عن الجاهلین ) ) . یـعـنـی : ( ( تـو فرزند ابو تراب ( ( 458 ) ) هستی , فرمود : بلی , پس آنچه توانستم به اووپدرش دشنام دادم ! ! امـا حضرت نگاه محبت آمیزی به من نمود وآیه شریفه : ( خذالعفو ) را قرآئت فرمود که اشاره به مکارم اخلاق پیامبر ( ص ) است که بدی را با بدی مکافات نکند واز جاهلات اعراض نماید ) ) . آنگاه فرمود ( ( ازخداوند برای خود وتو استغفار می کنم ) ) . ( ( قـال عـصام : فتوسم منی الندم علی ما فرط منی فقال : ( لا تثریب علیکم الیوم یغفر اللّه لکم وهو ارحم الراحمین ) . ( ( عـصـام ) ) مـی گـوید : ( ( از کرده خود پشیمان شدم , ولی حضرت فرمود, ملامتی برشمانیست , خداوند از گناهان شما صرف نظر می کند ) ) . این جمله از زبان حضرت یوسف ( ع ) خطاب به برادرانش است آن هنگام که پشیمان شدند . آنگاه امام ( ع ) فرمود : ( ( تو از اهل شام هستی ) ) ؟
. عرض کردم : آری . ( ( فقال ( ع ) : شنشة اعرفها من اخزم ( ( 459 ) ) , ضرب المثلی است ومقصود این است که ) سنت دشنام دادن به امیرالمؤمنین ( ع ) را معاویه بنیانگذاری کرد ) ) . بعد هم فرمود : ( ( هر حاجت وخواسته ایی داری از من بخواه تا برای تو انجام بدهم ) ) . ( ( عـصـام ) ) مـی گوید : با این برخورد حضرت , آنچنان زمین بر من تنگ شد که دوست داشتم به زمـیـن فروبروم سپس آهسته از محضرش خارج شدم که متوجه من نشوند واز آن به بعد در روی زمین کسی به اندازه او وپدرش مورد علاقه من نبود ( ( 460 ) ) .

 


بزرگواری حضرت یوسف ( ع )
در ذیل آیه شریفه ( لا تثریب علیکم ) , بعضی از مفسرین جریانی را نقل کرده اندکه عظمت حضرت یـوسـف ( ع ) را مـی رساند وآن اینکه وقتی برادران یوسف ,یوسف ( ع ) را شناختند ( قالوا انت یوسف ) , هـنـگـام صـرف طعام , جناب یوسف ( ع ) به دنبال برادرانش می فرستاد که بیائید تا سر سفره باهم بـنـشینیم , اما برادرانش می گفتند : ما از گذشته خود نسبت به تو سخت شرمنده هستیم لذا در سفره نگاهمان به تومی افتد وخجالت می کشیم , اما یوسف ( ع ) در پاسخ گفت : مردم مصر هنوز به مـن بـه چـشـم هـمـان غـلامـی نـگـاه مـی کنند که به بیست درهم فروخته شد, ولی اکنون که شـمـارادیـدنـد, بـر عـظـمـت مـن افـزوده شـد وفـهـمـیـدنـد کـه مـن از فـرزنـدان حضرت ابراهیم ( ع ) هستم ( ( 461 ) ) .

 


عفو عمومی در جریان فتح مکه
جریان فتح مکه وروش پیامبر ( ص ) نسبت به کفار ومشرکین , مظهر عفو درعین قدرتمندی است , هـنـگـامی که پیامبر اکرم دستور داد خانه خدا از بتها برچیده شودومردم , اطراف کعبه حلقه زده بودند, فرمود : . ( ( الـحـمد للّه الذی صدق وعده ونصر عبده وهزم الاحزاب وحده , ماذا تقولون وماذا تظنون ؟
قالوا : نقول خیرا ونظن خیرا, اخ کریم وابن اخ کریم , وقد قدرت . فـقـال رسـول اللّه ( ص ) : فانی اقول کما قال اخی یوسف : ( لا تثریب علیکم الیوم ی غفر اللّه لکم وهو ارحم الراحمین ) ( ( 462 ) ) . یـعـنـی : ( ( خـدارا شکر که وعده خودرا عملی ساخت ومارا کمک کرد وبه تنهایی دشمنان را نابود سـاخـت , بـعـد فرمود : درباره من چه گمانی دارید وچه می گویید ؟
می گفتند : از شما جز خیر ونـیـکـی انـتظاری نمی رود, هم خودت فرد بزرگی هستی وهم فرزند برادر بزرگوار هستی که امـروز ایـن قـدرت را خـداونـد بـه شـمـا داده است ,آنگاه رسول خدا ( ص ) فرمود : من جمله ای را می گویم که برادرم یوسف ( ع ) به برادرانش گفت : ملامتی بر شما نیست , خداوند گناهان شمارا می آمرزد واو ارحم الراحمین است ) ) . امیرالمؤمنین ( ع ) می فرماید : . ( ( اذا قدرت علی عدوک فاجعل العفو عنه شکرا للقدرة علیه ) ) ( ( 463 ) ) . یعنی : ( ( هنگامی که بر دشمنت پیروز شدی , عفو از اورا سپاسگزاری از خدابرای پیروزی بر دشمن قرار بده ) ) .

 


اشعار ابن صیفی
( ( نصراللّه بن مجلی ) ) از ثقات اهل سنت , می گوید : شبی در عالم رؤیا به خدمت امیرالمؤمنین ( ع ) رسیدم وعرض کردم : . ( ( تفتحون مکة فتقولون من دخل دار ابی سفیان فهو امن ثم یتم علی ولدک الحسین یوم الطف ما تم ؟) ) . یعنی در فتح مکه , خانه ابو سفیان را مامن قراردادید که هرکس به آنجا برود درپناه است , آن وقت در کربلا با فرزندت حسین ( ع ) انطور رفتار شد که دیدید ) ) . حضرت فرمود : پاسخ تورا ( ( ابن صیفی ) ) در اشعارش داده است صبح به نزد ابن صیفی ( معروف به حـیـص وبـیص , متوفای 574 ) آمدم وخواب خودم را تعریف کردم ,صیحه ای زد وگفت عجبا ! این اشعاررا دیشب گفتم در حالی که هنوز برای کسی نخوانده ام وبه روی کاغذهم نیاورده ام : . ملکنا فکان العفو منا سجیة ـــــ فلما ملکتم سال بالدم ابطح . وحللتم قتل الا ساری وطالما ـــــ غدونا علی الا سری نمن ونصفح . فحسبکم هذا التفاوت بیننا ـــــ وکل انا بالذی فیه ینضح ( ( 464 ) ) . یـعـنی : ( ( وقتی ما به حکومت رسیدیم , همه را عفو کردیم , زیرا عفو, صفت ماخاندان است , اما شما که به حکومت رسیدید, بیابان وسیعی را پر از خون نمودید ) ) . ( ( شما قتل اسیران را مجاز شمردید ولی ما آنان را بخشیدیم وعفو کردیم ) ) . ( ( این تفاوت بین ما وشما کافی است , زیرا از کوزه برون تراود آنچه در اوست ) ) .

 


روضه
عـن ابی عبداللّه ( ع ) قبضت فاطمة فی جمادی الاخرة وکان سبب وفاتها ان قنفذامولی عمر لکزها بنعل السیف بامره , فاسقطت محسنا ( ( 465 ) ) . ( ( امـام صـادق ( ع ) میفرماید : ( ( حضرت فاطمه ( س ) ) ) در جمای الاخرة از دنیارفت , وعلت وفاتش ضـربـه ائی بـود کـه ( ( قـنـفـذ ) ) غـلام ( ( عـمـر ) ) بدستور وی با قبضه شمشیربه فاطمه ( س ) زد و ( ( محسن ) ) را سقط کرد . ( ( سـیـد حـیـدر حـلی ) ) , در اشعارش مبد حوادث ( ( کربلا ) ) را از زمان رحلت پیامبر ( ص ) وسقیفه می داند : . الیوم من هو عن اسامة خلفت ـــــ صاروا الی حرب الحسین جمیعا . الیوم جردت السقیفة سیفها ـــــ فغدا به راس الحسین قطیعا . الیوم من اسقاط فاطمة محسنا ـــــ سقط الحسین عن الجواد صریعا . افـرادی کـه از لـشـکر ( ( اسامة ) ) تخلف کردند, در واقع همان روزآماده جنگ باحسین ( ع ) شدند همان روزی که در سقیفه شمشیر کشیدند, در واقع همان روز سر ( ( حسین ( ع ) ) ) را بریدند همان روزی که ( ( فاطمه ) ) ( ( محسن ) ) را ساقط کرد, در واقع همان روز ( ( حسین ( ع ) ) ) از اسب برزمین افتاد . فریاد که یار ضعفا یار ندارد ـــــ مولود حرم محرم اسرار ندارد . سوگند به مظلومی تاریخ , که تاریخ ـــــ مظلوم تر از حیدر کرار ندارد . بر حاشیه برگ شقایق بنویسید ـــــ گل تاب فشار در و دیوار ندارد . ای سینه سپر, کاش به جای تو علی بود ـــــ چون سینه تو طاقت مسمار ندارد .

 

پی نوشت ها :

458- کـنـیه ( ( ابو تراب ) ) از طرف پیامبر ( ص ) به امیرالمؤمنین ( ع ) داده شده است وبهترین نامی کـه حـضـرت را بـه آن صـدا مـی زدنـد, خوشحال می شد ودوست می داشت , همین ( ( ابو تراب ) ) بود,هرچند مردم شام با گفتن این جمله , قصد تنقیص حضرت را داشتند . ( ( غـزوه ذوالـعـشـیره ) ) , در مسجد خوابیده بود, رسول خدا ( ص ) تشریف آوردند وملاحظه کردند کـه پـارچـه ایـی کـه روی حـضـرت بـوده , کـنـار رفـتـه وگـرد وغبار روی سروصورت حضرت نـشـسته است ,رسول خدا ( ص ) غبارهارا از روی امیرالمؤمنین پاک کردند ودو مرتبه فرمود : برخیز ای ابوتراب ! ( بحار, ج35 , ص 50 ـ ابن ابی الحدید, ج1 , ص 11 نهج الحق , علامه حلی , ص 222 ) .
459- شـعـر از ( ( ابـی اخـزم طـائی ) ) است , پسری داشت نسبت به پدر بدرفتاری می کرد, پس از مـدتی ( ( اخزم ) ) مرد وچند پسر از او باقی ماند,روزی پسرانش بر جد خود هجوم بردند واورا کتک زدند ! آنگاه این بیت شعر را گفت :
ان بنی ضر جونی بالدم شنشنة اعرفها من اخزم .
شنشنة اعرفها من اخزم . شنشنة اعرفها من اخزم .
460- نفس المهموم , ص 614 منتهی الامال , ج1 , ص 349 .
461- تفسیر کشاف , ج2 , ص 503 .
462- مغازی , واقدی , ج2 , ص 835 , شرح ابن ابی الحدید, ج17 , ص 281 .
463- نهج البلاغه , خطبه 11 .
464- الکنی والالقاب , ج1 , ص 327 ( ابن وفیات الاعیان , ج2 , ص 365 حیاة الحیوان , ج1 , ص 186 .
465- بحار 43/170 .

 

منبع : قائمیه اصفهان



نظرات 0 نویسنده : یک شنبه 7 آبان 1396 
 سلطان کربلا این مطلب را به اشتراک بگذارید:
  • ترجمه سایت
  • آمار
  • لینک دوستان
  • پیوندها

نویسندگان

روز شمار محرم

روزشمار محرم عاشورا

اوقات شرعی


تاریخ روز

ذکر ایام هفته

حدیث

حدیث موضوعی

امکانات جانبی