سلطان کربلا - مجلس پنجاه وسوم - پاسخ امام حسین ( ع ) به . سؤال حسن بصری ( ( 484 ) ) در مورد ( ( قدر ) )

جستجو


دانشنامه عاشورا

 

 

مجلس پنجاه وسوم - پاسخ امام حسین ( ع ) به . سؤال حسن بصری ( ( 484 ) ) در مورد ( ( قدر ) )

 

( ( فـاتـبـع مـا شرحت لک فی القدر مما افضی الینا اهل البیت فانه من لم یؤمن بال قدرخیره وشره کفر, ومن حمل المعاصی علی اللّه عزوجل فقد افتری علی اللّه افتراعظیما . ان اللّه تـبارک وتعالی لا یطاع باکراه ولا یعصی بغلبة , ولا یهمل العباد فی الحکمة , لکنه المالک لما مـلـکـهـم والـقـادر لـما علیه اقدرهم , فان ائتمروا بالطاعة لم یکن صادا عن ها مبطنا وان ائتمروا بالمعصیة فشا ان یمن علیهم فیحول بینهم وبین ما ائتمروا به فعل , وان لم یفعل فلیس هو حملهم عـلـیها قسرا ولا کلفهم جبرا, بل بتم کینه ایاهم بعد اعذار ه وانذاره لهم واحتجاجه علیهم طوقهم ومکنهم وجعل لهم السبیل الی اخذ ما الیه دعاه م وترک ما عنه نهاهم . جعلهم مستطیعین لا خذ ما امرهم به من شی غیر اخذیه , ولترک ما نهاهم عنه من شی غیر تارکیه , والحمد للّه الذی جعل عباده اقویا لما امرهم به , ینالون بتلک القوة و ما نهاهم عنه وجعل العذر لمن لـم یـجـعل له السبیل حمدا مقبلا فانا علی ذلک اذهب , وبه اقول واللّه وانا واصحابی ایضا علیه وله الحمد ) ) ( ( 485 ) ) .

( ( این شرحی است در مورد ( ( قدر ) ) که به ما اهل بیت رسیده وافاضه شده , از آن پیروی کن بدان هر کـس کـه به ( ( قدر ) ) ایمان نیاورد, چه خوب وچه بد آن , کافرشده است وهر کس که گناهان را به حساب خداوند بگذارد ( وخودرا تبرئه کند ) افترای بزرگی را به خداوند نسبت داده است . خـداونـد مـتـعـال , به اجبار اطاعت نمی شود وبه جبرهم معصیت نمی شودوبندگان خدا هم در حکمت ( انتخاب راه ) آزاد گذاشته نشده اند, بلکه خداوند مالک آن چیزی است که بندگان دارند وقادر بر آن چیزی است که بندگانش قدرت دارند . پس اگر بندگان , دنبال طاعت بروند, خداوند مانع نمی شود واگر به دنبال معصیت بروند, اگر بـخـواهد بین آنها وگناه , مانعی را ایجاد می کند واگر این کاررا نکند,معنایش این نیست که پس بـندگانش را جبرا بر آن مجبور ساخته است , بلکه بعد ازانذار وارشاد واتمام حجت آنان را بر اعمال مـسـلـط کـرده اسـت خـداونـد بر بندگان خودراهی نهاده است که بتوانند اوامر اورا انجام دهند ومنهیات اورا ترک نمایید . خـداونـد بـه بندگانش نیرویی عنایت کرده تا اوامر اورا انجام دهند ونواهی اوراترک نمایند حمد خـدای را که بندگانش را در انجام اوامرش قوی گردانده است وبا این قوه ونیرو, اوامر ونواهی اورا بـجـا مـی آورنـد وآنـانـی را کـه قـدرت ترک ندارند معذوردانسته واین حمد وسپاس مورد قبول درگـاهـش واقـع بشود من هم بر همین عقیده ومرام , معتقدم وبر طبق آن مشی می کنم به خدا سوگند ! راه من ویارانم همین است وحمد مخصوص خداوند می باشد ) ) .

 


حسن بصری وجنگ جمل
بـعـد از واقـعـه جـمـل , حضرت امیرالمؤمنین ( ع ) حسن بصری را در حال وضوگرفتن دید, به او فرمود : ( ( وضویت را خوب بگیر ) ) . حـسـن بـصـری گـفـت : ( ( دیروز افرادی را کشتی که شهادتین می گفتند ونمازهای پنجگانه را می خواندند وخوب هم وضو می گرفتند ! ! ) ) . امیرالمؤمنین ( ع ) فرمود : ( ( اگر آنان را به ناحق کشتم , پس چرا یاریشان نکردی ؟
) ) . حسن بصری گفت : ( ( آری , برای کمک به آنان حرکت کردم تا به محلی از بصره ( خریبه ) رسیدم , مـنـادی صدا کرد که در این جنگ , قاتل ومقتول در آتش هستند, لذا باوحشت , بر گشتم وتا سه روز این عمل تکرار شد ! ! ) ) . امـام ( ع ) فـرمـود : ( ( راسـت مـی گـویی , آن منادی , برادرت شیطان بود ودرست گفته که قاتل ومقتول از سپاه ناکثین در آتش هستند ) ) ( ( 486 ) ) .

 


نصیحت امام حسین ( ع ) به حسن بصری
امـام حـسـین ( ع ) در مقابل حسن بصری ایستاد در حالی که حسن بصری ,حضرت را نمی شناخت سـیـدالشهدا ( ع ) به او فرمود : ( ( آیا ( چنین حالتی را ) برای روزقیامت خود می پسندی ؟
گفت : نه , حـضـرت فـرمـود : چـه کـسی از تو, به خودش خیانت کارتراست در حالی که آنچه را برای آن روز نمی پسندی , ترک کنی ! ) ) آنگاه سیدالشهدا ( ع ) رفت حسن بصری پرسید : این شخص که بود ؟) ) . گفتند : ( ( حسین بن علی ( ع ) است ) ) . گفت : ( ( مطلب بر من آسان شد ) ) ( ( 487 ) ) .

 


معنای ( ( قضا ) ) در قرآن کریم

 در قرآن مجید, ( ( قضا ) ) به ده معنا آمده است : ( ( 488 ) ) .
1 ـ ( ( علم ) ) ـ ( الا حاجة فی نفس یعقوب قضاها ) , یعنی علمها ( ( 489 ) ) . 2 ـ ( ( اعلام ) ) ـ ( و قضینا الی بنی اسرائیل فی الکتاب ) ( ( 490 ) ) . 3 ـ ( ( حکم ) ) ـ ( واللّه یقضی بالحق ) ( ( 491 ) ) . 4 ـ ( ( قول ) ) ـ ( واللّه یقضی بالحق ) ( ( 492 ) ) . 5 ـ ( ( حتم ) ) ـ ( فلما قضینا علیه الموت ) ( ( 493 ) ) . 6 ـ ( ( امر ) ) ـ ( و قضی ربک الا تعبدوا الا ایاه ) ( ( 494 ) ) . 7 ـ ( ( خلق ) ) ـ ( فقضیهن سبع سموات فی یومین ) ( ( 495 ) ) . 8 ـ ( ( فعل ) ) ـ ( فاقض ما انت قاض ) ( ( 496 ) ) . 9 ـ ( ( اتمام ) ) ـ ( فلما قضی موسی الا جل ) ( ( 497 ) ) . 10 ـ ( ( فراغ از شئ ) ) ـ ( قضی الامر الذی فیه تستفتیان ) ( ( 498 ) ) . ( ( قدر ) ) به معنای اندازه وتعیین است : . ( قد جعل اللّه لکل شی قدرا ) ( ( 499 ) ) . ( انا کل شی خلقناه بقدر ) ( ( 500 ) ) .

 بـحث ( ( قضا وقدر ) ) از موضوعاتی است که از قدیم توجه بشررا به خود جلب کرده وعلمارا وادار به بـحـث وکـنـکـاش کـرده است , آیا انسان آزاد آفریده شده یا مجبور ؟
طبعا اینجا سه نظریه مطرح می شود : . 1 ـ انسان , موجودی است صد در صد آزاد ومختار که ( ( معتزله ) ) از طرفداران این نظریه هستند . 2 ـ انسان , موجودی است صد درصد مجبور ومقهور واز خود هیچ اراده ای ندارد, سرنوشتش از قبل تـعیین شده واز خود هیچ اختیاری ندارد همانند زندانی که دستهایش در دست ماموراست وبه هر طرف بخواهد اورا می برد ! . 3 ـ حد وسط وراه اعتدال , یعنی در عین اینکه همه چیز, مقدر به قضای الهی است وخداوند متعال فـکـر واندیشه واسباب را در اختیار بشر نهاده است , مع الوصف انسان در انتخاب راه آزاداست قرآن کریم می فرماید : . ( انا هدیناه السبیل اما شاکرا واما کفورا ) ( ( 501 ) ) . کـلـمـه ( ( قـدری ) ) , نـوعا به طرفداران آزادی واختیار بشر اطلاق می شود, ولی درلسان روایات , گاهی به طرفداران جبر هم , ( ( قدری ) ) گفته شده است وبه خاطر مذمتی که در روایات از قدری شده , هر کدام از قبول این نسبت به خود پرهیز کرده وبه دیگری حواله داده است . رسول خدا ( ص ) می فرماید : ( ( القدریة مجوس هذه الامة , لعن اللّه القدریة علی لسان سبعین نبیا ) ) . ورمـز تـشـبـیـه بـه مـجـوس آن اسـت کـه مجوس , تقدیر الهی را محدود به ( ( خیر ) ) می دانستند و ( ( شرور ) ) را از قلمرو الهی خارج می کردند وبه اصطلاح قائل به ( ( یزدان واهرمن ) ) بودند ! ! . خـلاصـه : ( ( قـدری ) ) بـه افـرادی گـفته می شود که منکر ( ( قضا وقدر ) ) هستند وهمه چیزرا در محدوده اختیار بشر می دانند وتقدیر ومشیت خداوند متعال را قبول نکرده اند توضیح بیشتر در این زمینه را از کتب مربوطه وکتاب ( ( انسان وسرنوشت ) ) مرحوم آیت اللّه مطهری , مطالبه نمایید .

 


رؤیای عجیب
( ( مرحوم سید ضیاالدین دری از وعاظ بیست سال قبل تهران , در سال آخرعمرشان , در شب هشتم یا نهم محرم , جوانی پایین منبر از ایشان سؤال می کند که مقصود از این شعر حافظ چیست ؟
. مرید پیر مغانم زمن مرنج ای شیخ ! ـــــ چرا که وعده تو کردی و او بجا آورد . ایـشـان در پاسخ می فرماید : مراد از ( ( شیخ ) ) حضرت آدم ( ع ) است که وعده نخوردن گندم را داد ولی عمل نکرد ومراد از ( ( پیر مغان ) ) , امیرالمؤمنین ( ع ) است که به وعده عمل کرد ودر تمام عمر, نان گندم نخورد . ( ( مـرحـوم دری ) ) بـرای سـال آیـنـده بـرای هـمان مجلس دعوت می شوند, ولی عمرشان کفاف نـمـی دهـد, در ماه محرم , دقیقا در همان شب به خواب آن جوان می آیدومی گوید سال قبل این سـؤال را از من پرسیدی ومن جوابی دادم , ولی چون به این عالم آمدم , معنای شعر این طور کشف شـد کـه مـراد از ( ( شـیـخ ) ) , حضرت ابراهیم ( ع ) ومنظور از ( ( پیرمغان ) ) , سید الشهدا ( ع ) ومراد از ( ( وعـده ) ) , ذبح فرزنداست که حضرت ابراهیم وفای به امر کرد, ولی سیدالشهدا ( ع ) حقیقت وفارا در کربلا درمورد حضرت علی اکبر ( ع ) . انجام داد ( ( 502 ) ) . چون امام حسین ( ع ) فریاد حضرت علی اکبر ( ع ) را شنید با عجله آمد وبر بالین جوانش قرار گرفت وفرمود : . ( ( قـتـل اللّه قـوما قتلوک یا بنی ! فما اجراهم علی اللّه وعلی انتهاک حرمة الرسول ( ص ) ثم استهلت عیناه ب الدموع وقال : علی الدنیا بعدک العفا ) ) . ( ( حـمـید بن مسلم ) ) می گوید : ( ( ناگاه زنی از خیمه بیرون آمد وفریاد می زد : ( ( یاحبیباه , یابن اخیاه , فسالت عنها فقالوا هذه زینب بنت علی ( ع ) فجات حتی انکبت علی ه فجا الحسین الیها واخذ بیدها الی الفسطاط ورجع فقال لفتیانه احملوا اخاکم فحملوه من مصرعه ) ) ( ( 503 ) ) . نـظـام وفا ( م1343 ) در اشعارش می گوید جناب علی اکبر نه فقط تشنه آب بود,بلکه تشنه دیدار پدر هم بود : . تشنه بود آری ولیکن بیشتر ـــــ تشنه بودش دل , به دیدار پدر . گفت باب از عطش بگداختم ـــــ سویت ای بحر حقیقت تاختم . شه زبان خود نهادش در دهان ـــــ از یم عشق بزد آبی به جان . گفت هان ! آهنگ رفتن ساز کن ـــــ بار دیگر کارزار آغاز کن . جد تو, دیده به سویت بسته است ـــــ منتظر در راه تو بنشسته است . تا کند سیرابت ای پژمرده جان ! ـــــ کو بود ساقی بزم عاشقان . یا ساعد اللّه اباه مذخبا ـــــ نیره الاکبر فی ظل الظبا . رای الخلیل فی منی الطفوف ـــــ ذبیحه ضریبة السیوف . لهفی علی عقائل الرسالة ـــــ لما راینه بتلک الحالة . علا نحیبهن والصیاح ـــــ فاندهش العقول والارواح . لهفی لها اذتندب الرسولا ـــــ فکادت الجبال ان تزولا . لهفی لها مذ فقدت عمیدها ـــــ وهل یوازی احد فقیدها . ومن یوازی شرفا وجاها ـــــ میال یاسین وقلب طاها ( ( 504 ) ) .

 

پی نوشت ها :

484- وی ( ( حـسن بن یسار ) ) , مادرش ( ( خیره ) ) کنیز ( ( ام سلمه ) ) , همسر رسول خدا ( ص ) است , او ازطـرفـداران ( ( مـسـلـک قـدری ) ) بـوده ودر ایـن زمـیـنـه مـکاتباتی هم با امام حسن وامام حسین ( ع ) داشته است شاگردش ( ( ابن ابی العوجا ) ) مادی پرست معروف است که بعدا از وی دست مـی کشد,چون می گفت : حسن بصری آدم مختلطی است , گاهی جبری می شود وگاهی قدری ویک عقیده ثابت ندارد . ( ( حـسـن بـصـری ) ) از مـنـحـرفـیـن ومـعـتـرضـین به امیرالمؤمنین ( ع ) بود ودر اثر نفرین آن حـضـرت هـمـیشه محزون بود گویا از دفن رفیقش بر گشته یا گمشده ایی داشته ومی گفت : ( ( نفرین مردصالحی دامنگیر من شده است ) ) حضرت , لقب ( ( سامری امت ) ) به او داده است توحید صدوق , 253بحار, 41/302, سفینه , ( ( حسن ) ) ) .
485- بحار الانوار, 5/123 بلاغة الحسین , 57 .
486- بحار, 32/225 .
487- تاریخ یعقوبی , 2/246 .
488- توحید صدوق , 385 .
489- یوسف /68 .
490- اسرا/4 .
491- غافر/20 .
492- غافر/20 وصحیح آیه شریفه سوره نمل آیه 77 ( ان ربک یقضی بینهم بحکمه ) است .
493- سبا/14 .
494- اسرا/17 .
495- فصلت /12 .
496- طه /72 .
497- قصص /29 .
498- یوسف /41 .
499- طلاق /3 .
500- قمر/49 .
501- انسان /3 .
502- روح مجرد, آیت اللّه حسینی تهرانی , 455 .
503- ابصار, 23 .
504- الانوار القدسیة ص 142 .

 

منبع : قائمیه اصفهان



نظرات 0 نویسنده : یک شنبه 7 آبان 1396 
 سلطان کربلا این مطلب را به اشتراک بگذارید:
  • ترجمه سایت
  • آمار
  • لینک دوستان
  • پیوندها

نویسندگان

روز شمار محرم

روزشمار محرم عاشورا

اوقات شرعی


تاریخ روز

ذکر ایام هفته

حدیث

حدیث موضوعی

امکانات جانبی