سلطان کربلا - مجلس پنجاه ویکم - پاسـخ امـام حسیـن ( ع ) به سؤال حارث بن عبداللّه اعور همدانی

جستجو


دانشنامه عاشورا

 

 

مجلس پنجاه ویکم - پاسـخ امـام حسیـن ( ع ) به سؤال حارث بن عبداللّه اعور همدانی

 

( ( حارث بن عبداللّه ) ) ( ( 466 ) ) از سید الشهدا ( ع ) از تفسیر آیه شریفه ( والشمس وضحها ) سؤال کرد, امام ( ع ) در پاسخ فرمود : . مراد از ( والشمس وضحها ) وجود مقدس رسول خدا ( ص ) است که خورشیدعالمتاب است وبا طلوع خود, به تاریکها وظلمتهای عصر جاهلیت , پایان داد . مـراد از ( والـقـمـر اذا تـلاهـا ) امیرالمؤمنین ( ع ) است که هنگام غروب خورشید, ماه بیرون می آید وجانشین خورشید می گردد . مـراد از ( والـنـهـار اذا جـلاهـا ) کـه روی صـفـحـه زمین را روشن می کند, وجودمقدس قائم آل محمد ( ع ) است که زمین را پر از عدل وداد می نماید . مـراد از ( والـلـیـل اذا یغشاها ) که شب , صفحه زمین را می پوشاند, ( ( بنی امیه ) ) هستند که با ظلم وتعدیات بی حد وحصر خود, جهان اسلام را در تاریکی فرومی برند ( ( 467 ) ) . البته تطبیق آیه شریفه ( ( واللیل ) ) بر ( ( بنی امیة ) ) از باب ذکر مصداق است والا درروایات عدیده بر کـلـیـه حـکـام جور وستمگران غاصب که به جای خورشید وماه نشستند ومردم را در تاریکی قرار دارند, اطلاق شده است ( ( 468 ) ) .

 

 

پیامبر, خورشید فروزان
پـیامبر در عصری مبعوث به رسالت شد که به تعبیر امیرالمؤمنین ( ع ) ( ( انتم مع شر العرب علی شر دیـن وفـی شـر دار, مـنـیـخـون بـین حجارة خشن وحیات صم ,تشربون الکدر وتاکلون الجشب , وتـسفکون دماکم وتقطعون ارحامکم , الاصنام فیکم منصوبة والاثام بکم معصوبة ) ) , جمیعت عرب در بدترین وضع زندگی می کردندوبدترین آیین را پرستش می کردند, اما این خورشید عالمتاب با ظهور خود به آن وضع خاتمه داد وتاریکهارا مبدل به روشنایی نمود .

 


ماجرای جعفر بن ابی طالب وپادشاه حبشه
به دنبال مهاجرت جمعی از مسلمانان به حبشه , قریش , ( ( عمروبن عاص وعبداللّه بن ابی ربیعه ) ) را به تعقیب آنان فرستادند تا ( ( نجاشی ) ) را متقاعد کرده ومسلمانان را مجبور به بازگشت نماید,اما نجاشی زیر بار قضاوت یکطرفه عمروعاص نرفت وبناشد مسلمانان را بخواهد واز آنان در مورد دین جدیدشان تحقیق نماید جلسه با حضور سران مملکت وعلمای مسیحیت تشکیل شد, نجاشی از این جمعیت مهاجر, پرسید : چرا از آیین خود دست کشیدید وبه آیین ما وآیین دیگر هم روی نیاوردید ؟
اینجا بود که ( ( جعفر بن ابیطالب ) ) برخاست وگفت : . ( ( ایـهـا الملک ! انا کنا قوما فی جاهلیة نعبد الاصنام وناکل المیتة وناتی الفواحش ,ونقطع الا رحام ونـسـی الـجوار ویاکل القوی منا الضعیف , فکنا علی ذلک حتی بعث اللّه عزوجل علینا رس ولا منا, نـعـرف نسبه وصدقه وامانته وعفافه , فدعانا الی اللّه لنوحده ونعبده ونخلع ما کنا علیه نحن واباؤنا مـن دونـه , مـن الـحجارة والاوثان , وامرنابصدق الحدیث وادا الامانة وصلة الرحم وحسن التجاوز والـکف عن المحارم والدماونهانا عن سائر الفواحش وقول الزور, واکل مال الیتیم وقذف المحصنة وامرنا ان نعبداللّه لا نشرک به شیئا والصلاة وبالزکاة والصیام ) ) ( ( 469 ) ) . یعنی : ( ( ای پادشاه ! ما مردمی بودیم که در جهل ونادانی بسر می بردیم , بت می پرستیدیم وگوشت مـردار مـی خـوردیـم , مرتکب فواحش وفجور می شدیم , قطع رحم می کردیم وبا همسایگان بدی می نمودیم , قوی دستان ما زیر دستان رامی خوردند, این رفتار وکردار ما بود تا آنکه خداوند متعال , پـیـامـبـری را از میان ما برانگیخت که نسب وصداقت وپاکدامنی اورا به خوبی می شناسیم , مارا به تـوحـیـد ویـکـتـاپـرسـتـی ودسـت برداشتن از آنچه پدران ما می پرستیدند دعوت نمود, مارا به صداقت وامانتداری وصله ارحام ونیکی به همسایگان ودوری از گناه وخونریزی وزشتیهاوگفتار نـاروا وخـوردن مـال یـتـیمان ونسبت ناسزا به دیگران دادن دعوت می کند, به مادستور داده که تنهاخداوندرا بپرستیم وشریکی برای او قایل نشویم وامر به نمازوزکات وروزه داده است ) ) . آنـگاه ( ( جعفر ) ) , آیاتی از سوره مریم ( کهیعص ذکر رحمة ربک عبده زکریا ) رابرای نجاشی قرائت کرد که اشک چشم او بر محاسنش جاری شد . آری ایـن یک شاهد تاریخی است که چگونه رسول خدا ( ص ) مردم را ازتاریکها نجات داد وآنان را به صـراط مـسـتقیم هدایت فرمود وبعد از غروب این خورشید عالمتاب , امیرالمؤمنین ( ع ) به جای او نـشـسـت , هـرچند نگذاشتند حضرت ,این مردم را همانند پیامبر ( ص ) هدایت نماید وحکام غاصب ودسـتـگـاه ظـلـم بـنـی امیه ,آنچنان مردم را در تاریکی بردند که تمام تلاش خودرا در محو آثار نبوی ( ص ) وعلوی به کار بردند که هنوز هم آثار سؤ آن باقی است . ومنظور از ( والنهار اذا جلا ها ) حضرت مهدی ( عج ) است که با طلوع خودتاریکی هارا از بین می برد چـنـانـچه در روایات آمده است : ( ( کما ینتفعون بالشمس اذاسترها سحاب ) ) کیفیت بهرمند شدن مردم از حضرت همانند خورشیدی است که درپشت ابر قرار بگیرد ( ( 470 ) ) .

 


ستمگران بنی امیه
قـبـلا بـه مناسبتهای مختلف , از مظالم بنی امیه مطالبی را متذکر شدیم , اکنون به مناسبت بیان سید الشهدا ( ع ) که ( ( شب تاریک ) ) , بنی امیه هستند, اجمالا با بعض ازخلفای اموی , آشنا شویم :

 


عبدالملک بن مروان
یـکـی از خـلـفـای غاصب بنی امیه , ( ( عبدالملک بن مروان ) ) است وی بعداز هلاکت ( ( عبداللّه بن زبـیر ) ) در مکه مکرمه در سنه 75, خطبه خواند وگفت : ( ( من مانند عثمان ,معاویه ویزید نیستم که با ضعف با شما برخورد کنم ویا خواسته باشم با شما کناربیایم , ( ( انی لا اداوی ادوا هذه الامة الا بـالـسـیـف , تمام مخالفتهارا با شمشیر پاسخ می دهم ! ! هرکس بخواهد مرا به تقوا دعوت کند, اورا گردن می زنم ) ) . وی ( ( حـجـاج ) ) را بـر مردم عراق مسلط کرد به تعبیر ( ( سیوطی ) ) , اگر عبدالملک ,هیچ گناهی نـداشته باشد مگر آنکه حجاج را بر مردم عراق مسلط کرده , برای اوکافی است وقتی هم که مریض شـد ویقین به مرگ پیدا کرد, به پسرش ( ( ولید ) ) سفارش کرد که ( ( حجاج ) ) را احترام کن ! ! زیرا او راه را بـرای شما صاف کرد وشکایت احدی رادرباره حجاج قبول نکن , بدان آن مقداری که تو به او احتیاج داری بیشتراست از نیازاو به تو . هـنـگـام بیماری , پسرش ولید از او عیادت کرد وقتی حال پدر راکه دید گریه کرد,اما عبدالملک گفت : این گریه برای چیست ؟
آیا مانند زنها گریه می کنی : . ( ( اذا مـت فـشـمر وائتز, والبس جلد النمر وضع سیفک علی عاتقک فمن ابدی ذات نفسه فاضرب عنقه ) ) ( ( 471 ) ) . یـعـنـی : وقـتـی که من مردم , آماده شو وپوست پلنگ برتن کن , شمشیرت را روی گردنت بگذار وهرکس مخالفت کرد, گردن اورا بزن ! ! ) ) .

 


ولید بن یزید بن عبدالملک
یـکـی دیـگر از خلفای بنی امیه ( ( ولید بن یزید بن عبدالملک ) ) است که در میان خلفای بنی امیه مـانـند او در تهتک , وفسق دیده نشده , روزی در حال مستی با کنیزی جمع شده بود وچون وقت نـمـاز رسـیـد ولید قسم خورد که این کنیز باید به جای من نماز بخواند, لذا کینز لباسهای ولیدرا پوشید وبا حالت مستی وجنابت برای مردم امامت کرد ! ! . در روایـات آمـده است : در این امت شخصی به نام ( ( ولید ) ) است که از فرعون بدتراست , زیرا او بود کـه وقـتـی قـرآن را کـشـود وآیـه شریفه : ( واستفتحوا وخاب کل جبارعنید ) آمد,قرآن را پاره کرد وگفت : فردای قیامت بگو که خدایا ولید مرا پاره کرد ) ) ( ( 472 ) ) .

 

 

روضه

زیـنب ( س ) میگوید : بعد از ضربت خوردن پدرم امیرالمؤمنین ( ع ) ومایوس شدن از زندگی او به او گفتم : ام ایمن حدیثی را برایم نقل کرده , ولی دوست دارم آن رااز زبان شما بشنوم . ( ( فـقـال : یـا بـنـیـة , الـحدیث کما حدثتک ام ایمن وکانی بک وببنات اهلک سبایا بهذاالبلد, اذلا خاشعین , تخافون ان یتخطفکم الناس فصبرا ) ) ( ( 473 ) ) . دخـتـرم , حـدیـث هـمـان است که ام ایمن برایت کفته است گویا تو را می بینم که تو با عده ائی از دخـتـران و زنان در حال اسارت , و خاری و ذلت وارد این شهر ( کوفه ) می شوید, ومردم از هر طرف شمارا به سرعت احاطه کرده اند, ولی دخترم , در آن حال صبر و شکیبائی را از دست مده . آن شب پدر بهر پسر چشمان ترداشت ـــــ گویا خبر از تشت واز زخم جگر داشت . آن شب سخن از هر دری می گفت مولا ـــــ از پاره پاره پیکری می گفت مولا . آن شب حکایت از یزید وملک ری بود ـــــ صحبت از قرآن خواندن سر روی نی بود . آن شب علی با زینبش راز نکو داشت ـــــ گوئی سخن از بوسه وزیر گلوداشت . للّه صبر زینب العقیلة ـــــ کم صابرت مصائبا مهولة . رات رؤوسا بالقنا شال ـــــ وجثثا اکفانها الرمال . رات رضیعا بالسهام یفطم ـــــ وصبیة بعد ابیهم ایتموا ( ( 474 ) ) . تعجب از صبر ( ( زینب ( س ) است که چه مقدار مصائب شدیدی را تحمل کرد . سرهائی را بالای نیزه دید, وبدنهائی که کفن آنها شن های بیابان بود . شیر خواره ای را دید که باتیر اورا از شیر گرفتند وبچه هائی که یتیم شدند .

 

پی نوشت ها :

466- ( ( حـارث هـمـدانی ) ) از تابعین واز خواص اصحاب امیرالمؤمنین ( ع ) است که علوم زیادی را ازحـضـرت کـسب کرده است , ( ( قبیله همدان ) ) در ولا ودوستی حضرت نظیر ندارند لذا حضرت درحق آنان می فرماید :
فلو کنت بوابا علی باب جنة لقلت لهمدان ادخلی بسلام
لقلت لهمدان ادخلی بسلام لقلت لهمدان ادخلی بسلام
( ( حارث ) ) , راوی حدیث : ( ( لا یموت عبد یحبنی فتخرج نفسه حتی یرانی حیث یحب ) ) است وی از اختلاف مردم نسبت به امیرالمؤمنین ( ع ) رنج می برد, اما حضرت , جمله معروف را به او فرمود که : ( ( اعرف الحق تعرف اهله ) ) وفات حارث را بین سالهای 63 تا 70 نوشه اند ( تنقیح المقال , ج1 ص 245 ـ اعیان , ج4 , ص 366 بحار, ج39 , ص 239 الحدید, ج1 , ص 299 ) .
467- بحار 24/79 .
468- نور الثقلین , ج5 , ص 585 تفسیر برهان , ج4 , ص 466 تفسیر صافی , ج2 , ص 822 .
469- الحدید, ج6 , ص 309 .
470- منتخب الاثر ص 271 .
471- تاریخ الخلفا, سیوطی , ص 220 .
472- تاریخ الخلفا, سیوطی 251 , حیاة الحیوان 1/103 .
473- بحار 28/60 .
474- مقتل الحسین مقرم 399, اشعار از مرحوم ( ( آیة اللّه شیخ هادی کاشف الغطا ) ) است .

 

منبع : قائمیه اصفهان



نظرات 0 نویسنده : یک شنبه 7 آبان 1396 
 سلطان کربلا این مطلب را به اشتراک بگذارید:
  • ترجمه سایت
  • آمار
  • لینک دوستان
  • پیوندها

نویسندگان

روز شمار محرم

روزشمار محرم عاشورا

اوقات شرعی


تاریخ روز

ذکر ایام هفته

حدیث

حدیث موضوعی

امکانات جانبی