اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم

یک شنبه 30 خرداد 1389  ساعت 9:58 AM

مصرف- شما مي‌توانيد الگويي براي ديگران باشيد

اصلاح روش‌هاي مصرفي از انرژي به يك رويه جهاني بدل شده است. انسان كم‌كم زنگ خطر طبيعت را شنيده است و در برنامه‌هاي بين‌المللي سعي در استفاده بهينه و درست از انرژي دارند. اين استفاده بهينه راه و روش ساده اما اصولي دارد. حال كه شهرداري منطقه 21 مقام نخست اصلاح الگوي مصرف را در بين مناطق تهران به دست آورده، بهتر است ساكنان و اهالي آن هم كمي‌ دست بجنبانند.

بعضي كارها اصولي است و شايد زمان و هزينه زيادي بگيرد ولي به قول معروف «عمري» ‌است و شما تا سال‌ها خيالتان راحت مي‌شود. استفاده درست از انرژي باعث مي‌شود كه همه ما به يك اندازه از نيروهاي طبيعت بهره‌مند شويم. در ضمن بايد به فكر فرزندانمان هم باشيم. اينها روش‌هاي ساده مصرف بهتر و صرفه‌‌جويي صحيح منابع مختلف انرژي است و اجرايشان بسيار ساده.

1. وسايل خانه را به شكلي بچينيد كه مانع ورود نور نباشند تا بتوانيد از روشنايي طبيعي استفاده كنيد.

2. بازيافت را از همين امروز شروع كنيد. كيسه‌ و سطل زباله‌اي را مخصوص اين كار اختصاص دهيد و هر هفته آن را عوض كنيد.

3. اگر امكان دوجداره كردن شيشه‌ها را نداريد بهتر است از عايق‌هاي شيشه استفاده كنيد. اين عايق‌ها را كه به شكل برچسب‌هاي شفاف ساخته مي‌شوند به راحتي مي‌توان بر روي شيشه پنجره‌ها چسباند و بخشي از خواص پنجره‌هاي دو جداره را در آنها به وجود آورد. اگر هم نمي‌خواهيد شيشه‌هاي خانه تان حالت مات به خود بگيرد، چند متري درزگير هم مي‌تواند مصرف و هدر رفتن انرژي گرمايي را به ميزان زيادي كاهش دهد.

4. كمي ‌انصاف داشته باشيد و به قيمت تميز ماندن خانه، آب را بي‌محابا استفاده نكنيد. اجازه دهيد ظرف‌ها جمع شوند و بعد شير آب را باز كنيد و آنها را بشوييد.

5. براي آشپزي با دستگاه‌هاي برقي بايد دقت كنيد و دماي وسيله را با توجه به حجم ماده مورد نظر و نوع پختتان انتخاب كنيد. روش‌هاي مختلف پخت، ميزان مصرف انرژي را بالا و پايين مي‌كند. با مطالعه دستورالعمل دستگاه‌ها، سعي كنيد بهترين روش پخت را انتخاب كنيد.

6. خانم‌هاي خانه نقش بسزايي در اصلاح الگوي زندگي دارند. خيلي از وسايل و لوازمي ‌كه به ظاهر به دردنخور مي‌آيند،‌ مي‌توانند مصرف ديگري داشته باشند. مثلاً لباس‌هاي كهنه مي‌توانند دستمال‌هاي مناسبي براي تميز كردن ماشين يا ايوان باشد، سعي كنيد اين ريزه‌كاري‌هاي صرفه‌جويي را به كودكانتان هم ياد دهيد.

7. از زمان تاريكي هوا تا حدود 6 ساعت پس از آن زمان اوج مصرف برق است. صرفه‌جويي در گاز به معناي تلف كردن انرژي برق يا آب نيست. قصه لامپ اضافي را فراموش نكنيد، روشن گذاشتن كامپيوتر و وسايل بازي برقي مانند سگا، پلي‌استيشن،‌ استفاده همزمان از چند منبع روشنايي در يك اتاق، استفاده از تلويزيون، ضبط، ويدئو به صورت همزمان و متوالي، باز و بسته كردن بي‌جهت درب يخچال و استفاده مكرر از توستر و ماكروفر براي گرم كردن حجم بسيار كم مواد غذايي از مهم‌ترين عوامل مصرف بالاي انرژي برق است.

8. استفاده از وسايل حمل و نقل عمومي‌ يكي از بهترين كارها براي اصلاح روش‌هاي زندگي است. مصرف كمتر سوخت،‌ هوايي پاك را براي همه ما به همراه دارد. صرفه اقتصادي اين كار هم كه مشخص است.

9. براي راه‌پله‌ها و پاركينگ از چراغ‌هاي زمان‌دار استفاده كنيد تا اگر فراموش كرديد، خود به خود خاموش شوند. اگر كوچه يا خيابانتان هم نور كمي ‌دارد و براي امنيت، لامپي را در ورودي خانه روشن مي‌گذاريد، بهتر است لامپ فلورسنت باشد تا در ساعات طولاني شب، برق كمتري مصرف شود.

10. استفاده از امكانات الكترونيكي، مانع خروج شما از خانه و محل كار مي‌شود. اين امر مي‌تواند نيمي ‌از سفرهاي درون شهري را كاهش دهد. با داشتن امكانات الكترونيكي بانك‌ها و سازمان‌هاي مختلف، مي‌توانيد وقتتان را به شكلي كه دوست داريد، بگذرانيد.

11. چراغ‌هاي مطالعه، هواكش‌ها، تلفن‌هاي همراه در حال شارژ، تلويزيون و خيلي از وسايل برقي معمولاً بي‌جهت روشن مي‌مانند. هر بار كه از جايتان بلند مي‌شويد كمي ‌چشم و گوش‌هايتان را تيز كنيد كه وسايل اضافي را خاموش كنيد.

12. شيرها و دوش‌هاي الكترونيك آب و چراغ‌هاي زمان‌دار وسايلي هستند كه شما را مجبور به رعايت و مصرف كمتر مي‌كنند. شما هم اگر يادتان برود، اين وسايل كارشان را به موقع انجام مي‌دهند و قطع مي‌شوند.

13. با پوشيدن يك لباس بافتني يا يك جفت جوراب در منزل ديگر نيازي نيست بخاري را تا آخرين درجه زياد كنيد. داشتن يك هواي معتدل در اتاق نيز باعث مي‌شود شما با وزيدن يك باد سرد به سرعت سرما نخوريد.

14. بهتر است سيستم گرمايشي ساختمان را هر ساله، پيش از سرد شدن هوا، بررسي كنيد و اگر مشكلي وجود دارد به افراد متخصص مراجعه كنيد. معمولاً همه آقايان اعتقاد دارند كه از بدو تولد آچار به دست بوده‌اند و از پس هر كاري بر‌مي‌آيند اما توجه كنيد كه گاز خطرناك است و با هيچ كس شوخي ندارد.

15. وسايل كهنه و قديمي ‌سهم زيادي در مصرف انرژي دارند. شايد خريد يك دستگاه جديد به پرداخت مبلغ زياد آب و برق هر دوره قبض‌ها بيرزد. براي اينكه بدانيد هر دستگاه چقدر برق مصرف مي‌كند، دستورالعمل آن را بخوانيد يا همه دستگاه‌هاي برقي را خاموش و تنها يك دستگاه را روشن بگذاريد و نگاهي به حركت عددهاي كنتور كنيد. هرچه سرعت تغيير عددها بيشتر باشد، دستگاه مصرف بالاتري دارد.


منبع : همشهري

محور : همت مضاعف و كار مضاعف دراستفاده‌ى بهينه از منابع موجود كشور و امكاناتى كه وجود دارد و هدفمندی یارانه ها



 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


یک شنبه 30 خرداد 1389  ساعت 9:48 AM

ورود به «جامعه صنعتي بازار» كه شكل گيري آن به تدريج، پس از انقلاب صنعتي، در كشورهاي غربي آغاز شد و در نيمه دوم قرن بيستم، به وضوح، در بيشتر سرزمين هاي پيشرفته صنعتي مشاهده مي شود، دگرگوني هاي گسترده اي را در زمينه هاي مختلف پديد آورده است. براي اولين بار در طول تاريخ، انسان ها با كالاهايي محاصره شدند كه بيشتر آنها را نمي شناختند و مصرف اين كالاها برايشان عجيب، و در بسياري موارد، باورنكردني بود. هرچند برخي از اين كالاها پيش تر هم وجود داشتند و از آنها استفاده به عمل مي آمد، اما اينك به گونه اي كاملاً متفاوت و با ويژگي هاي ناشناخته عرضه مي شدند. اين كالاها به تدريج، بازار مصرف را انباشتند و در كنار كالاهاي ديگري قرار گرفتند كه پيش تر براي عموم، شناخته شد و قابل مصرف بودند. در اين شرايط، ديگر دانش و هوش مصرف كننده، به تنهايي براي استفاده بهينه از كالاها پاسخگو نبود و نياز به دانش وسيع تري براي شناخت و به كارگيري كالاهاي متنوع احساس مي شد.

شكل تكامل يافته جامعه صنعتي بازار، «جامعه مصرف كننده» است. اين جامعه، با انبوهي از كالاهاي ساخته شده و طبقه بندي شده، روبه روست كه به راحتي در دسترس خريداران قرار مي گيرند و آنان را بر آن مي دارند كه از ميان مجموعه اي گسترده از يك نوع كالا، آن را كه بيش تر مي پسندند، انتخاب و خريداري كنند. ويژگي ديگر جامعه مصرف كننده، اين است كه كالاهاي متنوع، دايماً به نحوي، در معرض دگرگوني و تغيير اساسي هستند و به ندرت، در مدتي طولاني، كالايي به همان شكل اوليه خود، باقي مي ماند.
افزايش بي سابقه و بسيار چشمگير درآمد واقعي و قابل تصرف شهروندان در اكثر كشورهاي پيشرفته صنعتي، آزادي عمل در خريد و انتخاب و مصرف كالاهاي عرضه شده و افزايش اوقات فراغت، عواملي بوده اند كه به مصرف انبوه كالاها در جوامع مصرف كننده انجاميده است. عوامل ياد شده، اين جوامع را برآن داشته اند كه به فعاليت هاي بازاريابي روي آورده و با استعانت از آنها، به بسط و گسترش بيشتر مصرف بپردازند و از قلمروي مصرف كالاهاي ضروري، پا فراتر نهاده و به شكل كاملاص متفاوت از پيشينيان، رفتار كنند. به علاوه، بايد در نظر داشت كه مفهوم كالاها و مصارف ضروري، در مقايسه با گذشته، كاملاً دگرگون شده است. آنچه پنجاه سال پيش ضروري بود، امروز ضروري نيست يا برعكس، آنچه امروز به عنوان ضرورت مطرح مي شود، پنجاه سال پيش، اساساً مطرح نبود. حتي كالاهايي مثل مواد غذايي نيز از اين قاعده مستثنا نيستند و نمي توان گفت مواد غذايي ضروري امروز، ديروز هم ضروري بوده اند و يا برعكس. از اين رو، بايد تعريف ديگري از مصارف ضروري ارايه كرد و آن را در جوامع مختلف، به گونه اي متمايز، مورد توجه قرار دارد. حتي در يك جامعه واحد، با توجه به نوع معيشت افراد و بسياري از عوامل ديگر كه در متن هاي بازاريابي به تفصيل آمده اند، نوع كالاهاي ضروري در ميان گروه هاي مختلف افراد، متفاوت است به علاوه، در جامعه مصرف كننده، هرگاه عده اي از مصرف كنندگان بخواهند از بند مصرف برخي از كالاها برهند، بازاريابان و دست اندركاران تبليغات، آنان را تشنه مصرف ديگري مي كنند و با خود پيش مي برند و نمي گذارند كه آتش تنور مصرف، به خاموشي گرايد. در اين حال، مي توان گفت كه مصرف، پايان ناپذير است و هرگز نمي توان از دام آن رهايي يافت.
در چنين شرايطي، آنچه بازاريابان و دست اندركاران تبليغات و به طوركلي، ارباب ايجاد مصرف كه به گونه اي خود را خدمتگزاران تمدن جديد بشري مي دانند ـ مصراً به آن باور دارد، اين است كه تا وقتي بخش قابل ملاحظه اي از جمعيت، به درآمد قابل تصرف مطمئني دسترسي يافته، اوقات فراغت قابل ملاحظه اي دارد و از امنيت شغلي نسبي برخوردا است، بايد شرايط مطئني براي مصرف او فراهم آورد و نگذاشت كه اين شرايط مطلوب، به هدر رود و شيوه معيشت و مصرف، به همان شكل سابق، برقرار بماند؛ بلكه بايد مصرف، قلمروي خود را گسترده تر كند و به پيشروي ادامه دهد.
در اثر پيوند يافتن مصرف و بازار آن با رسانه هاي جمعي الكترونيكي و ارتباط اين دو با سرگرمي هاي عمومي و رايج، و ورزش ها، به يكباره ارباب بازار، با امكان بازي بي پايان در ارسال پايم هاي تكامل يافته و اثرگذار و در برخي موارد، شبه واقعي و حتي مقدس و غير قابل بحث، روبه رو شدند كه آنان را بر آن داشت تا از اين طريق، زمينه را براي پذيرش عموم و مصرف كنندگان بالقوه موردنظر خود فراهم آورند و مفاهيم و نگرش هاي آنها را در زمينه هايي چون راه هاي گوناگون خوشبختي و شادماني و موفقيت اجتماعي، دگرگون كنند و تعبيري جديد و پذيرفتني و غير قابل سرپيچي از اين مفاهيم، در ذهن آنها پديد آوردند. اين كار، چندان ساده نبود و نياز به دانش، مهارت و خلاقيت هاي وسيعي داشته است كه روز به روز بر پيچيدگي آن افزوده مي شود.
دست اندركاران فعاليت هاي بازاريابي، در سال هاي اخير، به خوبي دريافته اند كه جامعه صنعتي بازار به سرعت به سمت جامعه مصرف در حركت است. آنها اين واقعيت را نيز دريافته اند كه در برخي از جوامع پيشرفته صنعتي، ديري است بي آنكه كسي با خبر شود و يا نشانه اي مشخص آشكار شود، اين اتفاق افتاده است و به عبارتي، كار از دست رفته است. به تعبير برخي ، تا سال هاي اخير، ديدگاه و تفكر مادر مورد مصرف، بسيار ابتدايي بوده و اقتصاد دانان آن را توجيه و توصيه و پشتيباني مي كرده اند. سنت و ديدگاه و جريان فرهنگي قدرتمندي، بيانگر اين مفهوم و منادي فايده هاي اخلاقي و اجتماعي كار زياد و سنگين و تبعيت از صاحبان اقتدار و مديران و كارآفرينان در جهت افزايش مداوم توليد بوده است و براي مصرف، ارزش چندان زيادي قايل نبوده و آن را چندان توصيه نكرده است. بر اساس مطالعات «آلبرت هيرشمن»، اقتصاددان و مورخ عقايد اقتصادي، حمله به مصرف گرايي كار تازه اي نبوده و ريشه در سال ها پيش، يعني زماني كه مفاهيم توسعه اقتصادي در ادبيات توسعه مطرح شد، دارد. به نظر او، شرايط و امكانات توليدي تازه، كه شكل هاي اوليه آن در قرن هجدهم ميلادي ظاهر شد، همواره اين نگراني را پيش آورده است كه وجود كالاهاي تازه و به ميزان چشمگير، موجب فساد در جامعه و سوق دادن مردم به سوي تنبلي و تن پروري شود و قدرت مؤلد را از انسان هاي كوشا بازستاند. صاحبان اين تفكر، فقط كار و توليد را توصيه كرده و ان را ضامن بقا و توسعه جامعه بشري دانسته و صرفه جويي و امساك در مصرف را اخلاقي حسنه و قابل ستايش قلمداد كرده اند.
در طليعه ظهور قرن بيستم، اين واقعيت خود را به خوبي آشكار كرد كه براي بهره برداري بيشتر و مناسب تر از توان فراوان سازمان هاي توليدي، كه روز به روز به آن افزوده مي شد، راهي جز مصرف انبوه وجود ندارد. به عبارت ديگر، با تحقق توليد انبوه، مصرف انبوه، اجتناب ناپذير است. در چنين حال و هوايي است كه «قانون بازار ژان باپتيست سه» مطرح مي شود و خود را به تفكرات بسياري از توليدكنندگان تحميل مي كند. پس از اين است كه مبارزه بر سر تصاحب بازارها در مي گيرد و توليد كنندگان بزرگ، براي به دست آوردن بازار مصرف، به سرزمين هاي دور روي مي آورند و با نيروي نظامي خود، به فتح اين سرزمين ها مي پردازند و آنها را مستعمره خويش مي كنند. اين رقابت فشرده و همواره فزاينده، بشريت را به جنگ هاي بزرگي واداشت كه پا از مرزهاي يك يا دو كشور فراتر نهاده، به جنگي جهانگير، بدل شدند و اين رهايي، روز به روز بيشتر و بيشتر شده است كه مبادا آن جنگ بزرگ كه بشر همواره از آن واهمه داشته و از آن مي پرهيزد، رخ نشان دهد.
در چنين شرايطي، برخي از دانشمندان راه چاره را افزايش مصرف عموم و فراهم كردن رفاه عمومي براي همه دانسته و برآنند تا روش هايي را بيابند كه ضمن استفاده عموم از مصرف زياد در تمام زمينه ها، چرخ سرمايه گذاري و توليد، از كار نيفتد و همواره به گردش خود به گونه اي فزاينده، ادامه دهد. بحران نظام توليد را، جز مصرف بيشتر، چاره ديگري نيست. اما با اين حال بسياري متوجه اين نكته شدند كه توده مردم، هرگز در مصرف خود، جانب اعتدال و درستي را رعايت نكرده، به مصرف لجام گسيخته در برخي زمينه ها و مصرف اندك در مورد عده اي ديگر از كالاها، روي مي آورند. اين امر، راه اعتدال را نمي پيمايند و اين افراط و تفريط، عنان اختيار نظام اقتصادي را از دست اداره كنندگان جامعه مي گيرد و به هيچ وجه، به نفع نظام صنعتي نيست. در اين حالت، لزم است يك مرجع تشخيص دهنده براي توليد و مصرف در جامعه وجود داشته باشد تا بتواند به درستي، به اين كار مهم، سامان دهد.
به هرحال، نظام صنعتي و نظام مصرف، پابه پاي هم رشد كردند و در اوايل قرن بيستم، سازوكارهاي حاكم بر خود را اجرا كردند. صاحبان صنايع و بازرگانان، به تدريج به فراگيري اصول بازار و روابط حاكم بر آن پرداخته و خود را آماده روزها و ساعات مشخص كار كردند. وقت شناسي، تبعيت از ماشين، گذران زندگي از طريق دستمزد و پيروي از كارفرمايان، براي كارگران معنا يافت. براي جوامع دهقاني تا سال ها، پذيرش اين نظم، دشوار بود و آنان به صورت مردماني كله شق و بي اعتنا به موازين پذيرفته شده براي زندگي جديد، معرفي شدند. به تدريج با ورود آنها به دنياي صنعت، ميزان تعطيلات و دامنه جشن هاي طولاني كه روزها طول مي كشد، كاهش يافت و در عوض، به روزها و ساعات كاري افزوده شد. طبقه جديد كارگر شكل گرفت و اتحاديه هاي كارگري پديدار شدند، اما در عين حال، كشاورزان نسبت به حفظ فرهنگ و شرايط زندگي خود، مقاومت مي كردند و به راحتي، به جوامع صنعتي نمي پيوستند.
«هربرت گوتمن»، مورخ سرشناس، در مقاله اي، به خوبي اين نكات را تحليل و بررسي كرده است. علاوه بر اين، او نشان داده است كه چگونه مهاجران اروپايي كه به امريكاي شمالي پا نهاده اند، در ابتدا تا مدتي در برابر فرهنگ هاي ديگر حالت تدافعي مي گرفتند و سعي در حفظ فرهنگ خود داشتند.
«رژه ها و تظاهرات و مراسم روستايي، سوگندهاي مذهبي و شورش هاي مربوط به غذا، و بسياري چيزهاي ديگر در فرهنگ و رفتار مهاجران سال هاي اول قرن بيستم كه به آمريكا پا نهاده بودند و در كارخانه هاي اين كشور كار مي كردند … همه، طبيعي و بخشي از رفتار مهاجران در برابر فرهنگ هاي ديگر بود و جزيي از فرهنگ پذيري جديد به شمار مي رود.» كه به مفاهيم رفتاري اي همچون تشخيص ذات و عرض اندام كردن و صيانت ذاتِ آنها مربوط بوده است. هم جنبه هاي مذهبي و هم عناصر غير مذهبي در مهاجرت اقوام و جاومع آنها تأثير داشته و در جامعه جديد، بسياري از رفتارهاي ظاهراً ناهنجار را به وجود مي آورد. اين عناصر، باعث همبستگي هاي كاري و گاه اعتصابات كارگري مي شود. اين فرهنگ گروهي يا آداب و رسوم قومي، نه تنها وسيله اي براي بقا و دوام در كشاكش هاي كاري و شغلي و كاريابي و غيره شده، بلكه ابزاري قابل اتكا براي جلوگيري از تبعيض ها، تحقيرهاي اجتماعي و بي عدالتي هاست. به علاوه، اين فرهنگ گروهي، موجب حفظ پايگاه ها در دنيايي مي شود كه به زودي انسان ها را فراموش مي كند و آنان را به جهاني سوق مي دهد كه در آن، ريشه ها برايشان ناشناخته است. از همه مهم تر، اين فرهنگ، مفاهيم و اشيايي گرانبها را براي اعضاي فرهنگ، مقدس نگاه مي دارد و وفاداري به نياكان و ميراث هاي باقي مانده از آنان و نيز حافظه گروهي ميان اعضاي گروه را تقويت مي كند و روشن تر جلوه مي دهد.
به تدريج، الگوهاي فرهنگي قديم و رفتارهاي حاكم بر روابط، دگرگون مي شود و اجراي آن از هم مي گسلند. در زندگي شهري و روابط حاكم بر آن، ديگر همبستگي هاي قومي و قبيله اي و روستايي نمي تواند دوام آورد. شيوه زندگي دگرگون مي شود. يگانگي و تداوم زندگي روزمره و ارتباط ابعاد آن با هم در قالب هاي توليدي، مثل شب نشيني ها، صله رحم و بازي ها، از هم گسسته مي شوند و جاي خود را به قالب هاي ديگري مي دهند. به تدريج قالب هاي جديد، جايگزين قالب هاي قديم مي شوند و فرهنگ تازه، فرهنگ كهنه را كنار مي زند.
آنچه تا مدت ها باقي مي ماند، كنكاش و تلاش براي حفظ پاره اي از فرهنگ قديم و حسرت روزگار گذشته است، كه بعضاً طي دو ـ سه نسل، از ميان مي رود. اين فرايند، به ويژه تسريع خواهد شد اگر محل كار و خانه كارگران يكي شود و آنان در گروه هاي جديد، با كارگران ديگر دسته بندي و ناچار به زندگي مشترك شوند. پيوندهاي جديد و ناشناخته بودن بخش كاري كه در خطوط مونتاژ و توليد انجام مي دهند، آنان را به پذيرش ارزش هاي جديد، راغب تر مي كند.
«رفتارهاي فردي كاملاً شكل گرفته درگذشته كه بر اساس عناصر مذهبي و ارزش هاي مشخص قومي و قبيله اي شناخته مي شوند، نمي توانند چندان در برابر ضربات سهمگين دگرگوني هاي صنعتي و صنعت گرايي مقاومت كنند و دير يا زود، تسليم آن مي شوند.» «نسبي گرايي فرهنگي» به دست آمده از اين آميختگي، كه گروه هاي متعدد قومي و قبيله اي ر در بر مي گيرد، مفهوم قابل ملاحظه اي است كه جا دارد در جاي ديگري، از ابعاد مختلف، به آن پرداخته شود؛ اما به طور مختصر، بايد اشاره كرد كه اين آميختگي، كم و بيش، به «خودگرايي» اقتصاد نسبتاً متمايل به خود و فسادپذير، از دست رفتن چسبندگي خانوادگي، بي تفاوتي نسبت به ديگران و اشكال جديد گذران اوقات فراغت، كه بيشتر فردي است و ديگر به ديگران وابسته نيست، منجر مي شود. اينجاست كه مي توان براي ساعت ها در روز، فرد را پاي تلويزيون ميخكوب كرده و نگذاشت از صندلي خود بلند شود و به كار ديگري بپردازد.
اين تغييرات گوناگون و در عين حال مرتبط با يكديگر، بر مجاري ارتباطي عموم اثر گذارده و نيز ابعاد گوناگون زندگي آنان را به شكل دلخواه خود درمي آورد، به عبارت ديگر، تا جزيي ترين روابط و فعاليت هاي فردي و اجتماعي مردم رسوخ و الگوهاي رفتاري آنها را تنظيم و تدوين مي كند.
يكي از جامعه شناسان برجسته دهه هاي پيش، «ديويد رايزمن» در اثر گرانسنگ خود، «جماعت تنها»، به خوبي اين دگرگوني ها را بررسي و ارزيابي كرده است. او گروه ها و جوامع را به «هدايت از درون» و «هدايت از برون» تقسيم بندي و ويژگي هاي آنها را به اين شرح كرده است: در جوامع هدايت از درون، هدف ها در اوايل زندگي شكل گرفته، قرص و محكم در طول زندگي فرد، باقي مي مانند و به ندرت از وقايع بعدي، اثر مي پذيرد و دگون مي شوند؛ اما در جوامع هدايت از برون، هدف ها به شكلي پيوسته، با توجه به عوامل بيروني دگرگون مي شوند و از حالي به حال ديگر، تغيير شكل مي دهند. جوامع هدايت از درون، تأكيد بر توليد دارند و جوامع هدايت از برون، بيشتر به مصرف مي پردازند. رايزمن بر اين باور است كه حركت در اكثر جوامع صنعتي، از هدايت از درون به سوي هدايت از برون است. او اين حركت را جزء ماهوي جامعه صنعتي و صنعت گرايي مي داند.
توسعه و گسترش صنعت گرايي، خود مستلزم ان است كه جامعه، كانون تأكيد و تمركز خود را از اخلاق توليدي كه در واقع همان «اخلاق پروتستلني» است كه «ماكس وبر» پيش تر، آن را دقيقاً ارزيابي و داوي كرده است ـ به «اخلاق مصرفي» تغيير مي دهد و در اين جحت، به سرعت گام برمي دارد. اين حركت در واپسين سال هاي قرن نوزدهم آغاز و در ربع اول قرن بيستم. كاملا ًچهره پيروز خود را نشان داده است. «روزاليند ويليلامز» كه در پژوهش هاي ارزشمند خود، درباره تفكرات فرانسوي، در اين برهه سرنوشت ساز از تاريخ بشر، كندوكاو كرده است؛ اين سال ها را سال هاي طلايي براي «دنياي رويايي مصرف كننده» نامگذاري كرده و به آن توجه عالمانه اي مبذول داشته است. در اين دوره، فروشگاههاي زنجيره اي بزرگ تأسيس شدن و رو به گسترش نهادند. در اندك زماني، همه چيز دچار دگرگوني شد. با برپايي نمايشگاه هاي بزرگ و نمايش هاي خيره كننده متعددي كه در «كريستال پالاس» از سال هاي 1851 شكل گرفت و در آن شگفتي هاي دانش، فن آوري و دنياي ماشين در رأس فعاليت ها مطرح گرديد، تكامل استحاله جامعه از «جامعه توليدي» به «جامعه مصرفي» ممكن شد. با برگزاري نمايشگاه پاريس در سال 1900 اين جريان شتاب بيشتري گرفت. «در نمايشگاه سال 1900، لذت هاي محسوس و ملموس مصرف گرايي، كاملاً غلبه خود را بر لذت هاي انتزاعي توسعه دانش مورد نظر و مرسوم، تحميل كرد.»
با ظهور و ورود كالاهاي مصرفي ارزان قيمت با حجم زياد به بازار، عرضه كنندگان و بازرگانان، به بسط ذايقه مصرف مردم دست زده و آنها را در برخي موارد، طبقه بندي و جداسازي كردند. از سوي ديگر، مصرف كالاهاي زيادي كه در گذشته، فقط ويژه خواص جامعه و ثرتمندان بود، به تدريج در طبقات پايين هم رواج افت؛ به طوري كه در دهه سوم و چهارم قرن بيستم، ميزان مصرف يك فرد عادي از مصرف لردها، دوك ها و اشراف قرن هيجدهم، بيشتر شد. ديگر بسياري از كالاها از انحصار طبقاتي به در آمدند؛ تنها تفاوت از نظر طبقاتي، در مصرف كالاهاي گران، با كيفيت و ظريف، و فاقد كالاهاي ارزان و كم كيفيت و خشن بود كه دسته اول به ثروتمندان و دسته دوم به مردمان عادي اختصاص داشت. مثلاً اتومبيل براي همه بود؛ اما نوع آن، با توجه به ثروت و پايگاه و وضعيت افراد فرق مي كند. در اينجا بود كه زيركي توليد كنندگان، وارد عمل شد و روياهاي بسياري از مردمان فقير را كه سال ها پيش در آرزوي مصرف برخي از كالاها بودند، جامعه عمل پوشاند و آنان با شادماني ظاهري به مصرف كالاهاي موردنظر خود، پرداختند. اما بايد توجه داشت كه اين، يك روي سكه بود؛ روي ديگر آن، دلواپسي هاي ريشه داري را مطرح مي كرد كه خردمندان به آساني نمي توانستند گريبان خود را از چنگ آنها برهانند. براي روشن تر شدن اين وضع، ناگزيريم مجدداً به آن دوران برگرديم و اروپا و غرب آن زمان را، به معني وسيع كلمه، بازبيني كنيم. اين بازبيني ـ هر چند يك قرن از آن روزگار ـ براي ما بسيار سودمند و آموزنده است؛ چرا كه با توجه به تأخير زماني جامعه ما در صنعتي شدن، مي تواند چاره بسياري از عملكردهاي نادرست را برايمان روشن سازد.
با ورود به قرن بيستم، در مغرب زمين، بسياري كه در شرايط مطلوب به سر مي بردند و از درآمد زيادي برخوردار بودند، دو نگراني بزرگ داشتند و نظرشان در مورد حركت جامعه بشري به جلو، به شدت آشفته بود. اين دو نگراني ، عبارت بودند از: نخست وحشت از اينكه پليس و نيروي نظامي ـ يا به بعبارت بهتر، قواي قهريه ـ روزي آن قدرت را نداشته باشند كه بتوانند در برابر خشونت هايي كه به طور فزاينده عليه نظم حاكم و اموال مردم اعمال مي شوند، ايستادگي كرده و آنها را خاموش سازند؛ دوم، هراس از اينكه مبادا توده محروم، روزي زنجير محكم اخلاقيات حاكم را كه مذهب و فرهنگ سنتي، از ديرباز، با مهارت و استادانه، به دست و پاي آنها بسته بود، بگسلند و سر به شورش بنهند و فرهنگ كهن را پاس ندارند. شماري از متفكران، چاره را در آن مي ديدند كه اين طبقه نوساخته و صاحب امتياز ـ كه در پيله اي بس فشرده از محافظه كاري مأوا گزيده بود ـ به گونه اي، بخشي از عطاياي طبيعي را به ديگران واگذارد و نيز به آنها كمي منزلت، احترام به خود، مهارت براي زندگي بهتر و توانايي، اعطا كند تا آنان نيز احساس مالكيت و تعلق نسبت به نظام كنند و به گونه اي،خود به سوي محافظه كاري كشيده شوند. از نظر اين متفكران. چنين كاري موجب حفظ نظم عمومي مي شود و تضميني براي تداوم بلند مدت امتيازي خاص شده، فراهم مي كند.
علي رغم كشاكش هاي اوليه، اين ديدگاه در بيشتر كشورهاي صنعتي به گونه اي اجتناب ناپذير مطرح شد و مورد توجه عموم قرار گرفت؛ ولي به تدريج، اين گفته ها و عمل به آنها ديگر تأثير لازم را از دست داد و شيريني آن براي توده محروم و كم بضاعت، به نوعي تلخي محروميت و تحميق بدل شد. دراين شرايط ديگر اين حربه، كارساز نبود و مي بايست اميد ديگري در دل توده ها ايجاد كرد. اين اميد، با تلاش صاحبان صنايع براي مهيا كردن زمينه مصرف براي توده ها، شكل گرفت. محصول فراوان خطوط توليد كه به ارزاني و با شرايط سهل، در اختيار توده مشتاق قرار مي گرفت، آنها را براي ساليان دراز مشغول نگاه مي داشت و به گونه اي منطقي، قادر بود نيروي عظيم آنها را كه مي توانست تخريبي باشد، مهار كند. به اين ترتيب، از يك سو، نيروي لازم براي كار در كارخانه مهيا مي شد و از سوي ديگر، اين گروه عظيم «برون دادِ» بي شمار كارخانه را مصرف مي كردند. به اين ترتيب، هر دو سوي معا مله، بهره مند مي شدند؛ كارگردان و توده مردم،رفاه بيشتري به دست مي آوردند، و صاحبان صنايع، مي توانستند بي وقفه به توليد خود ادامه دهند و بر ثروت خود بيفزايند.
اولين كسي كه به اين نكته توجه كرد، نويسنده امريكايي، «سايون ان. پاتن» بود. او در كتابي كه به سال 1907 منتشر شد و «مباني جديد تمدن» نام گرفت، اين نكته را مطرح كرد كه جامعه، از اين پس نبايد به مهار آرزوها و خواسته هاي شهروندان بپردازد و انان را، چون گذشته، به صرفه جويي و قناعت فرا بخواند؛ بلكه برعكس، بايد آنان را تشويق و تحريك به مصرف بيشتر كند و از آنها بخواهد كه براي مصرف بيشتر خود، كار بيشتري انجام دهند؛ مصرف بيشتر با تلاش بيشتر. اين امر، جامعه را به سوي وفور و رفاه مي برد.
بايد در نظر داشت كه اين انديشه، مي تواند خود به گونه اي منشأ چيزي باشد كه به آن «فرهنگ مصرف» مي گويند. اين فرهنگ، زيربناي تفكراتي است كه بر اساس آنها، شخصيت و «خوداجتماعي» جديدي مبتني بر «فردگرايي» و «فرديت» پديدار شده كه با توجه به تعاريف «رايزن»، در چارچوب «هدايت از برون» شكل مي گيرد. اين شخصيت و خود اجتماعي، به تدريج خود را از قيد نمادها وهنجارهاي رفتاري محدود كننده كه خاص فرهنگ هاي قديمي تضعيف شده است و به آرامي رو به زوال مي رود، مي رهاند. معيارهاي ثابت موفقيت در اين فرهنگ ها، يعني ارزش هاي اخلاقي، جاي خود را به ارزش هاي بازار و عرضه و تقاضا مي دهند. بازار و ارزش هاي حاكم بر آن كه از بن قانون اقتصادي ـ يعني عرضه و تقاضا ـ تغذيه مي شوند، ارزش افراد و كارهاي دانشمند يا فيلسوف كه ساليان سال كار مي كند،بيشتر مي شود و صدها برابر، پاداش دريافت مي كند.
خود اجتماعي جديد، داراي معيار موفقيت نامحدودي است. هرگز نقطه پاياني براي موفقيت وجود ندارد. در خود اجتماعي قديم كه در فرهنگ «هدايت از درون» ريشه داشت، جايي مشخص، اوج موفقيت بود و فرد، پس از رسيدن به آن، احساس آرامش مي كرد. اما خود اجتماعي جديد، هرچه مي تازد،هنوز راه درازي در پيش دارد. معيارهاي وضع شده موفقيت، هرچند در زمان خاصي غير قابل دسترس باشند، پديد مي آيند و افراد زيادي به سوي آنها كشيده مي شوند. اين شرايط از يك طرف، سازنده و ارزنده است و انسان را به سوي كمال سوق مي دهد؛ اما از جهت ديگر، درد و حرمان را به بشر تحميل مي كند و او را چون «سيزيف»، بر آن مي دارد كه بار گران سنگ را به دوش كشد و با مشقت،از كوه بالا رود و تقدير چنين باشد كه پس از به زمين نهادن آن، سنگ به زير كوه بغلتد و او درباره همان كار را تكرار كند. سرگشتگي و حرمان بشر امروزي، علي رغم همه توانايي هايي كه دارد و با وجود تمام بهره اي كه نعمت هاي جهان مي برد، به نوعي از همين تفكر نشئت گرفته است.
اين نيز از سر تصادف نيست كه در ايالات متحد امريكا و ديگر كشورهاي مغرب زمين، كه زودتر از كشورهاي ديگر جهان به اين الگوي فكري و رفتاري روي آورده اند، و فرهنگ مصرف در آنها توسعه يافته است، درآمد مهم ترين عامل تعيين «پايگاه اجتماعي» افراد است. درآمد، دسترسي به توسعه يافته است، درآمد، مهم ترين عامل تعيين «پايگاه اجتماعي» افراد است. درآمد دسترسي به هرآنچه را كه فرد بخواهد، ممكن مي سازد.درآمد، معيار خوبي براي موفقيت فرد در دسترسي به هر چيز ملموس و مشهود ـ در هر لحظه اي كه بخواهد ـ مي شود.
همان طور كه «ويليام ليس» و همكاران او در كتاب «ارتباطات اجتماعي در تبليغات» با توجه به يافته هاي «رايزمن» و ديگر نظريه پردازان معاصر، گفته اند،شخصيت هدايت شونده از برون در برابر محيطي كه دايماً تغيير مي كند، به شدت اثر پذير است، و به سرعت خود را با تغييرات محيطي هماهنگ مي كند. اين سازگاري و قدرت انطباق پذيري او با محيط وي را كاملاً مهياي پذيرش فشارهاي گروه هاي همتراز يا همتايان مي كند. استفاده از اين فشارها در بازاريابي و تبليغات جديد، كاملاً از روش هاي جديد اقناع و ترغيب تبعيت كرده و زيركانه، ميزان مصرف كالاها را به چندين برابر ، افزايش مي دهد.
با توجه به شرايط حاكم بر محيط اجتماعي سال هاي اوليه قرن بيستم، بسيار دشوار بود كه جامعه اي بدون «فرهنگ هدايت از برون» بتواند به سرعت توسعه يابد و به دستاوردهاي قابل ملاحظه اي نايل شود. به اين ترتيب «خانواده گسترده» قديم و قيود جوامع قومي و قبيله اي، از هم پاشيدند و جاي خود را به شهر نشيني و گم گشتگي در جماعت هاي بزرگ افراد دادند. فرد، ديگر در شهر هاي بزرگ چند ميليوني، در عين زيستن با هزاران انسان، تنها بود و كم و بيش، مي توانست به راحتي هرآنچه دلش مي خواست انجام دهد. مصرف او اينك، به خواسته خود او ارتباط مي يافت. دگرگوني از هر سو فرد را دربرگرفته و او خود را مجبور به پيروي از تغييرات مداوم مي ديد. دگرگوني هاي فني، توليد را آسان و مصرف را آسان تر كرد و فرد، اكنون، با مصرف خود، بودن خود را به اثبات مي رساند.
تبليغات در اين شرايط، به خوبي مي تواتد اثربخش باشد. با تبليغ مي توان انسان سرگردان را كه از فشارهاي مختلف محيطي ـ به ويژه محيط اجتماعي ـ رنج مي برد، به آساني تحت تأثير قرار داد و او را به سوي خواسته معيني به حركت درآورد. با گسترش صنعت گرايي، تبليغات جايگزين ارزش هاي پروتستان و اخلاقي صرفه جويي شد و انسان غربي ـ به ويژه آمريكايي ـ را به شدت به سوي خود كشاند و او را بر آن داشت كه مصرف را جوهر وجودي خود به عنوان انسان متمدن، ـ به زعم خود ـ بداند. در اين جابه جايي ارزش ها تبليغات تا حد چشمگيري، موجب پيدايش نوعي فرهنگ عمومي شد كه در آن، استفاده از كالايي خاص، حامل بار اخلاقي معيني گرديد. براي مثال، پدر غربي خوب، در ذهن عامه مردم، كسي است كه بيمه عمر قابل ملاحظه اي به نفع اعضاي خانواده خود خريداري كرده باشد تا پس از مرگ او، فرزندان و همسرش درآسايش نسبي به سر برند. نكته اي كه در اين نگرش وجود دارد، آن است كه ايمني واقعي در جامعه، بر عهده مؤسسات بيمه است نه خانواده و يا دولت. با اين نگرش، به تدريج، وظايف و عملكردهاي خانواده و دولت و ديگر نهادهاي اجتماعي، محدود مي شود.
درباره تبليغات، در سال هاي اخير بسيار نوشته شده است و صاحب نظام، آن را بخش نافذ و قابل ملاحظه اي از فرهنگ صنعتي جديد دانسته اند. بعضي از متفكران، تبليغات را گرامي داشته و بر اين باورند كه از طريق آن، دسترسي به كالاها و حق انتخاب براي مصرف كننده، فراهم مي شود؛ اما برخي ديگر، تبليغات را وسيله اي در دست توليد كننده سرمايه دار براي اثرگذاري بر تورده هاي مصرف كننده و تحت كنترل در آوردن آنها مي دانند مدافعات تبليغات، مدعي اند كه اين ابزار، آن چنان كه عده اي از قدرت فراوان ان هراسيده اند، تأثير اغوا كننده ندارد و فقط اطلاعاتي در اختيار مصرف كنندگان احتمالي مي گذارد تا با آگاهي بيشتر و بهتر، بتوانند انتخاب كنند.
آنچه در اين نوشتار مورد علاقه ماست، اين است كه چرا و چگونه، تبليغات بازرگاني در جابه جايي و شكل گيري ارزش ها نقش دارد و در جهت گيري رفتارهاي مصرف كننده، مؤثر است.
سالانه مبالغ گزافي هزينه تبليغات مي شود و طبيعي است كه اين هزينه را در نهايت، جامعه مصرف كننده مي پردازد. در سال 1993 ميلادي، تنها در ايالات متحد امريكا 140 ميليارد دلار، هزينه تبليغات بازرگاني شده و در همين سال، در بقيه كشورها، بيش از 160 ميليارد دلار كه حدود 86 ميليارد دلار آن مربوط به اروپاي غربي است، صرف اين كار شده است. در مجموع ، فقط در سال 1993 در كشورهاي صنعتي، تبليغات براي كالاهاي توليد شده، حدود 300 ميليارد دلار هزينه در برداشته است. كه با اين رقم، مي توان ميليون ها انسان گرسنه را تا آخر عمرشان سير كرد و هزارها سازمان مولد به وجود آورد كه نيازمندان كالا توليد كنند.
عده اي بر اين باورند كه بخش عمده اي از اين هزينه، يا دور ريختني است و يا اينكه نمي توان اثر بخشي آن را ارزيابي كرد. آنان معتقدند كه معمولاً توليدكنندگان و عرضه كنندگان، علاوه بر تبليغات، از روش هاي ديگر بازاريابي، به ويژه روش هاي مختلف فروش و راهبردهاي بازارافزايي يا توسعه فروش استفاده مي كنند. با توجه به نكات، بسيار دشوار خواهد بود كه تأثير هر كدام را جداگانه، مشخص و اثر بخشي تبليغات را محاسبه كرد.
علاوه بر عمليات توسعه فروش و آميخته بازار كه عمدتاً مؤسسات حرفه اي در بازاريابي و تبليغات، تواماً آنها را به كار مي گيرند، شرايط حاكم بر جامعه و بازار نيز نقش عمده اي در موفقيت يا عدم موفقيت فروش كالا دارد. از اين رو، نمي توان گفت فقط تبليغات موجب افزايش كالا نمي شود؛ چرا كه مصرف، به عوامل متعددي همچون مصرف گذشته، شرايط بازار، حالت هاي رواني حاكم بر جامعه و صدها عامل ديگر بستگي دارد.
اين نكته نيز حايز اهميت است كه بدانيم اكثر مصرف كنندگان، در برابر تبليغات، بي دفاع و تسليم محض نيستند. «بنسون» از طريق مطالعه جامعي دريافته است كه خريداران از فروشنده هاي زنجيره اي در نيمه اول قرن بيستم، آگهي هاي تجاري مؤسسات را با وسواس قابل ملاحظه و احتياط كامل مورد توجه قرار مي دادند. تحقيقات جديدتر نشان داده است كه فقط 9 درصد از تماشاگران تلويزيون ـ كه تبليغي را دقايقي پيش تر از تلويزيون ديده بودد ـ در پاسخ به سئوال پرسشگران از طريق تلفن، توانسته بودند مارك كالا را در ذهن داشته باشند و به خاطر آورند. بيشتر مردم، عمل خريد و مصرف خود را از طريق «محيط اطلاعاتي» انجام مي دهند؛ جايي كه منابع فراوان تفسير آگهي هاي تجارتي مطرح شده را به ذهن آنها مي آورند. مصرف كنندگان، عمدتاً بر اساس تجربه هاي شخصي خود، اطلاعات اوليه و قابل ملاحظه اي از كالا و كالاهاي مشابه ديگر و حتي جايگزين آن دارند. به علاوه، مصرف كنندگان در جامعه زندگي مي كنند و دوستان و آشنايان فراواني دارند كه آنها نيز بر عادت مصرف آنها تأثير مي گذارند.
ممكن است برخي از مردم، اطلاعات كمي نسبت به كالا و بازار و كالاهاي مشابه داشته باشند و در آن صورت، در برابر تبليغات ـ آن گونه كه ادعا مي شود ـ آسيب پذيرتر هستند و مي توان ادعا كرد كه تبليغ، در انتخابات آنها نقش مهمي ايفا مي كند. «شودسون» مدعي است كه بسياري از افراد، مانند كودكان و تا حدودي فقرا و بي سوادان و يا كم سوادان و مردان كشورهاي جهان سوم، دچار «ناآگاهي موضعي» و يا «ناآگاهي ساختاري» هستند. براي چنين افرادي، تبليغات چندان اثربخش نبوده و تأثير مستقيمي از تأثير تبليغات بر آنها مشهود نيست و نمي توان كفت كه خريد و مصرف انها به دليل تبليغات بوده است.
انتقاد ديگري كه عده اي به تبليغات، وارد كرده اند، اين است كه تبليغات، مردم را مجبور به مصرف مي كند و آنان را بر آن مي دارد كه از مصرف، تصوري مثبت داشته باشند. در اين صورت، تبليغات باعث نيازهاي كاذب مي شود. «استيوات اون» چنين مي انديشد كه سازمان هاي بازرگاني ، مجبورند فرهنگ مصرف كننده خاصي را به دو دليل، ايجاد و گسترش دهند؛ نخست براي «تغذيه و تداوم برنامه هاي توليد» و دوم جذب خنثي كردن و در برگرفتن انگيزه هاي دايماً در حال تغيير طبقه زحمتكش و مصرف كنندگان از نظر اون، تبليغات بازرگاني، يعني عامل اوليه تحقيق انسان ها كه از طريق آن، شعور طبقاتي خود را از دست مي دهند؛ افراد شعوري كه هويت كاري و حرفه اي آنها را شكل داده است. مردم با از دست دادن اين شعور، هويت مصرفي به دست مي آورند. دركلام اون، «با انتقال مفهوم «كلاس» به توده، سازمان هاي بازرگاني اميدوارند فردي پديد آيد كه بتواند نيازها و خستگي و دلمشغولي خود را در چارچوب مصرف كالا جاي دهد تا اينكه به كيفيت زندگي بپردازد كه پيش تر، آن را با كار خود سامان مي داد.»
عده اي ديگر، بر اين باورند كه بحث وي بسيار ساده انديشانه و دور از واقعيت است. آنها براي مدعاي خود، دلايل چندي مي آورند؛ اول اينكه طبقه زحمتكش، داراي درآمد و مزد كمي است و اين درآمد اندك، به آنها اجازه ورود به فرهنگ مصرف را نمي دهد. دوم اينكه، جابه جايي چشمگير و وسيع فرهنگ، مانند رشد فرهنگ مصرف، ابعاد گوناگوني داشته و عوامل زيادي در آن دخالت دارند: «تبليغات و فرهنگ مصرف قرن بيستم، ريشه در طبيعت متحول بازار سال هاي واپسين قرن نوزدهم دارد و توسعه آن، همراه با دگرگوني هاي حاصل از مد، حمل و نقل و مراسلات و ارتباطات بوده است. توسعه شهرنشيني و جو فرهنگي مرتبط با واقعيات اجتماعي و تحرك جغرافيايي و اجتماعي نيز در اين امر بي تأثير نبوده اند. به علاوه،دگرگوني هاي ايجاد شده در فرايندهاي توليد در صنايع مختلف و افزايش ظرفيت توليد و ميزان كالاهاي بيرون آمده از خطوط توليد، بدون افزايش هزينه تمام شده و در بيشتر موارد كاهش آن، همه و همه موجب آن شدند كه به بازاريابي و توزيع و فعاليت هاي وابسته به آنها توجه فراوان تري مبذول شود.»
از اين رو، مي توان گفت در نظر بسياري، برخلاف اون نه تنها تبليغات، مضر نيست؛ بلكه براي حركت جامعه به سوي توسعه و ورود به جهان صنعتي، لازم است. بدون وجود سازوكارهاي مناسب براي تبليغات تجاري، نمي توان به جامعه اي كارآمد در زمينه صنعت دست يافت. آنچه مهم است اين كه بدانيم جامعه جديد، بر اساس «محيط اجتماعي» جديد پديد آمده است و بدون درك سازوكارهاي اين محيط اجتماعي جديد، هر عمل و حركتي، در هر زمينه اي توأم با دشواري و شكست خواهد بود.
شك نيست كه با از دست رفتن توانايي هاي محيط اجتماعي گذشته در حال دشواري هاي موجود، محيط اجتماعي جديد، با ديدگاه هاي متعارض روبه رو خواهد بود و بايد براي دشواري ها راهي بيابد. اما اغلب چنين تصور مي شود كه محيط اجتماعي جديد، در مسيري خلاف آنچه بايد باشد، حركت مي كند. بسياري از متفكران و دلسوختگان نظم قديم، سعي در تدوين روش هايي دارند كه تا حد قابل ملاحظه اي، مبتني بر درمان است و بر آن اند كه به روزهاي خوب گذشته پربار، باز گردند. «جكسون ليرز» و همكاران او. معتقدند كه در اين وضعيت، بايد انسان جديد را با «واقعيت اجتماعي» جديد آشنا كرد و به او آموخت كه در محيط اجتماعي جديد، چگونه مي تواند موفق باشد و چگونه مي تواند از بار غم و حرمان خويشتن، بكاهد. آنها معتقدند كه با كمرنگ شدن حمايت گروهي و اجتماعي فرد ـ كه خاص نظام اجتماعي قديم بوده است ـ او دچار مشكل مي شود و نمي داند چه بايد بكند. ابن سرگشتگي، فرد را به شدت مي آزارد. از اين رو، با حذف حمايت گروهي، به وي بايد آموخت كه چگونه در «فرديت» خود زندگي كند و چگونه از توانايي هاي موجود در خويشتن خويش بهره گيرد تا بتواند در جامعه اي با ويژگي هاي جامعه صنعتي، زندگي كند. نظام آموزشي در اين جامعه، بايد به فرد بياموزد كه چگونه انساني اجتماعي در عين «فرديت» خود باشد. انسان در اين جامعه، بايد به مجموعه اي پايان ناپذير از آموزش ها و تمرين هايي دست زند كه به خود باوري، خودشكوفايي، خوداتكايي و غيره مي انجامد و او را توانا مي سازد كه به راحتي، خود را به جامعه اي كه در آن زندگي مي كند، ارايه و عرضه كند و در روابط ميان فردي در برابر رقيبان، دوستان و همكاران و ديگران، به موفقيت دست يابد. او بايد بياموزد كه چگونه بر ديگران اثر گذارد و آنان را بر آن دارد كه او را بپذيرند. وي، سلطه بر ديگران از طريق زور بازو و قدرت هاي قهريه را به روش هاي اقناعي بدل مي كند.
براي رهايي از سرگشتگي ها و نامردي ها، اقتدار و آموزش هاي مبتني بر اقتدار، چاره گشا هستند. در برابر جهان آشفته و پيچيده موجود. انسان نياز به پرورش خود دارد. پرورش در جهت شهرنشيني، درك فن آوري و درك روابط بازار. اين درك، نيازمند شناخته صحيح كالاهاي مصرفي و در نتيحه، روي آوردن به سوي تبليغات به عنوان وسيله اي كارآمد براي اطلاع رساني است و اينكه هر انسان كارآمد، از كليه امكانات و ابزار قدرت خود ـ كه همانا توان مالي است ـ تا جاي ممكن، استفاده كند.
از طرف ديگر، براي پاسخگويي به نيازهاي برخاسته جديد و ايجاد رضايت در انساني كه در زندگي جديد، نيازهاي فراواني يافته و حتي ساده ترين نياز او، خود به شكل گسترده اي درآمده است، صنعت و تجارت، احساس نياز شديد به فروش انبوه يافته و بايد به هر طريق ممكن به اين نيازهاي انبوه، پاسخ دهد. صنايع نمي تواند براي مدتي هرچند كوتاه، كالاهاي ساخته شده را در خط توليد و يا انبارهاي خود نگاه دارند. صرفه و صلاح آنها در اين است كه اين گردش را بسيار سريع سازند و از اين رو، روش هاي كارآمدي چون «درست بموقع» يا «
Jit » را مورد استفاده قرار دهند. در چنين شرايطي، همان طور كه «دانپل پرپ»مطرح كرده است، تبليغات چاره ساز است. پرپ اين قوله را بيشتر از زاويه «كسب و كار» مي نگرد؛ اما «ليرز»، همان طور كه اشاره شد، از زاويه فرهنگ، شايد به ظاهر، اين دو ديدگاه، متباين به نظر آيند؛ ولي در نهايت اگر با واقع نگري بيشتري به مسئله پرداخته شود، هر دو به يك هدف چشم دوخته اند؛ پاسخ به نيازهاي بشر در عصر صنعت گرايي، شهرنشيني و كلان شهرنشيني و اشكال بسيار جديد ارتباطات در چنين حال و هواي، بازاريابي و علوم و فنون وابسته به آن ـ به ويژه تبليغات ـ به عنوان فعاليتي حرفه اي، مطرح مي شود و سازمان ها و شركت هاي بزرگ و كوچك، هركدام به فراخور حال خود، بخش هاي كارآمد و مورد توجه بازاريابي را در خود شكل مي دهند و جايگاه قابل ملاحظه اي در ساختار سازماني خود براي آن، قايل مي شوند.
با شكل گيري اين شرايط در اوايل قرن بيستم، تبليغات بازرگاني، به شكل مثبت يا منفي با قوت هرچه بيشتر، وارد عرصه شد و بخش عظيمي از فعاليت هاي رسانه ها را به خود اختصاص داد. در سال 1920، حدود دو سوم از درآمد روزنامه ها و مجلات را تبليغات تأمين كرد. مهم تر از حجم و اندازه تبليغات در عرصه فعاليت هاي ارتباطي، اين حقيقت است كه تبليغات، موحب بسط و گسترش كالاها و خدمات در سطوح وسيع ملي و بين المللي شده است. ديگر كالاي خاصي نمي تواند در منطقه محدودي باقي بماند؛ بلكه به راحتي، سراسر گيتي را طي مي كند. كالاها اينك هويت ويژه خود را مي يابند و با اين هويت، به خانه ها و دل هاي مردم راه پيدا مي كنند. تبليغات اين هويت را به كالاها و مارك ها مي دهد، و در روابط بازار، جايگاه والايي مي يابد.
آنچه ما به عنوان مردم سرزمين و فرهنگي صاحب تمدن و در عين حال در حال توسعه، لازم است در مورد تبليغات بدانيم، اين است كه از تبليغات مي توان به خوبي براي اطلاع رساني، بازگشايي و پاسخ دادن به نيازهاي نيازمندان استفاده كرد. به كمك تبليغات مي توانيم صنايع وتوليدات خود را گسترش دهيم و براي آنها بازار بيابيم؛ ولي در عين حال، بايد از مصرف زدگي و مصرف گرايي لجام گسيخته بپرهيزيم و از اين ابزار، براي استقرار شرايطي انساني و عقلاني و ايجاد روابطي منطقي استفاده كنيم
 
همت مضاعف و كار مضاعف دراستفاده‌ى بهينه از منابع موجود كشور و امكاناتى كه وجود دارد و هدفمندی یارانه ها 
محور :‌


 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


یک شنبه 30 خرداد 1389  ساعت 9:44 AM
اصلاح الگوي مصرف كه به معني نهادينه كردن روش صحيح استفاده از منابع كشور و استفاده كارآمد از عوامل توليد  كار و سرمايه است ، سبب ارتقاي شاخص هاي زندگي و كاهش هزينه ها شده و زمينه اي براي گسترش عدالت است .
آمار و اطلاعات نشان  ميدهد كه در كشور ما در همه زمينه هاي مصرف دچار افراط  هستيم و متوسط هزينه هاي ما از كشورهاي همچون هندوستان ، پاكستان و حتي كشورهاي غربي بالاتر است و اين مساله را در انرژي، مواد غذايي و ديگر زمينه ها شاهد هستيم .
بر حسب بررسي ميداني كه در تهران و بعضي از مراكز استانها شده است گفته ميشود كه 33 درصد نان ضايعات است يك سوم همه ناني كه در اين شهرها توليد ميشوددور ريخته ميشود در مورد آب بررسي هايي كه كرده‌اند در مصرف خانگي حدود 22 % است .

ايران در مقايسه با ميانگين جهاني چهار تا پنج برابر ، بيشتر سوخت مصرف ميكند . به گفته معاون وزير بازرگاني سرانه مصرف نان در ايران حدود 160 كيلو گرم در سال است كه نسبت به كشورهاي اروپايي بيش از دو تا سه برابر است . مصرف آب در ايران 70% بيشتر از الگوي جهاني است ايران نوزدهمين كشور پر مصرف برق در دنياست ايران در رتبه سوم جهان در خصوص مصرف گاز قراردارد . بر اساس گزارشات صندوق بين المللي پول ايران دومين كشور جهان از نظر پرداخت يارانه انرژي با 37 ميليارد دلار ميباشد .
متاسفانه بالاترين مصرف كننده انرژي در جهان هستيم به طور كه در زمينه هاي انرژي حدود 17 برابر كشور ژاپن 8/5 برابر اروپا و 2/5 برابر كشور چين مصرف كننده هستيم ،همچنين به لحاظ مصرف آب و برق نيز در زمره پر مصرف ترين كشور ها مي باشيم . تصويب لايحه هدفمند كردن يارانه و اجرای آن به صورت منطقي ميتواند هم در جهت ارتقاي بهره وري ، اصلاح الگوي مصرف و تحقق شعار سال 1388 باشد . اصلاح الگوي مصرف دردوسطح" توليدكالا " و"مصرف كالا "قابل بررسي است در سطح توليد كالا كه از مرحله تبديل مواد خام تا انتقال و توزيع به مصرف كننده را شامل مي‌شود نياز است كه سازندگان و توليد كنندگان هر دو بخش دولتي و خصوصي بر رعايت ضوابط زیست محيطي ، فن‌آموزي توليد و كالاهاي خود را با استانداردهاي جهاني و حتي الامكان مناسب با اقليم هر منطقه مطابق كنند .
اگر بتوانيم آگاهي و سطح فرهنگ عام را افزايش دهيم قادر خواهيم بود هم بهره وري توليد را افزايش داده و هم از مصرف گرايي جلوگيري كرده و لاجرم از اتلاف منابع ممانعت به عمل آورده و همين امر ، منابع رابه حد وفور براي گسترش ظرفيت هاي توليدي در اختيار خواهد گذاشت . در اين ميان هر اندازه توزيع ثروت و درآمد در دورن جامعه نامتوازن باشد روحيه مصرف گرايي رواج و گسترش سريع تري در دورن جامعه خواند داشت ، به علاوه منبع كسب درآمد ، عامل اساسي براي روحيه مصرف گرايي خواهد بود ، بدين صورت درآمد كلاني كه از طريق كسب رانت هاي مختلف حاصل شده باشد به خاطر اين كه از طريق توليد حاصل نمي‌شود ، روحيه مصرف گرايي را نيز سريع تر رواج ميدهد .
بنابراين هر گاه دگرگوني هاي اقتصاد ی، حقوقي ، اجتماعي كمتر باشد امكان ايجاد اين رانت كمتر بوده و در نتيجه كسب ثروت هاي بي حساب و باد آورده مشكل تر شده و لاجرم از تجملات و لوكس گرايي كاسته خواهد شد .
متاسفانه در شرايط فعلي بخش عمده اي از وابستگي كشور به واردات در نتيجه اسراف و مصرف گرايي است واين خود دليلي بر ضرورت اصلاح الگوي مصرف در كشور و ساماندهي در تئوري‌هاي دانشگاهي و اقتصاد كشور است ، در غير اين صورت با مصرف لجام گسيخته مواجه خواهيم شد .
اصلاح الگوي مصرف نيازمند فرهنگ سازي پايدار است و اين خود نيازمند راهكارهايي است تا همه افراد جامعه الزام رفتارهاي اصلاح مصرف را احساس كنند و به تدريج اين اصلاح نهادينه شده و به يك رفتار پايدار و نهايتاً به يك فرهنگ در تمامي عرصه هاي مصرف تبديل شود .
در سطح مصرف كالا بايد با فرهنگ سازي نحوه مصرف بهينه خصوصاً آب ، برق و گاز كه تهيه آنها براي مصرف كننده سهل الوصول‌تر است آموزش ، از طريق مدارس ، توليد كنندگان ، وزارت نيرو و شركت گاز بسيار موثرتر باشد . همچنين مردم ايران به علت پيوند با دين و مظاهر مقدس ديني به خوبي سنت هاي نهادينه شده را مي پذيرند و بدان ارج مي نهند لذا مي‌توان در بخش آموزش از تعاليم و آموزه هاي ديني كه بر صرفه جوئي تاكيد دارند نيز بيشتر بهره برد و چه زيبا و زيبنده است اين دعاي دلنشين امام زين العابدين ( ع ) در صحيفه سجاديه ، ((اللهم صل علي محمد و آل محمد و احجبني عن اسرف و الازدياد و قومني بالبذل و اقتصاد و علمني حسن التقدير و اقبضني بلطفك عن التبذير و اجرمن اسباب الحلال رزقي))پروردگارا بر محمد و آل محمد درود بفرست و مرا از اسراف و زياده روي بازدار و به بخشش ومیانه روي استواري عطا فرما ،بياموز كه اندازه نگاه دارم و به لطف خود مرا از تبذير نگاه دار واز راه حلال روزي مرا مقرر فرما .
اصولاً مصرف اجتماعي ، ارتباطي مستقيم با بينش افراد نسبت به مال و درآمد خود دارد ، فرد ممكن است دو گونه تصور از مال و دارايي خود داشته باشد .
1 –
دارايي خود را فقط محصول تلاش خود برشمرد و طبيعي است ، اين شخص اعتقادي به مصرف اجتماعي نخواهد داشت .
2 -
خدا را مالك حقيقي و خود را مالك در طول مالكيت خداوندي بداند طبيعي است اين شخص براي اموال خود حساب ديگري باز مي‌كند و اموال خود را فقط براي نياز خود نمي‌خواهد بلكه در آن حقوقي براي ديگران مي‌بيند، طرز تلقي افراد از زندگي مادي و اعتقادي و با بي‌اعتقادي به زندگي اخروي تاثير بسزايي در ميزان مصرف اجتماعي دارد
 
محور :‌ همت مضاعف و كار مضاعف دراستفاده‌ى بهينه از منابع موجود كشور و امكاناتى كه وجود دارد و هدفمندی یارانه ها


 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


یک شنبه 30 خرداد 1389  ساعت 9:41 AM
مصرف گرايي

پديده مصرف گرايي و اسراف در نقطه مقابل مصرف بهينه قرار گرفته است. «مصرف گرايي» يا به عبارت ساده تري اسراف كه يكي از بزرگترين آفت ها و آسيب هاي فردي و اجتماعي و از گناهاني است كه مورد نهي شديد خداوند متعال واقع شده است و در مقابل اعتدال و ميانه روي در مصرف قرار گرفته است؛ به طور كلي هرگونه زياده روي در كميت و اتلاف را شامل مي شود.


در حقيقت مصرف گرايي عامل تخريب رشد، توسعه و از بين رفتن منابع ملي است. مصرف گرايي از يك نگاه در معناي مصرف نامتعارف است كه نياز فيزيكي فرد را برطرف نمي سازد، بلكه نياز كاذب فرد يا افراد را كه گاه به تقليد از ديگران، تبليغات، شرايط مادي يا تغييرات ساختار جامعه ايجاد شده برطرف مي سازد. مصرف گرايي در نگاه عالمان دين نيز در همان معناي لغوي اسراف استعمال شده است و هرگونه بيهوده گرايي، زياده روي و اتلاف و مانند آنها را اسراف مي دانند.
امام علي(ع) در اين باره مي فرمايند:
«الاوان اعطاء المال في غير حقه تبذير و اسراف»
«آگاه باشيد خرج كردن به ناحق، حيف و ميل و اسراف است»

كتاب آسماني قرآن نيز در آيه 141 سوره انعام در مورد اصلاح الگوي مصرف و بهينه مصرف كردن مي فرمايد: «كلوامن ثمره اذا اثمر و اتوا حقه يوم حصاده ولاتسرفوا انه لايحب المسرفين» «و از آن ميوه هنگامي كه به ثمر مي نشيند بخوريد و حق آن را به هنگام درو بپردازيد و اسراف نكنيد كه خداوند اسراف كنندگان را دوست ندارد»


علامه طباطبايي (ره) در توضيح عبارت «لاتسرفوا» نوشته است:


ولا تسرفوا معنايش اين است كه در استفاده از اين ميوه ها و غلات از آن حدي كه براي معاش شما صالح و مفيد است تجاوز نكنيد. درست است كه شما صاحب آن هستيد، ولي نمي توانيد در خوردن و بذل و بخشش آن زياده روي كنيد و يا در غير مصرفي كه خدا معين فرموده به كار ببريد، مثلا در راه معصيت خدا صرف نماييد و همچنين فقيري كه از شما مي گيرد نمي تواند در آن اسراف كند و آن را تضييع نمايد. پس مفهوم آيه مطلق است و خطاب آن شامل همه مردم چه مالك و چه فقير مي شود.


بنابراين از اين آيه شريفه استفاده مي شود كه زياده روي و مصرف گرايي كاري حرام و نكوهيده است. اميرالمومنين علي(ع) نيز با احتياط در مصارف به خصوص در مصرف بيت المال عالي ترين نظارت را داشته و در كمال بي نيازي در قناعت و ساده زيستي بهترين الگوي مصرف را كه همان اعتدال و ميانه روي در مصارف بوده سفارش مي كردند و به شدت اسراف، زياد روي و مصرف گرايي را نكوهش مي كردند؛ به ويژه اين امر را از واليان حكومتي غيرقابل پذيرش مي دانستند.


در اين خصوص در نامه اي به فرماندار بصره عثمان بن حنيف مي نويسد:


«پس از ياد خدا و درود! اي پسر حنيف، به من گزارش داده اند كه مردي از سرمايه داران بصره، تو را به مهماني خويش فرا خواند و تو به سرعت به سوي او شتافتي، خوردني هاي رنگارنگ براي تو آوردند و كاسه هاي پر از غذا پي در پي جلوي تو مي نهادند، گمان نمي كردم مهماني مردمي را بپذيري كه نيازمندانشان با ستم محروم شده، و ثروتمندان شان بر سفره دعوت شده اند، انديشه كن در كجايي؟ و بر سر كدام سفره مي خوري؟(2)


امام خميني نيز درخصوص دقت در مصرف و همچنين پرهيز از مصرف بي جا مي فرمايند:


حتي مطبوعات بايد اين را توجه داشته باشند كه چيزهايي را كه براي ملت مفيد نيست در روزنامه ها ننويسند كاغذ صرف اين نكنند، وقت صرف آن نكنند، بايد راديو تلويزيون توجه به اين معنا داشته باشد كه اين بيت المال مسلمين است وقتش صرف چيزهايي كه مربوط به مصالح مسلمين است شود، مسئوليت دارد اين ها بايد اشخاصي كه مقاماتي كه هستند ملاحظه كنند كه به اندازه ضرورت مشاور بگيرند به اندازه ضرورت خدمتگزار بگيرند نه به اندازه دلخواه و اين معنا را بايد همه ما بدانيم كه دلخواه هاي ما آخر ندارد. (3)


بر همين اساس با توجه به نهي شديد مصرف گرايي و اسراف در دستورات و تعاليم اسلامي مي توان چنين نتيجه گرفت كه بين مصرف و مصرف گرايي در جامعه تفاوت وجود دارد چرا كه مصرف به خودي خود عاملي موثر در توليد و رشد و توسعه اقتصادي مي باشد؛ و باعث ايجاد تقاضا، عرضه و توليد مي گردد. اما آنچه كه مذموم و باعث هدررفتن منابع ملي مي شود مصرف نامناسب و نامتعارف و يا عدم برخورداري از الگوي صحيح مصرف در جامعه مي باشد كه اين امر باعث مصرف گرايي، زياده روي و تجمل گرايي در جامعه مي گردد. لذا فرهنگ سازي مصرف بهينه و اصلاح همه زمينه الگوهاي مصرفي در كشور از ضروريات اجتناب ناپذير مي باشد.


نتايج و پيامدهاي مصرف گرايي


1) تهاجم فرهنگي ابعاد گوناگون اقتصادي، اجتماعي، سياسي، نظامي و رواني را در بر مي گيرد؛ كه روي هم رفتارهاي مختلف انسانهاي مورد تهاجم خود را با دروني كردن ارزش هاي مورد نظر شكل مي دهد. (4)


در برخي موارد تغيير در الگوي مصرف يك كشور و تمايل به تجملات و مصرف گرايي از اهداف تهاجم فرهنگي مي باشد كه با تغيير در الگوهاي مصرفي مردم و ظهور گرايش هاي تجملي باعث ايجاد جامعه مصرف گرا مي شوند. در همين راستا امام خميني فرموده اند:


اكنون بازارهاي كشورهاي اسلامي، مراكز رقابت كالاهاي غرب شده است و سيل كالاهاي تزييني مبتذل و اسباب بازي ها و اجناس مصرفي به سوي آن ها سرازير است و همه ملت ها را آن چنان مصرفي بار آورده اند كه گمان مي كنند بدون اين اجناس آمريكايي و اروپايي و ژاپني و ديگر كشورها زندگي نمي توان كرد. (5)


در چنين وضعي، نشر فرهنگ غربي و استفاده از كالاهاي پرزرق و برق خارجي در كشور به عنوان رسالتي براي متمدن كردن مردم به شمار مي آيد. بدين ترتيب ابزارهايي از جمله وسايل آموزشي، هنري، علوم و فنون، كالاها و خدمات در اين راستا مورد استفاده قرار مي گيرند. تا «نيازمندي» به غرب و توليدات آن از جمله توليدات فرهنگي در ملت هاي جهان پديدار شود. در چنين شرايطي فرد و جامعه «نيازمند» در پي رفع نياز، خويش به توليدكنندگان (خارجي) مراجعه مي كنند زيرا نه تنها امكان توليد و رفع آن نيازها در داخل نيز نيست بلكه آنچه از غرب مي آيد ارزش تلقي شده و توليد داخلي ضدارزش. (6)


ايجاد اين نيازها و رساندن فرد و ملتي به حدي از احساس نياز كه آن را غيرقابل صرف نظر كردن بداند حتي در مورد نيازهاي كاملا غيرضروري از مهمترين اهداف اشاعه فرهنگ مصرف گرايي و تهاجم فرهنگي دشمن و همچنين بالاترين سطح موفقيت توليدكنندگان استعماري و فرهنگ زدايي ديگر ملت ها مي باشد. اين تغيير در الگوي مصرف در جامعه اسلامي كه از اهداف تهاجم فرهنگي دشمن است باعث تجمل گرايي و زياده خواهي و حيف و ميل شدن بسياري از منابع ملي مي شود. بر همين اساس يكي از پيامدهاي مصرف گرايي اشاعه فرهنگ غرب و تخريب هويت ملي و فرهنگ اسلامي و همچنين ورود كالاهاي غربي و از بين رفتن بازار براي توليدات داخلي و فلج شدن اين توليدات مي گردد. لذا در چنين شرايطي اصلاح الگوي مصرف تأثير به سزايي در خنثي سازي تهاجم فرهنگي دشمن دارد. لذا رهبر فرزانه انقلاب با آگاهي دقيق و روشن بيني خاص خويش با تأكيد بر اصلاح الگوي مصرف علاوه بر جلوگيري از هدر رفتن منابع و منافع ملي در برابر ترويج فرهنگ مصرف گرايي و تجمل پرستي غرب كه از اهداف تهاجم فرهنگي دشمن نيز مي باشد؛ به ضرورت ادامه دفاع فرهنگي در برابر تهاجم فرهنگي غرب اشاره دارد.


2) يكي ديگر از پيامدهاي مصرف گرايي تأثيرات منفي در فضاي معنوي جامعه مي باشد. چرا كه در بسياري از مواقع زياده خواهي، تجمل پرستي و مصرف گرايي باعث رواج خودخواهي، رشد روحيه فردگرايي و ناديده انگاشتن بسياري از اصول اجتماعي و اخلاقي كه رعايت آن براي زندگي جمعي از ضروري ترين مسائل است خواهد شد. (7)


در اين مرحله اندك اندك ذهن انسان به مصرف گرايي خو گرفته و در مسير بي پاياني در صدد رفع اين گونه نيازهاي كاذب است و چنين انساني كه هميشه نيازمند و در پي رفع نياز است «به يك آرمان دل مي بازد كه در واقع دين تازه اي است». چنين انسان مصرف زده اي داوطلبانه براي رفع نيازهاي مصرفي «خويش» همه زندگي معنوي خود را در سوداي رفع نياز پديد آمده در اثر تبليغات چشم و هم چشمي ها و... به فراموشي مي سپارد. (8)


بنابراين از مهمترين آثار و پيامدهاي اسراف و مصرف گرايي در جامعه اسلامي كه مي تواند باعث كم رنگ شدن ارزش ها و آموزه هاي ديني و معنوي شود به موارد زير مي توان اشاره نمود. الف) محروميت از دوستي خدا


خداوند متعال در آيه 141 سوره انعام مي فرمايد: «... انه لا يحب المسرفين»


«خداوند اسراف كنندگان را دوست ندارد»


ب) فساد اجتماعي: از ديدگاه قرآن يكي از آثار پيامدهاي اسراف و مصرف گرايي، فساد در زمين است؛ زيرا هرگونه تجاوز از حد، موجب فساد و از هم گسيختگي مي شود و به تعبير ديگر سرچشمه فساد، اسراف است.


قرآن كريم در آيه هاي 150-153 سوره شعراء مي فرمايد:


«فاتقواالله وأطيعون¤ ولا تطيعوا امرالمسرفين¤ الذين يفسدون في الارض ولايصلحون»


«پس از خدا بترسيد و مرا اطاعت كنيد و فرمان مسرفان را اطاعت نكنيد، همان ها كه در زمين فساد مي كنند و اصلاح نمي كنند»


ج) گمراهي و محروميت از هدايت الهي: يكي ديگر از آثار و پيامدهاي اسراف و مصرف گرايي گمراهي و محروميت از هدايت الهي است.


خداوند متعال در آيه 34 سوره غافر مي گويد:


«... كذلك يضل الله من هو مسرف مرتاب»


«اين گونه خداوند هر اسراف كار ترديدكننده اي را گمراه مي سازد». (9)


3) مصرف گرايي در جامعه داراي اثرات مخرب و زيان بار ديگري است كه از مهمترين آن ها مي توان به موارد زير اشاره كرد:


الف) افزايش واردات


اشاعه فرهنگ مصرف گرايي باعث افزايش تجمل گرايي و نيازهاي غيرضروري در جامعه مي شود و همين امر نيز باعث سيل ورودي كالاهاي خارجي جهت رفع نيازهاي فرد و جامعه «نيازمند» به توليدكنندگان خارجي و باعث افزايش واردات و تضعيف توليدكنندگان داخلي مي شود.


ب) كمبود گرايش به سرمايه گذاري هاي زيرساختي


در جامعه اي مصرف گرايي به يك فرهنگ تبديل شده باشد، افراد جامعه ديگر ميلي به سرمايه گذاري در بخش هاي عمراني و زيرساختي جامعه كه زمان بر مي باشد ندارند و همه به دنبال سرمايه گذاري در خريد و فروش كالاهاي پرمصرف و فعاليت هاي زودبازده مي باشند، به همين دليل مصرف گرايي باعث كاهش گرايش به سرمايه گذاري هاي زيرساختي و عمراني در جامعه خواهد شد.


راهكارهاي اساسي اصلاح الگوي مصرف


آنچه بر اصلاح الگوي مصرف و دستيابي به فرهنگ بهينه مصرف در كشور داراي اهميت مي باشد اين است كه اصلاح الگوي مصرف نيازمند تبيين استراتژي و تعيين خط مشي است كه طي آن، اين اصل به يك شعار تغيير ماهيت ندهد؛ در واقع لازمه دستيابي به اين مهم در كشور، خيزش و حركتي عميق از سوي مسئولان و همه آحاد جامعه مي باشد؛ لذا مي بايست همگي اين اصل را يك ضرورت دانسته و فعاليت هاي خود را در راستاي رسيدن به اين اصل مهم برنامه ريزي نمايند و براي دستيابي به اين امر فرهنگ ساز اقدام نمايند. آنچه كه رهبر فرزانه انقلاب بر آن تاكيد مي ورزند اين است كه «همه ما به خصوص مسئولان قواي سه گانه، شخصيت هاي اجتماعي و آحاد مردم بايد در سال جديد در مسير تحقق اين شعار مهم، حياتي و اساسي يعني اصلاح الگوي مصرف در همه زمينه ها، برنامه ريزي و حركت كنيم تا با استفاده صحيح و مدبرانه از منابع كشور، مصداق برجسته اي از تبديل احوال ملت به نيكوترين حال ها، ظهور و بروز يابد.”. بنابراين تاكيد رهبر معظم انقلاب بر اصلاح الگوي مصرف نشان دهنده اين موضوع به عنوان بستري مناسب براي شكوفايي و دستيابي به اقتدار ملي است. لذا پرهيز از شعارزدگي وحفظ صيانت اصل موضوع به عنوان مهمترين عامل در مسير راصلاح الگوهاي مصرفي و همچنين تبيين و تحقق آن وظيفه اصلي همه مردم و مسئولين به شمار مي رود.
فرهنگ سازي


1) يكي از پيش نيازهاي اين مسير براي رسيدن به نتيجه مطلوب، زمينه سازي ذهني و فرهنگي براي اقشار مختلف جامعه است. امروز هر فردي از اعضاي جامعه بايد بداند كه در فعاليتهاي خود بايد به بهينه مصرف كردن منابع مادي اقدام نمايد تا كشور به اهداف تعريف شده در سند چشم انداز بيست ساله نظام برسد و شكوفايي در همه ابعاد ملي تحقق يابد. لذا بدون ايجاد فرهنگ اين كار و طراحي و تامين بايسته هاي آن به طور قطع راه به جايي نخواهيم برد. چرا كه اصلاح الگوهاي مصرف در كشوريك شب و به طور ناگهاني و با صدور يك دستورالعمل و بخش نامه عملي نمي شود. لذا فرهنگ سازي پايدار بستر اصلي نهضت اصلاح الگوي مصرف مي باشد.


مديريت قوي


2) داشتن مديريت مدبرانه و عاقلانه مصرف كه مورد تاكيد مقام معظم رهبري نيز مي باشد يكي ديگر از ضروريات اوليه اين امر به حساب مي آيد. مسئولان و متوليان امر با پرهيز از شعار زدگي نبايد به برگزاري چند همايش، سخنراني و چاپ مقاله و كارهايي از اين قبيل خود را گرم كنند. لذا وجود مديريت صحيح و عاقلانه در سطح كلان در جهت هدايت و تدوين و انتخاب يك استراتژي راهبري، طبق نقشه راهي كه مقام معظم رهبري ترسيم نمودند، زمينه تحقق اين طرح ملي و آينده ساز كه حقيقتاً پيشرفت كشور و توسعه عدالت در گرو آن است از ضروريات اجتناب ناپذير مي باشد؟

طراحي ساز وكار


3) يكي ديگر از پيش نيازهاي اصلي در مسير اصلاح الگوي مصرف، ترسيم اهداف، ابعاد و راهكارهاي رسيدن به موضوع و تعيين شاخص هايي براي سنجش و ارزيابي روند و چگونگي پيشرفت امور است. بايد براي جلوگيري از مصرف گرايي و اتلاف منابع و فرصت ها و هزينه ها در تمامي حوزه ها، سند و نقشه راهبردي تهيه و ابلاغ شود. يعني با تهيه اين سند، مديران، مسئولان و فرماندهان سازمان هاي مختلف مي توانند با اجرا و به كارگيري روش ها و شيوه هاي مدون، خود را در مسير تحقق اين اصل مهم قرار دهند.


جلب مشاركت مردم


4) جلب مشاركت مردم و افزايش آگاهي هاي آنان نسبت به مصرف صحيح امكانات و منابع از ديگر راهكارها در مسير اصلاح الگوي مصرف مي باشد. حقيقتاً اصلاح الگوي مصرف در جامعه از كارهايي انجام شدني است كه هر يك از اعضاي جامعه با مشاركت و ملزم نمودن خود به درست مصرف كردن از منابع، منافع عظيمي را براي جامعه حاصل مي نمايد.


5) گنجاندن اصلاح در نظام آموزشي كشور به گونه اي كه هرچه سطح آموزش بالاتر رود اطلاع و شناخت بيشتري در خصوص درك و ضرورت اصلاح الگوي مصرف در جامعه حاصل شود.


6) استفاده و بهره -گيري از برنامه هاي تلويزيوني و رسانه اي در راستاي اصلاح الگوي مصرف


7) گنجاندن برنامه اصلاح الگو در برنامه توسعه كشور و مصوبه هاي دولت. يعني حركت همه دستگاه هاي دولتي به طور مستمر و پايدار درجهت تحقق منويات مقام معظم رهبري


8) ارائه الگوي آموزشي مناسب و اصولي به مردم از طريق سازمان ها و نهادهاي ذي ربط. براي مثال سازمان برق مي تواند از طريق آموزش مصرف بهينه در برگه هاي قبوض مصرفي مشتركين به ارائه الگوهاي مناسب مصرفي در جهت اصلاح مصرف اقدام نمايد.


9) ارايه الگوي مصرفي مناسب عملي اعم از اداري و خصوصي كليه مسئولين كشور


10) تغيير در فرهنگ مصرف كنوني و ضدارزش نشان دادن مصرف گرايي براساس ارزشها و آموزه هاي ديني


11) مبارزه با تهاجم فرهنگي غرب در ايجاد فرهنگ ناپسند مصرف گرايي و تجمل پرستي با آگاه سازي و تعميق بينش و بصيرت سياسي و اسلامي افراد جامعه.


پي نوشت ها:


1- تفسير الميزان، جلد 7، ص. 364


2- امام علي(ع) و اقتصاد اسلامي، ص. 121


3- صحيفه نور، جلد 19، ص. 224


4- الگوي مصرف و تهاجم فرهنگي، ص. 24


5- صحيفه نور، جلد 19، ص. 204

 

6- الگوي مصرف و تهاجم فرهنگي، ص. 43


7- همان، ص 74


8- همان، ص. 56


9- آسيب شناسي رفتاري انسان از ديدگاه قرآن


منبع : روزنامه ـ کيهان
 
محور : همت مضاعف و كار مضاعف دراستفاده‌ى بهينه از منابع موجود كشور و امكاناتى كه وجود دارد و هدفمندی یارانه ها


 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


یک شنبه 30 خرداد 1389  ساعت 9:36 AM

اصلاح الگوی مصرف که به معنی نهادینه کردن روش صحیح استفاده از منابع کشور است، سبب ارتقای شاخص‌های زندگی و کاهش هزینه‌‌ها شده و زمینه ای برای گسترش عدالت است.

از طرفی الزام مصرف بهینه باعث می شود تا علاوه بر پیشرفت علمی ناشی از ارتقای فن آوری در طراحی و ساخت وسایل و تجهیزات بهینه مطابق با استانداردهای جهانی، فرصت توزیع مناسب منابع و به تبع آن پیشرفت در دیگر بخش هایی که کمتر مورد توجه بوده است نیز فراهم گردد. از این رو ارتباط منطقی بین نامگذاری سال اول دهه پیشرفت و عدالت به "اصلاح الگوی مصرف" بیشتر نمایان می شود.

اصلاح الگوی مصرف نیازمند فرهنگ‌‌سازی پایدار است و این خود نیازمند راهکارهایی است تا همه افراد جامعه الزام رفتارهای اصلاح مصرف را احساس کنند و به تدریج این اصلاح نهادینه شده و به یک رفتار پایدار و نهایتا به یک فرهنگ در تمامی عرصه های مصرف تبدیل شود.

اصلاح الگوی مصرف در دو سطح "تولید کالا" و "مصرف کالا" قابل بررسی است. در سطح تولید کالا که از مرحله تبدیل مواد خام تا انتقال و توزیع به مصرف کننده را شامل می شود، نیاز است که سازندگان و تولیدکنندگان هر دو بخش دولتی و خصوصی علاوه بر رعایت ضوابط زیست محیطی، فن آوری تولید کالاهای خود را با استانداردهای جهانی و حتی الامکان مناسب با اقلیم هر منطقه مطابق کنند.

هم اکنون هدرروی در حوزه انرژی کشور نه صرفاً در بخش مصارف خانگی و مشاغل خدماتی و تجارتی، بلکه در پالایشگاه ها، نیروگاه ها، خطوط انتقال برق، لوله های آب، واحدهای تولیدی و خودورها نیز در مقایسه با استانداردهای جهانی قابل قبول نیست. در کشورما حدود یک پنجم برق تولیدی به مصرف روشنایی می رسد که 69 درصد آن در خانه ها است لذا با استفاده از لامپ های کم مصرف می توان تاحدود زیادی در این زمینه صرفه جویی کرد. تولید انرژی و حرارت از منابع تجزیه شونده و نو همچون باد، خورشید و زباله ها در مناطقی که قابل استفاده است باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد.

در بخش ساخت و ساز باید اجرای آیین نامه ها و مقررات مهندسی از جمله مبحث 19 مقررات ساختمان که به بهینه سازی ساختمان در مصرف انرژی مربوط می شود، نهادینه شود. همچنین تولید مواد خوراکی از جمله نان باید با ضایعات کمتری همراه باشد. باید توجه به استفاده بیشتر از مواد قابل بازیافت در تولید الزامی گردد و دهها موارد مشابه دیگر که باید در هر صنف مورد توجه قرار گیرد.

در سطح "مصرف کالا" باید برای فرهنگ سازی نحوه مصرف بهینه خصوصاً آب، برق و گاز که تهیه آنها برای مصرف کننده سهل الوصول تر است آموزش از طریق مدارس، رسانه ها، تولیدکنندگان، وزارت نیرو و شرکت گاز بسیار موثرتر باشد. همچنین مردم ایران به علت پیوند با دین و مظاهر مقدس دینی به خوبی سنت های نهادینه شده را می پذیرند و بدان آن ارج می نهند لذا می توان در بخش آموزش  از تعالیم و آموزه های دینی که بر صرفه جویی تاکید دارند نیز بیشتر بهره برد.

از آنجا که جهت تغییر الگوی مصرف، شناخت عمیق نیازهای هردو بخش مردمی و دولتی ضروری است باید مصرف سرانه دهک ها با سطح دستمزدها و استانداردهای مصرف جهانی دقیقاً مقایسه شود و سپس درصد و میزان یارانه لازم برای هریک از کالاها مشخص شده و قیمت یارانه ای و غیریارانه ای آن تعیین گردد. بنابراین می توان دریافت که اصلاح الگوی مصرف هم نیاز (و حتی پیش نیاز) هدفمندسازی یارانه هاست. تمامی این موارد جز با وضع قوانین و نظارت بر حسن اجرای آن میسر نیست و از این روست که نقش و تاثیر مجلس در اصلاح الگوی مصرف  نمایان تر می شود.
 
محور :‌همت مضاعف و كار مضاعف دراستفاده‌ى بهينه از منابع موجود كشور و امكاناتى كه وجود دارد و هدفمندی یارانه ها



 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


یک شنبه 30 خرداد 1389  ساعت 9:33 AM

  
1 ـ سامانه اطلاعاتي مصرف انرژي به تفکيک فرآيندهاي صنعتي و تاسيسات غير صنعتي در بخش هاي مختلف طراحي، تکميل و بروز رساني گردد.
2 ـ موضوع سيستم هاي اندازه گيري در طراحي، نصب و بهره برداري و کاليبره کردن آن به طور جدي مورد توجه قرار گيرد.
3 ـ در طراحي تاسيسات و ايجاد ظرفيت ها، برنامه هاي اصلاح الگوي مصرف شامل ميزان و نوع مصرف حامل هاي انرژي، مطالعه و نصب سيستم هاي بازيافت انرژي،‌ نصب سيستم CHP با موضوع به پرداختن علمياتي مطابق با استانداردهاي روز تبيين و ارائه گردد.
4 ـ بهينه کردن مصرف حامل هاي انرژي در ايستگاه هاي تقويت فشار و تلمبه خانه ها در خطوط انتقال گاز طبيعي، نفت و فرآورده هاي نفتي مدنظر قرار گيرد.
5 ـ بهينه سازي نظام انتقال فرآورده هاي نفتي از طريق برنامه ريزي صحيح براي انتقال از مبادي توليد و مصرف و حداکثر انتقال توسط خطوط لوله به واحدهاي صنعتي، نيروگاه ها و مصارف عمده به عنوان يکي از سياست هاي اساسي موضوع فوق در نظر گرفته شود.
6 ـ تغيير روش حمل و نقل فرآورده هاي نفتي از جاده به سمت ريل و توسعه حمل و نقل ريلي
7 ـ از رده خارج کردن تمام خودروهاي فرسوده فعال در بخش هاي مختلف وزارت نفت
8 ـ در خريد تجهيزات انرژي بر و ماشين آلات، ارتقاء راندمان انرژي متناسب با معيارهاي انرژي بري مدنظر قرار گيرد.
9 ـ در بهره برداري از تاسيسات و ظرفيت هاي نصب شده، موضوع صرفه جويي انرژي به طور مشخص مورد توجه قرار گيرد.
10 ـ نيروگاه هاي برق موجود در واحدهاي صنعت نفت تدريجا در سيستم CHP به منظور توليد همزمان برق و حرارت با حداقل 50 درصد راندمان کلي تبديل گردد.
11 ـ  در واحدهاب پتروشيمي و پالايشگاه هاي نفت و گاز، مصرف سوخت و خوراک کاملا از يکديگر تفکيک گردند.
12 ـ در ساختمان هاي موجود اعم از مسکوني، اداري و صنعتي مميزي انرژي و اجراي راه کارهاي بهينه سازي (کنترل هوشمند موتورخانه، شيشه دوجداره با قاب استاندارد، عايقکاري حرارتي تاسيسات و جداره هاي خارجي ساختمان، بهينه سازي عملکرد موتورخانه، شير ترموستاتيک و سيستم هاي خورشيدي) انجام گيرد.


13 ـ رعايت مبحث نوزده مقررات ملي ساختمان در کليه ساخت و سازهاي در دست احداث و ساختمان هاي موجود


14 ـ شرکت بهينه سازي مصرف سوخت نسبت به تدوين و تصويب معيارهاي مصرف انرژي در بخش هاي مختلف تاسيسات توليد، پالايش، انتقال و توزيع نفت، فرآورده هاي نفتي و گاز طبيعي، همچنين مصرف انرژي در تمام زيربخش هاي مصرف کننده انرژي اقدام کنند.


15 ـ شرکت بهينه سازي مصرف سوخت نسبت به فرهنگ سازي و آموزش مديريت انرژي به کارکنان و پرسنل ذيربط وزارت نفت اقدام کنند.
در پايان اين نامه آمده است: شرکت بهينه سازي مصرف سوخت با همکاري معاونت امور برنامه ريزي و نظارت بر منابع هيدروکربوري، نسبت به تدوين آئين نامه اصلاح الگوي مصرف در بخش هاي عرضه و تقاضاي انرژي جهت پيشنهاد به هيئت وزيران اقدام کند.
 
محور :‌همت مضاعف و كار مضاعف دراستفاده‌ى بهينه از منابع موجود كشور و امكاناتى كه وجود دارد و هدفمندی یارانه ها 
 


 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


شنبه 29 خرداد 1389  ساعت 10:29 AM

منابع و ذخایر هر کشور، جزء ثروت‌های آن کشور به شمار می‌آید. به‌این معنی که اگر کشوری نسبت به مصرف غیر اصولی منابع خود بی‌تفاوت باشد، در واقع نسبت به دارایی‌ها و ثروتش بی‌تفاوت است. از سوی دیگر، درآمدهای کشوری که مصرف‌گرایی در آن توجیه و تبلیغ می‌شود، نمی‌تواند برای رشد کشور و توسعه زیرساخت‌های اقتصادی آن هزینه شود. این درآمدها نیز خواه، ناخواه هزینه مصرف بی‌رویه و غیراصولی در سطح کشور خواهد شد.

واقعیت آن است که طی سال‌های دولت سازندگی و بعد از آن، مصرف‌گرایی به شدت در جامعه ما ترویج شد. آمار و ارقام نگران کننده‌ای وجود دارد که این مصرف بی‌رویه را نشان می دهد. مثلاً در خصوص انرژی. برای مقایسه مصرف انرژی از معیار "شدت انرژی" استفاده می‌شود که برابر نسبت مصرف انرژی به تولید ناخالص داخلی است. مطابق آمارها، ایران در کل جهان بالاترین میزان "شدت انرژی" را به خود اختصاص داده است! این معیار برای ایران 17 برابر کشوری مثل ژاپن، 5/8 برابر اروپا، 1/2 برابر چین و 8/2 برابر کشورهای آسیای شرقی است. این آمار میزان مصرف بی‌رویه انرژی را در ایران نشان می‌دهد. در واقع، مصرف انرژی در ایران برابر مصرف انرژی در کشوری با جمعیت 750 میلیون نفر است! رقمی که تصور آن چندان آسان نیست.

در مورد سایر منابع نیز وضعیتی مشابه حاکم است. الگوی مصرف آب آشامیدنی بر اساس اعلام بانک جهانی برای یک نفر در سال، یک متر مکعب و برای بهداشت در زندگی به ازای هر نفر، 100 متر مکعب در سال است. بر این اساس، در کشور ما 70 درصد بیشتر از الگوی جهانی آب مصرف می‌شود! از نظر مصرف برق، ایران نوزدهمین کشور پرمصرف برق در دنیاست.

باید چاره جدی برای وضعیت موجود اندیشید.

یکی از دلایل این روند، فرهنگ‌سازی‌ای است که طی این سال‌ها انجام شده است. صداوسیما طی این سال‌ها یکی از بزرگترین عوامل ترویج مصرف‌گرایی در جامعه بوده است. امروز هم اگر بخواهیم به تغییر الگوی مصرف در کشور فکر کنیم، به نظر می‌رسد پیش از همه، این صداوسیما است که باید جهت‌گیری‌های خود را در این زمینه کاملاً معکوس کند. تبلیغات صداوسیما برای معرفی کالا نیست. آنچه تبلیغات چیپس و پفک و تلویزیون LCD و ویلای شمال و... رقم می‌زند، ترویج مصرف‌گرایی است. علاوه بر اینکه نوع پرداخت‌ها در ساخت فیلم‌ها و سریال‌ها هم اغلب در همین راستاست.

دلیل دیگر این روند، به نوع سیاست‌گذاری‌های قوه مجریه در کشور بازمی‌گردد. وقتی میان آب شرب و آبی که برای استحمام، شست‌وشوی لباس، شستن حیاط، پر کردن استخر و... مصرف می‌شود، تفاوتی باشد، طبیعی است که میزان مصرف بسیار بیش از حد انتظار خواهد بود.

دلیل سوم، پایین بودن قیمت برخی منابع، به‌خاطر یارانه‌هایی است که به آنها تعلق می‌گیرد. برخی از این یارانه‌ها در کل دنیا بی‌سابقه است. مثلاً در هیچ کشوری به برق یارانه تعلق نمی‌گیرد. در حالی که در ایران، یارانه بالایی برای این حامل انرژی لحاظ می‌شود و این به خودی خود، افزایش مصرف آن را رقم می‌زند.

محمد رضا خباز، مخبر کمیسیون اقتصادی مجلس در این خصوص معتقد است: «هرکسی که اندکی با اقتصاد کشور آشنا باشد، می‌داند پرداخت یارانه با روش موجود، بدترین شکل هدردادن منابع است.» ستاری‌فر رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی در دولت اصلاحات نیز با اشاره به طرح هدفمند کردن یارانه‌ها می‌گوید: «من معتقدم که وضع موجود مصرف انرژی در ایران قابل قبول نیست و هر کار اصلاحی به نفع کشور است.»

در واقع یکی از ضرورت‌هایی که صاحب نظران را نسبت به اجرایی کردن طرح هدفمند کردن یارانه‌ها مصمم می سازد، وضعیت نامطلوب توزیع و مصرف یارانه‌ها و نیز پیامدهای این نوع توزیع است. در خصوص هدر رفتن منابع، همه صاحب‌نظران و اقتصاد دانان نظری مشابه دارند. مهدی هاشمی رفسنجانی در این خصوص می گوید: «در سال 1382 معیارهای مصرف انرژی کشور در بخش های نفت، ساختمان، حمل و نقل و لوازم خانگی به ترتیب 2، 5/2، 2/2، 7/1 برابر استانداردهای جهانی بوده است. مصرف انرژی جهت گرمایش ساختمان در ایران حدود 2،6 برابر مصرف جهانی است. مصرف انرژی برای تولید یک تن سیمان در ایران نیز 1،3 برابر مصرف دنیاست. وضع انرژی مصرفی برای تولید آجر نیز در این مورد خیلی خوشایند نیست و 5،5 برابر مقدار جهانی است، همچنین فولاد 1،5، قند و شکر 1،64 و کاغذ 1،7 برابر مقدار جهانی است. به طور کلی در صنایع ذکر شده شاخص وزنی به طور متوسط در ایران 8،1 برابر بالاتر از مصرف جهانی انرژی است که در کل صنایع کشور این رقم حدود 2 برابر در نظر گرفته می شود.»

او همچنین بر غیر قابل تحمل بودن وضعیت موجود و بدتر شدن آن در سال های آتی در صورت عدم اقدام درخور تأکید دارد: «مطابق با بررسی های به عمل آمده در سال 1382 میزان مصرف انرژی در ایران معادل 20 میلیارد دلار می باشد که چنانچه روند انرژی به همین گونه ادامه یابد، در 20 سال آینده حدود 680 میلیارد دلار انرژی مصرف خواهیم کرد!»

روند افزایشی مصرف انرژی در کشور طی سال‌های آتی بیش از هر زمان کشور را با کمبود بودجه برای تأمین هزینه‌های تولید انرژی مواجه خواهد کرد.

رئيس کميسيون انرژي مرکز بررسي هاي استراتژيک ریاست جمهوري در این خصوص می‌گوید: «سال 85 مصرف انرژي نسبت به سال پيش از آن حدود 8،9 درصد رشد داشت و در سال 86، اين ميزان به 9،9 درصد بالغ شد. پيامد روند مصرف انرژي آن است که تا 10 سال ديگر قادر به صدور نفت نخواهيم بود، اين در حالي است که منابع بودجه کشور 70 درصد از طريق نفت تأمين مي شود.»

امروز دیگر همه صاحب نظران بر ضرورت اصلاح الگوی مصرف اتفاق نظر دارند، اما متأسفانه هنوز مردم با بسیاری از واقعیت ها آشنا نیستند. برای ایجاد یک تحول اساسی در اقتصاد بیش از هر چیز نیازمند توجه همه جانبه دلسوزان و ایجاد یک عزم ملی برای تغییر هستیم.

نامگذاری مدبرانه رهبر انقلاب بر سال‌ها طی 11 سال اخیر، برکات غیرقابل انکاری داشته و حتی در برخی موارد به گفتمان‌سازی و تسری آن به بدنه اجتماعی منجر شده است. سلسله نامگذاری‌های سال امیرالمؤمنین، سال امام خمینی، سال نهضت حسینی، سال پاسخگویی سران قوا منجر به شکل‌گیری جنبش عدالت‌خواهی شد.

عزم ملی مورد اشاره برای تغییر و اصلاح الگوی مصرف نیز اگر بناست، شکل بگیرد، بهترین محرک برای آن، فراخوان رهبری و ریل‌گذاری ایشان است.

پیام دیگر این نامگذاری نیز برای قوه مقننه است. مجلس اگرچه در لایحه بودجه 88 بند مربوط به هدفمند کردن یارانه‌ها را حذف و لایحه بودجه را با تغییرات عمده عملاً به طرح تبدیل کرد اما با این فراخوان بزرگ رهبر انقلاب، هرگونه تعلل در انسداد زمینه‌های اسراف و ادامه این مصرف مسرفانه در بخش انرژی پذیرفته نیست.
 
محور ‌:همت مضاعف و كار مضاعف دراستفاده‌ى بهينه از منابع موجود كشور و امكاناتى كه وجود دارد و هدفمندی یارانه ها


 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


شنبه 29 خرداد 1389  ساعت 10:17 AM

اين واقعيت كه ايران در منطقه خشك و نيمه‌خشك قرار دارد و منابع آبي نقشي حياتي براي كشور دارند بر هيچ كس پوشيده نيست.‌
اعلام سال جديد به عنوان سال اصلاح الگوي مصرف يكبار ديگر اين موضوع را گوشزد مي‌كند كه آب و مصرف آن مساله‌اي انساني و حياتي براي كشور است.
ساختار مهندسي و كشاورزي كشور به گونه‌اي است كه متوسط مصرف سرانه آب بيش از 2 برابر استانداردهاي جهاني است.

نكته قابل توجه در بخش آب در ايران كه بايد مدنظر همه قرار گيرد ثابت بودن طرف عرضه است اما با توجه به افزايش جمعيت طي سال‌هاي آينده تقاضا نيز افزايش چشمگير خواهد يافت. براي تعادل‌بخشي بين عرضه و تقاضاي آب ناچار به مصرف بهينه اين مايع حيات‌بخش هستيم.‌

مهندس سيداسدالله اسداللهي، معاون حفاظت و بهره‌برداري شركت مديريت منابع آب ايران اعتقاد دارد، اصلاح الگوي مصرف آب بايد در جهت توليد ثروت ملي تفسير شود.

در اين ميان بي‌مناسبت نديديم با توجه به آمار و ارقام موجود در خصوص مصرف فعلي آب در بخش‌هاي مختلف از يك سو و محدود بودن منابع و امكانات از سوي ديگر در نشستي با مهندس‌سيد‌اسدالله اسداللهي به كنكاش پيرامون راهكارهاي اصلاح الگوي مصرف اين ماده حياتي - به لحاظ نقشي كه در توسعه آينده كشور دارد- بپردازيم كه در پي آمده است.‌

*‌ مصرف آب در ايران در چه وضعي قرار دارد؟‌

** در مصرف آب در ايران بايد به سرانه مصرف هر بخش توجه شود و پس از استخراج مصرف واقعي برنامه‌هايي در جهت بهينه كردن مصرف انجام داد.

نكته اولويت‌دار در بخش مصرف بهينه آب اتخاذ تصميمات و راهكارهاي زنجيره‌اي و به هم پيوسته است.‌

آمارها حكايت از آن دارد كه متوسط مصرف آب در بخش شرب 350 ليتر در روز است كه با توجه به شرايط كشور و براساس الگو بايد به 150 ليتر در روز برسد.

از سويي در برخي از كشورهاي همسايه ايران كه از سطح بهداشت و رفاه مناسب و خوبي نيز برخوردارند، متوسط مصرف به 90 ليتر در روز رسيده است.‌

از طرف ديگر متوسط مصرف در بخش كشاورزي به ازاي هر هكتار 15 هزار مترمكعب است كه اين رقم بايد به 6500 مترمكعب برسد.‌

*‌ اين الزام بر كاهش مصرف از كجا ناشي مي‌شود؟

**‌ براساس سند ملي آب كه در سال 1375 در دولت وقت تصويب شده الگوي مصرف بهينه آب در بخش كشاورزي و دشت‌ها تعيين شد و در برنامه‌هاي دوم، سوم و چهارم توسعه بر اجراي اين سند تاكيد شده است اما متاسفانه درصد بسيار كمي از اين سند محقق شده است.

اين امر نشان مي‌دهد كه انشا و تدوين قوانين بدون داشتن برنامه‌هاي عملياتي مفيد فايده نيست.

در حال حاضر بخش كشاورزي به عنوان بزرگترين مصرف‌كننده آب 92 درصد منابع آبي را به خود اختصاص داده است.

برهمين اساس اصلاح الگوي مصرف در اين بخش تاثيرات بسيار شگرفي دارد.

* پس چرا اين قوانين و اسناد بالادستي اجرايي نشده است؟

** به علت اينكه برنامه‌هاي مدوني وجود نداشته است.

و تنها در برنامه دوم، سوم و چهارم توصيه‌هايي شده است و تكاليف موجود در اسناد بالادستي بدون اجرا رها شده است. اصلاح الگوي مصرف بايد در جهت توليد ثروت تفسير شود. معتقدم نگاه به اصلاح الگوي مصرف بايد همانند نگرش به مخازن و منابع زيرزميني باشد.‌

در صورت برنامه‌ريزي درست در بخش اصلاح الگوي مصرف، تحول اساسي در بخش‌هاي اقتصادي، كشاورزي، تكنولوژيكي و ... ايجاد مي‌شود. از سويي، در بخش كشاورزي به دليل بهاي ناچيز و حتي رايگان آب مشاهده مي‌شود كه هدررفت آب بسيار بالاست.‌

متاسفانه مجلس شوراي اسلامي چند سال قبل حق النظاره ناچيز آب را صفر در نظر گرفت؛ برهمين اساس كشاورزي كه وظيفه توزيع آب در مزرعه‌اش را دارد، هيچ نگراني نسبت به مصرف بي‌رويه آب در زمين‌هاي كشاورزي ندارد.

* چرا به آب به عنوان يك كالاي استراتژيك در هيچ سطحي از جامعه نگريسته نمي‌شود؟

** نگاه به آب بايد به صورت يك زنجيره به هم پيوسته در كنار ساير عوامل باشد.‌

اصلاح قوانين و بهاي آب و در كنار آن تغيير نگرش به آب مي‌تواند آب را به عنوان يك كالاي مهم در نظر ما بياورد.كشاورز بايد به اين باور برسد كه منافع حاصل از صرفه‌جويي به خود او بر مي‌گردد.‌

از سوي ديگر در تمام كشورهاي توسعه يافته آب به صورت حجمي در اختيار مشتركان قرار مي‌گيرد.‌

برهمين اساس ما در نظر داريم در بخش كشاورزي اقدام به نصب كنتورهاي هوشمند بر روي چاه‌ها كنيم كه براساس برنامه‌اي كه براي هر كنتور تعريف شده حجم آب عرضه شده به كشاورز معلوم است.‌

در صورتي كه مصرف فراتر از حد تعريف شده باشد برق كنتور قطع مي‌شود.‌

*‌ الگوي مصرف در بخش آب به چه معناست؟‌

**‌ الگوي مصرف اينگونه تعريف شده كه به عنوان مثال هر انسان شهري براي رفع نيازهاي خود در شرب، بهداشت، فضاي سبز به چه ميزان آب نياز دارد و شرايط محيط زندگي فرد نيز لحاظ شده است.‌

براساس اين الگو مصرف آب در بخش شرب بايد از 350 ليتر به 150 ليتر برسد.‌

در هيچ كجا كسي با آب شرب ماشين و حياط خانه‌اش را نمي‌شويد چرا كه اصلا صرفه اقتصادي ندارد كه اقدام به اين كار كند.‌

اين الگوها تدوين شده است. به عنوان مثال مشخص كرده‌ايم در جاهايي كه آب كم داريم، شالي كاشته نشود. اين موارد را دولت الزام كرده است حال اجرا شدن آن يك بحث ديگر است.‌

ما از سرشاخه‌هاي دز و خوزستان آب را با مشكلات فراوان به اصفهان و يزد منتقل مي‌كنيم، حال در نظر بگيريد با همين آبي كه منتقل شده عده‌اي اقدام به كشت شالي كنند كه مي‌كنند و در صورت اعتراض ما اعلام كنند كه اقدامشان در جهت خودكفايي است.‌

اما محاسبه نمي‌شود كه به چه قيمتي قرار است به خودكفايي برسيم. در سند ملي آب نيز به همين موارد اشاره شده است.‌

*‌ مگر سند ملي آب جزو اسناد بالادستي نيست؟‌

**‌ بالاترين سند در بخش كشاورزي است.‌

*‌ پس چرا قوانين پايين دستي بدون توجه به آن تدوين مي‌شود؟

**‌ ما نيز همين انتقاد را داريم كه چرا با وجود اين ميزان دستگاه نظارتي هيچ نگراني در مورد اجرا نشدن اين سند بسيار مهم وجود ندارد. سئوال اين‌جاست كه چه نهادي مدعي‌العموم اجرا نشدن اين قوانين و احكام است.‌

*‌ حال با توجه به اعلام سال جاري به عنوان سال اصلاح الگوي مصرف نمي‌توانيد راهكارهايي را در نظر بگيريد؟

**در حال حاضر اقدام اولويت‌دار در بخش آب با عنايت به سخنان مقام معظم رهبري، تدوين برنامه‌هاي عملياتي از سوي تمام نهادهاي تاثيرگذار است.‌

بايد به اين موضوع توجه شود كه بايد با همين امكانات موجود و ظرفيت فعلي اقدام به اصلاح رويه جاري كرد.‌

در صورتي كه افرادي از اين فرصت طلايي در قالب تدوين برنامه استفاده نكنند يا پيام را درك نكرده‌اند و يا مي‌خواهند رفع تكليف كنند. در بخش كشاورزي با يك اقدام نظارتي و كار كم مي‌توان از شبكه موجود فعلي كه سرمايه‌گذاري كلاني بر روي آن شده، بهترين استفاده را كرد.‌

از سوي ديگر سيستم‌هاي آبياري تحت فشار بايد به سرعت توسعه يابد. متاسفانه در حال حاضر مشاهده مي‌شود كه عده‌اي وارد فاز دوم اصلاح الگوي مصرف شده‌اند و اعلام مي‌كنند كه براي اصلاح الگوي مصرف بايد مبلغ كلاني اعتبار تخصيص يابد، در صورتي كه در گام اول بايد به فكر بالا بردن كارايي از امكانات موجود بود. در حال حاضر همه بايد به اين فكر باشند كه چه بايد كرد؟ هم‌اكنون مشاهده مي‌شود كه از عمق 400 متري زمين آب برداشت مي‌شود. هزينه برق اين چاه تقريبا جهاني است و براي آب نيز هيچ پولي دريافت نمي‌شود، اما كشاورز محصولي مي‌كارد كه هيچ توجيه و منطق اقتصادي ندارد. به عنوان مثال در يزد اقدام به كشت خيار مي‌كند، در حالي كه ما مي‌توانيم اين محصول را در ديگر نقاط كشور با صرف كمترين هزينه و مصرف آب كمتر پرورش داد و در اختيار مردم يزد قرار داد.‌

*‌ اين الزامات در كجا بايد تدوين شود؟‌

**‌ دولت بايد اقدام به برگزاري جلسه كند تا تمام دستگاه‌ها اعم از وزارتخانه‌ها، واحدهاي سياسي و نظام بانكي به يك اجماع نظر درباره اصلاح الگوي مصرف برسند. تمام اين‌ها بايد به صورت زنجيره‌اي نگريسته شود.‌

* اعلام مي‌شود كه بخش كشاورزي به عنوان بزرگترين مصرف‌كننده آب است حال اقدام عملي در اين زمينه چيست؟

**‌ در بخش آب زيرزميني، امسال مصمم هستيم كه كنتورهاي هوشمند بر روي چاه‌هاي كشاورزي نصب شوند. اين كنتورهاي هوشمند آب را مطابق الگوي مصرف تحويل كشاورز مي‌دهد.‌

*‌ براساس الگو هنوز زيرساخت‌ها در بخش كشاورزي شكل نگرفته است؟

** ايرادي ندارد، كنتورها در بخش كوچكي قرار است نصب شود. در گام اول اعلام كرده‌ايم كه با نصب اين كنتورها مصارف به راحتي توسط خود كشاورز قابل كنترل است به عنوان مثال در مناطق گرمسيري بهترين زمان آبياري شب است، در صورتي كه كنتورهاي هوشمند در اين مناطق نصب شود كشاورز مي‌داند به علت اينكه آب به صورت حجمي تحويل داده مي‌شود، ترجيح مي‌دهد كه زمان آبياري‌اش را به شب منتقل كند.‌

آيا فكر مي‌كنيد كه اين اقدامات به ظاهر كوچك در بخش كشاورزي عملي نيست. در حال حاضر 65 ميليارد مترمكعب آب از منابع زيرزميني در بخش كشاورزي استفاده مي‌شود و در صورت درصد كوچكي صرفه‌جويي در اين بخش رقم قابل توجهي آب ذخيره مي‌شود.‌

*‌ نصب اين كنتورها چه ميزان صرفه‌جويي در بر خواهد داشت؟‌

**‌ با نصب اين كنتورها در تمام كشور 40درصد صرفه‌جويي حاصل مي‌شود.

* در فاز اول چه تعداد كنتور نصب مي‌شود؟

** 50 هزار عدد از اين كنتورها امسال نصب مي‌شود با نصب اين كنتورها 30درصد صرفه‌جويي در هرنقطه‌اي كه اين كنتورها نصب مي‌شود، بوجود مي‌آيد.

* آيا اين كنتورها به گونه‌اي طراحي شده است كه به عنوان مثال در مناطق گرمسيري در روزها عمل نكند؟

** در اين فاز اين مورد تعريف نشده، اما براي اين كنتور هوشمند عملياتي تعريف شده است. براي هر كنتور تعريف شده كه چه ميزان آب تحويل كشاورز دهد، وقتي از آن ميزان فراتر رفت، برق كنتور قطع مي‌شود.

از سوي ديگر واقعي شدن قيمت آب تاثير به سزايي در نوع مصرف و انتخاب كالا خواهد داشت. زيرا با واقعي شدن قيمت، قيمت آب به مسائلي همچون بازدهي يك محصول توجه زيادي مي‌شود.

* هزينه نصب اين كنتورها چه قدر است؟

** در حدود يك ميليون تومان كه در فاز اول و در چاه‌هاي با استفاده از منابع دولت نصب مي‌شود و كساني كه مي‌خواهند چاه جديد احداث كنند بايد هزينه اين كار را خودشان بپردازند.

* براي نصب اين تعداد كنتور مبالغ كلاني بايد تخصيص يابد آيا بودجه‌اي براي اين كار در نظر گرفته‌ايد؟

** در طرح تعادل بخشي آب كشور منابعي براي اين كار تخصيص يافته است. در برنامه است كه 50هزار عدد از اين كنتورها نصب شوند.

در بخش آب سطحي نيز براي اولين بار در قانون بودجه ديده شده كه آب به صورت حجمي تحويل كشاورز شود. در آينده نزديك نيز كنتورهاي آب‌ خانه نيز بايد تبديل به كنتورهاي هوشمند شود.

در حال حاضر بايد يك مامور اقدام به قرائت كنتور كند و در صورت مصرف بيش از حد مشترك اخطار براي آن شخص ارسال شود و مشاهده مي‌شود كه اين روش‌ها در جهت اصلاح الگوي مصرف موثر نبوده است، در حاليكه نصب كنتورهاي هوشمند موجب مي‌شود كه اسراف كننده تلخي مصرف زيادش را در همان لحظه بچشد.

* در كشورمان با يك مولفه ديگر روبرو هستيم و آن بحث تغيير اقليم است آيا نبايد با توجه به اين شرايط به آب نگاه ديگري بكنيم؟

** تغيير اقليم در جهان اتفاق افتاده و در كشور ما نيز اثرات خاص خودش را داشته. به نحوي كه دوره خشكسالي‌ها طولاني‌تر شده است. تغيير اقليم در اصلاح الگوي مصرف يكي از نگاه‌هاي جديدي است كه تمام متخصصان هرجا كه جلسه و نشست دارند، يكي از محوري‌ترين مباحث جلسات است.

در اجلاس شوراي جهاني آب كه اوايل فروردين در تركيه برگزار شد، تغيير اقليم يكي از 4محور اصلي اين نشست بود: نكته‌اي كه ما بايد در بخش كشاورزي به عنوان مصرف كننده اصلي آب مورد توجه قرار دهيم، اين است كه به سمت كشت‌هاي كنترل شده برويم؛ ديگر نمي‌توانيم در فضاي آزاد كشت كنيم.

به عنوان مثال در سيستان و بلوچستان با آن آب و هوا و آبي كه به سختي استحصال مي‌شود، ديگر توجيه ندارد كه اقدام به كاشت گندم 3تن در هرهكتار بكنيم.‌

اعداد توليد ما در بخش كشاورزي نگران كننده است در حال حاضر به ازاي هر متر مكعب آب در حالت خوشبينامه 7 تا 8 دهم كيلوگرم محصول توليد مي‌شود، در حاليكه متوسط توليد در جهان 5/1 كيلوگرم است.

* آيا رسيدن به الگوي استاندارد نياز به استفاده از تجارب جهاني ندارد؟

**‌ چرا دارد. در حال حاضر موضوعي در جهان مطرح است با نام آب مجازي به اين معنا كه اگر كشوري منابع آبي زيادي دارد و مي‌تواند محصولي كه نياز به آب فراوان دارد را توليد كند، ديگر ما نبايد به سمت توليد آن محصول برويم.‌

* اما اين با شعار خودكفايي تناقض پيدا مي‌كند.‌

**‌ خودكفايي شعاري است كه بايد در خيلي از زمينه‌ها تجديدنظر صورت گيرد.‌

* اعلام مي‌شود كه مثلا گندم كالاي استراتژيك است و بايد در اين محصول خودكفا شويم.‌

**‌ اين ديدگاه بايد نقد شود، اگر ما گندم را به عنوان كشت دوم در فارس كاشتيم، باعث شده است كه منابع آب زيرزميني ما افت شديد پيدا كند، الان بيشتر دشت‌هاي ما ممنوعه اعلام شده است. آيا ارزش داشت كه ما به خودكفايي برسيم اما منابع آب زيرزميني را تخريب كنيم و ديگر قابل جبران نباشد. ما بايد از خودكفايي پايدار صحبت كنيم.‌

*‌ خودكفايي پايدار يعني چه؟

**‌ اين مباحث در طرح آمايش سرزمين ديده شده بود، تنها بخش‌هاي كوچكي از اين سند اجرايي شده است. اين قوانين سندهاي بسيار مهمي است كه هرچه قدر وقت بر روي آنها گذاشته شود، ارزشش را دارد.‌

*‌ حال كشاورز منطقه‌اي كه مي‌خواهيم محصولي را نكارد چه كار بايد بكند؟

**‌ در آن مناطق صنعت بايد رشد كند. در صورتي كه در برخي از مناطق كشور با كمبود شديد آب مواجه هستيم و مي‌خواهيم كشاورزي انجام دهيم، بايد به سمت كشت‌هاي كنترل شده برويم.‌

*‌ الگوي آب در بخش صنعت چه ميزان است؟

**‌ ما در بخش صنعت 2ميليارد مترمكعب آب مصرف مي‌كنيم، اما نگراني ما در صنعت از جنس ديگر است. صنعت موجب افت كيفيت آب مي‌شود.‌

*‌ با روند مصرف فعلي آب چه چشم‌اندازي براي كشور متصور است؟

**‌ اگر روند فعلي ادامه پيدا كند ديگر آبي براي عرضه وجود نخواهد داشت بر همين اساس بهداشت عمومي، و حيات مردم به خطر مي‌افتد. به عنوان مثال براي آب شرب تهران از تمام منابع موجود استفاده شده و ديگر آبي براي عرضه وجود ندارد.‌
*‌ ميزان هدر رفت آب در شبكه آب موجود چه ميزان است؟
** در شبكه شهري متوسط در حدود 30درصد است. در بخش كشاورزي گفته مي‌شود كه راندمان بخش كشاورزي در حدود 40درصد است. با توجه به تجربه‌اي كه دارم، سدسازي بسيار آسانتر از اصلاح الگوي مصرف است
محور :‌همت مضاعف و كار مضاعف دراستفاده‌ى بهينه از منابع موجود كشور و امكاناتى كه وجود دارد و هدفمندی یارانه ها


 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


شنبه 29 خرداد 1389  ساعت 10:07 AM
آب از ديرباز مهمترين عامل توسعه در جهان بوده است. انسان ها در دوران اوليه زندگي نزديك رودخانه ها و منابع آب تجمع مي كردند و به فعاليت هاي كشاورزي مي پرداختند. ۹۷ درصد منابع آبي غيرقابل استفاده براي كشاورزي بوده و مقدار بسيارمحدودي از آن ها به طور مستقيم از سوي انسان مورداستفاده قرارگرفته است. افزون بر آن، كمي بيش از  76.1 درصد از آب هاي كره زمين به صورت رودخانه هاي يخي از دسترس خارج شده و آنچه تقريباً باقي مانده در عمق زمين ذخيره شده است.  بهره گيري از روش هاي نوين كشاورزي و استفاده بهينه از آب، عوامل حياتي براي نيل به هدف تأمين غذاي جمعيت درحال افزايش دنيا است. طبق برآوردها، در ۳۰ سال آينده مردم جهان نيازمند ۶۰ درصد غذاي بيشتر خواهند بود. بخش قابل توجهي از اين افزايش توليد، حاصل كشت متراكم (استفاده از زمين كمتر براي توليد بيشتر) كه نيازمند آبياري است، خواهند بود.

براساس آمار و اطلاعات منتشره، از كل اراضي 164 ميليون هكتاري كشور، درحال حاضر 18.8 ميليون هكتار در چرخه توليد محصولات كشاورزي قرار دارد. از اين مقدار حدود 8 ميليون هكتار به صورت آبي و حدود 6.3 ميليون هكتار به صورت ديم و بقيه به صورت آيش آبي و ديم مورد بهره‌برداري قرار دارند. در ارتباط  با منابع آب نيز از حدود 93 ميليارد مترمكعب منابع آب مصرفي كشور حدود 86 ميليارد مترمكعب به حساب مصارف كشاورزي منظور مي‌گردد.

بر اساس آمار و ارقام موجود ميانگين سالانه حجم بارندگي ايران حدود 400 ميليارد متر مکعب برآورد مي شود که از اين مقدار، 310 ميليارد متر مکعب در مناطق کوهستاني با مساحتي حدود 870 هزار کيلومتر مربع و 90ميليارد متر مکعب ديگر در مناطق دشتي به وسعت 778 کيلومتر مربع مي بارد. از مقدار فوق حدود 294 ميليارد متر مكعب به صورت تبخير و تعرق از دسترس خارج مي شود و از 116 ميليارد متر مکعب باقيمانده حدود 93 ميليارد متر مکعب از طريق منابع سطحي و زيرزميني بهره برداري مي شود و بقيه صرف تغذيه سفره هاي آب زيرزميني مي شود. از اين مقدار حدود 86 ميليارد مترمكعب جهت مصارف كشاورزي و نزديك به 7ميليارد مترمكعب آن به مصارف شرب و صنعت اختصاص مي‌يابد. از آنجايي كه متوسط حجم كل آب سالانه كشور رقمي ثابت است، تقاضا براي آب به ‌علت رشد نسبتاً بالاي جمعيت، توسعه كشاورزي، شهرنشيني و صنعت در سال‌هاي اخير، متوسط سرانه آب قابل تجديد كشور را تقليل داده است، به طوري كه اين رقم از حدود 5500 مترمكعب در سال 1340، به حدود 3400 مترمكعب در سال 1357، و حدود 2500 مترمكعب در سال 1367 و 2100 مترمكعب در سال 13۷۶ كاهش يافته است. اين ميزان با توجه به روند افزايش جمعيت كشور با نرخ فعلي رشد در سال 1385 به حدود 1750 مترمكعب و در افق سال 1400 به حدود 1300 مترمكعب تنزل خواهد يافت. صرف نظر از تفاوت‌هاي آشكار منطقه‌‌اي در كشور و طيف گسترده مناطق خشك نظير سواحل خليج فارس و درياي عمان، نيمه شرقي كشور از خراسان تا سيستان و بلوچستان و نيز حوضه‌هاي مركزي كه ميزان سرانه آب قابل تجديد در آن‌ها از ميزان متوسط كشور به مراتب پايين‌تر است، ارقام متوسط سرانه آب كشور در سال‌هاي آينده به مفهوم ورود ايران به مرحله تنش آبي در سال 1385 و ورود به حد كم آبي جدي در سال 1415 شمسي خواهد بود.

بخش كشاورزي، بزرگترين مصرف كننده آب در كشور

آبياری از نظر علمی تعابير مختلفی دارد اما به معنای واقعی کلمه ، پخش آب روی زمين جهت نفوذ در خاک برای استفاده گياه و توليد محصول می‌باشد. هر چند فقط 15 درصد از زمينهای کشاورزی دنيا تحت آبياری قرار دارند و 85 درصد بقيه به صورت ديم و بدون آبياری مورد استفاده قرار می‌گيرند اما نيمی از توليدات کشاورزی و غذايي مردم جهان از همين زمينهای آبی حاصل می‌شود. که اين خود نشان دهنده اهميت و نقش آبياری در بخش کشاورزی است.

بخش كشاورزي با 92 درصد بزرگترين و مهمترين مصرف كننده آب در كشور به شمار مي رود. بيش از 80 درصد اتلاف منابع آب به دليل عدم استفاده از تكنولوژي هاي پيشرفته آبياري در اين بخش به هدر مي رود. تعدادي از كارشناسان معتقدند كه مديريت منابع آب كشور در شرايط فعلي مديريت مناسبي نيست و موجب شده تا طي سالهاي اخير شاهد كاهش منابع آب هاي زيرزميني و نيز كاهش سطح زيركشت كشاورزي در برخي مناطق باشيم. الگوي مصرف آب آشاميدني بر اساس اعلام بانك جهاني براي يك نفر در سال، يك متر مكعب و براي بهداشت در زندگي به ازاي هر نفر، 100 متر مكعب در سال است. بر اين اساس، در كشور ما 70 درصد بيشتر از الگوي جهاني آب مصرف مي‌شود! همچنين براساس آمار اعلام شده، ميانگين آب مصرفي سرانه جهان (صنعتي ، كشاورزي و آشاميدني) در حدود 580 مترمكعب براي هر نفر در سال است كه اين رقم در ايران حدود 1300 مترمكعب در سال است كه اين امر بيانگر اتلاف منابع آب و اسراف بيش از حد منابع حياتي مي‌باشد. مقدار مصرف سرانه آب لوله كشي آشاميدني در شهرهاي ايران در حدود 142 متر مكعب در سال است كه از مصرف سرانه برخي كشورهاي اروپايي پرآب ، مانند اتريش (108 مترمكعب درسال) و بلژيك (105 مترمكعب درسال) بيشتر است كه يكي از دلايل اين امر آن است كه در ايران از آب آشاميدني تصفيه شده براي شستشوي اتومبيل ، حياط ، آبياري باغچه ها، استحمام ، شستن لباس و ظروف استفاده مي شود. در حالي كه در اكثر كشورها آب آشاميدني از آبي كه به ساير مصارف مي رسد ، جداست.

منابع آب آبياری

•    نزولات آسمانی شامل برف و باران.
•    آبهای سطحی شامل رودخانه‌ها - سدها - مخازن آب - دريا - برکه‌ه‌ای آب شيرين - يخچالها و …
•    آبهای زيرزمينی شامل چاه - قنات - چشمه.
هدف آبياری
•    تامين آب کافی برای ادامه زندگی گياه.
•    حفاظت و بيمه گياهان در مقابل تنش‌های ناشی از کم آبی يا بی آبی‌های کوتاه مدت.
•    خنک کردن خاک و اتمسفر يا هوای اطراف گياه.
•    شستن املاح مضر در خاک.
•    نرم کردن ناحيه قابل شخم خاک.
منافع آبياری
•    افزايش کمی و کيفی محصول
•    سود حاصل از افزايش کمی و کيفی محصول
•    درآمد حاصل از فروش آب برای دولت
•    افزايش فرصت شغلی
اثرات سو آبياری
•    فرسايش
•    شور و قليايی شدن خاک
•    غرقابی شدن يا باتلاقی شدن زمينهای کشاورزی
•    تخريب زمينهای کشاورزی
•    اتلاف سود و اتلاف بيهوده آبی که با قيمت گزاف تامين گرديده و برای نگهداری و توزيع آن سرمايه گذاری زيادی صورت گرفته است.

هدر رفت آب در ايران بيش از ميانگين جهاني است

براساس گزارشات موجود ميزان هدر رفت آب در كشور ما 28 تا 30 درصد است درحالي كه اين مقدار اتلاف در دنيا 9 تا 12 درصد گزارش شده است كه يكي از عوامل اصلي آن برداشت هاي غيرمجاز از شبكه آب رساني و فرسودگي تاسيسات آب و شبكه هاي آبرساني است.
اصلاح الگوي مصرف، تنها راه براي گذر از بحران كم آبي، باتوجه به مصرف بيش از حد انرژي در كشور و همچنين كاهش منابع آبي، اصلاح الگوي مصرف در بخش هاي مختلف، مناسبترين و منطقي ترين راه حل براي گذراز بحران‌هاي موجود به نظر مي‌رسد. صرفه جويي در مصرف آب با استفاده از روشهاي نوين براي آبياري مانند: قطره‌اي، باراني، كوزه‌اي، تراوا زيرزميني، تانكر و ... مي‌تواند بسيار تأتير گذار باشد.

آبياري قطره‌اي روشي مناسب براي كاهش و هدر رفت آب در بخش كشاورزي

روش آبياری قطره‌ای ساليان دراز در فرانسه و در کشورهای ديگر برای آبياری در گلخانه‌ها مورد استفاده بوده است. در ايران اين روش در دهه پنجاه ابداع شد و سطوح بزرگی با اين روش آبياری شدند ولی با مرور زمان مزايا و معايب اين روش مشخص شد. هزينه‌های زياد و تکنيک‌های نسبتا پيشرفته اين روش و نمکها و مواد جامد معلق در آبهای ايران از معايب آبياری قطره‌ای بوده و باعث شده که کشاورزان کمتر از اين روش آبياری استفاده کنند ولی اين دليلي نيست که روش آبياری قطره‌ای را مطرود بدانيم و در پی رفع معايب آن باشيم. به ياد داشته باشيم با استفاده از روش آبياري قطره‌اي نسبت به روش غرقابي مي‌توانيم 5 الي6 برابر مصرف آب را كاهش دهيم.

كشاورزي و توسعه پايدار  

کميسيون جهاني محيط زيست و توسعه در سال 1987 ، توسعه پايدار را چنين تعريف کرد: «توسعه اي که بدون مخاطره انداختن توان نسلهاي آينده براي رفع نيازهاي خود، پاسخگوي نيازهاي حال حاضر باشد». اين مفهوم طي تعريف زير براي بخشهاي مواد غذايي وکشاورزي دقيق‌تر بيان شد و در سال 1988 توسط شوراي فائو مورد پذيرش قرار گرفت.

«توسعه پايدار، مديريت و نگهداري منابع طبيعي و جهت بخشي تحولات وساختار اداري است، به طوري که تأمين مداوم  نيازهاي بشري و رضايتمندي نسل حاضر و نسلهاي آينده را تضمين کند. چنين توسعه پايداري(در بخشهاي کشاورزي، جنگلداري وشيلات) با حفاظت زمين، آب و ذخائر ژنتيکي گياهي و جانوري همراه است، تخريب زيست محيطي به همراه ندارد، از فناوري مناسب استفاده مي کند، از نظر اقتصادي بالنده و پايدار واز نظر اجتماعي مورد قبول است.»

محور :‌همت مضاعف و كار مضاعف دراستفاده‌ى بهينه از منابع موجود كشور و امكاناتى كه وجود دارد و هدفمندی یارانه ها


 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


پنج شنبه 27 خرداد 1389  ساعت 1:01 PM
توسعه‌يافتگي و شاخص‌هاي توسعه انساني، اقتصادي و اجتماعي يکي از مناسب‌ترين و فراگيرترين ملاک‌هاي ارزيابي کارايي و تعادل ساختاري در جوامع است. به عبارتي ديگر اختلاف بين کشورهاي پيشرفته و درحال توسعه از طريق شاخص‌هاي مهم اقتصادي اندازه‌گيري مي‌شود. در اين ميان بهره‌وري يکي از مهمترين شاخص‌هايي است که مي‌تواند براي توضيح سطح توسعه کشورها  و تببين دلايل اختلاف در سطوح توسعه کشورها  بکارگرفته شود.
 بهره‌وري به مفهوم ارزشي است که از طريق برقراري ارتباط  بشر با منابع در اختيارش حاصل مي‌شود و  معياري است براي اندازه‌گيري عملکرد فعاليت‌هاي اقتصادي يک کشور که از ميزان خروجي به ازاي هر واحد از ورودي حاصل مي‌شود. اين شاخص، ابزار  سنجشي است که  سلامت اقتصادي را تعيين مي‌کند. هر چقدر نرخ بهره‌وري در حال رشد و ترقي باشد، به همان اندازه توليد و استانداردها و کيفيت زندگي شهروندان افزايش خواهد يافت و بر عکس اگر بهره‌وري با افت مواجه شود، علاوه بر توليد، رفاه اجتماعي نيز به مخاطره خواهد افتاد. اين موضوع زماني تحقق مي‌يابد که از توانايي‌ها و ظرفيت‌هاي  موجود در کشور به نحو احسن بهره‌گيري شود و منابع کشور براي رسيدن به  مرز امکانات توليد به طور بهينه تخصيص داده شود.
ظرفيت‌هاي موجود را بطور کلي مي‌توان در دو قالب   نيروي انساني و سرمايه‌هاي فيزيکي مطرح نمود. به عبارتي ديگر اگر کشور بخواهد به بالاترين رفاه اقتصادي دست پيدا کند بايد از سرمايه و جمعيت که دو عامل مهم براي توليد محصولات و خدمات به شمار مي‌رود به نحوي مناسب و شايسته استفاده نمايد. چنين نگرشي در جامعه موجب مي‌شود که کنش تصميم‌گيران و سياستگذاران اقتصادي بر مبناي عقل و خرد تنظيم و از کردارهاي احساسي که به از بين رفتن منابع در کشور منجر مي‌شود پرهيز نمايند. درواقع رفتار  سياستگذاران و بنگاه‌هاي اقتصادي  در چارچوب استفاده بهينه منابع شکل خواهد گرفت. در اين جاست که مي‌توان از مصرف صحيح امکانات در سطوح دولت و بنگاه براي به حداکثر رسانيدن توليد کالا و خدمات در جامعه سخن به ميان آورد.
 زماني که شاخص‌هاي بهره‌وري عوامل توليد  در اقتصاد از وضعيت مطلوبي برخوردار نيست و سهم بهره‌وري در رشد اقتصادي کشور پايين مي‌باشد، براي رسيدن به يک ميزان مشخص از کالاها و خدمات، نيروي کار و سرمايه زيادي صرف مي‌شود که نتيجه اين فرآيند مصرف بي رويه و غير منطقي در اقتصاد است.
بهره‌وري کمتر از نيم درصد نيروي کار در سال‌هاي اخير و بهره‌وري منفي سرمايه در اين سال‌ها بيانگر اين واقعيت است که از نيروي کار و سرمايه در اقتصاد، استفاده مطلوبي نمي‌شود ‌. بنا به اطلاعات موجود نرخ رشد بهره‌وري سرمايه روند نزولي داشته است به طوري که طي چهار دهه گذشته در ايران، نرخ رشد بهره‌وري سرمايه از عدد 100 به 48  واحد کاهش يافته است. ارقام مذکور به خوبي نشان‌دهنده آن است که از نهاده سرمايه براي توليد به طور مناسب بهره‌گيري نشده و در واقع اقتصاد کشور با يک پسرفت و عقبگرد در اين خصوص مواجه بوده است. درواقع اقتصاد کشور بجاي اينکه از نهاده‌ها به نحو مطلوبتري استفاده نمايد و نرخ رشد بهره‌وري سرمايه ارتقاء يابد متاسفانه طي گذشت زمان بازدهي سرمايه روند نزولي را تجربه کرده است. اين در حالي است که بر اساس برنامه چهارم بايد حدود يک سوم رشد اقتصادي  از طريق بهبود کارايي و افزايش بهره‌وري حاصل شود.  از سويي ديگر  بطور متوسط در سطح جهان حدود 64 درصد از درآمد از طريق منابع انساني حاصل مي‌شود و مابقي آن يعني حدود 34  درصد متکي به منابع طبيعي و فيزيکي است. اما در ايران وضعيت به کلي متفاوت با ارقام ياد شده است. در ايران سهم منايع انساني در توليد 36 درصد و 64 درصد ان مربوط به سرمايه‌هاي فيزيکي است. ارقام ياد شده اين موضوع را متبادر مي‌سازد که براي توليد روشهايي بکار گرفته شده است که سرمايه‌هاي فيزيکي نقش غالب را در توليد بازي کرده است در حاليکه مهمترين منبع توليد در کشور که همانا نيروي انساني مي‌باشد در عمل به دست فراموشي سپرده شده است. و از سوي ديگر همانطور که بيان شد از عامل سرمايه هم به درستي استفاده نشده است. انتخاب مذکور به معناي معطل‌کردن ظرفيت موجود در اقتصاد و عدم بهره‌برداري درست از منابع انساني.
اصلاح الگوي مصرف مي‌تواند  به معناي  نهادينه‌کردن روش صحيح استفاده از منابع کشور و يا  بهره‌برداري بهينه، برنامه‌ريزي شده و مطلوب از امکانات و منابع در بخش‌هاي مختلف اقتصادي مي‌باشد. اين تعريف بيانگر آن است که اولا از انحراف منابع براي توليد يا توليد نامطلوب جلوگيري شود و ثانيا از منابع و ظرفيتهاي بلا استفاده و مغفول در اقتصاد به بهترين روش ممکن بهره گيري شود. اين درواقع همان بيان مفهوم بهره‌وري در اقتصاد است.
 به عبارت ديگر اصلاح الگوي مصرف با بهره‌وري مترادف و حرکت به سوي هر کدام دستيابي به  ديگري را نيز در برخواهد داشت.  بنابراين براي پي بردن به اينکه آيا در رفتار مصرفي اصلاحي صورت گرفته است و يا اينکه با  مطلوب فاصله چنداني وجود دارد يا خير از معيار بهره‌وري استفاده مي‌شود. زماني که بهره‌وري عوامل نيروي کار و  سرمايه سهم قابل ملاحظه‌اي در توليد ثروت کشور داشته باشند، بدان معنا است که از ظرفيت‌هاي توليدي اقتصادي کشور استفاده مطلوبي شده و درحقيقت مصرف منابع در ميزان بهينه‌اي قرار گرفته است. در چنين فضاي فکري انتظار افزايش بازدهي و کاهش ضايعات منابع به وجود مي‌آيد و روش‌هايي که به توليد محصول و خدمت بکار منجر مي‌شود حاصل بکارگيري صرفه‌هاي اقتصادي خواهد بود.
بنابر آنچه که در سطوح پيشين به آن اشاره شد  الگوي مصرف در بخش بنگاه‌هاي اقتصادي و دولت قابل بررسي و تصحيح است. درواقع بخش مهمي از اصلاح رفتار مصرفي به نهادهاي اجرايي و عمومي کشور بازمي‌گردد و اين موضوع بايد به عنوان مطالبه افراد جامعه از تصميم گيران اقتصادي نگريسته شود. به بياني ديگر منابعي که در اختيار دولت قرار دارد مستقيما از درآمد افراد( ماليات) و يا درامدهاي نفتي که به عنوان سرمايه بين نسلي تعبير مي‌شود تامين مي‌شود. بنابراين افراد کشور انتظار دارند منابع مالي مذکور در شايسته ترين روش ممکن جهت پيشرفت و توسعه کشور به کار گرفته شود.
 نهاد عمومي شهرداري  نيز از اين قاعده مستثني نبوده و استفاده بهينه منابع را جهت رعايت الگوي مصرف و افزايش بهره‌وري به عنوان يکي از مهمترين اصول کلي مد نظر قرار داده است. بطور مثال در اين زمينه به شفاف‌سازي در بحث نظامات مالي و بودجه‌اي مي‌توان اشاره کرد. ايجاد نظام حسابداري تعهدي بدليل شفافيت در عملکرد و رديابي هزينه‌ها اين امکان را فراهم مي‌کند که بتوان از هزينه‌هاي غيرضروري جلوگيري نمود. کاهش هزينه‌ها از يک سو و سوق دادن منابع و امکانات به اولويت‌هاي مهم شهر براي فراهم نمودن فضاي مناسب جهت افزايش رفاه اجتماعي و بالابردن کيفيت زندگي از سويي ديگر را مي‌توان نمونه‌اي از تخصيص بهينه منابع دانست. همچنين عدم توقف  در پروژه‌هاي عمراني شهري  مديريت و کنترل پروژه صحيح و استفاده از ظرفيت‌هاي موجود از زمان شروع تا اتمام طرح‌هاي مذکور عليرغم مشکلات متعدد نيز از جمله اقداماتي است که مي‌توان به بهره برداري بهينه از منابع منجر شود‌. در اين راستا شهرداري تهران از طريق کاهش هزينه فرصت منابع توانسته است تاخير در اجراي پروژه‌هاي عمراني را به حداقل ممکن کاهش و به تبع آن خدمات عمومي به شهروندان را در يک زمان کمتري ارائه و عرضه نمايد.
محور :همت مضاعف و كار مضاعف دراستفاده‌ى بهينه از منابع موجود كشور و امكاناتى كه وجود دارد و هدفمندی یارانه ها


 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


پنج شنبه 27 خرداد 1389  ساعت 12:53 PM

عملکرد و پیشنهادات  معاونتها و مدیریتهای عضو کمیته بهره وری و کمیسیون تحول اداری در راستای استفاده بهینه از منابع انرژی به صورت ذیل میباشد.

الف ) راهکارهای استفاده بهینه از انرژی گرمایشی و سرمایشی

-  صرفه جویی در مصرف انرژی گرمایی با کاهش درجه و یا حتی خاموش نمودن سیستم گرمایش اتاق همکاران

-  بستن درها و پنجره ها برای جلوگیری از هدر رفتن انرژی

- نصب دماسنج جهت چک نمودن دما در ساختمانهای پر رفت و آمد جهت تنظیم دمای ساختمانها و جلوگیری از هدر رفتن انرژی

- قطع سیستم گرمایش و سرمایش علاوه بر روزهای تعطیل به صورت همه روزه با قرار دادن تایمر ،بدون خاموش نمودن دیگ بخار تا از چرخش آب در درون لوله ها و فن کوئل جلوگیری شود.

- برنامه ریزی جهت بازدیدهای دوره ایی توسط اشخاص کاردان از تاسیسات ، ساختمان و... و انجام تعمیرات جزئی مورد استفاده به منظور پیشگیری از هزینه های گزاف آتی

- تهیه نمودن برنامه های عملیاتی توسط هر یک از واحدهای تحت پوشش به منظور صرفه جویی و استفاده بهینه از منابع انرژی

-  نصب سیستم کنترل هوشمند سوخت موتورخانه جهت کنترل تجهیزات گرمایشی ساختمان

-  نصب عایق جهت لوله های رفت وبرگشت آب فن کوئلها و رادیاتورها

-  نصب ترموستات در کلیه دفاتر کار

-  انجام سرویسهای به موقع بر روی سیستمهای تاسیساتی جهت کاهش استهلاک و افزایش عمر مفید تجهیزات و کاهش مصرف انرژی

-      تنظیم سیستمهای تهویه برای دمای 25 درجه سانتی گراد

ب ) راهکارهای استفاده بهینه از انرژی روشنایی

-  استفاده از لامپهای خورشیدی و کاهش هزینه های برق محوطه ها

-  استفاده از رنگ آمیزی های روشن در دیوارها و سقف به منظور افزایش میزان بازتاب نور

-  تمیز نمودن منظم لامپها به منظور افزایش نوردهی

-      قطع کردن و خاموش کردن لامپهای غیر ضروری در راهروها و سالنها

-      خاموش نمودن کلیه لامپها پس از پایان وقت اداری توسط کلیدهای اصلی

-      کاهش تعداد لامپهای برخی از دفاتر کار

-  صرفه جویی در مصرف برق با خاموش نمودن لامپ های اضافی راهروها و اتاق ها

-  نصب لامپ های کم مصرف در محلهای ممکن

-  تاسیس دپارتمانهای صرفه جویی انرژی در سطوح مختلف

-  انتشارات مختلف در زمینه دستورالعملهای چگونگی صرفه جویی در مصرف برق

پ ) راهکارهای استفاده بهینه از کاغذ

- حذف دستور جلسات به صورت مکتوب برای اعضا شوراهای پژوهشی حوزه مدیریت پژوهشی و ارائه دستورالعمل و گزارش به صورت رایانه ائی

- استفاده از روی سفید اوراق استفاده شده قبلی جهت تهیه متن نامه ها ،زیراکس نامه ها و دستورالعمل ها

-  کارشناسی طرحهای پژوهشی دانشگاه از طریق سیستم الکترونیک

- پاسخ پدیدآورندگان در خصوص وضعیت کتاب خودشان به صورت online و مراجعه آنها به سایت (کاهش هزینه کاغذ،پست،پرسنل،کاهش زمان،سرعت در پاسخگویی)

-  خرید کتاب به صورت اینترنتی از مرکز کتاب و ارسال برای خریداران

- ارسال کتاب به Email کارشناسان برای بررسی علمی و پاسخ آن به مراکز علمی نشر( کاهش هزینه تکثیر،پست و دبیرخانه .چون برای هر کتاب 3 نفر کارشناس انتخاب می شود که غالبا خارج از استان می باشند)

- راه اندازی سیستم چاپ تیراژپایین به صورت خروجی مستقیم (حذف فرم بندی اطلاعات و صرفه جویی در وقت و هزینه)

- چاپ کتب تخصصی به صورت ebook (کاهش هزینه چاپ،صرفه جویی دروقت و سرعت انتقال در تحویل آثار،حذف انبارداری و نگهداری فیزیکی

تلاش برای فرهنگ سازی و آموزش مرتبط با بهره وری(چاپ شعارهایی در زمینه بهره وری و نصب در محلعای مورد نظر و ارسال برای مدیران،آموزش های لازم به همکاران شاغل در واحدهای خدمات و امور عمومی،گرفتن پیشنهادها و اقدامات انجام شده توسط واحدهای حوزه)

- قرار دادن اطلاعات،آیین نامه ها،اخبارو فرم های مورد نیاز مراجعین به صورت آنلاین به منظور جلوگیری از مراجعات متعدد حضوری و تلفنی و صرفه جویی در وقت و هزینه تماس و پاسخگویی حضوری

- اعلام مکاتبات تکراری وارده به سیستم معاونت پژوهشی در کوتاهترین زمان توسط برنامه شبکه و جمع آوری اوراق تکراری و استفاده آن برای پیش نویس

- دریافت کل پوشه های غیر قابل مصرف آموزشی دانشگاه و پاکسازی و طبقه بندی آن و توزیع به واحدهای ذیربط و استفاده بهینه برای امحاء اوراق روابط بین الملل.. 

- استفاده از چک پرینت با رنگ کم جهت مطالعه نویسندگان نامه و اصلاح نامه جهت صرفه جویی در استفاده از جوهرو...

-  جداسازی کاغذهای باطله از زباله ها و ارسال جهت بازیافت آنها

-  حذف رونوشتهای اضافی از مکاتبات

ت ) راهکارهای استفاده بهینه از آب

- بازنگری کلی در سیستم آبیاری فضای شبز دانشگاه و ستاد و تعویض لوله و سرپوشهای آب پاش چمن ها به نحوی که با آب پاش زیاد بعضی از درختان دچار آفت نشوند و بعضی دیگر از بی آبی رنج ببرند.

-  ترویج تکنولوژی ها و برنامه های کمکی در صرفه جویی آب

ث ) راهکارهای استفاده بهینه از نیروی انسانی

-  استفاده از پتانسیل کار دانشجویی جهت رفع نیاز نیروی انسانی کتابخانه ها و کسب مهارت آنها

- تهیه منابع اطلاعاتی مورد نیاز دانشگاه و سازماندهی آنها توسط 2 نفر به منظور جلوگیری از کارهای متعدد و موازی و امکان استفاده همزمان آنها توسط کاربران متعدد

ج) راهکارهای استفاده بهینه از تجهیزات

  - تبدیل اطلاعات 2 رایانه در یک رایانه و انتقال رایانه مازاد برای چاپ کتاب

-  استفاده از یک رایانه برای کل تایپ معاونت پژوهشی توسط برنامه Office

-  استفاده از یک سیستم رایانه برای کل ورود اطلاعات مکاتبات اداری معاونت توسط برنامه شبکه

- تحویل کیبورد –ماوس و رابط برق و دیگر لوازم جانبی غیر مصرفی در دبیرخانه برای استفاده بهینه در واحدهای ذیربط

- الویت بندی موارد پیشنهادی در نامه شماره 65186 با توجه به مقدورات مالی و زمانی دانشگاه

- توسعه یک سری ضوابط فنی جهت پروژه هایی که از نظر مصرف انرژی پر مصرف طراحی شده اند

چ) راهکارهای استفاده بهینه از تجهیزات مخابراتی

-      بستن صفرهای آزاد تلفن های داخلی واحدها

-  ثبت نمودن قبوض تلفنهای ثابت مرکز به طور منظم و در صورت افزایش قبض ،گرفتن پرینت مکالمات از مخابرات و انجام بررسی و تذکرات لازم

ح)راهکارهای فرهنگ سازی

- برگزاری دوره آموزسی روش های بهره وری با در نظر گرفتن ارزش امتیازی جهت مدیران و پرسنل جهت آشنایی با روشهای مختلف بهره وری و استفاده بهینه از منابع در محیطهای کاری جهت فرهنگ سازی بهره وری از امکانات

- برگزاری سمینارهای آموزشی به منظور آگاه سازی و حساس نمودن مدیران و تشویق آنها به تشکیل واحدهای مدیریت انرژی

-  استفاده از فیلم های آموزشی، پوستر و شعارهای مرتبط با مدیریت انرژی جهت آگاه سازی پرسنل

-  انتخاب برنامه های تشویقی جهت اعطای جوایز به آنهایی که صرفه جویی انرژی می کنند

ذ)سایر اقدامات

-  تاسیس و تخصیص یک سری کمکها و وامهای مخصوص جهت مسائل صرفه جویی تعمیرات و نوسازی تکنولوژی

- تقویت استاندارد نمودن انرژی و تهیه و تنظیم مقررات و ضوابط به رعایت استانداردهای مصرف انرژی در ساختمانها

-  تهیه ضوابط مربوط به تشکیل واحد مدیریت انرژی

- تهیه و تدوین معیارها و مشخصات فنی مرتبط با مصرف انرژی در تجهیزات،فرایندها و سیستم های مصرف کننده انرژی

-  تدوین مقررات و ضوابط مربوط به رعایت استانداردهای مصرف انرژی در طراحی و ساخت ساختمانها
 

محور : همت مضاعف و كار مضاعف دراستفاده‌ى بهينه از منابع موجود كشور و امكاناتى كه وجود دارد و هدفمندی یارانه ها



 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


پنج شنبه 27 خرداد 1389  ساعت 8:55 AM

همه می دانیم که سطح بهره وری در کشور ما بسیار پایین است و این بدون شک به الگوی رفتاری برخاسته از فرهنگ عمومی که طی سالیان سال در لایه های مختلف جامعه نهادینه شده است بر می گردد و لذا برای اینکه در جامعه کار مضاعف صورت گیرد باید ابتدا اراده تغییر در تک تک افراد حاصل شده و.../ بدیهی است که برای نهادینه شدن فرهنگ کار و تلاش، علاوه بر همت عمومی آحاد مردم، همه قوای کشور رسالت خطیری بر عهده دارند به ویژه رسانه های گروهی که باید با نگاهی آسیب شناسانه و نقادانه موانع و عوامل کم کاری در جامعه را شناسایی نموده و راهکارهای اجرایی و عملیاتی ارایه نمایند .

"تابناک"ـ شعار سالانه و پیام نوروزی رهبر انقلاب همواره موجب ایجاد انگیزه و شور و شوق ـ در رابطه با آن موضوع خاص ـ در سطح جامعه بوده است و شعار سال 1389 که « همت و کار مضاعف» نام گرفت نیز به مانند شعارهای هر سال که با توجه به مقتضیات و نیازهای زمانه طراحی شده، از ضروری ترین نیازهای کشورمان در این برهه محسوب می شود، چه آنکه میزان توسعه، رشد و تعالی هر جامعه ای به میزان کار و تلاش مفید آن جامعه وابسته است.

از این رو هر اقدامی که موجب افزایش فرهنگ کار و کار آمدی جامعه بشود امری مبارک و قابل تحسین است و بدیهی است که برای نهادینه شدن فرهنگ کار و تلاش، علاوه بر همت عمومی آحاد مردم، همه قوای کشور رسالت خطیری بر عهده دارند به ویژه رسانه های گروهی که باید با نگاهی آسیب شناسانه و نقادانه موانع و عوامل کم کاری در جامعه را شناسایی نموده و راهکارهای اجرایی و عملیاتی ارایه نمایند.

مهم اینکه همه می دانیم که سطح بهره وری در کشور ما بسیار پایین است و این بدون شک به الگوی رفتاری برخاسته از فرهنگ عمومی که طی سالیان سال در لایه های مختلف جامعه نهادینه شده است بر می گردد و لذا برای اینکه در جامعه کار مضاعف صورت گیرد باید ابتدا اراده تغییر در تک تک افراد حاصل شده و مردم بیش از هرکس خود را مقصر بدانند تا به مرور زمان فرهنگ بی مسئولیتی و کم کاری از جامعه رخت بربندد و "کار و تلاش" ـ چنانکه در آموزه های دینی آمده است ـ در سطوح مختلف به صورت عملی و نه شعاری به یک ارزش ملی تبدیل شود و افراد به جای اینکه از دیگران بپرسند تو چه کرده ای، از خود بپرسند که من برای اعتلای کشورم چه کرده ام.

در اینجا به برخی موانع و راهکارهای عملیاتی شدن این مسئله اشاره می کنیم:

1 ـ عامل مدیریتی: همت و کار مضاعف بدون اتکا به مدیریت کارآمد و عالمانه میسر نمی شود و قطعا در پشت هر سازمان متعالی و کشور توسعه یافته، مدیریتی علمی و کارآمد نهفته است و این مدیران و رهبران تحول گرا هستند که موجب اثرگذاری در مجموعه خود می گردند. نهادینه شدن فرهنگ کار در جامعه به مدیران کارآمدی نیاز دارد که توان انگیزش و تحرک بخشی در بدنه سازمان و محیط خود را داشته باشند. امروزه بخش اعظم ناکارآمدی و کم کاری در جامعه به نحوه مدیریت و تدبیر مدیران و مسئولان سازمان ها بر می گردد.

2 ـ تقویت انگیزه های دینی و انقلابی: یکی از عوامل بسیار مهمی که می تواند به توسعه کار و افزایش کارآمدی در جامعه کمک نماید توجه به آموزه های دینی و ارزش های معنوی کار است. قرآن کریم و سیره ائمه اطهار همواره به انسان ساعی احترام گذاشته و بر تلاش آحاد و اقشار مختلف هر جامعه تاکید نموده است لذا ضروری است خطبا و واعظین در منابر و تریبون ها به تبیین نقش کار از منظر قرآن و احادیث پرداخته و جامعه را به تحرک درآورند. تقویت انگیزه های دینی برای کارآفرینی و اهتمام به کار و تلاش در کنار تبیین مسایل اخروی موجب نهادینه شدن فرهنگ کار در جامعه می شود.

3 ـ عامل فرهنگی: میزان کار و پشتکار یک ملت امری فرهنگی بوده و ریشه در پیشینه تاریخی آن ملت دارد. وقتی تولید و خلق ثروت در جامعه ای ارزش تلقی شود، به دنبالش فرهنگ کار نهادینه می شود. در جامعه ای که نگاه منفی و نادرست به سرمایه دار و ثروتمند وجود دارد، در آن جامعه روح کار و تلاش و جهد و جدیت می میرد و تن پروری و کم کاری فرهنگ غالب می شود. متاسفانه برخی سیاست های غلط امدادی و کمک های مستقیم مالی موجب شده است برخی افراد به جای کار به دنبال دریافت کمک های سازمان های امدادی باشند در صورتی که می بایست به جای ماهی دادن به افراد گرسنه کنار دریا تور بافتن و ماهیگیری را یادشان بدهیم تا بستر کار مولد را فراهم کرده باشیم.

4 ـ تعهد ملی: در کشوری که منافع ملی ارزش تلقی شود احساس مسئولیت نسبت به سرنوشت کشور در فرد فرد آحاد آن جامعه امری درونی و با ارزش می گردد. مردمان آن کشور برای توسعه و تعالی میهن خود متعهدانه می کوشند و منافع ملی را بر منافع شخصی، گروهی و سازمانی ترجیح می دهند. ضروری است مسئولان فرهنگی، رسانه های گروهی و مراکز آموزشی در تقویت مسئولیت پذیری و تعهد ملی در جامعه تلاش نمایند، چرا که بین تعهد ملی و کار مظاعف رابطه معناداری وجود دارد.

5 ـ عامل انگیزش: برای آنکه کار مضاعف در جامعه انجام شود می بایست انگیزه های خدمتی نیروی کار حفظ و تقویت شود. این انگیزه ها می تواند مادی یا معنوی، فردی یا سازمانی و شخصی یا گروهی باشد.

6 ـ توانمند سازی: نیروی کار همواره به آموزش حین کار نیاز دارد. آموزش، مهارت های شغلی نیروی کار را افزایش داده و موجب افزایش بهره وری، خلاقیت و کارآفرینی می شود.

7 ـ ارزشیابی: ارزشیابی عادلانه و مستمر و تشویق نیروهای فعال در سازمان های دولتی و خصوصی می تواند منجر به تقویت فرهنگ کار و تلاش شود. در جامعه ای که به نیروی انسانی اصالت داده شود و انسان کارآمد محور توسعه گردد، آن جامعه قطعا رستگار و پویا خواهد بود.

8 ـ تعطیلات: تعطیلات فراوان مناسبتی و تقویمی یکی از عوامل مهم منفی پیشرفت در کشور ماست. کاهش تعطیلات عامل مهمی برای توسعه فرهنگ کار و افزایش بهره وری خواهد بود، البته باید توجه داشت که اگر وجدان و تعهد اجتماعی در جامعه از میزان بالایی برخوردار بوده و افراد در طول زمان کار بیشترین عزم را برای انجام کار مفید داشته باشند شاید اثر سوء فراوانی تعطیلات نمود کمتری پیدا کند.

9 ـ حسن تدبیر: همت مضاعف از طریق تدبیر درست و کارشناسانه امور انجام می شود و یکی از راه های هدایت درست منابع، تصمیم گیری صحیح می باشد. تصمیم های نادرست و غیر اصولی باعث هدر رفت منابع، نیروی کار و طراوت جامعه شده و در نهایت جامعه را دچار سرخوردگی و رکود می کند.

10 ـ عامل قوانین و مقررات: قوانین و مقررات باید به نحوی تدوین شوند که موجب کارآمدی و تقویت نیروی کار شوند و فضای کسب و کار و تغییر و تحول را فراهم سازند و به جای ایجاد مانع، بیشتر در صدد رفع موانع و تسهیل امور برآیند تا شور و شوق کار خود به خود فزونی یابد.

11 ـ روش ها: روش های سازمانی و جریان کار عامل بسیار مهمی در نیروی کار و کارآمدی سازمان ها هستند. اصلاح روش ها می تواند موجب چابکی و چالاکی سازمانی گردیده، عامل پویایی و افزایش بهره وری شود. لذا مهندسی مجدد روش انجام کار موجب تحرک بخشی و استفاده بهینه از منابع و فرصت ها می شود.

و در نهایت اینکه باید به این باور برسیم که اگر بخواهیم، می توانیم

 

محور :‌همت مضاعف و كار مضاعف دراستفاده‌ى بهينه از منابع موجود كشور و امكاناتى كه وجود دارد و هدفمندی یارانه ها 



 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب