اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم

سه شنبه 28 اردیبهشت 1389  ساعت 12:21 PM
آیا تا به حال در شرایطی بوده اید که به خودتان بگویید «من هر چه قدر تلاش کنم باز هم موفق نخواهم شد؟» وقتی همیشه با وجود تلاش فراوان شکست بخورید یعنی یک جای کارتان از ریشه خراب است. یکی از این «جا های کار» قوه خلاقیت است! اگر در هر کاری هیچ خلاقیتی از خود نشان ندهید در آن کار موفق نخواهید بود.

هر عنوانی که داشته باشید (خصوصآ وبلاگ نویس) در کارتان به خلاقیت نیاز دارید پس منتظر معجزه نباشید و از همین حالا با همین مطلب دوران خلاقیت و موفقیت در زندگی تان را شروع کنید ، روی علت های زیر دقیق فکر کنید. هر کدام که راجع به شما صادق است را به خاطر بسپارید و در طی زمان مرحله به مرحله راه حل های آن را کشف کرده و سعی کنید حلش کنید.

علت ۱: شما به کار خود علاقه ندارید
این مشکل را خیلی از افراد دارند. همیشه دوست داشته اید طراح اتومبیل شوید اما چشم به هم زده اید و می بینید آن چه دارید فوق لیسانس مهندسی نساجی است و نزدیک سی سال سن!
خوب در این شرایط نمی شود انتظار داشت شما صبح به صبح با ایده های نابی در رابطه با نساجی از خواب برخیزید و با شوق و ذوق سر کار روید. از من انتظار نداشته باشید راه حل دقیق را جلوی پای شما بگذارم چون هیچ کس به خوبی خودتان نمی تواند برای آینده تصمیم گیری کند اما در این حد بگویم که یا باید سراغ طراحی اتومبیل بروید یا باید به نساجی علاقه مند شوید.

 

«من حتی یک روز هم در زندگی ام کار نکردم ، آنها همش تفریح بود.» (ادیسون)


علت۲: شما امور مهم از غیر مهم را به خوبی تشخیص نمی دهید
در این رابطه قبلآ یک بار بحث کرده ایم. مشغول بودن به معنی مفید بودن نیست. اینکه شما از شش صبح تا نه شب سر کار هستید تضمینی برای موفقیت شما نیست. وقتی ساعت کاری تان به بحث راجع به فوتبال و ناهار و نماز و جوک و اسم ام اس و بلوتوث و… خلاصه می شود نتیجه هم مشخص است. موقعی انتظار نتیجه خوب داشته باشید که واقعآ کار کنید. حتی اگر یک ساعت کار مفید انجام دهید نتیجه آن را خواهید دید اما صرفآ سر کار رفتن نتیجه خوب به همراه نخواهد داشت.

«مشغول بودن همیشه به معنی مفید بودن نیست، کار واقعی وقتی مشخص می‌شود که نتیجه خوبی بدهد و برای گرفتن نتیجه خوب چیزهایی از قبیل برنامه‌ریزی، هماهنگی، ذکاوت، شجاعت و… لازم است. با تظاهر کردن چیزی درست نمی‌شود.» (ادیسون)


علت۳: شما خیلی زود دلسرد می شوید
امروز با شوق و ذوق راجع به ایده جدید تان با همه بحث می کنید و فردا به همه می گویید« ایده مسخره ای بود فایده نداشت ، یه فکر دیگه کردم….»
در این حالت یا راه درست فکر کردن و تصمیم گرفتن را بلد نیستید یا زود دلسرد می شوید. به جای اینکه هر روز یک ایده جدید بدهید ماهی یک ایده را عملی کنید. از میان فکر های تان بهترین را انتخاب کنید و روی آن وقت بگذارید و با پشتکار جلو بروید.

«من هزاران بار شکست نخوردم! بلکه هزاران راهی را یاد گرفتم که به درست شدن یک لامپ ختم نمی شد.» (ادیسون)


علت۴: شما اشتباهات خود را زود فراموش می کنید
همه ما اشتباه می کنیم ، هیچ شک و ایرادی هم به این وارد نیست و این کاملآ طبیعت انسان است. اما اینکه هر دفعه اشتباه قبلی تان را از یاد ببرید و دوباره آن را تکرار کنید به هیچ وجه قابل قبول نیست. وقتی اشتباهی می کنید به خود بگویید این برایم درس خوبی شد که دیگه هرگز این اشتباه را تکرار نکنم و این را به خاطر بسپارید.

علت۵: شما به کار کردن عادت ندارید
اگر همیشه عادت داشته اید از نه صبح تا پنج عصر بنشینید پشت میز و امضا یا مهر بزنید انتظار نداشته باشید در کار جدید تان خلاقیت فوق العاده ای داشته باشید. یک شبه هیچ چیز عوض نخواهد شد پس فقط به کاری که می کنید ایمان داشته باشید و با پشتکار و صبر جلو بروید.

«صبر و شکیبایی کلید موفقیت است فقط باید به آن ایمان داشته باشید.» (ادیسون)


علت۶: شما وقفه زیادی بین کار ها می اندازید
اصلآ و ابدآ مشکلی با یک استراحت و تفریح به موقع نیست اما باید همیشه به یاد داشته باشید چه موقع هر چیزی کافی است و برای انجام دادن آن چه به نفع تان است اراده داشته باشید.

علت۷: شما شیوه زندگی نا سالمی دارید
Lifestyle یا «شیوه زندگی» و Healthy یا «سالم» از جمله کلماتی است که ایرانی ها عمومآ به کار نمی برند و حتی یه جورایی معادل دقیقی هم برای آنها در فارسی نداریم چون معنی ای که Lifestyle یا Healthy در انگلیسی می دهد عینآ همان مفهوم در کلمات «شیوه زندگی» و «سالم» را نمی رساند.

منظورم اینجا از شیوه زندگی نا سالم چیه؟ این که شب مسواک نزده (باور کنید!) جلوی تلویزیون روشن خوابتان ببره و صبح با صدای زنگ وحشتناک ساعت تان از خواب بپرید و صبحانه نخورده در حالی که لی لی کنان در حالی که سعی دارید همین طور که می دوید بند کفشتان را هم ببندید از خانه بیرون بزنید! باور بکنید یا نه «شیوه زندگی» یکی از مهم ترین عوامل موفقیت شماست. پس به زندگی تان نظم و ترتیب دهید و آن را درست مدیریت کنید.

نقل از زنگوله

همت مضاعف و كار مضاعف دراستفاده‌ى بهينه از منابع موجود كشور و امكاناتى كه وجود دارد و هدفمندی یارانه ها




 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


سه شنبه 28 اردیبهشت 1389  ساعت 9:35 AM

بچه ها توانايي هاي بي شماري از پروردگار هديه گرفته اند. و اين پديده در شعرهاي خيالي كه مي خوانند، به سادگي ديده مي شود. همچنين با قوه تخيلشان بازي مي كنند و با مواد و وسايل بي ارزش چيزهايي با مفهوم مي سازند. بچه ها به افكار و رفتار مخاطب خود اعتراض مي كنند و خلاصه اينكه در زندگي قابل اعتماد خود كه منحصر به فرد است، آزادند.

ما رشد عقلي و فكري داريم ولي به جاي آنكه براي تصويب و تأييد كارهايمان به درون خود توجه كنيم، به عالم خارج مي نگريم. اجازه مي دهيم مجلات به ما بگويند كه باسليقگي چيست و چگونه دكور منزلمان را بچينيم. به جاي آنكه موسيقي دروني مان را خلق كنيم به موزيك ديگران گوش مي دهيم. با نگاه به فرزندان در مي يابيم كه قدرت ابتكار هميشه براي آسان كردن كارها مي آيد. اما واقعيت اين است كه هنرمندانه مي توان در جريان تمرينات ابتكاري بچه ها قرار گرفت و همراهشان خلق و كشف كرد.

به عقب برگرديد تا آخرين باري كه فرزندتان نقاشي كشيده بود. در حالي كه آنها براي چسباندن نقاشي به ديوار، دست و پا مي زدند چه كار كرديد؟ آيا در حال حرف زدن با تلفن بوديد؟ آيا اگر كارهايي كه در آن موقع انجام مي داديد را ليست كنيد نگران مي شويد؟ يا بدتر، درباره آشفتگي كارهاي خود نگران مي شويد؟ غفلت و حواس پرتي هاي والديني كه مي توانستند از فرصتهاي طلايي بدست آمده استفاده كنند و به تصور اينكه بچه ها خرد و كوچكند و هنوز درك و فهم كافي ندارند، شانس خلاقيت را از فرزندان خود گرفته اند و وقت لازم را با آنها صرف نكردند.

وقتي خلاقيت مطرح مي شود بايد ياد بگيريد فرايند خلاقيت بدون نگراني از محصول خلاقيت حاصل مي شود بچه ها بطور طبيعي اين كار را انجام مي دهند. بچه ها مي توانند ساعتها نقاشي كنند و طوري مجذوب نقاشي شوند كه خود را كاملاً فراموش كنند. از آنها بخواهيد به شما بعنوان كسي كه 3 سر دارد نگاه كنند و نقاشي بكشند اين ايده اي است كه هرگز برايشان اتفاق نمي افتد ولي تمام خلاقيت خود را براي به تصوير كشيدن آن بكار مي بندند.

در نيمه دهه 1940، هنرمندي به نام جكسون پالاك از تكنيكي به نام «چكيدن و ريزش» استفاده كرد تا به هدف خلاقيتش برسد. به جاي اينكه از سه پايه نقاشي استفاده كند، پارچه مخصوص نقاشي اش را به ديوار يا كف اتاق چسباند و رنگ قوطي را بر آن پاشاند. به جاي استفاده از قلم مو، از چوب و ماله استفاده كرد. گاهي براي بدست آوردن شيوه رنگ زني خيلي غليظ، ماسه و شن يا مواد ناهماهنگ ديگر را به رنگ افزود. اين تكنيك به او اجازه داد تا روي عمل خلاقيت تمركز كند و به هنرمند اجازه رشد و خلاقيت دهد. تصور پالاك از جذب شدن در كار، ليست كردن و رسيدن به اين اهداف است: توجه واقعي به رنگها، بافت و تكنيك هايي كه استفاده شده است و توجه به آنچه آنها را لمس مي كنيد.

ممكن است فكر كنيد نقاشي كردن راحت است و تصميم بگيريد آن را بعنوان يك سرگرمي پيگيري كنيد. اما نقاشي غالباً يك سرگرمي خوب است. زماني را صرف كنيد و اثري را خلق و آن را به فرزند خود هديه كنيد تا براي هميشه از خلق اثر شگرف شما لذت ببرد.

عمل خلاقيت

  • هر كسي به تكه اي كاغذ نانوشته، چند رنگ، يك قلم مو و چند ظرف براي مخلوط كردن رنگها نياز خواهد داشت. مطمئن باشيد همه كس جايي كه رنگ باشد را به خاطر مي سپرد. نفس عميق بكشيد و چشمهاتان را ببنديد. هم اكنون رنگها را براي ساختن يك آسمان بي عيب مخلوط كنيد. مي دانيد آنچه در مغزتان مي بينيد در قلبتان ماندگار است. به بدهكاري ها يا رختهاي ناشور منزل فكر نكنيد. اجازه دهيد خود خويشتن تان آزادانه خلق كند. (مي توانيد دوباره اين  كارها را با چشمان باز تكرار كنيد.)
  • ممكن است براي نقاشي به بيرون ازمنزل يا شهر برويد. قطعه بزرگي از كاغذ را برداريد. كاغذ نقاشي يا تخته هاي ديوار كوب بسيار مناسبند. در آغاز چند نقاشي و منظره روي صفحه بكشيد. تنها توصيه اينكه قدم بزنيد و از مناظر اطراف كمك بجوييد.
  • موسيقي اي كه لذت مي بريد را بگذاريد. ترجيحاً موزيك بدون خواننده باشد. در حالي كه گوش مي دهيد، موزيك احساس شما را در نقاشي شكل مي دهد. هيجانات آهنگ و وزني كه در هنرتان منعكس مي شود را كشف و مقايسه كنيد.
  • يك دسته از اشكال با سايز متفاوت را جدا كنيد. از رنگهاي متفاوت زيادي بر روي كاغذ استفاده كنيد. تعدادي از اشكال بايد شبيه باشند ولي از نظر اندازه تفاوت كنند. مثلاً 3 دايره با اندازه متفاوت داريد. در صورتي كه 2 تكه كاغذ به ضميمه همديگر داريد پس يك سري از اشكال را براي خود و سري ديگر را براي فرزندتان قرار دهيد. هر كس به سليقه خود اشكال را روي كاغذ مي چيند بدون آنكه ديگري ببيند. حال تصوير يا منظره خود را وصف كنيد كه شخص ديگر بتواند از نو آن را خلق كند.
  • تصاوير مختلف را از مجله يا روزنامه جدا كنيد. آنها را روي كاغذ بچسبانيد و شروع به نوشتن داستاني كنيد.
  • از قلم هاي رنگي براي كشيدن اشكال دايره، خط، بيضي و غيره با سايزهاي مختلف استفاده كنيد. در تايم زماني كوتاهي روي تكه اي از كاغذ سريع كار كنيد. بعد كاغذ را چرخانده و در گوشه اي ديگر دوباره سريع بكشيد. ادامه دهيد تا تمام زواياي كاغذ پر شود. سپس به هنر سريع كشيدن شخص ديگري توجه كنيد. اگر تصوير معني داري مي بينيد براي وضوح بيشتر فضا را سايه كاري كنيد.
  • در پارك يا باغ ديگري كاغذ برده و دوباره نقاشي كنيد. ميوه، برگ، چوب و هر چيز ديگري كه از كاج پيدا مي كنيد را نقاشي كنيد. و درباره هر ابزاري كه استفاده مي كنيد صحبت كنيد.
  • چند تكه سفال برداشته و سعي كنيد تا شخصي كه چشمهايتان را بسته نگه داشته را به تصوير بكشيد. اگر امكان دارد جزئيات بيشتري كسب كنيد. در اينجا هدف اين است كه به احساسي كه سفال در دستان شما ايجاد مي كند توجه كنيد و به هوش طبيعي تان اطمينان كنيد. زماني كه چشمهايتان را باز مي كنيد قاه قاه خواهيد خنديد.
  • ديدتان را وسيع تر كنيد. با فرزندتان يك داستان با استفاده از ويژگي هاي ابرها بسازيد. اگر اين فكر را با فرزندتان مطرح كنيد، بنويسيد و با شكل آن را شرح دهيد. اين راه مؤثري براي پي بردن به افكار بچه هاست.
  • اين مورد تنها مخصوص شماست. به زمان گذشته كه بچه بوديد برگرديد. به زماني كه هر آنچه كه مي خواستيد مي پوشيديد، بدون آنكه تحت نظر همسرتان باشيد. حال عكسي از دوران كودكي خود بيابيد، قاب بگيريد و در جايي بزنيد كه هر روز به آن نگاه كنيد.  
سميه مظفري
 

همت مضاعف و كار مضاعف دراستفاده‌ى بهينه از منابع موجود كشور و امكاناتى كه وجود دارد و هدفمندی یارانه ها



 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389  ساعت 1:00 PM

هر آنچه امروز از ساخته‌هاي بشري در اطراف خود مي‌بينيم متأثر از قوه‌اي است كه انسان سال‌هاست آن را در كنار خود پرورانده و هر روز بال و پر بيشتري به اين بخش از وجود خود داده است.

ما امروز در درياي نوآوري و خلاقيت خود و همنوعانمان غوطه‌وريم. براي اثبات اين ادعا كافي است نگاهي به اطرافمان بيندازيم يا حتي كمي به سرعت تغييرات و تكامل دستگاه‌هايي فكر كنيم كه به شكل روزمره با آنها درگير هستيم.

اما «كارآفريني» به عنوان يكي از ضرورت‌هاي مهم زندگي امروز سخت متكي به «نوآوري» و «خلاقيت» است. در مطلبي كه پيش رو داريد تلاش شده به جايگاه نوآوري در حوزه كارآفريني پرداخته شود.

  • مقدمه كارآفريني، شناسايي ريشه‌هاي نوآوري در درون

دكتر سيدمهدي گلستان هاشمي، كارشناس در حوزه كارآفريني در پژوهش خود به ارزيابي «خلاقيت‌شناسي شغلي» مي‌پردازد و معتقد است: خلاقيت‌شناسي شغلي مطالعه فرآيندها و پديده‌هاي خلاقيت، نوآوري، ابداع‌ها و اختراع‌ها را از زواياي مختلف ممكن مي‌سازد.

به واقع اصلي‌ترين پيام خلاقيت‌شناسي شغلي اين است كه هر كس مي‌تواند با نوآوري، نيازي را مرتفع كند و شغل جديدي را به وجود آورد. به سخن ديگر اگر افراد ريشه‌هاي نوآوري را به درستي در درون خود شناسايي كنند به جاي آن كه بزرگترين دغدغه‌شان يافتن كاري پشت ميز باشد خود به مولد كار و شغل براي خود و ديگران تبديل مي‌شوند.

  • «خلاقيت»، «نوآوري» و «كارآفريني»؛ اضلاع يك مثلث

دكتر گلستان هاشمي ارتباط سه طبقه «خلاقيت»، «نوآوري» و «كارآفريني» را اين گونه توضيح مي‌دهد: «خلاقيت» در واقع توليد يك فكر نو و دستيابي به يك راه‌حل جديد براي رفع يك نياز يا حل يك مسئله است.

حال اگر اين فكر نو و راه حل جديد كه ماحصل و برآيند تفكر خلاق است به مرحله اجرا درآيد «نوآوري» اتفاق مي‌افتد و اگر اين «نوآوري» به مرحله كثرت و عمومي شدن و توليد انبوه يك محصول برسد آن‌گاه ما وارد حوزه «كارآفريني» شده‌ايم.

وي با ذكر يك مثال مفهوم را به شكل عيني‌تر مطرح مي‌كند: فكر ساختن تلفن همراه از سوي مارتين كوپر يك «خلاقيت» است كه نياز به ارتباط‌گيري‌هاي سريع و بي‌سيم را برطرف مي‌كند، اما به مرحله اجرا رسيدن اين خلاقيت يعني تحقق ساخت اولين تلفن همراه يك «نوآوري است» و در پايان توليد انبوه تلفن همراه و در اختيار مردم قراردادن اين فناوري و تبديل شدن آن به يك كالاي مصرفي، «كارآفريني» است.

البته «كارآفريني» با «خود اشتغالي» يكسان نيست چرا كه فرآيند كارآفريني از ميزان خلاقيت و نوآوري بيشتري در قياس با خوداشتغالي برخوردار است. كارآفريني مي‌تواند با ايجاد شغل جديد، خوداشتغالي هم به همراه داشته باشد اما هر خود اشتغالي نتيجه كارآفريني نيست.

اما به اعتقاد اين كارشناس هر فعاليت كارآفرين چهار گام اساسي را دربرمي‌گيرد كه در ادامه به اختصار به آن اشاره مي‌شود.

گام اول

  • ايده‌يابي با دقيق شدن در دامنه نيازها

همان طور كه پيش‌تر اشاره شد اساس هر نوع كارآفريني بر مبناي يك فكر جديد يا راه‌حل نو براي رفع يك نياز است. از اين رو نخستين گام براي آغاز فعاليت كارآفريني، «ايده‌يابي يا طرح‌يابي» است.

اين گام به تنهايي مرحله‌اي خلاق و اكتشافي را شامل مي‌شود كه در حل آن نياز جامعه نسبت به آن ايده يا طرح سنجيده و به عنوان يك مسئله راه‌حل آن تعيين مي‌شود.

اين نياز مي‌تواند دامنه و دايره وسيعي از نيازهاي فردي (رفاهي، بهداشتي، تحصيلي، تفريحي، آموزشي، درماني، ورزشي و ...) يا نيازهاي متنوع گروهي ـ سازماني را دربر بگيرد.

اما براي ايده‌يابي كارآفريني و دستيابي به فرصت‌هاي كارآفرين مي‌توان از شيوه‌هاي پائين بهره گرفت.

  1. مشاهده خلاق، انديشمندانه و هدفمند نيازهاي مختلف هر يك از گروه‌هاي جامعه (كودكان، نوجوانان، جوانان، سالمندان، دانش‌آموزان، دانشجويان، كارمندان، كارگران، معلولان و ...) و پي بردن به وجه پنهان و بي پاسخ اين نيازها
  2. حضور انديشمندانه و فعال در نمايشگاه‌ها و بازارها به منظور شناسايي نيازهاي پنهان و ايده‌يابي
  3. مطالعه خلاق منابع اطلاعاتي
  4. مراجعه به سازمان‌هاي مرتبط با نيازها و طرح‌ها

گام دوم

  • جامه‌پوشاندن به ايده

اما در اين مرحله بايد به فكر خلاق يا ايده كارآفريني عينيت و وجود خارجي داد. اگر كسي از ميان فكرهاي خلاق پاسخ‌هايي براي رفع نياز در يك موضوع خاص انتخاب كرد. بايد آن را عملي كند.

به عنوان مثال اگر فكر اختراع «ويلچري» كه بتواند از پله‌ها بالا و پائين برود ايجاد شده باشد بايد پس از اولويت بندي و انتخاب، امكان تحقق و اجرايي شدن ساخت وسيله مورد نظر بررسي شود و در صورت امكانپذير بودن، يك نمونه از آن ساخته و مورد ارزيابي قرار گيرد.

گام سوم

  • طرح كارآفريني، نقشه راه

در صورت انتخاب نهايي موضوع فعاليت كارآفريني (تعيين شدن ارائه محصول يا خدمت خاص براي عرضه عمومي و ارائه به بازار مصرف) لازم است طرح و برنامه تجاري‌سازي (برنامه كسب و كار) تهيه شود.

اما طرح و برنامه كارآفريني، اطلاعات ضروري و مهمي مانند طرح و برنامه توليد، سازماندهي مالي، بازاريابي و نيروي انساني را دربرمي‌گيرد و پاسخگوي سه سؤال اساسي است: «اكنون كجا هستيم؟ كجا مي‌خواهيم برويم؟ و چگونه مي‌خواهيم برويم؟»

در واقع كارآفرين به مثابه مسافري است كه مي‌خواهد با يك وسيله نقليه و مجموعه‌اي از امكانات، از يك مبدأ، حركت را شروع كند و به مقصدهاي مشخص و از پيش تعيين شده برسد، بنابراين لازم است تا حد امكان، كليه عامل‌هاي خارجي (امكانات، منابع علمي، اطلاعاتي، مالي، انساني و ...) و نيز عامل‌هاي خارجي (تغييرات اجتماعي، تغيير قانون‌ها، تغيير نيازها، تغيير فناوري و نظاير آن) در نظر گرفته شوند.

هر قدر تهيه طرح و برنامه كارآفريني بهتر، دقيق‌تر و كامل‌تر صورت گيرد، انجام فعاليت كارآفريني، موفق‌تر خواهد بود چرا كه طرح و برنامه كارآفريني مانند يك نقشه راه است كه مسيرهاي لازم در آن مشخص شده است، بنابراين طراحي و تهيه آن بايد با دقت، حوصله و ماهرانه انجام شود.

گام چهارم

  • رويارويي با نقص‌ها، نماندن در دروازه‌هاي سكون

مديريت خلاق در جهت كارآفريني مشتمل بر فعاليت‌هاي مختلف مديريتي نظير مديريت استراتژيك، مديريت اجرايي، مديريت توليد، مديريت تبليغات و بازاريابي و مديريت نيروي انساني است. ضمن اين كه همواره در همه اين اجزا از خلاقيت و حل خلاق مسئله استفاده مي‌شود.

نكته بسيار طبيعي در كارآفريني وجود نقص يا ضعف در مراحل مختلف اجرايي است كه بايستي با تدبير، پشتكار، اميد، خلاقيت و صبوري نسبت به حل آنها اقدام شود.

اغلب فعاليت‌هاي كارآفريني بويژه گروهي كه از ميزان خلاقيت و نوآوري بيشتري برخوردار هستند، به طور معمول به علت ناآشنايي و ناآگاهي جامعه، در مراحل آغازين فعاليت، به كندي پيش رفته و ممكن است با ركود و كم استقبالي مواجه شوند اما به تدريج وضعيت تغيير مثبت يافته و پيشروي شتاب مي‌گيرد.

اگر فرد يا گروه مجري برنامه كارآفريني مطمئن شود كه طرح مورد نظر به هر دليلي چندان موفق نيست در اين صورت بايستي طرح و برنامه كارآفريني مورد بررسي دوباره و بازنگري قرار گيرد و بويژه روش‌هاي اجراي برنامه مورد ارزيابي و تحليل واقع شود تا با تكيه بر اصل «انعطاف‌پذيري» و «خلاقيت» روش‌ها تغيير يابد.

اگر سرگذشت كارآفرينان بزرگ و داستان كارآفريني‌هاي بزرگ آنان، مطالعه و بررسي شوند ملاحظه خواهد شد كه همه آنان در طي مسير خلاق و كارآفرينانه خود، شكست‌هاي كوچك و بزرگي را از سر گذرانده‌اند با اين همه در دروازه‌هاي سكون و يأس نمانده‌اند.
 

همت مضاعف و كار مضاعف در سرمايه‌گذارى، در كارآفرينى



 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389  ساعت 11:23 AM
خلاقیت جنبه های متعددی دارد که هر کدام از آن ها باید در جای خود بررسی شوند. یک جنبه بسیار مهم خلا قیت وجود شرایط لا زم برای بروز این استعداد همگانی است. بنابراین آموزش و پرورش برای رشد خلا قیت و نواندیشی در دانشآموزان، به ویژه در دوره ابتدایی که زیربنای تعلیم و تربیت محسوب می شود، باید به درک درست و روشنی از شرایط موجود برسد و در گام بعدی بر مبنای فلسفه تعلیم و تربیت و هدف های اصولی و معیارهای علمی معتبر بکوشد، تصویر روشنی از شرایط مطلوب خلا قیت رسم کند. در این صورت می تواند با کم ترین وقت، انرژی و سرمایه مسیر پرورش و شکوفایی خلا قیت ها و نواندیشی های دانشآموزان را هموار سازد.

امروزه ثابت شده است که خلاقیت یک ویژگی صرفا ذاتی نیست، بلکه همه انسان ها از این توانایی برخوردار هستند و همه درجات گوناگونی از این استعداد را دارند، علا وه بر این عواملی هم چون مهارت یابی، آموزش پذیری، انعطاف پذیری، سطح دانش و آگاهی، خطرپذیری، نترسیدن از اشتباه و شکست نیز در میزان خلا قیت و نوآوری دانشآموزان تاثیر فراوانی دارند. معلم می تواند همه این عوامل را به صورت یک مجموعه در دانشآموزان شناسایی کند و بکوشد آن ها را پرورش دهد. در این مقاله سعی شده است عوامل موثر در خلا قیت شناسایی و راهکارهایی برای پرورش این توانایی در دانشآموزان ارایه شود.

تعریف خلا قیت: رولا می معتقد است تفکر خلا ق، نمایش بالا ترین درجه سلا مت عاطفی و عبارت است از ابراز وجود افراد سالم در جریان خود بهسازی و تکامل نفس خویش.

تعریف های دیگری نیز از خلا قیت شده که برخی از آن ها عبارتند از: خلا قیت، دوباره نگاه کردن است.

خلا قیت، خارج شدن از پشت درهای بسته است.

خلا قیت، عبارت از عمیق تر کردن است.

خلا قیت، فرآیند مقابله واقع بینانه با یک مساله و درگیری و جذب شدید آگاهی با هوشیاری و مرتبط ساختن مطالب با یکدیگر به نحوی تکامل یافته است.

● اهمیت و ضرورت خلاقیت

وقتی در جهان با مسایل نامتجانس و ناهمگون، منابع محدود و پایان یافتنی، سرعت تغییرات و مسایل دیگری از این قبیل مواجه می شویم، نیاز به خلا قیت و شعله های بینشی درونی آشکارتر می شود.

با این که هیچ یک از ما دقیقا نمی دانیم در آینده چه چیزی در انتظار ماست، برخی حقایق و نیازهای آینده به نحو فزاینده ای بر ما روشن تر می شوند.

آموزش مهارت های سازگاری و وفق دادن، باید بخش عادی مواد درسی را در کلا س های درس تشکیل دهند. نبوغ ساختن آینده در مغز خلا قی است که می تواند خود را با الگوهایی که آینده در بردارد وفق دهد. این مساله نیاز به خلا قیت یا انفجارات بینش درونی را آشکار می سازد. مهارت های تفکر خلا ق باید مهمترین مهارت های سازگاری و قابلیت انطباق به حساب آیند.

برای خلا ق ساختن دانشآموزان می توان اقدامات زیر را به کار بست:

1) آشنا ساختن مدیران و معلمان با مفاهیم خلا قیت و راهکارهای پرورش و تقویت آن در فراگیران.

برای آشنا ساختن مسوولا ن آموزشگاه ها با خلا قیت و شیوه های پرورش آن، می توان از تشکیل دوره های آموزش ضمن خدمت استفاده کرد مربیان، معلمان و مدیران پس از آشنایی با راهکارهای پرورش خلا قیت در فراگیران و روانشناسی کودک در این دوره ها، می توانند این راهکارها را در کار خود به کار گیرند و ضمن دوری از سختگیری های بی جا و بی مورد دانشآموزان را به مشارکت فعال در تدریس و انجام کارهای گروهی تشویق کنند. همچنین می توانند به دانشآموزان آزادی های معقول بدهند تا باخیال راحت و با اطمینان خاطر نظرات و عقاید خود را بیان کنند. این گونه تدبیرها، زمینه پرورش خلا قیت را در فراگیران فراهم خواهد آورد.

2) تغییرات اساسی در کتاب های درسی:

هر چند با استفاده از مطالب و مفاهیم موجود در کتاب های درسی و شیوه های تدریس موجود نیز می توان به پرورش خلا قیت در کودکان کمک کرد، اما برای استفاده بهتر و بیشتر از این امکانات و با توجه به ضرورت خلا قیت و نیاز مبرم به آن در حال و آینده، نیاز است تغییراتی در کتاب های درسی صورت پذیرد. مثلا مطالب درسی در کتاب ها به طریقی ارایه شوند که زمینه را برای بحث و گفت و گوی دانشآموزان فراهم سازند و فقط ارایه اطلا عات در سطح دانش نباشند. مخصوصا سوالا ت بیشتر به صورت واگرا بیان شوند تا همگرا. هم اکنون بیشتر سوالا ت پایان درس ها، به صورت هم گرا طرح شده اند، یعنی هر سوال یک پاسخ معین و مشخصی دارد. در نتیجه زمینه مشارکت دانشآموزان در بحث و ارایه پاسخ را از بین می برد. در این صورت، فراگیران از این که به احتمال زیاد جوابشان مطابق پاسخ مورد نظر نباشد و احیانا مورد خشم معلم و تمسخر دانشآموزان قرار گیرند، از تفکر در این زمینه و ارایه پاسخ صرف نظر می کنند هر چند ممکن است پاسخشان نیز صحیح باشد. بدین طریق، زمینه های پرورش قدرت خلا قیت در دانشآموزان از بین می رود.

در این خصوص در سال های اخیر تغییراتی مثبت در کتاب های درسی صورت گرفته است.

3) تغییر در شیوه های ارزشیابی و امتحانات:

چنان چه بخواهیم خلا قیت را در دانشآموزان پرورش دهیم، باید برای پی بردن به میزان موفقیت خود و اصلا ح برنامه از کار خود و نتایج آن ارزشیابی امتحان به عمل آوریم. در نتیجه ارزشیابی ها نیز باید بتواند تا حدود زیادی رشد و خلا قیت در دانشآموزان را بسنجند یعنی به جای استفاده از پرسش های تستی و تک جوابی، بیشتر از پرسش های واگرا و سوالا تی که به تفکر و ارایه نظر و عقیده دانشآموز نیاز دارند، استفاده شود. همچنین ضمن اصلا ح نظرات دانشآموزان و پرسش ها و پاسخ های آنان اهمیت داد و در امتحانات و پرسش های مستمر و حین تدریس، به آنان به خاطر دادن پاسخ آفرین گفت.

با توجه به این که رشد خلا قیت و شکل گیری آن از دوران کودکی و در خانواده ها صورت می پذیرد، ضروری است از طریق رسانه های جمعی، مانند رادیو و تلویزیون و روزنامه ها، درباره اهمیت خلا قیت و چگونگی کمک به رشد آن، اطلا عات زیادی در اختیار عموم به خصوص خانواده ها قرار گیرد.

4) علا قه مند کردن دانشآموزان به مطالعه

مطالعه صحیح زمینه ساز تفکر خلا ق در کودکان و نوجوانان است کودک که به مطالعه می پردازد. در کتاب با سرزمین ها و زبان های متفاوت برخورد می کند و با علوم و هنرهای جدید آشنا می شود. حتی ممکن است با حوادث و وقایع مهم نیز آشنا شود اگر دانشآموزان به مطالعه تشویق شوند و حین مطالعه از آن ها سوالا تی بشود تا به عمق مطالبی که می خوانند پی ببرند، به طور حتم متفکر بار خواهند آمد.

شخصیت های داستان ها جزیی از دنیای واقعی کودک می شوند و دوستان او به حساب میآیند دوستانی که مقدمه تفکر خلا ق کودک را نیز فراهم می کنند.

سوال های گوناگونی که در اثر مطالعه برای کودک مطرح می شوند و مقایسه ای که او بین این سوال ها می کند، در مجموع موجب می شوند که او فردی خلا ق بار آید. با بهره گیری از تخیل که ضرورت اساسی خلا قیت است دنیایی بزرگ و پهناور در مقابل چشمان کودک گشوده می شود و او می تواند آزادانه خیال پردازی کند در چنین شرایطی، کودک هرگز خود را محدود و محبوس در حصار واقعیت ها و امور مشهود و ملموس نمی بیند و با فراغ بال، هر آن چه را که دلش می خواهد تصور می کند و این خود یعنی پرورش خلا قیت. بنابراین ضروری است هر چه بیشتر کتابخانه های مدرسه ها، به خصوص کتابخانه های کلا سی را فعال و تقویت کنیم.

5) فعال سازی تشکل های دانشآموزی خودجوش

از طریق فعال سازی تشکل های خودجوش و مبتنی بر نیازهای دانشآموزان می توان آن ها را به مشارکت در امور مدرسه دعوت کرد. در این شوراها و گروه هایی کاری، دانشآموزان برای ارایه راه حل های مناسب تشویق به تفکر می شوند و با گسترش دید آن ها، خلا قیت آنان نیز پرورش می یابد.

این مشارکت ها، اعتماد به نفس، خودیابی و خودشکوفایی دانشآموزان را افزایش می دهند. با داشتن اعتماد به نفس بالا ست که راه های نرفته و جدید کشف و پیموده می شوند و افراد جرات قدم گذاشتن در این راه های ابتکاری را پیدا می کنند. این امر خود از عوامل پرورش خلا قیت و ابتکار است.

6) اختصاص درسی به نام خلا قیت در مدرسه و گنجاندن راه های پرورش آن در برنامه درسی مراکز تربیت معلم و تمام موسساتی که معلم و مربی تربیت می کنند.

با توجه به اهمیت و ضرورت خلا قیت و نیاز به داشتن افراد خلا ق، لا زم است خلا قیت به عنوان واحدی درسی در برنامه های مراکز تربیت معلم و مربی گنجانده شود. آموزش خلا قیت و تربیت افراد خلا ق خود به معلمانی خلا ق که بتوانند برای ایجاد ارتباط مطلوب با انسان های دیگر (فراگیران) هر لحظه ابتکار و خلا قیتی از خود بروز دهد، نیاز دارد. از آن گذشته معلم و مربی باید با راهکارهای تقویت و پرورش خلا قیت و ابتکار آشنا باشد و بتواند قدرت خلا قیت فراگیران شدن را پرورش دهد. این راهکارها باید در واحد درسی گفته شده، گنجانده شوند.

7) استفاده صحیح و مطلوب از ساعات درس انشا

باید از این ساعات به نحو مطلوب در راستای رشد فکری و ایجاد روحیه خلا قیت در دانشآموزان و ترویج فرهنگ مطالعه که به پرورش خلا قیت کمک می کند، استفاده کرد.

8) تغییر نام درس هنر و نقاشی به پرورش خلا قیت، نوآوری و ابتکار

هر چند درس هنر می تواند در پرورش خلا قیت در فراگیران که خود هنر محسوب می شود، مثمرثمر باشد، اما با توجه به اهمیت و ضرورت خلا قیت در دنیای کنونی که به جز خود تغییر، همه چیز به سرعت در حال تغییر است، لا زم است موضوع خلاقیت از ابتدا در مدرسه ها و حتی دوره های پیش دبستانی جزو مطالب درسی باشد، ساعاتی برای پرورش آن در برنامه هفتگی گنجانده شود و در آن ساعات، پرورش قدرت خلا قیت به صورت تخصصی آموزش داده شود.

9) آموزش فکری

باعث پرورش قدرت خلا قیت در فراگیران می شود، می توان در مسایل درسی که به صورت سوالا ت واگرا مطرح می شوند، ارایه داد از طریق سوالا تی مانند: دانش آموز چگونه می تواند نمره خود را در دیکته بهبود بخشد.

10) استفاده از شیوه های حل مساله و پرورش و پاسخ در تدریس

در این روش، درس به صورت مساله مطرح می شود. در نتیجه، فراگیران هر کدام پیشنهاد و راه حلی برای مساله و رفع مشکل بیان می کنند. یعنی فراگیران تفکر می کنند سپس پاسخ می دهند. با توجه به این که تنظیم و ارایه هر جمله مستلزم تفکر و خلا قیت است، این روش باعث پرورش قدرت خلا قیت نیز می شود.


نویسنده حاجیه فتحی
روزنامه مردم سالاری
 

همت مضاعف و كار مضاعف دراستفاده‌ى بهينه از منابع موجود كشور و امكاناتى كه وجود دارد و هدفمندی یارانه ها



 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389  ساعت 11:10 AM
در عصر جدید، رقابت، بیش‌تر بر سر منابع و سرمایه‌هاست و کشورهایی در این عرصه موفق و پیروز می‌شوند که در آموزش افراد متخصص و کارآفرین، موفق باشند.
 
در عصر جدید، رقابت، بیش‌تر بر سر منابع و سرمایه‌هاست و کشورهایی در این عرصه موفق و پیروز می‌شوند که در آموزش افراد متخصص و کارآفرین، موفق باشند. تضمین و تداوم حیات و بقای سازمان‌ها، نیازمند یافتن راه‌حل‌ها و روش‌های جدید مقابله با مشکلات می‌باشد که به نوآوری و ابداع، خلق محصولات، فرآیندها و روش‌های جدید بستگی دارد.
 
ضرورت و اهمیت فرهنگ کارآفرینی
 
کارآفرینی را یکی از دو شرط ضروری توسعه‌ی اقتصادی می‌دانند. مهم‌ترین نقش‌های کارآفرینی از این قرارند:
 
- موجب گردآوری پس‌اندازهای عمومی بی‌هدف و سرگردان می‌شود و تشکیل سرمایه‌ها را بهبود می‌بخشد.
 
- منجر به ایجاد اشتغال در مقیاس وسیع می‌شود، بنابراین کارآفرینی، مشکلات بی‌کاری را که ریشه‌ی بسیاری از مشکلات اقتصادی- اجتماعی است، کاهش می‌دهد.
 
- منجر به توزیع مجدد ثروت، درآمد و حتی قدرت سیاسی به‌صورت عادلانه در جامعه می‌شود.
 
زمینه‌سازی فرهنگی
 
قسمت اعظم فرهنگ کارآفرینی در جوامع کنونی، متأثر از نهادینه‌شدن فرهنگ علم در جامعه است. فرهنگ کارآفرینی در محیطی امکان‌پذیر است که هنجارهای غالب بر آن محیط، ارزش‌ها و باورهای فرهنگ کار و علم را تقویت می‌کند. کارآفرینی مستلزم کشف یک نیاز اجتماعی است که به شناخت بافت فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جامعه وابسته است. در این بین، دولت در بستر‌سازی برای کارآفرینی، نقش بسیار مهمی دارد چراکه همیشه بزرگ‌ترین مانع بر سر راه کارآفرینان، مسائل فرهنگی بوده و دولت می‌تواند فرهنگ ارزشی کشور را تغییر دهد.
 
تأثیرات کارآفرینی بر فرهنگ
 
کارآفرینی، یکی از عوامل اصلی فرهنگ‌سازی محسوب می‌شود. نظر به این‌که کارآفرینی درواقع نوعی فرآیند و پدیده‌ی خلاقیت و نوآوری است، بنابراین مطالعات خلاقیت‌شناسی تاریخی و خلاقیت‌شناسی جامعه‌شناختی، بیان‌گر آن است که پدیده‌های کارآفرینی، با انبوه‌سازی ابداعات و اختراعات و همگانی‌سازی استفاده از آن‌ها، نقش بسیار مهمی در ایجاد رفتارهای جدید و شکل‌گیری الگوهای نوین زندگی و به‌طور کلی به‌وجود آمدن فرهنگ جدید داشته‌اند.
 
ضرورت تدریس درس کارآفرینی
 
امروزه شواهد موجود نشان‌می‌دهد که کارآفرینی می‌تواند درنتیجه‌ی برنامه‌های آموزشی، پرورش یابد. نظریه‌پردازان علم مدیریت که بُعد فنی کارآفرینی را بررسی می‌کنند، بر این اعتقادند که کارآفرینان می‌توانند در کلاس درس، آموزش ببینند و بالنده شوند. آموزش کار‌آفرینی، مهم‌ترین تلاشی است که بستر لازم برای فراگیری دانش و مهارت‌های ضروری را برای افراد علاقه‌مند به‌خصوص دانشجویان، فراهم می‌کند. آموزش عالی باید بتواند با ارائه‌ی برنامه‌های آموزشی مناسب، در بروز ویژگی‌هایی مانند استقلال‌طلبی، ریسک‌پذیری، خلاقیت، خودباوری و آینده‌نگری در آموختگان مؤثر باشد طوری‌که به‌جای جست‌وجوی کار، خودشان به‌عنوان نیروی مولد علاوه‌بر ایجاد کسب‌وکار، برای دیگران نیز کار ایجاد کنند. «بارتون کلارک» معتقد است که دانشگاه‌های پویا در قرن بیست‌ویکم، دانشگاه‌هایی هستند که کارآفرین بوده و بتوانند ارزش تخصصی و مدیریتی را تلفیق نمایند.
 
نهادینه کردن کارآفرینی در فرزندان
 
مطالعات مربوط به گذشته‌ی کارآفرینان، نشان‌می‌دهد آنان در دوران کودکی دارای ارزش‌های خاص اتکاء و استقلال بوده‌اند و خانواده‌ها‌ی‌ آنان در این ‌راه از هیچ کوششی فروگذار نکرده‌اند. کارآفرینان به‌طور معمول دارای روحیه‌ای هستند که از رضایت و سود آنی خود صرف‌نظر می‌کنند تا به پاداش‌های بزرگ آینده دست‌یابند. دانش‌آموزانی که دارای روحیه و توان کارآفرینی هستند، حمایت‌های مادی و معنوی می‌شوند. آموزش کودکان برای اتکاء به خود و استقلال اولیای فعال در تجارت و مشاغلی شبیه آن، کمک بزرگی در پرورش روحیه‌ی کارآفرینی در کودکان است.
 
رشد فرهنگ خودباوری
 
افرادی که خودپنداری مثبت دارند، بدون کم‌ترین شک و تردیدی، دارای شایستگی و توانایی برای کارآفرینی و مستحق موفقیت در تلاش‌های خود هستند. افراد موفق در کارآفرینی، حتی در شرایطی که در ابتدای راه بوده و هیچ‌گونه امکانات و موقعیتی هم نداشته‌اند نیز به‌طور جدی به توانایی‌ها و شایستگی‌های خود اعتقاد راسخ و باور کامل داشته‌اند و با خودباوری قاطع و اعتمادبه‌نفس فوق‌العاده، در مسیر فعالیت‌های کارآفرینی گام نهاده‌اند و به موفقیت و تحقق اهداف خود امیدوار بوده‌اند.
نتیجه‌گیری
 
به مهارت‌ها و استعدادهای خود ایمان بیاوریم و بسترسازی برای ظهور آن‌ها را مورد توجه قرار دهیم. جذب افراد ژرف‌اندیش و قابل و ترویج نظام شایسته‌سالاری، برای ارتقای روحیه‌ی کارآفرینان لازم است. با توجه به اهمیت و نقش بالای کارآفرینی در ایجاد توان رقابتی و توسعه‌ی اقتصادی، توجه هرچه بیش‌تر به تقویت زمینه‌های فعالیت کارآفرینان و ترویج فرهنگ کارآفرینی در کشور، از اهمیت زیادی برخوردار است تا بتوانیم با توسعه‌ی فرهنگ کارآفرینی، زیرساخت‌های جامعه را برای زندگی سعادتمندانه دگرگون نماییم.
 
 
 
منابع:
 
«کارآفرینی در کسب و کار خانگی» «پاوول» و «سارا ادوارد»
 
«اصول و مبانی کارآفرین» «مهدی سعیدی‌کیا»
 
«کارآفرینی در شیلات» «افشین عادلی»
 
«مبانی علم کارآفرینی» «مهدی گلستان هاشمی»
 
 

همت مضاعف و كار مضاعف در سرمايه‌گذارى، در كارآفرينى



 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


سه شنبه 21 اردیبهشت 1389  ساعت 11:02 AM

آیا تا به حال در شرایطی بوده اید که به خودتان بگویید «من هر چه قدر تلاش کنم باز هم موفق نخواهم شد؟» وقتی همیشه با وجود تلاش فراوان شکست بخورید یعنی یک جای کارتان از ریشه خراب است. یکی از این «جا های کار» قوه خلاقیت است! اگر در هر کاری هیچ خلاقیتی از خود نشان ندهید در آن کار موفق نخواهید بود.

هر عنوانی که داشته باشید (خصوصآ وبلاگ نویس) در کارتان به خلاقیت نیاز دارید پس منتظر معجزه نباشید و از همین حالا با همین مطلب دوران خلاقیت و موفقیت در زندگی تان را شروع کنید ، روی علت های زیر دقیق فکر کنید. هر کدام که راجع به شما صادق است را به خاطر بسپارید و در طی زمان مرحله به مرحله راه حل های آن را کشف کرده و سعی کنید حلش کنید.

علت ۱: شما به کار خود علاقه ندارید
این مشکل را خیلی از افراد دارند. همیشه دوست داشته اید طراح اتومبیل شوید اما چشم به هم زده اید و می بینید آن چه دارید فوق لیسانس مهندسی نساجی است و نزدیک سی سال سن!
خوب در این شرایط نمی شود انتظار داشت شما صبح به صبح با ایده های نابی در رابطه با نساجی از خواب برخیزید و با شوق و ذوق سر کار روید. از من انتظار نداشته باشید راه حل دقیق را جلوی پای شما بگذارم چون هیچ کس به خوبی خودتان نمی تواند برای آینده تصمیم گیری کند اما در این حد بگویم که یا باید سراغ طراحی اتومبیل بروید یا باید به نساجی علاقه مند شوید.

«من حتی یک روز هم در زندگی ام کار نکردم ، آنها همش تفریح بود.» (ادیسون)



علت۲: شما امور مهم از غیر مهم را به خوبی تشخیص نمی دهید
در این رابطه قبلآ یک بار بحث کرده ایم. مشغول بودن به معنی مفید بودن نیست. اینکه شما از شش صبح تا نه شب سر کار هستید تضمینی برای موفقیت شما نیست. وقتی ساعت کاری تان به بحث راجع به فوتبال و ناهار و نماز و جوک و اسم ام اس و بلوتوث و… خلاصه می شود نتیجه هم مشخص است. موقعی انتظار نتیجه خوب داشته باشید که واقعآ کار کنید. حتی اگر یک ساعت کار مفید انجام دهید نتیجه آن را خواهید دید اما صرفآ سر کار رفتن نتیجه خوب به همراه نخواهد داشت.

«مشغول بودن همیشه به معنی مفید بودن نیست، کار واقعی وقتی مشخص می‌شود که نتیجه خوبی بدهد و برای گرفتن نتیجه خوب چیزهایی از قبیل برنامه‌ریزی، هماهنگی، ذکاوت، شجاعت و… لازم است. با تظاهر کردن چیزی درست نمی‌شود.» (ادیسون)



علت۳: شما خیلی زود دلسرد می شوید
امروز با شوق و ذوق راجع به ایده جدید تان با همه بحث می کنید و فردا به همه می گویید« ایده مسخره ای بود فایده نداشت ، یه فکر دیگه کردم….»
در این حالت یا راه درست فکر کردن و تصمیم گرفتن را بلد نیستید یا زود دلسرد می شوید. به جای اینکه هر روز یک ایده جدید بدهید ماهی یک ایده را عملی کنید. از میان فکر های تان بهترین را انتخاب کنید و روی آن وقت بگذارید و با پشتکار جلو بروید.

«من هزاران بار شکست نخوردم! بلکه هزاران راهی را یاد گرفتم که به درست شدن یک لامپ ختم نمی شد.» (ادیسون)



علت۴: شما اشتباهات خود را زود فراموش می کنید
همه ما اشتباه می کنیم ، هیچ شک و ایرادی هم به این وارد نیست و این کاملآ طبیعت انسان است. اما اینکه هر دفعه اشتباه قبلی تان را از یاد ببرید و دوباره آن را تکرار کنید به هیچ وجه قابل قبول نیست. وقتی اشتباهی می کنید به خود بگویید این برایم درس خوبی شد که دیگه هرگز این اشتباه را تکرار نکنم و این را به خاطر بسپارید.

علت۵: شما به کار کردن عادت ندارید
اگر همیشه عادت داشته اید از نه صبح تا پنج عصر بنشینید پشت میز و امضا یا مهر بزنید انتظار نداشته باشید در کار جدید تان خلاقیت فوق العاده ای داشته باشید. یک شبه هیچ چیز عوض نخواهد شد پس فقط به کاری که می کنید ایمان داشته باشید و با پشتکار و صبر جلو بروید.

«صبر و شکیبایی کلید موفقیت است فقط باید به آن ایمان داشته باشید.» (ادیسون)



علت۶: شما وقفه زیادی بین کار ها می اندازید
اصلآ و ابدآ مشکلی با یک استراحت و تفریح به موقع نیست اما باید همیشه به یاد داشته باشید چه موقع هر چیزی کافی است و برای انجام دادن آن چه به نفع تان است اراده داشته باشید.

علت۷: شما شیوه زندگی نا سالمی دارید
Lifestyle یا «شیوه زندگی» و Healthy یا «سالم» از جمله کلماتی است که ایرانی ها عمومآ به کار نمی برند و حتی یه جورایی معادل دقیقی هم برای آنها در فارسی نداریم چون معنی ای که Lifestyle یا Healthy در انگلیسی می دهد عینآ همان مفهوم در کلمات «شیوه زندگی» و «سالم» را نمی رساند.

منظورم اینجا از شیوه زندگی نا سالم چیه؟ این که شب مسواک نزده (باور کنید!) جلوی تلویزیون روشن خوابتان ببره و صبح با صدای زنگ وحشتناک ساعت تان از خواب بپرید و صبحانه نخورده در حالی که لی لی کنان در حالی که سعی دارید همین طور که می دوید بند کفشتان را هم ببندید از خانه بیرون بزنید! باور بکنید یا نه «شیوه زندگی» یکی از مهم ترین عوامل موفقیت شماست. پس به زندگی تان نظم و ترتیب دهید و آن را درست مدیریت کنید.

 

همت مضاعف و كار مضاعف دراستفاده‌ى بهينه از منابع موجود كشور و امكاناتى كه وجود دارد و هدفمندی یارانه ها

 



 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


سه شنبه 21 اردیبهشت 1389  ساعت 10:55 AM

مقدمه

خلاقيت و توليد افكار و انديشه هاي جديد توسط مديران و كار كنان سازماني داراي اهميت ويژه اي است و اين مهم در سازمان از جايگاه والايي برخوردار است. امروزه سازمانهايي موفق هستند و مي توانند در دنياي پررقابت ادامه حيات بدهند كه دائماً اف كار و انديشه هاي جديد را در سازمان كاربردي كنند و اين امر توسط مديران و كار كنان خلاق ام كان پذير است نه تنها در سازمانها بل كه در نظامهاي آموزشي نيز تا كيد عمده بر پرورش خلاقيت دانش آموزان و دانشجويان است. معيار اساسي موفقيت ي ك نظام آموزشي در اين است كه چقدر افراد باف كر و خلاق تربيت مي كند و به تعبيري معلم خوب را كسي مي دانند كه تف كر و چگونگي استفاده از اطلاعات را به دانش آموزان ياد دهد و آنها را خلاق بار آورد. بنابراين، خلاقيت براي بقاي هر جامعه و هر سازماني لازم است و براي ايجاد و تداوم آن در افراد سازمان بايستي عادت به تف كر را در مديران و كار كنان ايجاد كرد چرا كه خلاقيت با تف كر به وجود مي آيد و ارزش تف كر به قدري زياد است كه در تعاليم اسلامي ارزش ي ك ساعت تف كر گاهي با 60 سال عبادت بدني بدون تف كر ارتقا يافته است.



وقتي تفكر براي انسان سازماني عادت شود به دنبال آن خلاقيت و توليد اف كار و انديشه هاي جديد در ت ك ت ك كار كنان به صورت ي ك امر روزمره و هميشگي درآمده و نهادي مي گردد و سازمان تبديل به ي ك سازمان خلاق مي شود كه حاصل آن ايجاد سينرژي در خلاقيت است. بنابراين، باتوجه به نقش مهم خلاقيت در تحقق اهداف سازمان، در اين مقاله سعي بر آن است كه مفهوم و ماهيت خلاقيت، ويژگيهاي اساسي مديران خلاق تبيين و به مديران و كار كنان كم ك شود. تا با ب كارگيري راه كارهاي ارائه شده، خلاقيت خود را كاربردي كنند.

ادامه مطلب ...

همت مضاعف و كار مضاعف دراستفاده‌ى بهينه از منابع موجود كشور و امكاناتى كه وجود دارد و هدفمندی یارانه ها



 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


سه شنبه 21 اردیبهشت 1389  ساعت 10:53 AM

خلاق یکی از اسامی خداوند است و به معنی بسیار خلق‌کننده، آفریننده، آفریدگار و… در لغت‌نامه دهخدا معنا شده است. در اصطلاح، خلاق به کسی می‌گویند که در موقعیت‌های لازم و ضروری، در برخورد با مسائل، راه‌حل‌هایی مؤثر و کاربردی برای حل مسائل و رفع موانع ارائه می‌کند.
امروزه بازار خلاقیت خیلی گرم است و افراد زیادی پیدا می‌شوند که ادعای خلاقیت دارند ولی آیا همه آنها طبق ادعایی که می‌کنند خلاق هستند؟
از کجا بفهمیم چه کسی خلاق است؟ نشانه‌های یک فرد خلاق چیست؟ اگر بخواهیم خلاق باشیم چگونه باید باشیم؟
از دیدگاهی، نخستین گام‌ها برای شناخت نحوه بازیابی خلاقیت، شناسایی خصوصیات افراد خلاق و درک چگونگی زندگی آنها می‌تواند باشد. بدین صورت که با دریافت این شناخت، خواهیم دانست که چه خصوصیات و ویژگی‌هایی را باید در خود احیا ساخته و از آنها مراقبت کنیم تا از این طریق خلاقیت‌مان در روند احیای مجدد قرار گیرد. با فهم این شاخصه‌ها و مراقبت از آنها در جریان زندگی روزمره بستر و مقدمات تجلی خلاقیت‌مان فراهم خواهد شد.
اما شاید پرداختن به این که چه کسی خلاق است و به چه کسی نباید خلاق گفت، کار چندان ساده‌ای نباشد، از آن جهت که، پاسخ‌گویی به این سؤال، ارتباطی مستقیم به تعریفی دارد که از خلاقیت می‌پذیریم. تعاریف مطرح شده برای خلاقیت متفاوت و گوناگون و گاهی ضد و نقیض است و معیارهای شناخت افراد خلاق و در نتیجه تعریف کیستی فرد خلاق را متغییر می‌سازد؛ با این حال در این‌جا سعی شده است آنچه را که اکثر صاحب‌نظران و محققان (درزمینه خلاقیت) مطرح کرده‌اند، عرض کنیم.

[b/]● خلاق یعنی چه؟[b]
خلاق یکی از اسامی خداوند است و به معنی بسیار خلق‌کننده، آفریننده، آفریدگار و… در لغت‌نامه دهخدا معنا شده است. در اصطلاح، خلاق به کسی می‌گویند که در موقعیت‌های لازم و ضروری، در برخورد با مسائل، راه‌حل‌هایی مؤثر و کاربردی برای حل مسائل و رفع موانع ارائه می‌کند. عده‌ای پا را فراتر نهاده و چنین عقیده دارند که فرد خلاق نه‌تنها در موقعیت‌های مختلف، ایده ارائه می‌کند بلکه خود آستین‌ها را بالا زده و تا عملی شدن ایده‌اش کار را پیگیری می‌کند. عده‌ای نیز چون «رابرت ویزبرگ» از آن جهت که خلاقیت را کاری عادی و روزمره تعریف می‌کنند، عقیده دارند که همگان در هر لحظه در حال خلاقیت‌اند و در نتیجه هر کسی شایسته لقب خلاق است و مسئله را این می‌دانند که کسی فعلاً به خلاقیت آنها پی نبرده است.
مثالی از این مورد، افراد خلاقی‌اند که در طی زندگی خود کسی آنها را نشناخت و پس از مرگشان تازه به خلاق بودن آنها پی بردند؛ از جمله وانگوگ، نقاش بزرگ که در فقر و گمنامی مرد. وی را بعدها بنیانگذار سبک اکسپرسیونیسم دانستند و آثار وی، به‌عنوان آثاری خلاق و گرانبها به شمار آمد. ولی در زمان حیاتش، کسی وی را خلاق ندانست و به قابلیت‌های هنری او توجه چندانی نشان نداد.
عبور روزمره ما از خیابان مثال دیگری در تایید این موضوع است که هر کسی را می‌توان خلاق دانست. این پندار براساس این تعریف خلاقیت است که: «خلاقیت کاری است نو که تا به حال کسی آن‌را انجام نداده است.» تصور کنند از خیابانی شلوغ عبور می‌کنید و ماشین‌ها در حال حرکت هستند. کاری که شما انجام می‌دهید هیچ‌کس تابه‌حال در جهان انجام نداده است و انجام هم نخواهد داد و حتی اگر شما دست کسی را بگیرید و با هم از خیابان عبور کنید باز هم هیچ‌کدام مانند هم عبور نمی‌کنید.
توضیح اینکه، هیچ‌گاه ماشین‌هایی که در حال عبور از خیابان‌اند یک وضعیت توزیع ثابتی ندارند و ثانیاً هیچ دونفری به صورت یکسان از خیابان عبور نمی‌کنند (مکث‌ها و شروع به حرکت‌های آنها با هم متفاوت است). این، مثال قابل تعمقی است که سؤالی را برمی‌انگیزد و آن این که اگر همه ما خلاقیم و دائم در حال خلاقیت، پس چرا خلاقیت عده‌ای به چشم می‌آید و خلاقیت عده‌ای دیگر خیر؟ عده‌ای عنوان «خلاق» را می‌گیرند و مورد تشویق و توجهند و عده‌ای دیگر خیر؟ پاسخ شاید این است که برای درک خلاقیت و شناخت فرد خلاق، باید جامعه و مردم، خلاق‌شناس و پذیرنده خلاقیت باشند؛ باید نگاه «خلاق‌بین» پیدا کنند. مردم خلاقیت‌هایی را که برایشان قابل درک و فهم است، مورد تشویق قرار می‌دهند و نه غیر آن را. در این نگاه هر چه اعمالی که فرد انجام می‌دهد عام‌المنفعه‌تر شده، به‌گرفتن عنوان «خلاق» نزدیک‌تر می‌شود؛ (البته این تنها یکی از عوامل است.)
براساس نظریه‌ای دیگر، عده‌ای بر این عقیده‌اند که هرقدر فرد دانش، مهارت و ممارست بیشتری داشته و از حافظه قوی‌تری بهره‌مند بوده و قدرت تجزیه و تحلیل مسائل را از ابعاد متنوع‌‌تری دارا باشد، احتمال بیشتری دارد که «خلاق» باشد. اکثر صاحب‌نظران در زمینه خلاقیت با این فهرست صفات موافق بوده و آن را معیاری برای اعطای لقب «خلاق» به فرد می‌‌‌دانند؛ تقریباً تمام کسانی که برای خلاقیت فرمول ارائه می‌کنند.

[b/]● صفات یک فرد خلاق[b]
از دیگر صفاتی که برای افراد خلاق برمی‌شمرند و اکثر صاحب‌نظران با آن موافقند عبارتنداز:
(۱) داشتن تخیل قوی
(۲) کنجکاوی فراوان
(۳) دقت خاص (دقت به مواردی که دیگران به آنها توجه ندارند(
(۴) توانایی نوع دیگر دیدن مسائل و موضوعات
(۵) شوخ طبعی و بذله‌گویی (به‌طور کلی دارای شخصیت غیرمتعارف و غیررسمی(
(۶) توجه به زمان و وقت‌شناسی
(۷) اعتماد به نفس بالا و وقار
(۸) خودانگیختگی
(۹) داشتن تفکر شهودی
(۱۰) داشتن طرزفکر انتقادی
(۱۱) نوعی شجاعت خاص در بیان آرا و نظرات خود و دفاع از آنها
(۱۲) پذیرنده و یادگیرنده (عاشق و آماده یادگیری و دریافت از درون بیرون(
هرقدر نشانه‌های بیشتری از موارد یاد شده در فرد مشاهده شود، احتمال بروز خلاقیت در وی بیشتر خواهد بود. این موارد درواقع همان عوامل سنجش میزان خلاقیت افراد است.
مکانیزم‌هایی که برای سنجش میزان خلاق بودن، از آنها یاد می‌شود، درواقع مکانیزم‌هایی هستند که از طریق آنها میزان حضور و فعال بودن این ویژگی‌ها بررسی می‌شوند. البته باید دقت کرد چنان‌که بیان شد حضور این عوامل و خصوصیات در فرد تنها احتمال بروز خلاقیت توسط وی را افزایش می‌دهد و وجود اینها دلیل بروز حتمی خلاقیت در اشخاص نیست. به هر حال همیشه استثناء وجود دارد و ممکن است بعضی از افراد خلاق این خصوصیات را نداشته باشند. شاید به هیچ‌وجه نتوان قبل از آن که فرد در عمل، خلاقیتی را به‌خرج دهد گفت که وی خلاق هست یا نیست، تنها می‌توان با مشاهده حضور یا عدم حضور خصوصیات افراد خلاق در وی حدس زد که احتمال بروز خلاقیت از او زیاد است یا کم.

[b/]● نظرات متفاوت[b]
در اینجا سؤالی مطرح می‌شود و آن اینکه آیا خلاقیت، سبب بروز خصوصیات در افراد خلاق می‌شود یا این خصوصیات سبب خلاقیت می‌شوند؟
جواب به این سؤال مشکل و شاید غیر ممکن است. شاید بتوان گفت که خلاقیت و خصوصیات یاد شده لازم و ملزوم یا علت و معلول یکدیگرند و تفکیک‌ناپذیر هستند.
باوجود کلیه خصوصیاتی که برای فرد خلاق برشمرده شد، ویژگی‌های دیگری هم به آنها اطلاق شده است: «خلاق کسی است که از بینش برخوردار است. او آنچه را که هیچ‌کس تا به حال ندیده و نشنیده می‌بیند و می‌شنود و به هستی ارائه می‌کند. از نظر وی خلاق درواقع کسی است که از خود چیزی ندارد و مجرایی بیش نیست. او نه در گذشته زندگی می‌کند و نه برای آینده. او فقط در لحظه و برای این لحظه زندگی می‌کند. این لحظه همه چیز است. او فردی است خودانگیخته. فرد خلاق باورهای زیادی را یدک نمی‌کشد او فقط حامل تجربه‌های خویش است. فرد خلاق نمی‌تواند راه رفته را طی کند بلکه باید خود، در میان جنگل‌های انبوه زندگی راه را بیابد؛ باید تنها گذر کند… کسی که چنین زندگی می‌کند هر لحظه در حال خلق خواهد بود و این همان معنی واژه خلاق است.
به هر حال نظرات گوناگونی در مورد اینکه به چه کسی می‌توان «خلاق» گفت وجود دارد که در بیشتر موارد جای تأمل دارند و اینجا به‌اندازه مجال، به معدودی از آنها پرداختیم. در پایان به ذکر چندین خصوصیت رفتاری افراد خلاق در زندگی روزمره اشاره می‌کنیم. آگاهی از این حالات می‌تواند به مدیران و مسئولان در شناسایی پرسنل خلاق و به اولیاء و مربیان در شناسایی کودکان و افراد خلاق کمک کند تا در صورت مشاهده این عوامل، این افراد را تحت توجه ویژه‌ قرار دهند 
 

همت مضاعف و كار مضاعف دراستفاده‌ى بهينه از منابع موجود كشور و امكاناتى كه وجود دارد و هدفمندی یارانه ها

 


 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب