اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم

پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389  ساعت 12:17 PM
  ‌طالب‌لو :
با ورود به هزاره سوم، نظام آموزشی مانند سایر نهادها درگیر تحولات عظیمی‌گردید و با انفجار دانش و اطلاعات روبرو شد .

نظام آموزشی هر کشور به عنوان یک نظام پویا و هدفمند، در تولید و رشد علمی ‌نقش بسزا و سازنده‌ای را ایفا می‌کند و در صدد افزایش تولید دانش می‌باشد. در عصر دانش و نو‌آوری که منبع اصلی رقابت اقتصاد جهانی است نظام آموزشی هر کشور در تلاش است تا دانش تولید شده را در جهت افزایش نو‌آوری بر عهده گیرید . [آشنايي با روز پژوهش]

از آنجا که دانش‌آموزان منبع اصلی تولید دانش هستند و اصلی‌ترین دارایی‌ها به شمار می‌آیند، می‌بایست به شیوه مناسب بر دانش آنها مدیریت شود و تلاش کرد دارایی‌های نهفته در ذهن آن‌ها کشف شود تا این گنج به دارایی‌های با ارزشی تبدیل گردد .

برای کسب دانش صرفاً آموزش و حضور فیزیکی در مکان‌های آموزشی مهم نیست بلکه پژوهش و تحقیق هم می‌تواند بر علم و دانش بیافزاید .

پژوهش عامل مهمی ‌در تولید دانش، دانایی و پیشرفت جامعه انسانی است و میزان پژوهش‌های انجام شده در هرجامعه شاخص توسعه یافتگی آن جامعه به حساب می‌آید . [آشنایی با شاخص توسعه انساني]

هدف تحقیق، کشف و گسترش دانش و در حقیقت راهی برای جستجوی آگاهی است. با تحقیق کردن است که به عرصه‌های جدید علم ودانش می‌توان پا نهاد و وارد عرصه‌های ناشناخته شد .

تاسیس مدرسه نظامیه بغداد توسط خواجه نظام الملک و دارلفنون که در آن‌ها به تربیت پژوهشگر می‌پرداختند و وجود دانشمندانی چون ملاصدرا ، شیخ بهایی، گویای دیرینه بودن تاریخ پژوهش ایرانیان است .

ولی در حال حاضر این طور به نظر می‌رسد که پژوهش نه تنها در کلیه مقاطع تحصیلی نادیده گرفته می‌شود بلکه در دانشگاه‌ها و آموزش عالی هم نقش کمرنگی دارد و تحقیق به معنای واقعی صورت نمی‌گیرد .

سؤال این است که جایگاه پژوهش در نظام آموزشی ما چگونه است؟ و چه موانعی بر سر راه آن قرار دارد؟

ما به دنبال یادگیری مادام العمر هستیم، که خود مسیری جدید در رسالت تعلیم وتربیت و آموزش مدارس است .

علم یک کالای رایگان نیست که به طور طبیعی فراهم شود. علم کشف شخصی است، علم تنها به ذهن آماده خطور می‌کند و با تفکر، تفحص، کشف و تحقیق به وجود می‌آید. آموزش و پژوهش به هم پیوسته‌اند و به تولید علم می‌پردازند .

با نهادینه کردن پژوهش در برنامه آموزش دانش‌آموزان از همان سالهای اولیه تحصیل زمینه برای رشد و شکوفایی، بروز خلاقیت و نوآوری در نوجوانی و بزرگسالی فراهم می‌شود .

توجه به پژوهش در دوران تحصیل منجر به تقویت، روحیه کنجکاوی و خلاقیت در کودکان می‌شود [چطور اعتماد به نفس کودک را تقويت كنيم] و میل به دانستن در آنها افزایش می‌یابد و به کشف محیط اطراف خود می‌پردازند. به آنها چگونه اندیشیدن و چگونه فکر کردن  می‌آموزند و روحیه همکاری و مشورت در آن‌ها تقویت می‌شود .

یادگیری بحث تحقیق صرفاً مخصوص دوران دانشگاه نمی‌باشد بلکه در هرمرحله‌ای از تدریس می‌بایست این امر جدی گرفته شود .

در این راستا عوامل زیادی در نهادینه کردن پژوهش در برنامه آموزشی دانش‌آموزان از همان ابتدای شروع به یادگیری دخیل هستند که در زیر به بررسی آنها می‌پردازیم :

  • نظام آموزشی و نهادینه کردن تحقیق و پژوهش در برنامه درسی

یکی از عوامل مهم در درگیرکردن دانش آموزان در امر تحقیق وپژوهش، توجه صاحب نظران و کارشناسان برنامه درسی است .

از موثرترین کارها نهادینه کردن پژوهش و تحقیق در برنامه درسی در کلیه مقاطع تحصیلی بر اساس اهداف و نیازهای هر مقطع می‌باشد. زمانی که این امر یک بحث ضروری در کنار کلیه دروس در نظام آموزشی مورد توجه باشد، جدی گرفته می‌شود و دانش آموزان از همان سالهای ابتدایی با این مفهوم براساس نیاز و توانایی‌هایشان آشنا می‌شوند و به مرور این مفهوم در آنها درونی می‌شود و به تبحر لازم در این زمینه دست خواهند یافت .

  • نهادینه کردن تحقیق و پژوهش در محتواهای درسی

محتوای درسی باید به گونه‌ای باشد که انگیزه به تحقیق و پژوهش را در دانش آموزان برانگیزد. علاوه بر قراردادن مفاهیم کلی در هر درس، فعالیت‌هایی بعد از هر مبحث درسی تهیه گردد تا منجر به کنجکاوی دانش آموزان شود و آنها را به تحقیق سوق دهد .

  • نقش مدارس

نقش مهمی ‌در نهادینه کردن تحقیق و پژوهش دارند و می‌توانند موجبات شکوفایی جامعه را فراهم کنند .

مدارس که برای برطرف کردن نیاز دانش آموزان به یادگیری به وجود آمده اند، می‌بایست تمام تلاش خود را در جهت رشد یادگیری آنها معطوف نمایند. فراهم آوردن شرایط مناسب برای پژوهش و بها دادن به کارهای تحقیق،  در تقویت امر پژوهش، امری ضروری است .

مدیران خلاق مدارس می‌بایست کلیه منابع و امکاناتی که برای این کار نیاز است محیا کنند، کتابخانه‌های خود را غنی و آزمایشکاه‌های خود را مجهز نمایند. با توجه به این امر که   امروزه کتابخانه‌ها جای خود را به کتابخانه‌های دیجیتالی داده اند و امکان دستیابی به آن‌ها از طریق شبکه امکان‌پذیر است، تا حد الامکان این نیاز را در محیط مدارس فراهم نمایند .

  • نقش معلم

مهمترین و حساس‌ترین نقش را در نهادینه کردن امر پژوهش به عهده دارد. براساس اهداف آموزشی، ویژگی‌های دانش آموزان، نیازها و علاقه‌مندی آن‌ها و امکاناتی که برعهده دارد، تدریس خود را به سمتی سوق دهد که منجربه حس کنجکاوی در شاگردان شود .

تدریس او به گونه‌ای باشد که با پرسیدن سؤالات متنوع، زمینه را برای کسب اطلاعات بیشتر و کسب دانش فراتر فراهم کند. پرسش‌ها باید متناسب با اهداف آموزشی هر پایه و نیاز دانش آموزان باشد .

معلم در ابتدا باید شیوه و مراحل تحقیق کردن را آموزش دهد و سپس بعد از بررسی میزان اطلاعات شاگردان در مورد موضوع مورد نظرکه می‌بایست براساس اهداف، نیازها و علاقه دانش آموزان باشد، به بحث و گفتگو با آن‌ها بپردازد و با ایجاد چالش فکری به منظور دستیابی به اطلاعات بیشتر از آن‌ها خواسته شود در یک مدت زمان معین به تحقیق بپردازند در این صورت آن‌ها قدرت حل مساله مطرح شده را پیدا می‌کنند و به دنبال راه حل  و جمع‌آوری اطلاعات می‌پردازند .

با ارائه کارهای پژوهشی به دانش‌آموزان میزان توانایی علمی، خلاقیت، صبر و شکیبایی را می‌توان سنجید.کارهای پژوهشی را می‌توان به صورت گروهی ارائه داد تا روحیه کارجمعی  و همکاری در آن‌ها رشد یابد. در این حالت بچه‌ها در داخل گروه به تبادل فکر واندیشه می‌پردازند .

در این راستا توصیه می‌شود :

  • نظام آموزشی به امر پژوهش بها دهد .

  • مدیران، مسولان و معلمان توجه کافی به امر تحقیق داشته باشند .

  • مدیران یا مناطق آموزشی فضایی را برای چاپ تحقیقات دانش آموزان فراهم کنند .

  • فراهم کردن امکانات لازم برای تحقیق و در اختیار قرار دادن آنها .

  • تجهیز کتابخانه‌ها و توسعه سایت‌های آموزشی مدارس .

  • معلمان را از نقش پژوهش آگاه کرده و آموزش‌های لازم در این زمینه داده شود .

  • دانش آموزان با شیوه صحیح تحقیق کردن آشنا شوند .

  • مدیران، محلی را برای نگهداری اطلاعات، مطالب و تحقیقات بچه‌ها فراهم کنند .

  • با تهیه فهرستی از تحقیقات انجام شده امکان دسترسی دانش‌آموزان سال بعد،  فراهم شود .

  • توجه به تحقیقات دانش آموزان هرچند ساده و کوتاه باشد .

در نتیجه توجه به پژوهش در کلیه مقاطع تحصیلی امری ضروریست که در صورت نهادینه شدن این امر می‌توانیم در مقاطع دانشگاهی عدم آشنایی دانشجویان با امر تحقیق و پژوهش را برطرف کرد و افراد محقق را در جامعه علم‌آموز خود تربیت کنیم .
 

محوریت : همت مضاعف و كار مضاعف در علم و تحقيق ، دانشگاه‌ها و مراكز تحقيقاتى در همه‌ى زمينه‌ها، علوم تجربى، علوم انسانى



 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389  ساعت 11:57 AM
بدون ترديد واژه پژوهش و تحقيق ،واژه اي شناخته شده براي تمامي صاحبان فکر و انديشه است و فرهنگ تحقيقات و پژوهش آينده نگري را ترسيم مي نمايد و مي تواند بسترهايي را جهت مطالعه همه جانبه و همسو با قوانين که مشتمل بر باورها و قوانين علمي مي باشند، پديد آورد .
کارشناسان عقيده دارند که توسعه پايدار کشورها با ساختارهاي علمي و پژوهشي ارتباط مستقيم دارد. تحولات ناشي از نفوذ علم و فناوري در دنياي امروز برهيچ کس پوشيده نيست واين تحول را مي توان به عنوان يک نکته مسجل در آينده نگري بر پايه تحقيق و پژوهش دانست .
دنياي آينده ، عصر فناوري اطلاعات به مفهوم عام خواهد بود. محققان و صاحبان انديشه بايد به بررسي قابليت هاي علمي کشور بپردازند و با نگرشي عميق و تاکيد بر پيشينه ، استعداد ها و توان بالقوه فردي و اجتماعي شهروندان ايراني ، سعي در بررسي نقاط ضعف و قوت موجود در فرهنگ تحقيقات کشور در ابعاد مختلف، ساختاري و ارائه راهکارهاي عملي و علمي داشته باشند .
لذا بررسي و تبيين مسائل ، پديده ها و نگرش ها و تحقيقات علمي در کليه زمينه هاي فني - مهندسي ، علوم پزشکي ، علوم انساني ، محيط زيست ، کشاورزي و... با تکيه بر فناوري اطلاعات ارزش آگاهانه پژوهش را نمايان مي سازد .
براي دستيابي به وضع مطلوب در پژوهش و تحقيقات علمي ضروري است که نسبت به حل مسائل و مشکلات پيش روي تحقيقات و مديريت بهينه فرآيندها ، فعاليت ها و ايجاد بستر هاي لازم جهت مشارکت همگان پرداخته شود. در همين حال توجه بيشتر به امر تحقيقات و تقويت بودجه براي امور پژوهشي در دستگاه ها و مراکز پژوهشي اجتناب ناپذير است .
با تبيين نقش آفريني هاي علمي زاويه ديد جديدي در بستر فرهنگ پژوهش کشور پديد آمده است که تصميم سازان ، تصميم گيران و مديران جامعه مي توانند با بهره مندي از نتايج اين طرح هاي پژوهشي در روند توسعه استاني ، منطقه اي و کلان کشور و بهبود مستمر امور و تصميم سازي علمي صحيح بر پايه آينده نگري، گام هاي مطمئني بردارند .
با توجه به حرکت شتابان و روبه رشد جامعه جهاني و شکاف بين کشورها در ميزان دسترسي به علم و فناوري نوين ،بي ترديد آينده متعلق به کشورهايي خواهد بود که اهداف ملي خود را بر پايه علم ، تحقيق و پژوهش تنظيم مي نمايند .
در چنين شرايطي با توجه به اهميت و شکل گيري زيرساخت هاي اصلي در عصر کنوني، يکي از عوامل اساسي پيشرفت و توسعه درکشورها ،امر آموزش و پژوهش است. بنابراين با توجه به اين امر مهم مي‌بايست جايگاه حقيقي پژوهش در تمامي بخش ها روشن و شفاف باشد و سهمي از بودجه سالانه کشور بيش از پيش به امر پژوهش اختصاص يابد تا از طرح هاي پژوهشي و پژوهشگران متعهد کشور به معناي واقعي حمايت شود .
در همين حال سياست هاي مراکز علمي و پژوهشي بايد با سياست هاي نظام هماهنگ و همسو باشند و از نتايج طرح هاي پژوهشي به درستي در جهت رسيدن به جايگاه هاي بهتر علمي و ... بهره جست . در همين حال ضروري است که مسئولان و سياست گذاران به صورت دوره اي چالش ها و موانع موجود در اجراي طرح هاي پژوهشي و تحقيقاتي را مورد بررسي و ريشه يابي قرار دهند و نسبت به رفع آنها اقدام نمايند .
در همين حال برقراري روابط علمي و تحقيقاتي در سطح منطقه اي و بين‌المللي بين پژوهشگران و بومي سازي برخي کارهاي تحقيقاتي و پژوهشي به ارتقاي علمي کشورها کمک مي کند .
يکي از عوامل اساسي پيشرفت در کشورها توجه خاص به امر پژوهش است و اگر کشوري هنوز در بخش تحقيق جايگاه حقيقي خود را نيافته است،اين ناکامي از جهات کمي و کيفي بايد مورد بررسي گيرد .فقدان توجيه ضرورت کارهاي پژوهشي،‌ عدم ترسيم پايه‌ هاي نظري و روش شناسي آن، فراهم نبودن امکانات و ابزار لازم و ... از عوامل ناکامي در بخش پژوهش مي باشد .
پژوهش در واقع سلسله تلاش هاي هدف‌دار و علمي است که مي‌تواند به عقلاني کردن و در نتيجه کارآمد ساختن عناصر مختلف علم و معرفت بيانجامد. همچنين بازده حاصل از تکامل آن مي‌‌تواند در پيشبرد امور اجرايي و توسعه زمينه‌هاي مختلف سياسي، اجتماعي، فرهنگي ، ‌اقتصادي و... به کار گرفته شود .
پيوند ديگر تحقيق و پژوهش با رشد و توسعه مربوط به ماهيت بلند مدت و راهبردي آن است. پژوهش به دليل طبيعت علمي و کاربردي وسيع خود جنبه کليدي دارد و در نتيجه بخصوص به دليل ارتباط آن با رشد و توسعه، نياز به عزمي ملي،‌ اراده‌اي جدي و برنامه ‌ريزي قوي دارد. اين امر از چند جنبه حائز توجه است. از سوي ديگر يک عامل کليدي ديگر در رشد و توسعه، پيشرفت فناوري است که خود پيوندي زنده با تحقيقات علمي دارد .
صاحبنظران عقيده دارند که ‌پيوند سه جانبه‌اي بين تحقيق،‌توسعه و فناوري وجود دارد. زيرا تحولات در عرصه فناوري مي‌تواند کارآيي نهاده‌ها و عوامل توليد را بالا ببرد که در نتيجه مي‌توان با منابع کمتر، بهره دهي بيشتري به دست آورد. اين امر از يک سو زمينه ‌ساز رشد و توسعه کشورها است و از سوي ديگر دستيابي به آن بدون پژوهش علمي ممکن نيست .
بررسي ها نشان مي دهد که در تمام دستگاه ها بخش تحقيقات و پژوهش بازوي قوي براي آنها تلقي مي شود و بدون فعاليت کارآ و موثر اين بخش نتيجه دلخواه کسب نمي شود .
از اين رو در تمامي دستگاه ها نگاه جدي به فعاليت بخش پژوهش و توجه بيشتر به نيازهاي آن در راستاي دستيابي به اهداف و برنامه هاي پيش بيني شده ، ضروري است .
بديهي است تمامي کشورها براي رسيدن به قله هاي بالاتر علمي ضمن تقويت روحيه فرهنگ تحقيق در جامعه و کارهاي گروهي بين محققان و پژوهشگران ، بايد توسعه امکانات تحقيقاتي را در کشور مد نظر قرار دهند .
در همين راستا گسترش توان علمي و فناوري جامعه ،استفاده مطلوب از سرمايه و ذخاير مادي کشور ، متحول ساختن جامعه در راستاي پيشرفت‌هاي علمي جهان ، ارائه خدمت به نحو شايسته و در خور انتظار برنامه‌ هاي توسعه ،تلاش در احياي صادرات کالاها و خدمات کشور ،افزايش سطح فرهنگ و آگاهي جامعه ،انجام پژوهش هاي علمي جهت پاسخگويي به نيازهاي مردم و برنامه هاي توسعه ضروري است .
تاکنون خوشبختانه محققان و پژوهشگران کشورمان گام هاي بلندي در زمينه هاي مختلف برداشته اند و اين روند همچنان ادامه دارد .همچنين طبق گفته مسئولان مرکز منطقه اي اطلاع رساني علوم و فناوري در 9 ماهه نخست سال جاري ميلادي ( 2009 ) نزديک به 11 هزار مقاله علمي از سوي محققان ، پژوهشگران و دانشمندان تواناي ايران اسلامي در مجلات معتبر بين المللي به چاپ رسيده که جاي افتخار دارد و بايد به اين دانشمندان و سرزميني که آنها در آن پرورش يافته اند ،باليد .
در پايان بايد گفت که همين محققان و پژوهشگران متعهد و توانمند هستند که راه ايران را براي دستيابي به اهداف سند چشم انداز 20 ساله کشور در افق 1404 هموار خواهند کرد و ايران مي تواند به قدرت نخست علمي و اقتصادي منطقه تبديل شود

 

محوریت : همت مضاعف و كار مضاعف در علم و تحقيق ، دانشگاه‌ها و مراكز تحقيقاتى در همه‌ى زمينه‌ها، علوم تجربى، علوم انسانى



 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389  ساعت 11:54 AM

مقدمه

صحبت از روش‌ها در تحقيق، يکي از مباحث مهم متدولوژيک است. با توجه به متعدد و متکثر شدن دانش‌ها و شاخه شاخه شدن علوم، در طي اعصار و قرون، روش‌هاي تحقيق نيز مسير پر فراز و نشيبي طي نموده‌اند. برخي از اين روش‌ها در آغاز، دائر مدار شيوه‌هاي سنتي و اسناد و کتابخانه‌اي بوده‌اند که در طول زمان، متحول و منظور گشته‌اند و سپس روش‌هاي نوين، به ويژه در قرون پانزدهم و شانزدهم، همراه با تحولات دنياي پوزيتيويسم، پيدا شدند که مبناي کار آنها، آزمايش و تجربه بود. در علوم مختلف، با تقسيم‌بندي‌هاي مختلفي از جهت روشي روبه رو هستيم که در اين مقاله و مباحث بعدي، سعي در کالبد شکافي آنها داريم.

 

پژوهش

روش تحقيق چيست؟

پاي  هر علمي، روش شناخت آن است و اعتبار و ارزش قوانين هر علمي، به روش شناختي مبتني است که در آن علم به کار مي‌رود.

 

استنباط‌هاي علوم مختلف از روش تحقيق

1. روش تحقيق؛ به معناي رويکرد هستي شناسي .

2. روش تحقيق؛ به معناي مکاتب فکري و روش‌هاي تحليل طبيعت و جامعه (مانند تجربه‌گرايي، ثبات‌گرايي، ابطال‌گرايي، طبيعت‌گرايي، مکانيک‌گرايي، رفتارگرايي، تاويل‌گرايي، فهم‌گرايي و پديدارشناسي).

3. روش تحقيق؛ فرايند نظام‌مند براي يافتن پاسخ يک پرسش يا راه‌حل يک مسئله .

در اين باره بايد گفت كه روش تحقيق، مجموعه‌اي از قواعد، ابزار و راه‌هاي معتبر (قابل اطمينان) و نظام يافته، براي بررسي واقعيت‌ها، کشف مجهولات، يافتن روابط و دست‌يابي به راه‌حل مشکلات است .

 

تقسيم‌بندي روش‌هاي تحقيق:

در پژوهش با دو رويکرد زير روبه رو هستيم:

الف) رويکرد خردگرايانه

ب) رويکرد طبيعت‌گرايانه

به عبارت ديگر، انتخاب رويکرد انجام پژوهش، بر پاي  جهان‌بيني و نوع مثال فکري (پارادايمي) است که پژوهش‌گر اختيار مي‌کند. منظور از پارادايم، مجموعه‌اي از مفروضه‌ها، مفاهيم يا گزاره‌هاست که از نظر منطقي، به طور انعطاف‌پذيري به هم مرتبط بوده، جهت فکري و پژوهشي را هدايت مي‌کند. پارادايم خردگرايانه، با ديدگاه اصالت تحصيلي سروکار دارد. مفروض  اين پارادايم، آن است که واقعيت، چيزي است که فرد مي‌تواند به وسيل  حواس خود، آن را تجربه کند. اين پارادايم بر پاي  اين اصل استوار است که متغيرهاي تشکيل دهند  يک فرايند پيچيده را مي‌توان به طور جداگانه از يکديگر بررسي کرد؛ براي مثال، تأثير رفتار معلم بر يادگيري دانش آموزان را مي‌توان بدون مطالع  ساير متغيرهايي که بر يادگيري دانش آموزان اثر مي‌کنند، بررسي کرد. برخي ويژگي‌هاي اساسي پارادايم خردگرايانه عبارتند از: تلخيصي بودن،تکرار پذير بودن و ابطال پذيري.

پارادايم طبيعت‌گرايانه بر اين مفروضه استوار است که واقعيت، چيزي نيست که هم  افراد، به طور يکسان آن را مشاهده کنند و تجرب  مشابهي از آن به دست آورند. علاوه بر اين، تقسيم يک پديد  پيچيده به اجزا و مطالع  هر يک از اجزا، الزاماً ما را به شناخت کامل از آن پديده نمي‌رساند و نيز واقعيت مورد مشاهده و مشاهده‌گر، بر يکديگر تأثير مي‌گذارند و همچنين ارزش‌هاي پژوهش‌گر به نحوي، فرايند پژوهش را تحت تأثير قرار مي‌دهد. بنابراين، در پارادايم طبيعت‌گرايانه مفروض  اصلي مورد تأکيد، آن است که واقعيت مورد مشاهده، به تفسير افراد و ذهنيت آنان بستگي دارد.

در حوز  علوم رفتاري، کاربرد دو پارادايم ياد شده، منجر به دو دسته از روش‌هاي تحقيق شده است كه عبارتند از:

الف) روش‌هاي کمّي که در آنها از داده‌هاي کمي استفاده مي‌شود.

ب) روش‌هاي کيفي که در آنها داده‌هاي کيفي به کار مي‌رود.

اين روش‌ها مکمل يکديگر بوده، براي شناخت پديده‌ها، مي‌توان آنها را با هم مورد استفاده قرار داد. از ديگر تقسيم‌بندي‌هايي که براي روش‌هاي تحقيق - به وسيل  برخي از نويسندگان - به کار برده مي‌شوند تقسيم‌بندي‌هاي ذيل مي‌باشند (cronbach&suppes,1991).

- گذشته‌نگر و آينده‌نگر.

- نتيجه‌گرا و تصميم‌گرا.

به طور کلي، چنانچه داده‌هاي گردآوري شده در رابطه با رويدادهايي باشند که در گذشته رخ داده، طرح تحقيق را مي‌توان گذشته‌نگر تلقي کرد و در صورتي که داده‌هاي مورد نياز پژوهش‌گر، دربار  رويدادهايي باشند كه پژوهش‌گر بايد رخداد آنها را طي دستکاري‌هايي نسبت به يک متغير به وجود آورد و يا به طور کلي، متغير مورد مطالعه چنان باشد که مشاهد  آن در آيند  ميسر باشد، در اين صورت، طرح پژوهشي، آينده‌نگر تلقي مي‌شود.

 

تحقيق

تحقيقات نتيجه‌گرا و تصميم‌گرا

در برخي از نوشته‌هاي مربوط به پژوهش‌هاي علوم رفتاري، تحقيقات، به نتيجه‌گرا و تصميم‌گرا تقسيم‌بندي مي‌شوند. در اين تقسيم‌بندي، منظور از تحقيقات نتيجه‌گرا، تحقيقاتي هستند که هدف پژوهش‌گر صرفاً يافتن پاسخ به مسئله‌اي است که هيچ گونه کاربردي بلافاصله بر آن مترتب نمي‌باشد؛ در حالي که در تحقيق تصميم‌گرا هدف پژوهش‌گر، يافتن پاسخ مسئله‌اي است که نتيج  آن، بلافاصله مي‌تواند در تصميم‌گيري، مورد استفاده قرار گيرد.

 

طبقه‌بندي تحقيق

 1. بر مبناي هدف گرا (Research by purpose)

الف. تحقيقات بنيادي (پايه) (Basic res)

ب. تحقيقات کاربردي (Applied res)

ج. تحقيقات ارزيابي (Evaluation res)

د. تحقيق و توسعه (R & D)

و. تحقيق عملي (کاري) (Actoin res)

 

2. طبقه بندي تحقيق بر حسب روش (Rsearch by method)

الف. تحقيق تاريخي (Historical res)

ب. تحقيق توصيفي (Descriptive res)

ج. تحقيق پيمايشي (زمينه يابي) (Survey res)

د. تحقيق تحليل محتوا (Content analysis res)

 

پژوهش

3. انواع روش‌هاي تحليل محتوا (Content analysis)

الف. مطالعه ميداني (Field research)

ب. مورد کاوي (Case study)

ج. تحقيق همبستگي (Correlational research)

د. آزمايش ميداني

ن. تحقيقات علي - آزمايشي

و. تحقيق علي - تطبيقي

جمع بندي

به طور کلي منظور از روش تحقيق و پژوهش، ارائة مهارت‌ها و تجربه‌هايي است كه دست‌يابي به هدف را آسان‌تر و عملي‌تر مي‌سازد و با صرف وقت كمتر، نتايج بيشتري به دست مي‌آيد. اين نكته، در كلّية روش‌ها مطرح است. يعني هر كاري بر مبناي «روش»هاي برگرفته از تجربه‌ها و موفقيت‌ها انجام پذيرد، تضمين بيشتري براي بهره دهي آن خواهد بود و افرادِ «‌داراي روش» موفق‌ترند و مبتدياني كه با روش افراد موفق آشنا مي‌شوند، زودتر به نتيجه
مي‌رسند.
 

محوریت : همت مضاعف و كار مضاعف در علم و تحقيق ، دانشگاه‌ها و مراكز تحقيقاتى در همه‌ى زمينه‌ها، علوم تجربى، علوم انسانى

 


 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389  ساعت 11:50 AM
پژوهش  در هر عرصه اي مي تواند در موفقيت ايده و طرح مورد نظر کار ساز باشد.
اما متاسفانه پژوهش  در حوزه فرهنگ نقش کاربردي ندارد و برخي از مديران و مسوولا ن کشور به بخش پژوهش  نگاه تشريفاتي دارند.
آنچه مي خوانيد حاصل گفت وگوي ما با حسن بنيانيان رئيس حوزه هنري است که همزمان با هفته پژوهش صورت گرفته است.
تعريف شما به عنوان رئيس حوزه هنري از پژوهش  چيست؟
پژوهش به اين معناست که افراد با بهره گيري از علم، مساله هايشان را کشف کرده ومساله درستي را تعريف کنند يا با بهره گيري از علم براي اين مساله روش ها و راه حل هايي را پيدا کنند و بر کار خود نظارت کنند و اين زماني صورت مي گيرد که علم جنبه کاربردي داشته باشد.
ما نوع ديگري از پژوهش  را داريم که براي کشف علم است و براي پيدا کردن پاسخ سوال هايي بوده که در ذهن افراد خلا ق ايجاد مي شود.
ساختارهاي پژوهش  در کشور ما چه مواردي است؟
اگر نگرشي سيستمي داشته باشيم در پاسخ به اين سوال که براي توسعه پژوهش  چه کار کنيم و چه مواردي در کليه پيشرفت کشور پيش ميآيد براي توسعه پژوهش  است، متاسفانه سيستم هاي نظارتي ما علمي نيست تا مصرف کنندگان علم تحت فشار پارلماني قرار بگيرند و براي استفاده از علم و تصميم گيري هايشان کاربرد داشته باشند، بنابراين اولين مشکل ما در نظام هاي ارزش يابي مديريتي ساختارهاي مختلف کشور است.
پس از اين که سيستم هاي نظارتي ارزيابي تاييد و نقطه ضعف هايشان به صورت علمي تعيين شد، طبيعتا بايد منجر به تقاضا براي پارلمان پژوهشگر و پاسخ به سوالا ت شود. اگر اين تقاضاها شکل بگيرد، مشکل دوم خود را نشان مي دهد که ما به اندازه کافي به عرصه هاي مختلف قانع نمي شويم که مسائل جامعه را بشناسد و به اندازه کفايت در بخش هاي مختلف نداريم پس کمبود محققيني است که بتواند پاسخگوي نيازهاي پژوهشي کار در حوزه کشور باشد.
اگر ما بخواهيم تحول علمي برون دنيا را شناسايي کنيم قاعده اي از علم کاربردي فعال مي شود يعني تحقيقات تخصصي در کشور صورت مي گيرد و از ميان محققين کاربردي، متن هاي جديدي که راضي  به کاربردي نمي شود و مي خواهند علم را کشف کنند با نشاط در آن عرصه کار مي کنند در غير اين صورت اگر آن قاعده در کشور شکل نگيرد، اين ها پس از شناسايي از کشور خارج مي شوند و اين خارج شدن يا به صورت فيزيکي يا خروج علم هايشانبه خارج از کشور است. آنها از امکانات استفاده مي کنند اما علم شان زمينه ساز توسعه کشورهاي توسعه يافته مي شود.
اين ساخت فردي ما ساختار عمومي مديريتي است که روابط اجتماعي به شکلي تعريف مي شود که مديران عالم تر موفق تر معرفي شوند و در يک ساختار اجتماعي مديراني که بهتر مي توانند مديريت را درک کنند موفق تر مي شوند.
در واقع تا زماني که ساختارهاي فرهنگي به نحو عوام فريبانه است توليد علم توسعه پيدا نمي کند، که البته درمان اين کار سيستم هاي نظارتي مستقل يا توسعه آزادي در جامعه است. در حال حاضر يکي از مشکلا ت جدي کشورمان زيرساخت فرهنگي است که در سطح عمومي جامعه بوده که رشد پيدا نکرده است.
متاسفانه هنوز انتقادات و نقادي هاي عالمانه در کشور نهادينه نشده تا آن نقادينه هاي عالمانه به توسعه علم تبديل شود.
يک مجله علمي را مقايسه کنيد که تعداد زيادي از متخصصين تعليم و تربيت بدون ترس از هر گونه محدوديت اجتماعي، ماهانه مبتني بر مطالعات، آمار و تحقيقات ميداني، نقاط ضعف و قوت وزارت آموزش و پرورش را در آن مجله مي نويسند، با اين که نويسنده اي در يکي از روزنامه ها نقد بنويسد و روابط عمومي وزارت آموزش و پرورش هم پاسخ نقد را بدهد که ما الا ن نوع دوم را عمل مي کنيم چون مفهوم امر به معروف و نهي از منکر که در دين اسلا م هم به آن تاکيد شده است، در تعليم و تربيت به يک وظيفه شرعي، ملي و انساني تبديل نشده است که در بخشي از دين به جامعه نقد عالمانه است (نقاط قوت و ضعف) و بستگي دارد به اين که مسوولي بيش از اندازه تحت فشار رواني قرار مي گيرد يا بيش از اندازه مورد تمجيد و تشويق در بستر مسائل سياسي جامعه نه در بستر علمي جامعه قرار مي گيرد.
زماني که موتور محرک توسعه تعامل بسيار نزديکي بين دانشگاه ها و دستگاه هاي اجرايي ما تعريف شده است و موضوعاتي که در رشته علوم تربيتي بحث مي شود از مسائل روز جامعه باشد که در آموزش و پرورش مطرح شود که متاسفانه بحث هاي 50 سال پيش اروپاست که تکرار مي شود.
بستر سوم کار وقتي است که اصلا حات انجام شده و شروع مساله ها را مديران اجرايي و پاسخگويي در جامعه فرهيخته و عالم ما اگر قوانيني مانع از تخصيص منابع است بايد اين قوانين اصلا ح شود، خطرناک ترين حالت اين است که چون پول نفت داريم،  برنامه ريزي که دولت 30 درصد از درآمد را به حوزه پژوهش اختصاص دهد و کار از بالا  به پايين شروع شود، اين وضعيت در حوزه تحقيقات بسيار خطرناک است.
در بحث تحقيقات در مسائل فرهنگي مشکل اول ما پول نبوده بلکه مشکل ثانويه ما پول است و اگر مشکلا ت رفع شود مشکل کمبود منابع شروع مي شود، اما اگر از پول شروع کرديم مشکلا ت اساسي همچنان مخفي مي ماند و جو کاذبي از پژوهش و تحقيق و فعاليت هاي فرهنگي کشور باقي مي ماند تا توسعه محصول واقعي در حوزه فرهنگ و تحقيقات شکل بگيرد.
حوزه هايي که اصل تحول مربوط به مغز آدم هاست نقطه شروع آن پول نيست.
شاخص هاي پژوهش در هنر تعريف شده است؟
پژوهش را بايد در حوزه فرهنگ سراغ گرفت. مديريت در حوزه پژوهش يک مديريت سنتي است که اساسا به مرحله بلوغ فکري براي تصميم گيري نرسيده است.
متاسفانه مربيان و هنرمندان ما به نقاط قوت و ضعف خود پي نمي برند و فعاليتي را انجام مي دهند و از مديران بالادستي خود انتظار منابع دارند، آن منابع وقتي معرفي نمي شود هيچ کس پاسخ علمي به کسي نمي دهد که از مصرف اين منابع در فرهنگ روي مخاطب اصلي چه اتفاقي افتاد به همين دليل نمي توان يک پژوهشگري شناسايي کرد که در يک تحقيق رفته و با مخاطب خود ارزيابي عالمانه کرده و در کنفرانسي ارائه کرده. همه بحث ها نظري است. کسي مي نشيند تعريف مي کند و شما در ارزيابي ها 180 درجه اختلاف نظرخواهيد داشت.
در واقع هنوز مديران در عرصه فرهنگ، زير مرحله تقاضا آفريني براي پژوهش هستند و طبيعتا پژوهش، هنر انتقال مفاهيم از کتابي به کتابي ديگر و نوشتن ادبيات جديدي است چون بايد کارفرما در عرصه اي که مصرف کننده بخش خصوصي است و کارفرما دولت باشد و استانداردي را تعريف کند تا شما به دنبال علم و تکنولوژي جديدي باشيد. در عرصه فرهنگ دنبال آن نيستيم که در عرضه تحولي را ايجاد کنيم.
کسي مي تواند ناظر باشد که تجربه مديران را داشته باشد و مباني نظري علمي را خوانده باشد اما سلسله مراتبي که در سيستم هاي نظارتي جامعه تعريف مي شوند همه جوانان کم تجربه هستند و مباني نظري علمي را نخوانده اند و بسياري از مباني نظري علمي در حوزه فرهنگ ربطي به جامعه ندارد و مباني را زير سوال مي برد. در کليت کشور ساختارهاي رقابتي مشکل دارند و اين موضوع در حوزه فرهنگ عميق و گسترده است.
دانشگاه ها در دستگاه هاي فرهنگي تعامل و رفت و آمدي نداشته و قوه مجريه چندان کاري به فرهنگ ندارد و امروز اگر ايده اي ببري و از دولت پول بگيري از جهت  انطباق با افراد سياسي مورد ارزيابي قرار مي گيرد نه از جهت اين که ايده شما در فرهنگ اثر گذار است يا نيست، زيرا اگر اثرگذار باشد پاسخ نمي گيري.
امروزه سيستم نظارتي وجود ندارد و حوزه هنري در مقايسه با ساير سازمان ها چه ميزان زمان براي فعاليت هاي فرهنگي صرف کرده است؟ شايد 16/5 درصد. بايد براساس اين ميزان آمار پژوهش و تحقيق براي سال آينده برنامه ريزي کنيم.
متاسفانه نگاه پژوهش در کشور ما نگاهي غرب زده شده است زيرا در اين تصور هستيم چون آنها پژوهش مي کنند پس ما مي خواهيم پژوهش کنيم.
يکي از موارد درآمدهاي نفتي است، اگر ما کشور را با ماليات اداره کنيم خيلي زود متوجه مي شويم که بايد بخش خصوص را فعال کرده و ارزش افزوده را ايجاد کنيم و براي داشتن بخش خصوصي بايد قانون کار مناسبي داشته باشيم. آموزش و اصلا ح فرهنگ عمومي جامعه از ديگر موارد مذکور است.
آموزش در توسعه علم و اصلا ح روابط جامعه نشيني از فرهنگ، اصلا ح قوانين است. مشکل آموزشي کارگران بيشتر خودنمايي مي کند تا مشکل فرهنگي  کارگران.
مشکلا ت ريشه اي است که هنوز پژوهش در هنر به معناي واقعي راه نيفتاده است.
اگر توجهي به کتابخانه هاي کشور داشته باشيم، مي بينيم آمار تقاضا براي کتاب هاي آموزشي و کنکور بيشتر است تا کتاب هاي ديگر. در واقع درصد کمي از کتاب هاي پژوهشي متقاضي دارد.
در حال حاضر تعداد زيادي هنرمند هستند که کتاب مي خوانند و تنها به مدرک فکر مي کنند و الا ن هنرمندان ما رغبت نمي کنند که براي نوشتن فيلمنامه کتاب بخوانند.
تفاوت شاخص هاي پژوهش در ايران نسبت به ساير کشورها به چه صورت است؟
کشوري که آرمان هاي متفاوتي را براي اداره کشور تعريف کرده و مدعي تمدن جديدي است اين خودش شاخص توليد مي کند در غير اين صورت همان منابع نفتي ما را مي رساند که مقاله توليد کنيم که آن مقاله زمينه ساز شناسايي مسائل داخل کشور است.
محقق هيچ وقت از ايران بيرون نرود اما براي اينکه کار پيش برود و کارت بگيرد براي پژوهش و تحقيق و اطلا عات و آمار را تکميل کند و در سايت بگذارد تا شناخته شود. استادي مقاله مي نويسد و شناخته شده نيست. براي اين که تبادل اطلا عات به نفع آن هاست شاخص سازي کردند، همه بحث اين است که براي ارتقاي علم بايد شاخص سازي تعريف  کنيم و امتياز هاي متفاوت بدهيم.
اگر امروز کسي مقاله اي نوشت که در رابطه با مطلق علمي بوده يک امتياز دهيم و اگر کسي مقاله اي نوشت که به شکل گيري نظام اقتصادي جامعه کمک کرده باشد، 10 امتياز دهيم زيرا اين مقاله عامل توسعه اقتصادي در جامعه شده است. آن ها فرهنگ خود را اصلا ح نکرده اند بلکه آن ها با نظام ارتباط علمي حوزه علوم انساني به تدريج اين ذهن را مال خود کرده اند.
بايد نسلي را تربيت کينم که در هر جاي کره زمين تنفس مي کنند براي وطن و آرمان اسلا مي کار کنند اما متاسفانه اين نسل را به اين گونه تربيت نکرده ايم و جاي خالي اين نسل احساس مي شود.
پژوهش در اجراي موفق طرح ها و ايده ها چه نقشي دارد؟
ما با درک اين معاني بايد تلا ش کنيم که نسل جوان را شناسايي کنيم و بياوريم در حوزه هنري استان ها و با آن هاارتباط برقرار کنيم و به  اين نقش  باروحيه پژوهشي برسيم يعني مرتبا به آن ها القا کنيم که وقتي مي آيند فيلم مي سازند قبل از ساخت فيلم مطالعه کنند.
هنوز اين سوال وارد عرصه هنر کشور نشده است. بسياري از سريال هايي که مي بينم در کنار آثار مثبت، آثار منفي هم دارد. هر سريال براي گروه هاي مختلف به دليل ظرفيت هاي سني آثار مثبت ومنفي دارد.
در حوزه هنري تلا ش کرده ايم روحيه تحقيقاتي را القا کنيم.
در بسياري از دستگاه ها نهاد پژوهشگر يک نهاد لوکس تشريفاتي بوده است، به همين دليل سرپرست پژوهشگاه در جلسات حضور ندارد.
تصميمات روزمره ربطي به پژوهش ندارد. در حاليکه مديران بايد اشتباهات خود را اعتراف کنند که مديران ديگر آن اشتباهات را تکرار نکنند.
در واقع روحيه پژوهشي  را سعي کرده ام نظارت داشته باشم تا خلق کنم.
يک اثر هنري وقتي فاخر و قابل قبول است که حامل پيام باشد و توانسته  باشد به مخاطب منتقل کند و تاثير بگذارد و اين پيام با مباني علمي انطباق داشته باشد.
اين ملا حظات را  در جسم و روح و روان و فرهنگ  درک نکرده ايم.
به عنوان مثال در مدارس مربي مي خواهد ظرف مدت زمان يک ماه دانشآموز را مومن و متدين کند. اين عملي نمي شود.
واقعيت اين است که نسخه نويسي عمومي در فرهنگ داريم و نسخه اي را براي عموم جامعه در نظر  مي گيريم که کار اشتباه و غيرمعقولا نه است.
سهم پژوهش در بودجه چقدر است؟
يکي از شاخص هاي انحرافي در حوزه فرهنگ شاخصه کميت همچون پول است.
در کشور ما نياز به تحقيقات ندارند پولي را جدا مي گذارند تا تحقيق کنند پس تبديل مي شود به تحقيقات تشريفاتي.
براي اين که بدانيم چه ميزاني از بودجه صرف پژوهش مي شود، بياييم روال تصميم گيري مديران حوزه هنري را بررسي کنيم که بخشي از منابع حوزه صرف تحقيق مي شود يعني مديران در طول هفته چند جلسه علمي با استادان و کارشناسان دارند.
اگر کار نمايشي کرديم پولي را جدا گذاشتيم براي کار تحقيقات، اين براي تحقيقات گذاشته مي شود اما صرف غذا، جشنواره و همايش هاي تکراري در جامعه مي شود.
در اين مدت تلا ش کرده ام که بدنه حوزه هنري را با روحيه تحقيقاتي آموزش دهم تا گام هاي اوليه را بردارم. بايد در کشور براي بحث پژوهش يک جلسه و آموزش گذاشته شود و نقطه شروع آن بودجه و مسائل مالي نباشد.
کتاب در پژوهشگاه توليد مي شود اما در تصميم گيري مديران هيچ نقشي ندارد، رسانه ها مي توانند مفيد باشند در بخش پژوهش و با طرح سوالا ت مديران را به تفکر وادارند.
پژوهش يعني چه و چه کاربردهايي دارد...
يارانه دادن در عرصه هنر مستلزم پژوهش و تحقيق است چون يارانه کمي داريم نمي توانيم سيستم علمي را بر روش قالب کنيم. اما وقتي که کتابي توليد مي کنيم و هنرمندي آن را مطالعه نمي کند، فايده اي نخواهد داشت.
اين ساختار را بايد اصلا ح کنيم که افراد براي فروش کالاي خودشان ناچار به توليد علم بشوند.
تبليغ چيپس و پفک را در تلويزيون مي کنيم اما در راديو سلا مت از مضرات چيپس و پفک صحبت مي کنيم. تضاد در مديران راديو و تلويزيون وجود دارد.
چه پيشنهادي براي ارتقاي بخش پژوهش در کشور و حوزه هاي هنري داريد؟
بايد تجديد نظر بنيادي در نظام هاي ارزشيابي کلا ن کشور صورت بگيرد. انواع ارزشيابي شامل مالي، حقوقي، اداري و فرايندي است. ما متاسفانه مديريت ارزشيابي فرايندي نداريم.
نتيجه فعاليت مديران را بر اساس اساسنامه تنظيم شده بررسي نمي کنند بلکه به حاشيه کشيده مي شوند. معتقدم هم بايد کار خوب کني و هم کار خوب را خوب انجام دهي. مي شود کار خوب را به بدترين نحو انجام داد. بايد مديريت ها را در کشور ارزيابي کرد.
بياييم ساختار ارزشيابي در کشور راه اندازي کنيم. تخصيص منابع را براساس ارزشيابي تعيين کنيم. متاسفانه فضاي بدي در برگزاري جشنواره و همايش درکشور حاکم شده است.
کشورمان درحال توسعه است و ما بايد در رابطه با کيفيت همايش ها و جشنواره ها صحبت کنيم.
 

محوریت : همت مضاعف و كار مضاعف در علم و تحقيق ، دانشگاه‌ها و مراكز تحقيقاتى در همه‌ى زمينه‌ها، علوم تجربى، علوم انسانى



 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389  ساعت 11:48 AM


داوود اصلاني:تحقيق و پژوهش به‌عنوان زيرمجموعه‌اى از نهاد علم، زيربناى توسعه در عصر اطلاعات است و اساسا هر جامعه‌اى براى برنامه‌ريزى در سطح خرد و كلان و گذار موفقيت‌آميز از اقتصاد صنعتى به اقتصاد دانايى‌محور و اطلاعاتي، ناگزير از ساماندهى و مديريت كارآمد و اثربخش امور پژوهشى است.
موفقيت روزافزون علم در شناخت جهان هدفدار و قانونمند كه با تكيه بر ابتكارات خلاقيت‌هاى به وديعه نهاده شده از سوى خداى متعال در وجود بشر و بهره‌بردارى از قدرت شگرف انديشه آدمى صورت گرفته، فضاى زندگى جديدى را براى انسان‌ها به ارمغان آورده است.
اين فضاى جديد و اين تمدن نوظهور كه خود برخاسته از تعاملات عميق ميان تمدنى و ميان‌فرهنگى است، موجد خواست‌ها، نيازها، انديشه‌ها، مسائل و مشكلاتى است كه به نوبه خود توسعه علم و انديشه را مى‌طلبد. در اين مسير انديشه‌هاى ژرف در قالب پژوهش‌هاى بنيادين صورت بحث‌پذير به خود مى‌گيرند و دستمايه انجام پژوهش‌هاى كاربردى مى‌شوند تا خواست‌ها و نيازها را پاسخ گويند و راه‌حل‌هاى بهتر و بيشترى براى مسائل و مشكلات جوامع بشرى پيشنهاد كنند و همين‌جاست كه نقش موثر و سهم بسزاى بخش تحقيقات در روند تحولات جوامع آشكار مى‌شود.
تحولات زندگى بشر در قرن بيستم نشان از گسترش روزافزون اهميت علم و تحقيق داشت، به‌ويژه در نيمه دوم اين قرن كشورهاى صنعتى و در حال توسعه با آگاهى از نقش پژوهش در خلق فناورى و شتاب‌دهى براى توسعه، عمده توجه خود را مصروف تقويت و ارتقاى بخش تحقيق كرده‌‌اند. از اين روست كه مى‌توان گفت بين پيشرفت بخش تحقيق و شتاب توسعه فراگير و پايدار در هر كشور ارتباط مستقيم برقرار است.
اكنون در ابتداى قرن بيست‌ويكم قرار داريم و بايد خود را براى چالش‌هاى فراروى آماده كنيم. كشور ما در آستانه اين قرن با مشكلات اقتصادى مواجه است. تورم، بيكاري، تركيب جمعيتى جوان، وابستگى به درآمد نفت و نوسان در تصميم‌گيرى‌ها و سياستگذارى‌هاى مديريتى تنها موارد اوليه فهرست اين مشكلات عظيم‌اند. تجربه نشان داده يافتن راه‌حل‌هاى پايدار براى مشكلات عظيم اقتصادى مستلزم تعريف و ارائه الگو و مدل توسعه ملى سازگار با فرهنگ، تاريخ و خصوصيات نهادى در هويت هر ملت است. اين مهم بدون انجام پژوهش‌هاى گسترده و مبتنى‌بر اصول علمى دست‌نيافتنى است.
نقش پژوهش در توسعه همه‌جانبه پايدار چنان برجسته و انكارناپذير است كه مى‌توان آن را بدون‌ترديد نيروى محرك توسعه در همه حوزه‌ها اعم از فرهنگ، اقتصاد، سياست و جامعه دانست اما على‌رغم اعتراف و اذعان نسبت به اهميت مقوله پژوهش اين حوزه با دشوارى‌هاى ساختارى و عملكردى فراوانى مواجه است.
يكى از عوامل اساسى پيشرفت در كشورهاى توسعه‌يافته توجه خاص به امر پژوهش است. به عقيده ما در كشورهاى جهان سوم، كشورهاى اسلامى و ازجمله ايران هنوز تحقيق جايگاه حقيقى خود را نيافته است. اين ناكامى هم از جهت كمى و هم از نظر كيفى قابل‌تامل است. عدم توجيه ضرورت پژوهش، عدم‌ترسيم پايه‌هاى نظرى و روش‌شناسى آن، فراهم‌نبودن امكان‌ها و ابزار لازم و در مواردى جانبدارانه بودن كاركرد سازمان‌هاى تحقيقاتى مى‌تواند از عوامل ناكامى پژوهش در ايران باشد.
پژوهش و تحقيق علمى از يك‌سو خصوصيات منحصر‌به‌فردى دارد و از سوى ديگر مى‌تواند آثار و نتايج علمى ويژه‌اى در بر داشته باشد، زيرا پژوهش درواقع سلسله تلاش‌هاى قاعده‌مند، هدف‌دار و علمى است كه مى‌تواند به عقلانى كردن و در نتيجه كارآمد ساختن عناصر مختلف علم و معرفت بينجامد، همچنين بازده حاصل از تكامل آن مى‌تواند در پيشبرد امور اجرايى و توسعه زمينه‌هاى مختلف (سياسي، اجتماعي، فرهنگى و اقتصادي) به كار گرفته شود. اصولا تحقيق به دليل بافت مستدلى كه دارد، مى‌تواند به ارائه تبيينى شفاف از يك موضوع يا توضيحى دقيق و گاهى توصيفى منظم از كاركرد سازمان‌ها و نظام‌هاى مختلف بينجامد. گذشته از اين در تحقيق و پژوهش معمولا نقاط ضعف و قوت موضوع‌ها بررسى شده يا كاركرد سازمان مورد ارزيابى قرار مى‌گيرد و برمبناى آن پژوهش يا اكتشاف مى‌توان براى كارايى بيشتر به نوعى برنامه‌ريزى دست زد.
ارتباط تحقيق و پژوهش
با رشد و توسعه
اصولا هر نوع پيشرفت و توسعه، ارتباط مستقيمى با تحقيقات علمى دارد. همراهى حجم وسيع پژوهش با توسعه‌يافتگى كشورهاى پيشرفته گوياى اين واقعيت است. پيوند ديگر تحقيق و پژوهش با رشد و توسعه مربوط به ماهيت بلندمدت و راهبردى آن است. پژوهش به دليل طبيعت علمى و كاربرد وسيع خود جنبه كليدى دارد و در نتيجه  به دليل ارتباط آن با رشد و توسعه، نياز به عزمى ملي، اراده‌اى جدى و برنامه‌ريزى‌اى فورى دارد. اين امر از چند جنبه حائز توجه است؛ اول سرمايه‌گذارى در نيروى كار است، به اين صورت كه براى كسب بهره‌ورى بيشتر از نيروى كار بايد آن را كارآمد ساخت. دوم كارايى نياز به آموزش كارآمد و توانمندى در كاربرد شيوه‌هاى جديد دارد كه بدون پژوهش علمى ميسر نيست. از سوى ديگر يك عامل كليدى ديگر در رشد و توسعه پيشرفت فناورى است كه خود پيوندى زنده با تحقيقات علمى دارد. توجه به پديده تحقيق و توسعه در كشورهاى پيشرفته و وجود موسسه‌هاى فراوان مرتبط با آن نشانه اين امر است.

تحقيق عقلانيت و امور ارزشي
يكى از نزديك‌ترين عناصر به پژوهش، تعليم و تربيت است. زيرا از يك‌سو تحقيق و آموزش و پرورش هر دو از عناصر درون‌زا بوده و از سوى ديگر پديدآورندگان تحقيق، انسان‌ها و دانشمندان هر جامعه هستند. حتى جنبه آموزشى و پرورشى تحقيق و تاثير آنها را نيز نمى‌توان به راحتى از يكديگر جدا كرد. زيرا جنبه پرورش در تحقيق، آن را هدفمند و معنى‌دار مى‌سازد. يعنى با وجودى كه غناى علمى و تخصصى بالا مى‌تواند به كارايى تحقيق بيفزايد اما تمام مساله اين نيست و به قول پروفسور شوماخر صاحب‌نظر مشهور تعليم و تربيت جوهره اصلى آموزش و پرورش در پژوهش عملي، همان تربيت و امور ارزشى است و ماهيت آموزشى مبتنى‌بر انتقال ارزش است. به تعبير وى يافته‌هاى علمى صرف، درواقع فوت و فن تحقيق هستند ولى فرهنگ تحقيق محسوب نمى‌شوند. تحقيق و پژوهش علاوه بر جنبه‌هاى علمي، القاكننده نوعى روح و معرفت انسانى در هماهنگى ابزارهاى فنى و آرمان‌هاى بشرى نيز هست.
انديشمندان مختلف در مورد علمى بودن يا علمى نبودن تحقيق‌هاى ارزشى ديدگاه‌هاى يكسانى ندارند. گروهى نه‌تنها گزاره‌هاى ارزشى را علمى نمى‌دانند حتى آنها را بى‌معنا تلقى مى‌كنند. عده‌اى ديگر بررسى‌هاى اخلاقى را هم در مجموعه مطالعه‌هاى علمى قرار مى‌دهند و دسته سوم بين آنها نوعى تفكيك قائل مى‌شوند. برخى متفكران مشهور مانند مايكل اسكريون استدلال مى‌كند تمامى داورى‌هاى ارزشى را مى‌توان در قالب علمى مطرح ساخت. وى ادعا مى‌كند اصولا مطالعه‌هاى علمى نيز خود جوهره قضاوتى دارند، زيرا كار روى يك پروژه علمى و تشخيص اعتبار آن نيازمند ارزيابى و داورى در مورد ابزارهاى آزمايشگاهي، داورى در مورد نظريه‌ها و مشاهده‌ها و حتى بررسى برآوردها و ديگر لوازم آن است و اينها همگى قضاوت ارزشى محسوب مى‌شود. بنابراين به عقيده ما پژوهش علاوه بر جنبه آموزشي، تكنيكى و عقلانى از گراى اخلاقى و ارزشى نيز برخوردار است و جدا كردن اين امر از آن، روح و عاطفه حاكم بر تحقيق و اجتماع انسانى مربوط به آن را شكننده مى‌سازد.

محوریت : همت مضاعف و كار مضاعف در علم و تحقيق ، دانشگاه‌ها و مراكز تحقيقاتى در همه‌ى زمينه‌ها، علوم تجربى، علوم انسانى

 


 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389  ساعت 11:46 AM

پژوهش   در هر عرصه ای می تواند در موفقیت ایده و طرح مورد نظر کار ساز باشد .
اما متاسفانه پژوهش   در حوزه فرهنگ نقش کاربردی ندارد و برخی از مدیران و مسوولا ن کشور به بخش پژوهش   نگاه تشریفاتی دارند .
آنچه می خوانید حاصل گفت وگوی ما با حسن بنیانیان رئیس حوزه هنری است که همزمان با هفته پژوهش صورت گرفته است .
تعریف شما به عنوان رئیس حوزه هنری از پژوهش   چیست؟
پژوهش به این معناست که افراد با بهره گیری از علم، مساله هایشان را کشف کرده ومساله درستی را تعریف کنند یا با بهره گیری از علم برای این مساله روش ها و راه حل هایی را پیدا کنند و بر کار خود نظارت کنند و این زمانی صورت می گیرد که علم جنبه کاربردی داشته باشد .
ما نوع دیگری از پژوهش   را داریم که برای کشف علم است و برای پیدا کردن پاسخ سوال هایی بوده که در ذهن افراد خلا ق ایجاد می شود .
ساختارهای پژوهش   در کشور ما چه مواردی است؟
اگر نگرشی سیستمی داشته باشیم در پاسخ به این سوال که برای توسعه پژوهش   چه کار کنیم و چه مواردی در کلیه پیشرفت کشور پیش میآید برای توسعه پژوهش   است، متاسفانه سیستم های نظارتی ما علمی نیست تا مصرف کنندگان علم تحت فشار پارلمانی قرار بگیرند و برای استفاده از علم و تصمیم گیری هایشان کاربرد داشته باشند، بنابراین اولین مشکل ما در نظام های ارزش یابی مدیریتی ساختارهای مختلف کشور است .
پس از این که سیستم های نظارتی ارزیابی تایید و نقطه ضعف هایشان به صورت علمی تعیین شد، طبیعتا باید منجر به تقاضا برای پارلمان پژوهشگر و پاسخ به سوالا ت شود. اگر این تقاضاها شکل بگیرد، مشکل دوم خود را نشان می دهد که ما به اندازه کافی به عرصه های مختلف قانع نمی شویم که مسائل جامعه را بشناسد و به اندازه کفایت در بخش های مختلف نداریم پس کمبود محققینی است که بتواند پاسخگوی نیازهای پژوهشی کار در حوزه کشور باشد .
اگر ما بخواهیم تحول علمی برون دنیا را شناسایی کنیم قاعده ای از علم کاربردی فعال می شود یعنی تحقیقات تخصصی در کشور صورت می گیرد و از میان محققین کاربردی، متن های جدیدی که راضی   به کاربردی نمی شود و می خواهند علم را کشف کنند با نشاط در آن عرصه کار می کنند در غیر این صورت اگر آن قاعده در کشور شکل نگیرد، این ها پس از شناسایی از کشور خارج می شوند و این خارج شدن یا به صورت فیزیکی یا خروج علم هایشانبه خارج از کشور است. آنها از امکانات استفاده می کنند اما علم شان زمینه ساز توسعه کشورهای توسعه یافته می شود .
این ساخت فردی ما ساختار عمومی مدیریتی است که روابط اجتماعی به شکلی تعریف می شود که مدیران عالم تر موفق تر معرفی شوند و در یک ساختار اجتماعی مدیرانی که بهتر می توانند مدیریت را درک کنند موفق تر می شوند .
در واقع تا زمانی که ساختارهای فرهنگی به نحو عوام فریبانه است تولید علم توسعه پیدا نمی کند، که البته درمان این کار سیستم های نظارتی مستقل یا توسعه آزادی در جامعه است. در حال حاضر یکی از مشکلا ت جدی کشورمان زیرساخت فرهنگی است که در سطح عمومی جامعه بوده که رشد پیدا نکرده است .
متاسفانه هنوز انتقادات و نقادی های عالمانه در کشور نهادینه نشده تا آن نقادینه های عالمانه به توسعه علم تبدیل شود .
یک مجله علمی را مقایسه کنید که تعداد زیادی از متخصصین تعلیم و تربیت بدون ترس از هر گونه محدودیت اجتماعی، ماهانه مبتنی بر مطالعات، آمار و تحقیقات میدانی، نقاط ضعف و قوت وزارت آموزش و پرورش را در آن مجله می نویسند، با این که نویسنده ای در یکی از روزنامه ها نقد بنویسد و روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش هم پاسخ نقد را بدهد که ما الا ن نوع دوم را عمل می کنیم چون مفهوم امر به معروف و نهی از منکر که در دین اسلا م هم به آن تاکید شده است، در تعلیم و تربیت به یک وظیفه شرعی، ملی و انسانی تبدیل نشده است که در بخشی از دین به جامعه نقد عالمانه است (نقاط قوت و ضعف) و بستگی دارد به این که مسوولی بیش از اندازه تحت فشار روانی قرار می گیرد یا بیش از اندازه مورد تمجید و تشویق در بستر مسائل سیاسی جامعه نه در بستر علمی جامعه قرار می گیرد .
زمانی که موتور محرک توسعه تعامل بسیار نزدیکی بین دانشگاه ها و دستگاه های اجرایی ما تعریف شده است و موضوعاتی که در رشته علوم تربیتی بحث می شود از مسائل روز جامعه باشد که در آموزش و پرورش مطرح شود که متاسفانه بحث های 50 سال پیش اروپاست که تکرار می شود .
بستر سوم کار وقتی است که اصلا حات انجام شده و شروع مساله ها را مدیران اجرایی و پاسخگویی در جامعه فرهیخته و عالم ما اگر قوانینی مانع از تخصیص منابع است باید این قوانین اصلا ح شود، خطرناک ترین حالت این است که چون پول نفت داریم،   برنامه ریزی که دولت 30 درصد از درآمد را به حوزه پژوهش اختصاص دهد و کار از بالا   به پایین شروع شود، این وضعیت در حوزه تحقیقات بسیار خطرناک است .
در بحث تحقیقات در مسائل فرهنگی مشکل اول ما پول نبوده بلکه مشکل ثانویه ما پول است و اگر مشکلا ت رفع شود مشکل کمبود منابع شروع می شود، اما اگر از پول شروع کردیم مشکلا ت اساسی همچنان مخفی می ماند و جو کاذبی از پژوهش و تحقیق و فعالیت های فرهنگی کشور باقی می ماند تا توسعه محصول واقعی در حوزه فرهنگ و تحقیقات شکل بگیرد .
حوزه هایی که اصل تحول مربوط به مغز آدم هاست نقطه شروع آن پول نیست .
شاخص های پژوهش در هنر تعریف شده است؟
پژوهش را باید در حوزه فرهنگ سراغ گرفت. مدیریت در حوزه پژوهش یک مدیریت سنتی است که اساسا به مرحله بلوغ فکری برای تصمیم گیری نرسیده است .
متاسفانه مربیان و هنرمندان ما به نقاط قوت و ضعف خود پی نمی برند و فعالیتی را انجام می دهند و از مدیران بالادستی خود انتظار منابع دارند، آن منابع وقتی معرفی نمی شود هیچ کس پاسخ علمی به کسی نمی دهد که از مصرف این منابع در فرهنگ روی مخاطب اصلی چه اتفاقی افتاد به همین دلیل نمی توان یک پژوهشگری شناسایی کرد که در یک تحقیق رفته و با مخاطب خود ارزیابی عالمانه کرده و در کنفرانسی ارائه کرده. همه بحث ها نظری است. کسی می نشیند تعریف می کند و شما در ارزیابی ها 180 درجه اختلاف نظرخواهید داشت .
در واقع هنوز مدیران در عرصه فرهنگ، زیر مرحله تقاضا آفرینی برای پژوهش هستند و طبیعتا پژوهش، هنر انتقال مفاهیم از کتابی به کتابی دیگر و نوشتن ادبیات جدیدی است چون باید کارفرما در عرصه ای که مصرف کننده بخش خصوصی است و کارفرما دولت باشد و استانداردی را تعریف کند تا شما به دنبال علم و تکنولوژی جدیدی باشید. در عرصه فرهنگ دنبال آن نیستیم که در عرضه تحولی را ایجاد کنیم .
کسی می تواند ناظر باشد که تجربه مدیران را داشته باشد و مبانی نظری علمی را خوانده باشد اما سلسله مراتبی که در سیستم های نظارتی جامعه تعریف می شوند همه جوانان کم تجربه هستند و مبانی نظری علمی را نخوانده اند و بسیاری از مبانی نظری علمی در حوزه فرهنگ ربطی به جامعه ندارد و مبانی را زیر سوال می برد. در کلیت کشور ساختارهای رقابتی مشکل دارند و این موضوع در حوزه فرهنگ عمیق و گسترده است .
دانشگاه ها در دستگاه های فرهنگی تعامل و رفت و آمدی نداشته و قوه مجریه چندان کاری به فرهنگ ندارد و امروز اگر ایده ای ببری و از دولت پول بگیری از جهت   انطباق با افراد سیاسی مورد ارزیابی قرار می گیرد نه از جهت این که ایده شما در فرهنگ اثر گذار است یا نیست، زیرا اگر اثرگذار باشد پاسخ نمی گیری .
امروزه سیستم نظارتی وجود ندارد و حوزه هنری در مقایسه با سایر سازمان ها چه میزان زمان برای فعالیت های فرهنگی صرف کرده است؟ شاید 16/5 درصد. باید براساس این میزان آمار پژوهش و تحقیق برای سال آینده برنامه ریزی کنیم .
متاسفانه نگاه پژوهش در کشور ما نگاهی غرب زده شده است زیرا در این تصور هستیم چون آنها پژوهش می کنند پس ما می خواهیم پژوهش کنیم .
یکی از موارد درآمدهای نفتی است، اگر ما کشور را با مالیات اداره کنیم خیلی زود متوجه می شویم که باید بخش خصوص را فعال کرده و ارزش افزوده را ایجاد کنیم و برای داشتن بخش خصوصی باید قانون کار مناسبی داشته باشیم. آموزش و اصلا ح فرهنگ عمومی جامعه از دیگر موارد مذکور است .
آموزش در توسعه علم و اصلا ح روابط جامعه نشینی از فرهنگ، اصلا ح قوانین است . مشکل آموزشی کارگران بیشتر خودنمایی می کند تا مشکل فرهنگی   کارگران .
مشکلا ت ریشه ای است که هنوز پژوهش در هنر به معنای واقعی راه نیفتاده است .
اگر توجهی به کتابخانه های کشور داشته باشیم، می بینیم آمار تقاضا برای کتاب های آموزشی و کنکور بیشتر است تا کتاب های دیگر. در واقع درصد کمی از کتاب های پژوهشی متقاضی دارد .
در حال حاضر تعداد زیادی هنرمند هستند که کتاب می خوانند و تنها به مدرک فکر می کنند و الا ن هنرمندان ما رغبت نمی کنند که برای نوشتن فیلمنامه کتاب بخوانند .
تفاوت شاخص های پژوهش در ایران نسبت به سایر کشورها به چه صورت است؟
کشوری که آرمان های متفاوتی را برای اداره کشور تعریف کرده و مدعی تمدن جدیدی است این خودش شاخص تولید می کند در غیر این صورت همان منابع نفتی ما را می رساند که مقاله تولید کنیم که آن مقاله زمینه ساز شناسایی مسائل داخل کشور است .
محقق هیچ وقت از ایران بیرون نرود اما برای اینکه کار پیش برود و کارت بگیرد برای پژوهش و تحقیق و اطلا عات و آمار را تکمیل کند و در سایت بگذارد تا شناخته شود. استادی مقاله می نویسد و شناخته شده نیست. برای این که تبادل اطلا عات به نفع آن هاست شاخص سازی کردند، همه بحث این است که برای ارتقای علم باید شاخص سازی تعریف   کنیم و امتیاز های متفاوت بدهیم .
اگر امروز کسی مقاله ای نوشت که در رابطه با مطلق علمی بوده یک امتیاز دهیم و اگر کسی مقاله ای نوشت که به شکل گیری نظام اقتصادی جامعه کمک کرده باشد، 10 امتیاز دهیم زیرا این مقاله عامل توسعه اقتصادی در جامعه شده است. آن ها فرهنگ خود را اصلا ح نکرده اند بلکه آن ها با نظام ارتباط علمی حوزه علوم انسانی به تدریج این ذهن را مال خود کرده اند .
باید نسلی را تربیت کینم که در هر جای کره زمین تنفس می کنند برای وطن و آرمان اسلا می کار کنند اما متاسفانه این نسل را به این گونه تربیت نکرده ایم و جای خالی این نسل احساس می شود .
پژوهش در اجرای موفق طرح ها و ایده ها چه نقشی دارد؟
ما با درک این معانی باید تلا ش کنیم که نسل جوان را شناسایی کنیم و بیاوریم در حوزه هنری استان ها و با آن هاارتباط برقرار کنیم و به   این نقش   باروحیه پژوهشی برسیم یعنی مرتبا به آن ها القا کنیم که وقتی می آیند فیلم می سازند قبل از ساخت فیلم مطالعه کنند .
هنوز این سوال وارد عرصه هنر کشور نشده است. بسیاری از سریال هایی که می بینم در کنار آثار مثبت، آثار منفی هم دارد. هر سریال برای گروه های مختلف به دلیل ظرفیت های سنی آثار مثبت ومنفی دارد .
در حوزه هنری تلا ش کرده ایم روحیه تحقیقاتی را القا کنیم .
در بسیاری از دستگاه ها نهاد پژوهشگر یک نهاد لوکس تشریفاتی بوده است، به همین دلیل سرپرست پژوهشگاه در جلسات حضور ندارد .
تصمیمات روزمره ربطی به پژوهش ندارد. در حالیکه مدیران باید اشتباهات خود را اعتراف کنند که مدیران دیگر آن اشتباهات را تکرار نکنند .
در واقع روحیه پژوهشی   را سعی کرده ام نظارت داشته باشم تا خلق کنم .
یک اثر هنری وقتی فاخر و قابل قبول است که حامل پیام باشد و توانسته   باشد به مخاطب منتقل کند و تاثیر بگذارد و این پیام با مبانی علمی انطباق داشته باشد .
این ملا حظات را   در جسم و روح و روان و فرهنگ   درک نکرده ایم .
به عنوان مثال در مدارس مربی می خواهد ظرف مدت زمان یک ماه دانشآموز را مومن و متدین کند. این عملی نمی شود .
واقعیت این است که نسخه نویسی عمومی در فرهنگ داریم و نسخه ای را برای عموم جامعه در نظر   می گیریم که کار اشتباه و غیرمعقولا نه است .

 

محوریت : همت مضاعف و كار مضاعف در علم و تحقيق ، دانشگاه‌ها و مراكز تحقيقاتى در همه‌ى زمينه‌ها، علوم تجربى، علوم انسانى

 



 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389  ساعت 11:43 AM
نویسنده: علی طایفی Sample Image

مقدمه:هرچند «تايلور» در تعريف‌ فرهنگ‌ آورده‌ است‌ که‌ فرهنگ کل‌ پيچيده‌ای‌ است‌ مشتمل‌ بر معارف‌، باورها و اخلاق‌، قوانين‌، سنن‌ و هرگونه‌ عادات‌ و قابليت‌های‌ ديگری‌ که‌ اعضای‌ يک‌ جامعه‌ آن را کسب می‌کنند.

، (Hoecklin,۲۶) ما تعريف‌ مورد قبول‌ در علم ‌جامعه‌شناسی‌ ـ به‌مثابه‌ رويکرد اصلی‌ و ضروری‌ بررسی‌ و تحليل‌روابط بين‌ دو پديده‌ فرهنگ‌ وتحقيقات‌ در جامعه‌ ايران‌ ـ عبارتست‌ از «روش‌هايی‌ که‌ اعضای‌ يک‌ گروه‌ يا افراد عضو يک‌ جامعه‌ معين‌ حفظ کرده‌، هنجارهايی‌ که‌ دنبال‌ نموده‌، کالاهای‌ مادی‌ که‌می‌سازند». از اين‌ ديدگاه‌، فعاليت‌های‌ عادی‌ ذهن‌، همچون‌ هنر، ادبيات‌، موسيقی‌ و نقاشی‌ که‌ درزندگی‌ روزمره‌، مترادف‌ فرهنگ ‌تلقی‌ می‌شوند، معانی‌حاشيه‌ای‌ محسوب‌ می‌گردند (Giddens,۳۱).

با توجه‌ به‌ دوتعريف‌ مذکور و تميز سازه‌ای‌ چون‌ فرهنگ‌ که‌ عينيت‌ آن‌ بسيار بسيط است‌، و نظر به‌ اين‌که‌ هم‌ تحقيق‌ و هم‌ فرهنگ‌هر دو دارای‌ ماهيتی‌ فرابخشی‌ هستند و در تمامی‌ حوزه‌های‌ علوم‌نظری‌ و عملی‌ و بخش‌های‌ مختلف‌ اقتصادی‌، اجتماعی‌ و فرهنگی‌، بسترهايی‌ را فراهم‌ آورده‌اند، لذا جهت‌ مطالعه‌ همه‌جانبه‌ اين‌ مقوله‌ و روابط بين‌ اين‌ دوپديده‌ می‌بايست‌ همسو با فرايند عملياتی‌تر کردن ‌سازه‌ای‌ چون‌ فرهنگ‌، با تأکيد بر تحقيقات‌، اين‌ دومفهوم‌ را در ابعاد مختلفی‌ بررسی‌ کرد تا از ابهامات‌، ناگفته‌ها و ناپيداهای‌ آن‌ کاسته‌شود.برای‌ پرهيز از تحويل‌گرايی‌ و سقوط در ورطه‌ نگرش‌های‌ تک‌عاملی‌، بايد به‌گونه‌ای‌ عمل‌ کرد که‌ به‌ همه‌ عوامل‌ موجود در زمينه ‌فرهنگ‌ تحقيقات‌ در کشور و نيز تمامی‌ ابعاد مختلف‌ اين‌ موضوع‌ اعم‌ از ابعاد دينی‌، سياسی‌، قانونی‌، اقتصادی‌، ساختاری‌، زبانی‌، معرفتی‌، آموزشی‌ و مديريتی‌ توجه‌ شود تا از اين‌ طريق‌ نقاط ضعف‌وقوت‌ آن‌ در هر بعد آشکار گردد. بديهی‌ است‌ با چنين‌ کوششی‌، امکان‌ جامع‌نگری‌ و عينی‌گرايی‌ افزايش‌ خواهد يافت‌.

۱) بررسی‌ وضع‌ موجود فرهنگ‌ تحقيقات‌

۱ـ ۱ ـ نقاط ضعف‌: ضعف‌ها و مسائل‌ آسيب‌شناختی‌ فرهنگی‌ را که‌ در بدنه‌ تحقيقات ‌کشور وجود دارند، در ابعاد مختلف‌ به‌ شرح‌ زير می‌توان‌ بيان‌ کرد:

الف‌) بعد دينی‌: ــ تقليدگرايی‌ و پذيرش‌ آن‌چه‌ هست‌ به‌مثابه‌ نوعی‌ تقدير ازلی‌ و اتکابرگزاره‌های‌ پيشينی‌ (Apriori)،

ــ تقدس‌ بخشيدن‌ به‌ پديده‌های‌ طبيعی‌ و انسانی‌ ـ اجتماعی‌ وتابوسازی‌ از آن‌ها و پرهيز از هرگونه‌ برخورد نقادانه‌ و پرسشگرانه‌درجهت‌ شناخت‌ عينی‌ آن‌ پديده‌ها،

ــ غلبه‌ برخی‌ عقايد قالبی‌ (Stereotype) بر افکار و انديشه‌های‌پژوهشگران‌ کشور و القای‌ برخوردهای‌ تحميلی‌ با پديده‌ها وانعطاف‌ناپذيری‌ چارچوب‌های‌ مفهومی‌ و شناختی‌ آنان‌ در انطباق‌ باپديده‌های‌ محيط طبيعی‌ و انسانی‌ ـ اجتماعی‌ ومسائل‌ معرفتی‌ ديگر،

ــ ضعف‌ تلاش‌ و پی‌گيری‌ و خستگی‌ناپذيری‌ در کشف‌ حقايقی ‌که‌ به‌نوعی‌ ناشی‌ از تعلقات‌ آخرت‌جويانه‌ ودنياگريزی‌های‌ تعريف‌نشده‌ و نامشخص‌ است‌.

ب‌) بعد سياسی‌: ــ تفرد و بی‌اعتمادی‌ افراد به‌ يکديگر. اين‌ ويژگی‌ که‌ ناشی‌ ازحاکميت‌ استبداد و مقابله‌ با هرگونه‌ فعاليتی‌ است‌ که‌ نيازمند اجتماع‌بيش‌ از دونفر ما است‌، در طول‌ زمان‌ به‌صورت‌ ميراثی‌ تاريخی‌ ـ فرهنگی‌ درآمده‌ است‌.

ــ تقيه‌ و پنهان‌کاری‌ صاحبان‌ فکر و انديشه‌ در بيان‌ افکار، آرا وعقايد خويش‌، که‌ خود متأثر از سيطره‌ فضای‌ ترس‌ و ارعاب‌ و عدم‌تحمل‌ افکار دگرانديشان‌ در نظام‌ سياسی‌ ايران‌ در طول‌ تاريخ‌ است‌.

پ‌) بعد قانونی‌: ــ شيوع‌ تدريجی‌ نوعی‌ هنجارشکنی‌ علمی‌ در بين‌ پژوهشگران‌ وانديشه‌گران‌، و بروز واکنش‌های‌ خاص‌ غيراخلاقی‌ و غيرقابل قبول ‌درفضاهای‌ علمی‌ و تحقيقاتی‌ همچون‌ اقتباس‌های‌ بدون‌ مأخذ، تهيه ‌مقالات‌ يا ايراد سخنرانی‌هايی‌ که‌ محتوای‌ آن‌ها تخريب ‌شخصيت‌(های‌) علمی‌ و پژوهشی‌ است‌، قلب‌ واقعيت‌ها و...،

ــ غلبه‌ رابطه‌ به‌جای‌ ضابطه‌ در فرايند تحقيق‌ و بازار عرضه ‌و تقاضای‌ کالاهای‌ پژوهشی‌،

ــ ضعف‌ توجه‌ قوانين‌ ومقررات‌ خاص‌ پژوهش‌ به‌ ملاحظات‌ وضرورت‌های‌ فرهنگی‌ ملازم‌ با علم‌ و فن‌آوری‌ و تحقيقات‌ درکشور، و وجود خلأ نسبی‌ در زمينه‌ تأثير جهت‌گيری‌های‌ فرهنگی‌ درتصويب‌ قوانين‌.

ت‌) بعد اقتصادی‌: ــ تأثيرخصيصه‌ مصرف‌گرايی‌ در علم‌ و فن‌آوری‌ به‌ علت‌ حاکميت‌ روحيه‌ مصرف‌گرايی‌ بر ساختار فرهنگ‌ عمومی‌ کشور واتکای‌ اين‌فرهنگ‌ بر کسب‌ و جذب‌ يافته‌ها و توليدات‌ علمی‌ و تحقيقاتی‌، بدون‌ آن‌که‌ به‌ فرايند توليد و چگونگی‌ پيدايی‌ آن‌ آگاه‌ باشد،

ــ ضعف‌گرايش‌ به‌ توليد دانش‌ علمی‌ و فنی‌ در کشور به‌علت‌ غلبه‌ نوعی‌ آماده‌ خوری‌ فرهنگی‌ و علمی‌ يا به‌ تعبيری‌ رانت‌جويی‌ (Rentalism) که‌ حاصل‌ آن‌ خلق‌ و توليد فکر و انديشه‌ بدون‌کمترين‌ زحمت‌ و تلاش‌ است‌،

ــ غلبه‌ منش‌ پول‌گرايی‌ و محوريت‌ منافع‌ و سودمندی‌های ‌اقتصادی‌ در فرايند تحقيق‌ به‌ جای‌ منافع‌ انسانی‌ ـ اجتماعی‌ حاصل‌ ازانجام‌ تحقيق‌ درعرصه‌های‌ ملی‌ و جهانی‌ Money is first)به‌جای‌(Manifest،

ــ ضعف‌ نگرش‌ در زمينه‌ عمومی‌ دانستن‌ مالکيت‌ يافته‌ها ومنابع‌ علمی‌ ـ پژوهشی‌ (Communism) و لذا عدم‌ بهره‌وری‌ واستفاده‌ بهينه‌ از اين‌ منابع‌ از يک‌سو و شخصی‌ تلقی‌ کردن‌ سرمايه‌ها و سرمايه‌گذاری‌های‌ علمی‌ افراد در فرايند تحقيق‌ و نوآوری‌ از سوی‌برخی‌ پژوهشگران‌ (محسنی‌، ۸۶ ـ۸۲).

ث‌) بعد ابزاری‌: ــ ضعف‌ استفاده‌ بهينه‌ از ابزارهای‌ فرهنگی‌ يا صنايع‌ فرهنگی‌ نوين ‌همچون‌ رايانه‌ ،تلويزيون‌، راديو، سيستم‌ ويدئويی‌ و مطبوعات‌(صنعت‌ چاپ‌) درجهت‌ اشاعه‌ فرهنگ‌ علمی‌ و روحيه‌جست‌وجوگری‌.

ج‌) بعدساختاری‌، سازمانی‌ و مديريتی‌:ــ فقدان‌ تمايز ساختی‌ و تفکيک‌ نقش‌ها (Differentiation) در ساختارهای‌ علمی‌ و فنی‌ جهت‌ بررسی‌ و پژوهش‌ و مبهم‌ بودن‌جايگاه‌ پژوهش‌ و پژوهشگر واقعی‌ از يک‌سو و نامشخص‌ بودن ‌متولی‌ اصلی‌ پژوهش‌ در زمينه‌ فرهنگ‌ علمی‌ کشور از سوی‌ ديگر.به‌عبارت‌ ديگر تقسيم‌ کار ناسودمند و مخدوش‌ ناشی‌ از فقدان ‌تمايزهای‌ شناختی‌ درانديشه‌ها و افکار تصميم‌گيران‌ وگاه‌ تصميم‌سازان‌ (Smelser,۱۲۰)،

ــ ابهام‌ در ارزش‌گذاری‌ فعاليت‌های‌ علمی‌ و غير آن‌ و شيوع‌ نوعی‌ بی‌وزنی‌ يا بی‌تکليفی (Ambivalence) در ميان‌ پژوهشگران‌ وبه‌ طريق‌ اولی‌ در فرهنگ‌ عمومی‌ و نامشخص‌ بودن‌ پاسخ‌ اين ‌پرسش‌ هميشگی‌ که‌ علم‌ بهتر است‌ يا ثروت‌،

ــ بی‌ سامانی‌ و نبود ساختاری‌ پويا، پايدار و ارگانيک‌ درفرهنگ‌علمی‌ و پژوهشی‌ کشور و نامشخص‌ بودن‌ راهبردها و انتظارات‌ و اهداف‌ تفصيلی‌ در اين‌ زمينه‌،

ــ آميزش‌ شئونات‌ اقتصادی‌ و اجتماعی‌ پژوهشگران‌ ونامتناسب‌ بودن‌ وضعيت‌ معيشتی‌ و سطح‌ زندگی‌ پژوهشگران‌ باتوجه‌ به‌ جايگاه‌ رفيع‌ تحقيق‌ و علوم‌ و انديشه‌ورزی‌ در جامعه‌ وبازخورد منفی‌ اين‌ شرايط در ذهن‌ و انديشه‌ پژوهشگران‌ و درنهايت ‌شيوع‌ تمايل‌ به‌ کاسب‌کاری‌ در تحقيق‌ و آلايش‌ دامان‌ علم‌ و پژوهش‌به‌ انديشه‌ سودجويی‌،

ــ نبود يقين‌ و باور عميق‌ ميان‌ مديريت‌ بخش‌های‌ سياسی‌، اداری‌ و گاه‌ اقتصـادی‌ جـامعه‌ به‌ اهمیـت‌ تحقیـق‌ ويافته‌هـای‌ علمی‌ و فن‌آوری‌های‌ مختلف‌ در تـوسعه‌ کلان‌، ميان‌بخشی‌ و بخشی‌کشور،

ــ حاکميت‌ فرهنگ‌ سازمانی‌ ايستا و گاه‌ منحط اداری‌ برسازمان‌های‌ علمی‌ و پژوهشی‌ و در برخی‌ موارد حضور فعال‌ و نقش‌آفرين‌ عناصر کوته‌بين‌، عافيت‌طلب‌، تنگ‌نظر و بيمار درمحيطهای‌ علمی‌ و پژوهشی‌ وآلودن‌ فضای‌ پژوهشی‌ به‌ برخی ‌رفتارهای‌ نامناسب‌،

ــ ضعف‌ توجه‌ به‌ شايسته‌سالاری‌ (Meritocracy) وتخصص‌گرايی‌ در انتخاب‌ مديريت‌های‌ علمی‌ و پژوهشی‌ و ارزيابی ‌عملکرد آنان‌ بدون‌ در نظر گرفتن‌ عملکرد رقيبان‌ داخلی‌ که‌ براساس ‌شايسته‌سالاری‌ عمل‌ می‌کنند،

ــ چيرگی‌ انديشه‌ و تفکر دولتی‌ بر سازمان‌ها و مديريت‌های‌علمی‌ کشور که‌ حاصل‌ آن‌ اتخاذ تدابيری‌ غيراقتصادی‌، هزينه‌زا، حجيم‌ و درعين‌ حال‌ کم‌محتوا و نيز انحصارطلبی‌ در بسترسازی‌های ‌تحقيقاتی‌، علمی‌ و فنی‌ کشور به‌ويژه‌ عناصر و قابليت‌های‌ دولتی است‌ و همچنين‌ ناتوانی‌ در جذب‌ و جلب‌ مشارکت‌ سازمان‌های ‌غيردولتی‌ در جهت‌ علم‌، فن‌آوری‌ وتحقيق‌،

ــ ضعف‌ آينده‌نگری‌ درتحقيقات‌ و ابتلا پژوهش‌ها به‌روزمرگی‌،

ــ ضعف‌ منش‌ فرهنگی‌ در انگيزه‌های‌ تحقيقی‌ و فعاليت‌های‌علمی‌ و فنی‌ در کشور با تشويق‌ و تقدير از خلاقيت‌ها، تسهيل‌ درثبت‌ يافته‌ها و نوآوری‌ها و اختراعات‌، تسريع‌ در فرايند پيشنهاد، تصويب‌ و حمايت‌ مالی‌ جهت‌ اجرای‌ طرح‌های‌ تحقيقاتی‌ اعم‌ ازبنيادی‌ يا کاربردی‌،

ــ ضعف‌ نگرش‌ تحقيقاتی‌ در ميان‌ مديريت‌های‌ سازمان‌های‌علمی‌ ـ تحقيقاتی‌ کشور در جهت‌ استفاده‌ از ابزارهای‌ پژوهشی‌ دراستفاده‌ از منابع‌ انسانی‌، بازاريابی‌ و مديريت‌ علمی‌ در فعاليت‌های‌ علمی‌ ـ پژوهشی‌.

چ‌) بعد زبان‌شناختی‌: ــ شکاف‌ معنی‌ شناختی‌ (Semantics) ميان‌ زبان‌ علمی‌ و زبان‌روزمره‌ و نارسايی‌ مفاهيم‌، تعبيرات‌ و معادل‌سازی‌های‌ واژگان‌ واصطلاحات‌ علمی‌ درنزد عموم‌ مردم‌،

ــ شکاف‌ معنی‌ شناختی‌ ميان‌ زبان‌ علمی‌ جامعه‌ علمی‌ امروز ايران‌ و زبان‌ علمی‌ دنيای‌ کنونی‌ که‌ خود ناشی‌ از ضعف‌ درک‌ فرايندپيدايی‌ يافته‌ها و فراورده‌های‌ علمی‌ است‌،

ــ وجود ضعف‌ در گفتمان‌ علمی‌ کشور و منش‌ ديالکتيک‌ دربحث‌، نقد و تبيين‌ نگرش‌ها و يافته‌های‌ علمی‌ نظری‌ و فنی‌ در جامعه‌علمی‌ و دوری‌ نسبی‌ پژوهشگران‌ از رويارويی‌ با اين‌ مسئله‌.

ح‌) بعد روحی‌ و معرفتی‌: ــ ضعف‌ روحيه‌ واخلاق‌ جست‌وجوگری‌، پرسشگری‌ و طرح‌مسئله‌ به‌مثابه‌ منشی‌ علمی‌ در فرهنگ‌ عمومی‌ کشور،

ــ ضعف‌ روحيه‌ کار جمعی‌ و بها دادن‌ بيشتر به‌ فردگرايی‌ نسبت‌به‌ توليد جمعی‌ و ارزش‌های‌ آن‌ (Hofstedt,۳۴)،

ــ ضعف‌ اتکای‌ نظام‌ معرفتی‌ برخی‌ از مديران‌ سازمان‌های‌علمی‌ و پژوهشی‌ و همچنين‌ پژوهشگران‌ به‌ مفروضات‌ پسينی‌ يا آن‌چه‌ از تجربه‌ به‌دست‌ می‌آيد و ميل‌ به‌ اتکا بر انگاره‌های‌ ذهنی‌، ازلی‌ و پيشينی‌ در برخورد با پديده‌ها و تصميم‌سازی‌ و تصميم‌گيری‌ها،

ــ سوگيری‌ (Bias)های‌ ارزشی‌ آگاهانه‌ يا ناآگاهانه‌ در فرايندتحقيق‌ و ضعف‌ عينيت‌ در تحقيق‌ به‌خصوص‌ در عرصه‌های‌ انسانی‌ـ اجتماعی‌،

ــ ضعف‌ منطق‌ علمی‌ و شک‌ سازمان‌يافته‌ در انديشه‌پژوهشگران‌ (محسنی‌، ۸۶ـ۸۲)

ــ ضعف‌ الگوپردازی‌های‌ علمی‌ از حيث‌ نگرش‌ها و رفتارعلمی‌، عمومی‌ و فردی‌ پژوهشگران‌ متأخر و معاصر کشور،

ــ برخورد قالبی‌ با بسياری‌ ازپديده‌های‌ تاريخی‌ و شخصيت‌ها وجريان‌های‌ آن‌، و نيز پديده‌های‌ اجتماعی‌ ـ انسانی‌ در جامعه‌ معاصرو ضعف‌ در به‌دست‌ آوردن‌ نگرشی‌ علمی‌،

ــ ضعف‌ در اشاعه‌ نگرش‌ سامان‌مند يا نظام‌گرا (SystemsApproach) دربررسی‌ و تبيين‌ مسائل‌ ، پديده‌ها و روابط بين‌ آن‌ها وميل‌ عمومی‌ به‌ تحويل‌گرايی‌ (Reductionism) درتحقيق‌.

۱ ـ ۲ ـ نقاط قوت‌: هرچند در بررسی‌های‌ غيرجانبدارانه‌ می‌بايست‌ به‌ تحليل‌ وضعيت‌موضوع‌ مورد بررسی‌ تحليل‌ نقاط ضعف‌ و قوت‌ آن‌ اهتمام‌ ورزيد،اما در بررسی‌ مقدماتی‌ حاضر، دامنه‌ مسائل‌ آسيب‌شناختی‌ فرهنگ‌علمی‌ ـ پژوهشی‌ کشور بسيار وسيع‌تر از دامنه‌ قابليت‌ها وتوانايی‌های‌ بالقوه‌ آن‌ مطرح‌ شده‌ است‌. اين‌ امر شايد ناشی‌ از دوواقعيت‌ باشد: نخست‌، چيرگی‌ نگرش‌ مسئله‌شناختی (Problematics) يا درد شناسی‌ موضوع‌ مورد بررسی‌; دوم‌، ضعف‌بسترها و زمينه‌های‌ تاريخی‌ و کنونی‌ قابليت‌ها و توانايی‌های‌ علمی‌ ـ پژوهشی‌ بالقوه‌ کشور، که‌ در هر دو جنبه‌، ضرورت ‌ظرفيت‌سازی‌های‌ بيشتر و نظام‌مندتر علمی‌ ـ تحقيقاتی‌ از يک‌سو وميل‌ به‌ توسعه‌ نظام‌ تحقيقاتی‌ کشور از سوی‌ ديگر، تقويت‌ می‌شود. بديهی‌ است‌ در اين‌ بخش‌ بسياری‌ از مطالبی‌ که‌ مطرح‌ می‌گردد، بيانگر قابليت‌های‌ بالقوه‌ای‌ است‌ که‌ در فرايند بسترسازی‌های ‌فرهنگی‌ به‌ بازآفرينی‌، انطباق‌ و کارآمدی‌ آن‌ها می‌توان‌ اهتمام‌ کرد. برهمين‌ اساس‌ اين‌ قابليت‌ها و نقاط قوت‌ در ابعاد زير قابل‌ بررسی‌است‌:

الف‌) بعد دينی‌: ــ تأکيد آموزه‌های‌ دينی‌ بر تحقيق‌، تفحص‌، سير در آفاق‌ و انفس‌ وشناخت‌ تاريخ‌ و جغرافيا و همچنين‌ تدبير و تدبر در پديده‌های‌طبيعی‌ و انسانی‌،

ــ کمبود نسبی‌ پژوهشگران‌ ماهر در تميز انگاره‌ها و گزاره‌های‌دينی‌ از غيردينی‌.

ــ سفارش‌ مؤکد متون‌ دينی‌ به‌ توجه‌ به‌ دنيا و واقعيات‌ پيرامون‌آن‌ به‌مثابه‌ ابزاری‌ مناسب‌ برای‌ رسيدن‌ به‌ سعادت‌ اخروی‌،

ــ وجود نگره‌ها و الگوهای‌ علمی‌ ـ دينی‌ در زمينه‌ اشاعه‌ فرهنگ‌تلاش‌ و پی‌گيری‌ در جهت‌ کشف‌ حقايق‌ موجود در تاريخ‌ دينی‌ و دربين‌ متفکران‌ دينی‌ معاصر.

ب‌) بعد سياسی‌:ــ وجود منش‌ بيگانه‌ ستيزی‌ و خودباوری‌ ملی‌ ـ قومی‌ و بهره‌گيری‌ ازاين‌ منش‌ در اشاعه‌ و تقويت‌ انديشه‌، تفکر و تلاش‌های‌ علمی‌ ـ پژوهشی‌ (طايفی‌، «تحول‌ فرهنگی‌ ...»، ۴۴ـ ۳۷)،

ــ وجود نگره‌ها و حرکت‌های‌ جمعی‌ و گروهی‌ درتاريخ‌ معاصر و استفاده‌ ازآن‌ها در الگوسازی‌های‌ مربوط به‌ منش‌ فرهنگی‌کارجمعی‌ و گروهی‌ و ارزش‌آفرينی‌های‌ آن‌.

پ‌) بعد قانونی: ــ امکان‌ اصلاح‌، بازنگری‌ و تطبيق‌ قوانين‌ و مقررات‌ ويژه‌ پژوهش‌ ومرتبط با فرهنگ‌ علمی‌ و پژوهشی‌ کشور و همسو کردن‌ آن‌ بافرهنگ‌ علمی‌ جهانی‌،

ــ فراهم‌ آوردن‌ تمهيداتی‌ در زمينه‌ سازوکارهای‌ قانونی‌ نظام‌پاداش‌ دهی‌، نظام‌ دستمزدی‌، نظام‌ حقوقی‌ مربوط به‌ فعاليت‌های‌علمی‌ ـ پژوهشی‌ به‌منظور اشاعه‌ منش‌های‌ فرهنگی‌ متناسب‌ و دوری‌از هنجارشکنی‌.

ت‌) بعد اقتصادی‌: ــ حاکميت‌ منش‌ قناعت‌ بر فرهنگ‌ مصرف‌ آموزه‌های‌ فرهنگی‌جهت‌ ميل‌ به‌ ايجاد ارزش‌ افزوده‌ و کاهش‌ هزينه‌ها و اشاعه‌ آن‌، به‌ويژه‌ در فرايند تحقيق‌ و توليد علمی‌ و فنی‌ کشور.

ث‌) بعد ابزاری‌:ــ وجود شخصيت‌ها و چهره‌های‌ ملی‌ علمی‌ ـ پژوهشی‌، اعم‌ ازمتقدم‌ و متأخر و معاصر جهت‌ الگوپردازی‌ درفرهنگ‌ علمی‌ ـ تحقيقاتی‌ و اشاعه‌ آن‌،

ــ وجود قابليت‌های‌ موضوعی‌، محققان‌، يافته‌های‌ پژوهشی‌، توليدات‌ تصويری‌، تکنولوژی‌ آموزش‌های‌ ديداری‌ ـ شنيداری‌ وانتشارات‌ علمی‌ ـ پژوهشی‌ در دنيای‌ امروز جهت‌ استفاده‌ از آن‌ها درصنايع‌ فرهنگی‌ کشور،

ــ وجود بنگاه‌های‌ انتشاراتی‌، پژوهشی‌ وتوليدکننده‌ برنامه‌های‌علمی‌ ـ پژوهشی‌ درکشور،

ــ وجود صنايع‌ فرهنگی‌ اطلاع‌رسانی‌ و آموزشی‌ نسبتاً مناسب‌ جهت‌ سرمايه‌گذاری‌های‌ فرهنگی‌ ـ علمی‌ بيشتر.

ج‌) بعدساختاری‌، سازمانی‌ و مديريتی‌:ــ وجود برخی‌ مديران‌ لايق‌، توانمند و کوشا جهت‌ الگوپردازی‌های‌ شغلی‌ درعرصه‌های‌ مديريت‌ علمی‌،

ــ وجود تجربيات‌ ارزشمند داخلی‌ و خارجی‌ که‌ به‌ کار بستن‌آن‌ها در بهينه‌سازی‌ سازمان‌ها و تشکيلات‌ مربوط به‌ فعاليت‌های‌علمی‌ و پژوهشی‌ و سامان‌دهی‌ فرهنگی‌ ساختار تحقيقات‌ کشور بسيار مؤثر است‌،

ــ وجود افراد توانمند ومتخصصان‌ ايرانی‌ مطرح‌ درسطح‌ جهانی‌به‌منظور استفاده‌ از آن‌ها در پايه‌ريزی‌ ساختارهای‌ نوين‌ علمی‌ ـ تحقيقاتی‌ و مديريتی‌ ايران‌،

ــ وجود پژوهشگران‌، انديشه‌گران‌، و صاحبان‌ فکر و تجربه‌ وتخصص‌ ايرانی‌ مقيم‌ در خارج‌ از کشور که‌ مشورت‌ با آن‌ها در بهبود و سامان‌دهی‌ وضع‌ موجود علم‌، فن‌آوری‌ و تحقيقات‌ درکشور بسيارسودمند است‌.

چ‌) بعد زبان‌شناختی‌: ــ وجود متخصصان‌ زبان‌شناسی‌ علمی‌ مبرز جهت‌ معادل‌سازی‌های‌صحيح‌، رسا و قابل‌ فهم‌ برای‌ اجتماعات‌ علمی‌ و مخاطبان‌ آن‌،

ــ قابليت‌ زبان‌ فارسی‌ در نوآوری‌، تنوع‌ وگسترش‌ واژگان‌ جهت ‌پوشش‌ اصطلاحات‌ و تعابير علمی‌ ـ فنی‌ دنيای‌ امروز،

ــ وجود فرهنگستان‌های‌ متعدد علمی‌ به‌منظور سامان‌دهی ‌فرايندهای‌ معناشناختی‌ زبان‌ علمی‌.

ح‌) بعد روحی‌ ومعرفتی: ــ وجود نگره‌ها و اسوه‌های‌ تاريخی‌ و معاصر علمی‌ درالگوپردازی‌های‌ فرهنگ‌ علمی‌ در زمينه‌های‌ جست‌وجوگری‌، شک ‌سازمان‌يافته‌، باور علمی‌، تفکر نظام‌مند و عينی‌ گرا،

ــ انعطاف‌پذيری‌ پژوهشگران‌ و دانشجويان‌ در برابر ايده‌های‌ جديد و آراسته‌ بودن‌ آن‌ها به‌ روحيه‌ منش‌ علمی‌ ـ فرهنگی‌.

۲) ترسيم‌ وضع‌ مطلوب‌ و راه‌کارهای‌ عملی‌ برای‌دست‌يابی‌ به‌ آن‌

باتوجه‌ به‌ مطالب‌ نسبتاً متعدد ودامنه‌دار مطرح‌ شده‌ درتحليل‌ وضع‌موجود فرهنگ‌ علمی‌ ـ پژوهشی‌ ايران‌ و در نگاهی‌ مقايسه‌ای‌ ميان‌نقاط ضعف‌ و قوت‌ آن‌، سيمای‌ مطلوب‌ و مورد انتظار فرهنگ‌ علمی‌ـ پژوهشی‌ کشور قابل‌ ترسيم‌ است‌. بديهی‌است‌ تبيين ‌صحيح ‌مشکلات‌، دردها، آسيب‌ها و مسائل‌ فرهنگ‌ علمی‌ کشور، ضمن‌ راه‌گشودن‌ به‌سمت‌ برنامه‌ريزی‌، سياست‌گذاری‌ ومديريت‌ بهترفرايندها و فعاليت‌های‌ توسعه‌ای‌ در اين‌ زمينه‌، بسترهای‌ لازم‌ را برای‌ مشارکت‌ همگانی‌ و ملی‌ فراهم‌ خواهد کرد. از اين‌رو آن‌چه‌ در اين ‌گزارش‌ آمده‌ است‌ نـگاهی‌ گذرا بر فرهنگ‌ علمی‌ جامعه‌ امروز ايران‌ بـا تمایـز ميان‌ فـرهنگ‌ علمی‌ از فـرهنگ‌ عمومی‌ و بـاور به‌ اين‌عقيده‌ است‌ که‌ اولاً فصل‌ مشترک‌ فرهنگ‌های‌ متنوع‌ و متعدد مردم ‌کشورهای‌ دنيا، فرهنگ‌ علمی‌ است‌ که‌ بيش‌ از همه‌ به‌ صاحبان‌ علم‌ وفن‌ و انديشه‌، يا به‌ تعبیـری‌ اجتماعات‌ علمی‌، تعلـق‌ دارد. ثانياً فرهنگ‌ عمومی‌ جامعه‌ بسيار متأثر از فرهنگ‌ علمی‌ است‌ و هرآينه ‌اين‌ رابطه‌ معکوس‌ شود زمينه‌ افول‌ تمدن‌ها فراهم‌ می‌گردد. لذابی‌دليل‌ نيست‌ که‌ در تحليل‌ وضع‌ موجود فرهنگ‌ علمی‌ ـ پژوهشی‌جامعه‌ کنونی‌ ایـران‌ بارقه‌هـای‌ اصلی‌ در فرهنگ‌ عمومی‌ مشهوداست‌ و ريشه‌های‌ آن‌ در اين‌ فرهنگ‌ قابل‌ جست‌ وجوست‌ و اين ‌گويای‌ چيرگی‌ نسبی‌ فرهنگ‌ عمومی‌ برفرهنگ‌ علمی‌ در جامعه‌ ايران‌است‌. لذا در وضعيت‌ مطلوب‌ بايد درپی‌ تغيير اين‌ رابطه‌ و جهت‌گيری‌ آن‌ بود.

در اين‌ قسمت‌ برای‌ پرهيز از تکرار مطالب‌، ويژگی‌های‌ اصلی ‌خصايص‌ مطلوب‌ فرهنگی‌ در تحقيق‌، علم‌ و فن‌آوری‌، در هر بعد ازابعاد مورد اشاره‌، بيان‌ خواهد شد:

الف‌) بعد دينی‌:ــ تقويت‌ و گسترش‌ علم‌ باوری‌،

ــ تمايز انگاره‌های‌ علمی‌ از انگاره‌های‌ دينی‌،

ــ تحقيق‌ و جست‌وجوگری‌ و يقين‌ علمی‌، خلاقيت‌ و نوآوری‌ به‌جای‌ تقليد، تلاش‌ و سماجت‌ علمی‌ در کشف‌ قانون‌مندی‌ها،

ــ قبول‌ و تحمل‌ دگرانديشان‌.

ب‌) بعد سياسی‌ : ــ تقويت‌ و گسترش‌ زمينه‌های‌ قانون‌گرايی‌،

ــ آزادی‌ عمل‌ و بيان‌ در اجتماعات‌ علمی‌،

ــ آزادی‌ انتخاب‌ مسائل‌ و طراحی‌ آن‌ها و صراحت‌ بيان‌،

ــ شجاعت‌ بخشيدن‌ به‌ محققان‌ و دانشمندان‌ در بيان‌ مفروضات‌ و يافته‌های‌ علمی‌،

ــ امنيت‌ سياسی‌ و اجتماعی‌ برای‌ پژوهشگران‌ و صاحبان‌ علوم‌ و فن‌.

پ‌)بعد قانونی‌:ــ تقويت‌ و گسترش‌ نظام‌ پاداش‌دهی‌ مبتنی‌ بر تشويق‌ به‌جای‌ تنبيه‌،

ــ توجه‌ به‌ تبعات‌ و بسترهای‌ فرهنگی‌ قوانين‌ ومقررات‌ موجود،

ــ بازنگری‌ و اصلاح‌ نظام‌ دستمزدی‌ دربين‌ اجتماعات‌ علمی‌ ـ پژوهشی‌ متناسب‌ با شأن‌ اقتصادی‌، اجتماعی‌ آنان‌ در توسعه‌ کشور،

ــ اصلاح‌ نظام‌ حقوقی‌ متناسب‌ با موضوعات‌ و طرفين‌ دعوا درتفاهمات‌ و قراردادهای‌ علمی‌ ـ پژوهشی‌ با شرط استيناف‌ علم‌ وتحقيق‌.

ت‌) بعد اقتصادی‌ : ــ تقويت‌ و اشاعه‌ نگرش‌ ملی‌ ـ عمومی‌ در استفاده‌ از منابع‌ پژوهشی‌ و يافته‌های‌ حاصل‌ از آن‌،

ــ اشاعه‌ نگرش‌ جهان‌نگری‌ و عام‌گرايی‌ در طرح‌ مسائل ‌پژوهشی‌ درعرصه‌های‌ مختلف‌،

ــ توجه‌ به‌ فرايندهای‌ توليد علم‌ و فن‌آوری‌ و احتراز ازمصرف‌گرايی‌ علمی‌ در ساير کشورها و اقتباس‌های‌ علمی‌ به‌صورت‌ فرايندی‌،

ــ رانت‌دهی‌ به‌ فعاليت‌های‌ توليدی‌ علمی‌ ـ تحقيقاتی‌ در بازار،

ــ سودآور کردن‌ فعاليت‌های‌ تحقيقاتی‌ با تجاری‌ کردن‌ يافته‌های‌ پژوهشی‌.

ث‌) بعد ابزاری‌ :ــ استفاده‌ از توليدات‌ فيلم‌، عکس‌، انتشارات‌، اطلاعات‌ و ساير محصولات‌ صنايع‌ فرهنگی‌ درجهت‌ تقويت‌ فرهنگ‌ علمی‌ و اشاعه ‌آن‌ در فرهنگ‌ عمومی‌،

ــ الگوپردازی‌های‌ لازم‌ و سنجيده‌ از شخصيت‌های‌ علمی‌ ـ فرهنگی‌ معاصر و تاريخی‌ جامعه‌ ايران‌ از طريق‌ صداوسيما، نوارهای ‌ويدئويی‌، موزه‌های‌ موضوعی‌ و فصلی‌، سينماها، سالن‌های‌ تئاتر، مراکز آموزشی‌ و تأليفات‌.

ج‌) بعدساختاری‌، سازمانی‌ و مديريتی‌: ــ تفکيک‌ ساختاری‌ و نقش‌ های‌ سازمانی‌ نهادهای‌ تحقيقاتی‌،

ــ تعيين‌ متولی‌ سياست‌گذاری‌ تحقيقات‌ و فرهنگ‌ علمی‌ ـ پژوهشی‌ در کشور جهت‌ يکپارچه‌ سازی‌، هدايت‌ و بهبود مستمر سطح‌ کمی‌ و کيفی‌ فرهنگ‌ تحقيقات‌،

ــ شفاف‌ کردن‌ نحوه‌ ارزش‌گذاری‌ بر علم‌، فن‌آوری‌ و تحقيقات‌به‌مثابه‌ ابزارهای‌ اصلی‌ توسعه‌ کشور و اشاعه‌ آن‌ در ميان‌ مديران‌، تصميم‌سازان‌ و تصميم‌گيران‌ و فرهنگ‌ عمومی‌ کشور،

ــ هماهنگی‌ و انطباق‌ هرچه‌ بيشتر ميان‌ شئونات‌ علمی‌ واقتصادی‌ و اجتماعی‌ محققان‌ و صاحبان‌ علم‌ و فن‌آوری‌،

ــ بازنگری‌ در ساختار، تشکيلات‌ و نمودارهای‌ سازمانی‌ مراکزو سازمان‌های‌ علمی‌ و تحقيقاتی‌ جهت‌ الگوپردازی‌ در اصلاح‌ کلی‌نظام‌ اداری‌ کشور،

ــ تقويت‌ و اشاعه‌ فرهنگ‌ شايسته‌سالاری‌ در گزينش‌ مديران‌،

ــ اصلاح‌ نگرش‌ دولت‌ در بسترسازی‌ فرهنگی‌ و حقوقی‌ ونحوه‌ جلب‌ مشارکت‌ سازمان‌های‌ غيردولتی‌ به‌ سمت‌ تحقيق‌، علم‌ وفن‌آوری‌،

ــ آموزش‌ آينده‌نگری‌ در برنامه‌ريزی‌ و عمليات‌ اجرايی‌ مديران‌کشور به‌ويژه‌ مديران‌ مجامع‌ و سازمان‌های‌ علمی‌،

ــ اصلاح‌ نگرش‌ مديران‌ و تصميم‌گيران‌ کشور در عرصه‌های‌مختلف‌ و ايجاد نگرش‌ پژوهشگرانه‌ در ميان‌ آن‌ها

چ‌) بعد زبان‌شناختی‌ :ــ ايجاد ارتباط معناشناختی‌ و همدلانه‌ ميان‌ جامعه‌ علمی‌ و پژوهشی‌کشور با اجتماعات‌ علمی‌ در جهان‌ به‌منظور همگام‌ کردن‌ درک‌ ومعرفت‌ علمی‌ و ابزارهای‌ پژوهشی‌ ملازم‌ باآن‌،

ــ تقويت‌ و گسترش‌ زمينه‌های‌ بحث‌ و گفت‌وگو در زمينه‌ مسائل‌آموزشی‌ و پژوهشی‌ در نظام‌ آموزش‌عالی‌ يا به‌ تعبيری‌ ميان‌ استادان‌،مدرسان‌، دانشجويان‌ و مراکز پژوهشی‌،

ــ ساده‌ کردن‌ مفاهيم‌، يافته‌ها و آموزه‌های‌ علمی‌ جهت‌ انتقال‌ واشاعه‌ کامل‌ آن‌ها در ميان‌ مردم‌ و جذب‌ بيشتر فرهنگ‌ علمی‌ درفرهنگ‌ عمومی‌.

ح‌) بعد روحی‌ و معرفتی‌: ــ تقويت‌ و اشاعه‌ روحيه‌ جست‌وجوگری‌ و پرسشگری‌ درمحيط های‌ آموزشی‌ و خانوادگی‌ و به‌طريق‌ اولی‌ در مراکز پژوهشی‌،

ــ تقويت‌ روحيه‌ تلاش‌ و کار جمعی‌ در تحقيقات‌،

ــ اتکای‌ جامعه‌ علمی‌ بر داده‌های‌ پسينی‌،

ــ اشاعه‌ عينيت‌ و بی‌طرفی‌ ارزشی‌ در فرايندهای‌ تحقيقاتی‌،

ــ تقويت‌ منطق‌ علمی‌ و شک‌ سازمان‌يافته‌،

ــ به‌دست‌ آوردن‌ نگرش‌ نظام‌مند و جامع‌ نگر در تحقيق‌،

ــ دوری‌ از ارزش‌گذاری‌ بر شخصيت‌ها، پديده‌ها و موضوعات‌قابل‌ تحقيق‌.

۴) راه‌کارهای‌ عملی‌ پيشنهادی‌ :

باتوجه‌ به‌ اين‌که‌ بهترين‌ راه‌کار عملی‌ برای‌ تحقق‌ همه‌ آن‌چه‌ گفته‌شد، در گرو نظام‌ مديريتی‌ شايسته‌ است‌، در اين‌ قسمت‌ پيش‌ از هربحثی‌ درباره‌ ابعاد مختلف‌ فرهنگ‌ علمی‌ ـ پژوهشی‌ کشور، سازمان‌و مديريت‌ علمی‌ ـ پژوهشی‌ را موضوع‌ بحث‌ قرار می‌دهيم‌:

الف‌) بعد ساختاری‌، سازمانی‌ و مديريتی: ــ تعيين‌ متولی‌ اصلی‌ تحقيقات‌ که‌ ضمن‌ تأمين‌ قابليت‌های‌ فکری‌ وتخصصی‌، بازوان‌ اجرايی‌ نيز داشته‌ باشد و بتواند مصوبات‌ خود راجامه‌ عمل‌ بپوشاند. چنين‌ متولی‌ای‌ با مديريت‌ علمی‌ و نظام‌مند خودمی‌تواند ضمن‌ کاهش‌ پراکندگی‌ و ابهام‌ در سياست‌گذاری‌های‌ علمی‌ـ تحقيقاتی‌ کشور، به‌ هدايت‌ و بهبود مستمر و يکپارچه‌سازی‌فرهنگ‌ علمی‌ ـ پژوهشی‌ ياری‌ رساند،

ــ تبيين‌ جايگاه‌ فرهنگ‌ علمی‌ ـ پژوهشی‌ در راهبردهای‌توسعه‌ای‌ کلان‌، ميان‌بخشی‌ و بخشی‌ کشور و ترسيم‌ سياست‌های‌اصلی‌ آن‌ در قانون‌ برنامه‌ سوم‌ توسعه‌ کشور،

ــ تقويت‌ نظام‌ پژوهشی‌ با تأکيد بر فرهنگ‌ کارآفرينی‌ و پژوهش‌در کليه‌ تصميم‌گيری‌های‌ کليدی‌ و محوری‌ مديريت‌های‌ ميانی‌ وکلان‌ جامعه‌ در بخش‌های‌ مختلف‌ اقتصادی‌، اجتماعی‌ و فرهنگی‌ ولزوم‌ آينده‌نگری‌ در آن‌ها،

ــ بازنگری‌ و تصويب‌ ساختار و تشکيلات‌ سازمانی‌ جديد مراکز، مؤسسات‌ و سازمان‌های‌ تحقيقاتی‌ و تعيين‌ جايگاه‌ واحدهای ‌تحقيق‌، و توسعه‌ ساير دستگاه‌ها و مؤسسات‌ دولتی‌ مبتنی‌ بر نيازعينی‌ و قابليت‌ها و تنگناهای‌ پژوهشی‌ کشور و تلاش‌ برای ‌دست‌يابی‌ به‌ الگوی‌ بهينه‌ ساختار سازمانی‌ کشور بر اساس‌ مديريت‌علمی‌،

ــ پيش‌بينی‌ سازوکارهای‌ مناسب‌ درجهت‌ اشاعه‌ و تحکيم ‌فرهنگ‌ شايسته‌سالاری‌ در گزينش‌ مديران‌، به‌ويژه‌ مديران‌ مراکز وسازمان‌های‌ تحقيقاتی‌ و علمی‌ کشور،

ــ پيش‌بينی‌ نظام‌های‌ تشويقی‌ و ترغيبی‌ اعم‌ از معافيت‌ها،حمايت‌ها و در اختيار نهادن‌ فرصت‌های‌ خاص‌ و تسهيلات‌ ويژه‌ به‌مؤسسات‌ و شرکت‌های‌ غيردولتی‌ جهت‌ جلب‌ مشارکت‌ آن‌هابه‌سوی‌ تحقيق‌، علم‌ و فن‌آوری‌ و تقويت‌ فرهنگ‌ مشارکت‌ در ميان ‌سازمان‌های‌ غيردولتی‌.

ب‌) بعد دينی‌ :ــ پايه‌ريزی‌ نظام‌ آموزش‌ مقدماتی‌، عالی‌ و عمومی‌ مبتنی‌ بر فرهنگ‌ پژوهش‌، پرسشگری‌ و جست‌وجوگری‌، خلاقيت‌ و کوشش‌ علمی‌ در جهت‌ کشف‌ حقايق‌ با بازنگری‌ اساسی‌ و سريع‌ در متون‌ آموزشی ‌و اعمال‌ جهت‌گيری‌های‌ لازم‌ در آموزش‌ عمومی‌،

ــ پيش‌ بينی‌ روش‌های‌ جلب‌ مشارکت‌ مجامع‌ دينی‌ ـ اعم‌ ازحوزه‌های‌ علميه‌، شورای‌ ائمه‌ جماعات‌ و سازمان‌ تبليغات‌ اسلامی ‌و ساير ارگان‌های‌ نشر افکار دينی‌ ـ با مؤسسات‌ و شوراهای‌ علمی‌ ـ پژوهشی‌ کشور به‌منظور تنظيم‌ سياست‌های‌ اشاعه‌ فرهنگ‌ علمی‌ دربين‌ آحاد مردم‌، تقويت‌ توجه‌ به‌ تلاش‌ دنيوی‌، تقدم‌ تحقيق‌ و تتبع‌ برتقليد و تبعيت‌، تعمق‌ و بررسی‌ در همه‌ تصميمات‌ و شئونات‌ زندگی‌روزمره‌ با محوريت‌ علم‌ باوری‌ .

پ‌) بعد سياسی‌ :ــ پيش‌بينی‌ محمل‌های‌ قانونی‌ تضمين‌ کننده‌ امنيت‌ علمی‌ و جانی‌پژوهشگران‌ و انديشه‌ورزان‌ در بيان‌ و انتشار آزاد يافته‌های‌ علمی‌ ـتحقيقاتی‌ خود در ميان‌ مخاطبان‌،

ــ پيش‌بينی‌ محمل‌های‌ قانونی‌ تضمين‌کننده‌ ايجاد تشکل‌های‌صنفـی‌ و انجمن‌هـای‌ علمی‌ غیـردولتی‌ و آزاد و تنوع‌ بخشيدن‌ به‌اين‌ تشکل‌ها جهت‌ ايجاد و توسعه‌ فضای‌ رقابت‌های‌ علمی‌ ـپژوهشی‌.

ت‌) بعد قانونی:ــ تقويت‌ و گسترش‌ نظام‌ پاداش‌ دهی‌ مبتنی‌ بر تشويق‌ و ترغيب‌متخصصان‌ و دانشمندان‌ به‌ سمت‌ خلاقيت‌، نوآوری‌ و توليد دانش‌نظری‌ و فنی‌ از طريق‌ پيش‌ بينی‌ محمل‌ های‌ قانونی‌ و اصلاح‌ موانع‌آن‌،

ــ بازنگری‌ و اصلاح‌ نظام‌ دستمزدی‌ در بين‌ اجتماعات‌ علمی‌ ـتحقيقاتی‌ متناسب‌ با شأن‌ اقتصادی‌ و اجتماعی‌ آنان‌ در توسعه‌ کشور و در مناسبات‌ اجتماعی‌ به‌منظور امتياز بخشيدن‌ به‌ اشتغال‌ علمی‌ ـپژوهشی‌ نسبت‌ به‌ ساير مشاغل‌، ارزش‌گذاری‌ عمومی‌ با در نظرگرفتن‌ شأن‌ علمی‌ و اجتماعی‌ پژوهش‌ و پژوهشگران‌ و کمک‌ به‌شکل‌گيری‌ فرهنگ‌ پژوهش‌،

ــ بازنگری‌ و اصلاح‌ نظام‌ حقوقی‌ متناسب‌ با ماهيت‌ پژوهش‌،علم‌ و فن‌آوری‌ و حيثيت‌ علمی‌ محققان‌ در قراردادهای‌ علمی‌ـ تحقيقاتی‌ با تأکيد بر استيناف‌ علم‌ و تحقيق‌ در کشور،

ــ بازنگری‌ و تسريع‌ در تصويب‌ قانون‌ «کپی‌رايت‌» و تضمين‌حق‌ مالکيت‌ معنوی‌ در استفاده‌ از يافته‌ها و فراورده‌های‌ علمی‌ خارج ‌و داخل‌ کشور.

ث‌) بعد اقتصادی‌ :ــ پيش‌بينی‌ سـازوکارهای‌ منـاسب‌ بـرای‌ تقـويت‌ و حمايت‌ ازتوسعه‌ بازارهای‌ مبادله‌ محصولات‌، کالاها و يافته‌های‌ تحقيقاتی‌ وعلمی‌ داخلی‌، منطقه‌ای‌ و بين‌المللی‌ جهت‌ دست‌يابی‌ به‌ مزيت‌های‌رقابتی‌ و فرهنگ‌ بهينه‌سازی‌، و نزديک‌ شدن‌ به‌ سطح‌ استاندارد جهانی‌ و افزايش‌ کيفيت‌ و بهبود مستمر فعاليت‌های‌ علمی‌ ـتحقيقاتی‌.

ــ پيش‌بينی‌ سمينارها و نمايشگاه‌های‌ متعدد در جهت‌ تبيين‌کاربرد نتايج‌ و يافته‌های‌ تحقيقاتی‌ در توسعه‌ بخش‌های‌ مختلف‌ اقتصادی‌، اجتماعی‌ و فرهنگی‌ کشور،

ــ پيش‌بينی‌ سازوکارهای‌ مناسب‌ درجهت‌ حمايت‌ از خلاقيت‌ها و نوآوری‌ ها و فن‌آوری‌ های‌ جديد و بومی‌ از طريق‌ ايجاد زمينه‌های‌مساعد برای‌ جلب‌ مشارکت‌های‌ مالی‌ بانک‌ها، مؤسسات‌ وشرکت‌های‌ دولتی‌ (که‌ به‌طور بالقوه‌ متقاضی‌ آن‌ فراورده‌ها خواهندبود) و شهرک‌های‌ علمی‌ ـ تحقيقاتی‌.

ج‌) بعد ابزاری‌ :ــ استفاده‌ گسترده‌ مستمر از صدا و سيما، فيلم‌های‌ ويدئويی‌ وسينمايی‌ جهت‌ تقويت‌ و اشاعه‌ فرهنگ‌ علمی‌ ـ تحقيقاتی‌ در فرهنگ‌عمومی‌ کشور و انعکاس‌ تلاش‌ و قابليت‌های‌ منابع‌ انسانی‌ پژوهشی‌ درکشور و الگوپردازی‌های‌ لازم‌از شخصيت‌های ‌علمی‌ معاصر و تاريخی‌،

ــ استفاده‌ از وسايل‌ ارتباطی‌ نوشتاری‌ نظير کتب‌ و نشريات‌جهت‌ انتشار به‌موقع‌ نتايج‌ و يافته‌های‌ تحقيقاتی‌،

ــ پيش‌بينی‌ احداث‌ بنگاه‌های‌ ويژه‌ ترجمه‌ به‌منظور انتخاب‌ بهترين‌ مقالات‌ علمی‌ در رشته‌های‌ مختلف‌ و ترجمه‌ و درج‌ آن‌ها درنشرياتی‌ که‌ به‌ زبان‌ بيگانه‌ در خارج‌ از کشور منتشر می‌شوند و انتشاربه‌موقع‌ يافته‌های‌ تحقيقاتی‌ آن‌ها در کشور.

چ‌) بعد زبان‌شناختی:ــ پيش‌ بينی‌ بسيج‌ فرهنگستان‌های‌ علوم‌ کشور جهت‌ يکپارچه‌سازی ‌معادل‌سازی‌ها و ضرورت‌ وحدت‌ روش‌،نظر و الگوی‌ کار،

ــ پيش‌بينی‌ انجام‌ دست‌کم‌ يک‌ طرح‌ تحقيقاتی‌ توسط اعضای‌هيئت‌ علمی‌ دانشگاه‌ها و ساير مراکز تحقيقاتی‌ که‌ ضمن‌ مؤثربودن ‌در اخذ رتبه‌ و ارتقای‌ شغلی‌ آن‌ها، در تقويت‌ فرهنگ‌ تحقيق‌، گفت‌وگو، آزادانديشی‌، نقد و بررسی‌ و روحيه‌ انتقادپذيری‌ نيز بسيارمؤثر است‌،

ــ پيش‌بينی‌ زمينه‌های‌ مبادله‌ علمی‌ ميان‌ انجمن‌ها و مجامع‌علمی‌ داخلی‌ و خارجی‌ جهت‌ تقويت‌ رابطه‌ معناشناختی‌ فراورده‌های‌ علمی‌ مرتبط.

ح‌) بعد روحی‌ ـ معرفتی:ــ اشاعه‌ مفاهيم‌ علمی‌ و معرفتی‌ جهت‌ سامان‌دهی‌ قابليت‌های‌ فرهنگی‌ کشور،

ــ اشاعه‌ فرهنگ‌ خودباوری‌ با تبيين‌ نقش‌آفرينی‌های‌ علمی‌ ـ فن‌آوری‌ برخی‌ از صاحب‌نظران‌ علمی‌ در داخل‌ و خارج‌ از کشور وبا زاويه‌ ديد توليد جديد، زندگی‌ شغلی‌، زندگی‌ فردی‌ و خانوادگی‌ والگوپردازی‌های‌ مناسب‌.


منابع‌ و ماخذ:

ــ بررسی‌ و تحليل‌ نقادانه‌ وپيشنهادهای‌ اصلاحی‌ بخش‌ پژوهشی‌، دفترامور پژوهشی‌ معاونت‌ امور فرهنگی‌ سازمان‌ برنامه‌ وبودجه‌، ۱۳۷۷.

ــ طايفی‌، علی‌. «تحول‌ فرهنگی‌ در آموزش‌ منابع‌ انسانی‌»، نشريه‌فرهنگ‌ و توسعه‌، شماره‌ ۱۷،

ــ طايفی‌، علی‌. «موانع‌ فرهنگی‌ توسعه‌ در ايران»‌، سفارش‌ وزارت‌فرهنگ‌ و ارشاد اسلامی‌، ۱۳۷۱.

ــ محسنی‌، منوچهر. مبانی‌ جامعه‌شناسی‌ علم‌، نشرطهوری‌، ۱۳۷۵.

ــ Giddens, Anthony, Sociology, 1994.

ــ Hoecklin, L, Managing of cultural Differences, 1996.

ــ Hofstedt,G, Culture & Organization, 1992.

ــ Smelser, Neil J, Evaluating the Model of structural Differentiation in Relation to Educational change in the Ninteenthcentury, In Neofunctionalism, ed. Alexander,J,1985.

محوریت : همت مضاعف و كار مضاعف در علم و تحقيق ، دانشگاه‌ها و مراكز تحقيقاتى در همه‌ى زمينه‌ها، علوم تجربى، علوم انسانى

 


 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389  ساعت 11:41 AM
به طور معمول پژوهشگر نتايج کار خود را در مجله‌هاي علمي ارايه مي‌دهد و همواره پژوهش در دو بعد دنبال مي شود، نخست " يافت پرسش پژوهش " و ديگر " پاسخ دادن به آن " است.
هر سال 21 تا 27 آذر ماه را به عنوان هفته پژوهش مي نامند و به روال مرسوم گذشته در اين هفته نيز مراسم ها و همايش هايي در استان کردستان برگزار شد.
نواختن زنگ پژوهش ، تجليل از پژوهشگران برتر در حوزه هاي مختلف توسط سازمان ها و دستگاه هاي مختلف و دانشگاه ها از جمله برنامه هاي اين هفته بود.
در اين هفته شاهد سخنراني هاي بسياري از سوي مسوولان و ارايه پيشنهادات و نظراتي از سوي آنان در جهت رفع مشکلات و موانع بر سر راه فعاليت هاي تحقيقاتي در کشور و استان بوديم اما کار عملياتي براي رفع اين مشکلات و رساندن جايگاه پژوهش به جايگاه واقعي خود مورد نياز است.
نقش پژوهش و تحقيق در جهان امروز بر کسي پوشيده نيست و امروز تمام پيشرفت ها و توسعه همه جانبه بخش هاي مختلف در سايه تحقيقات و پژوهش هاي علمي و متناسب با نياز هر بخش بدست مي آيد.
متاسفانه به دلايل متعددي مقوله پژوهش در کشور ما به تناسب نوع نياز جامعه به آن، مورد توجه جدي قرار نمي گيرد و افراد تحصيل کرده و دانشگاهيان نيز رغبت چنداني به مقوله پژوهش ندارند.
بر پايه نظرات دانشمندان و اهل فن نهادينه کردن يک فرهنگ در جامعه بايد از نسل پايه و از مدارس آغاز شود تا بتواند به نتيجه برسد و مقوله پژوهش نيز نياز به فرهنگ سازي و آشنايي بيشتر و بهتر از دوران ابتدايي دارد.
به اعتقاد مسوولان آموزشي بايد پژوهش و ميزان نياز جامعه به آن را در قالب کتب درسي دانش آموزان دوره ابتدايي گنجاند تا دانش آموزان با مفهوم پژوهش و ميزان تاثيرگذاري آن در توسعه کشور آشنا شوند.
اغلب دانش آموزان در سه مقطع تحصيلي آشنايي چنداني با تحقيق و پژوهش ندارند و تنها هر از گاهي به تناسب نوع درس اقدام به انجام طرح هاي به اصطلاح تحقيقي يا پژوهشي مي کنند که به اذعان کارشناسان اين گونه طرح ها از استانداردهاي لازم براي تحقيق و پژوهش به طور کامل دور هستند.
در جامعه ما افراد تنها در دوره دانشگاه با مقوله پژوهش و تحقيق آشنا مي شوند و ملزم به انجام هستند اما با توجه به ضعف زيرساختي و عدم آشنايي با اين مقوله در دوران دانشجويي نيز براي انجام اين گونه طرح ها با مشکلات بسياري مواجه هستيم که يکي ازآنها سفارش پژهش است.
اگر سيستم آموزشي در دوران مدرسه دانش آموزان را با مقوله پژوهش و تحقيق به صورت علمي آشنا کند به طور قطع در دوران دانشگاه نيز بسياري از دانشجويان تمايل به انجام پژوهش و تحقيق را خواهند داشت و به دنبال خريد پژوهش آماده نخواهند رفت.
متاسفانه امروز اغلب طرح هاي تحقيقاتي و پژوهشي در دانشگاه ها نيز جدي گرفته نمي شود و به لطف فضاي مجازي اينترنت و وجود هزاران تحقيق انجام شده و قرار گرفته بر روي پايگاه هاي اينترنتي، دانشجويان براي انجام طرح هاي خود دچار زحمت نمي شوند.
نهادينه شدن فرهنگ تحقيق و پژوهش در جامعه نياز به آماده سازي افراد از دوران مدرسه و تبيين و تشريح لزوم انجام آن و تبعات عدم انجام آن موثر ممکن است.
فرد زماني که پي به تاثيرات مثبت يک پديده ببرد و زيان هاي ناشي از عدم آن را نيز درک کند مي تواند موضع قاطعي را در ارتباط با آن بگيرد و اين مساله در مورد مقوله تحقيق و پژوهش نيز صادق است.
اغلب کارشناسان و صاحب نظران علوم اجتماعي و نظري، کاربردي نبودن تحقيقات و پژوهش هاي انجام شده در کشور ما را از مشکلات اساسي اين حوزه مي دانند و معتقدند که زماني که محققان و پژوهشگران پس از مدت ها کار و تلاش بر روي يک طرح شاهد عدم کاربردي و عملياتي شدن آن هستند ديگر رغبتي براي ادامه کار نخواهند داشت.
مسوولان حوزه تحقيقات و پژوهش بايد به هدايت و تعيين مسير طرح هاي تحقيقاتي و پژوهشي بپردازند و براساس نيازهاي جامعه افراد را جهت انجام اين گونه طرح ها تشويق نمايند.
بسياري از طرح هاي تحقيقاتي انجام شده در کشور ما پس از پايان در کتابخانه ها نگهداري مي شوند و کاربرد چنداني ندارد.
شناسايي نيازهاي جامعه در بخش هاي مختلف و صدور فراخوان براي انجام تحقيق و پژوهش و تعيين نحوه عملياتي کردن آن پس از انجام طرح مي تواند پژوهشگران و محققان را به کار خود اميدوارتر کند.
پژوهش و تحقيق بايد در راستاي توسعه و پيشرفت جامعه انجام شود و بتواند تاثيرات خود را بر روي بخش هاي مورد نظر بگذارد.
به عنوان مثال در استان کردستان جاي تحقيق و پژوهش علمي در زمينه هاي اجتماعي بسيار کم است و اين بخش ها جاي کار بسياري دارد و مي تواند در عدم بروز بسياري
از آسيب ها و ناهنجاري هاي اجتماعي موثر باشد.
تحقيق و پژوهش در مقوله هايي از قبيل طلاق، خودکشي، خودسوزي، فرار از خانه، تکدي گري، اعتياد، ايدز و بسياري ديگر از مشکلات اجتماعي در اين استان جاي کار دارد که مسوولان مربوطه بايد زمينه هاي انجام تحقيقات علمي و براساس استانداردهاي در نظر گرفته شده را فراهم کنند.
پياده کردن نتايج تحقيقات در بخش اجتماعي مي تواند بسياري از مشکلات و معضلات جامعه را حل کند.
مسوولان استان کردستان نيز به مانند مسوولان کشور کاربردي نبودن تحقيقات را از مهمترين مشکلات اين بخش مي دانند و معتقدند که بايد در تعريف پژوهش و همچنين سمت و جهت دادن به طرح هاي پژوهشي و تحقيقاتي به سوي کاربردي بودن تجديد نظر شود.
رييس دانشگاه آزاد اسلامي واحد سنندج معتقد است: در راستاي کاربردي کردن تحقيقات انجام شده در کشور، پژوهش‌ها بايد تقاضا محور تعريف شوند زيرا زماني يک پژوهش مي‌تواند تاثيرات مطلوبي در توسعه کشور داشته باشد که بر مبناي نيازهاي کشور تهيه شود.
دکتر شاهين فکور مي گويد: توجه به مديريت نظام پژوهشي امري است که مي‌تواند به توسعه اين بخش کمک مطلوبي بکند و خوشبختانه اين امر در کشور رويه مثبتي دارد.
وي با اشاره به اين که در حال حاضر به ازاي هر يک ميليون نفر 500 پژوهشگر در کشور وجود دارد، گفت: اين امر نشان مي دهد که ايران از نظر نيروي انساني داراي کمبود نيست.
رييس دانشگاه آزاد اسلامي واحد سنندج، توجه به کيفيت را در مقالات و طرح‌هاي پژوهشي بسيار مهم ارزيابي کرد و افزود: اين امر مي‌تواند در ارتقاي سطح علمي مقالات بسيار موثر و تاثيرات مثبتي در جامعه دارد.
وي با تاکيد بر لزوم بازنگري در پژوهش، اظهار داشت: با رويکرد آموزشي فعلي نمي‌توان پژوهشگر تربيت کرد.
وي با اشاره به اين که در دانشگاه آزاد اسلامي واحد سنندج به ازاي هر دو نفر هيات علمي يک مقاله چاپ شده در مجلات آي اس آي وجود داد، گفت: همچنين اين دانشگاه داراي دو مجله علمي پژوهشي معتبر و يک آزمايشگاه تحقيقات علمي و پژوهشي است.
معاون پژوهشي دانشگاه کردستان نيز يکي از مهم‌ترين تهديدها و چالش‌هاي پيش روي پژوهش در کشور را توجه به آمارهاي کمي دانست و گفت: توجه بيش از حد به افزايش تعداد مقالات و طرح‌هاي تحقيقي و پژوهشي سبب شده است که از کيفيت‌ها کاسته شود.
عبدالله سليمي با اشاره به اين که بسياري از مقالات پژوهشي محققان ايراني جايي در مجلات معتبر علمي-پژوهشي دنيا ندارد، افزود: اين در حالي است که تعداد مقالات ايراني چاپ شده در مجلات درجات پايين تر بسيار زياد است.
وي، کپي برداري از مقالات و تحقيقات توسط برخي محققان را نادرست دانست و افزود: اين امر تخلف است حتي اگر اين امر عمدي نبوده باشد.
معاون پژوهشي دانشگاه کردستان عدم تعامل زياد پژوهشگران ايراني با محققان خارجي را يکي ديگر از چالش‌هاي پژوهش در کشور بيان کرد و گفت: تعامل با مراکز تحقيقاتي و پژوهشي دنيا مي‌تواند به پيشرفت در فعاليت‌ها کمک شاياني کند.
وي تکرار و دوباره کاري و موازي کاري را از ديگر معضلات پژوهش کشور دانست و گفت: اين امر موجب هدر رفتن وقت و ثروت مي‌شود.
وي عدم حضور صاحب نظران ديگر کشورها در سمينارهاي علمي برگزار شده در کردستان را از مشکلات ديگر اين بخش عنوان کرد و گفت: بدون ترديد حضور محققان برجسته ديگر کشورها موجب تبادل اطلاعات بيشتر و ارتقاي سطح کيفي برنامه‌ها مي‌شود.
معاون پژوهشي دانشگاه کردستان تاکيد کرد: سازمان‌ها و ادارات بايد در کاربردي کردن پژوهش‌هاي انجام شده به وسيله محققان و پژوهشگران همکاري لازم را داشته باشند.
وي راه اندازي مراکز رشد و پارک هاي علم و فناوري را در تبديل داده‌هاي علمي به فن بسيار موثر ارزيابي کرد و تصريح کرد: با برنامه ريزي دقيق و حمايت از پژوهشگران مي‌توان توسعه پايدار کشور را رقم زد.
سليمي در ادامه رتبه دانشگاه کردستان را در ميان دانشگاه‌هاي کشور از نظر تعداد مقالات چاپ شده در مجلات آي اس آي ، 33 برشمرد و گفت: بيشترين مقالات دانشگاه در ارتباط با رشته‌هاي شيمي، رياضيات و فيزيک است.
وي اضافه کرد:همچنين ميانگين ارجاع به مقالات اساتيد و محققان دانشگاه کردستان در سال‌هاي اخير بسيار قابل توجه بوده است.
رييس دانشگاه علوم پزشکي کردستان نيز در اين ارتباط گفت: در راستاي کمک به توسعه کشور با بهره‌گيري از پژوهش، بايد اين امر به عنوان يک باور فرهنگي در جامعه نهادينه شود.
دکتر طيب قديمي اظهار داشت:اظهار نظر و مسووليت‌پذيري در جامعه با نهادينه شدن پژوهش انجام پذير خواهد بود.
وي ادامه داد: پژوهش سبب ارتقاي سطح بصيرت و آگاهي همه جانبه، دانايي عميق و چند مقوله‌اي مي‌شود.
رييس دانشگاه علوم پزشکي کردستان، يکي از مهم‌ترين چالش‌هاي پيش روي پژوهش در کشور را مردمي نبودن آن عنوان کرد و افزود: در اين زمينه بايد اقدامات و اطلاع رساني‌هاي مطلوبي از سوي متوليان صورت گيرد.
دکتر قديمي منابع انساني را از پايه‌هاي اصلي پژوهش برشمرد و گفت: با نهادينه کردن پژوهش مي‌توان به توسعه پايدار در کشور دست يافت.
وي تصريح کرد: موازي کاري و تکرار از مشکلات ديگر پژوهش در کشور است و اين امر سبب اتلاف وقت و از بين رفتن سرمايه‌گذاري‌ها مي‌شود.
رييس دانشگاه علوم پزشکي کردستان کاربردي شدن يک پژوهش را در افزايش ارزش آن مهم برشمرد و اظهار داشت: در انجام پژوهش بايد به نيازهاي جامعه توجه کرد.
وي اضافه کرد: ارتباط پژوهشگر با سازمان‌هاي دولتي و خصوصي يکي ديگر از مسائلي است که بايد به آن توجه اساسي شود.
دکتر قديمي از توجه ويژه در اين دانشگاه به امر پژوهش اشاره کرد و افزود: علاوه بر افزايش تعداد مقالات علمي و طرح‌هاي تحقيق مجله علمي پژوهشي اين دانشگاه در زمره مجلات آي اس آي اندکس شده قرار گرفته است.
معاون پژوهشي دانشگاه علوم پزشکي نيز بي‌توجهي به امر پژوهش را از مشکلات کشور عنوان کرد و افزود: نتايج تحقيقات و پژوهش آني نيست و اين امر مورد نظر مديراني که به دنبال تاثيرات آني هستند،نيست.
دکتر عطالله حيدري گفت: در حالي که بر اساس قوانين بايد دو تا چهار درصد بودجه جاري ادارات و سازمان‌ها به فعاليت‌هاي پژوهشي اختصاص يابد اما اين امر در کشور و به ويژه در کردستان مورد توجه نيست.
وي تاکيد کرد: مبناي تصميم‌گيري مديران در سازمان‌ها و ادارات بايد پژوهش باشد و آنها بايد به نهادينه شدن اين جمله که " پژوهش محور توسعه است " کمک کنند.
وي رتبه کشور را در منطقه از نظر وضعيت پژوهشي مطلوب عنوان کردو گفت:ارتقاي سطح کيفي پژوهش‌هايي که به وسيله محققان کشور انجام مي‌شود بايد بيشتر مورد توجه قرار گيرد.
وي عدم حمايت از پژوهشگران را از مشکلات ديگر اين بخش در استان کردستان عنوان کرد و افزود: متاسفانه حمايت خاصي از اين افراد صورت نمي‌گيرد و اين امر در بي‌توجهي به امر پژوهش موثر است.
معاون پژوهش، برنامه ريزي و منابع انساني سازمان آموزش و پرورش استان کردستان نيز بر توجه خاص اين سازمان به امر پژوهش و تحقيق در مدارس تأکيد دارد و پژوهش را جستجويي براي پيداکردن يک حقيقت مي داند که جزلاينفک تمام زندگي بشر است و هيچ کس نمي تواند بگويد نياز به پژوهش ندارد و هرکس در هر مرحله اي از زندگي قرار مي گيرد به تحقيق و پژوهش نيازمند مي شود.
محمد گلکار زاده با بيان اين که در آموزش و پرورش نياز به تحقيقات کاربردي داريم گفت: يکي از بهترين تحقيقات در آموزش و پرورش مسئله اقدام پژوهي است که امسال در سطح آموزش و پرورش استان کردستان 568 مورد اقدام پژوهي داشته ايم که 168 مورد به مرحله استاني و 10 مورد به مرحله کشوري راه پيدا کرده است.
به گفته وي يکي از معلمان اقدام پژوه استان کردستان نيز در سطح کشور به عنوان نمونه برگزيده شده است.
رييس آموزش و پرورش ناحيه 2 سنندج نيز در آيين نواختن زنگ پژوهش در مدارس اين ناحيه ،زنگ پژوهش در مدارس را زنگ هوشياري دانش آموزان به نياز براي تحقيق و زندگي خوانده و به استناد آيات الهي گفته است که خداوند پيروي کردن را بدون تحقيق و پژوهش ممنوع فرموده است.
خليل کريمي در اين آيين گفت:امسال در تمام واحدهاي آموزشي اين ناحيه طرح "هر دانش آموز يک محقق و پژوهشگر" اجرا مي شود که هدف از اجراي آن آشنايي دانش آموزان با اهميت تحقيق و کاربرد آن در زندگي و در نهايت تقويت فرهنگ پژوهش است.
به گفته وي در سال تحصيلي گذشته در اجراي طرح " مدرسه بي نقص و تحقق شعار هر دانش آموز يک محقق و پژوهشگر" يک هزار و 200 طرح پژوهشي توسط دانش آموزان ناحيه 2 سنندج انجام گرفت و امسال هم در سه ماه اول سال تحصيلي جاري 550 پژوهش توسط دانش آموزان به اين اداره ارسال شده است.
اما مدير کل امور اجتماعي استانداري کردستان نيز معتقد است ‌بسياري از پژوهش هاي اجتماعي کشور عملياتي و کاربردي نيست و در بايگاني ادارات راکد مانده است.
عطاءالله رحماني آبيدر بر اين باور است که بسياري از طرح ‌هاي اجتماعي انجام شده صرفا علمي و تئوريک است.
وي گفت: با فعال‌سازي کار گروه فرهنگي اجتماعي مي توان نسبت به کاربردي کردن اين پژوهش ها براي پيشگيري و حل برخي از معضلات اجتماعي در استان ها اقدام کرد.
وي به مهمترين معضلات اجتماعي جامعه اشاره کرد و از خودکشي، طلاق، قتل عمد، اعتياد و سرقت به عنوان معضلات مهم ياد کرد و گفت: ‌براي ريشه يابي بسياري از اين معضلات بايد پژوهش انجام داد.
به گفته وي نواقص عمده اين پژوهش‌ها کاربردي نبودن آنها براي حل معضلات اجتماعي است.
رحماني آبيدر با اشاره به دلايل تشکيل کار گروه فرهنگي اجتماعي استانداري افزود: هدف از تشکيل اين کار گروه هماهنگي بين دستگاههاي مختلف مرتبط با حوزه فرهنگي ، اجتماعي استان ها و ارايه راهکارهاي عملياتي براي استفاده از پژوهش هاي انجام شده در موضوعات مختلف اجتماعي است.
وي اظهار اميدواري کرد که با توجه به حساسيت موضوعات اجتماعي و پراکندگي دستگاه هاي اجرايي متولي موضوعات فرهنگي و اجتماعي، اين کار گروه بتواند هماهنگي و پيگيري هاي لازم را در استان به عمل آورد.
رييس سازمان آموزش و پرورش استان کردستان نيز پژوهش و تحقيق را جان مايه و عصاره علم و فن‌آوري دانست و گفت: بايد به اين امر توجه بيشتري شود.
خسرو ساکي افزود: متاسفانه در کشور ما به امر تحقيق و پژوهش توجه چنداني نمي‌شود.
و مصداق بارز عدم توجه به پژوهش و تحقيق در کشور ما سرانه پايين بودجه‌هاي تحقيقاتي و پايين بودن نسبت پژوهشگران به جمعيت است که در کشور ما اين آمار بسيار پايين تر از ميانگين جهاني است.
به گفته وي مسوولان و برنامه‌ريزان کشور بايد براي ترويج فرهنگ استفاده از تحقيق و پژوهش در جامعه به منظور شکوفايي صنعت و اقتصاد کشور چاره‌اي بيانديشند.
ساکي در ادامه به فلسفه نامگذاري هفته‌اي بنام هفته پژوهش اشاره کرد و افزود: فراهم آوردن فرصت بيان و تبيين ضرورت و اهميت پژوهش در زندگي از جمله مهمترين دلايل نامگذاري اين هفته است.
وي افزود: جلب توجه براي فرهنگ‌سازي جهت اعتبار بخشيدن به پژوهش و برنامه‌ريزي براي آينده و مشخص کردن فضاي قوت و ضعف برنامه‌هاي طراحي شده از ديگر اهداف نامگذاري اين هفته است.
وي نقش پژوهش را در تعليم و تربيت مهم دانست و افزود: اصولا تعليم و تربيت بايد با استفاده از الگوههاي شناخته شده و برگرفته از تحقيقات انجام شده ،صورت گيرد.
وي معلم را تنها منبع و مرجع اطلاع رساني در جامعه ندانست و رسانه‌هاي جمعي را نيز در اين زمينه موظف خواند.
استاندار کردستان نيز در ارتباط با نقش و جايگاه تحقيق و پژوهش در جامعه معتقد است که جامعه پويا نيازمند پژوهش و تحقيق است و بايد تلاش کنيم تا طرح هاي پژوهشي به سمت کاربردي شدن جهت‌گيري کنند.
اسماعيل نجار با اشاره به محدوديت منابع گفت: بخش عمده مشکلات و معضلاتي که امروز با آن مواجه هستيم نتيجه عملکرد غير علمي است و برنامه‌ريزي بر مبناي نتايج طرحهاي پژوهشي و تحقيقي در عمل موجب جلوگيري از اتلاف منابع و بازدهي بيشتر خواهد شد.
وي افزود: طرح هاي پژوهشي بايد بر مبناي نيازسنجي مناطق تدوين و اجرا شود تا بتواند در بحث توسعه نقش و جايگاه خود را بدست آورد.
وي با ارج نهادن به محققان و پژوهشگران استان کردستان از آنان به عنوان طلايه‌داران پيشرفت و توسعه بر مبناي علم نام برد و خواستار تلاش بيشتر آنها براي اجراي طرح هاي تحقيقاتي مورد نياز منطقه شد.
نجار افزود: کار زماني ارزشمند خواهد بود که مبناي علمي داشته باشد و علم و دانش در جهان حاضر رکن اصلي توسعه متوازن محسوب مي‌شود.
مدير امور جوانان استان کردستان نيز پژوهش را مقدمه و بنيان اصلي کسب موفقيت‌ها عنوان کرد و گفت: براي کسب موفقيت بايد درباره هر طرح و کار تحقيقي و پژوهشي انجام داد در غير اين صورت نبايد انتظار موفقيت داشت.
اسماعيل احمدي افزود: اهميت دادن به بحث پژوهش و کاربردي کردن نتايج پژوهش‌ها موجب موفقيت و رشد و توسعه مي‌شود و از اين رو بايد به مقوله پژوهش بيشتر بها داد.
وي کم کردن هزينه‌ها و پائين آمدن خطاي کار را در انجام طرح‌ها از نتايج کارهاي پژوهشي دانست و افزود: در صورتي که به صورت جدي به اين مقوله نگريسته شود مي‌توان به آينده طرح‌ها و برنامه‌ها اميدوار بود.
مدير امور جوانان کردستان بر ديدگاه مبتني بر پژوهش در ميان مديران دستگاه‌هاي اجرايي تاکيد کرد و گفت: اگر اين ديدگاه در ميان مديران ما حاکم و نتايج تحقيق‌ها کاربردي شود بسياري از مشکلات فعلي برطرف خواهد شد.
احمدي در ادامه با اشاره به فعاليت سازمان ملي جوانان گفت: اين سازمان به دو صورت از تحقيقات و پژوهش‌ها حمايت مي‌کند هم از پژوهش‌هاي مربوط به حوزه جوانان و همچنين پژوهش‌هاي خود جوانان حمايت مادي و معنوي مي‌کند.
وي اظهار داشت: به هر يک از اين پژوهش‌ها تا سقف 50 ميليون ريال در استان کردستان و تحقيقاتي که نياز به حمايت بيشتري داشته باشد به مرکز ارجاع داده مي‌شود.
احمدي گفت: اين سازمان سال گذشته از سه طرح تحقيقي و امسال تاکنون از 10 طرح تحقيقي و پژوهشي حمايت کرده است.
همانگونه که مسوولان نيز اذعان کردند بي توجهي به مساله پژوهش و عدم حمايت کافي از پژوهشگران از مهمترين مشکلات بخش تحقيق و پژوهش در کشور ما به شمار مي رود که اين مشکل بايد از مجراي قانوني و به صورت يک وظيفه کلي در دولت به تصويب برسد.
نمايندگان مجلس شوراي اسلامي نيز به دليل اهميت و تاثيرات مقوله پژوهش در جامعه بايد به صورت تخصصي و علمي به راهکارهاي تقويت و بها دادن به اين مقوله در مجلس بپردازند و قوانيني را که مي تواند به ارتقاي سطح و جايگاه اين بخش کمک کند به تصويب برسانند. 

محوریت : همت مضاعف و كار مضاعف درعلم و تحقيق ، دانشگاه‌ها و مراكز تحقيقاتى در همه‌ى زمينه‌ها، علوم تجربى، علومانسانى




 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب


پنج شنبه 23 اردیبهشت 1389  ساعت 11:39 AM

مقد مه :

پيچيدگي امر تعليم و تربيت و نيز دسترسي به حوزه اي از معرفت كه ما را علي رغم همه معضلات در رسالتي كه بر دوس داريم ، راهبر باشد نياز به پژوهش هاي علمي دارد . هرچند تاكنون به دلايل عديده ، تحقيقات در آموزش و پرورش ايران ، نتوانسته جايگاه اصلي خود را پيدا كند كه شايد يكي از اصلي ترين دلايل آن ، عدم باور و اعتقاد مديران به نتايج اينگونه تحقيقات باشد اما به هرحال نمي توان بدون استناد به يافته هاي تحقيقاتي ، پاسخ گوي اين همه پرسش در نظام تعليم و تربيت بود . برخي از كشورها با بهره گيري از نتايج تحقيقات به موفقيت هاي زيادي دست يافته اند و برخي ديگر در ابتداي راه بوده و لذا با مشكلات فراواني دست به گريبان هستند و بدين جهت ضرورت يك تحول در انديشه مربيان و مسؤولان اين قبيل كشورها ، امرمهمي است كه به خوبي احساس مي شود و ايران ما نيز به دليل ساختار عظيم تعليم و تربيت و جمعيت بالاي دانش آموزي از اين قاعده مستثني نمي باشد . امروزه توسعه و رشد ، يكي از مهم ترين مباحثي است كه توجه كشورهاي در حال توسعه را به خود معظوف داشته است . محدوديت منابع ، انرژي و نيروي انساني كارآمد ، رقابت فشرده اي ميان اين كشورها در زمينه دست يابي به راه هايي كه بتواند آنان را هرچه سريع تر به سرمنزل مقصود برساند ، ايجاد كرده است . براي نيل به هدف مقدس توسعه (( فرهنگ پژوهش در مدارس )) به نظر مي رسد كه ابتدا بايد در نگرش آموزش و پرورش تغييراتي حاصل گردد . بديهي است كه پايه و اساس هر انديشه اي در آموزش و پرورش بستگي به حمايت دست اندركاران تعليم و تربيت آن كشور دارد كه در ذيل به پاره اي از آنها اشاره مي شود :

1-نقش نظام آموزشي كشور در توسعه فرهنگ پژوهش در مدارس :    

آموزش و پرورش بايد از نظامي پويا برخوردار باشد . به عبارت ديگر ، علم و پژوهش در آن نهادينه شده و پژوهش دانش آموزان ، جايگاه و موقعيت واقعي خود را در نظام آموزشي بازيابد . اگر چنين شود حس كنجكاوي و اشتياق به تحصيل در دانش آموزان تقويت مي گردد و استعدادهاي بالقوه به بالفعل تبديل مي شود چراكه به فرموده مولاي متقيان حضرت علي عليه السلام : (( آموزش در كودكي همچون نقشي برسنگ ماندگار است . ))   

2-نقش معلمان در توسعه فرهنگ پژوهش درمدارس :

(( معلمان ، نخستين مشعل‌داران پيشرفت فكري دانش آموزان هستند . معلمان مجرب و بادرك و فهم براي پربار كردن هرچه بيشتر درس ، در تمام زندگي به دنبال انديشه ها و مطالب تازه هستند . آنان به دانش آموزان مي آموزند كه چگونه علمي فكر كنند . ))‌چگونه منطقي بينديشند ، چگونه مشاهده كنند و چگونه مشاهدات خود را منظم نمايند ، چگونه حدس بزنند و … معلمان بايد بتوانند فعاليت هاي علمي دانش آموزان را برنامه ريزي و هدايت و روحيه تعاون و هم فكري را در آن ها تقويت كنند . براي نيل به اين مهم ، معلمين بايد خود پژوهشگر باشند و با جان و دل با دانش آموزان مشاركت و همكاري داشته باشند .

3-نقش خانواده در توسعه فرهنگ پژوهش در مدارس :

خانواده به عنوان بستري مناسب كه مي تواند استعدادهاي دانش آموزان را شكوفا سازد ، هميشه از جايگاه مهمي برخوردار بوده است . نقش حمايتي والدين ، تشويق ها و همفكري و مساعدت آنان در انجام پژوهش ها مي تواند در توسعه فرهنگ پژوهش در بين دانش آموزان نقش به سزايي داشته باشد . در اين راستا مي توان در آغاز سال تحصيلي ، از والدين براي حضور در مدرسه دعوت نمود و آنها را در كم و كيف پژوهش قرار داد . كلاس هاي آموزش خانواده ، مي تواند محلي باشد براي آموزش جذاب و لذت بخش روش هاي تحقيق . از آنجا كه جهت انجام پژوهش لازم است تا دانش اموزان در خارج از محيط مدرسه نيز به فعاليت بپردازند لذا همكاري والدين در اين زمينه ضروري مي باشد .

4-نقش كتابداران و كتابخانه :

كتابداراني كه نياز دانش آموزان را به خوبي درك كرده و همواره به دنبال كتب جديد مي باشند و در مواقع لازم با استفاده از شيوه هاي نوين كتابداري ، دانش آموزان را به مطالعه و پژوهش ترغيب مي كنند ، نقش به سزايي در توسعه فرهنگ پژوهش در مدارس دارند . نظر به اهميت موضوع لازم است در انتخاب كتابداران دقت لازم صورت گرفته و متوليان امر با آموزش هاي مستمر ، آنان را در امر ياري رساندن به دانش آموزان همراهي نمايند .

5-نقش تبليغات :

مي توان در مدارس نمايشگاهي از پژوهش هاي انجام شده برپا كرد و براي اصولي ترين پژوهش ها ، جوايزي درنظرگرفت . در سطح مناطق و ادارات كل ، پژوهش هاي نمونه در معرض ديد عموم قرار گيرد و از دست اندركاران آن قدرداني شود . به منظور تشويق نونهالان و كودكان ، مي توان مسابقه اي بين مدارس ابتدايي و به تفكيك پايه هاي تحصيلي ترتيب داد و همه دانش آموزان را به شركت در آن تشويق و ترغيب نمود . تقدير و تشكر از والديني كه در امر پژوهش و همكاري با فرزندان تلاش مؤثري داشته اند مي تواند عامل مهمي در گسترش فرهنگ پژوهش در مدرسه باشد . از طريق راديو و تلويزيون و روزنامه هاي كثيرالانتشار و يا روزنامه هاي ديواري مدارس ، مي توان اولويت هاي پژوهشي را اعلام و جدول زماني و چگونگي انجام پژوهش را آموزش داد .

نتيجه :

چنانچه آموزش و پرورش قصد توسعه فرهنگ پژوهش در مدارس را دارد بايد اين فرهنگ را در دوره ابتدايي ايجاد نموده و در دوره هاي تحصيلي بالاتر آن را بسط و گسترش دهد . متاسفانه در دوره ابتدايي جايگاه پژوهش خالي بوده و در كتب درسي مجالي براي پرداختن به آن پيش بيني نشده است . آموزش و پرورش بايد در اولين گام بايد تغييراتي را در كتب درسي اعمال نمايد تا از اين طريق حس كنجكاوي دانش آموزان ارضا شود . در برنامه درسي بايد جايي براي پژوهش در نظر گرفته شود و صد البته تنها بر محفوظات تكيه نشود و درصدي نيز به فعاليت هاي علمي آنان اختصاص يابد .

منابع :

-مجموعه مقالات سمينار آذربايجان توسعه ، جلد اول

-مجله علوم اجتماعي و انساني ، مجلات رشد نوآموز ، معلم ، آينده سازان و پيوند

-مجموعه مقالات سمپوزيوم جايگاه تربيت در آموزش و پرورش ، انتشارات تربيت

محوریت : همت مضاعف و كار مضاعف در علم و تحقيق ، دانشگاه‌ها و مراكز تحقيقاتى در همه‌ى زمينه‌ها، علوم تجربى، علوم انسانى




 نگاشته شده توسط صبا ديبا نظرات 0 | لينک مطلب